HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

June 30, 2005

انتشار آثار پیانوی فوزیه مجد

Fouzieh Majd
فوزیه مجد
فوزیه مجد، آهنگساز و موسیقی شناس برجسته ایرانی نزدیک به سه دهه است که حضور چندانی در صحنه موسیقی ایران نداشته است. وی در انگلستان و فرانسه به تحصیل موسیقی اشتغال داشته و در تهران هم چندی نزد فرامرز پایور و مجید کیانی به آموختن سنتور پرداخته است.

از جمله آخرین فعالیت های او در دهه 1350 می توان به سرپرستی گروهی در رادیو و تلویزیون ملی ایران برای گردآوری موسیقی محلی مناطق مختلف ایران اشاره کرد. وی در آهنگسازی نیز فعالیت های قابل توجهی داشته و شماری از ساخته های او در برنامه های جشن هنر شیراز به وسیله ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون ملی ایران به اجرا در آمده است.

سکوت نسبتاً طولانی فوزیه مجد تقریبا در سال های پایانی دهه 1370 شکسته شد؛ زمانی که نت تعدادی از از کارهای پیانوی او به وسیله انتشارات ماهور به چاپ رسید و به فاصله کوتاهی مقاله های او در فصلنامه موسیقی ماهور و سی. دی. هایی از آثاری که سال ها پیش به کوشش او از نواحی مختلف ایران گردآوری شده بود انتشار یافت.

به تازگی همان آثار پیانوی منتشر شده که غالبا در فضایی مدرن و گهگاه با الهام کلی از حال و هوای موسیقی ایرانی آفریده شده، شده توسط دلبر حکیم آوا (پیانیست تاجیک مقیم تهران) ضبط و توسط موسسه فرهنگی هنری ماه ریز به صورت سی دی منتشر شده است. حکیم آوا پیش از این یک رسیتال پیانو ویژه آثاری پیانوی فوزیه مجد در تالار رودکی تهران اجرا کرده بود.

Fouzieh Majd
CD منتشر شده از فوزیه مجد
این سی دیِ پنجاه و هفت دقیقه ای که روشن نیست چرا همه عنوان های روی جلد آن به زبان انگلیسی نوشته شده ! دربرگیرنده چهار اثر به نام های «نمایش»، «برای ستاره ها»، «سوییت ایرانی» و «آوازهای پرما» است.

دفترچه ای به دو زبان پارسی و انگلیسی همراه سی دی است که حاوی اطلاعات مفصلی درباره قطعات اجرا شده و همچنین فعالیت های هنری فوزیه مجد و دلبر حکیم آوا است.

فوزیه مجد متولد 1317 در تهران است که از کودکی نواختن پیانو را آغاز کرد. تحصیلات ابتدایی موسیقی او در انگلستان صورت گرفت و دوره عالی موسیقی را در فرانسه گذراند. از سال 1331 آهنگسازی و نوازندگی را بصورت حرفه ای و از سال 1351 سفرهای پژوهشی خود به استانهای خراسان و سیستان و بلوچستان را آغاز کرد.


Posted by Kamran at 12:39 PM | Comments 1

June 30, 2005

فراگیری موسیقی کودکان

learning Music
ریکوردر یکی از مناسبترین سازها برای شروع
آموزش موسیقی به کودکان است.
بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه دایم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند. بسیاری از پدران و مادران که در دوران کودکی و نوجوانی توفیق یادگرفتن یکی از شاخه های هنر موسیقی را نداشته اند، هم اکنون با علاقه به موسیقی گوش می دهند و در عوض سعی میکنند تا فرزندان خود را از فراگیری این هنرروح نواز محروم نکنند.

کدام ساز
اولین سئوال برای هنرآموز یا والدین او این است که کدام ساز را آموزش ببیند و یا اینکه به رشته خوانندگی قدم بگذارد؟ کارشناسان آموزش موسیقی معتقد هستند که :

"نوع ساز به هیچ وجه مهم نیست، نباید انتظار داشته باشید که فرزند شما همانند فلان موسیقی دان مهارت ساز زدن پیدا کرده و الگوهای قدیمی را دنبال کند. مهم آن است که فرزند شما بتواند با ساز انتخابی ارتباط برقرار کند و بتواند نوآوری های جدیدی در نواختن یا استفاده از ساز داشته باشد، موفقیت یعنی همین."

امروزه اغلب کودکان با سازهایی مانند ویلن، ریکوردر و یا پیانو در شاخه غربی و با سازهایی چون سه تار و سنتور در شاخه ایرانی کار را آغاز می کنند. اما نکته مهم آن است که بتوان در مدت فراگیری، تشخیص داد که آیا کودک با ساز خود ارتباط لازم را برقرار کرده یا خیر؟ اگر کودک شما بی صبرانه منتظر فرا رسیدن زمان کلاس خود می شود و یا اغلب با ساز خود خلوت می کند شک نکنید که انتخاب درستی انجام داده اید.

مشخص کردن علاقه فرزند
learning Music
آموزش پیانو هنگامی آغاز می شود که کودک به
ساز تسلط نسبی داشته باشد.
برای پیدا کردن اینکه فرزند شما به چه سازی علاقه دارد و یا از چه سبک موسیقی بیشتر لذت میبرد، بکار بردن پیشنهادهای زیر می تواند مفید واقع شود :

1- امکان گوش دادن و مشاهده نحوه نواختن انواع سازهای ممکن را بدون آنکه او متوجه شود شما هدف خاصی را دنبال می کنید برای او فراهم نمایید.

2- هنگامی که با هم از رادیو ضبط به موسیقی گوش می دهید و یا به کنسرت رفته اید راجع به سبک موسیقی - کلاسیک، اصیل، پاپ و ... - با او صحبت کنید.

3- فقط به فکر انتخاب ساز نباشید، موارد دیگری نیز مهم است. بعنوان مثال هنرجویان کودک گیتار بیس به مراتب کمتر از هنرجویان کودک فلوت یا ریکوردر هستند. ممکن است با فرستادن فرزند خود به کلاس گیتار بیس - که به احتمال زیاد خلوت است - ذوق موسیقی در او کمرنگ شود حال آنکه اگر به کلاس فلوت فرستاده می شد به علت شرکت بیشتر هم سن و سالهای او، علاقه به موسیقی در او متبلورتر می گشت.

4- قبل از قول دادن به کودک که فلان ساز را برایش خواهید خرید از قیمت آن مطلع شوید تا با بودجه شما هماهنگی داشته باشد.

5- به احتمال زیاد فرزند شما در اوایل کار از دشوار بودن یادگیری شکایت خواهد کرد، توجهی نکنید و تنها سعی کنید او را تشویق به یادگیری کنید.

6- تجربه نشان داده است که سازهایی مانند ریکوردر یا پیانو برای شروع کار کودکان مناسبتر هستند و برعکس سازهای مضرابی یا آرشه ای دشوار تر، لذا جز در موارد خاص سعی نکنید که این قانون را زیر پا بگذارید. پس از چند سال تمرین و آشنایی با موسیقی فرزند شما می تواند ساز اصلی خود را انتخاب کند.

7- علاوه بر همه موارد بالا باید دقت کنید که آیا در منزل خود فضای نگهداری ساز را دارید یا خیر؟ و اینکه سر و صدایی که این ساز ایجاد خواهد کرد آیا ممکن است مزاحم زندگی دیگران شود؟ شاید قبول نکنید ولی همین موضوع اخیر می تواند مانع تمرین و پیشرفت فرزند شما شود.

آیا فرزند شما آماده فراگیری موسیقی است؟
learning Music
آموزش ویلن از حدود شش سالگی با سازهای
کوچکتر از سایز معمول آغاز می شود.
بسیاری از اساتید موسیقی معتقد هستند که اگر فرزند خود را زودتر از آنچه لازم است به کلاسهای موسیقی بفرستید ممکن است، استعداد موسیقی آنها را برای همیشه کور کنید. کودک ممکن است در صورت برخورد با دشواری های فراگیری ساز نا امید شود و اعتماد بنفس خود را برای مدت زیادی از دست دهد، این امر می تواند برای او در سایر زمینه های زندگی از جمله مدرسه نیز مضر باشد. بسیاری از کودکانی که در سنین زیر 8 سال به کلاسهای آموزش موسیقی جدی فرستاده می شوند دچار چنین مشکلاتی خواهند.

1- اگر از زیر 8 سال می خواهید موسیقی را وارد زندگی فرزند خود بکنید، فلوت ریکوردر بهترین انتخاب است. تجربه نشان داده است از زمانی که کودک انگشتان خود را با اختیار به حرکت در می آورد، می تواند هنرآموز فلوت باشد.

2- برعکس مورد اول پیانو را باید زمانی شروع کرد که کودک حد اقل بتواند در حالت ایستاده به کلاویه ها تسلط نسبی داشته باشد و قدرت فیزیکی آن برای فشار دادن کلاویه ها کافی باشد.

3- سازهای زهی از خانواده ویلن معمولا" از سن شش سالگی زودتر شروع نمی شوند، ضمن اینکه یقینا" باید با سازهایی در ابعاد کوچکتر مثل یک هشتم یا یک چهارم آموزش را آغاز کرد.

4- سازهای بادی - بجز فلوت ، ریکوردر - معمولا" هنگامی شروع می شوند که دندانهای اصلی کودک رشد کرده باشند و کودک قدرت کافی برای دمیدن در ساز را دارا باشد. همچنین چون این سازها کمتر در ابعاد کوچکتر موجود هستند باید دقت کرد که آیا وضعیت فیزیکی کودک توانایی اجرای ساز را دارد یا خیر.

5- سازهای مضرابی مانند سه تار، گیتار و ... که در ابعاد کوچکتر هم وجود دارند برای کودکان زیر 8 سال توصیه نمی شوند.

6- نکته بسیار مهم آنکه فرا گیری مهارت های آوازی برای کودکان و نوجوانان بصورت جدی برای سنین پایین 15 سال توصیه نمی شود. اما کلاس های آوزا خوانی دست جمعی از سن سه سالگی با عث رشد علاقه آنها به موسیقی خواهد شد.

برای دریافت نتیجه بهتر، کودک خود را در کلاسهای عمومی ثبت نام کنید.


کاوه رهنما

Posted by Kamran at 10:10 AM | Comments 6

June 29, 2005

Figured Bass

Figured Bass
چند مثال از باسهای شماره گذاری شده
روشی است که در اوایل قرن 17 - بخصوص توسط کلودیو مونتوردی - برای مشخص کردن نتهای مورد استفاده در آکوردها بکار برده می شد که به آن در فارسی باس شماره گذاری شده نیز گفته می شود، همچنین برخی این نحوه نمایش آکوردها را شیفراژ آکوردها می نامند.

اولین بار موسیقیدانان ایتالیایی برای همراهی ملودی از این روش استفاده کردند، بعدها موسیقیدانان باروک،از این روش بصورت متداول برای مشخص کردن هارمونی در قسمت باس استفاده کردند. بعنوان مثال در کارهایی که برای هارپسیکورد یا ارگ تهیه می شد از این روش برای نمایش آنچه نوازنده باید برای همراهی با خواننده و یا با دست چپ بنوازد استفاده می شد. اما بتدریج از دوران کلاسیک به بعد هنگامی که موسیقی سمفنیک جدی تر شد، استفاده Figured Bass بتدریج کمرنگ تر شد. این روش امروزه خیلی کم مورد استفاده قرار میگیرد مگر در اپراها یا برای آموزش هارمونی.

Figured Bass در واقع چیزی نیست جز یک روش خلاصه نویسی برای مشخص کردن نتهای باس - و یا آکورد - در یک قطعه موسیقی. اعدادی که در کنار یک نت باس نوشته می شود در واقع فاصله هایی است که باید نسبت به آن نت نواخته شوند و یا احیانا" توسط خواننده خوانده شود.

به عنوان مثال اگر در مقابل نت C اعداد 4 و 6 نوشته شود منظور آن است که باید فاصله های چهارم و ششم یعنی F و A با C نواخته شود که در واقع معکوس اول آکورد فا ماژور است و یا اگر جلوی همان باس C اعداد 3 و 5 بیاید منظور آکورد دو ماژور است، هرچند این حالت چون طبیعی ترین حالت آکورد - یعنی پایگی - است، امکان دارد که این اعداد را ننویسند.

Figured Bass
باسهای شماره گذاری شده با فواصل کروماتیک
اما همانطور که در شکل اول مشاهده می کنید اگر زیر نت لا اعداد 3 و 5 بیاید شما آکورد لامینور معمولی را خواهید داشت. اگر زیر نت دو اعداد 3 و 6 بیاید باز آکورد لامینور خواهیم داشت اما معکوس اول و یا اگر زیر نت "می" اعداد 4 و 6 بیاید معکوس دوم لامینور را خواهیم داشت. ترکیب های پیچیده تر در خط دوم از شکل اول بوضوح مشخص است.

همچنین ممکن است برای مشخص کردن تغییرات کروماتیک در هارمونی و یا بدست آوردن آکوردهای پیچیده تر فاصله ها را با علامت های تغییر دهنده عوض کنید. به شکل دوم دقت کنید.


Posted by Kamran at 11:46 AM | Comments 2

June 28, 2005

Bebop چیست ؟

Bebop Style
چارلی پارکر و تلونیوس مانک از موسیقدانان عصر
Bebopدر حال نواختن سکسیفون و پیانو
Bebop که به حالت اختصار به آن Bop هم گفته می شود، گونه خاصی از موسیقی Jazz است که معمولا" دارای تمپوی بالا بوده و بداهه نوازی در آن بیشتر بر اساس ساختار هارمونی انجام می گیرد تا حالت ملودیک. این فرم موسیقی در اوایل دهه 1940 شکل گرفت که بعدها با ترکیب آن با بلوز و Gospel (نوعی موسیقی مذهبی آفریقایی-آمریکایی) بنام Hardbop معروف شد.

از معروف ترین پایه گذاران این سبک از موسیقی میتوان به Dizzy Gillespie (نوازنده ترمپت و سازهای بادی)، Charlie Parker (نوازنده سکسیفون)، Thelonious Monk (نوازنده پیانو) و Kenny Clarke (نوازنده درامز) که همگی سیاه پوست بودند، اشاره داشت. این بزرگان موسیقی جز اغلب در کلوب های شبانه در هارلم یا منهتن فعالیت می کردند چرا که در کلوب های این مناطق امکان نواختن آزاد موسیقی برای آنها مهیا بود.

audio fileThelonious Monk - Off Minor

هر چند که Bebop هرگز نتوانست همانند Swing به شهرت برسد و یا محبوبیت آنرا نزد مردم عام بدست آورد، اما همواره به دلیل تکنیک بالایی که نوازندگان باید از آن بهرمند بودند، مورد توجه موسیقیدانان جز بوده و هست. احتمالا" به همین دلیل نتوانست در دل مردم عادی که بیشتر طرفدار موسیقی ساده و قابل درک هستند جایگاه مناسب و همیشگی برای خود پیدا کند.

Kenny Clarke
کنی کلارک نوازنده درامز در عصر Bebop

ناگفته نماند که هنگام ظهور Bebop بسیاری از بزرگان موسیقی Jazz از جمله Louis Armstrong (خواننده و نوازنده ترمپت که از پایه گذاران موسیقی جز به شمار می آید)، علاقه ای به این فرم از موسیقی نشان نداد و همواره با آن مخالفت می کرد. او اغلب حتی از اینکه موسیقیدانان عصر Bebop روی ملودی های او در قطعات خود بداهه نوازی می کردند، ناراضی بود.

audio fileCharlie Parker - All Of Me

نگاهی به فرم موسیقی
اغلب قطعات Bebop بر اساس توالی آکوردهایی (Chord Progression) است که از قطعات معروف در موسیقی گرفته شده است. اینکار برای آهنگ ساز یا نوازنده Bebop یک خاصیت داشت و آن اینکه بدون آنکه لازم باشد بهای کپی رایت بپردازد به ساختاری از موسیقی دست پیدا میکرد که قبلا" امتحان خود را پس داده است. بعنوان مثال Progression آکوردهای قطعه معروف جورج گرشوین یعنی I Got Rhythm از محبوب ترین قطعات برای الگو برداری توسط نوازندگان Bebop بوده و هست. آنها در صورت لزوم با تغییر مختصر هارمونی، تمام ریتم و ملودی روی قطعه اصلی را تغییر می دادند و به این ترتیب به یک قطعه موسیقی کاملا" متفاوت دست پیدا می کردند.

بعنوان مثال چارلی پارکر هنگامی که از توالی آکورد قطعه مبدا استفاده می کرد، اغلب آکوردهای مورد نظر را بصورت نهم، یازدهم و یا سیزدهم اجرا می کرد تا موسیقی رنگ آمیزی زیباتری داشته باشد و تفاوت آشکاری با گونه های قبلی Jazz داشته باشد.

audio fileDizzy Gillespie - Autumn Leaves

Dizzy Gillespie
دیزی گلیسپی نوازنده ترمپت Bebop

از دیگر مشخصات بارز Bebop استفاده از آکوردهایی است که پنجم آنها کاسته شده باشد. آکوردهای Flatted Fifth صدای دیسونانس قوی میدهند که در زمان خود نوآوری - غیر قابل هضم برای عموم - بود. نمونه بارز استفاده از این آکوردها را می توان در کارهای تلونیوس مانک مشاهده کرد.

تفاوت عمده Bebop با Swing باوجود آنکه هردو حالت 4/4 دارند در هارمونی پیچیده، ملودی های بغرنج و تغیریبا" غیر قابل حفظ کردن، سرعت بالای اجرا و ریتمی که بیشتر تکیه بر روی باس درام دارد است. این سبک موسیقی برای افرادی که علاقمند هستند موسیقی قابل هضم مانند کارهای Benny Goodman در دوران سوئینگ را گوش دهند، بسیار ناخوشایند جلوه می کرد. مردم عادی به دنبال موسیقی ای هستند که در آن نت اضافه نواخته نشود و همه چیز ساده و واضح باشد.

