HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

June 30, 2004

مراسم بزرگداشت Ray Chrles

sw-ch-son.jpg
بزرگداشت Ray Chrles

B.B. King و Glen Campbell و Stevie Wonder و Wynton Marsalis که همگی از موسیقیدانان معاصر در زمینه های Jazz، Blues و ... هستند یک هفته پس از آنکه Ray Charles از دنیا رفت طی مراسمی در یکی از کلیساهای آفریقایی نسبت به Ray Charles ادای احترام کرده و اقدام به اجرای چند قطعه موسیقی نیز کردند. در این مراسم ابتدا پسر Ray Charles - که در عکس در کنار آقای Stevie Wonder ایستاده – خیلی ساده با زدن دست هایش به یکدیگر ریتم ملایمی رو آغاز کرد و شروع به قرائت یکی از کارهای قدیمی او را کرد.

سپس Jesse Jackson صحبت رو ادامه میده که "دیگه الان موسیقی در بهشت دارای یک رهبر هستش ..." و در ادامه خطاب به Charles میگه "قبل از اینکه بری و با Count Baise و Duke Ellington (هر دو از موسیقی دانان توانای Jazz) ملاقات داشته باشی، قبل از اینکه بری و دوستان و آشنایات رو ببینی، کنار رودخانه ای که در اونجا جاری هست مردی ایستاده که به نابینایان، بینایی اعطا میکنه، اول برو اونجا" .... پس از خوندن این متن جمعیتی که اونجا جمع شده بودند همگی به شوق و وجد می آیند و سخنان جکسون رو ستایش میکنند.

در این مراسم Willie Nelson قطعه audio.gif Georgia on My Mind رو میخونه. B.B. King با گیتار خودش یک بالاد بسیار آروم اجرا میکنه و هنگامی که اشک چشم هاش رو پر میکنه صورت خودش رو به پشت میکنه و در ادامه میگه "او یک نابغه بود و یکی از بزرگترین موسیقیدانهایی که من در عمرم دیده بودم."

Wonder که خودش هم مانند Charles نابینا هستش میگه "اولین باری که صدای او رو شنیدم اصلا" متوجه نشدم که او نابینا هستش، تا مدتها این موضوع رو نمی دونستم ولی همیشه صدای او توی قلبم می نشست تا اینکه فهمیدم که من و او تو خیلی مسائل مشترک هستیم. انگشتان او روی کی برد پیانو به سهولت حرکت میکردند و صدای او انگار همیشه من رو به انتهای جهان میبرد."

Clint Eastwood هنرپیشه و کارگردان معروف سینما که از دوستان چارلز بود طی سخنانی گفت "به جرات میتونم بگم که من موسیقیدانی ندیدم که به اندازه چارلز کارهای بزرگ و اخلاقی داشته باشه، او همواره سخت کار میکرد تا ما از نتیجه زحماتش استفاده کنیم، او کسی بود که به همه ما Blues رو یاد داد". در پایان مراسم قطعه audio.gif Somewhere Over The Rainbow اجرا شد.

Posted by Kamran at 09:00 AM | Comments 7

June 29, 2004

Prelude

پرلود یکی از فرم های آهنگ سازی هستش که انگیزه اصلی ایجاد اون از سازهای کلاویه ای غیر از ارگ الهام گرفته شده. شما با ارگ میتونید یک آکورد رو برای مدت دلخواه ثابت نگه دارید اما در سازهایی مثل هارپسی کورد یا پیانو این امکان کمتر هستش چرا که صدای تولید شده به تدریج میرا میشه. این بود که آهنگ سازان اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم بخصوص دوران باروک نسبت به فرمی که در اون نت های آکورد بجای همزمان پشت سر هم نواخته بشند علاقمند شدند و فرمی بنام پرلود رو ابداع کردند. در دنیای موسیقی به محض شنیده شدن نام پرلود همه و همه بیاد باخ بزرگ میفتند و شاید یکی از زیباترین و در عین حال ساده ترین پرلودهای او قطعه ای هست که در ابتدای کتاب کلاویه خوش آهنگ Well Tempered Clavier آمده. این کتاب مجموعه ای از پرلودها و فوگ های آموزشی هستش که بعد از فوت باخ گردآوری شده.

به پرلود برگردیم. پس از گردآوری این مجموعه، عملا" پرلود به عنوان یک فرم در موسیقی پذیرفته شد و موسیقیدانانی مانند شوپن، دبوسی، راخمانینف و ... در این سبک به نوشتن پرلود پرداختتد. Charles Goundon موسیقیدان فرانسوی در سال 1859 بر روی اولین پرلود باخ ملودی بسیار زیبایی قرا نهاد و انو رو Ave Maria نامید، از آن پس این پرلود بنام Ave Maria معروف شد. در قسمت یک اجرای خوب از Ave Maria نسخه ای از اون رو که Maira Callas خونده بود شنیدید. این فای pdf حاوی این قطعه هستش J.S.Bach - Ave Maria.pdf یه نگاهی بیندازید و به آکوردهای شکسته اون دقت کنید که فرم پرلود بودن اونرو نشون میده. اینهم یک اجرای زیبای دیگه ای از این پرلود، باید تذکر بدم که در این قطعه موسیقی ملودی نوشته شده توسط Goundon هم آمده که توسط سازهای زهی نواخته میشه. audio.gif Ave Maria واقعا" زیباست.

Posted by Kamran at 08:05 AM

June 29, 2004

این مشکلات همه جا هست

krs-str-dbs.JPG
کورساکوف - استراوینسکی - دبوسی

تو کتاب داستان هنر موسیقی خوندم که ریمسکی کورساکوف به استراوینسکی نصیحت کرده بود که هرگز به موسیقی دبوسی گوش نده، او هشدار میداده که باید از این موسیقی پرهیز کرد - احتمالا" بخاطر نوآوری های او در موسیقی و سبک کاریش یعنی امپرسیونیسم - .

اما در همان ایام استراوینسکی یکی از کارهای جدید خودش بنام سلطان ستارگان رو به آپارتمان دبوسی در پاریس میبره تا باهم اونو تحلیل کنند و ظاهرا" دوتایی با هم روی پیانو اونو می نوازند. جالب گاهی آدم فکر میکنه کسانی که توی علم یا هنر به مراتب عالی میرسند دیگه به قولی کامل میشند و دست از بازیهای ساده عوام بر میدارند ولی انگار که اینطور نیست و این مشکلات همیشه ، همه جا و برای اغلب آدمها جود داره.

Posted by Kamran at 02:37 AM | Comments 8

June 28, 2004

یکی دیگر از قوانین وصل آکوردها

به این شکل نگاه کنید و ببینید که آیا میشه همه وصل های آکوردهای اونو با دایره پنجم ها توجیه کرد؟ نه نمیشه. چرا شو خودتون پیدا کنید ولی الان می خوام یکی از راه های متداول وصل آکوردها رو که تقریبا" در هارمونی تمام سبک های موسیقی مجاز هست رو اینجا شرح بدم.
join-exam.JPG


گوش کنید :

audio.gif C,Am,F,D,G7,E7,G,Em,C

از آکوردهای ساده سه بخشی شروع میکنیم، منظورم آکوردهای ماژور یا مینور نیست منظورم voicing هاسی هستش که از سه نت تشکیل شده باشه،

C-Am.JPG
شکل مقابل آکورد ساده دو ماژور رو نشون میده. راه کار اینه که در یک آکورد یا voicing سه بخشی بیاییم دو بخش رو ثابت نگه داریم و یک بخش رو حرکت بدیم. اینکار برای نوازنده های پیانو وکی برد خیلی محسوس هست و راحت میتونند اونو حس کنند. چون در 90 درصد اوقات دو تا انگشت روی کلاویه ها ثابت میمونه ویکی حرکت میکنه. خب اول بیاییم نت بالا یی در آکورد دو ماژور یعنی سل رو حرکت بدیم به سمت بالا یعنی لا. اینطوری میشه audio.gif C-Am . خوب دقت کنید که نت های دو و می ثابت موندند و نت سل حرکت به سمت بالا کرده.

C-Em.JPG
مثال دیگه شکل روبرو هستش. همون آکورد دو ماژور رو داریم که اینبار بخش پایینی اونو حرکت دادیم و به آکورد می مینور میرسیم. دقت کنید که این کاملا" منطقی که چون حرکت موازی انجام نمی دیم به آکوردهایی میرسیم که در وضعیت پایگی نیستند و اغلب معکوس میشوند. گوش کنید audio.gif C-Em



Dm-F.JPG
خب طبیعی هستش که لزومی نداره آکورد اول حتما" ماژور باشه. بیایین یک مثال از یک آکورد مینور داشته باشیم مثل Dm یعنی ر، فا و سل. دو بخش اول رو ثابت میگیریم و بخش بالایی رو تنها نیم پرده بالا میبریم به آکورد فا ماژور میرسیم. اینهاش گوش کنید audio.gif Dm-F . دقت کنید که محدودیت خاصی روی حرکت بخش غیر ثابت نداریم و بسته نوع و سبک موسیقی ای که در اون کار میکنیم ممکن که پرشهایی رو برای قسمت حرکت کننده مجاز یا غیر مجاز بدونیم.

G-Gaug.JPG
مثال بعدی یک کمی غیر عادی تره ولی تو موسیقی امروز کاربرد زیادتری داره چون آکورده ماژوری هستش که قسمت بالایی اون نیم پرده حرکت کروماتیک به سمت بالا میکنه. گوش کنید audio.gif G-Gaug . در واقع حالت افزوده پیدا میکنه. اگه دقت کنید میبنید که خیلی از حرکت های هارمونیک رو میشه با بیش از یک قانون توجیه کرد. مثلا" همین حرکت اخیر رو در نظر بگیرید، قبلا" توی یکی از بحث ها داشتیم که میشه یک بخش (بخصوص باس) رو بصورت کروماتیک حرکت بدیم. اینجا رو بخونید : Chromatic progression

Posted by Kamran at 08:36 AM | Comments 5

June 27, 2004

Percussions

percussion-collection.jpg
انواع سازهای کوبه ای

به پیشنهاد یکی از دوستان قرار شد طی چند مطلب (نه پشت سر هم) راجع به سازهای کوبه ای بنویسم. مطلب ایندفعه مروری مختصر بر این سازهاست ولی از دفعات آتی به تفکیک و تفصیل بیشتر راجع به این سازها صحبت خواهیم کرد. سازهای کوبه ای از قدیمی ترین سازهایی هستند که از هزاران سال پیش تمدن بشری از اونها استفاده میکرده. اولین استفاده بشر از سازهای کوبه ای برای برقراری ارتباط راه دور بوده و بتدریج برای مراسم شادی، عزا، تشریفات مذهبی و ... از اونها استفاده شده. سازهای کوبه ای به همراه سازهای بادی برنجی از زمانهای دور در خدمت موسیقی بوده اند که این نشان دهنده لزوم وجودی آنها در موسیقی هستش. ریتم نیاز طبیعی هر انسان هستش و شاید یادآوری این مطلب براتون جالب باشه که تو هر فرهنگ و کشوری که نگاه کنید، کودکان علاقه مفرط دارند تا با چوب روی سطل یا شی مشابه بکوبند که این مسئله نیاز فطری انسان به ریتم رو نشون میده.

اصطلاح سازهای کوبه ای یا Percussion از ریشه Percutere لاتین به معنی to strike (ضربه زدن) هست. اما در مجموع به تمامی سازهای که بوسیله ضربه زدن، تکان دادن و یا کشیدن با دست یا وسیله ای شبیه چکش، صوت تولید میکنند ساز کوبه ای گفته میشود. گروهی از آنها که صوت خاصی را تولید نمیکنند بعنوان المانهای تولید کننده ریتم و تزئین در تنظیم و ارکستراسیون کاربرد بسیار دارند. انواع دیگر آنها که نت خاصی تولید میکنند برای نواختن ملودی بکار میروند. سازهای کوبه ای با ارتفاع صوتی نا مشخص جزو جدایی ناپذیر ارکسترهای بزرگ جهان هستند و اگر کارهای بزرگ ارکسترال رو دیدیه باشید حتما" در قسمت انتهایی نوازنده های سازهای بادی را مشاهده کردید که چگونه یک تنه در دادن ریتم به موسیقی یا تاکید برملودی سایر سازها نقش ایفا میکنند.

