HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

October 31, 2004

بانوی بزرگ بلوز

اتا جیمز (Etta James) با نام جمیستا هاوکینز (Jamesetta Hawkins) در تاریخ 25 ژانویه 1938 در لوس آنجلس به دنیا آمد. منتقدین و بزرگان موسیقی از او اینگونه یاد می کنند، یکی از عظیم ترین قدرتها در موسیقی آمریکا، بزرگترین خواننده پس از بیلی هالیدی، اتا جیمز قلب و روح موسیقی R&B، پر احساس ترین خواننده ایست که خداوند آفریده، بزرگترین خواننده بلوز مدرن که تا به حال به وجود آمده که شکی در آن نیست و ... هر چه در توصیف اتا جیمز گفته شده است مبالغه نیست بلکه عین واقعیت است و حاصل تلاشش طی نیم قرن پر فراز و نشیب زندگی در عرصه موسیقی است. به قسمتی از یکی از کارهای معروف او گوش کنید : audio file At Last My Love has Come Along

جمیستا نوجوان در سال 1950 با خانواده اش به سان فرانسیسکو نقل مکان کرد و مانند بسیاری از خوانندگان بلوز، اولین درسهای خود را با خواندن آوازهای انجیل در گروه کر کلیسا فرا گرفت. در سالهای بعد، او گروه سه نفری زنانه "The Creolettes" را به وجود آورد که موسیقی ریتمیک و بلوز اجرا میکردند. در این دوران او با جانی اوتیس (Johnny Otis) ترانه سرا، نوازنده و تهیه کننده شهیر و کاشف بسیاری از ستارگان موسیقی ملاقات کرد و با نام "اتا جیمز" در برنامه های او شرکت نمود.

اتا همراه با جانی اوتیس ترانه ای به نام Roll With Me Henry را در جواب به ترانه معروف Work With Me Annie که توسط هنک بالارد (Hank Ballard) اجرا شده بود نوشت. ولی با توجه به اینکه عنوان آن بیش از حد دو پهلو بود، هنگام ضبط آنرا به The Wallflower تغییر دادند. پخش این ترانه تا زمانی که اتا آنرا دوباره در سال 1955 و با نام Dance With Me Henry اجرا کرد، ممنوع اعلام شده بود و پس از اجرای مجدد به مدت 4 هفته در صدر جدول موسیقی R&B قرار گرفت.

ترانه های بعدی او W-O-M-A-N و Tough Lover بود که قابلیتهای اتا را بیش از پیش به نمایش گذاشت و این موفقیتها منجر به ملاقاتی با هاروی فوکوا (Harvey Fuqua) جذاب و خوش چهره، خواننده گروه The Moonglows شد. فوکوا توانست با کمک جذابیت خود اتا را راضی به کار با کمپانی آرگو (Argo) زیرمجموعه شرکت ضبط صفحه (Chess) کند. دوران طلایی اتا در سال 1960 با امضای قرارداد با آرگو آغاز شد و توانست بلافاصله در دنیای حرفه ای ضبط صفحه به چهره ای شاخص بدل شود.

Etta James
با همکارانش در استودیو
او ترانه ای دوصدایی با مرد رویایی اش فوکوا اجرا کرد If I Can't Have You و تمام شیفتگی و دل شکستگی خود را با اجرای پر حرارت خود از ترانه All I Could Do Was Cry به نمایش گذاشت. در این دوران اتا تورهای زیادی اجرا می کرد و تنهایی جاده های بی انتها را می پیمود. شکست عاطفی بزرگ او پس از ازدواج فوکوا رخ داد که او را به سمت آرامش موقت مواد مخدر سوق داد. علی رغم موفقیت اجراها و همچنین ضبط دو ترانه تکان دهنده Tell Mama و I'd Rather Go Blind که یکی از شاخصه های سبک بلوز شد، اتا در سراشیب خطرناکی افتاده بود.

Leonard Chess ، با توجه به قابلیتهای بالقوه اتا جیمز، با یک ارکستراسیون ویولون عالی ترتیب اجرای یک کار جدید را داد و اتا یکی از بهترین و ماندگارترین تک ترانه های دوران موسیقی پاپ را اجرا کرد، یعنی At Last My Love has Come Along.

اتا با گذراندن دوره بازپروری توانست بر اعتیاد خود غلبه کند و به عالم هوشیاری بازگردد، هرچند این بار احساسات دردناکی نیز به صدایش افزوده شده بود. او در سال 1973 به Chess Records بازگشت و کار حرفه ای خود را ازسر گرفت. اتا جیمز در سال 1993 به عضویت The Rock and Roll Hall of Fame درآمد. او همچنان- با دو پسرش Donto و Sametto یکی در گروه نوازندگان و دیگری در استودیو - به کار اجرا و ضبط ترانه های خودمشغول است. جدیدترین آلبومش Blues to the Bone در سال 2004 به بازار آمده است.

او هنوز هم آوایی شنیدنی دارد و میتواند با صدایی نرم و گرفته یا تند و تیز و آتشین، ملتمسانه و از غم و اندوه پنهانی با دریای خروشان احساسات رها شده اش ... بخواند. به قسمتی از یکی دیگر از کارهای او گوش کنید : audio file I Just Want To Make Love To You


Posted by Kamran at 11:21 AM | Comments 4

October 30, 2004

مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت آخر

سئوال : الان در باره کارهای اولیه ات مانند Atom Heart Motherو Ummagumma چه نظری داری؟
جواب : به نظرم هردو وحشتناک هستند. حالا اجرای زنده Ummagumma بد نبود اما متاسفانه ضبط خوبی ندارد.

سئوال : آلبوم Dark Side of the Moon چطور؟ آیا اینکه بعد از 15 سال این آلبوم هنوز در فهرست پر فروشها قرار دارد یک رویای تحقق یافته است یا یک کابوس؟
جواب : چه فرقی میکند؟ در واقع هر دوی انهاست. اینکه دیگران برایت کار کنند و اینکه بتوانیم تعداد زیادی صفحه بفروشی خیلی خوب است، اما اینکه از ترس ناراحت شدن طرفدارانت، هیچ چیز تازه ای را تنوانی امتحان کنی، اصلا خوب نیست.

سئوال : چرا راجر واترز گروه را ترک کرد؟
جواب : او در راس گروه بود. راجر یک ترانه سرای بزرگ است اما در مقام موزیسین، آنقدرها بزرگ نیست. فکر میکنم من موزیسین بهتری هستم و آهنگهای بهتری مینویسم. اما راجر یک دفعه باورش شد که موزیسین بهتر هم خودش است.

سئوال : و میخواست تو و بقیه همچنان برایش کار کنید؟
جواب : در اصل از او اطاعت کنیم.

سئوال : نیک میسون گفته است که در آن دوره فقط دو راه داشتید- سکوت کامل یا جنگ – تو چه کار میکردی؟ پیش روانکاو می رفتی؟
جواب : گاهی در تمام راه بازگشت از استودیو، با وجود اینکه در اتوموبیل تنها بودم، عربده میکشیدم وبدو بیراه میگفتم. تقصیر راجر بود. او موسیقی مرا نمیخواست، ایده های مرا نمی خواست و به همین دلیل من گفتم بسیار خوب،اگر ایده های من به حساب نمی آیند لطفا اسم مرا از روی جلد آلبوم پاک کنید،اما در هر صورت من پولم را میخواهم.

David
Pink Floyd
سئوال : و او تو را به داشتن زندگی تجملی متهم کرد؟
جواب : مگر خودش نبود که یک خانه زیبا و مجلل در حومه شهر داشت و The Wall را هم آنجا نوشت؟ خانه اش با مرغوب ترین زمینی که در منطقه پیدا میشد محصور شده بود. اما مساله این است که میخواست نقش هنرمند زجرکشیده را بازی کند. آخر آدم میتواند چنین کسی را درک کند؟

سئوال : در آن زمان پینک فلوید یک گروه موسیقی بود یا یک عده آدمهای روانی که با هم در یک اتاق حبس شده بودند؟
جواب : آنجا فقط یک آدم روانی وجود داشت و سه آدم دیگر طبیعی بودند.

سئوال : چرا بعد از مشاجره بزرگی که داشتید باز هم ادامه دادید؟ میخواستید ثابت کنید بدون او مشکلی ندارید؟
جواب : این یکی از دلایل مسلم اش است. راجر میخواست مرگ پینک فلوید را اعلام کند. اما این منصفانه نبود که به دلیل دلزدگی یک نفر، من کارم را تمام شده اعلام کنم؟ ببخشید ولی من نه آنروز و نه حالا چنین دیدگاهی ندارم. منظورم این است که این کار من است. از 23 سالگی تا امروز بخش بزرگی از زندگیم را با آن گذرانده ام.

سئوال : آیا چیزی مثل دوستی در گروه فعلی وجود دارد؟
جواب : وقتی 40 ساله باشی، یک گروه موسیقی چیزی کاملا متفاوت است. به عنوان یک تین ایجر آدم نه خانه دارد نه خانواده نه جایی که به آن تعلق داشته باشد حتا گاهی صحنه ای برای اجرا هم ندارد. این روزها ما بهتر با هم کنار می آییم، مثل شرکای تجاری که مدت طولانی با هم کار کرده اند.

سئوال : تو خودت کلکسیونی از 6 هواپیما داری، میسون اتوموبیل اسپورت جمع میکند و رایت چند قایق تفریحی دارد. اما تو هنوز ادعا میکنی بخشی از تشکیلات نیستی؟
جواب : در واقع ، بخشی از تشکیلات نیستم.

جواب : تو اینجا در یک کلوب خصوصی لندن نشسته ای، کاپوچینو مینوشی و میگویی بخشی از تشکیلات نیستی؟ اینکه تجمل مطلق است!
جواب : دقیقا همینطور است.

مصاحبه کننده : آقای گیلمور،از این مصاحبه متشکرم.

مطالب مربوطه :
1- سکوت کامل یا جنگ
2- ما مردانی یاغی بودیم


Posted by Kamran at 02:50 PM | Comments 7

October 29, 2004

پاواروتی : تو با وجود او به من احتیاجی نداری

اولین فرصت کاری بوچلی در سال 1992 پیش آمد. زوکرو فورناکیاری به دنبال خواننده تنوری بود تا بتواند یک نمونه کار از اثر مشترکش با باب بونو از گروه U2 Miserere را تهیه کند و با این نمونه، پاواروتی را راضی به همکاری نماید. بوچلی برای تهیه این نمونه انتخاب شد و پاواروتی پس از شنیدن صدای او پرسیده بود" این جوان کیست؟ تو با وجود او به من احتیاجی نداری چرا که من هم نمیتوانم از این بهتر بخوانم."

در نهایت دوئت با صدای پاواروتی و زوکرو تهیه شد و در تابستان 1993، بوچلی همراه زوکرو در تور اروپا شرکت کرد و علاوه بر اجرای قسمت مربوط به پاواروتی در Miserere، قطعه سولویی اجرا کرد که با وجود نامتعارف بودن در یک کنسرت راک، با تشویق فراوان روبرو شد، قطعه Nessun Dorma از اپرای TURANDOT پوچینی Puccini.

در28 دسامبر1993 بینندگان حاضر در سالن تئاتر رومولو ولی (Teatro Romolo Valli) واقع در رجیو امیلیا (Reggio Emilia) شاهد اولین حضور رسمی بوچلی در عرصه موسیقی کلاسیک بودند.

سال 1994 سال بسیار پرباری برای بوچلی بود او در این سال نه تنها جایزه اول تازه واردین در فستیوال سان رمو را دریافت کرد بلکه پس از پخش اولین آلبوم خود، موفق به دریافت جایزه صفحه طلایی شد. در سپتامبر همان سال پاواروتی از او دعوت کرد تا در کنسرت خیریه اش یعنی "پاواروتی و دوستان" در مودنا (Modena) شرکت کند. بوچلی قطعه Mattinata اثر لئون کاوالو Leoncavallo و دوئتNottee Piscatore اثر مورانته Morante's را با استادش پاواروتی اجرا کرد و در آخرین اجرای برنامه قطعه Brindisi از اپرای LA TRAVIATA را همراه با نانسی گوستافسون Nancy Gustafson، جورجیا (Giorgia)، آندره آس وولر ویدر (Andreas Vollenweider) و برایان آدامز (Bryan Adams) اجرا کرد.

Andrea Bocelli
هنگام تمرین پیانو
در ماه سپتامبر بوچلی برای اولین بار یک نقش اپرایی را بر عهده گرفت و در اپرای مکبث اثر جوزپه وردی Giuseppe Verdi، در نقش مک داف ظاهر شد و در کریسمس Adeste Fideles را در St. Peter's Basilica رم در حضور پاپ اجرا کرد.

سال 95 با کسب مقام چهارم در فستیوال سان رمو با ترانه Con Te Partiro و تولد اولین فرزند او همراه بود و سال 96 با موفقیت بی سابقه تک ترانه ای که با سارا برایتمن در آلمان اجرا کردند. نسخه متفاوتی از Con Te Partiro, Time to Say Goodbye این ترانه رکورد فروش تمام تولیدات موسیقی سال را شکست و حدود 6 ماه در صدر فهرست بهترینهای آلمان بود. به قسمتهای ابتدایی از این قطعه گوش کنید : Audio File Con Te Partiro

سال 1997 Romanza چهارمین آلبوم او روانه بازار شد و ترانه مشترکش با سارا برایتمن جایزه اکو، برای بهترین تک ترانه سال را از آن خود کرد. بوچلی در این سال موفق به اجرای دو برنامه دیگر در حضور پاپ شد، در جشنواره جهانی جوانان در پاریس و در مراسم کنگره یوکاریست Eucharist-congress (جشنواره ای مذهبی که هدف آن ایجاد ایمان مذهبی و تقویت همبستگی مسیحی است و با اجرای مراسم آئینی باشکوه،موسیقی و برنامه های دیگر همراه است.) در بولونیا.

در 1998 آلبوم پنجم او، Aria آماده شد و موفق به دریافت دومین جایزه اکو خود برای پرفروشترین آلبوم کلاسیک شد. (ادامه دارد ...)



مطلب مرتبط :
صدای زیبای تنور از یک دکتر حقوق (Andrea Bocelli)
بوچلی ، قسمت آخر


Posted by Kamran at 10:44 AM | Comments 9

October 28, 2004

مصاحبه با منوچهر صهبایی، قسمت آخر

بدنبال تهیه مطالب آخرین پرچمدار ، باید به مردم کار باکیفیت ارائه کرد و قسمت سوم اینک در این مطلب قسمت چهارم و پایانی مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید. همچنین به اطلاع می رساند که سایت شخصی منوچهر صهبایی به آدرس www.sahbai.com راه اندازی شده است.

در مورد قطعه " سوگ سهراب" ساخته حسین یوسف زمانی صحبت کنید
آقای حسین یوسفزمانی از نوازندگان قدیمی ارکستر سمفونیک تهران بودند که وقتی من تازه وارد ارکستر سمفونیک شدم ایشون جزو نوازندگان با تجربه ارکستر بودن که با ارکستر سالها کار کرده بودند. وقتی من سال ۱۳۷۱ به تهران اومدم ایشون خیلی با من تماس گرفتند، چون فرزندان هنرمندی هم دارند که در ارکستر می زنن و ... به من گفتن که یک قطعه نوشتم به نام "سوگ سهراب"، اینرو می شه اجرا کرد؟ که من نت این قطعه را دیدم و بنظرم قطعه خوبی اومد که من به ارکستر سمفونیک پیشنهاد دادم این کار را بزنن ولی متاسفانه اونها نمی خواستن این کار را بکنن و هر دفعه یک بهانه ای آوردن! یکبار گفتن گروه فرهنگیمون گفته این قطعه خوب نیست یکبار رهبر اون موقع ارکستر مخالفت کرد، خلاصه همگی مخالف بودن... من هم تصمیم گرفتم این قطعه را اجرا کنم که البته تغییرات کوچکی در اون دادم و در یکی از برنامه های کنسرتم که فکر می کنم آخرین کنسرتی که با ارکستر سمفونیک داشتم این را گذاشتم در پروگرام ! می دونستم که همه مخالفن ولی گذاشتمشون در کار انجام شده و گفتم این قطعه جزو برنامه هست ! و ما این قطعه را اجرا کردیم که خیلی هم خوب اجرا شد و خیلی مردم دوست داشتن و تشویق کردن ولی خوب چون کسانی که اونجا کار می کردند نمی خواستن اون اجرا بشه کمی از دست من دلخور شدن و این قطعه باعث دلخوری شد. به هر حال این قطعه اجرا شد در تالار رودکی و بعد که من نتهاش را بردم اروپا، اونجا اجراش کردیم با ارکستر فیلارمونیک و اجرای نسبتا" خوبی ازش داریم که روی CD های بعدی این قطعه خواهد اومد که در دو قسمت هست که داستانش از روی داستان جنگ رستم و سهراب هست و کشته شدن سهراب به دست رستم و وقتی متوجه می شه پسر خودش را کشته... این تراژدی موسیقی اش بسیار زیبا و اصیل هست و چون به نظر من اصالت خیلی مهم هست من از این اثر حمایت کردم و در یکی از CD هام که در آینده ای نزدیک چاپ خواهد شد به بازار میاد و به دست علاقه مندان می رسه

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
خیلی ها دوست دارن بدونن که چرا بیشتر برنامه هاتون در خارج اجرا می شه و در ایران کنسرتی نمی گذارید؟
من به وضعیت موسیقی سمفونیک و علمی در ایران خیلی علاقه مندم و هر کاری بتونم برای این موسیقی خواهم کرد.همانطور که قبلا" گفتم، نفر اولی بودم که بعد از انقلاب ۱۳۷۱اومدم و ارکستر سمفونیک را رو براه کردم و جمع وجورشون کردم و کار کردیم، کنسرتهای خیلی خوبی داشتیم. ولی متاسفانه کسانی که در کارهای اداری ارکستر هستن تا بحال اونطور که باید همکاری نکردن و همکاری به این صورت هست که من درخارج از ایران به اندازه کافی کار دارم و یک وقت تاریخهایی هست که همزمان سه تا چهارتا جا دعوت دارم که برم یکجا کنسرت بدم و فقط یکی را می تونم انتخاب کنم... متاسفانه در ایران برنامه ریزی و نظم و ترتیب، حتی یک صدم نظم خارج هم وجود نداره و لازمه اینکه من بیام با ارکستر کار کنم این هست که برنامه ریزی طویل المدت وجود داشته باشه ، دعوتی بشه و فرم داشته باشه! من که نمی تونم کار و زندگیم را در اروپا ول کنم و بیام اینجا ببینم که اینها می خوان یک کنسرت را برگزار کنن یا نه! اگر یکروز بتونن خودشون را جمع و جور کنن، یک اطلاعاتی از کار داشته باشن و برنامه ریزی داشته باشن... من همیشه با کمال میل، آمادگی برای همکاری باهاشون را دارم ولی شرطش این هست که مقدار زیادی به نظم توجه کنن! با ارکستر سمفونیک هم می شه کار کرد، یکمقدار جوان و کم تجربه هستن ولی بجاش عشق و علاقه دارن به کار و هر چه ارکستر ضعیفتر و بی تجربه تر باشه، رهبر باید به همون حد تواناتر باشه... متاسفانه در سالهای اخیر هم ارکستر یکمقدار بی تجربه بوده هم نابسامانی هایی داشته از نظر مادی، زندگی، از نظر گذراندن امور زندگی هم رهبر درست و حسابی وجود نداشته، چون رهبری که اینجا اومده، اولین تجربه های رهبریش را داشته می کرده، حالا چه از خارج اومده چه از اینجا، اون توانایی هایی که باید می داشته تا ارکستری که می تونیم بهش بگیم، تازه دوباره تشکیل شده را راه بندازه هیچ وقت وجود نداشته ... این هست که تا این بی نظم وترتیبی وجود داره فکر نکنم اومدن من به اینجا دلیلی داشته باشه و همکاری من اونطور که باید ثمر بخش باشه؛ اگر روزی اون نظم و ترتیب را من کمی احساس کردم با کمال میل!

