HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

October 31, 2005

خداحافظی بی بی کینگ و بازگشت فرانک سیناترا

B.B. King
B.B. King
خداحافظی بی.بی. کینگ
بی.بی. کینگ (B.B. King) گیتاریست افسانه ای بلوز قصد دارد در اوایل سال آینده یک سری برنامه اجرا کند که "تور خداحافظی بی.بی. در بریتانیا" (B.B.'s Farewell U.K. Tour) نام دارد. برای این پنج اجرای استادیومی، گیتاریست نام دار ایرلندی، گری مور (Gary Moore) به کینگ خواهد پیوست. قرار است در هر کنسرت گری مور برنامه آغاز را اجرا کند و به احتمال زیاد در برنامه پایانی نیز به کینگ ملحق شود.


کینگ و مور برای اولین بار در اوایل دهه 90 با یکدیگر کار کردند. در آن زمان مور بر روی یک آلبوم سولو بلوز کار میکرد.

مور می گوید : "من از بی.بی. دعوت کردم تا بر روی ترانه Since I Met You Baby از آلبوم After Hours من، بنوازد. از آنجایی که برنامه بی.بی. پر بود، ما این ترانه را در بعد از ظهر همان روز ضبط کردیم و شب برای فیلمبرداری ویدیو کلیپ آن رفتیم. سپس بی.بی. مهمان یک برنامه زنده شد که ما آنرا در قسمت پشت صحنه تورمان به نام 'Live Blues'، قرار دادیم."

مور که در خارج از اروپا بیشتر به خاطر ترانه سال 1990 خود با گروه Thin Lizzy، به نام Still Got the Blues، شهرت دارد، درباره چگونگی شکل گیری تور توضیح داده است:

"مسئول تبلیغات کینگ از من دعوت کرد و این برایم افتخار بزرگی بود، به همین دلیل دیگر فکر نکردم و به این فرصت همنوازی مجدد با کینگ چسبیدم. کینگ مردی مهربان و بخشنده است، او یک آقای تمام عیار است و چه در صحنه و چه در خارج از آن، حضوری بسیار فوق العاده دارد."

امکان تولید یک آلبوم زنده یا یک DVD هم از این تور وجود دارد، اما هنوز برنامه خاصی برای آن وجود ندارد.

مور اضافه میکند: "درحال حاضر این برنامه فقط برای اروپا اجرا خواهد شد. هیچ برنامه ریزی برای تور کینگ/مور در آمریکا انجام نشده است زیرا در ادامه سال 2005 کینگ در آمریکا تور دارد و من در همان زمان مشغول کار استودیویی هستم."

آلبوم استودیویی جدید مور در حدود زمانی تور اروپای آنها منتشر خواهد شد.


Frank Sinatra
Frank Sinatra
سیناترا، هفت سال پس از مرگ به صحنه باز میگردد
برنامه فرانک سیناترا (Frank Sinatra) در پالادیوم (Palladium) لندن، ماه فوریه آغاز میشود. در این برنامه از جدیدترین فن آوری استفاده شده است که این خواننده با همراهی نوازندگان و رقصندگان زنده، بر روی صحنه بیاید.

این گروه در مقابل پخش برنامه های زنده و فیلمهای خانوادگی سیناترا، که بر روی پرده این سالن نمایش داده میشود، به اجرای موسیقی خواهند پرداخت. این برنامه 5 میلیون پوندی، داستان زندگی سیناترا را دنبال میکند و شامل ترانه هایی چون New York, New York و Come Fly With Me است.

خانواده سیناترا این فیلمهای خانوادگی را در اختیار مجریان این طرح قرار داده اند و فیلمها بر روی پانلهای سه بعدی متحرک، یک سیناترای 6 متری را بر روی صحنه خواهد آورد.

این فیلمها با کوشش و دقت فراوان، کادر به کادر بریده شده و پرده پشت صحنه تمام آنها عوض شده است. این کار، تصویر اثیری متحرکی را که بر روی صحنه ظاهر خواهد شد، به وجود آورده است.

مقدار قابل توجهی از این فیلمها توسط خود سیناترا و در اواخر دهه 50 گرفته شده است. نوه سیناترا، اعتقاد دارد که پدر بزرگش از این کار راضی است و میگوید:" من از بازگشت پدربزرگم به لندن بسیار خوشحالم . او این مکان را بسیار دوست داشت و من مطمئن هستم که از این فرصت سپاسگزار است."

این برنامه قبلا به طور آزمایشی در سال 2003، در رادیو سیتی Radio City Music Hall نیویورک اجرا شده و به مدت دو هفته بر روی صحنه بود.

یک گروه جدید و خلاق برای نسخه دوم این اجرا دعوت به کار شده اند. کارگردانی این برنامه بر عهده دیوید له وو (David Leveaux) است که آثار او در برادوی شامل "ویولون زن روی بام" و Nine است.

له وو میگوید که به سیناترا معتاد است و به محض شنیدن این نام جادویی، آماده کار بر روی این پروژه شده است.

"از بسیاری جهات، ما در حال ورود به قلمرو بسیار جدیدی در هنر تئاتر هستیم."

اولین اجرای سیناترا در لندن، در همین مکان(پالادیوم) اتفاق افتاد و او از 10 تا 23 جولای 1950 در آن برنامه اجرا کرد و مجددا در سال 1975 نیز برنامه ای در پالادیوم اجرا کرد.

BBC News, Billboard

Posted by Kamran at 01:37 PM | Comments 3

October 30, 2005

گذر از کوچه گلستان

Golestan
دکتر قدرت الله نورسته (خنجی)
زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.

شاید بتوان یکی از این اندک شمارها را در عرصه موسیقی فولکلور ایران دکتر قدرت الله نورسته (دکتر خنجی) رهبر و بانی گروه گلستان دانست که با همتی والا و ذهنی خلاق در کشور مجارستان، به دنبال یافتن راهی برای آسان نمودن تحمل رنج دوری از زادگاه و به کمک دوستان هنرمند مجاری خود گروه گلستان را بوجودآورده است. نگارنده این مطلب نیز اقبال شنیدن آوای دلنشین دکتر خنجی را در گوشه ای دور از وطن داشته وشاید این نوشته که علاوه بر معرفی گروه دربرگیرنده برداشت شخصی من از آثار بوجود آمده در آن است، بتواند سپاسنامه خالصانه ای به نمایندگی از طرفداران گروه گلستان باشد.

دکتر خنجی زاده گرمسیر و پرورش یافته در سایه نخلِ سیراب از آب انبار است. برخاسته از بطن مردم خونگرم و خاکی جنوب و وفادار به آب و خاک و خانه و کوچه و یار و دیار است. حرفه اصلی اش طبابت است و به ظاهر در اتاق عمل با جسم نیمه جان انسانها سروکار دارد ولی با خلق آثاری چون "اچم" و "مجار" پا از حریم حرفه ای خود فراتر نهاده و به درمان روح زخمی و جان خسته ما ایرانیان دور از وطن پرداخته است.

جذابیت گروه گلستان تنها در ارائه آثاری بدیع و نوآوری در موسیقی فولکلور ایران خلاصه نمیشود بلکه بانی این گروه با کشف ریشه های مشترک موسیقی محلی اچمی (که به زبان خنجی اطلاق میشود) و موسیقی محلی مجارستانی و پیوند تحسین برانگیز این دو با هم، مرزهای فرهنگی و هنری موجود را لااقل در بین این دو کانون جغرافیایی و در این مورد بخصوص در هم شکسته است.

گفته های دکتر خنجی در مصاحبه اش با بخش فارسی رادیو بی بی سی در ژانویه 2003 حکایت از این داشت که اندیشه تشکیل گروه گلستان به دنبال اجرای موسیقی محلی خنجی در هنگام مراسم افتتاح نمایشگاه عکس چشم اندازهای خنج و در شهر پش مجارستان (آوریل2001) (که با استقبال به جای مردم نیز روبرو شده بود)، در ذهن ایشان جان گرفت. به گفته وی مهمترین عامل در خلق ملودیهای محلی که سرودن اشعار آن را از سالها قبل آغاز کرده بود، زنده نگه داشتن زبان مادری و حفظ ارزشهای فرهنگی زادگاه خود بوده که این مهم در قالب شعر و موسیقی و با اجرایی نو پایه های اصلی تشکیل گروه گلستان را بوجود آورد.

توانایی دکتر خنجی در بیان دلمشغولیهای خود به زبان مادری مقوله دیگری است که میتوان برای هر ترانه و هر گوشه آن مطلبی دیگر نوشت و به ویژگی های آن اشاره کرد. لازم به ذکر است علاقمندان گروه گلستان پس از شنیدن مصاحبه دکتر خنجی با شبکه تلویزیون آی تی انITN در آمریکا در انتظار اجرای کنسرت این هنرمند در زمستان 84 و در شهر دبی به انتظار نشسته اند.

Golestan
یکی از اجراهای زنده گروه گلستان
تا کنون گروه گلستان توانسته است دو آلبوم مجار که به زبان محلی خنجی به معنی همه داد و فریادها و به بیانی دیگر همان مجارستان و قوم مجار است و آلبوم اچم را به بازار عرضه کند. همه آنچه که من از دو آلبوم مجار و اچم شنیده ام ملودیهای منحصر بفردی است که با وجود رنگ و لعاب نوگرایانه و خلاقانه آن ریشه ای عمیق در فرهنگ عامیانه ایرانی داشته و دلنشین بودن این ملودیها به گوش مجارها نیز ارزش فعالیت هنری گروه گلستان را دو چندان کرده است.

بیشتر ملودیها با بیانی ساده و نوایی بی آلایش فضایی معمارگونه خلق نموده که شنونده بی اختیار خود را دعوت شده به این فضای آکنده از شور و شعف می یابد. فضایی که بوی خاک، رنگ لاجوردی آسمان، سفره پر ستاره شب، رقص بوته های گز در خنکای نسیم غروب، قامت رسای نخل در زیر آفتاب ظهر تیرماه و شیطنتهای کودکانه در کوچه و پس کوچه های شهر عناصر سازنده آن را تشکیل میدهند.

تجربه احساسی من پس از شنیدن این ملودیهای شگفت انگیز به دشواری قابل بیان است. چه، هر شنونده ای بسته به ذوق و سلیقه موسیقیایی خود تجربه ای متفاوت خواهد داشت. اما آنچه که وجه مشترک علاقمندان به سبک و سیاق آوازخوانی و نواختن نی دکتر خنجی است، حزین وعرفانی بودن برخی از این نواها است. حزن صدا و پس زمینه ای که ملودیها در آن جاری است، ویژگی انحصاری آن بوده و این ویژگی مانند ریسمانی محکم شنونده با حس و حال را به اصل خود وصل مینماید.

عصر ما بیمار آثار کسالت بار تکراری و بازاری در تمام مقوله های هنر است و ارزش واقعی این دست آثار ماندگار به دلیل طبع درویش مأبانه گرداننده این گروه متاسفانه کمتر شناخته شده است.

ملودیهای دو آلبوم مجار و اچم مجموعه ای است از بیان عواطف بی آلایش، احساسات پر شور و غم مشترک همه غربت زده هایی که به ریشه های خود وابسته اند و دور بودن از زادگاه حتی برای یک دوره زمانی بیست ساله نه تنها این پیوند را سست ننموده بلکه موجب تقویت آن نیز شده که این نشانه آشکار خلوص است.

بی اغراق خلوص صوت عارفانه دکتر خنجی و کلام بسیار ساده او در کنار غنای موسیقی این آثار میتواند شنونده را به مکانی بالاتر از این جهان فانی هدایت کند. هنگامی که از راهی پر خطر و گله ای بی چوپان میخواند خود را در تنگنای دریده شدن به دست گرگهای عصر ارتباطات و دهکده آشفته جهانی می یابیم که در مقدمه به آن اشاره شد.

