
December 31, 2004
Double Time & Double Time Feel
اما در بسیاری از گروه های نوازندگان Jazz بخصوص هنگامی که یک قطعه را زنده اجرا می کنند با توجه به حسی که در لحظه، از موسیقی و صد البته از مخاطبین خود می گیرند، ممکن است تصمیم بگیرند که در یک لحظه موسیقی را Double Time Feel اجرا کنند. در اینگونه موارد لازم است که نوازندگان یک سری مسائل را رعایت کنند تا اجرای آنها قابل قبول باشد و مشکلی برای مخاطب در هضم موسیقی ایجاد نکنند. (فرض می کنیم قطعه در میزانهای با کسر نت سیاه تهیه شده است)
1 - قبل از رفتن به Double Time Feel و هنگامی که در تمپوی اول هستید باید کاملآ" آگاه باشید که حس ضرب نت های سیاه (یک چهارم) را درک کرده اید.
2 - پس از اطمینان از درک صحیح از نت های سیاه، در ذهن خود نت های (یک هشتم) چنگ را بشمارید. اینکار در ابتدا مشکل بنظر می آید اما پس از کمی تجربه خواهید دید که به چه سادگی می توانید نتهای سیاه را بشمارید.
3 - تا مطمئن نشدید که نت های چنگ (یک هشتم) را درک کرده اید اقدام به Double Time Feel کردن قطعه نکنید. چرا که ارزش زمانی این نتهای چنگ پس از Double Time Feel به نتهای سیاه تبدیل می شوند.
4 - پس از آنکه با یک کادانس، پاساژ یا سکوت یا اجرای سلوی یک ساز و یا هر روش دیگری، موسیقی را به تمپوی دوبرابر منتقل کردید در این حالت نت های سیاه شما معادل چنگ در تمپوی قبل خواهند بود. باید سعی کنید که در این حالت از ریتمی استفاده کنید که نتهای چنگ نیز داشته باشد. این نتها که معادل نتهای دولاچنگ (یک شانزدهم) قبل از انتقال تمپو می باشند به شما و شنونده کمک می کنند که راحت تر متوجه تغییر تمپو شوند و استفاده از آنها بسیار ضروری می باشد.
December 30, 2004
نقش زنان در موسیقی قرون وسطی
زنان به عنوان آهنگساز
شاید مشهورترین زن آهنگساز قرون وسطا هیلدگارد فون بینگن (Hildegard von Bingen) بوده است. مجموعه آثار او در زمینه sequence - تکرار یک قطعه ملودیک در گامهای مختلف - و سرودهای سوال و جوابی روحانی (antiphons)، جایگاهی خارج از سنتهای موسیقی دارد زیرا او به زبان ملودیک بی قید و بندی مینوشت که بیشتر بر مبنای اشارات موضوعی و مفهومی بود تا تبعیت خشک از روشهای استاندارد ملودیک و موسیقی مودال. او 77 اثر موسیقی خود را در کتابی به نام سمفونیی از هارمونی الهامات آسمانی (Symphonia harmoniae caelestium revelationum) گردآوری کرد.
trobairitz ، موسیقدانان حماسی و عاشقانه زن
آثار دیگر را میتوان با تطبیق دادن یک متن با موسیقی مناسبش مجددا" احیا نمود. مثالهی دیگر از آثار موسیقی زنان را میتوان در tensos یا مناظرات شاعرانه، یافت که در آن خوانندگان به نوبت یک بند از شعر را میخوانند و به آن حالت سوال و جواب میدهند. تعدادی از زنان شاعر- نوازنده trouvères در قرن سیزدهم به فعالیت مشغول بودند اما هیچ یک از آثار آنان همراه با موسیقی باقی نمانده است. بعضی از محققین این ترانه ها را "از زبان یک زن" نامیده اند، به این معنا که در این ترانه ها از زبان یک زن و با نگرش زنانه سخن گفته شده است و این نام در واقع منعکس کننده سهم زنان در به وجود آمدن گنجینه موسیقی قرون وسطا است. حداقل اینکه این ترانه ها عواطف و شیوه هایی از موسیقی را ارائه میکنند که در آن زمان برای زنان مناسب و شایسته به شمار می آمده اند. ( ادامه دارد ...)
مطالب مرتبط :
اختراع چاپ و ترویج موسیقی
هنر رنسانس
Posted by Kamran at 03:29 PM
December 29, 2004
نصرت فاتح علی خان
Massive Attack
نصرت فاتح علی خان در خانواده ای از قوالان متولد شد که شش قرن به اجرای این موسیقی اشتغال داشتند. نصرت فرزند استاد فاتح علی خان و برادرزاده استاد مبارک علی خان بود که هر دو در طی پنج دهه گذشته به عنوان اساتید برتر قوالی شناخته شده بودند. به خصوص استاد فاتح علی خان پدر، که موسیقی شناس، خواننده و نوازنده بود. او در سال 1964 درگذشت و نصرت که در آن زمان مشغول تحصیل بود توسط اعضای خانواده مجبور شد که جای پدر را درگروه اشغال کند. او با راهنماییهای پدرانه عمویش، به سرپرستی گروه رسید که آنرا نصرت فاتح علی خان، مجاهد علی خان و گروه نامیدند. گوش کنید :
Allah is great and glorious
Nusrat Fateh Ali Khan
Ali in my soul
خان در طول زندگی خود توانست قوالی را به عنوان یک هنر جهانی مطرح کند و آثار او در هر کجا و هر مناسبتی که اجرا میشدند، شنوندگان خود را به اوج سرمستی میرساندند. با وجود این عده ای از نوآوریهای او در قوالی انتقاد کرده اند. اما او دلیل اینکار را چنین عنوان کرده است که رسوم قدیمی، چیزی بیجان و مرده نیستند و موجود زنده مدام در حال تکامل است. این موسیقی سنتی نیز هنری زنده است و باید این زندگی را به جهان نشان داد. "این وظیفه موسیقی دانان است که موسیقی را مناسب مردم زمان خود بسازند.". (ادامه دارد ...)
مطالب مرتبط :
- همکاری با بزرگان موسیقی
- او آهنگساز بزرگ فيلم بود
December 28, 2004
بزرگداشت محمود کریمی
ردیف آوازی کریمی نه ردیفیست کشدار و بی دلیل طولانی (مثل ردیفهای 1000 گوشه ایی که چندیست می شنویم، توسط عده ای تدریس می شود! البته به هیچ وجه حالت آموزشی هم ندارد و بقدری شلوغ است که- تماما"- خوب و بدش فراموش می شود!)، نه بقدری مختصر که قسمتهای مهمی از قلم افتاده باشد.
گوش کنید به
" قسمتی از ردیف شور با اجرای محمود کریمی "
به مناسبت بیستمیم سالگرد درگذشت این معلم بزرگ آواز ایرانی، چهارشنبه نهم دی ماه ساعت 17:30، به همت مرکز موسیقی و بنیاد رودکی بزرگداشتی در تالار وحدت برگزار می شود. در این برنامه نصرا... ناصح پور، همایون خرم به سخنرانی خواهند پرداخت و گروههای "نیریز" به سرپرستی ملیحه سعیدی و "خجسته" به سرپرستی سوسن اصلانی به اجرای برنامه خواهند پرداخت.
(با تشکر از آقای پیمان ناصح پور برای ارسال این خبر به " گفتگوی هارمونی")
از سجاد پورقناد
December 27, 2004
اکسیژن
Oxygene 4
سالهای 1975-1972 دوران پرکاری برای ژار بود، او در این مدت برای موضوعات مختلف و بسیار متفاوت موسیقی ساخت. از جمله برای باله، برنامه های تلویزیونی و تبلیغات برای شرکتهایی مانند نستله و پپسی کولا. علاوه بر اینها کار آهنگسازی، ترانه سرایی و تولید آثار هنرمندان مختلفی را هم بر عهده گرفته بود.
در سال 1974 پس از پخش آلبوم "Deserted Palace" در آمریکا، ژار با دومین فرد بسیار موثر در زندگیش آشنا شد، میشل ژیس (Michel Geiss). او که تولید کننده دستگاه هایی چون Matri-Sequencer و Digi-Sequencer بود نقش بسیار مهمی در شکل گیری آینده حرفه ای ژار بر عهده داشت.