از سجاد پورقناد

Posted by Kamran at 02:30 PM

October 28, 2004

آیا موسیقی ایرانی علمی نیست؟

پیمان ناصح پور (كارشناس ارشد ریاضی و نوازنده ی تنبك و دایره ی آذربایجانی) به دعوت دكتر زهرا گویا (استاد آموزش ریاضی در دانشگاه شهید بهشتی و از مولفان كتاب های درسی) درباره ی ارتباط موسیقی و ریاضی سخنرانی خواهد كرد. این سخنرانی كه به مناسبت دهه ی ریاضیات در فرهنگسرای هنر (ارسباران) روز شنبه 29 آبان از ساعت 4:30 تا 7:30 برگزار خواهد شد به بررسی علم موسیقی ایرانی از دیدگاه ریاضی خواهد پرداخت. این برنامه با تكنوازی تنبك پیمان ناصح پور همراه خواهد بود. (گزارش این همایش متعاقبا" در سایت خواهد آمد.)

سایت شخصی پیمان ناصح پور : http://nasehpour.tripod.com/peyman

Posted by Kamran at 01:35 PM

October 27, 2004

صدای زیبای تنور از یک دکتر حقوق (Andrea Bocelli)

حتما" بسیاری از شما صدای زیبا و گرم اندریا بوچلی را شنیده اید، خواننده تنور اپرا که علاوه بر کارهای بسیار بزرگ اپرا، جانب موسیقی پاپ جدی را نیز گرفته و با خوانندگانی چون Sarah Brightman یا Eros Ramazzotti و ... کارهای مشترک انجام داده است. او معتقد است که دلیلی ندارد خود را فقط به خواندن کارهای کلاسیک محدود کند و به صراحت می گوید "دیر یا زود من یک آلبوم از کارهای پاپ ارائه خواهم کرد". او که از نعمت بینایی محروم است می گوید "شما باید در زندگی بسیار قدرتمند و استوار باشید تا بتوانید آنجا که لازم است، نه بگویید. باید ناتوانی های خود را باور کنید و با جدیت روی توانایی های خود کار کنید." به قسمت هایی از یکی از کارهای او گوش کنید : audio fileAndera Bocelli, Ave Maria


آندره آ بوچلی پس از سه تنور نام آور معاصر، پاواروتی Luciano Pavarotti، کاره راس José Carreras و دومینگو Placido Domingo ، بعنوان چهارمین خوانند تنور در جهان لقب خورده است. بسیاری از منتقدین موسیقی این خواننده نابینای اهل توسکانی که توسط زوکرو فورناکیاری Zucchero Fornaciari (ستاره راک ایتالیایی) و لوچیانو پاواروتی کشف شد را، تنوری میدانند که دارای هیجان انگیزترین صدای اپرایی معاصر است. سهم او از اجرای مشهور Miserere پاواروتی و تور دور دنیا با زوکرو، قرار گرفتن در مرکز توجه جهانی بود.

البته اپرا، تنها یک وجه از شخصیت موسیقایی اوست. او علاوه بر نواختن پیانو، فلوت و ساکسیفون، در دنیای موسیقی پاپ هم بسیار موفق بوده است و دوئتهای بسیار زیبایی با سلین دیون Celine Dion، سارا برایتمن Sarah Brightman، اروس رامازوتی Eros Ramazzotti و ال جاریو Al Jarreau, اجرا کرده است. ال جاریو، خواننده و نوازنده کهنه کار جاز در باره کار مشترکشان گفته است "من افتخار داشتم تا با زیباترین صدای دنیا هم آواز شوم".

Andera Bocelli
با سارا برایتمن به هنگام اجرای کنسرت
وی در 22 سپتامبر 1958 در لایاتیکو، مزرعه ای در حومه پیزای ایتالیا متولد شد و آموختن پیانو را در شش سالگی آغاز کرد. او از بدو تولد دید ضعیفی داشت، در سن 12 سالگی پس از یک حادثه فوتبال بینایی خود را بطور کامل از دست داد. اما در همان سال در اولین رقابت موسیقی خود در Margherita d'Oro شرکت کرد و با اجرای "O sole mio" بعنوان برنده اول شناخته شد.

علی رغم استعداد نمایان موسیقی اش، بوچلی کار حرفه ای در زمینه موسیقی را تا پس از تکمیل تحصیلات خود در دانشگاه پیزا ادامه نداد. او که با درجه دکترای حقوق فارغ التحصیل شده بود، یک سال به عنوان وکیل کار کرد و پس از آن تصمیم گرفت تا اوقات خود را وقف هنر موسیقی کند. به قسمت هایی از اجرای یکی از کارهای معروف جوزف وردی (Giuseppe Verdi) موسیقیدان ایتالیایی که توسط بوچلی اجرا شده است گوش کنید : audio fileAndera Bocelli, La donna e mobile (ادامه دارد ...)

مطلب مرتبط :
پاواروتی : تو با وجود او به من احتیاجی نداری
بوچلی ، قسمت آخر

Posted by Kamran at 11:17 AM | Comments 5

October 26, 2004

نقد ردیف علی اکبر شهنازی ، آلبوم عکس

آلبوم عکس به همراه موسیقی از مراسم نقد ردیف میرزاحسینقلی فراهانی

audio.gif تکنوازی تار گوشه دلکش، میرزاحسینقلی فراهانی
audio.gifتکنوازی تار دستگاه ماهور، حاج علی اکبر خان شهنازی
audio.gifتکنوازی تار آواز ابوعطا، داریوش پیرنیاکان


       
 
       
 
       
 
       
 


مطالب مرتبط :
نقد ردیف علی اکبر شهنازی

Posted by Kamran at 03:07 PM | Comments 1

October 26, 2004

Covered / Hidden motions

همانطور که قبلا" گفتیم برای حرکت دادن بخشهای مختلف در یک هارمونی چهار صدایی روشهای مختلفی وجود دارد، اما باید بدانیم که بسیاری از موسیقیدانها برای این حرکت ها محدودیت هایی قائل شده اند که در اینجا به یکی از مهمترین آنها اشاره میکنیم. حرکت مخفی یا پوشیده که به آن Hidden یا Covered هم گفته می شود آن است که شما یک حرکت مشابه (Similar) دارید با نتیجه یونیسون یا پنجم درست یا اکتاو، در این حالت :

1 – حرکت پوشیده (Covered) که به فاصله یونیسون (یکم) منتهی شود،اصولا" پیشنهاد نمی شود و پرهیز کردنی است. (در مطالب بعد خواهیم دید که اصولا" خروج از یونیسون هم بصورت مشابه خیلی پیشنهاد نمی شود.)

2 – حرکت پوشیده ای که به پنجم درست و اکتاو منجر شود مجاز است مگر بین بخشهای بیرونی یعنی باس و سوپرانو.

Hidden Motions
نمونه هایی از حرکت های مخفی مجاز و غیر مجاز
به این شکل دقت کنید تا راجع به آن بیشتر توضیح دهیم. در میزان اول همانطور که مشاهده میکنید سوپرانو و آلتو حرکت مشابه به سمت بالا دارند و در نتیجه آن نه فاصله یکم نه پنجم و نه اکتاو درست شده است پس مشکلی ندارد، همینطور بین بخشهای آلتو و تنور که اصلا" حرکت مایل دارند. حرکت بخشهای باس و تنور به یک پنجم درست ختم می شود اما چون حرکت آن مشابه (Similar) نیست – که در واقع مایل می باشد – جایز بود و مشکلی در این حرکت نیست. مشکل اصلی در این میزان حرکت بخش های بیرونی یعنی سوپرانو و باس هست که چون مشابه هستند و به اکتاو ختم می شوند باید از این حرکت پرهیز کرد.

در میزان دوم مشکلی وجود ندارد چرا که حرکت مشابه میان باس و تنور یا باس و سوپرانو یا مشکل خاصی ایجاد نمی کند. حرکت میان سوپرانو و آلتو هم معکوس بوده و توصیه هم می شود.

اما میزان سوم که در آن به یک فاصله یونیسون رسیدیم، آیا این یک حرکت پرهیز کردنی است؟ جواب نه است، چرا که حرکت آن مشابه نیست. منظور آن است که اگر بخش های سوپرانو و آلتو هردو پایین می آمدند و به نت فا می رسیدند در آن صورت مشکل داشتیم اما در این حالت مشکلی نیست. مشکلی که وجود دارد باز میان بخشهای بیرونی باس و سوپرانو هست که اکتاو درست می کنند.

نکته ای که در این مطلب باید به آن اشاره کرد آن است که قوانینی که به آن اشاره شد به راحتی بنا به سلیقه آهنگساز می تواند زیرپا گذاشته شود. بعنوان مثال آهنگساز ممکن است تشخیص دهد که با استفاده از رنگ صدای سازهای مختلف می تواند نازیبایی حرکت مخفی یونیسون را بگیرد و اقدام به این تنظیم نماید. بنابراین مواردی که در این بحث و بحث های آتی ارائه می شود بیشتر باید بعنوان پیشنهادهای مفید در نظر گرفته شود تا موارد که اصلا" نمی توان آنها را رد کرد.

مطالب مرتبط :
حرکت بخش ها در هارمونی چند بخشی
راجع به فاصله میان بخش های صدایی



Posted by Kamran at 09:59 AM | Comments 5

October 25, 2004

نقد ردیف علی اکبر شهنازی

هفته گذشته در فرهنگسرای هنر(ارسباران) جلسه نقد ردیف میرزاحسینقلی فراهانی نوشته داریوش پیرنیاکان، توسط سید علیرضا میرعلینقی برگزار شد.

در شروع این برنامه پیرنیاکان با اشاره به اینکه اینگونه برنامه ها می تواند زمینه تحقیق موسیقی و فرهنگ نوشتاری موسیقی را فراهم کند از دست اندرکاران این برنامه تشکر کرد و ایندست برنامه ها را موجب انتخاب صحیح هنرجویان دانست.

میرعلی نقی برنامه را با مقدمه ای در مورد ردیف آغاز کرد و گفت، تلاشهایی برای نگارش ردیف حدود 90 سال پیش توسط کلنل علینقی وزیری شروع شده و ایشان پیش آقا حسینقلی رفته بودند که ایشان هم طبق معمول موسیقیدانان قدیم طفره رفته بود و گفته بود بهتر است پیش برادرم بروید که مضرابهای شمرده تری دارد... ایشان هم پیش میرزاعبدا... میروند و بعد از یکسال و نیم برمی گردند و شرط این می شود که یک سال به علی اکبرخان شهنازی نت درس بدهند تا میرزاحسینقلی به ایشان ردیف درس دهند؛ از این ردیف فقط دستگاه چهارگاه باقی مانده !

البته قبل از ردیف آقای پیرنیاکان ردیفهای دیگری بوده، مثل ردیفی که نوا و راست پنجگاه هست و آقای هوشنگ ظریف که خودشون سالها شاگرد علی اکبرخان شهنازی بودند نوشتند...

علی اکبرخان شهنازی شاگردان زیادی داشته اند که می توان گفت فقط آقای داریوش پیرنیاکان مکتبدار این سبک مانده اند و با گذشت از علایق شخصی سعی در اشاعه این سبک داشته اند.

در یادبود محمود کریمی که هنوز هم می تواند یک مرجع باشد در مورد مفهوم مکتب زیاد صحبت شده؛ مثلا" سبک مرتضی محجوبی یا احمد عبادی با اینکه بسیار متفاوت و شیرین است، ولی فقط یک شیوه فردی است! اما سبک نوازندگی ابوالحسن صبا، سید جلال تاج اصفهانی، علی اکبرخان شهنازی قابلیت تعلیم بصورت یک مکتب را دارد، از استادان معاصر که دارای مکتب هستند می توان به فرامرز پایور اشاره کرد. معمولا" کسانی مکتبدار هستند که فانتزی شخصی خود را کنار می گذارند و حافظ اصالت این مکتب و سنت می شوند.

پس از این توضیحات میرعلینقی از داریوش پیرنیاکان پرسید، "فرق اساسی این رپرتوار با دیگران چیست؟"

پیر نیاکان : ردیف میرزاحسینقلی یکی از معتبرترین ردیفهاست که از نظر کمیت و کیفیت ممتازتر از ردیف میرزاعبدا... ی است که امروزه مرسوم است؛ البته سلایق شخصیم را اصلا" در نظر نمی گیرم! از نظر کیفیت این ردیف بسیار پرکار و پرریزه کاری است، از نظر کمیت هم مفصل تر است، مثلا" آوازهای شور در ردیف میرزا عبدالله فراهانی بصورت اشاره نیست و بطور کامل گوشه ها اجرا می شود. از نظر تکنیک هم چون خیلی میرزا حسینقلی نوازنده توانایی بوده،ردیفش خیلی تکنیکی هست و خیلی خلاقیت و زیبا شناختی در تصنیف آن بکار رفته، ولی ردیف میرزاعبدالله خیلی شناخته شده تر است و بیشتر مورد استفاده بوده...!

میر علی نقی : من فکر می کنم یکی از علتهای استفاده زیاد از این ردیف، بخاطر وجود نورعلی خان برومند، که مجری اصلی و اول ردیف میرزا عبدالله فراهانی بوده و همچنین احترام زیادی که موسیقیدانان بعنوان یک مرجع به او می گذاشتند باعث این مسئله شده که متاسفانه کم لطفی زیادی به علی اکبرخان و ردیفش شد و فقط در خانه صبا و هنرستان موسیقی ملی از ایشان به عنوان مدرس استفاده شد؛ در صورتی که با وجود اهمیت تار در موسیقی ایرانی ردیف جامع علی اکبرخان شهنازی جایگاه بهتری نسبت به دیگر ردیفها دارد.

پیرنیاکان: من 10 سال پیش استاد علی اکبرخان شهنازی بودم و در محضر اساتید دیگری هم کار کردم که ردیفهایی که تدریس می کردند 70 تا 80 درصد منطبق بود با ردیف علی اکبرخان و این سوال همیشه برای من مطرح بود که در قدیم چه ردیفهایی بوده! من از اسمائیل قهرامانی پرسیدم که گفت: من از میرزاعبدا... پرسیدم چند ردیف وجود دارد؟ ایشان گفتند که فقط یک ردیف وجود دارد! و ردیفها با هم منطبق بوده... مثلا" بیدادی که درویش خان زده دقیقا" بیدادیست که میرزاحسینقلی زده!

من از استاد احمد عبادی پرسیدم: کدام ردیف، ردیف اصلی است؟ ایشان گفتند ردیف پسرعمویم حاج علی اکبرخان شهنازی. من به حافظه شهنازی اصلا" شک نداشتم... آقای حبیب ا... صالحی می گفت یک مضراب چپ و راست علی اکبرخان از وقتی که به ما درس می داد تا حالا تغییر نکرده!. نورعلی برومند هم در نواری گفته، من در در ردیفی که قهرمانی به من درس داد دست بردم! که البته این از اعتبار ردیف نورعلی خان برومند چیزی کم نمی کند، چون او از بهترین کارشناسان بود.

ردیف شهنازی را هر کسی که تار کار می کند باید بزند، زمان ما هم همه کسانی که تار می زدند با شهنازی این ردیف را کار می کردند. این ردیف بسیار سازی است، بر خلاف اکثر تکنوازیهای امروز که آوازی است...!

