HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
شنيدن يه آهنگ خوب مثل هم صحبتي با يه دوست خوبه
گاهي اوقات كه بي حوصله باشم و حال هيچ كاري بخصوص تمرين هاي خشك و يه جواريي بي خاصيت رو نداشته باشم پشت پيانو ميشنم و هميطنوري ساز ميزنم. يكي از اون آهنگ هايي رو كه دوست دارم اينيه كه اينجا يه تكه هاشو ديشب زدم و آوردم. تازه هرز گاهي هم باهاش ميخونم. گوش كنيد: یک آهنگ audio file

حقيقتش اين آهنگ رو بهانه اي دونستم براي اينكه چند روز ديگه راجع به يه خواننده خوب صحب كنم. ميدونيد موسيقي خيلي دوست خوب و مهربونيه، هم ميتونه تو زمان شادي در كنار ما باشه هم تو زمان ناراحتي،‌ نق نميزنه، انتظار بيمورد نداره و .... فكر كرديد كه كدوم دوستيه كه حال يه همچين محبت بدون انتظاري رو تو تمام دوران زندگي داشته باشه؟ راحت ميگم هيچكس. شايد بي خود نباشه مولانا از زبان ني ميگه : من به هر جمعيتي نالان شدم، جفت بدحالان و خوشحالان شدم.

April 30, 2004

نظرات شما
- سامان عزیز چشم حتما" فقط به مطالب بعدی ما لطفا" توجه کن و سعی کن اگر سئولی می خواهی مطرح کنی در مطالب آخر اونرو بنویسی. ازت بی نهایت ممنون هستیم.
گفتگوی هارمونیک , November 23, 2004
- SalaM az matalebetoon kheili mamnoonam khahesh mikonam age mishe rabeteye beine acord ha va ehsasat ye kam tozih bedim masalan che acordi baraye ghamgin ya che acordi dar morede khashm kheili mamnoonam khodanegahdaretoon
saman , November 23, 2004
- منم دنبال يك دوستم كه نق نزنه و بي توقع باشه و تو شاديها و غصه ها پيشم باشه ...ولي تا حالا به موسيقي فكر نكرده بودم كه ميتونه جايگزينه همه اينا باشه ...يعني ميشه !!!!
sadaf , May 01, 2004
- سلام اولا من از نثر ساده و روان شما خيلي خوشم اومده. خيلي راحت مي نويسيد. خوندن نوشته هاي شما صفايي داره. توي متن بالا موسيقي رو با دوست مقايسه كردي. من با شما موافقم. گوش كردن عميق به موسيقي خيلي ناراحتي هارو از ياد آدم مي بره. البته نه با فراموشي مشكلات ، بلكه به آدم، حقير بودن مشكلاتشو ياد آوري مي كنه و اينكه حتي شنيدن چقدر اسرار آميزه چه برسه به گوشه هاي ديگر وجود. از اونجايي كه فكر ميكنم آدمها دوستهاي كاملي نمي تونن باشد با شما موافقم. مثلا سگم هميشه بهترين دوستم بوده. نه توقعي داره ء نه دروغ مي گه ، نه خيانت مي كنه. با شاديم شاده و با ناراحتيم داغونه. بوي نفس سگيشو با هيچ عطري عوض نمي كنم. بي پول باشم يا پولدار ، سالم يا مريض‏، خوشتيپ يا بي ريخت ، همه جوره رفيقمه. عزيزمه . البته تا وقتي كه اختيارش كامل توي مشت منه عزيزمه. از دل اون كه خبر ندارم. نمي دونم شايد همچين زيادم منو نميخواد. ولي خدارو شكر كه زبون نداره بگه من چه دوستي هستم.
amir sedighi , May 01, 2004
- قبل از اينکه ساز دستم بگيرم فکر ميکردم اونايي که يه ساز رو خوب ميتونن بنوازن يه مونس و يه سنگ صبور منحصر به فرد برای خودشون دارن دوست خوبي که ميتونن هر وقت که بهش نياز داشتن،چه توی بهترين اوقات وچه توی بدترين لحظات زندگی بهش پناه ببرن. اينکه خودم نسبت به اين قضيه چه احساسی دارم،بماند. ولی دوست خوبي داشتم که معلم موسيقيم هم بودو الانم استاد موسيقی دانشکده هنر دانشگاه تهران.يادمه اون زمانهايي که با هم بوديم اگه از چيزی خيلي ناراحت بوداصلا حال واحساس بدست گرفتن ساز رو هم نداشت چه برسه به تمرين و اجرای يه اتود.در عين حال فکر می کنم اگه يه حس و حاليم برای آدم وجود داشته باشه،بايد از مهارت واحساست به نحو احسن مايه بزاری تا اونوقت بتوني از صدای سازت حظ وافر ببری.
نيما , May 01, 2004
- خب خوبه ديگه، مثل اينكه تو خوشت مياد دائم يكي بزن تو حالت، آره؟
خودم , May 01, 2004
- بدي موسيقي اينه كه انتخابش تو لحظه با خودته. منظورم اينه هوشمند نيست كه خودش تصميم بگيره بهت تو اون موقع چي بگه. فكر ميكنم حسنشم اينه كه دري وري بار آدم نميكنه كه بيشتر بزنه تو حال آدم!!!
سياهِ روشن , May 01, 2004
- kamran rasti chand meg host dari?
saleh , April 30, 2004
- بايست اول دانلود کنم بعد ببينم چي ميشه
شار , April 30, 2004
- راستی آهنگ رو شنیدم ..
- دارم آهنگ رو لود میکنم ..هنوز گوشش ندادم ....اما درباره موسیقی.حق با شماست...من سه تا دوست خیلی صمیمی دارم..یکیشون رو شما میشناسید..اما دوتای دیگه رو فقط کسایی میشناسن که خونه ما اومدن..یکیش یک کاکتوسه به اسم بداخلاق.. که من 14 سال باهاش دوستم و خیلی با هم حرف میزنیم...یکیشم این کامیوتر خونمه که 8 سال باهاش دوستم..البته 4 سال یش مجبور شدم که نوش کنم !اسم کامیوترم جیمبوست..جیمبو و بد اخلاق با هم یک متر فاصله دارن ...و همیشه با هم حرف میزنن...توی این 8 سال همیشه بذاخلاق صدای موسیقی های مختلفی شنیده از جیمبو...حالا که نگاش میکنم تا سقف فقط 40 سانت فاصله داره ...اوایل فکر میکردم که چه خوب که این دوستای من اصلا متوقع و غرغرو نیستن..بعدا فهمیدم که همشون به نوعی به خودخواهی اعتراض میکنن !! وقتی من بد اخلاقم و با بداخلاق حرف نمیزنم..بی احساس میشه ..وقتی تنهاش میزارم و میرم مسافرت..برگای نوک تیغاش زرد میشن و میریزن..بعدا فهمیدم که به هر حال هر دوستی ای توقعاتی ایجاد میکنه..اگه قرار باشه که ما از دوستمون فقط انرژی طلب کنیم و چیزی نداشته باشیم که بهشون هدیه کنیم ..به مرور اونها هم سرد میشن..چون دیگه لنرژی ای براشون باقی نمی مونه ! مثل ساز آدمها..باید براشون احساس خرج کنی تا برات نوایی دل انگیز به همراه بیارن...غیر از اینه ؟
- من فهميدم اين آهنگ ماله كيه. دوسشم دارم، خيلي باحال و رمانتيكه :) ...
صدف , April 30, 2004