HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
طلوع مشکاتیان
مركز حفظ و اشاعه موسيقي، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسيقي ايراني بوسيله نورعلي خان برومند و داريوش صفوت، تاسيس و سپس با دعوت از اساتيد بزرگ آن زمان تكميل شد. نقش اين مركز، در پيشرفت موسيقي ملي، غير قابل انكار است بطوريكه بسياري از اساتيد شاخص حال حاضر، پرورش يافته همين مركز بودند.

پرويز مشكاتيان يكي از همين اساتيد است كه فعاليتهاي رسمي هنري خود را در زمينه سنتورنوازي، از همين مركز آغاز كرد و توانست در آزمون باربد, مقام اول مشترک را در سنتورنوازی, به همراه پشنگ کامکار بدست آورد. وی بعدها به همكاري با گروهي پرداخت كه متشكل بود از: پريسا (آواز)، حسين عليزاده (تار)، محمدعلي كياني نژاد (ني)، داوود گنجه اي (كمانچه) و محمود فرهمند (تمبك).

Audio File به قسمتي از اجرای این گروه توجه كنيد.

وی در كنار آن به اجراي برنامه هاي تكنوازي و دونوازي نیز پرداخت كه بدين وسيله سنتورنوازي خود را به اهل هنر معرفی کرد.

استقبال مردم از سبك جديد سنتورنوازي وي بسيار خوب بود. چهارمضرابهاي زيباي وي كه سرشار از ملوديهاي دلربا، درابهاي زيبا و سرعت بالاي مضرابهايش بود، همگان را حيرت زده مي كرد.سرعت مضرابهاي وي تا حدي زياد است كه در بعضي چهارمضرابهايش، شنونده احساس مي كند كه حتي دو سنتور با هم در حال نواختن هستند!این سرعت وی در نوازندگی پیوسته توأم با دقت بوده است به طوریکه تمامی نت ها, شفاف و شسته رفته اجرا می شوند و این خود درس مهمی برای سنتورنوازان است.

audio file چهارمضراب مخالف سه گاه: سنتور پرويز مشكاتيان، تمبك ناصر فرهنگفر

ريتم در اكثر آثارش، دائما در حال تغيير است و اين امر باعث شده كه شنونده هيچگاه نتواند ادامه قطعه را حدس بزند. از ديگر ويژگيهاي آثارش مي توان به استفاده از ملوديهاي طرب انگيز، اشاره كرد كه ساخته هاي وي را از آهنگسازان ديگر متمايز مي كند. اين ويژگيها را مي توان در قطعاتي چون: audio file بیداد ، داد و بيداد، سماع آوا، پگاه، دل انگیزان, طلوع، پيروزي، audio fileرزم مشترک و... به وضوح مشاهده كرد. وی توانسته منظور و احساس خود را در تمامی این آثارش, به خوبی به شنونده انتقال دهد که این خود نشان از آشنایی کامل وی بر موسیقی ایرانی است.

Audio File قطعه "دل انگيزان": سنتور پرويز مشكاتيان، تمبك محمود فرهمند

وي بعدها با همكاري حسين عليزاده، گروه عارف را تشكيل داد و بعد از انقلاب نيز، همكاري پيوسته خود را با محمدرضا شجريان در آلبومهايي چون: دود عود، دستان، آستان جانان، نوا مركب خواني، بيداد، قاصدك و... آغاز كرد كه هر كدام از آنها، نمونه هاي بارزي از خلاقيت و هنر وي در زمينه آهنگسازي و بخصوص تصنيف سازي، هستند. البته متاسفانه, وی بعدها به دلایلی همکاری هنری خود را با شجریان, قطع می کند.

audio file تصنيف "شيدايي": آواز محمدرضا شجريان، سنتور پرويز مشكاتيان، تمبك ناصر فرهنگفر

وي علاوه بر آهنگسازي، در تنظيم قطعات نيز تبحر خاصي دارد و اين امر ناشي از اطلاعات كامل وي از ديگر سازهاي ايراني است. به طور مثال می توان به تنظیم قطعه «چکاد» اشاره کرد که نمونه بهترین تنظیمهای وی به شمار می آید. مشكاتيان بارها و بارها در خارج از كشور، به اجراي برنامه پرداخت كه در بهترين آنها مي توان به كنسرت فستيوال مولانا در ايتاليا در سال 1993 ميلادي (1372خورشیدی)، اشاره كرد كه در آنجا علاوه بر سنتورنوازي, به نوازندگي سه تار پرداخت و بدين وسيله مهارت خود را در نوازندگي اين ساز نيز نشان داد.

audio file تکنوازی سه تار از پرویز مشکاتیان

از ديگر آثار وي مي توان به: لاله بهار(شهرام ناظری)، مقام صبر (عليرضا افتخاري)، صبح مشتاقان (علي جهاندار)، كنسرت همايون (حميدرضا نوربخش)، كنج صبوري (علي رستميان)، افشاري مركب، مژده بهار، افق مهر، كنسرت راست پنجگاه و وطن من (ايرج بسطامي)، اشاره كرد. نکته بسیار جالبی که در تمامی تصانیف وی دیده می شود، انتخاب شعر مناسب با دستگاه مورد نظر است.

Meshkatian
پرویز مشکاتیان


وي به مركب نوازي (مدولاسيون)، كه يك اصل مهم و فني در موسيقي است، بسيار بها مي داد و به پشتوانه خلاقيتي كه داشت، توانست برنامه هاي تركيبي بسيار زيبايي خلق كرده و با گروه خود اجرا كند.

گروه عارف، از زمان شكل گيري خود، بارها و بارها دستخوش تغييرات شد به گونه ای كه هيچگاه اعضاي گروه آن ثابت نماندند و مي شود گفت كه عضو هميشه ثابت آن، خود پرويز مشكاتيان بود. مشكاتيان پس از سالها دوري از عرصه موسيقي، در زمستان 1383، دوباره با گروه خود به روي صحنه رفت و با همكاري شهرام ناظري، كنسرتي در سالن وزارت كشور، اجرا كرد. سنتورنوازي وي در اين برنامه، بدين گونه بود كه هنوز چابكي و آمادگي گذشته خود را داشت.

استاد مشكاتيان با چاپ نت قطعات و پارتيتورهاي آهنگهايش، پس از سالها انتظار دوست داران آثارش موافقت کرد و این قطعات توسط آقاي عليرضا جواهري (از شاگردان ایشان)،نت نگاری شده و تا اكنون نیز بسياري از آثار وي را از جمله پيش درآمدها، چهارمضرابها و تصانيف، به چاپ رسانيده است.

وقتی یک نوازنده نگاهی به این آثار می اندازد، متوجه مي شود كه چقدر نواختن قطعات مشكاتيان دشوار و پر از موردهای تکنیکی است. نوازندگی آثار او سالها ممارست و کوشش میطلبد. . قطعاتي پر از دراب، تكيه، پاساژ و اتودهاي مضرابي مشكل. يك ويژگي شاخص قطعات وي، تكرار زياد يك يا چند ميزان (بصورت ترجیع بند یا گاهی پایه مضرابی) است كه شايد در وهله اول ناخوشايند جلوه كند، ولي وقتي در قطعه اجرا شود، زيبايي آن نمايان مي شود.

از ديگر ابداعات آهنگسازي وي، مي توان به خفه كردن صدا در يك آن و ادامه دادن آن با جفت مضرابهايي كه صداي آن كم كم افزايش مي يابد، اشاره كرد كه به نوبه خود باعث زيبايي قطعه مي شود. در پارتیتورهای مشکاتیان میبینیم که حتي براي دف و تمبك نيز در قطعه گروهي، تنظيم خاصی نوشته شده؛ به صورتي كه جاهايي از قطعه كه به دف يا تمبك احتياج نبود، از آنها استفاده نمي كرد و در مقابل، هنگام نياز به خوبي از آن بهره مي برد.

