HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
ناتواني موسيقي ، يا ناتواني ما ؟
داشتم فكر ميكردم ديدم موسيقي با تمام قدرتش يه ضعف بزرگ داره. ميدونيد اون چيه؟ نميتونه به صراحتي كه ساير هنرها دارند خودش رو بيان كنه؟ شما تو يك فيلم ، تئاتر ، داستان يا حتي يه نقاشي ميتونيد خيلي صريح يه مطلب اجتماعي يا يك پيام اخلاقي و ... رو بيان كنيد ولي با موسيقي از اين كارها نميشه كرد. با كمك موسيقي ميشه خيلي ساده به احساسات آدمها رسوخ كرد ولي نميشه با هاش يك پيام در چهارچوب دنياي ما انسانها به مخاطبينش ابلاغ كرد. درست ميگم ، نه ؟ موسيقي ميتونه آدم شاد رو غمگين يا آدم ناراحت رو شاد كنه يا تو آدم اضطراب ايجاد كنه. ولي آيا ميتونه كه مثلا" اين پيام اجتماعي رو برسونه : "محيط زيست رو آلوده نكنيم".

معلومه كه نه، براي همين گاهي اوقات فكر ميكنم كه موسيقي هنري يه كه به اين جهان تعلق نداره و ما از درك كاملش عاجز هستيم. هنري كه توسط بشر بوجود نيومده ، از قديم بوده و فقط بشر اومده و شكلش رو عوض كرده و به سليقه خودش براش قاعده و اصول تعريف كرده. شايد توي فيلم هاي رويايي دقت كرده باشيد كه هر موقع به نوعي بخوان از عالمي بالاتر از عالم ما انسانها خبر بيارند به نوعي از يك موسيقي آرام بخش و زيبا استفاده ميكنند. نميدونم والا شايد هم اينطور نباشه ها ولي اگه يه روز بشه ميزان به ميزان موسيقي رو به زبان امروزي ما ترجمه كرد خدا ميدونه كه اين ترجمه ها چه پيامهايي رو از موسيقي بزرگان به ما ميرسونند!