1987 اجرای اکسیژن
Oxygene 2
در سال 77 شرکت ضبط و پخش پولیدور Polydor ، موفق شد مجوز پخش اکسیژن و تمام صفحه های بعد از آن را در تمام دنیا، از ژار بگیرد. مجله "People" ژار را به عنوان "چهره سال" معرفی کرد و مجله "Daily Mirror" از آثار او به عنوان "انقلاب فرانسه در دنیای راک" یاد کرد. صفحه موسیقی فیلم "Paris By Night" در این سال به بازار آمد. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط : ژان میشل ژار
December 26, 2004
اختراع چاپ و ترویج موسیقی
اما برخلاف موسیقی دانهای قرون وسطا، در رنسانس موسیقیدانان به استفاده از چنگ (در نت نویسی) علاقه داشتند و ساخته های خود را با توجه به ایجاد هارمونیهای گوش نواز تکمیل میکردند. آنها از ترکیبهای چند صدایی (polyphony) نیز استفاده میکردند اما مراقب بودند که هر صدا با صداهای دیگر هماهنگ باشد و از ارزشش کاسته نشود.
در اواخر دوره رنسانس، سازها به نسبت قطعات آوازی فضای بیشتری را اشغال کردند. برای مدتی طولانی، آهنگسازان خود را با نوشتن نام ساز در کنار قطعه آوازی خسته نمیکردند اما همه میدانستند که سازهایی هم این قطعه را همراهی میکند. در سال 1511، هنگامی که چاپ کتابهایی در باره سازها آغاز شد دنیای نوازندگان فروتن دگرگون شد و اهمیت نوازندگان افزایش یافت.
آفرینش خورشید و ماه از میکلانژ
- ارتباط تنگاتنگ موسیقی و کلام بگونه ای که برای اغلب آهنگسازان این دوران از اصطلاح نقاش کلام استفاده می شد.
- بافت این موسیقی بیشتر پلی فنیک است و بخشهای مختلف ملودی های کمابیش یکسانی دارند.
- موسیقی رنسانس نسبت به قرون وسطی غنی تر بوده بعنوان مثال استفاده از بخش باس برای اولین بار در این دوران وارد موسیقی شده است.
- موسیقی کرال در دوران رنسانس به اوج خود رسید به همین دلیل این دوران را عصر زرین کرال می نامند.
- موسیقی رنسانس ریتمی آرام و اغلب بدون ضربه دارد و معمولا" بخش ها ریتم های مستقل اما شبیه به هم دارند که با اختلاف زمانی (حالت کانن) اجرا می شوند.
گوش کنید :
مطلب مرتبط : هنر رنسانس
December 25, 2004
حنانه و هزاردستان
"آتشی در سینه دارم جاودانی"
با این حال اهالی موسیقی ایرانی هیچگاه آنطور که باید او را خودی نشناختند(مانند دهلوی و فخرالدینی که موسیقیشان با موسیقی دستگاهی تا حدی آمیخته شده) با اینکه حنانه گاهی تسلطش برتئوری موسیقی ایرانی از بعضی از اساتید موسیقی دستگاهی پیشی می گرفت.*
البته باید توجه داشت که موسیقی حنانه رگه هایی از فرهنگ ایرانی را در خود دارد و از این حیث نسبت به آهنگسازانی چون ثمین باغچه بان و استادش پرویز محمود ( که در این زمینه انتقادهایی هم به آنها داشت) برتری دارد.**
مرتضی حنانه کلا" با سازهای ایرانی مشکل داشت و سازهای ایرانی را ناقص می دانست (رجوع شود به کتاب "... به رهبری حنانه" صفحه 159) و بجز دو یا سه قطعه که حنانه مجبور به استفاده از سازهای ایرانی شده، از بهره گیری از این سازها تا حد امکان پرهیز می کرد. ***
حنانه در این اثر از دو عدد تار بهره گرفته که قسمتهایی را بصورت کنترپوانیک اجرا می کنند و بقدری رنگ آمیزی زیبایی بوجود آورند که عدم وجود آنها قابل تصور نیست، ولی جالب آنجاست که حنانه با اصرار دوستان حاضر به انجام این کار شد و ممکن بود بدون تار این اثر را اجرا کند! این اتفاق در حالی می افتد که انتخاب جایگزین برای تار در این قسمت محال بنظر می رسد ولی حتما" مرتضی حنانه با دانشی که از آن سراغ داریم از پس چنین کاری بر می آمده!
به یکی از قطعات آلبوم هزار دستان گوش کنید :
" پیش درآمد اصفهان "
این اجرای پیش درآمد اصفهان نی داوود، یکی از بهترین نمونه های تنظیم موسیقی ایرانی برای ارکستر سمفونیک است که نشان از تسلط و تجربه حنانه روی سازهای ارکستر سمفونیک دارد. همچنین پیانوی این اثر که سبک حنانه را به خوبی مشخص می کند خود جای بحث فراوان دارد که جا دارد مشخصا" مورد بررسی قرار گیرد.
گوش کنید :
" پیش درآمد اصفهان برای پیانو"
این پیش درآمد در آخرین قسمت سریال هزاردستان، یکبار به صورت یونسون (اونیسون) با یک ارکستر سازهای ایرانی شنیده شد که در تدوین موسیقی، مرحوم روبیک منصوری در فیلم گنجانده بود (غیر از این قسمتهایی از ساخته های جلیل عندلیبی و پرویز مشکاتیان هم در فیلم شنیده شد!)
ارکستر مرتضی حنانه چه از لحاظ هارمونی چه ارکستراسیون بی نظیر و یگانه بود؛ تنظیم این قطعه می تواند چشم انداز جدیدی باشد به سوی موسیقی ارکسترال ایرانی که شکوه و عظمت موسیقی ایرانی را دو چندان می کند. در قسمت بعدی به یکی دیگر از آثار ارزشمند مرتضی حنانه که بر مبنای موسیقی گیلان تصنیف شده می پردازیم.(ادامه دارد....)
* شاید یکی از دلایل آن دید غریبه گونه اش به سازهای ایرانی بود! به عقیده نگارنده حنانه هیچگاه معنی لحجه یحیی را حس نکرد، چون کسی که با شهناز و شهنازی غریبه باشد یحیی را هم نمی شناسد (البته بنده هیچ دیداری با استاد حنانه نداشتم و این تنها دریافت احساسی من از سخنان و جهتگیریهای اوست)
** این اصالت درونی را در نوشته های مرحوم غلامحسین غریب احساس کردم! وقتی نوشته های غریب را می خواندم ناخوداگاه فضای موسیقی حنانه در ذهنم زنده می شد، چنانکه گویی کلام موسیقی حنانه است! (غلامحسین غریب گرکانی دوست و همکلاسی مرتضی حنانه در مکتب پرویز محمود بود که هر دو از پایه گذاران ارکستر سمفونیک تهران بودند؛ غریب و حنانه با هم پیمان بسته بودند، آموزش آکادمیک کلارینت و هورن ایران را از وجود استاد خارجی بی نیاز کنند...)
*** بنده دلیل این جهتگیری حنانه را بیشتر از یک دلیل علمی، بهانه ای برای مخالفت و لجبازی با موسیقیدانان ایرانی کاری که سالهای پر حرارت جوانی او را تباه کرده بودند، می بینم؛ با اینکه اشکالاتی که حنانه به سازهای ایرانی می گیرد تا حد زیادی قابل قبول هست ولی سازهای غربی هم کم و بیش خالی از این مشکلات نیستند، ولی ما با قبول تمام اشکالات آنها ناگزیر به استفاده از این سازها هستیم... (حاشیه نویسی در این سایت چندان مرسوم نیست! ولی شخصیت پیچیده استاد حنانه نوشته را پر حاشیه می کند! مثل کتاب "... به رهبری حنانه" که حاشیه آن تقریبا" به اندازه متن است...)
از سجاد پورقناد
نوشته های مرتبط :
- بوشو ای شو ...
December 24, 2004
آوه ماریا از شوبرت
کارهای آوازی شوبرت آنقدر شهرت جهانی دارد که حتی بسیاری از مردم که با موسیقی کلاسیک آشنا نیستند نام شوبرت را با موسیقی آوازی مترادف می دانند.منتقدین موسیقی دلیل این امر را عدم وجود احساسات پیچیده و سنگین در کارهای شوبرت که فقط برای عده قلیلی قابل هضم می باشد، می دانند. اشعار کارهای شوبرت اغلب راجع به عشق، محبت، طبیعت، تقوی و خلاصه هر آنچه مردم در زندگی عادی با آن در ارتباط هستند می باشد.
