HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
اکسپرسیونیسم در موسیقی

 The Scream 1893
تابلو جیع کاری از ادوارد مونچ

حرکت اکسپرسیونیسم (Expressionism) در هنر از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 ام میلادی بدنبال محقق شدن ایده های امپرسیونیسم شروع شد و بر خلاف امپرسیونسیم که غرق در رویاها و تفکرات غیر واقعی بود سعی کرد که به واقعیات درونی هنرمند بپردازه، بخصوص قسمتهایی از درون انسان که افراد هموراه برای حفظ ظاهر و شخصیت، اونها رو از دیگران و اجتماع پنهان میکنند. این حرکت هنری اغلب به زشتی ها، تفکرات وحشی و خلاصه تمام واقعیت های تلخ ذهنی انسان میپردازه. برای درک حس این تفکر هنری شاید دیدن یک اثر بسیار زیبا و هنرمندانه از ادوارد مونچ نقاش نروژی خالی از فایده نباشه، نگاه کنید:

این سبک هنری سعی میکنه واقعیت ها رو برخلاف آنچه هستند و با توجه به دیدگاه های ذهنی هنرمند به تصویر بشکه. اگه به تابلو جیغ دقت کنید میبنید علارغم اینکه هنرمند میتونسته شخصی در حال جیغ کشیدن رو کاملا" بطور مشخص بکشه، سعی کرده که با ایجاد ناهنجاریها و فضاسازی های لازم این تصویر رو نه اونگونه که با چشم ممکنه ببینیم بلکه آنگونه که در ذهن میشه تصور کرد پدید آورده.

Blue Horses 1911
تابلو اسبهای آبی از فرانس مارک نقاش آلمانی

علارغم اینکه پیروان این سبک به نوعی در کارهاشون سعی در مشخص کردن ناهنجاری دارند اما هیچ دلیلی نداره که هنرمند حتما" از این خط پیروی کنه و ممکنه فقط به تصورات ذهنی خودش که لزوما" ناهنجار هم نیست بپردازه. نمونه بارز کارهای نقاشی فرانس مارک نقاش آلمانی هست که در کشیدن حیوانات معروف هست. به تابلو اسبهای آبی از این هنرمند آلمانی نگاه کنید:

از ویژگیهای این حرکت هنری که در کارهای موسیقی هم بوضوح میشه اون رو حس کرد، تمایل هنرمند به کاووش در درون خودش بجای محیط بیرونی هست. اغلب این هنرمندان آلمانی واتریشی بودند که به نوعی بر علیه هنرمندان امپرسیونسم فرانسوی که فقط مضمون های دلنشین و زیبا را می آفریدند دست به طغیان زدند. آنها زیبایی و آراستگی ظاهری را به باد انتقاد گرفتند و برای اعلام وجود نارضایتی در اجتماع در جهتی دیگر به پرورش تفکرات وحشی و حتی کریه در هنر پرداختند.

Death and Life 1916
تابلو مرگ و زندگی از گوستاو کلیمنت

موسیقیدانان اکسپرسیونیسم مانند نقاشان و نویسندگان این سبک هنری برای بیان نازیبایی ها روشهای خاص خودشون رو دنبال کردند. تاکید اونها بر عناصر غیر موسیقی بود استفاده از اصوات، استفاده زیاد از فاصله های دیسونانس، تاکیدهای غیر موزون روی ضربها که قدرت پیش بینی رو از شنونده میگیره، تعویض سریع تونالیته و مشخص نبودن تونالیته اصلی قطعه و .... و بسیاری روشهای دیگه همه باعث این میشن که موسیقی بوجود آمده دقیقا" حال و هوای تابلوهای کشیده شده توسط نقاشان یا مطالب نوشته شده توسط نویسنده های این سبک هنری رو برای شنونده القا کنند. این ویژگی های نازیبا در موسیقی اونقدر پیش میره که آیوز موسیقیدان این سبک در سنفونی چهارم خودش با دو ارکستر بصورت همزمان دو قطعه در دو تنالیته مختلف رو اجرا میکنه، باید گفت که اینکار جسارت و جرات خاصی رو می طلبه که حتما" ایشون داشته.

حالا برای درک از موسیقی این سبک در حالی که به تابلو مرگ و زندگی از گوستاو کلیمنت هنرمند اتریشی نگاه میکیند به یکی از کارهای آرنولد شوئنبرگ به اپوس 27 شماره 1 گوش کنید و ببینید چقدر موسیقی توانایی القا همون چیزی رو داره که ما با چشم میبینیم. بخصوص دقت کنید که خواننده چه فاصله های بدصدایی رو میخونه و یا چه ضربه های غیر مترقبه ای به موسیقی وارد میکنه.
audio.gif Shoenberg Op 21, 1

مطالب مرتبط :
1- راجع به سه سبک باروک، کلاسیک و رمانتیک
2- امپرسیونسیم در موسیقی

July 21, 2004

نظرات شما
- بابک جان؛ به نظر من نگاه به موسیقی میتونه مفید باشه، اونچیزی که ما امروز بعنوان آکورد میشناسیم مثلا" تو موسیقی Jazz به هیچ وجه برای موسیقیدانان کلاسیک قابل قبول یا خوش صدا نبوده و یا اونچیزی که الان تو همین قطعه از شوئنبرگ میشنویم حتما" میتونه باآکورد مدل بشه اما آکوردهایی که ممکنه حتی تو موسیقی Jazz اون ها رو نپسندند. یکی از دوستان راجع به شعر گفته بود که کاملا" درست هست مدل شعر امروز رو شعرای قدیم هرگز نمیپسندن و اونها رو غلط میدونند. در نهایت همه اینها مدل سازی هست و هر مدلی پیروان خودش رو داره. اونچیزی که مهم هست توانایی ابراز احساسات توسط هنرمند با یک سری ابزار میخواد ابزار نقاشی، قلم نویسندگی و ... و یا سازهای موسیقی باشه که به نظر من و به قول تو این بابا خیلی جرات و وجود داشته که این قطعه رو بعنوان موسیقی مطرح کرده و یقینا" هم بسیاری مخالف داشته.
کامران , July 22, 2004
- ...and you see...this is just what i was talking to you about weeks ago...you see, although this is masterpiece work of music, harmony in this piece of music is not in chords form...i believe in harmony but what i'm tryin to say is harmony should not be necessarily in CHORDS form... thats why i say chords are not the basis of music...it can be used as a good technich though...Don't you agree...?
Babak , July 22, 2004
- by the way i yhink impressionists, expressionists, in general musicians are not normal, ordinary people. a normal mind's expression wouldn't be sth like this...actually normal minds dont have any specific expressions they have the greater mind...
Babak , July 21, 2004
- کاملا: موافق حرف بابک هستم در تعاريف امروزي موسيقي فاصله بد صدا وجود نداره ...
amir , July 21, 2004
- albate ba ejaze...
Babak , July 21, 2004
- SHAHKARE.....Aajab kare ghashangi bood...unbelievable...bebinid honarmand cheghadr ghavi bayad bashe ke betoone hamchin hessi ro to moosighish elgha kone.....be nazare man ke in favasel na tanha bad seda nist, balke besiyar ziba ham hast...benazare man aslan favasele BAD SEDA vojood nadare...man az in estelah khosham nemiad...
Babak , July 21, 2004
- سلام کامران جان خسته نباشي هم مطلب برام جالب بود هم موسيقي واقا موسيقي عجيبي بود آدم رو ياد گيجي وسردرگمي بيماران رواني مينداخت بهر حال من از خواندن اين مطالب لذت بردم قربانت آرمين
آرمين , July 21, 2004
- آقا چند وقتی که از پینک نمینویسید؟ قهر کردید؟ این آهنگ دیگه چی بود؟ آدم اگه شب تاریک اونو گوش کنه از وحشت ....
pink_floyd_mad , July 21, 2004
- نقاشی های زیبایی هستند و جالب اینجاست که هنرمند چقدر توانایی داره که هم اون حس رویایی و زیبای امپرسیونسیم رو القا کنه و هم این حس کثیف اکسپرسیونیسم، موسیقیش هم جالب بود.
شیوای نقاش , July 21, 2004