HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
موسیقی انقلاب
پس از ورود نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.

در همین حال موسیقیدانان موسیقی ایرانی (که هنوز سنتیزه نشده بودند!) با شنیدن این موسیقی، علاقمند به استفاده از این شگردها، برای استفاده از آن در موسیقی ایرانی شدند؛ چراکه موسیقی پلی فنی موجب تاثیر گذاری بیشتر آن می شد. یکی از سردمداران این خط فکری کلنل علینقی وزیری نوازنده برجسته تار بود که پس از تحصیلات موسیقی کلاسیک در اروپا تصمیم گرفت موسیقی ایرانی را مکتوب و برای ارکستر تنظیم کرده، بطور فراگیر آموزش دهد.

این اقدام وزیری با مخالفت عده ای از موسیقی دانان ایرانی کار و حتی کلاسیک کار! روبرو شد. اهالی موسیقی ایرانی با چند تز وزیری به شدت مخالف بودند؛ که بعضی کاملا" با حسن نیت و بعضی بخاطر خود خواهی هایشان با وزیری درگیر شدند.

دسته اول موسیقی وزیری را باعث از بین رفتن بعضی از سنتهای رایج در موسیقی ایرانی می دانستند که عدم وجود آنها فرهنگ ایران را دچار ضعف می کرد ( در آمریکا و اروپا موسیقی بقدری، جا افتاده و نهادینه شده است که اگر آهنگسازی تمام آثارش را با خط نتی شخصی و با سازهای ابداعی اجرا کند، غول موسیقی رسمی آسیبی که نمی بیند هیچ! تجربه ای هم کسب می کند! ولی متاسفانه همیشه بقدری موسیقی و فرهنگ در ایران در معرض خطر بوده که اگر یک آهنگساز فقط یک قطعه را با علامتی ابداعی نت نویسی کند، فرهنگ نت خوانی که هنوز در ایران نوپاست! ضربه ای سنگین می خورد…)

دسته دوم هم که تشکیل شده بودند از یک عده انسان بی هنر و فرصت طلب که هنرمحتاج آنها نبود و آنها بوسیله هنر به نان و نوایی رسیده بودند و نت شدن موسیقی را باعث کسادتر شدن بازار شاگرد می دانستند و اتفاقا" آنها هم غم فرهنگ را بهانه می کردند! در مورد این گروه ناگفته بسیار است و هنوز مواضع آنها و خواسته های واقعی آنها به طور دقیق مورد تجزیه تحلیل قرار نگرفته (شاید دلیلش، وابستگی بعضی از این به اصطلاح اساتید به گروه های سیاسی وابسته به انگلیس و فرانسه مثل فراماسونر ها باشد که ... بگذریم! )

با این حال همچنان وزیری بکار خود با قدرت و ضعفهایی مشغول بود و با وجود ضبط صوت و فیلم، نیازی به کپی کاری آثار گذشتگان نمی دید!.

وزیری به تعلیم موسیقی تلفیقی شرق و غرب در هنرستان پرداخت و روز به روز به تجربیات خود و همفکرانش افزوده می شد؛ حتی بعضی از پیشنهادات او از طرف هم مکتبانش اصلاح و بعضی رد شد.(مثل تار سوپرانو که وجود آن توسط حسین دهلوی غیر موثر معرفی شد.)

Vaziri
وزیری در کهنسالی
اولین انتشار پارتیتور در ایران توسط حسین دهلوی بود که در سال ۱۳۳۲اولین اثر خود "سبکبال" را برای ارکستر تلفیقی سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرده بود. این حرکت دهلوی باعث شد آهنگسازان دیگر هم به فکر انتشار آثار خود برای ارکستر بپردازند، ولی بخاطر کمبود ارکسترهای بزرگ کمتر مورد استقبال قرار می گرفت و ناشران در سرمایه گذاری برای انتشار این دست پارتیتورها دچار تردید می شدند!

پس از انقلاب با قدرت گرفتن گروه های موسیقی ایرانی که تا حدی تحت تاثیرات شرایط اجتماعی که تحرک و تغییرات شدیدی کرده بود، موسیقی خاصی از موسیقیدانان ایرانی متداول شد که بسیار کنترپوانیک و حماسی بود. این اتفاق در گروه هایی که قبل از انقلاب مونوفونیک می نواختند هم به شدت رایج بود، حتی گروه هایی هم که از قبل از انقلاب اصطلاحا" تنظیم شده می نواختند، مانند گروه پایور، آثاری را با تنظیمی متفاوت ضبط کردند که نشان از قدرت این جو اجتماعی و تاثیر آن بر موسیقیدانان ایران دارد.



