HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
ریتم در موسیقی Jazz - قسمت اول
Marc Cohn
Jazz : بیان پیام آهنگ ساز و احساس نوازنده
هنگامی که شما به موسیقی گوش می دهید المانهای بسیاری دست به دست هم می دهند تا سبک و نوع موسیقی را مشخص کنند. از رنگ آمیزی سازها گرفته تا مشخصه های ملودی، هارمونی، ریتم و ... موسیقی Jazz نیز از این قاعده مستثنا نیست، اما ممکن است تعجب کنید اگر بدانید که به نظر بسیاری از اهل موسیقی، آنچه در موسیقی در Jazz مهمتر از قطعه نوشته شده روی کاغذ است، به نحوه اجرای قطعه توسط نوازنده بر می گردد و در این میان از مهمترین عاملی که موسیقی Jazz را از سایر سبک های موسیقی متمایز می نماید گونه های متنوع و خاص ریتم است که نوازنده با توجه به سلیقه خود در اجرا از آنها یاری می جوید.

اگر اجراهای مختلف یک سونات موتزارت که توسط نوازندگان برجسته پیانو اجرا شده است را گوش کنید، به سختی می توانید تشخیص دهید که هریک را چه کسی نواخته است، چرا که اصالت در موسیقی کلاسیک بر آن است که نوازنده دقیقآ آنچه مصنف در روی کاغذ نوشته شده اجرا کند. در مقابل اگر اجراهای مختلف قطعه In a Sentimental Mood از دوک الینگتون (Duke Ellington) را گوش دهید بسادگی می توانید مشخص کنید که کدام اجرا از چارلی پارکر (Charlie Parker) است و کدام سونی رولینز (Sonny Rollins).

باید توجه کرد که نمود اعمال و نفوذ احساسات نوازنده Jazz در ساز بیش از همه در ریتم شکل می گیرد، هرچند بدون شک Articulation و نوانس ها نیز تاثیر خود را بر سبک و شیوه نوازندگی خاص یک نوازنده Jazz می گذارند.

Marc Cohn
چرا اجراهای سولوی چارلی پارکر ما را به یاد
موسیقی Jazz می اندازد؟
بداهه نوازی (Improvise) از قرنها قبل از تولد Jazz در موسیقی کشورهایی مانند هند و ایران وجود داشته است، به بیان دیگر نباید فکر کنیم که گرفتن یک ایده موسیقی - که از طریق گوش یا پارتیتور بدست می آید - و نواختن جملات موسیقی از روی ایده گرفته شده، چیزی نیست که Jazz آنرا به عالم موسیقی معرفی کرده باشد. اما می توان در یک کلام مجموع عواملی که بداهه نوازی در موسیقی Jazz را از سایر بداهه نوازی ها متمایز می سازد، "علمی بودن" این سبک از موسیقی نامید. بدیهی است که احاطه علم بر موسیقی Jazz از سابقه طولانی موسیقی کلاسیک - به معنی عام - در اروپا و آمریکا گرفته شده است.

یک نوازنده Jazz با وجود آنکه دست بازی در اجرای قطعات مختلف دارد اما در ورای این آزادی محدودیت هایی علمی در زمینه کاربرد ملودی، ریتم و هارمونی را باید مد نظر داشته باشد.

چنانچه یک نوازنده سولو با ساز خود شروع به نواختن ملودی یک قطعه بنماید شما بسادگی می توانید تشخیص دهید که "آیا این قطعه در دسته بندی Jazz می گنجد یا خیر؟" برای مثال فرض کنید اجرای سولو Autumn Leaves از چارلی پارکر را گوش می دهید. می خواهیم به این نکته اشاره کنیم که مهمتر از هارمونی که در بسیاری از سبک های Jazz بر اساس آن موسیقی ساخته شده و استوار است، ریتم عامل موثر تری در دادن شخصیت Jazz به یک قطعه موسیقی است.

اما کمی راجع به ریتم، برخلاف سبک کلاسیک در یک قطعه موسیقی Jazz مثلآ یک سوئینگ 4/4 تاکید نوازنده - و سایر اعضای گروه - عمومآ بر روی ضربهای دوم و چهارم است به بیان دیگر این ضربها نسبت به ضربهای یک و سه برتری استفاده دارند. دقیقآ برخلاف آنچه بصورت طبیعی - همانند موسیقی کلاسیک - انسان انتظار آنرا دارد. به همین خاطر است که یک قطعه سوئینگ معمولآ واکنش حرکتی انسان را بر می انگیزد و نمی گذارد که شنونده آرام سرجای خود بنشیند. (ادامه دارد ...)


