HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

May 31, 2005

آخرین فوق رهبر قرن بیستم

Geporg Solti
Geporg Solti , 1912 - 1997
جورج سولتی متولد مجارستان از بزرگترین رهبرهای ارکستر جهان در سال 1912 در بوداپست بدنیا آمد. پیانو را نزد موسیقی دانانی چون ارنست فون دونای (Ernst von Dohnanyi) و بلا بارتوک (Bela Bartok) در آکادمی فرانس لیست (Franz Liszt) در بوداپست فرا گرفت و اولین کنسرت بزرگ خود را در سن 12 سالگی اجرا کرد.

از سال 1930 با مرکز اپرای بوداپست شروع به همکاری کرد و بین سالهای 1934 تا 1939 به عنوان کارگردان موسیقی در آنجا ایفای نقش می کرد. او بطور متوالی در سالهای 1936 و 1937 در فستیوال بزرگ موسیقی سالزبورگ با آرتور توسکانی (Arturo Toscanini) بعنوان دستیار کار کرد و تجارب بدست آمده در این دو دوره فستیوال تاثیر زیادی در علاقه و نگرش او به موسیقی کلاسیک گذاشت.

اواسط جنگ جهانی دوم به کشور سوئیس مهاجرت کرد و در زوریخ مقیم شد. در آنجا تمرینات خود بعنوان یک پیانیست را ادامه داد بطوریکه در سال 1942 جایزه اول رقابت های بین المللی نوازندگی پیانو از ژنو را دریافت کرد.

زندگی حرفه ای موسیقی او به واقع پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد. او برای مدت 25 سال تمرکز خود را در زمینه رهبری ارکسترهای اپرا معطوف کرد. اولین کار جدی خود را در سال 1951 با رهبری کارهای موتزارت در سالزبورگ آغاز کرد. او بین سالهای 1947 تا 1951 بعنوان رئیس اپرای مونیخ، و نیز بین سالهای 1952 تا 1961 بعنوان رئیس اپرای فرانکفورت انجام وظیفه کرد.

audio file قسمتی از اجرای یکی از اپراهای واگنر توسط ارکستر سمفونیک شیکاگو : Mogst du, mein Kind

Geporg Solti
Geporg Solti
اواخر سال 1950 اولین کارهای خود را با فیلارمونیک وین اجرا و ضبط کرد. همچنین در سال 1961 بعنوان رئیس ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس برگزیده شد، اما نتوانست آنجا خیلی دوام بیاورد چرا که دستیار او - زوبین مهتا (Zubin Mehta)، موسیقیدانی هندی الاصل است - فردی بود که توسط مدیریت ارکستر بدون مشورت به وی تحمیل شده بود.

وی در سال 1969 ریاست و رهبری ارکستر سمفونیک شیکاگو را بعهده گرفت و از آنجا بود که دومین دوره فعالیت موسیقی وی بعنوان یک رهبر ارکستر آغاز شد. او تا سال 1991 در این سمت باقی ماند و در این میان بین سالهای 1972 تا 1975 با حفظ سمت خود در شیکاگو، رهبری ارکستر پاریس را بعهده گرفت. پس از آن درسال 73 بعنوان مشاور اپرای پاریس انتخاب شد.

وی در طول سالهای 79 الی 83 بعنوان رئیس فیلارمونیک لندن ایفای نقش کرد. در 1983 به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد ریچارد واگنر رهبری Der Ring des Nibelungen in Bayreuth را بعهده گرفت، هرچند از نتیجه کار خیلی راضی نبود.

علاقه او بیشتر به موسیقی آلمان و اتریش مربوط به دوران پست رمانتیک بود. وی در سال 1992 بجای هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) بعنوان رئیس فستیوال - عید پاک - سالزبورگ انتخاب شد و تا سال 1994 در این سمت بود.

جورج سولتی در طول زندگی موسیقی خود اجراهای بیادمادنی بسیاری از خود بجای گذاشته است. او این شانس را داشت که در قرن بیستم با سازهای الکترونیک آشنا شود و در کنار کارایان و برینشتاین بعنوان بهترین رهبران ارکستر جهان شناخته شود. مردم فرانسه و جهان هنوز هم از اجرای زیبای "عروسی فیگارو" که با ارکستر اپرای پاریس در سال 1976 یاد می کنند. وی همچنین در طول فعالیت هنری خود 30 جایزه Grammy را نصیب خود کرد.

"من علاقه ای به بازنشستگی ندارم، چرا که در اینصورت خواهم مرد. من عاشق موسیقی هستم و برای همین تا آخرین لحظه کار خواهم کرد."

این سخنانی بود که وی در ماه جون 1997 بیان کرد و بعد از آن در یک روز جمعه ماه سپتامبر هنگامی که تعطیلات خود را در پاریس میگذراند به خواب ابدی فرو رفت.


Posted by Kamran at 06:42 PM | Comments 8

May 30, 2005

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک - ۱

Music Class
جلسه ای از یک کلاس عملی موسیقی
با وجود آنکه بسیاری از علاقمندان به موسیقی در ابتدای راه تحصیل و فراگیری موسیقی، به رشته موسیقی کلاسیک علاقمند می شوند اما اغلب در ادامه راه پس از آشنایی با پیچیدگی و گستردگی آن دچار رعب و وحشت در ادامه و یا شک و تردید در انتخاب مسیر آینده می شوند. این ترس به حدی است که ممکن است باعث رها کردن این رشته و یا حتی در نهایت تحصیل موسیقی شود.

علت اصلی این اتفاق در بیشتر موارد آن است که هنرجویان موسیقی اغلب نمی دانند در حال ورود به چه مقوله ای هستند و یا هدف نهایی آنها از تحصیل موسیقی کلاسیک چیست؟ بسیاری از آنها حتی نمی دانند که بدون مطالعه آکادمیک موسیقی کلاسیک نیز می توان از طریق شنیدن از این موسیقی لذت برد.

واقعیت آن است که موسیقی کلاسیک (به معنای عام کلمه) گستره ژرف و بسیار غنی هنری است که هنرجویان هر چقدر راجع به آن مطالعه، تحقیق و تمرین کنند هرگز به انتهای آن نخواهند رسید و همواره عجایب و زیبایی هایی برای کشف در آن پیدا خواهند کرد. در این مرحله هنگامی که یک محصل موسیقی پس از آشنایی یکی دو ساله با موسیقی کلاسیک، توانایی محدود خود را در مقابل این پهنه عظیم هنری قرار می دهد دچار سردرگمی شده و از خود سئوال می کند : "آیا ادامه دهم؟"

بله هنرجویی که روزی با شنیدن یا دیدن اجراهای موفق و زیبای موسیقی کلاسیک شیفته این رشته هنری شده بود به یکباره احساس تزلزل در مسیر انتخاب شده خود می کند. چرا اینگونه است؟

Music Class
جلسه ای از یک کلاس هم خوانی
اغلب نوجوانان علاقمند به موسیقی برای خود قهرمانانی دارند و رویاهای او را در سر می پرورانند، از آهنگسازانی چون باخ، موتزارت، بتهوون و ... گرفته تا نوازندگانی چون لیست، پاگانینی، هایفتز و .... و یا رهبران ارکستری چون سولتی، کارایان و ... کارهای زیبای این افراد و تبلیغاتی که روی نام و آثار هنری آنها انجام گرفته نوجوانان را علاقمند به طی مسیری می کند که در نهایت به یکی از این افراد ختم می شود. اما آیا برای موتزارت یا پاگانینی و یا کارایان شدن کافی است تنها به مطالعه، تحقیق و تمرین کارهای آنها بپردازیم؟

نه. مشخصا" اینگونه نیست. در نظر داریم در طی دو مطلب بطور خلاصه به گستره هنری که یک هنر آموز موسیقی کلاسیک طی تحصیلات خود باید با آنها آشنا شود نگاهی داشته باشیم.

قرون وسطی
موسیقی به معنی امروزی از قرون وسطا شکل گرفت و به همین دلیل موسیقی این دوران از بغرنجترین نوع موسیقی برای ما مردمان متمدن امروزی است. موسیقی این دوران شاخصه هایی چون بسط آرام و عدم وابستگی وزنی در بخش های مختلف صدایی می باشد. اغلب آثار قرون وسطی فاقد آهنگساز مشخص می باشد و قطعات با نام آنها مشخص می شود و لازم است هنرجویان موسیقی کلاسیک با تعداد قابل توجهی از آنها آشنا باشند. همچنین در این گستره زمانی - یعنی حدودا" 500 سال اول هزاره دوم - می توان به تعداد انگشت شماری آهنگساز اشاره کرد که هنرجوی موسیقی کلاسیک ناگزیر است با آنها و کارهایشان آشنا باشد.

رنسانس
رنسانس هنگامی بود که شاخه های مختلف هنر در تحولی شگرف احیا شد و موسیقی نیز به دنبال نقاشی و مجسمه سازی دستخوش تغییرات بسیار شد. این دوران که شامل نیمه دوم قرن 15 و تمام قرن 16 بود شاهد پدیدار شدن هارمونی و ساختارهای فرمی در موسیقی بود. در این دوران آشنایی با کارهای هنرمندی چون فرانکو فلمیش (Franco-Flemish) که از پایه گذاران موسیقی رنسانس است و یا هنرمندانی چون جیوانی پالسترینا (Giovanni Palestrina) ، کلادیو مونتوردی (Claudio Monteverdi) ، رولند لاسوس (Claudio Monteverdi) و تنی چند از دیگر بزرگان موسیقی رنسانس لازم است.

باروک
قرن 17 و نیمه اول قرن 18 دوره موسیقی غنی کنترپوانیک، مملو از ملودی های آراسته و زیبا با تزئینات زیاد بود. تفاوت فاحش موسیقی این دوران استفاده از صدای انسان و ساز بطور توان و گسترده در کارهای موسیقی بود. از بارزترین پدیده های این دوران باید به توجه مراکز دینی به موسیقی یاد کرد. در این ارتباط دانستن موسیقی های هارپسیکورد باخ، ژان فیلیپ رامئو (Jean Philippe Rameau) و فرانکویس کوپرین (Francois Couperin) و نیز کارهای پیانو یا ارکسترال آهنگسازانی چون هندل (G.F. Handel)، ویوالدی (A. Vivaldi)، آرکانجلو کورلی (Arcangelo Corelli) از نمونه کارهای لازمی است که هنرجوی موسیقی کلاسیک باید با آنها آشنا باشد.

در مطلب بعد راجع به سایر قسمت های رپرتوآرهایی که یک هنر جوی موسیقی باید آنها را فرا بگیرد که شامل کلاسیک، رمانتیک، قرن بیستم و مدرن می شود صحبت خواهیم کرد. (ادامه دارد ...)


کاوه رهنما


Posted by Kamran at 04:52 PM | Comments 4

May 29, 2005

A Momentary Lapse of Reason

A Momentary Lapse of Reason
A Momentary Lapse of Reason
اولین آلبوم پینک فلوید بدون راجر واترز

آلبوم The Final Cut، محصول سال 1983، درواقع آلبومی بود که از هر نظر، ایده و کار سولوی راجر واترز را به رخ میکشید و جالب اینکه به عقیده بسیاری، کاری ضعیف به شمار میرفت. این آلبوم فاقد زندگی و روح آثار پینک فلوید در سالهای 60 و 70 بود و زمانی که راجر واترز با خصومت فراوان گروه را ترک کرد، عده زیادی پایان گروه پینک فلوید را پیش بینی کردند. اما آنها در اشتباه بودند.
آلبوم A Momentary Lapse of Reason، اولین آلبوم پینک فلوید (Pink Floyd) بدون حضور راجر واترز است که پس از جدال طولانی اعضای گروه با راجر واترز بر سر حقوق قانونی نام پینک فلوید و علی رغم اعتراض واترز، در سال 1987 منتشر شد.

audio fileLearning To Fly

همکاران قدیمی پینک فلوید، از جمله باب ازرین (Bob Ezrin) تهیه کننده، گروه با سرپرستی دیوید گیلمور David Gilmour توانستند مجموعه ای از ترانه هایی را به علاقمندانش عرضه کند که به اندازه تمام آثار قبلی پینک فلوید درونگرایانه و روی آنها فکر شده بود.

