HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

April 30, 2005

ارکستر فیلارمونیک وین

Vienna Philharmonic - 1864
فیلارمونیک وین - 1864
تا قبل از آنکه در 28 مارچ سال 1842 ارکستر فیلارمونیک وین اولین اجرای رسمی خود را انجام دهد، شهر وین اعتبار خود را مدیون افرادی چون ژزف هایدن، ولفگانگ آمادئوس موتزارت و لودویک فون بتهوون بود و هیچ تجربه حرفه ای در زمینه اجرای کنسرت نداشت. کارهای سمفونیک بیشر برای مراسم و موقعیت های خاص اجرا می شد و نوازندگان اغلب متشکل از حرفه ای ترین موسیقی دانهایی بودند که در تئاتر ها کار می کردند.

شاید بتوان اولین قدم برای اجرای کنسرت بصورت حرفه ای را به اواخر قرن هجدم نسبت داد. هنگامی که قرار شد تا موتزارت با ارکستر یکی از تئاتر های شهر وین در سال 1785 بصورت دوره ای شش کنسرت را اجرا کند. همین ارکستر در آوریل سال 1800 زیر دست بتهوون بود تا اولین سمفونی خود را با آن به اجرا در آورد.

اما در 24 می سال 1824 اتفاق جالبی رخ داد ارکستر انجمن علاقمندان به موسیقی و ارکستری که از آن یاد شد با یکدیگر ترکیب شدند و تشکیل یک ارکستر بزرگ اپرا را دادند تا برای اولین بار سمفونی شماره 9 بتهوون را اجرا کنند. به اینصورت یکی از بزرگترین و حرفه ای ترین ارکسترهای جهان در زمان خود شکل گرفت. (State Opera Orchestra)

اولین رهبر رسمی این ارکستر فرانتس لاچنر (Franz Lachner) آلمانی بود که از سال 1830 به همکاری با این ارکستر پرداخت و بسیاری از سمفونی های بتهوون را رهبری کرد. او سعی کرد در سال 1833 با تاسیس مرکز Künstler-Verein فعالیت ارکستر را حرفه ای و رسمی تر نماید اما به دلیل مشکلات مدریتی و مالی پس از اجرای چهار کنسرت این مرکز تعطیل شد.

تولد ارکستر فیلارمونیک
kärntnertor theater
تئاتر kärntnertor
اوتو نیکولای (Otto Nicolai) از جمله رهبران موفق ارکستر بود که بنا به دلایلی مقامات مسئول موسیقی علاقه ای نداشتند که او در وین باشد به همین دلیل اغلب به رهبری کارها در خارج از وین گماشته می شد.

او در 28 مارچ سال 1842 ایده فرانتس لاچنر را دوباره مورد بررسی قرار داد و رهبری یک ارکستر بزرگ سلطنتی را بعهده گرفت و تشکیلاتی برای اداره آن ایجاد کرد. خیلی زود این تشکیلات به آکادمی فیلارمونیک (Philharmonic Academy) شهرت پیدا کرد و امروزه نیز به همین نام شناخته می شود.

قوانین به این صورت بود که تنها نوازندگانی که در ارکستر اپرای وین به نوازندگی مشغول بودند می توانستند در ارکستر فیلامورنیک عضو باشند. مدیریت موسیقی، مالی و ... ارکستر کاملا" خودگردان بود و تمام تصمیمات در نهایت دموکراسی در جلسات اعضا اتخاذ می شد.

هنگامی که اتو نیکولای در سال 1847 بطور دائم وین را ترک کرد، اعضای ارکستر که اغلب آنها جوان بودند دچار بحران مدیریت شدند بخصوص که دیگر فرد با تجربه ای چون اتو در میان آنها نبود. 12 سال طول کشید تا یک فرصت جدید برای تولد دوباره ارکستر فیلارمونیک وین پدید آید. در 15 ژانویه سال 1860 کارگردان معروف اپرا کارل اکرت (Cark Eckert) بعنوان رهبر در سالن تئاتر Kärntnertor مشغول اجرا با ارکستر فیلارمونیک وین شد و از آن به بعد تا کنون این ارکستر به فعالیت مداوم خود ادامه داده است.

تنها تفاوتی که در حال حاضر در ارکستر فیلارمونیک وین مشاهده می شود آنکه ارکستر می تواند در یک فصل علاوه بر رهبر اصلی تعدادی نیز رهبر میهمان داشته باشد. فهرست زیر اسامی تعدادی از رهبرهای ارکستر فیلارمونیک وین را نشان می دهد.

           1860  Carl Eckert
1860 - 1875 Otto Dessoff
1875 - 1882 Hans Richter
1882 - 1883 Wilhelm Jahn
1883 - 1898 Hans Richter
1898 - 1901 Gustav Mahler
1901 - 1903 Joseph Hellmesberger jun.
1903 - 1908 guest conductors
1908 - 1927 Felix von Weingartner
1927 - 1930 Wilhelm Furtwنngler
1930 - 1933 Clemens Krauss 
since 1933 guest conductors

Otto Dessoff
هنگامی که اتو دسوف رهبری ارکستر را بعهده داشت رپرتوار اجرایی بصورت چشمگیری گسترش پیدا کرد، قوانین سازمانی تدوین شد، بایگانی موسیقی تشکیل شد و محل جدید ارکستر ساخته شد. اما سالهای طلایی ارکستر فیلارمونیک وین مربوط به زمانی است که رهبری ارکستر در دست هانس ریختر (Hans Richter) آلمانی قرار داشت. (ادامه دارد ....)


کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:08 AM | Comments 3

April 28, 2005

Drawbar Organ

A Hammond Organ
ساختمان اولیه ارگهای هموند از پشت.
هموند توانست با اختراع چرخهای دوار مولد صدا، امواج سینوسی را به هر طریقی که علاقه داشت با یکدیگر ترکیب کند و الگوهای مورد علاقه خود را تهیه کند. اما او برای ساخت یک دستگاه موسیقی شبیه به ارگ کلیسا نیاز به ایجاد تغییراتی در اختراع خود بود در غیر اینصورت ارگ او همانند ارگ های کلیسا فضای زیادی را اشغال می کرد.

او از تعدادی مهندس کمک گرفت و اولین نمونه از ارگ هموند را ساخت. اما متاسفانه قسمت مولد صدای این ارگ حجمی معادل یک انباری را به خود اختصاص داد همچنین سیم پیچی مربوط به این ساز بسیار پیچیده و دست و پا گیر بود. اگرچه این دستگاه تولید صدای موسیقی می کرد اما به هیچ وجه آن چیزی نبود که هموند آنرا در ذهن خود می پروراند، نه ارزان بود و نه کوچک و قابل حمل توسط یک اتومبیل.

در هرصورت نمونه اول ساخته شد و تنها می بایست به طریقی با آن موسیقی نواخت. یک پیانو دست دوم خرید و کیبرد آنرا بگونه ای تغییر داد که با زدن هر کلاویه دو کنتاکت فلزی به یکدیگر وصل می شدند. بنابراین از هر کلاویه دو سیم به بیرون کشید. سیم های کلاویه ها را از وسط کارگاه به داخل انباری کشاند و به مولدهای گردان صدا وصل کرد. تعداد سیم ها بسیار زیاد بود و همین باعث شد که در نهایت یک کشف بزرگ دیگر اتفاق بیفتد.

کشف تازه و عجیب
Tone Wheels
چرخهای دوار در نمونه واقعی ارگ هموند
او برای اینکه سیم ها به دست و پا گیر نکنند آنها را به دور هم پیچاند و بصورت کلاف به داخل اطاق حاوی چرخها برد. باورکردنی نبود اما هنگامی که یکی از کلید های پیانو را فشار می داد تا یکی از چرخهای مولد صدا تولید صوت کنند، از دیگر مولد های صدا نیز اصواتی به گوش می رسید و در مجموع صدایی که از دستگاه شنیده می شد بسیار زیبا و دوست داشتنی بود.

شکل موج خروجی نمایش دهند یک ترکیب پیچیده از امواج بود که پس از بررسی مشخص شد که این امواج با هم رابطه هارمونیک دارند.

روزهای سالهای 1933 و 1934 پر از التهاب بود و اغلب خیلی دیر می گذشت. پس از حدود یک ماه کار سخت در آزمایشگاه، هموند به همراه همکارش توانست 91 چرخ مولد صدا با اشکال گوناگون بسازد تا بتواند بسیاری از صداهای زیبا که مورد پسند مردم بود را تولید کند.

نمونه اولیه ارگ او به گونه ای بود که فقط اجازه نواختن یک نت در آن واحد را میداد و لازم بود تا برای اجرای هم زمان چند نت و نتهای مختلف علاوه بر شکل چرخ ها، بتوان آنها را با سرعت های متفاوت به گردش در آورد. لذا بنظر می رسید که باید یک گیربکس بسیار دقیق برای انتقال و تغییر سرعت موتورها طراحی و ساخته شود. موتورهایی را که قبلا" هموند به تولید انبوه رسانده بود قدرتی حدود یکصدم اسب بخار داشتند و فقط با یک سرعت به حرکت در می آمدند.

audio file Hammond Organ + Guitar, Black Orpheus

استفاده از کلید های میله ای
Drawbars
کنترل رنگ صدا با Drawbars
او پس از غلبه بر مشکلات اجرایی این سیستم، یک شبکه پیچیده (برای زمان خود) متشکل از 1500 سوئیچ های کوچک را طراحی کرد و ساخت، به گونه ای که با فشار دادن یک کلاویه بطور اتوماتیک هارمونیک های آن نت نیز با آن نواخته می شد. کلید هایی که در اختیار نوازنده بود به او اجازه می داد تا صدای هارمونیک ها را به دلخواه کم و یا زیاد کند. این کلید ها که حالت میله ای داشتند بعدها به کلید های Drawbar معروف شدند.

کیلد های Drawbar که امروزه گاهی به Tone Bars هم نامیده می شوند از پر قابلیت ترین توانایی ارگ های هموند - و نمونه های مشابه ساخت آن - است که به نوازنده اجازه ترکیب اصوات و انتخاب رنگ صدای مورد نظر خود را می دهد. (ادامه دارد ...)


مطالب مرتبط :
- چرخ مولد صدا یا Tone Wheel Generatoor
- لورنس هموند : اختراع کافی نیست
- تاسیس آزمایشگاه Andrews-Hammond


کاوه رهنما

Posted by Kamran at 02:35 PM | Comments 4

April 28, 2005

یک دختر کشاورز

Peggy Lee
Peggy Lee
در سالهای اخیر پگی لی میگفت : "مردم در تعجبند که چطور میتوان در حرفه نمایش دوام آورد." او اضافه میکرد : "قدرت من از تربیت کودکی من سرچشمه گرفته است، زمانی که در مزرعه یک نیروی کمکی به حساب می آمدم. من گندمها را باد میدادم، کاه ها را با چنگک جمع میکردم و ارابه آب را برای گروه خرمن کوبها میراندم."

نورما دلوریس اگستروم (Norma Deloris Egstrom) در جیم استون (Jamestown) داکوتای شمالی متولد شد. خانواده او شامل پدری نروژی که کارگر راه آهن بود و مادری سوئدی و هفت خواهر و برادر بود. مادرش هنگامی که او چهار سال داشت درگذشت.

audio file I Could Write a Book

لی قبل از رسیدن به سن بلوغ، به کارهای مناسب بزرگسالان مشغول شد. ابتدا با پدرش در یک شرکت کوچک راه آهن و سپس در مزارع اطراف کار میکرد تا بالاخره در سن 14 سالگی در رادیو جیم استون شروع به خواندن کرد. خودش تعریف میکند که : "معلمان من میگفتند که صدای خوبی دارم، به همین دلیل آنرا به کار گرفتم. این کار مرا از خرمن روبی معاف کرد اما همچنان در بین ساعات حضورم در رادیو، در رستورانها پیشخدمتی میکردم."

لی از همان آغاز کار خوانندگی، ترکیب نیرومندی از روحیه مستقل، خستگی ناپذیری در کار و استعدادی طبیعی را به نمایش گذاشت که در طی 50 سال بعد همواره او را پر انرژی و پر روحیه حفظ نمود. نام پگی لی توسط یک کارگردان رادیویی در فارگو، برای او انتخاب شد.

audio file Why don't you do right

Peggy Lee
یک اجرای زنده
لی پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان در حالی که پس انداز 18 دلاری خود را همراه داشت، راهی هالیوود شد. او موفق شد تا کاری به عنوان پیش خدمت پیدا کند و علاوه بر آن در کلوب جید Jade هم بخواند. لی پس از مدتی به مینیا پولیس رفت و مدتی با گروه سو اولسن (Sev Olsen) همکاری کرد. پس از مدت کوتاهی لی به ارکستر ویل آزبورن (Will Osborne) پیوست و در همین دوران بود که بارقه ای از نور درخشان موفقیت بر او تابید.

داستان کلوب Doll House نیز در این روزها اتفاق افتاد و اتفاق مهمتر از آن در شیکاگو، سال 1941 افتاد. در آن شب بنی گودمن Benny Goodman ( 1986-1909 سلطان سوئینگ، نوازنده چیره دست کلارینت آمریکایی که در سال 1934 گروه بزرگی از نوازندگان تشکیل داد و نوع جدیدی از جاز را به نام سوئینگ، معرفی کرد.) صدای لی را شنید و با قرار دادن او به جای هلن فارست Helen Forrest ( خواننده محبوبی که در آن زمان مستقل شده و از گروه گودمن خارج شده بود) درهای موفقیت بزرگ را به روی او گشود.

لی گفته است : " من از کار با این گروه بیش از هر جای دیگر، در باره موسیقی آموختم ." لی با اجرای موسیقی رقص همراه با گروههای سوئینگ به توانایی بالایی در حس زمان سنجی رسید. این حس حتا هنگام اجرای ترانه های آرام عاشقانه یا ترانه های مد روز تر نیز به خواندن او سبکی و توازن ریتمیکی میداد که ریشه در همان دوران داشت. " من در واقع به جز در دوران سوئینگ، هرگز حس زمان سنجی نداشتم." (ادامه دارد ...)

مطلب مرتبط : پگی لی


Posted by Kamran at 12:26 PM | Comments 3

April 27, 2005

آکوردهای دگرگون شده (Altered)

Altered Chords
حل آکورد درجه V که پنجم آن # شده است
برای از بین بردن یکنواختی، ممکن آهنگساز یا نوازنده برخی از نت های آکورد را تغییر کروماتیک دهد و معمولآ بیشترین نتی که دچار این تغییر می شود درجه پنجم آکورد می باشد. همچنین باید دقت کرد که بندرت نتی از آکورد که تغییر کرماتیک پیدا کرده است در آکورد تکرار می شود.

Raised Fifth
پنجم بالا برده شده در گام های ماژور معمولآ روی آکوردهای درجه V ، IV و یا تونیک (I) ساخته می شود.