نکته بارز دیگر آنکه Bebop به شدت به بداهه نوازی متکی است، بداهه نوازی ای که بر خلاف بداهه نوازی در سایر سبک های جز مبنای ملودیک ندارد و به همین دلیل قابلیت باز نوازی توسط مردم عادی را ندارد. بداهه نوازی در Bebop به نوازنده درامز نیز سرایت کرده و او نیز در مقاطعی از موسیقی ریتم را به دلخواه خود دچار تغییر و تحولات اساسی میکند که شاید برای همه قابل درک نباشد. همچنین باید اشاره کرد که ابتدای قطعات Bebop معمولا" با یک تم اصلی موسیقی که بصورت یونیسون (Unison) نواخته می شود، آغاز می گردد.


کاوه رهنما

Posted by Kamran at 10:02 AM | Comments 5

June 27, 2005

دو اجرا از Why Don't You Do Right

Alan Silvestri
آلان سیلوستری آهنگساز فیلم
تنظیم و اجرای پیانو Alan Silvestri : آلان سیلوستری بیشتر بعنوان یک آهنگساز فیلم در دنیای موسیقی امروز مطرح است. متولد سال 1950 در نیویورک است و موسیقی را با نوازندگی پیانو آغاز کرد. موسیقی فیلم های موفقی چون The Mummy ، Back to the Future ، Tomb Raider، The Polar Express ، Forrest Gump و بسیاری دیگر از فیلم های مشهور هالیوود از او است. شاید زیباترین کار موسیقی فیلم او موسیقی متن فیلم Van Helsing باشد که حتما" در آینده راجع به آن خواهیم نوشت.

در اینجا به قسمتی از اجرای ترانه Why don't you do right، با تنظیم و نوازندگی پیانو، آلان سیلوستری توجه کنید. این قطعه برای یکی از تولیدات کمپانی والت دیسنی بنام Roger Rabbit اجرا شده است.

audio.gif Alan Silvestri - Why Don't You Do Right

Benny Goodman
بنی گودمن نوازنده کلارینت جز
اجرای پگی لی با بنی گودمن : راجع به پگی لی در مطالب قبل بسیار صحبت کرده ایم در اینجا اشاره ای به Benny Goodman خواهیم داشت. بنی گودمن نوازنده افسانه ای کلارینت جز در قرن بیستم بود که علاوه بر آنکه در گروه های مختلف جز نوازندگی می کرد خود سرپرستی گروهی را بعهده داشت. در سال 1926 اولین کار خود را ضبط کرد و بدنبال آن بعنوان سفیر و نماینده سوئینگ در موسیقی Jazz شناخته شد.

او علاوه بر موسیقی در دو فیلم مربوط به موسیقی یکی "A Song is Born" در سال 1947 و دیگری "The Benny Goodman Story" در سال 1955نقش آفرینی کرد. وی علاوه بر نوازندگی موسیقی Jazz توانایی نوازندگی کلارینت به سبک های دیگر همچون کلاسیک نیز داشت.

به قسمتی از اجرای ترانه Why don't you do right، کار مشترک پگی لی و بنی گودمن گوش کنید.

audio.gif Peggy Lee, Benny Goodman - Why Don't You Do Right

Joe McCoy
جو مک کوی
آهنگ و ترانه از Joe McCoy : نام پرآوزه جو مک کوی در میان موسیقیدانان بلوز هرگز فراموش نخواهد شد، کسی که با فراگیری خودآموز موسیقی و نواختن گیتار و همکاری با گروه های موسیقی جز در نیمه اول قرن بیستم توانست نام خود را در این شاخه از موسیقی جاودانه سازد. مک کوی در مدت کوتاه زندگی خود یعنی فقط 45 سال توانست قطعات بیاد ماندنی بسیاری در موسیقی Jazz- Blues بیافریند.

عاشق موسیقی بود، یک گیتاریست جز و بلوز بود، ترانه می خواند، آهنگ می ساخت و تنظیم می کرد و البته ترانه سرایی نیز میکرد. فعالیت موسیقی خود را ابتدا با همسرش ممفیس مینی (Memphis Minnie) که خواننده بود شروع کرد. آن دو در اواخر دهه 20 و اوایل 30 ترانه های بلوز بسیاری خلق کردند که در اغلب آنها بعنوان آهنگساز و همراهی کننده گیتار با همسرش کار میکرد. پس از جدایی از ممفیس، در شیکاگو شهرت لازم را بدست آورده بود. مدتی با گروه های مختلف کار کرد و سپس گروه "Big Joe and His Rhythm" را تاسیس کرد.

قطعه Why don't you do right از ماندگارترین کارهای جو مک کوی در موسیقی بلوز می باشد.


Posted by Kamran at 12:26 PM | Comments 2

June 26, 2005

خبرهای جدیدی از Live 8

Live 8 can't help Africa's problem
نتیجه نظرسنجی Sky News
"مشکل آفریقا رهبران آنها هستند"
کمتر از یک هفته به اجرای کنسرت های Live 8 در شهرهای بزرگ دنیا باقی مانده است و در دنیای موسیقی هر روز اخبار جدیدی در این باره منتشر می شود.

پخش مستقم از MTV و VH1
خبرگزاری اسوشییتد پرس اعلام کرد که شبکه های تلویزیونی MTV و VH1 قسمت های زیادی از کنسرت های Live 8 را در دوم جولای پخش خواهند کرد. همچنین قرار است کنسرت Live Aid که دو دهه گذشته توسط باب گلدوف اجرا شد نیز دوباره توسط MTV نمایش داده شود.

American Online که همانند CNN شاخه ای از Time Warner است و حق نمایش این کنسرت در آمریکا را دارا است، قصد آن دارد تا این کنسرت را از روی اینترنت نیز پخش کند. این شبکه به احتمال زیاد با کمک شبکه ABC بصورت زنده کنسرت Live 8 در آمریکا را برای تلویزیون های کابلی پخش خواهد کرد.

اما همانطور که در ابتدا گفتیم شبکه های MTV ، VH1 و نیز شاخه دانشجویی MTV یعنی mtvU نیز در نظر دارند در لابلای پخش کنسرت Live Aide و سایر برنامه های مرتبط، بصورت زنده قسمتهایی از Live 8 را پخش کنند. لازم به ذکر است که از سال 1999 شبکه تلویزیونی MTV هرگز اقدام به پخش زنده کنسرت ها را ننموده است.

ژاپن به برگزار کنندگان Live 8 پیوست
Bjork in Tokyo Concert
کنسرت Live 8 در توکیو با شرکت Bjork
اما خبر جدیدی که توسط BBC در این رابطه منتشر شد آن است که توکیو نیز به جمع میزبانان Live 8 در اروپا و آمریکای شمالی پیوست. Bjork خواننده پر طرفدار ایسلندی، گروه Good Charlotte آمریکایی و نیز گروه پاپ McFly از جمله هنرمندانی هستند که قرار است در دوم جولای در سالن 20 هزار نفری ماکوهاری مس (Makuhari Messe) در توکیو اجرای برنامه داشته باشند.

این برنامه نیز قسمتی از کارهایی است که زیر نظر باب گلدوف برای کمک به فقر در آفریقا اجرا خواهد شد. این اولین کنسرت موسیقی در ژاپن خواهد بود که در روز یعنی ساعت 14:00 به وقت محلی اجرا می شود.

اجراهای دوئت
BBC همچنین خبر داد که در جریان کنسرت دوم جولای در لندن دوئت های زیر نیز اجرا خواهد شد که این خود بر جذابیت کنسرت لندن خواهد افزود :

- Madonna با ColdPlay
- Dido با Elton John
- The Who و Jonny Borrell
- Pink Floyd و Snoop Dogg

کنسرت های Live 8 هیچ کمکی به فقر در آفریقا نخواهد کرد
در حالی که جامعه موسیقی جهانی در حال برنامه ریزی و آماده سازی شرایط ایجاد این کنسرت ها هستند، شبکه Sky News بر اساس یک نظر سنجی اعلام کرد که این فعالیت هنری نمی تواند تاثیر خاصی روی رفع فقر در آفریقا داشته باشد. در این نظر سنجی فقط 20% از پاسخ دهندگان معتقد بودند که Live 8 می تواند به رفع فقر در آفریقا کمک کند و حدود دو سوم پاسخ دهندگان مشکلات فقر در آفریقا را مربوط به دولتمردان آفریقا دانسته اند.


مطالب مرتبط :

- تاریخ را با به تاریخ سپردن فقر خواهیم ساخت
- گالری عکس از کنسرت Live 8 لندن
- Live8 در انتظار تصمیم G8
- خبرهای جدیدی از Live 8
- حمله گلدوف به eBay و اجرای زنده Pink Floyd
- Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

Posted by Kamran at 09:35 AM | Comments 8

June 25, 2005

درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

در ساعت چهار بعدازظهر اول خرداد، قرار بود تا رسیتال پیانویی توسط حمزه یگانه و پدرام نحوی زاده، دو پیانیست جوان، در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار شود ولی در زمان اجرا، جمعیت حاضر در سالن شاهد حضور و اجرای یک پیانیست دیگر بودند!

این دو نوازنده در تماسی که با "گفت و گوی هارمونیک" داشتند از چگونگی این ماجرا خبردادند:

پدرام نحوی زاده که در شیراز ساکن است و هر دوهفته یکبار برای پی گیری آموزش پیانو نزد گاگیک بابایان به تهران می آید اظهار داشت: «بر اساس قرارهایی که از قبل گذاشته شده بود من یک روز پیش از اجرا در تالار حضور پیداکردم زیرا می دانید که هر پیانو ویژگی های خاص خود را دارد و حتماً پیانیست پیش از اجرا باید چندین بار با آن تمرین کرده باشد ولی در هرصورت در تالار آوینی اینگونه عمل نشد. لذا صبح اجرا من از حدود ساعت 10 مجددا در تالار حضور پیدا کردم تا تمرین مختصری با ساز داشته باشم ولی به بهانه های مختلف از جمله مزاحمت صدای پیانو برای بخش های اداری، مدیر تالار مانع از تمرین من شد.»

Pedram Nahvizadeh
پدرام نحوی زاده
«با دوندگی زیاد موفق به دریافت نامه ای از دانشکده موسیقی شدم ولی این بار هم با واکنش بسیار زشت مدیریت تالار مواجه شدم. برگزار کننده این برنامه در حقیقت کانون موسیقی دانشگاه و مسئول هماهنگی همه برنامه های ما نیز شخصی از این کانون بود که حتا برای یک بار برای رسیدگی به وضعیتی که به وجود آمده بود پا به تالار نگذاشت و از ما می خواست که به عنوان اجرا کننده خود پی گیر همه چیز حتا کسب اجازه برای چند ساعت تمرین در تالار باشیم! حتا به ما قول داده بودند که پیانوی تالار را نیز از قبل کوک خواهند کرد که در صبح اجرا دریافتم حتا پیانو هم کوک نشده است. فکر نمی کنم به جز ایران در هیج نقطه ای از جهان برای یک پیانیست پیش از اجرا چنین وضعیتی به وجود آورده شود.»

حمزه یگانه نیز افزود: «از آنجا که قبلاً برنامه هایی را در تالار آوینی دانشگاه تهران اجرا کرده بودم به هیچ وجه تصور نمی کردم چنین وضعی پدید آید. من آنقدر روی کیفیت برنامه حساسیت داشتم که برای تمرین یکی از قطعات چهار دستی چند روزی به شیراز سفر کردم و حتا طراحی و چاپ پوستر را خود با کمک برخی دوستان به عهده گرفتم چون در قبال شنوندگانی که برای شنیدن یک موسیقی خوب به تالار می آیند احساس وظیفه می کنم. ولی متاسفانه شاهد برخوردی زشت و غیرمسئولانه از طرف مدیریت تالار و کانون موسیقی دانشگاه بودیم. پس از برخورد باورنکردنی مدیر تالار و عدم اجازه برای تمرین، متوجه شدیم که همه پوسترهای اعلان برنامه نیز از تابلو اعلانات دانشگاه برداشته شده که مشخص نبود چه کسی این کار را کرده است. با توجه به همه این مسائل، ما تصمیم گرفتیم تا دست کم به عنوان اعتراضی کوچک برنامه را اجرا نکنیم.»

Hamze Yeganeh
حمزه یگانه
«در همان ساعات شخصی که در کانون موسیقی دانشگاه، به اصطلاح "هماهنگ کننده" برنامه بود طی برخورد باورنکردنی و بی سابقه ما را متهم ساخت که آبروی آنها را به عنوان مسئول برگزاری این برنامه برده ایم! در صورتیکه روشن نیست اگر آنها واقعا مسئول برگزاری برنامه ما بودند چرا حتا به خود زحمت ندادند دست کم یک بار برای سرکشی از وضعیت عجیبی که در تالار وجود داشت به آنجا بیایند. در هر صورت ما از اجرای برنامه به دلایل بسیار منطقی خودداری کردیم ولی با کمال نابوری دریافتیم که پس از لغو برنامه ما یکی دیگر از پیانیست ها به جای ما برنامه ای اجرا کرده که این قضیه بیش از همه قضایا مایه تاسف است و نشان می دهد خود هنرمندان نیز به هیچوجه هوای همکارانشان را ندارند...»

از پژمان اکبرزاده


Posted by Kamran at 06:06 PM | Comments 15

June 24, 2005

هنرستان موسیقی یا مدرسه تربیت بدنی ؟

Music School Memories
نواختن پیانو در زنگ تفریح ممنوع!
خاطرات یک هنرستانی - ۱

چندین سال است كه از آن زمانها سپری شده و به نوعی علاقه ای به تجدید خاطرات آن دوران ندارم، چه رسد به اینکه راجع به این موضوع بنویسم.. اما به اصرار برخی دوستان تصمیم گرفتم این مطالب تهیه کنم و برای شما دوستان ارسال کنم تا از وضعیت آموزش موسیقی در کشور - حداقل در 14 سال پیش - آشنا شوید. بین خودمان بماند اما دوران بسیار مسخره ای بود، آدمهای عجیب و غریب، البته نه همه اما متاسفانه اغلب اونها که حتما" بهشون خواهیم رسید.

تابستان سالی که پنجم دبستان راتمام كردم رفتم به كلاسهای آزاد (شبانه) كه در آن هنگام در هنرستان موسیقی دایر می شد. موسیقی ارف بود كه تدریس می شد و چیزهای دیگه مثل پیانو، فلوت، سه تار، سلفژ و ... من سلفژ و نت خوانی را شروع كردم و بعد از 2 ماه و خورده ای، مسئولین آموزشی به من پیشنهاد ادامه تحصیل موسیقی در هنرستان را دادند. منهم باخوشحالی قبول كردم و این شد كه وارد هنرستان موسیقی شدم.

سه سال اول هنرستان یعنی اول، دوم و سوم راهنمائی خیلی فشار درس داشتیم، چون علاوه بر مدارس راهنمائی كه همه 13- 12 تا موضوع جزو دروس سالانه آنها بود، به ما 7 – 6 تا درس موسیقی هم اضافه شده بود و دیگر خودتان فكرش را بكنید.

مثلا" در كنار تئوری موسیقی استاد كمال پورتراب باید آموزش دفاعی هم می خوندیم (تصور کنید!)، نکته جالب اینجا بود كه به دومی اهمیت بیشتری داده میشد!

از من بپرسید می گویم که هنرستان بیشتر به مدرسه تربیت بدنی شبیه بود، چون یكی از درسهائی كه می تونم بگم به طور جدی، هر روز داشتیم، ورزش بود كه شامل فوتبال، زوو، خرپلیس و ... بود، چرا که اغلب مجبور بودیم، وقتی معلم فلان درس به هزار و یک دلیل نیامده بود و یا اصلا" همچین معلمی برای آن درس وجود نداشت، ورزش كنیم !؟

خلاصه كه بلبشوئی بود. دوره ای كه من هنرستان بودم از هر مقطع تحصیلی یك كلاس بیشتر نبود. بخوبی به خاطر دارم که كه كلاس ما هم 11 نفر بود. توی اون 11 نفر، از هر مدل آدمی كه می خواستین می تونستین پیدا كنید.

از خودم شروع میكنم، یك آدم بسیار ساكت و آرام كه هیچ موقع هم دنبال دردسر نمی گرده، بغل دستیم یكی بود كه هر روز باید یك فیلم Action برات تعریف میكرد، اون هم به صورت سه بعدی كه معمولا" بعد از اتمام صحبت هایش من حتما" باید شیشه عینكم رو تمیز میكردم!

و یا آن همکلاسی در مواقعی كه با بچه های دیگر صحبت میكرد، با زیپ لباس یا با یق‍ه كت یا با دگمت ور می رفت، چقدر هم سر این قضیه كتك می خورد از بچه ها، ناظم، معلم و ...

یكی دو نفر هم بودن كه از همان موقع معلوم بود گروه خونیشون (به قول یكی از استادامون) به موسیقی میخوره، كه یكی از آنها را هنوز هم 3-2 هفته یكباری می بینم و قهوه ای با هم میخوریم و گپی میزنیم. ولی دیگری مشغول ادامه تحصیل در رویال كالج لندن هست.

هر چقدر فكر میكنم میبینم كه هنرستان عجیبی بود چون مسئولین و هنرجویان هیچ موقع نتوانستند یکدیگر را جذب كنند. مثلا" همین دوست بنده كه الآن مشغول تحصیل در رشته پیانو در لندن هست، همواره سر نواختن پیانو در هنرستان از طرف ناظم و برخی معلمین کتک می خورد.

می دانید چرا؟ برای اینکه زنگ تفریح حق ندارشتیم در كلاس و ساختمان بمانیم و ساز بزنیم ! البته دوست بنده هم موجود لجبازی بود چون بلافاصله بعد از حرف ناظم شروع به نواختن میكرد. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 12:30 PM | Comments 8

June 23, 2005

اگر نمی توانی آواز بخوانی قره باغی نیستی

Shusha
نماد شهر شوشا قبل از اشغال ارمنستان
از خصوصیات بارز موسیقی آذربایجان می توان به سهم تعدادی از خانواده های مطرح این کشور در توسعه و گسترش موسیقی اشاره کرد. در واقع می توان گفت، این نقش برخی از خانواده های علاقمند به موسیقی بوده است که با ترکیب موسیقی شرق و غرب، موسیقی کلاسیک آذربایجان را ایجاد کرده اند. در راس این خانواده ها باید به خانواده مشهور حاجی بایوف (Hajibeyov) و بعد از آن علیوردی بایوف (Aliverdibeyov) و بدلبایوف (Badalbeyov) اشاره کرد. این سه خانواده بنیانگذار موسیقی حرفه ای در آذربایجان هستند.

