HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
معناي واقعي موسيقي (تبادل نظر اول)
qm.jpg در ادامه مطلب ناتواني موسيقي ، يا ناتواني ما ؟ مي خوام راجع به معني و مفهوم موسيقي باز صحبت داشته باشم. بنظر شما آيا موسيقي معني خاصي داره؟ آيا اگه الان يه قطعه موسيقي نواخته بشه و از چند نفر بپرسيم كه دوستان اين قطعه راجع به چيه همه يه چيزي ميگن؟ جواب ساده اي داره، نه. معلومه برداشت يك بچه كوچولو از اون موسيقي يه چيزه برداشت يه آدم بزرگ سال يه چيزه ديگست، برداشت خانمها با آقايون حتما" فرق داره و .... اما اگه يه تابلو نقاشي جلوي اين دوستان بذاريم ممكنه توصيفاتشون عين هم نباشه ولي يقينا" به هم نزديك. اگر تابلو طبيعت رو در يك روز بهاري نشون بده، بعيد ميدونم يكي از اونها بگه داره يه روز زمستاني رو نشون ميده.

پس آقا جان واقعيت اينه كه ما نمي تونيم موسيقي رو بطور كامل تفسير كنيم. حالا ميشه يه سري نظريه داد، مثلا":

1- قدرت ادراك ما ناقص است : ما يه چيزي كم داريم كه نميتونيم موسيقي رو اونطور كه هست بطور كامل درك كنيم. فردي رو در نظر بگيرد كه مثلا" كور رنگي داره خوب برداشتش از محيط اطراف با كسي كه اين مشكل رو نداره فرق ميكنه. بنابراين نبود توانايي تشخيص رنگ تو برداشتي كه اين شخص از حس بينايي خودش داره اثر ميذاره. تو حس شنوايي هم همينه، ممكنه كه ما يه چيزي كم داريم كه نمي تونيم برداشت مشترك از موسيقي داشته باشيم، شايد اون كمبود رو ساير مخلوقات هستي نداشته باشند و مثلا" تفسير پرندگان از يك نغمه موسيقايي كاملا" يكسان باشه.

2- موسيقي خودش يك هستي مستقله : ممكنه كه اصلا" موضوع يه چيزه ديگه باشه و موسيقي راجع به چيز خاصي نباشه يا معني خاصي نداشته باشه، يه وجود يا هستي باشه كه توسط خداوند براي منظور خاصي آفريده شده باشه. چطوري بگم مثل نور، آسمان، دريا و ... درواقع شايد موسيقي يكي از موجودات جهان هستي هست كه خداوند تشخيص داده براي زندگي بشر يا ساير ساكنان اين دنيا بايد وجود داشته باشه و همونطور كه باديدن دريا يكي احساس آرامش و امنيت ميكنه و يكي احساس وحشت و ترس خب انتظار نداريم از موسيقي هم احساس خاصي بشه كرد.

به هرحال موسيقي هرچي كه باشه موجوديه كه بدون اون زندگي خيلي خشك و سخت ميگذره، بايد بپذيريم كه موسيقي يار و همدم همه ما آدمها از هر مذهب يا مليتي كه باشيم هست و وجودش براي زندگي لازمه. حالا اگه دوست داريد به قسمت مسابقه بريد و اگر اينجارو قابل دونستيد نظرات ارزشمندتون رو راجع به اين بحث در موسيقي بيان كنيد، ممنونم.

هفته آتي يعني دوشنبه يازدهم خرداد جمع بندي رو انجام ميديم و جوايز رو با email تقديم دوستان ميكنيم.

اين تبادل نظر به اتمام رسيد و نتايج آن اينجا آورده شده است.