استفاه از ملودی های زیبا برای این اشعار بدون آنکه موسیقی را به حالت مبتذل بکشاند نیز از جمله ویژگیهایی است که کارهای او بسادگی در گوش و دل شنونده جای باز می کند.
او در بیست و یک سالگی تصمیم گرفت که زندگی خود را تمام و کمال وصف موسیقی کند و برای همین منظور از خانه پدری بیرون رفت و با دوستان خود زندگی می کرد. بشدت کار می کرد از صبح زود تا نیمه های شب، گویا می دانست که عمر کوتاهی خواهد داشت. کارهایش را یکی پس از دیگری به سرعت می نوشت و منتشر می کرد. در این میان فقط بعد از ظهرها برای تفریح با دوستان به رستورانها و کافه ها می رفتند و احیانا" با هم بیلیارد بازی می کردند.
هفته ای یکی دو شب هم دوستان کنار هم جمع می شدند و شوبرت به اجرای کارهای خود توسط پیانو می پرداخت. والس و آوزاهای زیبا که شور و شادی بسیاری به میان محفل صمیمی دوستان می آورد. اغلب دوستان او از قشر تحصیل کرده و متوسط جامعه بودند و همانطور که قبلا" هم گفتیم او هرگز همدم اشراف نشد. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط : زندگی کرد، سختی کشید و ...
December 23, 2004
ژان میشل ژار
ژار در 1964 پس از دیدن برنامه Danny Logan & The Pirates با دوستانش گروهی به نام Mystere IV را تشکیل دادند و جایزه اول جشنواره خیابانی پاریس را از آن خود کردند. در 1967 ژان میشل همراه با گروه جدید خود The Dustbins در قسمت کوتاهی از یک فیلم به نام Des Garcon Et Des Filles شرکت کردند و پس از آن چند تور کوچک در گوشه و کنار نورماندی برگزار کردند. در 1968 ژان میشل پایان نامه خود را با عنوان "فاوست در ادبیات و در موسیقی" (The Faust Of Literature and Music) با تکیه بر گوته و برلیوز (آهنگساز شهیر فرانسوی قرن 19) نوشت.
پس از آن کنسرواتوار را ترک کرد و با شخصی آشنا شد که درک و احساس او را نسبت به موسیقی و تکنولوژی متحول کرد. پیر شافر (Pierre Schaeffer) از شرکت G.R.M (شرکتی که به دنبال تحقیقات شافر در باره استفاده از موسیقی و اصوات از پیش ضبط شده در کار آهنگ سازی به وجود آمد و کار آن تولید ابزارهایی برای تولید، پردازش و میکس این اصوات است). به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید :
اجرای برنامه در آغاز هزاره سوم در مصر
او به عنوان جوانترین هنرمند در برنامه بازگشایی اپرای Palais Gardnier پاریس برنامه زنده اجرا کرد. اثر او Aor نام داشت که در زبان عبری به معنای نور است.این اثر از هفت قطعه برای هریک از هفت رنگ رنگین کمان تشکیل شده بود و طراحی رقص آن توسط نورمن اشموکی Norman Schmucki انجام شده بود. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط : اکسیژن
December 22, 2004
هنر رنسانس
در اروپای قرون وسطا، هنر بیشتر در خدمت کلیساها و دربار پادشاهان هر کشور بود. در واقع مردم عادی موسیقی خاص خود را داشتند که از آن اطلاعات بسیار کمی بجای مانده است. در آغاز رنسانس، اروپاییان پس از پشت سر گذاشتن دوران حکومت مطلق کلیسا، نسبت به مذهب و زندگی پس از مرگ کم توجه شدند و بیشتر متوجه زندگی این جهان شدند. آنها به تحقیق در باره گیاهان، جانوران و همچنین به مطالعات نجوم و فیزیک پرداختند تا بتوانند هرچه بیشتر در باره دنیای خود بیاموزند.
فیلارمونیک چک، بنای دوران رنسانس
در ابتدای دوران رنسانس سبکهای غالب یکی سبک نواحی هلند و بلژیک بود که به فلمیش (Flemish) شهرت داشت و دیگری سبک فرانسوی. اما در حدود سال 1550 کشورهای دیگر هم در این زمینه به فعالیت بیشتری پرداختند. در این دوران انگلستان چنان درگیر جنگهای داخلی بود که تا 1485 هیچ تحول موسیقایی در آن به وجود نیامد و حتا پس از رنسانس موسیقی در این کشور، آنها تمام فوت و فنهای خود را به صورت یک راز حفظ کردند. (ادامه دارد ...)
December 21, 2004
از دوره باستان گروه نوازی داشتیم
اولین بار این انگیزه با زحمات استاد حسین دهلوی شروع شد. پارتیتورهای آثار ایشون مثل "سبک بال" ، "کنسرتینو سنتور" که آقای پایور اجرا کردند، "بند باز" (از وزیری) ، "به زندان صبا"، "شورآفرین" و چند کار دیگه که منتشر شد روی من خیلی تاثیر گذاشت (که چه خوبه) کارها بصورت علمی و دقیق انجام بشه، خوب هر چه این کارها مرتب تر باشه برای کارهای گروهی و اجرا مسلما" بهتر هست!
متاسفانه در اکثرا" گروههای ایرانی که تشکیل می شه، چند تا ساز همینطور کنار هم می شینن و چون تفکر ذهنی یک تفکر مونوفون هست، کار خاصی انجام نمی دن! البته من نمی گم (حتما") موسیقی ایرانی چند صدایی باشه و مونوفن نباشه! چون چند صدایی ما تو موسیقی ایرانی بطور لحظه ای و اتفاقی هست و اونطور نیست که مثلا" یک قواعدی بنویسیم برای هارمونی و کنترپوان ... خیلی موفق نخواهیم بود؛ ولی می تونیم با یکسری تمهیداتی که مناسب ساختار موسیقی ایرانی هست در نظر بگیریم و بوسیله اون کار گروهی موسیقی ایرانی را تنظیم و طراحی کنیم؛ یعنی نوازنده ای که نشسته بدونه که چه کاری باید انجام بده، نوازنده سازهای بم چه وظیفه ای داره، سازهای زیر، مضرابی، کششی... یا نوازنده نی بدونه فرقش (تفاوت پارتش) با کمانچه چیه! ما مساله ای که همیشه در گروههای ایرانی داریم این هست که مثلا" اگر آهنگساز نوازنده سنتور هست، بقیه سازها هم باید با ذهنیت سنتور بنوازند، یعنی نوازنده تار باید سنتوربزنه، کمانچه باید سنتور بزنه، یا اگر آهنگساز تارنواز باشه، نی باید تار بزنه، سنتور و... ولی اگر این طراحی یک طور شکل بگیره که هر سازی امکانات و ویژه گی های خودش را بشناسه با اون ویژگی بیاد همنوازی کنه و حتی ممکنه اون همنوازی در بسیاری از جاها به شکل تکصدایی باشه اصلا" خود تکصدایی یکجور تنظیم هست.
من اولین بار با دیدن کارهای آقای دهلوی به این فکر افتادم که چرا در کارهای خودمون که، آثار زیادی ساخته و تنظیم شده نیاییم این کار را انجام بدیم؟ وقتی نگاه کردم دیدم کارهای دوره چاووش خوب یک نقطه عطفی بود برای این مسئله که البته قبل از این کارها آثار استاد پایور این ویژگی را داشت و کارها مرتب تنظیم می شد ولی نمی دونم این کارها به صورت پارتیتور بوده یا نت دست نویس به نوازندگان داده می شده و شاید گردآوری آنچنانی نشده بوده این کارها؛ ولی به هر حال کارهای چاووش- چون من علاقه خاصی هم به این مجموعه کارها داشتم- را، تجربی شروع کردم به نوشتن و جمع آوری کردن و طبیعتا" از کارهای حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی، هوشنگ کامکار و آهنگسازانی که اون دوره کار کردند اکثر کارهاشون را بصورت شخصی برای خودم گردآوری کردم که بعدها کارهای آقای مشکاتیان، که اون دوره ساخته شده بود مثل "پیروزی" و "رزم مشترک" و ... منتشر شد.
