HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

October 31, 2005

خداحافظی بی بی کینگ و بازگشت فرانک سیناترا

B.B. King
B.B. King
خداحافظی بی.بی. کینگ
بی.بی. کینگ (B.B. King) گیتاریست افسانه ای بلوز قصد دارد در اوایل سال آینده یک سری برنامه اجرا کند که "تور خداحافظی بی.بی. در بریتانیا" (B.B.'s Farewell U.K. Tour) نام دارد. برای این پنج اجرای استادیومی، گیتاریست نام دار ایرلندی، گری مور (Gary Moore) به کینگ خواهد پیوست. قرار است در هر کنسرت گری مور برنامه آغاز را اجرا کند و به احتمال زیاد در برنامه پایانی نیز به کینگ ملحق شود.


کینگ و مور برای اولین بار در اوایل دهه 90 با یکدیگر کار کردند. در آن زمان مور بر روی یک آلبوم سولو بلوز کار میکرد.

مور می گوید : "من از بی.بی. دعوت کردم تا بر روی ترانه Since I Met You Baby از آلبوم After Hours من، بنوازد. از آنجایی که برنامه بی.بی. پر بود، ما این ترانه را در بعد از ظهر همان روز ضبط کردیم و شب برای فیلمبرداری ویدیو کلیپ آن رفتیم. سپس بی.بی. مهمان یک برنامه زنده شد که ما آنرا در قسمت پشت صحنه تورمان به نام 'Live Blues'، قرار دادیم."

مور که در خارج از اروپا بیشتر به خاطر ترانه سال 1990 خود با گروه Thin Lizzy، به نام Still Got the Blues، شهرت دارد، درباره چگونگی شکل گیری تور توضیح داده است:

"مسئول تبلیغات کینگ از من دعوت کرد و این برایم افتخار بزرگی بود، به همین دلیل دیگر فکر نکردم و به این فرصت همنوازی مجدد با کینگ چسبیدم. کینگ مردی مهربان و بخشنده است، او یک آقای تمام عیار است و چه در صحنه و چه در خارج از آن، حضوری بسیار فوق العاده دارد."

امکان تولید یک آلبوم زنده یا یک DVD هم از این تور وجود دارد، اما هنوز برنامه خاصی برای آن وجود ندارد.

مور اضافه میکند: "درحال حاضر این برنامه فقط برای اروپا اجرا خواهد شد. هیچ برنامه ریزی برای تور کینگ/مور در آمریکا انجام نشده است زیرا در ادامه سال 2005 کینگ در آمریکا تور دارد و من در همان زمان مشغول کار استودیویی هستم."

آلبوم استودیویی جدید مور در حدود زمانی تور اروپای آنها منتشر خواهد شد.


Frank Sinatra
Frank Sinatra
سیناترا، هفت سال پس از مرگ به صحنه باز میگردد
برنامه فرانک سیناترا (Frank Sinatra) در پالادیوم (Palladium) لندن، ماه فوریه آغاز میشود. در این برنامه از جدیدترین فن آوری استفاده شده است که این خواننده با همراهی نوازندگان و رقصندگان زنده، بر روی صحنه بیاید.

این گروه در مقابل پخش برنامه های زنده و فیلمهای خانوادگی سیناترا، که بر روی پرده این سالن نمایش داده میشود، به اجرای موسیقی خواهند پرداخت. این برنامه 5 میلیون پوندی، داستان زندگی سیناترا را دنبال میکند و شامل ترانه هایی چون New York, New York و Come Fly With Me است.

خانواده سیناترا این فیلمهای خانوادگی را در اختیار مجریان این طرح قرار داده اند و فیلمها بر روی پانلهای سه بعدی متحرک، یک سیناترای 6 متری را بر روی صحنه خواهد آورد.

این فیلمها با کوشش و دقت فراوان، کادر به کادر بریده شده و پرده پشت صحنه تمام آنها عوض شده است. این کار، تصویر اثیری متحرکی را که بر روی صحنه ظاهر خواهد شد، به وجود آورده است.

