HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
رنگ و بافت در موسیقی
Orchestra
برای اجرای موسیقی با بافت پلی فونیک اغلب
تعداد سازهای زیادی لازم است.
برای داشتن یک تنظیم خوب و نهایتا" یک موسیقی زیبا آگاهی از اصول رنگ امیزی در ارکستر امری بدیهی است که برای آهنگسازی هم باید ان را مد نظر داشت. هنگامی که یک ملودی با دو ساز و با دینامیکی یکسان اجرا میشود تاثیرات بیانی متفاوتی پدید می آورد و موجب تمییز دادن آن دو صدا از هم میشود که از آن به عنوان رنگ صوتی (timbre) یاد میکنند.

رنگ صدا در فیزیک توسط تعداد و شدت نسبی هارمونیک های آن صدا تعریف میشود و همانطوری که میدانید هارمونیک صدا مجموعه ای از امواج هستند که موقع ایجاد یک تک صدای موسیقی بوسیله ماده مرتعش مانند سیم یا ستون هوا همراه آن صدا تولید میشوند که از صدای مبنا(هارمونیک اول) زیرتر هستند.

در واقع آهنگسازان اغلب با در نظر داشتن رنگ صوتی ساز ها به خلق آهنگ میپردازند.رنگ صوتی را با واژهایی مثل روشن ، تیره ، درخشان و ... توصیف میکنند. دگرگونی رنگ صوتی همانند دگرگونی دینامیکی میتواند ارائه کننده حالات مختلف در یک اثر باشد. رنگهای صوتی متضاد ممکن است برای برجسته نمایی یک ملودی تازه بکار گرفته شوند و یا اینکه حس پیوستگی را ایجاد نمایند. همچنین برخی از سازها ممکن است تاثیر بر انگیزنده ملودی را شدت دهند مثلا" صدای درخشان ترومپت با نوای قهرمانی یا نظامی مناسبت دارد و رنگ تسکین بخش فلوت با حال و هوای یک ملودی آرام همخوان است و همینطور ساز های بادی چوبی معمولا" القا کننده حالاتی با مضمون مظلومیت میباشند و... .

در عمل گستره بیکرانی از رنگهای صوتی در دسترس آهنگساز است و تلفیق سازهای مختلف به پیدایش رنگهای تازه ای می انجامد که هیچ کدام از ساز ها به تنهایی قادر به انجام آن نیستند بعلاوه رنگ صوتی با تغییر تعداد نسبی سازها یا خطهای آوازی اجراکننده ملودی نیز دگرگون میشود و این خود باعث پیدایش فصل جدیدی از دنیای موسیقی با نام بافت (texture) موسیقی است.

آهنگساز میتواند با استفاده از بافتهای دگرگون شونده در اثرش تنوع و تضاد در عین پیوستگی اجزا بیافریند. در واقع بافت موسیقی اصطلاحی است که به تعداد لایه های صوتی همزمان و به نوع آنها (ملودی و هارمونی) و همچنین چگونگی ارتباط آنها با هم اشاره دارد. بافت موسیقی مانند بافت پارچه با واژهایی همانند تنک و متراکم و نازک و ضخیم و سنگین و سبک توصیف میشود که آهنگساز برای آفرینش تضاد و جلوه های نمایشی میتواند بافت موسیقی را تغییر دهد. اکنون به بررسی سه بافت مهم موسیقایی میپردازیم:

1- بافت مونوفونیک (monophonic)
اگر شما به تنهایی آواز بخوانید آواز شما نوعی موسیقی مونو فونیک به حساب می آید. در حقیقت یک خط ملودی تنها و بدون همراهی را مونوفنیک گویند و اجرای همزمان یک خط ملودیک توسط چند ساز یا خواننده بصورت یونیسون را heterophony می نامند

Piano singer
موسیقی یک نوازنده پیانو هنگام آواز خوانی معمولا" دارای بافت
هموفونیک است.
2- بافت پلی فونیک (polyphonic)
اجرای همزمان دو یا چند خط ملودیک که اهمیت و جذابیت نسبتا" یکسانی دارند این نوع بافت را بوجود می آورد در این نوع بافت ملودی ها باهم رقابت میکنند. پلیفونی به موسیقی بعد میدهد و همانند پرسپکتیو در نقاشی که هر خط سبب غنا و تعالی خط دیگر است میباشد.

این ارتباط تعالی بخش متقابل نمایانگر تفاوت میان موسیقی و گفتار هم هست. اگر چند نفر همزمان مطالب متفاوتی را بیان کنند شما گیج میشوید اما اجرای همزمان ملودی های متفاوت توسط چند خواننده میتواند صدایی شیوا باشد.

موسیقی پلیفونی در برخی موارد حالت به اصطلاح"سئوال جوابی" دارد. برای آنکه این نوع موسیقی را به درستی درک نمایید بهتر است آن را چند بار و با زوایای دید ملودیکی مختلف بشنوید و بهتر آن است که اول به خط بالایی (زیرترین خط ملودیک) و بعد خط پایینی یا بمترین خط ملودیک و سپس خط میانی گوش دهید. این انتخاب شنیداری دریافت ما را از ریتمها و شکل های ملودیک متضاد افزایش میدهد و این امکان را فراهم می آورد که در هر لحظه به چگونگی تاکید بر خطهای ملودیک گوناگون گوش دهیم.