شهر کوچکی بنام شوشا (Shusha) که در غرب آذربایجان، یعنی یکی از قسمتهای قره باغ قرار دارد از قدیم مهد موسیقی آذربایجان بوده است، بگونه ای که برخی مواقع به این شهر Conservatory of the Caucasus یا همان "کنسرواتوآر قفقاز" گفته میشود. شوشا مهد هنر و موسیقی آذربایجان است و به همین دلیل هنگامی که در سال 1992 توسط نیروهای ارمنستان به اشغال درآمد، موجب خشم بسیار مردم آذری شد و برای آنها بسیار دردناک بود.

Hajibeyov
اوزیر حاج بایوف ، 1855 - 1948
شوشا نه تنها مهد موسیقی است بلکه اصلا" یک منطقه فرهنگی محسوب می شود. مرکز هنر، ادبیات و بخصوص موسیقی است. به همین علت در اشغال نظامی که از آن نام برده شد بسیاری از هنرمندان این خطه جزو مبارزین آزاد سازی و قربانیان نبرد با نیروهای اشغالگر بودند.

حتی اگر ریشه هنر در شهر بزرگی چون باکو را جویا شویم به سر منشا آن در شوشا خواهیم رسید. اصطلاح معروفی در آذربایجان وجود دارد که می گوید : "اگر نمی توانی آواز بخوانی قره باغی نیستی".

هر توریستی که به منطقه بیاید بدون شک به شوشا خواهد رفت و بی شک خواهد فهمید که در مسئله مناقشات قرباغ شوشا از سایر نقاط بیشتر تحت تاثیر منفی قرار گرفته است. در حال حاضر این شهر به دست اشغالگران ارمنی بوده و تقریبا" می توان گفت هیچ خانواده ای از آذربایجانی ها در آنجا ساکن نیستند.

شوشا برای مردم آذربایجان قلب قره باغ شناخته می گشت، فرهنگ غنی، وجود شعرا و صنایع دستی بسیار زیبا همچون فرش از دیگر شاخصه های این شهر بوده است. اینکه این مردم با فرهنگ و هنر دیگر نمی توانند در آنجا زندگی کنند بخاطر آن است که اغلب آنها از لحاظ روحی صدمه دیده اند و توان تحمل حکومت نیروهای ارمنی ها را بر خود ندارند.


کاوه رهنما

Posted by Kamran at 01:32 PM | Comments 5

June 22, 2005

این همه ریا ... بس کنید !


کنسرت تخت جمشید (عکس از خبرگزاری مهر)
نمی خواهم همان حرف های تکراری و خسته کننده را تکرار کنم که موسیقی در ایران جایگاهی ندارد و ... ولی بیشتر اخبارموسیقی که توسط خبرگزاری ها و روابط عمومی مراکز مختلف مخابره می شود روبه روز عجیب تر و مضحک تر می شوند.


دهان مان را بستیم و دائماً گفتیم دوستان زحمت می کشند و به اصطلاح گیر بیخودی ندهیم ولی در طی هفته های اخیر، چند خبر، کارد را به استخوان رساند! نخست، خبری بود که از سوی خبرگزاری مهر درباره کنسرت ارکستر سمفونیک تهران به رهبری لوریس چکنوریان در تخت جمشید مخابره شده بود:

"مهر" در خبر متذکر شد این کنسرت مورد استقبال شدید مردم قرار گرفته در صورتی که حاضران آن در برنامه از شخصیت های سیاسی داخلی و خارجی گرفته تا میهمانان همگی به این برنامه "دعوت" شده بودند. حال اینکه چنین برنامه ای چگونه می تواند مورد استقبال شدید مردم قرار گیرد به حدی که به قول این خبرگزاری "ایستاده نظاره گر برنامه باشند"!!! موضوعی است که خود باید پاسخگوی آن باشند. در گزارش همچنین آمده که لوریس چکنوریان نیز از کیفیت اجرا ابراز خرسندی کرده ! چرا که نکند! تالار رودکی ده ها شب را به هر آنچه او به هم می بافد را اختصاص نداده که داده ! وزیر محترم ارشاد به او نشان درجه یک هنر نداده که داده ! نوازندگان ارمنی بیکار از ایروان به همت او به پول و کار نرسیده اند که رسیده اند!... هرکس دیگری هم بود ابراز خرسندی می کرد. چکنوریان از این هم پا فراتر می رود و این کنسرت را نخستین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در تخت جمشید می نامد و خدارا صدهزار مرتبه شکر که هنوز عکس کنسرت های ارکستر سمفونیک در پارسه (تخت جمشید) به رهبری حشمت سنجری در برنامه های جشن هنر باقی است. در این خبر خبرگزاری مهر از اثری از حشمت سنجری به نام باله ایرانی نام برده شده که چنین اثری وجود ندارد. شاید همان سوییت پنج گانه تابلوهای ایرانی را می گویند؟! مهم نیست باله یا تابلو !

مطلب دوم، گفت و گوی امیرحسین رسائل، روزنامه نگار صاحب نام با فرشید گیراخو است که ابتدا در روزنامه شرق و سپس در سایت گویا انتشار یافت. از خواندن مقاله های رسائل همیشه لذت برده ایم ولی در شگفتم که چگونه او این اظهارات گیراخو را بدون هیچگونه پژوهشی منعکس ساخته و شگفت زده تر از این که آیا گیراخو واقعاً خود چنین گفته است؟!

او نوازنده ماهری است و طبق اسناد و مدارک با چندین گروه مجلسی و ارکستر کوچک در وین (پایتخت اتریش) همکاری داشته است اما در مطالب روزنامه شرق تبدیل شده است به یکی از بزرگترین نوازندگان ویلن آلتوی جهان و نوازنده ارکستر اپرای وین ! آن هم در کجا! کشوری که از در و دیوار نوازنده های تحصیل کرده در کنسرواتوارهای معتبر می بارد!

در مطلب همچنین نوشته شده "او حالا نخستین ایرانی است که از دولت اتریش عنوان پروفسور موسیقی دارد" پس منوچهر صهبایی که بود که در 1979 پروفسور کنسرواتوار فورآرلبرگ در اتریش شد یا فروغ کریمی که از 1991 پروفسور رسمی آکادمی موسیقی وین است ؟!

این همه اغراق، این همه ریا، کی تمام می شود؟ خدا می داند!

هر هنرمندی در جایگاه خود ارزشمند است. چرا دائم می خواهیم با عناوین "پروفسور"، "بین المللی"، "وین"، "برلین" و ... آنها را بالا ببریم؟ به خدا با این عناوین دردی از موسیقی ایران دوا نخواهد شد و چیزی برای هنر ما به یادگار نخواهد ماند.

درست است که جامعه ما به ویژه در زمینه موسیقی یک جامعه بسته و ایزوله است و علیرغم گسترش وسایل ارتباط جمعی هنوز هیچ ارتباط درستی با محیط خارج نداریم اما دلیل بر این نمی شود که برخی همکاران هرآنچه دم دستشان می آید را به عنوان اخبار موسیقی مخابره کنند.

اطلاعات تازه و درجه اولی هم به تازگی از روابط عمومی مرکز موسیقی منتشر شده که علی رهبری در سوابق خود رهبری دائم ارکستر سمفونیک نورنبرگ را داشته است ! ارکستری که او تنها چند کنسرت به عنوان رهبر میهمان در اواخر دهه 1970 با آن داشت. او همچنین دانش آموخته هنرستان عالی موسیقی معرفی شده در صورتیکه در هنرستان موسیقی ملی درس خواند! لابد مرکز موسیقی فرق بین هنرستان عالی موسیقی و هنرستان موسیقی ملی را هم نمی داند. رهبری همچنین برنده مدال طلا مسابقات جهانی رهبری ارکستر معرفی شده که کدام مسابقه ؟؟ مرکز موسیقی می داند !!!! برای اطلاع علاقه مندان باید بگویم علی رهبری دو مدال (یکی طلا و یکی نقره) از مسابقات شهر بزانسون و ژنو دریافت کرد. مرکز موسیقی که این اطلاعات را منتشر کند وای به بقیه ! به خاطر می آورم چند سال پیش که بنفشه سام گیس در جست و جوی اطلاعاتی درباره هوشنگ استوار (آهنگساز برجسته ایرانی) جهت چاپ در روزنامه همشهری به مرکز موسیقی مراجعه کرده بود در مرکز حتا نام استوار را هم نشنیده بودند!

در سایت منوچهر صهبایی هم که اطلاعات جالب تری دیده می شود. اسناد و عکس های بیشتر برنامه های او در دست است: برنامه هایی با ارکسترهای محلی و مجلسی کوچک به استثنای ارکستر فیلارمونیک پلودیو که کمتر کسی حتا نام آن را شنیده است. آنگاه در سایت او می خوانیم که رهبری چندین ارکستر بزرگ اروپایی را در دست دارد!! او برای ضبط آثار آهنگسازان ایرانی در آنجا زحمات بسیاری کشیده ولی این سوابق جدید؟! .... چرا جایگاه خود را نمی دانیم؟

لابد مثل شهرداد روحانی که چون مردم ایران یکبار او را در آکروپلیس دیده اند تصور می کنند که 24 ساعت شبانه روز را بر سکوی رهبری بزرگترین ارکسترهای جهان ایستاده است! نه ! خبری نیست! به خدا خبری نیست ! به همین خاطر بود که هنگامی که به ایران آمد آن همه سخنان عجیب را بر لب آورد که ارکستر سمفونیک تهران به خاطر کیفیت بالایش او را شوکه کرده !!! چرا این را نگوید؟ اگر انتقاد کند که باردیگر فریدون ناصری و گردانندگان آن تالار از او برای برنامه دعوت نخواهند کرد. ولی آیا یک کنسرت در سال ارزش این همه تملق را دارد؟!

افسوس که موسیقی ایران، بیشترین لطمه را نه از حمله عرب، نه از انقلاب و بلکه از ملت و هنرمندان خود خورد .


از پژمان اکبرزاده




Posted by Kamran at 07:14 PM | Comments 13

June 21, 2005

حال دیگر چه باید کرد ؟

What Shall We Do Now
آیا به انسانها قلاده بزنیم؟
ترانه "What Shall We Do Now" از آلبوم The Wall پینک فلوید نمونه بسیار بارز از شیوه ترانه سرایی مختصر و مفید راجر واترز به شمار می آید. این ترانه به دلیل طولانی بودن، در آلبوم The Wall با ترانه Empty Spaces جایگزین شده بود، اما در فیلم وجود دارد و با انیمیشن گویا و فوق العاده جرالد اسکارف (Gerald Scarfe) ترکیبی به یادماندنی و موثر به وجود آورده است.

در این ترانه به وابستیگهای مادی بشری و آنچه که تبلیغات، مادی گرایی و جامعه مصرفی از انسان امروز ساخته است حمله شده است. به زبان ساده، این شعر فهرستی از چیزهایی است که مردم برای مقابله با موج گرسنگی (معنوی) به آن چنگ میزنند و آنها را برای پر کردن خلا درونی یا به روایت راجر واترز "پر کردن حفره های دیوار" به کار میبرند.

مردمی که تربیت شده اند تا "در دریایی از چهره ها" مدام "به دنبال تشویق بیشتر و بیشتر" باشد و برای به دست آوردن وجهه اجتماعی به شخص دیگری تبدیل شوند. در جامعه رو به رشد مادیگرای ما، آدمها قبل از اینکه کسی بشوند باید به کس دیگری تبدیل شده باشند، باید لباسهای مد روز بپوشند، اتوموبیلی شیک برانند، دوستانشان از بین اشخاص برگزیده باشد، در رستورانهای مد روز غذا بخورند و این فهرست میتواند تا ابد ادامه داشته باشد. انسانها در این جامعه به خودآزاران اجتماعی مبدل میشوند و در باره آخرین مدها دچار وسواسی بیمارگونه میشوند.

این مسئله، هدف اصلی حمله این ترانه است. این حمله ایست بر علیه محافظه کاری، از دست دادن شخصیت فردی و از همه مهمتر این باور که اشیا میتوانند زندگی ما را کامل کرده و ما را واقعا خوشحال کنند. البته در میان آنچه در فهرست ترانه ... What shall we آمده است، به مواردی بر میخوریم که لزوما زشت و ناپسند نیستند، مانند گیاه خواری یا گل فرستادن از طریق تلفن، که راجر واترز در مصاحبه سال 1979 خود آنرا توضیح داده است:

Pink Floyd Scorpion
عقرب ماده از جمله موجودات سمبلیک The Wall
"وسواس گیاه خوار شدن و به طور کلی پذیرفتن بی چون و چرای ایده دیگران و به کار بردن آن به عنوان شیوه زندگی خودمان، بدون اینکه آنرا از دیدگاه شخصی خود بررسی کرده باشیم، یا به عبارتی بر اساس معیارهای دیگران زندگی کردن، ناپسند است. این شعارهای مصرف گرایانه است که روز به روز دیوار بلندتر و غیرقابل نفوذتری به دور ما میکشد."

در فیلم The Wall به برداشت کاملتری از عاقبت این اتفاق میرسیم. همه مردم، از یک کودک که به هیولا مبدل میشود تا پیرزنهایی که پشت سر ماموران پلیس، مشغول دزدی از ویترین شکسته مغازه هستند، برای رسیدن به این ایده آلهای پوچ در نهایت به جنایت کارانی کوچک و بزرگ مبدل میشوند.

audio file What Shall We Do Now ، از اجراهای زنده سال 1980-1981

What Shall We Do Now ?

این فضاهای خالی را با چه باید پر کنیم؟
فضاهایی که موج گرسنگی در آن میغرد؟
آیا میتوانیم به دنبال تشویق دیگران
به دریای چهره ها بپیوندیم و مانند دیگران شویم؟
آیا باید گیتار تازه ای بخریم؟
یا اتوموبیل قوی تری برانیم؟
آیا باید قادر باشیم تا پاسی از شب کار کنیم؟
یا خود را وارد هر جدالی کنیم؟
چراغها را روشن بگذاریم؟ بمب بیافکنیم؟
به یک تور شرق برویم؟ به بیماریهای مهلک دچار شویم؟
استخوانها را دفن کنیم؟ به خانه ها شبیخون بزنیم؟
یا با تلفن گل بفرستیم؟
کسی را به مشروب مهمان کنیم؟ او را به یک جای خلوت ببریم؟
گوشت نخوریم؟ به ندرت بخوابیم؟
به انسانها قلاده بزنیم؟
سگ تربیت کنیم و موشها را به جان هم بیاندازیم؟
پستو را از اسکناس پر کنیم؟
گنجها را دفن کنیم و تعطیلات خود را ذخیره کنیم؟
و هرگز، پشت به دیوار ندهیم تا استراحتی کنیم.
What shall we use to fill the empty spaces
Where waves of hunger roar?
Shall we set out across the sea of faces
In search of more and more applause?
Shall we buy a new guitar?
Shall we drive a more powerful car?
Shall we work straight through the night?
Shall we get into fights?
Leave the lights on? Drop bombs?
Do tours of the east? Contract diseases?
Bury bones? Break up homes?
Send flowers by phone?
Take to drink? Go to shrinks?
Give up meat? Rarely sleep?
Keep people as pets?
Train dogs? Race rats?
Fill the attic with cash?
Bury treasure? Store up leisure?
But never relax at all
With our backs to the wall.

Posted by Kamran at 06:12 PM | Comments 6

June 20, 2005

هایفتز، ویلونیست قرن

 Jascha Heifetz
یاشا هایفتز
یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) در دوم فوریه 1901 در "ویلنا"ی روسیه به دنیا آمد و در83 سال از 86 سال عمر خود به نوازندگی ویولن پرداخت. او درآغازدر سه سالگی نخستین آموزشهای خود را از پدرش و درپنج سالگی ازایلیا مالکین فرا گرفت. درهفت سالگی اولین کنسرت خود را در کوونو"Kovno " با اجرای کنسرتو ویولن مندلسون به مورد اجرا گذاشت و در سال 1910 در سن پترزبورگ به فراگیری ویلن نزد آوئرLeopold Auer" " پرداخت.


دیدگاه مدرن او نسبت به آثار موسیقایی آهنگسازان معاصر و گذشته، اجراهای بی نقص و در نهایت سطح تکنیک نواختن، فراگیری ویلن در کودکی، وجود نبوغ سرشار در موسیقی، آموزش گرفتن صحیح نزد هنرمندانی چون لئوپود آوئر، تمرینهای مستمر روزانه و حرکت به سوی دنیای غرب و بهره مندی از امکانات فراوان آن از مهمترین عواملی هستند که پدید آورنده "ویولنیست قرن" گردیدند.

خانواده هایفتز پس از مشکلات بسیاری به امریکا مهاجرت کردند ویاشا هایفتزدر 27 اکتبر 1917 اولین اجرای خود در امریکا را درCarnegie hall در سن 16 سالگی با مهارت تمام برگزار نمود. از نکات قابل ذکر در مورد هایفتز، تعداد اجراهای historic در کارنامه او می باشد که می توان گفت بیشترین تعداد اجرای هیستوریک دنیا را داراست. در اکثرموارد، بهترین اجرای موجود از یک اثر متعلق به هایفتزمی باشد.

صدای بسیار شفاف، توانایی حداکثر صداگیری از ساز و همینطور آرشه های استکاتو با تمبر خاص صدای استکاتوی هایفتز از ویژگی های آرشه کشی اوست. استفاده فراوان از تکنیک زیبای گلیساندوی ویولن و انتخاب انگشت گذاری هایی (edit) برای دست چپ که بیشترین استفاده از این تکنیک را بنماید و نواختن منحصر به فرد تریل ها بعضی دیگراز شاخص های نوازندگی اومی باشد.