May 24, 2004

نظرات شما
- مهمترین اتفاقی که در مورد تفکر زیبایی شناسی من این اواخر افتاد , این بود که به این نتیجه رسیدم که چیزی به نام فطرت وجود ندارد و در واقع فطرت یک اشتباه بوده که بشر تا کشف سیر تکامل,خلاهای ذهنی خود را با آن پر می کرده! من پس از سالها خیال بافی وتفکرات عرفانی , به این نتیجه رسیدم که تمام تمایلات روانیی که ما فطرت می نامیم در واقع غریزه است! (یعنی مثلا با دید فطری اگر ما از خوردن قند یا شنیدن فلان موسیقی ... لذت می بریم به این خاطر هست که خداوند خوبیها را در فطرت ما قرار داده و وقتی با یکی از این خوبیها برخورد می کنیم بدن ما عکس العمل مثبت به این مورد نشان میدهد و ما به آن تمایل نشان می دهیم!... حالا اگر با دقت به سیر تکاملی حیوانات و انسان بنگریم , متوجه می شویم که تمایل ما به قند به خاطر تمایل بدن در آن لحظه به شیرینی برای ... یا آزادی ,برای رشد و تصمیم گیری و موسیقی برای فکر کردن به فضای خاصی یا احساسات مختلفی مثل آزادی , آرامش و ...است) پس می بینیم موسیقی (به قول الهی قمشه ای)" صدای خدا" نیست! موسیقی صدای خاطرات دیده و ندیده (غریزه) ماست. در مورد تاثیر موسیقی در انسان بحث مفصل است چون هر موسیقیی سبک تاثیر گذاری خود را دارد ! مثلا ممکن است یک موسیقی بخاطر داشتن ریتم کند طپش قلب ما را کند, کند و ما را دچار آرامش کند و موسیقی دیگری ناخود آگاه تلقین صدای بلبل یا دریا یا ... کند و باز ما را به آرامش فروبرد! ما به این دو می گوییم آرامش! ولی این دو آرامش کاملا متفاوتند و ما به خاطر نداشتن واژه های زیاد و دقیق ناچاریم به این دو حالت بگویم آرامش! حالتهای احساسی بشر به شادی و غم و آرامش و عصبانیت و .... فقط تقسیم نمی شود بلکه هزاران احساس مختلف را ما با موسیقی می شنویم ولی قادر به بیانش نیستیم! مثل تعریف کردن زندگی در یک جمله!! (آیا زندگی غم ,شادی ,شکوه ,اندوه ... است! نه همه اینهاست گاهی همزمان و گاهی جدا!) در اینجا امکان نمایش دادن نت و فواصل آن یا شنیدن یک قطعه نیست با این شعر مثال می زنم: ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان ----------- بر گوش جانم می رسد بانگ رحیـل از آسمــــــان این چند کلمه غیر از پیامی که داشت , یک پیام حسی قوی هم همراه دارد : ای عاشقان ای عاشقان ... این تکرار باعث می شود شنونده مخاطب قرار گیرد و آماده شنیدن یک پیام مهم شود که دو بار او را صدا کرده ! در موسیقی هم تکرارها چنین وظیفه ای را به عهده دارند... هنگام کوچ است از جهان : این پیام که پیام مرگ است با حالت شادی بیان می شود و این معنی را القا می کند که جهان خوبی در انتظار توست (و این حالت خوف انگیز مرگ نیست!) مثل مدلاسیون مینور به ماژور روی درجه سوم مینور! بر گوش جانم می رسد بانگ رحیـل از آسمــــــان : ریتم این مصراع حالت شتافتن و آزادی را القا می کند و رهایی انسان از بند زمین را القا می کند (مخصوصا از آسمان شنیدن صدایی می تواند نشان دهنده کانکت شدن به خدا باشد که آن هم لذت بخش است!!!) این هم می تواند با ریتمی تند شونده که مانند شوق برخاستن و پر کشیدن است القا شود در موسیقی القا ی ریتم و فواصل به این صورت است (فقط موضوع با این وضوح مشخص نمی شود و داستانی به این دقیقی القا نمی شود , و تنها فضای این داستان در ذهن ساخته می شود.
