HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
One of My Turns

bwgraphic1.gif

ميگن راجر واترز مردي بوده كه به اندازه صدها مرد ديگه سختي و زجر كشيده. از مرگ زود هنگام پدر و بي مهري هاي مادرش گرفته تا نمك نشناسي هاي همسر او. اولش كه اينو يه جا خوندم گفتم چرند نوشته، ولي وقتي به داخل ترانه هاي اون دقت ميكنيم ميبينم خيلي هم بي ربط نيست. بسادگي ميشه اون اندوه و نارضايتي رو در بسياري از ترانه هاش ديد ترانه هايي مثل If يا Money يا Pigs و ... همه نشانگر اين افكار هستند. اين احساسات نا اميدانه در آلبوم The wall به اوج خودش ميرسه. آلبومي كه بوضوح تضاد هاي ميان دنياي ايده آل و واقعي انسانها در اون به تصوير (يا به صوت !؟) كشيده ميشه. اون ايده ها و عقايد شخصي خودش رو بتنهايي در The wall تحميل ميكنه و باعث ميشه كه زمينه هاي جدايي ساير اعضا از اون فراهم بشه. باورتون نميشه يه چرخي تو كارهاي واترز بزنيد و ببينيد كه چند تا ترانه كه اميدانه در اون به عشق يا حتي زندگي نگاه بشه ميتونيد پيدا كنيد.

يكي از ترانه هايي كه به وضوح مشخص كننده اينه كه آقا جان از نظر واترز زندگي پر از تضاد و نا اميدي هستش ترانه ايه بنام One of my turns كه قسمت هايي از اونرو براتون اينجا به ترجمه ميارم. خوب كه ميخونيدش ميبينيد مفاهيم عميق و بزرگي در اون نهفته كه كم از شاعران بزرگ نداره:

هر روزي كه ميگذره، عشق ما خاكستري تر ميشه،
همانند پوست انساني كه در حال مرگه،
هر شبي كه ميگذره، باز بخودمون وانمود ميكنيم كه نه، مشكلي وجود نداره،
اما من پير تر ميشم و تو سرد تر،
ديگه هيچ شادي و خوشي در زندگي ما وجود نداره،
من حس ميكنم كه يك چهره ديگه اي داره در من ظاهر ميشه،
چهره اي كه سرده مثل تيغ، سفت مثل طناب، خشكه مثل طبلهاي تشيع جنازه ....

April 24, 2004

نظرات شما
- حرف هاي گنده گنده و شايد نزديک به واقعيتي زده که نميشه انکارشون کرد. اما همونطوري که يه جورهايي يکي اون بالا نوشته بايد تو زندگي دنبال چيزهاي دست نيافتني بود که زود عادي نشه. ممکنه آهنگ اين رو هم بذاريد ببيم چه جوريه، مرسي.
صادق , April 25, 2004
- منم آهنگ hey you رو خیلی دوست دارم و همینطور نوشته های شما رو .
FARID , April 24, 2004
- راستي خواستم بگم که من عاشق آهنگ Hey You راجرواتر هستم...
sadaf , April 24, 2004
- منم با راجرواترز در رابطه با عشق موافقم ... ولي شريعتي يک سخن خيلي قشنگ داره که ميگه "عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر ميگذارد . اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميکند و بر آشيانه بلندش , عشق يک غريزه است امادوست داشتن از روح و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد انهم اوج مييابد.
sadaf , April 24, 2004