از نظر بیشتر علاقمندان این آلبوم، اولین تک ترانه آن "Learning To Fly" در واقع سرود معرف این آلبوم بوده است و کاری است با شکوه و تقریبا بی نقص. ترانه اوج و فرودی جادویی دارد و شروع بسیار مناسبی برای آلبوم به شمار میرود.

audio fileThe Dogs of War

A Momentary Lapse of Reason
A Momentary Lapse of Reason
ترانه "One Slip" که توسط گیلمور و مک کی McKay نوشته شده است با استفاده از ترفندهای صوتی کار نوازندگی سولوی پرشور تونی لوین Tony Levin با استیک stick (سازی که از ترکیب گیتار و بیس به وجود آمده و شیوه نواختنش ریشه در درامز و کیبورد دارد.) را به نقطه بسیار برجسته ای مبدل کرده است. از طرفی کار نوازندگی گیتار و ریتم نسبتا بومی آن، این اثر را به یکی از ترانه های موفق آلبوم مبدل کرده است.

ترانه های "The Dogs of War" و "On The Turning Away" انتقادی گویا از شیوه تفکر محافظه کارانه سالهای 80 هستند، اولی رنج نامه ای است که دوران سروده شدن آن، زمانی است که جنگ سرد یک واقعیت به شمار میرفت و دومی درواقع تلنگر سختی است به انسانهای خودمحور دهه منیت یا The Me Decade.

در کل این آلبوم از عدم حضور واترز چندان صدمه ای ندیده است و یک حسن بزرگ آن بازگشت زندگی به ترانه های آن است. این آلبوم محصول سال 1987 است و اعضای گروه هنگام ساخته شدن آن شامل:

- دیوید گیلمور( نوازنده گیتار، خواننده و برنامه ریز)،
- ریچارد رایت Richard Wright ( پیانو، ارگ هموند Hammond، Kurzweil - سینتی سایزر- و خواننده) ،
- نیک میسون Nick Mason (نوازنده درام آکوستیک و الکترونیک، جلوه های صوتی)
بوده اند.


ترجمه آزاد از ترانه On The Turning Away

audio fileOn The Turning Away

هنگام نادیده گرفتن
ضعیفان و درهم شکستگان
و کلماتی که بر زبانشان جاری میشود
کلماتی که ما نمیفهمیم
باور مکن که رنج و سختی
تنها برای دیگران رخ دادنی است
این باور تو را به کسانی میپیوندد
که چشم بر واقعیتها بسته اند

این گناه است که نور میتواند به سایه تبدیل شود
و کفنی بیافکند
بر هرآنچه میشناسیم
بی خبر از جایگاه والای آنها (نزد ما)
(تیرگی) با قلب سنگی خود پیش می رود
و ما در این میان تنهاییم
تنها، با رویایی از افتخار در سر

بر روی بالهای شب
زمانی که روز به پایان میرسد
جایی که حضور بی کلام هم کیشان
در اتحادی خاموش
برایت کلماتی غریب را تداعی میکند
که شعله هایی مجذوب کننده را می افروزند
حالا وزش آرام دگرگونی را
بر بالهای شب
احساس کن

دیگر روی بر نمی گردانم
از ضعیفان و از خستگان
دیگر نادیده نمیگیرم
سرمای درونم را
تنها یک جهان هست تا در آن سهیم باشیم
ایستادن و نظاره کردن کافی نیست
آیا این تنها یک رویا است
که دیگر
کسی (پلیدیها را) نادیده نگیرد
On the turning away
From the pale and downtrodden
And the words they say
Which we won’t understand
Don’t accept that what’s happening
Is just a case of others’ suffering
Or you’ll find that you’re joining in
The turning away

It’s a sin that somehow
Light is changing to shadow
And casting it’s shroud
Over all we have known
Unaware how the ranks have grown
Driven on by a heart of stone
We could find that we’re all alone
In the dream of the proud

On the wings of the night
As the daytime is stirring
Where the speechless unite
In a silent accord
Using words you will find are strange
And mesmerized as they light the flame
Feel the new wind of change
On the wings of the night

No more turning away
From the weak and the weary
No more turning away
From the coldness inside
Just a world that we all must share
It’s not enough just to stand and stare
Is it only a dream that there’ll be
No more turning away



سحر شهاب


Posted by Kamran at 02:44 PM | Comments 7

May 28, 2005

"دوستی" با کنسرتویی برای جوشا بل ادامه می یابد ...

behzad ranjbaran
بهزاد رنجبران
به بهانه اجرای کنسرتو ویلن اثر بهزاد رنجبران با ارکستر سمفونیک ایندیاناپلیس و تکنوازی جوشا بل

در ساخت یک قطعه موسیقی که در این هفته برای نخستین بار در آمریکای شمالی اجرا می شود یک ایده با الهام از یک دوستی درازمدت در میان بوده است.

بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی، و جوشا بل، اهل بلومینگتون، از سال 1980 با یکدیگر آشنا بوده اند؛ در زمانی که رنجبران دانشجوی دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون و جوشا بل شاگرد جوزف گینگولد بود. اکنون رنجبران استاد دانشکده جولیارد و بل ساکن مانهاتان است. بدیهی بود که آهنگساز قطعه ای برای ویلن نواز بنویسد.

این قطعه دردهه 1990 به کمک جایزه ملی هنر نوشته شد ولی جوشا بل درگیر کنسرت های متعدد در جهان، ضبط و پروژه های سینمایی بود و چندین سال طول کشید تا بتواند زمانی را به آن اختصاص دهد. به گفتهء او : «بهزاد این قطعه را در مدت نه چندان زیادی پس از دوره دانشگاه برای من نوشت که برای حدود ده سال اجرانشده باقی ماند. من بسیار گرفتار بودم و هیچگاه فرصتی برای پرداختن به آن پیدا نکردم ولی در نهایت برخی برنامه هایم را لغو کردم تا این کنسرتو را کار کنم ؛ اثری که مرا بسیار هیجان زده کرد.»

جوشا بل، 37 ساله، این کنسرتو ویلن را دو سال پیش برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک سلطنتی لیورپول (در انگلستان) نواخت. وی این اثر را در اوایل آوریل با ارکستر سمفونیک تورنتو نیز اجرا خواهد کرد. ضمنا اجرای این هفتهء ارکستر سمفونیک ایندیناپلیس در تئاتر هیلبرت سیرکل، نخستین اجرای عمومی کنسرتو در این قاره خواهد بود.

رنجبران، 49 ساله، در کنسرتو ویلن خود، به ویلن نقش یک قصه گو را داده است. به گفته او: «همچون نقش ویلن در شهرزاد هزار و یکشب که داستان و موضوع های بسیاری را در ابهام بیان می کند.»

رَنگ آمیزی ایرانی
رنجبران که در تهران تولد یافته، گهگاه عناصر موسیقی ایرانی را در آثارش می گنجاند. وی هنگامی که این کنسرتو را می نگاشته به کمانچه، یک ساز کمانی باستانی، می اندیشیده است. وی می گوید: «این یک ساز کمانی است که همچون ویلنسل نگاه داشته می شود و از نیاکان ویلن است. این سازِ قدیمی از سازهای مهم در موسیقی کلاسیک-سنتی ایران است. من از کودکی مسحور صدای بسیار صمیمی و پرتاثیر کمانچه بودم. » رنجبران در لحظات عمیق ترِ کنسرتو به صدای این ساز کمانی ایرانی اشاره دارد. وی گوید: «در نخستین و سومین موومان ویلن به واقع آوازخوانی می کند.»
Joshua Bell
جوشا بل نوازنده مشهور ویلن

جوشا بل تصور می کند برخی از ملودی های کنسرتو به نوعی حس عربی دارد. از سوی دیگر، سازبندی برای او یادآور کارهای برامس است: «قهرمانانه و باشکوه».

رنجبران این کنسرتو ویلن را به برخی از دانشجویان جولیارد نیز داده است ولی به نظر می رسد که قطعه برای آنها دشوار بوده است. به گفته آهنگساز: «ویلنیست ها در اینجا می گویند که نمی توانند ان را اجرا کنند؛ من می گویم پارتیتور را مطالعه کنید. قطعه ای است که تنها "به نظر می رسد" که اجرای آن غیرممکن است.»

سلایق سنتی
جوشا بل می اندیشد که برخی آهنگسازان ممکن است غرولند کنند که "این کنسرتو کار تازه ای در زمینه تاثیرات صوتی نیست در صورتیکه از لحاظ آهنگسازی، نو است." ولی این موضوع برایم اهمیتی ندارد. من به یک سلیقه سنتی بیشتر گرایش دارم و به کارهای ملودیک و خوش ساخت علاقه مندم.»

از آنجایی که رنجبران با آموختن ویلن بزرگ شده است جوشا بل بر این باور است که او یک توانایی ذاتی برای نوشتن قطعه برای این ساز دارد: «این کنسرتو ویلن، استادانه و ملودیک است و شباهتی با آن دسته از کارهای مدرن که مردم را وحشت زده می کند ندارد.»

ترجمه:پژمان اکبرزاده

ویتنی اسمیت / (از روزنامه ایندیانا استار، آمریکا، 27 مارچ 2005)


مطلب مرتبط :
اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)


Posted by Kamran at 05:53 PM | Comments 6

May 27, 2005

آلبومهای اختصاصی آلن پارسونز

Alan Parsons Live Project
پروژه بزرگ اجرای زنده
آلن پارسونز در کنار کار با اریک وولفسون (Eric Woolfson ) مدیر و ترانه سرای بزرگ، تصمیم گرفت تا به ضبط آنچه خود در موسیقی بدان علاقه دارد نیز بپردازد. به این شکل پروژه بزرگ طولانی مدت آلن شکل گرفت. او گهگاه در ضبط کارهایش کیبورد می زد و به ندرت هم می خواند. البته در ابتدا طرحی که او در ذهن داشت با حضور جمعی از خوانندگان و نوازندگان آماتور پایه ریزی شد، اما در میان آنها با آرتور براون (Arthur Brown) ، آلن کلارک (Allan Clarke) و ایان بیرنسون (Ian Bairnson) گیتاریست نیز همکاری کرد.

اولین آلبوم اختصاصی
در سال 1976 آلبوم اختصاصی او با تم داستانهایی درباره دین و تصویر سازی مشابه آنچه در نوشته های ادگار آلن پو دیده می شد منتشر گشت. از سویی دیگر شباهت زیادی با قصه های علمی آیزاک آسیموف نیز داشت. بعد از این موفقیت در سال 1978 او برای ضبط البوم EVE به موناکو رفت و در سال 1979 به همراه لوسیفر (Lucifer) شماره یک جدول اروپا باشد.