بدون ترديد سبك سنتورنوازي پرويز مشكاتيان، يكي از زيباترين و پرطرفدارترين سبكهاي زمان ماست. پس عجيب نيست كه هر سنتورنوازي از كوچك تا بزرگ، براي نشان دادن مهارت نوازندگي اش، قطعاتی از وی را اجرا كند.

استاد مشكاتيان، از همه نظر (چه تولید موسیقی، چه پرورش شاگرد، دوستی مردم با موسیقی ایرانی و ارائه رپرتوار موسیقی فراوان بصورت نت و پارتیتور) حق بزرگي بر گردن موسيقي ايراني دارد و جا دارد كه به پاس فعاليتهاي ارزشمند هنري اش، از وي تقدير شاياني بعمل آيد.

Audio File به قسمتي از بداهه نوازي استاد مشكاتيان در دستگاه همايون، توجه كنيد.

حامد رائیجی

مطلب مرتبط :
کنسرت گروه عارف
موسیقی انقلاب

December 08, 2005

نظرات شما
- به نظرم استاد مشکاتیان در جایگاهی هستند که عارفان در شعرهایشان گفته اند اما اینکه به شهرستانها توجهی ندارند از خوبی ایشان کاسته است
حمید رضا , January 12, 2006
- سعی کنید از لفظ استاد کمتر استفاده کنید زیرا در این دوران اساتید افرادی نابخردند !!!!!!!!!!
سینا , December 29, 2005
- از مطالب شما بسیارممنونم جناب استاد مشکاتیان پدیده تکرار نشدنی تاریخ هستند
, December 20, 2005
- سلام.ممنونم از مطالب زیبای سایت اما خیلی خوشحالم که بالاخره مطلبی از دل انگیز ترین نغمه موسیقی سخنی رفت
mayssam , December 12, 2005
- بالاخره یکی هم از آقای مشکاتیان صحبت کرد. ممنون
حامد , December 10, 2005
- mohem ine ke tafakore aref zende bashe ke zendast
, December 10, 2005
- شهرام ناظرى كاغذهايش را از جيبش درمى آورد و جلوى خود مى گذارد. بر عكس كنسرت هاى قبلى عينك شيشه اى رنگش را به چشم نزده. پرويز مشكاتيان كنار دستش نشسته است. آن ها اگر چه با هم در اين چند سال كار نكرده اند اما هنوز رابطه عاطفى شان محفوظ است. هر چند از اين صميميت در پوستر كنسرت ۱۰ و ۱۱ دى ماه و عكس روى بليت كنسرت خبرى نيست. در كنار هم اما با فاصله ايستاده اند و به دوربين چشم دوخته اند و ديگر اعضاى گروهى كه با نام عارف روى صحنه ظاهر شده، با همان فاصله دور و برشان را گرفته اند.۴ هزار نفر به آنها چشم دوخته اند و بعد از ايستادن در سرماى زمستان بيرون درهاى سالن وزارت كشور كم كم گرم مى شوند. آنهايى كه پول خريد بليت هاى ۲۰ هزار تومانى را نداشته اند روى صندلى هاى بالكن نشسته اند و از طريق ويديوپروجكشن برنامه را مى بينند يا اينكه از پشت سر همديگر كله مى كشند. اعضاى گروه عارف بعد از چند سال دور هم جمع شده اند. بيژن كامكار مسن ترين عضو گروه مى گويد بعد از ۱۳ سال. جمع آنها جمع است، در غياب خيلى از ياران قديمى و پاى ثابت تمام برنامه ها و اجراها پرويز مشكاتيان است كه تمام تاريخ و خاطره عارف را به دوش مى كشد و هر چند وقت يك بار آن را با اعضاى قديمى و جديد تقسيم مى كند.گروهى كه سال ۱۳۵۶ در راديو تشكيل شد. بعد از گروه شيدا و نام عارف قزوينى را به پيشنهاد «سايه» بر آن گذاشتند كه آن وقت ها رياست راديو ايران را برعهده داشت. عارف در گلچين هفته برنامه اجرا مى كرد. پرويز مشكاتيان مى گويد: «بعد از استعفا از راديو به خاطر كشتار ۱۷ شهريور كانون چاووش را تشكيل داديم و آنجا هم با مردم همراه بوديم. شعرهاى مردمى و ميهنى را سرود مى كرديم و صبح تا شب خودمان مى ساختيم، مى زديم و تكثير مى كرديم و در اختيار مردم مى گذاشتيم تا آنجا كه ارتباط با مردم گسترده تر شد و تنها به همين دليل در سال ۵۹ چاووش را مهر و موم كردند.» پرويز مشكاتيان، محمد رضا لطفى و حسين عليزاده رهبران چاووش با هم اختلاف نظر پيدا كردند تا اينكه چاووش از هم پاشيد و مشكاتيان با گروه كوچك عارف ادامه داد. اما ديگر از عارف فقط نامى مانده است و صدايى كه تنها مى توان در خلوت خانه به آن گوش سپرد: اجراى گروه عارف با صداى محمدرضا شجريان، اجراى گروه عارف با صداى شهرام ناظرى، اجراى گروه عارف با صداى عليرضا افتخارى، على جهاندار، ايرج بسطامى و حميدرضا نوربخش.آستان جانان، سر عشق، بيداد، نوا و مركب خوانى، دستان، جان عشاق، گنبد مينا و.... همه به راه خود رفته اند. پرويز مشكاتيان در اين مدت كه هفت سال از آخرين كنسرتش در تهران مى گذرد گوشه خانه اش در نياوران نشسته و كتاب مى نويسد. عليزاده با گروه هم آوايان تجربه هاى جديد مى كند، شهرام ناظرى آهنگ هاى پسرش را مى خواند، محمد على كيانى نژاد فراموش شده، ايرج بسطامى زير خروارها خاك است، محمدرضا شجريان دلزده از وضعيت هنر داخل در آن سوى مرزها برنامه مى گذارد، حميد متبسم گروه دستان را مى گرداند، عليرضا افتخارى پشت سر هم آلبوم بيرون مى دهد، كامكارها اركستر خانوادگى خود را دارند، كيوان ساكت دلش را به گروه وزيرى خوش كرده است و... عارف از آدم هايش جدا مانده است. عارف حالا ديگر روح فراموش شده اى است كه هر چند وقت يك بار لباس جديد به تنش مى كنند. مگر يك گروه فقط با خاطره زنده مى ماند؟ گروهى كه همه كسانش را از دست داده است و آدم هايش هر كدام دغدغه هايى دارند كه از عارف جدا مى كندشان. اگر عارف باشد آنها با گروه هايشان چه كنند؟ از عارف جز دور هم جمع شدن اعضايش چه مانده است آن هم بعد از چند سال؟ از عارف چه كسى مانده است؟ عارف حالا فقط اسمى است در بيوگرافى آدم هايش و كنسرتى كه ۸ هزار نفر در دو شب مخاطب آن هستند. مثل همين امشب كه خيلى ها با آن غريبه اند و اگر آمده اند براى تجديد خاطره آن سال هاست، براى شنيدن صداى سنتور پرويز مشكاتيان، آواز گرم شهرام ناظرى كه «مرا عاشق» را مى خواند، شنيدن ساز بيژن، اردشير و ارژنگ كامكار و نى جمشيد عندليبى. عارف آمده تا خود را مرور كند. بنابر اين قطعاتى كه پشت سر هم و بدون تنفس نواخته مى شوند از قطعات حماسى گرفته تا عرفانى و عاشقانه، مناسبتى با هم ندارند و اجراهاى قديمى و ساخته هاى جديد تر مشكاتيان را تشكيل مى دهند. شهرام ناظرى سرما خورده است و مثل هميشه هنگام خواندن دستانش را تكان مى دهد و هنگامى كه نمى خواند خودش را. موهاى پرويز مشكاتيان زير نور پروژكتورها سفيدتر از هميشه است اگر چه بيشتر از ۴۶ سال ندارد. بعد از اين اجرا او دوباره به گوشه خود مى رود و نوشتن كتاب هايش را از سر مى گيرد تا زمانى كه دلتنگى بر او غلبه كند؛ دلتنگى از همنشينى هاى گذشته نه دلتنگى