مو میاد چو که ره پر گرگه
چیپونی نی و نصف گله مرده
تو تیاد به که تا ابد عشقت
دل و دینم هر دوتاش برده

ناگفته نماند هنرمندان مجاری در همخوانی و نواختن ملودیها به خوبی نقش داشته و نوآوری این گروه در ترکیب جالب چند ساز موسیقی است که در کنار نی دکتر خنجی شنیدن این آثار را دلنشینتر کرده است.

در انتها لازم است سایر اعضای گروه گلستان را نیز معرفی و از زحمات آنها نیز صمیمانه سپاسگذاری نمود.

آلیز بوگردی: نوازنده ویلون ، وکالیست
بولچو بابارتسی: نوازنده گیتار، عود، سه تار، وکالیست
گابی فرنتس: کیبرد، وکالیست
زلتان توت: نوازنده پرکاشن، درام
کرنل کرکش: نوازنده کانتر باس، دبل باس، زنبورک

همچنین وب سایت رسمی گروه گلستان www.golestan.info میتواند اطلاعات بیشتری در خصوص فعالیتهای هنری این گروه در اختیار هموطنان علاقمند قرار دهد.

نازیلا کشاورز

Posted by Kamran at 08:13 AM | Comments 4

October 29, 2005

تغییر رفتار بازار موسیقی در اینترنت

iTunes
iTunes
کاربران اینترنت پرسرعت - Broadband در اروپا و آمریکای شمالی در حال تغییر الگوی مصرف در download موسیقی از اینترنت هستند و پیش بینی می شود تا پنج سال آینده تغییر کلی در نحوه خرید موسیقی در جهان بوقوع پیوندد.

مارتین اولاسون (Martin Olausson) یکی از تحلیلگران استراتژی صنعت که معمولآ برای شرکت های ارائه دهنده اینترنت، ارائه دهنده سرویس تلویزیون خصصوصی، شرکت های نرم افزاری و ... تحقیق و بررسی های علمی انجام می دهد، در آخرین تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که کاربران اینترنت پرسرعت تا سال 2010 بیلیونها دلار را صرف خرید موسیقی با روشهای قانونی از طریق وب خواهند کرد.

او معتقد است سایت هایی مانند iTunes شرکت اپل و یا فروشگاه های موسیقی مانند Napsetr، Yahoo و ... در آینده درآمدهای بسیاری از این بازار بدست خواهند آورد.

نتایج تحقیق اخیر که از طرف Strategy Analytics Broadband Media and Communications Service منتشر شد ، پیش بینی می کند که در سال 2010 فروش موسیقی از روی اینترنت به بیش از 4.5 بیلیون دلار خواهد رسید.

این تحقیق عواملی نظیر در دسترس بودن اینترنت پرسرعت، ارزان بودن قیمت ترک (Track) های موسیقی و محبوبیت و فراگیر شدن بیش از حد دستگاههای پخش mp3 مانند iPod را از جمله عواملی می داند که به رشد این صنعت کمک می کند.

تغییر الگوی خرید موسیقی
با وجود آنکه روند فروش در حال حاضر بعنوان مثال برای شرکت اپل توسط سایت iTunes، بصورت هر ترک موسیقی معادل 99 سنت است، اما پیش بینی های SABMCS نشان می دهد که در سال 2010 بیش از 60 درصد خرید موسیقی اینترنتی از طرف کاربرانی انجام خواهد شد که در سایت های موسیقی عضویت دارند و بصورت ثابت در ماه مبلغی را برای دسترسی به میلیونها ترک موسیقی می پردازند. به این ترتیب شما خواهید توانست با پرداخت مبلغ ناچیزی در ماه همواره به تعداد و طیف وسیعی از موسیقی - از قدیمی ترین تا جدیدترین - دسترسی داشته باشید.

مارتین اولاسون می گوید : "شرکتهای مخابرات، سرویس دهنده های اینترنت برای کسب درآمد بهتر باید شروع به ارائه سرویس های جنبی با کیفیت بهتر نمایند. از این جهت عضو کردن کاربران برای ارائه سرویس به آنها می تواند بهترین راه حل باشد، هم برای کاربران و هم برای سرویس دهنده."

گزارش 29 صفحه ای اولاسون می افزاید که بازار بیلیون دلاری موسیقی اینترنتی از هم اکنون راه خود را برای رسیدن به مقصد آغاز کرده است. این گزارش به وضوح نشان می دهد که مشتریهای سرویسهای اینترنت پرسرعت، بالقوه می توانند مشتریان خرید موسیقی از روی اینترنت هستند. این گزارش همچنین به بررسی تاثیر اشتراک خرید موسیقی از روی اینترنت بر بازار موسیقی غیر اینترنتی و تولید کننده های سخت افزار و ... نیز می پردازد.

The Industrial Analyst Reporter , tekrati.net

Posted by Kamran at 05:05 PM | Comments 0

October 28, 2005

بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

tar old
نوازندگان قدیمی ساز را روی سینه میگذاشتند
ولی امروز این استیل عوض شده
همانطور که میدانید ما برای بیان کیفیت صدا همواره از کلمات زیر و بم استفاده میکنیم که در فارسی کلمه زیر معنی پائین و بم که مخفف بام است، معنی بالا می دهد! میبینید که این، کاملا مغایر با کابرد این دو کلمه در موسیقی است؛ یعنی: ما به صدای بالا، زیر و به صدای پایین بم میگوییم. بصورت کل، جمله اخیر بی معنی و بلاتکلیف مینماید لذا ما برای حل این نقیصه بطور ناخودآگاه قرار گذاشته ایم که دو اصطلاح زیر و بم را با هم و بالا و پائین را با هم بکار میبریم تا اشتباهی رخ ندهد. با این وجود…

در روزگار قدیم که نوازندگان تار همچون آقا علی اکبر خان فراهانی تار بدست میگرفتند، آنرا بر روی سینه و نه روی پا میگذاشتند و دسته ساز با زاویه ای تند بسمت بالا میگرفتند تا از این راه وزن تار بر روی دست راست بیافتد و دست چپ بتواند فارغ از تحمل وزن ساز روی دسته آزادانه حرکت کند. این وضعیت باعث می شد که سرپنجه تار بسیار بالاتر و بیخ دسته تار که متصل به نقاره است پائین واقع شود، لذا به قسمتی از دسته که نزدیکتر به سر پنجه است بالا دسته گفته شد و به قسمتی که نزدیکتر به نقاره است، پائین دسته.

حال ببینید که در بالای دسته ساز صدا پائین می رود و در پائین دسته صدا بالا میرود و اگر به عنوان مثال معلمی هنگام تدریس، به شاگرد بگوید این قطعه را بالا بزن، معلوم نیست که شاگرد باید بالا دسته اجرا کند یعنی بمتر بزند یا اینکه نت را بالا ببرد، یعنی پائین دسته بیاید و زیرتر بزند. چنانچه بخواهیم یکی از این اصطلاحات را مبنی قرار دهیم و به دنبال دلیل دیگری باشیم.

بخاطر آورید که برروی خطوط حامل هر قدری پائین بیاییم صدا بم میشود یا بهتر بگوییم پائین می آید و هر قدر بالا برویم صدا زیر میشود یا بهتر بگوییم بالا می آید. لذا در این جستار پیشنهاد میشود برای رفع تناقضی که از آن سخن رفت و قرار گذاریهایی نا خودآگاه بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم:

بالا دسته، قسمتی است که تن صدا بالا میرود و محل نت روی حامل هم بالا میرود؛ یعنی نزدیکتر به نقاره میشود. پائین دسته، قسمتی است که تن صدا پائین میرود و محل نت روی حامل هم پائین میرود؛ یعنی نزدیکتر به سرپنجه میشود.

مسلما" چون همگی عادت به اصطلاحات پیشین داریم مدتی طول خواهد کشید تا این موضوع در بین نوازندگان و سازگران جا بیافتد و مصطلح شود، ولی در عوض بخشی از تناقضات رایج از بین رفته و از این طریق به سطح بیان شفاف تری میرسیم.

محمدرضا قبادی


Posted by sadjad at 01:28 PM | Comments 1

October 27, 2005

تمرین بداهه نوازی و همراهی

Guitar Player
همراهی با موسیقی در حال پخش از مهمترین
تمرینات بداهه نوازی است.

از روشهای بسیار کارآمد برای فراگیری و کسب مهارت بیشتر در بداهه نوازی همراهی با موسیقی است که قبلآ اجرا و ضبط شده است. کمتر کسی است که امروزه در منزل ساز داشته باشد اما نوار یا CD سبک مورد علاقه موسیقی اش را نداشته باشد، پس می توانیم به راحتی شروع به کار کنیم.

قطعه موسیقی را باید خوب بشناسید
قبل از آنکه موسیقی مورد علاقه خود را در دستگاه پخش قرار دهید باید توجه داشته باشید که شما هرگز نمی توانید روی یک قطعه موسیقی بداهه نوازی کنید مگر آنکه ساختار هارمونی و ملودی آنرا خوب بشناسید. بنابراین لازم است قبل از همراهی با موسیقی روی کاغذ بدون آنکه نت یا نوشته ای داشته باشید سعی کنید ساختار هارمونی قطعه، ملودی و نیز ریتم اصلی را خیلی ساده بنویسید.

دانستن هارمونی برای این مهم است که شما با توجه به آن خواهید توانست در هر میزان خیلی ساده تر بداهه نوازی کنید و بسادگی می توانید جهت حرکت ملودی خود را پیش بینی کنید و آنرا به سمت هارمونی مورد نظر هدایت کنید.

از طرف دیگر دانست ملودی قطعه موسیقی می تواند به شما یادآوری کند که قطعه در کدام میزانها شروع می شود و در کجا فرود می آید، با توجه به این می توانید به راحتی در زمانهایی که قطعه فرود آمده است با جسارت بیشتری خودنمایی کنید.

بدون دانستن و درک ریتم و کشش نتهای ملودی، بداهه نوازی و همراهی شما باوجود آنکه به موقع است (فراز و نشیب ملودی را می شناسید) و مشکل بد صدایی ندارد (هارمونی را می دانید)، شما نمی توانید بداهه نوازی کنید. چرا که ممکن است ریتم همراهی شما با آنچه موسیقی اصلی می زند هماهنگ نباشد و نتیجه بد آهنگ و یا حتی منجر به تغییر ریتم قطعه اصلی شود. بنابراین باید کشش نت ها یا ریتم هایی را برای همراهی انتخاب کنید که با ریتم اصلی هم آهنگی لازم را داشته باشد.

بنابراین شما باید آنقدر با قطعه موسیقی مورد نظر آشنا باشید که بتوانید هر قسمت آن وارد موسیقی شده با آن همراهی کنید. به بیان دیگر باید بتوانید مثلآ هنگام استراحت بسادگی آنرا از لحاظ هندسی در ذهن خود مجسم کنید که 8 میزان اول مقدمه است، با هارمونی x, y و z پس از آن ملودی 4 میزان ادامه دارد و ...

اگر بخواهیم مثال ملموس تری بزنیم باید همانند آن باشد که یک فیلم را آنقدر دیده اید که با صحنه به صحنه آن آشنا هستنید و دیالوگ هنرپیشه ها را می دانید و قرار بر این است که نه به جای هنرپیشه ها بلکه بجای شخصیت جدیدی در فیلم ظاهر شده و صحبت هایی را انجام دهید که زیبا و تکمیل کنند فیلم اصلی باشد.

