HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

November 30, 2004

"آفاق" را گردیده ام ...

گزارشی از برگزاری گرامیداشت استاد حسن ناهید، بزرگداشت یاد و خاطره زنده یاد سیاوش زندگانی و کنسرت گروه "آفاق" :

هفته گذشته در روزهای پنجم و ششم آذرماه گروه "آفاق" به سرپرستی محمد آذری به اجرای برنامه در تالار وحدت تهران پرداخت. قرار بود در این برنامه از جناب استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی تقدیر به عمل آید و از مرحوم سیاوش زندگانی نوازنده ویلن نیز یاد و خاطره ای زنده گردد.

در آخرین روز این برنامه (جمعه شب) برنامه با کمی تاخیر آغاز و در قسمت اول دوئت فلوت و پیانو اثر سرگئی رخمانینف (op.34.9.14 Vocalise ) اجرا شد. نوازندگی پیانوی این برنامه برعهده علی حنانه فرزند مرحوم مرتضی حنانه و نوازندگی فلوت نیز بعهده آرمین قیطاسی بود. بعد از اجرای این قطعه قطعه ای نیز از ساخته های مرتضی حنانه اجرا گردید (op.14 بزرگداشت فردوسی). در قسمت دوم گروه "آفاق" به اجرای برنامه پرداخت. این گروه ابتدا مقدمه ای از ساخته های محمد آذری را اجرا، که با ریتمی کند و تقریبا" فاقد ملودی زیبا و غنی! فضای خسته کننده ای را در سالن ایجاد کرد. بعد از مقدمه نوبت به ساز و آواز دشتی رسید.

آواز این گروه را غلامرضا رضایی عهده دار بود و جواب آواز نیز به عهده سه تاری بود که در مقدمه هیچ رنگی به ارکستر نبخشیده بود! ( همانند سازهایی مثل سنتور باس و نی ). سپس تصنیفی مجددا" از ساخته های محمد آذری اجرا شد که چیزی کمتر از مقدمه نداشت! بعلاوه آوازی که هیچکدام از کلمات آن قابل فهم نبودند، جالب اینجاست که خواننده این گروه دوره های پیوند شعر و موسیقی را در محضر اساتیدی چون حسین دهلوی و حسین عمومی گذرانده است که با این سابقه درخشان ای نوع ادای کلمات از ایشان بعید بنظر می رسید.

... خلاصه تمام قطعاتی که بعدا" اجرا شد طبق همین منوال ملال آور بودند. از این مسئله هم بگذریم که تقریبا" چهل درصد اجرای برنامه مبتنی بر بداهه نوازی ...!؟ اعضای گروه بود. تنها نکته قابل توجه در این برنامه همنوازی و تکنوازی سازهای کوبه ای (دف و تنبک) بود که برخلاف سایر قطعات شور خاصی به بینندگان بخشید؛ البته این از خلاقیت فردی آنها نشات می گرفت و ارتباطی با کار گروهی آنها نداشت! در نهایت بسیاری از حضار که به عشق دیدار استاد ناهید به آن برنامه آمده بودند با شنیدن خبر عدم حضور ایشان! ( با وجود اینکه مسئولین برگزاری مراسم میدانستند که آقای ناهید به دلیل سفر به خارج از کشور در آن برنامه حضور نخواهد داشت ولی این قضیه را به اطلاع مردم نرساندند) با عصبانیت سالن را ترک کردند که باعث ایجاد مسایلی حاشیه ای شد و ...

این جریان، از طرز فکری نشات گرفته که بسیاری از اساتید ما پشتیبان آن هستند یعنی عدم اجرای آثار گذشتگان و روی آوردن به خلق آثار جدید به هر طریقی که ممکن باشد!
حال هدف بنده از ارائه گزارش نگرانی از وضعیت فعلی موسیقیست. علیرغم تلاشی که در راه حفظ اصالتهای هنری می شود، اجرای این قطعات سطحی با وجود تمام تبلیغات به نفع سازندگان این آهنگها، نه تنها موجب پیشرفت موسیقی ما نمی شود بلکه باعث دلزدگی بیش از پیش مردم ما از موسیقی اصیل ایرانی می گردد. این جریان، از طرز فکری نشات گرفته که بسیاری از اساتید ما پشتیبان آن هستند یعنی عدم اجرای آثار گذشتگان و روی آوردن به خلق آثار جدید به هر طریقی که ممکن باشد!

نتیجه این جریان فکری از دو جهت قابل انتقاد است؛ اول فراموش شدن تدریجی آثار جاویدان موسیقی ما که همگی ریشه در فرهنگ ایرانی دارند و دوم، خلق آثار بی روح و سطحی توسط آهنگسازان و در نهایت عدم استقبال مردم از موسیقی ایرانی . ( شایان ذکر می باشد اکثریت قریب به اتفاق اعضای این گروهها دوره های آکادمیک نوازندگی و آهنگسازی را نزد بزرگترین اساتید موسیقی ایران گذرانده اند ولی مشکل از جای دیگر است!)

saba
ابوالحسن صبا
با وجود این چه ایرادی دارد آثاری که در گذشته اجرا شده وبسیاری از آنها یا با کیفیت نا مطلوب صدایی موجود است یا از بین رفته اند دوباره با کیفیت بهتر اجرا شوند؟ یا بسیاری از آثار قدما قابلیت ارکسترال شدن را دارند که فکری برای آنها نیز نشده است. این کار چند مزیت دارد اول اینکه آثاری که درگذشته ساخته ولی همان یکبار اجرا شده اگر دیگر اجرا نشود هرچقدر هم کار زیبا و اصیل باشد به مرور فراموش خواهد شد؛ دوم اینکه مردم از شنیدن نواهای قدیمی و آشنا بیشتر لذت می برند تا قطعاتی که برای اولین بار می شنوند ( چون مسلما در اولین مواجهه، انسان نسبت به ساختار اینگونه قطعات هنوز تسلط فکری ندارد) مگر در شرایطی بسیار استثنایی. سوم اینکه امروزه این طرز فکر موجب می شود بسیاری از نوازندگان جوانی که علاقه به تشکیل گروههای موسیقی دارند از ترس اینکه مبادا اجرای قطعات اصطلاحا " تکراری" توسط آنها موجب انتقاد گسترده پیروان این مکتب گردد، از تشکیل گروه صرفنظر کرده و هنر و شور جوانی خود را در جعبه سازهایشان مدفون کردند ( تنها به دلیل اینکه نمی توانند قطعاتی ماندگار و زیبا خلق کنند و از ساختن قطعات بی مایه نیز اجتناب می کنند... که البته در آینده بیشتر به این موضوع می پردازیم)

درپایان جا دارد یادی از آهنگها و نغمه های بی بدیل اساتید بزرگ موسیقی چون:غلامحسین درویش ، علینقی وزیری، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، روح ا... خالقی، فرامرز پایور، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و ... نیز تکنوازیهای سحرانگیز جلیل شهناز، حسن کسائی، احمد عبادی ... داشته باشیم؛ آفاق را گردیده ام ... اما تو چیز دیگری!



از علی نجفی ملکی


Posted by Kamran at 06:00 PM | Comments 10

November 29, 2004

نشانه های نبوغ در موتزارت

هر چند او کودکی بیمار حال و شکننده بود، اما خوشبخت بنظر می آمد. موسیقی در مرکز فکر و دنیای او بود. در درسهای دیگر هم هوشیار و تند ذهن بود، در یادگیری زبان ایتالیایی و علم حساب استعداد درخشانی داشت. در سفری به رم در پای نامه خواهرش که برای پدر نوشته بود از او خواسته بود که جدول ضرب را برای او بفرستد. همچنین روایت کرده اند که او در حاشیه اوراق موسیقی گاهی به حل مسائل حساب و هندسه می پرداخت. بسیاری از مورخان موسیقی معتقد هستند که موتزارت هرگز مانند سایر بچه ها به مدرسه نرفت و هر آنچه آموخت توسط خود بود.

پدر او از همان زمانی که به نبوغ پسرش پی برد برای او برنامه ای سنگین و در عین حال دقیق و منظم برای آموزش او ترتیب داد. ظاهرا" او از پدرش علاقه به موسیقی و علم ، تمرکز حواس ، پشتکار و بسیاری صفات خوب دیگر را به ارث برده بود که تا دم مرگ آنها را به همراه خود داشت.

اصلا" معلوم نیست که آیا مادر موتزارت از این برنامه های سخت آموزشی راضی بوده است یا خیر؟ آیا او راضی بوده است که پسر خردسالش این چنین با نظم و انضباطی بی چون و چرا دوران شیرین کودکی را سپری کند؟ ولی آنچه مسلم است آنکه خود موتزارت این موضوع را پذیرفته بود و در این میان ناراضی بزرگ کسی نبود جز نارنل خواهر او، چرا که پدر تمام نیروی خود را صرف موتزارت می کرد.

وقتی موتزارت به شش سالگی رسید پدرش به این فکر افتاد که نبوغ او بخصوص در نواختن سازهای کلاویه ای را را به رخ دیگرات بکشاند. چنین کاری در قرن هجدهم آسان نبود چرا که در آن زمان سیر و سفر بسیار سخت و برای آنها پر هزینه بود. اما او اینکار را کرد و خانواده موتزارت مجبور شد که رنج و مشقت این سفرها را تحمل کند. در واقع می توان به جرات گفت که موتزات اغلب اوقات عمر کوتاه خود را در سفر بسر برد. چرا که در کودکی به همراه پدر و در بزرگسالی برای امرار معاش همواره سفر می کرد.

اولین سفر، مسافرت به مونیخ بود که آزمایشی بزرگ برای او محسوب می شد. آنها در سال 1762 برای مدت سه هفته در مونیخ اقامت داشتند و در این مدت او طی چند نوبت در دربار به هنر نمایی پرداخت. پس از آن به سالزبورگ بر گشتند سپس آنجا را به قصد وین ترک کردند. آنها حتی کلاوسن موتزارت را نیز با خود در سفر به وین به همراه بردند. در بین راه مجبور بودند که برای حضور در دربار کنتی که موتزارت برای اجرا نزد آن توصیه نامه نیز داشت، مسیر خود را دورتر کنند. پس از رسیدن به دربار کنت، سه روز منتظر مانندن تا وی آنها را به حضور پذیرفت. موتزارت خردسال این رفتار را نپسندید و خیلی زود از چهره چاق و چله او متنفر شد و نمی خواست برای او کلاوسن بنوازد، که در نهایت به اصرار پدر تسلیم شد و چند آهنگ برای رضای او نواخت.

از کتاب موتسارت نوشته یان مک لین ترجمه دکتر محمد مجلسی


Posted by Kamran at 07:10 PM

November 28, 2004

اجرام آسمانی و موسیقی کیهان

موسیقی را علم اصوات دانسته اند اما میدانیم که این هنر با ریاضی و فیزیک رابطه ای مستقیم دارد و همانطور که در بحثهای قبلی اشاره شد فیلسوفان و دانشمندان بزرگی مثل ابوعلی سینا این موضوع را تایید کرده اند.