نت پنجمی که از آکورد درجه پنج یک گام ماژور بالا برده شده است (به معنی آنکه دیز شده است) برای حل شدن باید به درجه سوم گام برسد تا قدرت تغییر تنالیته را نداشته باشد. به شکل دقت کنید. آکوردهایی که با این شکل افزوده (Augmented) می شوند معمولآ در حالت پایگی یا معکوس اول استفاده می شوند.

Altered Chords
حل آکورد تونیک افزوده
نت پنجمی که از آکورد تونیک بالا برده می شود (# میشود) معمولآ علاقه دارد که به درجه پنجم گام روی آکورد درجه IV حل شود. آکوردهای تونیک Augmented معمولا" به حالت پایگی یا معکوس اول استفاده می شوند.

همچنین در ارتباط با نت پنجم آکوردی که در درجه IV بالا برده می شود، در این حالت ترجیح بر آن است که نت دیز شده به درجه دوم گام حل شود. در این حالت آکورد مورد نظر میتواند آکورد درجه II یا V باشد. در این حالت نیز آکورد افزوده شده ممکن است در حالت پایگی و یا معکوس اول استفاده شود. (مانند حل آکورد Bb aug روی C در گام فا ماژور، که در آن نت فا دیز به سل حل می شود.)

Lowered Fifth
Altered Chords
حل آکورد کاسته روی درجه V گام.
بمل کردن نت پنجم آکورد بیشتر در مورد آکوردهای درجه V گام ماژور کاربرد دارد و این نت بمل شده آزاد است که روی هر یک از درجات گام فرود بیاید. این آکورد کاسته ممکن است به حالت پایگی یا معکوس اول استفاده شود. به شکل دقت کنید.


Posted by Kamran at 11:00 AM | Comments 2

April 25, 2005

Interactive Music

Interactive Music
Interactive Music
به نوعی از موسیقی بداهه یا از پیش ساخته شده گفته می شود که در آن یک سیستم هوشمند - معمولآ نرم افزار - بنا بر ویژگیهای محیطی تصمیم میگیرد که چه قسمتی از موسیقی نواخته شود. نمونه آشکار کاربرد موسیقی Interactive استفاده از آن در صنعت تولید بازیهای کامپیوتری است که روزبروز پیشرفته تر می شود. در برخی از مباحث به موسیقی از پیش نوشته و تنظیم شده موسیقی خطی و به نوع Interactive آن موسیقی غیر خطی یا Nonlinear گفته می شود.

موسیقی خطی (مانند آنچه از دستگاه پخش اتومبیل خود می شنویم) را می توان بصورت مجموعه ای از صداهایی که معمولا" موسیقایی هستند و از پیش تعیین شده اند در نظر گرفت که در گذر زمان می آیند و پس از مدتی حضور می روند. این نوع از موسیقی مدت کاملا" مشخصی دارد و معمولا" در اجرا های مختلف مگر در مواردی که آهنگساز یا تنظیم کننده نظر خاصی داشته باشد دارای مدت زمان ثابت می باشد.

اما موسیقی Interactive یا غیرخطی بطور دائم با محیط در حال تعامل و تبادل اطلاعات می باشد و هر لحظه ممکن است بر اثر تغییر شرایط نوع موسیقی و صداها تغییر کنند. شاید موسیقی فیلم یکی از نزدیکترین انواع موسیقی به این نوع از موسیقی باشد. هنگامی که هنرپیشه فیلم در یک اتومبیل نشسته است و با سرعت در حال طی جاده می باشد از بلندگو های سینما موسیقی راک با تمپوی بالا می شنویم و بر عکس هنگامی که صحنه ای تاریک و اضطراب انگیز را می بینیم ممکن است ضربات پیاپی نت های باس پیانو بگوش برسد. در این حالت موسیقی از محیط اطراف خود که در این حالت فیلم می باشد الهام می گیرد.

اما وجه تمایز موسیقی مورد بحث با موسیقی فیلم آن است که موسیقی Interactive از محیط زنده الهام می گیرد. شما اگر یک بازی پیشرفته کامپیوتری را دوبار بازی کنید هرگز موسیقی یکسان از آن نخواهید شنید اما اگر فیلم را دوبار ببینید موسیقی یکسانی را خواهید شنید.

انواع موسیقی Interactive از پیش تهیه شده معمولآ از بلوک های موسیقی کوچک تشکیل شده است که از لحاظ قوانین موسیقی توانایی اتصال به قسمت های ممکن جلوتر و احیانا" به ابتدای خود - برای حالت حلقه - را دارد. برای یک مرحله کوچک از یک بازی کامپیوتری ممکن از بیش از یک نوع قطعه موسیقی ساخته شود و تا زمانی که شما در آن مرحله قرار دارید در درون یک حلقه، تکرار شود. هر یک از خروجی های ممکن در یک مرحله از بازی ممکن است یک تم موسیقی خاص داشته باشد که موسیقی قبلی باید به گونه ای پایان یابد که بتواند به راحتی به موسیقی مرحله جدید وصل شود.

پارامترهای دیگری نیز وجود دارد که علاوه بر قرار گرفتن در یک مرحله از بازی میتواند در نوع موسیقی تاثیر گذار باشد. حرکت قهرمان بازی به سمت اجسام مختلف ممکن است به قسمتی از برنامه بازی که مسئولیت کنترل موسیقی را دارد فرمان دهد تا تغییراتی در موسیقی پدیدار شود، هر چند این نوع از تحریک ها (Triggers) معمولآ برای تغییر افکت ها بکار می رود. مثلآ با رفتن قهرمان بازی به زیر یک درخت ممکن است صدای پرنده شنیده شود.

اگر موسیقی بصورت midi تهیه شده باشد امکان اینکه موسیقی Interactive حالت پویا و Generative داشته باشد نیز هست. در این حالت یک قطعه برنامه هوشمند می تواند ساز بندی موسیقی را هر دفعه بنابه شرایطی که از پیش تعیین می شود - یا حتی بصورت تصادفی - تغییر دهد.


Posted by Kamran at 02:41 PM | Comments 2

April 25, 2005

پگی لی

Peggy Lee
Peggy Lee , 1920 - 2002
تمام خوانندگان باید از توانایی شگفت انگیز او درس بیاموزند، حضور او سرشار از ظرافت و جذابیتی خالص و با عظمت است. (فرانک سیناترا 1994)

در یک شب شاد و پر سر وصدا، مهمانان با سرخوشی گپ میزدند بگونه ای که صدای خنده و گفتگو بلندتر از صدای دسته موسیقی بود. این محل کلوبی در پالم اسپرینگز به نام Doll House بود. پگی لی با تمام قدرت صدایش میخواند اما به نظر نمی رسید هیچ کس اهمیتی به شنیدن صدای او بدهد.

در این شرایط ایده ای به ذهن او خطور میکند، در ترانه بعدی پگی لی، صدایش را تا حد یک زمزمه پایین آورد، صدایش از صدای جمعیت پایین تر بود و تماشاگران کم کم از همهمه خود کاستند و به آوای پگی لی گوش سپردند. این داستان شاید ساختگی باشد اما به خوبی موجودیت احساسی خاص صدای لی را به تصویر میکشد.

audio file I'm a fool to want you

عده کمی از مردم این داستان را میدانند، زیرا 50 سال از زمانی که او اجازه نقل این ماجرا را داده میگذرد. صدای طبیعی لی تا زمان بیماری شدیدش در سال 1980 کاملا قوی و پرمایه بود. هنگامی که با آن صدای زمزمه وار میخواند، تمام وجود خود را با اشاره ای ظریف و آشکار برملا میکرد. پگی لی هرگز سعی نکرد صدای خواندن خود را حتا تا حد گفتگو بالا ببرد. پگی لی مردم را با نرمی و آهستگی صدایش به دور خود جمع میکرد، مانند دیزی بوکانان (Daisy Buchanan)، قهرمان داستانی از اسکات فیتزجرالد (Scott Fitzgerald).

Peggy Lee
در جلسه تمرین گروه
برخلاف بسیاری از خوانندگانی که با آوایی بلند و گسترده و نمایشی میخوانند، لی هنگامی موفق میشد شنونده ای را به حلقه شنوندگان خود اضافه کند که به او با نرمی و ملایمتی وصف نشدنی و مملو از صمیمیت نزدیک می شد. او آنجا بود، چهره به چهره تماشاگر، هرچند نمیتوانست مانند یک بازیگر لوده تماشاگرانش را با خنده و چشمک میخکوب کند، اما کافی بود نیم ضرب در یک ترانه مکث کند یا نتی را کمی بالاتر یا پایین تر از معمول بخواند، آنوقت بود که همه مجذوب میشدند. پگی لی به عنوان یکی از افسونگرترین خواننده های پاپ، به خوبی از قدرت چنین اشاراتی باخبر بود.

audio file The boy from Ipanema

لی در طی نیم قرن تماشاگران کنسرت، خریداران صفحه و بینندگان فیلم را مسحور خود کرده و در دهه نود نیز با پشت سر گذاشتن هفتادمین سالگرد تولدش، همچنان در زمینه اجرا، تولید صفحه و ترانه سرایی فعال بود. او تنها یک بازمانده دوران گذشته نبود، بلکه یک فاتح و قهرمان بود. با وجود چند بیماری خطرناک، چهار ازدواج ناموفق و ظهور راک اند رول، لی تنها زنی است که توانست در دهه 40،50 و 60 ترانه هایی در فهرست Top Ten داشته باشد.

لی، تنها زنی بود که علاوه بر داشتن مقام خواننده بزرگ پاپ کلاسیک و Jazz، توانست در زمینه ترانه سرایی برای خودش و دیگر خوانندگان به سطح بسیار بالای حرفه ای دست یابد. از طرفی قابلیت بازیگری او در حدی بود که توانست کاندیدای جایزه اسکار شود. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 10:03 AM | Comments 5

April 24, 2005

شاکن باخ

chaconne
شاکن (Chaconne) به دست خط باخ
سرآغازی با شکوه ، پدیدآورنده اثری است جاودانه. در لحظات نخستین شروع موسیقی با به تحریر درآمدن آکوردهای اوج گیرنده، وارستگی روح آهنگسازی را شاهدیم که در قالب مفهوم موسیقی و با بهره گیری از سازی تنها و مسحورکننده به نام ویولن بدیع ترین زیبایی ها را می آفریند.

درآخرین مومان از پارتیتای دوم باخ، روحانی ترین موسیقی ویولن سولوآفریده شده است، شاهکاری که پس از بارهاوبارها شنیده شدن، شنونده را به دنبال خود کشانده و ذره ای از طراوتش کاسته نمی شود. تِمها، یکی پس از دیگری نواخته شده وهریک پیوندی فناناپذیر با شنونده برقرار می سازند.

audio file Chaconne

دراین سیر، شنونده مانند ذره ای میان موج لگاتوهای سرکش، به این سو و آن کشیده می شود و در هر فراز و فرود، واریاسیونی نغز، جای خود را به دیگری می دهد وجزنسیمی صمیمی ازخود حسی بجای نمی گذارد.

در سراسر موسیقی باگذشتن ازهر موتیف به طلوعی مجدد ازآکوردها می رسیم که درقله کمال قرارگرفته اند. لحظاتی کوچک شنونده شادی گذرایی هستیم که یادآورنده دوره خوش زندگی هنرمند در"کوتن" است. ناحیه ای که در آن این شاهکار آفرییده شد. اما بزودی تمی آرامش بخش آغازمی گردد که رفته رفته به نهایت احساس رسیده و لحظاتی فرا می رسد که به تحریردرآمدن آکوردهای پیاپی بیانگرعظمت اندیشه باخ می گردد.

باخ با استفاده از تنها چهارسیم زهی که توسط آرشه ای از موی اسب به صدا در می آید، توانسته اینگونه رنگ آمیزی غنی ای بیافریند.

ویولن در کمال زیبایی، بخوبی ازپس بجا آوردن ملکوت هر جمله بر می آید واین نشانگر دانش استاد بزرگ از توانایی های این ساز سرکش است.

درانتهای قطعه، آهنگساز، بنحوی هنرمندانه، شنونده را آماده خداحافظی می کند.تمی زیبا به آرامی گسترش یافته و ویولن سولو پدید آورنده نوایی می گردد که گویی از ارکستری از سازها بر می خیزد.

در پایان موسیقی، شاهد بازگشت به سر آغاز هستیم، سرآغازی با شکوه ، با به تحریر درآمدن آکوردهای اوج گیرنده....

از علی نوربخش

نوشته های مرتبط :
- حفظ قطعه برای اجرا
- نواختن یکدست
- جایگاه نوازندگی ، قسمت اول
- اهمیت شنیدن

Posted by Kamran at 02:12 PM | Comments 3

April 23, 2005

ریچارد رایت - قسمت دوم

Richard Wright
Richard Wright
یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.

قسمت اول از این مجموعه ترکیب کار سینتی سایزر با تیمپانی بود و قسمت دوم با کمال تعجب شما را به فضای یک سنات پیانوی کلاسیک - رمانتیک میبرد. قسمت سوم بیشتر تجربی و شاید حتی بدون برنامه باشد و بالآخره قسمت چهارم که با صدای پرنده آغاز می شود و سپس به تم قسمت اول بازمیگردد.

audio file Sysyphus Part 1

پس از Ummagumma در سال 1970 آلبوم Atom Heart Mother ارائه شد و در سال 1971 Meddle که در آن نقش رایت بسیار برجسته تر از گذشته بود. استفاده از تک نت پیانو که با افکت لزلی و بلندگوهای گردان، فضای خاصی به قطعه Echoes می داد از مشخصه های بارز کار رایت در این آلبوم بود.

Dark Side of the Moon آلبومی بود که بوضوح جایگاه پینک فلوید را در موسیقی راک برای همیشه جاودانه ساخت. این آلبوم در سال 1973 ارائه شد و برای بسیاری از طرفداران موسیقی گوش دادن به موزیک استریو با این آلبوم احساس شد. این آلبوم بصورت بی سابقه ای به مدت بیش از 15 سال در رده 200 آلبوم جداول Billboard بود. آمار رسمی نشان از فروشی بیش از 28 نسخته از این آلبوم را نشان می دهد یعنی سومین آلبوم پر فروش دنیا.

audio file Sysyphus Part 2

Richard Wright
Richard Wright, Waters, Barrett,Mason
اما نقش ریچارد رایت در این آلبوم علاوه بر نوازندگی، همکاری با واترز در آهنگسازی بود، قطعه The Greate Gig in the Sky از قطعات بسیار زیبای این آلبوم می باشد. رایت در این قطعه علاوه ارائه هارمونی زیبا برای موسیقی نشان داد که توانایی بسیار بالایی در نوشتن ملودی های بداهه برای هر ساز لید و یا صدای وکال دارد. همچنین نباید فرا موش کنیم که چگونه صدای زیبای ریچارد رایت در تم دوم قطعه Time از معرفترین کارهای پینک فلوید، لطافت زیادی به این قطعه راک از آلبوم نیمه تاریک ماه می دهد.

audio file Echoes

آلبوم های بعدی در سال های 1975 و 1977 تهیه شدند یعنی Whish You Were Here و Animals و بدنبال آنها نام این گروه را در رده بزرگترین گروه های راک محکم کردند. دیگر شکی نبود که بهترین گروه راک زمانه هستند و هرچه مجبوبیت گروه بیشتر می شد حس تک روی در افراد بیشتر می شد تا اینکه رایت اولین آلبوم تکی خود را در سال 1978 بنام We Deram منتشر کرد.