سکونت در موناکو تاثیر چشمگیری در آلبوم The turn of a friendly card داشت، این آلبوم در 1980 و در پاریس ضبط شد. دو قطعه از ترکهای این آلبوم با نامهای Game People و Timeدو از موفق ترین ترانه های وی بودند. پس از این موفقیت او به انگلیس بازگشت و آلبوم Eyein the Sky را که از موفقترین کارهای موسیقی راک زمان خود (1986) بود تهیه کرد. موفقیتهای بعدی او با ضبط آلبوم Ammonia Avenue در سال 1985، Stereotomy سال 1986 و Gaudi سال 1987 به اوج خود رسید.

 A Valid Path
A Valid Path
به ترک اول از آلبوم A Valid Path بنام Return To Tunguska که با حضور و همکاری افتخاری دیوید گیلمور اجرا شده است گوش کنید :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم

تئاتر موزیکال وین
اما باید گفت که برجسته ترین اثر او در یک تئاتر موزیکال بود که در سال 1990 بیش از 12 ماه در وین روی صحنه بود. اریک و آلن پس از آن راهشان را از هم جدا کردند، اریک حرفه اش را در همان حیطه تئاترهای موزیکال ادامه داد در حالیکه پارسونز حس کرد نیاز دارد تا به اجرای کنسرتهای زنده روی صحنه پرداخته و ضبط موسیقی مورد علاقه اش به حالت سمفونیک - راک را ادامه دهد.

اینگونه نیز شد و همکاری طولانی مدت او با بیرنسون و استوارت الیوت (درامر) با آلبوم Try Anythings Once در سال 1994 و The Time Machine در سال 1990 به ثمر نشست. در طی همین دوران تور زنده سرتاسری اروپای وی و گروهش مخاطبان بسیاری را به سوی سالنهای کنسرت کشاند. او همچنین شوهای زنده و متفاوت و خاصی را با کسانی مثل رینگو استار (Ringo Starr)، جان اندرسون (Jon Anderson) ،آلیس کوپر (Alice Cooper)، جان انت ویستل (John Entwistle) و آن ویلسون (Ann Wilson) روی صحنه اجرا کرد.

Alan Parsons Live Project
در یکی از اجراهای زنده از پروژه
یکی از نام آشنا ترین و البته مشهورترین قطعاتی که آلن با گروه نوازنده های خود اجرا نمود قطعه ای بود که در شیکاگو بولز روی صحنه برد. جرج مایکل خواننده آمریکایی در فیلم IMAX از قطعات وی استفاده کرد و شاید پرطرفدارترین قطعه ساخته او در فیلم مایک میرز (آستین پاورز) باشد. سبک موسیقی و شیوه آلن در دوره خود یکی از بهترینهای الکترونیک و در ژانری که The Crystal Method را شامل می شد بسیار قابل توجه بود.

آلن می گوید: "هنر واقعی در تغیر و دگرگونی است و من احساس میکنم نیاز دارم تا صدای بخشهای مختلف یک قطعه را با حفظ ارزشهایش مطابق میل و اندیشه خودم ترکیب کنم. موسیقی الکترونیک یکی از مقوله های هنر بود که پیشرفت بسیار سریع و قابل توجهی دارد، ضمن اینکه از تکنولوژی جدید نیز بهره می برد."

آلن همچنین در صدابرداری قطعات زیادی برای رسانه رادیو ساخته و الحق در حرفه صدا برداری دانشمند زمان خو د است. اغلب در سخنرانیهایی که در مورد حرفه صدابرداری و مهندسی ضبط برگزار می شود به عنوان سخنران حضور داد. آخرین سخنرانی او در سال 1998 در میان مهندسین صدابردار با عنوان " اجتماع مهندسین صدابرداری سرو صدای عجیبی به پا کرد. وی در حال حاضر هم به همراه همسر و دو دختران نوجوانش (تابیتا و بریتنی) در سانتا باربارای کالیفرنیا زندگی میکند.


مطلب مرتبط : صدابردار طلایی

Posted by Kamran at 01:03 PM | Comments 5

May 26, 2005

مصاحبه با کیاوش صاحب نسق - ۱

 sadjad pourghanad & kiavash saheb-nassagh
گفتگو با کیاوش صاحب نسق لحظاتی پس از کنسرت
بدنبال تهیه مطلب جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران با کیاوش صاحب نسق آهنگساز معاصر و طراح جشنواره آهنگسازان معاصر ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.


بفرمایید که چرا در این برنامه از نوازندگان ایرانی استفاده نشد؟
همونطور که من قبلا" هم چندبار بهش اشاره کردم، برنامه ریزی اولیه این کنسرت مبناش انتخاب یک کوارتت اتریشی بود که قرار بود این کار را اجرا بکنه ولی بخاطر اینکه ما بودجه نداشتیم در مرحله بعد به یک کوارتت ایرانی فکر کردیم، منتها با صلاح دید و مشورتی که من با آهنگسازان قدیمی تر کردم، متاسفانه {بخاطر} تجربه های نچندان خوشایندی که با کوارتت های ایرانی داشتن ما تصمیم سومی گرفتیم که اون هم استفاده از نوازندگان ارمنی بود.

البته این اتفاق به این معنی نیست که ما تک تک نوازندگان ایرانی را از لحاظ توانایی های نوازندگی زیر سئوال می بریم، بلکه مجموعه این چهار نوازنده هست که باید تکلیفش روشنتر می بود. در حقیقت وقتی من طرح این برنامه را ریختم، کوارتتی را که به عنوان کوارتت و چهار نوازنده می تونستند تجربیاتشون را به ما نمایش بدن که بگن ما این صلاحیت و توانایی ها را داریم به من معرفی نشد… بعد از حدود 4 ماه که ما این قرار را با این گروه بستیم از طرف کوارتت نوان برای من ایمیلی اومد که دمویی را برای من فرستادن که بنظر من خیلی دموی پخته ای اومد و حتی من با آقای رسولی صحبت کردم و قرار بر این شد که اگر ما با هم کنسرت مجددی را داشته باشیم از حضور این کوارتت استفاده کنیم.

پس استفاده از گروه به این معنی نیست که ما چهارتا نوازنده در ایران نداریم !
مطمئنا" به این معنا نیست؛ ما در ایران نوازندگان توانا خیلی داریم ولی مشکل دیالوگی هست که باید بین این چهار نوازنده برقرار باشه، یک کوارتت وقتی معنی واقعی خودش را داره که این کوارتت هفته ای حداقل دو بار یا سه بار با هم تمرین داشته باشن و هر دو هفته یکبار کنسرت داشته باشن، این اسمش کوارتت هست! نه اینکه ما چهارتا نوازنده قدر عاریتی را بگیریم و کنار هم بگذاریم … البته ممکن هست اتفاقی یک نتیجه خوب بگیریم ولی این بدنه یک کوارتت نیست. در هر صورت من دلم می خواد در برنامه بعد حتما" از وجود یک کوارتت ایرانی استفاده کنیم؛ یا حداقل در کنار کوارتت "آنی" از وجود یک کوارتت ایرانی استفاده کنیم و بعد صحنه را برای رقابت و توانایی هایی که هر نوازنده ای که می تونه {قدرتش را} نشون بده باز کنیم که فکر می کنم خیلی می تونه برنامه را جذابتر بکنه.

ایده این کنسرت چگونه بوجود اومد؟
ایده این کنسرت برمی گرده به سال 2002 که من از چند نفر از آهنگسازان معاصرمون خواهش کردم که قطعات کوارتتشون را در اختیار من قرار بدن که یک کوارتت اتریشی در گراتس این برنامه را اجرا کرد.

آثار آقایان علیرضا مشایخی، نادر مشایخی، هرمز فرهت، مهران روحانی، رضا والی و خود من و دونفر دیگه که متاسفانه بخاطر مشکلات فنی اجرا نشد؛ آقای شاهرخ خواجه نوری و آزاد حکیم رابط یک کار کوچیک برای من فرستاده بودن.

چه اشکالی پیش اومد؟
مشکل اصلی کار آقای خواجه نوری این بود که کار ایشون کوراتت نبود، بلکه اوکتد بود و من به خودم اجازه نمی دادم که تغییرش بدم(تنظیمش کنم) در مورد آقای حکیم رابط هم یکمقدار مشکلات زمانی پیش اومد، قرار بود ایشون پارت برای ما پیدا کنن و قرار بود در شیوه نت نویسیشون یک تجدید نظری کنن که متاسفانه این موارد اتفاق نیفتاد و کوارتت نتونست از قطعاتشون استفاده کنه.

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم

بعد از اون جریان ارتباطات به نوع زیبایی برقرار شد. آقای رنجبران از طرف آقای والی شنیدن که من یک کوارتت دارم و به من زنگ زدن و این باعث شد که تعداد کوارتت هایی که در دست من بود زیادتر بشه و این ایده پیش اومد که ما می تونیم یک برنامه بزرگتری داشته باشیم با وجود اون نوازنده ها ، بیایم در ایران کنسرت بدیم جایی که جایگاه واقعیش هست. تابستان من اومدم با آقای رسولی صحبت کردم و مدیر عامل اون مرکز که آقای بنی اردلان بود که فوق العاده استقبال کردند و برنامه ریزی اون را کردیم ولی به این شکل که یازده تا کار را اجرا کنیم- چون تا اون موقع من یازده تا کار در دستم بود- که این کارها را در چند شب اجرا کنیم . پارتیتورها منتشر بشه و در نهایت ما یک نشر صوتی داشته باشیم.

برنامه ریزی اولیه که قرار بود دی ماه اجرا بشه بخاطر دلایل فنی به تعویق افتاد و برنامه در اردیبهشت اجرا شد. در همون مدت که تابستان اینجا بودم من باز با یک تعداد از آهنگسازان تماس گرفتم و ازشون خواهش کردم که قطعاتشون را در اختیار ما بگزارن، بدون اینکه بدونم اصلا" همچین قطعه ای دارن یا نه. با آقای حسین دهلوی، احمد پژمان ... اینها کوارتت نداشتن با خانوم فوزیه مجد تماس گرفتم که یک کوارتت قدیمی داشتن ولی نیاز به اصلاح داشت، آقای داریوش دولتشاهی خیلی خوشحال شدن ولی نمی تونستن قطعه ای را در اختیار من قرار بدن، آقای هوشنگ استوار و کسانی که من خیلی دلم می خواست قطعه ای ازشون داشته باشم ولی دسترسی به خانوادشون برام ممکن نبود؛ آقای حسین ناصحی از پیش کسوتهای اصلی ما آقای ثمین باغچه بان.

صحبت هم کردید باهاشون؟
با آقای باغچه بان نه… آقای دکتر محمد تقی مسعودیه دارن که البته برای کوارتت نیست و برای مومان زهی هست که می شد پیادش کرد و کسی که بخاطر فراموش کاری و غفلتم فراموش کردم آقای مصطفی کمال پورتراب بود که بعدا" در موردش فکر کردم… این مجموعه تصمیم گیریها بود... در آخرین دو هفته ای که قرار بود بیام ایران آقای لوریس چکنواریان با من تماس گرفتن و روزهای کنسرت را پیشنهاد دادن که بجای دو روز سه روز باشه که حرفشون کاملا" منطقی بود بخاطر اینکه همینطوری یازده اثر توسط یک کوارتت اجرا کنیم به اندازه کافی فشار و تمرکز و همه معظلاتی که یک نوازنده باهاش می تونه برخورد داشته باشه را داره دیگه چه برسه به اینکه این برنامه در دو بخش اجرا بشه … و سریع با هماهنگی های آقای رسولی برنامه اجرا شد و تونستیم شب سوم را هم بهش اضافه کنیم.