Guitar Player
انتخاب صحیح ریتم هنگامی که همزمان با ملودی
اصلی همراهی می کنید بسیار مهم است.

ساز را برداشته و موسیقی را پخش کنید
هراس به دل خود راه ندهید و سعی کنید در یک اتاق خلوت و تنها کار خود را آغاز کنید. از اینکه از موسیقی عقب بیفتید هم نگران نباشید، فراموش نکنید که باید آنقدر مهارت داشته باشید که پس از عقب افتادن از موسیقی، فوری موقعیت خود را تشخیص دهید و وارد همراهی با موسیقی شوید.

برای ابتدای کار نواختن عین ملودی قطعه موسیقی اصلی می تواند مفید باشد، بنابراین عینآ با موسیقی بصورت یونسون بنوازید. بتدریج که ترس خود را از دست دادید می توانید بخصوص در فضاهای خالی یا هنگامی که خواننده می خواند ملودی های دیگری را بنوازید. نواختن آکوردها هنگام پخش موسیقی نیز می تواند شروع خوبی برای غلبه بر ترس باشد.

فراموش نکنید که در هیچ سبک موسیقی - بخصوص Jazz - چیزی بنام نت اشتباه نداریم، بلکه تنها ممکن است انتخاب شما یک نت ضعیف باشد. بنابراین پس از مدتی انجام تمرینات بالا - نواختن ملودی اصلی و گرفتن آکورد - شروع به همراهی کنید.

برای شروع بداهه نوازی یا همراهی سعی کنید در زمانهایی که ملودی اصلی یا خواننده فرود می آید و سکوت اختیار می کند وارد موسیقی شده بداهه نوازی کنید. از هارمونی این قسمت از موسیقی کمک بگیرد، اگر ملودی اصلی خاموش است در انتخاب ریتم ملودی بداهه، آزادی بیشتری دارید. اما اگر ملودی در حال نواخته شدن است سعی کنید ریتمی را انتخاب کنید که با موسیقی هماهنگی داشته باشد و به نوعی تکمیل کننده ریتم اصلی باشد. (به شکل دوم دقت کنید.) هرگز همانند ریتم ملودی اصلی، همراهی نکنید چرا که این ضعیفترین نوع همراهی است که می توان اجرا کرد.

در ابتدای کار سعی کنید در دو یا سه قسمت از موسیقی داخل شده با آن همراهی کنید. پس از آنکه با مهارت و اعتماد بنفس کافی توانستید این کار را انجام دهید، بتدریج مدت زمان حضور خود در میان قطعه موسیقی را افزایش دهید.

نکات مهمی که همواره باید بخاطر داشت
1 - خود را به همراهی در ابتدای شروع جملات ملودی با یک حرکت و ریتم خاص محدود نکنید. روشهای دیگر در مکانهای مختلف را آزمایش کنید.

2 - خود را به قسمت میانی ساز یا بخشهایی از ساز که به آن تسلط بیشتری دارید محدود نکنید. از همه وسعت ساز خود استفاده کنید. اتفاقآ کاملآ برعکس است قسمتهایی از ساز که اغلب کمتر استفاده می شود زیبایی بیشتری به همراهی شما با موسیقی می دهند.

3 - گام یا گامهای (احتمالآ اگر مدولاسیونی وجود دارد) قطعه موسیقی مورد نظر خود را باید بدانید و بتوانید خوب آنرا اجرا کنید. چرا که شناخت گام باعث می شود فرد بتواند راحت تر حرکات رفت و برگشت که برای همراهی لازم است را اجرا کند.

4 - دینامیک همراهی خود را ثابت نگاه ندارید و همواره با احساس های متفاوت و منطبق با قطعه، همراهی را اجرا کنید.

5 - از آرتیکولاسیون (Articulation) یکنواخت استفاده نکنید. بسیاری از مبتدی ها همواره یا لگاتو می زنند یا استکاتو و ... که این بر یکنواختی کار شما می افزاید. از تمام روشهای ممکن برای تغییر لحن نوازندگی و بیان ملودی استفاده کنید.

6 - به دستگاه پخش خوب باید گوش کنید و موزیک را بشنوید بعد اقدام به نواختن کنید. ضعف بزرگ بسیاری از افراد آن است که آنقدر حواسشان را متوجه نواختن خود می کنند که به کل، گروه و موسیقی آنها را فراموش می کنند.

7 - به موسیقی نواخته شده توسط خود هم توجه داشته باشید. ببینید که آیا فراز و نشیب های ملودی شما با ساختار قطعه موسیقی اصلی هم خوانی دارد یا خیر.

8 - برای یک مبتدی بسیار مهم هست که در ضرب های قوی میزان از نت های آکورد استفاده کند. پس اگر خواستید در ابتدای ضرب قوی نتی را بزنید حتی المقدور آنرا از نتهای آکورد آن قسمت انتخاب کنید.

9 - مغز شما ماهرتر از زبان شماست و زبان شما ماهر تر از دست شما است. شما با گوش دادن به یک موسیقی در ذهن بسادگی می توانید با آن همراهی کنید و پس از آن با زبان خود می توانید با آن بخوانید. بنابراین اگر برای شما امکان دارد بداهه نوازی خود را ضبط کنید و سپس با موسیقی اصلی گوش دهید. اینکار به پیداکردن اشکال ها و نیز ظهور ایده های جدید در بداهه نوازی کمک می کند.

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 01:50 PM | Comments 10

October 26, 2005

سواران دشت امید

Bahman Rajabi
بهمن رجبی
تنبک با وجود سابقه حضور طولانيش در عرصه موسيقی ايران، در واقع پس از “عصر استاندارد خواهی” موسيقی ايران که با حرکتهای وزيری شروع شد، به کمک حسين تهرانی به طور جدی صاحب جايگاه شد. با گذشت زمان و به نت درآمدن آثار تهرانی (که به همت حسين دهلوي، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظريف به انتشار رسيد) اين ساز به سرعت رواج يافت و نوازندگان خوش تکنيکی پيدا کرد که با نوازندگان نسل قبل از تهرانی بسيار فاصله داشتند. در این سالها کوششهاي زيادی از آهنگسازان و تنبک نوازان برای ارتقاء موسيقی تنبک که گويی قلب تپنده گروههای موسيقی شده بود، انجام میشد.

يکی از افرادی که سالها بر روی اعتلای هنر تنبک نوازی تلاش کرد، بهمن رجبی بود که غير از اصلاح تکنيکی اين ساز به زيبايی های استيل و اکول نوازنده نيز بسيار پرداخت. بهمن رجبی مقالات و نوشته های بسياری برای تنبک به رشته تحرير در آورد و همچنين نظرياتش را همراه با انواع موسيقی و سازها به اجرا گذاشت.

او غير از همنوازی با گروههای موسيقی و ساز تکنواز، برنامه هايی را برای دو تنبک آماده کرد که همراه با ناصر فرهنگفر، محمد اسماعيلی، محمود فرهمند، فربد يدالهی و ... به اجرا گذاشت.

اين برنامه ها که کمتر به انتشار رسيدند، کم و بيش نوازندگان تنبک را متوجه خود کرد و موجب شد تنبک نوازان زيادی مستقيم يا غير مستقيم از کتابهای بهمن رجبی بهره گيرند و با اين سبک و تکنيک آشنا شوند. در اين کتابها غیر از تغييراتی در خط نگارش نت برای تنبک به چشم می خورد، شيوه ساخته شدن موسیقی ريتمها و تکنيکها به شکل محسوسی متحول شده بود. بسياری از حرکتهای تنبک که توسط نوازندگان قديمی ابداع شده بود، توسط رجبی اصلاح و باز نويسی شد.

يکی از مهمترين خدمات رجبی در عرصه تنبک نوازی، کوشش برای مستقل کردن دو دست نوازنده بود که تنبک نواز را قادر به اجرای ريتمهای پيچيده تر می کرد. رجبی حتی به تنبک هم اکتفا نکرد و روی ضرب زورخانه هم کار کرد، که در قطعه «سواران دشت اميد» ساخته حسين عليزاده مورد استفاده قرار گرفت.

audio file قسمتی از قطعه "سواران دشت امید" همنوازی بهمن رجبی با گروه چاووش با آهنگسازی حسين عليزاده را بشنويد

Bahman Rajabi
بهمن رجبی
رجبی پس از انقلاب به خاطر لحن صريح و بی پرده اش دچار مشکلاتی شد که باعث شد سالها به انزوا کشيده شود .با اينکه در اين سالها مشکلات روحی شديدی را متحمل ميشد، هرگز از مواضع خود برای اعتلای فرهنگ موسيقی دست نکشيد و با آزادگی وصف ناپذيری عطای محبوبيت های عوام فريبانه و شهرتهای سود جويانه را به لقايش بخشيد.

جو مسموم موسيقی رجبی را روز به روز منزوی تر مي کرد و اين احساس بد بينی به حدی در او رسوخ کرد که اگر در اين سالها شاهد يکی از برنامه هايش (که اکثرا همراه با سخنرانی است) بوده باشيد، مي بينيد که گاهی سوء تفاهم ها باعث رنجيدن دوستان صميمی و خير خواه او نيز شده.

دوستی در مورد اين اخلاق رجبی ميگفت: او به صاحبخانه ای ميماند که هميشه مهمانهايش اساسيه منزلش را دزديده اند، پس دور از ذهن نيست که آنطور بد بين شده باشد.

audio file قسمتی از قطعه "نوروز" همنوازی بهمن رجبی با گروه چاووش با آهنگسازی حسين عليزاده را بشنويد

اما چندی پيش رجبی به دعوت عليرضا جواهری (هنرمند سخت کوش و دلسوزی که مخصوصا تبحر خاصی در ايجاد پيوندها دارد!) کنسرتهايی همراه با گروهی متشکل از سازهای ايرانی به اجرا گذاشت که سرآغازی شد بر همکاری های حرفه ای رجبی با گروههای ديگر. ماه پيش هم او همراه با ارکستر ملل در نقش سوليست ظاهر شد.

بخاطر دارم که در اين برنامه درکنارم دو ميهمان فرانسوی حضور داشتند که با شنيدن همنوازی رجبی در اين قطعه به وجد آمده بودند و با دقت نوازندگی ظريف اين هنرمند را مينگريستند و شايد فلاشبکی در ذهن به «موزارت مصر» ميزدند که در فرانسه غوغايی کرده بود!

به اميد روزی که سوارن دشت اميد باز به همسازی بپردازند…

از سجاد پورقناد



Posted by sadjad at 05:41 PM | Comments 17

October 25, 2005

پیانو، نگهداری - قسمت دوم

Polishing the Piano
برای بازسازی بدنه پیانو در کارخانه ساز را
بطور کامل پیاده می کنند.
آیا پولیش کردن بدنه خارجی پیانو درست است؟
Steinway & Suns و بسیاری دیگر از سازندگان پیانوهای مرغوب معتقد هستند که یک پیانو بگونه ای ساخته می شود که تا سالهای سال نیازی به پولیش نخواهد داشت. چرا که تمهیدات لازم برای مراقبت از بدنه چوبی پیانو در کارخانه اندیشیده می شود. در واقع کیفیت مواد و ضخامت بکاربرده شده از آنها روی چوب - چه پیانو پلی استر باشد چه روکش با لاک الکل - به حدی است که عملآ شما را سالها از پولیش کردن بی نیاز می کند.

پلی استر یا لاک الکل استفاده شده برای پیانو معمولآ از نوع خاصی است که به علت گرانقیمت بودن کمتر در صنایع ساخت لوازم چوبی بکار می رود. این محصول Nitrocellulose Lacquer نام دارد که حاوی مقادیر زیادی نیتروژن و گوگرد است. از این ماده اغلب برای پوشش سازهایی مانند پیانو، گیتار و حتی ویولن استفاده می شود.