در رابطه با تاریخ وموسیقی درکتاب تاریخ موسیقی ایران نوشته حسن مشحون میخوانیم "پیروزی های اسکندر سبب انتشار تمدن یونانی در سرزمینها و کشورهای مفتوحه او گردید و دامنه ان تا هندوستان نیز رسید. اسکندر مایل بود تمدن و آداب و رسوم یونانی را به ایران تحمیل کند " (که به این مکتب هلنیسم گویند) و در ادامه میخوانیم "اما با مشاهده عظمت تمدن ایران ناگذیر شد سازمان کشور و شیوه ی اداره آن را به همان صورتی که در دوره داریوش رایج بود نگاه داشته و آداب و رسوم ایرانی را محترم شمارد. پس از اسکندر هنرهای زیبا از جمله موسیقی در یونان راکد ماند ولی در شهرهای بزرگ و کانونهای تمدن آن عصر دیگر باز رونق یافت و هنرهای این دوره نسبت به قدیم بیشتر تعلیم گرفت و صفا یافته بود."

بعلاوه ، آنچه از این مطلب میتوان استنباط کرد این است که تمدن ایران و یونان و علوم رایج در این اقوام از هم مستقل نبوده و تاثیراتی نیز بر هم گذارده اند که در اینجا فقط اشاره ای به اعتقادات این دو قوم در مبحث نجوم و موسیقی میکنیم.

یونانیان به اعداد و روابط آنها با پدیده های طبیعی اعتقاد بسیاری داشته اند، تا آنجا که فیثاغورث و طرفدارانش ادعا میکردند که اعداد سازنده جهان هستی میباشند و هرچیزی با اعداد قابل بیان است. بد نیست همینجا توضیح مختصری درباره یکی از دلایل فروپاشی این مکتب بدهیم؛ هنگامی که فیثاغورثیان میخواستند معروفترین قضیه خود - در مثلث قائم الزاویه مجذور طول وتر برابراست با مجموع مجذورات طول دو ضلع دیگر - را بیان کنند، با این پرسش مواجه شدند که اگر در مثلث قائم الزاویه ای طول هریک از اضلاع مجاور برابر یک واحد باشد طول وتر چه عددی میشود ؟ و فیثاغورثیان که ادعا میکردند، اعداد سازنده جهان هستی میباشند و هر چیزی با اعداد قابل بیان است حال نمیتوانستند آن عدد را بیان کنند؛ پس با هم عهد کردند که هیچ کدام این بحث را جایی عنوان نکنند و برای مخالفان هم مجازاتهای سنگین در نظر گرفته شد و برای همین هم امروزه به این عدد یعنی رادیکال دو، عدد گنگ میگویند، یعنی عددی که نباید ماهیت آن فاش شود. ولی این راز هم مانند دیگر اسرار فاش شد و مکتب فیثاغورس ...!

فلاسفه یونانی، بحث یک رابطه هم بین موسیقی و اجرام آسمانی (موسیقی کیهانی)عنوان کردند؛ استاد بینش در کتاب سه رساله فارسی در موسیقی آورده "طرفداران و پیروان مکتب فیثاغورث اعتقاد داشتند که فاصله های کرات آسمانی از یکدیگر به نسبت فاصله های اعدادی است که نغمات آوازها را میسازند و گردش آنها نیز نغمه ساز میکند که روح عالم است و آن را گوش مردم به واسطه عادت یا عدم استقلال آنها را در نمی یابد". (در ادامه توضیح خواهیم داد که چطور میتوانید صدای کرات آسمانی را بشنوید)

Kepler
یوهان کپلر
هارمونی جهان و صدای سیارات

یوهان کپلر (1571- 1630) منجم آلمانی که روابط مهمی را میان اجرام آسمانی و ریاضیات کشف کرده، با استفاده از حرکت سیارات آهنگی برای آنها نوشت و آن را در کتاب خود "هارمونی جهان" بیان کرد و در قرن 19 دو نفر به نامهای راف و راجرز این آهنگها را اجرا نمودند.

بعضی از سیارات در حرکات خود صدایی شبیه به وزوز و یا بعضی دیگر صدای فش فش، یا صدایی شبیه به صدای امواج دریا، یا صدایی سوت مانند یا صدایی شبیه به صدای هلیکوپتر یا آژیر آمبولانس و ... دارند. اما چطور میتوان صدای سیاره ای مثل مشتری را شنید ؟

(این قسمت از مجله نجوم انتخاب شده است!) در سال 1334 برای نخستین بار اخترشناسان دریافتند که بر روی موجهای کوتاه، پارازیت های ناشناسی ظاهر میشود. بعدها معلوم شد این پارازیتها از سیاره مشتری است! این سیگنالها درگستره 10 تا 40 مگاهرتز بودند. (بسامدهای کمترازاین مقدار بندرت در یونسفر زمین نفوذ میکنند)، منبع این سیگنال ها مشخص است، اما بنظر میرسد این سیگنالها حاوی نوسانهای پلاسمایی، لرزش گازرقیقی از الکترونها که در میدان مغناطیسی مشتری به دام افتاده اند باشد .

هنگامی که مشتری بالای سرشماست یعنی بیشترین ارتفاع را نسبت به زمین دارد، می توانید روی رادیو موج کوتاه خود صدای مشتری را در فاصله 18-22 مگاهرتز (که در 19 مگاهرتز بیشتر است) بشنوید. سعی کنید رادیو را در محلی که تداخل مصنوعی وجود ندارد قرار دهید. این صدا شبیه صدای امواج دریاست و در هر 20 دقیقه 1-6 بار ظاهر شده و در ثانیه 1-3 بار شنیده میشوند.



از شیدا

Posted by Kamran at 06:41 PM | Comments 11

November 27, 2004

Pivot Chord

Modulation
هر تنالیته می تواند به 5 تنالیته همسایه مدولاسیون کند.
در یکی از مطالب قبل بطور مختصر راجع به مدولاسیون صحبت کردیم در این مطلب می خواهیم کمی دقیقتر به این بحث بپردازیم. مدولاسیون به مجموعه تمهیداتی گفته می شود که منجر به حرکت از یک تنالیته به تنالیته دیگر می شود. یک مدولاسیون می تواند خیلی ساده باشد و آن حرکت به یک تنالیته همسایه باشد مثلا" از دو ماژور به فا ماژور یا ر مینور. با این فرض یعنی مدولاسیون به تنالیته های همسایه می توان گفت که هر کلید (Key) عملا" دارای پنج همسایه می باشد به شکل نگاه کنید.

معمولا" (نه همواره) رسم بر این است که یک قطعه موسیقی از یک تنالیته آغاز می شود و پس از گذراندن یک یا چند مدولاسیون به تنالیته اولیه باز می گردد. به عنوان مثال یک قطعه ممکن است از دو ماژور شروع شود به فا ماژور برود بعد به سل مینور برود، از سل مینور به ر مینور برود و بعد به دو ماژور بر گردد، به اینصورت C-F-g-d-C که در آن حروف بزرگ تنالیته ماژور و حروف کوچک تنالیته مینور هستند.

در مدولاسیون معمولا" از آکوردی بنام pivot استفاده می شود که کار آن وصل دو تنالیته به هم می باشد، pivot آکوردی است که در هر دو تنالیته وجود دارد و در یک لحظه نقش دو درجه مختلف از هر دو تنالیته را اجرا می کند. در مدولاسیون های ساده همسایه آکورد pivot معمولا" هم پایه تنالیته می باشد. مثلا" برای مدولاسیون از C به G آکورد دو ماژور می تواند بعنوان pivot استفاده شود، دقت کنید که معمولا" رسم بر این است که آکورد pivot دومینانت پایه تنالیته جدید نباید باشد. یعنی در مثال اخیر نباید از آکورد D برای این منظور استفاده کرد. به شکل نگاه کنید :

Modulation
نمونه استفاده از آکورد pivot برای مدولاسیون از دو ماژور به به سل ماژور
در این شکل سعی داریم با استفاده از آکورد دو ماژور از تنالیته C به G مدولاسیون انجام دهیم. در میزان اول ابتدا آکورد دو ماژور را برای دو ضرب داریم. سپس به آکورد سوم گام یعنی می مینور می رویم و بعد به فا ماژور می رویم. در میزان سوم به آکورد پنجم تنالیته اول یعنی G می رویم و در ضرب دوم به آکورد پایه تنالیته اول باز می گردیم.

این نکته مهم است که آکورد ضرب دوم از میزان دوم نقش pivot را بازی می کند یعنی هم در جه اول برای تنالیته مبدا بوده و هم درجه چهارم برای تنالیته مقصد می باشد. حال کافی است با کمی حرکت های هارمونیک در گوش شنونده القا کنیم که تنالیته دو ماژور نیست بلکه سل ماژور است. برای اینکار کافی است حرکتی به سمت پنجم تنالیته جدید داشته باشیم و از آن به پایه سل ماژور یعنی G فرود بیاییم.

در ادامه از آکورد pivot که C می باشد به Em7 یعنی درجه چهارم تنالیته جدید می رویم بعد به Am که همان در جه دوم از تنالیته جدید می باشد و بعد به درجه پنجم تنالیته جدید یعنی آکورد ر ماژور. دقت کنید که سپس برای یک ضرب به پایه جدید فرود می آییم بعد به درجه پنجم بازگشته و آنرا 7 نیز می کنیم و در نهایت در میزان چهارم با آرامش به روی پایه تنالیته جدید فرود می آییم. گوش کنید : audio fileModulation Example

(ادامه دارد ...)

Posted by Kamran at 11:06 AM | Comments 8

November 26, 2004

علیرضا جواهری

alizadeh-lotfi
حسین علیزاده و محمدرضا لطفی
مهمترین گروهی که اوایل انقلاب در زمینه تولید موسیقی انقلابی فعالیت می کرد گروه چاووش بود که ترکیبی بود از گروهای عارف و شیدا. این گروه در موسسه ای به همین نام به تولید و تدریس موسیقی می پرداخت و بعد از به حاشیه رفتن گروههای نزدیک به دربار و همچنین گروههای موسیقی غیر ایرانی؛ چاووشیها که تشکیل شده از یک سری فارغ والتحصیلان هنرستان موسیقی ملی و دانشگاه هنرهای زیبا و البته بیشتر تحت تاثیر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و استادانش ... بودند؛ دست به فعالیت گسترده در زمینه موسیقی زدند. رادیو و تلویزیون که در اوایل انقلاب هنوز تکلیف خود را با موسیقی نمی دانست گاه با سختگیری، گاه با نرمی با موسیقی برخورد می کرد و در این میان باز گروه چاووش یکه تاز بود و در اوج انرژی و خلاقیت آثار گرانبهایی را برای نسلهای بعد به جای گذاشتند.

پس از گذشت حدود دو دهه از تولید اولین موسیقی های تنظیم شده این گروه، برای اولین بار پارتیتوری از قطعه "چکاد" اثر خوش ساخت پرویز مشکاتیان که در آلبوم "دستان" منتشر شده بود روانه بازار موسیقی شد و بدنبال آن پارتیتورهای دیگری از همین آهنگساز به بازار آمد که بعضی با استقبال خوبی مواجه شد.