Radife
شیوه علی اکبرخان شهنازی با پدرش فرقی ندارد، فقط علی اکبرخان بخاطر شنیدن موسیقی غربی ،خیلی از امکانات صدایی تار استفاده می کند و او می خواهد از تار صدای بیشتری خارج کند، برای همین مضرابش بزرگتر است ولی در کل فرقی با ردیف پدرش ندارد؛ چون شهنازی پیانو هم می زد، در کارهای قدیمی اش در ردیف از آکورد هم استفاده کرده است.

میرعلینقی : آموختن این ردیف برای یک مبتدی به طور میانگین چند سال طول می کشد؟

پیرنیاکان:اگر با تمام ظرایف کامل بزند 4،5 سال طول می کشد. ردیف عالی با تار خوب اجرا می شود ولی میرزا عبدا... با کمانچه و سنتور هم خوب است.



Radife
در این قسمت برنامه دو تن از شاگردان آقای داریوش پیرنیاکان، خانم مریم تجژده و آقای امیر شریفی به اجرای قسمتهایی از ردیف علی اکبرخان شهنازی پرداختند که اجرای زیبای آنها مورد تشویق حضار قرار گرفت؛ سپس آخرین قسمت برنامه که پرسش و پاسخ بود با این پرسش آغاز شد: " آقای یوسف فروتن سبک سه تار نوازیشان شبیه به تارنوازی علی اکبرخان شهنازی بود! دلیل این مسئله را در چه می بینید؟

پیرنیاکان : این شباهت بخاطر شاگردی ایشان پیش میرزا حسینقلی بود

سئوال: آیا ردیف میرزاحسینقلی با سه تار هم قابل اجراست؟

پیرنیاکان :من با سه تار هم می زنم؛ ابوالحسن صبا هم می زد

سئوال: آیا برای پیشرفت تکنیک ردیف کافی است؟

پیرنیاکان : مگر درویش خان، مرتضی نی داوود ... اتود زده بودند؟ همه اینها با ردیف به این تکنیک رسیدند! مثلا" دریک ردیف می توانید با 4 ،5 تکنیک آشنا شوید، گذشته از این ذهن را اتود خلاق بار نمی آورد! در صورتی که ردیف نوازنده را خلاق می کند؛ اینقدر باید نوازنده ردیف زده باشد که وقتی جمله ای از خودش هم می زند استحکام ردیف را دارا باشد. البته من نمی گویم که نوازنده فقط باید ردیف بزند ... از صبا پرسیدند شما چگونه تمرین می کردید؟ می گوید 20 سال فقط ردیف زدم! ولی ردیف صبا منصوب به خودش است!

ما هنوز از نظر تکنیک به قدرت دوره جوانی علی اکبرخان نرسیدیم! مثلا" جلیل شهناز از تکنیک خاصی برخوردار هست که نوازندگان بسیار باید تلاش کنند که به آن تکنیک برسند...

امروزه معنی تکنیک مخشوش شده، مردم فکر می کنند یک حرکت سریع روی دسته یا یک پاساژ سریع فقط تکنیک است! در صورتی که درست صدا درآوردن از ساز خود یک تکنیک است.

سئوال: یکی از مشکلات تعدد کتب آموزشی است ...

پیرنیاکان: ... من با آقایان هوشنگ ظریف ، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده ... صحبت کردم؛ آنها هنوز اعتقاد دارند بهترین کتاب آموزشی کتاب هنرستان ملی از روح الله خالقی است، با اینکه بعضی از درسها جابجا است و جایی که باید تمرینی باشد نیست و جای دیگری است... ولی با این حال هنوز کتاب خوبی برای تدریس است. ما در خانه موسیقی از تمام کسانی که کتاب آموزشی نوشتند دعوت کردیم و نظر خواهی کردیم برای یکی شدن کتابهای آموزشی... مثلا" کتاب دستور سنتور آقای فرامرز پایور برای آموزش مرجع شناخته شد... حتی در تلاش هستیم که علامتها ی موسیقی را هم یکی کنیم.

سئوال: این موضوع باعث یکنواخت شدن سبکهای نوازندگی نمی شود؟

بهترین متد آموزشی برای تار را علی اکبرخان تدریس می کرد و روش او باعث شد ما هر کدام به شیوه شخصی خودمان ساز بزنیم ... داریوش طلایی، عطا جنگوک، ظریف، لطفی، علیزاده ... هر کدام با روش شخصی خود ساز می زنیم با اینکه در ابتدا همه تقلید می کردیم؛ یک راه حل پیشرفت شاگرد تقلید است.





از سجاد پورقناد


Posted by Kamran at 01:27 PM | Comments 3

October 24, 2004

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا" عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و ... در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.

بتهوون در 17 دسامبر 1770 در شهر بن آلمان غسل تعمید داده شد و بسیاری همین تاریخ را روز تولد او می دانند. او تنها 14 سال پس از موتزارت بدنیا آمد اما تفاوت سبکی که میان کارهای او و موتزارت وجود دارد و تغییراتی که وی در شیوه و سبک موسیقی بوجود آورد بدون وجود او ممکن بود تا 100 سال هم محقق نشود.

به جرات می توان گفت که بتهوون از جمله بانیان استفاده از بسط در موسیقی بوده است. گسترش تم های موسیقی از بعد از دوران بتهوون بعنوان یک اصل در بیشتر کارهای کلاسیک رواج پیدا کرد. بتهوون توانایی این را داشت که حتی به موتیف های کوچک از کارهایش شخصیت بخشی کند. اما همانند تمامی دوران ها هنگامی که فردی نوآوری خاصی در یک شاخه از هنر یا حتی علم انجام می دهد یقینا" مخالفانی نیز دارد.

معروف هست هنگامی که بتهوون یکی از کوراتت های زهی خود را برای عده ای فرانسوی اجرا می کرد یکی از آنها چنین گفت "بیائید قبل از اینکه شروع به بسط موسیقی کند، فورا" از اینجا برویم". واضح است که بسط موسیقی را بتهوون اختراع و به جامعه موسیقی آنرا معرفی نکرد، بلکه بتهوون از جمله اولین استفاده کننده های جدی از این تکنیک زیبا بود.

به قسمت هایی از یکی از کوارتت های زهی بتهوون گوش کنید و به توانایی این نابغه موسیقی در استفاده از امکانات سازهای زهی و همچنین ضرباتی که در قسمتهایی از قطعه آرشه به سازها میزند توجه کنید : audio fileString quartet No. 10 in E-Flat Major

بتهوون اعتقاد داشت که موسیقی باید برق از کله مخاطب بپراند و به همین دلیل اگر به بسیاری از کارهای او گوش کنید از تکنیک های خاصی برای این منظور استفاده کرده است از زدن ضربه های محکم پیاپی توسط سازهای زهی و کوبه ای گرفته تا ملودی های پر سرعت و پیچیده برای پیانو.

از دیگر بدعت هایی که بتهوون در جامعه هنری رسم کرد این بود که یک موسیقیدان لزوما" نباید به دستور و درخواست اشراف به ساخت موسیقی بپردازد. یکبار که به یک میهمانی بزرگ اشرافی شام دعوت شده بود قبل از آغاز مراسم وی را به قسمتی که مخصوص مستخدمین بود راهنمایی کردند، جایی که قبلا" موتزارت یا هایدن هم رفته بودند! اما او نپذیرفت و خیلی زود با ترک کردن مهمانی برای هیچ کس شکی باقی نگذاشت که از نظر او قدر و منزلت موسیقی و نبوغش نباید کمتر از احترامی باشد که جامعه به اشراف گذاشته می شود.

بتهوون در سال 1827 در شهر وین درگذشت و در همانجا دفن شد، جالب است بدانید در نزدیکی مقبره بتهوون، بنای یادبود موتزارت و مقبره بزرگانی چون شوبرت، اشتراوس، برامس وجود دارد.

Posted by Kamran at 10:18 AM | Comments 7

October 23, 2004

نمونه کارهای فردی مرکوری

به پیشنهاد یکی از دوستان بسیار خوب سایت، قسمتهایی از تعدادی کارهای فردی مرکوری خواننده بزرگ راک در این مطلب آورده می شود. ضمن آنکه به اطلاع می رسانیم برخی از کارهای vocal این خواننده بزرگ در ایران نیز رسما" منتشر شده است، امیدواریم مورد توجه شما قرار گیرد. برای گوش دادن به این قطعات به داخل صفحه رجوع کنید.

audio fileMade in heaven audio fileThere must be more to life than this
audio fileLove kills
audio fileIn my defense
audio fileLa Japonaise
audio fileI want to break free
audio fileFriends will be friends

Posted by Kamran at 09:12 AM | Comments 8

October 22, 2004

هنرمند افسانه ای ، قسمت دوم

پس از آزمودن عده ای از نوازندگان بیس ، جان دیکن (John Deacon) به گروه پیوست. ورود او درست مصادف با ضبط اولین آلبوم گروه به نام Queen در سال 1973بود. این آلبوم و تک ترانه ای که مرکوری قبل از پخش آن اجرا کرده بود "I can hear music" موفقیت چندانی کسب نکردند. در یکی از اولین برنامهای زنده، پایه میکروفن فردی شکست و او برنامه را به همان شکل ادامه داد. این پایه شکسته میکروفن بعدها به یکی از علایم مشخص اجراهای او تبدیل شد. این اتفاق و چند نو آوری در اجراهای زنده از جمله لباسهای پر زرق و برق طراح معروف زاندرا رودس (Zandra Rhodes) و ... فردی مرکوری را در مرکز توجه قرار داد و او بزودی مبدل به شاخص ترین فرد در دنیای موسیقی راک شد.

گروه کویین به تدریج ، با اجراهای خیره کننده و آلبومهای پرفروشی چون Queen 2 و Sheer Heart Attack هواداران و علاقمندان فراوانی در عرصه جهانی یافته بود اما موفقیت عظیم آنها با ترانه "Bohemian Rhapsody" نوشته مرکوری از آلبوم A Night At The Opera به دست آمد. موفقیتی که با آلبومهای پر سرو صدای بعدی از جمله A day at race-1976 , News of the world-1977 , Jazz-1978 و 1979-Live Killers تحکیم شد. در این سالها مرکوری ترانه سرایی آثاری چون: Killer Queen,Somebody to Love, We Are the Champions, Don't Stop Me Now, و Crazy Little Thing Called Love را نیز بر عهده داشت.

او در اواخر دهه هفتاد هنگامی که جزو خوانندگان پیشگام راک بود، با وجود عکس العملهای وحشت زده طرفدارانش، ظاهر خود را به کلی تغییر داد، موهایش را کوتاه کرد، سبیل گذاشت و لباسهای تمام چرم پوشید. ترانه ها، مجموعه ویدیو کلیپ ها، تورها و کنسرتهای گروه کویین همچنان به صورت مجموعه و تکی، remix و.... همچنان به بازار عرضه میشود و هواداران فراوان دارد.

Qeen home walls
از نوشته های طرفداران بر دیوارهای منزل کویین
او در 24 نوامبر 1991 درگذشت و انبوه طرفداران خود را در غم و ماتم قرار داد. التون جان از جمله کسانی بود که در مراسم تشیع جنازه وی بسیار گریست، از اقصی نقاط جهان برای مزار او گل ارسال شد و معروف است که حدود 4000 مترمربع گل بر سر مزار او جمع شده بود. بنا به درخواست خودش تابوت او را در یکی از کوره های مخصوص در شهر لندن سوزاندن ، برخی می گویند خاکستر آن به زنگبار فرستاده شده، برخی میگویند در یکی از موزه های لندن هست و برخی هم می گویند دست مری آخرین دوست دختر او می باشد. پس از مرگ او دیوار های خانه اش بصورت معبدی برای طرفداران درآمد و در یکی از شهر های سویس که استودیوی اصلی او قرار داشت بنای یادبودی برای این خواننده بزرگ راک - رو به دریا - تهیه شد.



مطلب مربوطه :
هنرمند افسانه ای


Posted by Kamran at 12:09 PM | Comments 5

October 21, 2004

حرکت بخش ها در هارمونی چند بخشی

در ادامه بحث قبلی راجع به بخش های چهارصدایی (راجع به فاصله میان بخش های صدایی) در این مطلب به تشریح گونه های مختلف حرکت بخش ها می پردازیم، دقت کنید که هدف از بررسی این حرکت ها ارائه باید ها و نباید ها برای تدوین بخش های چهارصدایی هنگام تعویض هارمونی یا وصل آکوردها می باشد، ابتدا حرکت های غیر مستقیم. اولین حرکت غیرمستقیم حرکت معکوس یا Contrary Motion است که در آنها دو بخش مجاور بصورت معکوس هم حرکت می کنند. یعنی چنانچه یک بخش بالا برود بخش دیگر پایین خواهد آمد و برعکس، به این شکل توجه کنید.

Oblique Motion
دو نمونه از حرکت مایل
حرکت بعدی حرکتی است که در آن یک بخش ثابت مانده و بخش دیگر حرکت می کند به این نوع از حرکت دو بخش مجاور حرکت مایل یاOblique Motion گفته می شود. به این شکل نگاه کنید در میزان اول بخش بالایی ثابت مانده و بخش پایینی حرکت کرده است. در میزان دوم نیز عینا" همین حالت می باشد اما نت بخش ثابت بجای امتداد یافتن (پدال شدن) دوباره تکرار شده است. ثابت بودن یا تکرار یک بخش کافی است تا حرکت را مایل بنامیم به شکل نگاه کنید.

Similar Motion
دو نمونه از حرکت موازی
حرکت های مستقیم آنهایی هستند که دو بخش بصورت هم جهت حرکت می کنند که خود به دو قسمت تقسیم می شوند یکی موازی (Parallel Motion) و یکی مشابه (Similar Motion). در حرکت موازی دو بخش علاوه بر آنکه در یک سمت حرکت می کنند فاصله موسیقی خود – بدون توجه به کیفیت فاصله - را نیز حفظ می کنند به این شکل دقت کنید. در حالی که در حرکت مشابه کافی است دو بخش فقط و فقط به یک سمت حرکت داشته باشند هردو بالا یا پایین، لزومی به حفظ فاصله نیست. همچنین دقت کنید با توجه به آنچه گفتیم حرکت از سوم بزرگ به سوم کوچک در شکل یک حرکت موازی است.

Similar Motion
دو نمونه از حرکت مشابه
تجربه و زیبایی شناسی نشان می دهد که برای دو بخش مجاور ترجیح بر آن است که حرکت ها مستقیم نداشته باشند. به عبارتی زیباتر آن است که حتی المقدور از دو نوع حرکت غیر مستقیم یعنی معکوس یا مایل برای بخش های مجاور استفاده کنیم. در ارتباط با حرکت بخش ها به غیر از موردی که اشاره شد یک سری قوانین و موارد استثنا وجود دارد که بزودی به آن موارد خواهیم پرداخت.

و در پایان این مطلب اینکه بسیاری از دوستان که در سبکهای موسیقی امروزی کار میکنند اغلب اینگونه فکر میکنند قوانینی را که در مباحث هارمونی چهاربخشی توضیح داده می شود کاربرد خاصی در موسیقی پاپ، راک، Jazz و ... ندارد اما بزودی به شما نشان خواهیم داد چگونه از همین قوانین به ظاهر نا مانوس می توان در تنظیم کارهای امروزی استفاده کرد.


Posted by Kamran at 12:48 PM | Comments 6

October 20, 2004

ربنا با صدای شجریان

برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.

شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید، انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بوده و در یکی از استودیوهای رادیو ضبط شده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش می شد! و اکنون جزو برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون در ماه رمضان است. امروز می خواهیم نگاهی موسیقایی تر به "ربنا" بیندازیم.


ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی شجریان در زمانی که در محضر پدرش آموزشهای قرآن می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که شجریان در آن سالها اجرا کرده لازم به ذکر است که محمد رضا شجریان بارها در جشنواره های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور) مدلاسیون می شود. (نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است، می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد!)

در این اثر به خوبی می توان تاثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده نیز، این اجرا تقریبا" فاقد تحریر است و بجز چند نت، تماما" بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانه آن بسیار چشمگیر است.

ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند)

"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "به یاد پدر" ضبط کرده منتشر شده است. Audio File ربنا با صدای استاد شجریان



از سجاد پورقناد و علی نجفی ملکی




Posted by Kamran at 12:33 PM | Comments 8

October 19, 2004

تاثیر لیست بر موسیقی

در باره موسیقی لیست بحث و جدل فراوان است. برخی آن را سطحی و گزافه گو می دانند و برخی از شیوایی برون گرایانه رمانتیک آن لذت می برند، اما کمتر کسی نو آوری، تاثیر گذاری و اهمیت لیست را به عنوان یک پدیدآورنده پویم سنفنیک (Symphonic Poem) نفی می کنند.

لیست در استفاده از پیانو به شیو هایی نوین دست یافت، پیانو در دستان او تاثیر ارکستری کامل را داشت. در راپسودی های مجار، که بر نسلی از آهنگسازان ناسیونالیست تاثیر گذاشت، لیست پیانو را چنان به کار گرفت که گاه صدایی مانند سیمبالوم – ساز مجاری که با مضراب نواخته می شود – داشته باشد و گاه نیز صدایی همچون گروهی کامل از نوازندگان کولی.

ّFrans Liszt
فرانس لیست 1811 - 1886
در آثار پیانو لیست به گونه ای بی سابقه گستره پهناور دینامیک، از ppp نجوا گون گرفته تا fff رعد آسا به کار گرفته شده است. او در این آثار، پیانیست را به اجرای اکتاوهای چالاک و حرکت های جسورانه پرشی وا می دارد. ملودی های تغزلی او با زنجیره شتابانی از نت ها آذین یافته و گاه ملودیهای گستره صوتی میانی، چنان در حلقه آرپژها قرار میگیرند که گویی قطعه سه دستی اجرا می شود!

