
March 31, 2005
دومینانت های دوم
همانگونه که شاید از اسم این موضوع مشخص باشد بنا به تعریف در موسیقی آکورده های درجه پنجم از درجه پنجم یک گام را دومینانت دوم یا Secondary
Dominant می گوییم. بنابراین اگر در گام دو ماژور باشیم دومینانت اول G7 می شود و دومین دومینانت، دومینانت همین آکورد (G7)، یعنی آکورد D7 خواهد بود.
باید دقت کنیم که هنگامی که از D7 بخواهیم استفاده کنیم نباید این شبه پیش آید که مدولاسیون انجام گرفته است بلکه تنها در آکورد Dm7 یک تغییر کروماتیک داریم و سوم آنرا نیم پرده بالابرده ایم.
به مثالی که در شکل آمده است نگاه کنید و ببینید که چگونه از دومینانت دوم برای Progression های موسیقی می توان استفاده کرد. همچنین اگر دقت کنید خواهید دید که دومینانت دوم درواقع آکورد ماژوری است - ممکن است هفت شده باشد - که روی درجه دوم گام ساخته می شود.
CM7,Am7-Dm7,G7-CM7,Am7-D7,G7-CM7
موسیقیدانان - بخصوص Jazz - معمولا" پس از هر آکوردی بجز آکورد تونیک به خود اجازه استفاده از آکورد IIV یا همان دومینانت دوم (V7 از درجه V) را به خود می دهند و هنگامی که می خواهند قطعه را آنالیز کنند همانند توالی آکورد معروف ii-V-I آنرا II7-V-I می نامند (به دو میزان آخر توجه کنید).
مورد دیگری که باز زیاد توسط آهنگسازان و نوازندگان استفاده می شود استفاده از دومینانت سوم می باشد. بعنوان مثال در گام دو ماژور دومینانت اول معادل G7، دو مینانت دوم معادل D7 و دو مینانت سوم معادل A7 می باشد. در این حالت نیز توجه کنید که هیچگونه مدولاسیون خاصی انجام نمی شود و مانند حالت دومینانت دوم تغییرات کروماتیک روی آکورد انجام می گیرد.
بنابراین شما می توانید بجای آکورد های vi در مواقع لزوم از دومینانت سوم استفاده یعنی A7 کنید و از زیبایی خاصی که این تغییر به هارمونی شما می دهد بهره ببرید. توالی آکورد CM7-A7-Dm7-G7 (دو میزان اول شکل) را با ساز خود اجرا کنید و تفاوت آنرا با حالتی که بجای A7 از آکورد vi7 استفاده می کنید را مشاهده کنید.
March 30, 2005
Pitch / Color
حتما" تابحال از خود این سئوال را پرسیده اید که چگونه با وجود آنکه یک ترمپت تنها سه کلید دارد می تواند ملودی های بسیار زیبا با تعداد زیادی نت را اجرا کند؟ و یا بدون شک نزد
خود بارها و بارها فکر کرده اید که چرا هنگامی که یک فلوت و ابوا یک نت را می زنند صدای آنها متفاوت است و هریک احساس خاصی را القا می کند و یا اینکه اصلا" چرا برخی از
نت ها هنگامی که با هم نواخته می شوند خوش صدا تر از دیگر نت ها می باشد. البته قبلا" راجع به این موضوع صحبت کرده ایم اما اینبار می خواهیم از زاویه ای دیگر به مجموعه
مطالبی بپردازیم که در نهایت باعث درک بهتر ما نسبت به این پدیده ها می شود.
Pitch / Color
اگر موسیقی را علمی دنبال کرده باشید و یا از منابع انگلیسی زبان برای فراگیری آن استفاده کرده باشید بدون شک با اصطلاح Pitch (به معنی درجه) آشنایی دارید. Pitch یک نت موسیقی در واقع میزان بالا یا پایین بودن - زیری و بمی - یک نت می باشد. بر خلاف ظاهر Pitch فقط به فرکانس نت بستگی ندارد بلکه علاوه بر آن به شکل موجی که ساز برای هر نت ایجاد می کند نیز کاملا" وابسته می باشد.
بدیهی است برای یک ساز هرچه نت موسیقی روی خطوط حامل بالاتر رود فرکانس آن بالاتر می رود و متعاقبا" Pitch آن هم بالا می رود اما هیچ دلیلی ندارد که دو ساز مختلف برای یک نت مشابه دارای Pitch یکسان باشند چرا که شکل موجی که مثلا" یک ویلن برای یک نت ایجاد می کند ممکن است Pitch بالاتری از یک ساز دیگر مانند زیلوفون (Xylophone) داشته باشد.
صدای یک ساز از مجموعه ای از فرکانسها تشکیل شده که با هم مربوط می باشند.
در واقع مسئله به این موضوع برمی گردد که شکل موجی که یک ساز برای یک نت تولید می کند حاوی فقط یک فرکانس نیست اگر اینگونه بود صدای سازها بسیار خشک و بی روح
می بود.
چنانچه صدای اسیلاتور های ساده - تک فرکانسی - سینوسی یا مربعی را شنیده باشید تصدیق خواهید کرد که این صدا به هیچ وجه برای تولید موسیقی خوشایند نیستند. در این رابطه موسیقیدانان از اصطلاحی به نام رنگ (Color) استفاده می کنند و به عبارتی می گویند که "این صدا رنگ ندارد".
رنگ صدا در واقع مجموعه خواصی است که به فرکانس نت بستگی ندارد، به شدت صدا بستگی ندارد و نیز به طول زمان اجرای نت بستگی ندارد. در واقع برای نتی که از یک ساز
بیرون می آید سه مورد بالا یعنی فرکانس، بلندی صدا و کشش آنرا کنار بگذارید مابقی رنگ آن نت ساز یا صدا می باشد. رنگ همان چیزی است که باعث می شود نت های مشابه در دو
ساز فلوت و ابوا با یکدیگر تفاوت احساسی داشته باشند.
چنانچه صدای اسیلاتور های ساده - تک فرکانسی - سینوسی یا مربعی را شنیده باشید تصدیق خواهید کرد که این صدا به هیچ وجه برای تولید موسیقی خوشایند نیستند. در این رابطه موسیقیدانان از اصطلاحی به نام رنگ (Color) استفاده می کنند و به عبارتی می گویند که "این صدا رنگ ندارد".
بنابراین می توان گفت عامل مهمی که رنگ و Pitch صدای حاصل از نواختن یک نت توسط ساز را مشخص می کند مجموعه فرکانسهای و دامنه آنها است که در درون این صدا وجود دارد. بدیهی است این فرکانسها رابطه خاصی با یکدیگر دارند و به هیچ وجه اینگونه نیست که اگر یک ویلن نت دو را اجرا کند هر فرکانس بی ربطی در آن وجود داشته باشد. این خاصیت مخصوص اصوات موسیقی می باشد و همه صداها این خاصیت را ندارند بعنوان یک مثال می توان به شکسته شدن یک لیوان شیشه ای یا صدای امواج دریا اشاره کرد.با وجود آنکه ممکن است برخی این صدا ها برای انسان جالب باشند اما آنها صوت موسیقی نیستند. (ادامه دارد ...)
March 29, 2005
45 سال فعالیت درخشان در دنیای موسیقی
پاول آنکا (Paul Anka) یکی از بزرگترین بتهای موسیقی جوانان در اواخر دهه 50 بود و توانست این موفقیت را دنیای موسیقی بزرگسالان نیز بدست آورد. او توانست که کار موفق
هنری خود را در هزاره جدید به همان قدرت سابق ادامه دهد و در حال حاضر همچنان خواننده ای پر طرفدار، ترانه سرایی بسیار موفق و یک موسیقی دان برجسته دنیای موسیقی پاپ
است.
او در سال 1941 از والدینی لبنانی الاصل و مسیحی که صاحبان رستورانی در اتاوا (Ottawa)، انتاریو (Ontario) بودند متولد شد. پاول مانند بسیاری از چهره های بسیار موفق موسیقی، استعداد خود را از کودکی آشکار کرد و در سن 12 سالگی کار خود را در حرفه نمایش آغاز کرد. در 14 سالگی اتوموبیل خانواده را برداشت و برای شرکت در یک مسابقه خوانندگان آماتور به کبک Quebec رفت.
I'm just a lonely boy
اولین تک ترانه او به نام I Confess توسط شرکت ریویرا (Riviera)، شعبه فرعی شرکت ضبط صفحه برادران بیهاری (Bihari) - سازندگان شرکت بزرگ و پرسابقه Modern Records که تولید کننده صفحه ها و کاستهای خوانندگان بسیار مشهوری چون John Lee Hooker ، B.B.King و Etta James می باشند - تولید شد.
ملاقات سرنوشت ساز
یک فرصت استثنایی دیگر برای آنکا در طی سفری به نیویورک پیش آمد. او که با دوستانش - اعضای گروهی به نام The Rover Boys - به این سفر آمده بود موفق شد تا از تهیه کننده معتبر ABC، دان کوستا (Don Costa) وقت بگیرد و ترانه ساخته خودش Diana را برای او اجرا کند. کار آنکا بسیار مورد توجه کوستا قرار گرفت و او ترانه این خواننده نوجوان را ضبط و منتشر کرد. این ترانه در آمریکا و اروپا به مقام اول TOP 10 رسید و در نهایت به فروش 10 میلیونی در سراسر جهان دست یافت.
الویس پریسلی ، . . . ، پاول آنکا
چهار ترانه دیگر آنکا در سال بعد، فهرست TOP 20 را اشغال کردند که مشهورترین آنها تا امروز دو ترانه You Are My Destiny و Crazy Love بود. ترانه های پاول آنکا
ی نوجوان به ترانه های سراسر اعتراض و شورش راک اند رول اعتدال بخشید و با وجود اینکه قدرت مطلق والدین و مشکلات دو نسل را زیرسوال میبرد، اما با نافرمانی مطلق نسل
جوان هم موافق نبود.
Diana
ترانه سرایی و شرکت در فیلمهای سینمایی
آنکا یکی از آخرین ترانه های بادی هالی (Buddy Holly1959-1936) از پایه گذاران راک اند رول که در دوران بسیار کوتاه فعالیت حرفه ای خود یعنی کمتر از 18 ماه با سبک خاص موسیقی خود تاثیر فراوانی بر موسیقی راک اند رول به جا گذاشت بنام It Doesn't Matter Anymore را برایش نوشت. پس از آن فعالیت سینمایی خود را با فیلمهای Let's Rock و Girls Town آغاز کرد که ترانه Lonely Boy از فیلم دوم یکی از موفق ترین ترانه های آمریکایی و اولین ترانه از سری ترانه های حاضر در فهرستهای معتبر جهانی در سال 1959 بود.
در سال 1961 و زمانی که تب طرفداران این بت نوجوانان شروع به سرد شدن کرد آنکا که قبل از رسیدن به سن قانونی میلیونر شده بود میتوانست با غرور به دستاورد هنری خود ببالد. بیش از 125 ترانه تنظیم ، شرکت ضبط صفحه اختصاصی خود Spanka را تاسیس کرده بود و در سراسر دنیا به عنوان صاحب دومین ترانه پرفروش تاریخ موسیقی پاپ پس از White Christmas شهرت داشت. (ادامه دارد ...)
