HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

January 31, 2005

موفق ترین هنرمند سالهای 63-40

نت کینگ کول (Nat King Cole)، مردی با رفتار ملایم و ترانه های ساده و دلنشینی بود که در عین بی آزاری و ملایمت، توانست در طول دوران حرفه ایش موضوع اصلی میزان قابل توجهی از بحث و جدلهای حرفه ای باشد. او در سالهای اواخر دهه 40 تا میانه دهه 60 خواننده پاپ بسیار موفقی بود که همپایه ستارگان هم دوره اش، فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، پری کومو (Perry Como) و دین مارتین (Dean Martin) ارزیابی میشد. گوش کنید : audio file Sweet Loraine

کول مانند این افراد در دورانی حضور داشت که کار حرفه ای موسیقی شامل ضبط صفحه های پرفروش، تورهای بین المللی، حضور در برنامه های رادیویی و تلویزیونی و شرکت در فیلمهای سینمایی میشد. اما برخلاف بیشتر آنها، کول با پیش زمینه ای به عنوان خواننده گروه سوینگ، پا به عرصه موسیقی پاپ نگذاشته بود بلکه یک دهه را به عنوان پیانیست مشهور و قابل احترام Jazz گذرانده بود و گروه کوچک خود را سرپرستی کرده بود.

عجیب است که همین مطلب موجب بروز بحث شده بود، ظاهرا در میان روزنامه نگاران تعداد منتقدین موسیقی Jazz از طرفداران موسیقی پاپ سنتی بیشتر است و تغییر مسیر کول از سمت جاز به سوی پاپ، در زمانی که موسیقی جاز از محبوبیت کمتری برخوردار بود، از سوی آنان به نوعی خیانت تعبیر شده بود. در ضمن به عنوان یک هنرمند برجسته آفریقایی / آمریکایی در دوران پرآشوب تحولات اجتماعی بین نژادهای مختلف در آمریکا نت کول خود را در شرایط ناراحت کننده ای میافت و مدام مورد بی مهری یکی از طرفین این نبرد قرار میگرفت.

Nat King Cole
در کنار ناتالی دخترش
فعالیتهای او برای رسیدن به حقوق یکسان اجتماعی، که شامل شکایت رسمی از هتلهایی که از پذیرفتن وی خودداری کرده بودند و زندگی در محله ای که سابقا" فقط به سفید پوستان اختصاص داشت، برایش دشمنی نژاد پرستان را به دنبال داشت. بطوری که حتا یک بار روی صحنه در آلاباما مورد حمله قرار گرفت. اما با این وجود، مبارزان حقوق بشر او را به اهمال در دفاع از اهداف اجتماعی خود متهم میکنند. البته چنین حمله هایی، توانایی او را به عنوان یک هنرمند از بین نبرد. نارضایتی طرفداران موسیقی Jazz از کم توجهی کول به Jazz، در مقابل خدمات و دستاوردهای او در این سبک از اهمیت کمی برخوردار است. گوش کنید : audio file Unforgetable

به عنوان وارث هنر ارل هاینز (Earl Hines) و کسی که از کودکی با دیدن و شنیدن آثارش از او درسهای فراوانی آموخته بود، نت کول، تاثیر فراوانی بر هنرمندانی چون اسکار پترسون (Oscar Peterson) گذاشت و گروه سه نفری اش که در آخرین روزهای عصرسویینگ به صحنه آمد، راهی را برای حضور گروههای کوچک جاز گشود.

خشمی که کول با ترک Jazz و روی آوردن به پاپ در طرفداران خود برانگیخت بی شباهت به احساسی که طرفداران باب دیلان هنگام روی آوردن خواننده محبوبشان به راک رخ داد نبوده است. در هر دو مورد، موضوع بیش از حد انتظار حاد شده است چرا که این دو برای طرف داران خود تنها یک موسیقی دان نبودند بلکه سردمدار یک سبک به شمار می آمدند و عمل آنها در واقع رفتن به سوی دشمن بود نه صرفا یک تغییر ذائقه موسیقایی.

آنچه گاهی از نظر دور مانده است، توانایی و مهارت بی نظیر کول ، قبل و بعد از این تغییر مسیر بوده است. صدای قوی و خش دار، تلفظ دقیق کلمات، حس گرم خودمانی بودن و شوخ طبعی او در کار اجرا موجب شدند که او در زمینه ترانه های عاشقانه و آثار نوآورانه بسیار موفق باشد و در طول بیست سال فعالیت بیش از 100 تک ترانه و بیش از دو دوجین آلبوم رده بالا و فوق موفق داشته باشد. با این حساب در فهرست موفق ترینهای نسل سالهای 60-40 ، تنها فرانک سیناترا مقام بالاتری از او دارد. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 05:26 PM | Comments 3

January 30, 2005

تعدد شیوه نگارش موسیقی در ایران

فکر می کنین دلیلش چیه که اینها منتشر نمی شه؟
من فکر می کنم که خود ماها باید همت کنیم و انتظار از اونها نداشته باشیم! اون نسل کار خودشون را کردند و آثارشون را ارائه دادند. من فکر می کنم نسل ما تنبل و کم کار بوده، حداقل کار جدیدی ارئه نمی دن، بیان کارهای نسل گذشته را باز سازی و باز پروری کنن! خیلی کارهای خوب هست! من همین الان چندتا مثال براتون زدم. این همه کار خوب از آقای پایور هست، خوب مثلا" از آقای سعید ثابت، آقای نادر سینکی، آقایان پژمان و پیمان آذرمینا خوب اینها نوازندگانی هستند که کار کردند و با نت موسیقی و نوشتار آشنا هستند، گوش خوبی دارند، کارهای ارکستری زیادی داشتند، تحصیلات خوبی دارند ... خوب انتظار میره اینها کارهای با هم بصورت یک اکیپ بشن و این کارها را جمع کنند. من نوعی نمی تونم تمام کارهای آهنگسازان را جمع کنم، یک بخشی را می تونم. مثلا" برای کارهای آقای پایور یک اکیپ بیاد برای کارهای آقای حسین علیزاده یک اکیپ بیاد ... اینها بیان کار کنن و منتشر کنن.

فایل های صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمتی از مصاحبه
حالا اینجا یک مشکل دیگری که داریم و باید حل بشه، مشکل متفاوت بودن شیوه های نگارش نت برای سازهای مختلف هست! نت تار آقای علیزاده یکجور منتشر می شه، برای سنتور منتشر می شه به یک شکل دیگه! چرا اینطور باید باشه؟ در صورتی که چندین سال پیش این ماجرا بصورت مدون طی یک جلساتی صحبت و هماهنگ شد، من نتهایی که برای سنتور منتشر کردم نسبت به همون هماهنگی هست و اون سیستم نت نگاری و با "ده قطعه برای تار" با "همساز" ها با تمام اینها به یک شکل نوشته شد؛ آقای حسین بهروزی نیا رعایت کردند، در ردیف موسی معروفی رعایت شد، در نگارش جدید ردیف ژان دورینگ که داره نوشته میشه رعایت داره می شه، به همت بچه هایی که زحمت کشیدند آقای علی صمدپور، آقای ارشد طهماسبی، آقای فریبرز عزیزی، آقای مهرانی خوب خیلی زحمت کشیدند در نگارش آثار قدیمی بخصوص استاد عبادی، استاد صبا، استاد بیگجه خانی... حالا ببینید کارهای مرحوم غلامحسین بیگجه خانی منتشر شده یکی به یک خط و دیگری که منتشر شده با سبک دیگر(خط دیگر)! خوب کار یک نوازنده چرا باید چندجور نوشته بشه؟ بنابراین وقتی اکثریت با کار ما هستش باید یکطوری بچه ها باید با هم هماهنگ باشن که یکوقت مثلا" قطعه "خزان" آقای حسین علیزاده نیاد بیرون که تارش یک شکل باشه و سنتورش شکل دیگه! که انگار برای موسیقی دیگه ای نوشته شده! مگر همین پارتیتورهایی که نوشته شده مگر تارو سنتور علائمش فرق داره؟ خوب به هر حال سازهای مضرابی تکنیکهای مضرابیشون شبیه به هم هست، چون فیزیک سازها متفاوت هستش خوب مسلما" نوع مکانیسم اجرا فرق داره...

مثلا" همون اشاره ای که روی اولین نت "خزان" آقای علیزاده هست، توی سنتور باید کاملا" متفاوت باشه !
اینهم می شه بوسیله تریل بصورت خیلی نرم... تداعیش کرد.

پس اون علامتش تغییر می کنه!
میشه اون هم روش کار کرد و فکر کرد. ولی این نیست که مثلا" ریز در تار آقای علیزاده را با سنتور یکجور بنویسید و با تار یکجور دیگه! این اصلا" زشت هست. کتاب به این صورت بیاد بیرون... ببینید اکثریت با این جمع و اکیپ هست؛ اینهمه کار با این گروه انجام شد، جزوه های همساز با تلاش آقای صمد پور، آقای محمدرضا ابراهیمی منتشر شد و به این خوبی نت شد، ده قطعه های آقای علیزاده با همین گروه انجام شد، یک مجموعه با نام "مثنوی های هفت دستگاه" با این روش نوشته شد، اینهمه کارهایی که آقای ارشد طهماسبی نوشت! همش به این سبک نوشته شده... و خیلی بد هست که باز یکی بیاد علامت تکریز یا چپ ریز را با یک شیوه هچل هفت بنویسه و باز باید با اون کتاب به شکل دیگه کار کنیم، صحبت من این است!

من مثلا" برای سنتور آثار آقای پرویز مشکاتیان، آقای رضا شفیعیان، آقای بهنام مناهجی، آقایان پشنگ و اردوان کامکار را نوشتم. اینها با یکسری علائم مشترک نوشته شده که خوشبختانه آقای پشنگ کامکار که کتابشون منتشر شد از این روش استفاده کردند. در این بین من یک کتاب سنتور دیدم اومد بیرون کارهای موسیقی کردستان بود؛ یکسری علامتهای عجیب و غریب که تو هیچ عطاریی پیدا نمی شه! خوب یا این نوازنده نا آشناست یا اصلا" با کارهایی که منتشر میشه ارتباطی نداره! معمولا" کسانی که سنتور می نوازند با کارهای آقای پرویز مشکاتیان آشنایی دارند، حالا نمی گم با کارهای آقای رضا شفیعیان ... ولی آقای مشکاتیان را بخوبی می شناسند و حتما" یکی از کارهای ایشون را زدند یا مثلا" کسانی که تار زدند حتما" آقای حسین علیزاده را می شناسند! به هر حال یک واقعیتی هست که هر کسی که سنتور می زنه یک ارتباطی با ساز آقای فرامرز پایور خواهد داشت... مگر اینکه یک پدیده ای باشه که مثلا" 30 سال سنتور زده باشه بگه من فلان نوازنده را نمی شناسم، که البته بهتون بگم ما از این پدیده ها زیاد داریم! من نوازنده ای را دیدم که 14 سال سنتور زده و پشنگ کامکار را نمیشناخته، به دلایلی! و مسلما" در سازهای دیگر هم خواهد بود متاسفانه...


از سجاد پورقناد

مطلب مرتبط :
علیرضا جواهری
از دوره باستان گره نوازی داشتیم(قسمت اول)
بعد از چاووش کاربرد بمتار عوض شد (قسمت دوم)
در ایران مشکل پارت دزدی داریم (قسمت سوم)

Posted by Kamran at 05:52 PM | Comments 6

January 29, 2005

1100 Bel Air Place

موفقیت بی نظیر و جهانی خولیو با آلبوم "1100 Bel Air Place" بوجود آمد که مجموعه ای از ترانه های دو صدایی بود و ترانه To All the Girls I've Loved Before, که خولیو با همراهی ویلی نلسون Willie Nelson خواننده مشهور و صاحب سبک کانتری اجرا کرده بود بسیار موفق و در فهرست ده تایی (top 10) قرار گرفت.

به قسمت هایی از ابتدای این ترانه گوش کنید : audio fileTo All the Girls I've Loved Before


از این آلبوم که شامل دوئت هایی با فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، دالی پارتون (Dolly Parton) و دایانا راس (Diana Ross) بود، در آمریکا بیش از سه میلیون نسخه به فروش رفت و به رتبه پنجم فهرست جهانی رسید. با وجود اینکه خولیو به جز یک ترانه بسیار پرفروش به نام My Love که یک دوئت با استیوی واندر (Stevie Wonder) بود، اثر جنجالی به بازاز نداد اما محبوبیتش در طی سالهای 80 مدام رو به افزایش بود.

در دهه نود خولیو با خارج شدن از حیطه بازار موسیقی پاپ انگلیسی مجددا بر بازار جهانی و طرف داران غیر انگلیسی زبان خود متمرکز شد. محبوبیت و شهرت خولیو در دهه سوم و چهارم فعالیتش به هیچ وجه کاسته نشده است و او همچنان قادر به اجرای کنسرتهای بسیار موفق و آلبومهای پرفروش در سراسر جهان است چرا که برای خولیو ایگلسیاس که هفتادو هفتمین آلبوم خود Divorcio را در نوامبر 2003 به علاقمندان خود عرضه کرده است، هیجان و شور و شوق کار مانند همیشه قدرتمند و پابرجا است. به اجرای And I Love Her گروه بیتلز با صدای او گوش کنید : audio fileAnd I Love Her


Julio Iglesias
در کنار ریکی مارتین
بنا بر آمار درج شده در کتاب رکوردهای گینس (Guinness) او با فروش بیش از 250 میلیون نسخه از صفحه های خود، پرفروش ترین هنرمند سولو بوده است. همچنین این مشهورترین خواننده اسپانیایی به خاطر آثار خود 2650 جایزه صفحه طلایی و پلاتینی دریافت کرده است. او پس از جیمز براون (James Brown) فعالترین هنرمند در عرصه اجرا و ضبط موسیقی است و حدود 4600 برنامه زنده در 5 قاره اجرا کرده است.

خولیو گفته است : "برای ارتباط برقرار کردن با خودم، باید خودم را دوباره کشف کنم". او راه این کشف را کار، تجربه و شناخت نسل جدید میداند و می گوید : "بهترین خواننده آن است که مدام خود را به سمت پیشرفت سوق دهد و دیدگاههای نسلهای مختلف را درک کند و زندگی من خواندن است، من تا زمانی که مردم بخواهند و بگویند کافی است، دست از خواندن برنخواهم داشت و امیدوارم این روز بسیار دور باشد."

خولیو عشق خود به موسیقی را به سه فرزندش انتقال داده است که انریکو به خصوص، در پیشبرد این هنر خانوادگی بسیار موفق بوده است. به یکی از کارهای قدیمی اما زیبای او گوش کنید : audio fileVous les femmes



مطلب مرتبط : رمانتیک ترین خواننده سه نسل

Posted by Kamran at 03:58 PM | Comments 12

January 28, 2005

ری چارلز

ری چارلز Ray Charles در 23 سپتامبر 1930 در آلبانی ایالت جورجیا متولد شد. می توان گفت که وی موسیقی را از هیچ آغاز کرد، در دهه 1960 به اوج رسید ولی هیچگاه بی فروغ نشد و سرانجام در 10 ژوئن 2004 درگذشت.او در سن 6 سالگی به دلیل ابتلا به آب سیاه، بینایی خود را از دست داد. در کودکی در مدرسه سنت اگوستین که مخصوص نابینایان و ناشنوایان بود با موسیقی آشنا شد و سازهای زیادی را آموخت و در 15 سالگی والدین خود را از دست داد.

در اواسط 1940 در فلوریدا در زمینه موسیقی مشغول به کار شد و با پس اندازهایی که جمع کرد، در 1947 به فلوریدا رفت و در آنجا شروع به ساخت موسیقی نمود. او در سال 1951 آهنگ Baby let me hold your hand او برای اولین بار جزء Top Ten شد. در سالهای ابتدای دهه 50 وی با تلفیق Gospel و R&B سبک Soul را پایه گذاری نمود و در کنار آهنگ سازانی چون Sam Cook با ترانه هایی چون I got a woman، The little girl و Lonely Avenure به ترویج آن پرداخت.

در آن زمان موسیقی R&B و Soul طرفداران خاص خود را داشت ولی در اواخر دهه 50 ری چارلز با بهره گیری از روح موسیقی Rock'n Roll با صدای پیانوی الکتریکی خود، ترانه What'd I say را اجرا کرد و نظر دوستداران موسیقی Pop را نیز تسخیر نمود. درآغاز دهه 1960 آهنگهای زیبای Hit the road Jack و Unchain my heart را به دوستداران موسیقی Soul تقدیم کرد و در این زمان به اوج شهرت رسید.

او همچنان تا اوایل 1960 مشهور و در اوج ماند ولی از 1965 به علت اعتیاد به مدت یک سال از صحنه موسیقی آن دوران خارج شد تا اینکه در 1966 با ترانه Let's get Stoned دوباره خود را مطرح نمود. حقیقت این است که آثار او از اواخر 1960 تا حدی مایوس کننده به نظر می رسید و میلیونها شنونده آرزو داشتند که مجددا آثاری شبیه به آثار دوره کلاسیک و طلایی او که مربوط به سالهای 1955 تا 1965 بود را گوش کنند. ولی ری چارلز بدون اینکه ارتباط خود با Soul قطع کند مثل Aretha Franklin وElvis Presley سعی در داخل کردن موسیقی Pop در موسیقی خود را داشت و آثار بعدی او به طور واضحی علاقمندی او به Country و Pop را منعکس می کند.

در 1986 نام وی در Rock'n Roll Hall of Fame ثبت شد و در 1987 جایزه Grammy را به خاطر یک عمر فعالیت هنری دریافت کرد. در دهه 1990 چند ترانه برای نوشابه رژیمی Pepsi خواند (!) و سپس سه آلبوم برای کمپانی Warner Bros ضبط کرد. ولی همواره به خاطر اجراهای زنده او از آهنگهای قدیمی بود که طرفداران زیادی داشت. در 2002 آلبومی متشکل از چند Duet با بزرگانی چون B.B.King ، Willie Nelson ، Michael Mc Donald و James Taylor را منتشر کرد که با استقبال خوبی مواجه شد.

وی سرانجام در 2003 به خاطر بیماری تحت عمل جراحی قرار گرفت و سرانجام در 10 ژوئن 2004 در خانه خود در Beverly Hills چشم از جهان فرو بست. حاصل 74 سال زندگی او 12 جایزه Grammy و دهها جایزه دیگر است. تاثیر سبک موسیقی او را می توان در آثار هنرمندان امروزی چون Joe Cocker ، Steve Winwood و Eddie Van Morrison دید.