از صحنه و ارائه كارهاى تازه اش به مردم. چرا كه معتقد است مخاطب در كارهايش تاثير ندارد و به خاطر شنونده كارى را بر خود تحميل نمى كند. حتى عارف هم ا نگيزه اى براى مشكاتيان نيست. او هنوز براى اجراى كنسرت انگيزه مى خواهد و شرايط كنونى هم مايوس كننده و هم از بين برنده انگيزه هنرى است: «خرابى از حد گذشته و هيچ كارى نمى توان براى آن كرد. هيچ تعريفى از هويت موسيقى در اين سال هاى اخير نداشته و نداريم.» او مى گويد: «ما توقع و انتظار مردم را برآورده مى كنيم و عارف پاسخگوى انتظارى است كه مخاطبانش دارند. اشعارى هم كه انتخاب شده، نشان دهنده پيام و حرف ماست.» از آدم هاى پركار آن زمان اما خبرى نيست. آن زمان همه در كانون چاووش شب و روز كار مى كردند. مركز حفظ و اشاعه موسيقى مركز اجتماع آنها شده بود. هر روز تمرين مى كردند و مى خواستند كار را به بهترين نحو ارائه دهند و بهترين گروه موسيقى سنتى بودند.از آدم هاى آن دوران كه عارف دور هم جمع مى كردشان خبرى نيست، اما مشكاتيان مى گويد عارف همان عارف قديم است و اگر مى گذاشتند در استاديوم ۱۰۰ هزار نفرى آزادى كنسرت برگزار كند هيچ جايى خالى نمى ماند. اگر چه قرار بر اين شده كه عارف بعد از اين برنامه زنده بماند و يك كميته فنى براى ادامه كارش تشكيل شود. مشكاتيان مى گويد عارف همان است كه بود. كنسرت با سرود ايران مرز پرگهر تمام مى شود. نظم سالن به هم خورده است و از بالكن كه نگاهى مى كنى انگار گردباد وزيدن گرفته. همه از جايشان بلند شده اند. در اينجا هميشه مردم براى رفتن عجله دارند. آدم ياد اجراهاى اركستر موسيقى ملى مى افتد كه اين سرود حسن ختام برنامه هايش است. شهرام ناظرى كاغذ شعرهايش را در جيبش مى گذارد. ۴ هزار نفر به كمك همديگر سكوت خيابان ها را مى شكنند
, December 10, 2005
- گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود
, December 10, 2005
- گروه" عارف" به خاطر نوازنده منحل نمي شود و من از تصوير و تصوري كه" جمشيد عندليبي" از "عارف" دارد ، متاسفم و ايشان ديگر نبايد خود را جزو عرفا بداند. "پرويز مشكاتيان" ، در خصوص منحل شدن گروه" عارف" با بيان اين مطلب گفت : شمشير كشيدن براي هر خردكي ، سياست خارپشتان است . ولي من براي هيچ كس شمشير نكشيده ام و هميشه به " جمشيد عندليبي" در حد خودش كه حد والايي هم هرگز نبوده ، نگريسته ام . ايشان كه عضو سابق گروه" عارف" بودند ، طي مصاحبه اي مواردي را يا به انتقاد و يا از سر دلتنگي از سرپرستي گروه روا داشته اند و خبر از انحلال اين گروه داده است كه بايد گفت كه نام يك گروه را تفكر حاكم بر گروه تعيين مي كند نه نوازنده آن ." عارف" اولين آهنگساز آزادي خواه و ملي و ميهني اين مرز و بوم بوده است و كارهاي گروه" عارف" نهادي از تفكر "عارف" قزويني است. وي افزود : در سال هايي كه قرار بود ، روانشاد" ايرج بسطامي" در كنسرتي با نام" افشاري مركب" معرفي و در تالار وحدت به صحنه برود ، "جمشيد عندليبي" ، علي رغم شركت در تمام تمرين هاي گروه در هفته آخر ، يعني يك هفته مانده به اجرا ، دعوتي از آمريكا برايش آمد كه پول بيشتري نصيبش مي شد و گروه را تنها گذاشت ؛ به شاهد 5 شب اجراي" افشاري مركب " و CD و نوار اين اجرا ، نوازنده ني در گروه" عارف" ،" محمد علي كياني نژاد" بود و از آن زمان ، "جمشيد عندليبي" به حال تعليق درآمد و در اجراهاي ديگر گروه" عارف" به شاهد CD ، نوارها و فيلم ها در داخل و خارج كشور ، نوازنده ني يا" محمد علي كياني نژاد" و يا "حسن ناهيد" بود. وي افزود : " كامكارها" گروه خانوادگي خودشان را داشتند و كار حرفه اي مي كردند و گروه" عارف" ناگريز براي اجراهاي داخل و خارج ، از نوازندگان ديگري چون ؛" مسعود حبيبي"،" آرش فرهنگ فر"،" فرهاد عندليبي" و" فرهاد شاهسواري" استفاده مي كرد . در اجراي اين بار گروه "عارف" بعد از چند ماه تمرين ، در كردستان عراق برنامه اي خصوصي پيش آمد كه ميزبان برنامه ، طايفه" بارزاني ها " بودند كه به شاهد نوار ، نه فستيوال بود و نه جشنواره كه آقايان" كامكارها" و "عندليبي" ، 1 هفته مانده به اجراي گروه "عارف "به كردستان عراق رفتند و تاريخ كنسرت ها به 3 هفته بعد موكول شد كه 10 و 11 دي ماه بود و ناگريز تمام پوسترها و بليت ها مجددا به چاپ رسيد ." جمشيد عندليبي" در طول 3 ماه تمرين گروه" عارف" فقط 3 بار در تمرين حضور داشت و در شب اجرا به شهادت نوار و فيلم ، فقط تصانيف "محبوب من وطن" و" مرا عاشق "را اجرا نمود. "مشكاتيان" در ادامه اظهار داشت : " جمشيد عندليبي" ، نظر به تفكر حاكم به گروه" عارف" كه اصالت ، صداقت و رسالت است ، بايد مي دانست كه پيش از اجرا در جريان ارتباطات هنرمند و هنرپذير نگويد كه" ني نوا " را او ساخته است . در شب هاي اجرا " جمشيد عندليبي" به جاي اين كه در تك نوازيش لااقل هم سويي و هم پهلويي با رايانه روي صحنه را نشان دهد ، به اجراي" ني نوا " پرداخت كه حرفش را به كساني كه گفته بود ، ثابت كند. اين نوازنده سنتور در خصوص جريان مسائل مالي گفت : در جريان مسايل مالي كه در برخي جرايد اعلام شده بود كه موسيقي جدي ايراني با تهيه بليط 20000 تومان و با كسوت زياد ، نشانگر ‌‏آن است كه شنوندگان جدي دارد كه هم وقت و هم پول هزينه مي كنند ، در صورتي كه من احساسا از اين نوشته خوشحال شدم . ولي واقعيت اين بود كه در كنسرت اخير گروه "عارف" فقط 7 رديف 20000 توماني بود كه از آن ، يك رديف مدعوين وزارت كشور بودند . يك رديف هم به ميهمانان گروه" عارف" داده شد . گروه از آن جا كه ناگريز بود ، براي وزارت ارشاد ، انجمن موسيقي ، خانه موسيقي و اساتيد موسيقي كارت دعوت بفرستد ، 2 رديف از بقيه بليت هاي 20000 توماني را خريداري كرد . مابقي صندلي هاي كف 12000 تومان و صندلي هاي با لكن 8000 تومان بود . مضاف بر اين كه از صندلي هاي بالكن ، حدود 150 صندلي به خبرنگاران ، ژورناليست ها و خانواده هاي پرسنل انتظامي داده شده بود. هم چنين اجاره سالن ، شبي 15 ميليون تومان بود كه به لطف "دكتر هدايتي" ، مسوول سالن ، گروه" عارف" ، براي 2 شب ملزم به پرداخت 20 ميليون تومان شد. وي تصريح كرد : در جريان اجراي گروه "عارف "مسائلي از قبيل پوستر ، بليط ، فيلمبرداري ، دوربين هاي متحرك ، صحنه آرايي و لباس ، هزينه هايي است كه احتمالا از چشم حسابگر" عندليبي "به دور مانده است. اين آهنگساز در خصوص جايگزين كردن فرد ديگري به جاي" جمشيد عندليبي" در اجراهاي گروه" عارف " گفت : "عندليبي" بعد از" افشاري مركب" در گروه" عارف" به حال تعليق درآمد و من ناگريز بودم كه" حسن ناهيد" را به عنوان عضو پيوسته گروه "عارف" معرفي كنم و كه همه اين ها در بولتن هاي گروه موجود است. وي اعلام كرد : گروه عارف بعد از اين در تهران ، اصفهان ، شيراز ، كرمانشاه ، اهواز و فضاي باز آرامگاه خيام ادامه خواهد يافت و "حسن ناهيد" ، عضو پيوسته گروه به جاي" عندليبي " جايگزين مي شود. "مشكاتيان" در خاتمه با بيان اين كه" عندليبي" به جاي اين كه در صحنه ني بزند ، صندلي ها را مي شمارد ، خاطر نشان كرد : هنوز كليه حساب هاي گروه "عارف" در اجراهاي 10 و 11 دي ماه تصفيه نشده است.