March 28, 2005
وضعیت ویژه
سالهاست اصطلاح "فیلم جشنواره پسند" را می شنویم؛ فیلمهایی که تحت تاثیر علایق داوران ساخته شده و هدفی جز خودنمایی در جشنواره ها ندارد. اصولأ رقابت سنگین و دقت بالای داوران در انتخاب فیلمهای برتر باید موجب رشد کمی و کیفی فیلمها شود اما در مورد فیلمهای ایرانی اوضاع متفاوت است. این عامل در مورد فیلمهای ایرانی باعث رشد کیفی آنها نشده و اکثرا" باعث نشان دادن تصویر یک چهره عقب افتاده از ایران که مورد علاقه داوران بین المللی می باشد شده است. .
فیلم سازان زیادی از ایران با استفاده از این موقعیت به شهرت رسیدند که نمی توانستند در ایران چنین موقعیتی داشته باشند. البته در این میان نمی توان از چندین اثر با ارزش هم که ساخته شد و در ایران نیز مورد استقبال قرار گرفت یاد نکرد اما متاسفانه تعداد این فیلمها انگشت شمار است.
اتفاق یاد شده چند سال است در جامعه موسیقی ایران هم شایع و تا حدی فراگیر شده است و می توان گفت اکثر گروههایی که - مخصوصا" در خارج از کشور - به اجرای موسیقی می پردازند، بیشتر از "جاذبه های غیر موسیقیایی" بهره می برند.
این دسته از گروه ها گاهی تا حدی به حاشیه های گروه نوازی مانند نوع لباس وابسته اند که اگر مثلا" با شیوه و لباس رسمی به اجرای موسیقیشان بپردازند، شنونده غربی که برای دیدن اجرای "موسیقی بدوی" به کنسرت آمده، بی درنگ سالن را ترک می کند!
این واقعه دقیقا" نقطه مقابل تلاش طیفی است که به رهبری بزرگانی چون علینقی وزیری، روح ا... خالقی و حسین دهلوی سالها سعی در نشان دادن توانایی های فرهنگی ایران و هم تراز کردن آن با جهان متمدن امروز کردند. نکته تعجب آور این که بسیاری از این گروه ها با تبلیغات شدید سعی در بی ارزش نشان دادن و یا نادیده گرفتن پیشرفتهای موسیقی در ایران دارند.
این طرز تفکر به قدری نهادینه شده که اکنون یک دانشجوی موسیقی، نوازنده دوره گرد در یک شهرستان دور دست را بهتر از فرامرز پایور می شناسد! گویی اینجا ارزش، عتیقه بودن و فسیل بودن است؛ تعریفی از هنر که شاید نمونه آن را در هیچ سرزمین دیگری نتوان پیدا کرد!
بسیاری از موسیقیدانان و نوازندگان موسیقی ایرانی با هر گونه پیشرفتی در موسیقی و بخصوص در سازگری مخالفند و حتی گاهی نمونه های از رده خارج و عقب مانده سازها را،" اصیل تر و با ارزشتر" از سازهای پیشرفته امروزی می دانند!
باعث تعجب است که شکل ساز مورد استفاده خود را اصیل ترین شکل دانسته و نمونه های دیگر را رد می کنند؛ مثلا" نوازندگان سنت گرای سنتور، که نمدگذاری روی مضراب را به شدت رد می کنند، چرا حاضر نیستند با سنتور چند صد ساله پیش که مثلا" 10 سیم زهی داشته بنوازند؟ یا نوازندگان سنتگرایی که به نی کلید دار به خاطر تغییر کردن ساز، ایراد می گیرند، چرا خود با نی هایی می نوازند که سر و ته فلزی دارند؟! نمونه هایی از این دست بسیار است.
مثال واقعی آنکه در یکی از شبهای جشنواره فجر، یکی از موسیقیدانان برجسته کشورکه در مورد نای های ایرانی به سخنرانی می پرداخت، با تاکید زیادی مدعوین را از نوازندگی سازهای پیشرفته منع و دعوت به نوازندگی سازهای قدیمی می کرد و حتی در جایی دقیقا" نواختن سازهای غربی را موجب شرم دانست!
احتمالا" اولین سئوالی که در ذهن دوستداران این هنرمند گرامی در آن شب پیش آمده، این بود که 'اگر نوازنده ساز غربی نداشتیم چگونه تعدادی از آثار خود شما اجرا می شد؟' و یا "چرا خود شما در نوازندگی از انواع قدیمی تر و ناقص تر نی استفاده نمی کنید؟" این نوع نگرش در میان موسیقیدانان ایرانی دلایل متعددی دارد که سعی می کنیم در آینده به آن بپردازیم.
از سجاد پورقناد
مطلب مرتبط : وضعیت ویژه ۲
March 27, 2005
شکل گیری دوباره رولینگ استونز
در اواسط دهه 70 گروه استونز به برنامه های جانبی پرداختند، وایمن و وود آلبومهای سولو منتشر کردند. ریچاردز به دلیل همراه داشتن هروئین دستگیر شد و پس از گذراندن دوره
بازپروری در سال 78 به گروه بازگشت. آنها آلبوم پر انرژی Some Girls را در جواب به پانک، new wave و دیسکو منتشر کردند و آلبوم همراه با اولین ترانه اش به نام Miss You رتبه اول را به دست آورد و اعتبار گذشته را به آنها بازگرداند. آلبومهای بعدی آنها هم آثار موفقی بودند و اجرای زنده از آلبوم Tattoo You رکورد فروش اجراهای گذشته آنها را شکست.
Anybody Seen My Baby
اما آلبوم Tattoo You آخرین موفقیت استونز در تسخیر همزمان فهرست بهترینها و صحنه اجرای زنده بود. چرا که با وجود فروش عالی برنامه های زنده آنها در سالهای 80 و 90، به اندازه سابق طرفدار نداشت. یک دلیل آن هم دشمنی ایجاد شده بین جگر و ریچاردز بود که موجب از بین رفتن وجهه عمومی آنها شده بود. این کینه هنگام تولید آلبوم Undercover در سال 83 آغاز شده بود که جگر برای آن مسیر مدرن در نظر گرفته بود و ریچاردز تمایل داشت که به روش راک سنتی خود بپردازند. نتیجه یک اثر کینه جویانه همراه با بی توجهی از کار درآمد که طبعا با استقبال روبرو نشد.
آلبومهای سولوی جگر و ریچاردز موفق نبودند و آنها مجددا متحد شده آلبوم Steel Wheels را تهیه کردند. این آلبوم فروش خوبی داشت اما اجرای زنده آن رکورد بیشترین فروشها را با 140 میلیون دلار شکست. آلبوم زنده Flashpoint که گلچینی از همین کنسرت بود در سال 91 منتشر شد. پس از انتشار Flashpoint، بیل وایمن گروه را ترک کرد و یک کتاب خاطرات به نام , Stone Alone را در طی چند سال بعد به چاپ رساند. استونز بلافاصله برای وایمن جانشین انتخاب نکردند چرا که همه درگیر انجام پروزه های سولو بودند و این بار از دشمنی های کهنه در برنامه های آنها اثری نبود.
Angie
شکل گیری دوباره و موفقیت
پوستر برنامه سال 2003 در استرالیا
رولینگ استونز در سال 94 مجددا گردهم آمدند و با حضور داریل جونز (Darryl Jones) نوازنده بیس، که قبلا با مایلز دیویس (Miles Davis) و استینگ (Sting) کار می کرد،
آلبوم Voodoo Lounge را منتشر کردند. این آلبوم قویترین و بهترین نتایج چند سال اخیر کار گروه را به دنبال داشت و تور همراه آن حتا از تور Steel Wheels هم موفقیت آمیز
تر بود.
این آلبوم نه تنها از تمام آثار ماقبلش موفق تر بود بلکه برای گروه اولین جایزه گرمی را برای بهترین آلبوم راک به ارمغان آورد. آلبوم unplugged در سال 95، Bridges to
Babylon تور موفق بعدی آنها در سال 97 بود.
در سال 2002 مجله Q رولینگ استونز را در فهرست "50 گروهی که باید قبل از مرگ ببینید" نام برد. در جولای 2003 گروه برای حمایت از صدمه دیدگان بیماری سارس کنسرتی دربرنامه "موسیقی راک کانادا برای انتاریو" برگزار کردند. این برنامه حدود 450 هزار تماشاگر داشت که بزرگترین کنسرت در تاریخ کانادا بوده است.
Sympathy for the Devil
در نوامبر 2003 رولینگ استونز برای اولین بار کنسرتی در هنگ کنگ برگزار کردند که بخشی از فستیولا Harbour Fest بود. در نوامبر این سال، گروه رسما حقوق مجموعه جدید 4 CD خود به نام Four Flicks را به فروشگاههای زنجیره ای Best Buy واگذار کردند و در نتیجه تمام فروشگاههای معتبر موسیقی چون Virgin Megastore، Tower Records و HMV کاستها و CD های استونز را از قفسه ها خارج کرده و با یادداشتی به جای آنها، دلیل کار خود را توضیح دادند.
آلبوم 2004 استونز با ترانه های تازه ای از جگر و ریچاردز در پاریس به تهیه کنندگی دان واس Don Was تولید شد. چارلی واتز نیز در جلسات ضبط در پاریس شرکت کرد. این آلبوم اولین آلبوم تمام استودیویی استونز پس از Bridges to Babylon در سال 97 است و در تابستان سال 2005 به بازار خواهد آمد.
مطالب مرتبط :
اشتباه بزرگ هنگام اجرای کنسرت
40 سال حضوربی نظیر در دنیای راک
March 26, 2005
چرخ مولد صدا یا Tone Wheel Generatoor
تولید و فروش رادیوهای A-Box برای کمپانی هموند (Hammond) در عرض یکسال معادل 175 هزار دلار سود به ارمغان آورد. در سال 1928 فردی بنام جورج اچ استفنز (George H.
Stephens) بعنوان مدیر فنی کارخانه هموند انتخاب شد و طرح جدیدی برای برقراری کنترل کیفی محصولات تولیدی در کارخانه راه اندازی کرد. او علاوه بر آن مسئول مستقیم و
نهایی طراحی کلیه محصولات بود، از انواع ساعت موتوری گرفته تا رادیو، ارگ های الکتریکی و تجهیزات رادیویی و کنترل هواپیما برای جنگ جهانی دوم.
کارخانه تولید ساعت های بدون تیک (Tickless) کمپانی هموند سودی معادل 508 هزار دلار در سال اول نشان داد. تنها مشکل این ساعت ها آن بود که دقت کار موتورهای سنکرون آنها به دقت فرکانس 60Hz برق شهر مربوط می شد اما با اینحال جزو دقیقترین ساعت های ساخته شده در زمان خود بود.
1930 کارخانه هموند به شهر شیکاگو منتقل شد و هنگامی که بسیاری از کارخانه های بزرگ سازنده ساعت رو به ورشکستگی بودند، هموند با بستن یک قرارداد بزرگ با شرکت پست و تلگراف توانست با دریافت 75 هزار دلار پیش پرداخت برای تولید ساعت های بزرگ دیواری خود را از ورشکستگی نجات دهد.
بدون شک کمپانی هموند قبل از سال 1933 مطالعاتی در زمینه تولید اصوات موسیقی بصورت الکتریکی داشته است. اما آنچه باعث شد که لورنس هموند تولیدات شرکت را به سمت محصولات موسیقی سوق دهد ایده استفاده بهتر و مفیدتر از موتورهای سنکرون بود.