فکر نمی کنید دلیل یونیسون زدن در ارکستر ایرانی، نبود تعریفی برای ارکستراسیون- به معنای غربیش- در موسیقی ایران هست؟ و آهنگسازان هیچوقت تکلیف خودشون را با مثلا" کمانچه و نی نمی دونن و فقط به عنوان صدایی برای رنگ آمیزی، با دید سطحی به اون نگاه می کنن؟
البته این سوال شما بحث طولانیی را خواهد داشت، بخاطر اینکه موسیقی قدیم ایران در دوره ساسانی و بعد از اون یک موسیقی جمعی بوده با توجه به چیزهایی که ما در حجاریها دیدم... خوب ارکستر بزرگی هست با سازهای بسیار زیاد، بخصوص زمان خسروپرویز و دوره های دیگه ... بنابراین نمی تونیم بگیم موسیقی ما موسیقی جمعی نبوده! ولی به هرحال به دلایل شرایطی که بوجود آمد بخصوص در دوره صفویه-تحریم موسیقی- کلا" موسیقی ایرانی به سمت یک موسیقی شخصی و انفرادی رفت! در صورتی که بعید می دونم که کلیه موسیقی های اجرا شده در قبل از صفویه موسیقی های شخصی و فردی باشه؛ با توجه به تصاویر و عکسهایی که داریم از منطقه های دزفول، چغازنبیل،چغالمیش و... مطالب زیادی هست که وظیفه من وشما نیست و باید کسانی که دنبال باستانشناسی هستند باید برن روش تحقیق کنن و پیگیری کنن؛ ولی بحث اینکه امروز موسیقی ایرانی ما واین چیزی که امروز ما داریم اجرا می کنیم خوب موسیقیی بوده که از دوره قاجار به این سمت مخصوصا" بعد از خاندان فراهانی به ما رسیده؛ حالا بعد از علی اکبرخان فراهانی، میرزاعبدا... و میرزا حسینقلی که البته موسیقی اینها انفرادی بود که بعده ها با کمک مرحوم برومند بصورت موسیقی ردیف بیرون آمد و منتشر شد و در دسترس ما قرار گرفت؛ ولی شما اگر بینید موسیقی جمعی ما در چندین سال بعد از این ماجراها مخصوصا" در دهه 1320 و 1330 و 1340 ما ارکسترهای متعددی داشتیم، ارکستر صبا، ارکستر گلها داشتیم که البته (تنظیم) اونها با توجه ارکستراسیون غربی (تقربیا") بود؛ مخصوصا" برای سازهای زهی تنظیم می شد و یا یکسری سازهای بادی چوبی هم بصورت محدود بودند، مثل فلوت و کلارینت...
ولی این که شما سوال می کنید به احتمال قوی (منظور شما) ترکیب سازهای ایرانی هست! که من خودم ترکیب سازهای ایرانی را بصورت مرتب و تمیز و کار شده، اولین بار می تونم بگم در ارکستر استاد پایور کار شد-ارکستر وزارت فرهنگ و هنر- که خوب اونجا چون همه کارها بصورت اصولی و دقیق انجام گرفت همه چیز بنظر می آمد- با توجه به امکانات اون زمان- سرجاش بود، حالا شاید امکانات خیلی هم کامل و عالی نبوده، ولی شما ببینید مثلا" مسئول کارگاه ساز اون موقع کسی بوده مثل استاد قنبری مهر! یک شاگرد قصاب را نیاوردن برای این کار! یک سازساز بسیار حرفه ای و ارزشمند را آوردند که با توجه به ساختار سازهای موسیقی ایرانی آمد و روی بسیاری از سازها ایشان تحقیق کرد و در کارگاه این سازها ساخته شد و با کیفیت بسیار خوب! قیچک آلتو ساخته شد، ! قیچک باس ساخته شد، رباب ساخته شد، ! روی سنتور کروماتیک کار شد، روی سنتور کروماتیک بم کار شد... یا سازهای دیگری که ویژگیهای خودش را داشت! خوب این آمد در راستای ساختار ساز صورت گرفت در کنار این، همین سازها در کارهای آقای پایور مورد استفاده قرار گرفت و اینها چون ساعات زیادی روی دقیق در آوردن کار می گذاشتند خوب کارهاشون ژوست و مرتب هست! یعنی ارکستر سازهای ایرانی را ما اونجا برای اولین بار شاید بتونیم بگیم با این ترکیب، کنار هم شنیدیم؛ چون در کنار اون یکسری کارهایی با ارکستر مجلسی اجرا می شد مثل کارهای "گلها" یا "تکنوازان" یا بداهه نوازان که اونها (در واقع) یک موسیقی جمعی نبود! تار یک مطلبی را بداهه می زد، بعد تنبک یک کاری شیرین کاری می کرد بعد سنتور می آمد و آواز می آمد... هیچ وقت یک کار ساخته شده از اول صورت نمی گرفت – که البته اون هم یک نوع موسیقی بسیار زیبایی هست که از ویژگیهای موسیقی ماست- ولی این بحثی که سازهای ارکستری ما چه جوری دور هم جمع شدن؟ خوب ما می بینیم که در ارکستر آقای پایور کارها خیلی خوب تنظیم شده و بسیار مرتب هست و حتی بعضی از کارها بسیار پیچیده هست، پاساژهای خیلی تند و یا مثلا" از چند ملودی همزمان استفاده می شه. (ادامه دارد...)
از سجاد پورقناد
مطلب مرتبط :
علیرضا جواهری
December 20, 2004
جسارت تجربه های جدید را داشت
کینگ یکی ازمعدود بلوز نوازان با ارزشی است که در طی دهه 70 به درجات افتخار آمیز فراوانی دست یافته است چرا که هرگز از تجربه و آزمایش شیوه های جدید رویگردان نبوده است. در 1973 او برای ضبط دو اثر بسیار پر فروش خود "To Know You Is to Love You" و "I Like to Live the Love" به فیلادلفیا رفت و با یار قدیمی خود Bland تیمی تشکیل داد و تعدادی دوئت موفق اجرا کرد. در 1978 با گروه مطرح جاز Crusaders همراه شد و ترانه زیبا و مطابق روز Never Make Your Move Too Soon و ترانه الهام بخش When It All Comes Down را ضبط کرد.
البته گاهی اوقات کارهای متهورانه کینگ نتیجه جالبی در بر نداشت و برعکس چیزی غریب از کار در می آمد، آلبوم Love Me Tender که در آن کینگ موسیقی کانتری نشویل را دستمایه قرار داده بود، یک شکست هنری تمام عیار محسوب میشود. اما کنسرتهای کینگ به اندازه کافی راضی کننده بودند و او توانسته بود عنوان جنگ جوی خستگی ناپذیر جاده را با 300 شب در سال، از آن خود کند اما علی رغم این موضوع او تصمیم گرفت تا فعالیتهای استودیویی خود را تعدیل کند.
Bukka White عموزاده کینگ
مطالب مرتبط :
کینگ و گیتارهای gibson lucille
سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع
December 19, 2004
آکورد های قرض گرفته شده
اگر اهل بررسی هارمونی قطعات موسیقی باشید حتما" دیده اید که در بسیاری از موارد از آکوردهایی در قطعه استفاده می شود که به هیچکدام از درجات گام تعلق ندارند و همواره این سئوال برای ما پیش می آید که این آکورد چگونه در این موسیقی بکار برده شده است. در این مطلب سعی خواهیم کرد یکی از پر استفاده ترین روشهای استفاده از آکورد های بیگانه در گام را برای شما شرح دهیم.Borrowed Chords آکوردهایی هستند که از گام های موازی ماژور یا مینور در گام مینور یا ماژوری که هم اکنون موسیقی در آن جریان دارد موقتا" قرض گرفته می شوند و در گام جاری مورد استفاده قرار میگیرند. بعنوان مثال فرض کنید که در گام سی مینور در حال ساخت یک قطعه می باشید شما می توانید یک آکورد از گام سی ماژور قرض بگیرید و از آن در قطعه خود استفاده کنید، مثلا" می توانید از آکورد می ماژور(نه می مینور) بعنوان درجه چهارم گام سی ماژور در گام سی مینور نیز استفاده کنید.
مثال استفاده از آکورد قرض گرفته شده
بعنوان یک مثال عملی به شکل دقت کنید و ببینید که چگونه در گام دو ماژور از گام مینور موازی آن آکورد فا مینور را قرض گرفته و در موسیقی خود استفاده کرده ایم. دقت کنید یکی از اثرات زیبایی که قرض آکورد در گام ماژور از گام مینور موازی دارد ایجاد حس تیرگی و ناراحتی در موسیقی می باشد از این تکنیک آهنگسازان ترانه بسیار استفاده می کنند که به آن رنگ آمیزی متن یا Text Painting هم گفته می شود. به این فایل midi مربوط به شکل گوش کنید و دقت کنید هنگامی که آکورد قرض گرفته شده نواخته می شود چگونه شادابی قطعه به تیرگی می گراید.
borrowed chord example
December 18, 2004
آمیزه ای از Jazz و کلاسیک
My Song
کنسرتهای سولو و کوارتت اروپایی
در جوانی هنگام اجرای کارهایی از باخ
Five Brothers
مطلب مرتبط : اسطوره زنده دنیای Jazz
December 17, 2004
بهترین های Jazz در این هفته
این هفته به معرفی پنج ترانه اول جاز و بلوز و اجرا کنندگان آن می پردازیم.