Heifetz's childhood
هایفتز در کودکی
یکی از موارد جالب در اجراهای هایفتز، باقی ماندن در نقاط اوج قطعات موسیقی و رها نساختن سریع آنهاست. مانند، اجرای تعداد بسیار بیشتری ازآنچه "سن سان" در قطعه روندو کاپریچیو برای ترموله نت" می" نوشته است و قبل اجرای سریع گام کروماتیک پایین رونده هایفتز می نوازد. نمونه هایی از این دست نشانگر خصوصیت شناسایی و رها نساختن نقاط اوج در موسیقی است.

audio file قسمتی از "روندو کاپریچیو" اثر سن سان

از موارد جالب دیگر در نوازندگی او که در ابتدا به نظر می آید، سریع شنیده شدن اجرا های اوست. البته به طور عمومی او تمپوهای قطعات را تا حدودی بالاتر از سایر نوازندگان برای اجرا انتخاب می کرد و با این کار باعث به وجود آوردن نوعی هیجان و نشاط در اجراها می گشت. ولی نکته ای که باعث می گردد تا بعضی شنوندگان این آثار را بسیار سریعتر از آنچه اجرا شده در ذهن بشنوند نواختن بسیار تمیز و فنی اوست. پاکیزه نواختن موسیقی که عامل از بین برنده بسیاری از گره ها در ذهن شنوندگان است باعث می شود تا اجراها را سریعتر از آنچه هست در ذهن تلقی کنند.

نوازندگی او گاهی همراه با حذف یا تغییرهای آگاهانه و با جسارت پارتیتور سولو یا ارکستر در نقاطی از قطعه بود که اجراهای او را متمایز از دیگران می ساخت و نشانگر دیدگاه اودر موسیقی مورد اجرایش بود. مثل حذف قسمتی از پارتیتور ارکستر در کنسرتو ویولن های شماره 4و5 ویوتامپس و وینیاوسکی شماره 2 ویا حذف کامل یک موومان از سمفونی اسپانیول و یا تغییراتی که در آثاری چون شاکُنِ ویتالی و باخ داده است.

هایفتز در همکاری و"انتخاب" رهبران ارکستر دقت و وسواس بسیاری نشان می داد وهمواره از رهبرانی که دارای دیدگاه مشترک فکری با او بودند استفاده می نمود. سلیقه هایفتز در هنگامی که اثری را با ارکسترمی نواخت کاملأ مشهود است. او در واقع پارتیسون ارکستر را طبق نگرش خود تصحیح می کرد. این امر را در دونوازی های او با پیانیست ها و همچنین سایر گروه های سازی نیز شاهدیم.

او با رهبران ارکستری کار می کرد که برخلاف بسیاری از دیگر رهبران که به دنبال پرشماره کردن رپرتوار خود هستند، در پی اجراهای بی نظیر از آثار بوده اند که این مورد باعث تمرکز بیشتر آنها در اجرای هر قطعه می گشت.

هایفتز بسیاری از آثار ارکستری یا فولکلور زیبا را برای ویولن و پیانو تنظیم و بازنویسی نموده است. ازمیان آنها می توان به قطعات saber dance ، از باله "گایانه" خاچاطوریان، "زنبور عسل" از اثر "تزار سلطان" کورساکف، "هورا استکاتو" دینیکو و ... اشاره کرد. همچنین او کادانس بسیار عالی و زیبایی برای ویولن کنسرتوی برامس نوشته است. .

J.H
یاشا هایفتز
اهتمام هایفتزدر ضبط و اجرای بسیاری از آثار فراموش شده چون کنسرتو ویولن های "کونوس" و "بروخ" شماره 2 باعث احیای مجدد و مانگاری آنها شده است.

وجود یک رپرتوار بسیار کامل و فراگیر از آهنگسازان باروک گرفته تا موسیقی دانان مدرن معاصر و اجراهای فنی از هریک از این آثار دوره های مختلف نشانگر استادی و شناخت بالای او در فهم موسیقی های دوران های مختلف است. وجود 65عددCD موسیقی در مجموعه ای تحت عنوان “Heifetz Collection” که توسط کمپانی RCA/BMG منتشر گردیده، مؤید این گفته است.

مهمترین عنصری که او را از سایر نوازندگان متمایز می سازد، شنیده شدن و حضوردائمی عنصری به نام "هایفتز" و سبک نواختن منحصر به فرد اودر طول اجرای موسیقی است. صدای ساز اوهمواره قبل ازشنیده شدن موسیقی آهنگساز شنیده می شود. نواختن او ذهن شنونده را دایمأ معطوف به سطح بالای تکنیک و شیوه نوازندگی فوق العاده او می گرداند. برجستگی حضور او در هنگام نواختن باعث می شود، تا شنونده مرتبأ یک لحن و تفکر موسیقایی را از زبان آهنگسازان مختلف بشنود. این باعث می شود تا هایفتز از صورت یک استاد کار ماهر در فن نوازندگی ساز خارج شده و به درجه بالاتری که "آفرینندگی و قرائت مجدد" از اثر هنریست برسد. جالب اینجاست که او حتی در اجراهای اولیه خود در سنین جوانی صاحب سبک بوده است. او در سال 1934 در سفری به سرزمین مادریش روسیه به همراهی پیانوی امانوئل بی 13کنسرت در مدت 17 روز اجرا نمود.

درسال 1961، هایفتز به همراهی نوازندگانی چون "پیاتی گُرسکی" و "پریم روس" که هریک از بهترین نوازندگان توانمند در ساز تخصصی خود بودند، اقدام به اجرای " تریو" ها، "کووارتت" ها و سایر گروه نوازی ها نمود که این مجموعه ها شامل آثاری از موزار، اشپور، مندلسون، شوبرت، برامس، دوراک، فرانک و آرنسکی بوده و بسیار شنیدنی و دلنشین است.

هایفتز سال های زیادی درامریکا در دانشگاه به تدریس ویولن پرداخت و در1961 به مقام پرفسوری در این ساز در دانشگاه کالیفرنییای جنوبی نائل آمد. او مستر کلاسهای بسیاری را برای دانشجویان ویولن برگزار نموده است.

J.H
یاشا هایفتز
آخرین ضبط او مربوط به سال 1972است که به رسیتال نهایی معروف می باشد. هایفتزدر این مجموعه آثاری از فرانک، اشتراوس، باخ، دبوسی و... را نواخته است. در سالهای 1973تا 87 او به تدریس، دیدار با هنرمندان واجراهای گروهی با آنها پرداخت. او سرانجام پس از چندین دهه تلاش در راه اعتلای سطح موسیقی، در دهم دسامبر 1987در لس آنجلس در گذشت.

نواختن او سرمشق بسیاری از ویولنیست های بزرگ امروز چون ایتزاک پرلمن، فریدمن و... بوده است. اوهمچون دریایی است که تمامی نوازندگان در قرن اخیر ویلن بطور مستقیم و غیر مستقیم از نواختن اوبهره برده اند.

audio file قسمتی از مومان اول کنسرتو ویولون سیبلیوس

آفرینش مفهوم نو از سطح کمال در ویرتوزیته ویولن مدیون زحمات و اجراهای "یاشا هایفتز" در قرن اخیربوده است. بسیاری از نوازندگانی که تا پیش از ظهور او ویرتوزویلن نامیده می شدند پس از اجراهای او دیگر شایسته این مقام به نظر نمی رسیدند.

نوشته های مرتبط :
- Jascha Iossif Robertovich Heifetz
- جایگاه نوازندگی ، قسمت اول

از علی نوربخش


Posted by Kamran at 05:52 PM | Comments 10

June 19, 2005

ادامه مصاحبه با کیاوش صاحب نسق همراه با آلبوم عکس


تفرشی پور ، فرهت ، روحانی ، صاحب نسق
بدنبال تهیه مطلب جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران با کیاوش صاحب نسق آهنگساز معاصر و طراح جشنواره آهنگسازان معاصر ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت پایانی آنرا میخوانید.

ادیت کار را خودشون انجام دادن یا شما خودتون روش کار کردید؟
من سرتمرین نکاتی را که بنظرم می رسید گفتم –تا اونجایی که بنظرم می رسید- ولی سعی کردم تا حد امکان آزادیی در اختیارشون بگذارم که توانایی های خودشون را با اون ویژگیی که خودشون دارن پیش ببرن؛ ولی من فکر می کنم که یک تاثیرگذاری متقابل بود، حالا به نوعی حضور من و ذهنیت بسیار باز اونها در این مورد که خیلی منطقی قبول می کردند اگر اشتباهی در رابطه با درک بخشی از قطعه بود، این مسئله نه فقط بین من و کوارتت بلکه بین این چهار نفر در کوارتت هم حکم می کرد؛ این به نظر من مهمترین نکته ای هست که یک کوارتت حرفه ای را از یک کوارتت غیر حرفه ای می شه با اون تمیز داد.

در مورد معیار انتخاب آهنگسازها صحبت کنید.
معیار انتخابی حقیقتش وجود نداشت. یعنی من تقریبا" هر کاری را که تونستم به دست بیارم در این مجموعه گنجوندم، مگر در مواردی که چند اثر از یک آهنگسار بود مثلا" در مورد آقای هرمز فرهت من سه تا کوارتت ازشون به صورت اتفاقی بدستم رسید –بجز اون کوارتتی که من ازشون در گراتس اجرا کردم- یا آقای شاهین فرهت دو تا کوارتت داشتن که خودشون تصمیم گرفتن کودوم کارشون برای اجرا باشه، یا کار آقای گرجی بنظرم کار بسیار متین و معقولی اومد در فرم خودش و در همون تجربیاتی که توی اون مدت کسب کرده و به همین خاطر در اون مجموعه گنجونده شد.

یعنی ما کاری نداشتیم غیر از اون کوارتت هایی که گفتم ما مجبور شدیم ازشون استفاده نکنیم، نمیشد ازشون استفاده کرد، بقیه همه به اجرا گذاشته شد، یعنی من بخودم این اجازه را ندادم که تصمیم گیری کنم یا بخوام ممیزی کنم.

پس کسانی که پیشنهاد دادن همه قبول شد؟
صد درصد، چرا که نه؟ مگر اینکه یکی یک کار بفرسته برای من و بگیم خوب این یک تجربه هست و خیلی عالیه ولی هنوز شکل شخصی خودش را نشون نمی ده، شاید... که اون را هم باز بعید میدونم!


آلبوم عکس


مطالب مرتبط :
- جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران
- مصاحبه با کیاوش صاحب نسق - ۱


از سجاد پورقناد




Posted by Kamran at 11:38 AM | Comments 4

June 18, 2005

حمله گلدوف به eBay و اجرای زنده Pink Floyd

Bob Geldof
گلدوف ستاره موسیقی راک و هنرپیشه The Wall
به گزارش خبر گزاری رویترز دلال بزرگ اینترنتی یعنی eBay اعلام کرد که تمامی بلیط های کنسرتهای بزرگ Live 8 را بلوکه کرده و تا اطلاع بعدی آنها را نخواهد فروخت. این خبر هنگامی صورت گرفت که باب گلدوف (Bob Geldof) موسیقیدان مشهور ایرلندی و مجری اصلی این کنسرتها با صحبت های خود به eBay حمله کرد و دست اندر کاران این سایت اینترنتی را به باد مسخره گرفت.

گلدوف در سخنان خود از eBay انتقاد کرده بود که چگونه آنها می توانند از جان مردم فقیر آفریقا نیز به کسب درآمدهای ناشی از دلالی مبادرت کنند. گزارش شده است که بیش از یکصد جفت بلیط از این کنسرت ها در eBay به مزایده گذاشته شده است که قیمت پایه هرکدام بیش از 500 پوند انگلیس می باشد. ظاهرا" خشم سر باب گلدوف از این است که eBay چگونه می تواند از به مزایده قرار دادن این بلیط ها برای خود درآمد حاصل کند.

گلدوف در این باره میگوید : "چیزی که قابل قبول نیست آن است که چگونه یک غول اینترنتی، شرکتی که بیلیون ها دلار در آمد دارد، نزد خود می گوید : 'خب ما درآمد اینرا به همان خیریه می دهیم.' با ید به آنها بگویم بروید پول خودتان را سر جایش بگذارید، این پول کثیف است. این پول از رنج و بدبختی فقیرترین کودکان دنیا بدست آمده است."

همچنین وی به خبرنگار Sky News گفت : "من به شما - eBay - می گویم که همین امشب بساطی را که راه انداختید جمع کنید."

لازم به ذکر است که سه شنبه شب eBay با وجود اطلاع از سخنان گلدوف کماکان به فروش بلیط ها ادامه داد اما ظاهرا" رهبران eBay روز چهارشنبه پانزدهم جون، رسما" تسلیم شدند.

The Dark Side Of The Moon
The Dark Side Of The Moon
اجرای زنده Pink Floyd
قبل از این ماجرا نیز خبر رسیده بود که گروه پینک فلوید با تمامی اعضای قدیم خود (واترز، گیلمور، رایت و میسون) قرار است در مجموعه کنسرت های Live 8، که در دوم جولای اجرا خواهد شد حضور داشته باشند. گروه پینک فلوید با اجرای آلبوم The Dark Side Of The Moon برای همیشه به عنوان یکی از بزرگترین گروه های راک تبدیل شد. کنسرت این گروه قرار است در هاید پارک لندن اجرا شود.

واترزو گیلمور پس از سالها، یکی از ناراحت کننده ترین جدایی ها و دوری ها را کنار گذاشتند. بسیاری از مردم جهان از این موضوع خوشحال هستند، این دو هنرمند پس از اجرای تور The Wall در اوایل دهه 80 تا کنون با یکدیگر روی صحنه نیامده اند.

دیوید گیلمور به خبرنگاران گفته است : "تمام مسائلی که ما با راجرز داشتیم مربوط به گذشته بوده است و در حال حاضر فقط برای کتابها جالب است."

نا گفته نماند که از سال گذشته شایعاتی مطرح بود که گروه پینک فلوید در نظر دارد برای سی امین سالگرد آلبوم Wish you were here اجرای جدیدی از آنرا با حضور همه اعضا داشته باشند.


مطلب مرتبط : Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال


مطالب مرتبط :

- تاریخ را با به تاریخ سپردن فقر خواهیم ساخت
- گالری عکس از کنسرت Live 8 لندن
- Live8 در انتظار تصمیم G8
- خبرهای جدیدی از Live 8
- حمله گلدوف به eBay و اجرای زنده Pink Floyd
- Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

Posted by Kamran at 12:50 PM | Comments 4

June 17, 2005

محبوبیت Chansons در اروپا

شانسون ها در بیشتر نواحی اروپا خوانده میشدند و هم برای اجرای سولو و هم چند صدایی نوشته شده و بیشتر اوقات سازبندی هم میشدند. در میانه قرن 16، گروهی از شعرا به رهبری پیر رونسار (Pierre Ronsard) که شهرت زیادی کسب کرده بودند، شاعران و موسیقیدانان را برای متحد شدن در کار ساخت شانسون تشویق کردند.شانسونها از آن به بعد با در تضاد قرار دادن ریتم و بافت موسیقی و اشعار پیچیده و هارمونیک به نوعی نقاشی با کلمات تبدیل شد.

شانسون میتواند در باره هر چیزی که به زندگی انسانها مربوط است، باشد. بعضی از آنها اشعار عاشقانه لطیف هستند و بعضی ترانه هایی گستاخ و بی پرده، در آنها به اشعاری ساده در قالب ملودیهای روان برمیخوریم و گاهی اشعار پر از کلماتی که به سختی تلفظ میشوند است یا حتا کلماتی بی معنا که تنها برای ایجاد جلوه های صوتی به کار رفته اند. شانسونها ممکن است منظور خود را مستقیم بیان کنند یا پر بازیهای لغوی شیرین و بیشتر اوقات وقیح باشند، از ناله های درون و شکنندگی روح سخن بگویند یا محکم و هزل آلود باشند و یا اینکه "همین طوری" زمزمه شوند.

audio file Debussy , Trois Chansons - Yver, vous n'estes qu'un villain

از میان اشخاص مشهور در شانسون قرن 16 میتوان به کلمنت ژانکن (Clément Janequin) و پیر پاسرو (Pierre Passereau) و در مرحله پایین تر به گیلیام کوستلی (Guillaume Costeley) و دومینیک فینو (Dominique Phinot) اشاره کرد. برای پی بردن به شوخ طبعی این ترانه سرایان سرخوش از ژاک کلمنت (Jacques Clément) نام میبریم که خود را (Clemens non Papa) مینامید تا با پاپ کلمنت (Pope Clement) اشتباه گرفته نشود!

شانسون در قرنهای بعد
Charles Aznavour
Charles Aznavour
کار بر روی شانسون ها در طی تاریخ موسیقی توسط بسیاری از موسیقی دانان برجسته کلاسیک ادامه یافت که میتوان از نمونه های برجسته آن در اواخر قرن 19 به شانسونهای کلود دبوسی (Claude Debussy) بر روی اشعار شارل دو اورلئان (Charles d'Orleans پدر لویی دوازدهم) ساخته شده است و آثار موریس راول (Maurice Ravel) که بهترین جانشین دبوسی شناخته میشود، اشاره نمود. هردو آنها در کنسرواتوار پاریس تحصیل کرده بودند اما با وجود راههای جداگانه ای که در پیش گرفتند، هردو مجموعه ای به نام شانسونهای سه تایی (Trois chansons) به وجود آوردند که ریشه در شانسونهای اولیه پاریسی دارد.

audio file Charles Aznavour - chansons d'or, Toi et moi

در قرن بیستم و با پیشرفت وسایل ضبط و پخش موسیقی شانسون طرف داران بسیاری در ممالک دورتر پیدا کرد و خوانندگان بسیار مشهوری به خواندن آن پرداختند. از جمله مشهورترین خوانندگان فرانسوی که در ایران هم شهرت دارند میتوان به ایو مونتان (Yves Montand)، ژیلبر بکو (Gilbert Bécaud) ، شارل آزناوور (Charles Aznavour)، ادیت پیاف (Edith Piaf)، ژولیت گره کو (Juliet Greco) و ژو داسن (Joe Dassin) اشاره کرد.


مطلب مرتبط : Chansons یا ترانه های فرانسوی

سحر شهاب

Posted by Kamran at 11:52 AM | Comments 4

June 16, 2005

شهسوار تار

Jalil Shahnaz
استاد جلیل شهناز
جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند. دورانی که بعد از تاثیرات استاد وزیری با پیش زمینه بزرگانی چون آقا حسینقلی و درویشخان، قدرت نوازندگی در قوت مضراب و سرعت پنجه خلاصه می شد، نوعی تارنوازی در اصفهان و از خاندان هنر پرور شهناز شروع شد که با نبوغ جلیل شهناز (پسر کوچک خانواده) به اوج زیبایی و شکوه خود رسید.