سجاد , May 30, 2004
- درود /// موسیقی کلام ناگفتنی های واقعی و بارقه ای از سیالیت حقیقی است ... موسیقی که رنگ وبوی طرب کاینات را در خلق متصور است " آوایی است که ترنم معنا را بس آسانتر می سازد .. و در یک کلام موسیقی بشری خالقی دارد چون انسان ...حال اگر آفرینشگر اثر مجموعه حس و هنر خویش به نکویی در اصوات متصور سازد " اثری جاویدان و مخلوقی بس نیک خواهد بود وبالعکس .. معنایی از معانی سیال ..
asal , May 28, 2004
- با سلام من نميخوام شبيه معلم هاي ديني صحبت كنم ولي به نظر من منشا وجود همه انسانها يك چيز هستش و آن چيزي نيست جز روح خدا. ظاهرا انسنها درابتدا با يك زبان صحبت مي كردند ولي بعد از پخش شدن روي زمين لهجه ها عوض ميشه وزبانهاي جديد به وجود مي ايد. دليل اشتراك و درك متقابل ادمها از موسيقي در دو فرهنگ متفاوت وجودهمون ريشه هاي مشترك قديمي ميتونه باشه وهرچي ادمها از نظر جغرافيايي به هم نزديك باشن درك موسيقيايي بهتري خواهند داشت. انسان براي نشان دادن شدت احساسش و پررنگ كردن ان از موسيقي استفاده ميكنه احساس هاي ناب ادمها مثل درد، تنفر، عشق،غم،شادي كاملا شبيه هم هستن و بيان انها با موسيقي براي همه قابل درك ميشه و شايد تنها تفاوت ها در تكنيك و نوع ساز باشه. ناله هايي كه از گيتار برقي PINK در مياد همون حس شنيدن صداي سوزناك ني را در من ايجاد ميكنه. به نظرمن هم عنصر كليدي در درك موسيقي درك حس نحته درانه.
shahram , May 26, 2004
- سلام کامران جان .. داشتم کامنتها رو می خوندم ..برام جالب بودن .... به هر حال ..به نظر می آد که بر خلاف اون چيزی که خيلی ها تصور می کنن..موسيقی يک امر سليقه ای نيست..بلکه کاملا به عوامل روحی و محيطی بستگی داره ..مثلا ممکنه که فردی در حالت عادی هيچ علاقه ای به آواز سنتی نداشته باشه..ولی مثلا در يک فهوه خانه سنتی ..در شرايطی خاص و در روز خاصی از زندگی ...از همون آواز که حاصر نبود لحظه ای گوش بده..کمال حض سمعی رو ببره ...سيستم عصبی و درجه قند خون برای تغذيه سيستم عصبی هم نقش مهمی در پذيرايی سيستم شنوايی در برابر اصوات داره ... من فکر می کنم که اين نشون دهنده اينه که در علاقه به موسيقی اين سليقه نيست که تاثير گزاره..بلکه وضعيت سيستم عصبی و شرايط محيطی نقش مهمی در اين موضوع داره ... راستی .... ساختمون جديد مبارک ...
- agha payame ghabli az mane yadam raft esmamo benvisam
hoormazd , May 26, 2004
- سلام ازت ممنونم كه هم به بلاگم سر ميزني هم اينكه اون كاري رو كه خواستم برام انجام دادي ولي من كرمانشاهمو به تو دسترسي ندارم ... سعي مسكنم بعد از امتحانها باهات برنامه بذارم ... در ضمن واقعا اين مسئله اي كه طرح كردي خيلي خيلي پيچيده است ...
, May 26, 2004
- pls check your offlines kamran.
babak , May 26, 2004
- I,m 11 years old. so what?