با تشکر از آقای علی خوب بخت که این مطلب را برای ما ارسال کرده اند.


Posted by Kamran at 02:26 PM | Comments 5

January 27, 2005

واریاسیون های موتزارت

از کارهای زیبای موتزارت می توان به واریاسیون های او روی قطعات و ملودی های معروف اشاره کرد. او در مجموع تعداد 16 واریاسیون برای نوازنده پیانو سولو (دو دست) و یک وارایاسیون برای چهار دست دارد که بین سالها 1766 تا 1786 آنها را تهیه کرده است. یکی از زیباترین آنها مجموعه وارایاسیونهایی است که او بین سالهای 1781 و 1782 در وین بر روی ملودی بنام Ah vous dirai-je تهیه کرده است (K6-300e). به این واریاسیون های زیبا گوش کنید :

audio fileVariations on Ah vous dirai-je , #1 - 1.32M
audio fileVariations on Ah vous dirai-je , #2 - 1.59M
audio fileVariations on Ah vous dirai-je , #3 - 1.10M
audio fileVariations on Ah vous dirai-je , #4 - 519K


Posted by Kamran at 02:14 PM

January 26, 2005

تولد یک نابغه

250 سال پیش روز 27 ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت 35 سال زندگی با تصنیف بیش از 600 قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند. به بهانه سالروز تولد این موسیقیدان بزرگ اطریشی مطلبی تهیه کرده ایم که می خوانید.

اروپای قرن 18
اروپا در اوایل قرن 18 در موقعیتی بحرانی به سر میبرد و میبایست پس از خونریزی های فراوان قرن گذشته، نفسی تازه میکرد. کشتارهای فراوانی که ریشه در درگیریهای مذهبی داشت، موجب شده بود تا جمعیت آلمان به طرز فاحشی کاهش یابد و بین آنهایی که باقی مانده بودند نیز چند دستگی سیاسی ایجاد شود. در حالی که کشورهای بزرگ و پرجمعیت در حال شکل گیری و نظم یافتن بودند، اروپای مرکزی همچنان دچار هرج و مرج فراوان در ممالک پادشاهی، دوک نشینها، پرنس نشینها و شهرهای مستقلی بود که به طور سرسری تحت عنوان امپراطوری مقدس روم بر ملت آلمان (Holy Roman Empire of the German Nations) نامیده میشد. این مناطق در واقع مجموعه ممالکی بودند که حکومت آن متعلق به شارلمانی (Charlemagne) پادشاه جنگجو و فاتح قرن 8 (814-771) میلادی بود که سلطه اش تا سال 1806 میلادی ادامه یافت.

این حکومت که نه مقدس بود نه رومی و نه امپراطوری، با نام عریض و طویلش بیشتر ممالک آلمانی زبان، از شمال و دریای بالتیک گرفته تا کوههای آلپ را زیر سلطه خود داشت. امپراطور آن هم نواده معنوی سزار و شارلمانی بود که در واقع از قدرت بسیار اندکی بهره مند بود. در حاشیه جنوب شرقی این امپراطوری، یک مجمع سیاسی نامتعارف و قوی وجود داشت که مقام خود را با سرسختی حفظ کرده بود و آن ملک آبا و اجدادی خاندان هابسبورگ (Habsburg) بود. این امپراطوری که گاهی اطریش نامیده مشد، مانند پارچه چهل تکه ای از نژادهای مختلف بود که در طی قرنها با ازدواجهای خانوادگی، ارث و میراثها، فتوحات نظامی و بخت بلند به یکدیگر متصل شده بودند.

موقعیت اطریش
Salzburg
نقاشی از سالتزبورگ در قرن 18 - audio fileA Little Night Music #2
مردم اروپا دلایل موجهی برای مدیون بودن به اطریش و به خصوص پایتخت آن وین دارند. در سال 1683 یک ارتش ترک که برای فتح غرب به راه افتاده بود، پس از محاصره شهر مجبور به عقب نشینی شد. این فاتحان ناموفق، هدایای ارزنده ای برای اطریشی ها و متعاقب آن اروپاییان، به جا گذاشتند، کیسه هایی پر از دانه های قهوه، نوعی نان شیرینی هلالی شکل که بعدها به نام کرواسان (Croissant) معروف شد و یک حس کنجکاوی دائم در باره شرق و هر چیز شرقی. این کنجکاوی به شکل موسیقی "ترکی" و موقعیتهای داستانی که در شرق مرموز اتفاق می افتاد، از جمله اپرایی به نام "آدم ربایی از حرمسرا" (Die Entführung aus dem Serail ) بروز کرد.

بین اطریش و همسایه اش باواریا (Bavaria)، یک شهر یا ایالت کوچک و مستقل به سختی جای گرفته بود که سالتزبورگ (Salzburg) نام داشت. مدتها قبل رومیها به آنجا نیز آمده و آنرا یوواووم (Iuvavum) نام گذاری کرده بودند و به خاطر ذخایر نمک آنجا، برای این شهر اهمیت خاصی قائل بودند. سالتزبورگ از اهمیت استراتژیک نیز برخوردار بود.

رومیان دو جاده از بین شهر کشیده بودند، احتمالا به این خاطر که بتوانند به سرعت نیروهای خود را برای مقابله با بربرهای که از مرز دانوب حمله میکردند، به سمت شمال حرکت دهند. شهر بزرگ موسیقی سالتزبورگ یک "پرنس نشین وابسته به کلیسا" بود و توسط یک پرنس-اسقف اداره میشد. این شاهزادگان گاهی بسیار ظالم بودند : اسقف لئوپولد آنتون فون فیرمیان (Leopold Anton von Firmian) با تبعید 22 هزار پروتستان از سالتزبورگ، موجب بروز درگیریهای مذهبی شد که قرنها به طول انجامید.

سالتزبورگ، پرنس نشین وابسته به کلیسا
Salzburg
چهره امروزی سالتزبورگ - audio fileA Little Night Music #3
گاهی هم این حاکمان افرادی با وجدان و روشن فکر بودند : یکی از آنها کنت هیرونیموس کولوردو (Count Hieronymous Colloredo)، آخرین پرنس-اسقف سالتزبورگ بود. ناگفته نماند که بیشتر اوقات این حکام به ملت خود بی توجه بودند.

حمایت حکام از هنر
مهمترین دستاورد این حاکمان برای فرهنگ اروپا، حمایت دائمی آنها از هنر، بخصوص موسیقی بود. به همین خاطر سالتزبورگ مبدل به شهر بزرگ موسیقی شد که از هر مرکز موسیقی، مراکزی چون ونیز، مانتوا و میلان از یک طرف، وین و پراگ از طرف دیگر تحت تاثیر قرار گرفته و به شکوفایی بینظیری دست یابد.

لئوپولد موتسارت
در 1737، لئوپولد موتسارت (Leopold Motzart) جوان 18 ساله اهل آگزبورگ (Augsburg) برای تحصیل در دانشگاه به سالتزبورگ آمد. پس از یک شروع امیدوار کننده، ناگهان دست از مطالعه برداشت و این کار به اخراج او از دانشگاه منجر شد. چیزی باعث پریشانی خاطر او شده بود. این چیز میتوانست موسیقی باشد، در هر صورت این نقطه ای بود که لئوپولد جوان مسیر خود را در زندگی انتخاب کرد.

در سال 1743 او در ارکستر دربار پذیرفته شد. در 1763 به مقام نایب رئیسی ارکستر دربار درآمد و این بالاترین مقامی بود که او به آن دست یافت. لئوپولد میتوانست در سالهای بعد به مقام سرپرستی برسد اما در آن زمان دیگر پیشرفت حرفه ای خودش برایش اهمیت نداشت. او خود را وقف چیزی بسیار بزرگتر کرده بود، ماموریتی که بنا به اعتقاد راسخ خودش از طرف خداوند به او محول شده بود.

ازدواج لئوپولد
لئوپولد به محض اینکه از جایگاه مطمئنی برخوردار شد از آنا ماریا پرتل (Anna Maria Pertl) خواستگاری و در 21 نوامبر 1747 با او ازدواج کرد. با توجه به مکاتبات این زوج در سالهای بعد میتوان چنین نتیجه گرفت که این دو زوج مناسبی بودند. شکی نیست که حسن خلق عملگرایانه آنا ماریا همنوای مناسبی برای جاه طلبیهای شوهرش بود و در اینکه این زوج همواره به یکدیگر وفادار بودند جای سوال باقی نمیگذارد.

Magic Flute
کلبه ای که در آن فلوت سحرآمیز نوشته شد
audio fileSymphony 40, Intro
آنها 7 فرزند داشتند که تنها دو تن از آنان دوران کودکی را پشت سر گذاشتند. اولین آنها ماریا آنا والبورگا ایگناتسیا (Maria Anna Walburga Ignatia) متولد 30 جولای 1751 بود و دومی پسری بود که در 27 ژانویه 1756 متولد شد.

تولد ولفگانگ
در این زمان لئوپولد همراه دوستش یوهان جاکوب لوتر (Johann Jakob Lotter)، مشغول انجام مقدمات چاپ رساله خود به نام Violinschule در باره آموزش موسیقی بود. لوتر کار چاپ این رساله را در آگزبورگ انجام میداد و لئوپولد در طی یک نامه خبر خوش این تولد را به او اطلاع داد :"... باید به اطلاعت برسانم که در 27 ژانویه در ساعت 8 شب، همسر عزیزم با شادی پسری را به دنیا آورد، البته برای درآوردن جفت جراحی لازم شد که نتیجه آن ضعیف شدن ناراحت کننده او است. البته حالا به لطف خداوند هردو - کودک و مادر- حالشان خوب هست. همسرم به شما سلام میرساند. این پسر، یوانس کریسوستوموس، ولفگانگ، گوتلیب نام دارد."

نامگذاری
او در ادامه این نامه می نویسد : "در تقویم کاتولیک کلیسای روم، 27 ژانویه متعلق به سنت ژان کریسوستوم (St. John Chrysostom) پدرخوانده شهر کنستانتینوپل یا قسطنطنیه (Constantinople) پایتخت امپراطوری بیزانس- و قدیس محافظ خطیبان بود. گوتلیب به معنی 'محبوب خداوند' است و در لاتین آمادئوس گفته میشود. ولفگانگ نیز به افتخار پدربزرگ مادری او 'ولفگانگ نیکولاس پرتل' (Wolfgang Nikolaus Pertl) انتخاب شده است. او در زمان بزرگسالی میتواند نام خود را ولفگانگ آمادئوس موتسارت یا فقط موتسارت امضا کند. اما در حال حاضر او فقط ولفگانگ یا برای خطاب مهرآمیزتر ولفگانگرل Wolfgangerl خواهد بود."

دوران کودکی
Magic Flute
پیانو منزل شخصی موتزارت
audio fileAndante cantabile con espressione
درباره دوران اولیه زندگی ولفگانگ اطلاعات چندانی وجود ندارد. احتمالا پدرش مشغول کار دربار و تدریس بوده است. شکی نیست که او به آموزش ماریا آنا مشغول بوده است که در خانواده نانرل (Nannerl) نامیده میشد. زمانی که او به سن هفت سالگی رسید، لئوپولد او را با کلاویه (Clavier) آشنا کرد و با کمال خوشحالی متوجه استعداد موسیقی دخترش شد. به آموزش دخترش ادامه داد و با نوشتن تمرینهای مختلف در کتابچه ای که آنرا Pour le clavecin, ce Livre appartient à Mademoiselle Marie-Anne Mozartin 1759 (برای کلاوسن، کتاب تمرین دوشیزه ماری آن موتسارت) نامیده بود، دخترش را به تمرین کلاویه تشویق میکرد.

اولین نشانه های نبوغ
کنجکاوی پسر هم تا حد زیادی تحریک شده بود. آنطور که نانرل بعدها یادآوری کرده است، ولفگانگ 3 ساله "بیشتر وقت خود را در کنار کلاویه میگذراند و معمولا با گرفتن نتهایی با فاصله سه تایی، آنرا مینواخت و از اینکه صدای خوبی از آن خارج میشد بسیار خوشحال میشد."

لئوپولد با کشف تواناییهای خاص فرزندانش، زمان بیشتری را به آموزش آنان اختصاص داد که تاکید آن بیشتر بر درسهای موسیقی بود. او مبدل به آموزگاری مهربان وعلاقمند و در عین حال سختگیر شد. مدتها بعد او با اندوه برای کسی تعریف کرد که چگونه از سنین کودکی به نانرل و ولفگانگ آموخته بود که "پیراهن آهنین" انضباط را برتن کنند.

Family
در کنار پدر و مادربه هنگام تمرین
audio fileSonata in A minor , Allegro maestoso
احتمالا بچه ها هرگز متوجه نشدند که زندگی میتواند نوع دیگری نیز باشد. بدون شک ولفگانگ از توجه ویژه ای که دریافت میکرد لذت میبرد و همچنین در آموختن و خوشنود کردن پدرلذات بیشتری یافته بود. این شروع رابطه ای بود که ولفگانگ هرگز به طور کامل از آن رهایی نیافت و همچنین آغاز حرفه ای که تمام وجود او را تحلیل برد.

لئوپولد و ارکستر درباری سالتزبورگ
دربار سالتزبورگ در مقایسه با دربار اطریش و حتی باواریا، بسیار کوچک بود. اما پرنس-اسقف، شخصیت سیاسی مهمی بود، پس وجود تجملات خاص و گرانقیمتی، مانند ارکستر درباری، الزامی بود. نوازندگان ارکستر از مقام اجتماعی مانند باقی خدمتگذاران شاهزاده برخوردار بودند. آنها توسط یک سرپرست و یک نایب رئیس، اداره میشدند. در سال 1756، ارکستر شامل یک رهبر، 20 ویولونیست، سه نوازنده چلو، دو نوازنده باس، چهار باسونیست، سه نوازنده فرنچ هورن ، سه نوازنده ابوا، دو ترومپت نواز و یک نوازنده کتل درام (نوعی طبل به شکل نیم کره) می شد. از نوازندگان انتظار میرفت که آهنگسازی هم بدانند و به سه نفر از موفق ترین آنها لقب "آهنگساز دربار" داده میشد. یکی از این سه نفر لئوپولد موتسارت بود که علاوه بر آن، در سال 1763 به مقام نایب رئیسی ارکستر درآمد.

اروپا، اطریش و خانواده لئوپولد در249 سال پیش در چنین شرایطی بودند که موتزارات بدنیا آمد و توانست به خلق بزرگترین آثار جاودانه موسیقی کلاسیک اقدام کند.


Posted by Kamran at 03:02 PM

January 25, 2005

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت دوم

واقف مصطفی زاده در اواخر دهه 60 اولین مفسر مقام جز (jazz mugam) به شمار میرود. البته واضح است که قبل از او بسیاری از موسیقی دانان به شباهت بین این دو نوع موسیقی پی برده بودند و بر پایه آن آثاری به وجود آورده بودند. اما واقف مصطفی زاده اولین موسیقیدانی بود که مقام شرقی را در قالبی قابل درک، یعنی قالب Jazz، به شنوندگان غربی و برعکس، موسیقی Jazz را به شنوندگان آذربایجانی در قالب آشنای مقام معرفی نمود. این پیانیست، که سالها به آموختن ریزه کاریهای مشکل این دو موسیقی مشغول بود، بالاخره شگفتی و تحسین بزرگان موسیقی غرب را برانگیخت و موجب جلب توجه جهانی به موسیقی مقام آذربایجان شد. به گفته ویلیس کانوور (Willis Conover) منتقد مشهور جاز آمریکایی " واقف مصطفی زاده یک نوازنده عالی است. او بهترین نوازنده پیانو تغزلی است که تا کنون به او گوش داده ام."

در سال 1969، با دعوت و اصرار رئوف حاجی اف، واقف از تفلیس به باکو بازگشت. او در ارکستر موسیقی ملی آذربایجان به کار مشغول شد و در کنار آن یک گروه سه نفری Jazz نیز تشکیل داده بود. در همین دوران یکی دیگر از موسیقیدانهای موفق آذربایجان، رفیق بابایف، در زمینه خوانندگی جاز مشغول فعالیت بود و در همین زمان گروه چهارنفری (کوارتت) آوازی گایا، به کار تنظیم و اجرای ترانه های فولکلوریک مشغول بودند.

متاسفانه واقف مصطفی زاده و رفیق بابایف هر دو با مرگی زودرس از جهان رفتند. مصطفی زاده در سال 79 وهنگام اجرای برنامه در اثر حمله قلبی و بابایف در سال 94 در یک آتش سوزی مهیب در مترو باکو درگذشتند. مصطفی زاده 39 سال و بابایف 58 ساله بودند.

jodat hajiyev and his son
جودت حاجیف و پسرش
جامعه فرهنگی آذربایجان همچنان به این دو نابغه موسیقی مدیون است. سبک موسیقی، تفکر موسیقایی و نوع اجرای آنها در زمان خودشان به طور کامل درک نشد و وقایع سالهای 80 و 90 از جمله فروپاشی شوروی و جنگ بین آذربایجان و ارمنستان بر موسیقی و فرهنگ آذربایجان تاثیرات منفی باقی گذاشت. البته مکتب ملی Jazz که بالاخره توسط توفیق قلی اف، نیازی، گارا گارایف، رئوف حاجی اف و توفیق احمدف به وجود آمد، همچنان برقرار است.

امروزه، نسل جدید نوازندگان Jazz آذربایجانی توانسته اند به انواع مختلف موسیقی مقام جاز را به سراسر دنیا معرفی کنند. عزیزا مصطفی زاده، شاگرد هنرستان ملی جاز و دختر واقف مصطفی زاده، سالها است که جاز آذزبایجان را در سراسر جهان به محبوبیت فراوانی رسانده است.


مطلب مرتبط : نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

Posted by Kamran at 07:37 PM

January 23, 2005

گروه جدید کویین و نلسون ماندلا

گردهم آیی گروه کویین با یک خواننده تازه
اعضای گروه افسانه ای Queen با خواننده سابق گروه Free و Bad Company به نام پل راجرز (Paul Rodgers)، قصد دارند به فعالیت هنری خود ادامه دهند. این گروه رسما به نام کویین و پل راجرز نام گذاری شده است و قبل از اینکه به تور عظیم استادیومی اروپا برود، در 28 مارچ برنامه ای در آکادمی بریکستون لندن London Brixton Academy اجرا خواهد کرد.

پس از مرگ نا بهنگام فردی مرکوری (Freddie Mercury) در سال 1991، برایان می (Brian May) و راجر تیلور (Roger Taylor) چندین بار در برنامه های خاص و مناسبتهای مختلف با خواننده هایی چون التون جان (Elton John)، رابی ویلیامز (Robbie Williams) و گروه فایو (Five) به اجرای برنامه پرداخته اند.