1) Stone Groove – Boney James & Joe Sample
2) Dance Me To The End Of Love – Madeleine Peyroux
3) Where To Start – Tony Bennett
4) Walk On By – Seal
5) You Don’t Know Me – Ray Charles & Diana Krall
Boney James
Stone Groove
Dance Me To The End Of Love
Madeleine Peyroux
Tony Bennett
You Don’t Know Me
December 16, 2004
- تور آمریکای دیوید گیلمور- باب دیلان مجری برنامه رادیو میشود
- U2 جایزه حقوق بشر دریافت کرد
December 16, 2004
شبدیز برای دو سنتور
"فانوس"
ساز سنتور بخاطر آزادی نوازنده در پرشها و سرعت و چابکی در ریز و توانایی های زیادی برای رنگ آمیزیهای کنترپوانیک دارد؛ که از این حیث در میان سازهای ایرانی قدرت مانور بی نظیری دارد. این خصوصیت سنتور اجرای قطعات این ساز را برای سازهای دیگر مشکل کرده، تا جایی که حتی در همنوازی های تار و سنتور، نوازندگی تار تا حدی مشکل می شود؛ صدای قدرتمند سنتور در اکثر دونوازیهای این ساز با سازهای دیگر قالب است و فضای اثر را به نفع خود تغییر می دهد.
مهرداد دلنوازی نوازنده چیره دست تار، در آلبوم "سارنگ" قطعه ای برای دونوازی تار و سنتور (که برای ارکستر سازهای ایرانی هم تنظیم شده بود و به دلیل نا معلومی با نام دیگر! "شوکا" در آلبوم ثبت شده) همراه با سنتور سعید ثابت اجرا کرد که از ساختار تکنیکی و زیبایی برخوردار بود. نت این قطعه در سال 1362 منتشر شده است.
مهرداد دلنوازی همچون استادش هوشنگ ظریف تبحر خاصی در اجرای پاساژهای سریع (که بیشتر روی سنتور اجرا شده) دارد؛ هوشنگ ظریف بخاطر سالهای طولانی نوازندگی در گروه پایور و همنوازی با ایشان قابلیتهای خوبی از تارنوازی را در گروه نوازی به اجرا گذاشته که تا قبل از شروع فعالیت گروه پایور، کمتر شاهد این تلفیق و قدرت تار در گروه نوازی بودیم، همچنین مهرداد دلنوازی سالها در همین گروه نوازندگی کرده.
" به قسمتی از "سارنگ" دونوازی تار و سنتور، ساخته مهرداد دلنوازی از آلبوم "سارنگ" گوش کنید :
"سارنگ"
پژمان آذرمینا که یکی از شاگردان برجسته مکتب فرامرز پایور بوده، در اثری به نام "شبدیز" با استفاده از همین امکانات سنتور و همچنین فضاسازیهایی با استفاده از دو سنتور قطعه دئویی برای سنتور تنظیم کرده که حال و هوایی باستانی دارد (البته از دید ما در قرن بیست و یکم!).
" به قسمتی از آلبوم " شبدیز" ساخته پژمان آذرمینا، برای دوسنتور گوش کنید:
"شبدیز"
اگر چه ممکن است ما در مواجه با آثار معماری به جای مانده از ساسانیان چنین احساسی داشته باشیم، ولی شاید افرادی که در این بناها زندگی می کردند، به هیچ وجه احساس رازگونه ای در آن زمان نداشته اند و ما اگر برای به تصویر کشیدن آنها از دستگاههایی مثل چهارگاه یا نوا استفاده می کنیم، آنها از گامهایی کاملا" خارج از این حال و هوا استفاده می کردند. (دقیقا" مثل دیدی که یک اروپایی به یک ایرانی دارد یا بالعکس... )
" به قسمتی دیگر از آلبوم " شبدیز" برای سنتور گوش کنید:
"شبدیز"
با این وجود شنیدن قطعه زیبای "شبدیز" حال و هوای شنیده های ما از افسانه های ایرانی را به خوبی اجرا می کند. این قطعه بصورت نت شده موجود است و توسط انتشارات پارت منتشر شده است.
از سجاد پورقناد
مطالب مربوطه :
"گفتگو" اثری از پایور
دئو برای سنتور
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر
December 15, 2004
زندگی کرد، سختی کشید و ...
Polonaise for Violin & Orchestra
از جمله کارهای او می توان به 10 سمفونی، 16 کوارتت زهی، 22 سونات پیانو، حدود 600 ترانه و ... اشاره کرد. سمفونی شماره نه شوبرت که در دو ماژور اجرا می شود به عقیده اغلب منتقدان موسیقی در اندازه های اروئیکای بتهون می باشد. به قسمتی از یکی از معروفترین سرنادهای او گوش کنید و با دقت به ملودی زیبای ویلن توجه کنید :
Serenad for Piano & Violin
شوبرت در 31 ژانویه سال 1797 در وین متولد شد. پدر او یک آموزگار مدرسه با در آمد متوسط بود و شوبرت دوازدهمین فرزند این خانواده. وی در 7 سالگی برای تحصیل موسیقی نزد یک معلم موسیقی خوب فرستاده شد. معلم موسیقی اش همواره متعجب از استعداد بی حد و اندازه شوبرت بود و اغلب می گفت "هر آنچه می خواهم به او آموزش دهم، می داند، لذا بیشتر با هم صحبت می کنیم و من با حیرت او را می نگرم".
او در سن 11 سالگی بعنوان خواننده گروه کر در یک کلیسا مشغول شد و در عوض بورسیه تحصیل در آکادمی سلطنتی را بدست آورد. در آنجا درس می خواند و مجبور بود روزانه چند ساعت در ارکستر محصلین کارهایی از هایدن و موتزارت را بنوازند. معلم پیانو او در آکادمی معتقد بود که شوبرت نوازندگی پیانو را از خدایان یاد گرفته است. (ادامه دارد ...)
December 14, 2004
کنسرت گروه عارف
کنسرت گروه "عارف" از چند منظر قابل تحلیل است، یکی از نظر تاثیر گذاری اجتماعی این برنامه و دیگری از منظر علم موسیقی. گروه "عارف" که از تاثیرگذارترین گروه های تاریخ موسیقی ایران بوده از اواسط دهه پنجاه تا کنون به تولید موسیقی ایرانی می پردازد و در طی این سالها از نوازندگان مختلفی بهره برده است چرا که بعضی از این نوازندگان به علت مشغله های شخصی، خروج از کشور و ... از گروه خارج شده اند. کنسرت دوباره گروه با سابقه "عارف" که اینباربا نوازندگان جوانتری هم همراه شده است، می تواند نوید دهنده تحرک جدیدی در موسیقی ایرانی باشد.
December 13, 2004
اسطوره زنده دنیای Jazz
Sonata for Flute and Harpsichord #1
کیت جرت در 8 مه سال 1945 در آلن تاون، پنسیلوانیا و در یک خانواده با نژاد مختلط متولد شده است. او نواختن پیانو را از سن سه سالگی آغاز کرد و هنگامی که هفت سال داشت اولین رسیتال خود را اجرا کرده بود. این کودک نابغه در سنین دبستان به یک حرفه ای مبدل شده بود و اغلب برنامه هایی را برای عموم اجرا میکرد.
با وجود اینکه او با پس زمینه موسیقی کلاسیک رشد کرده بود اما پس از آشنا شدن با موسیقی Jazz در اوایل نوجوانی توانست بلافاصله در آن به پیشرفت قابل توجهی دست یابد. او پس از ترک آلن تاون به بوستن رفت و در مدرسه موسیقی برکلی Berklee School of Music ثبت نام کرد. پس از حدود یک سال به نیویورک رفت و در آنجا سخت کوشش میکرد تا بتواند توجه نوازندگان دیگر را بخود جلب کند. به قسمتی از اجرای قطعه Autumn Leaves از او گوش کنید.