"بخوان هموطن" با صدای شهرام ناظری، آهنگ از هوشنگ کامکار : audio file بخوان هموطن

این اتفاق با کوشش موسیقیدان جوان و خوشفکر علیرضا جواهری صورت گرفت؛ جواهری نوازنده سنتور و سرپرست گروه "چکاد" است ولی مهمتر از این عنوانها یک موسیقیدان کوشا و مطلع از جریانهای موسیقی ایران و جهان است. او کوششهای فراوانی در راه علمی کردن موسیقی ایران؛ از تالیف آثار موسیقی گرفته تا تحقیق روی بهینه سازی سازگری ... که بی شک موسیقی ایران به وجود چنین شخصیتی میبالد.

javaheri
علیرضا جواهری
علیرضا جواهری یک تنه در مقابل مشکلات ایستاده و بدور از هیاهو و دشمنیهای جامعه موسیقی، صادقانه با اهل موسیقی همکاری می کند و فقط به اعتلای فرهنگ موسیقی می پردازد. جواهری با اینکه در فرمهای مختلف (از سمفونی تا چهار مضراب) در کارنامه خود دارد، برای معرفی آثار ارزشمند موسیقی در کنسرتهایی که در سراسر ایران داشته، کمتر آثار خود را اجرا کرده تا ناخوداگاه به ذهن شنونده های موسیقی ایرانی که با اجرای اصطلاحا" تکراری! میانه خوشی ندارند نشان دهد که موسیقی را باید با تفکر شنید. در قسمتهای بعدی مصاحبه ای با علیرضا جواهری خواهیم داشت که در مورد مشکلات موسیقی ایرانی با ایشان صحبت می کنیم. (ادامه دارد...)



از سجاد پورقناد

مطلب مرتبط :
موسیقی انقلاب
رحیمیان و موسیقی سمفنیک ایران


Posted by Kamran at 02:15 PM | Comments 7

November 25, 2004

پر فروشترین کنسرتها

آخرین اطلاعاتی که از فروش کنسرت های مختلف در گوشه و کنار دنیا آمده است بیانگر این می باشد که هنوز کنسرت بزرگ Rod Stewart که در ماه جولای برگزار شده، در صدر جدول فروش بلیط قرار دارد. آمار منتشر شده از مجله بیلبرد برای هفته منتهی به 27 نوامبر 2004 بیانگر این موضوع می باشد که این کنسرت حدود $1,768,493 فروش بلیط داشته است.

Rod Stewart
Rod Stewart
Jimmy Buffett
Jimmy Buffett
Bette Midler
Bette Midler
- Rod Stewart که پس از عمل جراحی هنجره تقریبا" سبک کاری خود را به سمت Jazz کشانده است ظاهرا" دوباره به روزهای اوج خود باز گشته است. به قسمتی از یکی از کارهای جدید او که بازخوانی یکی از کارهای لویس آرامسترانگ می باشد گوش کنید : audio fileWhat a Wonderful World

- رتبه دوم به کنسرت جیمی بافت مربوط می شود که فروشی معادل $1,275,093 در یک روز را داشته است و از این لحاظ می توان گفت شاید حتی از کنسرت Rod Stewart موفق تر بوده. دلیل عمده آن را می توان بازگشت مجدد بافت به صحنه هنر دانست. به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید : audio fileI Can See Clearly Now

- رتبه سوم با رقم فروش $1,099,254 به بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون، خانم بتی میدلر تعلق دارد که از سال 1972 به دلیل استعداد درونی که داشت به خوانندگی نیز روی آورد، هرچند هنوز هم بیش از خوانندگی به فعالیت های سینمایی می پردازد. به گوشه ای از یکی از کارهای بتی میدلر بنام Rose گوش کنید : audio fileRose



هنرمندمحل برگزاریتاریخفروششرکت کننده / ظرفیتقیمت بلیط
Rod StewartنیویورکJul. 23-24$1,768,493 23,742 / 27,798$95, $45
Jimmy BuffettبریستوJul. 3$1,275,09324,930 / 25,000$75, $36
Bette Midler شیکاگوNov. 6$1,099,25410,307 / 14,645$200, $40
Toby KeithوبرجینیاSept. 25$1,031,38924,674 / 24,674$68, $32
Toby KeithپنسیلوانیاSept. 24$1,006,10026,003 / 26,003$60, $28
Toby KeithنیوجرسیSept. 11$975,35624,934 / 24,934$63, $31
StingبلژیکNov. 14$897,64415,882 / 15,882$59, $46
Toby Keith, Terri ClarkواشنگتنNov. 13$884,06515,762 / 15,762$59, $44
Toby KeithنیویورکJul. 31$862,869 18,462 / 24,399$60, $28
Toby Keithکارولینای شمالی Aug. 7$788,70220,000 / 20,000 $64, $32

Posted by Kamran at 03:49 PM | Comments 4

November 24, 2004

قدمت زمین و سهم موسیقی در آن

اگر به کتاب های تاریخ تمدن رجوع کنیم در خواهیم یافت که حدود 200 میلیون سال پیش تمام قاره های کنونی به هم پیوسته بودند و بقولی یک ابر قاره را که مرکز آن آفریقای کنونی بود تشکیل می دادند. شاید برای شما جالب باشد که بدانید این نظریه بسیار مهم فقط حدود 200 سال است که توسط یک زمین شناس آلمانی مطرح شده است.

براستی جایگاه و سهم موسیقی در این 200 میلیون سال چه مقدار و کجا بوده است؟ بخصوص اگر در نظر بگیریم که طبق برآورد دانشمندان قدمت زمین حدود 4.5 میلیارد سال می باشد موضوع پیچیده تر می شود. آیا موسیقی تاریخ بسیار محدودی دارد یا نه؟ اگر یک سال را معادل یک میلیون سده در نظر بگیریم، می توانیم فرض کنیم که زمین ما الان 46 ساله می باشد.

تحقیقات دانشمندان نشان داده است که اغلب آنچه که زندگی ما امروزه به آن وابسته است در شش سال اخیر بوجود آمده اند. تا سن 42 سالگی هیچگونه حیاتی برروی زمین وجود نداشت و حتی تا یکسال پیش هنوز گیاهان روی زمین نمی زیستند. در یکسال اخیر زمین شروع به پرورش حیوانات عظیم الجثه و تکه تکه کردن قاره ها نمود و همین شش ماه پیش بود که دایناسورها از بین رفتند - یعنی عمر این حیوانات غول پیکر حدود شش ماه بوده است - و پستانداران نو رسیده جای آنها را روی زمین گرفتند.

و جالبتر از همه اینکه همین اواسط هفته قبل بود که نوعی گوریل بوجود آمد و ساعتی بعد جای خود را به انسانی گوریل وار داد. بله همین چهار ساعت پیش بود که انسان اندیشمند شروع به دنبال کردن حیوانات کرد و کشاورزی و زندگی قبیله ای را حدود نیم ساعت است که شروع کرده است. 15 دقیقه پیش حضرت موسی قوم خود را از میان دریا گذراند و همین یک دقیقه پیش بود که انقلاب صنعتی روی داد.

حال سئوال اینجاست، سهم موسیقی در طول تاریخ زمین چقدر است؟ چند دقیقه؟ چند ساعت و ...؟ آیا اصلا" موسیقی زاده خلاقیت و هنر بشری است یا نه از قبل هم موجودی بنام موسیقی در زمین می زیسته؟ اگر موسیقی زاده خلاقیت بشر باشد در آنصورت، آیا او اول سخن گفتن را آغاز کرد بعد موسیقی را و یا برعکس؟

قصد داریم طی چند مطلب در آینده بررسی مختصری راجع به این موضوع انجام دهیم. چنانچه شما دوستان نظر یا مطلب خاصی در این رابطه دارید میتوانید آنرا برای ما به این آدرس پستی ارسال کنید.


Posted by Kamran at 05:55 PM | Comments 9

November 23, 2004

توماس فتس والر (1943-1904)

به جرات می توان گفت که بزرگترین پیانیست و خواننده Jazz ای که توانایی آنرا داشته که ساعت ها برای مردم ساز بزند و بخواند بدون آنکه مردم احساس خستگی و یکنواختی کنند کسی نبوده جز توماس فتس والر. به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید تا راجع به آن بیشتر صحبت کنیم : audio fileA Tisket A Tasket .

فتس والر نه تنها یکی از بزرگترین پیانیستهای Jazz ای است که تا کنون شناخته شده اند، بلکه یکی از مفرح ترین اشخاص و بهترین سرگرمی سازان عصر خود بوده است. بیشتر اوقات یکی از این تواناییها بر دیگری غلبه میکرد و برنامه او را به سمت اجرای عالی یا شوخیهای عالی سوق میداد. شیوه اجرای سبک و سریع او بدن حجیم او را کاملا تحت الشعاع قرار میداد، فتس والر قادر بود به سرعت هر پیانیست Jazz زنده یا مرده ای که میشناسیم بنوازد، بخصوص به سبک James P. Johnson که با حرکات قوی دست چپ در پرشهای سریع و یکنواخت اکتاوها را عوض میکرد، بله نوازندگی او بی مانند بود.

والر با شیوه بی نظیر اجرایش، با عوض کردن سریع پدالهای ارگ و نواختن مقطع نتهای Staccato با دست راست و فاصله گذاریهای زیبا و خلاقانه اش، از پیشگامان استفاده از ارگ بادی و ارگ الکتریکی هاموند در موسیقی جاز بود. به گوشه ای از یکی از کارهای او با ارگ گوش کنید : audio fileDon't Try Your Jive On Me .

به عنوان آهنگساز و بداهه سرا (Improviser) دست یافتهای ملودیک او هرگز کهنه نشد و او با دستی پر از اشعاری شاد با مضمونهایی کنایی و دل انگیز در ترانه هایی چون Honeysuckle Rose ، Ain't Misbehavin ،Keepin' Out of Mischief Now ، Blue Turning Grey Over You و ترانه بی بدیل Jitterbug Waltz دنیای موسیقی جاز را متحول کرد.

Fats Waller
1938، با دوستان در حال اجرا، او همواره با شادی و شوخ طبعی نوازندگی می کرد.
توماس رایت (فتس) والر در 21 مه 1904 در نیویورک متولد شد. هنگامی که 10 سال داشت، تحت تاثیر پدربزرگش که نوازنده ویولون بود و تشویق مادرش، والر در کنسرتهای مدرسه و در کلیسای پدرش (که مبلغ مذهبی بود) به نواختن پیانو و ارگ مشغول شد. در 1918، زمانی که هنوز در دبیرستان درس میخواند از طرف مسئولین تئاتر لینکلن دعوت شد تا جایگزین نوازنده ارگ شود و در نتیجه توانست تجربه نواختن با ارگ مشهور Wurlitzer Grand را به دست آورد. یک سال بعد والر با اجرای ترانه رگتایم Carolina Shout ساخته James P. Johnson برنده یک مسابقه کشف استعدادهای جوان شد.

والر در دورانی که تحت الحمایه جانسون بود، شیوه سریع پیانو نوازی هارلم یعنی دست چپ رقصان را برگزید که در آن با تاکید بر نت های تغییر کرماتیک یافته در بخش بیس همراه با چاشنی های خاص خودش، بسیار موفق بود. در 1919 هنگامی که در یک تور به عنوان پیانیست شرکت کرده بود ترانه Boston Blues را تنظیم میکند که بعد نام آنرا به Squeeze Me تغییر میدهد. این ترانه با اشعاری از Clarence Williams یکی از مشهورترین آثار او است. در اوایل دهه 20 و زمانی که آمریکا در آستانه عصر Jazz و ممنوعیت مشروبات الکلی بود، هنر والر در کافه های زیرزمینی و کاباره ها بسیار هواخواه داشت. رفت و آمد در چنین مکانهایی خواه ناخواه والر را با گروههای گانگستر آشنا کرد و میگویند او اولین اسکناس صد دلاری خود را از آل کاپون که از کار والر لذت برده بود، دریافت کرده است. (ادامه دارد ...)




Posted by Kamran at 04:40 PM | Comments 4

November 22, 2004

آریاهای تازه کشف شده ویوالدی

هفته گذشته خبر جالبی در محافل موسیقی کلاسیک دنیا منتشر شد که لازم دیدیم آنرا به اطلاع علاقمندان به موسیقی برسانیم، به ترجمه این خبر توجه کنید.