نوازندگان چه مدتی تمرین کرده بودند؟
من فکر می کنم آذر ماه سال پیش قطعات را براشون فرستاده بودیم (و با تماسی که من با ایمیل هایی که رد و بدل می شد و از آقای چکنواریان –در مورد روند کار- پرس جو می کردم، اونها هم در مورد مشکلاتی که در قطعات داشتند گاهی تماس می گرفتند) و در حقیقت تمرینها همون موفق آغاز شده بود و این را هم بگم که اون قطعات تنها قطعاتی نبود که در دستشون بود و کنسرتهای دیگری هم این وسط اومدن و اجرا کردن ولی من چیزی که از اول تمرین می بینم این هست که می تونم مطمئنا" بگم که تمرینات از همون روز اول شروع شده بود، چون تمرین به معنای واقعی اینجا نبود و فقط یک اشکال گیری بود؛ کارها همه دقیقا" بازبینی شده بود، دقیقا" آرشه گذاری شده بود و چیزی که برای من خیلی جذاب بود، ارتباط این چهار نفر بود که با چه دقتی سعی می کردند که کوارتت را تصحیح بکنن ...

(در ادامه این مصاحبه آلبوم عکس شب پایانی برنامه را خواهید دید.)


از سجاد پورقناد

لینک های مرتبط :
جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران

Posted by Kamran at 11:06 AM | Comments 2

May 25, 2005

Besame Mucho

Trio Los Panchos
نمونه اجرای موفق اسپانیایی Besame Mucho
اجرای گروه Trio Los Panchos است.
چندی قبل به بهانه درگذشت یکی از ترانه سرایان لاتین به نام "کونسوئلو ولازکوئز" مطلبی تهیه کردیم و در آن راجع به یکی از ترانه های جاودانه این شاعر که در اغلب کشورها از شهرت بسیاری برخوردار است صحبت شد. این ترانه Besame Mucho (مرا ببوس) نام دارد که توسط خواننده ها و گروه های بسیاری به زبانهای مختلف اجرا شده است.

قابل توجه آنکه شما می توانید در ایران نیز در بسیاری از رستورانها و مکانهای عمومی که موسیقی پخش می کنند اغلب شنونده این موسیقی زیبا باشید. حتی در طول هفته در لابلای برنامه های مختلف شبکه های رادیویی نسخه های زیبای بدون کلام این ترانه پخش می شود.

نت موسیقی Besame Mucho بصورت PDF

در این مطلب علاوه بر آوردن تعدادی از اجراهای زیبای Besame Mucho، نت موسیقی آنرا نیز تقدیم شما می کنیم و با یک تحلیل کوتاه سعی خواهیم کرد علت موفقیت جهانی برخی از موسیقی ها و ترانه ها - همانند این ترانه - را بیان کنیم. قبل از آن به یکی از اجراهای برگردان فرانسوی این ترانه زیبا گوش کنید :

audio fileDalila, Besame Mucho

از دید فنی
تکرار و عادت معمولا بطور ناخواسته به همراه خود علاقه بوجود می آورد. بعنوان مثال رفتن مکرر به یک رستوران باعث می شود تا شما بتدریج حتی بدون توجه به کیفیت غذای رستوران به آن محل علاقمند شوید. نکته ای که در این گونه از قطعات موسیقی نهفته است استفاده از توالی آکورد (Chord Progression) هایی است که قبلآ در بسیاری از ترانه ها استفاده شده. در اینصورت با وجود آنکه شنونده غیر حرفه ای ممکن است متوجه این موضوع نشوند اما بطور ناخودآگاه حتی در اولین مرتبه از شنیدن ترانه، احساس دوستی و راحتی می کند و خیلی زود با آن ارتباط برقرار میکند.

audio filePlacido Domingo & Paloma San Basilio , Besame Mucho

Placido Domingo
دومینگو خواننده اپرا که Besame Mucho را اجرا کرده است
به آکوردهایی که در این قطعه استفاده شده است دقت کنید. (به فایل pdf رجوع کنید) قسمت اعظم هارمونی بر روی آکوردهای Dm، Gm و A7 پایه گذاری شده است. این سه آکورد با توالی معمول i-iv-V-i از پر استفاده ترین توالی های آکورد در گام های مینور است که در ترانه های ایرانی جدید و قدیمی کاربرد بسیار دارد. بنابراین شنونده با شنیدن حرکت هارمونی با وجود آنکه ممکن است قبلا" این حرکت ها را در گام دیگری حس کرده باشد با هارمونی موسیقی خیلی زود ارتباط برقرار می کند.

اما برتری Besame Mucho نسبت به بسیاری از ترانه های دیگر از این قبیل درآن است که آهنگساز/تنظیم کننده در برخی موارد که لازم دیده است با اعمال تغییرات زیبایی در هارمونی موسیقی را از یکنواختی - که معمولا در ترانه های قدیمی وجود دارد - از بین برده است. بعنوان مثال ممکن بود برای میزان 5 هارمونی روی Gm بماند ولی اینچنین نیست و با یک حرکت به سوی آکورد فادیز کاسته که تمایل زیادی به حل روی Gm دارد در هارمونی میزان 5 تنوع ایجاد می کند. مثال دیگر میزان 14 است که باز هارمونی می توانست در کل میزان روی A7 بماند بدون آنکه شنونده احساس بدی از موسیقی داشته باشد.

اگر به قطعه دقت کنید و احیانا" هارمونی آنرا با ساز خود اجرا کنید متوجه خواهید شد که دو تغییر بسیار زیبای دیگر وجود دارد یکی در اوایل قطعه هنگامی است که برای لحظات قطعه تغییر مد داده و به ر ماژور میرود و دیگری هنگامی است که - در انتهای نت موسیقی - هارمونی از Em7 به Bb7 رفته سپس برای فرود به Dm، یک میزان روی درجه پنجم (A7) می ماند.

audio fileElvis Presley , Besame Mucho

Fausto Papetti
Fausto Papetti نوازنده مشهور سکسیفون
زیبایی ملودی نیز نباید نادیده انگاشته شود. معمولا" ملودی ای نزد مردم عادی محبوب می شود که ساده باشد و قابل حفظ کردن، و یکی از مهمترین عوامل در این نوع از ملودی ها نداشتن پرش های بزرگ است چیزی که امروزه در ملودی خواننده ها بوفور مشاهده می شود و باعث آن می شود تا مردم عادی توانایی زمزمه کردن صحیح ملودی را نداشته باشند. اگر به قطعه نگاه کنید در جملات موسیقی بجز میزان 13 که یک پرش چهارم به سمت پایین داریم بقیه پرش ها فاصله سوم یا کوچکتر هستند و باعث می شوند تا شنونده عام بسادگی بتواند ملودی را با خود زمزمه کند.

از دید عمومی
Besame Mucho بنا به دلایلی که قبلا" به آن اشاره کردیم ترانه ای است که موسیقی آن در همان ابتدا مورد توجه و علاقه قرار می گیرد. اما یکی از شانسهای بزرگ این ترانه آن بود که از همان روزهای اول اجرا، مورد توجه خوانندگان بزرگ در دوران های مختلف قرار گرفت. از نت کینگ کول، دین مارتین، فرانک سیناترا، الویس پریسلی، پگی لی، جیمی دورسی و ... گرفته تا خواننده های امروزی مانند خولیو ایگلوسیاس، دایانا کرال و ... آنرا اجرا کردند. این قطعه آنقدر توسط خوانندهای کشور های مختلف اجرا شده است که تقریبا" بعنوان یکی از استانداردهای موسیقی پاپ/جاز تبدیل شده و بسیاری از گروه های موسیقی و نوازندگان سولو - مانند ریچارد کلایدرمن - نسخه های بدون کلام آنرا نیز اجرا کرده اند. به نسخه زیبایی از اجرای این موسیقی از فاستو پاپتی (Fausto Papetti) گوش کنید :

audio fileFausto Papetti , Besame Mucho

تمام مواردی که تا بحال مطرح کردیم به کنار، از دیگر عوامل عوامل موفقیت اولیه این ترانه می توان به مناسبت و معنای زیبای شعر Besame Mucho اشاره کرد. همانطور که قبلا" در مطلب "به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین" اشاره کردیم، شعر این ترانه در بحبوحه جنگ دوم جهانی به اسپانیایی سروده شد و داستان زندگی بسیاری از سربازان را بیان میکرد که از خانواده خود برای پیوستن به ارتش جدا می شدند. به یکی اجرا های موفق اسپانیایی این ترانه گوش کنید :

audio fileTrio Los Panchos , Besame Mucho


مطلب مرتبط : به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین


Posted by Kamran at 11:06 AM | Comments 5

May 24, 2005

آکوردهای گذر

ممکن است آهنگساز یا نوازنده برای گریز از یکنواختی و یا ایجاد تنوع، در لحظاتی، هارمونی موسیقی را به بیراهه بکشاند در این حالت از آکوردهایی استفاده می کند که به آنها آکوردهای گذر یا Passing Chords گفته می شود حتی ممکن است حرکت به سمت آکوردی باشد که نام مشخصی نتوان برای آن انتخاب کرد.

Passing Chords Example
قسمتی از سونات لامینور شوبرت اپوس 42
خروج از هارمونی اصلی ممکن است یک پله باشد و سپس بازگشت به هارمونی اصلی. همچنین ممکن بیش از یک پله از هارمونی اصلی خارج شویم و برای مدتی یک توالی کورد خارج از هارمونی اصلی را داشته باشیم که در این صوت با انجام چند پرش در میان قطعه اصلی یک توالی آکورد خطی (Linear Progression) آورده ایم. نکته مهم آن است که خروج از هارمونی معمولآ آنقدر کوتاه است که تاثیر منفی در موسیقی ندارد.

به این مثال دقت کنید که در آن نت دو در انتهای میزان اول برای گذر هارمونی از آکورد Dm به G استفاده شده است. اصطلاحا" در این حالت خاص که یک یا بیش از یک نت از آکورد متعلق به هارمونی حرکت معکوس و خارج آکورد داشته باشد، گفته می شود که از تکنیک کنترپوان نوع دوم استفاده شده است. همانگونه که گفتیم آوردن نت دو برای گذر تاثیری در تغییر آکوردها ندارد و تنها زیبایی خاصی به وصل دو آکورد می دهد.

Passing Chords Example
نمونه های متداول استفاده از آکوردهای گذر با حرکات دیاتونیک
همانطور که گفتیم خروج از هارمونی اصلی برای گذر از یک آکورد به آکورد دیگر می تواند شامل یک نت یا بیش از آن باشد. شکل روبرو نشان دهنده این حرکات است. در قسمت (a) دو مثال مشاهده میکنید که در آنها برای گذر از آکورد C به F و یا از C به Am از یک آکورد گذر با یک نت تغییر استفاده شده است. در قسمت (b) نیز برای همان گذر از آکوردهای گذری که با تغییر دو نت درست شده اند استفاده شده است. همچنین در مثال (c) مشاهده میکنید که علاوه بر تغییر یک نت از آکورد اول یک نت هم به آکورد گذر اضافه شده است.

شما ممکن است برای گذشتن از یک آکورد به آکورد دیگر بجای استفاده از حرکات دیاتونیک از حرکت کروماتیک تنها استفاده کنید. باید اضافه کنیم که در اینگونه موارد معمولآ - نه لزومآ - بیش از یک نت آکورد اول حرکت کروماتیک بخود میگیرد تا شاید وصل به آکورد دوم از طریق آکورد گذر زیباتر - قابل حل تر ! - باشد.