, December 10, 2005
- پرویز مشکاتیان به زودی آلبوم تک نوازی سنتور خود را توسط انتشارات سروش به بازار موسیقی عرضه خواهد کرد . "پرویز مشکاتیان"،آهنگساز ونوازنده چیره دست سنتور،که این روزها احتمال برگزاری کنسرتی همراه با گروه عارف در شش ماهه دوم سال وجود دارد، در نظر دارد که آلبوم تک نوازی های سنتور خود را به بازار موسیقی عرضه کند. گفتنی است مشکاتیان از آلبوم " افق مهر " به خوانندگی " ایرج بسطامی " هیچ گونه همکاری با انتشارات " سروش " نداشته است .
, December 10, 2005
- چندی قبل در یکی از خبرگزاری ها از قول یکی از اعضای گروه موسیقی "عارف" عنوان کرده بود که به علت عدم انجام تعهدات مالی از طرف سرپرست گروه موسیقی عارف ، پرویز مشکاتیان، این گروه از هم پاشیده شده است ، این در حالی است که " کیوان ساکت" یکی دیگر از اعضای گروه عارف در این باره بیان داشت : این فرد تنها اظهارات خود را بیان کرده است و به نظر می رسد که شخص وی با آقای مشکاتیان مشکل خاصی دارند واگرنه اینکه تمام تعهدات مالی گروه ما پرداخت شده و به بهترین شکل انجام شده است . وی افزود: اگر یکی از اعضای گروه تصمیم می گیرد که دیگر همکاری خود را با گروه متوقف کند، نباید این موضوع را به معنای از هم پاشیده شدن گروه بداند، زیرا گروه عارف همچنان مصر است تا به فعالیت های خود ادامه دهد و در همین راستا در نظر دارد تا تابستان سال جاری در تهران کنسرت بزرگی را برگزار کند . این نوازنده و آهنگساز یاد آور شد: متاسفانه گاهی برخی افراد که جایگاه واقعی خود را نمی شناسند، اظهار نظرهایی می کنند که به روند فعالیت های گروه لطمه وارد می کند،بنابراین به نظر می رسد که افراد باید در اظهار نظرهای خود تجدید نظر کرده و دقت بیشتری را مبذول دارند . وی یاد آور شد : مشکاتیان به کلیه تعهدات نقدی خود عمل کرده و تنها تعدادی چک دست مدیر هنری است که در صورت نقد شدن به اعضای گروه داده خواهد شد . گفتنی است کنسرت سال گذشته گروه عارف با همراهی نوازندگان قدیمی و جدید گروه "عارف" اعم از شهرام ناظری(خواننده)، پرویز مشکاتیان (سنتور، آهنگ ساز و سرپرست گروه)، محمدرضا رستمیان (سنتورباس)، علیرضا جواهری (سنتور آلتو)، کیوان ساکت و بهرام ساعد (تار)، مازیار شاهی (بم تار) محمد دلنوازی، بهداد بابایی (عود) اردشیر کامکار، آرش کامور، شروین مهاجر (کمانچه)، رضا آبایی (قیچک آلتو)، سیامک آقایی (قیچک باس)، جمشید عندلیبی (نی)، بیژن کامکار (دف ، رباب) و ارژنگ کامکار (تنبک) برگزار شد. قطعات این برنامه در شور و دشتی بود و "لاله بهار" ، " گون" ، "کجایید" ، "سروآزاد" ، "مراعاشق" ، "لحظه دیدار" ، "چوپایی" ، "خزان" ، "سماء آوا" ، "در قفس" (از چاووش هفت) ، "چهارمضراب شور" و "چهارمضراب تمنا" در تالار وزارت کشور اجرا شد. گفتنی است گروه "عارف" از تاثیرگذارترین گروه های تاریخ موسیقی ایران بوده که از اواسط دهه پنجاه تا کنون به تولید موسیقی ایرانی می پردازد و در طی این سالها از نوازندگان مختلفی بهره برده است چرا که بعضی از این نوازندگان به علت مشغله های شخصی، خروج از کشور و ... از گروه خارج شده اند.
, December 10, 2005
- گل فرستادن مسئولين در روز تولد هنرمندان باعث خوشحالي است , اما كفايت نمي كند و جاي مسئله اصلي را نمي گيرد داريوش طلايي با بيان اين مطلب گفت : برگزاري بزرگداشت به جاي خود , خوب و يك عمل قدرشناسانه و شايسته است كه مسئولين براي افرادي مثل "مشكاتيان" كه توانايي خودشان را هم به مردم و هم به جامعه هنري نشان داده , شرايطي را فراهم كنند كه بتوانند كارهايشان را ارائه دهند . چون همان طور كه يك محقق نياز به فضاي تحقيقاتي دارد كه بتوانند رشد و نمو كند , موسيقي سالم و هنري هم بايد از يك شرايط و امكانات مناسبي برخوردار باشد . متاسفانه مشكل موسيقي هنري ما اين است كه هر هنرمند بايد خود يك تنه كارهايش را توليد كند , خودش كنسرتش را برگزار كند و آموزشگاهش را راه اندازي كند و مسئولين نيز در اين ميان , هنرمندان را رها كرده اند و تنها افراد اندكي مي توانند در اين عرصه فعاليت داشته باشند كه ارتباطات خوبي را داشته باشد. "طلايي" در ادامه در خصوص جايگاه اين هنرمند در موسيقي دستگاهي ايران گفت : " مشكاتيان" بهترين نوازنده سنتور وآهنگساز معاصر است و سبك و سياق ايشان در سيستم كلاسيك موسيقي دستگاهي با نكات خاصي كه نشان دهنده ذوق او است , شناخته مي شود. "مشكاتيان" در زمينه فرم هاي هم نوازي و گروه نوازي موسيقي ايراني كارهاي خوبي كرده كه جهش مهم وي در كار"بيداد " نمايان است . البته در آثار ديگر هم مي توان اين تكنيك ها را ديد . هم چنين در آثار اين هنرمند , پيچيدگي هاي خاصي وجود دارد كه فقط به قصد پيچيده ساختن نيست . بلكه از يك پشتوانه افقي برخوردار است. وي در ادامه در خصوص تاثير گذاري اين هنرمند در روند موسيقي دستگاهي بعد از انقلاب گفت: موسيقي قبل از تاسيس راديو خصوصياتي داشته كه بيشتر جنبه تك نوازي آن مطرح بوده و اگر هم گروه نوازي بود , اين گروه ها , فرم هاي خوبي مثل پيش درآمد ، تصنيف و رنگ را با آهنگسازان به صورت يك صدايي اجرا مي كردند . بعد از زمان راديو هم فرم هاي جديدي با اركستر گل ها كه به صورت چند صدايي بود , شكل گرفت كه در موسيقي حتي از لحاظ تك نوازي هم تغييراتي صورت گرفت. در سال 1350 با