پل راجرز پس از اینکه با برایان می در برنامه پنجاهمین سالگرد Fender Stratocaster (سازنده گیتار الکتریکی با همین نام) برنامه اجرا کرد، به گروه پیوست. گروه جدید علاوه بر اجرای آثار کلاسیک کویین، به اجرای ترانه هایی از پل راجرز هم خواهد پرداخت از جمله : All Right Now و Can’t Get Enough Of Your Love.

Brian May , Paul Rodgers
Brian May , Paul Rodgers
برایان می گفته است : "هرگز تصور نمیکردم قادر به انجام این کار باشم. من همیشه علیه این ایده بودم که کسی را به گروه بیاورم و او بخواهد حتا به میزان اندکی از "فردی مرکوری" تقلید کند. بعد به این آدم (راجرز) برخورد کردم که به هیچ وجه قصد نداشت که جای "فردی" را بگیرد. او اصلا شبیه "فردی" نبود زیرا از جایگاه خاص خودش برخاسته بود. ناگهان متوجه شدم که بله ما میتوانیم این کار را انجام دهیم، ما میتوانیم یک تور دیگر داشته باشیم و ترانه ها هم چیزهای تازه ای باشند. این تور یک کار تکراری نخواهد بود و ما نمیخواهیم وانمود کنیم که "فردی" هنوز اینجاست. حالا پس از مدتها میتوانیم با کسی باشیم که میداند قضیه از چه قرار است و ما را درک میکند. ما میتوانیم برداشت تازه ای از ترانه هایمان را اجرا کنیم. این اتفاقی بسیار بزرگ است و من هنوز نتوانسته ام آنرا باور کنم." به صدای خواننده جدید گروه کویین گوش کنید : audio fileMuddy waters blues

گروه کویین در صحنه کنسرت 46664
اولین حضور گروه کویین (Queen) با خواننده جدیدش پل راجرز PAUL RODGERS در دومین کنسرت 46664 South Africa خواهد بود. این برنامه 19 مارچ در Fancourt Hotel And Country Club Estate صورت میگیرد و توسط نلسون ماندلا (Nelson Mandela)، برای مبارزه با ایدز برنامه ریزی شده است.

سال گذشته کنسرت 46664 که نام آن از شماره زندانی ماندلا گرفته شده است، بسیار موفق بود و گروه کویین (بدون خواننده) ترانه Invincible Hope را همراه با نلسون ماندلا، که اشعار را دکلمه کرده است، اجرا کردند.

Brian May , Nelson Mandela , Roger Taylor
Brian May , Nelson Mandela , Roger Taylor
برایان می گیتاریست گروه گفته است: " این فرصتی عالی است که گروه کویین بتواند ارادت و همبستگی همیشگی خود را با اهداف نلسون ماندلا برای مبارزه با ایدز نشان دهد. این برنامه، به خصوص از این جهت هیجان انگیز است که این اولین فرصت برای راجر(تیلور) و من است تا بتوانیم همراه با پل راجرز روی صحنه برویم."

نلسون ماندلا همراه با خبر وقوع کنسرت گفت: "برنامه 46664 South Africa برپایه موفقیت کنسرت به یادماندنی که سال گذشته در کیپ تاون (Cape Town) برگزار شد، برقرار شده است. این کنسرت نیز برای پشتیبانی از اهداف بنیاد نلسون ماندلا برای مبارزه با ایدز به اجرا در خواهد آمد و در عین حال به مردم دنیا نشان میدهد که آفریقای جنوبی به واقع این هدف حیاتی را دنبال خواهد کرد. مهمترین بخش این برنامه، جمع آوری کمکهایی است که به بیماران و کسانی که به نوعی از عوارض این بیماری رنج میبرند اختصاص خواهد یافت."

در این کنسرت عده ای از هنرمندان بین المللی و آفریقایی به گروه کویین خواهند پیوست. گروه کویین در سال 1984 هم، سالی که آفریقای جنوبی به خاطر سیاستهای نژادی خود تحریم شده بود، اجرای کنسرت در آن را در فهرست تور دور دنیای خود قرار داد. این تصمیم موجب شد که گروه با سازمان British Commonwealth دچار مشکل شود و انتقادات شدیدی متوجه آنها شود. آنها حتا در اجرای کنسرت خود در نیوزیلند با اعتراضاتی مواجه شدند. اما در حال حاضر آنها در فهرست بهترین یاران آفریقای جنوبی قرار دارند.

همانطور که گفته شد قبل از اجرای این برنامه تاریخی، گروه جدید کویین یک تور دور اروپا را در برنامه خود خواهند داشت.


Posted by Kamran at 06:48 PM | Comments 4

January 23, 2005

رمانتیک ترین خواننده سه نسل

خولیو ایگلسیاس (Julio Iglesias) محبوب ترین خواننده لاتین در سالهای 70 و 80 بوده و بیش از 100 میلیون آلبوم او در سراسر جهان به فروش رفته است. شیوه ملایم و رمانتیک خولیو در خواندن ترانه های عاشقانه طوری بود که در سراسر جهان و در فرهنگها و زبانهای مختلف طرفداران بی شماری پیدا کرد. گوش کنید : audio fileIf you go away

او در ابتدا برای تحصیل در رشته حقوق و در نهایت وکالت برنامه ریزی کرده بود و در حین تحصیل ، در تیم فوتبال رائال مادرید در سمت دروازه بانی حضور داشت. اما به دنبال یک حادثه اتوموبیل در اواسط دهه 60 مجبور به ترک کار ورزش حرفه ای شد.

پزشکان وی اعتقاد داشتند که خولیو دیگر قادر به راه رفتن نخواهد بود و خولیو در دورانی که به کندی بهبود می یافت، برای کم کردن حالت گرفتگی عضلات دستش نواختن گیتار را آغاز کرد و کم کم به سرودن شعر پرداخت. اما قبل از اینکه به طور جدی به موسیقی بپردازد تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج به پایان رساند. در 1968 او یکی از شرکت کنندگان فستیوال موسیقی اسپانیایی در بنیدورم (Benidorm) بود و ترانه ای ساخته خودش، به نام La Vida Sigue Igual را اجرا کرد. خولیو در این مسابقه برنده جایزه اول شد که به امضای قراردادی با شرکت مستقل ضبط صفحه Discos Columbia منجر شد.

Julio Iglesias
به یاد گذشته در در رئال مادرید
در طی دهه هفتاد، او تورهایی در اروپا و آمریکای لاتین برگزار کرد و با اجرای ترانه هایی چون Manuela هواداران بی شماری پیدا کرد. در پایان دهه، خولیو به قدری محبوب شده بود که شبکه جهانی CBS به دنبال بستن قراردادی با او دست به هر کاری میزد. او در سال 1987 با این شرکت قراردادی امضا کرد و کار ضبط صفحه را با ترانه هایی نه تنها به زبان اسپانیایی بلکه به ایتالیایی و فرانسه، آغاز کرد. گوش کنید : audio fileManuela

با رسیدن دهه 80 خولیو ایگلسیاس با تمرکز بر اجرای ترانه هایی به زبان انگلیسی بازار صفحه آمریکا و انگلستان را هدف گرفت. کوششهای او در سال 81 ثمر داد و بازخوانی او از ترانه Begin the Beguine به مقام اول فهرست بهترین ها رسید. پیامد موفقیت این ترانه ضبط آلبومی از مجموعه ترانه هایی به زبانهای مختلف بود به نام "خولیو" که در آمریکا و انگلستان با استقبال عالی روبرو شد. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 03:10 PM | Comments 6

January 22, 2005

نگاهی به جوایز گرمی ، قسمت دوم

در ادامه مطلب قبل راجع به جوایز گرمی باید افزود که این جوایز توسط بسیاری از هنرمندان جدی گرفته نمی شود. چرا که آراء داده شده از طرف هیئت داوران اغلب تا حد زیادی محافظه کارانه می باشد و کمپانیهای ضبط صفحه پشتیبان این جوایز هستند و بسیاری از شناخته شده ترین دسته جوایز مانند بهترین گروه یا بهترین هنرمند، به هنرمندانی تعلق میگیرد که یا در کار خود به خوبی جا افتاده باشند یا توسط کمپانیها به برایشان تبلیغات وسیعی شده باشد. در واقع بعضی از هنرمندان مانند الویس پرسلی یا گروه رولینگ استونز، که از نظر بسیاری، بزرگترین هنرمندان تاریخ موسیقی روز بوده اند تعداد بسیار اندکی جایزه گرمی دریافت کرده اند.


اما این نقطه نظر در مقابل موفقیتهایی که آکادمی برای حفظ حقوق هنرمندان و دیگر افراد هنر و صنعت موسیقی کسب کرده است، نمیتواند از اهمیت دستاوردهای آن بکاهد. در طی سالیان، آکادمی موفق شده است تا گذشته از برگزاری یک جشن شاد و پر زرق و برق، به فعالیتهای حقوقی در زمینه موسیقی نیز بپردازد. از جمله وضع قانون مارک گذاری یا Labeling برای حفظ منافع تولید کننده، حمایت از حقوق مادی و معنوی، ضبط خانگی غیر قانونی، دزدی هنری، مسایل حفظ و نگهداری، برنامه های تبادلات هنری و مسایل مربوط به سانسور. آکادمی در مسایل قانونی چون اخذ حقوق هنری، گرفتن غیرقانونی اثر از اینترنت (Downloading Litigation) و ... حامی و مدافع تمام دست اندرکاران موسیقی از جمله ترانه سرایان، اجرا کنندگان، تهیه کنندگان و مهندسین است.

جا دارد دراین قسمت به چند رکورد جالب این مراسم اشاره میکنیم :

- تنها هنرمندانی که دو سال پی در پی موفق به دریافت جایزه بهترین آلبوم سال شدند، فرانک سیناترا در سالهای 66 و 67 با آلبومهای : September of My Years و A Man And His Music و استیوی واندر در سالهای 1974 و 1975 با آلبوم های Innervisions و Fulfillingness First Final بودند.

Aretha Franklin
آرتا فرانکلین با 11 جایزه گرمی بعنوان
بهترین خواننده زن R&B
- تنها هنرمندانی که در دو سال پی در پی جایزه بهترین صفحه سال Record of the Year شدند روبرتا فلیک (Roberta Flack) در سالهای 73 و 74 با آثار The First Time Ever I Saw Your Faceو Killing Me Softly و U2 با Beautiful Dayو Walk On بودند.

- استینگ (Sting)، بیشترین تعداد جایزه برای بهترین خواننده مرد را با 4 جایزه در سالهای 88، 94، 2000 و 2001 از آن خود ساخته است.

- باربارا استرایسند (Barbra Streisand) نبز در دسته بهترین خواننده زن با 5 جایزه در سالهای 64، 65، 66، 78 و 87 رکورد دار است.

- بیشترین فاصله زمانی بین دریافت دو جایزه متعلق به گروه بیتلز برای بهترین اجرای گروهی یا دونفره موسیقی پاپ، با 32 سال فاصله در سالهای 65 و 97 است.

- تینا ترنر(Tina Turner)، شریل کرو (Sheryl Crow) و پت بناتار (Pat Benatar) همه موفق به دریافت 4 جایزه در دسته بهترین خواننده زن شده اند.

- رکورد دریافت جایزه برای بهترین اجرای گروهی یا دو نفره موسیقی راک، متعلق به گروه U2 با 5 جایزه در سالهای 1988، 1989، 1993، 2001 و 2002 بوده است.

Carlos Santana
کارلس سانتانا با 9 جایزه گرمی در سال 2000
- بیبی فیس (babyface) ترانه سرا و خواننده سبک R&B موفق به دریافت 3 جایزه برای ترانه سرایی برای موسیقی R&B در آثار خوانندگان دیگر شد. End Of The Road،I'll Make Love To

- آرتا فرانکلین (Aretha Franklin) موفق به دریافت 11 جایزه برای بهترین خواننده زن سبک R&B شده است که 8 تای آن پی در پی در طی سالهای 1975-1968 به او اهدا شده است.

- وینس گیل Vince Gill خواننده کانتری، 7 مرتبه در دسته بهترین خواننده مرد کانتری برنده جایزه شده و 5 تای آن در سالهای 99-1995 به طور پی در پی بوده است.

- لنی کراویتز برنده چهار جایزه پی در پی برای بهترین خواننده مرد راک در سالهای 2002-1999 شده است.

- گروه کارلوس سانتا (Carlos Santana) توانست تنها طی سال 2000 تعداد 9 جایزه گرمی را تصاحب کند.

- سر جورج سولتی (Sir Georg Solti) آهنگساز و موسیقدان بزرگ معاصر که در سال 1997 از دنیا رفت در میان تمامی هنرمندان موسیقی کلاسیک و پاپ توانست در طول عمر خود بیشترین تعداد جوایز یعنی 32 جایزه را به خود اختصاص دهد که در این میان یکی از با ارزشترین جوایز یعنی جایزه بیشترین دست آورد های موسیقی در مدت زندگی را نیز نصیب خود کرد.


مطلب مرتبط : نگاهی به جوایز گرمی ، قسمت اول


Posted by Kamran at 03:22 PM | Comments 3

January 21, 2005

نگاهی به جوایز گرمی ، قسمت اول

در مطالب مربوط به موسیقی معاصر بارها درباره هنرمندانی که موفق به دریافت جایزه گرمی میشوند صحبت کرده ایم و بدون شک بسیاری از شما با اهمیت آن آشنا هستید. اما اینکه این جایزه از کجا آمده است و چرا از این اهمیت ویژه برخوردار است، مطلبی است که در اینجا به آن خواهیم پرداخت.

جوایز گرمی توسط رکوردینگ آکادمی (Recording Academy)، انجمن آمریکاییان فعال در حرفه و صنعت ضبط موسیقی، به دستاوردهای برجسته در تولید موسیقی تعلق میگیرد. این مراسم یکی از چهار جشن بزرگ اهدای جوایز موسیقی در آمریکا است که هر سال برگزار میشود، و در واقع از نظر اهمیت و شکوه و جلال، همتای مراسم اسکار است. سه جایزه مهم دیگر موسیقی آمریکا عبارتند از: Billboard Music Awards ،American Music Awards و Rock and Roll Hall of Fame Induction Ceremony.

این مراسم به نام جایزه آن که نمونه طلایی کوچکی از یک گرامافون است، نام گذاری شده است و مراسم شامل برنامه هایی از هنرمندان برجسته بوده و این اجراهای پر طرفدار و اهدای جوایز مهم مانند بهترین آلبوم یا بهترین خواننده، به طور مستقیم از شبکه تلویزیونی پخش میشود.

در سال 1957 عده ای از موسیقی دانان حرفه ای و مدیران کمپانیهای ضبط صفحه در لوس آنجلس، با توجه به نیازی که در زمینه معرفی و قدردانی از دست اندرکاران هنری و فنی موسیقی، وجود داشت رکوردینگز آکادمی را تاسیس کردند. این آکادمی قصد داشت که نه تنها از دستاوردهای هنری و استعدادهای درخشان موسیقی که از افراد مهم و موثر پشت صحنه مانند مهندسین و تهیه کنندگان، نیز قدر دانی کند. در نتیجه آکادمی شروع به فعالیت کرد و به اهدای سالیانه جوایز گرمی پرداخت.

U2 Grammy Award
U2 در چهل و چهارمین دوره جزو منتخبین بود
مانند جوایز اسکار، برندگان جایزه گرمی که در حال حاضر در 150 دسته از 30 نوع موسیقی (مانند رپ، پاپ و کانتری) اهدا میشود، توسط اعضای آکادمی که همه از دست اندرکاران موسیقی هستند انتخاب میشود و بر خلاف جوایز BMAs و AMAs مبنای انتخاب محبوبیت نیست. در واقع جایزه گرمی تنها جایزه ای است که با موشکافی و بدون ملاک قرار دادن میزان فروش یا رتبه اثر در فهرستهای معتبر، صرفا به موفقیتهای هنری، مهارتهای تکنیکی و برتری همه جانبه یک اثر یا هنرمند تعلق میگیرد.

رکوردینگ آکادمی، علاوه بر جایزه گرمی، تعدادی جایزه دیگر نیز به افتخار دست اندکاران حرفه ای موسیقی اهدا میکند. از جمله جایزه یک عمر فعالیت برجسته هنری که اهدای آن از سال 1965 آغاز شد، از خوانندگان، نوازندگان و دیگر افراد حرفه ای موسیقی برای سهم مهمشان در پیشبرد هنر و صنعت موسیقی قدردانی میکند.

جایزه هیات امنا (Trustees Award) در سال 67 به وجود آمد و به کسانی تعلق میگیرد که فعالیتشان در طیف دسته های تعیین شده جوایز گرمی نیست اما سهم مهمی در ارتقا بخش غیر اجرایی موسیقی داشته اند.

جایزه The Recording Academy's GRAMMY Hall of Fame که در سال 1973 پایه گذاری شد در واقع یادبودی است که به صفحه هایی که حداقل 25 سال فروش داشته اند، به خاطر کیفیت پایدار هنری و ارزش تاریخیشان، تعلق میگیرد. (ادامه دارد ...)

مطلب مرتبط : نگاهی به جوایز گرمی ، قسمت دوم


Posted by Kamran at 10:51 AM | Comments 7

January 20, 2005

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!

نوارفروشی های بزرگ هم که انگشت شمار هستند، کمی با دقت نوارها را می چینند و سعی می کنند برحسب هنرمند مصنف، این آثار را در کنار هم قرار دهند. اما تعداد نوارهایی که بصورت قارچگونه به بازار می آیند بسیار زیاد می باشد، بگونه ای که نوار فروشی ها را مملو از آثار پوچی کرده که باعث گم شدن محصولات خوب موسیقی - که عموما" هم بی سر و صدا وارد به بازار می آیند - در این گرداب می شود.

یکبار نگاهم در یک نوارفروشی، به یک اثر بی نظیر افتاد (که مظلومانه در میان انبوهی از نوارهای بازاری احاطه شده بود) با خود فکر کردم که اگر این قبیل آثار قابشان حداقل 2 سانتیمتر از بقیه بزرگتر بود، موسیقی ما چه پیشرفتهایی که نمی کرد …!