شهناز تار را به گونه ای معرفی کرد که تکنیک صرفا" منحصر به درابها و ریزهای قوی و نیز پاساژهای سریع خلاصه نمی شد، بلکه مالش، ویبراسیونها (روی سیم و خرک)، پنجه کاری استفاده از تمام قسمتهای مضراب خور تار از خرک تا روی نقاره، اجرا دستگاهها با کوکهای متنوع نیز بخش عمده ای از تکنیک نوازندگی تار را تشکیل می داد. با ملاحظه سطحی بر شیوه نوازندگی استاد شهناز اولین نکته ای که به ذهن متبادر می شود، سادگی و ایجاز جملات و نیز روانی تحریر ها و آواز می باشد ولی با بررسی دقیق و همه جانبه در فن نوازندگی ایشان، سادگی و روانی شکل دیگری برخود می گیرد.

audio file همنوازی جلیل شهناز، جهانگیر ملک و جواد معروفی

به عبارت دیگر نغمات در عین سهولت ظاهری از لحاظ تکنیکی بسیار مشکل و حتی گاهی (در اجرا) غیر ممکن است و این مصداق بارز امری است سهل و ممتنع از اینرو آمیختگی غیر محسوس مفاهیمی چون سهولت و دشواری، ایجاز و پختگی، لطافت و صلابت در تار استاد، باعث شده عده ای ساده انگارانه از کنار عظمت هنر این شهسوار تار عبور کنند و با بکار بردن اصطلاحاتی چون شیرین نوازی، موسیقی عامیانه گلستان همیشه خوش شهناز را در حد گلبنی پنج شش روزه تنزل دهند.

دوران تار نوازی استاد جلیل شهناز را می توان به سه بخش عمده تقسیم کرد: بخش اول زمانی است که استاد در جوانی و در اصفهان خلاقیت و استعداد خود را شهره همگان کرده بود.

برنامه های متعدد به همراه استاد حسن کسائی و با آواز خوانندگان مشهور آن زمان مثل تاج اصفهانی، ادیب، طاهرپور در رادیو اصفهان و اجراهای خصوصی فراوان با این اساتید خود دلیلی بر مدعی است. اصولا" روش نوازندگی استاد در این زمان متاثر از الگوی متداول تارنوازی در آن عصر بوده که البته ایشان این الگو را اندکی با ملاحت اصفهان ادغام کرده بودند.

Jalil Shahnaz
استاد جلیل شهناز
با سفر استاد به تهران و اقامتشان به عنوان کارمند افتخاری شهرداری بخش دوم از زندگی هنری استاد شروع شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بودند. امکانات ضبط و استودیو های تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به ایشان داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحر آمیز خویش دل هر شنونده و بیننده ای را سحر کنند.

ضبط برنامه های فراوان و نیز کنسرت های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است.

بطور کلی عوامل محیطی و اجتماعی و نیز همراهی با هنرمندان و بزرگان آن دوران شرایطی را برای استاد رقم زد که تاثیری بس عمیق در شیوه نوازندگی وی ایجاد کرد. در این سالها دیگر آن ریزها، درابها و چهار مضرابهای سرعتی (مانند گذشته) خبری نبود و اینها همه جای خود را به ویبراسیونهای متعدد روی سیم و خرک و نیز مالشها و پنجه کاریهای مسحور کننده و کلا" طمائنینه انتقال فراوان احساسی داده بود. تنوع مضراب در آواز و چهارمضراب، کوکهای بدیع، خلق فی السائه ملودی و استفاده از هزاران هزار نکته و ظرایف تکنیکی در تار که تنها از دست جادویی جلیل شهناز ساخته است از خصوصیات بارز این دوران می باشد. بدون شک همین بخش از زندگی استاد باعث جاودانگی و کمال هنری قله تار ایران گردید.

audio file قطار (بیات ترک - جلیل شهناز و محمد اسماعیلی)

دوران سوم هنری استاد مصادف بود با توقف برنامه های موسیقی رادیو و تلویزیون که پراکندگی اساتید موسیقی را در بر داشت.

اجرای کنسرت با مشکلات فراوان روبرو و به دلیل شرایط اجتماعی حاکم موسیقی ما محدود به آهنگهای انقلابی و میهنی شده بود؛ و این وضع با روحیه تغزلی جلیل شهناز همگونی نداشت؛ خصوصا" جنگ!

با این وجود نمونه هایی که در این دوران مخصوصا" در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 از ایشان سراغ داریم نشان از اوج کمال و پختگی این شاهناز هنر جلیل موسیقی است.

تکنوازی و دونوازی بهمراه تنبک در داخل و خارج از کشور، ضبط کاستهای مختلف چه بصورت تکنوازی یا جواب آواز، کنسرت بهمراه گروه اساتید (گروهی که تمام اعضای آن به معنای واقعی استاد بودند) به سرپرستی استاد فرامرز پایور بخشی از زندگی باشکوه هنری استاد شهناز را در این دوران تشکیل می دهد.

آخرین اجرایی که از استاد شهناز پخش شده مربوط است به همایش چهره های ماندگار و به درخواست دست اندرکاران این برنامه ایشان به نوازندگی پرداختند که با وجود ضعف جسمانی و عدم آمادگی قبلی هنوز نشانه هایی از نبوغ و تسلط ایشان در نوازندگی به چشم می خورد.

آن نه روی است که من وصف جمالش دانم
این حدیث از دگری پرس که من حیرانم


از علی نجفی ملکی


نوشته های مرتبط :
- روز شهناز

Posted by Kamran at 11:01 AM | Comments 6

June 15, 2005

Chansons یا ترانه های فرانسوی

Nan Merriman
Nan Merriman خواننده مزو سوپرانو
audio file Trois Chansons de Bilitis - Debussy
تقریبا همه علاقمندان موسیقی در ایران با آثار چند خواننده، گروه یا نوازنده انگلیسی زبان آشنا هستند حتا اگر خواننده آن غیر انگلیسی زبان (لاتین، ایتالیایی یا اسپانیایی) باشد. با وجود تبلیغات بسیار زیاد و گسترده خوانندگانی که در آمریکا به کار مشغولند، تقریبا در تمام جهان خوانندگان انگلیسی زبان معروف را میشناسند و حتی ترانه های آنها را از حفظ می دانند.

در سالهای 30 و 40 شمسی، موسیقی جوان پسند خارجی در ایران بیشتر فرانسوی و ایتالیایی بود. این دوران همان دوران اوج موفقیت سینمای اروپا هم به شمار می آید. دورانی که فیلمهای موج نو و سینمای نئو رئالیستی فرانسه و ایتالیا در مقابل سینمای پر آب و رنگ هالیوود به خوبی عرض اندام میکرد. تا به حال به معرفی سبکها و موسیقی دانان برجسته دوران طلایی 50 ، 60 و قبل از آن پرداخته ایم، در این مطلب قصد داریم تا نوعی ترانه بسیار محبوب فرانسوی را معرفی کنیم که نمونه های آنرا طرف داران Old Songsحتما شنیده اند. شانسون های فرانسوی.

باز هم گوتنبرگ و کمی از فرانسه
بنا به نظر بسیاری، یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) موثرترین شخص هزاره گذشته است. او با اختراع ماشین چاپ گامی بسیار بزرگ در راه حفظ، انتشار و تبادل دانش بشری برداشت. هنر موسیقی نیز از این اختراع بی نظیر بسیار بهره برده است.

Joe Dassin
Joe Dassin , 1938 - 1980
audio file et si tu n' existais
در اوایل قرن 16، 50 سال پس از انتشار اولین روزنامه ها، یک روند چاپ موسیقی ابداع شد و در اواخر دهه 1520، یک ناشر پاریسی به نام پیر اتانژان Pierre Attaingnant به جمع آوری موسیقیی پرداخت که توسط آهنگسازانی در گوشه و کنار پاریس نوشته شده بود. تا آن زمان موسیقی معنوی و دنیوی اروپا در اختیار آهنگسازان فرانسوی- فلاندری بود و کار اتانژان در واقع نوع متفاوتی از موسیقی فرانسوی- فلاندری را عرضه کرد. شانسون های پاریسی.

محبوبیت در اروپا
پاریس در آن زمان مرکز مهم موسیقی اروپا به شمار میرفت و درواقع همه چیز در فرانسه- از حکومت گرفته تا کشاورزان و شرایط مادی و معنوی- در عالی ترین وضعیت خود بود و پر جمعیت ترین کشور اروپا به شمار میرفت.

در طی سالهای بعد فرانسه دستخوش تحولات سیاسی فراوان، جنگها و تغییرات اقتصادی بسیاری شد اما در نهایت مملکتی بود که جو حاکم بر آن دانش، آزادی، خوشی، زیبایی و سلیقه خاص فرانسوی بود که همچنان در جهان مثال زدنی است. شانسون ها از چنین خاکی سربر آوردند و از آن جایی که زبان فرانسوی جایگزین لاتین شده بود، شانسونها به سرعت به محبوب ترین نوع موسیقی غیر مذهبی مبدل شدند و توسط نوازندگان حرفه ای و آماتور در هر جای ممکن- دربار، تئاتر، خانه، مدرسه و حتا خیابان- نواخته و خوانده میشدند. (ادامه دارد ...)


سحر شهاب

Posted by Kamran at 11:03 AM | Comments 2

June 14, 2005

اهمیت گام در موسیقی Jazz

فرض کنید که یک موسیقیدان جوان در اوایل قرن بیستم هستید و میخواهید پای به عرصه Jazz در موسیقی بگذارید. چگونه می توانید بداهه نوازی یاد بگیرید؟ قاعدتا" راهی جز کنسرت رفتن و یا به دنبال افرادی باتجربه گشتن ندارید تا شاید آنها یکی دو فن از انواع روشهای Improvise خود را به شما آموزش دهند.

Scales in Jazz
با درک صحیح از گام و مد، اجرای یک آکورد یا بداهه نوازی روی آن
بسیار ساده خواهد شد. ( D Dorian روی آکورد آکورد Dm13 )

اولین درس تئوری شما احتمالا" این خواهد بود که "جز موسیقی بر اساس هارمونی است، شما روی آکوری Dm7 می توانید نت های D, F, A و C را برای قسمت ملودی بنوازید".

چند روز بعد یک موسیقیدان جسور و با تجربه تر به شما میگوید : "لازم نیست خود را محدود کنید می توانید نت های E,G و B (یعنی نهم، یازدهم و سیزدهم) را هم با این آکورد بنوازنید." آموزش موسیقی جز از نیمه اول قرن بیستم تا کنون مسیر طولانی ای را پیموده است. اما هنوزهم بسیاری از موسیقیدانان همان مطالب بالا را الگوی آموزش قرار می دهند. اما یک نکته بسیار مهم تغییر کرده است و آن نحوه فکر کردن به نتهای موسیقی است.

دقت کنید مشکل بزرگی که برای فراگیری وجود دارد آن است که ما عادت کرده ایم که به دنبال A حرف B و سپس C,D,E و ... را بیاوریم فکر کردن راجع به توالی D,F,A,C,E,G,B کمی دشوار است. همانگونه که 1,2,3,4,5,6 و ... ساده تر است تا 1,3,5,7,9,11,13 و ...

آکورد Dm7 روی پیانو بسادگی قابل فکر کردن هست چرا که همه نت های آن روی کلیدهای سفید D,F,A و C اجرا می شود. اما Abm7 با وجود آنکه از لحاظ رفتاری همانند Dm7 است اما کمی پیچیده تر است. از یکطرف سه نت داریم که با کلید های سیاه باید نواخته شوند و نیز یک نت B داریم - در واقع Cb - که خود درک کردن لازم دارد.

حالا تصور کنید که می خواهید یک آکورد مثلا" C#7alt با b9 و 9+ و b13 را بزنید، بدون شک یک هنرجوی موسیقی شکوه و شکایت خواهد کرد که "نواختن این آکورد بسیار سخت است"، اما بنظر می رسد که راه ساده تری هم برای نواختن این آکورد و Improvise روی آن باشد و آن چیزی نیست جز گام.

Scales in Jazz
گام #C ماژور روی آکورد C#7alt
به خاطر آوردن گام و تفکر راجع به گام در موسیقی به مراتب برای یک نوازنده یا موسیقیدان Jazz ساده تر است. گامی که یک نوازنده جز فرا می گیرد گامی نیست که یک نوازنده کلاسیک آنرا روزی دو، سه ساعت تمرین می کند تا صرفا" مهارت نواختن پیدا کند.

یک موسیقیدان جاز علاوه بر تمرین نواختن روی گام - یا مد - روی آن فکر می کند. از نظر یک موسیقی دان یا نوازنده جز، گام دو، ر، می، فا، سل، لا، سی نیست که باید آنها را برای مهارت انگشتان بنوازد، بلکه مجموعه ای منظم و با قاعده است که بواسطه آن می توان هارمونی و ملودی را با یکدیگر ترکیب کند.

ساده ترین مثال را خودتان امتحان کنید. با دست چپ روی پیانو آکورد CMaj7 را بگیرید و با دست راست روی گام دو ماژور ملودی بنوازید. بدون آنکه نتهای گام را پشت سر هم اجرا کنید. نتیجه زیبا و جذابی خواهد شد.

اما مثال کمی سخت تر، همان مطلبی است که در ابتدا آوردیم یعنی Dm7. این آکورد، پایه گام ر دورین (D Dorian) است. اگر شما با مد دورین که روی درجه دوم یک گام ماژور درست می شود آشنا باشید بسادگی می توانید روی آکورد پایه آن همانند حالت CMaj7 بداهه نوازی کنید.

با این حساب و درک موقعیت نت ها در یک گام اجرای یک آکورد Altered یا بداهه نوازی روی آن نباید کار دشواری باشد. به شکل دوم دقت کنید.


Posted by Kamran at 09:41 AM | Comments 3

June 13, 2005

Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

Pink Floyd
پس از ۲۴ سال ، ماه آینده این چهارنفر با یکدیگر
روی صحنه خواهند رفت
باب گلدوف، موسیقیدان راک فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی، پس از گذشت بیست سال از کنسرت جهانی و بسیار موفق Live Aid در سال 1985، که برای کمک به آفریقای دچار قحطی، به اجرا در آورده بود، قصد دارد که در برنامه ای به نام Live 8 به کار خود در جهت مشکلات ادامه دار فقر و بیماری در آفریقا و کشورهای جهان سوم ادامه دهد.

دلیل این نام گذاری، از طرفی به کنسرت اصلی سال 85 اشاره میکند و عدد 8 در آن به گروه G8 اشاره میکند که مجمع سالیانه آن در هفته بعد از آغاز کنسرت خواهد بود.

G8 چیست؟
این مجمع مستقل در سال 1975 در فرانسه به وجود آمد و اعضای آن در ابتدا فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، آمریکا و بریتانیا بودند که در آن زمان به نام G6 یا The Group of 6شناخته میشدند و بعد در سال 76 با پیوستن کانادا به G7 و روسیه در سال 98، به G8 مشهور شد. ریاست این گروه در هر دوره به یکی از کشورهای عضو تعلق میگیرد و اهداف این مجمع عبارتند از:

- ارتقا همیاری و تعاون در راه تجارت و سرمایه گزاری
- تقویت اقتصاد جهانی
- توسعه صلح و دموکراسی
- پیشگیری و حل اختلافات

Bob Geldof
Sir Elton John , Midge Ure , Sir Bob Geldof
در جلسه هماهنگی کنسرت Live 8
درباره کنسرت و شرکت کنندگان
باب گلدوف تنها چند هفته قبل از آغاز فعالیت خود برای Live 8 گفته بود دیگر قصد تکرار کار بزرگی مانند live aid را ندارد، اما بنا به گفته خودش، با دیدن وضعیت نابسامان آفریقا که در طی بیست سال گذشته، فرق چندانی نکرده است و همچنین اعداد و آمارهای مرگ و میر در آفریقا (150000 نفر در روز!)، تصمیم به اجرای کنسرت دوم گرفت. "هنوز هم با وجود گذشت بیست سال، نمیتوانم مرگ مردم بر اثر نیاز را، در این جهانی که پر از کالاهای مازاد است، بشنوم و احساس تنفر نکنم."

گلدوف و همراهانش در این کنسرت امیدوارند که بتوانند موفقیت گذشته را تکرار کنند.

این برنامه شامل برنامه ای در هایدپارک لندن و کنسرتهایی در فیلادلفیا، پاریس، رم و برلین است و از دوم جولای آغاز میشود. تصاویر این کنسرتها به طور زنده در هفت شهر انگلستان بر روی پرده بزرگ و همچنین در کانال BBC به نمایش در می آید. هدف این برنامه بزرگ آگاه کردن مردم ممالک ثروتمند از فقر همسایگان خود و همچنین راضی کردن دولتهای ثروتمند به بخشیدن طلب خود از این کشورهای فقر زده است و قرار است از منافع مادی این کنسرت برای بهبود بخشیدن به وضعیت اضطراری کشورهای فقیر و تبلیغ تجارت عادلانه یا fair trade استفاده شود.

باب گلدوف درباره این واقعه هنری گفته است: "این یک کار خیریه نیست بلکه هدف ما رسیدن به عدالت سیاسی است".

گفتنی است که کنسرت اصلی Live Aid در سال 1985، که در استادیوم ومبلی Wembley و JFK فیلادلفیا برگزار شد، 40 میلیون پوند درآمد داشت که صرف کمک به کشورهای قحطی زده آفریقایی شد.

هنرمندان زیادی آمادگی خود را برای شرکت در این برنامه اعلام کرده اند و جالب است که تعدادی از گروههای جدید و قدیمی از هم پاشیده، به قصد حضور در این کنسرت مجددا گردهم آمده اند. از بین ستارگان این کنسرت میتوان به Elton John ، Madonna ، Paul McCartney ، Mariah Carey، Sting ، U2 ، A-ha ، Duran Duran و بسیاری از هنرمندان فرانسوی و ایتالیایی از جمله Johnny Halliday و Zucchero اشاره کرد.