او برای ضبط این آلبوم از ساکسیفون Mel Collins ، گیتار Sonwy Whithe ، بیس Larry Steel و بالآخره درامز Reg Isadore استفاده کرد. رایت هیچکدام از قطعات این آلبوم را به تنهایی بیرون نداد و هرگز هیچ کنسرت زنده ای از آن اجرا نکرد. (ادامه دارد ...)

مطلب مرتبط : Richard William Wright


Posted by Kamran at 09:40 AM | Comments 4

April 22, 2005

موسیقی درمانی - ۲

Music Therapy
دو نوازی بیمار و پرستار
موارد آموزشی و تعلیمات موسیقی درمانی بسیار گسترده است. یک موسیقی درمانگر نه تنها باید دارای مهارتهای موسیقایی بالایی باشد، بلکه باید در زمینه تاثیرات موسیقی در درمان نیز تعلیم دیده باشد. با وجود اینکه پروژه های دانشجویی در مراکز آموزشی مختلف متفاوت هستند، همه از خط مشی تعیین شده توسط AMTA پیروی میکنند. این دستورالعملها شامل موارد زیر هستند :

• دروس موسیقی (تاریخ، تئوری، رهبری ارکستر، فنون نوازندگی، موسیقی گروهی از دوئت تا ارکستر بزرگ)
• دروس موسیقی درمانی (قواعد و مقررات، روانشناسی موسیقی، آموزش تجربی و کارگاه ها)
• علوم زیست شناسی و رفتار شناسی (آناتومی، جامعه شناسی، ناهنجاریهای روانی، کودکان استثنایی)
• دروس عمومی و انتخابی

دانشجویان برای دریافت مدرک خود، علاوه بر تکمیل دوره آموزشی، باید یک دوره 6 ماهه انترنی را هم با موفقیت بگذرانند. موسیقی درمانی برای چه افرادی مناسب است؟

درمانگران با طیف وسیعی از افراد مواجه میشوند که در میان آنها میتوان به بیماران روحی، عقب افتادگان ذهنی، معلولین، افرادی که مورد سوئ استفاده قرار گرفته اند، کهنسالانی که از آلزایمر و جنون رنج میبرند، افراد کند ذهن و آسیب دیدگان مغزی اشاره نمود. علاوه بر اینها، افرادی که هیچ بیماری خاصی ندارند و از موسیقی درمانی برای بهتر شدن بهره میبرند نیز وجود دارند.

بعضی از شیوه های درمانی
همانطور که گفته شد، برای معالجات مختلف، روشهای متفاوتی وجود دارد. برای مثال درمانگر برای رسیدن به ذهنیات بیمار از او میخواهد تا ترانه ای بسراید یا اینکه برای تقویت اعصاب حرکتی و ایجاد تعادل بین اعضای مختلف بدن، نواختن پیانو را بیاموزد. نواختن ساز میتواند برای بیان احساسات ناگفتنی نیز به کار رود. تجویز حرکات موزون، پیاده روی یا ورزش با موسیقی و همچنین آواز خواندن و نقد و بررسی اشعار و ترانه ها نیز از جمله روشهای موسیقی درمانی است.

یک مثال از یک برنامه موسیقی درمانی
• نوع فعالیت: گفتگو و بررسی اشعار
• وسایل مورد نیاز: دستگاه پخش صوت، چند نوع موسیقی
• شرح کار: ما به تعدادی موسیقی نیاز داریم تا مراجع بتواند از میان آنها یکی را انتخاب کند. به مراجع میگوییم که میخواهیم با یکدیگر بیشتر آشنا شویم و اینکار را از طریق یکی دو قطعه موسیقی انجام میدهیم. توضیح دهید که او باید 1 یا 2 ترانه یا موسیقی که با آن همذات پنداری میکند، را انتخاب کند به طوری که با در میان گذاشتن این وجه مشترک با شما احساس راحتی کند. پس از انتخاب موسیقی توسط هردو نفر- بیمار و درمانگر- موسیقی ها پخش میشوند. پس از شنیدن هر کدام از ترانه ها، درباره آنچه شنیده ایم و مفهوم ترانه یا موسیقی گفتگو میکنیم. این روش برای ارزیابی مراجع بسیار مفید است، به خصوص در برخورد اولیه که گفتگوی بی پرده و صریح بسیار مشکل است.
• مرحله بعدی: از چنین فعالیتهایی، درمانگر میتواند برای مطالعه بیشتر در احساسات و مشکلات ارتباطی مراجع، او را به نوشتن شعر یا انتخاب و نواختن سازی برای بیان افکار و درونیاتش راهنمایی کند.

مطلب مرتبط : موسیقی درمانی - ۱


Posted by Kamran at 04:37 PM | Comments 5

April 21, 2005

موسیقی درمانی - ۱

Music Therapy
نمونه ای از جلسات موسیقی درمانی
موسیقی درمانی به استفاده مستقیم و غیر مستقیم از موسیقی برای بازیافت، نگهداری و قدرت بخشیدن به سلامت روحی، جسمی ، احساسی و درونی گفته میشود که توسط فرد متخصص تجویز شده باشد. این تعریف کوتاه تمام عناصر اصلی موسیقی درمانی را در بر گرفته است و ما در اینجا به توضیح هر یک از این عناصر میپردازیم.

1- موسیقی درمانی باید توسط اعضای تیم درمانگر شخص تجویز شود. اعضای این گروه میتوانند شامل پزشکان، متخصصین خدمات اجتماعی، روان شناسان، معلمین، مدد کاران یا والدین باشند.

2- موسیقی ابزار درمانی عمده این شیوه درمان است.درمانگر از موسیقی برای رسیدن به حس اعتماد متقابل استفاده میکند، سپس برای بهبودی بخشیدن به شرایط روحی و جسمی بیمار، یک سری فعالیتهای به دقت برنامه ریزی شده را تجویز میکند. این فعالیتها میتوانند مواردی مانند آواز خواندن، شنیدن موسیقی، نواختن ساز، آهنگ سازی و انجام حرکاتی ورزشی یا رقص با موسیقی باشند.

3- موسیقی تحت نظر یک موسیقی درمانگر تعلیم دیده برای بیمار درنظر گرفته میشود. موسیقی درمانی، رشته گسترده ای است و درمانهای موسیقایی که توسط این اشخاص انجام میگیرد بر پایه دانش وسیع آنها از تاثیرات موسیقی بر رفتار، نقاط قوت و ضعف بیمار و اهداف درمانی، بنا شده است.

4- موسیقی درمانی برای رسیدن به اهداف خاص درمان شناسی به کار میرود. این اهداف شامل: بهبود بخشیدن به مهارتهای ارتباطی، علمی، حرکتی، احساسی و اجتماعی است. باید توجه داشت که ممکن است بیمار در طی دوران درمان به مهارتها و دانش تازه ای در موسیقی دست یابد اما برای درمانگر، کسب این مهارتها چندان اهمیت ندارد. آنچه مهم است تاثیر موسیقی بر سلامت روح و جسم بیمار است.

تاریخچه پیدایش
قدمت استفاده از موسیقی به منظور تحت تاثیر قراردادن سلامت و شیوه رفتاری حداقل به زمان ارسطو و افلاطون برمیگردد. اما در قرن بیستم استفاده از ویژگیهای درمانگرانه موسیقی به طور ابتدایی به دوران جنگ جهانی اول مربوط میشود. زمانی که موسیقی دانان حرفه ای و آماتور برای هزاران بیمار بستری در بیمارستانهای ارتشی، که از جراحات روحی و جسمی ناشی از جنگ رنج میبردند، برنامه اجرا کردند. عکس العمل قابل توجه بیماران به موسیقی، پزشکان و پرستاران را تشویق کرد از مسئولین بیمارستان بخواهند تعدادی نوازنده استخدام کند، اما به زودی متوجه شدند که موسیقیدانی که بخواهد به چنین کاری مشغول شود نیازمند تعلیم و تربیت خاصی خواهد بود.

مراکز آموزشی و انجمن های اولیه
در 1944 دانشگاه ایالتی میشیگان (Michigan State University) به این نیاز پاسخ داد و اولین برنامه تحصیلی موسیقی درمانی جهان را پایه گذاری نمود. در 1950، انجمن ملی موسیقی درمانی (National Association for Music Therapy) یا NAMT به طور رسمی به کار مشغول شد. در 1971 انجمن موسیقی درمانی آمریکا (American Association for Music Therapy) یا AAMT ایجاد شد که امروز دارای بیش از 5,000 عضو از درمانگران، اعضای حقوقی و اعضای انجمنهای وابسته در سطح جهان است. هدف AMTA، بالابردن سطح آگاهی افراد از مزایای موسیقی درمانی و افزایش امکان دسترسی هرچه بیشتر به مراکز موسیقی درمانی مجهز در جهان است. وضع شاخص استانداردهای تحصیلی و آموزشی نیز، از جمله فعالیتهای این انجمن بوده است.

در سال 1985، فدراسیون جهانی موسیقی درمانی یا (WFMT) برای ترویج موسیقی درمانی در سطح بین المللی، به ثبت رسید. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 01:04 PM | Comments 5

April 20, 2005

دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت

Gioacchino Rossini
Gioacchino Rossini , 1792-1868
در میان تمام اپراهای روسینی بخصوص آنها که حالت تراژدیک دارند اپرای ویلهم تل (William Tell) از دید علاقمندان به موسیقی و حتی مردم عادی، از جایگاه خاصی برخوردار است، شاید بخاطر داستان معروفی باشد که اپرا بر اساس آن ساخته شده است. داستان مرد آزادیخواه سوئیسی که برای نجات کشورش از زیر سلطه اتریش از هیچ تلاشی دست بر نداشت. روسینی از میان تعداد زیادی از نویسندگان و شعرا که در باره آزادی سوئیس دست به قلم شده بودند از اشعار شیلر (Friedrich von Schiller) برای اپرای خود استفاده کرد.

این اپرا بطور مشهودی با کارهای قبلی روسینی متفاوت می باشد. در واقع شاید بتوان گفت که ویلهم تل نشان داد که در کالبد روسینی نیروی جوان تازه ای رشد کرده است که با طرح و ایده های موسیقایی جدید به خلق آثار هنری پرداخته است و در یک کلام می توان گفت که ویلهم تل یک کار ساده مملو از احساس و دراماتیک می باشد که به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار میکند.

audio file Gioacchino Rossini , William Tell

از جمله ویژگیهای این اپرا می توان به این نکته اشاره کردن که نیاز ندارد تا خواننده برای بیان احساسات انسانی، توانایی های خود در خوانندگی را به نمایش بگذارد. این کاری بود که روسینی به یکباره دست به انجام آن زد و خود را از یکنواختی ای که در اپراهای مشابه وجود داشت رها کرد. تنظیم بخش ها برای سازها و کر بگونه ای انجام شده است که ما امروز مشابه آن را فقط در کارهای مدرن می بینیم.

William Tell
مجسمه ویلهم تل در سوئیس
روسینی ویلهم تل را برای اجرای اپرای بزرگ در پاریس تهیه کرد و برای اولین بار در اوت 1829 اجرا شد. در اجرای اول حاضرین با خونسردی و آرامش با این اپرا برخورد کردند اما شخص روسینی با بی رحمی در باره اجرای شب اول نظر داد و از آن راضی نبود. ده دقیقه پس از آنکه اپرا پایان یافت و پرده ها به پایین کشیده شدند به اطاق شعرا و نویسندگان سالن رفت و با خونسردی در آنجا نشست و به هیچ وجه ذوق و شوق در وجود او احساس نمی شد.

هنگامی که حاضرین اطاق از او پرسیدند که خب نظرت چه هست؟ او در جواب گفت : "تقریبآ افتضاح بود! فقط قسمت اورتور قابل قبول بود و بقیه قسمت ها خیلی بد اجرا شد."

همچنین او به کارگردان اپرا گفته بود که : "خودت را ناراحت نکن دوست من قراردادم را با تو باطل خواهم کرد و حتی اگر بخواهی روی کاغذ می نویسم که من دیگر هرگز اپرا نخواهم نوشت." و متاسفانه اینگونه هم شد، ویلهم تل آخرین اپرایی بود که روسینی نوشت.


Posted by Kamran at 12:41 PM | Comments 7

April 19, 2005

BBC Jazz Award

Keith Nichols
Keith Nichols برنده جایزه
Heritage Award از BBC در سال 2004
BBC همه ساله طی مراسمی برترین های موسیقی Jazz را انتخاب می كند. امسال نیز همانند سالهای گذشته این مراسم از طرف شبکه های رادیویی دو و سه برگزار خواهد شد و در چهار گروه آلبوم Jazz سال، نوآوری در موسیقی Jazz رادیوی سه، هنرمند سال رادیوی دو و بهترین های Jazz، هنرمندان و آثار خوب آنها انتخاب خواهد شد.

رادیو های دو و سه BBC در زمینه موسیقی Jazz فعال بوده و نقش مهمی در گسترش موسیقی Jazz در انگلستان و اروپا را داشته اند. BBC Jazz Award در کنار فستیوال جز لندن دو واقعه بزرگ موسیقی Jazz در انگلستان می باشند. نتایج نهایی رای گیری اوایل ماه ژوئیه مشخص خواهد شد.

کاندید های اولیه توسط BBC انتخاب شده است و نحوه انتخاب نهایی بهترین ها بصورت رای گیری اینترنتی خواهد بود و علاقمندان می توانند با مراجعه به بخش موسیقی سایت BBC به هنرمندان و آثار مورد نظرشان رای دهند.

از جمله برندگان سال گذشته می توان به کیت نیکولز (Keith Nichols) اشاره کرد که برنده جایزه میراث Jazz یعنی Heritage Award شد. او به همراه گروه سه نفری خود علاوه بر ارائه تورهای کنسرت موفق در سراسر اروپا توانست ضمن حفظ اصالت Jazz Piano در عین حال کنسرتهایی هم با ارکسترهای بزرگ (Big Band) داشته باشد.