تنظیم های پیانویی لیست از اپراها و سنفونی ها، این امکان را فراهم آورد که پیش از عصر گرامافون و کنسرت های متعدد، بتوان این آثار بزرگ ارکستری را بر پیانوهای شخصی نواخت.... واگنر راجع به لیست اینگونه گفته است : "هنگام آهنگسازی و ارکستر نویسی، همواره تنها به شما می اندیشم"

از کتاب درک و دریافت موسیقی

مطالب مرتبط :
Franz Liszt
فرانس ليست که بود؟

Posted by Kamran at 11:47 AM

October 18, 2004

دیوید گیلمور : "ما مردانی یاغی بودیم"

در ادامه مطلب قبل ، سکوت کامل یا جنگ توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه جلب می کنیم.

سئوال : خوب او - واترز- به اندازه تو و تشکیلاتت موفق نبوده است. یکی از منتقدان گفته است، تا زمانی که پینک فلوید هر 5 سال یک CD تازه روانه بازار کرده و همراه آن تور زنده در استادیومها اجرا کند، هیچ قدرتی در جهان نمیتواند در مقابل هجوم مردم برای خرید بلیط ایستادگی کند.
جواب : پینک فلوید یک شرکت تجاری عظیم نیست. بیشتر یک تولیدی کوچک است با افراد انگشت شماری که حرفی برای گفتن دارند. ما همه کارها را خودمان انجام میدهیم، از موسیقی تا تصاویر. و وقتی کار به انجام رسید آنرا به یک ناشر میدهیم و می گوییم بفروشش.

سئوال : آن اتوموبیل گلف فولکس واگن پینک فلوید هم ایده درخشان خودت بود؟
جواب : ما تبادل نظر کردیم و نظر من استفاده از موتوری بود که بیشترین درصد سازگاری با محیط زیست را دارا باشد. آن هم توسط فولکس واگن ساخته شده بود.

جواب : آیا گذشته از 8.5 میلیون پوندی که به عنوان حمایت از برنامه به شما پرداخت شد، یک اتوموبیل هم گرفتی؟
جواب : بله، البته هنوز نرسیده. شاید هم فراموش کرده اند آنرا بفرستند.

سئوال : آنرا واقعا میخواهی؟
جواب : راستش نه. این قضیه فولکس واگن خیلی مرا دچار عذاب وجدان کرد. پولش را به خیریه دادم و حالا احساس بهتری دارم.

سئوال : موضوعات اصلی پینک فلوید همیشه بیگانگی، دور افتادگی ، انزوا و نفرین پول بوده است.جدا از این مطلب که شهردار ونیز در سال 1989 - به دلیل در خطر قرار دادن بناهای قدیمی در مقابل اثرات مخرب صوتی کنسرت شما- مجبور به استعفا شد، آیا پینک فلوید توانسته جهان را تغییر دهد؟
جواب : خواهش میکنم واقع بین باشید، آنچه موجب صدمه دیدن قصر دوک شد به ما ربطی نداشت. سر و صدای آتش بازی سالیانه ونیز از کنسرت ما خیلی بیشتر است.

Pink Floyd
از تمرین های پینک فلوید
سئوال : پس شما هیچ نقشی در سرنگونی شهردار نداشتید. شما ها از آن نسل رویا بافهای نا امید دهه 60 هستید؟
جواب : بعد از باب دیلان همه ما فکر میکردیم که میتوانیم دنیا را با موسیقی پاپ عوض کنیم و آن را به جایی بهتر تبدیل کنیم. اما نتیجه چندانی عایدمان نشد. انسان طبیعتی بسیار یک دنده دارد. اگر قرار است اتفاقی بیافتد، برای مثال رهایی از تعصبات نژاد پرستانه، لا اقل سه نسل باید بگذرد.

سئوال : اما پینک فلوید لا اقل موجب یک چیز شد، punk! وقتی جانی روتن Johnny Rotten خواننده گروه پانک در سال 1975 کشف شد یک تی شرت پاره پاره پینک فلوید پوشیده بود که جمله من متنفرم را رویش نوشته بود.
جواب : جانی روتن بعدها به من گفت که در واقع بعضی از کارهای ما را می پسندیده است. اما ما هدف خوبی بودیم، در غیر این صورت این آدم یک تیشرت گروه Yes را پاره میکرد و تنفرش را رویش ابراز میکرد. کارش در حقیقت موجب افتخار ما بود.

سئوال : همه شما که پینک فلوید را در دهه 60 به وجود آوردید روحیه شورشی داشتید؟
جواب : ما مردانی یاغی بودیم ، تشکیلاتی را که در آن بودیم دوست نداشتیم و بلد نبودیم ساز بنوازیم.

سئوال : و تماشاگران این را می پسندیدند؟
جواب : در لندن بله. آنجا مردم آنقدر تا خرخره در مواد مخدر هستند که با هر چیزی کنار می آیند. یک ساعت کامل به زیر سازیهای گیتار گوش میدهند خیلی هم خوششان می آید.

سئوال : و خارج از لندن؟
جواب : خارج از لندن مردم به ما بطری پرتاب کردند یا محل را ترک کردند.

سئوال : در یک شب خوب چقدر طول میکشد تا همه بروند؟
جواب : در یک شب خوب، 20 دقیقه.

سئوال : هیچوقت خودت LSD مصرف کردی؟
جواب : یکی دو بار. ولی به درد نمی خورد. هرچه باشد من جای سید برت را گرفتم، کسی که در اثر استفاده از LSD و مواد مشابه آن به موجودی بی مصرف تبدیل شده است. 20 سال است که ندیدمش. الان در خانه ای در کمبریج زندگی میکند، خرید میرود و لباسهایش را در لباسشویی میشوید ، اما این تمام کاری است که ازش بر می آید. (ادامه دارد ...)


مطلب مرتبط :
سکوت کامل یا جنگ

Posted by Kamran at 11:04 AM | Comments 10

October 17, 2004

میکروتنالیته ، قسمت سوم

امروزه به راحتی میتوان با استفاده از سازهای الكترونیك بین سیستمهای مختلف گام حركت كرده و دنیای متنوع اصوات و گامها را نشان داد. از طرفی سازهای آكوستیك مانند ابوآ ، هورن فرانسوی قابلیت اجرای فواصل میكروتن را داشته كه امروزه توسط نوازندگان میكروتونالیست به اجرا در می آیند. موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی كاملا" در محیط موسیقی میكروتونال قرار دارند. فواصل كمتر از نیم پرده در موسیقی ایرانی جزو فواصل میكروتونالند.

به عنوان مثال پنتاكورد اول گونه ای از گام سه گاه اجرا شده توسط استاد عبادی ، در دائره المعارف اینترنتی TONALSOFT به عنوان بخشی از گام "17 تایی مساوی" معرفی شده است :

Fa = 0 CENT ………0
Sol = 215 CENT..…~ 211.7647 (2nd degree of 17-EDO)
La p = 356 CENT…~ 352.9412 (3rd degree of 17-EDO)
Si b = 501.57 CENT…..~ 494.1176 (Fourth degree of 17-EDO)
Do = 709.5 CENT…….~ 705.8824 (Fifth degree of 17-EDO)



در این نمودار درجات گام 12 تایی مساوی ، گام 17 قسمتی مساوی و فواصل سه گاه عبادی و میزان اختلاف آنها مشاهده می شود و مشخص است كه میزان اختلاف فواصل سه گاه عبادی با گام 17 تایی بسیار كم است. برای مشاهده نمودار در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید.

در دوتار حاج قربان سلیمانی نت سل با اختلاف 27- سنت 27-G، فاصله ای میكروتن با نسبت 366/557 و 27 سنت بم تراز فاصله 5 درست است و می تواند به گامهای 41، 189،82 قسمتی مساوی تعلق داشته باشد. شناوری فواصل میكروتنال باعث میشود كه یك دستگاه ایرانی مانند 3 گاه درگامهای مختلف میكروتن اجرا شود. واین از زیبایی های موسیقی ایرانی است چرا كه هر گام میكروتنال بسته به تعداد تقسیمات درونی خود حالت های متفاوتی دارد.

به عنوان مثال طبق نظرIvor darreg گام 17 تایی مساوی دارای حالاتی مانند سخت ، پولادین و درخشان است. در جدول زیر فواصل گام 14 تایی مساوی بر اساس سنت CENT آورده شده است.

1 2 3 4 5 6 7
85.71429 171.4286 257.1429 342.8571 428.5714 514.2857 600
8 9 10 11 12 13 14
685.7143 771.4286 857.1429 942.8571 1028.571 1114.286 1200


همچنین برای شنیدن قطعه در این گام می توانید به این فایل mp3 گوش دهید : Audio File نمونه ای از موسیقی میکروتونال

مطالب مرتبط :
میکرو تونالیته
میکرو تنالیته ، قسمت دوم

685.7143 771.4286 857.1429 942.8571 1028.571 1114.286 1200


همچنین برای شنیدن قطعه در این گام می توانید به این فایل mp3 گوش دهید : Audio File نمونه ای از موسیقی میکروتونال

مطالب مرتبط :
میکرو تونالیته
میکرو تنالیته ، قسمت دوم


Posted by Kamran at 01:57 PM | Comments 4

October 16, 2004

گزارشی از همایش "نگرشی نو به ساختار ساز نی"

همایش"نگرشی نو به میراث ساختار ساز نی" که چندی پیش در سالن آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی كشور با همکاری علیرضا قندریز(دبیر انجمن های میراث فرهنگی) و با همت انجمن دوستداران فرهنگ و هنر ایران و سایت www.HarmonyTalk.com و با حضور اساتید وصاحب نظران موسیقی و به بهانه ارائه گزارشی از 40 سال تلاش دکتر حسین عمومی در راه تکامل سازهای موسیقی ایرانی برگزار شده بود. در این برنامه دکتر عمومی به بیان نمونه هایی از دستاوردهای خود در طراحی و ساخت سازهای نی و تنبک پرداخت .ایشان در این نشست نی کلید دار و تنبک کوکی را معرفی كردند.

دكتر عمومی این سازها را در سالهای گذشته طراحی کرده و ساخته اند، ولی به دلیل دوری از وطن و عدم دسترسی به سازندگان و نوازندگان این سازها در ایران همواره فرم و ساختار این سازها در بین نوازندگان و سازندگان در هاله ای از ابهام فرورفته بود. این همایش بهانه ای شد تا این دستاوردها به اساتید و علاقه مندان موسیقی معرفی شود.نی كلید دار که در بین نوازندگان نی نامی آشناست؛ همواره موجب ارائه پیشنهادات و انتقاداتی بوده است. عده ای از اساتید با ایجاد امكانات اضافی مانند کلید برروی نی مخالف هستند و این عمل را مخالف با اصالت نی می دانند و معتقدند اینكارنی را شبیه سازهای غربی مانند فلوت می کند!عده ای از اساتید نیز با ایجاد این امكانات بر روی نی موافقند با این شرط که این امكانات، صدا و ساختار کلی نی را تغییرندهد و معتقدند با تحقق این شرط تکمیل و استاندارد كردن نی، نه با اصالت آن تضاد و نه ارتباطی با سنت شکنی دارد زیرا در سده های قبل همانطور که تاریخ نشان می دهد، نی به این شکل نبوده که امروزه میان نوازندگان رایج است. به هر حال ساختار کلی این ساز شبیه به نی معمولی (بدون کلید) است.

با این تفاوت که یک بند اضافی در قسمت پایین نی تعبیه شده و نزدیک محل تلاقی بند آخر و ماقبل آخر یک سوراخ قرار گرفته است و به دلیل این که انگشت نوازنده در نی های معمولی و بلند قادر به کنترل این سوراخ نیست کلیدی برای مهار این سوراخ طراحی شده که به بدنه ساز چسبیده است. پرواضح است که در نی های کوچک نیازی به این كلید نیست ونوازنده قادر است با انگشت كوچك خود سوراخ اضافه را کنترل کند.نوازنده با وجود این سوراخ قادر است نتی را اجرا کند که حلقه اتصال بین صدای اول (بم) و دوم (اوج) نی است، یعنی همان نت "سی" که فقدان این نت در نی های معمولی باعث شده نوازنده در صدای اول، نت سی کرن را تحت هیچ شرایطی نتواند اجرا کند؛هر چند برای نتهای سی بمل و سی بكارآنقدر به زحمت می افتد که ترجیح می دهد این نتها را به یکباره در اكتاوبالاتر یا پائینتر(بسته به نوع قطعه)بنوازد.اینكار موجب می شود در اجرای اركستری نوازنده مجبور شود یك قسمت از یك پاساژ یا یك گام را در صدای اول یا دوم و قسمت دیگر آن را در صدای سوم (غیث) بزند و بالعکس. در صورتی که بقیه سازها برای اجرای یک پاساژ از نتهای پشت سرهم استفاده می کنند و این جهش نتی، از لحاظ قواعد هارمونی گاه موجب شنیدن فواصل نا مطبوعی در ارکسترمی شود.

Nei
بند آخر نی کلید دار
دکتر حسین عمومی با بیان این فواید در نی کلید دار گفتند:"این نی تمامی امكانات نی های معمولی را دارد بعلاوه یکسری امكانات دیگر" و نیزنمونه ای در این مورد اجرا كردند(پیش درآمد اصفهان ساخته استاد مرتضی نی داوود) سپس به معرفی تنبک کوکی پرداختند.

طرح تنبک کوکی در ابتدا توسط استادان ابراهیم قنبری مهر و حسین تهرانی اجرا شد که اکنون توسط آقای فریدون حلمی، نمونه های تکمیل شده این سازساخته شده و در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.این تنبک در ظاهر تفاوت زیادی با تنبک معمولی ندارد ولی با یک نگاه دقیق می توان تفاوت آن را با تنبك معمولی فهمید؛ گذشته از این صدایی که از این ساز(تنبک کوکی آقای حلمی)خارج می شود قابل تمیز با تنبک معمولیست این عوامل باعث شده که اساتید امروز ترجیح دهند با همان تنبک معمولی به اجرای قطعات بپردازند (البته در اماکنی که رطوبت هوا زیاد نباشد!) در طرحی که آقای عمومی ارائه کرده اند، پوست تنبک از داخل بوسیله 8 رشته سیم محکم، کنترل می شود که این سیمها بصورت بسیار هماهنگ و دقیق با هم شل و سفت می شوند و كنترل این 8 سیم با اهرمی است که در داخل نفیر تنبک قرار گرفته( که در ضمن در جایی از نفیر قرار گرفته که به هیچ وجه در صدای طبیعی تنبک اثر نمی گذارد) به عبارت دیگر تنبک از داخل کوک می شود، برخلاف اکثر سازهای کوبه ای دنیا که از خارج کوک می شود. این طرح موجب می شود، اولا" تنبک بنا به خواسته نوازنده و شرایط محیطی تا حد امكان و میزان كشش طبیعی پوست به صورت فواصل كروماتیك شرقی (ربع پرده ای) کوک شود؛ ثانیا"، از لحاظ صدایی هیچ تفاوتی با تنبک معمولی نکند.

دکتر عمومی عنوان كردند، در خارج از كشوراین دو طرح با استقبال زیادی روبرو شده است، ولی چون ایشان امكانات ساخت ساز را در تعداد زیاد ندارند، متاسفانه امکان پاسخگویی به درخواست نوازندگان تاكنون میسر نشده.

در ادامه همایش استاد حسین دهلوی پس از بیان مباحثی پیرامون وضعیت فعلی موسیقی کشور، عنوان كردند: این قبیل حركتهاو كارها بسیار ارزنده و قابل ستایش است و اذعان داشتند که برای پیشبرد اهداف موسیقی بایدهمه اساتید وهنرمندان متحد، یکدل و یكپارچه عمل کنند تا بتوان موسیقی ملی ایران را به طرز مطلوبی عرضه کرد.

در پایان این همایش نامه ای از استاد حسن كسایی در تایید حرکت دکتر عمومی در طراحی و ساخت نی کلید دار قرائت شد؛ همچنین طرح نی کلید دار(و کلید روی نی) در این همایش توسط آقای ابراهیم نظری نوازنده فلوت و آقای بهمن پورقناد نوازنده فاگوت، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

امید است که در آینده این قبیل فعالیت ها بتواند در جهت پیشبرد اهداف موسیقی كشورنقش موثر و مفیدی ایفا کند.

از علی نجفی ملکی

مطلب مرتبط :
نی، وسیله یا هدف!

Posted by Kamran at 03:40 PM | Comments 4

October 14, 2004

Rhapsody in blue

راپسودی آبی از مشهورترین کارهای George Gershwin می باشد که فقط طی پنج هفته در سال 1924 توسط این موسیقیدان بزرگ تهیه شده است. این کار زیبا به سفارش سرپرست یک گروه موسیقی - بنام پاول وایتمن (Paul Whiteman) در اواخر سال 1923 - برای اجرا در سالروز تولد آبراهام لینکلن ساخته شد. جورج جوان در بهنگام دریافت سفارش فقط 25 سال داشت و در این میان هنگام سفری که با قطار به بوستون داشت تمام طرح این قطعه زیبا را در ذهن پروراند. او در این باره مینویسد :

"هنگامی که در قطار بودم، وقتی صدای تلق تلق چرخها را می شنیدم ایده کلی راپسودی به ذهنم خطور کرد و همان لحظه در ذهنم روی پارتیتورهای کاغذی تمام قطعه را تصور کردم."