The Final Cut
The Final Cut
آخرین کار مشترک گروه پینک فلوید در 1983
گروه پینک فلوید برای Live 8 بازمیگردد
مهم ترین و هیجان انگیزترین خبر مربوط به کنسرت Live 8 بدون شک به گردهم آیی گروه پینک فلوید تعلق دارد. این خبر که موجب شادی و شگفتی طرفداران این گروه شده است امروز(13 مه 2005) از خبرگزاریهای جهانی پخش شده است.

این اولین حضور عمومی تمام اعضای اصلی گروه پینک فلوید از سال 1981 است. دیوید گیلمور David Gilmour، نیک میسون Nick Mason و ریچارد رایت Richard Wright پس از 24 سال به اتفاق راجر واترز Roger Waters بر روی صحنه میروند.

دیوید گیلمور در این باره گفته است :"مانند بیشتر مردم، من هم میخواهم هرچه از دستم بر می آید انجام دهم تا بتوانم رهبران G8 را به درگیر شدن با جریان مبارزه با فقر و قحطی تشویق کنم."

تمام درگیریها و مشکلات قدیمی بین راجر و اعضای گروه در مقابل این جریانات بسیار بی اهمیت جلوه میکند، و اگر گردهم آیی گروه برای این کنسرت توجه بیشتری را به آن جلب میکند، کاری با ارزش خواهد بود.


مطالب مرتبط :

- تاریخ را با به تاریخ سپردن فقر خواهیم ساخت
- گالری عکس از کنسرت Live 8 لندن
- Live8 در انتظار تصمیم G8
- خبرهای جدیدی از Live 8
- حمله گلدوف به eBay و اجرای زنده Pink Floyd
- Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

منبع سایت های خبری bbc و cnn

Posted by Kamran at 12:47 PM | Comments 11

June 12, 2005

No woman, No cry

Bob Marley
Bob Marley , 1945-1981
بدون شک یکی از موفق ترین کارهای باب مارلی در طول زندگی هنری اش، ترانه No Woman No Cry است که یاد آور خاطرات باب در زمانی است که در Trench Town در همسایگی Kisgston پایتخت جامائیکا زندگی می کرده است.

این ترانه زیبا اولین بار در سال 1974 در استودیو ضبط شد و در سال 1975 در Rainbow Theater شهر لندن نسخه جدیدی از آن که حالت اجرای زنده داشت ضبط شد.

باب مارلی خود آهنگساز و سراینده شعر این ترانه است اما برای تشکر و قدردانی از زحمات و کمک های فراوانی که هنگام تنگدستی یکی از دوستان جامائیکایی در گذشته به او کرده بود، این ترانه را با نام او یعنی وینسنت فورد (Vincent Ford) منتشر کرد و حق بهره برداری از این ترانه را به وی اعطا کرد که در نهایت برای او درآمد مالی بسیار زیادی نیز به همراه آورد.

باب مارلی هنگامی که 13 سال بیشتر نداشت با وینسنت آشنا شد، او در این ایام 17 ساله بود. وینسنت سرآشپز یک مدرسه در ترنچ تاون بود که بعدها یک رستوارن کوچک در محوطه منزل خود به راه انداخت. دوستی باب و وینسنت آنقدر محکم بود که نام این رستوارن کوچک به پیشنهاد باب "The Casbah" - همان قصبه که ما در فارسی هم استفاده می کنیم - گذاشته شد.

audio fileNo woman, No cry

وینست هنگامی که باب قصد خرید گیتار و فرا گیری موسیقی را داشت و نیز در سالهایی که جایی برای خوابیدن نداشت به باب کمک های بسیاری کرد. زمانی که باب در یکی از اطاق های منزل وینسنت مشغول تمرین گیتار بود، وینسنت به آشپزی و رسیدگی به مشتریان می پرداخت و هزینه زندگی خود و باب را تهیه می کرد.

به عقیده بسیاری از مفسران موسیقی برخلاف معنای ظاهری این ترانه که بنظر میرسد باب آنرا برای همسر خود ریتا (Rita) خوانده است، هدف باب مارلی نشان دادن مشکلات تمام مردم جامائیکا است، مشکلاتی که همه با آن دست به گریبان هستند، است.

باب مارلی هنگامی که بعنوان یکی از سه ستاره بزرگ موسیقی مردمی شناخته شده بود، سال 1981 در 36 سالگی در بیمارستان میامی (Miami) به علت بیماری در گذشت.


No woman, No cry

No woman, no cry (Repeat 4 times)

'Cause I remember when we used to sit
In the government yard in Trenchtown
Oba, ob-serving the hypocrites
As they would mingle with the good people we meet
Good friends we have had, oh good friends we've lost along the way
In this bright future you can't forget your past
So dry your tears I say

No woman, no cry
No woman, no cry
Little darlin' don't shed no tears
No woman, no cry
Said, said, said I remember when we used to sit
In the government yard in Trenchtown
And then Georgie would make the fire light
Log wood burnin' through the night
Then we would cook corn meal porridgev
Of which I'll share with you
My feet is my only carriage
So I've got to push on through
But while I'm gone...

Ev'rything's gonna be alright
Ev'rything's gonna be alright
Ev'rything's gonna be alright
Ev'rything's gonna be alright
Ev'rything's gonna be alright
Ev'rything's gonna be alright
Ev'rything's gonna be alright
Ev'rything's gonna be alright

So, no woman, no cry
No, no woman, no woman, no cry
Oh, little darling, don't shed no tears
No woman, no cry

No woman, no woman, no woman, no cry
No woman, no cry
Oh, my little darlin' please don't shed no tears
No woman, no cry, yeah


Posted by Kamran at 10:11 AM | Comments 4

June 11, 2005

موسیقی الکترو آکوستیک

RCA Synthesizer
1955، سینتی سایزر ساخت RCA
اصطلاح electro-acoustic music به موسیقی ای گفته می شود که در آن از تجهیزات الکترونیکی به تنهایی و یا با ترکیب آنها در کنار سازهای آکوستیک برای ساخت موسیقی استفاده شده باشد. با این روش صداهای جدیدی برای خلق موسیقی - و یا حتی اصوات غیر موسیقی - تولید می شود. این اصطلاح به مرور زمان به موسیقی الکترونیک تبدیل و خلاصه شده است.

هرچند در اواخر قرن 19 حرکت هایی برای ساخت انواع مولدهای صوتی الکتریکی انجام شده بود اما این پیشرفت تکنولوژی های الکترونیکی و کامپیوتری بود که اجازه داد تا موسیقی در همان ابتدا از بکار بردن دست آوردهای آنها غافل نباشد. نقطه آغازین هنگامی بود که لامپ های خلاء الکترونیک ساخته شد. اولین پیشرفت ساخت ساز ترمین در سال 1919 بود.

نقطه عطف بعدی را شاید بتوان اولین ضبط یک قطعه موسیقی الکترونیک در سال 1948 در پاریس نام برد. هنگامی که روشهای ضبط روی نوارهای معناطیسی - و نه صفحه - اختراع شد و به مهندیسن ضبط و آهنگسازان این امکان را می داد که موسیقی ضبط شده را تغییر دهند. هرچند این تغییر در ابتدا جز بریدن و جابجا کردن قسمتها، تغییر در سرعت پخش و میکس کردن دو یا چند ترک جدا از هم، چیز دیگری نبود.

سر آغاز آنچه که ما امروزه به عنوان موسیقی الکترونیکی می شناسیم با فعالیت های لس پاول (Les Paul) گیتاریست آمریکایی شروع شد. او کسی بود که برای اولین بار یک گیتار الکتریکی به معنای امروزی با بدنه چوبی تو پر را در سال 1946 ساخت. همچنین ساخت دستگاههای ضبط و میکس هشت کانال، اولین دستگاه افکت Reverb و برخی افکت های دیگر برای گیتار از جمله فعالیت های او در اواخر دهه 40 است.

مهندسین بتدریج متوجه شدند که بسادگی می توانند خروجی سازهای جدید الکتریکی یا سازهای آکوستیکی که توسط انواع پیک آپ دارای خروجی الکتریکی هستند را توسط مدارهای الکترونیکی دستخوش تغییر و تحول نماییند. اینگونه بود که ایده ساخت سینتی سایزرها (synthesizers) که توانایی ساخت و تغییر اصوات موسیقی را داشت بوجود آمد.

RCA Synthesizer
میلتون بابیت اولین کسی که رسما" در ساخت موسیقی
از سینتی سایز استفاده کرد
اولین تجربه عملی استفاده از سینتی سایزر آن بود که در اواخر سال 1950 توسط میلتون بابیت (Milton Babbitt) آهنگساز آمریکایی صورت گرفت. او در بسیاری از کارهای خود از سینتی سایزری که توسط شرکت RCA ساخته شده بود استفاده کرد. بتدریج با آشنایی جامعه بین المللی با امکانات موسیقی الکترونیکی در آلمان، ایتالیا و ... نیز استودیوهایی بوجود آمدند که این امکانات را در اختیار موسیقی دانان قرار می دادند. به دو نمونه از صدای این سینتی سایزر گوش کنید :

audio fileنمونه موسیقی گروهی از سینتی سایزر RCA
audio fileنمونه موسیقی پیانو از سینتی سایزر RCA

دهه 60 سینتی سایزها توسط کمپانی هایی چون Moog و Buchla ساخته می شد و در گروه های راک کاربرد بسیار داشت. همچنین گروه های نزدیک به پاپ مانند بیتلز یا Beach Boys نیز بتدریج شروع به تجربه استفاده از سینتی سایزر و روشهای ضبط Multitrack در موسیقی خود کردند. پاول مکارتنی (Paul Mc. Cartney) اولین کسی بود که از امکانات ضبط و میکس چند ترک برای ایجاد افکت در صدای خواننده استفاده کرد.

Roland Jupiter 4
سینتی سایزر رولند ژوپیتر 4 مربوط به اوایل دهه 70
با پیشرفت الکترونیک دیجیتال و جایگزینی تدریجی مدارات آنالوگ در تمام زمینه ها با مدارات دیجیتال، سازندگان لوازم موسیقی برای ساخت سینتی سایزرها نیز از مدارات دیجیتال استفاده کرند. در 1983 استانداردی برای ارتباط و تبادل اطلاعات میان دستگاه های موسیقی دیجیتال بنام Musical Instrument Digital Interface میان سازندگان تعریف شد. قبول رعایت استاندارد MIDI در ساخت پورت های خروجی و ورودی سینتی سایزها انقلاب بزرگی بود که بیش از آنکه برای سازندگان نفع داشته باشد برای آهنگسازان و موسیقیدانان مفید بود. چرا که دیگر مجبور نبودند از دستگاههای یک شرکت سازنده استفاده کنند.

MIDI آنقدر مفید بود که نسخه های آتی آن توانایی کنترل میکسر، کنترل نور، پردازش سیگنال و ... را نیز به آهنگسازان می داد. همانطور که می دانید امروز با استفاده از یک کامپیوتر و نرم افزارهای موجود که همگی با استاندارد MIDI همخوانی دارند، بسادگی میتوان تعداد زیادی ساز را بطور هم زمان برای اجرا کنترل کرد.

نفوذ سیستم های الکترونیکی در تجهیزات موسیقی بقدری تاثیر گذار بود که توانست گونه های جدید موسیقی مانند Jungle (ترکیب درامز و بیس)، اسید جز (Acid Jazz)، تکنو (Techno)، هاوس (House)، ترنس (Trance) و ... را بوجود آورد.


کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:27 AM | Comments 3

June 10, 2005

دو خبر

Radiohead
Radiohead ، گروه پرطرفدار انگلیسی
گروه Radiohead اجرا در Live 8 را رد کرد
کنسرتهای بزرگ Live 8 که قرار است در دوم جولای در 5 شهر برگزار شود از گروه Radiohead هم برای شرکت دعوت کرده است که ظاهرا" با جواب منفی سخنگوی این گروه پر طرفدار انگلیسی مواجه شده است.

این کنسرتها قرار است در لندن، پاریس، برلین، رم و فیلادلفیا انجام شوند. در کنسرتی که در هاید پارک لندن انجام خواهد شد، مدونا، U2، REM، راب ویلیامز، التون جان، پاول مکارتنی نیز شرکت خواهند داشت.

دلیل عدم شرکت این گروه در مجموعه کنسرتهای Live 8 ، پراکندگی افراد گروه در نقاط مختلف جهان و نیز بدنیا آمدن فرزند گیتاریست گروه اعلام شده است.

اما بنظر می رسد که علت اصلی عدم شرکت این گروه ریشه در مسائل سیاسی و مبارزات کارگری داشته باشد. در ماه آوریل سال جاری، تام یورک (Thom Yorke) خواننده گروه بر علیه برخی سیاست های اقتصادی دولت سخن گفت و به جمع مخالفان دولت پیوست.

Live 8 در نظر دارد با اعمال فشار به دولت های بزرگ و صنعتی جهان (G8)؛ آنها را متقاعد کند تا بدهی های کشورهای فقیر آفریقایی به بانکهای بین المللی را بخشیده و به اقتصاد آنها کمک بیشتری نماید.

لازم به ذکر است که گردهمایی کشورهای بزرگ صنعتی جهان بزودی در اسکاتلند تشکیل خواهد شد. و کنسرتهای Live 8 قبل از این گردهمایی اجرا خواهد شد.


پاواروتی قادر به اجرای برنامه نشد
pavarotti
Pavarotti
لویجیانی پاوروتی یکی از کنسرت های خود موسوم به سه تِنور در مکزیک را پس از مبتلا شدن به لارانژیت، لغو کرد.

پاواروتی پس از آنکه دکتری به او گفت که دست کم برای ده روز به صدایش استراحت دهد از برنامهء شنبه در مونتری کنار کشید.

این برنامه که برای پنجاه هزار علاقه مند ترتیب یافته است با حضور دو خوانندهء دیگر؛ پلاچیدو دومینگو و خوزه کارراس اجرا خواهد شد.

پاواروتی اخیرا به واسطه عفونت گلو، یک برنامه در دوبلین را لغو و دو اجرا در انگلستان را به دلیل جراحی گردن به زمانی دیگر موکول کرد.

این ستارهء شصت و نه سالهء اپرا، در حال حاضر در یک تور فشرده کنسرت - به عنوان خداحافظی او با دنیای موسیقی – است. کارراس این موضوع را که کنسرت شنبه آخرین کنسرت «سه تنور» باشد را تکذیب کرد و گفت «پیشنهاد های زیادی را از شهرهای مختلف در سراسر جهان داریم».


منبع سایت BBC

Posted by Kamran at 02:09 PM | Comments 2

June 09, 2005

Water Music

Reading & Plaing
George Frideric Handel, 1685 – 1759
اغلب مردم جهان خواسته یا ناخواسته با کارهای موسیقی جورج فردریک هندل آهنگساز آلمانی متعلق به دوره باروک آشنا هستند. چرا که بدون آنکه نامی از وی آورده شود، مجموعه ای از کارهای او که بر اساس ترجمه ای از انجیل به زبان انگلیسی تهیه شده است، همه ساله در ایام سال نو مسیحی از رادیو و تلویزیون اکثر کشورها پخش می شود.

هرچند امروزه در عالم موسیقی - حداقل میان مردم عام - نام هندل را کمتر می شنویم اما از نوشته ها و شواهد تاریخی اینگونه برمی آید که هندل در زمان زندگی خود، در عالم موسیقی اروپا خدایی می کرده است. حال آنکه باخ موسیقیدان هموطن او به دلیل وقف موسیقی خود به کلیسا تا سالها پس از مرگ در گمنامی به سر می برد.

بین موسیقی هندل و باخ وجوه مشترک بسیار کمی می توان یافت، شاید به این دلیل که هندل قسمت اعظم زندگی خود را در انگلستان به سر برد. این موضوع بخصوص وقتی پیچیده تر بنظر می رسد که بدانیم این دو غول موسیقی باروک هر دو در یک منطقه در آلمان و تنها با فاصله 28 روز از یکدیگر پای به عرصه هستی گذاردند.

همانند بسیاری از موسیقیدانان، پدر هندل علاقمند بود که فرزندش حقوقدان شود و اغلب مانع از فعالیت موسیقی او در دوران کودکی می گشت. تا اینکه روزی هندل - که کودکی بیش نبود - برای دوک دربار وقت ارگ نواخت و دوک پدر هندل را سرزنش کرد که چرا مانع تحصیل موسیقی فرزند خود می شوی و به او دستور داد تا برای فرزندش یک ارگ تهیه کند. علت این امر در واقع آن بود که پدر هندل از جراحان دربار بود و به آنجا رفت آمد زیاد داشت. اینگونه بود که این کودک با استعداد رسما" با رضایت نسبی پدر وارد عرصه موسیقی شد.

audio file Violin Concerto, Op.8-1- Allegro - از مجموعه سویت "موسیقی آب"

اما "موسیقی آب" یا "Water Music" چیست؟
در سال 1715 ارتباط میان هندل و پادشاه وقت انگلستان یعنی جورج اول به دلیل بدگویی هایی که اطرافیان میان شاه از هندل ابراز می داشتند خراب شد. به گونه ای که پادشاه علاقمند به موسیقی، تا مدتها در سر اجراهای او حاضر نمی شد. اما عده ای از اطرافیان و علاقمندان به موسیقی که قهر پادشاه و هندل را به نفع موسیقی انگلستان نمی دانستند نقشه ای را برای آشتی شاه با هندل طرح کردند.

نقشه اینگونه بود که در سال 1717 در یکی از روزهایی که پادشاه با قایق در حال عبور از رودخانه تایمز (Thames) بود، هندل با ارکستر خود در قایقی دیگر یکی از قطعات مورد علاقه پادشاه را اجرا کردند. نقشه موفقیت آمیز بود و پادشاه را بسیار تحت تاثیر قرار داد و بعد از آنکه هندل به قایق پادشاه رفت، جورج اول او را در آغوش گرفت. پس از آن پادشاه دستور تکمیل این قطعه - که قبلا" در سال 1715 تهیه شده بود - را داد و هندل این کار را انجام داد. جورج اول نیز برای آنکه دوستی خود به هندل را بیشتر ثابت کند حقوق او را دو برابر کرد و وی را معلم رسمی فرزندان و نوه های خود کرد.

مجموعه موسیقی (Suite) هایی که در این ارتباط ساخته شد به Water Music مشهور گشت و از جمله کارهای هندل است که دورترین شباهت به موسیقی آلمان و البته نزدیکی بسیاری به سبک موسیقی انگلستان دارد.