عنصر تولید کننده صوت در این سازها یک غشای پوسته ای کشیده شده یا صفحه ها و میله های فلزی یا چوبی و ... هستند که بوسیله مرتعش شدن تولید صوت میکنند. سازهای کوبه ایی در انواع سبکهای کلاسیک و ارکسترال به هنگام به اوج رسیدن موسیقی کاربرد بسیار دارند و شور و هیجان موسیقی را بیشتر میکنند. آنچه بطور قطع مشخص است اینکه از اواخر قرن نوزدهم با روی کار آمدن موسیقی Jazz و بعدها Rock و ... ، استفاده از سازهای کوبه ای به مراتب نسبت به قبل رواج بیشتری پیدا کرد. بطوریکه امروزه عنصر جدایی ناپذیر از کارهای کوچک و بزرگ موسیقی بشمار می آیند.

از سازهایی که نت مشخصی دارند میتوان به Timpani اشاره کرد که در ارکسترهای بزرگ بسیار کاربرد داره مثالا" هکتور برلیوز آهنگساز بزرگ فرانسوی در یکی از کارهاش از شانزده Timpani استفاده کرده. شاید براتون جالب باشه که بدونید Naqara همون ناقره خودمون در واقع یک نوع Timpani هست که در خاورمیانه استفاده میشه. هندی ها ساز بسیار خوش صدایی دارند بنام Tabla که حتما" صدای اونو شنیدید که این ساز هم کوک میشه و به قولی pitched هست. از دیگر سازهایی که بصورت واضح نت مشخص تولید میکنند و در این گروه قراردارند میشه به Xylophones و سازهای مشابه اون در سایر کشورها مثل Marimba در آمریکای لاتین نام برد. این سازها از قدیم الایام در موسیقی Jazz کاربرد بسیار داشته و داره.

اما از معروفترین سازهایی که نت مشخص تولید نمیکنند میشه به آنچه که امروزه Drum معروف هست اشاره کرد که خودش انواع مختلف داره مانند bass یا snare. جالب هست که بدونید در موسیقی آمریکای لاتین از نوعی drum استفاده میشه که درون اون پر از آب هستش!! تعداد سازها در این قسمت بسیار زیاد و متنوع هست مثل انواع Cymbals (همون سنج خودمون) ، Triangle (همون مثلث) و .... باز شاید جالب باشه بدونید که دقیقا" نمونه ساز دف که در کشور ما مورد استفاده قرار میگره در ایرلند نیز مورد استفاده هستش.

دقت کنید که یک نوازنده سازهای کوبه ای اغلب باید توانایی نوازندگی تمامی این سازها رو باهم داشته باشه و از طرف دیگر توانایی درک انواع ریتم های موسیقی و نگه داشتن اونها رو. به همین دلیل برخلاف آنچه به ظاهر بنظر میاد نوازندگی کوبه ای ها میتونه بسیار دشوار باشه. خیلی خودمونی بخوایم حرف بزنیم باید اقرار کنم که زدن ریتم های لنگ، پیچیده و مملو از ضد ضرب اونهم با brush در موسیقی Jazz کار هر کسی نیست، اگر حداقل موسیقی رو حرفه ای گوش بدید یقینا" این حرف رو قبول خواهید کرد. بگذریم، شکل زیر تعدادی از این سازها را نمایش میدهد.

percussions.jpg


Posted by Kamran at 10:16 AM | Comments 7

June 27, 2004

یک اجرای خوب از Ave Maria

این آهنگ رو گوش کنید از چند جهت قابل توجه هستش، اول اینکه کاریه از Bach به اسم Ave Maria که شاید اینکار رو بشناسیدش و دوم اینکه یکی از بزرگترین خواننده های سوپرانوی جهان بنام Maria Callas اونو خونده. اینرو داشته تا دو سه روز دیگه. audio.gif Bach, Ave Maria by Maria Callas

Posted by Kamran at 10:08 AM

June 26, 2004

Tenderly

نسیم عصر با لطافت و نرمی درخت ها را نوازش میده،
درختها در حال رقصیدن، نسیم رو در آغوش خودشون میگیرند،
اما من و تو همچنان سرگردانیم و افسوس میخوریم که کجا هستیم،
شنهای ساحل بوسه دریا رو با لطافت و نرمی می پذیرند،
و من نمی تونم بپذیرم که قلب ما چقدر میتونه خسته باشه ....

ترجمه ای بود آزاد از قسمتهایی از ترانه Jazz بنام Tenderly. آهنگ ساز اینکار Jack Lawrence متولد 1912 در نیویورک هستش که کارهای بسیار خوب Jazz داره. قطعه Tenderly رو خیلی از موسیقیدانهای Jazz بصورت solo یا vocal اجرا کرده اند. این نت موسقی این قطعه و اینهم یکی از اجراهای این موسیقی audio.gif Tenderly . به هارمونی به ظاهر پیچیده اون نگاه کنید، حتما" بزودی اونو تحلیل خواهیم کرد.




Posted by Kamran at 09:02 AM | Comments 4

June 25, 2004

راجع به سبک موسیقی شوپن

chpn_pno.jpg
فردریک شوپن

ملودی هایی که مثل امواج آب بالا و پایین میرند و گه گاه با هم تصادمی هم دارند، آکوردهای پیچیده و در مواردی حتی ناشناخته که با تاخیری مثب یا منفی نسبت به ملودی برای خودشون حرکت میکنند، کادانسهای قافلگیرانه در مواقعی که اصلا" انتظار اونها نمیره، ظرافت های بدیعی که تو هر قطعه برای تزئیین ملودی ها بکار برده شده و .... همه و همه رو، از هیچ کسی به غیر از Chopin نمیشه انتظار داشت. گوش کنید : audio.gif A romantic piece from Chopin

شاید تعجب کنید اگه بشنوید که مهمترین آهنگسازی که روی کارهای شوپن اثر گذاشته کسی نبوده جز Bach! اصلا" شوپن 24 پرلود خودش رو بر اساس 48 پرلود و فوگ باخ نوشته. همچنین به عقیده تحلیلگران موسیقی اتود های شوپن تاثیر گرفته از انواسیون های باخ هستند. شوپن توانایی زیادی در کارهای ارکسترال نداشته و گواه این موضوع جز دو پیانو کنسرت ارکسترال او بیش نیست.

Chpn.JPG نو آوری در در هارمونی موسیقی شوپن بصورت کاملا" مشخصی دیده میشه، ملودیهای شوپن بصورت بی انتهایی هریک زیبایی خاص خودشون رو دارند. او توانایی خاصی در نوشتن آکورد های شکسته و باز با نت های پدال کشیده داشت آکوردهایی که مکمل و همراهی کننده احساسات بیان شده توسط ملودی هستند. کارهای شوپن برخلاف خیلی از موسیقی های دوران خودش اغلب سه قسمته هستند که در پایان قسمت سوم به قسمت اول برمیگردند و در این میان اغلب مدولاسیون هایی هم انجام میشه. هارمونی شوپن مملو از آکوردهای حل نشده هست، کاری که امروزه موسیقدانهای Jazz به کررات از اون استفاده میکنند.

سبک چیدمان ملودی و هارمونی در موسیقی شوپن آنقدر زیبا و دلنشین بود که در کارهای موسیقیدان های بعدی او مثل لیست، واگنر، دبوسی، آلبنیز، چایکفسگی و حتی راخمانینف هم دیده میشه. تفاوت عمده کارهای شوپن با دیگر پیروان او کوتاهی نسبی کارهاش هست. کارهای او رو میشه در فرم های اصلی زیر طبقه بندی کرد Prelude, Etude, Waltz, Impromptu, Nocturne, Scherzo, Mazurka, Polonaise, Ballade و Sonat و.... در انتها باید بگم موسیقی پیانوی شوپن یگانه است و یقینا" همتا ندارد و نخواهد داشت.

Posted by Kamran at 01:42 PM | Comments 5

June 24, 2004

a blues progression

این یکی از انواع ساده توالی آکورد برای Bluse های استاندارد 12 میزانی هستش. نوازنده میتونه هرجایی که دلش بخواد آکوردها رو هفت کنه و یا سایر رنگهای لازم رو به آکورد اضافه کنه:

( I , IV , I , I ) - ( IV , IV , I , I ) - (V , IV , I , IV)

برای درک این Progression بهتر اینه که مثل جدول بالا اونو به سه گروه چهارتایی تقسیم کنیم. هارمونی خیلی ساده ای داره ولی نتیجه اون بسیار جذاب و ماندگار هستش. به این کار زیبا از John Coltrane بنام Bessie's Blues نگاه کنید و اگه ساز میزنید با حس Blues اونو اجرا کنید .

bb-jc.gif





















اگر منزل بودم حتما" براتون میزدم و میاوردمش، شرمنده!

Posted by Kamran at 12:35 PM

June 24, 2004

دو اصطلاح در ثبت آثار موسیقی

اگه خیلی دقیق موسیقی رو دنبال کرده باشید حتما" تابحال با اصطلاح Opus برخورد کرده اید. Opus یک اصطلاح لاتین به معنای کار(Work) هستش که برای مشخص کردن توالی کارهای آهنگسازان بکار میره. برای یک آهنگ ساز که ممکنه در فرم های مختلف والس، اتود، سونات و ... هرکدام تعدای موسیقی داشته باشه و نه لزوما" همه والس ها یا اتودها یا سونات هایش رو باهم ننوشه باشه لازمه که به طریقی ترتیب کارهایش رو ثبت کنه. برای این منظور از شماره ترتیبی بنام Opus استفاده میشه دراین حالت شماره جلوی Opus ترتیب کارها رو نمایش میده. در برخی موارد هم برای دسته بندی بهتر اولین عدد پس از Opus شماره گروه و عدد بعدی شماره خود کار در آن گروه خواهد بود. مثلا" Fantasy Impromtu اثر شوپن Opus 66 یا سونات سل ماژور از بتهوون Opus 31 شماره 1.

Catalog Number هم نوع دیگری از شماره گذاری ترتیبی کارهای آهنگسازان هستش که بجای Opus بکار میره. البته این روش خیلی کمتر کاربرد داره اما دو موسیقیدان بزرگی که از این روش برای ثبت آثارشون استفاده شده یکی موتزارت و یکی شوبرت هستند که از علامتهای K و D برای اینکار استفاده کردند. مثلا" سونات دو ماژور اثر موتزارت K.330 یا سونات لا مینور از شوبرت D.784. این نام گذاری بخصوص وقتی بکار میره که آهنگساز در یک فرم و تونالیته بیش از یک قطعه مینویسه مثلا" اگر دو سونات روی لا مینور داشته باشه با این شماره گذاری ها میشه اونها رو از هم تمیز داد.


Posted by Kamran at 09:41 AM

June 23, 2004

یک تلفن مهم

Meola.jpg
Al De Meola

به این قطعه بنام Coral که ساخته یک پیانیست Jazz بنام Keith Jarrett هست و توسط این آقا که عکسش رو میبنید نواخته شده گوش کنید. میخوام راجع به یک تلفن مهم براتون صحبت کنم. audio.gif Coral . آقای Al Di Meola بعنوان یکی از با اعتبارترین نوازنده های Jazz گیتار در سه دهه گذشته بوده و هست. تکنیک های نوازندگی ملودی و ذوق موسیقی او شباهت های زیادی به Chick Corea داره و دلیلش هم همکاری نزدیک او با Corea بوده. او در سال 1954 در نیوجرسی متولد میشه (الان تقریبا" 50 ساله است) و با موسیقی کسانی مانند Beatles یا Ventures و Elvis Presley بزرگ میشه. در نوجوانی بطور قابل قبولی در سطح حرفه ای گیتار میزده و از 17 سالگی وارد مدرسه موسیقی Berklee در بوستون میشه او انقدر ماهرانه گیتار میزد که خیلی زود در ترم دوم تحصیل در کوارتت های Jazz مدرسه نوازندگی میکرد. اما راجع به تلفن .

از او نقل قول میشه که : "در سال 1974 اطراف آپارتمان محل سکونتم بودم که یک تلفن به من شد. باورنکردنی بود! Chick Corea آهنگساز و نوازنده مشهور پیانوی Jazz، مگه میشه؟ از من خواست که به نیویورک بیام! این بزرگترین اتقاق زندگی موسیقی من بود! چیزی بود که در رویاها هم نمیدیدمش. در کمتر از ده دقیقه بارو بندیلم رو جمع کردم و به نیویورک رفتم و دیگر هرگز به آن آپارتمان بر نگشتم."