عده ای از تماشاگران انگلیسی اولین گروهی بودند که پس از 300 سال به یک سری از آریاهای آهنگساز شهیر ایتالیایی، آنتونیو ویوالدی، که به تازگی در یک قصر واقع در غرب انگلستان کشف شده اند، گوش فرا دادند. این قطعات که در یک حدود سال 1717 یا حتی قبل از آن نوشته شده اند که در 19 نوامبر سال جاری در سالن عظیم 12th Century Berkeley Castle واقع در مرز انگلستان و ولز برای اولین بار اجرا شدند.

مایکل تالبوت Michael Talbot، استاد دانشگاه لیورپول و متخصص در موسیقی ایتالیایی قرن 18، کسی بود که این قطعات را شناسایی کرد. به گفته تالبوت، این 6 قطعه تنها بازمانده اپرای پبروزی ثبات بر عشق و نفرت (The Triumph of Constancy over Loves and Hatreds) اثر ویوالدی می باشد. داستان این اپرا که در ایران باستان اتفاق افتاده است ، بر پایه عوامل داستانی چون دیدارهای پنهانی، خیانت و در نهایت پایان خوش قرار دارد.

تالبوت می افزاید که "من متوجه شدم که در ایتالیای سال 1717 ، وجود تمام این عوامل لازم بود و امکان جمع کردن تمام آنها در کنار هم وجود داشت". آریاهای مذکور، دارای مشخصه های آثار اولیه ویوالدی می باشند، ملودی های ساده و به یاد ماندنی با مشخصه دائمی آثار او، بخشهای سنگین برای سازهای زهی و ... او می گوید که "مفقود شدن بخشهایی از نسخه های اصل از این دوره معمولا اتفاق می افتاده است، این امر بخصوص برای آهنگسازانی که معمولا مشغول نوشتن قطعاتی باب سلیقه روز بودند بسیار عادی بوده است، این آثار عمر کوتاهی داشته اند".

تالبوت معتقد است که این اپرا چند بار در دوران خود احیا شد و هر بار با نام جدیدی به اجرا در آمد، اما پس از مدت کوتاهی با آثار جدیدتر از دور خارج شد و به فراموشی سپرده شد. مارشال مارکوس Marshall Marcus، مدیر اجرایی ارکستر عصر روشنگری (Age of Enlightenment) گفته است "آرشیوهای موسیقی ونیز هنوز بخشهای کشف نشده بسیاری دارد که بازتابی از دست آوردهای عظیم دوران گذشته هستند". او می افزاید "ما باید نسبت به موسیقی روز همان دیدگاهی را داشته باشیم که به موسیقی دوران گذشته داریم، این روزها ، مردم - به غیر از آهنگساز- به این فکر نمیکنند که آیا این موسیقی برای نسلهای آینده باقی میماند یا نه."


Posted by Kamran at 04:29 PM | Comments 10

November 21, 2004

آتشی در سینه دارم جاودانی

سریال "رسم عاشقی" که از سریالهای مخصوص ماه رمضان بود، بخاطر تصنیف اول سریال که خوانندگی آن را همایون شجریان به عهده داشت؛ اهل موسیقی را به شدت شگفت زده کرد! همایون شجریان فرزند محمدرضا شجریان و خواننده ای است که به عقیده بسیاری از صاحبنظران می تواند چون پدرش آینده آواز را تحت تاثیر قرار دهد.

"رسم عاشقی" مانند سریال "شب دهم" که با موسیقی فریدون خلعتبری و صدای علیرضا قربانی (یکی از خوانندگان ثابت ارکستر ملی) همراه بود؛ ساختاری شبیه به همین سریال داشت، هر دو سریال در مورد جوانی لاابالی بود که طی یکسری اتفاقات هندی، مذهبی! سر به راه شده و ...! این سریال با اینکه بعد از سریال "شب دهم" ساخته شده بود، از لحاظ ساختار کمی از آن هم ضعیفتر بود!.

متاسفانه این دست سریالها، اکثرا" با دقت کمی از لحاظ دیالوگ، بازی و صحنه ساخته می شوند و مردم ایران که با سریالهای خوش ساخت سالهاست خداحافظی کردند، توجه چندانی به این مشکلات نمی کنند! (برای مثال در صحنه ای از اولین قسمتهای "رسم عاشقی" هنرپیشه ای به یکی از دیوارهای کاهگلی مصنوعی صحنه برخورد کرد و دیوار به شدت تکان خورد! ولی کارگردان حتی به خود زحمت نداد این قسمت را تکرار کند...!)

غرض از نوشتن این چند خط در مورد سریال این بود که موسیقی این فیلم به هیچ وجه در سطح کاری همایون شجریان نبود. با اینکه همایون با مهارت زیادی نقش خود را در اجرای تصنیف ایفا کرده بود؛ اما جو "بزن درو"یی که در این سریالها وجود دارد باعث می شود کل تیم فیلمسازی از گریمور تا آهنگساز در حد رفع تکلیف کار خود را انجام دهند؛ اگر این موسیقی ساز بادی برنجی لازم دارد با اندکی تساهل به سینتی سایزر عزیز! صدایی نزدیک به واقعی، تنزل می یابد و گریمور هم از رنگ دست چندم استفاده می کند و ... متاسفانه این سریال هم از این قاعده مستثی نبود.

اکنون به این اجرا جدید از تصنیف سریال که" آتشی در سینه دارم جاودانی" ساخته زنده یاد مرتضی نی داوود نوازنده تار و نواساز صاحب نام ایران است می پردازیم.

"آتشی در سینه دارم جاودانی" : audio fileرسم عاشقی

همایون شجریان این تصنیف را با تیز بینی و نکته سنجی قابل توجهی اجرا کرده و بجز قسمتی که در گوشه "عشاق" کمی عضلات را منقبض می کند (آن هم بخاطر اینکه در اجرای نتهای بالاتر از سی بمل پوزسیون صدا تغییر می کند) می توان گفت اجرایی استادانه و بی نقص داشته است.

homaun shajarian
همایون شجریان
تصنیف با یک اورتور کوتاه که تشکیل شده از چند آکورد دیزونانس که تقریبا" بدون هیچ نوانسی در کنار هم زده می شوند که در میان این همهمه، حالت مایگی دشتی تامپره به گوش می رسد؛ این همهمه(بهتر می بینم از کلمه همهمه استفاده کنم) تقریبا" تمام طول اجرای ارکستر این تصنیف را دربر گرفته! اورتور با یک پاساژ (با صدای کم) از کنترباسها ناگهان به خواننده می رسد "آتشی در سینه دارم جاودانی ..." و تصنیف بدون جواب یا تکرار خاصی از ارکستر تا آخر ادامه می یابد (فقط در سکوتهای اجرای اصلی، گاهی جملاتی زده می شود) قطعه نی داوود بدون هیچ کم وکثر اجرا می شود. جملاتی که توسط تنظیم کننده روی تصنیف قرار گرفته بعضی به شکوه کار افزوده و بعضی عظمت تصنیف را دچار مشکل کرده! مثلا" بعد از "نو گلی زیبا بود حسن و جوانی" یک گلیساندوی پایین رونده زده می شود که به نظر نگارنده ابهت تصنیف را مخدوش کرده (حتی اگر در راستای تلفیق شعر و موسیقی بکار رفته باشد) شبیه همین گلیساندو بعد از "عطر آن گل رحمت است و مهربانی" در حالی که تیمپانی هم فضا را برای آغاز گوشه "اوج" فراهم می کند، شنیده می شود که بیشتر شبیه به موسیقی فیلمهای کمدی است!.

بعد از قسمتی که نی داوود دشتی را با مدلاسیون به ابوعطا می برد باز پاساژی که قبلا" شنیده بودیم ( که حتما" باز کپی، paste شده!) را می شنویم و به قسمت پایانی تصنیف می رسیم.

یکی از معضلات موسیقی ایرانی که چند سالیست در اکثر آثار موسیقی ایرانی باب شده این است که وقتی قسمتی از آهنگ قرار است تکرار می شود، بجای اینکه دوباره نواخته شود، کپی و در جای مورد نظر قرار داده می شود! این اقدام موسیقی اجرا شده را نزد شنونده، مصنوعی و بی روح می کند؛ زیراوقتی ما مطلبی را برای بار دوم می شنویم عکس والعملی را که در اولین مواجه با آن داشتیم نداریم.

ابوعطای این تصنیف را باید بهترین قسمت از تنظیم این اثر دانست؛ ملودی با ضد ضربهایی که با پیتزیکاتوهایی از زهیهای ارکستر با پشتیبانی پیانو، همراه است رنگ آمیزی شده که باوقار و زیباست؛ ناخوداگاه تصویر بمهایی که تار معمولا" روی ضد ضربها اجرا می کند را تداعی می کند.(ادامه دارد...)



از سجاد پورقناد

نوشته های مرتبط :
- آتشی در سینه دارم جاودانی ، قسمت دوم


Posted by Kamran at 02:53 PM | Comments 9

November 20, 2004

گریگ : امیدی به اجرای موفق اینکار ندارم

به قسمتی از ابتدای موومان اول از پیانو کنسرت لامینور، از ادوارد گریگ گوش کنید : audio fileConcerto in A minor, Op 16 . بدون کوچکترین شک و تردیدی این اثر را می توان یکی از زیبا ترین کارهای موسیقی دوران رمانتیک دانست. Edward Grieg در سال 1843 در شهر کوچکی در نروژ بدنیا آمد. به هنگام کودکی ویلن ساز انتخابی او بود تا اینکه طی سالهای 58 تا 62 به تحصیل موسیقی در کنسرواتوآر لایپزیک پرداخت و در آنجا بود که با موسیقی رمانتیک آشنا شد و شیفته پیانو و کارهای روبرت شومان گشت.

وی در سال 1864 در کپنهاگ با یکی از موسیقدانان جوان و مهین پرست نروژی بنام Rikard Nordraak آشنا شد و این آشنایی تاثیر بسیار زیادی در کارهای آتی او گذاشت بگونه ای که از آن تاریخ به بعد اغلب کارهای او رنگ و بوی فرهنگ نروژ را دارند. او علاوه بر موسیقی به نوشتن ترانه و متن برای برخی کارهای موسیقی خود نیز می پرداخت و به جرات می توان گفت که جزو بهترین ها در این زمینه بود. Op.33 شامل زیباترین کلام هایی است که از احساسات انسان ممکن است بیرون آید. علاوه بر این اپوس مجموعه آثاری بنام Lyric Pieces برای پیانو او شاهد خوبی بر توانایی این موسیقیدان در نوشتن شعر می باشد.

گریگ از جمله کسانی بود که در زمینه هارمونی به سبک امپرسیونیسم ( به این مطلب مراجع کنید Impressionism in music ) فعالیت های بسیاری کرد بطوری که کارهای آوازی آخر او کاملا" نشان از استفاده از هارمونی های پیچیده و فاصله های دیسونانس دارد.

او در سال 1867 با وجود مخالفت های خانواده خود و خانواده نامزدش با Nina Hagerup ازدواج کرد. نینا دختر خاله او بود و خیلی زود آنها صاحب یک فرزند دختر شدند. پس از آن گریگ به همراه خانواده خود به دانمارک رفت و همسر خود را در شهر کپنهاگ نزد خانواده او قرار داد و مشغول به نوشتن پیانو کنسرت در لامینور خود شد.

