HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
منوهین در شرق !
YEHUDI MENUHIN
یهودی منوهین در حال ضبط در RCA
در روزنامه شرق مورخ ششم مرداد ماه هشتاد و چهار، مقاله ای ترجمه شده درباره یهودی منوهین"Yahudi Menuhin" منتشر شده بود. نظر براینکه، مقاله فوق توصیفی احساسی و غیر فنی از این ویلونیست مشهور نموده و بجای بررسی نوازندگی این هنرمند به تخریب دیگر هنرمندان پرداخته ویا تعابیری جدید وغیرهنری را بیان نموده است، در این مقاله سعی برنقد و بررسی آن از زوایای مختلف می گردد.

هنرمند در هر درجه و سطح هنری که باشد صحبت از او بایستی با دقت انجام گردد، تا معرفی جایگاه هنری اوبدرستی انجام پذیرد. یکی از مواردی که در جهت معرفی یک هنرمند بهتر است رعایت گردد، معرفی او با ویژگی های خاص هنری و نقاط قوت وضعف موجود درکار اوست؛ اگربرای معرفی هنرمندی بجای استفاده از این روش، از مقایسه او با دیگر هنرمندان استفاده شود، احتمال نقد احساسی و غیر فنی بوجود می آید که ممکن است نقد را به سمت بیراهه بکشاند و این متاسفانه همان مسئله ایست که در این مقاله روزنامه شرق رخ داده است.

در مقاله روزنامه شرق آمده است:

الف- "زمانى كه به آثارى از او{منوهین} كه قبل از جنگ جهانى ضبط شده گوش مى دهيم به سادگى متوجه خواهيم شد كه سبك منوهين تركيبى از سبك هاى چند هنرمند است. مثلاً شكوه و ظرافت نوازندگى او يادآور كرايسلر، سونوريته اش مانند المان (كسى كه حقيقتاً ويولنش صحبت مى كرد) و تكنيك او دقيقاً مانند هايفتز است."

در بررسی مطلب فوق بایستی به این نکته توجه داشت که، هر یک از سه ویولنیستی که از آنها نام برده شده، خود از بزرگترین نوازندگان و ویرتوزهای ویلن در قرن اخیر بوده اند، که غیر از آنکه در نوازندگی این ساز از جهات مختلف در نهایت تسلط و کمال بوده اند، به سبب نبوغشان در"یک مورد خاص" نیز در نوازندگی از دیگران جدا می گردند(به گواه خود نویسنده).

Heifetz
یاشا هایفتز
درواقع این مورد خاص، صفت مشخصه یا" شاخصه جهانی" نوازندگی آنها گردیده است و درحقیقت به سادگی نمی توان چنین نظری را درباره منوهين ابراز داشت كه سبك او تركيبى از سبك هاى چند هنرمند است، این امر به سادگی از شنیدن اجراهای به جای مانده از منوهین و مقایسه با اجراهای آنها ازهمان قطعات، اثبات می گردد.

ب- " در سال هاى قبل از جنگ سبك هايفتز در آمريكا بسيار رايج بوده است و تاثير آن بر نواختن منوهين كاملاً مشهود است. منوهين در سال ۱۹۱۶ به دنيا آمد و هايفتز در سال ۱۹۱۷ آمريكا را ترك كرد. اما تا سال ها پس از آن آمريكايى ها تحت تاثير اين هنرمند بودند. تحصيلات منوهين جوان هم زمانى شروع شد كه آمريكا كاملاً زير سلطه تكنيك نوازندگى هايفتز بود. اولين اثر ضبط شده منوهين كاملاً گواه بر تاثيرپذيرى از او است.قطعاً هنوزهم هايفتز از لحاظ تكنيك هم دوره ما است و هنرمندان معاصر بسيار آن را تائيد مى كنند. اما سبك او با تمام ارزش هايش ديگر هم عصر ما نيست و احتمالاً نسل بعدى ويولنيست ها به طور كامل آن را محو خواهند ساخت."

در اینجا پرسشهای متعددی مطرح می گردد،

1- چرا برای تقدیر از یک هنرمند باید به تخریب هنرمند دیگری پرداخت؟ و اساسا چه نیازی به چنین کاری هست؟ عده ای همواره اینگونه تصور می کنند که با تخریب چهره یک هنرمند می توانند خود یا هنرمند محبوبشان را به جایگاه بالاتر رسانند، در صورتی که برخورد اینگونه راه به جایی نمی برد وتاثیر منفی خود را دارد وهر هنرمند اعتبار خاص خود را داراست.