- اینطوری سرونوشت آدمها عوض میشه -

او با Chick Corea نوازنده کی برد، Stanley Clarke نوازنده توانای باس و Lenny White نوازنده drums سه آلبوم فراموش نشدنی تهیه کردند. Al Di Meola آروم ننشست و با بزرگان دیگه موسیقی Jazz همکاری کرد و افق های موفقیت یکی پس از دیگری به روی او گشوده میشد. با ارائه The Infinite Desire که بیش از 100,000 نسخه بفروش رفت و سه ماه روی بیلبرد های Jazz معاصر بود، دیگه جای هیچگونه شکی برای کسی نمونده بود که او یک گیتاریست توانای Jazz هستش.

Posted by Kamran at 02:44 PM | Comments 7

June 22, 2004

موسیقی در زمان هیتلر

nazi.jpg
آدلف هیتلر

باخ، بتهوون، برامس، واگنر و هندل بعنوان سمبولهای برتری نژاد آریا در موسیقی از دید نازیها بودند. از ایده های اصلی هیتلر آن بود که در هر زمینه ممکن حتی هنر (موسیقی، نقاشی و ...) برتری نژادی آنها به رخ مردم جهان کشیده بشه. نازی ها در زمان حکومت خود تبلِیغات بسیاری بر روی موسیقی این بزرگان کردند و در عوض جلوی انتشار موسیقی در زمینه های دیگر مانند اکسپرسیونسیم، Jazz و ... رو میگرفتند و آنها را فاسد میدونستد. آنها در سال 1933 قانون برتری نژادی رو تصویب کردند و از تمام موسیقی دانان خواستند که به عضویت Reichsmusikkammer - Reich Music Chamber در بیایند و هر که از اینکار سر باز میزد موسیقی او فاسد محسوب میشد.

همچنین کارهایی که روح آلمانی در آنها وجود نداشت نمونه موسیقی فاسد محسوب میشد در این میان بسیاری از کارهای زیبای مالر، مندلسون و شوئنبرگ از جمله مصادیق موسیقی فاسد بحساب میامد. واگنر موسیقیدان مورد علاقه هیتلر بود و همواره در میهمانی های او موسیقی واگنر نواخته میشد. از نظر هیتلر موسیقی واگنر نشانه کامل موسیقی ژرمن بود و هرچه سایر موسیقیی ها از سبک واگنر فاصله میگرفتند فاسد تر و غیر قابل پذیرشتر میشدند. جالب که بدونید هربرت فون کارایان که از سرشناسترین و محبوبترین رهبران ارکستر اروپا محسوب میشد برای اینکه بتونه کارش در موسیقی رو ادامه بده مجبور شد که به عضویت حزب نازی در بیاد و در مقابل کلمنس کراوس نویسنده اپرا و یکی از رهبران بزرگ ارکستر، بدلیل تمرد از عضویت در حزب نازی توسط وزارت موسیقی زمان دستگیر شد. به هنگام تشکیل وزارت موسیقی ریچارد اشتراوس بعنوان رئیس Reich Music Chamber انتخاب شد و معروفه که او فقط بخاطر مصالح موسیقایی این سمت رو پذیرفت و هرگز معتقد نبود که هنر در انحصار رنگ، قوم، ملیت و ... خاصی میتونه باشه.

عجب دنیایی یه و چه آدمهای عجیب و غریبی در اون پیدا میشن. حالا به نظر شما موسیقی و هنر اصلا" مرز و بوم میشناسه ؟

Posted by Kamran at 10:21 AM | Comments 6

June 21, 2004

7th Chords

خب راجع به آکوردهای 6 قبلا" صحبت کردیم. آکورد بعدی که میشه راجع بهش صحبت کرد آکوردی که همه ما اونو خوب میشناسیم. یعنی آکورد 7. یک نوازنده Jazz بندرت یک آکورد سه تایی ساده رو میزنه و حد اقل کاری که میکنه بدون شک اونو هفتش میکنه. حالا بسته به اینکه حال و هوای موسیقی چی باشه فاصله هفتم بزرگ یا کوچک به آکورد سه تایی ساده اضافه میکنه. البته قبلا" در مطلب آكوردهاي هفتم ساده شده اشاره ای به نحوه استفاده از این آکوردها داشتیم ولی اون فقط بحث voicing آکورد بود. اینجا کمی بیشتر راجع به خودشون صحبت خواهیم کرد. به این شکل نگاه کنید .

C-CMaj.JPG

میزان اول یک آکورد ساده ماژور هست. که اگه دقت کنید براساس دو تا فاصله یکی سوم بزرگ و یکی سوم کوچک درست شد. حالا اگه بیاییم در انتهای این آکورد یک فاصله سوم بزرگ اضافه کنیم یک آکورد هفت بزرگ مثل CMaj7 ساخته میشه. به این فایل midi که این دو آکورد رو زده با دقت گوش کنید: audio.gif C-CMaj7

اگه خوب گوش کرده باشید سادگی و صداقت آکورد ماژور رو راحت میشه حس کرد. (آکورد ماژور ساده منو همیشه یاد موتزارت میندازه!) اصلا" حس دروغ گفتن به آدم نداره، اما بر عکس یک آکورد ماژور هفت بزرگ آدم رو رو هوا نگه میداره، یه جوری تکلیف آدم باهاش معلوم نیست که دلیلش رو در انتهای مطلب آوردم. شما تو اغلب آهنگ های cool jazz میتونید این آکورد رو بشنوید. اما آکورد بعدی که به ندرت در غیر از موسیقی Jazz از اون استفاده میشه.

Cm-CmMaj.JPG

آکورد مینور هفت بزرگ هست. کافیه که به انتهای یک آکورد مینور نتی رو با فاصله سوم بزرگ اضافه کنید. به این شکل دقت کنید و به این فایل midi هم گوش دهید : audio.gif Cm-CmMaj7

گفتیم این آکورد رو بندرت جایی بجز Jazz میشه شنید. البته دلیلش رو نمی دونم که چرا زیاد از این آکورد استفاده نمیشه ولی کم و بیش قطعاتی رو در Jazz دیدم که از این استفاده میکنند. بازهم ازتون میخوام ببینید که این فاصله سوم بزرگ که به انتهای آکورد اضافه میشه چگونه عظمت یک آکورد مینور رو زیر سئوال میبره.

C-C7.JPG

آکورد بعدی که باید راجع بهش صحبت کنیم آکوردهای هفتم کوچک هست که شاید بشه گفت از هفتم های بزرگ بیشتر کاربرد داره. اگه به انتهای یک آکورد ماژور یک فاصله سوم کوچک اضافه کنید آکورد ماژورهفت درست میشه. بندرت از اصطلاح هفتم کوچک استفاده میشه و همون دوماژور هفت به معنای این آکورد هست. گوش کنید : audio.gif C-C7 به مراتب از آکورد ماژور پر رنگ تره ضمن اینکه اون حالت روی هوا بودن رو نداره. دلیلش هم اینه که در Maj7 یک فاصله نیم پرده ای داریم که یک جور حالت نا مطمئنی و نیاز به حل شدن ایجاد میکنه ولی در 7 فاصله به یک پرده تبدیل شده و کاملا" ثابت هستش.

Cm-Cm7.JPG

و بالاخره آخرین آکوردی که امروز راجع بهش صحبت میکنیم. مینور هفت هست مثل Cm7. در اینجا هم باید بگم ساده ترین راهی که میشه یک آکورد مینور رو در Jazz رنگ آمیزی کرد اضافه کردن هفتم کوچک به اون هستش. به این شکل نگاه کنید، کافیه که یک فاصله سوم کوچک به انتهای آکورد مینور اضافه کنید، نتیجه این به اینصورت میشه : audio.gif Cm-Cm7 افزودن هفتم کوچک به هیچ وجه ثبات آکورد مینور رو برهم نمیزنه فقط کمی آکورد رو کش میده.

- هنگامی که راجع به آکوردها مینویسم از اصطلاحاتی استفاده میکنم که شاید کمتر توی موسیقی اونها رو شنیده باشید مثل "رنگ"، "حالت ثبات"، "روی هوا بودن آکورد"، "حالت کشیده شدن"، "عظمت" و.... واقعیت اینه که موسیقی رو هم باید با همین زبان فارسی تفسیر کرد پس بتدریج باید حس و کاربرد این مفاهیم روزمره زندگی رو در موسیقی پیدا کنیم و درک مشترکی از اونها بدست بیاریم، فعلا".

Posted by Kamran at 10:18 AM | Comments 4

June 21, 2004

دو تا توضیح

دو تا توضیح در جواب دو دوست خوب رو اینجا می یارم چون شاید برای همه بدرد بخور باشه. اول در جواب دوست خوبم توماج باید بگم که emule یکی از این نرم افزارهایی هستش که امکان share کردن منابع اطلاعاتی رو میده مثل kazaa و .... با این تفاوت که توش فراوون نت موسیقی وجود داره. برای download کردنش یه search کنید تقریبا" همه جا هست. نسخه ای که من دارم v0.42e هست ولی فکر کنم نسخه های بالاترش هم هست. من شخصا" خیلی از نت های موسیقی که پیدا نمیشه رو راحت اینجا پیدا کردم.

بابک یکی دیگه از دوستان خوب harmonytalk.com از من پرسید که چرا دیگه راجع به هارمونی نمی نویسی، باید بگم که مینویسم. اما اگه دقت کرده باشید ما اینجا پنج قسمت (category) مختلف داریم و تقریبا" سعی میشه که عدالت میان این قسمتها رعایت بشه و بطور مساوی مطلب در این مقوله ها آورده بشه. یه چیزی رو توی موسیقی فهمیدم اگر میخواهی موسیقی رو بفهمی باید از تاریخ گرفته تا تئوری موسیقی رو مطالعه داشته باشی وگرنه آدم یک بعدی میشه و درکش از موسیقی سطحی. البته این فقط نظر منه شاید معتبر هم نباشه.

Posted by Kamran at 09:17 AM

June 20, 2004

تولد کنترپوان

ctrpn.gif

در قرن ششم فیلسوفی بنام Cassiodorus برای اولین بار نظریه ای را در موسیقی مطرح و ثبت کرد که در نوع خودش بی نظیر بود. او گفت که امکان این وجود دارد که شما بطور همزمان صداهای متفاوتی را بشنوید و از نتیجه آن راضی باشید. او برای این نوع از موسیقی نامی را نیز اختیار کرد، چیزی نبود جز Symphonia. این لغت در آن زمان به معنی ترکیب نت های بالا و پایین بود. در ابتدای طرح این نظریه مردان و پسرها (که نقش خواندن نت های زیر را بعهده داشتند) نت هایی را در فاصله اکتاو با یکدیگر میخواندند. به این ترتیب اولین فاصله ای که برای گوش خوشایند بود عملا" مورد استفاده قرار گرفت. جالب اینجاست که بدانید تقریبا" تا قرن نهم موسیقی از استفاده فاصله های چهارم و پنجم محروم بود و حداکثر پیشرفتی که داشت خواندن در فاصله دو اکتاو بود .

در قرن نهم روش جدیدی در خواندن موسیقی ابداع شد که به Organum معروف بود. در این روش ملودی در فاصله های چهارم یا پنجم یا هر دو باهم تکرار میشد. جمله به جمله، نت به نت. در ابتدای کار ارگانم جهشی بزرگ در موسیقی بحساب می آمد اما بتدریج گوش شنونده ها به یکنواختی این روش عادت کرد و توانایی اونرو پیدا کرد که بتونه در ان واحد حرکتهای غیرموازی با فاصله هایی بجز پنجم و چهارم رو بشنوه. تا اینکه در قرن سیزدهم عملا" قواعد محکمی برای نوشتن موسیقی در دو بخش که بطور مستقل حرکت میکنند بوجود آمد. خیلی زود این قوانین برای سه و چهار بخش هم تدوین شد و به این ترتیب پایه و اساس علم کنترپوان امروزی بنا نهاده شد.

