HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
نگاهی به کتاب «موسیقی و سازهای موسیقی نظامی»

جلد کتاب «موسیقی و سازهای موسیقی نظامی»
دفتر پژوهش های فرهنگی در تهران، هفتمین اثر از مجموعه «فرهنگ و مردم» خود را به پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی در دوره قاجار اختصاص داده است. این پژوهش توسط علی بلوکباشی و یحیی شهیدی صورت پذیرفته است. این کتاب که در واقع، گزارشی است تاریخی، مصور و مستند درباره چگونگی شکل گیری و دگرگونی ها در موسیقی و نوع سازهای موسیقی در قشون قاجار، در ده گفتار تدوین شده است.

در گفتار نخست با عنوان «شکل گیری موسیقی علمی در تشکیلات نظامی ایران؛ از نقاره چیان تا مزقانچیان» ابتدا بر سیستم نت نویسی در موسیقی قدیم ایران مروری شده است و سپس به کوتاهی به اعمال محدودیت های فراوان برای موسیقی در دوره صفوی، ارزش موسیقی در جامعه قدیم ایران پرداخته شده و سخنان پژوهشگران و جهانگردانی چون اوژن فلاندن، مهدیقلی هدایت و برنو نتل در این زمینه نقل شده است.

گفتار دوم، «موسیقی نظامی ایران»، با درج پیشینه ای از موسیقی سپاهی و رزمی آغاز می شود که در آن اشاره شده: «بنا بر بعضی گزارش های تاریخی، رسم نواختن موسیقی نظامی در میان سپاهیان ایران، ظاهراً با نخستین سرودهای رزمی در دوره هخامنشیان آغاز شد. خواندن این سرودها به هنگام حمله سربازان کورش به سپاه دشمن در جنگ با آسوریان بود. از آن پس شاهان و فرماندهان نظامی ایران به هنگام پیکار با دشمن برای تقویت روحیه سپاهی رزمندگان به دسته های موسیقی دستور نواختن آهنگ های رزمی می دادند...».

در سومین گفتار، «شکل گیری موسیقی علمی در تشکیلات نظامی ایران» مورد توجه قرار گرفته است. در این بخش بر اساس آنچه جهانگردان بیگانه همچون کمپفر (Kaempfer) نگاشته اند اینگونه نتیجه گیری شده که موسیقی نظامی در ایران از دوران صفوی تا زمان سلطنت ناصرالدین شاه، همچون خود موسیقی ایرانی وضعیتی نابسامان داشته است.

در ادامه از گسترش روابط میان ایران و کشورهای اروپایی از زمان فتحعلی شاه قاجار سخن به میان آمده که به ورود استادان فرانسوی و ایتالیایی به تهران برای تدریس در رشته های گوناگون در دارالفنون همچون موسیقی انجامید. نویسندگان اشاره می کنند که البته پیش از ورود استادان موسیقی نظام از اروپا به ایران که آلفرد لومر چهره شاخص در میان آنان است، در ارتش «واحد موسیقی، آشفته و سازمان نایافته بود. نوازندگان از دسته های ایلی، محلی و قشرهای پایین جامعه بودند... هر یک از این افراد با یک ساز کوبی و بادی، آشنایی داشت. این افراد موسیقی را نسل به نسل از راه تقلید شفاهی آموخته بودند و در تشکیلات نظام سنتی ایران در دسته های موسیقی واحدهای نظامی با درجه های پایین خدمت می کردند...» سپس به نوازندگان ایرانی اشاره شده که برای تحصیل موسیقی راهی اروپا شده بودند و بازگشت آنها به کشور موجب پیشرفت این هنر در ایران گردید. همچنین این نکته خاطرنشان شده که از راه همین ارتباطات نظامی، طبعاً جنبه های دیگری از فرهنگ اروپایی به ایران وارد شد.