Posted by Kamran at 12:01 PM | Comments 7

June 08, 2005

نت خوانی و اجرا

از نکاتی که در اجرای صحیح ترقطعات یاریگر نوازندگان است، نت خوانی آنهاست. در اغلب اوقات نوازندگان تمایلی به نت خوانی موسیقی مورداجرا دردوره ای که سرگرم تمرین آن هستند، ندارند.

از ریتم افتادن های غیر ارادی جملات، اکسان دادن های بی مورد به بعضی ازنتها، عدم شناسایی موتیف های مختلف و جمع بندی نکردن آنها، کشیدن بیش از اندازه یک نت، به سرعت نرسیدن موسیقی و بسیاری از موارد اینچنینی که درزیرشرح آن می آید، با نت خوانی قابل برطرف شدن است.

برای نوازنده ای که قطعه ای درسطح تکنیک خود تمرین می کند، بهره گیری ازنت خوانی راهی است که اورا قادرخواهد ساخت تا بسیاری ازنواقص کار خود را برطرف کند.

یکی از مواردی که باعث رویگردانی از این مورد است، عدم توانایی نوازندگان در سلفژ نتهاست. ولی این مسئله نباید باعث شود تا نتوانیم از نت خوانی وفوایدش بهره گیری کنیم. حتی اگرتوانایی در سلفژموسیقی نداریم، با یک صدا خواندن تمامی نتها بازهم می توان بدون بهره گیری از ساز نت خوانی کرد.

کنترل تمامی رفتار اجرایی ما و نواختنمان از ذهن سرچشمه می گیرد و تمرین های یک نوازنده صرفآ فیزیکی و با ساز نیست. تمرین فیزیکی و با ساز که همراه با تمرین ذهنی گردد نوازنده را تواناتر و اجرا را بی نقص تر می سازد.

در هنگام نواختن بسیار پیش می آید جملاتی را بطور نا خودآگاهانه از ریتم خارج ساخته، تند تر یا کند تر می نوازیم وخود متوجه آن نیستیم (البته این مورد با از ریتم انداختن های ارادی متفاوت بوده و نباید اشتباه گرفته شود). گاهی بی مورد ذهنمان بر روی بعضی نتها اکسان می گذارد که در واقع ذهن در آن نتها، به دلایل نا مشخصی درگیری و ضعف دارد.

حذف این دسته از درگیری های ذهنی اجرا را یکدست ترساخته و زمینه را برای رسیدن به تمپوهای بالاتر فراهم می سازد.

جالب اینجاست در نقاطی که در هنگام نت خوانی دچار ضعف می شویم، هنگام اجرا نیز در آن نقاط وجود ضعف در اجرا احساس می شود، که نشانگر وجود ضعف درذهنمان است. با نت خوانی این دسته از مشکلات سریعتر، آسانتر و به روش صحیح تری بر طرف می شوند.

می دانیم یک موسیقی از موتیفهای مختلف و ترکیب آنها با استفاده از قواعد مختلف آهنگسازی ساخته می شود. در هنگام اجرا هر موتیف مستقلآ باید توسط نوازنده شناسایی شده و به گونه ای نواخته شود که شنونده بتواند به یک جمع بندی ازهرموتیف برسد ودر دیدگاه وسیع تر، نوازنده باید بتواند با احاطه ذهن خود برآنچه مورد اجراگذاشته، ذهن شنونده را به یک جمع بندی ازکل موسیقی برساند. حس سردرگمی ای، که ازجمع بندی نشدن آنچه اجرا شده بوجود می آید، باعث می شود شنونده نتواند درانتها به یک تفکرو احساس مطبوع روحی برسد. این مورد ازموتیف بندی نشدن جمله ها و نبود درک کلی ازقطعه، توسط نوازندگان بوجود می آید.

نت خوانی و گوش کردن به آنچه درک ذهن ما از موسیقی است، باعث بوجود آمدن یک رویارویی آگاهانه و صحیح بین موسیقی، دیدگاه شخصی و روحیاتمان ازآهنگ و همینطور از سازمی گردد. همواره باید شناخت ذهنمان را از قطعه رشد دهیم. وجود یک درک کلی از آهنگ، زمینه را برای ارائه اجرایی یکدست که در آن روحیات و نظرات نوازنده متجلی است، فراهم می سازد.

از علی نوربخش

نوشته های مرتبط :
- حفظ قطعه برای اجرا
- نواختن یکدست
- جایگاه نوازندگی ، قسمت اول
- اهمیت شنیدن

- نوازنده و تمرین-6

Posted by Kamran at 02:38 PM | Comments 7

June 07, 2005

بازخوانی تجلیل آمیز از کول

Holly Cole
Holly Cole
هالی کول تریو مدتی بر اساس عناصر موسیقی پاپ دست به آزمایشاتی زدند که حاصل آن آلبوم Don't Smoke in Bed در سال 1993 بود. این کار بخصوص، نسبت به آثار قبلی کول ملموس تر و جلا یافته تر بود و به کول فرصت داد تا یکی از چهره های محبوب موسیقی کانادا شود. پرداخت تازه تریو از ترانه I Can See Clearly Now ساخته جانی نش (Johnny Nash)، یک ترانه بسیار موفق و رکورد شکن شد و نقطه عطفی در کار آنها محسوب میشود.

آلبوم Temptation که کاری غیر قابل پیش بینی و گوشه و کنایه دار بود در سال 1995 منتشر شد. انتخاب ترانه ها در این آلبوم کاری جسورانه بود زیرا کول به بازخوانی آثار کلاسیک تام ویتز Tom Waits( آهنگساز، خواننده، نوازنده و بازیگر آمریکایی متولد دسامبر 1949) پرداخته بود.

این آلبوم از این نظر که تنها به آثار یک خواننده و آهنگساز اختصاص داشت، کاری شاخص در پرونده کول بود. کول در باره این انتخاب گفته است:" من با او (ویتز) بسیار احساس نزدیکی میکنم. دلایل بسیاری برای حس همذات پنداری من با اشعار او وجود دارد. ترانه های او اشعاری درون گرایانه هستند. از طرفی او دوست دارد(در فیلمها) نقش مرد کوچک و قهرمانی را بازی کند که هرچند تحت الشعاع دیگران قرار میگیرد اما هرگز رقت آور به نظر نمی آید و همیشه کامل و سرشار از عزت نفس است."

audio file I told him that my dog wouldn't run

فرمول موفق این آلبوم کول را به سوی انتخاب ترانه هایی از جونی میچل (Joni Mitchell)، مری مارگارت اوهارا (Mary Margaret O'Hara) و بیتلز (Beatles) سوق داد و در آلبوم Dark Dear Heart خود در سال 1997، به بازخوانی آنها پرداخت. هالی کول در این آلبوم تنها به اجرای مجدد این آثار اکتفا نکرده است و کار او درواقع تمجیدی از خوانندگان محبوبش به شمار می رود. از این آلبوم به بعد، با وجود حضور پیلچ و دیویس، تریو در حال حاضر فقط به نام هالی کول شناخته میشود.

در سالهای 2000 آلبومهای بعدی هالی کول عبارتند از Romantically Helpless در سال 2000 ، Baby, It's Cold Outside در سال 2001 و Shade در 2003. هالی کول با روحیه تنوع خواه خود هرگز به در یک جا ماندن- از نظر کاری و شخصیتی- اعتقاد نداشته است." من دوست دارم تمام آنچه را که الان در حال رخ دادن است زیر و رو کنم، کارم را با آن به پایان برسانم و به جلو حرکت کنم".

audio file All the pretty little horses

با این وجود جدیدترین پروژه او The Holly Cole Collection Vol. در سال 2004، درسی است که تنها با رجعت به گذشته میتوان آموخت. " برایم مهم بود که توقف کنم و به عقب نگاه کنم. من از چندین دوره و حال و هوای مختلف گذر کرده ام و نگاهی دوباره به این دوره ها و کارهایی که انجام داده ام برایم بسیار جالب بود."

مطلب مرتبط : هالی کول

Posted by Kamran at 10:46 AM | Comments 0

June 06, 2005

همه چیز را در زمان حال میبینم

Holly Cole
Peggy Lee
پگی لی پرداختن تفننی به بازیگری را با نقش کوتاهی در فیلم Mr. Music، با شرکت بینگ کرازبی (Bing Crosby) ادامه داد. کمی بعد در 1953 نقش بلندی در مقابل دنی توماس (Danny Thomas) ایفا کرد که بازسازی فیلم خواننده جاز (The Jazz Singer) بود.

لی در تعدادی نقش تلویزیونی نیز ظاهر شد و اگر میخواست، کاملا توانایی تبدیل شدن به یک ستاره سینما را داشت. چنانکه در فیلم Pete Kelly’s Blues در سال 1955 با به تصویر کشیدن یک خواننده الکلی در روزهای اولیه موسیقی جاز، کاندید بهترین بازیگر نقش دوم اسکار شد.

زندگی پگی لی همیشه سرشار از موفقیت نبود، او شکستهای تلخی را تجربه کرد که بارزترین آنها اولین و آخرین حضورش در برادوی (Broadway) بود. در 1983 یک برنامه موزیکال بر اساس زندگی نامه او به قلم و با حضور خودش، به نام Peg روی صحنه رفت. داستانی با صراحت دردناکی که موجب شد برنامه چنان غم انگیز از زندگی لی ارائه دهد که برنامه پس از اولین شب اجرا تعطیل شد.

زندگی عاشقانه او هم چندان شاد نبود. لی چهار مرتبه ازدواج کرد و در طول زندگی با بیماریهای متعددی دست به گریبان بود. از جمله دیابت، بیماریهای ریوی و ضعف قلب که به خاطر آن در سال 1980 تحت عمل جراحی قرار گرفت. علاوه بر آن او در دهه 80 به دلیل سقوط از صحنه لیز لاس وگاس دچار شکستگی لگن شد و از آن به بعد کمتر توانایی راه رفتن داشت و از صندلی چرخدار استفاده میکرد.

مشکلات ریوی او موجب شده بود تا در دقایق استراحت بین برنامه های زنده اش( در سنین 60 سالگی) مجبور به استفاده از چادر اکسیژن شود. اما صندلی چرخدار، چادر اکسیژن و همه این مشکلات پگی لی را از کار نوشتن، خواندن، بازی در فیلم و ضبط ترانه هایش غافل نکرد.

"من زمان را دوست ندارم، من همه چیز را در زمان حال میبینم."

پگی لی در ژانویه 2002در اثر حمله قلبی درگذشت. او 81 سال داشت و تا آخرین روزهای زندگی به گفته خود عمل کرد و در زمان حال زیست.


مطالب مرتبط :
- ترجیح میداد که یک آهنگساز موسیقی مردمی باشد
- یک دختر کشاورز
- پگی لی

Posted by Kamran at 11:41 AM | Comments 3

June 05, 2005

جادوگر پیانو

King Crimson
Art tatum
ری اسپنسر (Ray Spencer) در زندگینامه اش اشاره کرده که آرت تاتوم به طور غریزی با موسیقی خود را تهذیب میکرده و قطعاتی به یاد ماندنی از خود به جای گذاشته که نیازی به قضاوت در مورد آنها نیست.

استعداد او در موسیقی به وی این اجازه را داد تا در حرفه خودش به میزان زیادی رشد فزاینده داشته باشد و البته این مساله از سرعت گیرایی بالای او درساخت و نواختن قطعات نیز سرچشمه میگرفت.

برای مثال دوره ای که برای گرانز (Norman Granz) در مقام سولو کار تک نوازی می کرد، بالاترین رکورد را طی 2 روز داشت که در مجموع دو روز 69 ترک Track را نواخت! در حالیکه سایرین نیاز به مدت زمان بسیار بیشتری برای اجرای این تعداد قطعه داشتند.

اما در کمال حیرت و نا باوری همگان این ستاره بی نظیر پیانو در 4 نوامبر 1956 به علت بیماری خونی (uremia) در گذشت، در حالیکه تاثیر هنر نوازندگی او به قدری بود که در موسیقی ماندگار شد و هنوز هم ادامه دارد.

audio fileGet Happy

نقطه آغازین شیوه نوازندگی آرت تاتوم برگرفته از هنر اصیل فتس والر (Fats Waller) بود، تا جایی که یکبار اظهار داشت: " فتس پله آغازین من بود، جایی که از آنجا آمدم."

از همان ابتدای کار، او تصمیم داشت تا با شکوه تمام قطعاتی متفاوت بسازد و در نواختن پیانو مبدع شیوهای خاص و منحصر به فرد باشد. انگشتان دست چپ او قدرت و استحکام خاصی در هنگام نواختن داشتند، اما او واقعا" به شیوه انفجاری اش در نواختن قطعات پیچیده موزون و نوازندگی تسلسل وار قطعات مشهور بود.

King Crimson
Art tatum
هنگامی که بداهه نوازی میکرد،آنچه او را واقعا" از سایر موزیسین ها متمایز میکرد توانایی خارق العاده اش در زمینه تکنیک موسیقی نشات گرفته از بیزاری او از تصویر سازی های موهوم و محدود کردن بی دلیل موزیسین و عدم خلاقیت بود،که وی را ترغیب به ساختن بداهه هایی بی نظیر و موزون میکرد. اینطور عنوان میشود که آرت حتی قادر بود نتهای خاص فلاش تانک دستشویی را هم از هم تشخیص دهد!!!

شاید بیشترین احترامی که بتوان برای او قائل شد، بابت عقایدش در باره موزیسینهای هم رده و رفقایش باشد. همچنین باید اضافه کرد که آرت تاثیر شگرفی روی نوازندگانی چون باد پاول (Bud Powell)، هربی هانکوک (Herbie Hancock) و حتی غیر پیانیستهایی مثل چارلی پارکر (Charlie Parker) و جان کولترین (John Coltrane) داشت.

audio fileI've Got My Love To Keep Me Warm

بسیاری میگویند که او انقلابی در جاز پدید آورد. هنگامی که اسکار پیترسون (Oscar Peterson) برای اولین بار نواختن پیانو او را شنید ابتدا فکر کرد که دو مغر هم زمان مشغول نواختن هستند و آرت را به عنوان بهترین نوازنده جاز همه دورانها خطاب کرد!

نوشته هایی وجود دارد که اثبات میکند ولادیمیر هوروویتز (Vladimir Horowitz) "پیانیست سبک کلاسیک" به جادوی پیانوی تاتوم احترام ویژه ای می گذاشته و هنگام شنیدن قطعات او اشک می ریخته است!

به شکل مناسب و اصولی مهمترین عامل موفقیت و قدرت تاتوم را باید تاثیر زودهنگام و عمیق فاتس والر روی ذهن او در زمان کودکی دانست. یکبار در سال 1938 تاتوم در یک کلوبی به اجرای زنده والر گوش میداد، در آن جا والر به مخاطبانش گفت: "من فقط پیانو مینوازم، اما امشب خدا در خانه های ماست"


مطلب مرتبط : آرت تاتوم

Posted by Kamran at 11:11 AM | Comments 1

June 04, 2005

صنعت موسیقی در خطر همه جانبه

Music Industry
کساد بازار موسیقی به دلیل تغییر سلیقه مردم
این روزها بازار فروش صفحه، علی رغم انتشار آلبومهای تازه ای از خوانندگان و گروههای پر طرف دار در سبکهای مختلف، کساد است. عده ای از مردم از این بازار کساد موسیقی متعجب میشوند اما در موسیقی، موفقیت قبلی یک هنرمند لزوما موفقیتهای بعدی او را تضمین نمیکند.

سلیقه موسیقی مردم تغییر میکند و بسیاری از دست اندرکاران این حرفه مجبورند برای حفظ و ادامه موفقیت خود، تغییر کنند. این تغییرات گاهی به مذاق طرف داران خوش می آید و گاهی هم نه. اما خوشبختانه طیف وسیعی از آثار موسیقی روز جهان همچنان "می فروشد" و نمیتوان بازار موسیقی را راکد دانست. اما این تنها یک برخورد خوشبینانه است.

اکر کمی واقع گرا باشیم، متوجه میشویم کمپانی هایی که از نظر اقتصادی در مضیقه هستند، با حذف یکی از هزینه های مهم کار خود، اتفاقا ضربه اساسی را بر کارشان وارد کرده اند و آن بودجه ای است که برای پیشرفت و ترقی هنرمندان تحت قرارداد در نظر داشته اند. مانند این است که یک کمپانی تولید نرم افزار در زمان رکود بخش تحقیق و توسعه ( R&D) را تعطیل کند. اصلا منطقی به نظر نمیرسد، زیرا بدون آن اصلا تولیداتی وجود نخواهد داشت! بحث و بررسی حل این مشکل نیز یکی از وظایف عمده مسئولین و مشاوران کمپانیهای ضبط صفحه است.

در واشنگتن پست مطلبی درباره فروشگاههای موسیقی به چاپ رسیده است و در آن درباره راههای تازه ای برای جذب و نگهداری مشتریان ارائه شده است. اما بنا به نظر یکی از صاحبان فروشگاهها، حداکثر تا 10 سال دیگر همه این مشتریان خواهند رفت. ظاهرا نظر او صحیح است. این روزها تقریبا همه فقط به موسیقی Mp3 گوش میکنند و آنرا به مراتب بهتر از انواع دیگر میدانند. این روزها فروشگاههای online بسیار کاربرد دارند و خرید از آنها به قدری سریع شده است که رفتن و گشتن در مغازه دور از عقل به نظر میرسد.

از طرفی دزدان اینترنتی هم در طی سالهای اخیر ضربه مهلکی بر پیکر صنعت موسیقی وارد کرده اند. اما مسئولین این صنعت امیدوارند با وجود برقرار شدن قوانین جدید در این باره و مبارزه جدی مقامات با متخلفین، تغییر عمده ای در جهت رفع کسادی بازار به وجود بیاید.


Posted by Kamran at 12:46 PM | Comments 0

June 03, 2005

هالی کول

Holly Cole
Holly Cole
هالی کول، خواننده کانادایی را نمیتوان از جمله هنرمندانی دانست که در دسته خاصی جای میگیرند. آوایی خش دار و اغوا کننده دارد که به طور کنایه آمیزی با طبیعت شوخ و صاف و ساده او در تضاد است و همین خصوصیات به او کمک کرده اند تا بتواند استانداردهای سنتی و کلاسیک پاپ را تغییر دهد. اصول کلی موسیقی هالی کول در جاز ریشه دارد اما او تنها جاز نمیخواند.