نمونه های ساده امواج صوتی تهیه شده توسط چرخهای دوار
در مدت کوتاهی از طبقات مختلف ساختمان جدید کارخانه هموند در شیکاگو سر و صداهای گوناگون شبیه به ادوات موسیقی به گوش می رسید اما هیچ کدام از آنها از دید موسیقی دانان
شبیه به نت های موسیقی نبودند تا اینکه فردی بنام ویلیام ال لی (William L. Lahey) یکی از نوازندگان ارگ کلیسای محله با کمپانی هموند مشغول به همکاری شد.
روزی لورنس هموند پس از انجام مراسم دعا در کلیسا از وی پرسید که : "ویلیام، آیا این روزها در خیابان سر و صدای موسیقی خاصی نشنیده ای؟"
وی در پاسخ به هموند گفت : "خب، بله بنظر من اخیرا" صدای یک نوع فلوت از خیابان شنیده می شود."
لورنس به سرعت پاسخ داد که : "بله اون فلوت را من درست کرده ام، البته این یک فلوت الکتریکی می باشد."
نمونه های پیچیده تر امواج صوتی تهیه شده توسط چرخهای دوار
اما فلوت بیش از 400 سال بود که رسما" بعنوان یک ساز موسیقی مورد استفاده قرار می گرفت پس این چه چیزی بود که هموند آنرا ساخته بود؟ سازی که در اصل او ساخته بود
نوعی چرخ مولد صدا (Tone Wheel) بود. روش کار بسیار ساده بود، دندانه هایی که روی صفحات دواری که با سرعت های مختلف می چرخیدند، هسته ای که درون سیم پیچهای روبروی آنها قرار داشتند را عقب و جلو می کردند و القای الکتریکی باعث بوجود آمدن جریان الکتریکی و طبیعتا" یک موج متناوب در درون سیم پیچ می شد.
هموند با استفاده از تعدادی از این صفحات دوار و تغییر حالت دندانه ها می توانست انواع موج های تقریبا" سینوسی را با فرکانسها و دامنه های مختلف تولید کند. ترکیب همزمان الکتریکی موجها می توانست اصوات موسیقایی بسیار زیبا را موجب شود. (ادامه دارد ...)
مطالب مرتبط :
لورنس هموند : اختراع کافی نیست
تاسیس آزمایشگاه Andrews-Hammond
March 24, 2005
انگلستان بزرگترین بازار فروش آلبومهای موسیقی
بنا به گزارشی که سایت خبری BBC در 22 مارچ منتشر کرد، بررسی های آماری نشان می دهد که صنعت موسیقی در کشور انگلستان در سال گذشته از لحاظ حجمی رشدی معادل 3%
داشته است در حالی که این صنعت در سایر نقاط جهان بطور متوسط کاهشی معادل 1.3% داشته است.
بازار آلبومهای موسیقی بصورت CD در سال 2004 معادل 4.5% در کشور انگلستان رشد داشته است. این مقدار معادل فروش 174.6 میلیون آلبوم CD بوده است یعنی سرانه خرید CD موسیقی در کشور انگلستان برابر 3.2 آلبوم موسیقی در سال برای هر فرد می باشد.
بطور متوسط در هر سال حدود 26,000 آلبوم مختلف موسیقی در زمینه های مختلف در کشور انگلستان منتشر می شود که به این ترتیب این کشور را در مقام دوم تولید موسیقی پس از ایالات متحده آمریکا در مقام مقایسه قرار می دهد.
پیتر جیمسون (Peter Jameson) مدیر موسسه British Record Industry انگلستان معتقد است یکی از دلایل اصلی بالارفتن حجم فروش آلبوم های موسیقی نرخ فزاینده به صحنه آمدن هنرمندان جدید می باشد. بعنوان مثال کارهای سه خواننده و گروه جدید یعنی Keane, Katie Melua و Scissor Sisters در سال گذشته به تنهایی 1.6 میلیون کپی فروش داشته است.
همچنین در سال گذشته آلبومی که بیشترین فروش را به خود اختصاص داده است یعنی معادل یک هشتم کل فروش انگلستان، آلبوم Confessions از Usher می باشد. پس از آن در مقام مقایسه آلبوم های Feels like home و Encore به ترتیب از Norah Jones و Eminem قرار دارند.
موسیقی دیجیتال
بررسی هایی که در آمریکا انجام گرفته است نشان می دهد نکته مهمی که فروش آلبوم های موسیقی در این کشور کاهش داده است رشد فزاینده فروش موسیقی دیجیتال می باشد. بعنوان مثال یک تحقیق نشان می دهد که فروش ترک های موسیقی (Music Tracks) بصورت دیجیتال - منظور از روی شبکه اینترنت - در دو ماهه اول سال 2005 نسبت به همان بازه در سال 2004 رشدی معادل 100% داشته است.
همچنین کاهش فروش آلبوم های موسیقی در سایر کشورها به علت کپی غیر قانونی ترک های موسیقی از روی شبکه اینترنت می باشد. این کپی غیر قانونی مخصوص آسیا نمی باشد و کشورهایی مانند ایتالیا، سوئد، فنلاند اسپانیا، استرالیا و ... نیز از جمله کشورهایی هستند که بازار فروش آلبومهای موسیقی بصورت CD در آنها به همین دلیل کساد شده است.
جان کندی (John Kennedy) مدیر موسسه International Federation of Phonographic Industries می گوید : "با وجود کپی های غیر مجاز و به اشتراک گذاشتن موسیقی روی اینترنت توسط بسیاری از نرم افزارها، ما با نگاه مثبت به فروش موسیقی دیجیتال در انتظار یک انفجار شدید و حرکت بزرگ در این بازار هستیم. با مجموع مقررات و جوانبی که در سال جدید در نظر گرفته ایم امیدوار هستیم که وضعیت به گونه ای شود که تهیه موسیقی دیجیتال در حالت قانونی برای مصرف کننده به صرفه تر باشد."
Posted by Kamran at 12:39 PM
March 23, 2005
مهاجرت به آمریکا
در سال 1939، استراوینسکی به آمریکا مهاجرت کرد و در 1945 رسما به تبعیت آمریکا درآمد. در این دوران او علاوه بر کار آهنگسازی و تورهای اروپا، در دانشگاه هاروارد و
ماساچوست، شش سخنرانی درباره موسیقی ایراد کرد و همچنین به نوشتن موسیقی برای فیلم مشغول شد که تلاشی ناموفق بود. او در سال 1960، تحت تاثیر جلوه های تصویری سینمای
، دست به اقدام جدیدی زد و قطعه Flood را نوشت.
استراوینسکی در سال 1963، قطعه Elegy را به یاد و افتخار جان اف کندی John F. Kennedy رئیس جمهور فقید آمریکا نوشت. در 1965 در طی اجرایی در واتیکان، استراوینسکی نشان افتخار را از پاپ پل (Pope Paul) دریافت کرد و در همین زمان بود که کار بر روی آخرین اثر عظیم خود Requiem Canticles را آغاز کرد.
او تا سالهای آخر عمر خود نیز به آهنگسازی ادامه داد و در 80 سالگی به طور مداوم به کار رهبری ارکستر در اجراهای زنده و ضبط استودیویی مشغول بود. این صفحه ها، مدارک ارزشمندی درباره ایده های ناب او در باره اجرای موسیقی خودش هستند.
"من میدانم که دوازده نت موجود در هر اکتاو و تنوع ضرباهنگ، به من فرصتهایی داده اند که تمام نبوغ بشری برای استفاده کردن از آنها کافی نیست."
سالهای آخر
از مراسم تشییع جنازه استراوینسکی در ونیز
در سالهای آخر استراوینسکی باز هم سبک خود را تغییر داد و از شیوه های twelve-tone و تنظیمهای پیاپی استفاده کرد. نتیجه این دوره آثار قابل توجهی مانند باله Agon و تعداد قابل توجهی موسیقی مذهبی بود.
در تمام این آثار، کیفیتهای خاصی همچنان ثابت باقی ماند. اولین و مهمترین آنها وضوح صدا بود، نوعی بافت شفاف صوتی که با استفاده استادانه او از ارکستراسیون به بهترین شکل تجسم می یافت. در کنار آن میتوانیم به نوع نگاه او به ضرباهنگ اشاره کنیم که با نوعی فاصله گذاری خاص در ملودیهایش به وضوح صدا می افزود. در نهایت، استفاده مختصر و مفید او از فرم هم موردی مثال زدنی است و خصیصه ای است که ریشه در سبک موسیقی سالهای 1920 او دارد و در طی سالهای فعالیتش به عنوان نشانه اصلی آثارش همواره حاضر بوده است.
استراوینسکی آخرین کنسرت خود را در سال 1967 در تورونتو Toronto برگذار کرد. او در این برنامه رهبری اجرای پولچینلا را بر عهده داشت و اولین باری بود که ناگزیر بود در طول اجرا بنشیند. در آن زمان استراوینسکی 87 ساله بود.
در تمام این آثار، کیفیتهای خاصی همچنان ثابت باقی ماند. اولین و مهمترین آنها وضوح صدا بود، نوعی بافت شفاف صوتی که با استفاده استادانه او از ارکستراسیون به بهترین شکل تجسم می یافت. در کنار آن میتوانیم به نوع نگاه او به ضرباهنگ اشاره کنیم که با نوعی فاصله گذاری خاص در ملودیهایش به وضوح صدا می افزود. در نهایت، استفاده مختصر و مفید او از فرم هم موردی مثال زدنی است و خصیصه ای است که ریشه در سبک موسیقی سالهای 1920 او دارد و در طی سالهای فعالیتش به عنوان نشانه اصلی آثارش همواره حاضر بوده است.
ایگور استراوینسکی در 6 آوریل 1971 درگذشت. در مراسم تدفین او که در ونیز انجام شد، قطعه Requiem Canticles اجرا شد و تابوت او در جزیره سن میشل (San Michele) در نزدیکی دوست قدیمش سرگئی دیاگیلف، به خاک سپرده شد.
نوشته های مرتبط :
- شاخصه های ممتاز موسیقی استراوینسکی
- ناهماهنگی رایحه عصیانگری
- از زندگی ایگور استراویسنکی
March 23, 2005
نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3
جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در 1925 در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی
بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
با شروع جنگ جهانی دوم؛ تا پایان جنگ به خدمت نیروی دریایی در آمد. پس از جنگ به فیلادلفیا رفت و در مدرسه موسیقی Hasley در کنار Clifford Brown (یکی از نوازنده های مشهور ترومپت) به فراگیری هارمونی و تئوری موسیقی پرداخت. سپس در مدرسه موسیقی Hamilton نوازندگی کنتر باس و در Ornstein نیز پیانو را به شکل آکادمیک آموخت.
در سال 1952 به گروه Don Gardner که یک گروه Rhythm and Blues بودند پیوست و با شنیدن نوازندگی Wild Bill Davis به ساز ارگ علاقمند شد. این علاقه باعث شد جیمی در 1955 به زحمت یک ارگ Hammond خریده و سه ماهه آن را یاد بگیرد. در تابستان 1955 اسمیت آنچه را که فرا گرفته بود نشان داد و در کلوپ Atlantic City به اجرای برنامه با ساز جدیدش پرداخت. در سپتامبر همان سال جیمی اولین Trioی خودش را تشکیل داد و Babs Gonzales مدیر برنامه هایش شد.