پایان تابستان 1867 بود که او توانست قسمت سولو پیانو را به اتمام برساند و ایده ای هم از قسمت ارکسترال تهیه کند، کار مداوم و شبانه روزی او باعث شد تا در زمستان کنسرتو به اتمام برسد. در این زمان او به اسلو رفت، چرا که اصرار داشت اجرای اول اینکار در کشور خود انجام شود. در آن هنگام شنونده برای موسیقی جدی بسیار کم بود و به سختی می توانست برای اجرای کار خود حامی پیدا کند بگونه ای که پس از گذشت شش ماه در یک نامه به همسر خود نوشته که من امیدی به اجرای خوب اینکار ندارم.

با مشورتی که با دوستان خود انجام داد، تصمیم گرفت علی رغم میل باطنی خود اولین اجرای این کنسرت را در کپنهاگ برقرار کند. چرا که مردم دانمارک بیش از نروژ به موسیقی جدی بها می دادند و برای او پیدا کردن حامی مالی در دانمارک به مراتب ساده تر بود. بله کاملا" طبیعی بود کنسرت از اولین روز اجرا موفقیت آمیز بود و جنجال و سر و صدای بسیاری بپا کرد. اما وجدان گریگ بسیار ناراحت بود چرا که احساس می کرد این کنسرتو باید در اسلو اجرا شود. یکی از دوستان او طی نامه ای به او گفت که "نگران نباش چرا که سه تن از منتقدین بزرگ نروژی برای این کنسرت نقد مثبتی نوشته اند". پس از اجرای موفقیت آمیز در کپنهاگ، چند ماه بعد این کار زیبا در اسلو نیز اجرا شد.

پیانو کنسرت در لامینور از گریگ امروزه شنونده های بسیار زیادی در سراسر دنیا دارد، چرا که از تم فراموش نشدنی و دراماتیک ابتدایی آن گرفته تا آکوردهای زیبای پایانی کنسرتو سراسر مملو از ملودی های نو، بدیع و جذاب می باشد. به قسمت دیگری از اینکار زیبا گوش کنید : audio fileConcerto in A minor, Op 16 .

نت این قطعه که برای دو پیانو نوشته شده است را می توانید در قسمت pdf & music داشته باشید.

Posted by Kamran at 01:34 PM | Comments 3

November 19, 2004

پنج آلبوم برگزیده اینترنتی هفته

آلبومهای برگزیده اینترنتی بر اساس میزان فروش آنها در بازارهای اینترنت ارزش گذاری میشوند و این هفته (21-Nov-2004) پنج آلبوم اول فهرست از این قرار هستند:

1. Relient K, MMHMM
2. A Perfect Circle, eMOTIVe
3. Rod Stewart, Stardust... The Great American Songbook Vol. III
4. Ray Charles, Genius Loves Company
5. Pink Martini, Hang On Little Tomato

mmHmm
آلبوم شماره یک از Relient K
1. گروه Relient K با سبک پاور پانک (مجموعه ای از هاردراک پانک و پاور پاپ) بنا به نظر بسیاری از دست اندرکاران موسیقی روز و با توجه به قدرت بالای نوازندگانش، شیوه تولید مناسب و اشعار پر معنا یکی از موفق ترین گروههای این سبک است. این گروه کار خود را از سال 2000 آغاز کردند و از همان ابتدا طرف داران زیادی پیدا کردند. نقطه قوت گروه در این است که در هر آلبوم سعی کرده اند کار پخته تری ارائه دهند و موفق هم بوده اند. آلبوم MMHMM پنجمین آلبوم آنها است. به قسمتی از یکی از track های این آلبوم گوش کنید : audio fileThis Week The Trend

2. آلبوم دوم از A Perfect Circle به نام eMOTIVe است. این گروه که توسط خواننده و گیتاریست سابق گروه Tool مینارد جیمز کینان Maynard James Keenan و بیلی هاوردل به وجود آمد با سبک متال آلترناتیو و آرت راک که توسط Tool در میانه دهه 90 ایجاد شده بود به کار ادامه داد. با این تفاوت که آثار A Perfect Circle کمتر سیاه و بیشتر ملودیک هستند که گاهی با سازهای زهی و سازهای نا متعارف همراهی میشود. البته باید گفت که آلبوم تازه آنها علاوه بر پرفروش بودن نظرهای مخالفی را هم برانگیخته است، چرا که در واقع اجرای مجدد آثار مشهور خوانندگان معتبر از قبیل Imagine جان لنون، What's Going On از ماروین گی و Freedom of Choice از دیوو Devo است. به قسمتی از یکی از track های این آلبوم گوش کنید : audio fileWhen the levee breaks

Rod Stewart
Rod Stewart
3. آلبوم سوم از راد استوارت Rod Stewart چهره آشنای دنیای موسیقی است. او در فوریه 60 ساله میشود و به تازگی عمل جراحی سرطان حنجره را پشت سر گذاشته است. با این وجود در سال 2004 دو آلبوم به بازار داده است. آلبوم جدید او Stardust... The Great American Songbook Vol. III سومین مجموعه ای است که او از موسیقی پاپ استاندارد ارائه کرده است. بنا به گفته خودش "اگر سرطان جنبه خوبی داشته باشد این است که من مجبور شده ام صدایم را کمی پایین بیاورم و این کار عمق بیشتری به آن داده است."، به یکی از track های این آلبوم زیبا گوش کنید : audio fileStarduss

4. مقام چهارم متعلق به آلبوم Genius Loves Company از ری چارلز است. این موسیقیدان برجسته و پایه گذار موسیقی Soul که موسیقی اش به طور باورنکردنی در میان شنوندگان سیاه پوست و سفید پوست محبوب بوده و هست با جنبه دنیایی دادن به مفهومهای موسیقی کلیسایی و افزودن اشعاری با پایه بلوز، در واقع مبتکر نوع جدیدی از موسیقی بود. به گفته آرتا فرانکلین، بانوی خواننده بلوز، " او مردی بی نظیر بود، پر از شوخ طبعی و بذله گویی. او یک هنرمند بسیار بزرگ بود و موسیقی Soul دنیوی را پایه گذاری کرد. جهان موسیقی دلتنگ صدای او خواهد شد. صدایی که نتیجه یک عمر بود". این آلبوم شامل کارهای مشترک Ray Charles با خوانندگانی مانند Norah Jones ، Diana Krall ، BB King ، Elton John ، Natalie Cole و بسیاری دیگر از هنرمندان موسیقی می باشد. به قسمتی از یکی از track های بسیار زیبای این آلبوم که با التون جان اجرا شده است گوش کنید : audio fileSorry seems to be the hardest word

Ray Charles
Ray Charles
5. گروه Pink Martini با آلبوم Hang On Little Tomato در مقام پنجم قرار دارد. این "ارکستر کوچک" در سال 1994 توسط توماس لودردیل Thomas M. Lauderdale که فارغ التحصیل هاروارد،با پیشینه آموزش موسیقی کلاسیک به وجود آمد. این گروه که در اصل برای حمایت از اهداف ترقی خواهانه چون مسکن ارزان،آب آشامیدنی تمیز و ...شکل گرفته بود ناگهان از فستیوال کن و تور دور اروپا سر در آورد.گروه Pink Martini بارها با ارکسترهای معتبر چون ارکستر فیلارمونیک لوس آنجلس، Hollywood Bowl Orchestra و ارکستر سمفونیک سیاتل برنامه اجرا کرده است.


Posted by Kamran at 04:23 PM | Comments 11

November 18, 2004

دئو برای سنتور

paivar,dehlavi,sadeghi
پایور، دهلوی، صادقی
قطعه دیگری که تقریبا" همزمان با "گفتگو" تصنیف شد "دوئو برای سنتور" در سه گاه نام داشت که توسط حسین دهلوی حدود سال ۱۳۳۲ ساخته شد و توسط فرامرز پایور و داریوش صفوت اجرا و در ۱۳۳۶ منتشر شد. ممکن است این قطعه از "گفتگو" قدیمی تر باشد، ولی باید به این نکته هم توجه کرد که اجرای این قطعات گاهی سالها پس از ساخته شدن آنها اتفاق می افتاد و حتی بعضی بعد از اجرا هم چند بازنویسی می شد، تا به نقطه پایانی برسد؛ نمونه این اتفاق، قطعه "شبدیز" ساخته پژمان آذرمینا هست!

همچنین قبل از فرامرز پایور سنتور نوازی نبوده که به این سبک بنوازد و حسین دهلوی نوازنده سنتور نبوده و به گفته خود ایشان نه با تکنیک سنتورنوازی، بلکه با تکنیک آهنگسازی این قطعه تصنیف شده! پس در واقع اولین قطعه ای که دقیقا" با تکنیک سنتور ساخته شده "گفتگو" است؛ اینجا به این نکته هم اشاره باید کرد که یکسری از قطعات صبا زمانی که فرامرز پایور زیر نظر او تحصیل می کرد، توسط پایور برای دونوازی سنتور و ویلن تنظیم و اجرا شد.

به قسمتی از” دئو برای سنتور در سه گاه” گوش کنید : audio fileدئو سنتور

این قطعه بر روی مستند "باد صبا" که از مهمترین مستندهای تاریخ فیلمسازی ایران است و ساخته کارگردان بزرگ فرانسوی آلبر لاموریس (که جانش را در ضبط همین فیلم از دست داد!) است، به همراه آثاری از ابوالحسن صبا،حسن کسایی، حسین تهرانی و ... قرار گرفت که هنوز شهرت خود را از دست نداده است؛ مخصوصا" این قطعه روی قسمتی که دوربین وارد ساختمانی با آینه کاری های زیبا می شود بطور کامل شنیده می شود، که این تلفیق تصویر و موسیقی بسیار هوشمندانه و زیباست.

حسین دهلوی با ارکستر ابداعی خود (ارکستر مضرابی) که از سازهایی چون: (انواع) سنتور، تار، بمتار، عود، قانون در آن استفاده می شد، قطعاتی هم از پایور که در اصل برای سنتور سولو بود تنظیم کرد، که بسیار مورد توجه هنردوستان قرار گرفت.

از اتفاقات مهمی که در این دوران برای سنتور روی داد، تفکر ساخت سنتورهای مختلف بود که هنوز هم به رقم بازنشست شدن موسیقیدانان و سازگران آن روزگار همچنان کم و بیش خبرهایی در مورد طرحهای جدید برای بالابردن قابلیتهای سنتور می شنویم. سنتورهایی که حسین دهلوی در ارکسترش استفاده می کرد که سنتور کروماتیک و کروماتیک بم و ساخته ابرهیم قنبری مهر بود.

dehlavi
حسین دهلوی در حال رهبری ارکستر مضرابی
حسین دهلوی یک دئوی دیگر هم برای سنتور، همراه همسرش سوسن اصلانی در "نوا" ساخت که هنوز اجرا نشده است ولی قطعه ای از او که برای ، یک سنتور دو عدد تار و یک عود در مایه "اصفهان " تصنیف شده بود، برای ارکستر بزرگ مضرابی هم تنظیم شد که منتشر نشده ولی در سال ۱۳۷۲ در تالار وحدت اجرا شد(فیلم این کنسرت هم قرار هست به زودی منتشر شود). آخرین کنسرت این ارکستر در سال 1372 برگزار شد که پس از این اجرا در سال 1376 هم یکبار در بزرگداشتی برای چهلمین سالگرد درگذشت ابوالحسن صبا ، دهلوی برای آخرین بار چوب رهبری را به دست گرفت و ارکستر صبا را رهبری کرد.