استفاده از براق کننده ها یا واکس های معمول موجود در بازار که برای لوازم چوبی بکار برده میشود، بعلت سازگار نبودن با Nitrocellulose نه تنها به بالابردن کیفیت سطح ساز کمک نمی کنند بلکه عملآ باعث افت کیفی این پوشش محافظ خواهند شد.

مشکل دیگر پولیش کردن بخصوص برای سازهایی که روکش چوب دارند - پلی استر نیستند - آن است که صاحب ساز در طول زمان از مواد مختلف برای پولیش ساز خود استفاده می کند. این موضوع خود می تواند به علت ناسازگاری رفتاری این مواد، برای بدنه ساز مشکل ایجاد کند.

سازندگان پیانو معمولآ اصرار دارند که آنقدر از پیانو باید استفاده کرد تا بدنه آن نیاز به "بازسازی" داشته باشد که در آنصورت باید به نمایندگی های مجاز شرکت سازنده مراجعه کرد. چرا که تنها آنها هستند که می دانند این ساز با چه مواد اولیه ای ساخته شده است.

البته باید متذکر شد برخلاف لوازم چوبی خانگی، کیفیت کار روی بدنه خارجی یک پیانوی مرغوب به حدی است که چنانچه ساز ضربه نبیند، با توجه به شرایط آب و هوایی محیط (قبلآ راجع به آن صحبت کرده ایم) می تواند حداقل بین 10 تا 15 سال بدون کوچکترین مشکلی صورت اولیه خود را حفظ کند.

در اینجا تاکید می شود آنچه بیش از همه باعث مات و کدر شدن روکش پیانو می شود اشعه ماورای بنفش خورشید - یا سایر منابع نوری مصنوعی حاوی این اشعه - است، بنابراین حتی المقدور سعی کنید مانع تابش مستقیم یا غیر مستقیم این اشعه به بدنه ساز خود شوید.

Polishing the Piano
هرگز از مواد نا مرغوبی که به آنها اعتماد ندارید
برای واکس یا پولیش ساز خود استفاده نکنید.

پس از گذشت زمان طولانی چه باید کرد؟
پس از گذشت 10 سال یا بیشتر بتدریج کیفت و درخشندگی بدنه پیانو روبه زوال می رود و هرچند این افت ظاهری قاعدتآ نباید روی کیفت صدای ساز اثر بگذارد، اما ممکن است از لحاظ روحي موجب لحاظ آزار و اذیت نوازنده شود. چه باید کرد؟ بخصوص در کشور ما که امکان دسترسی به نمایندگی ساز کم است و یا نمایندگی کاری جز فروش ساز نمی کند.

در این باره باید به چند قانون ساده توجه کنید و هرچه ساز شما مرغوب تر است جدی تر آنها را رعایت کنید :

اول : حتی المقدور مسئله پولیش کردن ساز را فراموش کنید، بخصوص اگر ساز شما سازی نباشد که برای کنسرت یا مراسم خاص موسیقی از آن استفاده می شود. اینرا بدانید که پولیش کردن ساز با وجود آنکه بنظر ساز شما را تمیزتر می کند اما در نهایت از قیمت ساز شما می کاهد، چرا که دیگر سازی نیست که کارخانه آنرا تمام کرده باشد.

دوم : هرگز تحت هیچ شرایط ساز خود را به دست مبل سازان بخصوص آنها که مغازه های کوچک تولیدی دارند، نسپارید. این افراد هیچ ایده ای از تفاوت و کیفت کار انجام شده روی بدنه پیانو با یک میز آشپزخانه ندارند.

سوم : بجای پولیش کردن مجدد ساز سعی کنید آنرا تمیز کنید. برخی مواد و اسپری ها در بازار وجود دارند که بجای پولیش کردن روی بدنه پاشیده می شوند و ضمن اینکه پس از مدتی بخار می شوند، چربی ها و مواد زائد چسبیده به بدنه را به دستمالی که با آن ساز را تمیز می کنند می چسبانند. دقت کنید که موادی که پلیش می کنند، ضخامت لایه محافظ چوب را کم می کنند اما این مواد اینکار را نمی کنند. حقیقت امر آن است که این مواد چیزی جز محلول آب با یک پاک کننده - قلیایی یا اسیدی - خیلی ضعیف نیستند.

چهارم : هرگز شخصآ اقدام به پولیش کردن و یا حتی تمیز کردن جدی ساز (موردی که در قسمت سوم صحبت شد) نکنید، از یک متخصص یا کسی که اقلآ 20 سال در کار تعمیر یا کوک پیانو بوده است کمک بگیرید.

پنجم : فراموش نکنید ماده ای که ساز شما را پولیش می کند و ضخامت لایه محافظ را کم می کند، دیر یا زود طی چند سال آینده به بدنه اصلی ساز خواهد رسید و دمار از روزگار ساز شما در خواهد آورد. پس پولیش نکنید تا ساز شما همواره ساز بماند.

اما در هر صورت چنانچه با این دلایل توجیه نشدید و اصرار به انجام اینکار داشتید پیشنهاد می شود با فردی که ساز شما را کوک می کند - عمومآ نوازندگان به او اطمینان دارند - مشورت کنید و از او بخواهید که راه حل مناسبی برای بهسازی ساز شما پیشنهاد کند.

همواره باید به یاد داشته باشید که بدنه سازشما ممکن است با پولیشهایی که بر پایه روغن، واکس، سیلیکون و ... باشند سازگاری نداشته باشد. بنابراین قبل از استفاده از ماده پولیش کنند راجع به آن مطالعه کنید و ببینید با پوششهای Nitrocellulose سازگاری دارد یا خیر. قیمت مواد لازم برای واکس یا پولیش پیانو با توجه به کیفیت آن بین 10 تا 30-40 دلار است.

Polishing the Piano
نمونه از واکس و پولیش های مخصوص پیانو

گونه ای از محصولات تمیز کننده (واکس و پولیش) بنام Steinway Furniture Care که توسط شرکت Steinway (که خود سازنده پیانو است) تحت لیسانس Steinway & Sons تهیه و تولید می شود، مورد تایید Steinway & Sons است. لذا پیشنهاد می شود حتی المقدور در نهایت از این نوع مواد برای تمیز کرده پوشش ساز خود استفاده کنید.

پس از این مرحله و انتخاب ماده پولیش کنند، قسمتی از پایین بدنه پیانو در پهلو ها که کمترین دید را دارد برای آزمایش انتخاب کنید. با کمک یک پارچه کلف یا حوله اقدام به پولیش کردن یک قسمت کوچک - مثلآ مربعی به عرض 10 سانتیمتر - بکنید. اگر احساس کردید که اثر خاصی روی بدنه ساز نداشت و یا حتی سطح ساز را بدتر کرد فوری با یک پارچه خشک تمام مایع یا اسپری بکار برده شده را پاک کنید. استفاده از آب یا پارچه نمدار برای اینکار جایز نیست چرا که ممکن است ماده پولیش کننده با آب واکنش شیمیایی انجام دهد و کار را خراب تر کند.

بگذارید چند روزی از پولیش کردن ساز بگذرد اگر کیفیت سطح پولیش شده، حفظ شد و مطمئن شدید که ماده فوق خاصیت مثبت دارد، شروع به پولیش کردن کامل ساز نمایید. هرچند هنوز فرصت دارید که دست از اینکار بکشید.

نکته آخر اینکه چنانچه پیانو شما پلی استر است و یا پوشش "کلفت" لاک الکل دارد و ناگزیر هستید آنرا تمیز کنید می توانید مقدار خیلی کمی از مواد شوینده شیشه - دو یا سه اسپری کافی است - به یک دستمال مرطوب زده ساز خود را با آن تمیز کنید.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 02:25 PM | Comments 12

October 23, 2005

چالشهای یک موسیقی

موسیقی ایران از دیرباز متاثر از فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی و همواره به فراخور شرایط زمانی در حال تغییر و تحول بوده است. این موضوع به گونه ای موجب شده است که بیان عواطف و احساسات مردم به عنوان یکی از اهداف موسیقی تلقی شود. هدفی که اکثر موسیقیدانان و آهنگسازان در تلاشند تا با بررسی اوضاع و احوال اجتماعی و تطبیق آن با فعالیتهای هنری خود به آن نایل آیند.

با نظری سطحی به تاریخ موسیقی ایران میتوان این مطلب را به خوبی روشن نمود، اینکه همیشه هنرمندان مشهور و محبوب کسانی بودند و هستند که همگام با مردم در بستر جامعه حرکت میکردند و خود را جدای از محیط اجتماعی که در آن زندگی میکردند نمیدانستند. هنرمندانی چون عارف قزوینی، شیدا، امیرجاهد و در عصر ما هنرمندانی چون محمد رضا شجریان.

حال برای اینکه موسیقی بتواند هر چه بهتر و موثرتر به اهداف خود برسد نیاز به عواملی برای نیل به این امر دارد که مهمترین آنها عبارتند از آهنگساز نوازنده یا خواننده و ساز. هر کدام از اینها نیز به نوبه خود نیاز به شرایط و بستری برای رشد و تکامل دارند. وجود آهنگسازی خلاق و متخصص احتیاج به یک سیستم آموزشی اصولی و پایه ای و بستر فرهنگی مساعد دارد. سیستمی که با لحاظ معیارهای درست و برنامه ریزی شده بتواند آهنگسازانی آگاه به مسایل اجتماعی و در عین حال با تخصص تربیت کند. بعلاوه اجرای خوب یک آهنگ در گرو نوازندگانی ماهر و متبحر است، که آن هم یک روش آموزشی صحیح را می طلبد. عامل سوم که کامل کننده دو عامل قبل هست ساز است که صرفا وسیله ای است برای اجرای صحیح موسیقی. ساز نیز می بایست علاوه بر قابلیت اجرای صحیح موسیقی دارای ساختاری اصولی و در حد امکان بدون نقص باشد. به عبارت دیگر ساز باید در خدمت نوازنده باشد نه نوازنده در خدمت ساز!

البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که یک سیاستگذاری درست و منطقی است که میتواند این عوامل را در جهت پیشرفت موسیقی با یکدیگر همسو کند. با مقدمه ای که ذکرشد به وضعیت کنونی موسیقی برمیگردیم . موسیقی در ایران بعد از انقلاب به دلیل شرایط حاکم، یعنی شرایطی که در آن به موسیقی دیگر به دید فنی و تخصصی نگاه نمیشود، متولیان واقعی خود را تا امروز به مرور از دست داده است و اغلب سیاستگذاران و اساتید گذشته موسیقی هر کدام بعضا بنا به دلایل سیاسی، فرهنگی و... یا خانه نشین شده اند یا از آنها استفاده ای نه در جایگاه و منزلت واقعی هنری آنها میشود.

اینها موجب شده موسیقی ما در عمل دچار نوعی بلا تکلیفی و بی هویتی شود و نیز آنان را که دم از اصالت و حفظ سنتهای موسیقی می زنند و بعضا در راس کار نیز قرار دارند، به نوعی بتوان آگاهانه یا نا آگاهانه عامل این سردرگمی دانست. تا آنجا که دیگران نیز تقریبا متوجه این نابسامانی در موسیقی شده اند. یعنی آثاری که چه به صورت اجرای زنده و کنسرت و چه به صورت انتشار نوار و آلبوم در خارج و داخل کشور به نام موسیقی اصیل ایرانی (سنتی !؟) پخش می شود، مبین این شرایط ناهمگون و تفسیر به رای شده موسیقی ایرانی است.