Gonzales بلافاصله با دوست خود Lion در کمپانی نشر Blue Note، از کمپانیهای بزرگ ضبط آثار Jazz تماس گرفت و ترتیبی داد تا او اولین اجرای جیمی جوان در نیویورک را در کلوپ Small's Paradise در محله Harlem از نزدیک ببیند. زمانیکه Lion موسیقی جیمی را شنید، بلافاصله با او قرارداد بست و دوره جدیدی از زندگی جیمی اسمیت آغاز شد. از آن به بعد او علاوه بر ضبط آثارش، در کافه Bohemia نوازندگی می کرد.
او در سال 1962 به Verve رفت و موفقیتهای بیشتری نصیبش شد و به خصوص پس از اجراهایی که با Oliver Nelson و Wes Montgomery داشت، در سرتاسر ایالات متحده معروف شد. آلبومهای آثار بعدی او که غالبا بصورت Trio یا Sextet با بزرگانی چون Art Blakey، Lee Morgan ,Curtis Fuller ,Ike Quebec, Blue Mitchell و Tina Brooks منتشر شد، او را به عنوان بزرگترین نوازنده ارگ Hammond B3 سبک Jazz مطرح نمود.
هر چند ارگ Hammond B3 قبل از جیمی اسمیت اختراع شده بود و توسط نوازندگان دیگری نیز به کار رفته بود، ولی به جرات می توان ادعا کرد که این جیمی اسمیت بود که این ساز را احیا کرد و با جسارت، تکنیکهای نوازندگی این ساز در سبکهای Jazz، Blues و حتی Gospel را ابداع نمود.
آلبوم The Sermon یکی از شاهکارهای اوست و حتی آثاری که نشانه هایی از موسیقی Pop در آنها به چشم می خورد ( مثل I got my mojo workin') جزء آثار زیبای Jazz در سه دهه آخر قرن بیست به شمار می آیند. در آلبوم Dot com Blues (Blue Thumb) که از آخرین کارهای اوست، جیمی درکنار بزرگان بلوز مثل Etta James، B.B.King، Taj Mahal، Dr John و Keb Mo ظاهر شده است. جیمی سرانجام در 8 فوریه امسال یعنی دو هفته قبل بر اثر کهولت سن در 79 سالگی درگذشت.
مطلب مرتبط : جیمی اسمیت
با تشکر از آقای علی خوب بخت
March 22, 2005
موسیقی با تمام وجود احساس می شود
تحقیقات دانشمندان نشان داده است هنگامی که به موسیقی گوش می دهید اگر بطور ناخودآگاه پاها
و دستهای شما شروع به انجام حرکات منظم کنند و بقولی با ریتم موسیقی همنوازی کنند، پیام های عصبی
خاصی به مغز انسان ارسال می شود که باعث تحریک مغز می شود.
محققان همچنین امیدوار هستند که از این روش بتوانند برای دوباره زنده کردن فعالیت مغزی بیمارانی که دچار نارسایی یا حتی مرگ مغزی شده اند استفاده کنند.
آزمایشهایی که راجع به تاثیرات عصبی موسیقی (neurobiology of music) انجام شده است ثابت کرده است که هنگام گوش دادن به موسیقی قسمتهای خاصی از مغز که در آنجا مسئولیتهایی مانند حافظه، کنترل، زمانبندی و گفتار را بعهده دارند توسط موسیقی بشدت تحریک می شوند.
انجمن علوم عصبی شهر لس آنجلس (Society for Neuroscience of Los Angeles) در تحقیقاتی که راجع به موسیقی انجام می دهد سعی دارد علاوه بر بدست آوردن اطلاعات بیشتر در این باره به روشی برای درک یکسان از موسیقی، این زبان بین المللی بیان احساسات، دست پیدا کند.
یکی از اساتید دانشگاه پزشکی هاروارد (Harvard) بنام مارک جود تارمو (Mark Jude Tramo) که در زمینه Nerobiology فعالیت می کند معتقد است که :
"هیچ شاهدی وجود ندارد که در مغز انسان قسمت خاصی برای پردازش موسیقی وجود داشته باشد. موسیقی قسمتی از طبیعت و ذات همه سلولهای بدن انسان است و انسان با تمام وجود خود موسیقی را درک می کند و مغز با درک موسیقی تحریک می شود."
Posted by Kamran at 04:28 PM
March 21, 2005
John Broadwood & Sons
از قدیمی ترین و شاید حتی اولین تولید کننده رسمی پیانو در انگلستان می توان به کمپانی John Broadwood & Sons اشاره کرد. اولین پیانوهای ساخت این کارخانه که به پیانوهای
مربعی (Square-Pianos) معروف بود شهرت جهانی داشته و کارخانه تولید پیانو Broadwood در طول قرن هجدهم و نوزدهم از بزرگترین و مهمترین سازندگان پیانو در جهان
بوده است. به داستان چگونگی شکل گیری این پیانوها توجه کنید.
در سال 1718 شخصی بنام بورکات شودی (Burkat Shudi) در سن شانزده سالگی با خانواده خود از سویس به لندن مهاجرت می کنند، خانواده شودی از سالها قبل در کار ساخت وسایل چوبی بودند. بورکات شودی در یک کارگاه ساخت هارپسیکورد (Harpsichord) مشغول به شاگردی می شود و پس از مدتی در سال 1728 کارگاه هارپسیکورد سازی خود را راه اندازی می کند.
هندل ، موتزارت و ...
شاید جالب باشد که بدانید شودی جوان در حالی کمتر از سی سال داشت در سال 1729 یکی از بهترین هارپسیکوردهای موجود در جهان را برای هندل (Handel) می سازد. قرار بر این بوده که هندل این هارپسیکورد را به یکی از خواننده های سوپرانوی ایتالیایی در لندن هدیه دهد. همچنین موتزارت نیز در سن نه سالگی هنگامی که به لندن می آید از هارپسیکوردهای شودی برای نوازندگی استفاده می کند. شودی علاوه بر آن برای بسیاری دیگر از موسیقیدانان و درباریان هارپسیکورد ساخت و شهرت بسیاری در این راه کسب کرد.
یک ازدواج مناسب
جان برادوود - متولد سال 1732 ، اسکاتلند - در سال 1761 برای کار و انتخاب راه آینده خود به لندن می آید، خانواده او نیز در صنعت نجاری فعالیت می کردند و از نجاران معروف در اسکاتلند بودند.
نمونه پیانوهای مربعی برادوود
جان برادوود در سال 1771 با دختر کوچک بورکات شودی ازدواج کرد و پس از مدتی شودی بتدریج اداره کارخانه هارپسیکورد سازی خود را به دست داماد جدید خود یعنی جان سپرد.
شودی در سال 1773 از دنیا رفت. پس از گذشت چند سال کیفیت ساخت هارپسیکوردها بقدری پیشرفت کرد که جان توانست آنها را به کشورهای روسیه، پرتغال، دانمارک، ایتالیا،
فرانسه، هندوستان و حتی آمریکا صادر کند.
ورود پیانو به عرصه هنردر این میان گونه های مختلف پیانو فورته (Piano Forte) در انواع و اقسام مختلف در حال ساخت بود و به دلیل زیبایی، حجم بیشتر صدا و سهولت بیان احساسات هنرمندان آنرا به هارپسیکورد ترجیح می دادند. اولین سازنده پیانوهایی که چکش دارند سازنده ایتالیایی بنام کریستوفری (Cristofori) بود که در اوایل قرن هجدهم سه نوع مختلف ساز شبیه به پیانو با چکش را ساخت.
پس از آنکه پسر باخ (Bach) بنام جان کریستین (John Christian) در سال 1767 با یکی از این پیانو ها - که البته ساخت آلمان بود - کنسرتی در لندن اجرا کرد، جان برادوود تصمیم گرفت که وارد صنعت ساخت پیانو شود.
شواهد تاریخی نشان می دهد که تا قبل از سال 1778 کارخانه شودی پیانویی را نساخته است و تنها مبادرت به کوک کردن، تعمیر و یا حمل دیگر پیانوهای موجود در شهر می کرده است. اما آنچه مشخص است و در دفاتر این شرکت ثبت شده آن است که تا سال 1780 تعداد شش عدد از پیانو های Broadwood & Sons در لندن به فروش رفته است.
نمونه پیانوهای رویال برادوود در سال 1916
او در سال 1783 تغییراتی در اکشن (Action) پیانو بوجود آورد و از برنج زیر سیم ها و دمپر ها استفاده کرد. این تغییرات باعث آن شد که پیانو راحت تر نواخته شود و نیز محکم تر
باشد. بطوری که در طول دو سال بعد کمپانی او توانست حدود 140 پیانو را بفروش برساند. این موفقیت او به حدی بود که توماس جفرسن (Thomas Jefferson) که بعدها سومین
رئیس جمهور آمریکا شد برای مذاکره و تاسیس کارخانه در آمریکا به لندن برای مذاکره با جان برادوود آمد.
دیگر فعالیت های برادووداز دیگر کارهای متمایز این کارخانه می توان به تغییراتی دیگر که در اکشن و Bridge پیانو ایجاد شد و صدای باس را بهبود بخشید نام برد. همچنین افزودن تعداد کلید ها و رساندن آنها به شش اکتاو از فعالیت های جان برادوود بود.
پیانو های برادوود آنقدر خوب نواخته می شد و خوب صدا می داد که بزرگان موسیقی چون شوپن، لیست و ... و بسیاری از اشراف زادگان در سراسر اروپا از این پیانو ها برای خود استفاده می کردند. پیانو های رویال (Grand) برادوود در منازل اغلب ملکه ها و پادشاهان اروپا موجود بود. برادوود در سال 1866 دست از تولید پیانو های چهارگوش برداشت و تنها به تولید پیانو های دیواری و رویال پرداخت.
جان برادوود در سال 1812 از دنیا رفت و اداره شرکت به دست یکی از پسرانش بنام هنری واگذار شد.
March 20, 2005
بوی نوروز
| برآمد باد صبح و بوی نوروز | بكام دوستان و بخت پیروز | |
| مبارك بادت این سال و همه سال | همایون بادت این روز و همه روز |
قصد داشتیم در این روز به اتفاقات مهم موسیقی سال بپردازیم، اما از آنجا که سال گذشته شیرینی قابل توجهی در موسیقی نداشتیم، نگاهی به آلبوم گرانقدر "بوی نوروز" انداختیم به امید آنکه
این طلسم شکسته و سالی پر بار برای موسیقی این مرز و بوم داشته باشیم.
هفت سال پیش حمید متبسم آلبوم "بوی نوروز" را روانه بازار کرد که اهالی موسیقی را به تحسین واداشت. متبسم با این اثر چنان جایگاهی در جامعه موسیقی یافت که هنوز وقتی صحبت از ارکستراسیون ایرانی می شود نام او در کنار هنرمندان پرکاری چون فرامرز پایور و حسین علیزاده می آید. با اینکه "بوی نوروز" یک اثر استثنایی در میان آلبومهای کم تعداد متبسم است (که به عقیده نگارنده هیچ یک از آثار ایشان - حتی "بامداد" - به قدرت و استحکام "بوی نوروز" نبود) ولی به قدری فرم آهنگسازی و تنظیم این اثر بدیع و زیباست که همین آلبوم توانسته بدعت گذار فرم جدیدی در تصنیف موسیقی برای گروه سازهای ایرانی باشد.