کنترپوان از ریشه Punctus Contra Punctus گرفته شد که به معنای نت در مقابل نت بود. در ابتدای کار تنها فقط با خواند نت در مقابل نت استفاده میشد اما دیگر موسیقی در شرف تبدیل شدن به علم بود و نیاز به الفبایی داشت که قوانین کنترپوان رو بشه با اون بیان کرد.

Posted by Kamran at 03:22 PM | Comments 3

June 19, 2004

نقش یونان باستان در موسیقی

apollo.jpg
معبد آپولو خدای موسیقی در یونان

واقعیت اینه که هیچکس نسبت به چگونگی موسیقی اولیه انسان آگاهی کامل نداره. درحقیقت حتی ما بدرستی نمی دونیم که مثلا" ارکستر زمان باخ چگونه ساز میزده! اما بسیاری از محققین موسیقی در این موضوع اشتراک نظر دارند که بشر اولیه ریتم را از حرکات بدن و طبیعت و ملودی رو از تغییرات صدای خودش و یا محیط کشف کرده. پس از کشف این دو موضوع انسان اولیه از اونها بعنوان ابزاری برای سحر و جادو استفاده می کرد. بتدریج بشر تونست اولین الگوی ریتمیک رو شناسایی کنه که همان میزانهای دو ضربی که حالت مارش داره بود. این الگویی بود که از راه رفتن اقتباس شد و کمی بعد الگوی پیچیده تری بنام سه ضربی که همون والس هستش.

بله بتدریج شناخت بشر نسبت به ملودی نیز بیشتر شد. او فهمید که اگر در قطعه ای موسیقایی نتی رو تکرار کنه به اون اهمیت میده و به نوعی حالت مرکزیت موسیقی رو پیدا میکنه. او یاد گرفت که نت های بالاتر به خاتر فشاری که هنگام خوندن به خواننده وارد میکنند تاثیر گذار تر هستند تا نت های بم، همچنین یاد گرفت که برخی پرشهای ملودی (فاصله ها) به گوش خوشایند و برخی ناخوشایند هستند. اما در یونان باساتان.

قرنها پس از شکل گیری اولیه موسیقی در نظر یونانی ها موسیقی بخشی از زندگی روزانه و ذکر خدایان آنها بود. شاید شنیده باشید که در یونان باستان برای خدایان تندیس هایی درست میکردند، در این میان هیچکدام از این تندیس ها در رده تندیس Apollo که خدای موسیقی بود و Orpheus که خدای چنگ بود نبودند.

orpheus.jpg

در یونان باستان المپیاد های سالانه موسیقی برپا میشد که جنبه جهانی داشت و موسیقی آنقدر اهمیت داشت که یک نوازنده نی یا چنگ همتراز فرماندار یک شهر امروزی ما بود. امکان نداشت تئاتری بدون وجود موسیقی اجرا بشه و جالب بدونید که برای احترام گذاشتن به افراد مهم از کلمه ای که معنی "شخصی با ذوق و هنر موسیقی" استفاده میشد.

اولین موسیقی شناخته شده بفرم آن چه که به موسیقی امروز ما نزدیک است به سال 585 قبل از میلاد (بیشتر از 2500 سال پیش) ثبت شده. این موسیقی که 5 موومان داره از صدای نی لبک و انسان درست شده بود و بیان کننده نبرد میان آپولو و اژدها بوده. اگه این موسیقی رو امروز گوش کنید خسته میشد چون شامل تنها یک خط ملودی بوده و هارمونی در اون نقشی نداشته.

یونان باستان مهد علم بود و موسیقی هم از این امر مستثنا نبود. فیثاغورث تونست ارتباط میان طول یک سیم مرتعش با فرکانس اونرو کشف که این نقطه شروع علم صدا شناسی بود. به احتمال زیاد او اولین کسی بود که به رابطه میان یک نت و نت اکتاو بالاترش پی برد. او و مریدانش توانستد به اهمیت فاصله های چهارم و پنجم (که قبلا" در مصالحه فیزیک و موسیقی 1 و مصالحه فیزیک و موسیقی 2 راجع به آن صحبت کردیم) پی ببرند و اصطلاح اکتاو امروزی هم که کلمه ای لاتین هست از یونان باستان رایج شده. جای هیچ اغراقی نیست اگه گفته بشه که مقوله های چهارم ، پنجم و اکتاو پایه و اساس همه موسیقی امروزی هستش از یونان باستان آمده و پیشرفت موسیقی امروز مدیون تمدن یونان هستش.

Posted by Kamran at 11:50 AM | Comments 9

June 19, 2004

موسیقی سایت به روز شد

همانطور که شاید متوجه شده باشید در این قسمت کناری سمت راست همیشه یک قطعه موسیقی jazz داریم. موسیقی قبلی سایت بنام audio.gif In a sentimental mood که کاری بود از Duke Elington برداشته شد (البته سر جاش هست و باز هم از همین آدرس میشه download کردش) و یک کار زیبا از Keith Jarrett بنام audio.gif Margot رو میتونید از همین قسمت بغل بردارید، قشنگه گوش کنید.

Posted by Kamran at 10:48 AM

June 19, 2004

Sweet dreams are made of this

با سازی که دارید با تمپویی حدود 120 همین دوتا میزان رو تکرار کنید. جالبه نه؟ نتیجه قشنگی ببار میاد! swr.JPG اینطوری میشه : audio.gif تکرار دومیزان

آره این دوستان میگن که Sweet dreams are made of this، بیشتر قسمتهای این آهنگ قشنگ از همین ریتم و progression استفاده میکنه. میزان اول C#m و میزان دوم از دو آکورد A و G#sus4.

در واقع یک همچین حالتی داره ||: C#m | A G#sus4 :|| که اگه بخواهیم تو بهر هارمونی اون بریم آکورد پایه گام بصورت مینور اومده بعدش به آکورد A رفتیم که میشه صحت و درستی حرکت هارمونیک رو اگه شک داریم با دایره پنجم ها کنترل کنیم و بعدش هم یک حرکت کروماتیک به پنجم گام C#m یعنی G# رفتیم و sus4 بودن اون فقط برای رنگ آمیزیه بهتر هستش.

این ترانه متن زیبایی هم داره که میتونید توی این Sweet Dreams .pdf فایل pdf هم نت و هم Lyrics اونرو داشته باشید. اینم قسمتهایی از نسخه اصلی آهنگ. audio.gif Sweet Dreams

Posted by Kamran at 08:49 AM

June 18, 2004

Mozart effect و تاثیر موسیقی بر سلامت انسان

دکتر آلفرد توماتیس از سال 1950 شروع به تحقیق راجع به تاثیرات موسیقی (بخصوص موسیقی موتزارت) بر روی انسان کرد. او معتقد بود که موسیقی با قدرت نفوذی که در احساسات آدمی داره میتونه بر روی سلامتی انسان تاثیرات مثبت داشته باشه. این متخصص گوش فرانسوی به تجربه ثابت کرد که موسیقی موتزارت تاثیرات عمیقی در رفع استرس، اضطراب و حالتهای depression از یکطرف و همچنین کمک به ایجاد آرامش، سرحال آوردن بدن و تقویت حافظه داره.

او تحقیقات خود را ابتدا برروی کودکانی که نارسایی های گفتاری و شنیداری داشتند شروع کرد و ثابت کرد که موسیقی موتزارت بخصوص سنفونی ها و کنسرتوهای ویلن های او نقش بسیاری در درمان این نارسایی ها داره. تحقیقات او تا حدی پیشرفت کرد که تا سال 1980 صدها مرکز و کلینیک درمانی در سراسر جهان از این روش برای درمان بیماران خود استفاده میکنند.

همچنین در سال 1990 تحقیقات او رسما" در دانشگاه کالیفرنیا بررسی و مورد تایید قرار گرفت و اخیرا" در سال 2001 نیز دانشگاه های انگلیس سرگرم بررسی "اثر موتزارت" بر روی بیهوشی و بیماری صرع میباشند. بله به عقیده خیلی از محققین گوش دادن به موسیقی موتزارت باعث تقویت حافظه و باهوش تر شدن آدم میشه.

امروزه جای هیچ شک و تردیدی باقی نمانده که موسیقی توانایی های زیر رو داره:

تقویت حافظه انسان،
کمک به برگرداندن سلامتی به انسان در هر شرایطی،
کمک به عملکرد یکپارچه مغز انسان برای بهره گیری بهتر،
کمک به حل نارسایی های گفتاری و شنیداری،
کمک به حل بیماری های روحی و رفتاری،
تقویت قدرت درک انسان هنگامی که با دریافت بصری توام باشد،
کمک به رشد بهتر جنین در شکم مادر،
و ....

متخصصین فیزیک و پزشکی امروزه معتقدند، هنگامی که بیدار نیستم و در خوابیم، یا حتی در وقتی که بدلیلی در کما قرارداریم، موسیقی به دلیل ارتعاشات خودش میتونه در اعماق سلول های بدن ما نفوذ کنه و اثراتی رو که لازمه روی بدن بگذاره.

خب اگه حرفهای من رو قبول ندارید کافیه توی یک Search Engine یا حتی تو amazon.com بزنید Mozart Effect و ببینید که چقدر براتون مطلب، کتاب و CD راجع به این موضوع میاره.

Posted by Kamran at 09:06 AM

June 17, 2004

اجداد پیانو در ایران میزیستند!

piano-iran.jpg

شاید روزی نباشه که در اینترنت دنبال پیانو نگردم و راجع به اون نخونم. دیروز وقتی داشتم درسایت یکی از سازنده های بزگ پیانو بنام Baldwin گشت میزدم به نکته جالبی برخوردم. این سازنده که از سال 1862 مشغول ساخت پیانو هست در قسمتی از سایت خودش تحت عنوان Piano History راجع به تاریخچه پیانو صحبت کرده. وسط های همین صفحه بصورت مصور سیر تکاملی پیانو از گذشته تا به امروز رو آورده بود. در ابتدایی ترین بخش این قسمت (سیر تکاملی) عکس سازی رو انداخته بود که بی شباهت به سنتور خودمون نبود. به محض اینکه شروع به خوندن مطلب جلوی اون عکس کردم نام کشور ایران رو دیدم که خیلی باعث خوشحالیم شد. در این سایت آمده که Dulcimer (سنتور) از اجداد پیانو هست که کمی پس از تولد حضرت عیسی مسیح (ع) در ایران بوجود آمده. در ادامه سپس مقایسه ای کرده که ساختار داخلی این ساز شبیه پیانو هست، شامل جعبه صدا و خرکهایی که سیم ها را نگه میدارند و تنها تفاوت عمده چکش ها هستند که بجای کلاویه توسط دست به سیم ها ضربه وارد میکنند.




Posted by Kamran at 08:24 PM

June 16, 2004

یک قطعه آرامش دهنده

pit1.jpg
پیتر چایکوفسکی

حتی اگر سازی نمیزنید یا مطالعه در موسیقی ندارید چند دقیقه وقت بگذارید و به این قطعه آرامش دهنده گوش کنید : audio.gif Barcarolle . بله این قطعه کاریه از چایکوفسکی کسی که بعد از بتهوون بزرگترین نویسنده سنفونی در قرن نوزدهم بوده. او در حالی به یکی از بزرگان هنر موسیقی تبدیل شد که هیچیک از افراد خانواده او موسیقی نمیدانستند و تا سن 20 سالگی به تحصیل حقوق مشغول بود. قصد ندارم راجع خود ایشون صحبت کنم ولی جالب بدونید که پدر بزرگ مادر ایشون ازجمله سربازان سپاه ناپلئون بوده که در سال 1812 به روسیه حمله کرده و به همین دلیل به عقیده بسیاری از تحلیل گران موسیقی در کارهای او نمک موسیقی فرانسوی احساس میشه. اما راجع به این موسیقی .


ترا به خدا به هارمونی ساده این جمله اول نگاه کنید فقط سه تا آکورد ساده ست، اما قدرت ملودی فوق العاده! برای اونهایی که به موسیقی علاقه زیادتری دارند، صفحه اول این قطعه رو اینجا آوردم یه نگاهی بیندازید.

pit-b.JPG








اگه کل این صفحه اول رو نگاه کنید میبینید از آکوردهای Gm ، Cm و D درست شده (یه جاهایی هم F) که با alteration و تغییر باس آکوردها تونسته رنگ آمیزی بسیار زیبایی رو بیافرینه که از جمله قدرتهای آهنگسازان دوره رمانتیک هستش. از نکات قابل توجه در این صفحه اینکه در بسیاری از میزانها برای رسیدن به باس آکورد از انتهای میزان قبل یک حرکت کروماتیک آورده شده، درست عین موسیقیدانان Jazz. نظر شخصی من رو بخواید یکی از نزدیکترین سبکهای موسیقی به Jazz رمانتیک هستش.