گفتار چهارم، «بهره گیری از دسته های موزیک نظام در حوزه های غیرنظامی» را مورد بررسی قرار می دهد. در مقطع زمانی مورد بحث، دسته های موزیک نظامی علاوه بر مراسم رسمی نظامی، در جشن ها، اعیاد و بارعام شاهانه نیز به اجرا می پرداختند و گهگاه برخی نغمه های ایرانی را می نواختند. اندک اندک درباریان و برخی ثروتمندان نیز در جشن های ملی و حتا عروسی ها نیز از دسته های موسیقی نظامی بهره بردند و ناصرالدین شاه نیز در سفرهای ییلاقی اش دو دسته موسیقی نظامی را همراه می برد و در نهایت پای این دسته ها به تعزیه خوانی های تکیه دولت برای نواختن مارش های عزا هم باز شد.

در گفتار پنجم از کتاب به «تاثیر استادان موزیک نظامی در موسیقی ملی و سنتی ایران» پرداخته شده است. در دوره مورد بحث، بسیاری از ایرانیان فعال در زمینه موسیقی نظامی با توجه به آشنایی شان به سیستم نت خوانی و نت نویسی غربی، شماری از آهنگ های ایرانی را هم برای اجرا با دسته های موسیقی نظامی آماده کردند که شاید کوششی بود برای دادن هویت ایرانی به این موسیقی که از غرب به کشور راه یافته بود. متاسفانه به دلیل غفلت و بی توجهی، تعداد زیادی از این آثار از بین رفته است. سپس به فعالیت شماری از استادان موسیقی نظامی در تهران برای تدریس سازهای غیرنظامی همچون ویلن و پیانو اشاره شده است. در این گفتار چندان به عنوانی که بر آن نهاده پرداخته نشده و موضوع تاثیر این موسیقی بر موسیقی ایرانی بسیار سطحی و کلی بیان شده است.

ششمین گفتار، ویژه «وضع موسیقی نظام» از پیش از سلطنت ناصرالدین شاه تا دوره فعالیت دانش آموختگان مدرسه موزیک (وابسته به وزارت معارف) است که همراه با متن، تصاویر و اسناد جالبی از شخصیت ها، حکم ها، نت برخی آثار و ... همچون نمونه گواهینامه پایان تحصیل کلاس موزیک دارالفنون، نمونه امضا و دستخط لومر، تصویر دسته موزیک قشون، متن حکم سالار معزز، نت بخشی از سرود ملی در زمان مشروطیت، مارش ملی ایران و ... به چاپ رسیده است.

در گفتار هفتم به معرفی سازهای ایرانی مانند سرنا، کرنا، نفیر و نقاره که در موسیقی نظامی به کاربرده می شده (همراه با نقاشی سازها) پرداخته شده است. با توجه به اینکه اصل این سازها موجود است و امکان عکسبرداری از آنها وجود دارد بهتر بود به جای استفاده از نقاشی، از عکس استفاده می شد. در ادامه همین مطالب، به شناساندن سازهای غربی رایج در دسته های موسیقی نظامی پرداخته شده است.

در گفتار هشتم عنوان تعدادی از نظام نامه های دوره قاجار که بیشتر بر پایه قوانین نظامی رایج در فرانسه و با نگاهی به روش نظامی رایج در قشون ایران تنظیم شده نگاشته شده و در گفتار نهم درباره «جای موزیکانچی ها در آرایش های نظامی» سخن گفته شده که ارائه شکل های مرتبط با موضوع به درک بهتر موارد یاری می رساند. گفتار دهم نیز دربرگیرنده اطلاعاتی درباره «شیوه کاربرد و حمل و نقل سازها» در دسته های موسیقی نظامی است.

در پایان کتاب نیز علاوه بر نمایه، دو پیوست آمده است؛ «بالابان» از علی بلوکباشی، «موزیک فرانسه در ایران» نوشته لوبرون-لونان که توسط یحیی شهیدی به پارسی برگردانده شده است. کتابنامه نیز در پایان هر بخش درج شده است.

«موسیقی و سازهای نظامی» در شمارگان 2100 نسخه، 270 صفحه و بهای 2900 تومان به دوستداران موسیقی ارائه شده است.