گذشته از قدرت آهنگسازی این اثر، آواز مرحوم ایرج بسطامی هم در این آلبوم در اوج خود بوده و می توان گفت "بوی نوروز" اگر بهترین آواز بسطامی نباشد، جزو بهترینهاست. البته به این نکته هم باید توجه داشت که یکی از دلایلی که بسطامی توانسته بخوبی در این اثر تواناییهای خود را به نمایش بگذارد، کوک مناسب گروه با صدای بسطامی است که در بعضی از آلبومهای بسطامی مخصوصا" در این آلبومهای آخری متاسفانه بی توجهی آهنگساز به این موضوع دیده می شود.
"بوی نوروز" از قسمتهای متنوعی تشکیل شده که به جز دو قطعه همگی ساخته متبسم است. این دو قطعه یکی "جنگ" ساخته علی اکبر شهنازی و دیگری تصنیف "عقرب زلف کجت" - منسوب به علی اکبر شیدا - است.
هر دوی این قطعات قبل از این برای ارکستر تنظیم شده بودند؛ "جنگ" با ارکستر مضرابی توسط حسین دهلوی تنظیم شده بود که آن هم روایتی زیبا از این قطعه بود و شاید نسبت به تنظیم متبسم کمی نزدیکتر به نام قطعه است. تنظیم متبسم در این آلبوم از "جنگ" خلاقانه و زیباست؛ او قسمتهایی را هم به این قطعه اضافه کرده که به لطف قطعه افزوده ... "عقرب زلف کجت" قبل از انقلاب هم با ارکستر گلها و آواز پوران اجرا شده بود که آن هم از نقاط قوت بالایی برخوردار بود، مخصوصا" آواز پوران در این تصنیف روانی و قدرت چشمگیری دارد.
قسمتی از "عقرب زلف کجت" با صدای ایرج بسطامی
قسمتی از"عقرب زلف کجت" با صدای پوران
شاپوری
با اینکه این دو قطعه توسط متبسم به زیبایی تنظیم شده بودند، تنظیمهای قبلی این دو اثر همچنان شنیدنی است. تکنوازان آلبوم "بوی نوروز" غیر از حمید متبسم، پشنگ کامکار، حسین بهروزی نیا، محمد علی کیانی نژاد هستند.
در میان تکنوازای ها شاید تکنوازی کیانی نژاد بیشتر در یادها مانده چراکه مانند اکثر تکنوازیهایش ملودیک و مختصر و مفید بود (البته بنظر می رسد که این دست تکنوازیهای کیانی نژاد بداهه نبوده و از قبل آماده شده است که اگر هم اینگونه باشد، هیچ اشکالی به آن وارد نیست و خوب است که هنرمندان دیگر هم چنین کنند تا شنوندگان بخاطر نداشتن حضور ذهن نوازنده هنگام اجرا، شاهد جملات پیش پا افتاده و ملال آور نباشند)
بشنوید تکنوازی کیانی نژاد
در میان آوازهایی که در این آلبوم اجرا شده، جواب آوازهایی می شنویم که توسط کل ارکستر نواخته می شود. این اقدام با اینکه بدعتی نو نبوده (نمونه های قدیمی هم از این شیوه در موسیقی ما یافت می شود) ولی به شکل نو و زیبایی ساخته شده که هر جواب مستقلا" شنیدنی است.
"چهارمضراب تار" در چهارگاه، یکی از قطعات "بوی نوروز" است که با حدود 19 دقیقه طولانی ترین قسمت این آلبوم است. این قطعه گفتگویست میان تار و ارکستر سازهای ایرانی که اجرای متبسم و سیامک نعمت ناصر در آن چشمگیر است. کلا" قطعات اجرا شده در "بوی نوروز" از ویژگی تکنیکی بالایی برخوردار است همچنین نقش سازها که بصورت مشخص هرکدام در جای خود و با امکانات خود به گروهنوازی می پردازند، نکته ای قابل تحسین است که کمتر در گروه نوازی ارکسترهای سازهای ایرانی مورد توجه قرار گرفته است.
با وجود مشقات اجرایی این آلبوم در اجرای زنده، حمید متبسم در کنسرتی این اثر را بصورت زنده اجرا کرد (البته با تفاوتهایی با آلبوم اصلی، مثل اجرای تصیف "سروسیمین" ساخته کیانی نژاد، همچنین تکنوازی کیهان کلهر و سیامک نعمت ناصر...) یکی از تصنیفهای این آلبوم "باده شبگیر" در همایون است که اوج خلاقیت آهنگسازی و تلفیق شعر و موسیقی حمید متبسم را به نمایش می گذارد.
این تصنیف از لحظه ای که با پیتزیکاتوهای نوازندگان کمانچه آغاز می شود تا تریلهای نوازنده نی برای آماده سازی فضای کادانس پایانی تماما" تصاویر دل انگیز و بدیع است که شنونده را مجذوب و مبهوت می کند. قطعات آلبوم "بوی نوروز" که در چهار مایه سه گاه، چهارگاه، همایون و اصفهان هستند، همگی زیبا و دلنشین هستند، شیوه مینیاتورگونه و لطیف آهنگسازی تک تک این آثار جای صحبت بسیاری دارد که در این مجال نمی گنجد. در پایان امیدوارم که در سال جدید چنین آثار ارزشمندی را در فهرست کارهای هنرمندان شاهد باشیم.
قسمتی از "باده شبگیر"
از سجاد پورقناد
March 19, 2005
استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی
در مطالب قبل راجع به تهیه تصویر صوتی از یک قطعه موسیقی در ذهن صحبت کردیم و با برخی مفاهیم اولیه آن آشنا شدیم. درادامه این بحث در نظر داریم با استفاده از هنر به تصویر کشیدن موسیقی به یکی از تکنیک های بداهه نوازی اشاره ای داشته باشم.Push / Pull
اغلب هنگام بداهه نوازی بطور غریزی فکر اصلی ما ریختن یا بعبارتی هل دادن تعدادی نت موسیقی در فاصله های مختلف زمانی است که توسط آنها ملودی ای خلق شود و بتوانیم وظیفه خود را بعنوان یک نوازنده بداهه سولو به خوبی انجام دهیم. اما باید بدانیم که این روش یک ضعف ذاتی می باشد و تقریبا" تمام افراد مبتدی در بداهه نوازی با آن روبرو هستند. بیشتر شبیه آن می ماند که شما در انتهای یک قطار قرار دارید و با هل دادن سعی می کنید قطار را به جلو ببرید بدون آنکه ایده ای داشته باشید از اینکه این قطار چه مقدار بار یا چه تعداد واگن دارد.
در مقابل این روش - ریختن بدون حساب و کتاب نت ها - تکنیک دیگری وجود دارد که در آن بداهه نواز بجای نواختن بدون فکر نتهای برای پر کردن فضای خالی، با داشتن تصویر بسیار خوب از آنچه پیش روی او است اقدام به نواختن ملودی هایی بداهه میکند. در مثال قطار این حالت مانند آن است که شما همانند یک لوکوموتیو تعدادی واگن را بدنبال خود می کشید و کاملا" مشخص است که این چه تعداد واگن می باشد.
ایده اصلی کشیدن (pull) ملودی در بداهه نوازی
دو ایده موسیقی متفاوت یکی متقارن
و دیگری غیر متقارن
روش اصلی آن است که شما با استفاده از آنچه تا کنون راجع به نحوه به تصویر کشیدن موسیقی در مطالب قبل آموختید، ایده اصلی را در ذهن خود ترسیم
نمایید. منظور آن است که محدوده ها (Ranges)، تعداد آنها، نحوه حرکت آنها و ... را مشخص کنید. سپس با توجه به هارمونی موجود با یک حرکت
کاملا" حساب شده ملودی را شروع کنید.
در حالی که در حال نواختن نت ها می باشید ایده های بعدی را در ذهن خود ترسیم کنید و تمام مسائل مربوط به یک تصویر زیبا را در ذهن خود رعایت کنید. برای مثال تعداد فراز و نشیب ها و انتخاب درست محدوده ها باید بگونه ای باشد که یکنواختی در شکل موسیقی ایجاد نکند. حال با مشخص شدن شکل و نحوه حرکت بعدی ملودی، نت های موسیقی را با طرح و ایده قبلی بدنبال خود بکشانید.
در حالی که در حال نواختن نت ها می باشید ایده های بعدی را در ذهن خود ترسیم کنید و تمام مسائل مربوط به یک تصویر زیبا را در ذهن خود رعایت کنید. برای مثال تعداد فراز و نشیب ها و انتخاب درست محدوده ها باید بگونه ای باشد که یکنواختی در شکل موسیقی ایجاد نکند. حال با مشخص شدن شکل و نحوه حرکت بعدی ملودی، نت های موسیقی را با طرح و ایده قبلی بدنبال خود بکشانید.
نقاط ضعف هل دادن نتهای موسیقی یا Pushing
- خیلی دشوار هست که بدانید به کجا می خواهید بروید.
- اغلب خیلی سریع - و بدون برنامه - مسیر کار عوض می شود.
- واقعا" مشخص نمی باشد که یک ملودی، موتیف یا جمله چه موقع تمام شده است.
- باوجود آنکه تعداد نتهایی که استفاده می کنید زیاد است اما موسیقی شما خلاقیت ندارد و بدون برنامه می باشد.
- موسیقی ای که اجرا می کنید پس از نواختن شکل می گیرد.
نقاط قوت کشیدن نتهای موسیقی یا Pulling
- بصورت کامل تصویر ملودی در ذهن شما نقش بسته است.
- از نتهای که برای نواختن ملودی استفاده می کنید بیشترین بهره را می برید.
- کاملا" مشخص هست که یک ایده یا جمله موسیقی چه فراز و نشیب هایی دارد و چه موقع تمام می شود.
- برخلاف حالت Pushing که از سکوت ها بدت استفاده می شود در این حالت شما با برنامه از سکوت استفاده می کنید.
- موسیقی ای که شما اجرا می کنید همان است که می خواهید.
(ادامه دارد ...)
مطالب مرتبط :
Soundscape
درک تصویر صوتی
March 18, 2005
نگاهی به موسیقی رمانتیک ، پیانو
قرن نوزدهم قرن پیشرفت در موسیقی پیانو بود. بخصوص که پیانو از لحاظ تکنولوژی ساخت پیشرفت کرده بود و از صدایی غنی و وسعت صوتی گسترده تری برخوردار شده بود. دیگر
نوازنده های پیانو از پدال Sustain برای بخشیدن لطافت بیشتر به موسیقی، بوفور استفاده می کردند. در واقع این پیشرفت مدیون تغییراتی بود که در کارگاه پیانو سازی اشتین وی در
اواخر قرن هجدهم صورت گرفت و پیانو را تقریبا" به همان صورتی که ما امروزه می بینیم تبدیل کرد.