Autumn Leaves
در ایام جوانی
مطلب مرتبط : آمیزه ای از Jazz و کلاسیک
December 12, 2004
ستارگان موسیقی در یک کنسرت بزرگ
مهمترین قسمت این برنامه اتحاد آفریقا (Africa Unite) نام دارد و در آن فرزندان مارلَی ، خوانندگان همراه او در گروهش همچنین هری بلافونته (Harry Belafonte) ، کوینسی جونز (Quincy Jones) و مجموعه ای از بهترین هنرمندان موسیقی آفریقا از جمله آنجلیک کیجو (Angelique Kidjo) ، بابا مال (Baaba Maal) و یوسون دور (Youssou N'Dour) برنامه اجرا خواهند کرد.
این مراسم به این دلیل در اتیوپی برگزار میشود که آنجا موطن امپراطور هیلا سلاسی (Haille Selassie) فقید و رهبر معنوی آیین رستافریان (Rastafarian) است. آیینی که مارلی نیز از رهروان آن بود. بخشی از درآمد این برنامه به ساخت موزه باب مارلی در اتیوپی اختصاص خواهد یافت. اتحاد آفریقا از نه ترانه مارلی برای برنامه های دیگر خود نظیر سمینارها، نشستها، نمایشگاهها، فستیوال فیلم و یک جشن بزرگ خیریه استفاده خواهد کرد. این ترانه ها عبارتند از: War ، So Much Trouble، Uprising، Get Up Stand Up، Redemption Song، No Woman No Cry، One Drop، Exodusو One Love.
سازمان یونیسف کودکانی را از سراسر جهان به این مراسم خواهد آورد تا در رژه همبستگی شرکت کنند. آنها دست در دست و با پرچمهایشان پیام آور صلح و دوستی خواهند بود. به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید :
Iron Lion Zion
Posted by Kamran at 07:16 PM
December 11, 2004
دو خبر
همکاران گروه در کمپانی آتلانتیک رکوردز Atlantic Records در باره او گفته اند " ما کاملا شوکه و بسیار غمگین شده ایم، دایم بگ دارل یک موسیقی دان برجسته و یک انسان فوق العاده بود. او در 14 سال گذشته به اتفاق برادر و هم گروهش وینی پاول (Vinnie Paul) از اعضای کمپانی ما بوده اند و جای دارل در اینجا بسیار خالی است."
خواننده گروه متال کایمرا Chimaira گفته است " من حتا یک نفر را نمیشناسم که عاشق موسیقی دایم بگ نباشد، من از او به خاطر موسیقی که به ما هدیه داد ممنونم و از آنچه اتفاق افتاده بسیار غمگین هستم. هنگامی که جوانتر بودم موسیقی دایم به من دلیلی برای زندگی داد و او کسی بود که موسیقی متال را با شیوه بی نظیر نوازندگی خود متحول کرد. من هیچ گروه متالی را نمیشناسم که چند فن از او را به وام نگرفته باشد. من با تمام اعضای خانواده او و دوستانش و تمام کسانی که شاهد این اتفاق غم انگیز بوده اند احساس هم دردی میکنم."
مت هیفی Matt Heafy گیتاریست و خواننده گروه Trivium در باره دایم بگ گفته است " او یکی از تاثیر گذارترین موسیقی دانهای دوران ما بود. این احساس که حالا در کنسرتها ، جایی که ما به دنبال راهی برای دور شدن از مشکلات روزمره زندگی هستیم، قهرمانان ما کشته میشوند، احساسی بسیار ترسناک و هول انگیز است."
گروهی که ترانه we are the world را اجرا کردند.
منافع فروش این DVD هم به همین منظور اختصاص خواهد یافت. کن کراگن Ken Kragen یکی از برنامه ریزان پروژه اصلی میگوید "ایکاش میتوانستم بگویم که فروش ترانه We Are The World تمام مشکلاتی که به آن پرداخته است را حل کند. البته باید در نظر داشت که این کار توانست با عنوان کردن این مشکلات عده بسیاری را به عمل وادارد و مثال بسیار خوبی برای قدرت همبستگی هنگام کمک به نیازمندان باشد."
Posted by Kamran at 04:50 PM
December 10, 2004
قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان
Boat on the river
Styx در اساطیر یونان نام رودی است که از میان سرزمین مرگ میگذرد و ارواح مردگان برای ورود به این سرزمین باید از آن عبور کنند. در ابتدا موسیقی استیکس تقلیدی از نوع موسیقی راک پیشرو گروههایی چون Emerson Lake & Palmer و the Moody Blues بود و این از آثار اولیه آنها به خوبی مشهود است. به همین دلیل با وجود اینکه گروه با آلبومهای متعدد و تورهای مداوم توانسته بود شهرت محدودی کسب کند اما موفق نشده بود به جریان اصلی و حرفه ای موسیقی راه پیدا کند، تا اینکه ترانه Lady از آلبوم دوم آنها از رادیو شیکاگو پخش شد. این ترانه به عنوان یک تک ترانه در سراسر کشور پخش شد و به سرعت در مقام ششم فهرست تک ترانه ها قرار گرفت و آلبوم Styx II امتیاز صفحه طلایی گرفت. گوش کنید :
Lady
Paradise Theater
Take me back to my boat on the river
I need to go down, I need to come down
Take me back to my boat on the river
And I won’t cry out any more
Time stands still as I gaze in her waters
She eases me down, touching me gently
With the waters that flow past my boat on the river
So I don’t cry out anymore
Oh the river is wide
The river it touches my life like the waves on the sand
And all roads lead to tranquillity base
Where the frown on my face disappears
Take me down to my boat on the river
And I won’t cry out anymore
Oh the river is deep
The river it touches my life like the waves on the sand
And all roads lead to tranquillity base
Where the frown on my face disappears
Take me down to my boat on the river
I need to go down, with you let me go down
Take me back to my boat on the river
And I won’t cry out anymore
And I won’t cry out anymore
And I won’t cry out anymore
December 09, 2004
آتشی در سینه دارم جاودانی ، قسمت دوم
"آتشی در سینه دارم جاودانی"
معجزه سه دقیقه ای و عصاره ای از احساس مرتضی نی داوود است؛ کاش تنظیم این اثر با دقت و ظرافت باز نویسی و اجرا شود، تا این تصنیف نی داوود که به گفته خود او بهترین آهنگ اوست، زیباتر در یادها بماند.
در قسمت بعد در مورد موسیقی نی داوود و تنظیم مرتضی حنانه "هزاردستان" (ساخته زنده یاد علی حاتمی) صحبت می کنیم. (ادامه دارد...) .
مطلب مرتبط :
آتشی در سینه دارم جاودانی
از سجاد پورقناد
December 08, 2004
موسیقی سریال میشل استروگف
قسمت ابتدایی تيتراژ
|
قسمتی از متن سریال |
ولاديمير کوزما در 13 آوريل 1940 در بخارست، پايتخت روماني از والديني هنرمند (پدرش رهبر ارکستري برجسته و مادرش پيانيست کنسرت) متولد شد. کوزما از همان سالهاي اول زندگي آموختن موسيقي را آغاز کرد و در نهايت به کنسرواتوار ملي بخارست رفت و از آنجا با دو مقام اول – در نوازندگي ويولون و آهنگسازي- فارغ التحصيل شد.
در 1963 براي ادامه تحصيل در کنسرواتوار فرانسه به پاريس رفت و در آنجا علاوه بر تقويت دانش خود در زمينه موسيقي کلاسيک، به موسيقي Jazz، فولک و موسيقي فيلم هم علاقمند شد. در طي سالهاي 1964 تا 1967 به عنوان ويولونيست کنسرت به تور دور دنيا رفت و از ايالات متحده، آمريکاي لاتين و آسياي جنوب شرقي ديدن کرد. ديدار با آهنگساز برجسته فيلم ميشل لا گراند (Michel Legrand) اولين قدم به سوي فعاليت حرفه اي آينده اش بود.
ميشل استروگف سريالي موفق
او همچنين تعدادي موسيقي براي فيلمهاي کمدي ساخته فرانسيس وبر (Francis Veber) و ژرارد اوري (Gerard Oury) ساخته است که کمدين هاي مشهور فرانسوي مانند پير ريشار (Pierre Richard) و لويي دوفونس (Louis de Funès) در آن شرکت داشته اند. يکي از موفق ترين آثار او در عرصه جهاني موسيقي متن فيلم Diva در سال 1981 است که با الهام از Eric Satie آهنگساز فرانسوي شوخ طبعي که به خاطر عنوانهاي نامتعارف آثارش شهرت بسياري دارد ساخته شده است.