این مشکل به موسیقیدان چندان ارتباط ندارد ولی گاهی کم لطفی هایی هم از هنرمندان سر می زند ... کمبود ایمان کاری در موسیقیدانان خوب ایرانی چندی است که اقلیت علاقمند به موسیقی جدی را نیز را نیز دلسرد کرده است.

heshmat sanjari
حشمت سنجری و ارکستر سمفونیک تهران
تا کنون چندبار برای شما پیش آمده با ذوق و شوق اثری از موسیقیدان مورد علاقه تان خریداری کردید و با گوش دادن به آن اطمینان پیدا کردید که هنرمند مورد نظر شما به کمی پول نیاز داشته و برای همین منظور مجموعه نه چندان خوبی را برای انتشار فراهم کرده است ؟! اما امروز تعداد اینگونه آثار بازاری کم نیست، در واقع این بی انگیزگی زمانی برای موسیقیدان روی می دهد که موسیقیدان استقبالی از اثر پرمایه اش ندیده و انگیزه خود را از دست داده است. (البته این اتفاق در مورد موسیقیدانانی صادق است که ایمان کاری ندارند؛ نقطه عکس این دسته، موسیقیدانانی چون حسین دهلوی که تا کنون به دواثر گرانقدر خود بسنده کرده)

تولید آثار کم کیفیتی که حتی گاهی سازندگان شان به بی دقتی خود در ساخت آن اعتراف می کنند، در چند سال اخیر روندی رو به رشد داشته است. این دسته از موسیقیدانان شاید فراموش کردند نسل "غریب" را! "وزیری" را و از خود گذشتگی های آنها در راه موسیقی ... مرحوم "حشمت سنجری" رهبر برجسته ایرانی در جایی می گفت "وقتی ارکستر سمفونیک تهران شروع به فعالیت کرد کسی با این نوع موسیقی آشنا نبود و طبیعتا" ارکستر بیننده زیادی نداشت ... ما ناچار به خیابان می رفتیم و خود، مردم را دعوت به شنیدن این موسیقی می کردیم!"

گرامی باد یاد بزرگانی که "خود را خدمتگذار هنر می دانستند، نه هنر را خدمتگذار خود!"


از سجاد پورقناد


Posted by Kamran at 10:30 AM | Comments 2

January 19, 2005

واریاسیون روی ii-V-I ، قسمت دوم

در ادامه مطلب تئوری قبل راجع به واریاسیون های مختلف روی توالی آکورد ii-V-I در اینجا به چند مورد رایج دیگر اشاره می کنیم.

ii-V-I های موازی
از سایر مواردی که اغلب توسط نوازنده های موسیقی Jazz استفاده می شود می توان به حالتی اشاره کرد که بصورت موازی کل توالی آکورد (Progression) بالا یا پایین منتقل می شود. در اینحالت نوازنده (یا آهنگ ساز) پس از اجرای یک ii-V-I آکورد ii را بالا یا پایین منتقل می کند. بعنوان مثال :

پرش به اندازه نیم پرده بالا : Dm7-G7-C7--Ebm7-Ab7-Db7 و یا پرش به اندازه چهارم بالا : Dm7-G7-C7--Gm7-C7-F7

شما می توانید با استفاده از این روش در زمانهایی که progression اصلی به مدت طولانی روی یک آکورد هست درهارمونی موسیقی فضایی زیبا بسازید. به این مثال توجه کنید که قسمتی از قطعه Cherry Key را نمایش می دهد، ملاحظه کنید که چگونه از ii-V-I های موازی در این قطعه استفاده شده است.

|C#m|F#7|B6|% | (ii-V-I in B)
|Bm|E7|A6| % | (ii-V-I in A)
|Am|D7|G6| % | (ii-V-I in G)
|Gm|C7|Cm |F7| (ii-V in F & ii-V in Bb)

زنجیری از ii-V
می توانید از توالی چند ii-V استفاده کنید و سپس روی آکورد درجه I در آخرین توالی فرود بیایید. این روش بسیار کار برد دارد. به این توالی آکورد دقت کنید که ابتدا در گام دو ماژور سپس در گام ر بمل و در نهایت در گام می ماژور ii-V استفاده می شود و به I فرود می آید. Dm7-G7--Ebm7-Ab7--F#m7-B7-E7

در این مثال ابتدا یک توالی آکورد ii-V-I روی دو ماژور داریم و بعد از آن یک V-I روی F# ماژور و یک V-I دیگر روی Bb.

زنجیری از V-I
دقیقا" می توانید همانند حالت زنجیره ای از ii-V ها، زنجیره ای داشته باشید از V-I ها داشته باشید، هرچند معمولا" اولین آنها با ii شروع می شود. به این مثال توجه کنید : Dm7-G7-C7--C#7-F#7--F7-Bb7

در این مثال ابتدا یک توالی آکورد ii-V-I روی دو ماژور داریم و بعد از آن یک V-I روی F# ماژور و یک V-I دیگر روی Bb.

جمع بندی
پس از آشنایی و بکار بردن توالی آکورد ii-V-I شما می توانید بسادگی با روشهای مختلف که تعدادی از آنها در این دو مطلب ارائه شد به بسط progression قطعه موسیقی بپردازید. شما می توانید آکورد V را روی یک I جدید حل کنید، کافی است نیم پرده بالا یا پایین حرکت کنید و یا حتی یک چهارم افزوده. شما می توانید از زنجیره ای از توالی آکورد ii-V و یا V-I استفاده کنید و ...

تنها نکته ای که حائز اهمیت است و باید به آن بپردازید اینکه بدانید چه کار می خواهید بکنید و برای آن حداقل در ذهن خودتان برنامه ریزی داشته باشید. مشکلی که اغلب بداهه نوازان Jazz آنرا فراموش می کنند و بدون فکر اقدام به تغییر دادن آکوردها می کنند.

مطلب مرتبط : واریاسون روی ii-V-I ، قسمت اول

Posted by Kamran at 06:12 PM | Comments 5

January 18, 2005

بازگشت به بلوز

سالهای پایانی دهه 70 و اوایل دهه 80 دوران تحقیق و بررسی برای یافتن بهترین بستر موسیقایی برای استعدادهای مور بود. او مجددا" با فیل لینوت (Phil Lynott) همکاری کرد که حاصل آن تک ترانه قدرتمند و بسیار موفق Out In The Fields در سال 85 بود. مور همچنین با جستجو در ریشه های سلتی خود آلبومی به نام Wild Frontier را در سال 87 تولید کرد. اما با آلبوم Still Got The Blues در سال 90 بود که گری مور به یک سبک غنی موسیقی رسید که میتوانست در آن آزادانه حرکت کند. گوش کنید : audio filePicture of the Moon

حضور افتخاری نوازندگان گیتار بلوز پر آوازه ای چون آلبرت کینگ (Albert King) ، بی بی کینگ (BB King) و آلبرت کالینز (Albert Collins) در این آلبوم و آلبوم بعدی After Hours نه تنها به اعتبار اثر افزود بلکه تاکیدی بر استعداد قابل توجه مور در نواختن گیتار و متمایز شدن در میان این چهره های شاخص بود. در 1994 در گروه BBM به جینجر بیکر (Ginger Baker) و جک بروس (Jack Bruce) پیوست، یک آلبوم بی نقص تهیه کرد و دوباره به کار سولوی خود بازگشت.

پس از دو آلبوم نسبتا تجربی Dark Days In Paradise و A Different Beat ، آلبوم Back To The Blues بازگشت مور به حیطه بلوز بود با این توضیح که او حالا موسیقیدانی بود کامل که با توان و آگاهی بیشتر به سبک مورد علاقه اش پرداخته بود. این مجموعه ده ترانه ای که شامل کارهای متهورانه ای در اجرای چند اثر اوریژینال مور مانند Stormy Monday ، You Upset Me Babyو I Aint Got You است این آلبوم را به انعکاسی موفق از شیوه قدیم او مبدل کرده است.

BBM
گروه BBM سال 1994، جینجر بیکر، جک بروس و گری مور
مور به طور خستگی ناپذیری به ترکیب سبک های متضاد و به نمایش گذاشتن تکنیک بی رقیب و احساس آمیخته با احترام خود به موسیقی میپرداخت. آلبومهای live in the studio و Back To The Blues جهان موسیقی را به وجد آوردند و ثابت کردند که اگر سبک بلوز یک نگهبان واقعی داشته باشد او کسی جز گری مور نیست.

اما برای حفظ رسم غافلگیر کردن علاقمندان و منتقدین، مور در سال 2002 با مجموعه ای از سنگین ترین ترانه های خود تا آن زمان به صحنه موسیقی بازگشت و بار دیگر علاقمندان خود را مجبور کرد تا در پیش داوریها و حدث و گمانهای خود تجدید نظر کنند. در همین احوال مور با همراهی کیس لویس (Cass Lewis) بیسیت سابق گروه (Skunk Anansie) و دارین مونی نوازنده درام گروه (Primal Scream) یک گروه پاور راک از هر نظر واقعی به نام"Scars" تشکیل دادند. گوش کنید : audio fileStormy Monday

آلبوم این گروه در اوایل سال 2002 آماده شد و گروه برای ضبط CD و DVD آلبوم Monsters of Rock اقدام کرد که در واقع ضبط اجرای زنده گروه در دو شب از تور انگلستان Monsters of Rock در ماه مه 2003 بود. این برنامه زنده شامل برگزیده هایی از مراحل متفاوت دوران کاری گری مور بود.

سال 2004 شاهد خام ترین آلبوم گری مور تا به امروز است که Power of the Blues نام دارد. این مجموعه ده ترانه ای که بیشتر آن به طور زنده در استودیو ضبط شده است طیفی از ترانه های هارد راک/بلوز را در بر میگیرد. بنا به گفته خودش" این خام ترین آلبومی است که در این سالها کار کرده ام، شاید در بین آثارم خام ترین باشد..."


مطلب مرتبط : گری مور


Posted by Kamran at 05:18 PM | Comments 10

January 17, 2005

در ایران مشکل پارت دزدی داریم

به نظر شما انتشار این پارتیتورها چه تاثیری داره در جامعه موسیقی کشور و گروه هایی که کار می کنند؟ و فکر نمی کنید با یک شاخه موسیقی که بداهه نوازی باشه مخالف هست؟
خوب مسلما" در این زمان که ما داریم کار می کنیم نمیشه همه چیز را با دید سنتگرایانه نگاه کرد، خوب خیلی از چیزها را مثلا" تئوری موسیقی و مسائل متودیک، با پیشرفت علم به هر فرهنگی وارد می شه و این نگارش نت موسیقی هم مسلما" اگر بخواهیم ما ازش استفاده بهینه کنیم می تونیم در راستای فرهنگ خودمون استفاده کنیم و اینطور نیست که چون نت مال اروپاییها بوده اگر ما بیاریم همه چیزمون اروپایی میشه، نه! شما این را بدونید که هر چقدر که موسیقی ما مکتوبتر باشه ماندگاریش بیشتره!

شما اگر نگاه کنید می بینید که از قرن 11 آثار بسیاری از نت نویسی اون قرن مونده! و اگر ما صحبت از آدام د لاهال Adam de la Hale، فلیپ دومیتری، گیوم دوماشو، گویدو آرتسو می کنیم، می دونیم کارهاشون مکتوب هست و شما می تونین تجسم کنید که موسیقی دوره رونسانس چی بوده! ولی ما الان از موسیقی زمان خسروپرویز از باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین هیچ ذهنیتی نداریم؛ جز یکسری دستنوشته ها و چند شعر رودکی یا دیگر شاعران اون دوره ما فقط یکسری داستان و تخیلات و افسانه داریم و یا تصاویر آنها را بصورت سنگنبشته و حجاری یا مثلا" آثار باستانی روی کوزه سفالی یا مسی داریم (که می فهمیم) مثلا ارکسترها این شکلی بودند؛ چیز نوشته شده ای نداریم از موسیقی اونها ولی موسیقی دوره رونسانس یا قرون وسطا یا حتی قبل از اون را و می تونید مطالعه کنید و حتی اجرا هم می کنند با همون سازها گروههایی که براساس موسیقی اون دوره دارن کار می کنند! دیدید حتی در ایران، که مثلا" در جشنواره فجر گروه هایی میان کار می کنند و موسیقی بسیار زیبای قرون وسطا را اجرا می کنند با همون سازها ابتدایی و نسبت به امروز مقدماتی ... بنابر این ما هرچی آثار مکتوب شده داشته باشیم و هرچقدر روی این زمینه کار کنیم، بچه هام منابع بیشتری برای کار کردن دارن و خیلی طبیعی هست. ما اگر حتی الان کارهای خیلی ساده موسیقی ایران را بصورت جمعی داسته باشیم در تمام مراکز آموزشی، دانشگاهها، هنرستانها، آموزشگاه ها واحدهایی بوجود بیاد که ما قبل از اون که نوازنده کار گروهی بکنه فرهنگ کار گروهی را بهش آموزش بدیم.

meshkatian, paivar
فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان
ما الان خیلی از نوازندگان حرفه ای را داریم که با فرهنگ کار گروهی آشنا نیستند! یعنی نمی تونن دور هم جمع بشن و کارکنن؛ حالا اینرا شما از لحاظ ضعف نوازندگی و تکنوازیشون در گروه بگذارید یا بی نظمیشون! اینها اصلا" سر تمرین نمی تونن بیان منظم کار کنن… یکی از ویژگیهایی که ارکستر آقای پایور داشت، نظم بیش از حد ایشون بود، هنوز نوازندگانی که از اون دوره موندن، در نظم سرامد تمام نوازنده ها هستند، آقای ظریف، آقای دلنوازی، آقای ناهید ... آن تایم و دقیق هستند در تمرین کردن و اومدن سر تمرین؛ شما همین سیستم را مقایسه کنید با سیستم هایی که بعدا" بوجود اومده! اکثر نوازندگان هنوز در اومدن سر تمرین بی نظم هستند، مشکل بعدیی که داریم پارت دزدی هست!

شما یک پارتی برای نوازنده می نویسید همه چیز را می زنه بجز چیزی که خودتون می خواهید! متاسفانه اکثر بچه های ما نمی توانند یک پارت فرعی را در ذهنشون مجسم کنند یا بشنوند! بعد میان رو سن برای اجرا چون تمرین کافی هم نداره مجبوره ملودی را بصورت منوفن اجرا کنه! بنابراین ما در اجراهامون یک چیزی حدود 60 تا 70 درصد افت کیفیت اجرا داریم بخاطر همین ضعف نوازندگی... حتی سر تمرین بعضی از نوازندگان هستند که خیلی دقیق پارت را می زنند ولی روی صحنه که میاد حتی اگر نت را جلوش بگذاره نمی تونه بزنه و گم می کنه! و مجبور می شه پارت اصلی را بزنه... این چیزهایی بوده که ما در این سالها زیاد تجربه کردیم.

نمونش اجرای زنده خود آقای علیزاده ببینید، چقدر نوازندگان در کنسرت "شورانگیز" پارت دزدی می کنند! شما موقعی متوجه می شید که نوارش را گوش بدید، اونجا چون خود آقای علیزاده نظارت روی ضبط دارن تک تک نوازندگان دارن پارتهاشون را دقیق میزنند، ولی مثلا" میشه "نوروز 62 " عین نوارش روی صحنه بیاد؟ مطمئن باشید ... مگر اینکه نوازنده عشق داشته باشه و با علاقه خاص کار کنه دقیقا" بمتار پارت خودش را بزنه عود پارت خودش را بزنه و تنبک جاهایی که میاد همینطور... ما اجراهای زندمون خیلی افت کیفیت داره مخصوصا" تغییراتی که نوازنده ایرانی روی سن بوجود میاره! این دیگه شده طبیعت موسیقی ما! حالا اگر شما چهارفصل ویوالدی را در هرجای دنیا گوش کنید، نوازنده مثلا" ویلنسل تکلیفش روشن هست و نمی تونه یکجایی ماس مالی کنه کار ساز دیگری را بزنه! ما این مشکلات را در موسیقی ایرانی داریم. من حداقل امیدوارم بچه های هم نسل ما بیان و واقعا" کارهایی را بوجود بیارن، مثلا" من یک کار شنیدم از آقای محمدرضا فیاض، که کار بسیار قویی بود و بسیار خوشحال شدم، بچه های گروه "آفتاب" عالی اجرا کرده بودند به نام "درگذر" که دوتا مجموعه بیست و سه چهار دقیقه ای است که یکیش در شور و بیات ترک و نوا هست و پشتش شوشتری هست... خوب این کار باید منتشر بشه و بیاد بیرون برای بچه ها کار بسیار منسجم و قویی هستش، یا مثلا" "بامداد" کار آقای حمید متبسم که البته پارتیتورش دست آقای ارشد تهماسبی هست و بچه ها باید این پارتیتور را بگیرند و کامپیوتری کنن، من نتونستنم بگیرم ازشون!

چرا؟
فايل هاي صوتي از مصاحبه :

Audio File قسمتی از مصاحبه

نمی دونم! اون موقع خانه تار تشکیل شده بود که اتفاقا" خیلی به من نزدیک هست در امیرآباد، ولی ما خیلی تلاش کردیم، حتی با خود آقای متبسم هم صحبت کردیم و ایشون مشکلی نداشتند، ولی موفق نشدیم این پارتیتور را بگیرم. من خودم این پارتیتور را نوشتم.

"بوی نوروز" چی؟
اون را نمی دونم! ولی "بامداد" کار بسیار ارزشمندی هست که اونها جزو موسیقی ملی ما محسوب میشه و واقعا" کارهای بسیار ارزشمندی هست. که برای سازهای ایرانی و ارکستر جمعی ایرانی خوب کار با ارزشی هست و هر چه بیشتر این کارها بیرون باشه بچه های ما، منابع بیشتری خواهند داشت برای کار کردن؛ یا مثلا" آقای محمدعلی کیانی نژاد کارهای خوب زیادی دارن مثلا" یک کار دارن به نام "شب" که در خارج منتشر کردن و فکر می کنم با آواز خانم زویا که کار بسیار ارزشمندی هست با تنظیم بسیار پیچیده و خوب! اینها درسی هست برای بچه ها،خوب حالا آقای کیانی نژاد فرصت یا امکاناتی برای چاپ ندارن، بچه ها باید کمک کنند و این کار را منتشر کنند و اصلا" آقای کیانی نژاد کم کارهای خوب برای ارکستر ندارند ...

کاری برای ارکستر(غربی) و نی هم دارند ...
اون را من نشنیدم ولی کارهای موسیقی با ارکستر ایرانیشون خیلی خوبه مثلا" یک کار دشتی دارن که روی تم دو ضربی دشتی از آقای غلامحسین بیگجه خانی هست، کار بسیار خوبیه و باید منتشر شه و بچه ها در هنرستان بزنن. (ادامه دارد...)


