HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
موسيقي
شايد ساده ترين و اولين تعريفي که به ذهن برسه اين باشه که موسيقي از سه المان اصلي به نامهاي ملودي, هارموني و ريتم تشکيل شده ولي حقيقتا" اين تعريف بر اساس تعاريف قبلي است که ما کرديم. به عبارتي بر اساس شخصيت يا هويتي است که ما به ريتم يا ملودي يا هارموني دايم. اين تعريف يا امثال اون خيلي آکادميکه وقتي امروز تو دنيا مباحثي چون Music Therapy(موسيقي درماني) مطرح ميشه نشون ميده موسيقي خيلي فراتر از اون تعاريف ساده اي که اغلب به ذهنمون ميرسه. امروزه ثابت شده که موسيقي علاوه بر زمينه هاي روحي و احساسي انسانها ميتونه تو زمينه هاي فيزيکي و عقلي نيز تاثيرات مختلف داشته باشه و به کمک اون ميشه بسياري از مشکلات که پزشکان با کمک دارو و جراحي نميتونند اونهارو حل کنند را حل کنه.

موسيقي ميتونه به انسان کمک کنه که: به آرامش برسه, کمک ميکنه که انسان خودشرو بهتر بشناسه, بعنوان يک ابزار به آدم امکان ميده ارتباط موثرتري با ديگران داشته باشه, ناهنجاريهاي زندگي را کاهش ميده, قدرت خلاقيت انسان رو زياد ميکنه, قدرت خارق العاده اي در تغيير رفتار انسان داره, ميتونه بطور مقطعي يا دائم در انسان انرژي ايجاد کنه, و ....

خوب يه عالمه ديگه از اينها ميشه نوشت که مطمئن هم با اکثر اونها موافقيد. پس شايد بشه گفت که موسيقي پديده ايه که به کمک آن انسان ميتونه به کمال برسه. هرچند ميشه مثل هر پديده ديگه از اون استفاده هاي ابزاري هم کرد که نمونه هاي زياد اونو بطور روزمره درور بر خودمون ميبينيم. يه لحظه فکر کنيد که موسيقي نباشه, تو خونه توي تلويزيون همش حرف بزنند, تو تاکسي راديو همش اخبار بگه و حرف بزنند, پشت کامپيوتر موسيقي نداشته باشيم گوش کنيم, وقتهايي که تنهاييم يا غم و غصه اي داريم نتونيم با موسيقي خلوت کنيم و .... بنظر منکه زندگي خيلي سخت و ناجور ميشه.

موسيقي خيلي بيشتر از اينها قدرت داره, اونقدر قوي که شرکت هاي بزرگ با کمک اون ما رو مجبود ميکنند بصورت تاخداگاه کالاهاشون رو بخريم, سازمانها به کمک اون به ما خط مشي فرهنگي يا اجتماعي ميدند. يک قطعه موسيقي ميتونه شما را از حال شادي به گريه بيندازه يا برعکس از حالت گريه به شادي. واقعا" چيز ديگه اي رو سراغ داريد که اينقدر بتونه درون ما انسانها اثر رفتاري يا احساسي بذاره؟

April 05, 2004

نظرات شما