HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۵
Leonard Cohen
Leonard Cohen
کوهن نیز مانند دیلان از جها ن الزامها دستورهای خشک و بی احساس، از اتوبانهایی که به نا کجا کشیده شدند، از سرمشق می گریزد،ولی بر خلاف دیلان گریز گاه او همینجا و هم اکنون است و اگر او نتواند این پناهگاه زمینی را – اینجا و اکنون با وجودی مشترک از تمام ساکنان این جهان – خانه خود بداند، ناگزیر باید،اگر چه معصومانه، سرنوشت جامعه تباهی زده اش را بپذیرد.

انسان شعر کوهن، انسان رانده شده از بهشت است،انسانی تنها و بی پناه که باید در زمین مصیبت زده مزرعه اش را پیدا کند و میوه ممنوعه اش را بکارد و درد ازخود بیگانگی و نوشداروی فراموشی را چون باری به گردن بکشد.

انسان جهان کوهن، مانند ایزاک (اسحاق)است در برابر محراب و قربانگاه پدرش،بره ای منتظر در مسلخ، که تنها یک جا برای بودنش وجود دارد - همانجایی که اکنون هست - و اگر تباهی و مرگ اجتناب نا پذیرند، ناچار است آن دو را به عنوان بخشی از انسانیت خود بپذیرد.

O come with me my little one آه. کوچک من، با من بیا
And we will find that farm ما آن مزرعه را خواهیم یافت
And grow us grass and apples there و در آنجا سیب و چمن خواهیم کاشت
And keep the animals warm و حیوانات را گرم می کنیم
And if by chance I wake at night و اگر شبی از خواب پریدم
And I ask you who I am و از تو پرسیدم که کیستم
O take me to the slaughter house مرا به مسلخ ببر
I will wait there with the lamb من آنجا همراه بره منتظر می مانم

در ترانه های عاشقانه، کوهن نیز مانند دیلان بیشتر نگران ارزشهای ترانه است تا تکرار مدام “I want you ,I love you” که تم اصلی بیشتر عاشقانه هاست.

کوهن به تشخیصی رسیده که همواره از سوی عاشقانه های دیگر انکار میشده یا از مواجه با آن گریزان بوده اند. اینکه راه دادن دختر به بستر شاید آسان باشد، ولی هم بستری با او بدون به خطر انداختن راستی روح، بدون غرق شدن در گاز سمی “Poison Gas”، بدون یکی شدن با ابتذال و کوتولگی جامعه کمی دشوار است .

در “Stranger Song” کوهن عاشقی بزدل، را ترسیم می کند، دلداده ای که از اظهار عشق و خواهندگی خود در هراس است و می خواهد آزادی اش، آنچه را که در عشق برده، با امنیت طاق بزند و به جای آغوش پر خطر معشوق، سینه امن مادری را طلب می کند.

عاشقی که "پوسف دیگری است به دنبال آخوری" کسی که میخواهد قمار ی که بازی می کند را با سایبانی عوض کند" و کوهن راوی را "غریبه ای" می نامد که خواهنده ایست به دنبال معنی و عمق عشق و دلدادگی، و مرد دیگر را کسی می داند که" در جستجوی کارتی پر ارزش و مهم، که دیگر نیاز به معامله نداشته باشد " است، "دلالی" که می خرد و می فروشد تا پناهگاهی به چنگ آورد. دامادی "معمامله گر" که آرزو می کند تا رنج و سختی اظهار عشق پایان یابد. کوهن در باره او می گوید:

I know that kind of man من مردان شبیه او را می شناسم
It's hard to hold the hand of anyone می دانم، سخت است دست کسی را نگه داری
Who's reaching for the sky just to surrender که به آسمان میرسد تا ا(اظهار)تسلیم کند

در ترانه های “Winter Lady” و”Sisters Of Mercy”، کوهن همتای زن غریبه در “Stranger Song” را می شنا ساند. این همتا آزاد است و آزادی اش را به زندگی ساده و مالکیت تضمین شده ازدواج نفروخته. زنی دور دست و دست نیافتنی، مستقل و خود بسنده، کسی که آنچه که هست را خود انتخاب کرده،این با نوی مسافر را نمی توان با کاغذی و قرار دادی نگه داشت، شاید بتوان ایستگاهی شد در مسیر نا معلومش.

در ترانه “Sisters Of Mercy” این زن دور دست اندکی درنگ میکند تا غریبه خواهنده،جانی بگیرد و خستگی اش درمان شود بدون اینکه وارد زندگیش شود یا حتی بداند کیست.

O the sisters of mercy آه خواهران بخشندگی
They are not departed or gone آنها نرفته اند و از هم جدا نشده اند
They were waiting for me when I thought آنها انتظار مرا میکشند، انتظار من وقتی
That I just can't go on فکر می کنم نمیتوانم ادامه دهم

در این رابطه میان شاعر و "خواهران بخشندگی" اثری از حسادت و مالکیت دیده نمی شود، این آگاپه، فراتر از ترس و بی پناهی و حسادت معمول انسانی است. تا آنجا که شاعر سخاوتمندانه آرزو می کند دیگر غریبه های خواهنده نیز چون او به دیدار خواهران بروند.

When I left they were sleeping وقتی که آنها را ترک کردم، خواب بودند
I hope you run into them soon امید وارم به زودی نزد آنها بروی
Don't turn on the lights چراغ را روشن نکن
You can read their address by the moon میتوانی آدرسشان را در نور ماه ببینی
And you won't make me jealous و حسادت مرا بر نخواهی انگیخت
If I hear that they've sweetened your night اگر بشنوم که شبی با تو نیز مهربان شده اند
We weren't lovers like that ما عاشقانی اینچنین هستیم
And besides it would still be all right و در کنار آن همه چیز روبهراه است

اینحا به طور مشخص از عشقی بدون چشم داشت پاسخ و بخشیده شده که به هر کسی در راه به سر انجام رساندن زندگی وسختی های آن یاری می رساند،در این ترانه،رنگی از دین و عرفان بودایی دیده میشود.

برخلاف بینش رستاخیزی - مسیحی دیلان،در کوهن نوعی صبر و رضا مندی یهودی و نیک نفسی و مهر ورزی انجیلی دیده میشود. اگر دیلان فریاد اعتراض دوران خود است و پیامبرانه پایان جهان را خبر میدهد،کوهن صبورانه زندگی را با فرازها و مغاک هایش لمس می کند و درد ها و امید هایش را زمزمه میکند.

مطالب مرتبط :
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۴
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۳
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۲
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۱

ترجمه و اقتباس از فرشاد ملک زاده

December 09, 2005

نظرات شما
- با تشکر لئونارد کوین می خواستم شما می تونید بهم کمک کنید من چند ترانه با صدای
محمد حسین رضاپور , December 10, 2005
- با تشکر لئونارد کوین می خواستم شما می تونید بهم کمک کنید من چند ترانه با صدای
محمد حسین رضاپور , December 10, 2005