از سجاد پورقناد

مطلب مرتبط :
عليرضا جواهري
از دوره باستان گره نوازي داشتيم(قسمت اول)
بعد از چاووش کاربرد بمتار عوض شد (قسمت قسمت دوم)

Posted by Kamran at 04:27 PM | Comments 7

January 16, 2005

سه خبر کوتاه

- برنامه ستارگان موسیقی
نورا جونز (Norah Jones) در برنامه زنده تلویزیونی که شب گذشته (15 ژانویه) به نفع قربانیان سونامی برگزار شد ترانه We're all in this thing together را خواند. تمام منافع و کمکهای اهدایی این برنامه 2 ساعته که در ایستگاه تلویزیونی شبکه NBC در استودیو یونیورسال اجرا و پخش شد، برای انجام امور بین المللی به صلیب سرخ اهدا شد. از ترانه های خاطره انگیزی که در این شب اجرا شد میتوان به ترانه Imagine از جان لنون (John Lennon) با اجرای مدونا و ترانه Don't Let the Sun Go Down on Me مدونا با صدای التون جان و ترانه Wish You Were Here که توسط راجر واترز با همراهی اریک کلپتون خوانده شد، اشاره کرد. همچنین فروشگاه اینترنتی Connect music store نیز برنامه ای برای download این کنسرت ارائه کرده که منافع آن نیز به صلیب سرخ تعلق خواهد گرفت.

- نوار قدیمی صدای باب دیلان Bob Dylan به کتابخاته اهدا شد
یک نوار پخش نشده از صدای باب دیلان، که در زمان قبل از به شهرت رسیدنش در یک آپارتمان واقع در مینیاپولیس ضبط شده بود، به کتابخانه تاریخ اجتماعی مینه سوتا اهدا شد. صاحب این نوار قدیمی یکی از اهالی مینیاپولیس به نام کلیو پترسن (Cleve Pettersen) بوده است.

Jarre, China Concert
Roger Waters
او که در سال 1960 نوجوانی علاقمند به گشت و گذار در کافه های شهرش بوده، اتفاقا با دیلان جوان و تازه کار آشنا میشود. مدتی بعد پترسن یک دستگاه ضبط ریل میخرد و دیلان برایش تعدادی ترانه فولک اجرا میکند. این نوار که در آپارتمان پترسن ضبط شده، شامل ترانه هایی چون Blues Yodel No. 8 ، Come See Jerusalem ، I'm a Gambler و Streets of Glory است. علاقمندان میتوانند در این کتابخانه به صدای دیلان جوان گوش دهند اما مجاز به گرفتن کپی نیستند.

- تابوت باب مارلی برای دفن مجدد به اتیوپی برده خواهد شد.
ریتا Rita همسر باب مارلی Bob Marley، خواننده افسانه ای سبک reggae اعلام کرد که قصد دارد پیکر او را از مدفن فعلی اش در جامایکا به "آرامگاه معنویش" در اتیوپی منتقل کند. هنوز تاریخ دقیقی برای این برنامه معین نشده است اما از آنجایی که یک جشن یک ماهه در فوریه، به مناسبت شصتمین سالگرد تولد مارلی در اتیوپی برگزار خواهد شد، این مراسم در همین حدود زمانی انجام خواهد گرفت.این پروژه از طرف دولت و کلیسا اتیوپی حمایت خواهد شد.

به گفته ریتا مارلی، "تمام زندگی باب درباره و برای آفریقا بود نه جاماییکا. چگونه کسی میتواند یک قاره را با یک جزیره عوض کند؟ این بخشی از ماموریت باب است و باید همانجایی که میخواست باشد. اتیوپی آرامگاه معنوی اوست. حالا همه چیز آماده شده و زمان مناسب فرا رسیده است." ریتا مارلی به کمک اتحادیه آفریقا و دفتر نمایندگی حمایت از کودکان UN به برنامه ریزی این جشن در اتیوپی مشغول است که شامل کنسرتی در 6 فوریه، روز تولد مارلی، در آدیس آبابا خواهد بود.


Posted by Kamran at 02:57 PM

January 15, 2005

ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

در سال 78 دومین آلبوم ژار یعنی Equinoxe آماده شد و در 35 کشور با استقبال فوق العاده روبرو شد. ژار در این سال با بازیگر بریتانیایی، شارلوت رامپلینگ (Charlotte Rampling) ازدواج کرد و با استفاده از موسیقی "Equinoxe" در فیلمی با بازی او و ساخته پیتر فلیشمان (Peter Fleischman) به نام بیماری هامبورگ (The Illness Of Hamburg) موافقت کرد. گوش کنید : audio fileEquinoxe 4

سال 79 سال تولد "کنسرت نمایشی" یا "concert spectacular" بود. ژان میشل ترکیب بی نظیر موسیقی الکترونیک خود را با حضور در میدان کنکورد پاریس به مناسبت روز باستیل در 14 ژوییه در معرض دید بینندگان گذاشت.

میک جگر Mick Jagger (خواننده گروه رولینگ استونز) که در بین تماشاگران بود گفته است "در تمام زندگیم شاهد چنین واقعه ای نبودم" این برنامه در شبکه Eurovision پخش شد و تماشاگران حاضر در محل بیش از یک میلیون نفر بودند. ژار به دلیل نقش بزرگش در معرفی فرهنگ کشورش فرانسه، در سطح جهانی، موفق شد تا به دریافت مدال طلای S.A.C.E.M ، نشانی که به شاخص ترین موسیقی دان شهر لیون داده میشود نایل شود. گوش کنید : audio fileEquinoxe 3

Jarre, Paris Concert
کنسرت پاریس
اکسیژن به یک باله به اپرای پاریس معرفی میشود و پیتر ویر Peter Wier، فیلم ساز استرالیایی در فیلم خود گالیپولی (Gallipoli) بخشهایی از آن را مورد استفاده قرار میدهد. ژان میشل برای تبلیغ آثارش به ژاپن و پس از آن به چین سفر میکند.

در طی سال 1981 ژار آلبوم "Magnetic Fields" را منتشر میکند که دو هفته پس از آن در فهرست ده تایی بهترین های اروپا قرار میگیرد. در این بین مذاکرات فرانسیس دریفوس و دیدارهای ژار از مقامات چین موجب میشود که ژار نه تنها به عضویت افتخاری کنسرواتوار موسیقی بی جینگ در بیاید بلکه اجازه اجرای کنسرتهایی در پکن و شانگهای هم به آنها داده شود.

در 15 اکتبر 81، گروهی شامل 60 نوازنده و تکنیسین همراه با 15 تن ابزار و لوازم، پاریس را به مقصد شانگهای ترک کردند. آنها 5 کنسرت اجرا کردند که به نام "کنسرتهای چین" شهرت دارند. ژار اولین موسیقی دان غربی است که برای اجرای کنسزت به چین دعوت شده است و همچنین آلبومهای او "Oxygene" و "Equinoxe" اولین آثار غیر چینی هستند که در رادیو این کشور پخش شده اند و بیش از 500 میلیون نفر شنونده داشته اند.

مطالب مرتبط :
اکسیژن
ژان میشل ژار

Posted by Kamran at 06:09 PM

January 14, 2005

گری مور

به عقیده اغلب منتقدین او بهترین موسیقیدانی است که تا به حال از مجموعه جزایر انگلستان پای به عرصه هنر گذاشته است و در دوران کار حرفه ای خود که آغاز آن به سالهای 60 برمیگردد به جز چند مورد استثنا، تمام انواع موسیقی و سبکهای مختلف آنرا با چیره دستی آزموده و گروههایی چون Thin Lizzy، Colosseum II و Skid Row با حضور او به مراحل بالای شهرت و محبوبیت رسیده اند. به این ملودی زیبا از Still got the blues گوش کنید، نت این قطعه برای گیتار در قسمت pdf & music موجود می باشد. audio fileStill got the blues, Melody

گری مور در 4 آوریل سال 1952 در بلفاست ایرلند متولد شد و مانند بیشتر هم دوره هایش ابتدا با شنیدن صدای الویس پریسلی و بعدها توسط آثار گروه بیتلز با موسیقی راک اند رول آشنا شد و دیدن چهره هایی چون جیمی هندریکس (Jimi Hendrix) و گروه جان مایال بلوز برکرز (John Mayall's Bluesbreakers) در میانه دهه 60 چشمان او را بر روی دنیای غنی بلوز گشود.



اما آنچه که استعداد نهفته مور را بیدار کرد دیدن هنر پیتر گرین (Peter Green) در حال اجرای موسیقی و توانایی قابل ستایش او در نواختن گیتار بلوز بود و گری مور با استعداد، کمی بعد به عنوان یک نابغه موسیقی نوجوان شناخته شد. در واقع این گرین بود که برای پیشبرد کار حرفه ای مور از او پشتیبانی کرد و مور بعدها با آلبوم Blues For Greeny در سال 1995 به این پشتیبان بزرگ خود ادای دین کرد.

Moore & King
1992 به همراه کینگ
در این زمان مور به دوبلین نقل مکان کرده بود و با فیل لینوت (Phil Lynott) آشنا شده بود که خواننده اولین گروه مطرح گری مور، گروه سه نفره Skid Row بود و تا مدت کوتاهی قبل از این که گروه در سال 1970 قراردادی با کمپانی CBS منعقد کنند با آنها همکاری میکرد. گری با اعضای گروه سه آلبوم تهیه کرد و همراه هنرمندان دیگر در تورهای The Allman Brothers Band و Mountain amongst others حضور یافتند. پس از آن گری برای دنبال کردن کار سولوی خود از گروه جدا شد اما طولی نکشید که مجددا به فیل لینوت پیوست و در گروه Thin Lizzy به جای اریک بل (Eric Bell) قرار گرفت. هرچند حضور او به عنوان یک جانشین در گروه کوتاه بود اما مور دوبار دیگر یکی پس از جدایی برایان روبرتسون (BrianRobertson) از گروه در سال 77 و دوباره در سال 78 برای تور Black Rose به تیم Thin Lizzy پیوست.

در 1979 با ترانه زیبای Parisienne Walkways کار سولوی گری مور به طور جدی آغاز شد. این ترانه شیوه قوی، خلاقانه و سرشار از مایه های بلوز مور را در نواختن گیتار اصلی نشان میدهد و با همراهی صدای پر حس و حال فیل لینوت به قدری ترکیبی عال شده بود که به فهرست Top Ten انگلستان راه پیدا کرد. آلبومی که پس از این ترانه به بازار آمد نیز با استقبال خوبی روبرو شد. گوش کنید : audio fileParisienne Walkways (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 12:29 PM | Comments 9

January 13, 2005

در اندازه های استراوینسکی

جرت که با موسیقی کلاسیک ارضا نشده بود مجددا نیروی خود را بر جاز متمرکز کرد. او از گری پیکاک (Gary Peacock) نوازنده بیس و جک دوجانت (Jack DeJohnfette) نوازنده درام ، خواست که آلبومی را با معیارهای استانداردها - منظور ملودی های استاندارد در Jazz می باشد - تعریف شده آماده کنند و به این آلبوم هم نام Standards – Volume1 دادند. این گروه تا به امروز مشغول کار است و آثار عالی زیادی از جمله Bye Bye Black Bird – A Tribute to Miles Davis، The Cureو Standards – Volume2 را ضبط کرده اند. گروه به طور منظم برنامه تور دور دنیا دارد و بسیاری از این کنسرتها ضبط شده و در بازار موجود هستند.از جمله: Still Aliveو Up For It – Live at Juan Les Pins. به لطافت و زیبایی این قطعه گوش کنید : audio fileI Can't Believe That You've In Love With Me

جرت همچنین در نواختن هارپسیکورد (Harpsichord)، کلاویکورد (Clavichord)، ارگ و ساکسوفون مهارت دارد که آلبومهای Sprits،Invocationو Sphere مثال خوبی برای شنیدن این سازهای او هستند. به این قطعه که توسط او با هارپسیکورد نواخته شده است گوش کنید : audio fileBach, Goldberg Variations #8

یکی از شاخصه های جرت هنگام اجرا یکی خواندن ناگهانی و وابسته به احساسات او و دیگری حرکات رقص مانند او هنگام نواختن است.این حالت او نه تنها در اجراهای پیانو سولو و جازش،بلکه در اجراهای کلاسیک او هم دیده میشود.

Jarrette
در دفتر کار خود
در سالهای آخر دهه نود جرت از نوعی بیماری به نام Chronic fatigue syndrome مبتلا شد که به واسطه آن شخص از خستگی شدید ذهنی و جسمی رنج میبرد و گاهی حتا از انجام کارهای عادی روزانه خود نیز بر نمی آید. به همین دلیل مدت طولانی در خانه تحت درمان بود و به تازگی پیشرفت خوبی به سمت بهبود کامل داشته است و آلبومی تازه به نام The Melody at Night, With You را ضبط کرده است.

او در این آلبوم برخلاف آثار دیگر خود نه به موسیقی کلاسیک و نه به بداهه نوازی پرداخته است بلکه آنچه میشنویم ترانه های قدیمی و به شیوه استاندارد است.

در سال 2004 جرت جایزه Léonie Sonning را دریافت کرد که جایزه ایست معتبر و به نوازندگان و آهنگسازان موسیقی کلاسیک تعلق میگیرد و تنها موسیقی دان Jazz ای که قبلا موفق به دریافت آن شده بود کسی نبود جز "مایلز دیویس". اولین شخصی که در سال 1959 برنده این جایزه شده است ایگور استراوینسکی Igor Fyodorovitch Stravinsky آهنگساز و رهبر ارکستر و از نوآوران سبک کلاسیک مدرن، بوده است.



مطالب مرتبط :
آمیزه ای از Jazz و کلاسیک
اسطوره زنده دنیای Jazz

Posted by Kamran at 11:23 AM | Comments 5

January 12, 2005

ارکسترهای جاویدان

هنگامی که صفحات تاریخ موسیقی غرب را ورق می زنیم به دوره های مختلفی از لحاظ فرم، آهنگسازی و ترکیب سازهای مختلف از قطعات ارکسترال گرفته تا سولو، برمی خوریم و هر دوره خصوصیات خاص خود را دارد و این خصوصیات امروز، حتی برای افرادی که شناخت کمی از موسیقی دارند، به قدری معلوم و متمایز است که با گوش دادن به کوچکترین نغمه از یک قطعه، متوجه دوره ساخت آن می شوند.

از مهمترین خصوصیات هر دوره ای نوع سازبندی و فرم تنظیم قطعات است برای مثال ترکیب سازها در یک ارکستر دوره رونسانس متفاوت است با دوره کلاسیک و نیز طرز استفاده از سازها، تنظیم و هارمونی قطعات دوره audio fileباروک بسیار متمایز از قطعات دوره audio fileرمانتیک است.

هر دوره از این لحاظ خصوصیات خاص و قوائد و اصول مخصوص به خود را دارا می باشد به عبارت دیگر، قوائد و اصول ارکستراسیون در هر دوره متفاوت است. البته بدون در نظر گرفتن اصول کلی و ثابت که تقریبا" بین تمام دوره ها مشترک است.

رفته رفته با پیشرفتهایی که جهان غرب در تمامی عرصه های زندگی کرد، کشورهای دیگر سعی در همگون کردن خود با معیارهای غرب نمودند و این همگونی بی تاثیر از سلطه استعماری غرب بر کشورهای عقب مانده نبود. در این بین موسیقی نوین اروپایی که از مظاهر پیشرفت اروپا به شمار می رفت، در کشورهای دیگر از جمله ایران ریشه دواند؛ به مرور زمان با درخواست شاهان قاجار که طعم زرق و برق فرنگ را چشیده و سرمست شده بودند، عده ای برای تعلیم موسیقی و تشکیل ارکستر نظام راهی ایران شدند و این سرآغازی بود برای تعامل موسیقی غربی و ایرانی. از این زمان بود که موسیقیدانان ایرانی به پیروی از سنت غرب سعی در تشکیل ارکسترهای مختلف کردند و تا امروز این ارکسترها همواره در فراز و نشیب به سر می برند.

یک نوع از ارکسترهایی که در این میان تشکیل شد، ارکسترهای مجلسی بود که این ارکسترها با ابتکار آهنگسازان ایرانی ترکیب زیبایی از سازهای ایرانی مثل تار، سنتور، تنبک، نی و سازهای غربی مثل ویلن، آلتو،ویلنسل، کنترباس، فلوت، کلارینت و ... بود؛ با تشکیل این ارکسترها آهنگسازان ایرانی هم به فکر ساخت قطعات بیشتری در این زمینه افتادند که ملودی آنها ایرانی بود، ولی از قوائد هارمونی و ارکستراسیون غربی با اندکی تغییرات پیروی می کرد. قطعات زیبایی نیز با این روش ساخته و اجرا شدند.

گوش کنید به قسمتی از "بند باز" ساخته علینقی وزیری، تنظیم از حسین دهلوی، تکنواز تار، هوشنگ ظریف (از آلبوم "آثار حسین دهلوی") : audio file"بندباز"

گوش کنید به قسمتی از "چهار مضراب ماهور(کنسرتینو تار)" ساخته حسین علیزاده ، تنظیم از هوشنگ کامگار، تکنواز تار، حسین علیزاده (از آلبوم "زردی خزان") : audio file"چهارمضراب ماهور"

بعد از انقلاب با شرایطی که بر موسیقی ما حاکم شد، تشکیل این قبیل ارکسترها با مشکلات زیادی روبرو شد و معمولا" این ارکسترها یا کم کار می کردند یا منحل می شدند! درچند سال اخیر و با تغییر نگرش مسئولین به موسیقی، کم کم این گروه ها دوباره شکل گرفتند و (هر چند با محدودیتهای زیاد) به اجرای برنامه پرداختند.

در ایران ارکسترهای مجلسی معمولا" به دلیل کم بودن هزینه نسبت به ارکسترهای بزرگ فرصت بیشتری برای فعالیت پیدا می کنند و معمولا" این قبیل اجراها با استقبال زیادی روبرو می شود؛ البته این ارکسترها درست است که به اندازه یک ارکستر سمفونیک، بزرگ نیستند ولی به هر حال باید حداقل های موجود در تشکیل ارکستر را در نظر بگیرند، مانند وجود سازهای ضروری مثل: ویلن، آلتو، چلو، کنترباس و ... (شایان ذکر است، تجربه نشان داده که ارکسترهای مجلسی مخصوصا" قسمت زهی ارکستر_ ویلن، آلتو، ویلن سل، کنترباس_ با فضای موسیقی ایرانی همخوانی قویی داشته است) در برنامه هایی که این ارکسترها اخیرا" اجرا کرده اند، نقاط ضعف فراوانی در نحوه اجرا، سازبندی کوک و تنظیم قطعات دیده می شود و این هم دلیل بر عدم دقت کافی در کار می باشد.