پیانو ساز مورد علاقه و ملی موسیقیدانان رمانتیک بود. افرادی چون شوبرت، مندلسون، شوپن، شومان، لیست و برامس از جمله موسیقدانانی بودندن که در دوره رمانتیک برای پیشرفت موسیقی پیانو فعالیت بسیاری کردند. آنها علاوه بر سوناتهایی برای پیانو سولو یا به همراه ارکستر از انواع فرمهای زیر برای تهیه موسیقی پیانو استفاده کردند :
- والس (Waltz) ، مازورکا (Mazurka) و پولنز (Plonaise)
- انواع قطعات خاص مانند : امپرمتو (Improptu)، رمنس (Romance)، پرلود (Prelude)، نوکتورن (Nocturne)، بالاد (Ballade)، راپسودی (Rapsody)، اینترمزو (Intermezzo یا موسیقی کوتاه عشقی)
از دیگر فرمهایی که در این دوره توجه بسیاری به آن شد می توان به اتود (Etude) اشاره کرد. اتود فرمی از موسیقی بود که بیشتر از داشتن ماهیت موسیقایی ماهیت آموزشی و تمرین داشت و بیشتر برای بالا بردن مهارت نوازندگی از آن استفاده می شد هر چند در این میان بسیاری از اتود های نوشته شده - مثلا" از شوپن - از غنای موسیقی بسیار بالایی نیز برخوردار بود.
شاید مطرح شدن بیش از حد اتود بود که در این قرن شاهد ظهور افرادی چون لیست و پاگانینی (نوازنده چیره دست ویولن که به علت داشتن قدرت نوازندگی بسیار زیاد مشهور بود با شیطان در ارتباط است) بودیم. پاگانینی بخوبی می دانست که روی صحنه چگونه باید عمل کند و به چه صورت خود و موسیقی خود را عرضه کند تا بیشترین تاثیر را بر مخاطب بگذارد، به همین دلیل اغلب نوازندگان پیانو سعی در تقلید از حرکات او را داشتند.
R. Schumann, Piano Concerto A Minor, Op. 54
نوازندگان پیانو در این عصر فرمول های خشک انگشت گذاری برای اجرا قطعات را بیرون انداخنتد و با انجام حرکت های نمایشی و پیچ و تاب دادن دست و بدن، بر اجرای هرچه پر احساس تر موسیقی بدعت گذاشتند. در این میان برخی مانند لیست آنقدر در این مسائل زیاده روی کرد که اجرای برنامه موسیقی توسط او بیشتر شبیه یک مجلس لحو و لعب تبدیل شد و برعکس شخصی مانند شوپن با آرامش و راحتی بدون توجه به دیگران به اجرای برنامه پرداخت. هر چند شوپن همواره به توانایی های لیست در نوازندگی قبطه می خورد اما تمرکز بیشتر او به موسیقی تا نوازندگی باعث شد تا یکی از بهترین مجموعه کارهای رمانتیک در پیانو تا ابد به نام او ثبت شود.
Chopin, Nocturne in G Minor
واقعیت آن بود که از اواخر قرن هجدهم تا نیمه های قرن نوزدم در خانه هر اروپایی پیانویی بود و تمامی موسیقی های مشهور برای پیانو نیز تنظیم شده بود و اغلب در هر خانه ای شخصی پیانو می زد و دختری با آن می خواند لذا همه مردم علاقمند به دیدن توانایی ها و تکنیک های نوازندگان چیره دست پیانو بودند و به همین علت نوازندگان حرفه ای در گوشه و کنار اروپا همواره به اجرای کنسرت می پرداختند. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط :
نگاهی به موسیقی رمانتیک I
March 17, 2005
ارکستر دوک الینگتون
بـا وجـود آنـکـه دوک الـیـنـگـتـون (1899-1974) در اصل نوازنده پیانوی Jazz بود اما ارکستر معروف او توانست سبک یگانه ای را برای موسیقی Jazz بدعت گذاری کند که تا آن زمان
وجود نداشت و دلیل آن چیزی جز انتخاب ساز و تنظیم کارهای ارکستر توسط شخص دوک نبود. ادوارد دوک الینگتون بطور رسمی از سال 1917، فعالیت حرفه ای موسیقی خود را در
واشنگتن DC آغاز نمود و سبک و شیوه نوازندگی پیانو او از افرادی چون James P. Johnson و Willie "The Lion" Smith تاثیر گرفته شده بود.
اولین اجرای بزرگ او در سال 1922 در نیویورک به همراه ارکستر نوازنده مشهور سازهای بادی یعنی Wilbur Sweatman بود که موفقیت در خور انتظار دوک را به همراه نداشت. به واشنگتن برگشت و پس از مدت کوتاهی در سال 1923 دوباره به نیویورک بازگشت، اما اینبار به همراه گروهی از دوستان نوازنده خود از واشنگتن.
برخلاف سایر موسیقیدانان Jazz این الینگتون بود که با کمک ارکستر خود توانست موسیقی Hot Jazz مربوط به دهه 1920 را تبدیل به سویینگ زیبای دهه 1930 نماید. دوک با پافشاری و فعالیت بی سابقه ای که در موسیقی سوئینگ انجام داد توانست تا سال 1970 این شاخه از موسیقی ارکسترال Jazz را زنده نگه دارد.
Washingtonians اولین ارکستر دوک الینگتون، از چپ به راست
Sonny Greer, Charlie Irvis, Elmer Snowden, Otto Harwick
نشسته Bubber Miley, Duke Ellington
آثار ارکسترال الینگتون نسبت به موسیقیدانان معاصر خود غالبا" از طرح های ملودیک زیباتر و هارمونی قوی تری تشکیل شده بود. او حتی پا را فراتر از چهارچوب های معمول Jazz
گذاشت و در سال 1940 کنسرتو ای برای ترومپت تهیه کرد و بعد ها از ملودی زیبای این کنسرتو در قطعه معروف
Do nothing till you hear from me استفاده کرد.
نگاه الینگتون به موسیقی بسیار آزاد و باز بود، او هیچ چهار چوب و قاعده خاصی را پذیرا نبود در باره ساخت و تنظیم کارها معتقد بود که : "روال معینی در کار نیست، اغلب خودم قطعه را می نویسم و برای ارکستر تنظیم می کنم. گاهی هم از دوستان برای تنظیم مشورت می گیرم. اما آنچه مسلم است اگر قطعه ای را اجرا کردیم و خوب صدا داد آنرا بدون توجه به محدودیت های موجود در قوانین موسیقی نهایی می کنیم".
March 16, 2005
فراخوان برای صلح جهانی
به پیشنهاد
گروه خیزش صلح (peace wave)
در یاهو (Yahoo) طبل نوازان جهان - نوازندگان سازهای کوبه ای - دعوت شده اند تا بصورت هماهنگ در اقدامی نمادین، در روز جهانی زمین که اتفاقا" مصادف با نوروز ایرانیان است، بنوازند. پیمان ناصح پور (نوازنده تنبک، دایره و دف) به عنوان اولین کوبه ای نواز از ایران همکاری خود را با این طرح جهانی اعلام داشته است. قسمتی از فراخوان این گروه بین المللی به شرح زیر می باشد:
خیزش صلح : فراخوان برای صلح جهانی و مسئولیت محیط – زیستی
"20 مارس (1 فروردین) روز جهانی زمین، اولین روز بهار، جشن درختان، روز بانو و نوروز در تمام دنیا جشن گرفته می شود ما - طبل نوازان- آنرا به عنوان روز امید و نو شدن می نامیم. در سالی که گذشت زمین برای ما پیامهایی به صورت زلزله، سیل و طوفان فرستاده است و ما به یک پاسخ جهانی نیاز داریم که توجه همه را به تخریبی که نسبت به مادرمان - زمین - انجام می دهیم جلب کنیم؛ فراخوانی برای تعهد به سیاره مان با مسئولیت محیط زیستی.
برای جشن گرفتن چنین روزی از تمام طبل نوازان جهان - نوازندگان سازهای کوبه ای - دعوت می کنیم که برای صلح به مدت 15 دقیقه از ساعت 12 ظهر به وقت محلی، بنوازیم." (برای نوازندگان در نیوزلند، استرالیا،آسیا و اروپا روز مقرر 21 مارس خواهد بود)
شعار اصلی این جمعیت "جنگ را تمام کنید، زمین را حفظ کنید" است.
اضافه می کنیم که روز زمین در بیشتر کشورها جشن گرفته میشود. این روز در نیمکره شمالی اول فروردین یعنی روز اعتدال بهاری و در نیمکره جنوبی برابر با آغاز پاییز است. روز زمین روز تعادل و توازن است، روزی است که تفاوتها فراموش میشوند و تمام موجودات نو شدن طبیعت را جشن میگیرند. روز زمین با این هدف مشخص شده است که سهم هریک از ما را در حفظ و نگهداری از زمین، یادآور شود. سازمان ملل متحد هر سال روز جهانی زمین یعنی روز اعتدال بهاری (حدود 21 مارس) را جشن میگیرد.
همچنین در روز 26 فوریه سال 1971 در سازمان ملل متحد بیانه ای امضا شد که طی آن هر سال در زمان اعتدال بهاری ناقوسهای صلح در اداره مرکزی سازمان در نیویورک به صدا در آید.
شعار اصلی این جمعیت "جنگ را تمام کنید، زمین را حفظ کنید" است.
اضافه می کنیم که روز زمین در بیشتر کشورها جشن گرفته میشود. این روز در نیمکره شمالی اول فروردین یعنی روز اعتدال بهاری و در نیمکره جنوبی برابر با آغاز پاییز است. روز زمین روز تعادل و توازن است، روزی است که تفاوتها فراموش میشوند و تمام موجودات نو شدن طبیعت را جشن میگیرند. روز زمین با این هدف مشخص شده است که سهم هریک از ما را در حفظ و نگهداری از زمین، یادآور شود. سازمان ملل متحد هر سال روز جهانی زمین یعنی روز اعتدال بهاری (حدود 21 مارس) را جشن میگیرد.
همچنین در روز 26 فوریه سال 1971 در سازمان ملل متحد بیانه ای امضا شد که طی آن هر سال در زمان اعتدال بهاری ناقوسهای صلح در اداره مرکزی سازمان در نیویورک به صدا در آید.
March 15, 2005
رابین گیب
رابین گیب برادر دوقولوی ماریوس یکی از سه عضو گروه Bee Gees در دسامبر سال 1949 ، چهل و پنج دقیقه پس از برادرش در انگلستان بدنیا آمد. صدای متفاوت
او باعث شد که پس از گذشت چندی مسئولیت خواندن ترانه های گروه به او واگذار شود بگونه ای که تا اواخر دهه 1960 با وجود رقابتی که با برادر بزرگتر خود Barry در خوانندگی
داشت، مسئولیت خواندن اغلب ترانه های این گروه سه نفری بعهده رابین بود.
رابین و ماریوس (Maurice) به با کمک برادر بزرگترشان بری در سال 1958، هنگامی که بیتلز در حال تاخت و تاز در انگلستان بود، گروه بی جیز را تشکیل دادند. به علت مهاجرت رابین و خانواده اش به استرالیا شکل گیری اولیه گروه توسط او و در همان کشور صورت گرفت و اولین طرفداران بی چیز نوجوانان استرالیایی بودند. موفقیت آنها از سال 1963 هنگامی که ترانه The Battle of the Blue & Grey از تلویزیون پخش شد آغاز شد و آنها توانستند در دهه های 70 و 80 بعنوان یکی از محبوبترین گروه های پاپ مورد حمایت علاقمندان به موسیقی مردمی باشند.