3- بافت هموفونیک(homophonic)
هنگامی که یک ملودی را با همراهی آکوردها و تزئینات (که به عنوان صرفا" تزیین ملودی و همراهی آن) میشنویم بافت موسیقی هموفونیک است. یک قطعه کرال نمونه ای از هموفونی میباشد که ملودی اصلی غالبا" توسط خطهای آوازی زیرتر اجرا میشود و خطوط آوازی دیگر(که بم تر بودند) اغلب نت هایی را میخوانند که با نتهای ملودی اصلی متفاوت اند ولی ریتمی مانند ملودی اصلی دارندکه با ملودی اصلی می آمیزند و آن را هارمونیزه میکنند.

این خطوط آوازی با هم توالی های آکوردی را پدید می آورند که در آنها اغلب هر هجا با آکوردی جداگانه هارمونیزه و خوانده میشود. همراهی در موسیقی هموفونیک بسیار متنوع است که این همراهی میتواند به صورت آکوردهای پس زمینهای و مطیع ملودی و یا خروشان باشد که ملودی اصلی را کم و بیش زیر سیطره قرار میدهند. حالت بیانی ملودی میتواند بر اثر ریتم یا هارمونی همراهی کننده آن تقویت شود . گاه یک خط ملودی فرعی به طور گذرا شاخص تر میشود و نقشی همسنگ ملودی اصلی میابد که در این گونه موارد توصیف بافتی میان هموفونیک و پلیفونیک مناسب تر مینماید.

دگرگونی بافت
آهنگساز میتواند با استفاده از این تکنیک در اثرش تنوع و تضاد بیافریند. او ممکن است قطعه را با یک ملودی و یک همراهی ساده آغاز کند و سپس ملودی را در تار و پود بافتی پلی فونیک قرار دهد و یا اینکه از راه برقراری تقابل میان تکخوان و آکوردهای پر طنین گروه کر فضایی دراماتیک بیافریند.


شیدا شیدایی فر

August 21, 2005

نظرات شما
- vagheaan lezzat bordam thank u
peyman , September 03, 2005
- فکر کنم هتروفونی را فرا موش کردید: هر سازی نسخه های مختلفی از یک ملودی را دارد
احسان , August 30, 2005
- من چند وقت پیش یه مطلب جالب توی یه سایت پیدا کردم. نمیدونم چه قدر با این بحث ارتباط داره ولی پیشنهاد میکنم یه نگاهی بهش بکنید. فکر میکنم جالب باشه! http://www.du.edu/~ckehn/color_music.htm
saeed1922 , August 24, 2005
- آقا بابک،من فکر میکنم پرسیدین تنوع بافتی در دوره مدرن بیشتر شده؟آره،منظورتون همینه؟اگه اینه که باید گفت بله ، به خاطر انقلاب الکترونی که خودش باعث زیادشدن تنوع رنگهای سازها و آمدن سازهای الکترونی و کلا تنوع رنگهای صوتی و تغییر تکنیکها که چه تکنیکهایی که در کذشته اصلا نبودند یا اگر هم بودند مجاز نبودن مثل تو ساز ویلون کشیدن آرشه پشت خرک یا کل لینو یا...و همینجور بالا رفتن سطح سواد و درک انسانها از محیط اطرافشون و عوض شدن سلیقه ها و ذائقه های شنیداری و... . این سوال به ساعتها بحث احتیاج داره و با چند خط نمیشه گفتش، پیشنهاد میکنم جوابی رو که به روشنک خانم دادم بخونید و سعی کنید همونجوری یه معادلسازی بین موسیقی و نقاشی بکنید و اونو تو دوره های مختلف در نظر بگیرید،حتما این جوری قدرت تحلیلی تون تو موسیقی خیلی بالاتر میره.
شیدا , August 22, 2005
- سلام روشنک خانم،اگه منظورتون تعریف که این مسلمه و تو متن توضیح داده شده اما اگه میخواین بدونین چه رابطه بین رنگ و بافت هست ،بیاین قطعه موسیقی رو مثل یک نقاشی تصور کنید ،شما اونو با زغال سیاه و ایجاد سایه ها میتونید بکشید یا با تعداد زیادی رنگ(مداد رنگی و...) ولی در هر حال اون نقاشی کشیده میشه ولی تو کشیدن با زغال هم شما از ایجاد سایه روشن ها کمک گرفتین؛حالا هر کدوم از سازها تو مثل یک مداد رنگی درنظر بگیر،ومثلا همه ویلن اول و دوم تو ارکسترت مدادهای سبز،ولی تندی همه مداد سبزها(ویلنها) که یکی نیست چون هر ویلنی یک صدا داره و هیچ دوتا ویلنی تو دنیا یک صدا ندارند،پس باز هم اگه بخوای یک بافت پلی فونیک تک رنگ داشته باشی خواه ناخواه اون تنوع صداها در ویلنهات هست که کمک کردن اون اثر اجراکنی(عین همون سایه روشن ها تو نقاشی با زغال)نمیدونم تونستم خوب بگم،به هر حال اگه سوالی داشتی بپرس.
شیدا , August 22, 2005
- مطلب خیلی خوبی بود. اگه چند تا قطعه رو هم به عنوان مثال در مقاله قرار میدادید بهتر بود. با تشکر
saeed1922 , August 22, 2005
- dar doreye romantic va modern shahede tanavoe bishtare texture hastim...na?
Babak , August 22, 2005
- salam, yani, rang hich ertebati ba baft nadare. momkene ke mosighi polyfonik bashe ama faghat az yek rang tashkil shode bashe, doroste ?
roshanak , August 21, 2005
- سلام؛ مرسي واقعا" استفاده کردم، کامل، ساده و پر محتوي.
سعيد , August 21, 2005