تاسيس مركز حفظ و اشاعه موسيقي , من به همراه هم دوره اي هاي خود , از جمله ؛ "محمد رضا لطفي"، "پرويز مشكاتيان"، "حسين عليزاده" , "مجيد كياني" و" داود گنجه اي" بازسازي و ارتباط دوباره با استادان قديم پرداختيم و كم كم با رسيدن به مرحله پختگي , هر كدام سبك و سياقي پيدا كردند. وي تصريح كرد: سپس در سال هاي انقلاب , گروه عارف و شيدا ,دو گروه معروفي بودند كه شكل گرفتند و به تدريج به همراه" شهرام ناظري" و "محمد رضا شجريان "آثار ماندگاري توليد كردند . "طلايي" در خاتمه خاطر نشان كرد : در حال حاضر با شرايط اجتماعي روند كار هنرمندان , هر ساله شاهد دگرگوني هايي در موسيقي هستيم . اما" مشكاتيان" به دليل يك سري دلسردي هايش , حضور كم رنگي را در جامعه هنري دارد. "طلايي" در پايان , پنجاهمين سال تولد اين هنرمند را تبريك گفت. همچنين كيوان ساكت نوازنده تار و يكي از اعضاي گروه" عارف" در اين باره ميگويد:مشكاتيان" بعد از انقلاب با استفاده از ريتم هاي مختلف در آهنگ ها و شيوه هاي مختلف تكنيكي كه اغلب با استفاده از گوشه هاي موسيقي دستگاهي بود ، توانست جان تازه اي به نوازندگي سنتور ببخشد. "مشكاتيان" يك موزيسين خوب و سنتور نواز متبحري است كه كاملا به موسيقي دستگاهي و رديفي ايران تسلط دارد . شيوه و سبك خاصي پيدا كرده و شيوه سنتور نوازي اين هنرمند بسيار قابل بررسي است . چرا كه قبل از انقلاب , از شيوه سنتور نوازي "فرامرز پايور" تبعيت مي شد و با حضور" مشكاتيان" , ايشان تاثير زيادي روي نگرش و نحوه سنتور نوازي و استفاده از تكنيك هاي مختلفي كه كمتر در آن زمان استفاده مي شد ، گذاشت . در واقع با اين شيوه و نگرش جديد جان تازه اي به نوازندگي سنتور بخشيد . وي تصريح كرد : هر هنرمندي يك دوره پركاري دارد كه حاصل تفكر ، تمدن و ممارست هاي دوران سازندگي و تلاش هايي است كه انجام داده است . اين هنرمند نيز با تمام اين تفكرات و مهارت ها , آثار زيادي را در قالب كتاب ، آلبوم و كنسرت ارائه داده است. " ساكت " در ادامه به تقسيم بندي آثار" مشكاتيان "در سه فرم و قالب پرداخت و گفت : مي توان آثار "مشكاتيان "را به سه بخش از جمله پيش در آمد ، چهار مضراب و تصنيف و ترانه تقسيم بندي كرد كه چهار مضراب ها در آثارش بيشتر و استفاده از پيش در آمد , كمتر به چشم مي خورد . اما از آن جايي كه اين هنرمند به شعر و ادبيات تسلط كافي دارد , بيشترين آثاري كه ايشان دارد در قالب تصنيف است . هم چنين اين هنرمند بعد از انقلاب , تصانيفي كه بار اجتماعي زيادي را در بردارد , ساخته است كه در ميان مردم از جايگاه ويژه اي برخوردار است. وي با بيان اين كه نام "مشكاتيان" به عنوان يك نوازنده چيره دست با يك دوره اي از تصانيف انقلابي كه در متن جامعه , جاري و همراه شد , اظهار داشت : اين وظيفه رسانه هاست كه آثار هنرمندان را تبليغ و به گوش مردم برسانند كه با موسيقي خودشان بيگانه نشوند . چون با وجود اين همه رسانه جمعي كه موسيقي هاي ديگر را تبليغ و ترويج مي كنند , ما بايد موسيقي شريف ايراني و هنرمنداني را كه در اين عرصه تلاش فراوان كرده اند را به مردم بشناسانيم و آثارشان را به گوش مردم برسانيم. نوازنده تار در خاتمه در خصوص برگزاري بزرگداشت هايي براي اين استاد مسلم سنتور و ديگر هنرمندان اين عرصه گفت : هنرمند خوب نياز به بزرگداشت و تقدير و تمجيد ندارد . اما بسيار به جاست كه متوليان موسيقي و كساني كه سكاندار معنوي و مادي در امر موسيقي ايران امروز هستند ، براي ارتقا فرهنگي و دلگرمي بيشتر هنرمندان , حمايت هاي مادي و معنوي خود را نسبت به اين بزرگان هنر داشته باشند و آن ها را به نحوي شايسته بيشتر همه مردم بشناسانند. "كيوان ساكت" در پايان , پنجاهمين سال تولد "پرويز مشكاتيان" , نوازنده، آهنگساز و سرپرست گروه موسيقي" عارف" را تبريك گفت.
, December 10, 2005
- بعد از گذشت چندين ماه از برگزاري كنسرت گروه" عارف"، هنوز تمام درآمد حاصل از فروش بليط هاي اين كنسرت از سوي مركز موسيقي بتهوون پرداخت نشده است پرويز مشكاتيان ", آهنگساز و سرپرست گروه عارف ,با بيان اين مطلب گفت: من مي خواستم با برگزاري كنسرت اخيرم , بعد از 7 سال, اتحاد هنرمندان موسيقي ايراني را به اثبات برسانم كه خوشبختانه به اين نتيجه هم رسيدم. قرارداد ما با "بتهوون" نيز بر اساس فروش تمام بليط از طريق اين مركز و برداشت سود 8 درصدي از سوي آنها بود و با اين قرار داد" بتهوون "موظف بود كه روز اول تمام پول فروش بليط ها را به ما مي پرداخت و بعد از فروش , سود خود را برداشت مي كرد كه متاسفانه مركز موسيقي "بتهوون " ، برخلاف اين اقدام ، 8 درصد پول خود را از فروش برداشته و تاكنون تعدادي از چك هاي خود را بعد از گذشت چند ماه به گروه پرداخت نكرده است. وي در ادامه با بيان اين كه حاضر به ارائه چك هاي پرداخت نشده است ، خاطرنشان كرد : با توجه گفته مسوول مركز موسيقي" بتهوون" كه اعلام نموده ، تمامي هزينه ها را پرداخت كرده است ، اين ذهنيت براي اعضاي گروه ايجاد مي شود كه اين پولها به حساب من آمده و من در پرداخت به آنها كوتاهي مي كنم ، در صورتي كه چنين چيزي وجود ندارد و سعي كردم به شخصه دستمزد چند تن از اعضاي گروه را پرداخت كنم. اين آهنگساز تصريح كرد: طي صحبت هاي ما با مديريت " بتهوون "، اين مركز موظف بود كه بعد از سال جديد ، تمامي چكهاي خود را سرموقع پرداخت كند ؛ ولي متاسفانه هنوز چنين اقدامي صورت نگرفته و تا به امروز هم تعدادي از چكها برگشت خورده است. اين نوازنده سنتور در خاتمه نشان كرد : زماني كه كسي خلوت نشين مي شود , دليلش تنها شرايط اجتماعي نيست , بلكه اين قبيل مسائل نيز باعث كناره گيري و خلوت نشيني او مي شود. در همين حال "بابک چمن آرا" رئیس مرکز موسیقی بتهوون در خصوص خبر یکی از خبرگزاری ها در مصاحبه با "پرویز مشکاتیان" نوازنده سنتور مبنی بر عدم وصول چک های "چمن آرا" پس از برگزاری کنسرت گروه عارف گفت: من به تمامی تعهداتم عمل کرده ام و همه چیز طبق قرارداد پیش رفته است. وی افزود: اگر این گروه دچار یک سری از اختلافات داخلی هستند و بین خودشان نتوانسته اند به جمع بندی برسند، مشکل من نیست. من حتی هنوز ایشان را ندیده ام و در این مورد با ایشان صحبتی نداشته ام، چون هیچ مشکلی وجود نداشته است. چمن آرا ادامه داد: من با مدیر برنامه ایشان طرف بوده ام که تمام پول را هم به ایشان داده ام