Posted by Kamran at 03:19 PM | Comments 4

May 23, 2005

روز شهناز

Jalil Shahnaz
جلیل شهناز
اول خرداد ماه مصادف است با تولد منسوبی جلیل شهناز، نوازنده ای که بیش از نیم قرن افتخار و سرآمد هنر تارنوازی ایران بوده است.

جلیل شهناز هنرآموخته مکتب خانوادگی اش و رشد یافته در محیط هنرپرور اصفهان است. هنر موسیقی شهناز معنی کلاسیک موسیقیست، شهناز هنرمندیست از تبار مطربان قدیم ایران زمین.

تارنوازی و نواسازی شهناز دو مقوله است که می توان بطور جداگانه در مورد آن صحبت کرد و با اینکه ساخته های او (که اکثرا" بداهه نوازی بوده) آمیخته با سبک تارنوازی اوست، ولی گاهی اجرای آنها با تنظیم ارکستری ( به گواه آثار انگشت شمار تنظیم شده او) دل انگیز بوده.

بداهه نوازی های شهناز در تاریخ موسیقی ایران بی نظیر و همواره زبانزد بوده است. این پختگی و تسلط او روی حالتها و فضاهای موسیقی ایرانی را حتی می توان در اجراهای دوره جوانی او دید که نشاندهنده نبوغ اوست. از مشخصه های مهم جلیل شهناز شناخت بالای او روی ساز تار است؛ شهناز تار را رام شده در دست دارد و به هر سو که خواهد می برد( نکته ای که بسیاری از تارنوازان جدید در آن ضعف بسیار دارند!)

audio file سه گاه جلیل شهناز

در دست راست، فشار روی مضراب و خرک، زاویه مضراب نسبت به سیم، سرعت برخورد آن با سیم، فاصله محل برخورد مضراب با سیم نسبت به خرک و نوع قرار گرفتن مضراب در دست، همه و همه در جمله جمله موسیقی او با دقت و ظرافت مورد بررسی قرار گرفته و با مهارت نواخته می شود.

ریزهای او نسبت به نوع موسیقی گاهی سریع، گاهی شمرده و شفاف است. این ریزها در جملات مختلف موسیقی نسبت به اقتضای قطعه استفاده می شود و در موارد بسیاری، قطعات، حتی بدون ریز و فقط با مضرابهای متنوع تک اجرا می شود و گاهی با کندکاری دست چپ ...

audio file قسمتی از کنسرت جلیل شهناز

Jalil Shahnaz & Hossein Omoumi
تنبک جلیل شهناز و نی حسین عمومی
شهناز همیشه از زبان مردم عادی تا اهل موسیقی به عنوان نمونه کامل یک انسان خلاق یاد می شود. مثل اینکه شنیدن از ابداعات او چه در نوازندگی چه در ساخت موسیقی تمامی ندارد! جواب آوازهای بدیع، کوکهای متنوع روی تار، اجرای ماهرانه سه تار، ویلن، کمانچه، تمبک ...، شناخت ضربی ها و تصنیفهای قدیمی، درک بالای ریتم و تسلط در مرکب نوازی ریتمیک؛ و جالب اینکه شهناز در موسیقی با شهناز در زندگی روزمره -به گفته همنشینانش- در خلاقیت یکسان است. در واقع نوآوری، بیان قوی، تیز بینی و نکته سنجی همراه با انسانیت است که تارش را شهناز کرده! این حقیقت در مورد یار و همنواز همیشگی او حسن کسائی (که مکتب دیده او نیز هست) دیده می شود.

جلیل شهناز سالها چه در محفل های موسیقی چه کنسرتهای رادیو و یا زنده، موسیقیدانان بزرگی را همراهی کرده که از ادیب خوانساری، سید جلال تاج اصفهانی، حسین قوامی، غلامحسین بنان، محمدرضاشجریان، جواد معروفی، علی اصغر بهاری، علی تجویدی، همایون خرم، حبیب ا... بدیعی، علی اکبر خان شهنازی، حسن کسائی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، جهانگیر ملک، محمد اسماعیلی، امیر ناصر افتتاح می توان نام برد تا جوانترهایی مثل فرهنگفر، فروهری ، فرهمند و ... که همگی برنامه هایی با وی داشته اند.

اما مهمترین گروهنوازی های او نوازندگیش در گروه اساتید موسیقی ایرانی به سرپرستی فرامرز پایور است. شهناز سالها در گروه اساتید تشکیل شده از فرامرز پایور(سنتور) علی اصغر بهاری (کمانچه) محمد موسوی و حسن ناهید (نی) حسین تهرانی و محمد اسماعیلی (تمبک) به هنرنمائی پرداخت. تار نوازی او حتی در گروه هم زیبا و جذاب بود، نوازندگی او در گروهنوازی هایی که با گروه اساتید داشته، نمونه خوبیست برای رد این عقیده که " گروهنوازی نوازندگی را بی روح می کند" تار شهناز در گروهنوازی (غیر ایجاد رنگ صدا) به لطف کار گروهی افزوده.

audio fileتکنوازی دشتی از جلیل شهناز

ostad Shahnaz
جلیل شهناز
دست چپ او به لطف بلندی انگشتان و قدرتش خوش استیل، چابک و نرم است. ویبره های مچ و گلیساندو های شهناز روان و بدون استرس است. اگرچه کمتر شهناز قطعات اصطلاحا" سرعتی می نوازد ولی دست او آماده و مناسب برای اجرای موسیقی در تمپوهای بالا آن هم بسیار تمیز و بدون لغزش بوده، که این مورد هم در نوازندگان تار کمتر به چشم می خورد.

در استیل نوازندگی شهناز هیچگونه انقباضی دیده نمی شود و همواره عضلاتش لخت و نرم است. در این نوشته قصد نداریم به نواسازی شهنازی بپردازیم، ولی باید اشاره کنیم که نوازندگی شهناز با تغییر مقامها تا اندازه ای تغییر سبک می دهد؛ نیز با تغییر سازهای همنواز ... دقیقا" این اتفاق در ساز احمد عبادی دیده می شود. با این حال عده ای سه تار نوازی احمدعبادی را فقط با تک سیم و مضرابهای شمرده و چپهای قوی می شناسند در صورتی که عبادی هم با سه تارهای گوناگون در دستگاههای مختلف با ارکسترهای متفاوت اجراهای متفاوت داشته. این از مشخصه های هنرمندان قدیمی بود که موسیقی را با احساس و نه ماشینی می نواختند و بدون تعصب به نتیجه صدای همنوازی یا تکنوازیشان توجه می کردند.

و در آخر، شادباش می گویم تولد این هنرمند بزرگ را که به لطف پیشرفت تکنولوژی در عصری زیسته که توان ضبط آثارش را داشتیم هرچند کم تعداد ولی آنقدر بوده تا حسودان و تلخ نوازان قدرت انکار او را نداشته باشند و هنر او را افسانه نخوانند!

عمرش دراز و سازش شهناز باد ...




Posted by Kamran at 06:50 PM | Comments 9

May 22, 2005

صدابردار طلایی

Alan Parsons
آلن پارسونز
آلن پارسونز (Alan Parsons) در 20 دسامبر 1948 در بریتانیا متولد شد. نواختن پیانو و فلوت را از همان کودکی آغاز کرد و خیلی زود متوجه علاقه وافر خود به موسیقی گشت. هرچند همانند اغلب کودکان پسر، خود را با وسایل کوچک مکانیکی سرگرم می کرد اما علاقه او به موسیقی بگونه ای دیگر بود. در اوایل نوجوانی گیتار به دست گرفت و در گروه موسیقی مدرسه تک نوازی گیتار می کرد.

اولین شغل رسمی که اختیار کرد تکثیر نوارهای موسیقی در EMI شرق لندن بود. در همان مکان این فرصت را به دست آورد تا در کنار کسب تجربه در یکی از ضبط های نهایی گروه بیتلز هم شرکت کند. این آلبوم در نوع خود غوغا کرد و کار او به قدری مورد توجه قرار گرفت که نامش را به عنوان مهندس ضبط بر سر زبانها انداخت.

آلن در این باره می گوید : "نمی توانستم پشت صحنه باقی بمانم و رموز این آلبوم را که پله ترقی خوبی برایم بود، متوجه نشوم. همین حرفه ای بودن و اصولی کارکردن آنها، مرا کاملآ درگیر بیتلز کرد. ضمن اینکه گروه پشت صحنه هم بسیار فعال و فوق العاده بودند!"

Alan Parsons
قبل از اجرای کنسرت جهانی در لیبریا
آلن در بهترین زمان ممکن به بیتلزملحق شد و با همکاری آنها تجربیات زیادی کسب کرد. اگرچه در آن زمان فقط یک مهندس دستیار بود اما آلبوم Abbey Road (جاده صومعه) که بیتلز با آلن روی آن کار می کردند موجب شد تا در استودیوی ضبط تجربه های لازم را کسب کند بگونه ای که کمی بعد رسمآ با پل مک کارتنی همکاری را شروع کرد و مهندس ناظر ضبط بسیاری از کارهای او شد.

او می گوید : "در مدت زمانی که کار می کردم تعداد مهندسین ناظر بسیار برجسته و خلاق در موسیقی راک چندان زیاد نبود و من نمیتوانستم در ضبط آلبوم مرتب به دنبال فضاهای بهتر و بزرگتر باشم."

وی همچنین به جورج هریسون کمک کرد تا آلبوم All Things Must Pass با موفقیت عالی منتشر شود، نقش او در این آلبوم دستیار ضبط و میکس کننده بود.

همکاری با پینک فلوید
شهرت و معروفیت آلن هنگامی که با پینک فلوید در آلبوم Dark Side Of The Moon همکاری کرد به اوج خود رسید و باعث شد تا برای اولین بار در بسیاری از گرامی ها کاندید دریافت جایزه گردد.

آلن خیلی زود دست به رسیک بزرگی زد و آن این بود که با گروه Pilot انگلیسی همکاری کرد و البته در این راه به موفقیت چشمگیری هم رسید. اگر قطعه Oh Ho Ho It's Magic را شنیده باشید، متوجه موفقیت او خواهید شد. پس از آن با ال استوارت (Al Steward) سه آلبوم موسیقی و دو ترانه تک Year Of The Cat و Time Passages را کار کرد. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 06:18 PM | Comments 2

May 21, 2005

کوارتت های فلوت موتزارت

Flute Quartet
اجرای کوارتت فولت با سازهای فلوت، ویلن،
ویولا، ویلن سل
موتزارت در زمستان سال 1777- 1778 ، یعنی هنگامی که در مانهایم (Mannheim) بسر می برد با یکی از ثروتمندان آلمانی بنام De Jean آشنا شد. او نوازنده مبتدی فلوت بود و به موتزارت پیشنهاد ساخت سه کنسرتو کوتاه و ساده و دو کوارتت برای فلوت داد. موتزارت این پیشنهاد را پذیرفت و آنها بر سر قیمت کار به توافق رسیدند، اما به هنگام تسویه حساب آقای De Jean تنها حدود نیمی از بهای توافق اولیه را به موتزارت پرداخت.

دلیل آن این بود که از سه کنسرتوی ساده ای که De Jean خواسته بود، موتزارت فقط دو کنسرتو در سل و ر ماژور نوشت (G و D) و نیز فقط دو کوارتت در همین گامها تهیه کرد. سپس برای آنکه تعداد کارهای سفارش داده شده به اندازه لازم برسد یکی از کوارتتهای قبلی خود که در سالزبورگ برای ابوا نوشته شده بود را نیز برای فلوت تنظیم کرده به وی داد!