Posted by Kamran at 11:06 AM | Comments 8

June 16, 2004

نتیجه تبادل نظر دوم

اگر جزو دوستانی هستید که در ارتباط با مطلب مشخصات یک سایت خوب موسیقی (تبادل نظر دوم) نظر دادید ادامه مطلب را مطالعه کنید.

از دوستان خوبم آرمین، سجاد، عسل، امیر، فرید، شار، سیامک، امیر، صالح بخاطر دادن نقطه نظرات مفیدشون تشکر میکنم و از طرف شرکت داتک براشون یک account اینترنت 25 ساعته email میکنم، سعی میکنم تا فردا حتما" اینکار رو انجام بدم. از دوستای دیگه مانند بابک که در ایران نیست یا آقای پینک فلوید که هیچوقت خودشون رو معرفی نکردند و بقیه فقط میتونم تشکر کنم و برای همگی آروزی موفقیت میکنم. اگر هم مثل اون دفعه اسم بعضی ها رو فراموش کردم فقط یک ندای کوچولو بدید و همه چی حله.

در هر صورت همانطور که احتمالا" متوجه شدید خیال دارم یک سایت فارسی راجع به موسیقی راه اندازی کنم. کار ساده ای نیست بخصوص اگر کار آدم چیز دیگه ای باشه. اون دوستانی که وبلاگ مینویسند خوب میدونند که مطلب مفید و مناسب پیدا کردن و نوشتن چقدر دردسر داره، اما مطمئن هستم که با کمک دوستان چه اطرافیان که قراره در راه اندازی سایت کمک کنند و چه شما که با نظرات خودتون ما رو در طراحی سایت کمک میکنید؛ میتونیم این سایت رو درست کنیم. وقتی روی وب دنبال مطالب فارسی میگردم و منابع پیدا شده رو با سایت های انگلیسی مقایسه میکنم؛ تاسف میخورم که چرا ما به پیشرفته گی اونها در این زمینه ها نیستیم، موفق باشید.

Posted by Kamran at 08:58 AM

June 15, 2004

مصالحه فیزیک و موسیقی (قسمت دوم)

خب گفتیم که مشکل از اینجا پیش اومد که در یک گام ماژور نسبت فرکانس نتها به نت پایه بصورت یکنواخت بالا نمیرفت یعنی برای هر فاصله نسبت فرکانس نت به فرکانس نت پایه اینطوری بود :

فاصله : اول دوم کوچک دوم بزرگ سوم کوچک سوم بزرگ چهارم درست
نسبت : 1/1 25/24 9/8 6/5 5/4 4/3
مقدار : 1.0000 1.0417 1.1250 1.2000 1.2500 1.3333


فاصله : پنجم کاسته پنجم درست ششم کوچک ششم بزرگ هفتم کوچک هفتم بزرگ هشتم اکتاو
نسبت : 45/32 3/2 8/500 5/3 9/5 15/8 2/1
مقدار : 1.4063 1.5000 1.6000 1.6667 1.8000 1.8750 2.0000

حالا میشه خیلی ساده از روی این جدول نسبت فرکانس هر نت رو به نت نیم پرده قبلیش حساب کنیم.

که نتیجه اعداد غیر مساوی بدست میاد که همه اونها بین 1.04 تا 1.08 هستند. اگه همین الان یه کمی دقت کنید میشه به مشکل این گام ماژور پی برد گامی که در اون فاصله نیم پرده های بین نتها یکسان نیست. اگر چه ممکنه که برای گوش خیلی محسوس نباشه و اصلا" به این گام عادت کنه ولی پیاده سازی اون برای سازهایی مثل پیانو و گیتار غیر قابل تحمله!

راه حل خیلی ساده بود اینکه بیایم و فاصله یک اکتاو رو که میخواهیم 12 نیم پرده باشه، به گونه ای تقسیم کنیم که نسبت نتها یکی از آب در بیاد. کافیه یه تصاعد هندسی در نظر بگیرم و قدر نسبت رو حساب کنیم مثلا" برای نت C4 با فرکانس 261.63 هرتز که همون دو وسط هست و C5 با فرکانس 523.25 هرتز، نتیجه قدر نسبتی معادل 1.05946 در میاد. اختلافی که بدست میاد معادل حداکثر 5 هرتز بالا یا پایین تر از فرکانس اصلی نت هست. البته این مقدار کم نیست چون گوش حساس کاملا" میتونه اونو تشخیص بده اما به مرور زمان که استفاده از گام های غیر معتدل منسوخ شده گوش مردم و موسیقیدانان به گام معتدل آشنا شده و دیگه احساس بد صدایی از این گام ها بروز نمیکنه.

ما در این بحث از چند نکته خیلی ساده گذشتیم، اول اینکه این نسبت ها مثل 9 به 8 برای دوم بزرگ یا 3 به 2 برای پنجم درست و ... از کجا آمده اند؟ حداقل برای الان این موضوع خارج از مقوله هستش اما اگه خیلی مختصر بخوام اشاره کنم وقتی شما تاری رو مرتعش میکنید یا درون یک لوله صوتی میدمید این دو، علاوه بر فرکانس تشدید خودشون یک سری هارمونی هایی از فرکانس اصلی رو هم تولید میکنند. از قویترین هارمونی ها میشه به فاصله اکتاو و پنجم درست نام برد که خودشون رو خوب نشون میدند و ..... خلاصه اینطوری بگم که تمام این فواصل موسیقی که بوجود اومده پشتش محاسبات و قوانین فیزیک خوابیده یعنی این نسبت ها از روی هوا نیومده. حتما" یه روز راجع به اونها هم خواهم نوشت.

اما یک نکته دیگه که باز ساده از اون گذشتیم این بود چرا آمدیم و یک اکتاو رو به 12 قسمت تقسیم کردیم؟ که جواب این رو هم در فرصت مناسب خواهم آورد، حتما" راجع بهش فکر کنید.

مطلب مرتبط :
مصالحه فیزیک و موسیقی (قسمت اول)

Posted by Kamran at 12:35 PM | Comments 5

June 14, 2004

مصالحه فیزیک و موسیقی (قسمت اول)

میدونید مشکل بین موسیقی و فیزیک از کجا شروع شد؟ بذارین بگم، از اینجا شروع شد که سازهایی مثل پیانو یا گیتار درست شدند. در این سازها تنظیم فرکانس نت خروجی در دست نوازنده نیست یعنی برخلاف سازهایی مثل خانواده ویلن یا اغلب سازهای بادی که نوازنده میتونه فرکانس نت خروجی رو تنظیم کنه، توی سازی مثل پیانو یا گیتار اینکار امکان پذیر نیست. خب حالا این چه مشکلی ایجاد میکنه؟ بذارید کمی شرح بدم، نسبت نت های یک گام ماژور برای آنکه در گوش شنونده حس ماژور رو القا کنه باید به اینصورت باشه :

I/I = 1/1 , II/I = 9/8 , III/I = 5/4 , IV/I = 4/3 , V/I = 3/2 , VI/I = 5/3 , VII/I = 15/8 , IIX/I = 2/1

که در اون I، II، III، IV، V، VI، VII، IIX درجات اول تا هشتم یک گام بزرگ هستند، یعنی در یک گام بزرگ نسبت درجه دوم به اول باید معادل 9 به 8 و نسبت درجه چهارم به اول باید معادل 4 به 3 و ... باشه. اینکه این اعداد از کجا اومده فعلا" فرض کنید که اون آقایونی که گام ماژور رو پیدا کردند بصورت گوشی سالها این فرکانس ها رو استفاده میکردند بدون اینکه متوجه این نسبت های مهم فیزیکی بشوند .

حالا یه لحظه بیایید مشکل رو نگاه کنیم، یک نوازنده ویلن که میخواد گام دو ماژور رو بزنه با گوش خودش محل نت C رو پیدا میکنه یا اصلا" با سیم آزاد اونو میزنه. حالا با تغییر انگشت خودش روی سیم فرکانسی رو پیدا میکنه که نسبت فرکانس اون با نت قبلی 9 به 8 هستش که میشه نت D. بعد باز انگشت خودش رو روی سیم حرکت میده و به نتی میرسه که فرکانس اون 5 به 4 برابر فرکانس نت اول یعنی C بوده و ... خب به این ترتیب خیلی راحت میتونه گام دو ماژور رو بزنه.

حالا اگه بخواد گام ر ماژور رو بزنه درجه دوم این گام که نت E هست نسبت فرکانسش با درجه اول معادل 9 به 8 خواهد بود، یعنی E/D=9/8 در گام ر ماژور. اگر همین نسبت رو در گام دو ماژور حساب کنیم میشه E/D=(E/C)/(D/C)= (5/4)/(9/8)=10/9 !!! جالب نه یعنی نسب فرکانس نت E/D در گام دو ماژور میشه 10 به 9 و درگام ر ماژور میشه 9 به 8 !!! این مسئله برای یک ویلنیست چیز مهمی نیست چون میتونه اونو اجرا کنه ولی یک پیانیست نمیتونه، اصلا" باید برای هر قطعه کوک عوض کنه!!! حتی بدتر یکمی دقت کنید بسته به اینکه تو چه گامی هستیم یک نت یقینا" pitch های متفاوتی داره !!! هرچند که تشخیص اون ممکنه برای گوش سخت باشه.

خب مطلب یک کمی طولانی شد میدونم اگه بیشتر بنویسم خوندن اون خسته کننده میشه، بقیه باشه برای فردا.

مطلب مرتبط :
مصالحه فیزیک و موسیقی (قسمت دوم)

Posted by Kamran at 05:13 PM | Comments 7

June 14, 2004

an eight bar jazz progression

در ادامه صجت های مربوط به هارمونی که فکر کنم مرتبط ترین مطالب باتوجه به اسم این سایت میتونه باشه میخوام راجع به یک progression زیبای Jazz از آقای Bill Evans صحبت کنم. البته یقینا" بعدها راجع به خود ایشون هم خواهم نوشت. ایشون قطعه ای دارند به نام Walts for deby که در مقدمه این قطعه Jazz هشت میزان با این هارمونی به این صورت وجود داره :

| BbMaj7 | Bbm7 | F9 | Ab7 | DbMaj7 | DbMaj7 | C7 add 4 | C7 add 4 |

گوش کنید : audio.gif A progression from waltz for deby

حالا به این شکل نگاه کنید تا راجع به اون صحبتی داشته باشیم : wfdpp.bmp











خب قطعه توی گام فا ماژور هستش اما مقدمه با آکورد BbMaj7 شروع میشه. اولین حرکت هارمونیک از BbMaj7 به Bm7 هستش، اگه دقت کنید توی آکورد ها دو بخش پایینی و بالایی سر جای خودشون موندن و دو بخش وسطی نیم پرده حرکت کروماتیک به پایین داشتند. این نوع حرکت هارمونیک توی Jazz بسیار متداول هست یعنی شما آکورد خودتون رو نگه میدارید حالا هر چند بخشی که بخواهید سایر بخشها رو با حرکت کروماتیک بالا یا پایین میبرید. به این مطلب هم که قبلا" نوشته شده توجه کنید : Chromatic progression

حرکت بعدی از Bbm7 به سمت F9 هستش که کاملا" از روی دایره پنجم ها قابل توجیه هست و اینکه باس آکورد بجای فا، لا هست دلیلی جز این نداره که آهنگ ساز خواسته حرکت باس بدون پرش باشه و اصولا" Jazzist ها به حرکت باس به فاصله های کوچکتر بیشتر علاقه دارند.

خب حالا تفسیر حرکت از F9 به Ab7، اگر ساده نگاه کنیم آهنگساز باس آکورد رو نیم پرده پایین برده و به پایه Ab رسیده، گفتیم که Jazzist ها بطور متداول از این حرکت استفاده میکنند پس این حرکت کاملا" قابل توجیه هست ضمن اینکه این آکورد در حالت پایگی هستش. نت فا آمده در این آکورد فاصله ششم از پایه داره و برای دادن رنگ بیشتر هست و بس.