, December 10, 2005
- تک نوازی مشکاتیان برای سروش شنبه 15 مرداد 1384 نسخه چاپ - ارسال براي دوستان پرویز مشکاتیان به زودی آلبوم تک نوازی سنتور خود را توسط انتشارات سروش به بازار موسیقی عرضه خواهد کرد . "پرویز مشکاتیان"،آهنگساز ونوازنده چیره دست سنتور،که این روزها احتمال برگزاری کنسرتی همراه با گروه عارف در شش ماهه دوم سال وجود دارد، در نظر دارد که آلبوم تک نوازی های سنتور خود را به بازار موسیقی عرضه کند. گفتنی است مشکاتیان از آلبوم " افق مهر " به خوانندگی " ایرج بسطامی " هیچ گونه همکاری با انتشارات " سروش " نداشته است .
, December 10, 2005
- پرویز مشکاتیان به همراه گروه "عارف" نیمه دی ماه امسال در تالار وزارت کشور به اجرای قطعات جدید و قدیمی می پردازد. به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، سرپرستی این کنسرت که حدود یک ماه ونیم دیگر به مدت دو شب در تالار وزارت کشور برگزار می شود، به عهده " پرویز مشکاتیان" خواهد بود. در این کنسرت از رپرتوارهای قدیم گروه عارف نواخته می شود. در کنار آن مشکاتیان قطعات جدیدی را ساخته است که حال و هوای امروز را دارد و به فضای اجتماعی ایران نزدیک است. اشعار این قطعات ازاخوان ثالث، شفیعی کدکنی و هوشنگ ابتهاج است
, December 10, 2005
- درپی انتشار سخنان بیژن کامکار در باره انحلال گروه عارف پرویز مشکاتیان به بیژن کامکار جواب داد خبر از هم پاشیده شدن گروه عارف چندی پیش توسط جمشید عندلیبی اعلام شد . بیژن کامکار دیروز در گفت وگو با روزنامه شرق مسائلی درباره انحلال گروه عارف مطرح کرد و پرویز مشکاتیان امروز در گفت و گو با "مهر" به او پاسخ داد. پرویز مشکاتیان، درگفت و گوی تلفنی با خبرنگار موسیقی "مهر" گفت : امرمحال وممتنع اگرباورکردنی باشد ، بهتر ازامرممکنی است که باورکردنی نباشد. "گروه عارف ازهم پاشید " البته امری است محال ولی باورکردنی . اما گروه عارف را من درست کرده ام . البته امری ممکن است ولی باورنکردنی. بیژن عزیزگفته است درگروه عارف و درکنارمن نوازندگانی نشسته اند که سن نوه مرا دارند، البته هم محال است وهم غیرممکن وهم باورنکردنی . او گفته است کنسرت وزارت کشور را برگزار کردیم و بعد به کردستان عراق رفتیم و در بازگشت به من گفته شد که من از "مسئولیت مالی گروه عزل شده ام" . مشکاتیان افزود: به حضورخوانندگان عزیزعارضم که کنسرت وزارت کشورحدود سه هفته زودترازدهم ویازدهم دی ماه باید برگزار می شد، اما به علت اینکه کامکارها وعند لیبی درآن تاریخ به کردستان رفتند ، اگرچه همه هماهنگی ها انجام شده بود، ناگریزکنسرت عقب افتاد و یکی دو اسپانسر که دراین زمینه به گفت وگو نشسته بودند، به دلیل این تعویق کنارکشیدند. حتی دکترهدایتی (مشاور وزیرکشورو رئیس سالن ) که دراین اجراها یاریی شان بی حد و اندازه بود، مرا به کناری کشیدند و پرسیدند که آیا واقعا این اجرا انجام خواهد شد؟ پرویز مشکاتیان مشکاتیان ادامه داد: وانگهی من همیشه برای بیژن ، اردشیر، ارژنگ و به طورکلی خانواده کامکار، احترام خاصی قائل بوده وهستم . تا بدانجا که "بیژن " را که سن چندان بالاتری نسبت به من و"شهرام " ندارد را " پیر گروه " نامیده ام . هرگز! هیچ کس بیژن را از مسئولیت مالی گروه عزل نکرده است. روابط من با گروه برمبنای دوستی بسیاررفیقانه وهم چراغی بسیارشفیقانه است. بیژن مسئول تشکیل یک کمیته پنج نفره شد ، همین جا باید بگویم که سرپرست گروه ، ضربان قلب بچه هایش را درگروه می شنود و باید بشنود . من درگروه اکنون " عارف " سه جریان فکری می بینم ، اول جریانی که قضایا را کاملا حرفه ای می بیند، همانطور که "بیژن" از "سیب زمینی " و مسایل اقتصادی سخن به میان می آورد. برایشان خیلی مهم نیست که سالن کجا باشد ، صحنه چگونه آراسته شده باشد، لباس چگونه باشد و... یک خط درمیان به تمرین می آیند، خودشان را بالاتر ازهمه گروه می دانند ، هنوز تنفس اعلام نشده ، سیگارشان را روشن می کنند ، وسط تمرین می روند چای و شیرینی میل می کنند ، شب کنسرت یک ربع مانده به اجرا به سالن می آیند، برنامه را اجرا می کنند، درحین اجرا صندلی ها را می شمارند و ضرب در قیمت بلیط می کنند و نیز تصوری از برداشت و تبسمی از... آخر اجر گلهایشان را می گیرند ومی ر وند وازفردا هم هرروززنگ می زنند که دلشان برای شما تنگ است و هر لحظه درفراق شما اشکی تا اندازه ای شور می ریزند . مشکاتیان ادامه داد: جریان دوم، بعد ازجریان اول به گروه پیوسته است این جریان از نظریات و منویات سرپرستی به خوبی آگاه است ومی شود گفت نیاز به نان، هنرش را به هرزه سازی وا نداشته است. با قضایا منطقی برخورد می کند. مشکل گروه را مشکل خویش می پندارد. منظبط تر از اندازه است، به گونه ای که زودتراززمان تمرین درمحل حاضراست. با تمایل تمام آب درقوری می ریزد و میوه در سبد می چیند! به مشکلات کاملا واقف است و با اینکه توانایی اجرا، آفرینش و سرپرستی دارد. گروه عارف برایش نوعی "ها بی " (معشوقه) است . پرویز مشکاتیان در بخش پایانی پاسخش به صحبت های بیژن کامکار نوشت: جریان سوم بعد ازجریان دوم به گروه پیوسته است. مرتب با سرپرستی درارتباط است. از آن ارتزاق فکری وعملی می گیرد. نگاهش به قضایا بسیار نوگرایانه و انقلابی است. اگردستانش را ببرند، بدون انگیزه و اندیشه نمی نوازد و به تنها چیزی که نمی اندیشند، مادیات است. وی اظهار داشت : اگر من در شب اجرا 500ساقه گل آفتابگردان درصحنه می نهم که با سه وانت از سه شهر پیرامون تهران جمع آوری شده است، این را اول احترام به مخاطب و دوم ارج نهادن به خود می پندارد، درصورتی که گروه دوم این عمل را تایید و گروه اول آن را تکذیب و حتی ولخرجی می دانند . وی افزود: من برآن بودم که کمیته پنج نفره متشکل باشد از سه نفر از گروه اول، دو نفراز گروه دوم و سوم که به مسایل گروه غیر از رهبری موسیقایی بپردازند. همین جا بگویم درگروه تبادل نظر همیشه به صورت مستمر انجام گرفته و می گیرد . وی اظهار داشت: خوب! آقایان کامکارها وعندلیبی به کردستان عراق رفتند و پس ازبازگشت یک نامه به من دادند که کمیته