اواخر هفته گذشته ارکستر جاویدان به همراهی سید حسام الدین سراج به اجرای برنامه پرداخت. کنسرت در سالن ورزشی انقلاب کرج برگزار شد که از امکانات صوتی خوبی برخوردار نبود. قطعاتی که در این برنامه اجرا شد قطعات بسیار زیبا و خاطره انگیزی بوند مانند: "شب عاشقان بی دل" و "ملکا" ساخته علی(همایون) رحیمیان، "اتود ماهور" ساخته داریوش دولتشاهی، "ترانه" ساخته فرامرز پایور و ... تصویری که در ذهن مردم از تصنیف "شب عاشقان بی دل" و "ملکا" بود، آنچیزی نبود که اجرا شد و سایر قطعات نیز تقریبا" به همین منوال بودند. این امر به دلیل این بود که:

اولا"، ارکستر دارای بالانس و سازبندی اصولی نبود؛ یعنی مثلا" ارکستر آلتو، کنترباس و ابوا نداشت! از نی هم (با اینکه در ارکستر وجود داشت) تقریبا" استفاده نشده بود ولی در عوض 3 بمتار، 8 ویلن، 2 سنتور، 2 تنبک در ارکستر به کار رفته بود! که بجز حجم نامناسب و تولید صداهای اضافی چیزی در بر نداشت. (البته هر موسیقیدانی مختار است از ترکیب مورد علاقه خود در سازبندی استفاده کند و در واقع نتیجه اثر مهم است که در این برنامه همانطور که گفته شد موفق نبود)

ثانیا": عدم تلاش تنظیم کنندگان قطعات تنظیم شده (مجریان این طرح) در گرفتن پارتیتورهای قطعات باعث شده بود آنها پارتیتورها را (از طریق گوش!) از روی اثر در بیاورند و در این بین یکسری پارتهای ضروری را حذف و باعث رنگ آمیزی نا مناسب کار شدند.

ثالثا" قطعاتی مثل "ترانه" که توسط آهنگساز (فرامرز پایور) تنظیم، ولی اجرا نشده، طوری تنظیم شده بود که به اصطلاح حق مطلب را نتوانسته بود ادا کند ولی به دلیل زیبایی ذاتی (ملودی) قطعه، تنظیم نا مناسب خیلی نتوانست لطمه ای به روح قطعه بزند سایر قطعات نیز دارای همین زیبایی بودند. البته این موضوع نباید موجب شود قطعات زیبا اینگونه ساده و ناشیانه اجرا شوند. در نتیجه باید گفت افرادی که با وجود تمام محدودیت ها و کمی امکانات به فکر تشکیل چنین ارکسترهایی می باشند، چه خوب است با دقت نظر بیشتر در تنظیم و هماهنگی ارکستر، اجرای شایسته و در خور توجهی آماده نمایند. (در قسمت بعدی در مورد آواز این اثر صحبت می کنیم)

(ادامه دارد...)



از علی نجفی ملکی

مطلب مرتبط :
ارکسترهای جاویدان (قسمت دوم)

Posted by Kamran at 05:55 PM | Comments 4

January 10, 2005

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

موسیقی Jazz در آذربایجان شوروی، توسط ارکستر ملی State Popular Orchestra که به نام جز ملی (State Jazz) نیز شهرت دارد پایه گذاری شد. این ارکستر که در سال 1938 توسط توفیق قلی اف (Tofig Guliyev) و نیازی (Niyazi) به وجود آمد، که سازبندی آن شامل یک ترومبون، پنج ساکسوفون، سه ترومپت، یک پیانو، یک گیتار و مجموعه سازهای کوبه ای (درامز و پرکاشن) بود.

گروه Jazz ملی هم به اجرای Jazz کلاسیک میپرداخت و هم به تجربیاتی در بداهه نوازی (Improvisations)، مقام (Mugam) و نیز موسیقی مودال (منظور موسیقی که بر پایه گامهایی غیر از مینور و ماژور معمول باشد) ملی آذربایجانی دست میزدند. بعنوان مثال پرویز رستم بایف (Parviz Rustambayov) نوازنده ساکسوفون، در اولین کنسرت Jazz ملی یک بداهه نوازی در مقام چهارگاه را اجرا کرد. به این کار ارکسترال از گارایف گوش کنید : audio fileلیلی و مجنون

این نوابغ موسیقی آذربایجانی یک هدف داشتند و آن برقرار کردن مکتب ملی Jazz بود. پس از پایان جنگ جهانی دوم، رئوف حاجی بایف (Rauf Hajibayov) مدیریت گروه Jazz ملی را به عهده داشت اما در سالهای 1960-1950، دستگاه تبلیغات کمونیستی ضربه بزرگی به پیشرفت موسیقی Jazz آذربایجان وارد کرد. مقامات شوروی، جاز را به عنوان یک موسیقی اغواگر غربی عنوان کردند و اجرای آنرا ممنوع اعلام کردند.

علیرغم این تحریم، علاقمندان Jazz در خفا دورهم جمع شده و از طریق رادیوهای غربی، به موسیقی گوش میدادند و سعی میکردند تا آنچه را شنیده اند اجرا کنند. در اواخر دهه 60، موسیقی Jazz، با راهنماییها و حمایتهای گارا گارایف (Gara Garayev)، نیازی، توفیق قلی اف و رئوف حاجی اف، زندگی دوباره ای آغاز کرد. این دوران شاهد ظهور گایا (Gaya)، گروه چهارنفری رفیق بابایف و پس از آن گروه واقف مصطفی زاده (Vagif Mustafazade) بود. به قسمتی از یکی از کارهای این گروه گوش کنید : audio fileMustafazade's Jazz Band

Guliyev & Mustafazade
واقیف مصطفی زاده و توفیق قلی اف
گارا گارایف که آهنگساز برجسته سبک کلاسیک بود به ساختن موسیقی Jazz نیز میپرداخت. از جمله آثار او می توان به موسیقی برای The Bold Young Man of Gascony ، سه نوکتورن Nocturnes (قطعه موسیقی محزون ، شاعرانه و شبانه) ، تعداد زیادی پرلود و ... نام برد. پرلود (Prelude) شماره 28 از او قطعات ناب Classsic Jazz l می باشد و یکی از بهترین نوازندگان در این قطعات واقف مصطفی زاده است. به قسمتی از این پرلود گوش کنید : audio fileپرلود

مقام، موسیقی سنتی آذربایجانی در واقع شامل بداهه نوازیهایی است که بر روی تم اصلی این موسیقی انجام میشود و نوازندگان آن هر یک به نوبه خود منحصر به فرد هستند زیرا هر کدام شیوه بداهه نوازی خاص خود را دارند. این بداهه نوازی آزادانه در واقع رابط اصلی بین موسیقی Jazz و مقام است. قابلیت تلفیق عناصر شرقی مقام با موسیقی غربی Jazz به این معنا است که Jazz میتواند در دنیای موسیقی شرق نیز موفق باشد. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 06:30 PM | Comments 3

January 10, 2005

تصمیم بزرگ برای شوپن

شاید شوپن جزو معدود آهنگسازانی است که می توان بدون احساس کوچکترین یکنواختی و خستگی ساعت ها از موسیقی او لذت برد. بدون شک یکی از مهمترین دلایل آن زیبایی ناشی از لطفات موسیقی و صدای دلنشین تنهای پیانو می باشد. راجع به او بارها و بارها صحبت کردیم اما امروز می خواهیم داستان دیگری از زندگی شاعر بزرگ پیانو برای شما نقل کنیم.

شوپن حدود 40 سال عمر کرد و در این مدت، زندگی او افت و خیزهای بسیار داشت. 25 ساله بود که به دلایل بسیاری افسردگی بر او غالب شده بود و بتدریج در حال از دست دادن سلامت خود بود، یکی از این دلایل مقایسه خود با لیست بود. شوپن نوازندگی لطیف و ملایم خود که غالبا" در سالن های کوچک انجام می شد را با نحوه نواختن پیانو توسط فرانتس لیست که محکم و به قولی رعد آسا و آنهم در سالن های بزرگ بود مقایسه می کرد. او همواره احساسات می کرد کار او در مقابل لیست بسیار ناچیز و پیش پا افتاده می باشد. به قسمت اول یکی کارهای او گوش کنید : audio fileNocturne in G Minor , #1

بخصوص که در همان زمان کنسرت خیریه ای با شرکت شوپن و لیست برگزار شد و با کمال تاسف مشاهده کرد که تشویق حاضرین برای کارهای اجرا شده توسط لیست به مراتب بیشتر بود تا او. پس از این کنسرت شوپن خطاب به لیست گفت که :

"خوب می دانم که استعداد نوازندگی، بخصوص کنسرت دادن ندارم. من با مشاهد جمعیت وحشت می کنم و گویی توسط سکوت حاصل از نفس های در سینه حبس شده مردم در حال خفه شدن هستم. هنگامی که به چشمان مردم نگاه می کنم، حالت کنجکاوانه آنها عضلات مرا شل و غیر قابل کنترل می کند و متاسفانه خود را می بازم. اما شما انگار برای اینکار خلق شده اید، توانایی غلبه بر این احساسات را دارید و بدون ترس و لرز بسادگی مقابل صدها نفر نوازندگی می کنید".

بدون شک شوپن این سخنان را با ناراحتی و توام با کینه بیان کرده است چرا که او معتقد بود لیست غالبا" از زیبایی چهره و قامت خود سوء استفاده کرده و موسیقی یا نوازندگی خود را بر مردم تحمیل می کند. در هر صورت آنچه مسلم است آن که شوپن از این تاریخ به بعد کمتر در حضور جمع به نواختن پیانو پرداخت و جز در میان دوستان، آشنایان و البته اشراف بعنوان یک نوازنده و ساحر پیانو شناخته نمی شد. خوب یا بد این تصمیم شوپن که نتیجه آن منحصر می شد به تعریف و تمجید دوستان و اشراف از او، توانست تا حد زیادی زخم حاصل از ناتوانی او در اجرای کنسرت های بزرگ را التیام بخشد. گوش کنید : audio fileNocturne in G Minor , #2

به قولی بزرگترین تفاوت شوپن و لیست در آن بود که لیست احساسات خود را بصورت کاملا" مردانه در موسیقی و نوازندگی بروز می داد حال آنکه شوپن چه در نوازندگی و چه در ساخت موسیقی احساسات خود را کاملا" لطیف و ظریف - به نوعی زنانه - ابراز می داشت.


Posted by Kamran at 11:50 AM | Comments 5

January 09, 2005

واریاسون روی ii-V-I ، قسمت اول

بسیاری از قطعات موسیقی Jazz از توالی آکورد ii-V-I یا واریاسیونهای مختلفی که روی آن انجام می شود بدست می آید. می خواهیم راجع به چند توالی آکورد دیگر که می تواند از این توالی ساده ساخته شود صحبت کنیم.

Tritone Substitutions
قبلا" راجع فاصله یا آکورد Tritone صحبت کردیم، نوازندگان Jazz به کررات این آکورد را جایگزین آکورد پنجم می کنند. Tritone چیزی نیست جز bII بنابراین کافی است بجای توالی آکورد ii-V-I از توالی ii-bII-I استفاده کنیم. بعنوان مثال در یک گام دو ماژور توالی آکورد معمول Dm-G-C به Dm-Dbm-C تبدیل می شود. همانطور که قبلا" هم گفتیم علت نامگذاری آن این است که فاصله Db از G معادل یک فاصله Tritone (معادل سه پرده یا یک چهارم افزوده) می باشد. بنابراین شما هر لحظه که احساس کردید موسیقی یکنواخت شده است می توانید آکورد V را به bII تبدیل کنید. همچنین ممکن است شما در مواردی که آکورد bII در قطعه قرار دارد جای آنرا به آکورد V بدهید. به این مثال گوش کنید : audio fileDm-G7-C , Dm-Db-C

حل کردن آکورد V به یک آکورد جدید
شما همواره می توانید از آکورد درجه V در یک توالی آکورد ii-V-I به یک درجه اول جدید بروید به عنوان مثال موسیقیدانان Jazz اغلب از این دو روش استفاده می کنند :

- حرکت از به نیم پرده پایین تر از درجه V، بعنوان مثال در همان گام دو ماژور از G7 به F#Majour که در این حالت پایه جدید فا دیز می باشد.
- حرکت به بالا یا پایین با یک درجه چهارم افزوده مثلا" در همان دو ماژور حرکت از G7 به C#Majour.

دقت کنید که این حل ها یا پرشها شبیه این می ماند که برای مدت کوتاهی شما به گام دیگری مدولاسیون انجام داده اید و با وجود آنکه شنیده شدن یک آکورد جدید دیگر بعنوان درجه I کمی غیر منتظره می باشد اما خوب و Jazzy صدا می دهد. به این مثال ها دقت کنید :

Em7-A7-D-Em-A7-Ab7 ... (پرش به نیم پرده پایین تر)
Cm-F7-Bb-Cm-F7-B7 ... (پرش به یک فاصله چهارم افزوده)

در این دو مثال ابتدا یکبار توالی ii-V-I را در یک گام پایه اجرا کرده ایم و سپس در مرتبه دوم از درجه پنجم به درجه اول جدیدی پرش کرده ایم. به این مثال گوش کنید و توجه کنید پس از رسیدن به Ab7 چه حس سنگینی و آرامشی به انسان دست می دهد : audio fileEm7-A7-D-Em-A7-Ab7

حل کردن آکورد V به گام مینورهای نسبی
در این حالت شما از آکورد سوم progression که همان درجه پنجم است می توانید به دو مینور حرکت کنید :

- حرکت به مینور نسبی گام اولیه که یک سوم کوچک پایین تر از گام ماژور است مانند حرکت از G7 در مثالهای قبل به Am.
- حرکت به یک مینور با درجه سوم بالاتر از پایه گام قبلی یعنی حرکت از G7 به Em.

بعنوان مثال خواهیم داشت ، Dm-G7-C-Dm-G7-Am ... دقت کنید که حسی که در این حالت بوجود می آید (یعنی حرکت به پایه مینور) حس خوش آمد گویی خواهد داشت که جذابیت بسیاری به موسیقی می دهد. به این مثال توجه کنید : گوش کنید : audio fileDm-G7-C-Dm-G7-Am

(ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 08:55 AM | Comments 3

January 08, 2005

او آهنگساز بزرگ فيلم بود

در ادامه مطلب نصرت فاتح علي خان توجه شما را به قسمت ديگري از آن جلب مي کنيم.

استاد نصرت موسيقي متن چندين فيلم مهم با شهرت بين المللي را ساخته است که فيلمهاي "آخرين وسوسه مسيح" (Last Temptation of Christ) از مارتين اسکورسيسي (Martin Scorsese) ، "قاتلين مادرزاد" (Natural Born Killers) اثر اليور استون (Oliver Stone)، "راه رفتن مرد مرده" Dead Man Walking از تيم رابينز Tim Robbins و فيلم هندي بسيار مشهور "ملکه راهزن" Bandit Queen اثر شکار کاپور Shekhar Kapoor از آن جمله اند. به اين قطعه گوش کنيد که وي با همراهي پيتر گابريل و راوي شانکار ساخته است : audio filePassion

او با گروه انگلیسی Massive Attack که از پیشگامان سبک trip-hop و از نوآوران موسیقی نسل خود (دهه 80-90) هستند موسیقی اجرا کرد و از جوآن آزبورن (Joan Osborne) - خواننده سبک بلوز آمریکایی متولد 1963- دعوت کرد تا برای آموزش به پاکستان سفر کند. او قصد داشت تا همراه با پاواروتی یک آلبوم تجربی تهیه کند اما بیماری به او اجازه نداد تا ایده های خود را به اجرا در آورد.

استاد نصرت با پشتیبانی خانواده ای از سرود خوانان صوفی، در طی 30 سال فعالیت حرفه ای حدود 120 آلبوم منتشر کرد و در این مدت موفق به دریافت جوایزی به خاطر دستاوردهای هنری خود از فرانسه، ژاپن و پاکستان شد. او در مراسم گرمی Grammy سال 97 برای آلبوم Intoxicated Spirit کاندید بهترین آلبوم فولک سنتی شد. خان در سال 1996 یک قرارداد با شرکت American Recordings منعقد کرد و به دنبال آن اولین تور آمریکای شمالی خود را برگزار کرد و در طول سفرهای خود در مجامع هنرمندان و مشاهیر سیاسی برنامه اجرا کرد. در طی این تور بود که تماشاگران آمریکایی با شیوه هیپنوتیزم کننده اجرای خان آشنا شدند. به قسمتی از موسیقی فیلم Dead Man Walking گوش کنید : audio fileThe Long Road

جف باکلی (Jeff Buckley 1997-1966) نوازنده و خواننده صاحب سبک آمریکایی اولین تجربه خود را پس از شنیدن صدای نصرت چنین وصف کرده است :

Natural Born Killers
موسیقی Natural Born Killers ازجمله
کارهای موفق نصرت فاتح علی خان
"اولین باردر سال 90 و در هارلم بود که صدای نصرت فاتح علی خان را شنیدم. من و هم اتاقیم ایستاده بودیم و به صدای فراگیر او گوش میدادیم. همه ما همراه موج پر نوسان ریتم طبلای پنجابی به اطراف کشیده میشدیم و مسحور صدای منظم کف زدنهایی بودیم که با زمان بندی بی نقص از بالا و پایین احاطه مان کرده بود. من صدای ارغنون ها را که همراه با ملودی میرقصیدند میشنیدم که مانند عنکبوتهای غول آسای چوبی ترانه میخواندند. بعد، ناگهان، آوای اوج گیرنده یک و بعد ده صدا که مانند دسته ای غاز وحشی در حال پرواز، با نظمی بی نظیر در آسمان شناور شدند.

بعد صدای نصرت فاتح علی خان بود، آمیزه ای از بودا، شیطان و فرشته ای دیوانه، صدای او مخمل آتشینی بود بی همتا. نصرت کار ترکیب بداهه نوازیهای کلاسیک با قوالی را با چنان جرات و حساسیتی انجام میداد که او را جدا از قوالان دیگر، در رده ای مختص به خودش قرار میداد. شیوه بیان او بسیار در من نفوذ کرده بود.من حتا یک کلمه زبان اردو نمیدانم اما باز هم درگیر داستانی شده بودم که نصرت با صدای بدون کلامش درهم بافته بود.

