HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۳
bob Dylan
باب دیلان
دیلان به دنبال از میان برداشتن هر آنچیزیست که آن را رقابت غیر انسانی، بهره کشی، و طبقه بندی و محدود سازی اجتماعی میداند. و بر اساس باور عمیقش به پایان جهان و رستاخیز، انقلاب و دگرگونی را پیش بینی را میکند که خود به خود و بدون علت و سببی ظاهری و مادی و تنها به یاری قدرتی ماورائی و خدایی انجام و جهان را زیر و رو خواهد کرد.

اینکه جامعه بشری حاضر همراه با نهاد ها و ارزشهایش نه تنها باید مورد انتقاد قرار گیرد، و حتی به عنوان مفهومی واپس گرا رد شود، بلکه باید از آن گریخت، و این اصلی ترین پیام دیلان است.

فرار از جامعه، از زندگی اجتماعی و فردیش، ارزش هایش، تاریخش، سنت و هنجارها یش و هر آنچه بشری و جامعه ای است. ولی راه های فرار و گریز هر فرد هم محدود است : یکی مانند Hollis Brown می تواند زن گرسنه و پنج فرزندش را به قتل برساند و پس آن خود را بکشد و سر انجام بگوید "جایی در دور دست / هفت انسان دیگر متولد خواهند شد" (Ballad Of Hollis Brown) و دیگری به دنبال Mr. Tambourine Man در میان ماریجوانا، LSD، و دیگر مخدر ها "در زیر آسمانی از الماس برقصد" .

دیلان آرزوی تغییری را داشت که انسان و جهانش را دگرگون کند.

او آخر الزمانی را نوید می داد که در آن :

The line is drawnخط کشیده شده
The curse is cast نفرین و مصیبت محو شده
The slow one now will کسی که امروز کند کم توان است
Later be fast فرد ا یی نیرو مند خواهد بود
As the present nowو هر آنچه اکنون است
Will later be past به گذشته خواهد پیوست
The order is rapidly fadin’ فرمان و دستور به زودی می پژمرد
And the first one now و اولین آن در این زمان
Will later be last آخرین آن خواهد بود
For the times they are a-changin’در زمانی که هنگامه تغییر خواهد بود

این تکه شعرهای دیلان، به روشنی آرمانشهر پس از آخر الزمان دیلان را تصویر میکند، با فرا رفتن فرو دستان و بر افتادن قدرتمندان معمول آن.

در ترانه های دیگری مانند Its All Over Now Baby Blue و یا A Hard Rain’s Gonno Fall هجوم و سر در گمی رستاخیز تصویر می شود.
Thru the mad mystic hammering of the wild ripping hail
در میان ضربه های اسرار آمیز و دیوانه وار تگرگ وحشی
The sky cracked its poems in naked wonder.
آسمان شعرش را در شگفتی ناب و برهنه شکافت
That the clanging of the church bells blew far into the breeze.
و صدای ناقوس کلیسا تا دور دست در میان نسیم ها وزید
Leaving only the bells of lightning and its thunder.
و تنها درخشش جرقه ناقوس هاورعدشان را باقی گذاشت
Striking for the gentle, striking the for kind,
و (زنگها) می تپیدند برای (قلبهای) آرام، می تپیدند برای ( قلب های)مهربان
Striking for the guardians and protectors of the mind.
می تپید برای نگه بانان و محافظان روح
An' the unpawned painter behind beyond his rightful time.
و آنگاه نقاشی به گرو نرفته در پس و ورای زمان راستینش ظاهر شد
An' we gazed upon the chimes of freedom flashing.
و ما خیره شدیم به تلا لو ساز های آزادی

در Lay Down Your Weary Tune میگوید:

Struck by sounds before the sun, پیش از بر آمدن آفتاب صداها تکانم دادند
I knew the night had gone, و فهمیدم که شب سپری شده
The morning breeze like a bugle blewو نسیم صبح مانند دمیدن شیپور
Against the drums of dawn. به سوی طبل های طلوع خورشید می وزید
T he ocean wild like an organ played اقیانوس وحشی مانند پیکری جست و خیز می کرد
The seaweed’s wove its strands, که خزه ها مو هایش را بافته بودند
The crashin’ waves like cymbals clashed بر خورد موجها به صخره ها و ماسه ها
Against the rocks and sands. صدای نواختن سنجی را می داد
I stood unwound beneath the skies و من، رها از درد و زخم زیر آسمان ایستادم
And clouds unbound by laws, و ابرها، رها از هر قانون و دستوری
The cryin’ rain like a trumpet sang و ناله باران مانند صدای ترومپتی بود
And asked for no applause.که برای تشویق و فریادی نواخته نمی شد


مطالب مرتبط :
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۲
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۱

Frank Davey ، دسامبر سال 1969
شاعر ، نویسنده ، محقق ، پروفسور ادبیات و استاد دانشگاه اونتاریو

ترجمه و اقتباس از فرشاد ملک زاده

September 04, 2005

نظرات شما
- i love u
mehrani , September 06, 2005
- قسمت بزرکتر این مقاله به کوهن اختصاص داره که قراره در ادامه منتشر بشه ، خوب باید به اصل مطلبی که مورد تفسیر قرار می گیره(اصل ترانه) اشاره کرد و ترجمه البته.اولم تمایل من این بود که ترجمه در پا نویس بیاد که ممکن نشد .متشکر.
فرشاد , September 05, 2005
- سلام مرسی از مطلبتون ، ولی کاش ازکوهن و نوع موسیقیش بیشتر بنویسید . فکر می کنم ترجمه آهنگها آنقدرها برای کسی جذابیت نداشته باشه چون هرکس به هر حال می تونه آهنگی که گوش می کنه و بفهمه مخصوصاالان که متن هر آهنگی که بخوای میتونی از تو اینترنت پیدا کنی و دربرگردان فارسی آهنگها یه کم برداشتهای شخصی دخالت داره که برداشتهای شخصی هر کسی برای دیگری زیاد جذاب نیست . در هر صورت ممنون از سایت خوبتون .
آرسانا , September 05, 2005
- خیلی کامنت با مزه ای بود.خوب این نوع از ادبیات با موسیقی آمیخته شده و قابل تفکیک نیست.قسمت اول یه مقدار در این مورد صحبت شده.
فرشاد , September 04, 2005
- اصطلا" هيچ چيز متوجه نشدم، چرا از موسيقي نمي نويسين. مگه اينجا سايت ادبياته؟
ندا , September 04, 2005
- سلام مرسی از زحماتی که میکشید. حقیقتش نمیشه تشکر نکرد.
روشنک , September 04, 2005