به عبارت دیگر هر شخصی برای اجرای موسیقی خود ادعای حفظ اصالت را دارد. حال این پرسش مطرح است که مگر چند نوع اصالت در موسیقی وجود دارد و اسلاف هنری ما چند نوع موسیقی برای ما به یادگار گذاشته اند؟ مثلا برخی برای حفظ اصالت در موسیقی صرفا اجرای ردیف را صرفنظر از هر گونه دخل و تصرف مجاز میشمارند (ردیفی که به چند گونه مختلف روایت شده و نسخه اصلی آن معلوم نیست در دست چه کسی است).

daf & chair

برخی به عرفان رو آورده و آن را عامل خلوص و اصالت در موسیقی می دانند، حال کدام عرفان ؟ عرفان اسلامی یا غیر اسلامی و اینکه در کدامیک از متون معتبر موسیقی یا عرفانی اینقدر تاکید شده که عرفا باید موسیقیدان هم باشند و بالعکس؟ عده ای هم بنا به یکسری ادله شخصی بداهه نوازی را اصل قرار داده اند که بحث جایگاه بداهه نوازی در موسیقی ایران در مقالات آتی تفصیلا بیان خواهد شد. بعضی هم نوعی از موسیقی را تجویز می کنند که دارای پشتوانه ای ایدئولوژیکی باشد. در اینجا این سؤال مطرح می شود که برای بیان یک ایدئولوژی و جهان بینی گفتار و نوشتار مؤثرتر است یا موسیقی؟ و اینکه اصولا کدامیک از فلاسفه یا متفکران ترجیح می دهند عقاید خود را در قالب موسیقی عرضه کنند؟ در این شرایط عده ای هم به دنبال کشف آلات و ادوات متنوع و رنگارنگ برای اجرای موسیقی (اما ظاهرا بیشتر نمایش!) هستند، بدون توجه به اصول و معیارهای سازگری و سازشناسی.

حال در این وضعیت آیا می توان انتظار داشت که موسیقی ما با این آشفتگی عاقبت خوشی داشته باشد که بتواند به گونه ای آبرومندانه با دنیای کنونی که به تمام علوم و هنرها به دید تخصصی نگاه می شود، تعامل برقرار کند. این مقاله مقدمه ای است بر سلسله مقالات آینده که بیشتر به ارائه پیشنهاد و راهکار و نه صرف انتقاد در جهت همگون کردن ابزارها و عوامل سازنده موسیقی با اهداف و سیاستگذاریهای آن خواهد پرداخت.

ازعلاقه مندان و دلسوزان موسیقی ایران زمین صمیمانه دعوت میشود تا نظرات خود را در خلال مباحث آتی ارائه کنند. به امید آینده ای روشن برای موسیقی این آب و خاک.

از علی نجفی ملکی

لینک های مرتبط :
موسیقی و ايدئولوژي

Posted by sadjad at 03:05 PM | Comments 7

October 23, 2005

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

Georges Bizet
Georges Bizet , 1838 - 1875
بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود.

بسیاری جورج بیزت فرانسوی را فقط با اپرای کارمن می شناسند اما در این میان نباید از وجود نبوغ و زیبایی در سایر کارهای او غافل ماند. در 25 اکتبر سال 1838 بدنیا آمد (دو روز دیگر برابر است با یکصد و شصت و هفتمین سال تولد او) ، مادرش یک نوازنده پیانو بود و پدرش آواز می خواند و موسیقی می ساخت.

audio file Symphony No. 1 in C - Allegro

ده ساله نشده بود که از طرف کنسرواتوآر پاریس مورد ستایش قرار گرفت وی در آنجا به تحصیل کنترپوآن و آهنگسازی می پرداخت و زیر نظر معلم پیانو بنام مارمونتل (Marmontel) تبدیل به یک پیانیست با استعداد و درخشان شد.

از همان سالهای اولیه تحصیل در کنسرواتوآر پاریس استعداد خود را در آهنگسازی به نمایش گذاشت. مثال بارز آن سمفونی در دو ماژور است که در 17 سالگی آنرا تهیه کرد اما تا سال 1935 اجرا نشد. اپرای دون پروکوپیو (Don Procopio) که در اوایل 20 سالگی تهیه شد دلیل دیگری بر توانایی های ذاتی بیزت در آهنگسازی است، این اپرا نیز تا سال 1906 اجرا نشد.

بسیاری معتقد هستند اغلب ترس بیزت از اینکه منتقدین به او ایراد بگیرند که برخی کارهایش تکراری یا تقلیدی هستند باعث می شده تا وی از اجرای آنها تا مدتها - حتی تا زمانی که زنده است - خود داری کند.

سمفونی دوست داشتنی در دو ماژور - شماره یک - از اینگونه قطعات است که تحت تاثیر بسیار زیاد بیزت از استاد موسیقی اش گونود (Gounod) تهیه شده است. در واقع اگر شما این سمفونی را گوش کنید احتمالآ بیاد همه بزرگان موسیقی چون بتهوون، هایدن، مندلسون، شومان، شوبرت، موتزارت و البته سمفونی در ر ماژور از گونود خواهید افتاد.

audio file Symphony No. 1 in C - Allegro Vivace

در سال 1857 از آفن باخ (Jacques Offenbach) که به همراه برادر خود در کنسواتوآر پاریس بعنوان استاد مشغول تدریس و نوازندگی سازهای زهی بودند، مفتخر به دریافت جایزه Prix de Rome برای تهیه اپرای یک صحنه ای "معجزه یک پزشک" (Le Docteur Miracle) شد. دریافت جایزه به او این امکان را داد که برای ادامه تحصیل موسیقی برای مدت سه سال به ایتالیا - رم سفر کند.

بازگشت او از رم تقریبآ مصادف بود با مرگ مادرش در سال 1861. پس از این واقعه او دیگر هرگز پاریس و اطراف آنرا ترک نکرد.

1868 سال بحران برای بیزت بود. سالی که کارهای بی نتیجه او به اوج رسید و در یک تغییر و تحول روحی - مذهبی قرار گرفت. هرچند نتیجه این بحران در نهایت به نفع او بود و رشد عمیقی در موسیقی را موجب شد.

در سال 1869 با دختر یکی از معلم های سابق خود ازدواج کرد، یکسال بعد به دلیل بروز جنگ Franco-Prussian بعنوان داوطلب به خدمت سربازی در گارد ملی کشورش رفت. Franco-Prussian جنگی بود که میان فرانسه و برخی از ایالتهای آلمان رخ داد. او در این مدت کمتر فرصت آهنگسازی داشت اما توانست در سال 1871 یک سوئیت زیبا برای پیانو بنام "بازیهای کودکان" (Jeux d'enfants) را تهیه کند.

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:12 AM | Comments 6

October 22, 2005

شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

Shirley Horn
Shirley Horn
شرلی هورن ، که آلبومهای سالهای 80 و 90 او برای کمپانی Verve، او را به مقام یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی جاز رسانید، روز چهارشنبه 19 اکتبر،در سن 71 سالگی و به دلیل مشکلات ناشی از بیماری دیابت، درگذشت.

هورن که متولد و رشدیافته واشنگتن بود، نواختن پیانو را از سن 4 سالگی آغاز کرد و برای تکمیل تحصیلات خود به دانشگاه هوارد Howard University رفت. او سرپرستی تریو- گروه سه نفره - خود را در سال 1954 بر عهده گرفت.

اولین آثار منتشر شده او شامل یک تریو از آلبوم سال 1960 او برای کمپانی مرکوری و همچنین آثاری است که با استادان موسیقی آن زمان مانند کنی بارل (Kenny Burrell) نوازنده گیتار، جو نیومن (Joe Newman) نوازنده ترومپت، فرانک وس (Frank Wess) خواننده تنور، هنک جونز (Hank Jones) نوازنده پیانو و ارکستر کوینسی جونز (Quincy Jones) همراهی شده است. هورن در دهه 60 آثاری را هم با کمپانی ای بی سی / پارامونت (ABC/Paramount) منتشر نمود.

او که تصمیم گرفته بود در واشنگتن بماند و به جای برگزاری تور، تشکیل خانواده دهد، به اجرای برنامه های محلی ادامه داد و تا دهه 80 که با سری تریو خود برای کمپانی استیپل چیس (Steeplechase) وارد صحنه شد، به کار جدی در زمینه ضبط و انتشار آثارش نپرداخت.با این وجود، او پس از آغاز همکاری با Verve، به سرعت به مقامی بالا دست یافت.

اولین آلبوم او برای این کمپانی، I Thought About You در سال 1987 منتشر شد -که ضبط یک برنامه زنده در یک بار هالیوود بود- نشان دهنده استعداد و مهارت او به عنوان یک نوازنده کی بورد ماهر با زمینه موسیقی بی باپ Bebop و یک راوی حساس برای استانداردهای موسیقی جاز بود.

آثار منتشر شده بعدی او در Verve، با نوازندگان جاز پر قدرتی چون مایلز دیویس (Miles Davis) که دوست و حامی اولیه او بود، وینتون مارسالیس (Wynton Marsalis) و روی هارگروو (Roy Hargrove) هر سه نوازنده ترومپت، جو هندرسون (Joe Henderson) و گری بارتز (Gary Bartz) نوازندگان ساکسوفون و الوین جونز (Elvin Jones) درامر، همراه بود.

از جمله آثار مهم او میتوان به آلبومهای Light Out of Darkness محصول سال 1993 و I Remember Miles در سال 1997 اشاره کرد که به ترتیب برای ری چارلز و مایلز دیویس خوانده شده اند.

آلبوم دوم در سال 1998، تنها جایزه گرمی او را، برای بهترین اجرای آوازی جاز، به ارمغان آورد. او در مجموع نه مرتبه کاندید دریافت این جایزه شده بود. هورن به عنوان یک عامل تاثیر گزار مهم بر روی خوانندگان جوان سبک جاز، دایانا کرال (Diana Krall) و نورا جونز (Norah Jones) عنوان شده است. بازماندگان این هنرمند فقید شوهر و دختر او هستند.

hollywoodreporter.com

Posted by Kamran at 07:26 PM

October 20, 2005

پیانو - نگهداری ، قسمت اول

A Piano
پیانو یک ساز است نه میز یا وسیله تزئینی
گرد و غبار بزرگترین مشکل پیانو
احساس آن ساده است بخصوص اگر پیانو شما مشکی با روکش پلی استر باشد. حتی اگر هر روز آنرا تمیز کنید باز روز بعد متوجه خواهید شد که چقدر گرد و غبار روی ساز نشسته است. البته این فقط قسمتی است که شما آنرا مشاهده می کنید، بخصوص اگر شما عادت به باز نگاه داشتن درب پیانو - چه از نوع بزرگ (رویال) و چه دیواری - باشید، در اینصورت شاهد نشستن خاک و غبار بر روی همه قسمتهای داخلی خواهید بود.

گرد و غباری که وارد مکانیسم پیانو می شود روی سیم ها و قطعات اکشن پیانو نشسته و بتدریج باعث ایجاد اختلال در فعالیت عادی آنها می شود. سیم های باس پیانو قطور و بعلت پهنای بیشتری که دارند بسادگی گرد و خاک را بخود می گیرند. بخصوص اگر از پیانو بندرت استفاده شود، بخار آب یا ذرات احتمالی چربی در هوا باعث می شود که گرد و خاک بطور دائم روی این سیم ها بماند و صدای سیم را تغییر دهد. یادآور می شود که گرد و خاک موجود در محیط به علت ذرات معلق شیمیایی که دارند می توانند به اکسیده شدن سیمهای پیانو کمک کنند.