موتزرات طی نامه ای به پدر خود چنین گفت : "می دانید، بسیار احساس ناتوانی می کنم تا برای سازی که علاقه ای به آن ندارم موسیقی بنویسم."

اما اولین کوارتتی که موتزارت برای De Jean نوشت یعنی کوارتت D, K285 را می توان از زیباترین کارهای موتزارت دانست که در مدت اقامت خود در مانهایم تصنیف کرد. این کار با یک قطعه بانشاط و آلگرو در ر ماژور شروع می شود و سپس در بخش دیگر با یک آداجیو در سی مینور ادامه می یابد. در این قسمت فلوت نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و ویلون ها با اجرا پیتزیکاتو (pizzicato) هایی زیباترین همراهی ممکن که تا کنون با فلوت نوشته شده است را انجام می دهند. در قسمت سوم حالت یک روندی آلگرتو به خود گرفته و به زیبایی پایان می یابد.

audio fileQuartet in D, K285 - Allegro

audio fileQuartet in D, K285 - Adagio (به چگونگی همراهی سازهای زهی در این قسمت دقت کنید.)

کوارتت بعدی یعنی در سل ماژور (K 285a) دو قسمتی می باشد. قسمت اول آن حالت آرام و آندانته دارد و قسمت بعدی ضمن حفظ فضای نجابت و سنگینی با تمپویی کمی بالاتر اجرا می شود.

audio fileQuartet in G, K285a - Andante

audio fileQuartet in G, K285a - Tempo di Minuetto

موتزارت در تابستات سال 1778 به هنگام اقامت خود در پاریس کوارتت دیگری در لاماژور (K298) تهیه کرد که شامل 8 قسمت بود. کوارتت دیگری نیز موجود است که به احتمال زیاد آنرا به موتزارت نسبت می دهند که بعدها به شماره K285b مشخص شد و بنظر می رسد تنظیمی باشد از شش موومان سرناد بزرگ موتزارت در سی بمل ماژور که برای گروه سازهای بادی نوشته شده است.


Posted by Kamran at 04:08 PM | Comments 4

May 20, 2005

دو خبر از دنیای موسیقی

Kylie Minogue
Kylie Minogue
سرطان خواننده محبوب استرالیایی
خبر بیماری کایلی مینوگ (Kylie Minogue) خواننده پاپ استرالیایی، جنجالی در محافل پاپ و در بین طرفداران او برپا کرده است. مینوگ 37 سال دارد و در حدود 17 سال است که در عرصه فیلم و موسیقی فعالیت میکند. جالب اینکه او اولین خواننده استرالیایی است که موفق شد در آمریکا نیز به محبوبیت فراوان دست یابد و نه تنها ترانه هایی پرفروش و برنده جایزه در پرونده خود دارد، بلکه در طی این مدت، تعدادی از بدترین ترانه های سال هم از بین کارهای او انتخاب شده اند.

پزشکان اخیرا" متوجه شده اند که او به سرطان سینه مبتلا شده است و خوشبختانه بیماری او در مراحل ابتدایی تشخیص داده شده و مینوگ با کنسل کردن تور خود به نام Showgirl، آماده آغاز درمان شده است. از سراسر جهان نامه ها و تلفنهای بیشماری حاوی پیامهای دوستان و طرف داران مینوگ،از جمله التون جان، به او رسیده است.

"من بیصبرانه منتظر بردن تور Showgirl به استرالیا بودم و از اینکه مجبور هستم طرفدارانم را مایوس کنم بسیار متاسفم. هرچند امیدوارم که همه چیز به خوبی پیش برود و من به زودی نزد شما برگردم."

جالب است بدانید که مینوگ پس از بازگشت بسیار موفق خود به آمریکا در 2001، و حتا قبل از آن به طور جدی به حمایت از مراکز تحقیق درباره سرطان میپرداخت و در حراجی که برای جذب کمکهای مالی و پشتیبانی از محققین و بیماران مبتلا به سرطان سینه برگزار شده بود شرکت داشت.


Mark Knopfler
Mark Knopfler
مارک نافلر و تور تابستانی
مارک نافلر (Mark Knopfler) که سابقا خواننده و عضو اصلی گروه Dire Straits بوده است، قصد دارد همزمان با آغاز تور تابستانی خود در آمریکای شمالی، یک کار EP هم منتشر کند. این CD در 28 جون، چهار روز بعد از افتتاح تور به بازار خواهد آمد. نام این مجموعه One Take Radio Sessions است که شامل 7 ترانه از آخرین آلبوم او Shangri-La و یک اثر سولوی قدیمی نافلر خواهد بود. که عبارتند از:

The Trawlerman's Song، Back to Tupelo، Song for Sonny Liston، Boom, Like That، Everybody Pays، Donegan's Gone، Stand Up Guy و ترانه سولوی او Rudiger است که مربوط به آلبوم سال 96 نافلر، Golden Heart است.


Posted by Kamran at 12:49 PM | Comments 4

May 19, 2005

آرت تاتوم

Art Tatum
Art Tatum ,1909-1956
آرت تاتوم (Art Tatum) در 13 اکتبر 1909 در تولدو (Toledo) اوها یو متولد شد و علی رغم آنکه از یک چشم نا بینا بود نواختن جاز پیانو را آغاز کرد و آنرا تا زمانی که زنده بود ادامه داد. از یک خانواده علاقه مند و اهل موسیقی برخاسته بود و هنگامی که جوانترهای فامیل در مدرسه موسیقی تولدو تمرینات فرمال موسیقی انجام میدادند، او به تنهایی تمرین می کرد. معلمش به سرعت متوجه استعداد و توانایی خارق العاده وی در موسیقی شد و تلاش کرد تا او را به جلو هدایت کند و موجبات پیشرفت او را فراهم آورد. تا شاید بتواند آرت را در جمع نوازندگان پیانوی کلاسیک جای دهد!

اگرچه تاتوم بیشتر به موسیقی سبک فتس والر - که در نهایت تاثیر عمده و به سزایی روی زندگی موسیقایی او گذاشت - علاقمند بود. در سن 18 سالگی در فاصله میان برنامه های رادیوی محلی نوازندگی پیانو میکرد و در همین مدت زمان کوتاه سعی داشت تا استعداد خود را نشان دهد.

audio file Sofisticated Lady

نیویورک ، سکوی پرتاب
Adelaide Hall
Adelaide Hall
در سال 1932 کار او توسط آدلید هال (Adelaide Hall) شنیده شد و مورد توجه قرار گرفت. او خواننده ای بود که آرت را به نیویورک آورد تا در بعضی اجراها وی را همراهی کند. یکسال بعد آرت اولین صفحه موسیقی اش را ضبط کرد که قطعه "Tiger Rag" هم درمیان آن بود. این ترانه به سرعت مورد توجه موزیسین ها و علاقمندان به موسیقی Jazz قرار گرفت و با سرعتی بی نظیر در آمریکا منتشر شد. نت موسیقی این قطعه به قدری پیچیده و استادانه بود که همه پیانیست های کشور از تردستی و مهارت او در نواختن متحیر و شگفت زده شدند. در همین هنگام در نیویورک آوازه شهرت و همراهیش با پیانیستهای بزرگ پیچیده بود.

وی سپس برای مدت چند سال به نواختن پیانو در کلولند (Cleveland) شیکاگو، نیویورک و لس آنجلس گذراند و در سال 1938 نیز برای مدتی به انگلستان رفت، در همین دوران بود که خود را به عنوان یکی از پیانیستهای مطرح و مستعد این حرفه معرفی کرد.

audio file Sweet Lorraine

در اوایل دهه 1940 با دو تن از مطرح ترین موزیسین های آمریکا اسلم استوارت (Slam Stewart) نوازنده بیس و تینی گریمز (Tiny Grimes) نوازنده درامز، تشکیل یک گروه 3 نفره را داد و خیلی زود در تمام آمریکا محبوب شد.

طی سالهای پس از آن بیشتر وقتش را صرف تورها ی آمریکای شمالی کرد و در سال 1953 با نورمن گرانز (Norman Granz) که یکی از تهیه کننده های موسیقی در زمان خود بود قراردادی را امضاء نمود تا صفحه دیگری را تهیه کنید که درآن با کسانی مثل بنی کارتر(Benny Carter)، بادی دی فرانکو (Buddy De Franco)، روی الدریج (Roy Eldridge)، لیونل هامپتون (Lionel Hampton)، بن وبستر (Ben Webster) و دیگران همکاری داشته باشد. استعداد افسانه ای و باور نکردنی او این شانس را در اختیارش قرار داد تا به طور چشمگیری در عرصه موسیقی فعالیت کند و قطعات به یاد ماندنی زیادی در این مدت بسازد. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 11:23 AM | Comments 3

May 18, 2005

پنجمین کنسرتو

Mozart with his father and sister
نقاشی از موتزارت به همراه پدر و خواهرش
"خواستها، خواه شدید باشد خواه نه، هرگز نباید طوری بیان شود که نفرت آور گردد. موسیقی نیز در سهمناکترین حالت خود، نباید گوش را آزاردهد، بلکه آنجا هم باید گوش را بنوازد، وپیوسته موسیقی بماند." (موتسارت، 1781)

آداژیوی کنسرتوی پنجم ویلن موزار"KV.219"، موسیقی گوش نوازی است که پیوستگی دائمی سولیست و ارکسترآن، یادآورنده زمستانی است که مصنف، این اثر را درآستانه بیست سالگی به همراهی ارکستر اجرا نمود.

موسیقی آرامش بخش وبسیار غنی این موومان که همواره با تریل های بسیار نغز ونت های زینت بسیار دلنشینی آراسته می گردد، از آن اثری بسیار زیبا پدیدآورده که حس" پیوسته موسیقی ماندن" آهنگ باعث حفظ انسجام در کل موومان می گردد.

از لحاظ ارکستراسیون، بهره گیری او از ارکسترزهی به همراهی گروه بادی ابوا وهورن، بوجود آورنده ارکستری موزون و متعادل گشته که فرم دلنشین اثررا تا انتهای آن حفظ می کند.

audio file قسمتی از موومان دو کنسرتوی شماره 5 با اجرای هایفتز

استفاده از فاصله هفتم درسیم می ویلن، یکی از نکاتی است که برای سولیست امکان نواختن گلیساندوهایی (glissando) بسیارزیبا را بوجود می آورد و تمپوی آداژیوی موومان امکان درخشش و نمود بیشتری به این گلیساندوها می بخشد، که تا آن زمان کمتر از این امکان ویلن استفاده می گشته است.

جالب اینجاست که این موومان به دلیل دارا بودن پیچیدگی های شنیداری و مفهومی در زمان خود مورد استقبال قرار نگرفت. به همین جهت موزار موومان ساده تری را به عنوان جایگزین برای آن تصنیف کرد که امروزه موومان جایگزین به صورت جدا از این کنسرتو اجرا می گردد.

در طی سالیان گذشته، کادانسهای بسیاری توسط ویولنیست ها برای این کنسرتو ساخته شده است که از بهترین آنها می توان به کادانس نوشته شده توسط "یواخیم" اشاره کرد.

اجراهای بسیاری نیز امروزه از این قطعه موجود می باشد که از بهترین آنها می توان از اجراهای "یاشا هایفتز" از این کنسرتو نام برد. هایفتز این کنسرتو را در مقاطع مختلف عمر خود چندین بار اجرا و ضبط نموده است که با وجود تفاوتهای موجود شان، کلیتی از سبک و تفکر وی را همواره در خود دارند.