2- در مقاله آمده : "قطعاً هنوز هم هايفتز از لحاظ تكنيك هم دوره ما است." دراینجا باید دقت داشت که اولا" سطح تکنیک" در دوره ما چیست؟ و چه تعریفی ازسطح آن وجود دارد؟

Fritz Kreisler & Eugene Ormandy
اورمندي و کرایسلر
دوما" دوره ما" از لحاظ زمانی چه محدوده سالیانی را شامل می شود؟ وچه زمانی آغاز شده و کی به پایان می رسد؟ و دیگر اینکه چه کسی این دوره را تعیین می کند؟ زیرا" دوره ما" یک عبارت کلی و غیر دقیق است.

3- در اینجا بحث دو مفهوم کاملا متفاوت "سبک" و "تکنیک" با همدیگر آمیخته شده که باعث بروز اشتباه می شود؛ نوازنده پر تکنیک لزوما فرد" صاحب سبک" نیست وسبک هایفتز به هیج وجه، داشتن تکنیک زیاد نیست!

اندیشه، دیدگاه نسبت به هنر و طرز تفکر هنرمند است که نوازندگی او را " سبک" می بخشد و تکنیک در این میان به ابزاری برای بیان بهتراندیشه تبدیل می گردد، و در واقع ترکیب تکنیک و سبک، و بیان عبارات نا مشخصی نظیر گذشتن دوره و عصر آنها یک نوع مغلطه کاری و به بیراه کشاندن ذهن خواننده است.( همین اشتباه درپاراگراف اول - قسمت الف- این مقاله نیز در مورد هایفتز دیده می شود.)

4- در مقاله آمده:" اما سبك او (هایفتز) با تمام ارزش هايش ديگر هم عصر ما نيست." در اینجا نیزاین پرسش مطرح می گردد که اساسا چه دلیلی برای اثبات این مدعا وجود دارد که، سبک هایفتز هم عصر ما نیست؟ و اصلا سبک نوازندگی دوره ما چیست و چه تعریفی ازآن وجود دارد؟

Mischa Elman
میشا المان
اینها مفاهیم بسیار پیچیده ای هستند که تشریح آنها نمی تواند در غالب یک جمله کلی صورت پذیرد و کلی گویی و عدم ارائه تعریف دقیق از هر امری، بسیار مضر برای تشریح آن است، خصوصا اگر این روش در بحثی هنری دنبال شود.

5- این جمله که گفته شده:" احتمالاً نسل بعدى ويولنيست ها به طور كامل آن را (سبک هایفتز را) محو خواهند ساخت." جای تامل بسیار دارد. زیرا هر آنچه در هنر است و باعث بقای آنست،" رشته تسلسل" زیبایی ها در گذشت زمان است و نه برخورد حذفی آنها. هنرمندان از گذشته نیز همین رویه را داشته اند و غیر از این نیز ممکن نیست.

اگر هنرمندان امروز آثار گذشتگان را که نشانگر سبک و دیدگاهشان است اجرا نمی نمودند، امروز ما چه میراثی از هنر داشتیم؟ و در کدام نقطه ایستاده بودیم؟ آیا سعی بر احیا و ادامه هنر و ارزشهای آنرا باید داشت یا محو و نابودی آنها را؟ و دیگر آنکه با گذشت زمان قطعا سبک های جدید و تفکرات جدید مطرح می گردد، اما این دلیل سعی بر محو دیگر اندیشه ها نیست و بسیاری از سبک های حاضر نیز، دنباله سبک های گذشته هستند و ایستاده بر شانه میراث گذشتگان است.

اصل مقاله مذکور را می توانید در "شرق" مطالعه کنید .


از علی نوربخش

August 03, 2005

نظرات شما
- tank you.
koorosh , August 21, 2005
- والا حیفه آدم وقتشو واسه ی این جماعت تلف بکنه که بخواد اشکالشون رو بگیره...آخه مگه میشه هایفتز و کرایسلر رو با کسی مقایسه کرد؟؟؟؟
, August 07, 2005
- نظرات من نقدی بود بر مطالبی که در مقاله روزنامه شرق منتشر شده بود(تحت عنوان ترجمه ای از خانم نقره چی) و ذکری از نام نویسنده اصلی نیز در مقاله نشده است. حال این مطلب صرفا ترجمه بود یا نظرات شخص مترجم را هم در برداشت،اینجانب از آن بی اطلاع هستم.
علی نوربخش , August 03, 2005
- خب اينها درست، حالا يعني مقاله از اصل اشتباه بوده و نويسنده مشکل داشته و يا اينکه در ترجمه اشکالاتي بوجود آمده است؟
ندا , August 03, 2005