کاوه رهنما

August 15, 2005

نظرات شما
- شيدا. بگذار از همين حرف آخرت كمك بگيرم.با توجه به تجربه‌ت يا شنيده‌هايت (داده‌هاي جمع‌آوري شده) ادعايي طرح مي‌كني (فرضيه). فرضيه‌ي تو مي‌گويد زيبايي‌شناسي در حوزه‌هاي مختلف چون به سازوكار مغز مخاطب مربوط است، پس با هم نوعي هم‌بستگي دارند. اگر با اين فرضيه، چيزي را پيش‌بيني كني و بعد پيش‌بيني‌ات را محك بزني، مي‌گويم بحثي كه طرح كردي علمي است. اگر هم ادعات را هم‌اين‌جا رها كني مي‌گويم علمي نيست. همان‌طور كه كاوه اشاره كرده است، نگاه، ساخت يا گفتار علمي، مجموعه‌اي است از اطلاعات اوليه، الگو يا مدل و نهايتاً اطلاعات جديدي كه به‌وسيله‌ي الگو توليد شده و دوباره به محك گذاشته مي‌شود. پس بگذاريد دوباره بپرسم وقتي از موسيقي علمي حرف مي‌زنيم، از چي حرف مي‌زنيم؟ اما اشاره‌ي كاوه به تعدد گوشه‌ها مبهم است. آيا لزوماً تعدد صورت‌بندي‌ الگوهاي موجود نشانه‌ي ضعف ساخت علمي است؟ وقتي از ساخت علمي يك شاخه‌ از موسيقي، جز، مقامي، سنتي، كلاسيك، پاپ صحبت مي‌كنيم، چه مشخصه‌هايي را بررسي مي‌كنيم و با چه معيارهايي مي‌سنجيم؟ علمي‌بودن و تاثير آن در حوزه‌هاي آموزش، تحليل، توليد، انتشار و بسط و گسترش مرزهاي موسيقي چيست؟ اميدوارم مقاله‌ي كاوه نشان‌مان دهد كجا دنبال جواب اين سؤال‌ها بگرديم.
آيدين , August 31, 2005
- جناب رولینگ استون،به خاطر توضیحات خوب شماو همین طور معرفی کتاب بسیار ممنونم.ولی من میگم اگه شما از یک سبک تو موسیقی خوشتون میاد،یه نقاشی رو میپسندین، یه غذا یا یه جور بستنی رو دوست دارین و...همه اینا به یه المان تو مغز شما وابسته هست که با علم قابل توجیه هست و همشون هم به هم مربوط هستند و از روی هم دیگر مدلسازی میشن پس باز هم میشه این مدلسازی ها رو تعمیم داد یعنی مثلا من چندتا شکل هندسی بذارم جلوشما و نطرتونو در موردشون بپرسم بعدش بفهمم شما مثلابه چه نوع موسیقی علاقه دارین.پس همه به هم ربط دارن و این جمله شما که " علمي بودن هنر با تعريف زيبا بودن اون فرق داره "صد در صد درست نیست.ودقیقتر اگه بخوایم بررسیش کنیم من فکر میکنم چون آدما تعریفهای مختلفی از زیبایی دارند این اختلاف عقیده ها بوجود میاد.مثلا من میگم زیبایی یعنی زدودن آلاینده ها و کثیفی،وجهل رو هم از نوع آلاینده ها قبول دارم پس میگم هنر و علم یک تعریف دارند و آن زدودن ناپاکی هاست.
شیدا , August 16, 2005
- ممنون از مطلبتون، شما اطلاعات بسیار خوبی وبه خواننده هاتون منتقل می کنید
آرسانا , August 16, 2005
- در جواب دوست دیگر، ندا، باید بگم اصراری نیست که بگوییم موسیقی جز علمی است و بقیه نیست. اما آنچه مسلم است تفاوت فاحشی میان موسیقی اصیل ایرانی و جز هست. همانطو که تفاوت بسیاری میان موسیقی کلاسیک ایرانی و کلاسیک غربی هست. علم از در کنار هم قرار دادن واقعیت ها و مدل سازی بوجود می یاد و بعد از روی مدل و قوانین بدست آمده انسان شروع به ساخت و ساز می کنه. در موسیقی جز قوانین بسیار زیادی در زمینه هارمونی، فرم و استفاده از نت ها و ... وجود داره که کاملا" متفاوت از آنچیزی است که ما در موسیقی اصیل ایرانی داریم. موسیقی اصیل ایرانی بیشتر تکیه بر احساس دارد و قواعد خاصی در آن حاکم نیست کما اینکه شما به تعداد زیادی دستگاه و گوشه در آنها پیدا می کنید که این خود ضعف و عدم توانایی در مدل سازی این موسیقی توسط اساتید را نشان می دهد. اما به نظر من هنر خلاقیت در بیان پیام با استفاده روشهای مختلف احساسی و علمی است که کمی و زیادی این دو پارامتر می تونه مکاتب و سبک های مختلف هنری را بوجود بیاره. البته این موضوع جای بحث زیاد داره که اگر "گفتگوی هارمونیک" رضایت بدهد بزودی پس از اتمام مقاله ریتم، مطلبی در این باره خواهم نوشت.
کاوه , August 16, 2005