بنابراین اگر محل زندگی شما اصولآ گرد و خاک زیادی دارد از باز گذاردن در پیانو (چه از نوع بزرگ چه از نوع دیواری) خودداری کنید. چنانچه اصرار دارید که پیانو بزرگ (رویال) شما درب باز داشته باشد از پوششهای مخصوصی که به روی سیمها می کشند استفاده کنید.

چگونه پیانو را تمیز کنیم؟
همانطور که احتمالآ دیده اید بهترین پارچه برای تمیز کرده پیانو پارچه های زرد رنگی است که اغلب با پیانوهای نو به شما تحویل می شود. این پارچه ها که نرم هستند حاوی برخی مواد شیمیایی هستند که به سادگی به هنگام برخورد با سطح بیرونی پیانو دارای الکتریسته ساکن شده گرد و غبار را به خود جذب می کنند.

اگر چنین پارچه ای در اختیار ندارید یک تکه پارچه پشمی طبیعی می تواند انتخاب بعدی شما باشد. اما هنگام کار با آن باید دقت کنید که محکم آنرا به روی ساز نکشید چرا که ممکن است روی پیانو خط بیندازد.

در نهایت پارچه های سفید توری که در آشپزخانه استفاده می شود به شرط نو و تمیز بودن و نیز دقت در استفاده از آن، می توانند بعنوان انتخاب بعدی برای پاک کردن پیانو بکار روند.

برای تمیز کردن کلاویه ها که اغلب به دلیل چربی و عرق احتمالی موجود در انگشتان، گرد و خاک را بخود می گیرند باید پارچه را به مقدار خیلی کم مرطوب کنید و به آرامی روی آنها بکشید. فرا موش نکنید که سطح اطراف کلید های سیاه پیانو را نیز پاکیزه کنید.

هرچند در بازار مایعات و اسپری های مخصوصی برای پاک کردن پیانو وجود دارد، اما سعی کنید حتی المقدور از آنها برای پاک کردن ساز خود استفاده نکنید. اغلب این مواد دارای ترکیبات شیمیایی بوده و در بلند مدت تاثیر نامطلوب روی ساز شما خواهند گذاشت.

بهترین جا برای قرار دارد پیانو
همانطور که در نوشته های قبل اشاره کردیم، پیانو ساز حساسی است و هر گونه تغییر ناشی از حرکت دادن یا شرایط آب و هوایی می تواند در کوک آن تاثیر بگذارد، بنابراین جای تعجب نخواهد بود اگر بگوییم محلی که پیانو را در آن قرار می دهید باید دارای ویژگیهای خاص باشد.

محل قرار دادن پیانو نباید در کنار رادیاتور یا وسایل گرم کننده باشد. حتی باید سعی کنید پیانو را حتی المقدور در کنار دیوارهایی که از درون آنها لوله آب گرم، لوله دودکش بخاری و ... عبور می کنند هم قرار ندهید، چرا که تغییرات درجه حرارت دیوار به شدت روی کوک ساز تاثیر می گذارد.

نور مستقیم آفتاب علاوه بر آنکه به روی رنگ قسمتهای خارجی تاثیر می گذارد درنهایت منجر به تولید گرما می شود، پس هرگز آنرا در محلی قرار ندهید که نور مستقیم خورشید به آن بتابد.

حتی المقدور سعی کنید تا پیانو را پشت به دیوارهای داخلی ساختمان قرار دهید. دیوارهایی که از پشت با خیابان و فضای آزاد در ارتباط هستند طی شبانه روز سرد و گرم می شوند و مانع بوجود آمدن شرایط متعادل دمایی برای ساز می شوند. اما دقت کنید اگر باید میان دیوار حاوی لوله گرم و دیوار مجاور به خیابان یکی را انتخاب کنید، در آنصورت دیوار مجاور به خیابان ارجحیت دارد بخصوص اگر دیوارهای خارجی از لحاظ حرارت ایزوله شده باشند.

مکانهایی از خانه مانند طبقات زیر زمین، موتور خانه یا پارکینگ معمولآ دارای گرما و رطوبت زیاد هستند لذا از قرار دادن پیانو در این مکانها خودداری کنید. این محل ها اغلب با وجود آرامش و سکوتی که دارند بهترین جا برای تمرین یک نوازنده پیانو هستند اما متاسفانه برای ساز محل مناسبی نیستند.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد آن است که پیانو را نباید در محلی قرار داد که احتمال دارد در اطراف آن آب وجود داشته باشد. قرار دادن پیانو در کنار محل نگهداری گلدانها، کنار آشپزخانه و ... همواره این احتمال را بوجود می آورد که به ساز شما آب پاشیده شود.

بنابراین بعنوان یک قاعده کلی باید گفت که پیانو را از منابع تولید گرما و سرما، نور آفتاب، گرد و غبار و رطوبت تا حد امکان باید دور نگاه داشت.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 03:15 PM | Comments 10

October 20, 2005

موسیقی بلوز - قسمت ششم

Leadbelly
Leadbelly , 1888 - 1949
ترانه های بلوز
مضامین ترانه های بلوز برگرفته از واقعیات زندگی بود: کار(در مزارع و اردوگاهها و کارخانه ها)، گرسنگی، بی خانمانی ، فقر، خشونت ، تنهایی ، حسرت ، زن ، عشق ، بی وفایی ، سفر، مرگ، تبعیض و بی عدالتی.

خود کلمه بلوز در زبان انگلیسی به معنی «حزن و اندوه» می باشد. با اینحال نباید تصور کرد که بلوز صرفاً به ترانه های حزن انگیز و اعتراض آمیز محدود می شود. بلوز با تمام جنبه های زندگی ارتباط داشت و در مراسم رقص و شادمانی و پایکوبی هم نواخته می شد.

هدف نهایی از نواختن بلوز یا گوش دادن به آن غلبه کردن بر غم ها و رفع آلام و در واقع راندن حزن و اندوه (blue) از انسان است. در ترانه های بلوز تعابیری از این دست زیاد به چشم می خورد :

'n the wind gonna ride and blow my blues away ….

از نظر ساختاری هر بند ترانه های بلوز معمولاً سه خط دارد. خط اول و دوم معمولاً تکراری است و ( با اندکی تغییر) به یک شکل خوانده می شود تا در شنونده زمینه را برای دریافت خط سوم که با ملودی متفاوتی خوانده می شود آماده کند. این الگوی ساختاری را اصطلاحاً AAB می نامند. به نمونه ای از این ساختار توجه کنید :

When a woman gets the blues, she goes to her room and hides
When a man gets the blues, he catches a freight train and rides
From: "Freight Train Blues" by Trixie Smith

معمولاً آهنگین خواندن این ترانه ها دشوار است اما خوانندگان بلوز با تأکید بر برخی هجاها و حذف کردن برخی دیگر و دستکاری در کشش زمانی آنها قادرند ملودی مورد نظرشان را روی متـن ترانـه پیـاده کنند. این مسألـه بـه همراه لهجـه جنوبی برخی خوانندگان اولیه بلوز مانند Charley Pattlon گاهی اوقات فهمیدن معنی ترانه ها را با مشکل روبرو می کند. ضمن اینکه در واژگان بلوز کلمات و اصطلاحات عامیانه رایج در هر منطقه جغرافیایی و برهه زمانی مربوط به وفور به کار رفته است.

به همین جهت درک صحیح ترانه های بلوز مستلزم شناخت دقیق اوضاع و احوال اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی هر مقطع زمانی خاص می باشد. یک سری از کلمات هم برخاسته از فرهنگ آفریقایی قوم سیاه بود. مثلاً در آفریقا بعلت ارتباط نزدیکی که انسان با طبیعت دارد بسیاری از جانداران نمادی از نیروهای خاص طبیعی و غریزی محسوب می شوند و جایگاه ویژه ای در فرهنگ فولکور آفریقا یافته اند. اشاره به این مقولات هم در ترانه های بلوز رایج است.

I'm An Old Bumble Bee
برای نمونه به پوستری که برای تبلیغ یک آهنگ بلوز قدیمی با نام I'm An Old Bumble Bee (من یک زنبور عسل پیر هستم) تهیه شده بود نگاه کنید.

به هر حال موسیقی بلوز برخاسته از متن جامعه بود و همواره در تحولات اجتماعی همراه مردم باقی ماند.

مثلاً سیل وحشتناک و خانمان بر اندازی که در سال 1927 در ناحیه دلتای می سی سی پی رخ داد و بسیاری از مزارع و خانه ها را به زیر آب برد به قدری ابعاد وسیع و فاجعه باری داشت که مسئوولین محلی به تنهایی از پس کنترل اوضاع بر نمی آمدند و مجبور شدند نیروی کار بیشتری از سایر ایالات به خدمت بگیرند.

حجم کار سنگین بود و پاکسازی زمینهای سیل زده و بازسازی سدها زمان زیادی می برد و کارگران را خسته و هلاک می کرد. به همین خاطر تصمیم گرفتند برای تقویت روحیه مردم و افزایش توان کاری کارگران منطقه از خوانندگان بلوز هم دعوت کنند تا به دلتا بیایند. حتی بین آنها مسابقه ای ترتیب دادند و مبلغ 500 دلار به عنوان جایزه بهترین آهنگ تعیین کردند. این جایزه را خواننده بزرگ بلوز Bessie Smith با آهنگ Back Water Blues از آن خود کرد.

متن ترانه این گونه شروع می شود:

It rained five days and the clouds turned as dark as night
Lotta troubles takin' place, Lord, in the lowlands that night
I got up one morning, Poor me, I couldn't even get out of my door
Yes, I got up one morning, Poor me, I couldn't even get out of my door
Lord, thousands 'n thousands of poor people, I declare they didn't have no place to go

به اجرایBig Bill Broonzy از این آهنگ توجه کنید.

audio file Black Water Blues

دو سال بعد هم Charley Patton آهنگ Highwater Everywhere را در مورد این واقعه ضبط کرد که از برجسته ترین ترانه های اجتماعی بلوز به شمار می رود و تأثیر آن به حدی بوده است که باب دیلان در آلبوم سال 2001 خود آهنگی به همین نام ساخته و آن را به Charley Patton تقدیم کرده است.

audio file High Water

بعید نیست در آلبوم بعدی دیلان هم آهنگی بشنویم در مورد طوفان اخیر کاترینا و سیل متعاقب آن که نیواورلئان را نابود کرد و می سی سی پی را در خود غرق کرد!

مطالب مرتبط :
- موسیقی بلوز - قسمت پنجم
- موسیقی بلوز - قسمت چهارم
- موسیقی بلوز - قسمت سوم
- موسیقی بلوز - قسمت دوم
- موسیقی بلوز - قسمت اول

گردآوری مطالب : Delta Freak

Posted by Kamran at 02:54 PM | Comments 4

October 19, 2005

علی رهبری: رحمت الله بدیعی بهترین نشان است

Ali (alexander) Rahbari
علی رهبری
بدنبال تهیه مطلب علی رهبری و موسیقی صلح با علی رهبری، رهبر و آهنگساز صاحب نام ایرانی مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت دوم آنرا میخوانید. لازم به ذکر است که این گفتگو قبل از انتصاب ایشان به رهبری دائم ارکستر سمفونیک تهران و پس از کنسرت قبلی ایشان یعنی زمانی که به دعوت مرحوم فریدون ناصری و به عنوان رهبر میهمان رهبری در تهران حضور داشتند انجام شده است.