او براي اين فيلم اولين جايزه سزار - معادل فرانسوي اسکار- خود را دريافت کرد. او يک جايزه سزار ديگر براي فيلم Le Bal دريافت کرد که نسخه بدون کلام موسيقي اصلي آن از شهرتي جهاني برخوردار است. از جمله جوايز ديگري که به ولاديمير کوزما تعلق گرفته است ميتوان به جايزه فستيوال کن به خاطر مجموعه آثارش اشاره نمود.
December 07, 2004
حرکت کروماتیک و موازی آکوردها
Chromatic motion 1
دقت کنید که بسیاری از نوازندگان Jazz این آکورد دو مینور را سر صرب نزده و آنرا یا در نیم ضرب آخر میزان قبلی می زنند و یا پس از گذشت یک نیم ضرب (یک سکوت چنگ) اجرا می کنند. آنها به این علت که می خواهند حضور این هارمونی را بطور مشخص تری نشان دهند اینگونه عمل می کنند، چرا که اثر تغییر هارمونی با سکته در اطراف مرزهای یک میزان یا حتی ضربها به مراتب بیشتر در ذهن قرار می گیرد.
حرکت کروماتیک موازی رفت و برگشت در میان
یک آکورد با کشش طولانی
Chromatic motion 2
به علت آنکه حضور این آکورد بدست آمده از حرکت کروماتیک کوتاه در صحنه موسیقی کوتاه می باشد معمولا" احساس بدی - حداقل برای گوش آشنا به موسیقی Jazz - به انسان دست نمی دهد. همچنین شما می توانید پس از یک توقف کوتاه اول ، دوباره نیم پرده بالا بروید و همین مسیر را با دو حرکت به سمت آکورد اصلی برگردید. بسیاری از نوازنده ها از این روش استفاده می کنند.
Posted by Kamran at 02:05 PM
December 06, 2004
Fats Waller ، قسمت دوم
گوش کنید :
That old feeling
با وجود اینکه والر در اجرای برنامه Keep Shufflin روی صحنه برنامه اجرا نمیکرد و همراه بقیه اعضای ارکستر در محل مخصوص زیر سن قرار داشت، اما با شیوه خاص اجرایش تاثیر قابل توجهی بر بینندگان گذاشت. اندی رزاف (Andy Razaf) که شاعر بیشتر ترانه های برنامه از جمله ترانه شاخصWillow Tree بود، تبدیل به همکار دائمی و نزدیکترین دوست فتس والر شد.
یک سال بعد در ژوئن 1929 والر و رزاف برای اثر بعدی برادوی خود، Hot Chocolates که یک برنامه دیگر از گروه تمام سیاه پوست برادوی بود را آماده کردند. این بار در محل مخصوص ارکستر نوازنده ترومپت لویی آرمسترانگ (Louis Armstrong) بود که نقشش در طول اجرای برنامه روز به روز بیشتر میشد. از امتیازات دیگر Hot Chocolates ترانه غم انگیز What Did I Do To Be So Black, And Blue و یکی از ماندگارترین آثار این گروه یعنی Ain't Misbehavin بود که نسخه بدون کلام آن اولین کار بسیار موفق والر بود. این کار سالها بعد برای ثبت در تالار شهرت NARAS Hall of Fame انتخاب شد.
گوش کنید :
Ain't Misbehavin
هنگام اجرا با لویی آرمسترانگ
شهرت جهانی با تشکیل گروه Fats Waller And His Rhythm در 1934 نصیب او شد. این گروه که تماما از ستاره های موسیقی تشکیل شده بود شامل ال کیسی (Al Casey) نوازنده گیتار، هرمن اوتری (Herman Autrey) نوازنده ترومپت، بیلی تیلور (Billy Taylor) نوازنده بیس، درام نوازان هری دایل (Harry Dial) و ینک پورتر (Yank Porter) و نوازنده کلارینت رودی پاول (Rudy Powell) بود. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط :
توماس فتس والر (1943-1904)
December 04, 2004
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر
به قسمتی از آلبوم " دریا " برای سنتور گوش کنید:
دریا
ماهی برای سال نو
پس از مدتی بعد از اردوان کامکار سولوی "برفراز باد" را منتشر کرد که اوج پختگی و ذوق موسیقی خود را به نمایش گذاشت. اردوان کامکار در کنسرت خانوادگیشان که با خوانندگی شهرام ناظری در سال 76 اجرا شد، در میان برنامه قطعه "رقص باد" از آلبوم برفراز باد را با مهارت زیادی اجرا کرد ( فیلم این کنسرت هم منتشر شده)
پاساژهای سریع و در هم طنیده و ریتمهای و مضرابهای پیچیده، زبانی منحصر بفرد و جایگاهی بلند برای اردوان کامکار در سنتور نوازی معاصر فراهم کرده... (ادامه دارد...)
از سجاد پورقناد
مطالب مربوطه :
"گفتگو" اثری از پایور
دئو برای سنتور
December 04, 2004
صفحه طلایی، پلاتینیوم و ...
Chattanooga Choo Choo
نمونه ای از صفحه طلایی RIAA
Catch A Falling Star
از آلبوم هایی که بیش از 20 میلیون
نسخه فروش داشته است
بهترین های Eagles پر فروش ترین آلبوم دنیا تا کنون
بالاترین فروش همه دوران ، متعلق به بهترینهای گروه Eagles در سالهای 1975-1971 با 26 میلیون کپی تا به امروز و سایر آلبومهای دیگری که موفق به عبوراز مرز 20 میلیون شده است، Thriller مایکل جکسون، The Wall از پینک فلوید، Led Zeppelin IV و بهترینهای Billy Joel بوده است.
December 03, 2004
ده ترانه برتر اولین هفته دسامبر
در فهرست ده تایی این هفته (منتهی به پنجم دسامبر)، هرچند ترانه های Drop it like it’s hot و Lose my breath همچنان در صدر جدول قرار دارند، اما تغییرات اساسی در جدول پیش آمده است. به جدول نگاه کنید :
1. I Believe In You , Kylie Minogue
2. Drop It Like It’s Hot , Snoop Dogg & Pharrelll Williams
3. Lose My Breath , Destiny’s Child
4. Everlasting Love , Jamie Cullum
5. What You Waiting For , Gwen Stefani
6. I’ll Stand By You , Girls Aloud
7. Unwritten , Natasha Bedingfield
8. Vertigo , U2
9. What You Waiting For , Gwen Stefani
10. Frontin’ on Debra(Dj Reset Mash Up) , Beck,Jay-Z & Pharrell Williams
Kylie Minogue
I Believe In You
- ترانه چهارم از جوان 24 ساله ایست به نام جیمی کولام Jamie Cullum ، نوازنده پیانو، خواننده و ترانه سرای بریتانیایی که یکی از امیدهای Jazz معاصر به شمار میرود. اولین آلبوم او Twentysomething ، وی را به مقام یک ستاره ارتقا داد. این آلبوم در تاریخ موسیقی Jazz انگلستان رکورد سریعترین فروش را شکست و در عرض 6 هفته موفق به دریافت صفحه پلاتینی شد. موسیقی او آمیزه ای است از Jazz و تاثیرات موسیقی نسل جوان بر آن، از موسیقی راک گرفته تا آثار گروه Radiohead و اشعار هارمونیک جورج گرشوین که در موسیقی او به زیباترین نحو درهم تنیده شده اند.
Everlasting Love
Jamie Cullum
- ناتاشا بدینگ فیلد Natasha Bedingfield خواننده جوان ترانه هفتم این هفته است. ناتاشا ، خواهر و برادرش در سنین نوجوانی گروهی را تشکیل داده و هرنوع موسیقی از R&B گرفته تا Garage را تجربه کردند. ترانه Unwritten با مایه هایی از موسیقی کلیسایی توسط ناتاشا برای برادر کوچکش نوشته شده است و بنا به گفته خودش مانند بسیاری از اشعارش زمینه اش زندگی است. ”زندگی کردن و استفاده از فرصت زنده بودن تا حد اکثر ممکن.”
