HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal
با هنر مینیمال آشنا شویم
Mark Rothko - Red, Orange, Tan, and Purple
قرمز، نارنجی، قهوه ای و ارغوانی
نقاشی رنگ روغن از Mark Rothko که در سال 1949 تهیه شده است.
هنر مینیمال شاخه ای از هنرهای مختلف - بخصوص نقاشی و موسیقی - است که حدودآ از دهه 1960 بطور رسمی پای به عرصه هستی نهاد. در این سبک هنری، المانهای سازنده اثر تا حد ممکن به سمت المانهای پایه ای تنزل پیدا میکنند. در نظر داریم راجع به این سبک هنری در موسیقی صحبتی داشته باشیم اما برای درک بهتر، پیش از بحث ورود به بحث موسیقی، نگاهی داریم به این موضوع در سایر رشته های هنری.

هنر مینیمال از مهمترین حرکتهای هنری پس از جنگ جهانی دوم بشمار می آید که در آمریکا شکل گرفت و تاثیر بسیار زیادی در فعالیت های طراحان، معماران، موسیقیدانان، نقاشان، نویسندگان و ... گذارد.

نقاشی مینیمال
یک اثر نقاشی مینمال عمومآ از اشکال ساده هندسی تشکیل شده است که در آن تعداد بسیار محدودی رنگ مشاهده می شود. به نمونه ای از کارهای مارک روتکو (Mark Rothko) از صاحب سبکهای این هنر که در شکل اول آورده شده است توجه کنید. او می گوید :

"من یک نقاش آبستره (Abstract) نیستم و علاقه ای به ارتباط میان رنگها و شکلها ندارم. تنها چیزی که برای من مهم است بیان احساسات ساده و اولیه انسان در رابطه با سرنوشت، بدبختی، شادی و ... است؛ نقاشی باید معجزه آسا باشد."

امروزه شما در طراحی انواع لوزام منزل نیز تاثیر این هنر را بخوبی مشاهده می کنید. این سبک از طراحی لوازم منزل بر خلاف سبکهای قدیمی تر سادترین شکل ممکن را دارا هستند و جالب اینجاست که بسیاری از مردم از داشتن آنها لذت می برند.

Minimalist - Furniture
طراحی و اجرای مینیمال از یک کاناپه
ادبیات مینیمال
تاثیر جریان مینیمال بر هنر ادبیات نیز بسیار جذاب است. نویسنده این سبک هنری با پرهیز از بکار برد قیود و دیگر اطلاعات غیر ضروری، علاوه بر اینکه داستان خود را ساده و کوتاه تر تهیه می کند به خواننده این اجازه را می دهد که در بسیاری از موارد خود قسمتهایی از داستان را با دیدگاه شخصی تصور یا درک کند، او را مجبور می کند که در قسمتهایی از داستان تصمیم بگیرد و مسیری را برای ادامه انتخاب کند.

شخصیت هایی که در این گونه داستانها یا رمانها وجود دارند عمومآ افراد عادی هستند و در میان آنها هرگز یک شاهزاده، یک کارگاه بسیار باهوش، یک فرشته زیبا و ... پیدا نمی شوند.

معماری مینیمال
دامنه استفاده از هنر مینیمال به لوازم منزل محدود نمی شود، یک معمار یا طراح ممکن است بسادگی با استفاده از ایده های مینیمال به طراحی اتاق های یک منزل یا کل یک ساختمان بپردازد، دیورها را بدون کوچکترین انحناء، بدون استفاده از رنگ بصورت Transparent می سازد و ... به عبارت دیگر در این سبک طراحی هنرمند - یا مهندس - کوچکترین تلاشی برای استفاد از جزئیات به منظور زینت دادن کار نمی کند و سعی می کند با حداقل امکانات بیشترین بهره را ببرد.

فلسفه مینیمال
مینیمالیسم پا را فراتر از هنر گذاشته و حتی فلسفه را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. مینیمالیسم در فلسفه معتقد است که معدود نیازهای انسانی برای زندگی کافی است و افرادی که پیرو اینگونه تفکری هستند در سادگی زندگی می کنند و ساده تر از دیگران می توانند خود را خوشبخت احساس کنند.

رهبران این سبک از فلسفه همواره پیروان خود را تشویق می کنند تا از چیزهایی که به آنها بسیار علاقه دارند صرفنظر کنند و یاد بگیرند که در سادگی و نبود مادیات زندگی کنند.

Terry Riley
Terry Riley
موسیقی مینیمال
قرنها بود که بسیاری از موسیقیدانان سرکش و جسور از نحوه حرکت و جهت پیشرفت موسیقی احساس نارضایتی می کردند. آنها معقتد بودند که هنر موسیقی نباید به سمتی برود که در آن تکنیک های غیر ضروری - یا بقول آنها آرتیستیک - بر نفس موسیقی غلبه کند.

سرآغاز انقلاب و پیدایش این تفکر در موسیقی با مدرنیسم آغاز شد. پیر بولز (Pierre Boulez , 1925) و کارلهینز اشتوکهاوزن (Karlheinz Stockhausen , 1928) از جمله هنرمندان فرانسوی و آلمانی بودند که سبک خاصی از موسیقی که سریالیسم (Serialism) نامیده می شد را پایه گذاری کردند، موسیقی ای که پایه و اساس آن تکرار بود.