او پس از رسیدن به بوستون در کمتر از سه هفته نسخه اصلی راپسودی آبی را برای دو پیانو تنظیم کرد و در آن ازملودیهای محلی، بلوز و ضدضربهای موسیقی Jazz ، فراوان استفاده کرد. این تنظیم سپس توسط Frede Grofe بصورت کنسرتو برای پیانو تنظیم شد.

قبل از اجرای رسمی کنسرت، اجرای محدودی در تاریخ چهارم فوریه 1924 برای موسیقی دانان مشهور آن زمان مانند هایفتز (Heifetz) نوازنده توانای ویلن، راخمانینوف (Rachmaninoff) آهنگساز و نوازنده پیانو و بسیاری دیگر از رهبران ارکستر و موسیقیدانان اجرا شد که شگفت زدگی تمام حاضران را در بر داشت. ملودیهای بدیع و بیاد ماندنی، تنظیم زیبا و نوازندگی بسیار خوب Gershwin از جمله عواملی بود که موفقیت این قطعه نزد موسیقیدانان را به دنبال داشت.

راپسودی آبی در زمانی که کارهای بزرگانی چون استراوینسکی و کوپلند مطرح بود توانست بیشترین محبوبیت را بدست آورد. این قطعه که در یک موومان اجرا می شود دارای سه بخش اصلی می باشد که هر بخش دارای یک قسمت تکنوازی پیانو می باشد. تنها با شنیدن این تکنوازی ها می توان به نبوغ و استعداد خارق العاده Gershwin در خلق ملودیهای بدیع و بداهه پی برد.

این موسیقی زیبا در حدود 16 دقیقه توسط سازهایی مانند پیانو، سازهای بادی مانند کلارینت، فلوت، ابوا، باسون، ساکسیفون، هورن، ترمپت وسازهای زهی مانند ویلن ، ویولا، ویلن سل، کنترباس و ... اجرامی شود. به قسمت هایی از این اثر زیبا گوش کنید :

audio file تکنوازی کلارینت در ابتدای قطعه
audio file قسمتهایی از اجرای سازهای زهی و بادی
audio file قسمتهایی از تکنوازی پیانو



Posted by Kamran at 05:11 PM | Comments 5

October 14, 2004

آیا همیشه باید واضح خواند؟

این سئوال در موسیقی ایران بارها تکرار شده، عده ای روی واضح خواندن خواننده تاکید دارند و اعتقاد دارند که اگر قرار است کلامی به گوش شنونده برسد و ما موسیقی با کلامی عرضه کنیم، چرا کلام واضح نباشد؟! در نگاه اول این خواسته کاملا" منطقی بنظر می رسد! ولی اگر با اجرای موسیقی درگیر باشید، می بینید که کششهایی در بعضی آوازها وجود دارد که باعث می شود کلمات را با شکل معمول آن تلفظ نکنید. بعضی از خوانندگان توجه زیادی به این موضوع دارند و سعی می کنند در تمام شرایط آوازی با تلفظ صحیح و قابل تشخیص بخوانند ( نمونهای از آواز غلامحسین بنان audio file من از روز ازل )

در موسیقی ایرانی خوانندگان مکتب اصفهان روی بیان دقیق شعر تاکید دارند و آواز نا مفهوم را دارای کاستی می دانند ولی خوانندگانی که حتی نشان هایی از مکتب اصفهان در آوازشان دیده می شود هم هستند که گاهی تشخیص شعری که می خوانند، برای شنونده مشکل است! ( نمونه ای از آواز محمد رضا شجریان audio file بیات ترک )

همانطور که گفته شد خواندن مو به مو و دقیق شعر هم، گاهی در اجرای موسیقی مخالف با فضای موسیقی است و اکثرا" خواننده بطور نا خودآگاه این تغییرات را روی کلام می دهد. (به عقیده نگارنده اگر در موسیقی تمایل به حالت خاصی احساس شود باید آنالیز شود و در صورت لزوم اجرا شود و حذف این گونه تمایلات درونی باعث نوعی خود سانسوری می شود!)

اگر به ریشه بعضی از کلمات رجوع کنیم متوجه می شویم که از حروفی تشکیل شده اند که نقش احساس در ساخت آنها بکار نرفته مخصوصا" کلماتی عربی که در فارسی بکار می بریم مثل، نام مشاغلی که بر وزن فعال است (مثل خراط، نقاش، نجار و...) پس می بینیم الگوی ساخت این کلمات مبنایی غیر موسیقایی دارد و زمانی که ما آنها را با موسیقی همراه می کنیم تضادهای احساسی در آنها می بینیم! در مقابل کلماتی هستند که شاید بطور اتفاقی معنی شان موسیقی خاصی بهمراه دارد که به تداعی فضای موسیقی مان کمک می کند،(مثل فتح، کرانه، شکوه، ساحل، ستیز، دسیسه ...) این کلمات به تنهایی غیر از معنی کلامی، فضایی را بهمراه دارند که در موسیقی می تواند نقش موثری را ایفا کند (البته واضح است که بخاطر اتنزاعی بودن این موضوع و اینکه گاهی در ضمیر ناخودآگاه انسان بعضی کلمات و تصاویر همراهشان بر حسب تکرار، عادت شده و شکل گرفته اند...)

پس یکی از نمودهای تلفیق شعر و موسیقی می تواند در تلفیق دقیق حروف و موسیقی باشد. شاید عده ای این تغییر در تلفظ شعر را دلیلی برای تقدم موسیقی بر کلام و نشانه ای از بندگی شعر در مقابل موسیقی بدانند! در حالی که این تصور کاملا" اشتباه است و ما این تغییرات را صرفا" برای ارائه اهداف فکری و احساسیمان بکار می بریم و در واقع هدف اجرای بی نقص آن احساس است. ( نمونه شجریان audio file از خون جوانان وطن )

از سجاد پورقناد


Posted by Kamran at 04:10 PM | Comments 8

October 13, 2004

ارائه پیشنهاد به منظور تغییرات در سایت

با سلام خدمت دوستان عزیز،

به اطلاع می رساند "گفتگوی هارمونیک" در نظر دارد در آینده نزدیک به منظور ارائه خدمات بهتر تغییرات جامعی در سایت ایجاد کند. لذا از خوانندگان محترم تقاضا داریم چنانچه نقطه ضعفی در سایت مشاهده می کنند و یا پیشنهادی برای بهبود ارائه خدمات دارند، در قسمت توضیحات این مطلب بیان کنند تا هنگام تهیه نسخه جدید سایت از آنها استفاده شود.

با سپاس از همکاری شما


Posted by Kamran at 02:39 PM | Comments 66

October 13, 2004

هنرمند افسانه ای

براستی انسان تا چه حد می تواند در مقابل سختی ها قوی باشد؟ به چه مقدار و تا کی می تواند در زندگی اشتباه کند؟ چرا انسان با حسادت این زندگی کوتاه را خراب میکند؟ چرا باید در تنهایی ها حسادت را بعنوان یار و همدم خود انتخاب کرد؟ و ...

فردی مرکوری، از محبوبترین و شاخص ترین هنرمندان موسیقی سبک راک و هارد راک بود که با قدرت آوازخوانی کم نظیر و توانایی های منحصربفرد در اداره صحنه، اجراهای نمایشی و پرزرق و برق زنده و ویدیویی، توانست نام خود را بعنوان یکی از شناخته شده ترین چهره های موسیقی قرن گذشته به ثبت برساند. او آهنگساز، شاعر و خواننده ای افسانه ای بود که هرگز کسی نتوانست پس از او، سبک موسیقی اش را کپی یا دنبال کند، گوش کنید : audio file Jealousy

در 5 سپتامبر1946 با نام فرخ بلسارا، در زنگبار، تانزانیا از والدینی ایرانی متولد شد. در سن 8 سالگی به مدرسه شبانه روزی سنت پیتر در نزدیکی بمبئی فرستاده شد و در طی سالهای 1963- 1955 در آنجا با آداب و رسوم انگلیسی به تحصیل پرداخت و در همین دوران دوستانش نام فردی را برایش انتخاب کردند.

علاقه فراوان فردی به هنر، بخصوص موسیقی موجب شد تا مدیر مدرسه از والدینش بخواهد تا در کلاسهای موسیقی مدرسه نیز شرکت کند. فردی کلاسهای پیانو را با جدیت و علاقه فراوان دنبال میکرد و در سال 1958 با دوستانش گروه موسیقی راک به نام The Hectics را تشکیل داد.

Freddie's band
John Deacon, Brian May, Roger Taylor
Freddie Mercury
در سال 1963 به دنبال اغتشاشات محلی و سیاسی در زنگبار، فردی و خانواده اش به انگلستان مهاجرت کردند. در آنجا فردی به کالج ایلینگ رفت و در همین دوران با تیم استافل Tim Staffel نوازنده بیس آشنا شد که عضو گروه محلی کوچک Smiles بود. فردی به زودی به تماشاگر ثابت تمرینات این گروه مبدل شد و دوستی محکمی با سایر اعضای گروه پیدا کرد، یعنی برایان می Brian May گیتاریست و راجر تیلور Roger Taylor نوازنده درام.

با تشویق دوستان تازه اش، فردی به نواختن و گاهی خواندن در گروههای موسیقی چون Ibex, Wreckage و... پرداخت. اما این فعالیت مختصر برای او ارضا کننده نبود در نتیجه در سال 1970 زمانی که استافل گروه Smiles را ترک کرد به جای او به گروه پیوست.

آنها وجوه جذاب و تاثیرات راک سنگین جیمی هندریکس Jimi Hendrix و لد زپلین Led Zeppelin، هارمونیهای آوازی گروه بیتلزThe Beatles، پوشش و آرایش مدرن دیوید بووی David Bowie و تی-رکس T-Rex را در یک قالب مشترک ریختند و نتیجه تولد گروه افسانه ای کویین بود. از آنجاییکه فردی برای این گروه آینده درخشانی پیش بینی میکرد نام خود را نیز به رسما" به نامی چشمگیر تغییر داد و فردی مرکوری، وارد صحنه موسیقی راک شد. (ادامه دارد ...)

نت موسیقی یکی از کارهای زیبای فردی بنام Killer Queen را می توانید در قسمت pdf & music داشته باشید.



مطلب مربوطه :
هنرمند افسانه ای ، قسمت دوم


Posted by Kamran at 10:13 AM | Comments 12

October 12, 2004

راجع به فاصله میان بخش های صدایی

در مطالعه هارمونی معمولا" چهار قسمت صدایی مورد استفاده قرار میگیرد، بنام های سوپرانو، آلتو، تنور و باس. شکل مقابل تقسیم بندی تقریبی این چهار بخش را نمایش میدهد. اگرچه می توان در تقسیم بندی و استفاده این بخشها از رنج کامل صوتی هر قسمت استفاده کرد اما بهتر آن است که از نتهای مرزی خیلی استفاده نکنیم و در صورت لزوم، فقط برای زیبایی ملودی حرکت های کوچکی روی آنها داشته باشیم و هرگز این نت های مرزی را به تاخیر یا پدال نیندازیم.

four part music
نمونه ای از یک قطعه تنظیم شده برای چهار بخش
به شکل مقابل نگاه کنید، شما به سادگی می توانید چهار بخش مختلفی را که راجع به آن صحبت شد در این دو میزان مشاهده کنید. اگر یک نوازنده خوب این دو میزان را با پیانو اجرا کند و شما از گوش نسبتا" دقیقی هم برخوردار باشید بسادگی می توانید بصورت جداگانه حرکت هر یک ا زچهار بخش را بصورت مجزا احساس کنید. در غیر اینصورت کافی است که اجرای هر بخش را به یک ساز با رنگ متفاوت صوتی واگذار نمایید تا بتوان حرکت بخش ها را تشخیص داد.

نکته ای که باید در هنگام تنظیم یک قطعه بصورت چهار صدایی به آن دقت کرد آن است که باید سعی شود فاصله های استفاده شده بین نتهای بخشهای سوپرانو و آلتو از یکطرف و آلتو و تنور از طرف دیگر فاصله های ساده و غیر ترکیبی باشند. اما شما آزاد هستید از هر فاصله ترکیبی یا ساده برای فاصله بین باس و تنور استفاده نمایید. فاصله ساده یا simple فاصله های کوچکتر یا مساوی اکتاو می باشد و فاصله ترکیبی یا Compound فاصله بزرگتر از اکتاو بوده بسادگی می تواند از ترکیب دو یا بیشتر فاصله ساده درست شود.

simple and compound intervals between parts
بهتر است تنها بین بخش باس و تنور از فواصل ترکیبی
استفاده کرد.
با این تفاسیر اگر به شکل مقابل دقت کنید، خواهید دید که میزان اول کاملا" اشتباه است چرا که فاصله بین بخش های سوپرانو و تنور معادل 8+3 می باشد بنابراین بهتر است بصورت میزان دوم نوشته شود. همینطور فاصله میان بخشهای آلتو و تنور در میزان سوم اشتباه است . بهتر است بصورت میزان چهارم تنظیم شود. در ضمن همانطوری که در شکل ملاحظه می کنید فاصله بین دو بخش پایینی می تواند ساده و ترکیبی باشد و جای هیچ گونه نگرانی نیست.

البته برخی محدودیتهای خاصی هم برای باس تعریف می کنند که مهمترین آنها عبارتند از :

- اگر فاصله باس و تنور ششم کوچک باشد باس نباید پایین تر از نت سل بیاید
- اگر فاصله باس و تنور سوم بزرگ باشد باس نباید پایین تر از نت دو بیاید

تقریبا" می توان گفت بجز این موارد دیگر محدودیت بزرگی برای فاصله بین باس و تنور وجود ندارد.

نکته ای که جا دارد در اینجا به آن اشاره شود و اغلب هنرآموزان جدی موسیقی بدون شک به آن برخورد خواهند کرد پیدا کردن موارد متضاد با موارد مطرح شده در کارهای بزرگان موسیقی می باشد. بتهوون در جایی بیان کرده است که "هیچ قانونی در موسیقی وجود ندارد که نتوان برای زیباتر کردن موسیقی آنرا رد نکرد". واقعیت دقیقا" همین می باشد، هنر با علوم ریاضی و فیزیک کاملا" متفاوت می باشد. اگر در ریاضیات می گوییم مساحت مربع معادل مجذور طول یک ضلع آن است این موضوع مادامی که در چهارچوب هندسه اقلیدسی صحبت می کنیم همواره همین هست. اما در هنر شما می توانید با توجه به زیباشناسی شخصی ای که دارید بسیاری از قوانین از پیش نوشته شده را زیرپا بگذارید و در مسیر به خلق ایده های جدید کمک نمایید.


Posted by Kamran at 04:25 PM | Comments 9

October 11, 2004

میکرو تنالیته ، قسمت دوم

در یك نگاه می توان 3 جنبه برای میكروتونالیته درنظر گرفت :

1- كاربرد میكروتن به عنوان فواصل كوچكتر از نیم پرده و پرده كه هویت مستقل دارند. در دیدگاه نوین تمام فواصل میكروتنال، هویتی مستقل داشته و به عنوان فاصله فرعی و جمع شدنی یا كم شدنی با فواصل اصلی پرده ونیم پرده محسوب نمی شوند. همچنانكه فاصله پنجم درست با نسبت 2/3 فاصله ای با هویت است به همین ترتیب فاصله میكروتن 150 سنت با نسبت 453/494 نیز هویتی مستقل دارد.

2- در میكروتنالیته فواصل و كوكهای نامعمول و خارج از اعتدال به كار گرفته می شود.

3- در میكروتونالیته محدودیتی در استفاده از سیستمها و فواصل موجود در تمام فرهنگهای موسیقایی وجود ندارد. به همین خاطر میتوان علاوه بر فواصل موجود در فرهنگهای موسیقایی، به كشف فواصل جدید نیز از طریق تئوری پردازی اقدام نمود.

در اوایل جریان میكروتونالیسم، استفاده از "گام تمام ربع پرده " با نام "گام 24 قسمتی مساوی" توسط بعضی از آهنگسازان مرسوم گشت. كسانی مانند Charles Ives با "3 قطعه ربع پرده برای پیانو" ، Ivan Wyschnegradsky آهنگساز مكزیكی Julian Carillo از این دسته اند. بتدریج آهنگسازان به سوی گام ها و مقام های جدیدتر جلب شدند. چرا كه به زعم آنان موسیقی ، آزاد خلق شده و به سمت آزادی و هارمونی ابدی پیش میرود.

در روسیه و در اوایل قرن 20 ، Alexander Scriabin علیرغم عدم استفاده عملی از فواصل میكروتنال، همواره در آرزوی استفاده از آنها بوده است. از دیگر محققان روسی میتوان Arseny Avracimov را نام برد كه به گسترش فواصل از طریق كاربرد هارمونیكهای اصوات اعتقاد داشته و ابداع گام 48 تایی مساوی تحت عنوان "سیستم جهانی اصوات" از ابتكارات اوست.

در سال 1958 ، دانشمند روسی Evgeny Murzin با ابداع دستگاهی توانست فواصل گام 72 قسمتی مساوی را به وجود آورده و با كاربرد هارمونیكهای مختلف، صداسازی نماید. در سال 1946 و در عصر استالین، تئوری پردازی به نام Alexei Ogolvetes گام 17 و 22 قسمتی مساوی را معرفی می نماید.