حرکت از Ab7 به DbMaj7 هم باز کاملا" طبیعی و عادی هست طبق همون دایره پنجم ها

اما حرکت از DbMaj7 به C7. اولا" add 4 چیزی بوده که توی نسخه اصلی من دیدیم که میتونسته نوشته نشه همونطور که در میزان چهارم ما add 6 داشتیم و آورده نشده بود. از اینکه بگذریم بریم سراغ هارمونی. چرا از Db به C آمدیم. دلیلش ساده است اما تفسیر مجاز بودنش رو شاید همه ندونند. خود این والس از فا ماژور شروع میشه پس باید سر میزان نهم هارمونی راحت به فا ماژور حرکت کنه بنابراین راحت ترین هارمونی قبلی میتونه C7 باشه چون نسبت به هم فاصله پنجم دارند.

اما حرکت از Db به C اولا" این حرکت کروماتیک هست و در Jazz زیاد استفاده میشه ثانیا" در گام دوماژور آکورد Tritone گام (بعدا" راجع به آن خواهم نوشت) که میتونه جای G رو بگیره Db هست و تمام. پس میبینید که به چه سادگی با دونستن قوانین هارمونی میشه شروع به تحیلی موسیقی آهنگسازان بزرگ کرد و در این راه مطالب بسیاری آموخت.

اینم چند جمله ملودی که من روی این progression زدم. audio.gif Just a jazz melody

Posted by Kamran at 09:03 AM | Comments 4

June 13, 2004

روایاتی از زندگی بتهوون

beethoven.jpg

به روایتی بتهوون 18 ساله بود که پدر خودش رو از دست داد و مسئولیت اداره زندگی دو برادر کوچکترش رو عهده دار شد و مجبور شد که به منظور گذران زندگی در ارکستری در شهر بن به نوازندگی ویولا بپردازه. در سال 1792 هایدن که در حال گذر از شهر بن بود بطور کاملا" اتفاقی بتهوون رو هنگام نوازندگی در ارکستر میبینه و پی به عمق نبوغ او نه تنها در نوازندگی بلکه در دانش او از موسیقی میبره. هایدن به او پیشنهاد میکنه که برای همکاری به همراه او به وین بره و همینطور هم میشه و اینطور میشه که او به وین شهر موسیقی میره و ضمن اینکه به تحصیل موسیقی میپردازه برای برادرانش پول میفرسته.

و باز روایت میکنند که هنگام مرگ بتهوون (سال 1827) در شهر وین هوا برفی بوده و طوفان شدیدی نیز در جریان بوده، ناگهان رعد و برقی با صدای بسیار بلند زده میشه و او به خواب ابدی فرو میره.


Posted by Kamran at 04:17 PM

June 13, 2004

از لهستان تا کانادا بعد از 154 سال

چند تا از دوستان در مطلبی که راجع به Diana Krall نوشته بودم، در قسمت Comment خواسته بودند که از آهنگ های با تموپوی بالاتر ایشون تو سایت قرار بدم، اینهم یک قطعه بسیار بقول بعضی ها action از ایشون بنام audio.gif I Love Being Here with You . ایشون در ابتدای Vocal میگند که "من شرق و غرب رو دوست دارم همینطور شمال و جنوب ولی دوست دارم بعنوان مهمان به اونجاها برم چون میخواهم اینجا با تو باشم....". قطعه دومی که میخوام برای گوش دادن بذارم چیزی که وقتی دبیرستانی بودم جز کارهایی بود که یه مدت هر روز میزدم از Chopin هستش، یکی از زیباترین Nocturne های ایشون در Bb minor. گوش کنید بعد مختصری تبادل نظر کنیم. audio.gif Nocturne in Bb minor, Op.9 No.1

شوپن لهستانی بود و در سال 1810 بدنیا آمد، بعد از 154 سال اونطرف دیگه دنیا تو کانادا دایانا کرال در سال 1964 بدنیا میاد. یه بار دیگه این دو موسیقی رو گوش کنید ببینید چقدر باهم متفاوت هستند، هر دو در نوع خودشون بی نظیرند. علوم تجربی، ریاضی و ... همگی یک سیر تکاملی داشتند و به سمت کاملتر و پربار تر شدن رفتند، سئوالی که همیشه برام مطرح بوده اینه که آیا هنر و موسیقی هم همینطوری بوده؟ چرا بعضی ها هنوز احساس میکنند موسیقی 100 سال پیش بهتر بوده؟

لینک مرتبط : Diana Krall

Posted by Kamran at 08:58 AM | Comments 9

June 12, 2004

Ray Charles

raycharles.jpg
Ray Charles

همین پنجشنبه شب گذشته بود که با عده ای از دوستان داشتیم فیلمی رو میدیدیم که در اون Ray Charles با Clint Eastwood به بررسی موسیقی Blues میپرداختند و همگی مات و مبهوت توانایی های این هنرمند تو سبک های مختلف بودیم. از Bluse تا Jazz، Rock'N Roll و .... توی فیلم اونو نشون میداد که در کنار Eastwood پشت یک پیانو نشسته بود و دوتایی داشتند راجع به Blues صحبت میکردند. فکر کنم فیلم مربوط میشد به شش هفت سال پیش، با وجود سن بالایی که Ray Charles داشت راحت ساز میزد و گه گاه هم در مایه های Blues میخوند. گاهی فکر میکنم آیا اگر این هنرمندهای واقعی از دنیا برند کس دیگه ای جایشون رو میگره یا نه؟ بله دیروز در خبرها خونیدم که Ray Charles در سن 75 سالگی از دنیا رفت.

Ray Charles با وجود اینکه بیشتر یک خواننده بود تا نوازنده پیانو بخاطر توانایی در مطرح کردن قطعات زیادی از سبکهای Jazz و Blues بعنوان قطعات کلاسیک، به یک نابغه معروف شده بود و واقعا" هم بود. متاسفانه او در طول عمر خودش مثل خیلی از هنرمندهای دیگه درگیر اعتیاد شده بود و با اون دست و پنجه نرم میکرد.

در سال 1930 در قسمتی از فلوریدا بدنیا آمد و از شش سالگی باوجود اونکه توانایی دیدن نداشت شروع به یادگیری پیانو کرد. خیلی زود اون به مدرسه مخصوص نابینایان در فلوریدا فرستاده شد و به علت علاقه بیش از حد به موسیقی به سرعت گروه موسیقی مدرسه رو تشکیل داد. در 20 سالگی توانایی کامل در نواختن پیانو و حتی Alto Saxophone را داشت. در اون دوران بیشترین کسی که روی موسیقی Ray Charles اثر گذاشت Nat King Cole بود. او جزو اولین کسانی بود که سعی داشت نت و پارتیتورهای موسیقی رو به خط Braille بنویسه و اینکار رو هم کرد. اولین کار موفق او درسال 1956 ارائه شد و سه سال بعد یکی از زیباترین کارهای کلاسیک Jazz رو اون ارائه کرد بنام audio.gif Georgia on My Mind که واقعا" هرچی آدم گوشش میده ازش خسته نمیشه.

پس از جریان معتاد شدن او به هروئین و چند باری دستگیر شدن رسما" اقدام به ترک دائم کرد و این موضوع رو اعلام کرد. در اون برهه از زمان بسیار معروف شده بود و در گوشه و کنار دنیا کنسرت اجرا میکرد. به انگلیس رفت و در حد و اندازه های Beatles و Van Morisson ظاهر شد. وقتی از او سئوال میشه که احساست رو راجع به موسیقی بگو در جواب میگه :

Music was one of my parts... Like my blood. It was a force already with me when I arrived on the scene. It was a necessity for me - like food or water.

rcharles.jpg

آره "موسیقی جزئی از وجود من هستش ... مثل خون. مثل یک نیرویی که درون من وجود داره قبل از اینکه روی صحنه بیام." برای زنده بودن من مثل آب لازم هستش. محافل موسیقی Ray Charles رو یک پدیده و گنجینه بین المللی میدونستند چرا که 12 بار تونست جایزه های مختلف Grammy Awards رو بخودش تخصیص بده و سه تا از آهنگ های او یعنی :

1- Georgia on my mind 2- Hit The Road Jack, 3- I Can't Stop Loving You

هر کدوم برای 10 تا 14 هفته آهنگ شماره یک هفته بودند. شما میتونید ارزیابی کار های ایشون را در این صفحه ملاحظه کنید. درک و دریافت او از موسیقی و نیز فعالیت هایی که او برای ترویج موسیقی انجام میداد منجر به این شد که او در سال 1995 از Occidental College کالیفرنیا درجه دکتری افتخاری هنر و موسیقی دریافت کنه.

شاید به علت نابینا بودنش بود، شایدهم نه، بخاطر نوع دوستی، که باعث شد در سال 1987 بنیادی رو برای تحقیقات روی حس شنوایی به هزینه شخصی خودش بنام Laboratory for Auditory Research که بالغ بر یک میلیون دلار بود تاسیس کرد، او همواره معتقد بود که گوشهایش فرصتی بوده که خدا وند به او برای ادامه زندگی داده. بله او نیز مثل خیلی از بزرگان هنر رفت ولی یقینا" نامش همواره در محافل هنری زنده خواهد بود.

Posted by Kamran at 02:37 PM | Comments 9

June 11, 2004

No body home

nobodyhome.jpg

راجع به بچه ای که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهاش رو تو اون مینوشت، توی کیف مدرسه اش مسواک و شونه سرش رو نگه میداشت، راجع به بچه ای که توی مدرسه معلمها اذیتش میکردند مگر وقتهایی که بهشون باج میداد یا سرش تو لاک خودش بود، آره راجع به همون بچه ست که بزرگ میشه و به پوچی میرسه، همه چیز داره یک تلویزیون که 13 کانال مختلف در اون نشون داده میشه و یه عالمه امکانات دیگه، اما چه فایده؟ وقتی میخواد به دوستش زنگ بزنه تا از تنهایی و پوچی به او پناه بیاره، اون گوشی رو برنمیداه؟ و کسی نمیدونه که چرا؟ آیا واقعا" کسی خونه نیست؟ بعیده!

اون به پوچی میرسه و به اعتیاد روی میاره، با وجود اونکه توی کالج درس میخونده و امکانات زیادی زیر دستش بوده، حتی یک پیانوی بزرگ، که برای فرار از خاطرات تلخ گذشته به اون متوسل میشده. ولی هیچکدوم از اینها او رو خوشحال نمیکنه و میخواد که پرواز کنه! به کجا؟ جایی نداره که بره! باز تلفن میزنه، اینبار هم کسی گوشی رو برنمیدار و بتدریج احساس میکنه که داره محو و نابود میشه.

بله audio.gif I got a little black book with my poems in شعر زیبایی از Roger Waters

شعری که شاید به نوعی داستان زندگی خودش رو در اون بیان کرده باشه. داستانی که کم و بیش برای خیلی از ماها صادقه. اگر اشتباه نکنم بعد از Hey you و Is there any body out there در آلبوم The Wall به Nobody home میرسیم. هیچ وقت فکر کردید چقدر ارکستراسیون این آلبوم زیباست، اگر این قطعه هم مثل دوتای قبلی با گیتار اجرا میشد آیا زیباتر میشد؟ Nobody home اولین آهنگی از The wall پینک فلوید بود که من اونو یاد گرفتم، شاید چون با Piano نواخته میشد، شایدم بخاطر شعر زیباش به هرحال به هر دلیلی قطعه بسیار زیبایی یه.