این قطعه، فنی ترین و در عین حال مشکل ترین کنسرتوی ویلن موزار است و از جمله آثاری است که در رپرتوار ویولنیست ها به چشم می خورد.

کنسرتوی شماره 5 به سال 1775 وبه فاصله نه ماه بعد از تصمیم موزار برای تصنیف کنسرتوویلن هایش ساخته شده است، که نشانگر حد والای نبوغ آهنگسازی در ابتدای جوانی است.



Posted by Kamran at 07:53 PM | Comments 2

May 17, 2005

موسیقی ترنس

Roland TB 303
رولند TB 303 از محبوبترین دستگاهها برای
ساخت موسیقی ترنس است.
در دنیای موسیقی امروز اصطلاح ترنس (Trance) شامل محدوده وسیعی از موسیقی می شود. در قسمتی از این طیف همانند کارهای یان ون دال (Ian Van Dahl) یا حتی گروه ATB شاهد موسیقی ای هستیم که بیشتر شبیه به موسیقی رقص مردمی (Pop Dance) است و شما می توانید آنها را در منزل، اتومبیل یا هنگام پیاده روی با دستگاه پخش موسیقی خود گوش کنید و احساس کنید که دقیقا" در یک مهمانی بزرگ هستید. در قسمت دیگر از طیف موسیقی ترنس به افرادی مانند ساشا و ویلیام اربیت (Sasha & William Orbit) بر میخوریم که موسیقی الکترونیک مردمی را به سمت موسیقی ترنس سوق داده اند.

audio file موسیقی ترنس از Ian Van Dahl
audio file موسیقی ترنس از Sasha

ترنس در اوایل دهه 90 از انواع موسیقی تکنو (Techno) و رقص (Dance) منشعب شد. در این سبک از موسیقی شما تکرار ریتم و ملودی را بوضوح احساس می کنید و شاید تنها چیزی که بصورت متناوب عوض می شود سازهای یا گونه های صوتی ای است که ملودی و ریتم را اجرا می کنند. انجام این کار امروزه با وجود سینتی سایزر ها بسیار ساده است. کافی است با قرار دادن فیلتر روی صدا و تغییر پارامترهای فیلتر مانند فرکانس قطع (Cut Off) کیفیت صدا را تغییر دهیم، بازی با فرکانس قطع فیلتر باعث می شود شما رنگ صدا را در طیف وسیعی از حالت شفاف و تیز تا حالت مات، کند و کشیده تغییر دهید.

Paul Van Dyk
پاول ون دایک از بوجود آورندگان
موسیقی سبک ترنس
موسیقی ترنس در حال حاضر جزء انواع پر طرفدار موسیقی های الکترونیکی می باشد و باید اذعان کرد که پایه و اساس آن سکانسر (Sequencer)، سینتی سایزر (Synthesizer) و افکت های الکترونیکی است. پر استفاده ترین دستگاهی که برای ساخت این نوع از موسیقی بکار می رود خانواده دستگاه های رولند TR-808 ، TR-909 و سری های TB-303 است. باوجود آنکه حدود 20 سال از عمر این دستگاه های الکترونیکی می گذرد اما صدای زیبای بیس و درام آنها از جذابترین صداها برای این سبک موسیقی است. استفاده از دستگاه های رولند آنقدر در این سبک از موسیقی رایج شده است که بسیاری آنها را ستون فقرات این نوع از موسیقی می دانند. ناگفته نماند که ممکن است در تهیه این نوع از موسیقی از سایر سینتی سایزها هم استفاده شود که در این حالت اغلب بعنوان Lead یا برای ایجاد تنوع به هنگام میکس بکار می روند.

علاوه بر پر انرژی بودن، محبوبیت موسیقی ترنس نزد مردم را می توان مدیون دی-جی (DJ) هایی مانند ساشا، پاول ون دایک (Paul Van Dyk) و پاول اوکنفولد (Paul Okenfold) دانست. آنها توانستند با ترکیب موسیقی تاریک تکنو و صداهای موسیقی الکترونیک رقص اروپایی به این سبک از موسیقی دست پیدا کنند.

audio file موسیقی ترنس آفریقایی
audio file موسیقی ترنس هندی

اواخر دهه 90 موسیقی ترنس پیچیده تر شد و هنرمندانی چون BT توانستند با استفاده از سیستم های کامپیوتری و نمونه های صدا (Samples) و حتی ارکسترهای بزرگ آکوستیک روح و احساسات بیشتری را در این موسیقی القاء کنند. هم اکنون بنظر می رسد که موسیقی ترنس با عبور از هزاره دوم بالغ شده و مسیر اصلی خود را پیدا کرده است. دامنه استفاده از موسیقی ترنس امروزه به آسیا و خاور میانه نیز گسترش پیدا کرده است و در اثر ترکیب با سازها و ریتم های محلی گونه های زیبایی از این موسیقی بوجود آمده است. در حال حاضر آلمان، هلند و انگلیس از جمله کشورهایی هستند که موسیقی ترنس در آنها بسیار فراگیر می باشد.

از دیگر مواردی که راجع به این موسیقی باید به آنها اشاره کرد آنکه :
- تمپوی موسیقی معمولا" بین 125 تا 150 است.
- برای بالا بردن تاثیر موسیقی روی انسان، اجرای آن معمولا" توام با افکت های نوری است.
- مدت زمان اجرای کنسرت های ترنس می تواند از 2 ساعت تا حتی 3 روز به درازا بینجامد.


Posted by Kamran at 02:36 PM | Comments 12

May 16, 2005

هنری فورد اولین مشتری ارگ هموند

Hammond Production Line
قسمتی از خط تولید هموند در سال 1972
آزمایش اولین نمونه از ارگ هموند به سال 1933 باز میگردد، هنگامی که یکی از همکاران صندلی را کنار کشید و پس از نشستن روی آن قطعه زیبایی از سمفونی اول برامس را اجرا کرد. پس از آن یک نوازنده ارگ و یک تایپیست نامه استخدام شدند تا برای مدت چند روز بطور دائم مشغول آزمایش اولین ارگ هموند شوند. جالب اینجا بود که خبر اختراع یک ارگ الکتریکی خیلی زود به خارج از ساختمان آنها نفوذ کرد و باعث علاقه بسیاری از دوستداران موسیقی برای بازدید از این ساز جدید شد.

زمستان فرا رسید و گروه تمام سعی خود را معطوف به بهبود کیفیت سیستم تولید صدا، آمپلی فایر و بلندگوهای این ارگ الکتریکی نمود تا بتوانند صدایی با کیفیت بهتر تولید نمایند. اما متاسفانه دوباره بدشانسی گریبانگیر لارنس هموند شد، وضعیت مالی شرکت چندان جالب نبود و آنها مجبور بودند برای سال 1933 حدود 250 هزار دلار ضرر مالی را متحمل شوند.

در ژانویه سال 1934 لارنس هموند ارگ خود را همانگونه که همیشه علاقه داشت بسته بندی کرد و در ماشین قرار داد و به اداره ثبت اختراعات در واشگنتن رفت. ظاهرا" قبلا" تعداد زیادی از مخترعین سعی کرده بودند تا ارگهای الکتریکی را در این اداره به ثبت برسانند برای همین کارشناسان با دقت بسیاری به آزمایش ارگ الکتریکی هموند پرداختند. هنگامی که یکی از آنها شروع به نواختن با ارگ هموند نمود به ناگاه همه کارمندان اداره متوجه صدای بسیار جذاب و غنی ارگ هموند شدند، بگونه ای که تعداد زیادی از کارمندان از سایر طبقات برای تماشای این اختراع به محل آزمایش ارگ آمدند. شکی نبود که ارگ هموند بدون چون و چرا بعنوان یک اختراع ثبت خواهد شد و اینگونه هم شد، پس از طی مراحل اداری این اختراع به تاریخ 24 آوریل 1934 به ثبت رسید.

Hammond Warehouse
انبار هموند در سال 1978
اولین ارگ الکتریکی موفق دنیا در 7 فوریه سال 1934 به شیکاگو بازگردانده شد. در آن هنگام دو نفر از مهندسان شرکت فورد که از طرف شخص هنری فورد دستوراتی را دریافت کرده بودند برای بازدید از این دستگاه به شیکاگو آمدند. آنها با مشاهده این دستگاه متوجه عمق زحماتی که هموند برای ساخت آن کشیده است شدند و پس از اعلام نتیجه آزمایش این دستگاه به هنری فورد، وی شخصآ سفارش ساخت اولین ارگ را به کارخانه هموند داد. لارنس هموند نیز قبول کرد تا پس از ساخت اولین نمونه فروشی، آنرا به نمایش بگذارد و سپس تحویل فورد دهد.

جان هانرت (John Hanert) یکی از مهندسان و نوازندگان ارگی که قبلا" در کار ساخت ارگهای بادی بود با شنیدن خبر ساخت ارگ الکتریکی هموند علاقمند به همکاری در تیم فنی هموند به منظور ساخت و گسترش ارگ های هموند شد. ورود او به تیم طراحی و ساخت بسیار پر بار بود چرا که به همت او سیستم های Solovox (برای تک نوازی)، Vibrato (لرزش صدا) و واحد کنترل صدا توسط پدال ساخته شد. او توانست در مجموع در 57 مورد تغییرات لازم را در ارگهای هموند ایجاد کند که خود از عوامل مهم در بهبود کیفی ارگ های هموند بود.

در نهایت اولین ارگ ساخته شده به سفارش هنری فورد، درون یکی از اتومبیل های فورد قرار گرفت و برای اولین نمایش به نمایشگاهی در شهر رادیویی RCA برده شد. این ارگ همچنین در بین راه توقفی در دیترویت داشت تا قبل از به نمایش در آمدن در ساختمان RCA، هنری فورد از آن بازدید داشته باشد. (ادامه دارد ...)


مطالب مرتبط :
- Drawbar Organ
- چرخ مولد صدا یا Tone Wheel Generatoor
- لورنس هموند : اختراع کافی نیست
- تاسیس آزمایشگاه Andrews-Hammond


کاوه رهنما

Posted by Kamran at 05:23 PM | Comments 3

May 15, 2005

وداع با آقای فاگوت

roshan-ravan,m.sahbai,b.poorghanad
بهمن پورقناد
40 روز پیش بهمن پورقناد نوازنده فاگوت و مدیر سابق ارکستر سمفونیک تهران و اپرای تهران پس از یک دوره دراز مدت بیماری درگذشت.

با اینکه دوره جوانی و شکوفایی او مصادف با دوران طلایی موسیقی سمفونیک ایران بود، ولی بقدری سرنوشت او کم اوج و پر حضیض بود که بی اغراق می توانم ماجرای او را تراژیکترین داستان از زندگی موسیقیدانان (تا آنجا که بنده شنیدم!) بدانم، که از قضا اینبار نه شنیدم، که از نزدیک لمس کردم.

بهمن پورقناد یک متفکر یا نظریه پرداز در موسیقی نبود ولی یک موسیقیدان منضبط، سختکوش و دلسوز بود و نیز یک نمونه کامل از نسل برخواسته از موسیقیدانان هنرستان غلامحسین غریب و تربیت شده سیستم قدرتمند آموزشی آن روزگار.