رابین در بهار 1969 گروه را ترک کرد و سعی کرد تا بصورت فردی به فعالیت موسیقی بپردازد و از آنجایی که قبلا" در گروه Bee Gees بعنوان ترانه سرا و خواننده شهرت لازم را کسب کرده بود مشکل خاصی پیش روی خود نداشت. پس از ترک گروه بری مسئولیت نوشتن ترانه و خواندن را بعهده گرفت. دهه 70 برای او دهه اوج موفقیت فردی بود اما دهه 80 بتدریج موفقیت های فردی او کاهش پیدا کرد.
گروه بی جیز هنگامی که در اوج موفقیت بودند.
برادر دوقولیش در سال 2003 بر اثر مصرف زیاد کوکائین هنگامی که 53 سال داشت در انگلستان در گذشت و پس از این ماجرا رابین گفت : "مرگ برادر ما به معنی پایان کارگروه
بی جیز می باشد و ما هرگز بدون او گروه را مجددا" فعال نخواهیم کرد و هر فعالیت مشترکی که من و بری در آینده با هم داشته باشم تحت نام
بی جیز نخواهد بود. بی جیز خاطره ای است برای ما سه نفر."
اخیرا" در فوریه سال 2005 این دو برادر آلبوم جدیدی متشکل از ترانه های قدیمی میکس شده تحت عنوان Number Ones به بازار دادند که مورد استقبال زیادی قرار گرفته است.
از زیباترین کارهای گروه Bee Gees که خوانندگی آنرا رابین گیب (Robin Gibb) بعهده داشته است و در آلبوم اخیر آنها هم موجود است باید به به ترانه زیبای I Started a Joke
اشاره کرد. این ترانه در زمانی که بیتلز علاوه بر انگلستان به جداول رده بندی آمریکا نیز حمله کرده بود توانست گروه Bee Gees را بعنوان یک رقیب سرسخت و خطرناک برای
بیتلز معرفی کند.
لازم به ذکر است که 28 مارچ امسال یعنی حدود دو هفته دیگر رابین گیب طی مسافرتی که به مسکو خواهد داشت، در تالار کنسرت کرملین (Kremlin Concert Hall) بصورت فردی اجرای برنامه خواهد اشت.
March 14, 2005
جایگاه نوازندگی
بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:"در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان
می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک
هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است".
در واقع طرح اینگونه مسائل ریشه در عدم آگاهی وشناخت از توانائی ها و جایگاه هر یک ازاین دو هنرمند دارد. در قسمت اول این مقاله به تاثیر نوازندگان ویولن در اجرای آثار مصنفان
بزرگ موسیقی می پردازیم.
در گذشته کسانیکه بیشتر به واسطه آهنگسازی شناخته شده بودند، خود نوازندگان قابلی بودند. (مانند بتهوون و موتسارت که به خوبی پیانو می نواختند) همچنین نوازندگانی که بخوبی آهنگسازی می کردند (نظیر پاگانینی و وینیاوسکی که از بزرگترین نوازندگان ویولن بودند). تا جایی که تشخیص دادن اینکه این هنرمندان در کدامیک از این دو تخصص شاخص ترند و دارای مهارت بیشتری هستند، مشکل می نمود.
زمانیکه تاریخ موسیقی را بررسی می کنیم، می بینیم که همواره یک رابطه دوستی و همچنین همکاری فنی قوی بین این دو قشر وجود داشته است؛ نظیر همکاری فنی و صمیمانه که به مدت 9 سال ( از 1857 تا 1866) بر روی کنسرتو شماره 1 آهنگساز بزرگ " ماکس بروخ" و ویولونیست ویرتوز "یواخیم" انجام پذیرفت و یا همکاری بین "یوهان برامس" و " یواخیم" برای کنسرتو اپوس 77 "برامس" .
"بتهوون" در سال 1806 کنسرتو ویولن خود را با این عنوان به "کلمان" تقدیم کرد: " از کلمان به کلمان". که نشانه شناخت آهنگساز از میزان هنر و توانایی نوازنده و همچنین نشانگر علاقه وی به کلمان بوده است.
در تاریخ موسیقی گاهی آهنگساز قطعه خود را به سبک نوازندگی یک نوازنده خاص می نویسد و توسط او به اجرا می گذارد مانند "بروخ" که کنسرتو شماره 2 ویولن خود را توسط "پابلو سارازات" به مورد اجرا گذاشت و این اثر کاملأ حال و هوایی اسپانیایی دارد.
حتی مواردی وجود دارد که یک قطعه به دلیل آنکه نوازنده آن را فاقد ارزش موسیقایی لازم دانسته، یا از لحاظ فنی آن را مناسب برای ساز ندانسته است، از اجرای آن سرباز زده و قطعه توسط نوازنده ای دیگر، اجرا شده و محبوبیت یافته است. مانند کنسرتو ویولن چایکوفسکی که به "لئوپوله اوئر"l.Auer)) تقدیم شد و چهار سال بعد، "برودسکی" با اجرای این شاهکار، توانست آنرا به را به شهرت جهانی برساند. بسیاری از بزرگترین شاهکارهای موسیقی که امروزه می شناسیم شاهد فرازونشیب های اینچنین بوده اند.
یکی دیگر از موارد مهم برای کسب موفقیت قطعه ای که برای اولین بار توسط آهنگساز ارائه می گردد، اجرای زنده آن در شب اول کنسرت می باشد. در صورتیکه نوازنده سولیست نتواند از عهده اجرای صحیح قطعه برآید و حق مطلب را ادا نکند، موسیقی با شکست مواجه می شود و به ورطه فراموشی سپرده می شود تا زمانیکه اجرای موفق دیگری از آن به عمل آید. مثل آنچه در کنسرتو ویولن بتهوون اتفاق افتاد که به علت ارائه دیرهنگام نت از سوی بتهوون به سولیست آن، فرصت برای تمرین کافی بدست نیامد و اجرای مطلوب ارائه نشد. در نتیجه این شکست ، بتهوون کنسرتو ویولن دیگری تا پایان عمر ننوشت و قطعه در زمان حیات بتهوون دیگر اجرا نشد. البته این مورد بیشتر در گذشته اتفاق می افتاد که امکان ضبط قطعات وجود نداشت و چاپ نت ها نیز به صورت محدود صورت می گرفت اما امروزه با وجود این امکانات شانس استقبال از یک قطعه بسیار بیشتر است.
طی سالیان اخیر، تلاش هایی که توسط ویولنیست بزرگِ ایتالیایی، سالواتوره آکاردو (Salvatore Accardo)، ، بر روی کنسرتوهای شماره 1 تا 6 پاگانینی انجام گرفت باعث معرفی این آثار به علاقمندان گردید. دستنوشته چهار کنسرتوی آخری در سال 1970 منتشر شد و آکاردو توانسته با اجرای د قیق و زیبا و بطور کامل این آثار، مجموعه ای نفیس به شنوندگان عرضه نماید که جدا از اجرای بسیار حرفه ای این آثار، کادانس های نوشته شده توسط او برای چهار کنسرتوی اخیر، بسیار فنی و ویولونیستیک هستند.
سالواتوره آکاردو
در این کادانس ها آکاردو ضمن استفاده از تم اصلی از تکنیک های بسیار مشکل برای دست چپ وراست بطور همزمان استفاده کرده ودر عین حال توازن تکنیک وملودی در بالاترین حد
برقرار مانده است و هیچ کدام فدای دیگری نشده اند.
در عصرحاضرنوازند گا نی چون ها یفتز(Heifetz) با اجراهای فوق حرفه ای وسطح بالا توانسته اند بسیاری از آثارفراموش شده را دوباره زنده کنند. مانند کنسرتو ویولن کنوس ( ,
(j.conus که ها یفتز با اجرای بسیار احساسی و در عین حا ل تکنیکی و ضبط اثر، به آن اعتباری دوباره بخشید و آنرا از فراموشی درآورد. آنچه در روزنامه نیویورک تایمز هفتم
دسامبر 1939 در اینباره نوشته شده گویای مطلب فوق است. 1
از دیگر موارد میتوان از آثار دیگر" بروخ" (غیر از کنسرتو شماره یک) یاد نمود. "اسکاتیش فانتزی" (Scottish fantasy) و کنسرتو شماره 2 ویولن از آثاری هستند که به اهتمام ها یفتز در سالهای اخیر توجه جهانی به آنها جلب شده است.
سبک خاص و دیدگاه او نسبت به اجرای شاهکارهای باخ برای ویولن، باعث ایجاد نگرشی معاصر و جسورانه به این آثار گردیده است که پیش ازاین در اجرای این آثار توسط نوازندگان تجربه نشده بود. اجرای قطعه شاکُن (chaccon) از پارتیتا شماره 2 باخ مؤید این گفته است.
در شاکن، هایفتز جمله بندی های مرسوم را به کناری نهاده و از این قید و بندها گام را فراتر می نهد. در اینجاست که سخن "هایفتز" پیش از "باخ" به گوش می رسد و نوای آسمانی " شاکُن" پیوندی ناگسستنی را با شنوده معاصربرقرار می سازد.
1- “ a ton of the greatest intensity, vibrant with life and feeling …was applied from the opening bit of recitative to the brilliant coda … with seemingly inexhaustible imagination for effects of color and light and shade … But it was in the concerto’s central Adagio division that Mr. Heifetz reached the apex of his achievement on this occasion. In an interpretation of almost unbelievable beauty, the violinist transfigured this music by way of richness of tone and sensitiveness of feeling that worked with shattering effect.”
New York Times, 1939
از علی نوربخش
نوشته های مرتبط :
- حفظ قطعه برای اجرا
- نواختن یکدست
March 13, 2005
شاخصه های ممتاز موسیقی استراوینسکی
در واقع آثار استراوینسکی با نقاط شاخص خود مانند جلوه های ارکسترال پرنده آتش، همنواییهای خلاقانه bitonal در پتروشکا و سنکوپها و ریتمهای نامتعارف در هردو باله،
زمینه را برای ظهور فاصله های ناهماهنگ (dissonance) ، پلی تونال (polytonal) و تکنیکهای کوبه ای شدید باله پرستش بهار مسیر را آماده کردند.
استفاده از الگوهای ریتمیک فولک مانند و تکرار شونده، ضربهای ترکیبی، پولی ریتمها (polyrhythm) و ترجیع بندها همه علامت مشخصه استراوینسکی محسوب میشوند و تعدادی از آنها فوت و فنهای خاص و بی بدیل او به شمار می آیند. استراوینسکی به کار با باله پاریس ادامه داد اما با آغاز جنگ جهانی اول و نا بسامانی موجود در روسیه که به انقلاب اکتبر انجامید، استراوینسکی مجبور شد تا با خانواده اش به سویس برود.
دوران جنگ
موسیقی استراوینسکی همراه با تغییر ملیتها و خط سیر پر فراز و نشیب زندگیش، دچار تحولات قابل توجهی شد. آثار اولیه او مانند Symphony in E flat، نشان دهنده تاثیرات الگوهای روس بر او هستند.
باله هایش طیف وسیعتری از تاثیرات موسیقایی از جمله تاثیر کلود دبوسی بر او را نشان میدهند. در باله پرستش بهار، استراوینسکی با نوشتن در سبک ریتمیک پیچیده و شیوه خاص هارمونیکی که شامل هارمونیهای پلی تونال (polytonal) بود، به کلی وارد فضایی تازه شد. این پیچیدگی با رفتن او به سویس به پایانی ناگهانی رسید.