"از خون جوانان وطن" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگ از عارف قزوینی، تنظیم از فرامرز پایور (از آلبوم "راز دل): audio fileاز خون جوانان وطن

این شیوه تنظیم موسیقی و حتی بسیاری از این آثار، پس از چند سال و با فروکش کردن فضای هیجان انگیز اوایل انقلاب رو به فراموشی گذاشت! همچنین نبود پارتیتوری از این آثار و نیز جلوگیری از انتشار بعضی از این قطعات موجب شد تقریبا" نسل جدید هنرجویان موسیقی این آثار را که بسیار کمیاب بود، فراموش کنند.

در صورتی که اینگونه ارکستراسیون در موسیقی ما مورد توجه قرار گرفته بود، آهنگسازان این سبک خود خواسته، به فراموشی این آثار کمک کردند! شاید دلیل این موضوع احساس گناه برای شعارهای نهفته در اشعار این قطعات بود! (چند تن از آهنگسازانی که در آهنگهای اول انقلاب شعار " مرگ بر آمریکا" دادند، چند سال بعد، آمریکا را برای زندگی انتخاب کردند!)

با این حال زیبایی این قطعات همراه با احساسات پرشور انقلابی، هنوز این آهنگها را جذاب و سرزنده نگه داشته.

"رزم مشترک" با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی پرویز مشکاتیان : audio fileرزم مشترک

"برادر بی قراره" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگساز محمدرضا لطفی : audio fileبرادر بی قراره (ادامه دارد ...)




از سجاد پورقناد

November 13, 2004

نظرات شما
- thanks.
Vahid Jalili , December 09, 2004
- عکس و موسیقی بفرست
javad , November 18, 2004
- سلام! من جايي نام آقاي لطفي را در مورد شکنجه شدن يا نشدن نبردم! حتي ارائه اين دست آثار را رد نکردم که هيچ، اظهار تمايلم کردم به اين آهنگها... بعد از انقلاب يک عده تااز شرايط جامعه ناراضي مي شدند، حرکتهاي انقلابي را به گروههاي ديگري نسبت مي دادند و مي گفتند ما کاره اي نبوديم! در صورتي به نظر من هر حرکت آزاديخواهانه اي که براي اصلاح جامعه انجام شود در جاي خود ارزشمند است.
سجاد , November 15, 2004
- حس می کنم که نگارنده با گوشه و کنایه، خصوصا به آقای لطفی، چند نکته را فراموش کرده اند. نکته اول اینکه، کسانی مثل آقای لطفی، از همان دوره اول انقلاب، مدام تحت شکنجه، بازداشت، زندان و آزار حکومت جدید اسلامی بودند. آقای لطفی بعد از سال ۱۳۶۱ حق نوار نداشتند، حق کنسرت نداشتند، و حق تدریس هم نداشتند. موسسه چاووش هم که ایشان و اساتیدی چون علیزاده، مشکاتیان و ... در آن فعالیت داشتند، توقیف و تعطیل شد. اگر شما به جای آقای لطفی بودید و تمام سرمایه زندکی تان را صرف تاسیس این موسسه و جنبش کرده بودید چه میکردید؟؟
شهرام , November 14, 2004
- خوب بود ما رو بدجوری یاد اوایل انقلاب انداخت، عجب دورانی بود، مرسی.
!!! , November 14, 2004
- بظر من این مطلب برای یک وبلاگ مناسبتر بود. در هر حال ممنون از زحماتتون.
sheyda , November 14, 2004
- سلام یک: استاد لطفی معمولا در جاهای دیگر بجز آمریکا سکونت کرده اند. دو: همانطور که خود گفته اید ، این نوع موسیقی تحت تاثیر انقلاب بود . بنابر این شاید امکان ادامه در شرایط غیر انقلابی نداشته است ، مگر اینکه این عزیزان با گشاده رویی جنگ ایران و عراق را حماسه فرض می کردند و در ان راستا آهنگ می ساختند !!! سه : همانطور که گروگانگیران از کرده خود پشیمان می شوند و با گروگانهای خود سر میز مذاکره می نشینند، تغییر رویه ی بقیه هم چندان عجیب و دور از ذهن نمی نماید .
ayaz , November 14, 2004
- Thank you for this article and music
Babak , November 13, 2004