پس از گذشت سالهایی که هنوز سنتورنواز قابلی در این سبک پا به میدان نگذاشته بود، شاگردان فرامرز پایور که اکثرا" از تحصیلات آکادمیک موسیقی برخوردار بودند، دست به تصنیف چند قطعه با این حال و هوا زدند که کمتر مورد تبلیغ قرار گرفت و اکثرا" در حد تدریس به شاگرد باقی ماند.افراد دیگری هم مانند، میلاد کیائی، پشنگ کامکار و پرویز مشکاتیان که مدتی شاگرد پایور بود، قطعاتی نزدیک به این سبک ولی به شیوه شخصی خودش تصنیف کرد ولی این آثار به خاطر مشکلات همیشگی موسیقی ایرانی چه در ساخت چه در تبلیغ و اجرا ... کمتر در میان نوازندگان جا باز کردند و رپرتوار شدند. این موج نوگرایی در سنتور نوازی ناگهان با درخشش جوان خوشنام سنتور نوازی ایران اردوان کامکار جانی تازه یافت. (ادامه دارد...)



از سجاد پورقناد

مطلب مرتبط :
"گفتگو" اثری از پایور
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر
به رهبری دهلوی

Posted by Kamran at 01:27 PM | Comments 6

November 17, 2004

حرکت های پنجم و اکتاو

در ادامه بحث های قبل راجع به هارمونی چهار بخشی و انواع حرکت ها، امروز می خواهیم راجع به چند حرکت دیگر که معمولا" توصیه به انجام آنها نمی شود صحبت کنیم. اولین و معروفترین آنها اکتاو یا پنجم موازی می باشد، به اینصورت که اگر بین بخش ها فاصله اکتاو یا پنجم (درست) باشد و بعد از حرکت کماکان همان فاصله هارمونیک میان همان بخشها وجود داشته باشد، این حرکت مجاز نمی باشد، به این شکل دقت کنید.





در میزان اول بین باس و تنور در ابتدا فاصله دو اکتاو وجود دارد که از لحاظ هارمونیک همان اکتاو می باشد و پس از حرکت باز فاصله بین این دو بخش پایینی اکتاو می باشد بنابراین حرکت فوق توصیه نمی شود.

میزان سوم حالت جالبتری است که اغلب مورد سئوال هم می باشد. دقت کنید که بین دو بخش بیرونی یعنی سوپرانو و باس فاصله پنجم درست وجود دارد (G-D)، البته این فاصله باز می باشد. اما پس وصل دو آکورد باز میان این دو بخش همین فاصه بوجود می آید اما اینبار میان D-A، بنابراین از فاصله پنجم حرکت کرده و دوباره به پنجم رسیده ایم که بد صدا می باشد.

اما میزان دوم حالت خاص دیگری است که در اینجا به شرح آن می پردازیم و آن حالتی است که اکتاو به فاصله یونیسون می رسد که باز این حرکت توصیه نمی شود.

Cross
عبور بخش ها از یکدیگر مجاز نیست.
Cross به حالتی گفته می شود که بخشها از یکدیگر عبور کنند به این شکل دقت کنید. همانطور که ملاحضه می کنید، تنور به اندازی یک سوم بزرگ از آلتو بالاتر می باشد این کار اصولا" توصیه نمی شود. همچنین در میزان دوم مشاهده می کنید که باز آلتو از سوپرانو بالاتر آمده است. دقت کنید که Corss کردن بخش ها ربطی به حرکت ندارد و اصولا" در حالت سکون توصیه نمی شود.

اما حالت دیگری از حرکت که به Overlap معروف است آن است که به هنگام حرکت بخش پایینی به نتی هدایت می شود که بالاتر از بخش بالایی قرار دارد و یا بخش بالایی به نتی می رسد که پایین تر از بخش پایین است، استفاده از این حرکت نیز معمولا" توصیه نمی شود چرا که منجر به Cross می شود.

در پایان این قسمت نیز لازم به ذکر است که برخلاف تصور بسیاری از هنرآموزان موسیقی، هارمونی، علمی بسیار ساده و زیبا می باشد. کافی است مباحث یا حرکتهایی که راجع به آنها صحبت می کنیم را با کامپیوتر یا پیانو اجرا کنید و به تفاوت میان موارد توصیه شده و نشده دقت کنید، خواهید دید که تمامی توصیه هایی که در هارمونی چهاربخشی به آنها اشاره می شود بسادگی توسط گوش انسان قابل هضم می باشد، هرچند اصول حاکم بر هارمونی که در حال حاضر راجع به آن بحث می کنیم بیشتر بر اساس زیبایی شناسی کلاسیک تهیه شده است.

مطالب مربوطه : تئوری موسیقی


Posted by Kamran at 11:03 AM | Comments 7

November 16, 2004

بداهه نواز رمانتیک

روبرت شومان در بیست سالگی تازه تصمیم گرفت که نوازنده پیانو شود، به همین علت شروع به تمرینات شدید نوازندگی کرد اما متاسفانه خیلی زود دچار ناراحتی های شدید در قسمت مچ دست و انگشتان دست راست خود شد و مجبور شد تا با دستگاه های مکانیکی به روی انگشتان خود فیزیوتراپی انجام دهد. با اینکار نه تنها وضعیت دست راست او بهتر نشد بلکه یکی از انگشتان دست راست او برای همیشه فلج شد و مجبور شد که فکر نوازنده پیانو شدن را برای همیشه از ذهن خود بیرون کند.

به یکی از قطعات پیانو او گوش کنید : audio fileR. Schumann, Rêverie

اما این مشکل باعث نشد که او موسیقی را کنار بگذارد بلکه به واقع او در سنین 20 تا 30 سالگی زیباترین قطعات رمانتیک را برای پیانو تصنیف کرد که امروز بخش مهمی از رپرتوآر های پیانیست ها را تشکیل می دهد.

او علاوه بر این در این مدت به منظور ترویج موسیقی جدی و تضعیف موسیقی بازاری اقدام به انتشار مجله نوین موسیقی نمود که در آن با انتشار مقاله به مبارزه با موسیقی سبک می پرداخت. او در این مدت از عرصه زندگی هنری خود فقط به تصنیف قطعه های کوتاه برای پیانو پرداخت که منشا" ملودیک آنها اغلب بداهه نوازی های زیبای او بود. او از جمله افرادی بود که در موسیقی های خود به وفور از ریتم های ضد ضرب استفاده می کرد.

پس از آنکه بالاخره در سال 1840 با دختر معلم پیانو خود یعنی کلارا ازدواج کرد تغییر محسوسی در کارهای او پدید آمد، او شروع به ساخت قطعات آوازی کرد. آوازهای نوشته شده توسط شومان نیز همانند کارهای پیانویی او مملو از ملودی های بدیع و زیبا بودند.

در همین زمان ها بود که تفکراتش بسیار مخدوش شده بود بگونه ای که روزی به کلارا اینگونه بیان کرد "بعضی اوقات این حس در من پدید می آید که پیانو خودم را تکه تکه و خرد کنم زیرا برای نوازندگی ساخته نشده ام. پس بهتر است که به سمت موسیقی ارکستری روی بیاورم شاید برای آن موسیقی بهتر باشم" و همینگونه هم شد دوره بعدی کارهای موسیقی او کارهای سنفونیک بود. (ادامه دارد ...)



مطلب مرتبط :
پایه گذار رمانتیک در قرن نوزدهم



Posted by Kamran at 05:22 PM | Comments 9

November 15, 2004

کینگ و گیتارهای gibson lucille

سال 1949 سال بسیار موفق و سرنوشت سازی برای کینگ بود. او اولین صفحه خود را با چهار ترانه برای Bullet Records منتشر کرد و پس از آن قراردادی با شرکت برادران بیهاریس Bihari Brothers که شعبه لوس آنجلس RPM Records بود امضا کرد. کینگ در طی دو سال بعد، ترانه های زیادی برای RPM ضبط کرد که تهیه کننده تعدادی از آنها سام فیلیپس (Sam Phillips) بنیان گزار استودیوهای سان در سالهای آینده بود.

کسانی که در آن زمان تحت نظر کینگ مشغول ضبط آثارشان بودند شامل Howling Wolf،Rosco Gordon و Rufus Tomas بودند. برادران بیهاریس با برپا کردن لوازم ضبط قابل حمل در مکانهای مناسب، تعدادی از آثار اولیه کینگ را هم ضبط کردند. اولین ترانه موفق R&B کینگ به نام Three O'clock Blues در یک سالن ورزش ممفیس ضبط شد. همکاران کینگ در این دوره Bobby Bland خواننده، Earl Forest نوازنده درام و Johnny Ace خواننده و پیانیست بودند. به قسمت هایی از یکی از اجراهای اخیر او بنام Exactly Like You گوش کنید : audioExactly Like You

کینگ برایThree O'clock Blues به یک تور تبلیغاتی رفت و در طی این دوره بود که گیتار محبوب خود را لوسیل (Lucille) نام نهاد. ظاهرا داستان از این قرار بوده که کینگ شبی در یک کافه به نام Twist مشغول نواختن گیتار بوده است و ناگهان آرامش کافه با مشاجره دو جوان بر سربانوی همراه یکی از آنها در میگیرد و در نهایت به آتش گرفتن محل می انجامد، کینگ پس از فرار از آتش متوجه میشود که گیتار خود را نیاورده و در طی یک اقدام ناگهانی که ممکن بود به قیمت جانش تمام شود، دوباره به میان شعله ها رفته و گیتار خود را نجات میدهد. کینگ پس از این واقعه گیتار خود را به نام بانوی آتش افروز، لوسیل میگذارد. از آن زمان لوسیل های فراوانی در دستهای کینگ قرار گرفته اند و گیبسون نیز یک مدل گیتار را پس از تایید کینگ لوسیل نام گذاری کرده است.

BB
BB King
دهه 50 شاهد پیشرفت کینگ در مقام یک نیروی بی چون و چرای سازنده ترانه های درجه یک R&B بود. کینگ کار ضبط را عموما برای RPM در لوس آنجلس انجام میداد و توانست 20 ترانه در فهرست بهترینهای این دههء – از نظر موسیقی پرآشوب- داشته باشد، از جمله You Know I Love You (1952) ، Woke Up This Morning و Please Love Me (1953) ، When My Heart Beats like a Hammer, Whole Lotta' Love, You Upset Me Baby (1954) ، Sneakin' Around, و (Ten Long Years (1955 و....

در 1960 اجرای تازه ای از Sweet Sixteen ساخته Joe Turner، توسط کینگ به فروش بی سابقه ای دست یافت و دو اثر بعدی او Got a Right to Love My Baby و Partin' Time هم از این استقبال بی نصیب نماندند.در 1962 کینگ به استودیوی ABC-Paramount Records رفت و دنباله روی سردمدارانی چون ری چارلز Ray Charles و لوید پرایس Lloyd Price و کمی بعد فتس دومینو Fats Domino شد. (ادامه دارد ...)



مطلب مرتبط :
سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع



Posted by Kamran at 01:49 PM | Comments 5

November 14, 2004

دهه 60 آغاز میشود

زمانی که دهه 50 جای خود را به دهه پر شر و شور 60 داد، ستاره های سبک "rockabilly" (آمیزه ای از موسیقی کانتری و بلوز) دهه گذشته، از جمله روی اوربیسون ، الویس پریسلی و اورلی برادرز (The Everly Brothers) هنوز ترانه های بسیار موفقی اجرا میکردند اما مسن تر ها، در جستجوی مصالحی برای جوان پسند کردن ترانه هایشان، مخاطبین گذشته را هم از دست دادند و کم کم از صحنه کنار رفتند.