- در جواب دوست خوبمون سعید باید بگویم که منظور از ریتم همانطور خودتون گفتید مجموعه ای از کشش نت ها و سکوتها در کنار هم هست که در واقع همین مجموعه در طی چند میزان می تونه ریتمهای متداول سامبا، سالسا و ... رو درست کنه.
کاوه , August 16, 2005
- خانم شيدا، بحثي كه شما واردش شديد تا حدي در چارچوب درستيه و به موضوع جالبي بر ميگرده به نام "زيبايي شناسي" يا Aesthetics ، كه نه تنها در حوضه موسيقي بلكه در كل دريافت هنر مطرح هست و البته ارتباطي با علمي بودن هنر نداره. بلكه بر ميگرده به موضوع ساده اي به نام تعريف هنر و زيبايي كه آراي متفاوتي ازش وجود داره. توجه شما رو به فصل اول از كتاب " معني هنر" از " هربرت ريد" جلب ميكنم. به خاطر داشته باشيد كه علمي بودن هنر با تعريف زيبا بودن اون فرق داره و اين دو شرط لازم و كافي هم نيستند. پس من جمله شما رو اين گونه تغيير ميدم. اگر كسي موسيقي فرضا جز رو درك نميكنه به اين معني نيست كه اين هنر زيبا نيست، بلكه قدرت درك و احساس اين هنر در شنونده تقويت نشده. فراموش نكنيد كه درك زيبايي هنر خود نوعي هنر است و اين بحثي جدا از علمي بودن اونه.
rolling_stone , August 16, 2005
- خانم ندا برلي اطلاع شما امروزه ئر آمريكا، موسيقي جز به عنوان يك گرايش موسيقي بطور آكادميك تا درجه دكترا تدريس ميشه و براي اون 8 سال درس خونده ميشه. موسيقي جز كاملا علميه. هر چند زمانه (تا دهه 50-60) اين موسيقي بطور سماعي (گوشي) منتقل ميشد ولي در حال حاضر يكي از سنگين ترين و تا حدي پيچيده ترين موسيقي معاصره كه حتي نوازنده ها هم اون رو اصولي فرا ميگيرند
rolling_stone , August 16, 2005
- مطلب ارزشمندی بود، و معلوم بود که از روی تجربه نوشته شده . من فکر میکنم هر چیزی که با احساس جور در میاد و حتی یک موجود تو دنیا بتونه از اون لذت ببره حتما" یک دلیل علمی داره. و موسیقی و کلا هنر نقطه اتصال عقل و احساس است و برای همینه که هرچی بیشتر ازش بدونی بیشتر لذت میبری، حالا اگه من نتونم از اون لذت ببرم،یا کسی نباشه بتونه برام مسئله رو حلاجی و توجیه کنه یا هر دلیل دیگه، این دلیل نمیشه بگیم کمبودی داشته یا اصلا" علمی نیست یا فقط اونی که من درکش میکنم علمیه و بقیه نیستند.همه بداهه نوازی ها در همه سبکها(نه فقط جاز)علمی هستند چون یه نفر (میتونه فقط خود نوازنده باشه)از اون خوشش اومده؛ درسته؟
شیدا , August 16, 2005
- ظاهرا" نويسنده خيلي اصرار دارن که موسيقي جز رو علمي معرفي کنند بايد ديد که منظورشون چيه و کجاش علمي هست. مگر نه اينکه جز موسيقي اي است که گوش به گوش منتقل ميشه؟ ممکن است توضيح بدين؟
ندا , August 15, 2005
- kheily motasefam ke ino migam, ama bayad eteraf konam chizi ke dar mosighi sonati iran be name bedahe navazi amade yek chizie ke na sar dare na tah. hich chahar choobi nadare va navazande shoro mikone harchi delesh mikhad mizane. salha tar mizadam va mididam ke ostadaye man be hich vajh ba kamale sharmandegi az moosighi elmi chizi motevajeh nistand, ta inke majboor shodam tar ro vel konam va be gitar roy biaram. in mozo be hodoode 15 sale pish bar migarde va baeed midonam ta hala etefagh khasi dar mosighi oftade bashe va masalan yek metode elmi baray amoozesh bedahe navazi dar mosighi asil dorost shode bashe dar hali ke dar mosighi jazz 4choob haye besiar va metod haye ziadi vojood dare.
amir , August 15, 2005
- مطلب خوبي بود اما بايد منظورتون رو از ريتم بگيد که چيه؟ خيلي واضح نيست. چگونگي استفاده از کشش نت ها و سکوتها؟ يا انواع ريتم ها مانند سوئينگ، بوسانوا، سامبا و ...
سعيد , August 15, 2005