شما دوCD منتشر کردید، که یک ارکستری بود از نوازندگان خوب ایرانی (که در خارج از ایران زندگی می کنند) ولی ادامه پیدا نکرد. همه انتظار داشتند که CDهای بعدیش هم دربیاد ولی بعد از این دوCDمتوقف شد.
خوب این مشکل بزرگش این بود که من به خرج خودم این کار را کردم؛ البته بچه ها خرج مسافرتشون را خودشون دادن ولی خوابگاه و غذای 75 نفر حدود 10 روز حدود 50000دلار شد که من از پول خودم دادم، با جون و دل البته!... اول که گفتیم به فکر ایران نبودم، این شکل هم بود؛ ولی دو اتفاق خیلی مهم افتاد که یکیش این بود که این افراد خیلی هاشون به اون شکل حرفه ای نبودند؛ منظور این هست که به اون شکل کار نمی کنند به عنوان یک حرفه ای که عادت داشته باشند خیلی سخت کار کنند، بعد هم این کار مشکل بود ادامه دادنش از لحاظ بودجه. ولی اصل کار دور هم جمع کردن کسانی که فقط بخوان دو هفته در سال بیان، با این دیسیپلینی که من داشتم و دارم براشون خیلی سخت بود. البته ما در عرض یک هفته دوتا صفحه ضبط کردیم که این خودش یک رکورد هست! خیلی هم خوب زدن و خوب هم ضبط شد، ولی با وجود این ادامه دادنش خیلی کار سختی بود، بخاطر اینکه از جاهای مختلفی میامدن و مشکل بود برای دیسیپلین داشتن، اگر بخوای دیسیپلین داشته باشی باید هرروز کار کنی و اینها عادت ندارن، اینجوری می شه مثل سربازخونه ...

شما زمانی به عنوان نوازنده ویلن کنسرتهایی می دادید، می خواستم بپرسم چه کنسرتو ویلنهایی را اجرا کردید؟
اون موقع بچه که بودیم بروخ زیاد می زدیم و بعدا" مندلسون ...

بروخ یک یا دو؟
سل مینور... شماره یکش باید باشه! (همانطور که گفتم) من موقعی که ویلن ایرانی و در کنارش غربی می زدم، خیلی ها مخالف بودن باهاش اون زمان! و باز تکرار می کنم که من فکر می کردم این قضیه کاملا" از بین رفته.

چند وقت پیش از یک نوازنده کلارینت شنیدم که می گفت چقدر خوب می شد که دوباره جداش کنن! چون وقتی یکی داره هورن می زنه اون بغل یکی داره تار می زنه! گفتم این مسخرس برای یک ایرانی...! حالا خوبه اونور یکی توبا بزنه مثلا"؟! اکثر کنسرتو های معروف مثل مندلسون، موزارت را شروع کردم به کار کردن و می زدم با علاقه... همه چیزهایی که در رپرتوار معمول ویلن بود ما یاد می گرفتیم و جدی بود، خیلی جدی بود و (چون ایرانی هم میزدیم) کار ما دوبرابر بود.

آقای رحمت ا... بدیعی هم همینطور بودند دیگه!
(بله)، آقای بدیعی خیلی خوب می زدند. چیزهای غربی و ... آقای بدیعی بهترین نشان هست! بعد از انقلاب هم که رفتن خارج فوری کار پیدا کردن. بخاطر اینکه هردوش را زده بودند. به کل اشتباس اینور و اونور کردن فقط سیاه و سفید هست؛ یعنی فرق طبقاتی که سابق خیلی زیاد بود، پائین شهر و بالای شهر ... و اونوقت موسیقی ایرانی را پائین شهر حساب می کردن، نه{که} فکر کنید عکسش بوده! یعنی ما سعی کردیم که به چهره ایرانیها اضافه بشه، نه عکسش! اگر الان تار می زنیم میگیم ترومبونیه بو میده! اون زمان عکسش بود...یعنی ما باید زور می زدیم ترومبونیه یا کلارینت یا موسیقی غربیه ایرانیه را قبول داشته باشه نه عکسش.

Rahmatollah badiee
رحمت الله بدیعی
در اغلب مصاحبه هایی که داشتم چه بعد از برلین بوده در سن 30 سالگی چه در بروکسل بوده 10 سال بعدش، چه در مادرید و ... از من وقتی پرسیدن شما چطوریه که به عنوان یک ایرانی اینقدر بتهون، مالر، بروکنر، پوچینی و ... را اینقدر خوب می فهمی و حس می کنی؟ گفتم به این خاطر که ما بچگیمون موسیقی ایرانی زدیم. همانطور که بچه باید از مادرش عشق و دوست داشتن را یاد بگیره، موزیسین هم احساس را با یک موسیقی {باید} یاد بگیره که بهترینش برای ما موسیقی ایرانی بوده. اگر شما بخواهید موسیقی را حس بکنید باید موسیقی ایرانی را حس بکنید؛ تمام کسانی که موسیقی غربی زدن در ایران و موسیقی ایرانی را حس نمی کنند، مشکل دارن، به جای بالا نرسیدند، یعنی از حدی به بالا نرفتند.

در مورد استادتون آقای رحمت الله بدیعی صحبت کنید که مثل شما یک اسطوره بودند، هم در موسیقی کلاسیک و هم در ایرانی سرآمد بودند.
همانقدر که آقای دهلوی، آقای پورتراب، آقای فخرالدینی به گردن من حق داشتند و من را تشویق می کردند به نوشتن و اینکه به چیزهای جهانی فکر کنم، آقای رحمت اله بدیعی خیلی خیلی بر گردن من حق دارن در ویلن، بخصوص موسیقی ایرانی. ممکن است که من الان در 48 ساعت یک پاتیتور 200 صفحه ای را حفظ کنم! حتی خیلی بیشتر از 30 سال پیش {هم می توانستم}!

به عقیده من یکمقدار بسیار زیادیش برای خاطر آقای بدیعی هست که یک صفحه را می آورد بدون میزان (بصورت) آواز، می گفت تا جلسه بعد باید این را حفظ کنی! این به مراتب سخت تره از (خواندن) پارتیتور مثلا " پتروشکا " مال استراوینسکی. خوب من باید خیلی ممنون باشم؛ بعد هم از لحاظ موسیقی ایرانی تمام ردیفها و قطعاتی که زدم، خیلی استفاده کردم. الان هم اگر قرار باشه قطعه ای بنویسم برای ایران که ممکن هست به زودی بنویسم، الان هم خیلی سرذوقشم، حتما" می نویسم برای دوتا تار، دو تا سنتور، دو تا آواز (خواننده) و ارکستر سمفونیک.


مطالب مرتبط :
- اینجا مثل آپارتاید در آفریقای جنوبی شده !
- خواهران رهبری
- علی رهبری و موسیقی صلح
- نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری
- موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی


از سجاد پورقناد


Posted by sadjad at 06:05 PM | Comments 6

October 18, 2005

او هشتاد سال دارد

Oscar Peterson
تمبر یاد بود اسکار پیترسون
اسکار پیترسون در دهه های 1960 و 1970 با گروه سه نفری خود متشکل از هنرمندانی چون سم جونز و نیلز هننینگ بعنوان نوازندگان بیس، جو پس بعنوان گیتاریست و لوئیس هایس نوازنده درامز * بود به فعالیت های هنری خود ادامه داد.

Audio File اجرای تم زیبای اسکار پیترسون

در این سالها او تنها سفیر موسیقی جز در دنیا بود که به آهنگسازی، اجرا، ضبط، آموزش و در یک کلام توسعه موسیقی Jazz کمک می کرد. وی در طول این مدت علاوه بر ضبط آلبوم های موسیقی با بزرگانی مانند دیزی گلیسپی (Dizzy Gillespie) و کلارک تری (Clark Tery) تعداد زیادی کارهای سلو خود را ضبط کرد.

پیترسون در دهه 80 و اوایل دهه نود بصورت یک هنرمند آزاد به فعالیت های هنری خود ادامه داد و در دانشگاه یورک (York) شهر تورونتو به تدریس موسیقی پرداخت.

وی در طول مدت فعالیت هنری مفتخر به دریافت بیش از یکصد جایزه و عنوان در موسیقی شد که در این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد :

•  در سال 1987 از طرف دانشگاه تورنتو جایزه روی تامسون (Roy Thomson Award)،
•  در سال 1991 جایزه هنرهای تورونتو (Toronto Arts Award) را به دلیل یک عمر فعالیت در زمینه توسعه موسیقی Jazz،
•  در سال 1992 جایزه بهترین اجرای موسیقی از طرف مقامات دولتی،
•  در سال 1993 جایزه Glenn Gould Prize، در سال 1995 جایزه بین المللی بهترین هنرمند و نوازنده دنیا،
•  در سال 1997 مدال افتخار از دانشگاه کونکوردیا (Concordia)،
•  در سال 1999 جایزه هنری Praemium Imeriale، در سال 2000 جایزه بزرگ موسیقی از طرف UNESCO را دریافت کرد
•  و در سال 2001 بعنوان بهترین موسیقیدان سال تورونتو انتخاب شد.

Audio File اجرای Sweet Loraine به همراهی Nat King Cole

اسکار پیترسون در پانزدهم آگوست سال 2005 مراسم جشن تولد 80 سالگی خود را در تورونتو برگذار کرد. در این مراسم که بیش از 200 نفر از بزرگان موسیقی جز و مقامات دولتی کانادا شرکت داشتند دایانا کرال (Diana Krall) نوازنده پیانو و خواننده مشهور Jazz نسخه ای از موسیقی "هنگامی که تابستان می آید" (When Summer Comes) که از ساخته های اسکار پیترسون است را بصورت وکال اجرا کرد. متن این ترانه را همسر دایانا کرال یعنی (Elvis Costello) تهیه کرده بود.

شهرت و افتخارات کسب شده اسکار پیترسون به اندازی است که مقامات دولتی کانادا تمبر یادبودی در سال 2005 بمناسبت جشن تولد 80 سالگی او منتشر کردند. این دومین باری است که مقامات دولتی کانادا برای فردی که در حال حاضر زنده است، تمبر یادبود منتشر می کنند. اولین بار چنین تمبری برای ملکه دوم الیزابت منتشر شد.

audio file اجرای زیبای Yesterday از گروه بیتلز توسط اسکار پیترسون

اسکار پیترسون در دهه 90 به دلیل فعالیت های مستمر دانشگاهی خود موفق به دریافت درجه های علمی - افتخاری زیر شد :

1973 - دکترای حقوق از دانشگاه Carleton
1976 - دکترای حقوق از دانشگاه Queen's
1979 - دکترای حقوق از دانشگاه Concordian
1980 - دکترای موسیقی از Mount Alison, Sackville N.B
1981 - دکترای حقوق از دانشگاه McMaster
1981 - دکترای حقوق از دانشگاه Victoria, B.C
1982 - دکترای ادبیات York
1983 - دکترای هنرهای زیبا از دانشگاه Northwestern
1985 - دکترای حقوق از دانشگاه Toronto
1985 - دکترای موسیقی از دانشگاه
1994 - دکترای حقوق از دانشگاه British Columbia
1996 - دکترای هنرهای زیبا از دانشگاه های Niagara University و New York
1999 - دکترای حقوق از دانشگاه Western Ontario

اور در حال حاضر اوقات کمی از وقت خود را در دانشگاه می گذراند و اغلب در منزل به تفریح، سرگمی و حرفه مورد علاقه خود یعنی موسیقی می پردازد.

مطلب مرتبط : اسکار پیترسون

* : Sam Jones, Niels Henning, Joe Pass, Louis Hayes



Wikipedia, BBC, Oscar Peterson Official web site

Posted by Kamran at 11:38 AM | Comments 3

October 17, 2005

کارول کینگ - ۲

Carole King
کارول کینگ
کینگ و لارکی بعدها به کالیفرنیا رفتند و در سال 1968 تریو The City را راه اندازی کردند و یک آلبوم به نام Now That Everything's Been Said را منتشر کردند اما تور تبلیغاتی این آلبوم به دلیل ترس از صحنه کارول کینگ منتفی و همین مساله موجب عدم موفقیت تجاری آلبوم شد.