هالی کول متولد هالیفاکس Halifax در سال 1963 است و از آنجایی که والدینش هردو موسیقی دانان سبک کلاسیک بودند، از سنین کودکی با موسیقی احاطه شده بود. در سالهای کودکی هالی خود را با موسیقی راک کلاسیک و پاپ سرگرم میکرد و مانند تمام اعضای خانواده اش نواختن پیانو را آموخت و در سال 1981، به آموختن آواز حرفه ای پرداخت. در 16 سالگی به کالج موسیقی برکلی Berkelee College of Music در بوستون Boston رفت.

تابستان سرنوشت ساز و هالی کول تریو
یک تابستان، کول به برادرش که گروه موسیقی کوچکی راه انداخته بودند پیوست و همین چند هفته، آینده او را برایش رقم زد. در این زمان برادر هالی به موسیقی جاز بعد از جنگ بسیار علاقمند شده بود و خواهر کوچک خود را با صدای کسانی چون آنیتا اودی Anita O'Day، بیلی هالیدی Billie Holiday و بتی کارتر Betty Carter آشنا کرد. هالی بلافاصله جذب این موسیقی جادویی شد. موسیقی جاز برای او ترکیبی بود از هنری غنی و غالب و در عین حال بسیار متکی به احساسات عمیق و شخصی. کول دیگر مبنای حرکت خود را پیدا کرده بود.

در 1983، کول برای اغاز کار موسیقی خود، هالیفاکس را به مقصد تورنتو Toronto ترک کرد. او برنامه هایی در صحنه موسیقی خیابان کویین Queen Street تورنتو اجرا کرد و در طی دوسال موفق شد همراه با دیوید پیلچ David Piltch نوازنده بیس و ارون دیویس Aaron Davis نوازنده پیانو، گروه هالی کول تریو Holly Cole Trio را تشکیل دهد. آنها در طی یک سال بعد نوعی جاز گرم و مینی مالیستی را به وجود آوردند و بالاخره هالی کول و گروهش به تکیه گاه اصلی موسیقی جاز تورنتو مبدل شدند توجه کمپانیهای بزرگ جهانی را به خود جلب نمودند.

اولین قرارداد رسمی
تام بری Tom Berry از کمپانی Alert Music بسیار تحت تاثیر شیوه اجرای محکم و هوشیارانه آنها شد و در سال 1989 با آنها قراردادی بست که حاصل آن The holiday Christmas Blues بود و در پاییز همان سال منتشر شد. در سال 1990 آنها اولین آلبوم کامل خود به نام Girl Talk را آماده کردند و هالی کول تریو تقریبا به ستارگان موسیقی کانادا مبدل شدند. دو سال بعد آنها قراردادی با کمپانی Blue Note منهتن منعقد کرده و ترانه Blame It on My Youth را منتشرکردند. این ترانه 200,000 نسخه در جهان به فروش رفت و حتا در ژاپن هم طرفداران بسیاری پیدا کرد و به فروش 500 نسخه در روز دست یافت. (ادامه دارد ...)


Posted by Kamran at 10:13 AM | Comments 1

June 02, 2005

راه نی : نوازنده در پی شور و حال موسیقی ایرانی

نوشته : پل دِ باروس
برگردان پارسی : پژمان اکبرزاده

بشنو از نی چون حكایت می كند ، از جدایی ها شکایت می کند
از نیستان چون مرا ببریده اند ، از نفیرم مرد و زن نالیده اند

حسین عمومی كه با پیراهن و شلواری سپید‏‎، چهار زانو روی فرشی در تالار مینی نشسته بود آنرا خواند.

H. Omoomi
حسین عمومی
عمومی در سازی بادی به نام نی كه به طور مورب در سمت راست دهان خود قرار داده سرمستانه می دمد؛ نغمه های پرشور همچو دود در فضا رها می شوند. وی هنرمندی مدعو در بخش موسیقی شناسی تطبیقی در دانشگاه واشینگتن است. گرچه دورهء دوسالهء او (در دانشگاه) تقریبا به پایان رسیده ولی امشب نیز در تاون هال اجرایی دیگر را ارائه می دهد.

وی كه از نوآوران روی نی و یكی از برجسته ترین نوازندگان نی در جهان است به تازگی خانه ای در سیاتل خریده و بنیاد مركزی برای اشاعهء شعر و موسیقی ایرانی را در آمریكای شمالی آغاز كرده است. عمومی هم به عنوان نوازنده و هم به عنوان معمار دارای سوابق درخشانی است.

او در اصفهان – یكی از دو مركز موسیقی كلاسیك ایرانی – متولد شده است. مركز دیگر، تهران است. عمومی كه اكنون شصت و یك سال دارد نزد حسن كسایی، بزرگترین نوازنده نی در جهان، آموزش دیده و خود در هنرستان موسیقی ملی ایران نیز تدریس كرده است. همچنین در سال1972/1351 از دانشگاه فلورانس در ایتالیا دكترای معماری دریافت كرده است.

در 1984/1363، پس از انقلاب اسلامی، عمومی رهسپار پاریس شد. نه تنها به دلیل سیاست های غیردوستانهء دولت ایران نسبت به موسیقی بلكه به دلیل مهیا بودن فرصت های بهتر تحصیلی برای دو فرزندش در اروپا. در پاریس او در سوربن به تدریس پرداخت و و در دفتری نیز به عنوان معمار به كار ادامه داد.

عمومی كارهای بسیاری را به ضبط رسانده و اثر تازه منتشر شدهء او «سرمست: اجرای زنده در پاریس» است. وی همچنین در موسیقی فیلم « آخرت شیرین» نوازندگی كرده است. وی در آغاز در سال 1987/1366 برای تدریس به دانشگاه واشینگتن دعوت شد و در نهایت این دعوت را در سال 2003 زمانی كه فرزندانش بزرگ شده بودند پذیرفت.

وی هفتهء پیش در دفتر زیرزمینی اش در ساختمان موسیقی دانشگاه، از آثارش و همچنین تصمیمات بزرگی كه در زندگی اش گرفته سخن گفت: «من معماری را فدای موسیقی كرده ام. شما می توانید از معماری پول بسیار بیشتری نسبت به نی نوازی در بیاورید ولی همسرم می داند كه هنگامی كه نوازندگی می كنم شاد هستم و این چیزی است كه من برایش زندگی می كنم.»

گرچه او تصمیم گرفته معماری را رها كند ولی باطناً هنوز یك طراح است. چند دهه پیش او یك مكانیسم كلیدی به نی سوراخ باز سنتی افزود كه به ساز امكان اجرای نت هایی را می دهد كه پیش تر توانایی اجرایشان را نداشت. این گونه تغییرات از سوی نوازندگان سنتی می تواند به دیده تردید نگریسته شود لذا عمومی هم در آغاز از آن با استاد خود سخن نگفت.

او با لحنی آرام و با لهجه ای اندك فرانسوی از آن روزگار می گوید: «پس از آنكه قطعه ای در رادیو اجرا كردم خواستار دیدار او {کسایی} شدم. من در تهران زندگی می كردم و او ‍‍‍در اصفهان. نخستین پرسشی كه او پرسید این بود: «آن قطعه را چگونه نواختی؟»

- می دانید، من یك كلید اضافه كرده ام.
- چرا به من نشانش ندادی؟
- نگران {واكنش} شما بودم.
- نه ! به من نشانش بده.

«من آن نی را در اتومبیل گذاشته بودم زیرا می دانستم سراغش را از من خواهد گرفت.»

سال ها بعد هنگامی كه عمومی به معرفی نامه ای برای یكی از مسابقات موسیقی ملل در پاریس نیاز داشت كسایی كار او را یك «گسترش» برای ساز نی نامید. عمومی می گوید: «این یك تاییدیه بسیار مهم برای كاری كه من انجام داده بودم بود.»

عمومی همچنین افزوده هایی برای كوك سازهای كوبه ای ایرانی همچون تمبك و دف ابتكار كرده است. موسیقی كلاسیك ایرانی بر اساس هفت سیستم كه دستگاه نامیده می شوند سازماندهی شده است كه درهر دستگاه ، یكصد و پنجاه انگاره ملودیك با حال و هواهای گوناگون وجود دارد. اجرا كنندگان، نغمه ها و گام ها را به خاطر می سپارند ولی واریاسیون های خود را بداهه نوازی می كنند.

نی سازی است با قابلیت زیاد در ابراز عواطف. اصوات بم این ساز پرنفس و حتا کمی مخوف است – مناسب برای فیلم «آخرت شیرین» - اصوات بالای آن تیزی و آرامش خاصی دارد. ایرانیان بر خلاف همسایگان ترک خود که آنها نیز نی را به کار می برند، برای به صدا درآوردن اصوات بم، انتهای ساز را مستقیماً در دهانشان قرار می دهند.

عمومی در ضمن اینکه این تكنیك را به نمایش می گذارد، به نقاشی مقطعی چانه روی تخته اش اشاره دارد. می گوید: «هوا را با زبانم كنترل می كنم.» وی توضیح می دهد كه چگونه یك جمله را با چهار یا پنج حال و هوای گوناگون اجرا می كند؛ از شاد و بشاش گرفته تا توفانی و آتشین. او به گونه ای عمل می كند كه همه چیز آسان به نظر می رسد ولی هیتر مارمن، یكی از بهترین شاگردان او، می گوید تعدادی از نوازندگان هفته ها تلاش می كنند تا تنها صدایی از این ساز دربیاورند،‌بسیار كمتر از یك عبارت مفهوم.

دانیل اتكینسون، یكی دیگر از شاگردان عمومی می گوید: «این سازی برای آدم های كم دل و جرئت نیست.»

ولی عمومی خاطر نشان ساخت که این آواز و نه نی است كه در موسیقی كلاسیك ایران غالب است: «مهمترین چیز مفهوم شعر است. حتا امروزه اگر بخواهید توجه مردم را جلب كنید با یك خط شعر آغاز می كنید. تندیس های شاعرانی - رومی ‍‍}مولوی}، سعدی، حافظ – در میادین عمومی است و این بسیار عادی است.»

برای رومی، موسیقی‏ِ نی همچو نماد زندگی انسان بود كه هنگام تولد از اصلش بریده شده است و می كوشد راه خود را برای بازگشت {به ریشه اش} بیابد. عمومی می گوید «گرچه رومی و دیگر شاعران سده سیزده و چهاردهء دوره كلاسیك به سنت اسلامی وفادار بودند این رموز صوفیانه به موسیقی به عنوان یك وسیله برای رسیدن به یك درجه اعلای روحانی نگاه می كنند. هنگامی كه فلسفه تان را از مذهب جدا می كنید پیشرفت می كند؛ پرواز را آغاز می كند و رسیدن به خلسه. »

در كنسرت امشب برنامه شامل «جذبه عشق» از رومی، همچنین كارهای حافظ، سعدی و فریدون مشیری، شاعر سده بیستم است.

در آغاز امسال، عمومی و یكی از شاگردانش، بهروز علوی كه یك مهندس است انجمن هفت دستگاه كه یك انجمن غیرانتفاعی برای اشاعه شعر و موسیقی كلاسیك ایران است را پایه گذاری كردند. این انجمن كلاس های انفرادی و گروهی‏‌، سخنرانی و كارگاه های آموزشی برگزار می كند. عمومی همچنین در حال تهیه یك دی.وی.دی برای توضیح دشوارهای موسیقی ایرانی بر اساس سنجش با معماری ست؛ مانند سنجش فواصل موسیقی با ارتفاع ساختمان ها.

مركز انجمن هفت دستگاه در سیاتل است؛ جایی كه حسین عمومی اخیرا خانه ای در منطقه میپل میف در نزدیكی سند پوینت خریده است. وی می گوید: «طبیعت این شهر جداً افسانه ای است. من اكنون در كاپیتول هیل زندگی می كنم و شما خانه كوچكی را می بینید كه صاحب آن چندان ثروتمند نیست ولی گل ها در جلوی ساختمان هستند. معماری تنها ساختمان نیست. محیط زیست هم معماری است و فرهنگ مردم، معماری این شهر را می سازد.»

توجه : این مقاله با حذف بخش های زیادی از آن و بدون ذكر ماخذ توسط خبرگزاری ایسنا مخابره شده كه در شماری از وب سایت های و نشریات پارسی زبان نیز انتشار یافته است. اشتباهات احتمالی به عهده نویسنده روزنامه سیاتل تایمز است.


اصل این مقاله به زبان انگلیسی :

The way of the ney: Musician pursues passion for Persian music
By Paul de Barros




مطلب مرتبط :
- نی، وسیله یا هدف!
- گزارشی از همایش "نگرشی نو به ساختار ساز نی"

Posted by Kamran at 01:32 PM | Comments 3

June 01, 2005

Progressive Rock

King Crimson
King Crimson در دهه 70
راک مترقی یا همان Prog-Rock از انواع سبک موسیقی است که از سبکهای موسیقی اواخر ده 60 شکل گرفته است. زمانی که بیتلها آمدند، سعی کردند تا موسیقی راک سنتی را با سازهای کلاسیک و شرقی ادغام کنند. البته مشکل آنها این بود که الگو و غالب دقیقی نداشتند.

در همان زمان گروهای دیگری مثل The Niceو Moody Blues بطور حساب شده ای موسیقی راک را با موسیقی کلاسیک ترکیب کردند؛ و این حرکت را Early Progressive نامیدند که پل ترقی ای بود بین Psychedelic-Rock و Prog-Rock.

audio file King Crimson - Epitaph

خیلی از تاریخ نویسان موسیقی از King Crimson بعنوان اولین و حقیقی ترین گروه موسیقی Prog-Rock که اولین بار در فوریه 1969 برروی صحنه رفت، یاد می کنند. بلافاصله بعد از آنها گروههای Prog-Rock انگلیسی آمدند از قبیل Genesis ،Yes ،Jethrotull ،Palmer ،Emerson Lake و Pink Floyd.

کاملا" واضح است که King Crimson تاثیر بزرگی بر موسیقی راک گذاشت و واضحتر از آن گروههایی مانند Genesis، Jethro tull و صد البته Pink Floyd. آنها با اینکه قبل از King Crimson شروع به کار کرده بودند، بعد از او سبک موسیقی شان تغییر پیدا کرد به طوری که می توان گفت که نوع جدیدی از موسیقی را بوجود آورد.

audio file Genesis - I Can't Dance

Prog-Rock در اروپای مرکزی خیلی پرطرفدار بود و در حقیقت اولین نوع موسیقی راکی بود که در کشورهای ایتالیا و فرانسه متداول شد. مثلا" در کشور ایتالیا Premiata Forneria Marcani (PFM) و Le Orme و یا در فرانسه Ange و Magma. از گروههایی که نام برده شد تنها PFM بود که توانست بطور مشخصی در کشورهای انگلیسی زبان مطرح شود. تاریخ نویسان و طرفداران این نوع موسیقی سعی کردند راههایی را برای طبقه بندی Prog-Rock در ده 1970 پیدا کنند اما هرگز موفقیت قابل توجهی بدست نیاوردند.

Genesis
Genesis
The Canterbury Scene را می توان یکی از زیر مجموعه های گروه های Prog-Rock به حساب آورد و یا به عبارتی دیگر گروههایی از این قبیل گروههایی بودند که به اصطلاح بازاری و سطح پایین نامیده می شدند. اوج عامه پسند موسیقی Prog-Rock از اواسط ده 1970 شروع شد و آنزمانی بود که تعدادی از گروههای New World Prog تشکیل شده بودند، مثل Rush که کانادایی بودند، Kansas که اهل کانزاس و همچنین Dixie Dregs که اهل جورجیا بود.

audio file Moody Blues - Nights In White Satin

با پیشرفت Prog-Rock در اواخر 1970 نظرهای خیلی عامه پسند و انتقادی در انگلیس و آمریکا حرکت کرد به سمت ساده بودن بطوری که موسیقی خارج از تشنج و خشونت باشد. در اوایل ده 1980 اوجگیری در این سبک شروع به زنده شدن کرد، هنرمندانی مثل Marillian، Saga و Kate Bush گروههای دیگری در این دوره به سطح بالائی رسیدند که سبک بعضی از آنها New Progressive نامیده شد.

در همان زمان بعضی از گروههای Prog-Rock جهت حرکت موسیقی خود را تغیر دادند و شروع به استفاده از عناصر الکترونیکی کردند. در سال 1984 گروه Yes به طور غیر منتظره ای آهنگی را منتشر کرد با نام Owner of a Lonely Heart (صاحب یک قلب تنها) که شماره یک در جدول موسیقی آن زمان شد، که شامل افکتهای الکترونیکی مدرن در زمان خودش بود و آنقدر قابل دسترسی بود که در Disco ها هم پخش می شد. همین مسئله باعث شد که خیلی از طرفداران این نوع موسیقی ناراحت و نگران بشوند برای مسیری که در آن زمان برای خود در نظر گرفته اند.

audio file Yes - Owner of a lonely heart

اما در ده 1980 این موسیقی دارای فرم خاصی شد و آن را دیگر به اسم Progressive می شناختند. گروههای مانند King Crimson که شروع به سعی در پیشرفت، و مطابق کردن صدا و موسیقیشان بروز کرده بودند دیگر به آنها Progressive نمیگفتند. بعضی گروههای جدید که خود را Prog-Band می نامیدند شروع به استفاده از Mellotron های قدیمی کردند که بتوانند دوباره موسیقی Progressive اوایل ده 1970 بوجود بیاورند.

از نظر سبک از موسیقی راک Progressive بازگشت دیگری را هم در دوره 1990 زمانی که موج سوم این سبک از موسیقی بوجود آمد داشت، که باعث شد دوباره این موسیقی انرژی بیشتری بگیرد. گروههایی مثل The Flower King از سوئد، Porcupine Tree از انگلیس، Spocks Bread از آمریکا به چشم می خوردند.

نوآوری های موسیقی دانان فعال در این زمینه باعث شد تا Progressive Rock به نوع جدیدتر و جدیتری در عرصه موسیقی امروزی تبدیل شود، این راه و حرکت همچنان ادامه دارد.


ح. مفاخری

Posted by Kamran at 06:42 PM | Comments 4