George Melly
George Melly
نیکولز در حال حاضر استاد رویال آکادمی و ترینیتی کالج انگلستان می باشد. او در دنیای موسیقی جز به موسیقیدانی با سبک کلاسیک جز، رگتایمز و سایر سبک های قدیمی پیانو جز مشهور می باشد.

از دیگر جایزه های سال گذشته می توان به جایزه یک عمر فعالیت موفق در موسیقی Jazz که به جورج ملی (George Melly) تعلق گرفت نام برد. جورج متولد سال 1926 در لیورپول می باشد و از اواخر دهه 40 تا امروز بطور مستمر فعالیت های خود در موسیقی Jazz را ادامه داده است.

شما می توانید در این صفحه در انتخاب بهترین های Jazz شرکت کنید : Jazz Awards 2005


Posted by Kamran at 10:34 AM | Comments 1

April 17, 2005

اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)

در روز 19 آوریل 2005، کوارتت زهی هنرهای زیبا (Fine Arts Quartet) ، کوارتت زهی شماره 1 اثر بهزاد رنجبران – آهنگساز ایرانی – در شهر میلواکی در آمریکا به اجرا درخواهد آمد.

کوارتت زهی شماره 1
مائستزو
آداجیو کانتابیله
آلگرو

بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی، در سن نه سالگی وارد کنسرواتوار تهران [هنرستان عالی موسیقی] شد. وی در سال 1974/1353 به آمریکا آمد و وارد دانشگاه ایندیانا شد. رنجبران در نهایت از دانشگاه جولیارد در نیویورک دکترا دریافت کرد؛ دانشگاهی که اکنون در آن به تدریس اشتغال دارد.

او از سوی شورای هنر نیوجرسی، «هنرمند برجسته» لقب گرفت و جوایزی از بنیاد میت دِ کامپوزر و جایزه ملی برای هنرها را به خود اختصاص داده است. وی همچنین برنده جایزه چارلز ایوس از فرهنگستان ادب و هنر آمریکا است. آثار بهزاد رنجبران در ایالات متحده، اروپا و آمریکای جنوبی به اجرا درآمده است و در این فصل هنری مجموعه ای از آثار ارکستری او با نام «سه گانه ایرانی» که به وسیله ارکستر سمفونیک لندن به رهبری جوان فالتا اجرا شده بود توسط مؤسسه دلوس اینترنشنال انتشار یافت. جوشوآ بل (joshua bell) در ماه های مارس و آوریل نخستین اجرای آمریکایی و کانادایی از کنسرتو ویلن رنجبران را همراه با ارکستر سمفونیک ایندیاناپولیس (به رهبری ماریو ونزاگو) و ارکستر سمفونیک تورنتو (به رهبری پیتر اونجیان) ارائه کرد. شانتل جولیت و ارکستر فیلادلفیا به رهبری شارل دوتوا ضمن اجرای این کنسرتو در اقامت تابستانی رنجبران در ساراتوگا (در نزدیکی نیویورک) ، نخستین اجرا از اثر ارکستریِ او با نام «ساراتوگا» که برای جشن چهلمین سالگرد جشنواره ساراتوگا ساخته شده است را نیز به اجرا درآوردند.

لوسی میلر (Lucy Miller)
درباره این اثر می نویسد: «کوارتت زهی شماره یک از رنجبران یک اثر پیچیده همراه با خلاقیتی چشمگیر است. برای بحث درباره آثار مدرن، این وسوسه وجود دارد که اثر با کارهای بلا بارتوک سنجیده شود ولی با اینهمه ناعادلانه است که این اثر «عالی» قلمداد نشود. رنجبران در این اثر - که پیش از شناخته شدن او به عنوان یک آهنگساز مهم ساخته شده است – به روشنی زبان موسیقی مختص خود را بیان می کند. تاثیر احساسی و توانایی های آهنگسازی او به روشنی از سرآغاز محکم و استادانه ای که به یک خط ملودیک پرسوز می رسد قابل مشاهده است. تند و تیزیِ موومان یکم جای خود را به حالتی عمیق که به وسیله تکنیک های جالب و گوناگون سازهای زهی پدید آمده می دهد. پس از یک کادانس ناگهانی، آداجیویی زیبا و غمگین به اجرا در می آید. در موومان میانی، نه تنها حس عمیق سوگواری بلکه هارمونی نت های نزدیک به هم به یک فضای بزرگ گسترش می یابد. این حس به وجود می آید که همه چیز در حال جدا شدن از هم هستند. موومانِ بی قرارِ سوم، علیرغم توان ریتمیک و بیان پرطمطراقش، بسیار مغموم و جدی است. با پایان درخشان کوارتت درمی یابیم که جداً یک اثر مهم را شنیده ایم.»

رنجبران درباره این اثر می گوید: «ساخت این کوارتت را در 1988 به پایان بردم. در آغاز قطعه، یک موتیف پنج نتی شنیده می شود که بنیان های ملودیک و هارمونیک بسیاری را برای موومان های یکم و سوم فراهم می کنند. در نخستین موومان، موتیف پیش گفته با تِمی بسیار تندتر که در ابتدا به وسیله ویولا شنیده می شود رد و بدل می گردد.»

« کاراکتر اصلی موومان به وسیله بخش هایی کوتاه و آرام پدید می آید و موومان با کودا، دارای پایانی پرقدرت می شود. دومین موومان، پرمعنا و شاعرانه است. این موومان بر اساس یک موتیف چهارنتی که در آغاز موومان شنیده می شود بنا شده است. این تِم به آرامی در طول موومان به جلو می رود و به نهایت شور و حرارت می رسد و در ادامه با فرودی تدریجی به پایان بخشی آرام که آغاز موومان را تداعی می کند می رسد.»

سومین موومان، فضایی محلی دارد که بوسیله وزن های ترکیبی – معمول در موسیقی محلی ایران - توسعه داده شده است. این موومان در موتیف پنج نتیِ نخستین موومان ریشه دارد و با ریتم های گوناگون رقص نیز آمیخته شده است. تِمِ موومان دوم ظاهر می شود و با درخشندگی به تم موومان میانی اشاره می کند و بدین شکل به کل اثر، وحدت می بخشد. در نهایت یک کودا با نوای آتشین ویولا به کوارتت پایانی نشاط انگیز می دهد.


از پژمان اکبرزاده




Posted by Kamran at 07:52 PM | Comments 3

April 17, 2005

خالقى از زبان خالقی - ۲

Khaleghi
روح الله خالقی
در اوایل زمستان 1302روزی آگهی افتتاح مدرسه عالی موسیقی را در روزنامه خواندم و بی درنگ برای اسم نویسی به كوچه آقا قاسم شیروانی واقع در خیابان نادری رفتم. علی نقی خان در اطاق، پشت میز نشسته بود.

كلنل كه ازنوشتن نامم در دفتر فارق شده بود سر بلند كرد و گفت : "نت میدانید؟ "

گفتم : "خیر."

پرسید : "به چه سازی علاقه مند هستید؟"

گفتم : "ویلن."

گفت : "من این كتاب را برای تار نوشته ام ولی چون قواعد خط موسیقی نیز در آن بیان شده است بكار شما میآید یك هفته دیگر به مدرسه- واقع درخیابان منوچهری - مراجعه كنید."

برخواستم و بیرون آمدم و روزی كه وعده داده بودند درمدرسه حاضر شدم. عده شاگردان در حدود 100 تن میشد كه همه ما را به كلاسهای مختلف تقسیم كردند. من از سایر شاگردان كوچكتر بودم، در میان آنها مردان چهل ساله هم دیده میشد.

سلیمان خان كه قبلاً شاگرد علی اكبر خان بود آمد شاگردان را حاضر غایب كرد و رفت. بعد كلنل وارد شد و پس از آنكه مقدمه ای را گفت، شروع به درس گفتن كرد و نت را به ما یاد داد و پس از آن پشت ارگ نشست و صداها را نواخت و ما خواندیم. چند جلسه به همین ترتیب گذشت ولی كلنل از كسی درس نپرسید.

یك روز گفت: "حال میخواهم ببینم در این مدت چه مقدار یاد گرفته اید."

عده بسیاركمی درس را درست جواب دادند. نوبت به من رسید و خوب خواندم. سری به رضایت تكان داد و نامم را پرسید.

یك ماه گذشت و ناظم به كلاس آمد و تذكر داد كه دفعه بعد برای پرداخت شهریه ماه آتیه به دفتر مدرسه مراجعه كنید. روز دیگر وقتی به مدرسه رفتم چند تن بیشتر نیامده بودند. عده ای در حدود 20 تن باقی ماندند كه همه ما را در یك كلاس جای دادند. وزیری با یك یك ما جداگانه كار میكرد ولی چون این ترتیب خیلی وقت میگرفت ابوالحسن را به باز پس گرفتن درس ما مامور كرد.

بعد از تعطیلات ایام عید 1303 وقتی برای درس به مدرسه موسیقی رفتیم ما را به اطاق بزرگی راهنمایی كردند. شاگردان در اطراف اطاق نشسته و خدمتگزاران چای و شیرینی آوردند. بعداز اظهار تبریك؛ كلنل ویلن را از جعبه در آورد و سلیمان سپانلو تار را برداشت، ابوالحسن صدیقی هم ساز خود را كوك كرد وسه تایی با هم چند قطعه را نواختند. بعد از خاتمه اركستر، سپانلو تار را به كلنل داد واز استاد خواهش كرد به جای عیدی برای شاگردان به تنهایی ساز بزند.

وزیری كه تا آن وقت ایستاده بوده نشست و تار را به دست گرفت و نواخت. وقتی تار را زمین گذارد مانند مردم حیرت زده با تعجب و تحسین به او مینگریستیم و اورا تشویق مینمودیم. هنگامی كه استاد برخاست و گفت که این درس امروز ما بود. یكییكی نزد او رفتیم و بردست و صورتش بوسه های تشكر زدیم.

كلنل گفت: "سپانلو، معروفی، سنجری، صدیقی وصبا اینجا باشند،"

فهمیدیم یعنی سایرین بروند. وقتی وارد حیاط شدیم با یكدیگر صحبت كردیم واز آنچه امروز شنیده بودیم اظهار تعجب و مسرت نمودیم. گفتگوی ما زیاد طول كشید، صبا وسنجری ومعروفی هم از سالن بیرون آمدند. دور آنها حلقه زدیم كه ببینیم استاد چه گفته است. اظهار داشتند كه آنها برای شركت در اركستر دعوت شده اند. همه با خود گفتیم ای كاش ما هم آنجا بودیم.

موسی معروفی كه از همه مسن تر بود گفت: عجله نكنید، با كوشش و كار نوبت به شما هم خواهد رسید. جلسه نوروزی ما با این خوبی وخوشی به پایان رسید. فردا صبح مطابق معمول به مدرسه آمریكایی رفتم. موسیقی را كه تا آن زمان در درجه دوم اهمیت میدادم بر درسهای مدرسه ترجیح دادم. معلمین مدرسه به تغییر حالت من پی برده بودند زیرا دیگر توجه سابق را به درس ومدرسه نداشتم. اما عاشق كه عاقل نیست.

بهار گذشت و امتحانات مدرسه تمام شد و من هم قبول شدم. سه ماه تعطیلی داشتم وسخت به كارپرداختم. روزی استاد گفت وقت آزمایش فرا رسیده است هركس از عهده بر آید در اركستر پذیرفته میشود. امتحان من خوب شد و وارد اركستر شدم. من هم ویلن دوم میزدم. (ادامه دارد...)


مطلب مرتبط : خالقى از زبان خالقی - ۱

از کتاب سرگذشت موسیقی ایران، جلد اول و دوم نوشته روح الله خالقی متخلص : سید مجید حسینی پناه

Posted by Kamran at 10:18 AM | Comments 2

April 16, 2005

پدر

Paul Anka
پاول آنکا
پاول آنکا همواره جزو خوانندگان و ترانه سرایانی بوده است که در اشعار خود به موضوعات انسانی و خانوادگی پرداخته و هرگز از ارزشهای واقعی زندگی، عشق میان والدین و فرزندان و روابط زیبای انسانی دور نبوده است. ترانه زیبای پدر (Papa) یکی از آثار زیبای او درباره ارزش عشق و محبت در خانواده و سرنوشت محتوم تمام انسانها است که به جدایی از عزیزان می انجامد و در نهایت آنچه باقی میماند یادگارهای عاطفی، خاطرات و درسهای زندگی هستند.

audio file Papa

به ترجمه آزاد از متن این ترانه توجه کنید :

پدر
پدر هر روز مشغول کار بود،
میکوشید تا به هر زحمتی مخارج زندگی را تهیه کند،
می کوشید تا غذایی برای خوردن و کفشی برای پوشیدن آماده سازد.

پدر هر شب مرا به اطاقم میبرد، رختخوابم را مرتب میکرد و پس از آنکه دعایم را میخواندم، پیشانیم را می بوسید.

در تمام این سالها، سالهایی از اندوه و اشک هم بود که در تمام آنها ما در کنار هم استوار بودیم.

زمانه ناسازگار بود و پدر شکست ناپذیر، و در تمام این دوران مادر را در کنار خود داشت.

بزرگ شدن در کنار آنها آسان بود، زمان به سرعت میگذشت و سالها پرواز کنان دور میشدند.

آنها سالخورده شدند و من نیز و حالا میفهمیدم که مادر رنجور است - و از بیماری ناراحتی می کشد - و این واقعیتی بود که پدر در اعماق وجود خود آنرا میدانست و مادر هم همینطور.

زمانی که مادر رفت، پدر درهم شکست و گریست و تنها توانست بگوید : " چرا او؟ خدایا مرا ببر!"

پدر هر روز آنجا مینشست و در صندلی خود به خواب میرفت،
او هرگز به اتاق مشترکشان نرفت، زیرا او دیگر آنجا نبود.

روزی پدر گفت : "فرزندم، از آنچه در تو میبینم شادمانم، به جهان قدم بگذار و زندگی خود را بساز، نگران من مباش که به تنهایی خو گرفته ام."

او می گفت که در جهان کارهای بسیاری برای انجام دادن و چیزهای بسیاری برای دیدن وجود دارند،
چشمانش هنگام خداحافظی با من پر از غم بود.

اما حالا، هر زمان که کودکانم را می بوسم، سخنان پدر در گوشم طنین انداز میشوند که میگفت :
"کودکان در سرتا سر وجود تو زندگی میکنند، بگذار بزرگ شوند، آنها هم روزی تو را ترک میکنند."

من تمام کلمات پدر را به خاطر دارم، فرزندانم را میبوسم و آرزو میکنم که آنها هم مرا این چنین به یاد بیاورند.

آه چقدر آرزو دارم که آنها روزی مرا این چنین به خاطر آورند.