بر خلاف موسیقی دهه 50 که بر پایه ارکستراسیون بزرگ و قوی اجرا میشد، تعداد فراوان جوانان و لزوم بر آوردن سلیقه های متعدد آنها و همچنین گرایش روز افزون این عده به تشکیل گروههای موسیقی نوآور، موجب شد تا پاپ دهه 60 به تدریج در دست گروههای آوازی قرار گیرد. این گروهها که حتا گاهی شامل دو نفر میشدند نقطه قدرتشان جذابیت خواننده و به خصوص اشعار پر محتوا یا متفاوت ترانه بود.

کم کم موسیقی راک جای راک اند رول را گرفت به این معنا که حالا یک موسیقی با ریتم تند لزوما برای رقص ساخته نمیشد و ریتم موسیقی بیش از پیش به وسیله ای برای بیان احساس و معنای اشعار بدل شده بود. حالا از هنرمندان راک انتظار می رفت ترانه سرایی آثار خود را بر عهده بگیرند و مسئول نتیجه نهایی کار خودشان باشند.

اما قبول مسئولیت اثر به طور کامل تا زمان ماروین گی (Marvin Gaye)، برایان ویلسون (Brian Wilson)، لنون (Lennon) و مک کارتنی (McCartney) عملا" به وقوع نپیوست.

Beatles
Beatles از گروه هایی که جنبش فکری ایجاد کرد
به طورکلی میتوانیم بگوییم موسیقی پاپ دهه 60 در چهار مسیر اصلی پیش میرفت، اولین شاخه East Coast DooWop و گروههای دختران (Girl Groups) بودند. سر منشا این گروهها و نام آن، گروههای موسیقی خیابانی بدون ساز بود که در آنها عده ای با ایجاد اصواتی چون: دو واپ دو واپ، شا لا لا لا و.... ریتمی ایجاد میکردند تا خواننده با آن بخواند.

گروههای دختران هم در اواخر دهه 50 شروع به فعالیت کردند و در اوایل دهه شصت به اوج محبوبیت رسیدند. این گروههای سه تا چهار نفره معمولا یک خواننده اصلی داشتند و دیگران او را همراهی میکردند. موسیقی آنها آمیزه ای از DooWop و بلوز بود.حضور گروههای دختران چندان طولانی نبود اما تاثیر عمیقی بر موسیقی پس از خودش به جا گذاشت.

هر دو این گروهها، مجموعه ای از ساز، آواز و گروه ریتم ساز بودند. آنها- به جز چند مورد استثنایی- اشعار ترانه های خود را نمی نوشتند و در این مورد وابسته به سرپرست گروه و سلیقه او بودند. سرپرست گروه ترانه ای (از ترانه های قدیمی یا اشعار موجود) انتخاب میکرد و آنرا با تنظیم جدید برای اجرا به گروه ارائه میداد. وظیفه هماهنگی ضبط و تولید هم با سرپرست بود.این افراد پشت صحنه در واقع مغز متفکر گروه بودند و در دهه هفتاد به موقعیت مناسب شان خود دست یافتند. (ادامه دارد ...)

از سحر شهاب

مطلب مرتبط :
موسیقی pop دهه 60 ، ریشه Rock

Posted by Kamran at 10:58 AM | Comments 3

November 13, 2004

موسیقی انقلاب

پس از ورود نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.

در همین حال موسیقیدانان موسیقی ایرانی (که هنوز سنتیزه نشده بودند!) با شنیدن این موسیقی، علاقمند به استفاده از این شگردها، برای استفاده از آن در موسیقی ایرانی شدند؛ چراکه موسیقی پلی فنی موجب تاثیر گذاری بیشتر آن می شد. یکی از سردمداران این خط فکری کلنل علینقی وزیری نوازنده برجسته تار بود که پس از تحصیلات موسیقی کلاسیک در اروپا تصمیم گرفت موسیقی ایرانی را مکتوب و برای ارکستر تنظیم کرده، بطور فراگیر آموزش دهد.

این اقدام وزیری با مخالفت عده ای از موسیقی دانان ایرانی کار و حتی کلاسیک کار! روبرو شد. اهالی موسیقی ایرانی با چند تز وزیری به شدت مخالف بودند؛ که بعضی کاملا" با حسن نیت و بعضی بخاطر خود خواهی هایشان با وزیری درگیر شدند.

دسته اول موسیقی وزیری را باعث از بین رفتن بعضی از سنتهای رایج در موسیقی ایرانی می دانستند که عدم وجود آنها فرهنگ ایران را دچار ضعف می کرد ( در آمریکا و اروپا موسیقی بقدری، جا افتاده و نهادینه شده است که اگر آهنگسازی تمام آثارش را با خط نتی شخصی و با سازهای ابداعی اجرا کند، غول موسیقی رسمی آسیبی که نمی بیند هیچ! تجربه ای هم کسب می کند! ولی متاسفانه همیشه بقدری موسیقی و فرهنگ در ایران در معرض خطر بوده که اگر یک آهنگساز فقط یک قطعه را با علامتی ابداعی نت نویسی کند، فرهنگ نت خوانی که هنوز در ایران نوپاست! ضربه ای سنگین می خورد…)

دسته دوم هم که تشکیل شده بودند از یک عده انسان بی هنر و فرصت طلب که هنرمحتاج آنها نبود و آنها بوسیله هنر به نان و نوایی رسیده بودند و نت شدن موسیقی را باعث کسادتر شدن بازار شاگرد می دانستند و اتفاقا" آنها هم غم فرهنگ را بهانه می کردند! در مورد این گروه ناگفته بسیار است و هنوز مواضع آنها و خواسته های واقعی آنها به طور دقیق مورد تجزیه تحلیل قرار نگرفته (شاید دلیلش، وابستگی بعضی از این به اصطلاح اساتید به گروه های سیاسی وابسته به انگلیس و فرانسه مثل فراماسونر ها باشد که ... بگذریم! )

با این حال همچنان وزیری بکار خود با قدرت و ضعفهایی مشغول بود و با وجود ضبط صوت و فیلم، نیازی به کپی کاری آثار گذشتگان نمی دید!.

وزیری به تعلیم موسیقی تلفیقی شرق و غرب در هنرستان پرداخت و روز به روز به تجربیات خود و همفکرانش افزوده می شد؛ حتی بعضی از پیشنهادات او از طرف هم مکتبانش اصلاح و بعضی رد شد.(مثل تار سوپرانو که وجود آن توسط حسین دهلوی غیر موثر معرفی شد.)

Vaziri
وزیری در کهنسالی
اولین انتشار پارتیتور در ایران توسط حسین دهلوی بود که در سال ۱۳۳۲اولین اثر خود "سبکبال" را برای ارکستر تلفیقی سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرده بود. این حرکت دهلوی باعث شد آهنگسازان دیگر هم به فکر انتشار آثار خود برای ارکستر بپردازند، ولی بخاطر کمبود ارکسترهای بزرگ کمتر مورد استقبال قرار می گرفت و ناشران در سرمایه گذاری برای انتشار این دست پارتیتورها دچار تردید می شدند!

پس از انقلاب با قدرت گرفتن گروه های موسیقی ایرانی که تا حدی تحت تاثیرات شرایط اجتماعی که تحرک و تغییرات شدیدی کرده بود، موسیقی خاصی از موسیقیدانان ایرانی متداول شد که بسیار کنترپوانیک و حماسی بود. این اتفاق در گروه هایی که قبل از انقلاب مونوفونیک می نواختند هم به شدت رایج بود، حتی گروه هایی هم که از قبل از انقلاب اصطلاحا" تنظیم شده می نواختند، مانند گروه پایور، آثاری را با تنظیمی متفاوت ضبط کردند که نشان از قدرت این جو اجتماعی و تاثیر آن بر موسیقیدانان ایران دارد.



"از خون جوانان وطن" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگ از عارف قزوینی، تنظیم از فرامرز پایور (از آلبوم "راز دل): audio fileاز خون جوانان وطن

این شیوه تنظیم موسیقی و حتی بسیاری از این آثار، پس از چند سال و با فروکش کردن فضای هیجان انگیز اوایل انقلاب رو به فراموشی گذاشت! همچنین نبود پارتیتوری از این آثار و نیز جلوگیری از انتشار بعضی از این قطعات موجب شد تقریبا" نسل جدید هنرجویان موسیقی این آثار را که بسیار کمیاب بود، فراموش کنند.

در صورتی که اینگونه ارکستراسیون در موسیقی ما مورد توجه قرار گرفته بود، آهنگسازان این سبک خود خواسته، به فراموشی این آثار کمک کردند! شاید دلیل این موضوع احساس گناه برای شعارهای نهفته در اشعار این قطعات بود! (چند تن از آهنگسازانی که در آهنگهای اول انقلاب شعار " مرگ بر آمریکا" دادند، چند سال بعد، آمریکا را برای زندگی انتخاب کردند!)

با این حال زیبایی این قطعات همراه با احساسات پرشور انقلابی، هنوز این آهنگها را جذاب و سرزنده نگه داشته.

"رزم مشترک" با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی پرویز مشکاتیان : audio fileرزم مشترک

"برادر بی قراره" با صدای محمدرضا شجریان، آهنگساز محمدرضا لطفی : audio fileبرادر بی قراره (ادامه دارد ...)




از سجاد پورقناد


Posted by Kamran at 05:42 PM | Comments 8

November 12, 2004

پایه گذار رمانتیک در قرن نوزدهم

به تم زیبای قسمت اول از پیانو کنسرتو در لا مینور از روبرت شومان گوش کنید : audio fileR. Schumann, Piano Concerto A Minor, Op. 54, Part 1

همانطور که مشاهده می کند با وجود آنکه شهرت شومان بیشتر در قطعات آوازی و پیانویی کوتاه می باشد، نباید توانایی او در خلق کنسرتو ها نادیده گرفته شود. مورخین موسیقی معتقد هستند که کارهای کوچک پیانویی شومان به دلیل توانایی های بسیار زیاد این موسیقیدان در بداهه نوازی در ده سال اول زندگی موسیقایی او تهیه شده است.

روبرت شومان از دیگر نوابغ موسیقی آلمان بود که در سال 1810 در شهری بنام زاویکائو (Zwickau) متولد شد. شومان در 7 سالگی شروع به فراگیری هارمونی و کنترپوان نمود در عین حال به تمرین آهنگسازی نیز می پرداخت. به اصرار پدر بسیاری از وقت خود را برای کارهای مربوط به مطبوعات و کتاب مانند روزنامه نگاری می پرداخت اما همه می دانستند که برای او موسیقی و پیانو ارزش بیشتری دارد.

او حتی حرفه روزنامه نگاری را نیز در موسیقی پیگیری کرد و برای مدت 10 سال ویراستار یک ژورنال موسیقی آلمانی بنام Neue Zeitschrift für Musik بود. مقالاتی که خود او می نوشت بسیار دقیق و از لحاظ علمی بسیار سطح بالا بود، در برخی موارد که او می خواست به موسیقی سایر موسیقیدانان حمله کند بسادگی از طریق ژورنال با نام مستعار مطالبی را علیه آنها منتشر می ساخت.

با وجود آنکه همه از جمله پدر و مادر به توانایی های او در موسیقی افتخار می کردند پس از فوت پدر مادرش با اینکه روبرت جوان موسیقی را بعنوان حرفه اصلی خود انتخاب کند مخالفت کرد و او را برای تحصیل حقوق الهی به دانشگاه لایپزیک فرستاد. مادر او زنی سختگیر و تقریبا" بی احساس بود بطوری که تاثیر بسیار زیادی در دلسردی روبرت به موسیقی بر او گذاشت.

سبک موسیقی شومان واقعا" خاص بود و با وجودی که در دوران رمانتیک بسر می برد همواره از وی بعنوان پایه گذار اصلی رمانتیک در قرن نوزدهم یاد می شود. جالب است بدانید از آنجایی که اول یک روزنامه نگار بود تا موسیقیدان ابتدا مردم اروپا به او به چشم یک منتقد بسیار حرفه ای موسیقی نگاه می کردند. اوج شهرت او در اروپا زمانی بود که او مقاله ای تحت عنوان "Hats off Gentlemen, a genius" را منشر کرد، یعنی "آقایان کلاه هایتان را بردارید، یک نابغه وارد میدان شده است" این مقاله در بررسی ، تحلیل و ستایش از کارهای موسیقی شوپن منتشر شد.

به قسمت دوم از همان کنسرتو پیانو گوش کنید : audio fileR. Schumann, Piano Concerto A Minor, Op. 54 , Part 2 (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 11:28 AM | Comments 5

November 11, 2004

ده ترانه برتر Billboard Magazine

بنا به درخواست تعدادی از دوستان و به منظور اطلاع رسانی از کم و کیف فعالیت های موسیقی در گوشه و کنار دنیا سعی خواهیم کرد همه هفته علاوه بر مطالبی که تاکنون تهیه می کردیم، نگاهی به رده بندی های مختلفی که در دنیای موسیقی در سبکهای مختلف انجام می گیرد بیندازیم. اما همانطور که قبلا" هم در قسمت درباره سایت گفتیم هدف اصلی گفتگوی هارمونیک کمک به شناخت علمی و دقیقتر موسیقی در زمینه های مختلف می باشد و لذا در این راستا بدور از هرگونه جهت گیری که کدام موسیقی بهتر است و کدام بهتر نیست اقدام به ارائه این آمار و اطلاعات خواهیم کرد و یادآور می شویم که ارائه این آمار ها لزوما" به این معنی نیست که این نوع از موسیقی مورد تایید یا علاقه تهیه کنندگان سایت می باشد. از شما دوستان عزیز می خواهیم در این راستا همانند گذشته ما را در جریان ضعف ها و کاستی ها قرار دهید. بزودی سعی خواهیم کرد صفحه مخصوصی به این آمار تخصیص دهیم، به قسمت اول از این مجموعه اطلاعات توجه کنید.

این هفته مجله معتبر بیلبورد 10 ترانه اول فهرست 100 تایی خود را در November 13, 2004 چنین اعلام کرده است :

1) My Boo, Usher And Alicia Keys
2) Drop It Like It's Hot, Snoop Dogg Featuring Pharrell
3) Goodies, Ciara Featuring Petey Pablo
4) Lose My Breath, Destiny's Child
5) Over And Over, Nelly Featuring Tim McGraw
6) Just Lose It, Eminem
7)She Will Be Loved, Maroon5
8) Breakaway, Kelly Clarkson
9) Lean Back, Terror Squad
10) Let's Go, Trick Daddy Featuring Lil Jon & Twista


Alicia Keys
آلیشیا کیز خوانند و نوازنده پیانو
- ترانه اول My Boo از دو خواننده جوان سبک R&B یعنی Usher و Alicia Keys می باشد. آلیشیا کیز، خواننده، پیانیست و ترانه سرایی است که کار خود را با شرکت در اجرای موسیقی متن فیلمهایی از قبیل Men in Black و Shaft آغاز کرد و با اولین آلبوم خود Songs in A Minor در سال2001 به شهرت رسید. آشر که در نوع موسیقی خود پدیده ای محسوب میشود، در سن 14 سالگی در یک برنامه معرفی استعدادهای جوان کشف شد و با اولین آلبوم خود در سال 1994 به سرعت به شهرتی چشمگیر دست یافت. گوش کنید : audio fileMy Boo

- ترانه دوم Drop It Like It's Hot از خواننده رپ صاحب سبک، Snoop Dogg است، این خواننده که توسط Dr.Dre به جهان موسیقی معرفی شده است، به خاطر شیوه خاص ترانه هایش به رپ گانگستری (gangsta rap) معروف است و به دلیلی همچنین درگیریهای قانونی متعددش شهرت دارد. گوش کنید : audio fileDrop It Like It's Hot

- سومین ترانه به نام Goodies از Ciara، خواننده جوان سبک Crunk & B است، یعنی شاخه ای از R&B با هیجان بیشتر که این خواننده جوان با قابلیت ترانه سرایی و آهنگ سازی اولین زن بسیار موفق در آن محسوب میشود. شعر این ترانه و شیوه اجرای آن، موجب شده است تا این ترانه یک ترانه زنانه لقب بگیرد. گوش کنید : audio fileMy Goodies



- ترانه چهارم از گروه Destiny's Childاست و Lose My Breath نام دارد. این گروه که در سال 1990 در کودکی اعضای آن شکل گرفته بود (هردو عضو اصلی آن Beyonce و LaTavia 9 ساله بودند) در اواخر دهه 90 به اوج شهرت رسید اما با وجود محبوبیت فراوان در سال 99 گروه از هم پاشید. ترانه Lose My Breath اولین کار مشترک آنها بعد از حدود 5 سال است.

- پنجمین ترانه Over And Over اثری قابل توجه از دو خواننده صاحب سبک در زمینه Hip-Hop یعنی Nelly و Tim McGraw خواننده بسیار مشهور کانتری است. این ترکیب که به نظر غریب میرسد نتیجه بسیار موفقی داشته است و قرار است ویدیو کلیپ آن هم با شرکت خوانندگانش به زودی تهیه شود.

Eminem
اجرای جدی و با احساس از ویژگیهای eminem می باشد
- ششمین ترانه از Eminem است که در بین علاقمندان موسیقی رپ نامی آشنا است. او که موسیقی و اشعارش را بر پایه زندگی پر فراز و نشیب خود قرار داده است، در آلبوم جدیدش Encore، وجه دیگری از خود (Marshall Mathers) را به نمایش گذاشته است، این بار موتورسوار دیوانه مجددا سری به خانواده، جامعه و ... میزند.

- مکان هفتم متعلق به ترانه She Will Be Loved اثر گروه تازه از راه رسیده Maroon5 تعلق دارد. آنها با آلبوم جالب خود به نام Songs About Jane در سال 2002 که مجموعه ای از ملودیهای soul کلاسیک و ریتمهای مد روز همراه با ضربه های خشک گیتار و صدای پر احساس آدام لوین Adam Levine موفق شدند جای خود را در فهرستهای جهانی باز کنند.

- هشتمین ترانه Breakaway از خواننده جوان Kelly Clarkson است. او که برنده نخستین دور مسابقه American Idol برای انتخاب بهترین خواننده تازه کار بود، از دختری جوان و گمنام تبدیل به ستاره ای بین المللی با میلیونها تماشاگر شد. ترانه A Moment Like This در سال 2002، تنها ترانه ای است که در طی 38 سال گذشته از شماره 25 به شماره 1 جدول ارزش گذاری رسیده است، مقامی که تنها در دست گروه Beatles با ترانه Can't Buy Me Love در سال 1964 بود.

- نهمین ترانه جدول متعلق به گروه Terror Squad به نام Lean Back است. این گروه که توسط خواننده رپ لاتین اهل برانکس نیویورک، Fat Joe در سال 96 به وجود آمد. او با هنرمند مورد علاقه اش Big Punisher تیمی تشکیل دادند. Big Punisher در سال 2000 در اثر اضافه وزن مفرط درگذشت اما گروه موفق شد تا علی رغم پیش بینی منتقدان به کار ادامه دهد و آلبوم موفق Jealous Ones Still Envy را در سال 2001 منتشر کند و با موفقیت به کار خود ادامه دهد.

- و بالاخره دهمین ترانه Let's Go از خواننده رپ Trick Daddy همراه با Lil Jon و Twista است. Trick Daddy یکی پرخاشگرترین و خشنترین خوانندگان رپی است که دنیای موسیقی به خود دیده است. او با آلبوم "I'm a Thug" در 2001 به مقام یک ستاره دست یافت و با وجود ترانه های موفقی که اینجا و آنجا اجرا کرده بود اما همچنان یک خواننده undergroundباقی مانده است .


Posted by Kamran at 11:02 AM | Comments 16

November 10, 2004

سیاره ای بنام ونجلیس

او در سال 1980 موسیقی دو تئاتر را ساخت. الکترا به کارگردانی مایکل کاکویانیس (Michael Cacoyannis) در یونان و مده آ ساخته نوریا اسپر (Nuria Esper) در اسپانیا. ایرنه پاپاس (Irene Papas) بانوی بازیگر یونانی در هردو اجرا نقش اول را داشت و به دنبال آشنایی با ونجلیس ساخت موسیقی دو نمایشنامه از مدرسه هنری خود را به او سپرد، هکیوبا و زنان تروا (که سال 2001 در والنسیا و 2003 در رم اجرا شد.)

ونجلیس همچنین موسیقی اوریژینال باله فرانکنشتاین: پرومته مدرن 1985 و دیو ودلبر 1986را با طراحی رقص وین ایگلینگ (Wayne Eagling) تهیه کرد که همگی در کاونت گاردن روی صحنه رفتند. ونجلیس با وجود اینکه بیشتر با موسیقی اش شناخته میشود اما در زمینه هنرهای نمایشی نیز حضوری بسیار موفق داشته است.از جمله ساخت و اجرای چشمگیر موسیقی در برنامه های با شکوهی چون:

- مراسم افروختن مشعل المپیک در سئول 1988
- مراسم تقدیم مشعل از یونان به استرالیا در المپیک 2000 سیدنی
- سرود افتتاحیه جام جهانی فوتبال 2001 (توسط خودش اجرا نشد)
- مراسم تقدیم مشعل از استرالیا به یونان در المپیک 2004 آتن

Vangelis
پس از اجرای زنده میتودیا
طراحی و اجرای برنامه معرفی سمفونی کورال خودش به نام میتودیا (Mythodia) در معبد ژوپیتر به همراهی کاتلین بتل (Kathleen Battle) ، جسی نورمن (Jessye Norman) ، ارکستر متروپولیتن لندن و گروه کر اپرای یونان. میتودیا با توجه به اینکه با همراهی یک ارکستر سمفونیک کامل اجرا شده است نقطه عطف دیگری در کارنامه هنری ونجلیس به شمار می آید. این اثر توسط ناسا - سازمان تحقیقات فضایی آمریکا - برای همراهی با گزارش ماموریت ادیسه مریخ 2003 انتخاب شد.

خوشبختانه سهم بزرگ ونجلیس در دنیای هنر و علم نادیده گرفته نشده است و او علاوه بر جوایز اسکار، اکو، شیرطلایی، ماکس استاینر، آپولو، IFPI (اتحادیه بین المللی دستاوردهای صوتی) و جوایز متعدد دیگر، دو نشان شوالیه گری Chevalier de l´ Ordre des Arts et des Lettres (شوالیه هنر وادب،نشانی برجسته که توسط وزارت فرهنگ فرانسه به دستاوردهای چشمگیر هنری تعلق میگیرد) و Chevalier de la Légion d´Honneur (بالاترین نشان افتخار فرانسه که در سال 1802 توسط ناپلئون بناپارت پایه گذاری شد و به خدمات ارتشی و انسانی عا