babak , May 26, 2004
- and by the way. waht made you mention PINK FLOYD here? (aslan rabti be ghazie nadasht. dasht?)nakone mikhasti be khiale khodet masalan begi man kheili halime o az in harfa? rasti, man 11 salame. cheto mage?q
babak , May 26, 2004
- i didnt say that its an amature person's site. he is quite professionally followin the music and i respect him for this. i just said what i think and i dont think it was kinda rude or sth at all. you dont get waht i say. i mean when you put sth for judjement and conversation you put it down. so down. and music is music its above conversation. thats why it exists. if you could explain it with words, then you wouldn't need any music. MUSIC COMES WHEN WORDS ARE NOT ENOUGH FOR WHAT YOU WANNA SAY. thats why its music. so its quite silly to TALK about music
babak , May 26, 2004
- سلام كامران جان خوبي ؟ حامد طبق معمول تركونده كامنت رو !!! چه خبر ؟ در مورد مطلب منم با حامد هم عقيده ام موسيقي ناتوان نيست براي اينكه زميني و انساني نيست . ما انسانها هستيم كه اونو براي اينكه قابل فهم و درك دوباره براي خودمون باشه با يك سري پارامترهاي بسيار شخصي اونو تفسير كرديم و به همه جامعه اونو اشاعه داديم به عنوان يك فرهنگ و مشكل هم از همين جاست كه تو هم بهش اشاره كردي . آدمها در مورد يك موضوع مثل هم فكر و عمل نمي كنند . چيزي كه به نظر تو زيباست ممكنه به نظر من زيبا نباشه ! اما اين كه چكار كنيم كه ناتواني ما در موسيقي به توانايي تبديل بشه ؟ ببين اين يه فرهنگه و براي اين كار بايد بستر و زمينه هاش رو توي جامعه آماده كرد . كسي كه موسيقي پاپ رو فقط گوش كرده باشه فهم موسيقي جز رو نداره ولي اگر در كل جامعه همه جور موسيقي خوب و آزاد ارائه داده بشه و در مورد سبكهاي ديگه اطلاع رساني بشه صد در صد از ناتواني ما در بخش موسيقي كم خواهد شد . همه مي دونن كه موسيقي شغل نون و آبداري نيست و اصلا اونو يك شغل نمي دونن به اين دليل كه عادت كردن موسيقيدان رو كه كار خدماتي عرضه مي كنه و اين كار معنويه نه مادي بي پول ببينن ! موسيقي دنيايي داره كه بايد داخل شد . اگه فقط از پشت شيشه اونو ببينيم و درك نكنيم كه حرف واقعي چيه هر چقدر هم كه كار خوب باشه محكوم به شكسته چون جامعه اونو درك نمي كنه و نمي پذيره . به هر حال اميدوارم كه موسيقي اين مملكت پيشرفت كنه !!! كابوسي كه هميشه دنبال منه . موفق باشي .
- سلام آقا فقط میتونم بگم فوق العاده است کارت قربانت موفق باشی
سامان , May 26, 2004
- راستش من از موسيقی چيزی نميدونم و اطلاعات ضعيفی دارم ولی فکر ميکنم بعضی از موسيقيها معنای واضح و روشنی دارن يعنی هر چيزی که معنای عمومی و جهانی داشته باشه و ابتدايی باشه تبديلش به موسيقی راحتتره مثلا مارش نظامی مفهم جنگ رو داره ..مارش عزا معنای مرگ و ميده و ... مولانا ميگه ..هر کسی از ظن خود شد يار من از درون من نجست اسرار من ... ميشه گفت وقتی يک موسيقيدان يک آهنگی رو ميزنه هر کسی بسته به درک خودش اونو ميفهمه پس شايد هم حرف شما درست باشه ...
sadaf , May 25, 2004
- از ‌امير ، حامد ، بابك ، پينك فلويد عزيز و بهار بخاطر نظراتشون راجع به معناي موسيقي تشكر ميكنم بالاخره هميشه يه عده موافق و يه عده مخالفند. آدم كه نبايد دگم باشه و انتظار داشته باشه همه موافق باشند. ولي شخصا" اعتقاد دارم كه بايد راجع به فلسفه همه چيز صحبت و تحقيق كرد و طوطي وار پذيرفتن مسائل رو خيلي نمي پسندم.
خودم , May 25, 2004
- به نظر من اکثر مسايلی که به قضاوت انسان مربوط ميشه حالت نسبی دارند و نميشه 100% گفت درسته يا نه مثلا شايد صدای وِيولن منو آروم و در عين حال غمگين کنه ولی شما رو فقط آروم در هر صورت ما تا يه حدودی با هم همعقيده ايم .اگه موسيقی خوب صحبت کنه شنونده های خوب حتما به درک مشترکی از اون ميرسن .ما بايد روی خودمون کار کنيم تا شايد معنی کلی از موسيقی ساخته دست خودمونو بفهميم .موسيقی از نظر من زبان داره ولی چون از ديدگاه آدمهای مختلف بدون در نظر گرفتن قوانين مشترک تفسير ميشه يه زبان کلی است .تابلوی ورود ممنوع سر کوچه به شما واضح ميگه که معنيش چيه چون ما براش معنی گذاشتيمو و سرش توافق کرديم اگه يه روزی تونستيم واسه همه موسيقی هم معنای مشخص تعريف کنيم اون وقت از شنيدنش حتما يه چيز مشخص می فهميم نه يه چيز کلی.