Unwritten
U2
December 02, 2004
یک هارمونی متفاوت
قبل از بررسی قطعه از شما می خواهیم که به این موسیقی زیبا گوش کنید :
And I Love Her
چهار میزان اول ملودی خواننده از دو حرکت طبیعی درجه اول به پنجم تشکیل شده است. در نیم جمله دوم باز همین حرکت را داریم بعلاوه حرکت از Cm به Ab و سپس Bb7 و در نهایت دو میزان روی Eb که این دو میزان اضافه بنظر می رسد (معمولا" باید هشت میزان باشد) اما به هر حال آهنگساز اینگونه تشخیص داده است و در موسیقی آورده شده. حرکت از Cm به Ab به دلیل آنکه دو آکورد دو نت مشترک (C و Eb) ، گذر بسیار زیبایی بوده ، اما حرکت از Ab به سمت Bb7 جسارت ویژه ای می خواهد که این گروه اینکار را انجام داده است. حرکت بعدی که پرشی است پنجم و سپس روی فامینور ملودی از نو شروع می شود. آیا شما احساس خاصی نسبت به هارمونی این قطعه ندارید؟ آیا فکر نمی کنید معلوم نیست اصلا" تنالیته این قطعه چه می باشد؟
هارمونی مقدمه و تم اول آهنگ مورد بحث
اگر به موسیقی دقت کنید خواهید دید که آکورد فا مینور در این قطعه گاهی همانند آکورد درجه II برای تنالیته می بمل ماژور استفاده می شود و گاهی هم بصورت درجه IV برای تنالیته دو مینور. در واقع به نوعی، حالت Pivot را بازی می کند و اجازه می دهد که آهنگساز تنالیته را بسادگی بین دو حالت ماژور و مینور نسبی مدولاسیون کند.
در واقع مقدمه این موسیقی در Eb ماژور می باشد هرچند استفاده از آکورد ابتدایی Fm نیز خود حاله ای از ابهام را بوجود می آورد که آیا موسیقی در مد Dorian می باشد یا خیر؟ شش میزان اول که خواننده می خواند در دو مینور هستیم و حرکت از درجه IV به I بصورت تکرار داریم. اما جالب اینجاست که در سه میزان آخر قبل از برگشت به تنالیته می بمل ماژور برمی گردیم و حرکت ما این چنین خواهد بود IV-V-I یعنی Ab-Bb-Eb ، دقت کنید که در ابتدای حرکت این سه آکورد، آکورد Ab بصورت درجه IV برای می بمل ماژور و درجه VI برای دو مینور استفاده می شود.
بله کمی پیچیده می باشد اما با کمی فکر و دقت می تواند بسادگی آنرا درک کرد. به همین ترتیب می توانید هارمونی بقیه موسیقی را تحلیل کنید. اما قسمت پایانی قطعه نیز برای خود جالب بوده و قابل بحث می باشد، اینکه چرا قطعه در دو ماژور تمام می شود؟ اگر به موسیقی گوش دهید حالت کنایه و طعنه آمیزی دارد - مانند اینکه بگوییم " دیدی گفتم !" - . این روش پایان دادن به قطعات را بسیاری از موسیقیدانان استفاده می کنند، در این روش قطعه ای را که با یک آکور مینور باید تمام شود با همان آکورد اما به حالت ماژور تمام می کنیم و جالب اینکه بدانید در دوران باروک نیز بسیاری از آهنگسازان از این تکنیک استفاده می کردند.
December 01, 2004
شکل گیری آوای سازهای الکترونیک
موسیقی Soul و R&B
صحنه این نوع موسیقی پر از افراد سیاه پوست با استعداد بود اما به دلیل وجود محدودیتها و تعصبات نژدای که در آن زمان همچنان دیده میشد، این افراد نتوانسته بودند شهرتی مناسب هنرشان به دست بیاورند. در طی سالهای میانه دهه، گروههای انگلیسی با کشف موسیقی Soul و استفاده از آن و همچنین جنبشهای دفاع از حقوق بشر، سیاه پوستان را به ادامه کار تشویق کرد و موجب شد تا مردم آمریکا این هنرمندان را از نو کشف کنند.
دیک دیل که سلطان گیتار لقب گرفته بود - و بعدها پدر Heavy Metal شد - نقش بزرگی در معرفی راک با گیتار سولو و نوای بسیار مدرن آن بر عهده داشت. خودش می گفت که بعداز موج سواری حس و حال و نوای دریا و امواج را با گیتار خود بازسازی می کرده است.
گروهی که بعد از دیل در این سبک نوآوری کرد، گروه Beach Boys بود. آنها با افزودن هارمونیهای آوازی که پر از انرژی جوانی و روزهای خوش در زیر آفتاب بود، چنان شور و حالی به این موسیقی دادند که در همه جای آمریکا بسیار محبوب شد و شهرت گروه را تا سالهای بعد تضمین کرد.
عکس معروفی از دیک دیل
در میان ستارگان موتاون باید به ماروین گی Marvin Gaye اشاره کنیم، او که از مشهورترین چهره های موسیقی شد اولین هنرمندی بود که کنترل کامل ضبط صفحه های خود را بر عهده گرفت و علاوه بر اینکه آهنگساز،ترانه سرا و خواننده بسیار قابلی بود توانست در بخش تولید نیز بسیار عالی عمل کند. بعدها استیوی واندر Stevie Wonder و اسموکی رابینسون Smokey Robinson هم ثابت کردند که تهیه کنندگان موفقی هستند اما نام ماروین گی همچنان به عنوان اولین، جایگاه بالایی دارد. (ادامه دارد ...)
مطالب مربوطه :
موسیقی pop دهه 60 ، ریشه Rock
دهه 60 آغاز می شود
از سحر شهاب
December 01, 2004
کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!
فعالیت های علی رهبری در خارج از ایران ادامه می یابد... (خبر از پژمان اکبرزاده )
علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگساز برجسته ایرانی که پس از به توافق نرسیدن با مسئولان ایرانی برای رهبری ثابت ارکستر سمفونیک تهران به تازگی ایران را ترک کرده، هفته آینده در روزهای هشتم و نهم دسامبر (هفدهم و هجدهم آذر) در مراسم بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتسارت در ترکیه برنامه خواهد داشت.
در این مراسم، علی رهبری همراه با پاول بادورا اسکودا (Paul Badura Skoda) که از برجسته ترین و همچنین سالخورده ترین پیانونوازان اتریشی است و شهرت بسیاری در زمینه اجرای آثار موتسارت دارد کنسرت خواهد داشت.
این دو هنرمند از سوی دولت اتریش برای کنسرت در مراسم بزرگداشت این آهنگساز اتریشی با ارکستر ریاست جمهوری در آنکارا (Presidential Symphony Orchestra) به ترکیه اعزام شده اند.
در برنامه مذکور، دیورتیمنتو Divertimento 136 برای ارکستر و کنسرتو پیانو در رِ مینور 466 اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت نواخته خواهد شد.
کنسرت شجریان، علیزاده و کلهر به اجرا درآمد
هشتم آذر محمد رضا شجريان همراه با حسين عليزاده، کيهان کلهر و همايون شجریان به اجرای برنامه در تالار وزارت کشور پرداختند. این کنسرت پس از برنامه مشهور "هم نوا با بم" که به نفع آسیب دیدگان زلزله بم اجرا شد، اولین کنسرت شجریان در ایران است.
این کنسرت در سه آواز اصفهان، دشتی، بيات ترک و افشاری اجرا شده که در این برنامه از تعدادی از ساخته های حسین علیزاده به همراه قطعاتی از آهنگسازان قدیمی ایران روی صحنه رفته است.
این کنسرت با تکنوازی تار حسین علیزاده آغاز شد و در قسمت بعدی کل گروه به روی سن آمد به به همنوازی پرداخت. در پایان این برنامه گروه با تشویق حضار روی سن آمده و به اجرای تصنیف "دوش دوش" در افشاری (از ساخته های علی اکبر شیدا) میپردازد ولی با این حال بینندگان باز تقاضای "مرغ سحر" می کنند که این تصنیف را هم مینوازد.
پیشتر محمدرضا شجریان در مصاحبه های خود انتقاداتی از شیوه نا مناسب برگذاری کنسرت در ایران داشت که حتی در پایان فیلم "هم نوا با بم" هم بر این نکته تاکید کرد؛ تا جایی همواره اجرای کنسرت در ایران را رد میکرد. از همین روی با اجرای این برنامه علاقمندان به موسیقی ایرانی را شگفت زده کرد.
مطالب مرتبط :
- نامه سر گشاده علی رهبری به وزير فرهنگ و ارشاد
- علی رهبری: اینجا مثل آپارتاید در آفریقای جنوبی شده !
- علی رهبری: رحمت الله بدیعی بهترین نشان است
- خواهران رهبری
- علی رهبری و موسیقی صلح
- نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری
