
December 31, 2004
Double Time & Double Time Feel
اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما" برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا" قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید. تنها کاری که در این حالت شما باید انجام دهید آن است که تمپوی (سرعت) اجرای قطعه را دو برابر کنید. طبیعی است که هیچ گونه تغییری در ملودی ها یا توالی آکورد ها برای هر میزان صورت نمی گیرد.
اما در بسیاری موارد دیگر نیاز بر این است که قطعه بصورت Double Time اجرا شود. در این صورت لازم است که نت قطعه بصورت کامل عوض شود چرا که هر دو میزان تبدیل به یک میزان خواهد شد. بعنوان یک مثال ساده به شکل نگاه کنید. خط اول چهار میزان موسیقی را نمایش می دهد چنانچه شما بخواید آنرا به صورت Double Time اجرا کنید از آنجایی که کشش نتها عوض می شود و اصلا" نتهای روی ضربه های قوی و ضعیف تغییر پیدا می کنند چه بسا که موسیقی تغییر فاحشی کند و حس دیگری به شنونده القا کند . در بسیاری موارد اینکار معمولا" توسط خود آهنگساز یا تنظیم کننده صورت می گیرد و قبل از آنکه قطعه به دست نوازنده برای اجرا برسد ممکن است Double Time یا برعکس Half Time شود.
اما در بسیاری از گروه های نوازندگان Jazz بخصوص هنگامی که یک قطعه را زنده اجرا می کنند با توجه به حسی که در لحظه، از موسیقی و صد البته از مخاطبین خود می گیرند، ممکن است تصمیم بگیرند که در یک لحظه موسیقی را Double Time Feel اجرا کنند. در اینگونه موارد لازم است که نوازندگان یک سری مسائل را رعایت کنند تا اجرای آنها قابل قبول باشد و مشکلی برای مخاطب در هضم موسیقی ایجاد نکنند. (فرض می کنیم قطعه در میزانهای با کسر نت سیاه تهیه شده است)
1 - قبل از رفتن به Double Time Feel و هنگامی که در تمپوی اول هستید باید کاملآ" آگاه باشید که حس ضرب نت های سیاه (یک چهارم) را درک کرده اید.
2 - پس از اطمینان از درک صحیح از نت های سیاه، در ذهن خود نت های (یک هشتم) چنگ را بشمارید. اینکار در ابتدا مشکل بنظر می آید اما پس از کمی تجربه خواهید دید که به چه سادگی می توانید نتهای سیاه را بشمارید.
3 - تا مطمئن نشدید که نت های چنگ (یک هشتم) را درک کرده اید اقدام به Double Time Feel کردن قطعه نکنید. چرا که ارزش زمانی این نتهای چنگ پس از Double Time Feel به نتهای سیاه تبدیل می شوند.
4 - پس از آنکه با یک کادانس، پاساژ یا سکوت یا اجرای سلوی یک ساز و یا هر روش دیگری، موسیقی را به تمپوی دوبرابر منتقل کردید در این حالت نت های سیاه شما معادل چنگ در تمپوی قبل خواهند بود. باید سعی کنید که در این حالت از ریتمی استفاده کنید که نتهای چنگ نیز داشته باشد. این نتها که معادل نتهای دولاچنگ (یک شانزدهم) قبل از انتقال تمپو می باشند به شما و شنونده کمک می کنند که راحت تر متوجه تغییر تمپو شوند و استفاده از آنها بسیار ضروری می باشد.
December 30, 2004
نقش زنان در موسیقی قرون وسطی
زنان در موسیقی قرون وسطا نقشهای مختلفی ایفا میکردند، زمانی بود که آنها تنها در بین تماشاگران بودند اما به تدریج آنها بین اجرا کنندگان، حامیان مالی و حتی سازندگان موسیقی نیز قرار گرفتند. شواهد و مدارک در باره نقش آنان همان اندازه پراکنده و اندک است که درباره مردان. بسیاری از منابع موسیقی نابود شده اند و آنهایی که در دست هستند به ندرت درباره مشخصات آهنگسازان مطلبی دارند. اگر به دنبال مطلبی درباره یک اجرای معین باشیم، عملا هیچ اطلاعاتی به دست نخواهیم آورد، در عین حال به همان ریزه مدارک یافت شده هم نمیتوان چندان اعتماد کرد.
که چگونگی حضور زنان در به وجود آمدن یا بهره گیری از موسیقی در زندگی روزمره شان را نشان میدهد. در اینجا به معرفی کوتاه این زنان میپردازیم، البته نباید دستاوردهای آنان را با معیارهای امروز بسنجیم، به یاد داشته باشیم که در حال بحث در محدوده زمانی از قرن 11 تا 13 میلادی می باشیم.
زنان به عنوان آهنگساز
شاید مشهورترین زن آهنگساز قرون وسطا هیلدگارد فون بینگن (Hildegard von Bingen) بوده است. مجموعه آثار او در زمینه sequence - تکرار یک قطعه ملودیک در گامهای مختلف - و سرودهای سوال و جوابی روحانی (antiphons)، جایگاهی خارج از سنتهای موسیقی دارد زیرا او به زبان ملودیک بی قید و بندی مینوشت که بیشتر بر مبنای اشارات موضوعی و مفهومی بود تا تبعیت خشک از روشهای استاندارد ملودیک و موسیقی مودال. او 77 اثر موسیقی خود را در کتابی به نام سمفونیی از هارمونی الهامات آسمانی (Symphonia harmoniae caelestium revelationum) گردآوری کرد.
trobairitz ، موسیقدانان حماسی و عاشقانه زن
هیلدگارد از تعلیم و تربیت بسیار ممتازی بهره مند نشده بود، تحصیل در دیر بر پایه آیین مناجات و شامل خواندن و نوشتن، زبان لاتین و موسیقی بود. بنابر این راهبه های دیگر نیز میتوانستند سرودهای ساده یا حتا چند صدایی (polyphony) تنظیم کرده و از آنها در مراسم و جشنها استفاده کنند. اما از آنجایی که بیشتر سازندگان موسیقی قرون وسطا ناشناس هستند نمیتوان دستاوردهای آنان را تعقیب نمود.
آهنگسازان موسیقی مردمی و غیر دینی وضعیت بهتری داشتند، شاید به این دلیل که موسیقی غیر دینی همراه با مشخصات سازنده آن ثبت میشد. بیست و یک تروباریتز (trobairitz) معادل مونث تروبادور (troubadour) که به آهنگسازان و اجرا کنندگان موسیقی حماسی و عاشقانه گفته میشد با نام و مشخصات کلی شناخته شده اند. هرچند تنها یک اثر کامل، شامل متن و موسیقی با هم، در دست است و توسط کنتس دیا (Countess of Dia) نوشته شده است.
آثار دیگر را میتوان با تطبیق دادن یک متن با موسیقی مناسبش مجددا" احیا نمود. مثالهی دیگر از آثار موسیقی زنان را میتوان در tensos یا مناظرات شاعرانه، یافت که در آن خوانندگان به نوبت یک بند از شعر را میخوانند و به آن حالت سوال و جواب میدهند. تعدادی از زنان شاعر- نوازنده trouvères در قرن سیزدهم به فعالیت مشغول بودند اما هیچ یک از آثار آنان همراه با موسیقی باقی نمانده است. بعضی از محققین این ترانه ها را "از زبان یک زن" نامیده اند، به این معنا که در این ترانه ها از زبان یک زن و با نگرش زنانه سخن گفته شده است و این نام در واقع منعکس کننده سهم زنان در به وجود آمدن گنجینه موسیقی قرون وسطا است. حداقل اینکه این ترانه ها عواطف و شیوه هایی از موسیقی را ارائه میکنند که در آن زمان برای زنان مناسب و شایسته به شمار می آمده اند. ( ادامه دارد ...)
مطالب مرتبط :
اختراع چاپ و ترویج موسیقی
هنر رنسانس
Posted by Kamran at 03:29 PM
December 29, 2004
نصرت فاتح علی خان
"صدای او، تار زرین گلیم خوش آب و رنگ این موسیقی مرموز - یعنی قوالی - است." جمله ای که در تاریخ 19 مه 2001 در مجله بیلبورد منتشر شد.
نصرت فاتح علی خان، به گفته بسیاری از صاحب نظران سفیر کبیر موسیقی قوالی - یک موسیقی سنتی که پیشینه ای بیش از 700 سال در پاکستان دارد - میباشد. این خواننده افسانه ای در 13 اکتبر 1948 در لیال پور (فیصل آباد فعلی) پاکستان متولد شد. او یکی از بزرگترین قوالها (خوانندگان صوفی) بود که تا کنون به دنیا آمده اند. خان، با تسلط فراوانی به اجرای قوالی میپرداخت، اما برای رسیدن به سبکی یگانه که مورد توجه پیروان تمام مذاهب قرار بگیرد، قوالی را با فرمهای دیگر موسیقی درآمیخت که شیوه "خیال" یک موسیقی کلاسیک سنتی پاکستانی، یکی از آنها است. به قسمتی از یکی از کارهای اخیر و زیبای
او گوش کنید (مست و قلندر) :
Massive Attack
نصرت فاتح علی خان در خانواده ای از قوالان متولد شد که شش قرن به اجرای این موسیقی اشتغال داشتند. نصرت فرزند استاد فاتح علی خان و برادرزاده استاد مبارک علی خان بود که هر دو در طی پنج دهه گذشته به عنوان اساتید برتر قوالی شناخته شده بودند. به خصوص استاد فاتح علی خان پدر، که موسیقی شناس، خواننده و نوازنده بود. او در سال 1964 درگذشت و نصرت که در آن زمان مشغول تحصیل بود توسط اعضای خانواده مجبور شد که جای پدر را درگروه اشغال کند. او با راهنماییهای پدرانه عمویش، به سرپرستی گروه رسید که آنرا نصرت فاتح علی خان، مجاهد علی خان و گروه نامیدند. گوش کنید :
Allah is great and glorious
Nusrat Fateh Ali Khan
در زمانی کوتاه، خان موفق شد تا از تمام گروههای برجسته قوالی پیشی بگیرد و در سراسر کشور به محبوبیت رسید. شهرت او به حدی رسید که در چندین مناسبت مهم برای اجرای برنامه توسط مشاهیر هند دعوت شد. شهرت جهانی او به دلیل یکی از این برنامه ها بود، عمران خان ورزشکار محبوب و بسیار مشهور پاکستان در رشته کریکت، از او دعوت کرد تا در یک مراسم رسمی برای تمام ورزشکاران تیم کریکت و تعدادی از شخصیتهای مشهور جهانی برنامه اجرا کند. این برنامه به دوستی عمیقی بین آنها منجر شد و حمایتهای او در کنار صدای پراحساس و آتشین خان، منجر به امضای قراردادها و اجرای برنامه ها در مناسبتهای مهم و جهانی شد. گوش کنید :
Ali in my soul
در طی سالهای 70 و 80 او به آن مرحله از خبرگی در کار اجرا رسیده بود که کارش را بی نظیر و بی رقیب کند. موسیقی نصرت تا حد زیادی با بالیوود (Bollywood) شهر سینمایی هند و صنعت فیلمسازی پاکستان عجین شده بود و او مشغول اجرای برنامه در تورهای دور دنیا و ساخت موسیقی متن فیلم های هندی بود. موسیقی دانهای بالی وود او را می پرستیدند و آثار او برای فیلمها در زمره پرفروش ترین ترانه های هند و پاکستان بودند.
Ali in my soul
خان در طول زندگی خود توانست قوالی را به عنوان یک هنر جهانی مطرح کند و آثار او در هر کجا و هر مناسبتی که اجرا میشدند، شنوندگان خود را به اوج سرمستی میرساندند. با وجود این عده ای از نوآوریهای او در قوالی انتقاد کرده اند. اما او دلیل اینکار را چنین عنوان کرده است که رسوم قدیمی، چیزی بیجان و مرده نیستند و موجود زنده مدام در حال تکامل است. این موسیقی سنتی نیز هنری زنده است و باید این زندگی را به جهان نشان داد. "این وظیفه موسیقی دانان است که موسیقی را مناسب مردم زمان خود بسازند.". (ادامه دارد ...)
مطالب مرتبط :
- همکاری با بزرگان موسیقی
- او آهنگساز بزرگ فيلم بود
December 28, 2004
بزرگداشت محمود کریمی
محمود کریمی(1306- 1363) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است. جایگاه محمود کریمی از این نظریگانه است که شاید در موسیقی ایرانی برای اولین بار بوده، کسی که خواننده حرفه ای نیست (محمود کریمی کنسرت رسمی نداشته) اینگونه مورد تایید و حتی مرجع موسیقیدانان قرار گیرد (البته حسن کسائی، اسماعیل مهرتاش و نورعلی برومند که تدریس ردیف آوازی می کردند هم خواننده حرفه ای نبودند ولی نوازنده حرفه ای و شناخته شده بودند)
آواز کریمی حجم وسعت آنچنانی نداشت (بر خلاف قمر، تاج یا شجریان و ...) ولی بقدری آواز را روشن و قابل فهم تدریس می کرد که بجز خوانندگان، نوازندگان بی شماری هم زیر نظر او تعلیم می دیدند.
ردیف آوازی کریمی نه ردیفیست کشدار و بی دلیل طولانی (مثل ردیفهای 1000 گوشه ایی که چندیست می شنویم، توسط عده ای تدریس می شود! البته به هیچ وجه حالت آموزشی هم ندارد و بقدری شلوغ است که- تماما"- خوب و بدش فراموش می شود!)، نه بقدری مختصر که قسمتهای مهمی از قلم افتاده باشد.
گوش کنید به
" قسمتی از ردیف شور با اجرای محمود کریمی "
به مناسبت بیستمیم سالگرد درگذشت این معلم بزرگ آواز ایرانی، چهارشنبه نهم دی ماه ساعت 17:30، به همت مرکز موسیقی و بنیاد رودکی بزرگداشتی در تالار وحدت برگزار می شود. در این برنامه نصرا... ناصح پور، همایون خرم به سخنرانی خواهند پرداخت و گروههای "نیریز" به سرپرستی ملیحه سعیدی و "خجسته" به سرپرستی سوسن اصلانی به اجرای برنامه خواهند پرداخت.
(با تشکر از آقای پیمان ناصح پور برای ارسال این خبر به " گفتگوی هارمونی")
از سجاد پورقناد
December 27, 2004
اکسیژن
ژان میشل ژار در سال 1972 در حال تجربه در زمینه های مختلف ساخت موسیقی بود و در این بین با فرانسیس دریفوس (Francis Dreyfus) موسس کمپانی ضبط صفحه دریفوس جاز آشنا شد و به
ضبط تعدادی از آثار خود پرداخت که مجموعه آنها در یک آلبوم به نام "Deserted Palace" منتشر شد و اولین آلبوم موسیقی تجربی او محسوب میشد.
از فعالیتهای دیگر او در این سال ساخت موسیقی متن فیلم "Les Granges Brulees" ساخته ژان شاپو (Jean Chapot) با بازی آلن دلون (Alain Delon) و سیمون سینیوره (Simone
Signoret) بود. گوش کنید :
Oxygene 4
سالهای 1975-1972 دوران پرکاری برای ژار بود، او در این مدت برای موضوعات مختلف و بسیار متفاوت موسیقی ساخت. از جمله برای باله، برنامه های تلویزیونی و تبلیغات برای شرکتهایی مانند نستله و پپسی کولا. علاوه بر اینها کار آهنگسازی، ترانه سرایی و تولید آثار هنرمندان مختلفی را هم بر عهده گرفته بود.
در سال 1974 پس از پخش آلبوم "Deserted Palace" در آمریکا، ژار با دومین فرد بسیار موثر در زندگیش آشنا شد، میشل ژیس (Michel Geiss). او که تولید کننده دستگاه هایی چون Matri-Sequencer و Digi-Sequencer بود نقش بسیار مهمی در شکل گیری آینده حرفه ای ژار بر عهده داشت.
1987 اجرای اکسیژن
سال 76 برای ژار سالی پربار بود. او ساخت مجموعه محبوب خود یعنی "اکسیژن" را در فرانسه آغاز کرد. این آلبوم شامل 6 قطعه به نامهای اکسیژن1تا 6 است و با انواع مختلف سازهای الکترونیک
نواخته شده است.از جمله RMI Harmonic synthesizers, Farfisa organ Eminent, Mellotron و Rhythmin' Computer و انقلابی در استفاده از ابزارهای الکترونیک به پا کرد و
میتوان گفت اولین آلبومی است که با این سبک خاص ساخته شد. گوش کنید :
Oxygene 2
این آلبوم توانست طرفداران بی شماری در دوران خود و در سالهای بعد داشته باشد و همچنین الهام بخش طراحان سینتی سایزر و آهنگسازان در طی سالهای بعد از خود باشد. ژار برای این اثر جایزه بزرگ
"Grand Prix Du Disques" آکادمی شارل کراس" the Charles Cross Academy" را از آن خود کرد.
Oxygene 2
در سال 77 شرکت ضبط و پخش پولیدور Polydor ، موفق شد مجوز پخش اکسیژن و تمام صفحه های بعد از آن را در تمام دنیا، از ژار بگیرد. مجله "People" ژار را به عنوان "چهره سال" معرفی کرد و مجله "Daily Mirror" از آثار او به عنوان "انقلاب فرانسه در دنیای راک" یاد کرد. صفحه موسیقی فیلم "Paris By Night" در این سال به بازار آمد. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط : ژان میشل ژار
December 26, 2004
اختراع چاپ و ترویج موسیقی
در 1450 یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) مخترع آلمانی موفق به اختراع ماشین چاپ شد و در سال 1501 اوتویانو دو پتروچی (Ottaviano de’Petrucci) ایتالیایی، این دستگاه را در راه
خدمت به موسیقی به کار گرفت. این کار شیوه نگرش مردم به موسیقی را تغییر داد. اکنون مردم عادی میتوانستند موسیقی و رقص را از طریق کتابهای آموزشی بیاموزند و بتوانند به کمک ترانه های چاپ شده
آواز بخوانند. به زودی از هر فرد تحصیل کرده انتظار میرفت بداند چطور آواز بخواند، برقصد یا سازی را بنوازد.
موسیقی به شکل آواز، نوع غالب موسیقی اوایل رنسانس بود و آواز بدون ساز در مراسم کلیسایی و مراسم غیر مذهبی مانند جشنها، معمول بود. موسیقی آوازی قرون وسطا دارای سه قطعه متفاوت آوازی بود
که هر کدام به طور جداگانه ساخته و اجرا میشد. اما در دوران رنسانس قطعات موسیقی در چهار بخش یا بیشتر نوشته می شد. که معمولا" هر قطعه صدای قبل از خود را تقلید میکرد و همان کلمات را بر زبان
می آورد.
اما برخلاف موسیقی دانهای قرون وسطا، در رنسانس موسیقیدانان به استفاده از چنگ (در نت نویسی) علاقه داشتند و ساخته های خود را با توجه به ایجاد هارمونیهای گوش نواز تکمیل میکردند. آنها از ترکیبهای چند صدایی (polyphony) نیز استفاده میکردند اما مراقب بودند که هر صدا با صداهای دیگر هماهنگ باشد و از ارزشش کاسته نشود.
در اواخر دوره رنسانس، سازها به نسبت قطعات آوازی فضای بیشتری را اشغال کردند. برای مدتی طولانی، آهنگسازان خود را با نوشتن نام ساز در کنار قطعه آوازی خسته نمیکردند اما همه میدانستند که سازهایی هم این قطعه را همراهی میکند. در سال 1511، هنگامی که چاپ کتابهایی در باره سازها آغاز شد دنیای نوازندگان فروتن دگرگون شد و اهمیت نوازندگان افزایش یافت.
آفرینش خورشید و ماه از میکلانژ
سازهای مختلف در مراسم رسمی و غیر رسمی رقص، رقصندگان را همراهی میکردند. البته مردم همیشه با نوای ساز میرقصیدند اما در دوران رنسانس، بداهه نوازی جای خود را به موسیقی تعریف شده و
هماهنگی داد که طبعا فن رقص را هم تحت الشعاع قرار داد و به شیوه های خاص رقص اروپایی انجامید. آهنگسازان در چهارچوب قوانین این رقصها به آهنگسازی میپرداختند و آنرا به چاپ میرساندند تا همه
بتوانند آنرا بیاموزند.
بطور کلی می توان این وِیژگیها را برای موسیقی دوران رنسانس بیان کرد :
- ارتباط تنگاتنگ موسیقی و کلام بگونه ای که برای اغلب آهنگسازان این دوران از اصطلاح نقاش کلام استفاده می شد.
- بافت این موسیقی بیشتر پلی فنیک است و بخشهای مختلف ملودی های کمابیش یکسانی دارند.
- موسیقی رنسانس نسبت به قرون وسطی غنی تر بوده بعنوان مثال استفاده از بخش باس برای اولین بار در این دوران وارد موسیقی شده است.
- موسیقی کرال در دوران رنسانس به اوج خود رسید به همین دلیل این دوران را عصر زرین کرال می نامند.
- موسیقی رنسانس ریتمی آرام و اغلب بدون ضربه دارد و معمولا" بخش ها ریتم های مستقل اما شبیه به هم دارند که با اختلاف زمانی (حالت کانن) اجرا می شوند.
گوش کنید :
مطلب مرتبط : هنر رنسانس
December 25, 2004
حنانه و هزاردستان
همانطور که در مطلب قبل گفته شد،
"آتشی در سینه دارم جاودانی"
که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود! به اجرای این تصنیف توسط قمرالملوک وزیری توجه کنید:
"آتشی در سینه دارم جاودانی"
همچنین گفته شد اولین بار نبود که قطعه ای از نی داوود برای ارکستر تنظیم میشد. مرتضی حنانه موسیقیدان و رهبر صاحب نام ایران با اینکه چندان با موسیقی دستگاهی ایرانی میانه خوشی نداشت و مخصوصا" موسیقی فیلم (که خودش آثار متعددی در این زمینه دارد) را با ارزش نمی دید و با دید آزمایشگاه موسیقی و زمینه ای برای تجربه در آهنگسازی از آن بهره می برد، برای تیتراژ سریال "هزاردستان" (ساخته زنده یاد علی حاتمی) در سال 1366 پیش درآمد اصفهان ساخته مرتضی نی داوود را انتخاب کرد (البته حنانه بیشتر در دوره جوانی و بخاطر خاطرات بد دوران هنرستان با موسیقی دستگاهی مشکل پیدا کرده بود! ولی بعدها با موسیقیدانانی چون، علی تجویدی، مرتضی نی داوود، فرهاد فخرالدینی، بزرگ لشکری، حسین قوامی، فرهنگ شریف ... دوست و همنشین شد، تا جایی که آثاری از آهنگسازان موسیقی ایرانی را با ارکستر فارابی تنظیم و اجرا کرد)
"آتشی در سینه دارم جاودانی"
با این حال اهالی موسیقی ایرانی هیچگاه آنطور که باید او را خودی نشناختند(مانند دهلوی و فخرالدینی که موسیقیشان با موسیقی دستگاهی تا حدی آمیخته شده) با اینکه حنانه گاهی تسلطش برتئوری موسیقی ایرانی از بعضی از اساتید موسیقی دستگاهی پیشی می گرفت.*
البته باید توجه داشت که موسیقی حنانه رگه هایی از فرهنگ ایرانی را در خود دارد و از این حیث نسبت به آهنگسازانی چون ثمین باغچه بان و استادش پرویز محمود ( که در این زمینه انتقادهایی هم به آنها داشت) برتری دارد.**
مرتضی حنانه کلا" با سازهای ایرانی مشکل داشت و سازهای ایرانی را ناقص می دانست (رجوع شود به کتاب "... به رهبری حنانه" صفحه 159) و بجز دو یا سه قطعه که حنانه مجبور به استفاده از سازهای ایرانی شده، از بهره گیری از این سازها تا حد امکان پرهیز می کرد. ***
حنانه در این اثر از دو عدد تار بهره گرفته که قسمتهایی را بصورت کنترپوانیک اجرا می کنند و بقدری رنگ آمیزی زیبایی بوجود آورند که عدم وجود آنها قابل تصور نیست، ولی جالب آنجاست که حنانه با اصرار دوستان حاضر به انجام این کار شد و ممکن بود بدون تار این اثر را اجرا کند! این اتفاق در حالی می افتد که انتخاب جایگزین برای تار در این قسمت محال بنظر می رسد ولی حتما" مرتضی حنانه با دانشی که از آن سراغ داریم از پس چنین کاری بر می آمده!
به یکی از قطعات آلبوم هزار دستان گوش کنید :
" پیش درآمد اصفهان "
این اجرای پیش درآمد اصفهان نی داوود، یکی از بهترین نمونه های تنظیم موسیقی ایرانی برای ارکستر سمفونیک است که نشان از تسلط و تجربه حنانه روی سازهای ارکستر سمفونیک دارد. همچنین پیانوی این اثر که سبک حنانه را به خوبی مشخص می کند خود جای بحث فراوان دارد که جا دارد مشخصا" مورد بررسی قرار گیرد.
گوش کنید :
" پیش درآمد اصفهان برای پیانو"
این پیش درآمد در آخرین قسمت سریال هزاردستان، یکبار به صورت یونسون (اونیسون) با یک ارکستر سازهای ایرانی شنیده شد که در تدوین موسیقی، مرحوم روبیک منصوری در فیلم گنجانده بود (غیر از این قسمتهایی از ساخته های جلیل عندلیبی و پرویز مشکاتیان هم در فیلم شنیده شد!)
ارکستر مرتضی حنانه چه از لحاظ هارمونی چه ارکستراسیون بی نظیر و یگانه بود؛ تنظیم این قطعه می تواند چشم انداز جدیدی باشد به سوی موسیقی ارکسترال ایرانی که شکوه و عظمت موسیقی ایرانی را دو چندان می کند. در قسمت بعدی به یکی دیگر از آثار ارزشمند مرتضی حنانه که بر مبنای موسیقی گیلان تصنیف شده می پردازیم.(ادامه دارد....)
* شاید یکی از دلایل آن دید غریبه گونه اش به سازهای ایرانی بود! به عقیده نگارنده حنانه هیچگاه معنی لحجه یحیی را حس نکرد، چون کسی که با شهناز و شهنازی غریبه باشد یحیی را هم نمی شناسد (البته بنده هیچ دیداری با استاد حنانه نداشتم و این تنها دریافت احساسی من از سخنان و جهتگیریهای اوست)
** این اصالت درونی را در نوشته های مرحوم غلامحسین غریب احساس کردم! وقتی نوشته های غریب را می خواندم ناخوداگاه فضای موسیقی حنانه در ذهنم زنده می شد، چنانکه گویی کلام موسیقی حنانه است! (غلامحسین غریب گرکانی دوست و همکلاسی مرتضی حنانه در مکتب پرویز محمود بود که هر دو از پایه گذاران ارکستر سمفونیک تهران بودند؛ غریب و حنانه با هم پیمان بسته بودند، آموزش آکادمیک کلارینت و هورن ایران را از وجود استاد خارجی بی نیاز کنند...)
*** بنده دلیل این جهتگیری حنانه را بیشتر از یک دلیل علمی، بهانه ای برای مخالفت و لجبازی با موسیقیدانان ایرانی کاری که سالهای پر حرارت جوانی او را تباه کرده بودند، می بینم؛ با اینکه اشکالاتی که حنانه به سازهای ایرانی می گیرد تا حد زیادی قابل قبول هست ولی سازهای غربی هم کم و بیش خالی از این مشکلات نیستند، ولی ما با قبول تمام اشکالات آنها ناگزیر به استفاده از این سازها هستیم... (حاشیه نویسی در این سایت چندان مرسوم نیست! ولی شخصیت پیچیده استاد حنانه نوشته را پر حاشیه می کند! مثل کتاب "... به رهبری حنانه" که حاشیه آن تقریبا" به اندازه متن است...)
از سجاد پورقناد
نوشته های مرتبط :
- بوشو ای شو ...
December 24, 2004
آوه ماریا از شوبرت
شوبرت علاقه بسیاری به آوزا داشت و بسیاری از کارهای زیبای آوازی خود را در نوجوانی تصنیف کرد. او عاشق اشعار گوته بود و اولین کار آوازی خود را در هفده سالگی بنام Gretchen am
sponnarade ساخت. سال پس از آن حدود 150 کار آوازی ساخت و در نوزده سالگی که تجارب بسیاری در ساخت موسیقی آوازی بدست آورده بود 180 اثر شامل کارهای آوازی، اپرا، سمفونی و مس
خلق کرد. به قسمتهایی از Ave Maria او که توسط ماریا کالاس اجرا شده است گوش کنید.
Ave Maria
قطعه آوه ماریای شوبرت از بارزترین کارهای او می باشد بگونه ای که در زمان زندگی او بارها و بارها به صور مختلف تنظیم و ضبط شد. در این قطعه ملکه بزرگ فرشتگان از آسمان به زمین می آید تا از
دختر فقیری که تنها و بی کس می باشد دلجویی کند.
کارهای آوازی شوبرت آنقدر شهرت جهانی دارد که حتی بسیاری از مردم که با موسیقی کلاسیک آشنا نیستند نام شوبرت را با موسیقی آوازی مترادف می دانند.منتقدین موسیقی دلیل این امر را عدم وجود احساسات پیچیده و سنگین در کارهای شوبرت که فقط برای عده قلیلی قابل هضم می باشد، می دانند. اشعار کارهای شوبرت اغلب راجع به عشق، محبت، طبیعت، تقوی و خلاصه هر آنچه مردم در زندگی عادی با آن در ارتباط هستند می باشد.
استفاه از ملودی های زیبا برای این اشعار بدون آنکه موسیقی را به حالت مبتذل بکشاند نیز از جمله ویژگیهایی است که کارهای او بسادگی در گوش و دل شنونده جای باز می کند.
او در بیست و یک سالگی تصمیم گرفت که زندگی خود را تمام و کمال وصف موسیقی کند و برای همین منظور از خانه پدری بیرون رفت و با دوستان خود زندگی می کرد. بشدت کار می کرد از صبح زود تا نیمه های شب، گویا می دانست که عمر کوتاهی خواهد داشت. کارهایش را یکی پس از دیگری به سرعت می نوشت و منتشر می کرد. در این میان فقط بعد از ظهرها برای تفریح با دوستان به رستورانها و کافه ها می رفتند و احیانا" با هم بیلیارد بازی می کردند.
هفته ای یکی دو شب هم دوستان کنار هم جمع می شدند و شوبرت به اجرای کارهای خود توسط پیانو می پرداخت. والس و آوزاهای زیبا که شور و شادی بسیاری به میان محفل صمیمی دوستان می آورد. اغلب دوستان او از قشر تحصیل کرده و متوسط جامعه بودند و همانطور که قبلا" هم گفتیم او هرگز همدم اشراف نشد. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط : زندگی کرد، سختی کشید و ...
December 23, 2004
ژان میشل ژار
حتما" برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های موفقی چون لورنس
عربستان، محمد رسول الله، روح و ... اشاره کرد.
ژان در 24 اگوست 1948 در لیون فرانسه متولد شد و پدرش در سال 1953 برای کار به هالیوود رفت اما او به همراه مادر در فرانسه ماند. او اولین درسهای پیانو را آغاز کرد ولی چندان علاقه ای نسبت
به موسیقی که برایش حکم تمرین مداوم و محرومیت از بازیهای کودکانه داشت، نشان نمیداد. در 1957 معلم جدید پیانو ژان موفق شد تا عشق به موسیقی را در او زنده کند به طوری که بعدها در سنین
نوجوانی موسیقی را به عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کرد و در کنسرواتوار پاریس مشغول تحصیل شد و این تحصیلات آکادمیک در آینده پایه محکمی برای این آهنگساز مدرن شد. گوش کنید :
ژار در 1964 پس از دیدن برنامه Danny Logan & The Pirates با دوستانش گروهی به نام Mystere IV را تشکیل دادند و جایزه اول جشنواره خیابانی پاریس را از آن خود کردند. در 1967 ژان میشل همراه با گروه جدید خود The Dustbins در قسمت کوتاهی از یک فیلم به نام Des Garcon Et Des Filles شرکت کردند و پس از آن چند تور کوچک در گوشه و کنار نورماندی برگزار کردند. در 1968 ژان میشل پایان نامه خود را با عنوان "فاوست در ادبیات و در موسیقی" (The Faust Of Literature and Music) با تکیه بر گوته و برلیوز (آهنگساز شهیر فرانسوی قرن 19) نوشت.
پس از آن کنسرواتوار را ترک کرد و با شخصی آشنا شد که درک و احساس او را نسبت به موسیقی و تکنولوژی متحول کرد. پیر شافر (Pierre Schaeffer) از شرکت G.R.M (شرکتی که به دنبال تحقیقات شافر در باره استفاده از موسیقی و اصوات از پیش ضبط شده در کار آهنگ سازی به وجود آمد و کار آن تولید ابزارهایی برای تولید، پردازش و میکس این اصوات است). به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید :
اجرای برنامه در آغاز هزاره سوم در مصر
سال 1968، سال انقلاب دانشجویی در پاریس بود و در بیشتر کشورهای اروپا هنرمندان سعی داشتند به فرمها و فضاهایی خارج از سنتهای رایج دست پیدا کنند. ژان میشل در برنامه تحقیقی G.R.M شرکت
کرد و برای اولین بار با روشهای الکتروآکوستیک در ساخت موسیقی آشنا شد. او آموخت که چگونه با نوار الکترونیک کار کند و چگونه اصوات و تکه های موسیقی آماده (concrete music) را برای
ایجاد یک موسیقی واحد کنار هم قرار دهد.
در این مدت او آهنگ Happiness is a Sad Song را هم برای خانه فرهنگ (Maison de Culture) آماده کرد که البته بطور رسمی پخش نشد. او در 1969 اولین اثر موسیقی الکترونیک خود به
نام La Cage و به دنبال آن ترانه Erosmachine را در سال 70 ضبط کرد. بدنبال انتشار La Cage در سال 71 ژان میشل G.R.M را ترک کرد و به کار ساخت جلوه های صوتی الکترونیک برای
گروه Triangle پرداخت. گوش کنید :
او به عنوان جوانترین هنرمند در برنامه بازگشایی اپرای Palais Gardnier پاریس برنامه زنده اجرا کرد. اثر او Aor نام داشت که در زبان عبری به معنای نور است.این اثر از هفت قطعه برای هریک از هفت رنگ رنگین کمان تشکیل شده بود و طراحی رقص آن توسط نورمن اشموکی Norman Schmucki انجام شده بود. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط : اکسیژن
December 22, 2004
هنر رنسانس
لغت فرانسوی رنسانس (Renaissance) به معنی تولد دوباره و همچنین نام یک دوران فرهنگی تاریخ اروپا است. این دوران سالهای پایانی قرون وسطا (دوران تاریکی) تا آغاز باروک را در بر میگیرد و
در واقع به معنی نوعی نگرش تازه به فلسفه، هنرهای تجسمی، معماری، تئاتر، ادبیات و موسیقی در طول این عصر است.
هرکدام از این جنبه های فرهنگی، در زمان خاصی به رنسانس رسیده اند که در مجموع سه قرن، از 1300 تا 1600 را شامل میشود. موسیقی، حرکت خود را از قرون وسطا به رنسانس بسیار آهسته انجام
داد و دوران تحول آن از 1450 آغاز شد و تا 1600 یعنی آغاز دوره باروک بطول انجامید. البته در تمام این سالها موسیقی در سراسر جهان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است و ما در این مطلب سعی
خواهیم کرد نگاه مختصری به موسیقی اروپا در دوران رنسانس داشته باشیم.
در اروپای قرون وسطا، هنر بیشتر در خدمت کلیساها و دربار پادشاهان هر کشور بود. در واقع مردم عادی موسیقی خاص خود را داشتند که از آن اطلاعات بسیار کمی بجای مانده است. در آغاز رنسانس، اروپاییان پس از پشت سر گذاشتن دوران حکومت مطلق کلیسا، نسبت به مذهب و زندگی پس از مرگ کم توجه شدند و بیشتر متوجه زندگی این جهان شدند. آنها به تحقیق در باره گیاهان، جانوران و همچنین به مطالعات نجوم و فیزیک پرداختند تا بتوانند هرچه بیشتر در باره دنیای خود بیاموزند.
فیلارمونیک چک، بنای دوران رنسانس
در این دوران شیوه اندیشیدن انسانها به خودشان هم تغییر کرد. تحصیل برای عده بیشتری غیر از طبقه ثروتمند امکان پذیر شد و تبعیض اجتماعی تا حد زیادی از بین رفت و مردمان ثروتمند از هنرمندان
حمایت کردند تا در انواع هنرها به درجات بالاتر برسند، دیگر دربار یا کلیسا قدرت مطلق نبودند و تنها نقش حامی داشتند. در چنین جو هنری، هنرمندانی با هر پس زمینه اجتماعی قادر بودند تا فارغ از قید و
بند های قرون وسطایی، تا هر درجه که میتوانستند رشد کنند و از طرف مردم و حامیان خود بیشترین احترام و توجه را دریافت کنند. آنها به سفر در سراسر اروپا میپرداختند و تمام شنوندگان و بینندگان خود را
غرق در شگفتی میکردند.
گاهی گروهی از نوازندگان همراه با حامی ثروتمند خود سفر میکردند. آنها در طول سفر خود با موسیقی دانان دیگری از کشورهای دیگر آشنا میشدند و با شنیدن موسیقی یکدیگر، به تبادل ایده ها و فنون خاص
خود میپرداختند و به این ترتیب شیوه های خاص موسیقی اروپایی درهم تنیده شد و تغییر یافت.
در ابتدای دوران رنسانس سبکهای غالب یکی سبک نواحی هلند و بلژیک بود که به فلمیش (Flemish) شهرت داشت و دیگری سبک فرانسوی. اما در حدود سال 1550 کشورهای دیگر هم در این زمینه به فعالیت بیشتری پرداختند. در این دوران انگلستان چنان درگیر جنگهای داخلی بود که تا 1485 هیچ تحول موسیقایی در آن به وجود نیامد و حتا پس از رنسانس موسیقی در این کشور، آنها تمام فوت و فنهای خود را به صورت یک راز حفظ کردند. (ادامه دارد ...)
December 21, 2004
از دوره باستان گروه نوازی داشتیم
بدنبال تهیه مطلب
علیرضا جواهری
با علیرضا جواهری موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
لطفا" بفرمایید، چی شد که به این فکر افتادید پارتیتور آثار چند صدایی موسیقی ایرانی با سازهای، را منتشر کنید؟
اولین بار این انگیزه با زحمات استاد حسین دهلوی شروع شد. پارتیتورهای آثار ایشون مثل "سبک بال" ، "کنسرتینو سنتور" که آقای پایور اجرا کردند، "بند باز" (از وزیری) ، "به زندان صبا"، "شورآفرین" و چند کار دیگه که منتشر شد روی من خیلی تاثیر گذاشت (که چه خوبه) کارها بصورت علمی و دقیق انجام بشه، خوب هر چه این کارها مرتب تر باشه برای کارهای گروهی و اجرا مسلما" بهتر هست!
متاسفانه در اکثرا" گروههای ایرانی که تشکیل می شه، چند تا ساز همینطور کنار هم می شینن و چون تفکر ذهنی یک تفکر مونوفون هست، کار خاصی انجام نمی دن! البته من نمی گم (حتما") موسیقی ایرانی چند صدایی باشه و مونوفن نباشه! چون چند صدایی ما تو موسیقی ایرانی بطور لحظه ای و اتفاقی هست و اونطور نیست که مثلا" یک قواعدی بنویسیم برای هارمونی و کنترپوان ... خیلی موفق نخواهیم بود؛ ولی می تونیم با یکسری تمهیداتی که مناسب ساختار موسیقی ایرانی هست در نظر بگیریم و بوسیله اون کار گروهی موسیقی ایرانی را تنظیم و طراحی کنیم؛ یعنی نوازنده ای که نشسته بدونه که چه کاری باید انجام بده، نوازنده سازهای بم چه وظیفه ای داره، سازهای زیر، مضرابی، کششی... یا نوازنده نی بدونه فرقش (تفاوت پارتش) با کمانچه چیه! ما مساله ای که همیشه در گروههای ایرانی داریم این هست که مثلا" اگر آهنگساز نوازنده سنتور هست، بقیه سازها هم باید با ذهنیت سنتور بنوازند، یعنی نوازنده تار باید سنتوربزنه، کمانچه باید سنتور بزنه، یا اگر آهنگساز تارنواز باشه، نی باید تار بزنه، سنتور و... ولی اگر این طراحی یک طور شکل بگیره که هر سازی امکانات و ویژه گی های خودش را بشناسه با اون ویژگی بیاد همنوازی کنه و حتی ممکنه اون همنوازی در بسیاری از جاها به شکل تکصدایی باشه اصلا" خود تکصدایی یکجور تنظیم هست.
من اولین بار با دیدن کارهای آقای دهلوی به این فکر افتادم که چرا در کارهای خودمون که، آثار زیادی ساخته و تنظیم شده نیاییم این کار را انجام بدیم؟ وقتی نگاه کردم دیدم کارهای دوره چاووش خوب یک نقطه عطفی بود برای این مسئله که البته قبل از این کارها آثار استاد پایور این ویژگی را داشت و کارها مرتب تنظیم می شد ولی نمی دونم این کارها به صورت پارتیتور بوده یا نت دست نویس به نوازندگان داده می شده و شاید گردآوری آنچنانی نشده بوده این کارها؛ ولی به هر حال کارهای چاووش- چون من علاقه خاصی هم به این مجموعه کارها داشتم- را، تجربی شروع کردم به نوشتن و جمع آوری کردن و طبیعتا" از کارهای حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی، هوشنگ کامکار و آهنگسازانی که اون دوره کار کردند اکثر کارهاشون را بصورت شخصی برای خودم گردآوری کردم که بعدها کارهای آقای مشکاتیان، که اون دوره ساخته شده بود مثل "پیروزی" و "رزم مشترک" و ... منتشر شد.
فکر نمی کنید دلیل یونیسون زدن در ارکستر ایرانی، نبود تعریفی برای ارکستراسیون- به معنای غربیش- در موسیقی ایران هست؟ و آهنگسازان هیچوقت تکلیف خودشون را با مثلا" کمانچه و نی نمی دونن و فقط به عنوان صدایی برای رنگ آمیزی، با دید سطحی به اون نگاه می کنن؟
البته این سوال شما بحث طولانیی را خواهد داشت، بخاطر اینکه موسیقی قدیم ایران در دوره ساسانی و بعد از اون یک موسیقی جمعی بوده با توجه به چیزهایی که ما در حجاریها دیدم... خوب ارکستر بزرگی هست با سازهای بسیار زیاد، بخصوص زمان خسروپرویز و دوره های دیگه ... بنابراین نمی تونیم بگیم موسیقی ما موسیقی جمعی نبوده! ولی به هرحال به دلایل شرایطی که بوجود آمد بخصوص در دوره صفویه-تحریم موسیقی- کلا" موسیقی ایرانی به سمت یک موسیقی شخصی و انفرادی رفت! در صورتی که بعید می دونم که کلیه موسیقی های اجرا شده در قبل از صفویه موسیقی های شخصی و فردی باشه؛ با توجه به تصاویر و عکسهایی که داریم از منطقه های دزفول، چغازنبیل،چغالمیش و... مطالب زیادی هست که وظیفه من وشما نیست و باید کسانی که دنبال باستانشناسی هستند باید برن روش تحقیق کنن و پیگیری کنن؛ ولی بحث اینکه امروز موسیقی ایرانی ما واین چیزی که امروز ما داریم اجرا می کنیم خوب موسیقیی بوده که از دوره قاجار به این سمت مخصوصا" بعد از خاندان فراهانی به ما رسیده؛ حالا بعد از علی اکبرخان فراهانی، میرزاعبدا... و میرزا حسینقلی که البته موسیقی اینها انفرادی بود که بعده ها با کمک مرحوم برومند بصورت موسیقی ردیف بیرون آمد و منتشر شد و در دسترس ما قرار گرفت؛ ولی شما اگر بینید موسیقی جمعی ما در چندین سال بعد از این ماجراها مخصوصا" در دهه 1320 و 1330 و 1340 ما ارکسترهای متعددی داشتیم، ارکستر صبا، ارکستر گلها داشتیم که البته (تنظیم) اونها با توجه ارکستراسیون غربی (تقربیا") بود؛ مخصوصا" برای سازهای زهی تنظیم می شد و یا یکسری سازهای بادی چوبی هم بصورت محدود بودند، مثل فلوت و کلارینت...
ولی این که شما سوال می کنید به احتمال قوی (منظور شما) ترکیب سازهای ایرانی هست! که من خودم ترکیب سازهای ایرانی را بصورت مرتب و تمیز و کار شده، اولین بار می تونم بگم در ارکستر استاد پایور کار شد-ارکستر وزارت فرهنگ و هنر- که خوب اونجا چون همه کارها بصورت اصولی و دقیق انجام گرفت همه چیز بنظر می آمد- با توجه به امکانات اون زمان- سرجاش بود، حالا شاید امکانات خیلی هم کامل و عالی نبوده، ولی شما ببینید مثلا" مسئول کارگاه ساز اون موقع کسی بوده مثل استاد قنبری مهر! یک شاگرد قصاب را نیاوردن برای این کار! یک سازساز بسیار حرفه ای و ارزشمند را آوردند که با توجه به ساختار سازهای موسیقی ایرانی آمد و روی بسیاری از سازها ایشان تحقیق کرد و در کارگاه این سازها ساخته شد و با کیفیت بسیار خوب! قیچک آلتو ساخته شد، ! قیچک باس ساخته شد، رباب ساخته شد، ! روی سنتور کروماتیک کار شد، روی سنتور کروماتیک بم کار شد... یا سازهای دیگری که ویژگیهای خودش را داشت! خوب این آمد در راستای ساختار ساز صورت گرفت در کنار این، همین سازها در کارهای آقای پایور مورد استفاده قرار گرفت و اینها چون ساعات زیادی روی دقیق در آوردن کار می گذاشتند خوب کارهاشون ژوست و مرتب هست! یعنی ارکستر سازهای ایرانی را ما اونجا برای اولین بار شاید بتونیم بگیم با این ترکیب، کنار هم شنیدیم؛ چون در کنار اون یکسری کارهایی با ارکستر مجلسی اجرا می شد مثل کارهای "گلها" یا "تکنوازان" یا بداهه نوازان که اونها (در واقع) یک موسیقی جمعی نبود! تار یک مطلبی را بداهه می زد، بعد تنبک یک کاری شیرین کاری می کرد بعد سنتور می آمد و آواز می آمد... هیچ وقت یک کار ساخته شده از اول صورت نمی گرفت – که البته اون هم یک نوع موسیقی بسیار زیبایی هست که از ویژگیهای موسیقی ماست- ولی این بحثی که سازهای ارکستری ما چه جوری دور هم جمع شدن؟ خوب ما می بینیم که در ارکستر آقای پایور کارها خیلی خوب تنظیم شده و بسیار مرتب هست و حتی بعضی از کارها بسیار پیچیده هست، پاساژهای خیلی تند و یا مثلا" از چند ملودی همزمان استفاده می شه. (ادامه دارد...)
از سجاد پورقناد
مطلب مرتبط :
علیرضا جواهری
December 20, 2004
جسارت تجربه های جدید را داشت
در نوامبر1964 اجرای زنده آلبوم Regal خود را در سالن تئاتر افسانه ای شیکاگو ضبط کرد و هیجان حاصل از این اثر فوق انتظار بود. در همین سال کینگ ترانه "How Blue Can You Get" را اجرا کرد که به یکی از ترانه های محبوب تمام دوره ها مبدل شد و دو ترانه بعدی او "Don't Answer the Door" و "Paying the Cost to Be the Boss" در سال 66 بین ده ترانه اول بودند. گوش کنید :
On My Word of Honor
در سال 69 که کینگ به شهرتی جهانی دست یافته بود دست به کاری انقلابی زد و جریان بی سر و صدای موسیقی را با اجرای باشکوهی از ترانه "The Thrill Is Gone" اثر Roy Howkins به هیجان آورد. این اجرا که بر خلاف آثار معمول کینگ که زمینه ای از سازهای بادی آنرا همراهی میکرد، با زیرسازی ملایم ویولون در گام مینور همراه بود و بالاخره شنوندگان موسیقی پاپ متوجه شدند که باید بی.بی.کینگ را بهتر بشناسند چرا که این ترانه نه تنها مقام سوم فهرست بهترینهای R&B را کسب کرد بلکه به امتیاز بالایی در جدول ارزشگذاری موسیقی پاپ دست یافت. گوش کنید :
کینگ یکی ازمعدود بلوز نوازان با ارزشی است که در طی دهه 70 به درجات افتخار آمیز فراوانی دست یافته است چرا که هرگز از تجربه و آزمایش شیوه های جدید رویگردان نبوده است. در 1973 او برای ضبط دو اثر بسیار پر فروش خود "To Know You Is to Love You" و "I Like to Live the Love" به فیلادلفیا رفت و با یار قدیمی خود Bland تیمی تشکیل داد و تعدادی دوئت موفق اجرا کرد. در 1978 با گروه مطرح جاز Crusaders همراه شد و ترانه زیبا و مطابق روز Never Make Your Move Too Soon و ترانه الهام بخش When It All Comes Down را ضبط کرد.
البته گاهی اوقات کارهای متهورانه کینگ نتیجه جالبی در بر نداشت و برعکس چیزی غریب از کار در می آمد، آلبوم Love Me Tender که در آن کینگ موسیقی کانتری نشویل را دستمایه قرار داده بود، یک شکست هنری تمام عیار محسوب میشود. اما کنسرتهای کینگ به اندازه کافی راضی کننده بودند و او توانسته بود عنوان جنگ جوی خستگی ناپذیر جاده را با 300 شب در سال، از آن خود کند اما علی رغم این موضوع او تصمیم گرفت تا فعالیتهای استودیویی خود را تعدیل کند.
Bukka White عموزاده کینگ
کینگ در سال93 برای بازگشت به صحنه، به تولید آلبومی به شیوه سنتی و به همراهی John Lee Hooker, Etta James, Fulson, Koko Taylor دست زد. از آثار قابل توجه دیگر او در سالهای اخیر میتوان به Let the Good Times Roll: The Music of Louis Jordan در سال 99 و Riding With the King در سال 2000 به همراهی اریک کلپتون Eric Clapton اشاره کرد. گوش کنید :
BB King & Eric Clapton - Three o'clock Blues
سبک گیتارنوازی بی رقیب کینگ که در سالهای دور توسط عموزاده اش Bukka White به او آموخته شده بود، در طی این مدت او را در میان هم عصرانش بی رقیب نگاه داشته است، به این توانایی نوازندگی، صدای خاص او را هم اضافه کنید تا تاثیر گذارترین بلوزنواز دوران پس از جنگ را بشناسید. شکی نیست که بی. بی. کینگ تا زمانی که زنده است سلطان بی چون وچرای این سبک و سفیر کبیر نیکوکاری جهان موسیقی خواهد بود.
مطالب مرتبط :
کینگ و گیتارهای gibson lucille
سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع
December 19, 2004
آکورد های قرض گرفته شده
اگر اهل بررسی هارمونی قطعات موسیقی باشید حتما" دیده اید که در بسیاری از موارد از آکوردهایی در قطعه استفاده می شود که به هیچکدام از درجات گام تعلق ندارند و همواره این سئوال برای ما پیش می آید که این آکورد چگونه در این موسیقی بکار برده شده است. در این مطلب سعی خواهیم کرد یکی از پر استفاده ترین روشهای استفاده از آکورد های بیگانه در گام را برای شما شرح دهیم.Borrowed Chords آکوردهایی هستند که از گام های موازی ماژور یا مینور در گام مینور یا ماژوری که هم اکنون موسیقی در آن جریان دارد موقتا" قرض گرفته می شوند و در گام جاری مورد استفاده قرار میگیرند. بعنوان مثال فرض کنید که در گام سی مینور در حال ساخت یک قطعه می باشید شما می توانید یک آکورد از گام سی ماژور قرض بگیرید و از آن در قطعه خود استفاده کنید، مثلا" می توانید از آکورد می ماژور(نه می مینور) بعنوان درجه چهارم گام سی ماژور در گام سی مینور نیز استفاده کنید.
مثال استفاده از آکورد قرض گرفته شده
این گونه از آکوردها که به آکوردهای مخلوط کننده مد (Mode Mixture) نیز معروف هستند و از قرن نوزدهم توسط اغلب مورد توجه آهنگسازان قرار گرفته
است. چرا که به این وسیله آهنگساز می توانند رنگ آمیزی هارمونیک قطعه را تنوع بیشتری بدهد. همچنین به علت توانایی این آکوردها در انجام مدولاسیون
موازی روی پایه گام به آنها Mode Mixture نیز گفته می شود.
آکوردهای قرض گرفته شده اغلب با آوردن یک حرف b (مخفف Borrowed) قبل از علامت آکورد بخصوص در حالت استفاده از نماد های رومی استفاده
میشود و باید دقت کرد که این علامت نباید با بمل اشتباه شود. بعنوان مثال در یک گام مینور آکورد bVI نشان دهنده آکوردی است که از گام ماژور همان پایه در
فاصله ششم ساخته شده است. بعنوان مثال شما در گام ر مینور آکورد قرض گرفته شده از گام ر ماژور در فاصله ششم می تواند آکورد سی مینور (Bm) باشد.
بعنوان یک مثال عملی به شکل دقت کنید و ببینید که چگونه در گام دو ماژور از گام مینور موازی آن آکورد فا مینور را قرض گرفته و در موسیقی خود استفاده کرده ایم. دقت کنید یکی از اثرات زیبایی که قرض آکورد در گام ماژور از گام مینور موازی دارد ایجاد حس تیرگی و ناراحتی در موسیقی می باشد از این تکنیک آهنگسازان ترانه بسیار استفاده می کنند که به آن رنگ آمیزی متن یا Text Painting هم گفته می شود. به این فایل midi مربوط به شکل گوش کنید و دقت کنید هنگامی که آکورد قرض گرفته شده نواخته می شود چگونه شادابی قطعه به تیرگی می گراید.
borrowed chord example
December 18, 2004
آمیزه ای از Jazz و کلاسیک
کیت جرت طی سالهای 1971-1969 با گروه Fusion همکاری میکرد که در یک سال اول چیک کوریا (Chick Corea) نوازنده کیبورد نیز با آنها همراه بود. اگر برنامه زنده گروه Live
at the Fillmore را بشنوید کاملا متوجه بداهه نوازی و سوال و جواب کردن جرت و کوریا میشوید، این کار در برنامه Live/Evil به خلاقیت بیشتری رسید. جرت پس از مدتی گروه را ترک کرد و حالا
آماده بود تا به روی مسیر شغلی خودش متمرکز شود. با ترک مایلز دیویس، جرت نواختن کیبورد الکتریکی را کنار گذاشت و به همکاری گاه به گاه با کمپانیهای ورتکس Vortex و آتلانتیک پرداخت. به قسمتی از یکی از قطعات معروف او گوش کنید :
My Song
او از سال 1971 کار ضبط خود را به طور کامل به کمپانی ECM واگذار کرد، این همکاری تا سال2000 ادامه داشت. در سال 1970 جرت سرپرست دو گروه بود و ترانه محبوب My Song را با گروه
اروپایی خود ضبط کرد.
My Song
کنسرتهای سولو و کوارتت اروپایی
در جوانی هنگام اجرای کارهایی از باخ
در 1973 جرت کنسرتهای مشهور سولوی خود را آغاز کرد. این کنسرتها تماما بداهه نوازی بود و از آنجایی که او در ترکیب سبکها بسیار استاد بود نمیتوان گفت که موسیقی او در این برنامه ها jazz بود یا
کلاسیک. آلبومهای کنسرت سولوی او عبارتند از “Solo Concerts” “Koln Concerts” و “La Scala”. جرت عقیده دارد که بهترین اجراهایش آنهایی هستند که با کمترین پیش زمینه یا برنامه ریزی
اجرا شده اند و او خودش هم نمیدانسته چند دقیقه بعد چه خواهد نواخت. گوش کنید :
Five Brothers
جرت که در اواخر دهه 60 با پاول موتین (Paul Motain) نوازنده درام و چارلی هیدن (Charlie Haden) نوازنده بیس آشنا شده بود، در دهه 70 آنها را به همکاری فراخواند و همراه با یان گاربارک
(Jan Garbarek) نوازنده ساکسوفون، فیل دانیلسون (Phil Danielson) بیسیست و جان کریستنسن (Jon Christensen) نوازنده درام گروهی که به نام کوارتت اروپایی (European Quartet)
را تشکیل داد. او در کنار مسیر کاری جاز به موسیقی کلاسیک نیز میپرداخت و آثار ضبط شده اش شامل اجراهایی از Das Wohltemp erierte Klavier باخ و 24 Preludes and Fugues
شوستاکوویچ میشود. (ادامه دارد ...)
Five Brothers
مطلب مرتبط : اسطوره زنده دنیای Jazz
December 17, 2004
بهترین های Jazz در این هفته
این هفته به معرفی پنج ترانه اول جاز و بلوز و اجرا کنندگان آن می پردازیم.
1) Stone Groove – Boney James & Joe Sample
2) Dance Me To The End Of Love – Madeleine Peyroux
3) Where To Start – Tony Bennett
4) Walk On By – Seal
5) You Don’t Know Me – Ray Charles & Diana Krall
Boney James
1- اولین موسیقی بدون کلام Stone Groove از آلبوم Pure، اثر بونی جیمز Boney James ساکسوفونیست آمریکایی است. بونی جیمز متولد اول سپتامبر 1961 ماساچوست است. او نواختن کلارینت را از دوران مدرسه آغاز کرد و پس از آن به نواختن ساکسوفون تنور و کمی بعد به آلتو و سوپرانو پرداخت. گرایش اولیه او به سمت موسیقی پاپ روز، فیوژن و راک بود. اما تاثیر موسیقی گروور واشینگتن جونیور (Grover Washington Jnr) بر او شدیدتر بود و جیمز در نهایت به سمت موسیقی Jazz با مایه های R&B و پاپ گرایش پیدا کرد. در حال حاضر آثار بونی جیمز جزو پرفروشترین آلبومها و اجراهای زنده او نیز بسیار متفاوت و پرشور هستند. تعدادی از نامهای معتبر Jazz در این آلبوم با بونی جیمز هم نوازی کرده اند. در این ترانه جو سمپل (Joe Sample) با او همراهی کرده است. سمپل نوازنده پر سابقه کیبورد جاز است که با تشکیل گروه Jazz Crusaders، یکی از چهره های بسیار موثر در حفظ منزلت موسیقی جاز در دوران معاصر شناخته شده است.
Stone Groove
2- دومین ترانه به نام Dance Me To The End Of Love از آلبوم Careless Love با صدای مادلین پرو Madeleine Peyroux (نام فامیل او مانند کشور پرو تلفظ میشود) خواننده جوان آمریکایی است، مادلین پرو را بیلی هالیدی سالهای نود نامیده اند. البته با وجود شباهتهایی که عده ای بین صدای این دو می بینند، نمیتوان منکر تفاوتهای آنها شد. پرو دارای حسی کاملا شخصی در بیان و شیوه اجرا است. مادلین پرو متولد جورجیا آمریکا و رشد یافته کالیفرنیا و پاریس است. او در پاریس به موسیقی خیابانی جذب شد و در سال 1989 با یکی از این گروهها به نام باسکرز (buskers) برنامه اجرا میکرد. سپس به گروه Lost Wandering Blues پیوست و چند سال با آنها به سفر و اجرای برنامه پرداخت. در حال حاضر او یکی از پر طرفدار ترین خوانندگان جاز و بلوز آمریکایی در اروپا است.
Stone Groove
Dance Me To The End Of Love
Madeleine Peyroux
3- ترانه سوم از تونی بنت (Tony Bennett) یکی از خوانندگان اسطوره ای دهه 50 است که همچنان با موسیقی شیرین و دل انگیز خود شنوندگان علاقمند را غافلگیر میکند. دوران کار تونی بنت به سه قسمت متفاوت و موفق تقسیم شده است. در دهه 50 او با تعدادی ترانه بسیار موفق مبدل به یکی از محبوبترین هنرمندان دوره شد. در اوایل دهه 60 با آلبوم جدیدی به صحنه موسیقی بازگشت و از میانه دهه 80 برای نسلی محبوب شد که در دوران شهرت اولیه او هنوز به دنیا نیامده بودند. در اوایل دهه 90 بنت بیش از هر زمانی در دوران کاریش محبوب بود. آلبوم Perfectly Frank به یاد فرانک سیناترا و Steppin' Out به یاد فرد آستر(رقصنده دوران طلایی سوئینگ) برنده صفحه طلایی شدند و جایزه گرمی (Grammy) بهترین آلبوم آوازی پاپ سنتی را از آن خود کرد. آلبوم The Art of Romanceجدیدترین اثر او است و ترانه Where To Start از این آلبوم مقام سوم فهرست را به دست آورده است.
4- ترانه چهارم Walk On By از آلبوم بهترین های Seal است. سیل خواننده انگلیسی الاصل که در دهه 90 محبوبترین خواننده موسیقی Soul است در انگلستان می باشد. البته او در ابتدا به سبک acid house گرایش بیشتری داشت اما در میانه دهه نود با پرداختن به موسیقی soul, folk, pop, dance و rock شهرتی جهانی کسب کرد زیرا کمتر کسی است که توانایی او را در ترکیب این سبکها و تبدیل آن به چیزی جادویی را دارا می باشد. او خواننده ایست که کمی بیش از دیگران حساس و درگیر مسایل اجتماعی است. اشعار سیل طیف وسیعی را از داستانهای عاشقانه گرفته تا مشکلات مواد مخدر و ایدز را در بر میگیرد و همراه با صدای پرقدرتش تاثیری قوی بر شنونده میگذارد.
Tony Bennett
5- ترانه پنجم یک ترانه دوصدایی از ری چارلز (Ray Charles) و دایانا کرال (Diana Krall) به نام You Don’t Know Me از آلبوم Genius Loves Company است. درباره ری چارلز بسیار صحبت کرده ایم و در این فرصت به معرفی کوتاه دایانا کرال میپردازیم. این خواننده / پیانیست متولد بریتیش کلمبیا است. او نواختن پیانو را از سن 4 سالگی آغاز کرد و بعد نواختن را در گروه جاز دبیرستان ادامه داد. اما موثرترین فرد در شکل گیری استعداد دایانا، پدرش بود که پیانیستی چیره دست و کلکسیونر صفحه های جاز بود. " فکر میکنم پدرم تمام صفحه های فتس والر را داشت و من هم سعی میکردم از همه آنها چیزی یاد بگیرم." دایانا کرال یکی از پدیده های موسیقی امروز است و در مراسم جوایز گرمی، به خاطر شیوه اجرای بی نظیر خود با تمام ستارگان بزرگ سبکهای مختلف مقایسه شد. آل اشمیت (Al Schmitt) از کمپانی Verve Records درباره او گفته است "خصیصه دایانا کرال شیوه کار حرفه ای او در موسیقی است. او بیشتر از هر خواننده ای میداند که چه چیزی برایش مناسب است و میداند که چگونه کاری کند که این اتفاق موسیقایی به وقوع بپیوندد."
You Don’t Know Me
You Don’t Know Me
December 16, 2004
- تور آمریکای دیوید گیلمور- باب دیلان مجری برنامه رادیو میشود
- U2 جایزه حقوق بشر دریافت کرد
December 16, 2004
شبدیز برای دو سنتور
همانطور که گفته شد، از خصوصیات قطعات فرامرز پایور و اردوان کامکار این است که قطعاتشان دقیقا" مخصوص سنتور است. مثلا" اگر به شیوه ساخت قطعه "فانوس" توجه کنید، متوجه می شوید که ساخت این قطعه در واقع چیدمان مینیاتور گونه الگوهای مضرابی روی ملودیهایی از گوشه های اصفهان است.
قسمتی از "فانوس" برای دو سنتور، ساخته فرامرز پایور از آلبوم "گفتگو" گوش کنید :
"فانوس"
ساز سنتور بخاطر آزادی نوازنده در پرشها و سرعت و چابکی در ریز و توانایی های زیادی برای رنگ آمیزیهای کنترپوانیک دارد؛ که از این حیث در میان سازهای ایرانی قدرت مانور بی نظیری دارد. این خصوصیت سنتور اجرای قطعات این ساز را برای سازهای دیگر مشکل کرده، تا جایی که حتی در همنوازی های تار و سنتور، نوازندگی تار تا حدی مشکل می شود؛ صدای قدرتمند سنتور در اکثر دونوازیهای این ساز با سازهای دیگر قالب است و فضای اثر را به نفع خود تغییر می دهد.
مهرداد دلنوازی نوازنده چیره دست تار، در آلبوم "سارنگ" قطعه ای برای دونوازی تار و سنتور (که برای ارکستر سازهای ایرانی هم تنظیم شده بود و به دلیل نا معلومی با نام دیگر! "شوکا" در آلبوم ثبت شده) همراه با سنتور سعید ثابت اجرا کرد که از ساختار تکنیکی و زیبایی برخوردار بود. نت این قطعه در سال 1362 منتشر شده است.
مهرداد دلنوازی همچون استادش هوشنگ ظریف تبحر خاصی در اجرای پاساژهای سریع (که بیشتر روی سنتور اجرا شده) دارد؛ هوشنگ ظریف بخاطر سالهای طولانی نوازندگی در گروه پایور و همنوازی با ایشان قابلیتهای خوبی از تارنوازی را در گروه نوازی به اجرا گذاشته که تا قبل از شروع فعالیت گروه پایور، کمتر شاهد این تلفیق و قدرت تار در گروه نوازی بودیم، همچنین مهرداد دلنوازی سالها در همین گروه نوازندگی کرده.
" به قسمتی از "سارنگ" دونوازی تار و سنتور، ساخته مهرداد دلنوازی از آلبوم "سارنگ" گوش کنید :
"سارنگ"
پژمان آذرمینا که یکی از شاگردان برجسته مکتب فرامرز پایور بوده، در اثری به نام "شبدیز" با استفاده از همین امکانات سنتور و همچنین فضاسازیهایی با استفاده از دو سنتور قطعه دئویی برای سنتور تنظیم کرده که حال و هوایی باستانی دارد (البته از دید ما در قرن بیست و یکم!).
" به قسمتی از آلبوم " شبدیز" ساخته پژمان آذرمینا، برای دوسنتور گوش کنید:
"شبدیز"
اگر چه ممکن است ما در مواجه با آثار معماری به جای مانده از ساسانیان چنین احساسی داشته باشیم، ولی شاید افرادی که در این بناها زندگی می کردند، به هیچ وجه احساس رازگونه ای در آن زمان نداشته اند و ما اگر برای به تصویر کشیدن آنها از دستگاههایی مثل چهارگاه یا نوا استفاده می کنیم، آنها از گامهایی کاملا" خارج از این حال و هوا استفاده می کردند. (دقیقا" مثل دیدی که یک اروپایی به یک ایرانی دارد یا بالعکس... )
" به قسمتی دیگر از آلبوم " شبدیز" برای سنتور گوش کنید:
"شبدیز"
با این وجود شنیدن قطعه زیبای "شبدیز" حال و هوای شنیده های ما از افسانه های ایرانی را به خوبی اجرا می کند. این قطعه بصورت نت شده موجود است و توسط انتشارات پارت منتشر شده است.
از سجاد پورقناد
مطالب مربوطه :
"گفتگو" اثری از پایور
دئو برای سنتور
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر
December 15, 2004
زندگی کرد، سختی کشید و ...
تحلیلگران موسیقی در رابطه با شوبرت می گویند "زندگی کرد، سختی کشید و مرد". ظاهرا" او آنقدر در زندگی درگیر گرفتاری و رنج بود که طعم خوشبختی را هرگز نچشید و شاید هیچوقت خود متوجه رنج و محنتی که می کشید نبود و از همه تاسف بار تر آن بود که این هنرمند مثل بسیاری از نوابغ دیگر خیلی زود در سن 31 سالگی از دنیا رفت. قبل از ادامه صحبت از این نابغه موسیقی به قسمتی از یکی از کارهای او توجه کنید :
Polonaise for Violin & Orchestra
او به هیچ چیز بجز موسیقی نمی اندیشید و اصلا" وقت اندیشیدن به غیر موسیقی را نداشت. او را اولین استاد مسلم آواز رمانتیک می نامند و اولین موسیقیدان بزرگی بود که بر خلاف پیشینیان هیچ سمت رسمی در دربار، کلیسا و ... نداشت و هرگز نه نوازنده مشهوری شد و نه رهبر ارکستر نام آور. او اولین موسیقیدانی بود که تمام در آمد خود را از راه ساخت موسیقی بدست آورد، چرا که خود معتقد بود برای هیچ کاری جز موسیقی ساخته نشده است.
Polonaise for Violin & Orchestra
از جمله کارهای او می توان به 10 سمفونی، 16 کوارتت زهی، 22 سونات پیانو، حدود 600 ترانه و ... اشاره کرد. سمفونی شماره نه شوبرت که در دو ماژور اجرا می شود به عقیده اغلب منتقدان موسیقی در اندازه های اروئیکای بتهون می باشد. به قسمتی از یکی از معروفترین سرنادهای او گوش کنید و با دقت به ملودی زیبای ویلن توجه کنید :
Serenad for Piano & Violin
شوبرت در 31 ژانویه سال 1797 در وین متولد شد. پدر او یک آموزگار مدرسه با در آمد متوسط بود و شوبرت دوازدهمین فرزند این خانواده. وی در 7 سالگی برای تحصیل موسیقی نزد یک معلم موسیقی خوب فرستاده شد. معلم موسیقی اش همواره متعجب از استعداد بی حد و اندازه شوبرت بود و اغلب می گفت "هر آنچه می خواهم به او آموزش دهم، می داند، لذا بیشتر با هم صحبت می کنیم و من با حیرت او را می نگرم".
او در سن 11 سالگی بعنوان خواننده گروه کر در یک کلیسا مشغول شد و در عوض بورسیه تحصیل در آکادمی سلطنتی را بدست آورد. در آنجا درس می خواند و مجبور بود روزانه چند ساعت در ارکستر محصلین کارهایی از هایدن و موتزارت را بنوازند. معلم پیانو او در آکادمی معتقد بود که شوبرت نوازندگی پیانو را از خدایان یاد گرفته است. (ادامه دارد ...)
December 14, 2004
کنسرت گروه عارف
کنسرت گروه "عارف" به سرپرستی پرویز مشکاتیان وآواز شهرام ناظری، اینروزها رسانه های موسیقی کشور را تحت شعاع خود قرار داده است. این کنسرت با همراهی نوازندگان قدیمی و جدید گروه "عارف" اعم از شهرام ناظری(خواننده)، پرویز مشکاتیان (سنتور، آهنگساز و سرپرست گروه)، محمدرضا رستمیان (سنتورباس)، علیرضا جواهری (سنتور آلتو)، کیوان ساکت و بهرام ساعد (تار)، مازیار شاهی (بمتار) محمد دلنوازی، بهداد بابایی (عود) اردشیر کامکار، آرش کامور، شروین مهاجر (کمانچه)، رضا آبایی (قیچک آلتو)، سیامک آقایی (قیچک باس)، جمشید عندلیبی (نی)، بیژن کامکار (دف ، رباب) و ارژنگ کامکار (تنبک) برگزار می شود.
قطعات این برنامه در شور و دشتی بوده و "لاله بهار" ، " گون" ، "کجایید" ، "سروآزاد" ، "مراعاشق" ، "لحظه دیدار" ، "چوپایی" ، "خزان" ، "سماء آوا" ، "در قفس" (از چاووش هفت) ، "چهارمضراب شور" و "چهارمضراب تمنا" در روزهای 10 تا 12 دی به روی سن خواهد رفت.
کنسرت گروه "عارف" از چند منظر قابل تحلیل است، یکی از نظر تاثیر گذاری اجتماعی این برنامه و دیگری از منظر علم موسیقی. گروه "عارف" که از تاثیرگذارترین گروه های تاریخ موسیقی ایران بوده از اواسط دهه پنجاه تا کنون به تولید موسیقی ایرانی می پردازد و در طی این سالها از نوازندگان مختلفی بهره برده است چرا که بعضی از این نوازندگان به علت مشغله های شخصی، خروج از کشور و ... از گروه خارج شده اند. کنسرت دوباره گروه با سابقه "عارف" که اینباربا نوازندگان جوانتری هم همراه شده است، می تواند نوید دهنده تحرک جدیدی در موسیقی ایرانی باشد.
دیگر منظر این برنامه تاثیر علمی این کنسرت بر روی تکامل گروه نوازی موسیقی ایرانی است. این کنسرت به همراهی 16 نوازنده و خواننده اجرا خواهد شد که این تعداد نوازنده در یک گروه ایرانی کم سابقه بوده است. همچنین سازهایی مثل قیچک باس و آلتو، سنتور باس و آلتو(سنتور آلتو به سفارش نوازنده و با تلاش داریوش سالاری سازنده سنتور ساخته شده که مطابق با سنتور"ر کوک" و زیرتر از سنتور باس است) این برنامه، میتواند قدرت اجرایی این سازها را به نمایش گذارد. مخصوصا" سازهای بم که کمبودشان در ارکسترایرانی، همواره آهنگسازان ایران را سا لها دچار مشکل می کرده! مشکاتیان در این کنسرت قطعات جدیدی در کنار آثاری که در گذشته تصنیف کرده اجرا خواهد کرد که از اشعار شاعران معاصری چون، هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث، شفیعی کدکنی، علی اکبر دهخدا استفاده خواهد شد.
رزو بلیط این کنسرت در سایت www.persianartmusic.com انجام می گیرد.
December 13, 2004
اسطوره زنده دنیای Jazz
Kieth Jarret یکی از قابل توجه ترین پیانیست هایی است که از دهه 60 به بعد به دنیای موسیقی وارد شده اند و در حال حاضر از مهمترین پیانیستهای Jazz دنیا می باشد. او در دوران کار حرفه ایش مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و به خاطر کنسرتهای سولو خود شهرت جهانی کسب کرده است که در آنها به طور ناگهانی و خودانگیخته و بدون برنامه ریزی قبلی، تمام موسیقی را بداهه نوازی میکرد. او چندین برنامه کوارتت / کوینتت پر انرژی را رهبری کرده، به اجرای موسیقی کلاسیک نیز پرداخته است. به قسمتی از یکی از سوناتهای باخ که توسط او به همراهی میشلا پرتی نواخته شده است گوش کنید.
Sonata for Flute and Harpsichord #1
از ویژگی های بارز این نوازنده پیانو آن است که بدون هماهنگی قبل گاهی با ساز خود شروع به بداهه سرایی vocal کرده و در حال نواختن پیانو از روی صندلی بر می خیزد. هر چند این حرکات بنظر
نامربوط و گیج کننده می آید اما به جرت می توان گفت که با توجه به مسیر رو به کمال خود در طی چند دهه به عنوان یک بداهه نواز (improviser) قدرتمند شناخته شده است.
Sonata for Flute and Harpsichord #1
کیت جرت در 8 مه سال 1945 در آلن تاون، پنسیلوانیا و در یک خانواده با نژاد مختلط متولد شده است. او نواختن پیانو را از سن سه سالگی آغاز کرد و هنگامی که هفت سال داشت اولین رسیتال خود را اجرا کرده بود. این کودک نابغه در سنین دبستان به یک حرفه ای مبدل شده بود و اغلب برنامه هایی را برای عموم اجرا میکرد.
با وجود اینکه او با پس زمینه موسیقی کلاسیک رشد کرده بود اما پس از آشنا شدن با موسیقی Jazz در اوایل نوجوانی توانست بلافاصله در آن به پیشرفت قابل توجهی دست یابد. او پس از ترک آلن تاون به بوستن رفت و در مدرسه موسیقی برکلی Berklee School of Music ثبت نام کرد. پس از حدود یک سال به نیویورک رفت و در آنجا سخت کوشش میکرد تا بتواند توجه نوازندگان دیگر را بخود جلب کند. به قسمتی از اجرای قطعه Autumn Leaves از او گوش کنید.