به خاطردارم که تمام حواس دیگرم از کار افتاده بودند تا بتوانم امواج کوبنده ملودیهای بداهه ای که یکی پس از دیگری بر هم فرود می آمدند را حس کنم. امواجی که دوباره توسط خواننده اصلی گروه آغاز میشد و باز نصرت تمام این حال و هوا را با آواهای سریع و ریتمیک به آتش میکشید و سولفژ کلاسیک هندی( سا، ر، گا، ما، پا، دا، نیسا) را به آواز پرنده ای شیدا مبدل میکرد. این ماجرا در جایی به اوج هیجان رسید، جایی که اوج صدای نصرت ملودیی را به وجود آورد که قلبم میخواست از جا کنده شود. احساس میکردم که بر لبه پرتگاهی ایستاده ام، در کشمکش اینکه چه زمانی به پایین بپرم و اینکه اقیانوس چگونه مرا در بر خواهد گرفت." (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 10:51 AM | Comments 6

January 07, 2005

چند ساز از دوران رنسانس

تعداد محدودی از سازهای دوران رنسانس همچنان بدون تغییر مورد استفاده قرار میگیرند اما نکته مهم آن است که بیشتر سازهای امروز شکل تکامل یافته آلات موسیقی گذشته می باشند. سازهای رنسانس هنوز برای مناسبتهای مختلف یا برای کلکسیونرها و یا هر مورد علمی، هنری و تفننی دیگر ساخته میشوند. در اینجا به معرفی سه ساز بسیار جالب از آن دوران میپردازیم.

ارگانتو (The organetto)
ارگی است قابل حمل و بسیار کنترل پذیر که توسط یک نفر دمیده و نواخته میشود. این شخص ممکن است خواننده قطعات سوپرانو (soprano) یا تنور (tenor) هم باشد. ارگانتو یکی از محبوبترین سازها در طول قرن سیزدهم تا شانزدهم بوده است. سازی بوده به نسبت سبک و قابل حمل که به نوازنده امکان میداده تا آنرا با خود به مراسم و مجالس مختلف برده و بنوازد. به نمونه صدای این ساز گوش کنید : audio fileThe Organetto

نوازنده با دست چپ، از طریق سیستم دمیدن هوای کوچکی از پوست گوسفند و چوب، که در محل مناسبی تعبیه شده بود هوای مناسب را در ساز ذخیره میکرد و با دست راست به نواختن کلیدها میپرداخت. این ساز به خاطر ذخیره هوای محدودش هربار تنها قادر به نواختن یک نت بود و به همین دلیل از آن برای اجرای یک قطعه تکی در مراسم مذهبی و موسیقی رقص یا آواز تک صدایی یا monophonic استفاده میشد. لوله های صوتی این ساز در دو ردیف و به ترتیب بلندی چیده شده اند. ایجاد صدا در ارگانتو عملی مکانیکی است، فشردن یک کلید موجب ورود هوا از محفظه زیری به داخل لوله مناسب میشود و آوای مورد نظر را ایجاد میکند. ارگانتو در اصل بر مبنای شیوه فیثاغورثی (بر مبنای محاسبات عددی) کوک شده است اما میتوان با دمیدن بیشتر یا کمتر آنرا به حالتهای دیگر اجرا نیز نزدیک کرد.

نی و تبور(Pipe and Tabor)
Pipe and Tabor
نوازنده نی و تبور
اگر نی با سازی هم آوا شود، موسیقی بسیار دلنشینتری میسازد. نی سازی است ساده با دهنی مانند دهنی ریکوردر که معمولا شامل سه روزنه برای ساختن ملودی است. (انگشت اشاره، انگشت میانی و شصت) دهنه ساز باریک است تا دمیدن را ساده کند. لبه ای در انتهای ساز قرار گرفته که برای راحت نگه داشتن ساز است و به نوازنده اجازه میدهد که نی را با یک دست بگیرد و دست دیگرش برای نواختن تبور آزاد باشد. تبور توسط یک بند به روی بازویی که نی مینوازد آمیخته میشود و به این ترتیب نوازنده نی خودش را همراهی میکند و موسیقی مناسب رقص با تم روستایی به وجود می آورد. این موسیقی برای همراهی کردن با تردستان و نمایشهای سرگرم کننده با حیوانات هم بسیار مناسب بوده است. نوازندگان نی و تبور در فاصله دو پرده هنگام اجرای نمایشنامه های شکسپیر، تماشاگران را سرگرم میکردند زیرا تماشای خود نوازنده که با چیره دستی این دو ساز متفاوت را مینواخت بسیار جالب بود. به صدای این دو ساز گوش کنید : audio filePipe and Tabor

هاردی - گاردی (Hurdy-Gurdy)
هاردی - گاردی اولین ساز زهی است که مضرابهای آن به کلیدهایی متصل شده است. لغت فرانسوی Viella a Roue یا ویولون چرخان شیوه تولید صدا را در این ساز توضیح میدهد. حرکت قوسی شکل آرشه ویولون در اینجا با چرخی متصل به یک دسته کوچک، انجام میشود و در اصل ایجاد صدا با چرخاندن این دسته انجام میگیرد. لبه خارجی چرخ چوبی با صمغ پوشیده شده و وقتی حرکت دسته به چرخ منتقل میشود چرخش آن موجب لرزیدن سیمها یا زه های ساز میشود.

Hurdy - Gurdy
Hurdy - Gurdy
همانطور که در ارگ، هوای ذخیره شده میتواند آوایی کشیده یا پایدر تولید کند، چرخ در این ساز با نگه داشتن زه در حالت ثابت صدایی کشیده و مداوم ایجاد میکند. به علاوه در هاردی- گاردی زه هایی هستند که اصولا صدایی ثابت دارند و باقی زه ها طوری کوک شده اند که بتوانند نتهای دیگر را ایجاد کنند. کلیدهای تعبیه شده در این ساز هنگام فشرده شدن با زه مماس شده و آنرا در محلی محکم میکند که نت مورد نظر از آن شنیده شود، کاری که نوازنده ویولون با انگشتانش انجام میدهد. گوش کنید : audio fileHurdy - Gurdy

شواهدی در باره وجود هاردی-گاردی در قرن دوازدهم وجود دارند. قبل از سال 1300 این ساز گاهی چنان طویل بوده که توسط دو نفر نواخته میشده است، یک نفر به چرخاندن دسته و دیگری به فشردن کلیدها میپرداخته است. نوع کوتاه آن در قرن سیزدهم و هنگامی ساخته شد که هاردی-گاردی ساز محبوب موسیقی رقص بود.


Posted by Kamran at 11:22 AM | Comments 2

January 06, 2005

بوشو ای شو ...

تیتراژ سریال " کوچک جنگلی" تنظیمی بود از یکی از لالایی های گیلانی که توسط سید محمد میرزمانی به شکل زیبایی با ارکستر و با آواز نمناک ناصر مسعوی همراه شده بود. استفاده بجا از فلوت، ارکستر زهی، تیمپانی و کر که در تنظیم این قطعه بکار رفته بود، نشان ازجو قوی و بیان محکم میرزمانی می داد.

موسیقی کوچک جنگلی بجز ملودی تیتراژ پایانی تماما" ساخته میرزمانی بود که فضایی مرطوب و مه آلود را با ارکسترزهی ایجاد کرده بود و آهنگساز هوشمندانه در قسمتهایی فضای موسیقی را (با اینکه با ارکستر غربی اجرا می شد) کاملا" همصدا با تاریخ ماجرا هدایت می کرد. این موسیقی بخوبی روایتگر مبارزی تنها است که به دشمنش رحم کرده به او شلیک نمی کند که البته توسط دوستش کشته می شود! موسیقی کوچک جنگلی یک آهنگ حماسی همراه با مویه است برای آزاد مرد گیلان ...

در قسمتهایی از موسیقی این سریال از سازهای ایرانی هم بهره گیری شده بود که مخصوصا" در تم "دکتر حشمت" نمودی ویژه داشت. این اثر بصورت کاست سالها پیش منتشر شد ولی متاسفانه تجدید چاپ نشد. این لالایی در تیتراژ سریال با همراهی نی و با آواز تورج زاهدی هم اجرا شد، ولی از لحاظ تکنیکی و حسی با اجرای ناصر مسعودی فاصله داشت. audio file" اجرای ناصرمسعودی "

لالایی دیگری که به آن می پردازیم یک لالایی محلی نیست! ولی بقدری آواز زیبا معصومی دارد که شنوندگان گیلانی هم احساس می کنند ترانه ای قدیمی و محلی می شنود! این اثر بدیع ساخته هنرمند بزرگ موسیقی ایران مرتضی حنانه است.

حنانه آثار زیادی در این حال و هوا و در این دستگاه (شور و دشتی تامپره که حنانه استاد مسلم آن بود) تصنیف کرده. "الا تی تی" شعری لالایی گونه دارد که از زبان مادریست به فرزند، مثل تمام لالایی ها! ولی به قدری عمیق و تفکر برانگیز که گویی حنانه با آن موسیقی معصوم "نقش جاودانگی خود را کشیده..."( هنگام شنیدن کادانس پایانی "بوی جوی مولیان" از خالقی هم همین جو احساس می شود!)

audio fileقسمت اول" الاتی تی "

audio file قسمت دوم " الاتی تی "

در این اثر استفاده مطبوع حنانه از آکوردهای نامطبوع (با دید کلاسیک غربی!) که خود استفاده از این آکوردها را برای موسیقی چندصدایی ایرانی مناسب می دید به طرز مشخصی خودنمایی می کند، همچنین همراهی پیانو با ارکستر (که یکی از نشانه های سبک حنانه است و همواره در آثار حنانه نقشی کلیدی دارد) به زیبایی قطعه افزوده...

مدلاسیون بی نظیر حنانه در این قطعه استادی حنانه را روی گامهای ایرانی بار دیگر اثبات می کند و درک او را از موسیقی روایی به نمایش می گذارد. "الاتی تی" در CD به نام "آثار مرتضی حنانه" توسط انشارات ماهور منتشر شده است. (نوشتن این مقاله ماجرایی هم داشت که در پایان این نوشته شرح آن آمده...)

"از سالها پیش، قطعه ای را به خاطر داشتم که تیتراژ سریال کوچک جنگلی بود. این قطعه یک تصنیف بود که به شکل لالایی، از قدیم توسط مادران گیلان خوانده می شد و در این سریال به طرز با شکوه و زیبایی توسط سید محمد میر زمانی برای ارکستر تنظیم شده بود که با خوانندگی ناصر مسعودی مردم را شیفته خود کرده بود... چند ماه قبل از دوستی که در شمال زندگی می کرد خواستم که این اثر را همراه با لالایی که حنانه برای من بیابد که متاسفانه چند هفته بعد خبر فوت دوست شمالیم را شنیدم! فردای آنروز به دعوت یکی از دوستانم (در گروپ سه تار در یاهو) قرار بود کنسرتی به صورت آنلاین اجرا کنم و به یاد دوست هنرمندمان قطعاتی بنوازیم... یکی از دوستان همکارم هم ماجرای کنسرت آن لاین و دلیل یاد بود را از من پرسید و قول داد این برنامه را گوش کند که باز با تاسف، اجرای این برنامه مصادف شد با فوت دوست همکارم در اثر تصادف! پس از مدتی این دو اثر زیبا به دستم رسید و قصد داشتم در مقاله ای در مورد این دو آواز حزن انگیز که هر دو در دشتی ( که آواز متداول مادران شمالی است) بنویسم که باز مصادف شد با فوت مادر همان دوستم! این نوشته را تقدیم می کنم به این سه عزیز... "



از سجاد پورقناد

نوشته های مرتبط :
- حنانه و هزاردستان


Posted by Kamran at 02:28 PM | Comments 5

January 06, 2005

چند قطعه موسیقی

بنا به درخواست چند تن از دوستان تعدادی از قطعات موسیقی که برای برای گیتار یا پیانو تنظیم شده اند را تهیه و در این قسمت آورده ایم، امیدواریم مورد توجه شما دوستان قرار بگیرد.

1 - تم موسیقی فیلم هری پاتر از جان ویلیامز : Harry Potter

2 - از کارهای معروف جو ستریانی که اخیرا" نیز مطلبی راجع به آن نوشته شد، که برای گیتار تنظیم شده است : Surfing with the alien

3 - از کارهای نورا جونز که چند مطلب در سایت راجع به آن داشتیم، تنظیم شده برای پیانو با آکوردهای گیتار : Don't Know Why

4 - لالایی برامس تنظیم شده برای پیانو و یک ساز انتقالی : Lullaby

5 - پرلود در لامینور از باخ که برای گیتار تنظیم شده است : Prelude in A Minor

6 - از Transcription های کیت جرت در کنسرت پاریس : The Wind

7 - از سوییت شماره دو در سی مینور از باخ، برای پیانو : Badinerie

8 - نسخه ساده از والس دانوب آبی از اشتراوس : The Blue Danube

9 - از کارهای زیبای آلبوم The Wall پینک فلوید برای گیتار : Is there anybody out there


Posted by Kamran at 11:08 AM

January 05, 2005

هرکول پوآرو

کارآگاهی بلژیکی برای اولین بار با نام هرکول پـوآرو (Heccule Poirot) در سال 1920 در اولین رمان آگاتا کریستی (Agatha Christie) به نام "The Mysterious Affair At Styles" ظاهر شد. با موفقیت بی مانندی که این رمان بدست آورد، کریستی تا سال 1975 که رمان "The Last Case" را نوشت بارها و بارها از این شخصیت در رمانهای خود استفاده کرد.

از زیباترین برداشتهای سینمایی که بر اساس رمانهای آگاتا کریستی نوشته شده است می توان به سریال تلویزیونی "پوآرو" ساخته انگلستان اشاره کرد. این سریال که بین سالهای 1989 تا 1995 جزو پر بیننده ترین سریالها در سراسر دنیا بود با بازی هنرمندانه دیوید ساچت (David Suchet) جذابیت های خاصی داشت. به قسمتی از موسیقی این سریال زیبا گوش کنید : audio filePoirot TV Serial Theme 1

دوبله بسیار خوب این سریال بخصوص شخصیت پوآرو باعث شد که این سریال در کشور ما که بصورت هفتگی و گاهی هم فیلم سینمایی نیز پخش می شد طرفداران بسیاری پیدا کند. اخیرا" شبکه چهار سیما اقدام به پخش مجدد این سریال اما به زبان اصلی با زیرنویس فارسی نموده است. شاید جالب باشد بدانید که دیوید ساچت از طرفداران پر و پا قرص رمانهای آگاتا کریستی بود و کسی که او را برای ایفای نقش در این سریال ها انتخاب کرد Rosalind Hicks دختر آگاتا بود.

موسیقی این سریال توسط کریستوفر گانینگ (Christopher Gunning) تهیه شده است. او متولد سال 1944 (Cheltenham) انگلستان می باشد که پس از جنگ جهانی دوم با خانواده به حومه شهر لندن رفتند و دوران کودکی خود را در آن محل گذراندند. آلکسیز (Alexies) پدر او پیانیست و یکی از موسیقیدانان آفریقای جنوبی بود و مادرش از شاگردان پیانو آلکسیز. کریستوفر از مدرسه موسیقی وهنرهای دراماتیک لندن فارغ التحصیل شد و پس از فراغت از تحصیل ابتدا کار تنظیم موسیقی را برای خود انتخاب کرد و بعد از کسب مهارت و تجربه به ساخت موسیقی فیلم روی آورد.

Christopher Gunning
کرسیتوفر گانینگ آهنگساز سریال پوآرو
او در سال 1988 تم اصلی موسیقی سریال تلویزیونی پوآرو را تحریر کرد و با ساخت این موسیقی خیلی زود به شهرت بسیار در انگلستان و حتی هالیوود رسید. او برای ساخت این موسیقی کاندید دریافت جایزه Ivor Novello Award شد. این جایزه از سال 1955 به بهترین موسیقی موثر سال انگلستان داده می شود و در مجموع توانست سه بار برنده این جایزه شود که یکی از آنها برای نواختن ملودی همین موسیقی با سکسیفون بود. کریستوفر گانینگ همچنین موفق به دریافت جایزه بهترین موسیقی BAFTA که مربوط به آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون انگلستان (همانند اسکار) می باشد نیز گشت. به قسمت دیگری از موسیقی این سریال گوش کنید : audio filePoirot TV Serial Theme 2

به توانایی این آهنگساز در ترکیب ارکستر با پیانو و ساکسیفون دقت کنید. ببینید که پیانو چگونه اضطراب را در شنونده القاء می کند و در کنار آن ساکسیفون بطور مرموزی به نواختن ملودی میپردازد، ملودیی که حس کنجکاوی انسان را تحریک می کند. از طرف دیگر هارمونی های مینور و همراهی که توسط سازهای زهی، بادی و سایر قسمت های ارکستر با موسیقی انجام می شود هیجان موسیقی را به نهایت خود می رساند.

کریستوفر کارهای بسیاری برای ارکستر دارد و اخیرا" مشغول کار روی سمفونی شماره سه خود می باشد. کارهای معمول او تهیه موسیقی برای فیلم های سینما، تلویزیون، رهبری ارکستر و تدریس موسیقی می باشد.


Posted by Kamran at 12:27 PM | Comments 7

January 04, 2005

جو ستریانی

در بین نوازندگان گیتار راک (Rock) دهه های 80 و 90 جو ستریانی یكی از حرفه ای ترین و قدرتمند ترین گیتاریست ها می باشد. او در 15 جولای سال 1956 در Westbury شهر نیویورك بدنیا آمد و در حومه Carle Place بزرگ شد. ستریانی تحت تاثیر نوازنده گیتار افسانه ای Jimi Hendrix قرار داشت و با وجود اینكه بیشتر علاقمند به Drum بود در 14 سالگی شروع به تمرین گیتار نمود. خیلی زود بعد از فراگیری گیتار به تدریس آن به دیگران پرداخت و در این بین به یكی از شاگردانش بنام Steve Vai احساس نزدیكی و وابستگی پیدا كرد. زمانی كه Steve Vai بعنوان گیتاریست گروه David Lee Roth به شهرت رسید در بسیاری از مجامع عمومی از دوست و استاد سابقش تمجید و قدر دانی نمود. گوش کنید : audio fileUntil we say good bye

اواخر سالهای 70 ستریانی به Berkeley CA تغییر مكان داد اما همچنان بكار تدریس مشغول بود . در بین شاگردان او می توان به نوازندگان توانایی چون Kirk Hammett (از گروه متالیكا) , Larry Lalonde (از گروه پرایموس) , David Bryson (از گروه كانتینگ كروز) و Charlie Hunter ( نوازنده Jazz تلفیقی) اشاره كرد. Satch (نام هنری جو ستریانی) در اوایل دهه 80 در یك كار خوب با Greg Kihn به نوازندگی پرداخت كه پیامد آن تعدادی سولو و یك تور بود و از آن كار ها یك نسخه آرشیوی بنام King Biscuit Flower Hour تهیه گردید كه نسخه كامل آن در سال 1996 منتشر شد.