Paul Anka
پاول آنکا
آنکا در دهه 90 کار بازیگری را از سر گرفت و در فیلم Ordinary Magic و چند فیلم دیگر به ایفای نقش پرداخت. در سال 1999 به سرزمین اجدادی اش، لبنان، سفر کرد و یک برنامه بسیار موفق در سالن شهرداری بیروت اجرا کرد. در این سالها پل آنکا همچنان به اجرای برنامه در لاس وگاس و آتلانتیک سیتی میپردازد و هر از گاهی کنسرت های خصوصی در برنامه های رسمی برگذار میکند.

پاول آنکا در سال 1990 رسما" شهروند آمریکایی شد. او در طی سالهای فعالیت خود جوایز و افتخارات فراوانی، از جمله جایزه جونو (Juno award) در سال 75 برای بهترین آهنگساز سال و نشان شوالیه گری هنر و ادبیات در سال 91 از دولت فرانسه کسب کرده است.

امروز او یکی از مولتی میلیونرهای آمریکا می باشد که تنها راز موفقیت خود را عشق و علاقه به موسیقی مردمی می داند. سرمایه گذاری وی در راه اندازی دو مجتمع انتشاراتی و توانایی مدیریت باشگاه های موسیقی از جمله عواملی هستند که وی را به موفقیت نزدیکتر کردند.


مطالب مرتبط :
45 سال فعالیت درخشان در دنیای موسیقی
ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

Posted by Kamran at 11:36 AM | Comments 6

April 15, 2005

Neapolitan 6th

Neapolitan Sixth
Neapolitan Sixth Chord
شاید نام آکورد ناپولیتن شش را شنیده باشید، وجه نامگذاری این آکورد به احتمال زیاد به این جهت بوده است که در قرون 17 و 18 بخصوص در دوران باروک به کررات در اپراهای شهر ناپل ایتالیا استفاده می شده است. این آکورد معمولا" در مواقعی که اپرا حالت درام و مهیج به خود می گرفته است کاربرد بسیار داشته.

این آکورد را که به اختصار N6 هم نمایش می دهند در واقع یک آکورد ماژور میباشد که روی درجه دوم گام که نیم پرده بمل شده است ساخته می شود. این آکورد بندرت در حالت پایگی استفاده می شود و معمولا" معکوس اول آن کاربرد بسیار دارد. در حالت vocing چهار صدایی هم غالب اوقات درجه سوم در قسمت باس تکرار می شود.

بعنوان مثال برای ساختن آکورد ناپولیتن در دو ماژور روی درجه دوم بمل شده یعنی Db یک آکورد ماژور می سازیم و درجه سوم این آکورد را در باس تکرار می کنیم، به شکل دقت کنید. در این شکل آکورد N6 را برای دو گام بزرگ و کوچک دو، مشاهده می کنید.

Neapolitan Sixth (ii-V-I)
جایگزینی آکورد N6 در توالی آکورد ii-V-I
کاربرد و عملکرد یک آکورد ناپولیتن آن است که معمولا" جایگزین آکوردهای درجه ii یا IV می شود. بنابراین در توالی آکوردهای معمول جایگاه آن قبل از درجه V در یک کادانس متداول می باشد. به شکل دوم توجه کنید که چگونه آکورد N6 بجای آکورد درجه دو در یک توالی آکورد ii-V-I نشسته است.

ناپولیتن شش چنانچه در حالت پایگی استفاده شود تمایل زیادی به فرود روی پایه گام را دارد.

شما می توانید در کارهای باخ، موتزارت، بتهوون و شوپن بوضوح کاربرد این آکورد را مشاهده کنید. بعنوان مثال بتهوون در سونات مهتاب بارها از این آکورد زیبا در توالی آکورد i-N5-V7-i استفاده کرده است.

Neapolitan Sixth (ii-V-I)
کاربرد آکورد ناپولیتن در سونات مهتاب توسط بتهوون

Posted by Kamran at 05:16 PM | Comments 2

April 14, 2005

علت ترس شرکت های ضبط موسیقی از اینترنت

Jeff Tweedy
Jeff Tweedy
جف توییدی (Jeff Tweedy) خواننده اصلی گروه ویلکو (Wilco)، که یک گروه کانتری راک محبوب است، از گرایشهای منفی دست اندرکاران موسیقی به اینترنت انتقاد کرده است. در صنعتی که "سرقت" حقوق خود را بیش از همه از اینترنت میداند، ویلکو از معدود افرادی است که نظر متفاوتی داشته و از این رسانه به نفع خود استفاده کرده است.

این گروه با چهارمین آلبوم خود Yankee Hotel Foxtrot بیش از پیش به موفقیت دست یافتند، و جالب اینکه این آلبوم از سال 2002 به طور رایگان در اینترنت عرضه شده است. توییدی در برنامه The Music Biz program کانال BBC گفته است: " اینترنت، نوع جدیدی از فن آوری است و چیزی نیست که از آن بترسیم. بعضی مردم از این رسانه سوء استفاده میکنند - آنها به دزدی موسیقی می پردازند، همیشه این کار را میکردند - اما این همان مسئله ای است که در مورد کاست هم وجود داشت. کاستهای موسیقی هم – بنا به گفته ای - صنعت موسیقی را نابود می کردند و اگر به اندازه کافی به عقب برگردیم میبینیم که رادیو هم قرار بود این صنعت را نابود کند."

نداشتن مشخصات تجاری، موجب پرفروشی آلبوم شد
ویلکو زمانی به اینترنت روی آورد که کمپانی ضبط صفحه طرف قراردادشان آلبوم Yankee Hotel Foxtrot را به دلیل "دارا نبودن مشخصات تجاری" رد کرد. کمی پس از آن، گروه ویلکو تمام حقوق آلبوم را از کمپانی خرید و آنرا به رایگان در اینترنت قرار داد. آلبوم بلافاصله توسط 200,000 نفر دانلود شد.

اما زمانی که گروه بالاخره موفق به انتشار CD این آلبوم شد، میزان فروش آلبوم نه تنها صدمه ندیده بود بلکه به طور فزاینده ای بالا رفته و در نهایت Yankee Hotel Foxtrot به پرفروش ترین اثر گروه مبدل شده بود.

audio file Yankee Hotel Foxtrot

نتیجه اینکه گروه ویلکو برای اثر جدید خود A Ghost Is Born نیز به همین ترتیب عمل کردند و بعد با فروشی بیش از آلبوم قبلی روبرو شدند. درحال حاضر در وب سایت ویلکو ترانه ها ، ویدیو کلیپ و نسخه ضبط شده اجراهای زنده به طور رایگان در دسترس علاقمندان قرار دارد.

Yankee Hotel Foxtrot
Yankee Hotel Foxtrot
به گفته توییدی: " این روشی واقعا فوق العاده برای حفظ رابطه دائم با مخاطب است". من نمیدانم که اگر در گروهی بودم که امکان اجرای زنده یا ارتباط مستقیم با مخاطب از آن گرفته شده بود چه احساسی میداشتم. اما ویلکو گروهی است که به مقدار زیادی متکی به ارتباط زنده با مخاطب است، این روشی است که ما برای حمایت از خود به آن متکی هستیم، بیشتر درآمد ما در این سالها از اجرای زنده بوده است، به همین دلیل زمانی که ما آلبوم Yankee Hotel Foxtrot را در شبکه قرار دادیم به هیچ وجه به درآمد آن از فروش صفحه فکر نمی کردیم. تا زمانی که موسیقی ما شنونده داشته باشد، برای ما واقعا تفاوتی ندارد از چه طریق شنیده شده باشد. شاید بعد بخواهند برای دیدن اجرا و دیدن گروه به برنامه بیایند."

شیوه ارائه CD
توییدی گفته است تاثیر اجرای تور زنده، بعد از انتشار آلبوم، بر فروش اثر یا میزان دانلود کردن آن از وب سایت، تقریبا یکسان است. او می گوید :

"از طرفی، اگر کسی بداند که چگونه یک آلبوم را به کامپیوتر منتقل کند، تقریبا هرکسی میتواند یک کپی از آن را داشته باشد. حفظ رابطه زنده و پویا با مخاطب - از طریق اینترنت - بسیار فوق العاده است، به این ترتیب مخاطب برای حفظ رابطه، به آلبومهایی که هر دو سال یک بار منتشر میشوند متکی نخواهد بود."

اما به گفته توییدی، او همچنان علاقمند است تا بعضی از جنبه های هنری کار مانند طرح جلد، مشخصات کامل هنری و اشعار را تنها در CD به اجرا درآورد تا کسانی که موسیقی را دانلود میکنند، به خریدن CD هم تشویق شوند.

دلیل اصلی ترس تولید کنندگان
" اینترنت میتواند هم به عنوان یک آرشیو و هم به جای رادیو عمل کند. در اینترنت مردم این امکان را دارندکه بنا به میل خودشان موسیقی ما را بشنوند. به نظر من آنچه کمپانیها را واقعا دچار وحشت میکند این است که مردم میتوانند قبل از خریدن یک محصول موسیقی، آنرا بشنوند و در اکثر موارد متوجه شوند که این اثر به درد خریدن نمیخورد. دلیل اصلی ترس تولید کنندگان همین است."


Posted by Kamran at 07:24 PM | Comments 2

April 13, 2005

ریچارد کلایدرمن

Richard Clyderman
ریچارد کلایدرمن
ریچارد کلایدرمن بعنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا کند که کمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا کنون به این درجه رسیده است. او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای کنسرت از خود یک چهره بین المللی بر جای گذاشته است. وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از 800 آلبوم موسیقی تهیه کرده است که در این میان 63 عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و 263 عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیک به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.

در 28 دسامبر سال 1953 متولد و در کودکی با پیانو آشنا شد. پدر او که یک معلم پیانو بود از همان کودکی وی را با مقدمات پیانو آشنا کرد و بعدها نقش یک تکیه گاه برای فراگیری موسیقی را بازی کرد. ریچارد در سن شش سالگی توانایی کامل و ماهرانه خواندن موسیقی از روی نت را داشت و در این میان از سایر فرانسوی های هم سن و سال خود به مراتب برتر بود.

audio file Nostalgy

او در سن دوازده سالگی وارد کنسرواتوار موسیقی شد و در شانزده سالگی اولین جایزه نوازندگی پیانو را از کنسرواتوار موسیقی پاریس دریافت کرد. منتقدین موسیقی در ابتدا پیش بینی می کردند که در آینده او یک نوازنده تمام عیار موسیقی کلاسیک شود که با تکنیک نوازندگی خود باعث حیرت مردم شود اما او هرگز این مسیر را برای ادامه فعالیت هنری خود انتخاب نکرد. در این ارتباط می گوید :

"من می خواستم کار جدیدی انجام دهم. بنابراین با چند نفر از دوستانم یک گروه موسیقی pop/rock راه اندازی کردیم. کار سختی بود چون پول نداشتیم و تعداد زیادی گروه مشابه وجود داشت. درواقع می توانم بگویم که شاید این بدترین روشی بود که می تونستم احساسات درونم را متبلور کنم."

audio file Ave Maria

Richard Clyderman
کنسرت بزرگ در چین سال 2001 میلادی
در دورانی که وی کار موسیقی خود را شروع کرد، پدرش بیمار بود و توانایی حمایت مالی از او را نداشت. بنابراین ریچارد تصمیم گرفت که برای بدست آوردن درآمد بعنوان یک همراهی کننده پیانو در برنامه های مختلف موسیقی، مشغول فعالیت شود. او می گوید :

"من از این کار لذت می بردم و در عین حال درآمد خوبی هم داشت. در واقع شاید به اینصورت بود که من از موسیقی کلاسیک مجبور شدم کنار بکشم. هرچند فعالیت و تمرینهای من در این سبک از موسیقی پشتوانه بسیار خوبی برای کارهای آتی من بود."

audio file Rhapsody in Blue

توانایی بالای او در Accompaniment با گروه های موسیقی باعث شد که خیلی زود بعنوان نوازنده پیانو برای خوانندگان بزرگ فرانسه فعالیت کند.

audio file Desperado

"من واقعا علاقه ای به ستاره شدن نداشتم و تنها خوشحالی من این بود که در یک گروه نقش نوازنده و همراهی کننده پیانو را داشته باشم." (ادامه دارد ...)

مطلب مرتبط : موسیقی های آشنا از دو هنرمند

Posted by Kamran at 10:26 AM | Comments 8

April 12, 2005

اهمیت شنیدن

Listening
شنیدن موسیقی خوب از مهمترین عوامل
موفقیت هنرجویان نوازندگی است.
هنگامی که به وضعیت موجود بسیاری ازهنرجویان نوازندگی نگاهی می کنیم متاسفانه ضعف شدید درشناخت و شنیدن آثار تصنیف شده مصنفان برای ساز مورد علاقه شان را شاهد هستیم. زمانی که هنرجویی در شناخت آثار ساز تخصصی خود ناتوان است، تکلیف شنیدن آثار موسیقایی سایر سازها و قطعات گروهی و... نیز ناگفته پیداست.

این فقر شنوایی تأثر انگیز موزیسینِ آینده، شاید در ابتدا مهم به نظر نیآید، ولی در بسیاری افراد با گذشت زمان منتهی به کنار گذاشتن ساز می شود. هنرجو، که شناختی از دایره آثار ندارد و از این نیاز بی اطلاع است اما، هنرآموز نیز با توجه به عواملی مثل کثرت مواردی که بایستی دریک جلسه به هنرجو تدریس کند و زمان بسیار محدود و ناچیز(ی که این روزها برای کلاسهای موسیقی در نظر گرفته می شود) و... فرصتی برای معرفی قطعات ندارد.

یکی از منطقی ترین راههایی که منتهی به علاقه مندی انسان به امور مختلف میشود بوجود آمدن شناخت از آن امر در فرد است. تا زمانی که شناختی از چیزی نداریم، علاقه ای نیز به آن پیدا نمی کنیم. هرچه زمان می گذرد و در راه شناخت گام بر می داریم، به موضوع علاقمند تر می شویم.

در راه طولانی آموختن نوازندگی، که هنرجو با مشکلات مستقیمی مثل بدست آوردن توانایی های تکنیکی در نواختن و … و مشکلات غیر مستقیمی نظیر مسائل مالی تحصیل یا مشکلات آمد و رفت به کلاس و … روبروست، تنها یک انگیزه و علاقه مندی شدید در طول زمان می تواند به ادامه راه کمک کند.

خیلی اوقات، تنها "آرزومندیِ" بوجود آمده از این شناخت است که نوازنده را به ادامه این راه صعب، ترغیب می کند. دراینجاست که اهمیت شنیدن آثار توسط هنرجویان رخ می نماید.

طبیعی است زمانی که شعور موسیقایی نوازنده با کسب عواملی نظیر مهارت در نواختن، شناخت سبکهای هنری و شنیدن آثار به درجات بالاتری می رسد، آرزوهای موسیقایی گذشته نیز با قطعات جدیدی جایگزین خواهند شد که ذهن او در گذشته از هضم آنها، ناتوان بوده است.