از دیگر موسیقیدانان مدرن جسور می توان به جان کیج (John Cage) اشاره کرد که معتقد بود موسیقی می تواند بر اساس اتفاق یا شانس نیز ساخته شود. در این سبک از موسیقی که Aleatory Music نامیده می شود بسیاری از پارامترها هنگام اجرا به بخت و اقبال واگذار می شود.

پس از آن به دنبال بوجود آمدن حرکتهای هنری مینیمال در دهه 60 گروهی از موسیقیدانان جوان تصمیم گرفتند تا در ساخته هایشان، استفاده از پیچیدگی در فرم ها و فرمول های هارمونی و ملودی را کنار بگذارند و موسیقی هایی ساده تولید کنند. آنها از الگوها و قوانین ساده ای که قبل از سالهای 1600 میلادی استفاده می شد، برای اینکار سود جستند.

تکرار و ماندن بیش از حد در یک ریتم، یک ملودی یا موتیف، یک آکورد، یک تمپوی ثابت و ... بدون کوچکترین تغییری برای مدت طولانی از جمله ویژگی کارهای این موسیقیدانان بود.

نتیجه چیزی نبود جز تاکید بر صدای حاصله از موسیقی (نه ریتم یا ملودی و ...)

مونت یانگ (La Monte Young)، تری رایلی (Terry Riley)، استیو ریچ (Steve Reich) و فیلیپ گلس (Philip Glass) از جمله موسیقیدانان آمریکایی پیرو این سبک هنری هستند که بین سالهای 1935 و 1937 بدنیا آمده اند. در نوشته های بعدی کارهای این هنرمندان را بیشتر مورد بررسی قرار خواهیم داد.

نوشته مرتبط : موسیقی فلیپ گلس

کاوه رهنما

February 18, 2006

نظرات شما
- از مطلبتون متشکرم. در مورد نظر آقا بابک باید بگم که با نظر ایشون تا حدودی موافق. اینکه حذف یک سری جزئیات میتونه تمرکز و قدرت تفکر رو افزایش بده درسته اما در مورد همه صادق نیست. ممکن است شما به این سبک خیلی نزدیک شده باشید ولی من به سبک دیگری نزدیک شده باشم اما در نهایت هر دو یک نتیجه را بگیریم.
saeed1922 , February 20, 2006
- سلام .مطلب مفیدی بود.کاش در مورد ادبیات هم مثال هایی را می آوردی و آوانگارد ها را معرفی می کردی!ممنون
saeed kamali dehghan , February 19, 2006
- kheili manon az zahamati ke mikeshid shado dorost bashid
siamak pishdadian , February 19, 2006
- be nazare man mohemtar az hameye inha, residan be tarze tafakkore minimal dar honar (ya har chize dige) hast, residan be ghava'ed va formul haye kolli ke tamame ghavanine digar ro dar bar migire (na enkare oonha),va be tore basic fekr kardan kheili rahat tar mitoone ma ro pish bebare ta fekr kardan be chandin o chand amele mokhtalef ke dar zaher hich ertebati ba ham nadarand (albatte ke darand, vali ma ertebateshoon ro hanooz kashf nakardim). momkene yek honar aslan minimal nabashe, vali vaghti az tarze tafakkore minimal barkhaste bashe an chenan yek parche va ostovar bashe ke koolle oon dar zehne ma tadayi konandeye yek chize vahed bashe dar eyne hal ke hich ehsase yek-navakhti nade... in ham mitoone yeki digar az janbe haye moshtarake music va riaziat bashe... honare minimal shayad darajeye mote'ali va hadafe nahayi az homar nabashe, vali be tore yaghin mitoone besiar dar in mored be ma komak kone. ba pak kardane zehne ma az joziate za'ed ke az yek-parchegie zehne ma baraye anjame har kari jolo giri mikone ke ba ezdiade entropy va hadar raftane energy va dar nahayat monjar be taghire amvaje maghzi az alpha be beta mishe. ". masalan agar shoma dar yek otaghe monazzam va morattab bashid kheili rahat tar mitoonid fekretoon ro motemarkez konid ta inke dar yek otaghe sholoogh va be ham rikhte va por az ajzaye riz (ke zaroorati nadare joloye dide ma bashand va mitoonan dakhele ghafase, komod ya ja'be gharar begirand) bashid. tarrahi haye sade va modern ham chonin masiri ro donbal mikonand, be hamin khater hast ke ehsase aramesh be ma midan. benazare man in song ta haddei beshe goft minimal hast: "suzanne vega - toms dinner".
Babak , February 19, 2006
- مطلب خوبی بود اگه میشه درباره موسیقی دیوید دارلینگ هم مطلبی بنویسید
پوریا فرجی , February 18, 2006
- babaaa MINIMAL, shokhi kardam. vaghean jaye tashakor dare ke be har mozoe mohemi to honare mosighi mipardazid. merci, montazere karhaye glass hastim.
amir , February 18, 2006

Comments