پرتره استراوینسکی اثر پیکاسو
استراوینسکی و دوست شاعرش شارل راموز، یک تئاتر کوچک سفری تشکیل دادند و برای امرار معاش به اجرای نمایش در دهکده ها پرداختند. ایگور با در نظر گرفتن سازی که هر
یک از اعضای خانواده مینواختند، ارکستر 7 نفری ترتیب داد و قطعاتی، از جمله داستان یک سرباز (L'Histoire du soldat) را برای آن نوشت. او ارکستر را در یک طرف صحنه
و راوی را در سمت دیگر قرار داد و فضای وسط صحنه را به نمایش اختصاص داد.
زمانی که او مجددا به پاریس بازگشت، همچنان به شیوه تلخ و تاریک خود ادامه داد و به آن مایه هایی از فرمها و شیوه های قدیمی اضافه کرد که در واقع آغاز دوره مشهور نئو کلاسیک او بود. اوج این دوره را میتوان در اپرای The Rake's Progress مشاهده کرد که برداشت مدرنی از سبک کلاسیک کمدیهای موتزارت Mozart بود.
پایان جنگ وآثاری با هنرمندان بزرگ
جنگ در سال 1920 به پایان رسید و استراوینسکی به پاریس بازگشت. در 1917 استراوینسکی در ایتالیا با پابلو پیکاسو (Pablo Picasso) نقاش نوآور اسپانیایی، آشنا شده بود که این آشنایی نه تنها به نقاشی پیکاسو از پرتره استراوینسکی منجر شد، بلکه کار مشترک در زمینه اپرا را نیز به دنبال داشت و این دو هنرمند به اتفاق لئونید ماسینLeonid Massine رقصنده و طراح رقص باله روس ، در سال 1920 باله پولچینلا Pulcinella را روی صحنه بردند.
او با وجود اینکه علاقه اش به آهنگسازی بیشتر از اجرا بود اما در سالهای بعد به عنوان رهبر ارکستر و پیانیست به تور اروپا رفت وآمریکا در سال 1925 برای اولین بار شاهد حضور او بود. از آثار قابل توجه استراوینسکی در این دوره میتوان به همکاری برجسته استراوینسکی با ژان کوکتو (Jean Cocteau) شاعر و کارگردان فرانسوی برای ساختن (Oedipus Rex) در 1927 اشاره کرد که به عنوان هدیه برای دیاگیلف نوشته شده بود و باله (Apollon Musagete) در سال 1928 با ژرژ بالانشن (George Balanchine) طراح رقص نوآور روس و یکی از پایه گذاران باله آمریکا، اشاره کرد. (ادامه دارد ...)
نوشته های مرتبط :
- ناهماهنگی رایحه عصیانگری
- از زندگی ایگور استراویسنکی
March 12, 2005
نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی
موسیقی دارای سه بعد است :
1. لحن (ملودی)
2. ایقاع (ریتم)
3. ضرب اصل (آکسان)
از آنجایی که سازهای کوبه ای پوستی اصلی ترین سازها برای اجرای دورهای ایقاعی (یا به تعبیری همان میزانهای گوناگون موسیقایی) است، بررسی سازهای کوبه ای پوستی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. البته بررسی تمام سازهای کوبه ای پوستی ایران به دلیل تنوع فرهنگ موسیقایی در ایران چیزی نیست که در این مختصر بگنجد، لذا بحث خود را معطوف به تنبک و دف – که تنها سازهای کوبه ای پوستی و ملی محسوب می شوند- می کنیم.
1. لحن (ملودی)
2. ایقاع (ریتم)
3. ضرب اصل (آکسان)
تنبک از نظر ساز شناسی جزو طبلهای جام گونه شکل (goblet shaped drums) محسوب می شود که از این خانواده می توان به سازهای مشابه مانند داربوکا darbooka)) در کشورهای عربی و ترکیه وهمچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. قدمت تنبک با نام پهلوی دمبلک به پیش از اسلام می رسد و طبق نظر مرحوم دکتر معین دمبک صورت تحویل یافته همین نام است.
تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است؛ این پیشرفت مرهون زحمتهای بی دریغ و خالصانه استادان ارزشمند این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می یابد که از او می توان با عنوان پدر تنبک نوازی نوین ایران یاد کرد. به هر حال با آنکه این ساز پیشرفت بسیار خوبی داشته است و امروز بصورت وسیعی از آن استفاده می شود، متاسفانه آنطور که باید به آن توجه نمی شود؛ مثلا" چرا تنبک به عنوان ساز تخصصی در رشته کارشناسی موسیقی در نظر گرفته نمی شود؟
دف از نظر سازشناسی جزو طبلهای چنبرگونه (frame drums) به حساب می آید که از این خانواده می توان به سازهای مشابه مانند دایره، رق (req) و بندیر (bendir) اشاره کرد. قدمت دف نیز با نام پهلوی دپ به پیش از اسلام می رسد و دف معرب دپ می باشد. دف که در قدیم برای موسیقی عرفانی در محفلهای انس عارفان نواخته می شد، امروز به صورت گسترده ای در انواع موسیقی های ایرانی بکار می رود؛ بصورتی که طبق نظر استاد محمد رضا درویشی (پژوهشگر برجسته موسیقی نواحی ایران) باید دف را نیز به مانند تنبک سازی ملی در نظر گرفت.
به هر حال وقتی به تنبک با آن درجه از اهمیت آنطور که باید توجه نمی شود، دیگر می توان حدس زد که تکلیف دف و دیگر سازهای کوبه ای پوستی چیست!
بنابر آنچه در بالا گفته شد راه کارهای زیر به منظور دستیابی به روش های علمی بهتر این سازهای کوبه ای پیشنهاد می گردد:
1. رشته ای تخصصی برای کارشناسی موسیقی در نظر گرفته شود که در آن ساز تخصصی دانشجوی مربوط، تنبک یا دف باشد. لازم به تذکر است که در بسیاری از کشورها رشته هایی مانند موسیقی کوبه ای (percussion music) به عنوان رشته ای دانشگاهی تدریس می شود.
2. جشنواره های بین المللی تخصصی برای سازهای کوبه ای پوستی با تاکید بر سازهای ایران برگزار گردد. به عنوان مثال هر سال فستیوالی تخصصی برای سازهای کوبه ای با نام "رنگهای کوبه ای" در اتریش برگزار می گردد.
3. کانون سازهای کوبه ای ایران به عنوان کانونی مستقل در خانه موسیقی تشکیل گردد.
با امید به اینکه موسیقی کوبه ای ایران بصورتی بین المللی در جهان مطرح گردد.
از پیمان ناصح پور
March 11, 2005
نگاهی به موسیقی رمانتیک I
لغت رمانتیک در اواخر قرن هجدهم، ابتدا برای بیان ایده های جدیدی که در هنر نقاشی و ادبیات بکار برده می شد مورد
استفاده قرار گرفت. بعد ها پس از آغاز قرن نوزدهم موسیقیدان ها نیز از این لغت برای بیان شیوه های نوین آهنگسازی و
اجرا استفاده کرند. برخلاف موسیقیدان های کلاسیک، هدف رمانیتک ها بیان بسیار پر قدرت احساسات توسط موسیقی بود
که معمولا" بیان کننده احساس درونی آهنگساز بود.
نباید اشتباه کرد و موسیقی رماتنیک را تنها بیان احساسات عاشقانه انسانی دانست، بلکه موسیقی رمانتیک علاوه بر آن می
تواند طیف وسیعی از احساسات را شامل شود از حس میهن پرستانه تا حس ناگوار یا حتی گوارای مرگ.
اغلب موسیقیدان های رمانتیک از موضوعات زیر برای ساخت موسیقی استفاده می کردند : دوری از محل سکونت یا کشور ، خاطرات گذشته ، رویاها ، مهتاب و شب ، رودخانه و دریاچه ، جنگل ، طبیعت ، فصول سال ، زیبایی ها و دردهای ناشی از عشق ، داستانهای افسانه ای ، موضوعات ماورای الطبیعه و ...
جدول زیر تعدادی از شاخص ترین موسیقیدان های این دوره را نمایش می دهد :
| Composer | Lived | Composer | Lived | |
| Beethoven | 1770-1827 | Smetana | 1824-1884 | |
| Schubert | 1797-1828 | Brahms | 1833-1897 | |
| Berlioz | 1803-1869 | Tchaikovsky | 1840-1893 | |
| Mendelsshon | 1809-1847 | Dvorak | 1841-1904 | |
| Chopin | 1810-1849 | Grieg | 1843-1907 | |
| Schumann | 1810-1856 | Rimsky-Korsakov | 1844-1908 | |
| Liszt | 1811-1886 | Elgar | 1857-1934 | |
| Wagner | 1813-1883 | Mahler | 1860-1911 | |
| Verdi | 1813-1901 | Richard Strauss | 1864-1949 |
استفاده بهتر از المانهای موسیقی
هنگامی که شما موسیقی رمانتیک را با موسیقی های قدیمی تر از این سبک مقایسه می کنید در آن بوضوع استفاده بیشتر از المانهای موسیقی را مشاهده خواهید کرد. هارمونی غنی، ملودی های احساسی، استفاده بسیار مناسب و بهتر از حرکت های کروماتیک و ....
همچنین استفاده بهتر و بیشتر از سازها در ارکسترهای رمانتیک بوضوح قابل مشاهده است. بعنوان مثال توبا در این دوره به گروه سازهای برنجی افزوده شد. و یا در حرکتی دیگر آهنگسازان از سازهای بادی چوبی در ارکستر استفاده کردند. پیکولو، کلارینت باس، و دوبل باسون از جمله دیگر سازها بودند که در این دوره به ارکستر اضافه شدند.
آواز و پیانو
می توان گفت موسیقی برای آواز و پیانو در دوران رمانتیک شکل واقعی خود را بدست آورد. که به دو صورت می توان آنرا تقسیم کرد :
1- Strophic : که عبارت است از یک نوع موسیقی ثابت برای هر شعر.
2- Through-composed : که عبارت است از موسیقی های مختلف برای اشعار مختلف که در آن موسیقی و شعر (که شامل لغت ها است) بسیار نزدیک به هم تهیه می شد.
پیانو نقشی بیش از همراهی را برای این نوع موسیقی بازی می کرد، شاید چیزی شبیه به یک همخوان. شوبرت نمونه بزرگی از یک آهنگساز رمانتیک است که کارهای بسیاری برای آواز انسان و پیانو تهیه کرده است. در این رابطه می توان به بزرگانی چون شومان، برامس، اشتراوس نیز اشاره کرد. (ادامه دارد ...)
مطلب مرتبط :
نگاهی به موسیقی رمانتیک ، پیانو
March 10, 2005
از هم پاشیده شدن گروه کول
در طی سالهای 47 و 48 تغییراتی در گروه و زندگی خصوصی نات کول (Nat Cole) به وقوع پیوست. اسکار مور گیتاریست و جانی میلر نوازنده بیس به فاصله چند ماه پس از ده
سال گروه را ترک کردند. اروینگ اشبی (Irving Ashby) و جو کامفرت (Joe Comfort) جایگزین آنها شدند. کول از همسرش جدا شد و با مری الینگتون (Marie Ellington)
خوان