HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
مفهوم تنالیته ، قسمت دوم
در مطلب قبل ( مفهوم تنالیته ، قسمت اول ) راجع به تونالیته در نقاشی صحبت کردیم و با آوردن چند مثال و مقایسه موسیقی با نقاشی سعی کردیم احساس تنال بودن یک نقاشی را تعریف کنیم. اینکه نقاشی باید از زوایای مختلف مرکزیت داشته باشد، اینکه در یک کار تنال نمی توان برای کشیدن صورت یک فرد، بینی را از بغل کشید و چشمها را از جلو و ... یا در نورپردازی، رنگ و ... در این مطلب سعی خواهیم کرد به مفهوم نبود تنالیته در نقاشی اشاره کنیم تا در مطالب بعدی بتوانیم درک بهتری از تنالیته در موسیقی بدست بیاوریم.

به این تابلو نقاشی از واسیلی کاندینسکی (Vasily Kandinsky) نقاش معروف روس نگاه کنید. آیا می توانید موضوع و محوریت خاصی در این تابلو نقاشی پیدا کنید؟ آیا اصلا" معلوم هست که این اثر نقاشی از چه زاویه ای برای کشیدن چه چیزی بکار رفته است؟ حقیقتا" – حداقل در این مطلب - قصد این را نداریم که راجع به سبک های نقاشی در اینجا صحبت کنیم و شما را درگیر ویژگیهای هنر Abstract کنیم، اما آنچه بسادگی از این نقاشی برمی آید عدم وجود مرکزیت تصویری در آن می باشد. ممکن است از لحاظ رنگ آمیزی اینگونه نباشد و رنگها هارمونی خاصی داشته باشند اما از لحاظ اشکال بکاررفته هیچ مرکز توجه و محوریتی وجود ندارد و در آن تنالیته خاصی دیده نمی شود.

در اغلب کارهای – آتنال - کاندینسکی چه از Object های دنیای فیزیکی استفاده بشود چه نشود (به نمونه دوم از نقاشی او توجه کنید) شما هرگز نمی توانید درک یک موضوع مادی از نقاشی داشته باشید و از همه مهمتر اینکه درک افراد مختلف از این گونه نقاشی یکسان نخواهد بود. در این سبک از نقاشی های کاندینسکی، او سعی کرده با استفاده از هارمونی خاص رنگها و اشیا که به نوعی هیچ ارتباطی (منطور ارتباط مشخص و معمول) با یکدیگر ندارند بتواند به یک ریتم در نقاشی برسد، چیزی که دقیقا" در موسیقی تنال و آتنال شما می توانید مشاهده کنید. استفاده از هارمونی و ملودی هایی که مرکزیت خاصی به قطعه می دهد (موسیقی تنال) و برعکس استفاده از هارمونی و ملودی هایی که شما را متوجه مرکزیت در قطعه نمی کند (موسیقی آتنال). لطفا" این نقاشی ها را با نقاشی های بحث قبلی مقایسه کنید.

Kandinsky's painting
از کارهای کاندینسکی که در آن
از اشیاء دنیای مادی استفاده شده
کاندینسکی از این ایده استفاده کرد، همانگونه که مردم با شنیدن یک موسیقی آتنال – حتی تنال - ممکن است درک و احساس مختلفی از موسیقی داشته باشند، به چه دلیل یک نقاش باید نقاشی ای بکشد که مثلا" همه بگویند این یک گلدان است! او خود را پیرو شوئنبرگ (Schoenberg) می دانست و معتقد بود که می تواند همانند کارهای آتنال شوئنبرگ در موسیقی، بر روی بوم نقاشی های آتنال بیافریند. با وجود آنکه رشته تحصیلی او اقتصاد و وکالت بود اما قدرت بسیار زیادی در تفسیر موسیقی بصورت رنگ و اشیا داشت می توانست گرمی و سردی، رنگ، بزگری و کوچکی و .... صدای سازهای ارکستر مانند ویلن، کنترباس، سازهای بادی، پیانو و ... را احساس کند و آنها را به تصویر بکشد. به احتمال زیاد احساس و درک او از نقاشی به مراتب بیش از احساس و درک بسیاری از انسانها بوده، چرا که معتقد بود که یک اثر نقاشی خالص که از دنیای بیرون تقلید نشده باشد همان تاثیرات موسیقی را می تواند در انسان داشته باشد.

بگذریم هدف این نبود که راجع به کارهای کاندینسکی صحبت کنیم – هرچند جای صحبت بسیار دارد – بلکه هدف آن بود که به خواننده نشان دهیم در یک کار نقاشی شما ممکن است یک یا چند محور توجه (در ابعاد مختلف) پیدا کنید حال آنکه در یک کار نقاشی دیگر، ممکن است نتوانید محور توجه (در هیچکدام از ابعاد یا برخی از آنها) پیدا کنید. مفاهیم موسیقی تنال و یا موسیقی آتنال نیز دقیقا" حول و حوش همین ایده مطرح میشوند اینکه شما با شنیدن یک قطعه موسیقی به سمت خاصی سوق داده میشود و حس محوریت را در موسیقی پیدا میکنید و یا نه. سعی خواهیم کرد در بحث های آینده با آوردن مثال این موضوع را روشنتر سازیم.


مطلب مرتبط :
مفهوم تنالیته ، قسمت اول


کاوه رهنما

August 31, 2004

نظرات شما
- من تو نقاشی دوم یک چوب گلف، یک آباژور، یک ذره اتم و ... پیدا کردم شما هم بگردید می تونید پیدا کنید
, August 31, 2004
- من فکر می کنم پيدا کردن حس محوريت در موسيقی به آموزش نياز داره کسی که آموزش را ديده باشه ميتونه اون حس را درک کنه. بحث خيلی شيرينی اگه امکانش هست بيشتر در موردش صحبت کنيد از زحمات شما خيلی ممنونيم
حنانه , August 31, 2004
- شاهکار بود
کامیار , August 31, 2004
- کیوان عزیز، اگر سئوال خودتون رو مطرح کنید حتما" پاسخ خواهیم گفت، احتمالا" اشتباهی شده که جواب رو نگرفته اید. می توانید به harmonytalk@yahoo.com هم میل بزنید. باید عرض کنم که به دلیل ارسال زیاد نامه به سایت، در حال حاضر پاسخ گویی به نامه هاو comment ها در اختیار سه نفر می باشد ولی یقین بدانید اگر email بزنید پاسخ خود را خواهید گرفت. با عرض معذرت دوباره از اینکه به سئول شما دیر پاسخ داده شده.
گفتگوی هارمونیک , August 31, 2004
- آقا این نقاشی ها حرف نداشت، هیچ وقت فکر نکرده بودم پشت این نقاشی های عجیب و غریب چه فکرهایی خوابید، واقعا" برام تازگی داشت؛ ممنون.
سعید , August 31, 2004
- خواهش میکنم جواب من بده
کیوان , August 31, 2004