مقدمه بسیار خارخ العاده ای داره، بخصوص که جرات کرده و اونو تو شش میزان نوشته؟ مگه زوره که چهار یا هشت میزان باشه؟ اینطوری نگاه کنید :

nbh.jpg

یک آکورد ساده Am با وضعیت باز که با یک نت لا که بعنوان pickup بکار میره به دو ماژور افزوده یعنی C + میره، (هرکاریش کردم این + نیومد اونطرف C!!!) خیلی ساده است ولی نتیجه بسیار زیبایی داره شاید به این دلیل که نت باس آکورد، # G هست، اگر این نبود و آکورد در حالت پایگی بود اصلا" خوش صدا نمیشد. باز با دو حرکت تریوله به دوماژر خالص میره و به کمک حرکت باس، هارمونی راحت به سمت D7 هدایت میشه. آره حرکت از D7 به F کار ساده ای نیست خیلی راحت میتونه بد صدا بشه و خطای هارمونی تشخیص داده بشه ولی ببینید که Roger Waters (یا شاید هم Richard Right چون اون پیانیست تر بوده و امکان داره تو تنظیم کمکی کرده باشه) چطوری از پس اینکار بر میان. و یه دفعه درکمال ناباوری بزرگ، کوچک میشه! و هارمونی از F به Fm میره، بدون شک زیباست است و از هر موسیقیدانی نمیشه این انتظارهارو داشت. این تازه فقط پنج میزان اول این آهنگ هستش. جالب اینجاست که قطعه روی E7 تموم میشه !!! یه بار دیگه گوش کنید و به سازهای زهی و بادی که پیانو و خواننده رو همراهی میکنند دقت کنید. این نسخه مربوط به اجرای زنده The wall توسط گروه Pink Floyd در سال 1980 هستش : audio.gif No body home – 1980 live


Posted by Kamran at 04:05 PM | Comments 9

June 09, 2004

Diana Krall

diana-krall1.jpg
Diana Krall

سالهای سال آلبوم های موسیقی یا ترانه های بالای جدول top 10 در انحصار سبک هایی مانند rock، pop و یا شاخه های آنها بود و تنها این سبکها بودند که روی بیلبردها و جداول مقایسه ای با هم برای رسیدن به رتبه اول رقابت میکردند. موسیقی Jazz در عین زیبایی به علت پیچیدگی های خاص خودش نمیتونست مخاطبین زیادی داشته باشه و Jazzist ها تاب و توان رقابت با کسانی چون Santana، Calpton، Waters، و ... را نداشتند. اما در ده سال گذشته هنرمندی وارد عرصه موسیقی Jazz شد که توانست با هنر خودش مخاطبین سایر سبکهای موسیقی رو نیز بخودش جلب کنه. بله اون کسی نبود جز Diana Krall . به این قطعه کوچک از ایشان گوش دهید : audio.gif قطعه Jazz با صدای Diana Krall ، بله همون ترانه زیبا و آشنای and I love her از گروه Beatles اما با حال و هوای Jazz.

Diana توانست برخلاف بسیاری از هنرمندان که هنر را قربانی تعداد مخاطب میکنند و ساخته های خودشون رو اعم از نقاشی، فیلم، موسیقی و ... برطبق سلیقه اکثریت درست میکنند و نه سبکی که در اون کار میکنند، به این مهم دست پیدا کنه و مخاطبین بسیار زیادی برای خودش در سراسر دنیا پیدا کنه. این هنرمند کانادایی که همواره از ارکستر acoustic استفاده میکنه تونسته بصورت پدیده ای جدید در عرصه موسیقی کانادا و دنیا مطرح بشه. کارهای vocal او در سبکهای swing و blues واقعا" شنیدنی هستش. وقتی کارهای vocal این نوازنده توانای پیانوی Jazz رو گوش میکنیم خیلی سریع بیاد سبک خوندن Nat King Cole میفتیم که با صدای گرم و ملایمش گوش آدم رو نوازش میده. به گفته خود Diana یکی از مهمترین خواننده های مورد علاقه او Nat King بوده که ظاهرا" در نحوه خوندن او نیز اثر زیادی گذاشته. شاید اوج توانایی های او در نواختن پیانو و Jazz Vocal رو بشه در کنسرت زنده ای که در پاریس داشت ملاحظه کرد. Diana Krall Live in Paris, November 2001

او در این کنسرت استعداد خودش در زمینه Jazz Vocal رو به رخ همه خواننده های pop، rock، blues، jazz و ... کشوند و با خواندن ترانه های زیبا و ماندگاری چون :

I Love Being Here With You
Let's Fall in Love
East of the Sun
Fly Me to the Moon

یاد و خاطره بزرگان Jazz Vocal مانند Frank Sinatra ، Peggy Lee و Nat King رو زنده کرد.

او در سال 1964 بدنیا اومد و از 15 سالگی بصورت حرفه پیانو Jazz میزد، بطوریکه در سال 1981 تونست بورس تحصیلی از دانشگاه موسیقی Berklee کسب کنه. سپس روزی در کانادا در کنسرتی دوست قدیمی خودش Ray Brown رو دید که به یک نوازنده حرفه ای کنترباس Jazz تبدیل شده. Ray Brown او رو تشویق میکنه که روی صدای خودش کار کنه و همین اتفاق هم میفته و Diana موفق مشیه که در سال 2000 جایزه بهترین vocalist کانادا و در سال 2001 جایزه بهترین vocalist موسیقی Jazz از آلمان رو نصیب خودش کنه.

به این قطعه که از آخرین آلبوم ایشون هست گوش بدید: audio.gif The Girl in the Other Room


Posted by Kamran at 12:51 PM | Comments 6

June 08, 2004

مشخصات یک سایت خوب موسیقی (تبادل نظر دوم)

qm.jpg این دفعه موضوع ساده و مشخص هستش درواقع نظر ارزشمند شما رو راجع به مشخصات یک سایت خوب موسیقی مورد نیازه. می خواهیم بدونیم که اگر بخواهیم یک سایت خوب در زمینه موسیقی روی وب داشته باشیم بنظر شما چه مشخصه هایی باید داشته باشه ؟ به عبارت دیگه شامل چه قسمت هایی باشه؟ آیا باید در اون مطالب خیلی حرفه ای مطرح بشه؟ یا نه مطالب عادی؟ آیا باید یه عالمه mp3 بزاریم مردم download کنند؟ آیا باید شامل موسیقی ایرانی ، اصیل ، خارجی و ... باشه؟ آیا باید راجع به هر نوع موسیقی در اون بحث بشه یا نه؟

از شما دوستان عزیز خواهش میکنم نظرات و پیشنهادات خودتون راجع به این موضوع در قسمت comment همین مطلب بنویسید و من و سایر دوستانم رو برای راه اندازی یک سایت ایده آل در زمینه موسیقی یاری کنید. در ضمن از طرف شرکت داتک تله کام به همه شما عزیزانی که در این تبادل نظر شرکت میکنند، هدیه ناقابلی اهدا خواهد شد. برای اطلاع بیشتر از نحوه اجرای مسابقه میتونید به این قسمت مراجعه کنید. تا چهار شنبه هفته آتی فرصت این هست که نظرات خودتون رو در اینجا وارد کنید.

اين تبادل نظر به اتمام رسيد و نتايج آن اينجا آورده شده است


Posted by Kamran at 05:10 PM | Comments 15

June 07, 2004

6th chords

کافیه در گامی که هستید فاصله ششم بزرگ رو هم به آکورد پایه حالا چه مینور چه ماژور اضافه کنید، آکورد جدیدی با صدای پر رنگ تری بنام آکورد ششم بدست میاد. بعنوان مثال شما در گام دوماژور فاصله ششم بزرگ رو به آکورد دوماژور اضافه کنید نتیجه میشه دو، می، سل و لا. اگه با پیانو یا گیتاری که دارید این دو آکورد رو بزنید خیلی ساده تفاوت فاحش رنگ صداهای اونها رو با هم خواهید فهمید. به شکل زیر دقت کنید که در آن آکورد دوماژور در سه اکتاو درحالت پایگی آورده شده و سپس همون آکورد با افزوده شدن فاصله ششم. به این فایل گوش دهید : audio.gif C | C | C | C6 | C6| C6
Maj6th.JPG






اگه به شکل بالا دقت کنید میبیند که آکورد C6 رنگ و بوی آکورد Am7 رو در حالت معکوس داره که این نکته بسیار مهمی هستش چرا که از این مسئله میشه خیلی راحت برای حرکت و حل کردن به سوی سایر آکوردها استفاده کرد. بگذریم حالا عین همین حرکت رو میشه با یک آکورد مینور انجام داد، منظورم افزودن فاصله ششم به آکورد مینور هستش. به شکل زیر که آکورد دومینور رو در سه اکتاو نشون میده دقت کنید و خیلی ساده آمدیم و نت لا رو به آکورد اضافه کردیم. گوش کنید : audio.gif Cm | Cm | Cm | Cm6 | Cm6| Cm6

Min6th.JPG





در مثال بالا به تفاوت رنگ صدای دو آکورد ماژور و مینور هم توجه کنید. عینا" مانند حالت قبل آکورد Cm6 رو میشه Am7b5 هم در نظر گرفت که اینگونه نگاه به این آکورد میتونه مثلا" برای حل Cm در حالت کلی به آکورد D کمک بسیار کنه.

یکی از راه های حس رنگ آکوردها استفاده از اونها برای Improvise هستش. یکی از مطمئن ترین راهها برای اینکه Improvise شما بد صدا نباشه (اما نه لزوما" زیبا)، کافی شما روی نتهای آکور حرکت کنید. برای مثال همین آکورد C6 رو در نظر بگیرید که بعنوان هارمونی پایه باشه اگه بیاییم وروی این آکورد یک همچین ملودی رو Improvise کنیم، اینگونه صدا میده، گوش کنید : audio.gif Improvise on C6
C6Imp.jpg






دقت کنید که شما خیلی راحت میتونید آکوردهای شش رو بر روی هر آکورد سه صدایی ساده پیاده کنید. مثلا" برای آکورد Am6 خواهیم داشت لا، دو، می و فادیز یا برای آکورد مثلا" Bb6 خواهیم داشت سی بمل، ر، فا و سل الی آخر.

Posted by Kamran at 09:03 AM | Comments 4

June 06, 2004

نوشته های شما : سرگذشت پیانو در ایران (قسمت دوم)

Morteza Mahjoobi
مرتضی محجوبی

از اولین نوازندگانی که با استفاده از امکانات کامل پیانو اقدام به نواختن موسیقی ایرانی کرد می توان به مرتضی محجوبی اشاره کرد. وی از آهنگسازان و نوازندگان اصلی رادیو و برنامه گلها بود و با بزرگانی چون بنان و قوامی همکاری میکرد. محجوبی جزو اولین کسانی بود که آکوردهای مخصوص موسیقی ایرانی را روی پیانو اجرا کرد و توانست توجه موسیقیدانان ایرانی را به پیانو بعنوان یک ساز با قابلیت های موسیقی ایرانی به خود جلب کند. از ساخته های او میتوان به تصنیف های کاروان، پیش درآمد دشتی و نوای نی اشاره کرد. قابل توجه این که شیوه نوازندگی و آهنگسازی مشیرهمایون شهردار و جواد معرفی که از نوازندگان شاخص رادیو در آن زمان بودند نیز تحت تاثیر مجوبی بوده است. عکس سمت راست تصویر آقای مرتضی محجوبی را نشان میدهد.

جواد معروفی پس از دریافت دیپلم موسیقی از هنرستان فعالیتهای خود برای تاسیس انجمن موسیقی را آغاز کرد و همواره بعوان سولیست آن ارکستر ایفای نقش میکرد. وی با وجود آنکه شیوه خاص برای نوازندگی داشت از مرتضی محجوبی و مشیر همایون هم الهام گرفته بود. معروفی در کنار نواختن پیانو رهبر ارکستر رادیو و رهبر ارکستر بزرگ گلها هم بود. از شاگردان موفق جواد معروفی میتوان از انوشیروان روحانی نام برد که برای کمتر کسی در ایران گمنام است. وی در 18 سالگی برای ادامه تحصیل موسیقی به کنسرواتوار پاریس رفت و پس از پایان تحصیلات به ایران برگشت و عضو شورای موسیقی رادیو تلویزیون ایران شد. انوشیروان روحانی نقش مهمی در معرفی پیانو بعنوان یک ساز برای موسیقی مردم پسند ایرانی ایفا کرد و قطعات و ساخته های او هنوز جزو زیباترین و خاطره انگیزترین قطعات مردمی میباشد.