جالب است که این آلبوم شامل ترانه هایی بود که اجرای مجدد آنها توسط خوانندگان دیگر با استقبال فراوانی مواجه شد. جیمز تیلور James Taylor که ترانه You've Got a Friend از این آلبوم را اجرا کرده بود، دوستی نزدیکی با کینگ پیدا کرد و او را به ادامه کار سولو تشویق نمود.

آلبوم Writer در سال 1970 با شکست مواجه شد اما آلبوم بعدی به نام Tapestry، چنان موفق بود که به مدت شش سال در فهرست بهترینها حضور داشت و عنوان پرفروشترین آلبوم دوره را کسب کرد.

این آلبوم اثری بود آرام و شخصی که مهمترین نقش را در شکل گیری نسل خواننده/ترانه سرا ایفا کرد. در سالهای 71 تا 74، سه آلبوم Music ، Rhymes & Reasons و Wrap around Joy به ترتیب مقام اول، دوم و اول را در فهرست جهانی کسب کردند.

در سال 1975، کینگ و گافین برای کار متحد شدند و آلبوم Thoroughbred را که از همکاری افرادی چون جیمز تیلور، دیوید کرازبی (David Crosby) از تاثیرگذار ترین چهره های موسیقی فولک- راک آمریکا و عضو اصلی گروه Crosby, Stills & Nash و گراهام نش Graham Nash بهره بردند.

audio file Carol King - Welcome to my living room

آثار بعدی کینگ و گافین تا آلبوم مهم Pearls در سال 1980 که مجموعه ای از اجراهای مختلف ترانه های این زوج هنری بود، ادامه یافت و پس از آن کینگ به شهر کوچکی در کوهستانهای آیداهو نقل مکان کرد و به فعالیت در زمینه حفظ محیط زیست پرداخت.

پس از آلبوم Speeding Time در 1983، او وقفه ای شش ساله در کار موسیقی خود ایجاد کرد تا اینکه آلبوم City Streets را با حضور اریک کلپتون Eric Clpton منتشر نمود و به دنیای موسیقی بازگشت.فیلم مستند تور The Living Room، در سالهای 5-2004 در یک مجموعه از دو CD منتشر شد که کارول کینگ را در حال مرور ترانه هایش در طی سالها فعالیت هنری، نشان میدهد. او در این اجرا تنها با پیانویی که خودش مینوازد و یک گیتار آکوستیک همراهی میشود.

کارول کینگ، همراه با بسیاری از هنرمندان و اشخاص سرشناس جهان، در جریان وقایع طوفان کاترینا و ریتا فعالیت های بسیاری در جمع آوری کمک برای حادثه دیدگان طوفان انجام داد.

مطلب مرتبط : کارول کینگ - ۱

VH1

Posted by Kamran at 03:10 PM | Comments 1

October 16, 2005

دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

Ludwig van Beethoven
Ludwig van Beethoven
در خبرهای روز گذشته داشتیم که یک قطعه موسیقی دست نویس از لودویگ وان بتهوون که شامل یکی از انقلابی ترین آثار اوست، توسط یک کتابدار که به تمیز کردن قفسه های کتابخانه یک مدرسه علوم دینی در پنسیلوانیا مشغول بود، کشف شد؛ این قطعه مدتی بیش از یک قرن بود که مفقود شده بود.

عقیده متخصصین بر این است که این دست نوشته 80 صفحه ای که نسخه ای از Grosse Fuge - نوعی کوارتت زهی - برای پیانو است، توسط شخص بتهوون نوشته شده است.

تاریخ این نوشته مربوط به آخرین ماههای حیات این موسیقی دان برجسته و زمانی است که او کاملا ناشنوا شده بوده است. این اثر بنا به گفته محققین یک "کشف فوق العاده" و "بسیار با اهمیت" شناخته شده است.

این قطعه گمشده در ماه جولای، توسط هیتر کاربو (Heather Carbo)، کتابدار کتابخانه مدرسه دینی پالمر Palmer، که مشغول تمیز کردن قفسه آرشیو بود، یافته شد.

او گفته است: "این نوشته همانجا روی قفسه بود، من کاملا شوکه شده بودم، من چیزهایی درباره یک دست نوشته بتهوون شنیده بودم، بنابر این بلافاصله چیزی را که یافته بودم تشخیص دادم."

سرگذشت این دست نوشته از زمانی که در سال 1890 در برلین نوشته شده است یکی از اسرار تاریخ موسیقی به شمار می رفته است. بنا به گزارش نیویورک تایمز، اکثر نتها با جوهر قهوه ای نوشته شده اند و با دستی خشمناک در گوشه و کنار پراکنده شده اند. این قطعه دارای خط خوردگیها و اصلاحات فراوان است.

دست نوشته Grosse Fuge به عنوان قطعه پایانی کوارتت زهی در سی (B) ماژور و در حدود 130 سال پیش، تکمیل شده است. بتهوون نوشتن این کوارتت را در ماه مه (اردیبهشت) 1825 آغاز کرده و آنرا در سپتامبر(شهریور) همان سال به پایان رسانده است. این اثر بین موسیقیدانان شهرت بدی دارد زیرا اثری بسیار مشکل است و گفته میشود هنگامی که برای اولین بار به اجرای عمومی درآمده است، شنوندگان تنها برای دو موومان آن تقاضای تکرار کرده اند. اما با وجود انتقادهای شدیدی که در آن زمان از این اثر شد، امروز آنرا به عنوان یکی از مهمترین کارهای بتهوون میشناسند.

Ludwig van Beethoven
تصویری از دست نوشته بتهوون
این آهنگساز بعدها یک نسخه مخصوص پیانو از این اثر تهیه کرد، که همان نسخه یافته شده در پنسیلوانیا است. یکی از مسئولین حراج مهم آثار هنری سوتبی (Sotheby)، گفته است که در اسناد موجود تنها یک شرح کوتاه از این قطعه وجود دارد و آن هم در یک کاتالوگ سال 1890 است و محققین آثار بتهوون هرگز چیزی درباره آن شرح نداده اند. این کشف، لزوم یک ارزیابی مجدد درباره این موسیقی شگفت آور را به وجود آورده است.

ماینارد سولومون (Maynard Solomon)، شرح حال نویس و یک متخصص بتهوون با شهرت جهانی، بعد از دیدن صفحاتی از این دست نوشته آنرا کشفی بسیار مهم خواند و گفت:

" این دست نویس در شرایطی عالی است و حاوی تعداد زیادی قطعات جذاب بوده و میتواند موضوع بسیاری تحقیقات و تحلیلهای مهم باشد زیرا یافته شدن آن، یک خلا اطلاعاتی بزرگ در تاریخ آهنگسازی این هنرمند را پر نموده است و یکی از آثار مهم بتهوون است."

این قطعه که دارای اصلاحات، پاک شدگیهایی که موجب دویدن جوهر و سوراخ شدن کاغذ شده اند و دوباره نویسی های متعدد است و همچنین صفحاتی که بعد نوشته شده و در محل مناسب، در بین صفحات چسبانیده شده اند، میزان وسواس و دقت او را در تجدید و اصلاح موسیقی اش نشان میدهد. حالات روحی بتهوون هم در شیوه نوشتن او کاملا مشهود است زیرا هرچه موسیقی قدرتمندتر و شدیدتر میشود، نتها هم درشت تر نوشته شده اند.

ریچارد کریمر (Richard Kramer)، موسیقی شناس دانشگاه نییورک گفته است:

"آنچه این سند به ما داده است، بینشی نادر در روند غیرقابل دسترسی و ناشناسی تصمیم گیری است که در طی آن موومانهای این کوارتت بسیار پیچیده به اثری برای دو نوازی پیانو تبدیل شده است."

این دست نوشته آخرین بار در سال 1890، در حراجی در برلین دیده شده است و در طی آن توسط یک کارخانه دار و سازنده سرودهای روحانی به نام ویلیام هوارد دوان William Howard Doane، خریداری شده است.

Guardian

Posted by Kamran at 11:50 AM | Comments 6

October 15, 2005

نوازنده و تمرین-5

 Violin PC
امروزه برنامه های کامپیوتر ادیت موسیقی را
برای نوازندگان آسانتر کرده است

16- ضبط تمرین موسیقی چگونه می تواند به نوازنده کمک کند؟
از آنجا که بسیاری از نقاط قوت وضعف درهنگام تمرین و اجرا وجود دارد که نوازنده به دلایل مختلف از وجود آنها ناآگاه است، ضبط تمرین و شنیدن آن به دقت، می تواند بعنوان یک ابزار کنترل کننده نوازنده، کمک شایانی به شناسایی نقاط قوت وضعف موجود در کار او نماید. اما بهتر است به دو مورد دقت نماییم:

نکته نخست، توجه داشته باشیم که: اگر از طریق دستگاه ضبط صوت و بوسیله نوار کاست(روش مغناطیسی) تمرینها را ضبط و یا پخش می کنیم، این امکان می تواند بوجود آید که موسیقی در" قسمت هایی" از طول زمان ضبط و پخش اجرایش، کندتر یا تند تر از تمپوی اصلی خوانده شود، که ناشی از دلایلی مثل: وجود ایراد در دستگاه ضبط صوت و یا کیفیت نامرغوب نوار کاست است و در نتیجه بوجود آمدن این ایرادات، اجرای اصلی دستخوش تغییرات صدایی خواهد گشت.

در بعضی مواقع نیز، دستگاه ضبط صوت" کل" یک نوار کاست را، سریعتر یا کندتر از سرعت انتخابی که در آن موسیقی ضبط شده، پخش می کند. در این حالت به علت آنکه کل اجرا و یا در واقع تمامی نت ها باهم، به سرعتی بیشتر یا کمتر از تمپو اصلی خود رسیده اند، تمامی اجرا با سرعتی غیر واقعی شنیده می شود و شنونده در محاسبه "تمپوی اصلی" موسیقی اجرا شده دچار اشتباه می شود.

در حالت اخیر، بدلیل آنکه این تغییر سرعت برای همگی نت ها و بصورت یکسان اتفاق افتاده، نسبت زیرو بمی نت ها به یکدیگر، بازهم حفظ می گردد. اما تمپو موسیقی پخش شده توسط دستگاه نسبت به تمپو انتخابی اصلی، جابجا خواهد گشت .

اگر برای ضبط از (روش های دیجیتالی) مانند کامپیوتر استفاده کنیم، غیر از آنکه چنین مشکلاتی بروز نمی کند و موسیقی ضبط شده نیز در اثر بارها و بارها شنیده شدن تغییر کیفیت نخواهد داد، امکان استفاده از نرم افزارهای صوتی کامپیوتری نیز وجود خواهد داشت و می توان از امکانات فراوان آنها، در بررسی تمرین ضبط شده توسط نوازنده یا اجراهای ضبط شده از موسیقی دان های دیگر بهره برد.

(مانند استفاده از منحنی موج موسیقی و جدا نمودن قسمت هایی از موسیقی از کل آن با استفاده از این منحنی و بررسی دقیق آن قسمتها و اعمال تغییراتی مثل پایین آوردن تمپوی آن و...)

امروزه کامپیوتر و نرم افزارهایش امکانات بسیاری را در اختیار نوازندگان قرار می دهد که متاسفانه استادان و نوازندگان قدیمی به علت نبود این امکانات، از آنها محروم بودند. آنان برای رسیدن به نتیج