تشکیل شد و تصمیمات مالی این شد ، آن شب تا صبح چهره بچه های معصوم هنرمندی در نظرم می آمد که می دانستم بعد از اجرا اگرهم دلشان برایم تنگ شده تا مدتی پیدایشان نمی شود که مبادا صحبت مالی به میان آید . استدلال درآن نامه اینگونه بود که چون سن فلانی به اندازه سن نوه من است، باید افتخارکند که در کنار من قرار گرفته است . پس " x تومان " بابت دوشب به او داده شود که آن هم پول بنزین ماشینش درمدت تمرین گروه نمی شد! خوب، این است و دیگر گمان می کنم فقط در کتاب باید پیدا کرد که به قد و به چهره هر آنکس که شاه خوبان شد/ جهان بگیرد اگر، دادگستری داند . وی افزود: چه باید می کردم! پس ازاینکه گفتم منظور من از کمیته این نبود، پاسخ شنیدم که ما کس دیگری را قبول نداریم و... با مشورت نماینده بچه ها و سه تن از موسیقدانان بنام و تنی چند از دوستان اقتصاد دانم، به یک جمع بندی رسیدیم که 50 درصد حق گروه به چه منوالی تقسیم شود، فردای آن روز انجام شد . بیژن عزیز، درهمین مصاحبه گفته است که من هرگز نمی توانم قبول کنم که سهم من با سهم کسی که هم سن نوه من است، برابرباشد. نه عزیز من! شما که در تجمع گروه حضور داشتید، البته برابر نبوده است، ولی تفاوت از زمین تا آسمان هم نمی توانسته باشد . مشکاتیان در پایان گفت : شگفتم زد از پیر! آخر هنرمندی که می تواند با هنرش چیزی بگوید که ما مردم فریب خورده چپاول و قربانی شونده تظاهر، به حقایق پی ببریم و هنرمندی که می تواند ازطریق هنرش به ما مردمی که در انتقال از امروز به فردای خود، حرکتی درجهت فروتر شدن می کنیم ، و متاسفانه از این حرکت نیز، توهمی تقدیری داریم، چرا باید امکانی بدین اندازه شریف و والا را دست کم بگیرد ، آخر نه مگر خود او هم قطره ای ازهمین اقیانوس است . پرویز مشکاتیان در پایان تاکید کرد به زودی در یک کنفرانس مطبوعاتی، بسیاری از ناگفته هایش را در مورد گروه عارف را فاش خواهد کرد.
, December 10, 2005
- به دلیل بی تعهدی های برخی دوستان! جمشید عندلیبی: گروه عارف از هم پاشید گروه عارف که پس از اجرای تهران قرار بود در شهرستان های مختلف ایران به اجرای برنامه بپردازد، به علت بی تعهدی های مسوؤل گروه و عمل نکردن به وعده های مالی از هم پاشید. " جمشید عندلیبی" نوازنده نی و آهنگساز در گفت و گو با خبرنگار موسیقی "مهر"، ضمن انتقاد از کدورت هایی که بین موسیقی دانان پیوسته به وجود می آید و به ضرر موسیقی ایرانی و شنونده ایرانی تمام می شود، افزود: قرار بود که شهرستان های ما از اجرای برنامه عارف بی بهره نمانند، اما به دلیل اینکه آقای مشکاتیان به حداقل تعهدات خود هم که پیش از کنسرت با هم راجع به آن صحبت کرده بودیم، عمل نکرد، برنامه های گروه به هم خورد وعملا این گروه از هم پاشید. وی ادامه داد: ایشان بر اساس نظرات شخصی خودشان عمل کردند و تعهدات را زیر پا گذاشتند. اصولا بین موسیقیدانان این اتفاق زیاد پیش می آید. مثلا من در کار" نینوا" که با آقای حسین علیزاده انجام دادم، تجربه ای بسیار موفق را کسب کردم، اما همکاری ما به دلیل پاره ای مشکلات بسیار کوچک به هم خورد. وی افزود: متاسفانه مردم این مسائل را نمی بینند چون آنها دنبال شنیدن کار خوب هستند و موسیقیدانان هم ثابت کرده اند که به شکل منطقی از پس این کدورت های ریز و درشت بر نمی آیند و ترجیح می دهند که کارشان را در سطح پایین تری عرضه کرده ، اما کدورت ها را از بین نبرند. عندلیبی خاطر نشان کرد: این اختلافات بین موسیقیدانان نباید باعث حق کشی شود. باید از آن مقطعی گذر کرد و اجازه نداد که به کار موسیقی لطمه وارد شود. من هم بسیار علاقمند بودم که در اجرای نی نوا صدای نی فردی را بهتر از خودم بشنوم، باور کنید در این صورت من هم ترغیب می شدم، اما نه اینکه کیفیت کل اثر با اجرای شاگرد من پایین بیاید. این نوع برخوردها دلسر کننده اند جایگاه ها را در موسیقی بهم می ریزد. من هرگز نمی توانم جایگاه علیزاده و شهناز را با هم تغییر دهم و از دیگران هم این توقع را دارم. وی افزود: درست است که تخصص و تبحر آقای مشکاتیان را در کار موسیقی نمی توان فراموش کرد و ایشان در این امر واقعا استاد هستند، اما بی تعهدی های مالی شان باعث شد تا این گروه از هم بپاشد و اگر هم گروه جدیدی را تشکیل بدهند نه من و نه کامکارها در آن حضور نخواهند داشت. وی در پایان گفت : عدم حمایت دولتی و نبود قانون کپی رایت موسیقی در ایران یکی از مهم ترین دلایل به وجود آمدن این اختلافات هستند.
, December 10, 2005
- پرویز مشکاتیان در پایان تاکید کرد به زودی در یک کنفرانس مطبوعاتی، بسیاری از ناگفته هایش را در مورد گروه عارف را فاش خواهد کرد.
, December 10, 2005
- چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم اين روزها مخاطبان موسيقي ايراني حيرانند که سردمداران و نام آشنايان موسيقي ايران چه مي کنند . در شرايطي که اگر پيشخوان نوار فروشي ها را نگاه کنيد اصلا يادتان مي رود که در ايران زندگي مي کنيد اختلافات و تنگ نظري ها و محدوديت هاي موجود مانند سوهاني بر اعصاب مخاطبان پايبند به موسيقي ايران کشيده مي شود.فکر اين که هيچ حرکت مثبت و منسجم و رو به جلويي وجود ندارد بيشتر از وضع موجود اذيت مي کند . هميشه راندمان پايين شاگردان موسيقي اصيل را حاکي از شرايط موجود مي دانستم و لي فکر مي کنم به نسبت وضع نسل قبلي که در اين مکتب تربييت شده اند امروز بايد وضع جامعه موسيقي ايران را ناشي از نسل جديد بدانيم. فراموش کردن قدما و موسيقي گذشتگان از يکسو و تندروي در افکار و عقايد آنها از سوي ديگر موسيقي ايران را در دو جبهه بازنده قرار مي دهد . يکي جبهه ايست که در راه ناکجا آباد با تابلوي دروغين خلاقيت و نوآوري ايجاد شده و ديگري در راه انحطاط و سکوت و تکرار مکررات. رسم امروز موسقي ايران اين است که شاگرد تازه وارد با انتخاب استاد خود تن به يکي از اين دو راه شکست مي دهد . معدود روش هايي براي آسيب نديدن از وضع موجود و آسيب نزدن به موسيقي اصيل وجود دارد . نسل قبلي که زير دست اساتيدي چون نورعلي برومند و عبدالله خان دوامي و ... تربيت شدند رديف و اخلاقيات آنها را مانند گوهري به امانت گرفتند که به نسل بعدي آن را ندادند . شرايط کشور، جنگ و مسائل