پس از این مقدمه، به موارد فنی که در اثر شنیدن به وجود می آید، می پردازیم:

از مواردی که در اجرای هر قطعه بسیار به یاری ذهن ما می آید،" شنیدن موسیقی آن از روی اجراهای ضبط شده" می باشد. به خاطر داشتن موسیقی، باعث می شود بتوانیم از تمام قطعه، کلّیتی صحیح در ذهن داشته باشیم.

هرچه تعداد اجراهای بیشتری را بشنویم، به ارزیابی کلی تری از سطح تکنیک مطلوب برای اجرای قطعه مورد نظر خواهیم رسید.

غالبا" هنگامی که اثری ضبط شده را می شنویم و خود نیز تصمیم به اجرای آن داریم، تمپوی موسیقی را بسیار بیش از آنچه در واقعیت اجرا می شود، در ذهنمان می شنویم (اصطلاحأ قطعه را سریعتر می شنویم) که این به علت ضعف در تکنیک نوازندگی است و در اثر تمرین این نقص برطرف می گردد.

سطح فهم هنری نوازنده همراه با عامل مهم گذشت زمان، دچار تغییر می گردد و شنیدن آثار موسیقایی که از موارد کلیدی است، به این تغییر کمک شایانی می کند.

تفاوت دیدگاه استادان بزرگ موسیقی نسبت به یک اثر، درشنیدن سبک اجرای آنها، مشهود می گردد و درک تفاوتها وتجربه آنها توسط نوازنده باعث شناخت عمیق تر او از اثر شده و در عین حال با بالاتر رفتن مهارت های نوازندگی به مرور زمان باعث شکوفایی سبک در او می شود. این زمان او" راوی يک اندیشه با ذهنیت خاص خود" گشته، که اجرا وسیله ای برای بیان احساساتش است.

حریم شخصی تفکر یک هنرمند حیطه ای است بسیار درونی که عناصری چون تجربه و تفکر در آن بهم گره خورده اند و بوجود آورنده سبک شده اند. در این میان تکنیک به وسیله ای برای بیان رساتر اندیشه تبدیل شده و در سایه آن قرار می گیرد .

پیچیده ترین مهارت ها در خدمت والا ترین تفکرات قرار گرفته و این سطح رویارویی تکنیک و تفکر، آفریننده شاهکارهای بشری می گردد.

از علی نوربخش

نوشته های مرتبط :
- حفظ قطعه برای اجرا
- نواختن یکدست
- جایگاه نوازندگی ، قسمت اول

Posted by Kamran at 10:46 AM | Comments 4

April 11, 2005

وضعیت ویژه ۲

Ali Rahbari
علی رهبری از موسیقیدانان بزرگ و موفق ایرانی
در نوشته قبلی به نظراتی که در برنامه های رسمی از اهالی موسیقی شنیده می شود اشاره کردیم؛ گاهی این اظهار نظرها از اهالی موسیقی ایرانی چنان غیرواقعی و عجیب است که حتی مردم عادی را هم شگفت زده می کند، در یکی از برنامه هایی که در تالار اندیشه حوزه هنری به مناسبت بزرگداشت موسیقیدان بزرگ ایرانی مرتضی خان محجوبی برگزار شده بود، مجری برنامه با عنوان کردن صفاتی غیر واقعی برای این هنرمند، مانند برتری تکنیکی او بر پیانیست های بزرگی چون لیست و شوپن! هنر ایرانی را از هر نظر سرآمد هنر جهانی بر شمرد.

البته در هنرمندی و خلاقیت مرحوم محجوبی شکی نیست، ولی آشنایی محجوبی و اکثر هم نسلانش با سازهای غربی در حد بسیار ابتدایی بوده بطوریکه حتی مرحوم محجوبی از تمام انگشتان خود در نوازندگی استفاده نمی کرده است؛ نوازندگی او برگردان تکنیکهای سازهای ایرانی مثل سنتور و سه تار است روی پیانو (اگر نگاهی به مکانیزم پیانو و ویلن بیندازیم می بینیم که کمتر در موسیقی ایرانی از تمام قابلیتهای آنها بهره گیری شده ...). چنانچه با دقت به این موضوع نگاه کنیم، بوضوح خواهیم دید که این نوع نظرات و جهت گیری ها نتیجه کم اطلاعی یا بی اطلاعی این افراد نیست چرا که به یقین کسی که به ایراد سخنرانی در باره موسیقی می پردازد باید با آثار مشهور این هنرمندان آشنایی داشته باشد.

audio file Chopin - Fantasy Impromptu

audio file Gershwin - Second Rhapsody

همین کسانی که در مورد نوازندگی سازهای غربی اینگونه قضاوتهایی می کنند، اگر یک نوازنده (در ساز تخصصی خودشان) کمترین ضعف تکنیکی را داشته باشد او را نوازنده نمی دانند! جالب اینکه همین مجری در بزرگداشتی دیگر، منتقدان موسیقی را تشویق به غلو کردن در مورد توانایی های هنرمندان ایرانی می کرد و این عمل را موجب علاقمند شدن جوانان به موسیقی ایرانی میدانست! اشتباهی که نه فقط در زمینه موسیقی که در دیگر رشته های هنر ایران هم تکرار شده ... خود بزرگ بینی که موجب ساخته شدن ضرب المثل "هنر نزد ایرانیان است و بس" شده و باعث شده که اکنون سهم ناچیزی در سفره هنر جهانی داشته باشیم.

در "شب نای" سخنران برنامه، استفاده از سازهایی که متعلق به هزاران سال پیش بوده و گاهی حتی از عهده اجرای یک صدای یکدست و چند نت دقیق بر نمی آمدند را "واجب" می دانست و حتی در جایی رو به حضار گفت: شما را در خارج با همین سازها می شناسند...!

همانطور که در نوشته قبلی عنوان شد، این دسته به شدت موفقیتهای موسیقیدانان بزرگ ایرانی را انکار می کنند، که این، سوء استفاده تمام عیار از نبود اطلاعات از دوران شکوفایی موسیقی در ایران است. .

در هر دو برنامه نام برده ("شب نای" و "بزرگداشت محجوبی") سخنرانان برنامه تاکید می کردند هنرمندان ایرانی که به نوازندگی و یا آهنگسازی کلاسیک می پردازند، قابل مقایسه با نوازندگان جهانی نیستند!

برای این گفته قصدی جز نا امید کردن جوانان علاقمند به این نوع موسیقی و کشیدن آنها به سنتگرایی و مرده پرستی نمی تواند فرض کرد. هنوز ما بیاد داریم، فرهاد مشکات، ملیک اصلانیان، بیژن، وحید خادم میثاق، علی رهبری، علی فروغ، بهزاد رنجبران، رضا والی، گاگلیک بابائیان و بسیاری هنرمندان صاحب نام جهانی را که از ایران برخاستند. اگر ما می خواهیم در جامعه جهانی با احترام شناخته شویم باید با حقایق آشنا باشیم . متاسفانه دروغ گویی های مصلحت اندیشانه در میان موسیقیدانان و - مخصوصا" - پژوهشگران ایرانی بسیار رایج است. قبل از پرداختن به این موضوع باید به شرایطی که در ایران این دسته از محققان دارند نظری بیاندازیم:

همانطور که می دانیم پژوهشگران در ایران اکثرا" بصورت غیر دولتی و بطور خصوصی به تحقیق می پردازند .پرواضح است، پژوهشگران موسیقی نواحی در این میان بخاطر کمبود امکانات در مناطق دور افتاده ایران با مشقات و مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کنند. این اتفاق باعث شده افراد کمتری حاضر به این کار شوند درنتیجه محققانی که حاضر به تحمل این مشکلات می شوند بدون شک افرادی هستند که علاقه و عشق وصف ناپزیری به این آب و خاک دارند و همین علاقه گاهی موجب تحریف ناخودآگاه و یا خود آگاه قسمتی از واقعیتها، به نفع هر موضوعی که به زعم ایشان به نفع جمعیت ایرانیان است، می گردد. در نوشته بعدی بیشتر به این موضوع می پردازیم (ادامه دارد...)


از سجاد پورقناد

مطالب مرتبط :
وضعیت ویژه
موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی

Posted by Kamran at 12:22 PM | Comments 7

April 10, 2005

یک خبرنگار

شاید بیشتر از آنکه نام مارک ناپفلر (Mark Knopfler) در ذهن دوستداران موسیقی باشد، نام گروه دایر استریتس (Dire Straits) شهره عام و خاص باشد. وی قبل از آنکه گروه دایر استریتس آغاز بکار کند مشغول فعالیت های خبرنگاری و تدریس بود.

او متولد سال 1949 در گلاسکو اسکاتلند میباشد که در سال 1956 به همراه خانواده به انگلستان مهاجرت کرده و تحصیل مقدماتی را در آنجا آغاز می کند. عموی او نوازنده سازدهنی و پیانو به سبک بوگی ووگی (Boogie-Woogie) بود و علاقه او به عمویش بعد ها در شکل گیری موسیقی ناپفلر تاثیر زیادی داشت.

در دوران نوجوانی علاقه بسیار زیادی به گیتارهای Fender Strat آنهم به رنگ نارنجی - صورتی داشت که اغلب در دستان هنک ماروین (Hank Marvin) مشاهده می کرد. اما نداشتن پول کافی برای آن باعث شد تا یک گیتار Hofner Super Solid را به قیمت 50 پوند خریداری یکند که این رقم برای یک محصل در دهه 1960 بسیار زیاد بود.

audio file Sultans of Swing

در مدرسه در گروه های مختلف موسیقی به اجرای نقش نوازنده گیتار می پرداخت، اغلب نقش نوازندگانی چون جیمی هندریکس (Jimmy Hendrix)، یا اسکاتی مور (Scotty Moore) و جیمز مورتون (James Burton) را اجرا می کرد. اولین اجرای رسمی او در گروهی از مدرسه بود که برای تلویزیون محلی برنامه اجرا کردند.

پس از پایان تحصیلات اولیه برای تحصیل در رشته خبرنگاری در سال 1967 به کالج Harlow Technical رفت و پس از فارغ التحصیل شدن از این کالج بعنوان یک خبرنگار ساده در روزنامه عصر یورکشای (Yorkshire Evening Post) مشغول بکار شد. پس از دوسال کار در آنجا تصمیم گرفت تا معلومات خود را بیشتر کند و برای همین دانشگاه Leeds را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد.

Mark knopfler
هنگام ضبط در استودیوی BBC در اکتبر 2004
در آنجا بود که با یک نوازنده و خوانند محلی بلوز بنام استیو فیلیپس (Steve Philips) آشنا شد. در این دوران مارک برای گذران زندگی برای یکی از روزنامه های محلی لیدز، نقد موسیقی می نوشد. اتفاق عجیب آن بود که در این روزنامه محلی فرد دیگر با اسم مشابه استیو فیلپس مشغول بکار بود که در واقع مدیر مستقیم مارک در روزنامه بود. این موضوع سالهای سال نویسندگان را به اشتباه می انداخت بگونه ای که این دو فرد را یکی می دانستند.

در نهایت روزی مارک و رئیسش برای دیدن استیو فیلیپس نوازنده گیتار نزد او رفتند و در اینجا بود که استیو، استیو را ملاقات کرد. در این دیدار مارک ناپفلر و استیو فیلیپس متوجه شدند که نکات و ایده های مشترک بسیاری در موسیقی دارند و حتی با یکدیگر دو نفری برای مدتی به نوازندگی پرداختند. اما روز بعد مارک همانند سابق به فعالیت خبرنگاری خود پرداخت و استیو مشغول تعمیر و بازسازی یک گالری هنری شد.

دوستی مارک و استیو ادامه یافت و در مدت 5 سال این دو با یکدیگر ساز می زدند، حتی مارک در برخی آلبوم های شخصی استیو مانند Just Pickinig که در سال 1996 منتشر شد با او همکاری کرد. استیو معتقد بود که مارک نوازنده بسیار خوب گیتار است و به سبک B.B.King نوازندگی می کند، اما لازم است در نحوه نوازندگی و نیز سبک او تغییراتی داده شود. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 09:28 AM | Comments 4

April 09, 2005

داستان دیدار بتهوون و لیست

هر چند بتهوون در اواخر عمر خود قدرت شنوایی خود را تقریبا" بطور کامل از دست داده بود اما می گویند پس از آنکه در سیزدهم آوریل سال 1823 فرانتس لیست (Franz Liszt) کنسرت بسیار جذابی با پیانو اجرا کرد، بتهوون 53 ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت بر پیشانی این نوجوان 12 ساله بوسه ای می زند و از نوازندگی فوق العاده او تشکر می کند.

در تایید علاقه بتهوون به نوازندگی لیست، ایلکا هورویتز بارنی (Ilka Horovitz-Barnay) از نوازنده های توانای پیانو می گوید : "بهترین خاطره ای که من از لیست دارم مربوط می شود به هنگامی که او راجع به اولین دیدارش با بتهوون صحبت کرد. او اینگونه بیان کرد :"


من یازده ساله بودم که معلم پیانوی من آقای چرنی (Czrny) مرا به بتهوون معرفی کرد. چرنی قبلا" بارها راجع به من با بتهوون صحبت کرده بود و علاقمند بود که مرا به او معرفی کند تا شاهد نوازندگی من باشد. اما بتهون علاقه به تماشای نوازندگی افراد حرفه ای نداشت و اغلب از این کار سر باز می داد.

بالآخره پس از پیگیری های زیاد چرنی روزی بتهوون گفت : "پس فقط برای رضایت خدا این کودک سرکش را به اینجا بیاورید."

ساعت چیزی حدود ده صبح بود که ما وارد خانه محل زندگی بتهوون شدیم. من کمی دچار دست پاچگی شده بودم اما چرنی مرا دلداری می داد و تشویق به آرامش می کرد. بتهوون پشت میز کارش در کنار پنجره نشسته بود و برای چند دقیقه به ما دو نفر با حالت عجیبی نگاه کرد. سپس خیلی سریع دو کلمه به چرنی گفت که من متوجه نشدم اما بعد از آن چرنی فوری به من اشاره کرد که باید پشت پیانو بروم.

اولین قطعه ای که زدم از یکی از شاگردان و موسیقیدانان مورد علاقه بتهوون یعنی فردیناند رایس (Ferdinand Ries) بود. پس از اتمام آن بتهوون از من پرسید آیا می توانم یک فوگ (Fugue) از باخ بزنم. من هم با کمال جرات فوگ باخ در دو مینور (C Minor) را انتخاب کردم. پس از اجرای این قطعه بتهوون به من گفت :

"آیا می توانی این قطعه را در گام دیگری اجرا کنی؟"

من از عهده اینکار بر آمدم و پس از اجرای آخرین میزان من متوجه صورت قرمز و بر افروخته و نیز چشمان متحیر بتهوون شدم که به نزدیکی من آمده بود. از ترس در حال مرگ بودم که ناگهان لبخندی در صورت جدی او ظاهر شد.