Autumn Leaves
در ایام جوانی
او این شانس را به دست آورد که در کلوب ویلیج ونگارد (Village Vanguard) حضور داشته باشد. این کلوب Jazz معروف نیویورک از سال 1935 به کار مشغول است و تمام نامهای پرآوازه Jazz
قسمتی از زندگی هنری خود را در آن کلوب بسر برده اند. این کلوب که در ابتدا به انواع دیگر موسیقی هم میپرداخت از سال 1957 فقط به Jazz اختصاص یافت به عنوان خانه Jazz زنده شهرت دارد.
جرت در آنجا با آرت بلیکی Art Blakey آشنا شد که نوازنده درام و سرپرست یک گروه Jazz بود. بلیکی فورا جرت را در گروه Jazz Messengers خود استخدام کرد. پس از مدت کوتاهی جرت
یکی از اعضای گروه کوارتت چارلز لوید (Charles Lloyd Quartet) شد. این گروه بسیارپر طرفدار به سرپرستی چارلز لوید یکی از چهره های محبوب Jazz و نوازنده ساکسوفون و فلوت طی
سالهای 1969-1966 ، تورهای دور دنیا ترتیب دادند و جرت توانست در این برنامه ها به شهرت جهانی دست بیابد.
در نهایت این گروه از هم پاشید اما جرت توسط مایلز دیویس Miles Davis دوباره کشف شد. مایلز دیویس آهنگساز Jazz و نوازنده ترومپت با توانایی نواختن چندین ساز یکی از تاثیرگذارترین،
نوآورترین و اصیلترین چهره های موسیقی قرن بیستم است. او کار جرت را در یکی از کلوبهای نیویورک دیده بود و تقریبا جرت را مجبور به عضویت در گروه خود کرد. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط : آمیزه ای از Jazz و کلاسیک
December 12, 2004
ستارگان موسیقی در یک کنسرت بزرگ
در خبرها داشتیم که در ماه فوریه شستمین سالگرد تولد باب مارلی با یک برنامه یک ماهه پر از وقایع هنری در اتیوپی جشن گرفته خواهد شد.
مهمترین قسمت این برنامه اتحاد آفریقا (Africa Unite) نام دارد و در آن فرزندان مارلَی ، خوانندگان همراه او در گروهش همچنین هری بلافونته (Harry Belafonte) ، کوینسی جونز (Quincy Jones) و مجموعه ای از بهترین هنرمندان موسیقی آفریقا از جمله آنجلیک کیجو (Angelique Kidjo) ، بابا مال (Baaba Maal) و یوسون دور (Youssou N'Dour) برنامه اجرا خواهند کرد.
این برنامه در روز 6 فوریه در آدیس آبابا و در روز تولد مارلی برگزار میشود که بطور مستقیم از تلویزیونهای جهانی به طور پخش خواهد شد. این هنرمند بزرگ در 11 مه 1981 در اثر سرطان درگذشت.
ریتا مارلی، همسر باب و رئیس برنامه اتحاد آفریقا میگوید "ترانه های برادر باب به همه درس خوبی خواهد داد. ما میخواهیم از طریق این جشن افتخار آمیز به همه دنیا درسی از قدرت عشق، اتحاد و امید
بدهیم".
مهمترین قسمت این برنامه اتحاد آفریقا (Africa Unite) نام دارد و در آن فرزندان مارلَی ، خوانندگان همراه او در گروهش همچنین هری بلافونته (Harry Belafonte) ، کوینسی جونز (Quincy Jones) و مجموعه ای از بهترین هنرمندان موسیقی آفریقا از جمله آنجلیک کیجو (Angelique Kidjo) ، بابا مال (Baaba Maal) و یوسون دور (Youssou N'Dour) برنامه اجرا خواهند کرد.
این مراسم به این دلیل در اتیوپی برگزار میشود که آنجا موطن امپراطور هیلا سلاسی (Haille Selassie) فقید و رهبر معنوی آیین رستافریان (Rastafarian) است. آیینی که مارلی نیز از رهروان آن بود. بخشی از درآمد این برنامه به ساخت موزه باب مارلی در اتیوپی اختصاص خواهد یافت. اتحاد آفریقا از نه ترانه مارلی برای برنامه های دیگر خود نظیر سمینارها، نشستها، نمایشگاهها، فستیوال فیلم و یک جشن بزرگ خیریه استفاده خواهد کرد. این ترانه ها عبارتند از: War ، So Much Trouble، Uprising، Get Up Stand Up، Redemption Song، No Woman No Cry، One Drop، Exodusو One Love.
سازمان یونیسف کودکانی را از سراسر جهان به این مراسم خواهد آورد تا در رژه همبستگی شرکت کنند. آنها دست در دست و با پرچمهایشان پیام آور صلح و دوستی خواهند بود. به قسمتی از یکی از کارهای او گوش کنید :
Iron Lion Zion
Posted by Kamran at 07:16 PM
December 11, 2004
دو خبر
جامعه موسیقی در ماتم Darrell Abbott : تماشاگران مشتاق نمی توانستند آنچه را میبینند باور کنند! شب چهارشنبه گذشته در یک کنسرت گروه Damageplan در اوهایو مردی بر روی صحنه پرید و در اقدامی که به نظر تماشاگران بخشی از برنامه بود گلوله ای به سر دایم بگ دارل (Dimebag Darrell Abbott) شلیک کرد. دایم بگ 38 ساله، گیتاریست گروه Damageplan و Pantera ، یکی از پنج کشته این شب بود. قاتل او، ناتان گیل (Nathan Gale) بیست و پنج ساله نیز در این شب توسط نیروهای پلیس به قتل رسید.
گروه Damageplan در حال اجرای اولین ترانه خود در مقابل حدود 250 تماشاگر بود که مرد مسلح بر روی صحنه پرید و در باره گروه Pantera چیزی گفت و از فاصله نزدیک به دارل شلیک کرد و
سپس اسلحه را به سمت تماشاگران گرفت. در این فاصله با وجود اینکه قاتل اسلحه را بر سر گروگان خود هدف گرفته بود، یک پلیس توانست او را هدف قرار دهد.
همکاران گروه در کمپانی آتلانتیک رکوردز Atlantic Records در باره او گفته اند " ما کاملا شوکه و بسیار غمگین شده ایم، دایم بگ دارل یک موسیقی دان برجسته و یک انسان فوق العاده بود. او در 14 سال گذشته به اتفاق برادر و هم گروهش وینی پاول (Vinnie Paul) از اعضای کمپانی ما بوده اند و جای دارل در اینجا بسیار خالی است."
خواننده گروه متال کایمرا Chimaira گفته است " من حتا یک نفر را نمیشناسم که عاشق موسیقی دایم بگ نباشد، من از او به خاطر موسیقی که به ما هدیه داد ممنونم و از آنچه اتفاق افتاده بسیار غمگین هستم. هنگامی که جوانتر بودم موسیقی دایم به من دلیلی برای زندگی داد و او کسی بود که موسیقی متال را با شیوه بی نظیر نوازندگی خود متحول کرد. من هیچ گروه متالی را نمیشناسم که چند فن از او را به وام نگرفته باشد. من با تمام اعضای خانواده او و دوستانش و تمام کسانی که شاهد این اتفاق غم انگیز بوده اند احساس هم دردی میکنم."
مت هیفی Matt Heafy گیتاریست و خواننده گروه Trivium در باره دایم بگ گفته است " او یکی از تاثیر گذارترین موسیقی دانهای دوران ما بود. این احساس که حالا در کنسرتها ، جایی که ما به دنبال راهی برای دور شدن از مشکلات روزمره زندگی هستیم، قهرمانان ما کشته میشوند، احساسی بسیار ترسناک و هول انگیز است."
گروهی که ترانه we are the world را اجرا کردند.
ترانه 'We Are The World' بیست ساله میشود : بیستمین سالگرد انتشار تک ترانه خیریه We Are the World در اول فوریه با انتشار یک DVD به نام
"We Are the World: The Story Behind the Song"جشن گرفته میشود. این مجموعه چهار ساعته با دو CD ، گلچینی از اتفاقات پشت صحنه این واقعه تاریخی دنیای موسیقی است و شامل صحنه هایی از بزرگترین نامهای دنیای موسیقی است.
به علاوه این مجموعه شامل فیلم مستندی که در دهمین سالگرد این ترانه ساخته شده بود نیز هست. بروس اسپرینگستین، مایکل جکسون، ری چارلز، استیوی واندر، باب دیلان و دایانا راس تعدادی از نامهای درخشانی هستند که در سال 1985 موجب پیدایش We Are the World شدند. ترانه ای که بیش از 7 میلیون کپی از آن به فروش رفت و جایزه بهترین ترانه و صفحه سال را نیز از آن خود نمود. این ترانه و آلبوم همراه آن بیش از 60 میلیون دلار درآمد داشت که برای کمک به رفع مشکلات ناشی از خشک سالی در افریقا اختصاص داده شد.
منافع فروش این DVD هم به همین منظور اختصاص خواهد یافت. کن کراگن Ken Kragen یکی از برنامه ریزان پروژه اصلی میگوید "ایکاش میتوانستم بگویم که فروش ترانه We Are The World تمام مشکلاتی که به آن پرداخته است را حل کند. البته باید در نظر داشت که این کار توانست با عنوان کردن این مشکلات عده بسیاری را به عمل وادارد و مثال بسیار خوبی برای قدرت همبستگی هنگام کمک به نیازمندان باشد."
Posted by Kamran at 04:50 PM
December 10, 2004
قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان
این قطعه زیبا که برای اغلب شما آشنا می باشد، کاری است از گروهی بنام STYX، گوش کنید :
Boat on the river
هرچند که گروه استیکس کار خود را با تقلید از سبک راک پیشرو آغاز کرد، اما درطی سالهای 70 و اوایل 80 که گروه های راک پر زرق و برق و ترانه های عاشقانه و حماسی طرفداران فراوانی داشت،
این گروه به یک نمونه عالی از arena rock ، نوعی هارد راک ملایم و فاقد تند و تیزی و خشونت آن که در بخش آوازی نیز بیشتر مایل به پاپ اصیل است، مبدل شد.
Boat on the river
Styx در اساطیر یونان نام رودی است که از میان سرزمین مرگ میگذرد و ارواح مردگان برای ورود به این سرزمین باید از آن عبور کنند. در ابتدا موسیقی استیکس تقلیدی از نوع موسیقی راک پیشرو گروههایی چون Emerson Lake & Palmer و the Moody Blues بود و این از آثار اولیه آنها به خوبی مشهود است. به همین دلیل با وجود اینکه گروه با آلبومهای متعدد و تورهای مداوم توانسته بود شهرت محدودی کسب کند اما موفق نشده بود به جریان اصلی و حرفه ای موسیقی راه پیدا کند، تا اینکه ترانه Lady از آلبوم دوم آنها از رادیو شیکاگو پخش شد. این ترانه به عنوان یک تک ترانه در سراسر کشور پخش شد و به سرعت در مقام ششم فهرست تک ترانه ها قرار گرفت و آلبوم Styx II امتیاز صفحه طلایی گرفت. گوش کنید :
