HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
موسیقی و ايدئولوژي (قسمت دوم)
در ادامه مطلب موسیقی و ايدئولوژي قسمت اول که از نظرتان گذشت اینک به قسمت دوم آن میپردازیم:
نوع تاثیر از موسیقی براساس وضعیت روحی و روانی افراد را می توان معلول شرایط محیطی و اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی دانست. با این وجود میتوان صور ظاهری و نمودهای عینی موسیقی را بیان کرد، زیرا موسیقی با وجود اینکه از عینیت فیزیکی برخوردار نیست، اما مانند بسیاری از مفاهیم و موضوعات اعتباری و ذهنی قابل درک میباشد.

1- اصواتی موزون که از خواننده و به عبارت دیگر از منبعی انسانی بوجود می آید. توضیح آنکه صوت موزون صرفا" به این معنی نیست که موسیقی آوازی باید دارای ریتم باشد تا به آن اثری موسیقایی گفت، بلکه صوت انسانی در صورت دارا بودن یکی یا هر دو عنصر موسیقی یعنی ملودی و ریتم، حاوی مفهومی موسیقایی خواهد بود.

- اصوات و نغمات جذاب و هماهنگی که از آلات و ابزار ساخته دست بشر یا ابزاری طبیعی (مثل شاخ، نی و ...) بوسیله انسان شنیده میشود. باید گفت که بیشترین آثار موسیقی بوسیله این نوع ابزار و ادوات اجرا شده است. این موضوع را میتوان معلول تنوع کیفی و کمی این مصنوعات دانست.

- اصواتی که از جانداران مانند پرندگان بروز میکند، که البته این قسم اصوات تولید شده توسط جانداران، خصوصا" پرندگان مانند دو مورد قبلی تاثیر آنچنانی از لحاظ موسیقیایی در انسان ندارند. ولی میتوان گفت حالت سرور و نشاطی که از خواندن برخی پرندگان مانند بلبل یا قناری به انسان دست میدهد، بی شباهت به تاثیر موسیقی بشری نیست.

- که دارای کمترین تاثیر روحی و روانی است، شامل اصواتی است که از اجزای طبیعت بوجود می آید، مانند صدای شرشر آب رودخانه یا غرش امواج دریا در برخورد با صخره های ساحل. با این وجود آنچه در این قسم دارای اهمیت میباشد، این است که برخی از اصوات در طبیعت، موجب تداعی برخی از دریافت ها میگردد و حال روانی خاصی در فرد شنونده ایجاد میکند، مانند صدای حرکت آب در جویبار که نوعی آرامش در انسان ایجاد میکند، هر چند این اصوات دارای عناصر خاصه تشکیل دهنده موسیقی نمیباشد.

در اینجا این سئوال مطرح میشود که موسیقی به چه دلیل در انسان تحرک و انبساط خاطر ایجاد میکند؛ به عبارت دیگر چگونه موسیقی با آن مفهوم غیر واقعی و ذات تجریدی خود حالتی مشخص و عینی در انسان بوجود می آورد؟ در این زمینه قبلا مقالاتی در این سایت نوشته شده ( تصویر تنال و مفهوم تنالیته ) که به چگونگی تاثیرات موسیقی روی انسان و حیوان پرداخته است ولی بصورت کوتاه میتوان در پاسخ گفت، البته این مسئله همیشگی و ثابت نیست. با امعان نظر که هیچ نوع موسیقی محتوایی را از ذات خود به نفس انسانی وارد نمیکند باید در نظر داشت هرصوت نغمه ای تنها میتواند آن حالات و مفاهیمی را در صفحه ادراک و ذهن انسان ایجاد کند، که در درون آن شخص شنونده موجود بوده است. به عبارت دیگر موسیقی در اینجا صرفا" جنبه تشدید کنندگی دارد. برای روشن شدن این مطلب دو مثال میزنیم:

اول: راجع به تاثیر ریتم موسیقی در انسان است، همانطور که میدانیم بخش عمده ای از موسیقی در قبایل کشورهای آفریقایی مبتنی بر ریتم است و سازهایی که در این قبایل مورد استفاده قرار میگیرد، اکثرا" سازهای کوبه ای میباشد. این قبایل از موسیقی بیشتر در جشنها، مراسم عبادی و مذهبی و نیز گاهی اوقات برای درمان برخی بیماریها استفاده میکنند. تاثیری که این افراد از موسیقی خودشان میگیرند کاملا" بر اساس شرایط فرهنگی و محیط قبایل و جامعه ای که در آن زندگی میکنند میباشد. حال ریتمهای مخصوصی که این افراد در مراسم خود به کار میبرند برای دیگر افراد قابل درک نیست و آن تاثیری را که از موسیقیشان میبرند برای مردم نقاط دیگر جهان مفهوم نیست؛ مگر اینکه ابتدا با آداب و رسوم و زبان و فرهنگ آن قبایل و شرایط زندگی و نوع معاشرت آنها با یکدیگر آشنا شوند.


مثال دوم راجع به ملودی و تاثیر آن در فرد شنونده است. درموسیقی ایرانی آواز دشتی در بردارنده نوعی حزن و اندوه است و ما با شنیدن این آواز معمولا" یاد فرصتها و نعمتهای از دست رفته می افتیم و دچار نوعی حسرت و غم میشویم. این میتواند به این دلیل باشد که معمولا" در مراسم سوگواری یا مواقع حزن انگیز از این آواز استفاده شده و تکرار این حالت به مرور باعث شده تا ما بلافاصله بعد از شنیدن آواز دشتی دچار حزن و اندوه شویم. حال کسی که در ایران متولد نشده و با حال و هوای موسیقی و فرهنگ ایرانی آشنا نیست با شنیدن این آواز مانند ما دچار دچار غم و اندوه نخواهد شد.

پس از این دو مثال میتوانیم دو نتیجه بگیریم، نتیجه اول اینست که موسیقی فی حد ذاته حاوی حالت و احساسی خاص و ثابتی نیست و دوم اینکه تحریک یا تشدید یک نوع حالت و احساس روحی توسط موسیقی در فرد برمیگردد به دریافت ها و مفاهیم فرهنگی و آن مضامین موسیقایی که شخص در رشد اجتماعی و قومی خود با آن تعامل داشته و به اصطلاح علم روانشناسی نسبت به آن "شرطی" شده است. در نهایت میتوان گفت مردم یک جامعه با شنیدن موسیقی و نغمه مخصوص آن جامعه، حال مطلوب آن موسیقی را به خود میگیرند، با این وجود از تمام اشخاصی که به این نوع موسیقی عادت کرده اند اگر برخی از آنها در خود آن احساس و حالت در نظر گرفته شده برای موسیقی را داشته باشند، مثلا" شادی یا اندوه یا ترس، بیشتر از سایرین تحت تاثیر آن موسیقی قرار میگیرند.

البته در مواردی که نوعی از موسیقی تاثیر نسبتا" یکسانی بر تمامی افراد بشر میگذارد مانند موزیکهای نظامی دلیل بر اصول غریزی و همگانی بین فرهنگهاست که این نوع از موسیقی ها معمولا" دارای مشخصه ریتمیک می باشند تا ملودیک. (ادامه دارد...)

علی نجفی ملکی

لینک های مرتبط :
چالشهای یک موسیقی
موسیقی و ايدئولوژي قسمت اول
تصویر تنال ، قسمت دوم
تصویر تنال

December 26, 2005

نظرات شما
- ba arze salam va khaste nabashid.vaghean dastetun dardnakone ke alhagh matalbe besyar sudmandi ra avardid.khoda kone in mataleb amigh hamishe dar sath elmi jane ye musighi moredebahs bashe .ama ye mozuiimad nazare man bud ke dar balaye in safhe be un eshare shode bud ;musighi va soutba inke mafahime entezaii hastand ama hamuntour ke midunim mafhime entezaiiye ziyadi dar physics hastke ghabele lams nistanad va phisic faghat mahsusat nistandva musighi ham moj ast ke az mafahime mohem vapor karbord dar in elm niz hast va musighi chizi joz moj nist ,va ba dar nazar gereftane eyni nabudane an baz jozee mahsusate ensan hast yani hammeye havas eyniiat nadarand chonke aslan khode didan yek hes ast .pas behtar ast ba dar nazar gereftane physice musighi be tahlile entezaii budane an bepardazim
mohammad shahrad , January 07, 2006
- در مورد موسیقی ریتمیک آفریقا به مطلب جالبی اشاره کردید که نشان می دهد هر سبکی از موسیقی زیبایی شناسی خاص خودش را دارد و در بررسی هر سبک شرایط اجتماعی و فرهنگی مرتبط با ریشه های آن موسیقی را هم باید لحاظ کرد.
, December 28, 2005
- ba sepas az zahemate shoma...
, December 27, 2005