او مرا بغل کرد و چند باری با مهربانی دستانش را بر سر من کشاند و زیر لب اینگونه گفت :

"بله او یک شیطان کوچک است."

پس از آن جرات من گل کرد و با گستاخی از بتهوون پرسیدم : "آیا اجازه می دهید یکی از کارهای شما را بنوازم؟"

بتهوون با لبخندی که بر سر داشت سر خود را تکان داد و من اولین موومان از کنسرتو پیانو بتهوون در دو ماژور (C Major) را اجرا کردم. پس از آن بتهوون مرا بغل کرد و پیشانی مرا بوسید و گفت :

"ادامه بده، تو یکی از خوشبخت ترین ها هستی! سرنوشت تو اینگونه خواهد بود که برای مردم شور و هیجان به ارمغان بیاوری و این بزرگترین سعادتی است که یک نفر می تواند به آن دست پیدا کند."



Posted by Kamran at 10:52 AM | Comments 9

April 08, 2005

فقط یک دقیقه سکوت !

گروه Qeen که پس از درگذشت فردی مرکوری در سال 1991، با خواننده جدید خود بنام پاول راجرز (Paul Rodgers) مجددا" مشغول به فعالیت می باشد، با وجود آنکه احتمال لغو شدن کنسرت خود را به علت مرگ پاپ می داد، روز دوشنبه هفته جاری وارد شهر رم شد.

قبل از آغاز برنامه نماینده ای برای هماهنگی به رم رفته بود و در بازگشت اینگونه بیان کرده بود که : "وضعیت شهر رم برای اجرای کنسرت، بخاطر درگذشت پاپ ژان پل دوم مناسب نیست."

اما در جواب، گروه Queen گفته بود که : "ما برنامه را پس از هماهنگی با مقامات محلی اجرا می کنیم و نیز قبل از شروع برنامه یک دقیقه سکوت اعلام خواهیم کرد."

آقای Guido Bertolaso از مقامات امنیتی شهر رم که خود از طرفداران گروه Queen هست به خبرنگاران گفت : "در این لحظاتی که ما در غم از دست دادن پاپ هستیم، با تمام احترامی که برای عقیده دیگران قائل هستیم، این امکان ندارد که کنسرتی در پایتخت ما برگزار شود."

همچنین مقامات دولتی ایتالیا گفته اند که : "گروه Queen پیشنهاد جابجایی محل اجرای کنسرت را نپذیرفته است."

و نیز نماینده گروه Queen اینگونه بیان کرده که : "پس از مشورت با مقامات محلی، تصمیم بر این شد که کنسرت با یک دقیقه سکوت برگزار شود. اما ممکن است بتوانیم پول بلیط افرادی که نمی خواهند در کنسرت شرکت کنند را پس دهیم."

در نهایت مسئول امنیتی شهر رم (Guido Bertolaso) اینگونه بیان کرد که : "ما امیدوار بودیم که این گروه انگلیسی برای احترامی که ما به پاپ قائل هستیم برنامه خود را لغو کند."

این در حالی است که تمامی مسابقات ورزشی در ایتالیا که شامل مسابقات سری A نیز می شود برای مراسم تشیع جنازه در پایان هفته لغو شده است. همچنین آمار نشان می دهد که روجوع مردم به سینماها بیش از 37 درصد کاهش پیدا کرده است.

اضافه می شود که گروه Queen هفته گذشته در پاریس کنسرت داشت و این دومین توفت آنها برای تور کنسرت در اروپا می باشد.


Posted by Kamran at 10:06 AM | Comments 0

April 07, 2005

گفتگوی هارمونیک یکساله شد

سلام،
سال گذشته ۱۶ فروردین ماه بود که "گفتگوی هارمونیک" را راه اندازی کردیم و در کنار سایر وبلاگ ها و سایت های فارسی زبان در حد و توان خود سعی به گسترش آگاهی علاقمندان به موسیقی در این زمینه نمودیم. کار خود را با یک وبلاگ ساده شروع کردیم و با زبانی ساده وارد محفل گرم دوستداران موسیقی روی اینترنت شدیم.

محبت و همکاری صمیمانه دوستان (وبلاگهای) جدیدی که پیدا کردیم، اراده ما را برای ارائه بهتر مطالب موسیقی روی اینترنت را محکم تر کرد بطوریکه در طول یکسال گذشته روزی نبود که حداقل یک مطلب جدید در سایت قرار ندهیم و اینگونه بود که امروز بیش از ۴۰۰ صفحه مطلب در زمینه موسیقی تهیه شده و در اختیار علاقمندان به این هنر روح نواز قرار گرفته است.

هرگز سعی نکردیم خود را محدود به اینترنت نماییم و تا آنجا که در توان بود به فعالیت در زمینه های مرتبط در دنیای واقعی نیز پرداختیم، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- ثبت انجمن "دوستداران فرهنگ و هنر ایران" با همکاری دوست عزیزی که از طریق همین سایت با او آشنا شدیم.
- برگزاری همایش گرایش نو به ساختار نی.
- حضور در رخداد های مهم موسیقی در کشور و تهیه گزارش از آنها مانند نقد ردیف علی اکبر شهنازی ، جشنواره موسیقی فجر و ...
- مصاحبه حضوری با دست اند کاران موسیقی کشور و تهیه گزارش از آنها. ( به صفحه مصاحبه و گفتگو مراجعه شود.)
- بحث و گفتگوی حضوری با دوستان علاقمند به موسیقی.

حقیقت آن است که افزایش روز به روز تعداد بازدیدکنندهای سایت، ارسال مقالات توسط دوستان، انتقادات مفید و توضیحات تکمیلی شما در لا به لای مطالب سایت، ما را برآن داشته تا در سال جدید فعالیت های خود را گسترش دهیم. لذا در نظر داریم علاوه بر ادامه روند کنونی فعالیت سایت، موارد زیر را نیز در برنامه کاری خود داشته باشیم :

- فعال کردن رسمی انجمن "دوستداران فرهنگ وهنر ایران".
- تحقیق و پژوهش در باره استاندارد انواع سازهای غربی و ایرانی و به دنبال آن سعی در رسیدن به استانداردهایی برای سازهای ایرانی با همکاری اساتید موسیقی کشور.
- همکاری با اساتید موسیقی کشور برای برگزاری مسترکلاسهای موسیقی.
- گردآوری مطالب و مقالات آموزشی در زمینه موسیقی بصورت کتاب.

و ایمان داریم تا زمانی که شما در کنار ما هستید توانایی رسیدن به این اهداف را خواهیم داشت و در این راه از شما می خواهیم که مانند همیشه ما را مورد لطف و عنایت خود قرار داده و با انتقادها و تذکرات خود "گفتگوی هارمونیک" را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایید.

با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما
گفتگوی هارمونیک



Posted by Kamran at 11:30 AM

April 06, 2005

ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

پاول آنکا در اواسط دهه 60 متوجه شد که با ظهور گروههایی چون بیتلز ، سلیقه عمومی دچار تحول شده است و محبوبیت او رو به کاهش است. درواقع او در فاصله سالهای 69-62 تنها سه ترانه بسیار موفق داشت A Steel Guitar and a Glass of Wine، 'Eso Beso و Ogni Volta که این آخری از فروشی میلیونی در ایتالیا برخوردار شد.

در این زمان آنکا به جای اینکه در قصر پر افتخار خود استراحت کند، تصمیم گرفت که بازار موسیقی بزرگسالان را در دست بگیرد. قبل از هرچیز یک برنامه سولو تدارک دید و برای اجرای آن کلوب مشهور و سطح بالای کوپاکابانا (Copacabana) را در نظر گرفت. سپس او در یک اقدام انقلابی دیگر به کمپانی RCA رفت و حقوق تمام آثار قدیمی خود را خریداری کرد و از پخش مجدد آنها به ثروت فراوانی دست پیدا کرد.

او همچنین کار خود را با شرکت در تعداد دیگری فیلم سینمایی، متنوع تر کرد که فیلم مشهور و پر ستاره "طولانی ترین روز" (The Longest Day) یکی از آنها است و آنکا موسیقی متن این فیلم را هم ساخته و اجرا کرده است که این موسیقی کاندیدای جایزه اسکار شده است.

audio file Paul Anka & Peter Cetera , Hold Me Til The Morning Comes

آنکا سپس با متمرکز شدن بر کار ترانه سرایی، اشعار ترانه My Way را برای فرانک سیناترا (Frank Sinatra) روی ملودی یک ترانه فرانسوی به نام Comme d'habitude گذاشت که یکی از موفق ترین ترانه های دهه 60 سیناترا بوده و نوعی بیانیه فلسفی دوران کاری او در آن زمان به شمار میرود. ترانه She's a Lady ساخته پل آنکا برای تام جونز Tom Jones هم یکی از ترانه های بسیار موفق سال 71 بود.

سالهای لاس وگاس و تلویزیون
Paul Anka in 'The Longest Day'
در فیلم The Longest Day
آنکا در حدود سی سالگی به عنوان خواننده اشعار عاشقانه، به صحنه بازگشت و بیشتر بر مضامین بسیار احساساتی متمرکز شد. در این دوره کار او بر برنامه های لاس وگاس متمرکز بود که از سال 71 به آن پرداخته بود و در ابتدا 6 تا 8 هفته در سال در سزار پالاس (Caesar's Palace) برنامه اجرا میکرد. او یکی از اولین خوانندگان پاپ بود که در لاس وگاس برنامه اجرا کرد و مجری چند برنامه تلویزیونی از جمله Hullabaloo و برنامه های ویژه شبانه و مصاحبه های اختصاصی تلویزیونی شد.

آنکا همچنین برای برنامه The Tonight Show که یکی از پر طرفدار ترین و دیرپا ترین برنامه های تلویزیونی که حدود سی سال است بی وقفه در آخر هفته ها پخش میشود، موسیقی متن ساخت و میگویند این موسیقی تا کنون چیزی در حدود 1.4 میلیون بار پخش شده است.

audio file Paul Anka - My Way

Paul Anka in Ottawa
سال 2002 اجرایی در اتاوا
ترانه های پل آنکا در طی این دوران کم نیستند و تقریبا همه آنها آثاری موفق بوده اند. از جمله این آثار میتوان به آلبومهای Buddah در سال 71، Fame در سال 73 و ترانه های Having My Baby و One Man Woman - One Woman Man هردو با همراهی اودیا کوتز (Odia Coates) خواننده آمریکایی (1991- ا1942) این همکاری منجر به حضور هر سه ترانه آنها را در فهرست Top 10 شد که برای آکا موفقیتی بسیار عالی به شمار می آمد چرا که در ده سال، این اولین حضور مجدد او در Top 10 به شمار میرفت.

پس از سال 75، آنکا کار در زمینه تولید صفحه را کمتر کرد و فاصله عرضه آثار جدید خود را بیشتر کرد. او در سال 83 ترانه موفق Hold Me 'Til the Morning Comes و در سال 96 آلبوم اسپانیایی Amigos که به همان اندازه موفق بود را منتشر کرد. (ادامه دارد ...)


مطلب مرتبط : 45 سال فعالیت درخشان در دنیای موسیقی


Posted by Kamran at 01:14 PM | Comments 3

April 05, 2005

خالقى از زبان خالقی - ۱

در سال 1285موقعی كه پدرم میرزا عبد الله خان در كرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود كه ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه تهران مراجعت كردیم. سالهای اولیه دوران كودكی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم كه در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم زندگی می كردیم و در همین هنگام بود كه مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (كریم) به مدرسه آمریكایی فرستادند.

پدرم اغلب اوقات در مسافرت بود ولی هر وقت به تهران میی آمد، مجلس انسی با چند تن ازدوستان خود داشت كه همگی اهل ذوق وموسیقی بودند؛ به طوری كه خود میگفت مدتی نزد آقا رضاخان داماد میرزا حسینقلی و زمانی پیش خود میرزا و چندی هم در كلاس درویش خان ساز زده است. پدرم ذوق فلاحت بسیارداشت وبه همین دلیل به راهنمایی میرزاغلامرضای شیرازی كه ما او را (عمو جان) صدا میكردیم، باغ بزرگی بیرون دروازه قزوین خرید و ما به آنجا انتقال یافتیم. تقریباً ازهمان موقع بود كه من به تصنیف های عارف علاقه مند شدم وآن را در كتابچه ای نوشته بودم وازبس كه آن را خواندم همه را از برشدم.

بعد ازچندی پدرم به مسافرت رفت و بعدازآنكه مدت دو سال ازسفرش گذشت ماراهم به شیراز خواست. رفتن ما به شیراز مدت بیست روز به طول انجامید وبا وجود اینكه من بعد از آن سفر شهرهای زیادی را طی نمودم؛ ولی هیچ شهری به اندازه شیراز برایم جالب و دیدنی نبود. بهترین تفریح و بازی من اسب سواری بود. در آن دوره از روزگار دفتر پدرم در ارك دولتی بود. بعضی از روزها از سر راه مدرسه به آنجا میرفتم واز پدرم خط میگرفتم و مشق مینوشتم. یك روز فراشباشی بیچاره ای را كه تقصیری برگردن داشت آورد و روی گلیم پاره ای خوابانید وپایش رابه فلك بست و فراشهای دیگرپای اورابا همان تركه ی آب خورده زدند.

مقصر فریاد میزد : غلط كردم به جان حضرت والا دیگه از این كارها نمیكنم. تو را به خدا بگوئید مرا ببخشند.

از پدرم پرسیدم : تا كی او را میزنند؟

پدرم پاسخ داد : بروخودت را بینداز جلوی پای حضرت اقدس.

گفتم : میترسم بگویند مرا هم بزنند.

گفت : توبچه ای شاید دلش بسوزد و از تقصیراو بگذرد. من هم فوراً خود را جلوی پای او انداختم.

گفت : روح الله چه میخواهی؟

گفتم : قربان لطفاً او را ببخشائید.

چند لحظه ای صبر كرد و به پدرم گفت كه به این مردیكه بگو دیگر از این غلطا نكند.

پدرم هم فوراً گفت : حتماً قربان؛ قول میدهد.

هنوز تابستان1300 به پایان نرسیده بود كه به تهران برگشتیم. دختر عمه ای داشتم كه شوهرش كمانچه خوب می زد و او زیاد به منزل ما می آمد. وقتی كه او كمانچه میزد من در گوشه اطاق مینشستم وخیره به انگشتان میرزا رحیم خان كمانچه كش می شدم. درواقع این كمانچه كش ازاولین مربیان موسیقی من بوده است.