نسل جدید آهنگسازان بعد از جنگ اروپا مانند Karlheinz Stockhausen اقدام به كاربرد گامهای غیراكتاوی مانند گام "5اكتاوی 25 قسمتی" (نسبت پنج یكم به 25 قسمت مساوی تبدیل شده است تا در هر اكتاو 767/10 صدا داشته باشیم) نمود. همچنانكه در بالا نیز دیدیم، ماهیت فواصل موسیقایی در ارتباط با نحوه تقسیم بندی اكتاو است. یك گام را میتوان به N قسمت مساوی یا غیرمساوی تقسیم كرد. در گام "5 تایی مساوی5-EDO " 5 فاصله مساوی240 سنتی مشاهده می شود كه از دید موسیقی غربی برای شنونده نامعمول است. حتی گام میتواند اكتاوی نباشد یعنی اگر گام ها از 5 فاصله 250 سنتی تشكیل شود این گام در 1250 سنت بسته می شود. (ادامه دارد ...)

مطلب مربوطه :
میکرو تنالیته

از شاهین مهاجری

Posted by Kamran at 04:37 PM | Comments 7

October 10, 2004

سکوت کامل یا جنگ
مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت اول

در تاریخ پنجم جون 1995 نشریه آلمانی زبان اشپیگل با دیوید گیلمور مصاحبه ای انجام داد و منتشر کرد که ترجمه آن در این مطلب آورده میشود.

دیوید گیلمور در سال 1968 جایگزین سید برت Syd Barrett – که به علت اعتیاد به مواد مخدر از گروه خارج شده بود - در گروه انگلیسی پینک فلوید شد و اکنون در صدر یکی از پردرآمدترین تشکیلات جهان موسیقی پاپ - راک قرار گرفته است. از زمان جدا شدن راجر واترز در سال 1985 ، اعضای پینک فلوید به سه نفر یعنی گیلمور 49 ساله، نیک میسون 51 ساله و ریچارد رایت 52 ساله تقلیل یافت. آنها با اجرای کنسرت های عظیم و تولید آلبومهایی که به سبک قدیم تهیه می شد، بزرگترین موفقیت ممکن را کسب کردند. این هفته مجموعه CD2 Pulse همراه با فیلم تور سال گذشته آنها وارد بازار شده است. او در باره پاپ معترضانه، ثروت و رقیب سرسختش، راجر واترز چنین میگوید:

سئوال : تابستان گذشته با واکلاو هاول Vaclav Havel( رییس جمهور چک) شام خوردی؟ آیا این دیدار نقطه اوج تور بود؟
جواب : دیدار خیلی خوبی بود ولی نقطه اوج نبود. آقای هاول مرد بسیار خودمانی است و ظاهرا بیشتر کارکنان او موسیقیدان یا منتقد موسیقی هستند.

سئوال : هیچ توصیه سیاسی هم به او کردی؟
جواب : نه، خیلی فضولی به نظر میرسید، اما باید بگویم که برنامهای او مرا کمی نگران کرد. می خواهد کاپیتالیسم را به جمهوری چک معرفی کند و گاهی در ابراز این موضوع خیلی بی احتیاط می شود. به من گفت که دوست دارد وقتی از پنجره قصرش بیرون را تماشا میکند تعدادی آسمان خراش ببیند... من که واقعا وحشت زده شدم.

سئوال : مگر ساختمانهای بلند چه ایرادی دارند؟
جواب : من خیلی از آنها خوشم نمی آید، 5-4 طبقه کافیست. بالاتر از آن حس بدی به من میدهد.

David Gilmour
در ایام جوانی
سئوال : این تور آخری که CD فیلم آن هم موجود است یکی از موفق ترین تورها در تاریخ راک است. تو در سال 1994 بیش از 100 میلیون دلار درامد داشتی. با چنین ارقامی، آیا پول هنوز هم برایت جذابیت دارد؟
جواب : من از نظر سیاسی خودم را تا حدی متمایل به چپ میدانم اما نه آنقدر متمایل که ضد پول باشم. من یک رادیکال ضد کاپیتالیست نیستم و کاملا دوست دارم کمی پول دراورم.

سئوال : ما در باره کمی پول صحبت نمی کنیم.
جواب : به نظرم مقدار درامد ما از نظر اخلاقی قابل ذکر نیست.

سئوال : تا به حال پیش آمده نیمه شب بیدار شوی و فکر کنی من بیش از حد پول در می آورم؟
جواب : اکثر اوقات. بعد بلند میشوم و برای برگشتن به حال عادی چند تا چک برای خیریه مینویسم.

سئوال : چه چیزی باعث عذاب وجدان تو می شود؟
جواب : پول خیلی زیاد. البته بعد، وقتی آنرا با درامد رئیس هیات مدیره کمپانی های بزرگ مقایسه میکنم فکر میکنم من خیلی بیشتر استحقاق این میلیونها را دارم تا آنها. لا اقل من دنیا را شادتر میکنم.

سئوال : کمپانی تو پینک فلوید نام دارد و مثل یک شرکت تولیدی صنعتی کار می کند. وقتی برای تور می روی، مقدار زیادی تجهیزات همراهت می بری و تقریبا تمام اخبار روزنامه ها با این جمله که تو به 49 کامیون و فلان تعداد هواپیما برای حمل آن نیاز داری شروع می شود.
جواب : این ارقام خسته کننده برای من جالب نیست. قبل از اینکه توری را شروع کنیم دور هم جمع میشویم و من میگویم صدای کوادروفونیک (سیستم ضبط و پخش 4 باندی) لازم دارم، لیزر لازم دارم، این را لازم دارم آنرا لازم دارم تا در آخر یک نفر میگوید خوب خوب..این که شد 700 تن تجهیزات، خیلی هم خرج دارد. باور کن من هم دوست دارم کار هزینه کمتری بر دارد.

سئوال : شایعات میگویند که تو تمام این زرق و برق ها را سرهم میکنی تا توجه تماشاگران به نوازندگان جلب نشود.
جواب : ما از همان روزهای اول کارمان میدانستیم شهرت هم یک نوع زندان است به علاوه، هیچ کدام از ما حضور صحنه جادویی نداریم و تماشاگر با تماشای مداوم ما 4 نفر کسل خواهد شد. در نتیجه ما پینک فلوید را به یک واقعه چند رسانه ای(Multi Media) مبدل کردیم.

سئوال : پس این طور بود که یک خوک غول آسای بادکنکی ستاره گروه شد؟
جواب : سال گذشته خوک نقش چندان مهمی نداشت، اما مردم انقدر دوستش داشتند که در نتیجه دوباره ولش کردیم. بدون خوک حتی یک بلیط هم نمی فروختیم.

سئوال : لا اقل این بار از دیواری که به اصرار تماشاگران علم کرده بودی خبری نبود. این بار به وضوح راحت تر بودی.
جواب : سوار کردن دیوار ایده راجر واترز بود و او هنگام ترک پینک فلوید آنرا با خودش برد. من شخصا هرگز مشکلی با تماشاگر نداشته ام.

سئوال : حتی با آن دسته تماشاگر بالای 40 سالی که دسته جمعی میخوانند: We Don't Need No Education ؟
جواب : این شعر مربوط به شیوه تدریس مستبدانه مدارس انگلیسی است و به سالهای جوانی ما برمی گردد و امیدوارم الان دیگر اعمال نشود. اما درست میگویید خواندن آن الان دیگر چندان مناسبت ندارد.

David Gilmour
در حال نواختن گیتار
سئوال : عده زیادی از طرفداران شما نظر کاملا متفاوتی دارند. به نظر آنها We Don't Need No Education سرود ضد استبدادی چپی ها است. این ترانه حتی در راهپیمایی مخالفان برنامه Runway West هم خوانده شده. (Runway West، برنامه بحث برانگیز افزودن یک باند پرواز به دو باند قبلی فرودگاه فرانکفورت ، در اوایل دهه 80 بود وموجب بروز مخالفتهای فراوانی از سوی ساکنان محلی و طرفداران محیط زیست شد.)
جواب : این ترانه توسط بچه های سیاه پوست در مدارس آفریقای جنوبی هم خوانده شد و از پخش آن هم جلوگیری کردند. اما در مورد قضیه فرودگاه من واقعا هیچ ارتباطی نمی بینم. آنها باید می خواندند: We don't need no air planes.

سئوال : نطفه هر کاری به دلایل خاصی بسته میشود اما لزوما در دوران رشد و به ثمر رسیدن آن اهداف را دنبال نمی کند. The Wall اعتراضی بود بر علیه کنسرتهای عظیم و اجراهای داخل استادیوم. اما حالا کجا اجرا می شود؟ در استادیوم.
جواب : این حرف راجر واترز بود که کار علیه اجرای استادیومی است. اما میدانید که در زمان نوشتن The Wall خودش شش هفت سالی بود که اجراهای استادیومی داشت، هیچ وقت هم منکر آن نشده. The Wall قصه راجر است و او میخواست که این قصه درباره یک سمبل جهانی باشد. دیوارهایی که انسانها را محاصره می کنند، دیوار بین تو و والدینت، دیوار بین تو و فضای دور و برت، دیواری بین یک گروه راک و تماشاگرانش... بیگانگی بزرگ بشری

سئوال : در آن موقع چه فکر می کردی؟ موقعی که پشت دیوارت حبس شده بودی؟
جواب : اول احساسم این بود که عضوی از یک نمایش فوق العاده هستم- اما وقتی همه اش فرو ریخت حسابی ترسیدم، با وجود اینکه قفسی از ریختن آجرها به رویم جلوگیری میکرد، واقعا ترسیدم .

سئوال : یکی از ترانهای مشهور تو Welcome to the Machine است. آیا هرگز فکر کرده ای که روی صحنه تعدادی ماشین آلات بگذارید و خودتان به عنوان نوازنده در صحنه نباشید؟
جواب : یک بار فکر کردیم به جای خودمان کسان دیگری را روی صحنه بفرستیم و آنها کار ما را انجام دهند. اما قضیه در حد شوخی باقی ماند.

سئوال : فکر میکنی کسی متوجه میشد؟
جواب : مسلما. تقلید از شیوه نواختن ما کار آسانی نیست.

سئوال : راجر واترز نظر دیگری دارد. او اعتقاد دارد نشان پینک فلوید آنچنان مشهور است که تا سالها بعد از مرگ همه شما باز هم کنسرت پینک فلوید اجرا خواهد شد...حتی اگر 500 سال بعد باشد.
جواب : راجر پیر عزیز... او The Wall را در برلین روی صحنه برد. آیا آن اجرا شباهتی به پینک فلوید داشت؟ افتضاح بود.



(ادامه دارد ...) مطلب مرتبط :
دیوید گیلمور : "ما مردانی یاغی بودیم"


Posted by Kamran at 12:07 PM | Comments 14

October 09, 2004

نمی خواستم یک تهیه کننده مشهور سراغ من بیاید

از دسامبر ۱۹۹۹ ، تا حدود یک سال نورا جونز بطور پراکنده با گروه های Funk Fusion و Wax Poetic همکاری میکرد، ولی بزودی همراه با جسی هریس (Jesse Harris) ، لی الکساندر (Lee Alexander) و دن ریزر (Dan Rieser) گروه خودش را تشکیل داد. گروه ، در اکتبرهمان سال تعدادی ترانه بعنوان نمونه کار به کمپانی "Blue Note" ارائه دادند و با توجه به کیفیت عالی هنری این نمونه ها همراه با اجرای زنده گروه ، در ژانویه ۲۰۰۱ نورا جونز موفق به امضای قرارداد با این کمپانی شد. او دو ترانه با همراهی کیبردهای قدیمی آنالوگ در آلبوم چارلی هانتر (Charlie Hanter) اجرا کرد و در برنامه های زنده گروه او نیز حضور مستمر داشت.

آلبوم "come away with me" که برای نورا شهرت جهانی به ارمغان آورد، در ماه مه ۲۰۰۱ شروع به شکل گیری کرد. ضبط این آلبوم بر عهده Craig Street در استودیو بیرزویل (Bearsvill) و ودستاک نیویورک بود و عریف مردین (Arif Mardin) تهیه کننده افسانه ای، در استودیوی sorcerer منهتن، تهیه کنندگی آنرا بر عهده داشت.

شهرت این آلبوم همراه با زیبایی چشمگیر و زمینه خانوادگی نورا، او را برای مدتی در موقعیت دشواری قرار داد. او می بایست از هنرش در مقابل کسانی که او را تنها یک چهره زیبای تازه میدانستند دفاع میکرد. او در این باره اینگونه می گوید :

"من در ابتدا بسیار عصبی بودم، نمی خواستم یک تهیه کننده فوق العاده با کارنامه ای پر از آلبوم های مشهور به سراغم بیاید و من از گفتن آنچه میخواهم وحشت داشته باشم. اما عریف بهترین آدم دنیا از آب درآمد، بسیار راحت و خودمانی. او آنجا بود تا چفت و بست کار مرا محکم کند و مطمئن شود که ما کار خوبی را ضبط میکنیم. عریف پر از ایده های فوق العاده بود."

Norah Jones
پس از ارائه اولین آلبوم، اغلب روزنامه ها و مجلات از او نوشتند.
آلبوم come away with me نوعی موسیقی جدید از ترکیب موفق و آگاهانه قواعد زیبایی شناسی جاز و پاپ بوجود آمده است و با فروش 18 میلیونی و 8 جایزه گرمی (Grammy) هرگونه شک و تردید در باره تواناییهای نورا جونز را از میان برده است.

"هرگز تصور نمیکردم که کار این طور تمام شود. تصور من این بود که حداقل ۵ سال طول خواهد کشید تا به این مرحله برسم. ضبط این آلبوم چیزی بود که واقعا میخواستم انجام دهم."

در سال 2004 آلبوم دوم نورا جونز " Feels like home" با حفظ ترکیب گروه و تهیه کنندگی عریف مردین روانه بازار شد و توانست به خوبی انتظار هواداران این خواننده جوان را براورده سازد.

مطالب مربوطه :
اینجا همه چیز در دسترس من است ...


Posted by Kamran at 01:52 PM | Comments 3

October 07, 2004

مقدمه ای بر مدولاسیون

مدولاسیون به معنای تغییر تونالیته می باشد و بیشتر برای جلوگیری از یکنواختی و ایجاد کنتراست در موسیقی بکار برده می شود. هرچند هرگز نمی توان برای هنر چهارچوب تهیه کرد اما روشهای مختلفی برای انجام مدولاسیون در موسیقی وجود دارد که اغلب آنها ابتدا سعی در سست کردن پایه های تنالیته مبدا و در عین حال تقویت پایه های تنالیته مقصد را دارند. در این مطلب به طور خلاصه به تعریف یک سری تقسیم بندی می پردازیم و در آینده سعی خواهیم کرد با ذکر مثال به تشریح بیشتر مدولاسیون بپردازیم.

Pivot chord modulation : در این روش از آکوردی برای انتقال استفاده می شود که در هر دو تنالیته مبدا" و مقصد مشترک می باشد بعنوان یک مثال ساده، اگر از دو ماژور بخواهید به فا ماژور برویم می توانیم از آکورد فاماژور بعنوان آکورد Pivot یا محوری استفاده کنیم.

Relative key : حالتهایی است که در آن تنالیته موسیقی روی مثلا" دو ماژور تثبیت شده است و شما می خواهید به مینور نسبی آن یعنی لا مینور بروید، که از ساده ترین روشهای مدولاسیون می باشد.

Parallel Key : در این حالت تنالیته با حفظه پایه از حالت بزرگ به کوچک می رود یا برعکس مثلا" از دو مینور به دو ماژور.

Shift : در این روش بزرگی یا کوچکی تنالیته عوض نمی شود بلکه فقط یک شیفت فاصله ای پیدا میکند. مثلا" از دو ماژور به ر ماژور. اغلب در بالاد ها به علت داشتن ساختارهایی ساده از این روش برای ایجاد تنوع استفاده می شود.

Choromatic : در این روش موسیقی با یک حرکت کروماتیک نیم پرده ای به تنالیته جدید منتقل می شود. این نوع از مدولاسیون حالت خاصی است از Shift که برای آن معمولا" تمهیدات خاصی در نظر میگیرند.

جدای از تقسیم بندی های بالا و روشهایی که برای انجام مدلاسیون در هر مورد مطرح میشود، نکته ای که باید به آن دوباره اشاره کرد، آن است که موسیقیدان باید با تاکید بر آکوردهای دوراز تونالیته مبدا و نزدیک به تنالیته مقصد پایه های تنالیته مبدا را ضعیف و پایه های تنالیته مقصد را تقویت می کند و در شنونده نیاز به فرود روی تنالیته مقصد را پدید می آورد.

modulation example
یک مثال از مدولاسیون از دو ماژور به لا دیز ماژور
به این مثال دقت کنید، دو میزان اول برای تثبیت تنالیته در دو ماژور می باشد، سپس با هفت کردن آکودر چهارم گام دو ماژور تمایل هارمونی برای رسیدن به لا دیز ماژور (یا دو دیز مینور) را زیاد می کنیم. حال یک حرکت ii-v روی گام جدید لا دیز پایه های ذهن شنونده را به این سمت منتقل می کنیم که گویی گام اصلی این می باشد. در این مثال آکورد F7 حالت Pivot برای این انتقال را دارد. به این فایل midi گوش کنید و به تفاوت احساسی که هنگام شنیدن دو آکورد اول و دوم لا دیز ماژور می کنید دقت کنید. علت آن این است که آکورد اول بیشتر در گام دو ماژور شنیده می شود و حال آنکه دومین آکورد لا دیز ماژور در پایه گام لا دیز ماژور شنیده میشود و فرود روی آن احساس آرامش می دهد. audio fileModulation Example



Posted by Kamran at 03:41 PM | Comments 12

October 07, 2004

باید به مردم کار باکیفیت ارائه کرد

بدنبال تهیه مطالب آخرین پرچمدار اینک در این مطلب قسمت سوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید. در ضمن به اطلاع می رساند که سایت شخصی این هنرمند در دست راه اندازی می باشد که بزودی پس از افتتاح، آدرس آن به اطلاع شما خواهد رسید.