May 14, 2004

نظرات شما
- من هم با نظر حامد جان موافقم
سجاد , May 18, 2004
- در مورد ساخار شکنی یا شکستن چارچوبها : بنظر من اولین مورد اینه که باید دید چه کسی میخاد این مرز ها رو بشکنه ؟ بنظر من کسی میتونه که به حدی از دانش و علم در هنر و هر سبکی رسیده باشه مثلا در نقاشی الان 100 سالگرد دالی هست و سبک سوررئالیسم اما این سبک بنوعی با بهره گیری از سبکهای ما قبل خودش بوجود اومد یعنی سایر سبکها باعث شد دید جدیدی برای بعضی ها باز کنه یا الان تفکر هنر مدرن که نمونش چیدمان یا مثلا اینکه یه توالت فرنگی رو وسط موزه قرار بدیم!!! یا یک تابلوی سفید رو در نمایشگاه بگذاریم ! اما اینطور نیست که هر کسی هر کار عجیبی انجام داد اسمشون بزاریم خلاقیت یا ساختار شکنی ... مثلا در مورد موسیقی جز من نظری ندارم یعنی بنظر خودم دوست دارم با موسیقی کلاسیک اول به درکی از هنر موسیقی برسم بعد به سراغ سایر سبکها برم و اینکه هر سبکی میتونه ساختار شکن باشه حتی در موسیقی کلاسیک بتهوون در زمان خودش ساختارهای موجود موسیقی رو شکست اما شخصی شکست که پشتوانه و درک عمیقی از موسیقی داشت ... اما درعصر امروز با تنوع بسیار زیادش دیگه نمیشه از یه سبک بعنوان سبکی برتر یاد کرد هر سبکی زیبایی خودش رو داره شاید راک موسیقی آزادیخواهانه باهش شاید کلاسیک شاید جز ... بنظر من این بستگی به روحیات شخصی خود آدمها داره و شاید طبع هر موسیقی در ذات خودش چیزی رو در برگرفته که شخصی رو بطرفش میکشونه مثلا موسیقی جز موسیقی که دست نوازنده باز .. محدود نیست .. اما بنظرت شاید برای یک نفر این آزادی موردپسند قرار نگیره؟
- سلام...مطلبت رو خوندم به نظر من ميشه پيام هاي يك موسيقي رو درك كرد به شرط آنكه با آن موسيقي آشنايي داشت اين حالت در مورد آثار ديگر هم وجود دارد كه شايد ما به ظاهر فكر كنيم كه پيام يك اثر نقاشي و ...رو درك كرديم در صورتي كه واقعا اين طور نيست...در ضمن آپديتم...مصاحبه از آقاي رامتين اسكروچي كه ساز تخصصي ايشون پيانو هستش...موفق باشي
- سلام كامران جان خوبي ؟ به اون يكي وبلاگم سر بزن آپديت كردم . در مورد مطلبي كه نوشته بودي هم با نظرت موافقم و هم مخالف . در مورد اينكه نمي تونه پيامي رو بصورت يك جمله كه در ديگر هنرها مي شه بيان كرد ، ارائه كنه حق با تو ولي در موسيقي آزادي بيان و سبكها كاملا دست همه رو باز مي ذاره كه حرف دلشون رو بزنند و اين مهمه كه ما بتونيم حرف اونها رو بفهميم . پس موسيقي هم مي تونه پيامي در خود داشته باشه و بسيار هم با صراحت بيان كنه ولي اگر اين موسيقي رو نشناسيم شايد فهم پيام اون برامون مشكل باشه . به نظر من موسيقي جز فرياد آزادي خواهي برده هاي سياه پوسته ! من هم دنبال آزادي هستم . موفق باشي
- yani dige raje be pinkfloyd neminevisi? ina chie dige?
pink_floyd_mad , May 15, 2004
- در مورد فهم موسیقی یه چیز جالب این بود که نوشته بود زیبایی موسیقی اینه که اصلا نباید ازش برداشتی کنیم موسیقی زیباست که اصلا نخواد مفهومی رو بده ( البته اینی که میگم در مجموع 60 صفحه توضیحات اولیشه! ) ..در هر حال ما که فعلا باید مطالعه بیشتری بکنیم...
حامد-گیتار کلاسیک , May 15, 2004
- جالب بود! داشتم کتاب فلسفه موسیقی رو میخوندم یه چیزی تو همین موردی که گفته بود نوشته بود اما جواب جالبی هم داده بود .. در کل درسته که موسیقی نمیتونه بعضی از یامها رو بطور مستقیم بیان کنه اما همیشه هم اینطور نیست .. البته بحث گیج کننده ایه من ترجیح دادم کتاب رو تا آخرش نخونم !
- نظر من كاملا" برعكس آقاي سياه و روشن هستش . ما چون هيچي از موسيقي نميفهميم احساس ميكنيم كه ميفهميمش. منظورم از فهميدن اينه كه تو يه فيلم راحت ميشه مثلا" به يكي بي احترامي كرد يا يكي ديگه رو كلي بها بهش داد ولي نه تو موسيقي. ما فكر ميكنيم نهايت موسيقي اينه كه به ما آرامش بده مثلا". خوب از اين جهت خيلي قويه ولي همون چيزي كه به ما آرامش ميده ممكنه يكي ديگه رو مضطرب كنه ...
خودم , May 15, 2004
- موسيقي يه زبانه... براي درك مفاهيم يك زبان بايد اون زبان رو بلد بود... آيا فيلماي بونوئل يا همين مخملباف (دستفروش مثلاَ) خيلي براي همه قابل فهمه؟ نه نيست. دستفروش مخكلباف يا فيلماي كوتاه بيژن ميرباقري يا نقاشي هاي ونگوگ و ايران درودي رو بايد چند بار ديد و راجع بهشون فكر كرد بعد با اسمشون تطبيف داد تا ساده ترين مفهومشو فهميد... موسيقي از هنرهاي ديگه خيلي قابل فهم تره(براي من عاميو عامياي ديگه)
سياهِ روشن , May 15, 2004
- البته موسيقی هم ميتونه پيام داشته باشه اما گاهی نه به صراحت يِک فيلم . فيلمهايی هستن که تهشون معلوم نيست و بيننده خودش بايد ازش يه برداشتی کنه شايد موسيقی هم همينطور باشه ولی به نظر من موسيقی خيلی تاثير گذاريش سريعتره فکرشو بکنيد که خسته هستيد و بعد از شنيدن يک موسيقی 5 دقيقه ای انرژی برای انجام چند ساعت کار ييدا می کنيد.
Bahar , May 14, 2004
- ربط داشتن يا نداشتن به نور بيشتر به اون تابع تبديلی پيدا ميکنه که يک رابطه ميان متغیرری بنام نت موسيقی حالا با هر تعداد پارامتری که داره و تابعی که میتونه نور یا کلمات یا منابع انرژی یا هرچیز دیگه باشه.
sadedg , May 14, 2004
- Agha mobarake, khoosh oomadid !
, May 14, 2004
- در اظهار نظر به صحبت امیر،من فکر نمیکنم به نور ربط داشته باشه،بیشتر میتونم بپذیرم که یک نوع انرژی هست که فقط با شنیدن میشه نیروش رو حس کرد و به این دلیل میگم نور نیست چون فقط باید حسش کرد و راجع به اون تفکر کرد، در واقع یه جورایی نیرویی ماوراء هست،البته این فقط یه اظهار نظر بود.
امیربهمن , May 14, 2004
- نكته جالبيه ، علاوه بر اين چيزي كه تو نوشتي ميشه اين فكر رو هم كرد كه يه رابطه اي بين موسيقي و نور هست. باز اين ساده تره نه ؟ ميشه نظر بديد لطفا"
امير , May 14, 2004