ورود به هنرستان و فوت پدر
بهمن با شنیدن صدای فاگوت پسرعمویش که در هنرستان عالی تحصیل می کرد، علاقمند وشیفته این ساز شد و پس از ثبت نام در هنرستان عالی بی درنگ فاگوت را به عنوان ساز تخصصی برگزید. بهمن در این سالها تقریبا" تمام روز خود را به نوازندگی می پرداخت. دوره تحصیل او سرشار از موفقیت بود به طوری که قبل از دریافت دیپلم از هنرستان دعوت به همکاری با ارکستر سمفونیک تهران شد.

roshan-ravan,m.sahbai,b.poorghanad
بهمن پورقناد، منوچهر صهبایی و کامبیز روشن روان (سالهای هنرستان)
او با وجود نوازندگی در ارکستر به ادامه تحصیل موسیقی پرداخت. در همین سالها بود که در سن 20 سالگی ازدواج کرد که البته ناموفق بود. چهار سال بعد در یک سانحه رانندگی پدر و برادرش را از دست داد؛ ولی همچنان با جدیت رو به جلو داشت و به تحصیل و نوازندگی می پرداخت و از هر فرصتی برای فراگیری استفاده می کرد. غیر از تحصیل زیر نظر : مرتضی حنانه، حسین ناصحی، یوسف یوسفزاده، ملیک اصلانیان، مصطفی پورتراب، مصطفی کسروی و کوچیکیان در دوران فراغت از کار ارکستردر سفرهایی که به کشورهای اروپایی داشت، از کلاس استادان برجسته غربی هم بهره می جست. بارها از مشقتهایی که در فراگرفتن یک نکته در نوازندگی از استادان غربی داشت برای مان گفته بود؛ از استاد انگلیسیش که سولیستی قدیمی بود و حاضر به پذیرفتن هیچ شاگردی نبوده که با چه مشکلاتی پس از 3 تا 4 روز ایستادن کنار خانه او، دلش به رحم می آمده و چند خطی صحبت می کرده! البته در دوره های بعد هنرستان استادان برجسته غربی را به خدمت می گیرد که نوازندگان ایرانی از سفر اروپا بی نیاز می شوند. خسرو سلطانی نوازنده مورد علاقه بهمن، از تحصیل کردگان همین دوران است.

B.Pourghanad
بهمن پورقناد، رضا خدامی و استاد انگلیسیش
از خصوصیات مهم اخلاقی بهمن پورقناد در میان موسیقیدانان، جای نداشتن حسد در زبان و دل او بود. اگر نوازنده ای کوچکترین برتری بر او داشت در حضور همه به تحسین او می پرداخت و بهتر از خود می نامید. همیشه در کوشش بود که به عنوان یک نوازنده چیزی از استانداردها کم نداشته باشد و به ساعات تمرین همواره با جدیت می نگریست. این انضباط در تمرین را ثمره سختگیریهای غلامحسین غریب می دانست. ( قصد داشت برای گرامیداشت مقام غریب و بررسی خدمات او به موسیقی کشور مقاله ای تهیه کند که متاسفانه خود به غریب پیوست! بنده سعی می کنم نسبت به صحبتهایی که در این مورد داشتیم نوشته ای تهیه کنم و در آینده در سایت قرار دهم)

سالهای پرفروغ نوازندگی و وقوع انقلاب
پس از اتمام تحصیل و اخذ مدرک لیسانس پورقناد در در ارکسترهای متعددی نوازندگی می کرد و با رهبرانی زیادی مانند: مرتضی حنانه، هایمو تویبر، حشمت سنجری، فرشاد سنجری، فرهاد مشکات، علی رهبری، حسین دهلوی، اجرای برنامه داشت. همچنین در چند برنامه با هربرت فن کارایان، زوبین مهتا کار کرده بود که به عنوان تجربه های ارزشمند موسیقی از آنها یاد می کرد. پورقناد بخاطر علاقه اش به اپرا به ارکستر اپرای تهران رفت و در سال 1356 به سمت مدیریت ارکستر و کتابخانه اپرا منصوب شد.

tehran-symphony-orchestra
ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری
در حافظیه شیراز
علاقه روز افزون او به اپرا، او را بفکر تحصیل کارگردانی اپرا واداشته بود که با وقوع انقلاب و از هم پاشیده شدن ارکسترهای مختلف از جمله اپرا، تنها رویای او حفظ سازمان ارکستر سمفونیک تهران شد.

او به ارکستر سمفونیک تهران بازگشت و به عنوان نوازنده فاگوت و مدیر ارکستر فعالیت خود را در حالی ادامه داد که بسیاری از نوازندگان و موسیقیدانان برجسته کشور، ترک وطن کرده بودند.

" خمینی ای امام " ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر، تنظیم آهنگ از بیژن قادری : audio file خمینی ای امام

سالهای اوایل انقلاب به سختی می گذشت . ارکستر سمفونیک تهران هنوز در حال اثبات برادری خود با جامعه انقلابی و دولت تندرو بود! بیشتر برنامه های ارکستر به اجرای موسیقی های تازه ساز داخلی می گذشت و ارکستر با ضبط این آثار جایگاه خود را محکم می کرد.

tehran-symphony-orchestra
ارکستر سمفونیک تهران در جبهه های جنگ
اصطلاح "برنامه های سرنوشت ساز" این سالها به قدری از زبان پورقناد شنیده می شد که کم کم تبدیل به ضرب المثل شده بود! (برنامه های سرنوشت ساز برنامه هایی بودند که ارکستر به مناسبتهای مختلف گاهی در فضای باز، در جنوب تهران و حتی یکبار در جبهه های جنگ، برای همصدایی با نظام و مردم اجرا می شد و هرکدام از این ده ها برنامه ارکستر، به گفته او آخرین برنامه حیاتی برای تثبیت ارکستر بود!)

اما این برنامه ها سالها اجرا شد ولی ارکستر به قدرت پیش از انقلاب نرسید و فقط این فعالیتها باعث زنده ماندن ارکستر شد؛ از طرفی فرزندان بهمن که در کانادا مشغول تحصیل بودند پدر را مجبور به مهاجرت در سال 1364کردند.

قبولی در اپرای منترال و آغاز بیماری
بهمن به کانادا رفت و پس از مدتی در امتحان ورودی اپرای منترال شرکت کرد که پس از پشت سرگذاشتن مراحل مختلف این آزمون با اجرای کنسرتو فاگوت موزار موفق به عضویت در ارکستر شد.

چند هفته بعد از این ماجرا و قبل از اجرای اولین کنسرتش با این ارکستر، شبی در انگشت دستش دردی احساس کرد که با مراجعه به دکتر این درد ساکت شد. ولی بخاطر اینکه دکتر دلیل درد را نگفته بود و معالجه نیمه کاره مانده بود، دو ماه بعد این مشکل به صورت شدیدتری در ناحیه کتفش بروز کرد تا اینکه او از نوازندگی بطور کامل عاجز شد. (این بیماری "رماتیسم مفصل" بود)

به گفته خود او این سخت ترین دوره زندگی او بود. پس از این اتفاق بهمن تا چند سال هیچ موسیقیی در منزلش پخش نشد.

بهمن به ایران آمد تا با سرمایه مالی که از سالهای نوازندگی کسب کرده بود، دست به فعالیتهایی بزند. او یک رستوران و پس از آن یک آژانس هواپیمایی تاسیس کرد که روز به روز ترقی داشت ( تازگی مطلع شدیم که در کنار این کار به امور خیریه نیز می پرداخته)

... و باز دست سرنوشت ماجرایی دیگر را برای او رقم زد؛ بهمن بخاطر شدت مریضی در خانه بستری شد و اداره امور را به چند نفر از معتمدینش سپرد (این افراد دوستان و آشنایان 40 ساله و نزدیکترین همراهان او بودند، که از بزرگواری بهمن همین بس که برای حفظ آبروی آنها نام این افراد را تا زنده بود در سینه نگه داشت) این اعتماد باعث سوء استفاده این افراد و فروختن آژانس به فردی دیگر با اسناد جعلی شد! نتیجه این اتفاق 10 سال دوندگی بهمن تا روزهای آغازین سال بود.

بهمن در این 10 سال تقریبا" تمام مفاصل دست و پای خود را از دست داد و به سختی راه می رفت. با وجود این شرایط تمام مراحل طاقت فرسای قضایی پرونده را با وجود کارشکنی ها و شکستهای بسیار پشت سر گذاشت. او در این مدت غیر از اینکه هیچگونه ابراز شکست یا خستگی نمی کرد، به دیگران هم به اصطلاح روحیه می داد! و شوخ طبعی خود را هرگز ترک نمی کرد. جالب اینکه همیشه خود را بسیار خوش شانس هم می دانست! شاید این روحیه، تاثیر ناخودآگاه شخصیت شوخ فاگوت در نوازنده اش بود!

دوران دوندگی ها کم کم به پایان رسید و بهمن که سالها از موسیقی دور بود (حتی طاقت نداشت یکبار تالار رودکی را ببیند) آرام با موسیقی همراه می شد و برنامه ریزی هایی برای تاسیس هنرستان و مرکزی برای آموزش موسیقی کلاسیک می کرد و کلا" فکرش دیگر مشغول این موضوع بود.

بهمن پس از 10 سال تلاش برای بدست آوردن حق خود و توانایی جامع عمل پوشاندن به طرح هایش در راه اعتلای موسیقی ایران در حالی که در انتظار پایان تعطیلات (14 فرودین) و پیروزیش بود، شب 13 فروردین بخاطر یک اتفاق ساده در ریه، هنگام صرف غذا درگذشت.

با آخرین جملات "نیایش یزدان" قطعه مورد علاقه بهمن پورقناد این نوشته را به پایان می برم: audio file نیایش یزدان



از سجاد پورقناد


Posted by Kamran at 05:06 PM | Comments 21

May 14, 2005

نگاهی به زندگی هنری گرشوین - ۲

George Gershwinn
George Gershwin - 1898-1937
در سال 1915 شروع به مطالعه هارمونی، کنترپوآن و ارکستراسیون نمود. مطالعات او تا سال 1921 ادامه داشت و اولین قطعه کلاسیک او، Lullaby (لالایی) برای یک کوارتت زهی بود که در سال 1919 نوشته شد این قطعه در واقع جزو تمرین های هارمونی او بود. پس از آن او اپرای کوتاهی بنام Blue Monday را به رشته تحریر درآورد، او این اپرا را برای برادوی تهیه کرد اما پس از اولین اجرا دیگر هرگز اجرا نشد.

سوانی (Swanee) در سال 1920 هنگامی که در Broadway بود نوشته شد. این ترانه زیبا توسط خواننده محبوب آن سالها یعنی ال جولسون (Al Jolson) خوانده شد و برای جورج مبلغی حدود 10 هزار دلار! بعنوان آهنگساز درآمد به ارمغان آورد. پس از آن جورج برای تهیه موسیقی مراسم سالانه Broadway قراردادی به مدت 5 سال با آنها به امضا رسانید. او همچنین برای سه برنامه بزرگ موسیقی در Broadway و دو برنامه در لندن قرارداد تهیه موسیقی به امضا کرد. به قسمتهای زیبایی از لالایی گرشوین گوش کنید :

audio file Lullaby تنظیم شده برای پیانو و ارکستر زهی

یکی از روزهای ژانویه سال 1924 بود که آیرا (Ira) به آگهی کوچکی در یکی از روزنامه ها دقت کرد. قرار بر این بود تا پاول وایتمن (Paul Whiteman) به همراه ارکستر بزرگ خود در یکی از تالارهای نیویورک به اجرای کنسرت بپردازد. آیرا با دیدن این آگهی به جورج پیشنهاد نوشتن یک کنسرتوی جز (Jazz Concerto) را دا