در مورد رقص دایره صحبت کنید
رقص دایره در زمان خود آقای سنجری بوسیله طبل های ته ارکستر اجرا می شد

با دست می زدند؟
بله، با دست اجرا می شد( یا گاهی با چوب) ولی من می خواستم این قطعه که اسمش رقص دایره هست اصالتش حفظ شه و بخاطر همین من قسمت چهارم" سوئیت ایرانی" که رقص دایره هست را ما در اروپا ضبط کردیم و من همه کارهاش را کردم و اومدیم اینجا و با زحمت زیاد و یکدفعه نصف شب (چون فرصت دیگری نبود) من ازآقای مسعود حبیبی که از نوازندگان خیلی خوب دف و دایره هستند، خواستم که بیان و ایشون هم اومدن و خیلی استادانه و خوب اجرا کردند که انقدر قشنگ میکس شده (فکر کنم در استودیوی پاپ بودیم) که اصلا" شما متوجه نمی شید جدا بوده... البته من خودم پشت صحنه بودم ولی کار مهندسی ضبط هم خیلی مهم هست. در این ارکستر 95 نفر زدن و اگر من اینجا در موردش حرف نزده بودم فکر می کردید که این دایره ته ارکستر ایستاده و نفر 96 ارکستر هست! اصلا" حالتی نداره که روش زده شده، که این کار خیلی زحمت داشت ولی من دوست داشتم اصالت این قطعه تا انجایی که ممکنه حفظ شه.

در مورد اجرای روندو کاپریچوزو از حنانه صحبت کنید
من قبل از اینکه بیام ایران اصلا" قطعه روندو کاپریچوزو را نمی شناختم! داستانش اینطور بود که با اسرار و دعوت نوازندگان قدیمی ارکستر سمفونیک من در بهار 1371 اومدم و برای اولین بار رهبر ارکستری بودم که بعد از انقلاب، از خارج اومد و ارکستر سمفونیک تهران را رهبری کرد... یادم هست که سالن پایین حاضر نبود و ما کنسرت را در سالن کوچک بالا برگزار کردیم. کسانی که اونجا بودن خیلی موافق نبودن با اجرای من و می خواستند سنگ بندازن تو راه من! اول اومدند و گفتن سالن پایین حاضر نیست شما حاضرید در سالن کوچک کنسرت بگذارید؟ من گفتم؛ من نیومدم که حتما" در یک سالن بزرگ کنسرت بدم، من سالن های بزرگ دنیا را زیاد دیدم و کنسرت زیاد گذاشتم... موضوع این هست که کنسرتی برگزار کنیم که برای تقویت روحیه نوازندگان ارکسترسمفونیک تهران تقویتی باشه و برای مردم موسیقی دوست هم فرصتی باشه که بیان تالار رودکی کنسرت ببینن. در نتیجه گفتم باشه و قبول می کنم؛ قرار شد کنسرت بالا اجرا شه و دو روز گذشت کسی هم چیزی نگفت تا اینکه باز اومدن و سنگ دوم را انداختند و گفتند حتما" باید یک اثر آهنگساز ایرانی هم باشه والا ما نمی تونیم کنسرت را برگزار کنیم؛ من هم خیلی راحت گفتم باشه! اونها هم فکر کرده بودند که من عصبانی می شم و میگم آقا مسخره کردید و ...! ولی خیلی راحت گفتم خوب پارتیتور دارید؟ نت آماده دارید؟ بیارید. اونها هم رفتن چند تا نت آوردند، نت روندو کاپریچوزو را هم آوردند؛ من گفتم این نت برای ارکسترش هم هست؟گفتن بله! خلاصه من گفتم همین را می زنیم.(دو روز قبل از کنسرت!) بعد من دیدم دو تا پیانو داره! من گفتم ما که یک پیانو بیشتر نداریم؟ آنها هم گفتن خوب نمی شه کاریش کرد... خلاصه من نت را بردم پیش یکی از دوستانم و نت دو پیانو را نوشت برای یک پیانو، یعنی کار پیانیست دوم را هم نوشت برای پیانیست اول و خانم فریما قوام صدری لطف کردند و این قطعه را در این وقت بسیار کم خیلی خوب اجرا کردند.

فایل صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول

حالا فاصله نتها زیاد هست یا می شه راحت با یک پیانو اجرا کرد؟ یا حتی چهار دستی روی یک پیانو زد؟
...شما در کار موسیقی همه کار می تونین بکنید ولی اگر بخواهید اصالتش حفظ بشه نباید اینطور بزنیم ،اونجا هم چون کار دیگری نمی شد کرد ما این کار را کردیم؛ من در دو روز هم این کار را حفظ کردم و همه تعجب کرده بودند و دهنشون باز مونده بود وقتی من گفتم پارتیتورها را جمع کنیم بریم سر ارکستر، اونهایی که فکر می کردند اگر بگن اثر ایرانی اجرا کنیم و من می گم نمی شه... خلاصه اون اثر را اجرا کردیم و بسیار اثر خوبی بود و من کپی این نت را وقتی رفتم اروپا با خودم بردم و وقتی فرصتی شد که اینها را ضبط کنیم من این کار را گذاشتم جزو آثاری که باید ضبط می کردیم.اونجا چون موقعیت بهتر بود من دو تا نوازنده استخدام کردم که به همون حالت اصلیش بزنن؛ تفاوتهای کوچکی که هست در این ضبط و ضبطهای قدیمی اون این هست که من سعی کردم که درست چیزی که مرتضی حنانه نوشته بوده اجرا بشه، تغییر دیگری توش ندادم، اگر نوشته بود دو تا پیانو من دو پیانو آوردم و اونجایی که گفته بود فورته و پیانو من دقیقا" همون را رعایت کردم.

پس یعنی اصلش همون هست که شما اجرا کردید! چون در اجرای اصلیش که" ماهور" منتشر کرده نوانسها و بعضی قسمتها (قسمتی از پارت پیانو و تیمپانی) تغییر کرده! حالا شاید بخاطر ضعف ارکستر اون اجرا باشه...
شما می تونید اون اجرا را فراموش کنید! برای اینکه اینطور اجراها فقط خش خش و سروصداست و شما متوجه نمی شید اون سازی که داره می زنه، فلوت هست؟ابواست؟کلارینت هست؟ترمپت هست؟اصلا" صدای سازها صدای اصلی خودش نیست، اون فاگوتی که اولش میاد اصلا" معلوم نیست صدای فاگوت هست یا ساز دیگه ای! خوب بخاطر اینکه صفحه بوده و ... اون ضبطها روی صفحه های خیلی قدیمی هست و به نظر من یک موسسه هنری به هر حال از لحاظ کیفیت اجرا و کیفیت ضبط هم باید یک حدی بگذاره! درست هست که یک اثر خوب هست و باید به مردم معرفی بشه! ولی مردم وقتی پول می دن می خوان یک کار با کیفیت ضبط خوب بشنون، هر خر وخر و خش وخشی را نمی شه که ضبط کنیم و CD کنیم و به مردم بندازیم!این کار را نباید بکنند، من یکبار این کار را گوش کردم، یک کار خیلی قدیمی هست که فکر کنم ارکستر رادیو حدود 50 سال پیش زده و از نظر آرشیوی خوب هست ولی از نظر کیفیتش در حدی نیست که بشه فروخت! یعنی مردم پول بدن و ...

خیلی از مردم هم اتفاقا" بخاطر ارزش آرشیویش خریدن که یک اجرایی بوده که استاد حنانه رهبریش کردن و ... پس شما در پارتیتور تغییری نداده بودید؟
در ایران اجراهایی که وجود داره نسبت به امکانات موجود هست؛ مثلا" اگر در یک اجرایی ابوا دوم نبود میگفتن کلارینت بزنه! یا فلوتیست نمیومد به یک ویلن می گفتن نت فلوت را بزنه! یا اگر نوازنده کر(هورن) نبود می گفتن ترمپت بزنه! از این کارها زیاد در ایران می کردند؛ شاید اون موقع این کار را کرده باشند! ولی برای من چیزی که مهم هست و منبع من هست، همون پارتیتور هست.آهنگساز که وجود نداره که ازش چیزی بپرسیم! اون یک چیزی یاداشت کرده! اون یادداشتها اگر منطقی باشه و با اصول نتخوانی، علمی و کار هنری موسیقی درست باشن من همون را اجرا می کنم. اگر شما اون اجرایی که من کردم با اجرایی که ماهور قبلش منتشر کرده را با هم مقایسه کنید، اصلا" قابل مقایسه نیست! و می تونید فراموشش کنید و تنها چیزی که داره فایده آرشیوی هست که اون هم نباید پول ساز باشه و فقط مسئله تاریخی و علمی هست و چیزی نیست که بیایم در بازار بفروشیمش؛ فروشنده باید حداقل کیفیت را به شما بده، من اگر یک آژانسی را اینجا بگیرم، اون باید یک حداقل هایی مثل، چهار چرخ، در، پنجره و صندلی را داشته باشه حالا اگر کولر نداره! ولی نمی شه یک آژانس بیاد که مثلا" سه تا چرخ داشته باشه و دونفر هم بیان پشتش هلش بدن، بعد بگن این آژانس شماست، فرمون و ترمز هم نداره خلاصه ببخشید!بجاش عتیقس...! برای تفریح آدم می تونه این کار را بکنه ولی من وقتی میام 2500 تومن می دم تاکسی منو بیاره شهر، همچین چیزی را قبول نمی کنم! عتیقه را هم نمی شه به این صورت فروخت.

نام قطعاتی که اجرا کردید را بفرمایید


audio file (نام قطعات)

(ادامه دارد ...)

از سجاد پورقناد

لینک های مرتبط :
آخرین پرچمدار
ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود ، قسمت اول
ما فعلا" در ایران یک اکول خاص نداریم! ، قسمت دوم

Posted by Kamran at 01:39 PM

October 06, 2004

میکرو تونالیته

با شروع قرن 20 دنیای موسیقی شاهد تحولات چشمگیر در مسیر خود بوده است. دنیای پیچیده این قرن بی شك نیازمند بیان موسیقایی بود كه شاخص عصر خود بوده و محدود به گام ها و فواصل مرسوم نباشد. به همین دلیل هارمونی دیاتونیك جای خود را به هارمونی كروماتیك داده و اصطلاحاتی مانند آتونالیته، پلی تونالیته، پلی مدالیته و … شكل میگیرند.

در واقع بعد از اعمال اعتدال فواصل (چه بطور مساوی و چه به صور دیگر) در موسیقی غربی، كوچكترین فاصله قابل اجرا كه ارزش زیباشناسانه و موسیقایی دارد، نیم پرده بود كه در سنت شكنی قرن 20 مبنای كار آهنگسازان آتونال مانند شوئنبرگ قرار گرفت.

در همان زمان جریان دیگری شكل گرفت. تعدادی از آهنگ سازان خود را به تغییر "7 نت به 12 نت" محدود نكردند و به دنبال فواصل و هارمونی های نامكشوف، جستجوی خود را آغاز نمودند. در این جستجو به دنیای میكروتونالیته راه یافتند.

در واقع اگر برای موسیقی "فرهنگ فواصل" را تدوین نمائیم موسیقی غربی به معنای اخص آن احساس ضعف می نماید، چرا كه محدود به 12 نیم پرده مساوی می باشد. ولیكن در برداشت غیرغربی موسیقی محدودیتی در انداره فواصل وجود ندارد و همواره میتوان فواصل كوچكتر از نیم پرده را در اشل موسیقایی مشاهده نمود. به این ترتیب حضور فواصل "ریز پرده" یا "میكروتن" یكی از مهمترین شاخص های هر فرهنگ موسیقایی غیرغربی است.

در تاریخچه موسیقی غربی تا قبل از اعمال اعتدال و تبدیل گام به 12 نیم پرده مساوی، فواصل كمتر از نیم پرده شناخته شده بوده اند. در سال 1482 موسیقیدان و تئوریسین اسپانیایی به نام "بارتولومه راموس" با اشاره به اختلاف G#/Ab پیشنهاد فاصله ای كوچكتر از نیم پرده را می دهد كه در ساختار دیاتونیك مشاهده نشده و بین این 2 نت قرار دارد.

در سال 1555 "نیكولا وینسنتینو" آهنگساز و تئوری پرداز با پیشنهاد تقسیم فاصله اكتاو به 31 قسمت ، سازی به نام Arcioorgan را می سازد كه به گفته خودش موسیقی تمام ملل را به اجرا می گذارد.

برخلاف این عده، تعداد دیگری از موسیقیدانان فواصل ریز پرده را برخلاف طبیعت آواز خوانان و احساس شنوایی بشر می دانستند. در دوران معاصر نیز مخالفان ، فواصل میكروتنال را "فواصل ابتدایی" و متعلق به "سطوح پائین فرهنگی" می دانند. (ادامه دارد ...)



از شاهین مهاجر

Posted by Kamran at 11:41 AM | Comments 10

October 05, 2004

اینجا همه چیز در دسترس من است ...

Norah Jones ، پیانیست و خواننده ، متولد ۱۹۷۹، توانسته است با ارائه موسیقی خاص – موسیقی ای ساده و ترکیبی از jazz و rock – توجه محافل موسیقی را با ارائه ترانه هایی زیبا بخود جلب کند. پدر او راوی شانکار ، نوازنده شهیر سیتار هندی است که با نبوغ خود توانسته گوشه هایی از موسیقی و فرهنگ کهن هند را به جهانیان نمایش دهد.

نورا در چهار سالگی همراه مادرش سو (Sue) که آمریکایی می باشد به گریپ وین (grape vine) در حومه دالاس تگزاس نقل مکان کرد و اولین تجربیات موسیقایی خود را از طریق شنیدن ترانه های قدیمی رادیو و مجموعه بسیار بزرگ صفحه های موسیقی مادرش بدست آورد. به قسمت هایی از یکی از کارهای زیبای او گوش کنید : audio fileCome away with me


در سن ۵ سالگی به گروه کر کلیسا پیوست و دو سال بعد شروع به یادگیری پیانو نمود. هنگامی که نورا ۱۵ ساله شد، همراه مادرش از گریپ وین به شهر دالاس نقل مکان کرد و در آنجا بود که وارد دبیرستان بازیگری و هنرهای بصری بوکر تی. واشینگتن (Booker T. Washington) شد.

او که همواره ترانه هایBillie Holiday - از خواننده های زن Jazz در نیمه اول قرن بیستم - و Bill Evans - نوازنده پیانو و آهنگساز Jazz - را بسیار آرامش بخش و دوست داشتنی می یافت، توانست در این دبیرستان به خوبی با موسیقی Jazz آشنا شود تا جایی که موفق شد در سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ جایزه اول جشنواره موسیقی دانش آموزی Down Beat را برای بهترین خواننده جاز از آن خود کند.

اولین تجربه موفق خارج از مدرسه او در شب تولد شانزده سالگی در یک کافه محلی رخ داد. آن شب برنامه میکروفن باز بود و هرکس میتوانست ترانه ای بخواند. نورا، ترانه I'll be seeing you را که Etta James آنرا قبلا" از روی کارهای Billy Holiday اجرا کرده بود خواند. ترانه ای محبوب که در آنشب با تشویق فراوان همگان همراه شد.

Norah Jones
با اعضای گروهش در حال تمرین
نورا پس از فارغ التحصیلی وارددانشکده مشهورموسیقی دانشگاه تگزاس شد و در آنجا رشته پیانو Jazz را به مدت دو سال ادامه داد و دراین مدت با گروه Laszlo، - که به توصیف خودش موسیقی آنها "نوعی راک با ته مزه تلخی از جاز" بود - همکاری میکرد.

تابستان ۱۹۹۹ فصل بسیار مهمی در زندگی حرفه ای نورا جونز بود. او در این فصل به منهتن سفر کرد و با وجود اینکه قصد داشت در پاییز به کالج بازگردد اما وسوسه کلوبهای Jazz و کافه های مخصوص موسیقی فولک قویتر بود. او می گوید : "موسیقی مرا در این شهر نگه داشت. صحنه وسیع موسیقی، آشنایی با ترانه سرایان بزرگ در مکان های کوچک و دنج برای من بسیار لذت بخش است. اینجا همه چیز در دسترس من است." (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 10:14 AM | Comments 10

October 04, 2004

Outside Playing ، قسمت دوم

در مطالب قبلی راجع به استفاده از نتهای خارج گام (Outside scale notes) صحبت کردیم و گفتیم استفاده درست از این نتها، نتنها باعث بد صدا شدن موسیقی نمی شود بلکه ابعاد و زیبایی هایی به موسیقی می افزاید که هرگز با نتهای گام نمی توان به آنها دست پیدا کرد. در ادامه این مطلب می خواهیم کمی بیشتر راجع به نتهای خارج صحبت کنیم .

بنظر می رسد که که داخلترین (Most inside) نتها آنهایی باشند که در خود گام قرار دارند، برای مثال کلیدهای سفید پیانو برای گام دو ماژور و بقیه نتها – non-harmonic - خارج هستند. این مطلب هم درست است هم نادرست بگذارید کمی دقیقتر راجع به آن صحبت کنیم.