اردشیر و انوشیروان روحانی ، سامان احتشامی و ... که اغلب از شاگردان جواد معروفی بودند در این میان جزو گروهی از نوازندگان بودند که بخاطر نواختن اتودهای کلاسیک از تکنیک بالای برخوردار شدند. اغلب این پیانیستها که قطعات ایرانی مینواختند در حین تنظیم موسیقی به نکات خاصی در هارمونی موسیقی ایرانی دست پیدا میکردند که تا آن موقع کمتر برای کسی مشخص بود. بخصوص دستگاهها و گامهایی که کمتر آهنگسازی سراغ آنها می رفت مانند سه گاه، بیات ترک و ... اما این پیانیستها همیشه با تغییر کوک و آزمون و خطا راه حلهایی برای چند صدایی کردن دستگاههای موسیقی ایرانی می یافتند. با دقت به این روش متوجه میشویم که، یکی از ضعف های موسیقی ایرانی که ضعف هارمونی بود بتدریج در حال رفع شدن بود.

خوشبختانه پس از انقلاب به علت بها دادن به موسیقی ایرانی، نوازندگی پیانو ایرانی به قویترین حد خود از لحاظ تکنیک و دانش موسیقی رسید بطوری که کارهای ایشان در مواردی به مراتب برتر از کارهای نوازندگان سایر سازهای ایرانی بود. کلاسیک بودن ساز پیانو از یکطرف و وجود مطالب و قطعات زیاد موسیقی کلاسیک برای این ساز در ایران به تدریج نوازندگی پیانو را از حالت ایرانی به سمت کلاسیک سوق داد. اتفاقی که برای سایر سازها مانند ویلن در ایران نیفتاد، شاید به این خاطر که بیان احساسات ایرانی با توجه به توانایی های فیزیکی ویلن امکانپذیرتر بود تا با پیانو، به بیان دیگر شاید یک دلیل کشیده شدن نوازندگان پیانو به سمت موسیقی کلاسیک در ایران عدم توانایی ساز در بیان احساسات ایرانی همانند یک نوازنده ویلن بود.

در هر صورت امید است موسیقی ایرانی تنها مصرف کننده موسیقی کلاسیک و غربی نباشد و بتواند با استفاده از تکنیک ها و دانش آن حرف های جدید و زیباتری از گذشته برای بیان داشته باشد. به قطعات زیر گوش دهید بطور حتم نفوذ موسیقی کلاسیک و غربی را در بیان احساسات یک ایرانی میتوانید در آنها مشاهده کنید.

از جواد معروفی audio.gif از انوشیروان روحانی audio.gif از اردشیر روحانی audio.gif

با تشکر مجدد از سجاد دوست خوبم برای تهیه این مطالب.

Posted by Kamran at 01:42 PM | Comments 4

June 05, 2004

نوشته های شما : سرگذشت پیانو در ایران (قسمت اول)

از زمانی که پیانو ساخته شد به دلیل رنگ زیبای صدا و توانایی اون در اجرای همزمان چندین نت، این ساز بزرگ همواره مورد توجه موسیقیدانان در سبک های مختلف بوده و هست. موسیقی ایران هم از این پدیده مستثنی نبوده و پیانو در اون نقش قابل توجه ای رو ایفا کرده. اولین پیانوهایی که وارد ایران شد در واقع هدایایی بودند از طرف پادشاهان اروپایی به شاهزادگان و شاهان ایران، که از این سازها سالها نوازندگان سایر سازهای درباری بصورت کاملا" ابتدایی استفاده میکردند. محمد صادق خان که نوازنده سنتور دربار بود، گاهی اوقات سری هم به پیانوی دربار می زد و قطعاتی را هم با آن ساز می نواخت. استمرار و علاقه ایشان به نواختن پیانو به حدی رسید که بعدها رسما" نوازنده پیانو شد و در مواردی هم تجربیات خود در استفاده از این ساز را در اختیار دیگران قرار میداد.

اما نوازندگی پیانو بطور جدی سالها پس از ورود این ساز به ایران شروع شد، یعنی پس از آنکه لومر موسیقی کلاسیک را وارد ایران کرد. لومر یک افسر نظامی و معلم موسیقی فرانسوی بود که به دعوت ناصرالدین شاه برای تدریس در دارالفنون به تهران آمده بود. لومر با همکاری سالار معزز که معلم سلفژ بود و در گروه موسیقی نطامی تدریس میکرد و مدتی هم شاگرد کورساکوف بود، شروع به تدریس رسمی پیانو در ایران کردند. در همین سالها بود که پای اتودهای پیانو و همچنین اتودهای سایر سازها مثل ویلن، فلوت و ... به جمع موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی باز شد.

پس از انقلاب مشروطه و با توجه به تمایل رضا شاه به فرهنگ غرب، رسما" مدرسه موسیقی در ایران تاسیس شد و انجمن های موسیقی مانند انجمن فیلارمونیک تهران شروع به گسترش موسیقی غربی کردند. بتدریج ساز پیانو بعنوان ساز اجباری در هنرستاها و دانشگاهها در رشته های موسیقی کلاسیک تدریس شد و در کنار آن موسیقی سنتی و ایرانی نیز تمایل به استفاده از این ساز کلاسیک را پیدا کرد.

( این مطلب با همکاری سجاد دوست خوبم تهیه شده و ادامه دارد ... )

Posted by Kamran at 09:42 AM | Comments 7

June 02, 2004

Jazz یا Classic

برای مدتها همیشه این سئوال تو ذهنم بود که آیا تفاوت فاحشی بین یک موسیقیدان قدیمی مثلا" مربوط به زمان کلاسیک با یک موسیقیدان معاصر مثلا" همین Jazz وجود داره یا نه؟ برای اینکه موضوع ساده تر بشه فکر کردم بیام Chick Corea که یک پیانیست و آهنگساز Jazz هست رو با مثلا" Wolfgang Amadeus Mozart خیلی اجمالی مقایسه کنم که مدتها پیش اینکار رو کردم که خلاصه اونو اینجا میارم.

خب راجع به موتزارت قبلا" در تولد یک نابغه بطور مختصر نوشتم، از Chick Corea هم اگر اجمالا" بخوام بگم در سال 1941 بدنیا اومده و از 4 سالگی نواختن پیانو رو آغاز کرده و یه جورایی خیلی نابغه بوده و هست. برای خودش سبک خاصی در موسیقی Jazz داره که حتما" راجع به اون در آینده خواهم نوشت و تقریبا" تمام زندگیش رو هم روی موسیقی گذاشته. حالا میشه تو چند زمینه این آقا رو با موتزارت مقایسه کنیم مثلا" چی؟ خب یکی هارمونی یکی ملودی یکی توانایی های نوازندگی در پیانو، یکی آهنگ سازی و یکی هم درک از موسیقی. خب بیایید خیل ساده و مختصر مقایسه کنیم .

راجع به نوازندگی، به هیچوجه به صراحت نمیشه گفت کدامیک از این دو موسیقیدان توانا تر بوده چون سبک کاریشون هم متفاوت بوده و هر سبک برای خودش توانایی های خاصی در نوازندگی رو میطلبه. در اظهار نظر راجع به نوازندگی موتزارت جسارت نمی کنم چون حتما" نوازنده توانایی بوده ولی برای اطلاع بگم که Chick Corea هم رپورتوار های معمول برای نوازندگی رو گذرونده و حتی CD کارهای اون که قطعات بزرگان موسیقی کلاسیک رو نواخته موجوده. حالا توانایی های خاص اون توی موسیقی Jazz جای خود داره، باید کارهاش رو گوش کنید تا متوجه بشید. پس عملا" هردو در سبک و سیاق خودشون نوازنده ماهری بودند.

راجع به هارمونی که استفاده میکردند، مقتضیات زمان و چیزی که هر کدوم از این دو نفر از گذشته خودشون گرفته بودند در شکل گیره تفکر هارمونیکی این دو اثر داشته و به نوبه خودشون هریک ایده های جدیدی رو در موسیقی مطرح کردند. باز هم نمیشه گفت که کدامیک بهتر بود، با وجود اینکه هارمونی کارهای Chick Corea خیلی غنی و پیچیده تر از موتزارت بوده باز نمیشه اینو دلیل بر بهتر بودن کارهای او دانست چرا که دانش هارمونی الان قابل مقایسه با 250 سال پیش نبوده.

راجع به ملودی شکی ندارم که ملودی های موتزارت از زیباترین ملودی های جهان هست. همین الان که سونات روی فا ماژور اونو رو بخاطر میارم پاک مبهوت میشم. اما با وجود این آیا میشه گفت اون ملودی ها زیبا تر از ملودی های Jazz ساخته شده توسط Chick Corea هست. برای اون دسته از هنرمندانی که یک کمی متعصب هستند باید بگم که به عقیده من نمیشه گفت ملودیهای اغلب چنگ گونه Jazz ایشون نازیباتر از ملودی های لطیف موتزارت هست. اصلا" شما چطوری میتونید بگید که یک منظره از دریا زیباتره یا یک منظره از خشکی، پس بی خیال خیلی دنبال مقایسه مطلق این موضوع هم نباشید.

میمونه توانایی های آهنگ سازی. فکر کنم که اینجا میشه مقایسه مشخص تری کرد. بله Chick Corea کارهای ارکسترال کم داره. ولی آیا این دلیل میشه که بگیم موتزارت هنرمند تر بوده ؟ خب Chopin هم معروفه که اصلا" توانایی تنظیم کار برای ارکستر رو نداشته آیا چیزی از بزرگی این موسیقیدان کم شده.

پس یه جورایی خیلی نمیشه بطور مطلق گفت موتزارت از Chick corea بهتر بوده. دو آدم توانا در دو سبک موسیقی بودند، دقت کنید که من نیومدم موتزارت رو با یک موسیقیدان ساده و پیش پا افتاده مقایسه کنم، بلکه با کسی مقایسه کردم که اونو جزو نابغه های Jazz میدونند و نزدیک به 100 آلبوم کاری داره.

Posted by Kamran at 03:02 PM | Comments 9

June 01, 2004

Beatleism

Paul McCartney و John Lennon و George Harrison كه هرسه نوازنده گيتار و خواننده بودند به همراه Ringo Starr نوازنده drums همه در سالهاي اول دهه 1940 در ليورپور انگلستان بدنيا آمدند و همگي در نوجواني درس و مدرسه را رها كردند و خود را وقف موسيقي rock كردند. آنها جزو تاثير گذارترين گروههاي تاريخ در موسيقي rock بودند.‌ سبك موسيقي، مدل مو، طرز پوشيدن لباس، شيوه زندگي آنها و .... خيلي زود در سراسر جهان تقليد شد و به ظهور پديده اي بنام بيتليسم گراييد.

آنها در سال 1961 نخستين صفحه خود را ضبط كردند و سال 1963 بهترين گروه rock در انگلستان شناخته شدند. 1964 آوازه شهرت آنها به آمريكا هم رسيد و باعث ركود صفحات ساير هنرمندان rock در آمريكا شد، بطوري كه كنترل طرفداران آنها در اجراهاي زنده از عهده پليس خارج بود. آنها پا فراتر گذاشتند و اقدام به ساخت چندين فيلم موفق مانند Yellow Submarine يا Help و يا Hard Day's Night نيز پرداختند كه به گسترش بيتليسم كمك بسيار كرد. آنها در سال 1966 تصميم گرفتند كه ديگر دست از سفر براي اجراي كنسرت بردارند چرا كه ميخواستند با استفاده از افكت هاي استوديويي موسيقي مدرنتري به بازار ارائه دهند، موسيقي كه امكان اجراي آن بصورت زنده ميسر نبود.

آنها چنان در پي تكامل و نو آوري بودند كه اقدام به حذف هارموني، ملودي و سبك هاي كليشه اي موسيقي زمان خود كردند. آزادي در نحوه خواندن و معاني و مفاهيم نهفته در شعرهايي كه لنن و مكارتي ميگفتند از ديگر مواردي بود كه به محبوبيت آنها افزود. يك برسي ساده هارموني نشان ميدهد كه اغلب كارهاي آنها فراتر از گامهاي ساده ماژور يا مينور معمولي بوده، آنها در اغلب موارد از مدهاي دورين ، فريژين و ... براي ساخت موسيقي خود استفاده ميكردند. نوآوري به حدي رسيد كه در مقطعي از كارهايشان اقدام به استفاده از سيتار ، هارپ و حتي كلاوسن در موزيك خود كردند. در هر صورت هر چه بود تمام شد و هم اكنون تنها Paul McCartney ادامه دهنده راه و رسم Beatles در جهان است.

اينهم ترانه اي از بيتلز بنام audio.gif And I love her

Posted by Kamran at 01:07 PM | Comments 6