اجتماعي از يکسو و اقدامات دولت از سوي ديگر منجر به دوري هرچه بيشتر اين دو نسل شد و در اين سراي بي کسي هر حريمي و حرمتي شکسته شد خلاقيت ناپختگان مانند پتکي است که با هر ضربه خود ضربه جبران ناپذيري به موسيقي ما مي زند . رسانه ها نقش زيادي در تغيير معيار و ملاک هاي ارزشي ايفا کردند که همه رو به تباهي رفت . پيچ و خم هاي زياد و عميق موسيقي ايران مخاطباني را که به سهل انديشي عادت داده شده بودند را از راه راند . نبودن ملاک هاي سنجش مناسب براي ارزيابي کارهاي جديد براي بخش عمده اي از مخاطبان و عدم شناخت از موسيقي ايران عرصه را براي بازيگراني که به اشتباه وارد موسيقي شده اند را باز کرده است . حرکات ناموزون ناشي از عرفان و حالات ماوراي بشري اساتيد والامقام موسيقي ايران که همراه با جملات بي سر و ته و بي ربطي که پشت هم از طرف ساز و نوازنده! به طرف شما ساطع مي شود عادت بي مايه اي بي ارزش که متاسفانه رسم امروز ما است . هرچه پوشش و وضع ظاهر عجيب تر و دور تر از اصالت موسيقي ايران مي شود مقام اساتيد عالي قدربالا تر رفته موهاي آنها بلندتر و ضرباتشان روي ساز محکم تر مي شود . آنها دست نيافتني تر مي شوند . بيشتر کنسرت مي دهند . عده بيشتري احساس مي کنند که چقدر از فضاي معنوي آنها دور اند که از گردن دردي که استاد قاعدتا بعد از انجام اين حرکات مي گيرند بي نسيب مانده اند. تا به حال ساختماني ديده ايد که از سقف ساخته شود و به زمين برسد ؟ برخي قطعات بداهه اساتيد را که مي شنوم نا خود آگاه انيميشني را متصور مي شوم که يک نفر تلاش مي کند اول ديش را روي پشت بام تنظيم کند بعد خانه را بسازد . اگر چنين تصويري کودکان را به خنده وادار مي کند چطور بخش عمده اي از کارهاي امروز موسيقي ايران ما را به خنده وادار نمي کند ؟ چطور لبخند مي زنيم و تشويق مي کنيم ؟ شايد اگر حکومت رابطه بر ضابطه و شارلاتانيسمي را که سالهاست بهمن رجبي به آن اشاره مي کند زود تر مي ديديم امروز با وجود آموزشگاههاي فراوان کشور و هنرجويان زياد شاهد اين وضع نبوديم . اين مطلب هميشه در ذهن من بود ولي فکر مي کردم کساني که جرقه آن را در ذهن من مي زنند اصلا کساني نيستند که من حتا در تاکسي حاضر به گوش کردن کارشان باشم . ولي روزي حاضر به نوشتن آن شدم که شاهد يکي از بزرگترين کنسرت هاي موسيقي در سالن وزارت کشور بودم و ديدم که يک شاگرد يا مخاطب روي يک سن و در ميان چهار نفر ممکن است که چقدر چهره هاي متفاوتي داشته باشد . مي تواند بر عرش يا فرش باشد. هرچقدر که اورا ناشنوا و نابينا فرض کنيم و به اسم بداهه طرحي نو در انداريم که طرحي نيست و به خورد او بدهيم او را به فرش نزديک کرديم . ولي خوشحالم که هنوز کسانی هستند که با مخاطبان خويش مانند شنونده اي ناشنوا! و بيننده اي نا بينا برخورد نمي کند . وقتی نمایش جای اجرای موسیقی را می گیرد ممکن است شب سوم چهارمضرابی بدون هماهنگی با اشکالات زیاد نواخته شود البته با لبخند ممکن است ساز نوازنده را جواب کند و 3 ساعت تمام کوک نشود ! البته لبخند ادامه دارد . کاش تسلط را در ازای اصالت می دادند. در انتها از کلمه استاد عذر مي خواهم و اميدوارم روزي دوباره کاربرد خودش را پيدا کند.
, December 10, 2005
- mesle inke khabarayist ke ma bikhabaran bikhabarim zaheran sohnat az barname haye goruhe aref ast albate dur az zehn ham nist chon ostad shajarian ham barname dashtand mosalaman baztabe an baraye sayere honarmandan mitavanad roshan bashad va mashae faaliyate mojadad lotfan etellaaate bishtari bedahid chon mataleb ba halati ebham amiz va ramz var neveshte shode ast agar khabarist sayere alaghe mandan ro ham motale konid
, December 10, 2005
- دعوت از بزرگان موسيقي براي اجراي موسيقي هدف ترويج "پيشكسوت سالاري" نيست، جوانان را بايد باور كرد! ولي در اينجا نكته اي ظريف نهفته است. پيشكسوتان گرچه ممكن است ديگر حوصله قديم را نداشته باشند، اما در سينه هايشان تجربه هايي دارند كه مسلماً مي تواند براي ما جوانان مفيد باشد. پس بايد آنان را در يافت! مثلاً قدم اول مي تواند چنين باشد: دعوت از پرويز مشكاتيان جهت بازسازي گروه عارف. من قسمت نظر خواهي را فعال مي كنم. لطفاً راهكار ارايه فرماييد! سپاسگزارم! + نوشته شده در 84/09/15ساعت 7:3 توسط پيمان ناصح پور
, December 10, 2005
- مشكاتيان و عليزاده -- ريتم هاي لنگ اين روزها صحبت از مشكاتيان، دعوت از او جهت بازسازي گروه عارف و ورود مجدد او به عرصه ي موسيقي است. در وبلاگ ها و پايگاه هاي اينترنتي مطالبي نوشته اند. دست همگي درد نكند. اما موضوعي را لازم ديدم خيلي كوتاه اشاره كنم. مشكاتيان و عليزاده از مهمترين كساني هستند كه در ترويج ريتم هاي لنگ (به ويژه پنج تايي و هفت تايي) دست داشته اند. البته با بيشتر آشنا شدن اهالي موسيقي با موسيقي نواحي ايران، ديگر شنيدن ريتم هاي لنگ چيز عجيبي نيست، ولي به عنوان كسي كه با ريتم بيشتر از ملودي سروكار دارد، خواستم به اين موضوع هم اشاره شود. در همين كار بيداردلان، مجيد درخشاني قطعه اي با ريتم ده تايي در آواز اصفهان ساخته است كه تقسيم بندي هاي جالبي دارد و بيشتر آنها به صورت 3+2+2+3 است!
, December 10, 2005
- بالاخره از سرو آزادم نوشتی...خوبه
سیاوش , December 09, 2005
- بالاخره از سرو آزادم نوشتی...خوبه
, December 09, 2005
- استاد مشکاتیان واقعآیه پدیده هست و خیلی از تکنیکها و کار هایی رو که برای تزیین ملودی یا کوک انجام میدن از استاد ورزنده ایده گرفتن،اگه به کارهای استاد ورزنده با دقت گوش بدین متوجه خیلی از این ظرایف میشید.استاد ورزنده خدمات زیادی رو در حق موسیقی ایرانی انجام دادن ولی متاسفانه کمتر کسی به این موضوع آگاه،اگه براتون امکانش باشه از ایشون یادی کنید و تکنیکهای ایشون رو به بچه ها بگید.به نظر من کار بزرگی بوده.موفق باشید.
شیدا , December 09, 2005
- khaste nabashid matlabe besyar khubist baz ham be vijegi haye asare ostad meshkatian bepardazid
, December 08, 2005
- khahesh mikonam agar emkan darad baraye man mail bezanid ta ba ham bishtar ashna shavim.
behruz , December 08, 2005