از پژمان اکبرزاده

January 29, 2006

نظرات شما
- Man, PEJMAN AKBARZADEH, nevisandeye in neveshtaar, az doustaane geraami, Aghaye Behdad va Aghaye Masoud khaahesh mikonam ke be in keshmakeshe Interneti-e omumi dar surate tamaayol khaateme dahand va serfan darbaareye mohtavaa ezhaare nazar konand. Baa sepaas va Ehteraan.
PEJMAN AKBARZADEH , January 31, 2006
- در شرایطی که شان افراد محترم شمرده می شود،خواهشمندم مسئولان سایت جلو مباحثه خوانندگان را نگیرند یا نظرات آنها را دستکاری نکنند.چون همه نظرات تعریف و تمجید نیست و ممکنه سولاتی نیز مطرح شود. متشکرم
مسعود , January 31, 2006
- جهت اطلاعتان، من ناسزا به کسی نگفته بودم که شما جلوی نام بهداد سه نقطه(...) قرار داده بودید فقط نام خانوادگی بهداد را برای اطلاع بیان کرده بودم و هدفم ایجاد جنگ روانی هم که نویسنده بیان کرده نیست و ایشان خودشان این در خواست اولیه مرا به این جهت کشاندند. چون در فضای ارام نمی توان با منطق بحث کرد.متشکرم.
مسعود , January 31, 2006
- مسعود خان ظاهرا فقط دوست دارندجنگ روانی راه بندازن و پای دیگران رو هم بکشن وسط. من علاقه ای به ادامه چنین بحثی ندارم!
بهداد , January 30, 2006
- آقای بهداد (...)در کامنت اول نوشته بودم:آیا بهتر نیست قسمت های جداگانه ای برای نویسندگان و خبرنگاران و گزارشگران سایت در نظر گرفته شود تا بینندگان در انتخاب مطالب دچار سردرگمی نشوند؟ ولی ظاهرا شما اهمیتی برای بینندگان مقالات سایت و خودتان قائل نیستید که اینگونه پرخاش می کنید!به هر حال گزارش نیز ارزش خاص خود را داراست ولی ممکن است بیننده ای تمایل به آن را نداشته باشد.با تشکر
مسعود , January 30, 2006
- دوست عزیز آقای مسعود، نویسندگان سایت گاهی مطالبی انتقادی و گاهی گزارش می نویسند و جدا کردن این دو دسته از نویسندگان چندان منطقی نیست.
- قرار بود در پایین مقاله ها در مورد خود مطالب و موضوع مورد بحث اظهار نظر شود. باز داریم به بیراهه می رویم! لطفا به موضوع مطرح شده در مقاله فقط بپردازید و به موضوع های شخصی در ایمیل های خصوصی.
شیرین پیروانی , January 30, 2006
- این مطلب هم نقد است و هم گزارش. این همه جهت گیری و حساسیت شما را هم متوجه نمی شوم برای چیست. با نویسنده مقاله مشکل دارید یا با نویسندگان کتاب و ناشر؟
بهداد , January 30, 2006
- دوست عزیز، شما فرق نقد و گزارش را متوجه نشده اید.
مسعود , January 29, 2006
- نقد جالبی بود. خیلی ممنون. واقعا مهم بود که این مدارم منتشر شود ولی اگر بدست اهالی موسیقی این مهم صورت می پذریفت شاید بهتر نتیجه می داد. بهر حال انتشار آنها مثبت است.
بهداد , January 29, 2006
- با تشکر از زحمات اقای اکبر زاده،سوالی داشتم و اون اینکه ایشون با توجه به عموم مطالبی که ارائه دادن،نویسنده سایت هستند یا گزارشگر آن؟و اصولا چرا جزو نویسندگان معرفی شده اند؟چون تفاوت بسیاری بین متن گزارش گونه و تالیف موضوعات وجود داره.آیا بهتر نیست قسمت های جداگانه ای برای نویسندگان و خبرنگاران و گزارشگران سایت در نظر گرفته شود تا بینندگان در انتخاب مطالب دچار سردرگمی نشوند؟با تشکر
مسعود , January 29, 2006