یك روز بر حسب دعوت پدرم میرزارحیم كمانچه كش به باغ ما آمد. وقتی مجلس تمام شد پدرم به میرزارحیم خان گفت: روح الله خیلی به موسیقی علاقه مند است، خوب است حال درس ساز را از شما بیاموزد ومدتی را نزد او تعلیم گرفتم. روزی ازسید علی خان، دایی نور علی برومند پرسیدم، بهترین استاد ویلن كیست كه من از هنرش كسب فیض كنم؟ گفت: اگر حقیقت را بخواهی كار باید به شیوه صحیح علمی باشد، من علینقی خان وزیری را به شما پیشنهاد می كنم كه باید در روزهای آتی مدرسه اش دایر شود. هرگاه مدرسه اش افتتاح شد نزد او برو و وقتت را تلف نكن. من هم با این وعده به انتظار باز گشایی مدرسه وزیری روز شماری میكردم. (ادامه دارد ...)


از کتاب سرگذشت موسیقی ایران، جلد اول و دوم نوشته روح الله خالقی
متخلص : سید مجید حسینی پناه


Posted by Kamran at 03:28 PM | Comments 6

April 04, 2005

Richard William Wright

ریچارد ویلیام رایت در ژولای سال 1945 در شهر لندن بدنیا آمد. خانواده او که شامل پدر، مادر و دو خواهر می شد از وضعیت رفاهی خوبی برخوردار بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن 17 سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.

ریچارد راجع به این موضوع می گوید : "این خیلی عالی بود که سید به گروه ما ملحق شد. تا قبل از او ما مجبور بودیم فقط R&B کلاسیک اجرا کنیم، چرا که در آن زمان همه از گروههای موسیقی این انتظار را داشتند. اما من هیچ وقت از R&B خوشم نمی آمد و برعکس از موسیقی Jazz لذت می بردم."

"اما از هنگامی که سید وارد گروه شد جهت کار گروه هم تغییر کرد و به سمت بداهه نوازی (Improvise) برای گیتار و کیبرد در آمد. راجر هم از بیس برای نواختن ملودی و لید (Lead) استفاده کرد و من هم به آرزویم رسیدم و توانستم بیشر احساسات کلاسیک خودم را در گروه معرفی کنم."

audio file قسمتی از بداهه نوازی رایت در قطعه San Tropez از آلبوم Meddle

همکاری این گروه قبل از آنکه سید برت نام پینک فلوید را انتخاب کند تحت عناوینی چون Meggadeaths، Sigma 6، Abdabs ... و The T-Set ادامه داشت تا اینکه سید از روی نام دو تن از موسیقیدانان محبوب بلوز بنامهای پینک اندرسن (Pink Anderson) و فلوید کانسیل (Floyd Concil) نام پینک فلوید را برای گروه انتخاب کرد.

Richard Wright
سید برت، نیک میسون، راجر واترز و ریچارد رایت
با تجاربی که بدست آوردند و کسب اعتماد بنفس بیشتر بتدریج R&B را ترک کرده و شروع به ساخت موسیقی هایی بداهه و افسانه ای نمودند.

در سالهای اولیه شکل گیری گروه، سید برت بعنوان آهنگساز و ترانه سرا نقش رهبری گروه را بعهده داشت بطوری که در کارهای اولیه گروه یعنی دو آهنگ Arnold Layne و See Emily Play و یک آلبوم The Piper تقریبا" همه کارها توسط سید برت انجام شده بود. سال 67 پس از بدست آوردن دو رتبه Top20 برای تک آهنگ و یک رتبه Top10 برای یک آلبوم پینک فلوید آماده طی کرده مسیر ترقی بود.

اما اعتیاد او به LSD باعث شد تا بتدریج ضمن ارائه رفتارهای غیرعادی بتدریج از فعالیت های گروه کنار گذاشته شود بگونه ای که در سال 1968 رسما" با نوازنده دیگر گیتار لید، دیوید گیلمور (David Gilmour) جایگزین شد.

audio file Apples and Oranges

Apples and Oranges از نمونه کارهایی بود که پس از The Piper به همت ریچارد رایت تهیه شد، در طرف دوم این کار قطعه Paintbox با صدای ریچارد رایت قرار داشت. همچنین کار تکی دیگری بنام It would be so nice در این زمان از ریچارد رایت بود. آلبوم بعدی A Saucerful of Secrets بود که دو آهنگ آن توسط ریچارد رایت تهیه شده بود. (ادامه دارد ...)


مطالب مرتبط :
- مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت آخر
- دیوید گیلمور : "ما مردانی یاغی بودیم"
- سکوت کامل یا جنگ، مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت اول
- دوخبر از پینک فلوید
- مصاحبه با راجر واترز ، قسمت دوم
- مصاحبه با راجر واترز (Amused to Death)

Posted by Kamran at 09:35 AM | Comments 5

April 03, 2005

Programme Music / Suite

در ادامه بحث راجع به موسیقی رمانتیک جا دارد که به موسیقی برنامه ای و سوئیت هم اشاره ای داشته باشیم. در دوران رمانتیک اتفاق جالبی رخ داد و آن مشارکت هنرهایی چون موسیقی، نقاشی و ادبیات برای خلق آثاری هنری مشترک بود. نتیجه چیزی جز موسیقی ای نبود که به اجرای یک نمایش یا بیان یک داستان مشغول باشد. اغلب هنرمندان دوران رمانتیک به نوعی نگرش یگانگی و وحدت هنرها رسیده بودند، از شواهد این ادعا می توان به سرودن شعر توسط موسیقیدانان و سرودن شعر موسیقایی توسط شاعران اشاره کرد.

این سبک از موسیقی که در مقابل موسیقی محض (Absolute Music) بوجود آمد را می توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد. اول Programme Symphony یا همان سمفونی های برنامه ای، مانند سمفونی پاستورال بتهوون. هرچند قبل از این دوران افرادی چون ویوالدی نیز ناآگاهانه کارهایی از این نوع موسیقی تصنیف کرده بودند اما حضور مشخص آن به دوران رومانتیک بر میگردد. این نوع موسیقی در چند موومان اجرا می شود و بعنوان مثال بطور کامل به تشریح یک داستان یا یک موضوع می پردازد.

audio file Beethoven, Symphony No.6, Op.68, Allegro
audio file Beethoven, Symphony No.6, Op.68, Andante

حالت دوم Concert Overture یا اورتورهای کنسرت می باشد که شامل یک موومان از موسیقی برنامه ای برای ارکستر می باشند و به مراتب کوتاه تر از نوع اول هستند. برای مثال می توان به اورتور رومئو و ژولیت (Romeo and Juliet) از چایکوفسکی اشاره کرد.

audio file Tchaikovsky, Romeo and Juliet

Bare Mountain
کوهستانی سنگی در کاستاریکا
و در آخر باید از Symphonic Poem نام برد که فرانتس لیستز را می توان بعنوان پایه گذار این سبک از موسیقی به حساب آورد. این نوع از موسیقی معمولا" در یک موومان اجرا می شود و موسیقی در آن سعی می کند شنونده را به سمت یک ایده هنری معمولا" شعر سوق دهد. علاوه بر کارهای لیست در این زمینه مانند پویم سمفنیک شماره 10 - هملت (Hamlet) می توان به سرزمین پدری از اسمتانا و ... نیز اشاره کرد.

audio file Liszt, Symphonic Poem #10 - Hamlet

audio file Smetana, My Fatherland

همچنین به قطعه بسیار معروف A Night On The Bare Mountain که در ایران بنام "شبی بر فراز کوه سنگی" شناخته میشود از موسورگسکی (Mussorgsky) موسیقیدان روس گوش کنید و دقت کنید که چگونه نام بلند این قطعه که یک پویم سمفنیک است موسیقی را تحت اشعاع خود قرار می دهد.

audio file A Night On The Bare Mountain

قطعاطی که در این مطلب آورده شده است را یکبار دیگر گوش کنید و مثلا" با یکی از پیانو کنسرتوهای موتزارت مقایسه کنید. بوضوح خواهید دید که موسیقی برنامه ای کاملا" توانایی القای یک موضوع خاص و مشخص را به ذهن شنونده دارا می باشد در حالی که موسیقی محض چنین خصیصه ای ندارد.

اما سوئیت (Suite) نیز از جمله فرم هایی است که در دوران رمانتیک شکل گرفت. در این دوران برخی از انواع موسیقی ها برای اجرا در نقاط یا مراسم خاصی تهیه می شدند. مانند باله دریاچه قو، زیبای خفته و فندق شکن از چایکفسکی و ... هنگامی که تعدادی از این قطعات با هم اجرا شوند به نتیجه این کار سوئیت می گویند. این امکان نیز وجود دارد که برای اتصال قطعات به یک دیگر مدولاسیون یا تغییراتی در ابتدا و انتهای قطعات داده شود. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 08:37 AM | Comments 3

April 02, 2005

پدر موسیقی ساده و ماندگار

در دنیای موسیقی امروز، یک آلمانی به پدر موسیقی ساده شهرت پیدا کرده است. او کسی نیست جز برت کامپفرت، کسی که گروه بیتلز را کشف کرد و بسیاری از ملودی های زیبایی دنیای موسیقی پاپ و Jazz به او تعلق دارد و همه روزه میلونها نفر این ملودی های زیبا را گوشه و کنار دنیا گوش می دهند. او در باره موسیقی خود می گوید : "اگر مردمی که موسیقی من را می شناسند احساس کنند که این موسیقی کافی است، خوشحال هستم چون تمامی آنچیزی است که می خواهم بگویم."

ملودی های زیبای برت کامپفرت را خوانندگانی چون Ella Fitzgerald، Peggy Lee، Sarah Vaughan، Shirley Bassey، Dean Martin، Andy Williams، Al Martino، Frank Sinatra، Nat King Cole و بسیاری دیگر از بزرگان خوانندگی و اجرا کرده اند و موسیقیدانانی چون Duke Ellington, Count Basie, Stan Kenton بارها و بارها از ملودی های او در کارهایشان استفاده کرده اند.

ترانه های به یاد ماندنی مانند Strangers in the night، Blue spanish eyes, Danke schoen, Sweet Maria, Over and over و بسیاری ساخته های دیگر، این آهنگساز را در میان موسیقی دانان دنیا و البته آلمانی الاصل متمایز نموده است. به قطعه آشنای زیر با صدای فرانک سیناترا گوش کنید :

audio fileStrangers in the Night

کامپفرت که به پدر موسیقی ساده مشهور است برخلاف ظاهر، موسیقیدان ساده ای نبود و اجراهای موسیقی که او رهبری میکرد و یا تنظیم قطعاتی که توسط او انجام می شد همواره جزو بهترین های دنیای موسیقی می بود. بگونه ای که هنوز هم آلبوم های موسیقی او در سراسر دنیا تکثیر شده بفروش می رسد.

Bert Kaempfert
دهه 1960 در یک جلسه تمرینی با کینگ کورتیس
او در سال 1923 در هامبورگ متولد شد و موسیقی را از کودکی در مدرسه موسیقی بنام Hamburger Stadtpfeife آغاز کرد و خیلی زود توانست با سازهایی مانند کلارینت، ساکسیفون و آکاردئون نوازندگی کند. دوران بلوغ او مصادف بود با جنگ جهانی دوم اما با این حال توانست خود را به دسته موسیقی نیروی دریایی معرفی و در آنجا مشغول به خدمت شود.

علاقه او به موسیقی به حدی بود که هنگامی که در دانمارک بعنوان اسیر جنگی بسر می برد یک گروه موسیقی راه اندازی کرد و پس از آزادی با همان گروه در آلمان برای کلوپ افسران آمریکایی موسیقی اجرا می کرد. پس از مدتی فعالیت موسیقی، رهبری ارکستر و کسب موفقیت در آلمان زمان آن فرا رسیده بود که به آمریکا سفر کند و استعداد خود را آنجا رقم بزند. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 10:30 AM | Comments 2

April 01, 2005

کول، همیشه محبوب

نت کینگ کول در سال 1956 اولین سیاهپوستی بود که مجری یک سریال تلویزیونی به نام The Nat King Cole Show شد. مدت زمان این برنامه 15 دقیقه ای پس از چند ماه به 30 دقیقه رسید و تا آخر سال 57 ادامه داشت و کول توانست از این وسیله رای حمایت از برابری نژادی استفاده کند.

کول پس از اتمام برنامه تلویزیونی به فعالیت خود ادامه داد و پس از اجرای برنامه در چین و استانبول، در فیلم St. Louis Blues در نقش W.C.Handy موسیقی دان سبک بلوز شرکت کرد. در سال 1960 کول توجه خود را به تئاتر معطوف کرد و یک مجموعه (جنگ) موزیکال برای برادوی طراحی کرد.

ترانه Wild Is Love از این مجموعه در طول سه سال اولین ترانه شماره یک کول بود. اجرای برنامه قبل از حضور در برادوی به شکل تور انجام شد اما دوام چندانی نیافت و کول این ایده را برای یک برنامه دیگر به نام The Merry World of Nat King Cole مورد استفاده قرار داد.

audio fileRamblin' Rose

کول در سال 1962 پس از چهار سال با ترانه Ramblin' Rose که مایه هایی از کانتری داشت، به فهرست Top Ten بازگشت و آلبوم او با همین نام نیز به فهرست Top Ten وارد شد و برنده صفحه پلاتینیوم شد.

Nat King Cole
نت کینگ کول
در تابستان 1963 نت کول آخرین ترانه حاضر در Top Ten خود را به نام Those Lazy-Hazy-Crazy Days of Summer منتشر کرد. در دسامبر 1963 پزشکان بیماری سرطان ریه را در او تشخیص دادند و دو ماه بعد نت "کینگ" کول در سن 45 سالگی چشم از جهان فروبست.

audio fileThose Lazy-Hazy-Crazy Days of Summer

کول پس از مرگش همچنان مورد توجه دو دسته از مخاطبین خاص خود که در زمان حیاتش نیز از او تقدیر میکردند، باقی ماند. طرفداران موسیقی جاز که همچنان از آثار کول در دهه 30 و 40 با احترام و عشق نگهداری میکنند و توجهی به آثار غیر جاز او ندارند و علاقمندان موسیقی پاپ که همواره آثار سالهای 50 و 60 کول را با علاقه جمع آوری میکنند.

تمام اینها و این مسئله که آثار او – حتا آنهایی که با کیفیت نه چندان خوب در بعضی کشورها تولید میشود - در تمام دنیا عرضه میشود و علاقمندان فراوانی دارد، نشان دهنده این واقعیت است که کول همواره جذابیت خود را برای عاشقان موسیقی حفظ کرده و همچنان یکی از موفق ترین چهره های هنری باقی مانده است.


مطالب مرتبط :
از هم پاشیده شدن گروه کول
بدون گواهی تولد
موفق ترین هنرمند سالهای 63-40
کینگ کول

Posted by Kamran at 02:33 PM | Comments 2