Bahar , May 25, 2004
- دوست خارجی , يادم رفت اينو بگم به جرات ميگم روزی نيست که در گوشه ای از دنيا مسابقات مختلف موسيقی در زمينه های گوناگون برگذار نشه ٫ آيا اينقدر موسيقی مقدسه که نبايد راجع بهش حرف زد يا تبادل نظر کرد. اصلا اگر راجع به فلسفه موسيقی صحبت نشه و اونو نقد نکنيم مگه ميشه در موسيقی پيشرفت حاصل بشه ؟ نه خدا وکيلی اينو به من بگو؟ good luck (درست نوشتم!) راستی how old are you
pink_floyd_mad , May 24, 2004
- دوست عزيز آدمها آزاد هستند تا وقتی که حقوق ديگران رو پايمال نکنند. من عاشق پينک فلويد هستم خيلی هم موسيقی نميدونم صاحب این سایت رو هم نمیشناسم ولی بعيد ميدونم این کار یه آموتور باشه ٫ يه خورده با ادب تر باش ٫ کسی هم مجبورت نکرده اينجا نظر بدی ...
pink_f;loyd_mad , May 24, 2004
- I never argue about this adn i don't like doin it. Music is what we shouldn't talk about it
Babak , May 24, 2004
- salam, in amature bazia chie? benazare man ke in mosabeghe moosighi chize bikhod va bi masrafie
Babak , May 24, 2004
- سلام. ابتدا باید بگم با این مطلب مخالفم ناتوانی موسیقی یا ناتوانی ما ! 2= در باره جواب به ایم مسائل باید یه کتاب نوشت چون بحث جدا پیچیده و خیلی سنگینیه اما بطور خلاصه 3= در مورد مخاطب موسیقی ما دو دسته داریم یکی عام که اصولا به صورت تفنن به موسیقی گوش میدهند و موسیقی حکم سرگرمی اونها رو داره و بیشتر برای دور شدن از دغدغه های فکری یا آرامشی که بهشون میده استفاده میبرند این عده اصولا به دنبال موسیقی سنگین نیستند حالا تعریف این موسیقی سنگین بماند!د و =مخاطب جدی که علاقمند به موسیقی و شناخت بیشتر از اون و اکثرا نوازنده هم هستند یعنی بنظرم کسی که عاشق موسیقیه نا خود آگاه بدنبال نوازندگی هم میره اما این نکته قابل توجه که همین گروه هم به چند دسته تقسیم میشوند ! عده ای تنها به موسیقی به دیدی نوازندگی نگاه میکنند یعنی تنها و تنها نوازندگی براشون مهمه و اجرای قطعات مختلف بدون در نظر گرفتن به سایر اجزای موسیقی که در همینجا بحث مخاطب رو تموم میکنم .... اما بقول خودت موسیقی تنها محدود به نوازندگی نمیشه ! ======== اما موسیقی : ابتدا باید بگیم موسیقی یک هنر .. خوب اینجا باید به فلسفه موسیقی توجه کرد و اینکه چرا میگویند موسیقی هنر ؟و قبل از این باید بدونیم هنر یعنی چی به چه اثری اثر هنری میگویند خصوصیاتش چیه ؟( میبینی بحث همینطور پیچیده میشه و شاخه به شاخه ) که فلاسفه در این مورد بحد کافی حرف زدند از جمله کانت که نظرش نظر بسیار قابل توجهی بوده در مقابل از یک دیدی دیگه به قضیه نگاه میکنیم و اون شناخت موسیقی . برای شناخت موسیقی باید بدونیم موسیقی چیست؟ و چه جوری راه تکامل خودش رو تا به امروز طی کرده. در اروپا نزدیک 10 قرن که دانشمندان و محققان کنجکاو این هستند که روشن بشه موسیقی چیست ؟ چگونه است ؟ ( توجه کنیم 10 قرن و اون موقع در ایران ما هنوز یک منتقد موسیقی نداریم !!!!) حالا برای این شناخت باید از کجا شروع کرد ما در اینجا تنها با موسیقی کار نداریم با روند تکاملی هنری بنام موسیقی در ملل کار داریم این موسیقی که میگیم چند شاخه میشه و اجزایی داره مثل : اکوستیک در موسیقی 2=روانشناسی موسیقی ( که جواب قسمتی از سوال به همین مورد بر میگرده : که تاثیر موسیقی بر انسان و...هست ) 3=جامعه شناسی موسیقی 4=تعلیم در موسیقی 5=فلسفه موسیقی =6=زیباشناسی موسیقی =6=ساز شناسی 7= مردم شناسی در موسیقی 8=قاعده در موسیقی ( نظریه های رایج ) 9= انتقاد در موسیقی10=مذهب و...... پس میبینیم موسیقی محدود به نوازندگی نمیشه موسیقی دریایی هر کسی بسهم خودش از این دریا استفاده میکنه ... مثلا هر گاه در مورد مذهب در موسیقی صحبت میشه همه متعجبانه به آدم نگاه میکنند !!! در حالیکه برای موسیقی مغرب زمین از همین دعاهای مذهبی شروع شد و تاثیر مذهب رو نمیشه نادیده گرفت و یا جامعه شناسی و ارتباط تنگاتنگ اون با موسیقی ..تحولا سیاسی همه و همه تاثیر گزار هست چرا یه زمانی موسیقی اوازی برجسته بود و زمانی موسیقی سازی خودش رو عیان کرد ؟ چرا ؟ اینها همه احتیاج به مطالعات فراوان و همچنین علاقه زیاد که کمتر کسی اونم در جامعه ما با توجه به سرخوردگیهایی که به وجود میاره کمتر مشاهده میشه ======== اما اینکه قدرت ادراک ما ناقص هست ؟ قدرت درک ما رو به کمال پس نمیشه اسمش رو گذاشت نقص و در ثانی ادراک چه شخصی در مقابل چه نوع موسیقی ناقص ؟ من همیشه مثالی رو میزنم مثلا تابلویی از سبک کوبیسم با تابلویی از یک منظره طبیعی خوب یک شخص عادی مطمئنا از منظره طبیعت لذت بیشتری میبره چون ذهن ما ساده انگاره اون چیزی رو که میبینیم دوست داریم همون رو درک کنیم ! و یا چه کسی میتونه نقاشی های کاندینسکی رو متوجه بشه نقاشی که شاید از نظر بعضی ها خطوطی بیش نیست ! اما حالا این عدم درک رو باید نقص نامید ؟نه این رو باید عدم دانش و کمبود اطلاعات در مورد اون سبک دونست در موسیقی هم همینه وقتی گوش ما عادت به موسیقی پاپ میکنه و صداهایی مشخص با ریتمهای قابل تصور و شرطی شده برای ذهن فهم یک فوگ از باخ مسلما سخت و گاهی غیر قابل تصور و بنظرم کسی که با نوازندگی آشنایی نداشته باشه چطور میتونه از سولوهای سرعتی یک قطعه لذت ببره ؟ اما سوال کرده بودی :آيا اگه الان يه قطعه موسيقي نواخته بشه و از چند نفر بپرسيم كه دوستان اين قطعه راجع به چيه همه يه چيزي ميگن؟ متاسفانه تو ایران من کمتر کاری رو دیدم که فلسفه پیدایش و وجودی یک قطعه رو بنویسه ! مثلا هایدن سمفونی داره به اسم عزیمت که داستان جالبی هم داره خوب کسی که این داستان رو ندونه در درک اون دچار مشکل میشه !!! اما باز این وسط باید گفت که در یه زمانی موسیقی میخواست جای یک داستان صحبت کنه مثلا آهنگسازی داستانی رو میخونه و با توجه به اون قطعه ای رو تنظیم میکنه پس باید شنونده داستان رو بدونه ! اما یه زمانی هست که آهنگ میخواد پیچیدگی ها وظرافتهای نوازندگی رو مشخص کنه و بنوعی قدرت نوازنده رو به محک بزاره خوب این قطعه شاید برای اشخاص عادی جالب نباشه اما برای یک نوازنده مثلا گیتار فوق العاده باشه ! اما نکته بعدی در هنر بنظرم کسی نباید بدنبال درک کامل باشه در هنر ..هنرمند بدنبال خلق نه تکرار ! هنرمند میخواد دید جدیدی رو بوجود بیاره از منظره های مختلف به آثار هنری توجه کنه ما بدنبال درک کامل نیستیم بلکه بدنبال پیشرفت ذهن و خلاقیت و ظهور هستیم ... مشکل ما در درک از موسیقی اینه که ما وقتی جذب یک سبک از موسیقی بشیم و در اون سبک به نوازندگی بپردازیم فکر میکنیم که موسیقیدان شدیم! گاهی اوقات هم فکر میکنیم همه چیز رو میدونیم در حالی که اینگونه نیست ===== یکی از فلاسفه در مورد موسیقی میگفت : ما در موسیقی نباید بدنبال درک باشیم بلکه بدنبال لذت از اون باید باشیم بنظرت این مهمتر نیست؟ اما لذت از موسیقی : گاهی اوقات لذت از تکنیکهای موجود در یک قطعست که مسلما اکثرابرای نوازندگان لذت بخشه گاهی اوقات این لذت از پیچیدگی های موجود در یک قطعه به وجود میاد مثل معادله ریاضی گاهی این لذت بخاطر بیاد آوردن خاطره خوشایند و یا حتی تلخ!!! لذت تنها آرامش نیست گاهی اوقات وحشت لذتی عظیم رو در خود نهفته داره پس موسیقی میتونه وحشت رو منتقل کنه و حتی هیجانی کاذب گاهی اوقات هم خواب! اما سخن آخر : سخن گفتن در مورد موسیقی خودش یک شیوه خاصی رو میطلبه گاهی اوقات ما باید بگیم از چه موسیقی صحبت میکنیم !! از چه سبکی .. ما بیشتر در بحث ها متوجه جامعه خودمون هستیم متاسفانه در ایران موسیقی راکد مونده اطلاعات واقعا کهنه و قدیمیه کامران جان اگه سری به سایتهای مختلف موسیقی زده باشی بعضی اوقات بهت زده میشی که ما کجائیم و انها کجا!!! و اینکه کمتر کسی هست که خودش رو فدای موسیقی کنه بحث بر سر همان دریاست عده به قطره از اون بسنده میکنند و عده جرعه ای مینوشند ...
حامد-گیتار کلاسیک , May 24, 2004
- اگر موزیسین بدونه که کدوم پدیده رو داره به موسیقی می نویسه، شنونده هم می تونه اون پدیده رو بخونه. البته توانایی درک شنونده خیلی در این موضوع دخالت داره. من سبک ها و فرهنگ ها رو در این موضوع دخیل نمی دونم. برای یک نفر که از موسیقی راک متنفر بود قطعه Echoes از آلبوم Meddle رو گذاشتم، بعد از اینکه شنید، گفت یاد دریا می افته. استفاده مناسب از ساز هم خیلی مهمه. گیتار الکترونیک توی آلبوم Final Cut واقعا گریه می کنه. و صدای درام صدای شلیک گلوله است. منظورم اینه که اگر موسیقی مدلی از یک پدیده مثل جنگ، عشق، بارون، طوفان، بهار یا هر پدیده بزرگ دیگری رو مدل کنه ، شنونده به راحتی اون مدل رو دریافت می کنه و در ذهنش مجسم می کنه. زبان طبیعت همه جای دنیا یک جور حرف می زنه. روح آدمی هم یک جو رو یک شکله. موسیقی که توسط روح آدمها ساخته می شه توسط روح دیگران درک میشه. با لب دم ساز خود گر جفتمی همچو نی من گفتنی ها گفتمی
امیر صدیقی , May 24, 2004
- ممنون از اينکه با دقت پيگير ماجراي پيچيدن بودين! بله ! پيچيدم و رمز کار هم تو تصوير فلفله! بزودي با ياشيل دات کام ميام تو بازار !!! زندگي ات خوش آهنگ باد!
parviz , May 24, 2004