Joe Satriani
جو ستریانی و استیو وای
كارهای زیبای جو ستریانی موجی پویا در دنیای نوازندگی راك بوجود آورد؛ در این میان می توان به كارهایی چون EP, Not Of This Earth و Surfing With The Alien (که موفق به دریافت نشان طلای مسابقات گرمی نیز شد) اشاره کرد. پس از آن Satch ردیف اول لیست آراء عمومی بهترین گیتاریست مجلات موسیقی را بخود اختصاص داد . میك جگر خواننده معروف گروه Rolling Stones از او به عنوان همراه در تورهای استرالیا و ژاپن استفاده كرد. گوش کنید : audio fileSlow and Easy

از دیگر شاهكار های جو ستریانی می توان به آلبوم Flying In A Blue Dream (سال 1989) اشاره كرد كه آغاز كار خوانندگی او نیز می باشد. زمینه فعالیت های ستریانی بسیار گسترده است او حتی ساخت موسیقی فیلمهای گوناگون را بعهده گرفت كه از آن جمله می توان به فیلم Say Anything به كارگردانی Cameron Crowe اشاره كرد. با كناره گیری Ritchie Blackmore از گروه Deep Purple در سال 94 جو ستریانی جای او را گرفت .اگر چه از او در خواست شد كه بعنوان یك عضو دایمی باقی بماند او این پیشنهاد را نپذیرفت تا به كار خودش به تنهایی ادامه دهد.

Joe Satriani
G3 (مالمستین ، استیو وای و جو ستریانی)
Satch بعد از انتشار آلبوم Crystal Planet اولین تور G3 را در سال 96 با همراهی Steve Vai بر پا كرد كه البته بعد از آن‏‏ ‏این كنسرت ها سالیانه اجرا شدند. در بین سالهای 2000 تا 2002 دو كار دیگر از او به نامهای Engines Of Creation (كاندید مسابقات Grammy) و Live In San Francisco به ثبت رسید. گوش کنید : audio fileDevils Slide

علاوه بر كارهایی كه ستریانی انجام داده است بار ها بعنوان مهمان جهت همراهی با هنرمندان دیگر دعوت شد كه از آن جمله می توان به همراهی او با Alice Cooper در آلبوم Hey Stupid و Stuart Hamm در Radio Free Albemuth و بسیاری موارد دیگر اشاره كرد.

جالب است كه بدانید در اوایل دهه 90 كمپانی Ibanez به افتخار جو ستریانی مدل گیتار JS را به بازار عرضه كرد. Satch برای آلبوم های Surfing with the alien (سال 1987) ؛ Dreaming #11 (سال 1988) موفق به دریافت جایزه Grammy شده است و نیز برای Flying in a blue dream و ‎You're my world و آهنگ Summer Song از اجرای زنده G3 كاندید این مسابقات شده است.


با تشکر از بهاره موسوی برای ارسال این مطلب


Posted by Kamran at 01:33 PM | Comments 5

January 03, 2005

Yesterday چهل ساله می شود

به جرات می توان گفت که ترانه Yesterday از گروه بیتلز از معدود ترانه های پاپ هست که از زمان اجرای آن تا به امروز هنوزهم به کرات از رادیوهای موسیقی سراسر دنیا پخش میشود. Yesterday اولین کاری بود که پاول مک کارتنی (Paul McCartney) به تنهایی فقط با یک گیتار آنرا اجرا کرد و تنها از یک کوارتت سازهای زهی برای همراهی خود استفاده کرد و این اولین باری نیز بود که سازهای زهی در گروه محبوب بیتلز استفاده می شد و به همین دلیل به نوعی از المانهای موسیقی کلاسیک چه از لحاظ ساز و چه از لحاظ فرم و تنظیم موسیقی در آن استفاده شد. به قسمتهایی از اولین اجرای های این ترانه گوش کنید : audio filePaul McCartney, Yesterday

این قطعه بسیار زیبا پس از انتشار اولین قطعه ای بود که در زمان خود - در حالی که طرفداران بیتلز اغلب جوانان بودند، - مورد توجه افراد بزرگسال نیز قرار گرفت و نیز نسخه های متعدد Instrumental آن توسط بسیاری از کمپانی های ضبط موسیقی منتشر شد. این ترانه زیبا بیش از 3000 بار توسط بسیاری خوانندگان دیگر ضبط و اجرا شده است که از این لحاظ جزو قطعاتی است که در تاریخ موسیقی نادر می باشد. از جمله هنرمندان بزرگی که این قطعه را اجرا کرده اند می توان به Ray_Charles, Tom_Jones, Elvis_Presley, Frank_Sinatra, Andy_Williams و ... اشاره کرد. بسیار از مراجع موسیقی این ترانه زیبا را بعنوان بهترین ترانه هزاره دوم (Millenium) انتخاب کرده اند.

At the Airport
در فرودگاه عازم ضبط Yesterday
Yesterday در تاریخ 14 ژوئن 1965 برای اولین بار ضبط شد و به عقیده بسیاری از منتقدین موسیقی بهترین و موفق ترین کار موسیقی مکارتنی میباشد او در باره این آهنگ می گوید "ملودی هنگام شب به ذهنم خطور کرد، از تخت خواب بلند شدم و پای پیانو رفتم و بعد از یکی دو ساعت کل قطعه را پرورش دادم. همه اش فکر می کردم ممکنه که این آهنگ شبیه یکی دیگه از کارهای خودمون یا حتی دیگران باشه که بطور ناخودآگاه به ذهن من خطور کرده، اما خوشبختانه اینطور نشد."

او ابتدا تصمیم گرفت که نام قطعه ابتدا Scrambled Eggs (تخم مرغ های املت شده!) بگذارد. بر اساس همین نام شعری هم تهیه کرد اما پس از آنکه حدود یک ماه این قطعه را برای دوستان و آشنایان اجرا کرد به دو نتیجه مهم رسید. اول آنکه قطعه را قبلا" کسی نشنیده است و دوم آنکه شعر مناسب موسیقی نیست. نام قطعه را به Yesterday تغییر داد و متن ترانه را نیز به همین صورت تغییر داد. به قسمتهایی از متن ترانه Scrambled Eggs توجه کنید :

Have an omelet with some muenster cheese,
Put your dishes in the washbin please, so I can clean the scrambled eggs ...


اما برخلاف Scrambled Eggs که سروده ای ساده، شوخ و ... میباشد، ترانه Yesterday جزو پخته ترین و با معنی ترین سروده های مک کارتنی است که به نوعی نمایان گر وجود مشکلات در زندگی، حالتهای افسردگی و ناراحتی در گذشته می باشد. مشکلاتی که در صورت وا دادن انسان دوباره برای در کنار ماندن، به سوی او می آیند. عباراتی چون "I'm not half the man I used to be" و یا "Now I need a place to hide away" و ... علاوه بر زیبایی کلام و موسیقی پذیری ، مفاهیم عمیقی را درخود جای داده اند. در واقع اگر به معنی و مفهوم کارهای بیتلز بعد از این ترانه زیبا دقت کنیم خواهیم دید که این ترانه هم از دیدگاه سازبندی و تنظیم موسیقی و هم از دیدگاه نگرش به متن ترانه نقطه عطفی در موسیقی بیتلز بوده است.

پس از انتشار این ترانه بسیاری پاول مک کارتنی را به باد انتقاد گرفتند که چرا این قطعه را به تنهایی کار کرده است؟ بخصوص طرفداران Beatles بسیار ناراحت بودند که احتمالا" دوران از هم پاشیده شدن گروه بیتلز فرا رسیده است، اما اینگونه نبود، حداقل برای پنج شش سال آتی. به قسمتی از اجرای همین ترانه زیبا با صدای Ray Charles گوش کنید : audio fileRay Charels, Yesterday


Posted by Kamran at 09:39 AM | Comments 9

January 02, 2005

بعد از چاووش کاربرد بمتار عوض شد

بعد از کارهاي استاد پايور با ارکسترفرهنگ و هنر، کارهاي ديگر بصورت متفرقه انجام مي شد و کارها مدون و منسجمي نبود، مثلا" يک تک کار بود که مثلا" آقاي محمد حيدري اجرا مي کرد يک تک کار ديگر بود که ساخته مي شد خانم اطرايي اجرا مي کرد يک کنسرتينو بود که مثلا آقاي مجيد وفادار ساختند و خانم ارفع اطرائي اجرا کردند. پارتيتور بعضي از اين کارها هم موجود هست. اينکارها بصورت متفرقه انجام مي شد ولي بعد از شکل گيري گروه "شيدا" به سرپرستي آقاي محمدرضالطفي گروه" شيدا" يکي از اهداف عمده اش بازسازي موسيقي قديم ايران بود که بوسيله گروه اجرا مي شد و اين ترکيب باز فضاي جديدي بود در موسيقي ايران...

بيشتر، همون بحثي که کرديد، موسيقي {اين گروه بيشتر} يکصدايي بود و سازها يک ملودي را مي زدند، بعضي وقتها ممکن بود يک تغييرات لحظه اي انجام بشه... ولي وقتي اينها تشکيلات چاووش را بوجود آوردند، {و بعد به} گروه هاي "عارف" و "شيدا" تقسيم شد و کارهاي سرودها و ... بخاطر اول انقلاب شکل گرفت، اينها اومدند و يک سازهايي را باب کردند مثل بمتار، که فضاي خيلي خاصي را به موسيقي ايران داد. شما مثلا" اگر ارکستر وزارت فرهنگ و هنر يادتون باشه بيشتر باسش عود بود يا مثلا رباب بود، ولي بمتار که اومد شخصيت خيلي خاصي به کارها داد و خيلي باس اين مجموعه کارها (چاووش) مبتني بر همين ساز هستش چون اکثرا" عود ملودي ميزنه در اين کارها، چيزهايي که سنتور مي زد و کمانچه مي زد... در اينکارها جايگاه بمتار خاص هست.

البته قبل از اين هم بمتار بوده در ارکستر آقاي وزيري و دهلوي ...
بله، فقط به اينصورت استفاده نشده بود که الان به گوش ما آشناست. اينکارها در گروه عارف و شيدا شکل گرفت و يکسري کارهايي که بخصوص در کارهاي "چاووش2"، "چاووش3"، "چاووش4"، " چاووش6"، "چاووش7" و در "چاووش8" که "کاروان شهيد" هست هم خوب، خط بمتار خيلي مشخص هست. از اينجا ما يک موسيقي چند صدايي (به اصطلاح) لحظه اي داريم که اينجوري ميشه تحليلش کرد که ما يک خط ملوديک داريم، خوب بين سازها تقسيم مي شد و يک خط باس داريم که تقريبا" متضاد اين خط بود؛ همزمان بصورت اتفاقي يکسري سازها ملوديهايي عکس اينها مي زدند، که قاعده خاصي هم نمي تونيد شما براش در نظر بگيريد که مثلا طبق فلان رابطه کنترپوان شکل گرفته! نه، حسي و تجربي بوده و به زيبايي نگاه کردن، بيبنن که اين ملودي همزمان زيبا هست يا نه! خيلي هاش هم شما گوش کنيد شايد از نظر صدايي ديسونانس باشه ولي چون به يک حالت خاصي از هم گذر مي کنند، خيلي نامطبوع به گوش نمي رسه و فضاي خوب و زيبايي را بوجود آورده.

فايل هاي صوتي از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم
بنا براين اين ماجرا براي من جالب شد که با نوشتن و بازنگري روي اينها هم يک تجربه اي براي خودم بشه هم امکاني باشه که چاپ بشه و در دسترس بچه ها قرار بگيره و همونطور که گفتم آثار آقاي مشکاتيان مثل: "پيروزي"، "رزم مشترک"، "لاله بهار "،" محبوب من وطن"، "بيداد" و "، "چکاد" که البته بعدها ساخته شده و مال دوره چاووش نبود... خوب منتشر شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته؛ کارهاي ديگري هم هستش، کارهاي آقاي هوشنگ کامکار، حسين عليزاده و محمدر ضالطفي به همين منوال نوشته شده که مربوط به دوره چاووش بوده.

در مورد چگونگي کار ارکستر" پايور" صحبت کنيد
خوب کارهاي آقاي پايور را اينطور حساب کنيد که همزمان با ساخت قطعاتش نگارشش هم پيش مي رفت، شما ببينيد! کتاب "سي قطعه چهار مضراب" با اون کيفيت چاپ بالا و با اون نت نويسي قوي و دقيق حدود سال 1340 منتشر شده! اون سالها که ما اصلا" چيزي به نام پارتيتور و کتاب موسيقي نداريم کتاب "سي قطعه چهار مضراب" چاپ شده! و همزمان با اون آقاي پايور يکي يکي کارهاشون را منتشر کردند، کارهايي مثلا" اومد بيرون مثل "رهگذر" {براي فلوت و سنتور}، "فانوس" {براي دو سنتور}، "پرنيان" {براي تار و سنتور}... خوب اينها به نسبت زمان خودش خيلي جلوتر بود. اينها سالها پيش انجام شده و زماني بوده که نه کامپيوتري بوده نه امکاناتي بوده! اينها را همه آقاي فاطميان، منوچهر بهداد يا آقاي کيومرث پيرگلو زحمت کشيدند و دونه دونه با دقت تمام اينها را نت نويسي کردند و بصورت چاپ شده منتشر کردند. بنابراين آقاي فرامرزپايور حکايتش جداست با کسان ديگه! خيلي از موزيسينهاي ما کارهاشون را مکتوب نکردند همزمان با ساخت، ولي خوب شما اگر در دهه 60 مي خواستيد سنتور کار کنيد، کتاب فقط از آقاي پايور بود، کس ديگه اي کتاب نداده بود که بعدها آقاي مشکاتيان کتاب "بيست قطعه" را که منتشر کرد دومين کتاب سنتور بود که شما مي تونستيد بهش استناد کنيد!{بجز کتابهايي که سالها قبل توسط صبا نوشته شده بود و ديگر در بازار نبود} حالا الان را شما در نظر نگيريد که دهها کتاب در مورد سازهاي مختلف هست! اون زمان اکثرا" مجبور بودند گوشي بزنند! نت نويسي آقاي پايور هم بخاطر نظم و ديسيپلين خاصي که تو کار داشتن، همش نت مي شد و مسلما" تو تمرينهاي منظم ايشون همشون به نوازندگان داده مي شد و فکر نکنم اونها چيزيش موجود نباشه همش هست. من از اين کارهام اونهايي که علاقه داشتم را نوشتم که نمونه هاش به صورت دستنويس هست ولي من مطمئن هستم که اصل اونها پيش خودشون يا نوازندگاني که باهاشون کار کردند مثل آقاي ظريف، آقاي دلنوازي، آقاي رحمت ا... بديعي و ساير هنرمنداني که با ايشان کار کردند حتما" اين کارها را دارند.



از سجاد پورقناد

مطلب مرتبط :
عليرضا جواهري
از دوره باستان گره نوازي داشتيم(قسمت اول)

Posted by Kamran at 05:57 PM | Comments 4

January 01, 2005

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.

1) Band Aid 20 - Do They Know It's Christmas
2) Steve Brookstein - Against All Odds
3) Ronan Keating feat, Yusuf - Father and Son
4) Kylie Minogue - I Believe In You
5) Lemar - If There's Any Justice



بنابراین طبیعی است که مقام های بالای جدول به ترانه های مربوط به سال نو تعلق داشته باشد. اولین ترانه این هفته ترانه ای با حضور هنرمندان روز به نام Do They Know It's Christmas باشد. گوش کنید : audio fileDo They Know It's Christmasy

شعر ترانه ردیف یک، اولین بار بیست سال پیش در سال 1984 توسط سر باب گلدوف (Sir Bob Geldof) سروده شد و Band Aid که مجمعی ازخوانندگان و گروههای انگلیسی مشهوری چون U2, Duran Duran, Culture Club, George Michael, Paul Young و .... بودند آنرا اجرا کردند. این ترانه به قصد کمک به نیازمندان اتیوپی منتشر شد و تمام درآمد آن به امور خیریه اختصاص یافت. حالا پس از بیست سال گروه تازه Band Aid شامل چهره هایی چون Chris Martin (Coldplay)، Dido، Robbie Williams، Bono و Joss Stone شرکت دارند. به اجرای قدیمی این قطعه نیز گوش کنید : audio fileDo They Know It's Christmasy - Original

Steve Brookstein
او با خواندن Against All Odds
به یکباره محبوب همه گان شد!
ترانه دوم ترانه Against All Odds از استیو بروکشتاین (Steve Brookstein) خواننده 35 ساله انگلیسی است. او موفق شد در مسابقه The X Factor که یک مسابقه آوازخوانی محبوب تلویزیونی است، نفر اول شود و همین مساله موفقیت بازخوانی او از Against All Odds ترانه معروف فیل کالینز (Phil Collins) برای فیلمی به همین نام و محصول سال 1984 شد. گوش کنید : audio fileAgainst All Odds

در مقام سوم ترانه Father and Son از رونان کیتینگ (Ronan Keating) و یوسف قرار دارد. این بازخوانی زیبای کیتینگ، خواننده سابق گروه موفق Boyzone از ترانه کت استیونس Cat Stevens به خاطر توجه رسانه ها به ترانه کریسمس Band Aid کمتر مورد توجه قرار گرفت. این ترانه یک گفتگوی خیالی بین پدری دنیا دیده و پسری به دنبال کسب تجربه است. یوسف اسلام هم کسی نیست جز کت استیونس با نامی که پس از گرویدن به دین اسلام برای خود برگزیده است. گوش کنید : audio fileFather and Son

اما رتبه چهارم، ترانه I Believe in You با صدای خانم کایلی مینوگ این هفته در مقام چهارم قرار دارد. درباره این ترانه و کایلی مینوگ در هفته های گذشته توضیح داده شده است.

و بالآخره، ترانه If There's Any Justice با صدای لمار (Lemar) خواننده انگلیسی متولد 1978، در مقام پنجم قرار دارد. او جزو معدود هنرمندانی است که توانسته در یک سال هم در فیلم بازی کند و هم موفق به دریافت جایزه بهترین خواننده Urban شود که سبکی از موسیقی است که ریشه در شهرنشینی و معضلات جوانان و gang ها دارد. او تا به حال سه ترانه در فهرست top ten داشته و هنرمندی است که توانسته است با نبوغ ذاتی خود به نوعی سبک خاص در اجرای موسیقی برسد.


Posted by Kamran at 10:40 AM | Comments 5