برای پیدا کردن میزان خارج بودن یک نت در گام مشخص داده شده، باید دید که نت مورد نظر در گام فوق چگونه صدا می دهد. طبیعی است که داخل ترین نت همان پایه گام – یعنی نت C در گام دو ماژور – می باشد. با توجه به میزان بد صدایی – به مطالب گذشته مربوط به ضربان رجوع کنید – و رابطه هارمونیک نتها، می توانیم در جه داخل یا خارج بودن نتها در یک گام را اینگونه مشخص کنیم :

داخل دو ماژور میانه های دوماژور بسیار خارج دو ماژور
C G F D Bb A Eb E Ab B Db F#
1 5 4 2 b7 6 b3 3 b6 7 b2 #4


این جدول بیان می کند هرچه از نتهایی که به سمت داخل هستند بیشتر استفاده کنیم کمتر انتظار بد صدایی می توان داشت و هرچه به سمت نتهای خارج برویم انتظار بد صدایی بیشتر می شود. دقت کنید که نت هایی که با نت دو رابطه هارمونیکی – از لحاظ فیزیکی – دارند داخل تر از سایر نتها در گام هستند و این مسئله کاملا" یک بحث فیزیکی می باشد.

Circle of the 5th
دایره پنجم ها و نت های خارج گام
دقت کنید اگر شما دایره پنجم ها را نیز رسم کنید، دقیقا" مقابل نت دو، شما فا دیز را خواهید داشت که دورترین نت به نت دو می باشد. حال اگر بصورت رفت و برگشت مطابق شکل به سمت پایین حرکت کنید دقیقا" رفتاری مانند آنچه که هارمونی نت ها در فیزیک می گوید را خواهید داشت، به شکل دقت کنید و آنرا با جدول بالا مقایسه کنید.

نکته جالبی که ظاهرا" برخلاف انتظار طبیعی مشاهده می شود آن است که همانقدر که در گام دو ماژور یک نت سیاه – پیانو را در نظر بگیرید – می تواند خارج باشد یک نت سفید هم می تواند خارج باشد به بیان دیگر نتهای سیاهی هست که از نت های سفید در گام دو ماژور داخلتر باشند. شما با استفاده از این دایره بسادگی خواهید توانست دورترین نت ها به پایه هر گام را خیلی ساده پیدا کنید برای مثال در گام لا ماژور دورترین نت می بمل خواهد بود و البته برعکس.

حال با یک حساب سر انگشتی متوجه خواهیم شد که در حالت عادی در گامی مانند دو ماژور بسیاری از نت ها هستند که در داخلتر از خود نتهای گام هستند – منظور آن است که به نت دو از لحاظ هارمونیک نزدیکتر می باشند - اما به علت عدم آگاهی – شاید عدم آشنایی با نحوه کاربرد - ما از آنها در موسیقی استفاده نمی کنیم حال آنکه اگر اینکار را انجام دهیم موسیقی زیباتری بدست خواهیم آورد. در این رابطه با ارائه مثال بیشتر صحبت خواهیم کرد و به شما خواهیم گفت که چگونه می توانید از این نتها در موسیقی استفاده کنید.

به نکته زیبای دیگری هم دقت کنید، ببینید که چگونه گام دو ماژور در نیمه چپ تصویر و گام پنتاتونیک روی فا دیز در نیمه راست – مایل به پایین - تصویر قرار دارد، بنظر شما این موضوع دلیل خاصی دارد؟ همان رابطه همیشگی موسیقی و هندسه؟

مطالب مرتبط :
Outside Playing ، قسمت اول
رابطه ضربان و مطبوع بودن فاصله
مقدمه ای بر فیزیک فاصله ها
در باره مشکل کوک

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 12:37 PM | Comments 11

October 04, 2004

یک خبر

مارک چاپمن (Mark Chapman)، قاتل جان لنون (John Lennon) - از اعضای گروه بیتلز - در انتظار رای دادگاه – که هفته آینده تشکیل خواهد شد - برای آزادی خود می باشد. او در سال 1980 هنگامی که جان لنون از استودیوی ضبط موسیقی در حال بازگشت به آپارتمان خود در نیویورک بود از پشت به او شلیک کرد و وی را به قتل رساند. او در حال حاضر در زندان بسر می برد و این سومین باری است که دادگاه آزادی او را بررسی می کند. همسر جان لنون، یوکو انو (Yoko Ono) از جمله افرادی می باشد که با آزاد سازی او شدیدا" مخالف می باشد.

یوکو انو معتقد می باشد که آزاد سازی این فرد می تواند باعث به خطر افتادن جان او و پسرانش یعنی سین (Sean) و جولین (Julian) باشد. او طی نامه ای به دادگاه اعلام کرده است که آزاد سازی Chapman باعث بازگشت دوباره کابوس های وحشتناک و آشفتگی در زندگی خانواده او خواهد شد. جالب آنکه طی نامه ای در اینترنت بیش از 2000 نفر از طرفداران Lennon نیز همانند یوکوانو خواستار ماندن Chapman در زندان شدند.

در حال حاضر بنا به رای دادگاه، Chapman در زندان Attica در نیویورک تحت تدابیر شدید امینیتی قرار دارد. این در حالی است که در سال 2000 میلادی نیز همسر لنون قبلا" اعلام کرده بود که آزادی Chapman می تواند امینیت زندگی او و فرزندانش را به خطر بیندازد.

Mark Chapman
Mark Chapman
در همین حال گزارش سال 2002 از زندان محل نگهداری Chapman نشان دهنده آن است که وی رفتار کاملا" عادی و مثبتی از خود نشان می دهد و این احتمال وجود دارد که اینبار دادگاه رای بر آزادی او صادر کند.

لازم به ذکر است که Chapman قبلا" از پرسنل امنیتی در هاوایی بوده که به نیویورک منتقل می شود و هرگز بطور کامل دلایل خود برای قتل Lennon را بازگو نکرد. اما بررسی های انجام شده نشان میدهد که او نوعی عقده نسبت به گروه بیتلز بخصوص جان لنون داشته است. در حال حاضر او بیش از بیست سال است که در زندان بسر می برد.

به قسمتی از یکی از اجراهای ساده و زیبای Imagine از جان لنون گوش کنید : audio fileImagin, John Lennon


Posted by Kamran at 09:06 AM | Comments 8

October 03, 2004

در باره مشکل کوک

اگر در جمع موسیقیدانان موسیقی ایرانی باشید، حتما" شنیده اید که گاهی نوازندگان به هم توصیه هایی راجع به بالاتر یا پائینتر بردن پرده های سازها می دهند و بعد از تغییر دستگاه، دوباره نوازنده را می بینیم که پرده ها را به جای اولیه خود باز می گرداند! حتما" این سوال برای شما پیش آمده که آیا جایگاه مشخصی برای نتهای مختلف در موسیقی ایرانی وجود ندارد؟ بهترین جواب برای این پرسش اجراهای دقیق جلیل شهناز و احمد عبادی است.

اگر با دقت به ساز این اساتید گوش کنید متوجه خواهیم شد که محل دقیق قرارگیری پرده ها برای این اساتید با عوض شدن دستگاه تغییر می کند.این اتفاق در سازهایی مانند ویلن و کمانچه و در آواز به صورت ناخوداگاه اتفاق می افتد، یعنی نوازنده یا خواننده بدون اینکه متوجه شود بطور ناخودآگاه نت تغییر یافته را کمی بالاتر یا پایینتر (زیرتر یا بمتر) اجرا می کند. البته این موضوع مختص موسیقی ایرانی نیست! (این موضوع را زمانی متوجه شدم که در حال اجرای همزمان با نواری از اجرای سونات ۱ باخ برای ویلن بودم؛ در یکی از تمرینها نت "می" را برای امتحان با سیم آزاد اول که همصدا بود چک کردم و متوجه شدم که همیشه بطور نا خودآگاه این نت را کم می گرفتم! و نوازنده آن اجرا هم که ویرتوزی مشهور بود این نت را کم می گرفت! بعد که آن نت را سرجایش گرفتم متوجه شدم، این قسمت دچار ضعف شد و دریافتم که "می" در آن قسمت به نت "ر" کشش داشته.) در موسیقی ایران که از نتهای ربع پرده ای هم استفاده می کند این موضوع نمود زیادی دارد. Audio File تکنوازی سه تار ، استاد احمد عبادی از آلبوم سلسله عشق

Ahmad Ebadi
کوک سه تار از احمد عبادی
چند سال قبل که استفاده از پرده های پلاستیکی متداول شده بود، عده ای از نوازندگان تار و سه تار بخاطر عدم جابجایی سریع این پرده ها توسط نوازنده لب به اعتراض گشوده بودند. (استفاده از پرده های نایلونی به خاطر عمر زیاد و اجرای آسان ویبره روی این پرده ها بود) البته در پایین دسته بخاطر نزدیک بودن نتها و نمود پیدا نکرن نتهایی که چند کوما فالش هستند (نسبت به آن دستگاه) این پرده ها هنوز بکار می رود.

پس نتیجه می گیریم که موسیقی ما هم از پرده های ریزتری نسبت به پرده ها ی رسمی تقسیم شده است، ولی احتمالا" بخاطر سختی انتقال این موضوع به مخاطب (مخاطب موسیقیدان)، هنوز نتها را به پرده و نیم پرده و ربع پرده (نه ریزتر!) تقسیم می کنیم و در بین نوازندگان آماتور و حتی موسیقیدانان کلاسیک غربی این مسئله جا نیفتاده و فقط گاهی بصورت تجربی بعضی نوازندگان از این تغییرات برای خوش صداتر شدن اجرای موسیقیشان استفاده می کنند. شاید یکی از دلایل شیرینتر شدن نوازندگی با استفاده از ویبره و اشاره در موسیقی بخاطر همین موضوع باشد.

از سجاد پور قناد

مطالب مرتبط :
Outside Playing ، قسمت اول

Posted by Kamran at 04:08 PM | Comments 8

October 02, 2004

بهار و تابستان از چهار فصل ویوالدی

بهار : با طراوت تمام در می ماژور آغاز می شود، ملودی های زنده ویلن در این بخش از موسیقی بوضوح احساس شکوفه دادن درختان و گلها و شادی پرنده ها را به انسان منتقل می کند و بطور کامل توصیف کننده فصل بهار می باشد. بخصوص هنگامی که ویلن شروع به اجرای سولو می کند، بدون شک احساس خوشحالی و آواز خواندن پرندها به انسان دست می دهد. شاید در یک جمله بتوان قسمت اول بخش بهار را اینگونه بیان کرد که "بهار می آید و پرنده ها شاد هستند" ، گوش کنید : audio fileSpring part 1, Allegro

در قسمت دیگر آسمان توسط ابرهای سیاه بهاری آسمان را تیره می کنند، شاید زمستان سعی در بازگشت دارد، اما نه آخرین بقایای برف زمستانی در حال آب شدن می باشد و صدای رعد و برق در آسمان نشان از باران بهاری میدهد، موضوعی که این قسمت کاملا" توانایی انتقال آن حس را دارد. عده ای دیگر معتقد هستند که این قسمت بیان کننده وزش نسیم کمی سرد و ملایم بهاری بر روی گلهای تازه شکفته بهاری است. به هرحال هرچه باشد بیانگر چیزی جز بهار نیست گوش کنید : audio fileSpring part 2, Largo

شما می توانید شادی پرنده ها و سیراب شدن زمین، گلها، درختان و ... از بارش بهاری را در قسمت بعد به سادگی احساس کنید. همچنین شادی چوپانی که در زیر یک درخت در حال استراحت بوده و سگ گله او در حال مراقبت از گوسفندان می باشد. ملودی این قسمت شباهت بسیاری به ملودی هایی دارد که چوپانان به هنگام گله داری توسط نی خود می نوازند، این قطعه موسیقی را گوش کنید و در نظر چوپان خوشحال و گله اش را بر روی یک تپه سر سبز در نظر بگیرد : audio fileSpring part 3, Allegro

Summer
تابستان از دایانا آینست ورت
تابستان : از سل مینور برای نمایش تابستان استفاده شده است. موسیقی خیلی آرام و سنگین شروع می شود، چرا که آهنگساز می خواهد ناراحتی رفتن بهار را به نمایش بگذارد. اتفاق خاصی در موسیقی رخ نمی دهد، تابستان همواره اینگونه است و معمولا" بدون سر و صدا می آید. در قسمتی از این بخش صدای قمری، کوکو و فاخته را می توان شنید، سنگینی موسیقی این قسمت می تواند بیانگر آفتاب گرم تابستان نیز باشد، گوش کنید : audio fileSummer part 1, Allegro non molto

قسمت بعد نمایش زیبایی است از بیدار شدن چوپان و گله اش پس از یک استراحت نیم روزی است. اما هنوز آماده رفتن نشده اند که ناگهان صدای رعد و برق ترسی را بر چوپان و گله اش حاکم می کند. این قسمت را گوش کنید و تجسم کنید که چوپان تازه از خواب برخاسته و قصد بیدار کردن گله و حرکت را دارد که ناگهان ... : audio fileSummer part 2, Presto e forte

ترس ناشی از رعد و برق باعث می شود که گله رم کند، در این هنگام تگرگ شروع به باریدن می کند که خود بر خشمگین تر شدن گله می افزاید، بله پاییز در راه است. عظمت و بزرگی موسیقی این قسمت بقدری تحسین برانگیز است که واقعا" زبان از وصف آن ناتوان است، فقط باید گوش کرد : audio fileSummer part 3, Presto

پارتیتورهای کامل بهار و تابستان را می توانید از قسمت pdf & music بردارید.

مطالب مربوطه :
- آنتونیو ویوالدی
- موسیقی برنامه ای

Posted by Kamran at 11:16 AM | Comments 4

October 01, 2004

Outside Playing ، قسمت اول

حتما" شنیده اید که بعد از اجرای موسیقی توسط برخی خوانندگان یا نوازندگان ساز، عده ای صحبت از خارج خواندن یا نواختن خواننده یا نوازنده می کنند، می خواهیم صحبت کوتاهی راجع به این موضوع داشته باشیم و کمی آنرا بررسی و تحلیل کنیم. ابتدا یک تعریف ساده، بصورت عام رسم بر این است که داخل خواندن یا نواختن را معادل با استفاده از نت های گام (key) و خارج خواندن یا نواختن را استفاده از نت های تغییر یافته – منظور تغییر کرماتیک - در گام می دانند. اما حقیقتا" این یک تعریف ساده و اولیه است و اگر بخواهیم همواره آنرا رعایت کنیم موسیقی خشک و یکنواختی را خواهیم داشت.

برعکس به عقیده بسیاری از موسیقیدانها استفاده از نتهای خارج، ابعاد جدیدی را به روی خوانندگی یا نوازندگی سولو (Solo) می افزاید. چرا سولو؟ برای آنکه اگر قرار باشد همه افراد گروه به دلخواه خارج از گام نوازندگی کنند به احتمال زیاد، نتیجه حاصله غیر قابل پیش بینی خواهد شد، بنابراین از این به بعد صحبت را محدود به یک ساز یا یک خواننده می کنیم که وظیفه سولو را بعهده دارد.

وقتی که شما در بازه بزرگ زمانی تعداد کمی نت خارج استفاده کنید مثلا" در طول چهار میزان تنها یک نت خارج استفاده کنید حسی که در شنونده القاء می کنید بیشتر شبیه اشتباه می باشد. مثلا" استفاده از تک نت Db در گام دو ماژور، اما برعکس استفاده از یک گروه نت های معنی دار که خارج گام هستند می تواند موسیقی شما را بسیار دلچسب و حرفه ای جلوه دهد. هنگامی که می خواهید از نت های خارج استفاده کنید این موارد باید مد نظر قرار گیرد :

اول : این نت ها چقدر از گام موسیقی فاصله دارند، بعبارتی چقدر دور هستند. هرچقدر دورتر باشند ممکن است که اثر بدتری روی شنونده بگذارند.

دوم : نت های خارجی را که بکار میبرید چه ارتباطی با یکدیگر دارند. بعنوان مثال فاصله های افزوده – مثلا" #G در گام دو ماژور - بخصوص اگر باز شده باشند می توانند بد صدا باشند.

سوم : وضعیت موسیقی قبل و بعد از نت های خارج نیز کاملا" در ایجاد حس خوب یا بد در موسیقی موثر می باشد. استفاده از پلی آکوردها – حتی مثلا" استفاده همزمان آکورد دو ماژور و Eb ماژور - یا تعویض سریع گام اگر درست انجام نشود می تواند بسیار بد صدا باشد.

لزومی به آوانگارد بودن نیست می توانیم در هر سبکی از موسیقی از نت های خارج استفاده کنیم،
در ارتباط با همین مسائل بسیاری از تصورات غلط و واقعیت هایی وجود دارد که در زیر به آنها اشاره میکنیم:

نت های خارج باید بصورت اتفاقی انتخاب شوند.
در حالی که اینگونه نیست روشهای حساب شده متفاوتی برای اجرای نت های خارج از گام وجود دارد که باید آنها را شناخت و استفاده کرد.

- یک نت یا داخل گام هست یا خارج.
داخل یا خارج گام بودن یک نت صفر و یک فازی نیست، درجه دارد و شما می توانید از داخل ترین قسمت به خارج ترین قسمت حرکت کنید و برگردید بدون آنکه به شنونده احساس بدی را القا کنید.

- شما تنها اگر آوانگارد (avant-garde) باشید باید از نتهای خارج استفاده کنید.
اصلا" اینگونه نیست و لزومی به آوانگارد بودن نیست می توانیم در هر سبک موسیقی از نت های خارج استفاده کنیم، البته با توجه به توانایی ها و شناخت ما از موسیقی.

- استفاده از نت های خارج یعنی انتخاب نت های غلط و اشتباه.
شما می توانید از نت های خارج استفاده کنید و با توجه به اهمیت سایر المانها مانند ریتم، ملودی، نوانس و ... نتیجه مطلوب از این استفاده بگیرید.

(ادامه دارد ...)

مطلب مرتبط :
Outside Playing ، قسمت دوم

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 10:22 AM | Comments 8