مقدار قابل توجهی از این فیلمها توسط خود سیناترا و در اواخر دهه 50 گرفته شده است. نوه سیناترا، اعتقاد دارد که پدر بزرگش از این کار راضی است و میگوید:" من از بازگشت پدربزرگم به لندن بسیار خوشحالم . او این مکان را بسیار دوست داشت و من مطمئن هستم که از این فرصت سپاسگزار است."

این برنامه قبلا به طور آزمایشی در سال 2003، در رادیو سیتی Radio City Music Hall نیویورک اجرا شده و به مدت دو هفته بر روی صحنه بود.

یک گروه جدید و خلاق برای نسخه دوم این اجرا دعوت به کار شده اند. کارگردانی این برنامه بر عهده دیوید له وو (David Leveaux) است که آثار او در برادوی شامل "ویولون زن روی بام" و Nine است.

له وو میگوید که به سیناترا معتاد است و به محض شنیدن این نام جادویی، آماده کار بر روی این پروژه شده است.

"از بسیاری جهات، ما در حال ورود به قلمرو بسیار جدیدی در هنر تئاتر هستیم."

اولین اجرای سیناترا در لندن، در همین مکان(پالادیوم) اتفاق افتاد و او از 10 تا 23 جولای 1950 در آن برنامه اجرا کرد و مجددا در سال 1975 نیز برنامه ای در پالادیوم اجرا کرد.

BBC News, Billboard

Posted by Kamran at 01:37 PM | Comments 3

October 30, 2005

گذر از کوچه گلستان

Golestan
دکتر قدرت الله نورسته (خنجی)
زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.

شاید بتوان یکی از این اندک شمارها را در عرصه موسیقی فولکلور ایران دکتر قدرت الله نورسته (دکتر خنجی) رهبر و بانی گروه گلستان دانست که با همتی والا و ذهنی خلاق در کشور مجارستان، به دنبال یافتن راهی برای آسان نمودن تحمل رنج دوری از زادگاه و به کمک دوستان هنرمند مجاری خود گروه گلستان را بوجودآورده است. نگارنده این مطلب نیز اقبال شنیدن آوای دلنشین دکتر خنجی را در گوشه ای دور از وطن داشته وشاید این نوشته که علاوه بر معرفی گروه دربرگیرنده برداشت شخصی من از آثار بوجود آمده در آن است، بتواند سپاسنامه خالصانه ای به نمایندگی از طرفداران گروه گلستان باشد.

دکتر خنجی زاده گرمسیر و پرورش یافته در سایه نخلِ سیراب از آب انبار است. برخاسته از بطن مردم خونگرم و خاکی جنوب و وفادار به آب و خاک و خانه و کوچه و یار و دیار است. حرفه اصلی اش طبابت است و به ظاهر در اتاق عمل با جسم نیمه جان انسانها سروکار دارد ولی با خلق آثاری چون "اچم" و "مجار" پا از حریم حرفه ای خود فراتر نهاده و به درمان روح زخمی و جان خسته ما ایرانیان دور از وطن پرداخته است.

جذابیت گروه گلستان تنها در ارائه آثاری بدیع و نوآوری در موسیقی فولکلور ایران خلاصه نمیشود بلکه بانی این گروه با کشف ریشه های مشترک موسیقی محلی اچمی (که به زبان خنجی اطلاق میشود) و موسیقی محلی مجارستانی و پیوند تحسین برانگیز این دو با هم، مرزهای فرهنگی و هنری موجود را لااقل در بین این دو کانون جغرافیایی و در این مورد بخصوص در هم شکسته است.

گفته های دکتر خنجی در مصاحبه اش با بخش فارسی رادیو بی بی سی در ژانویه 2003 حکایت از این داشت که اندیشه تشکیل گروه گلستان به دنبال اجرای موسیقی محلی خنجی در هنگام مراسم افتتاح نمایشگاه عکس چشم اندازهای خنج و در شهر پش مجارستان (آوریل2001) (که با استقبال به جای مردم نیز روبرو شده بود)، در ذهن ایشان جان گرفت. به گفته وی مهمترین عامل در خلق ملودیهای محلی که سرودن اشعار آن را از سالها قبل آغاز کرده بود، زنده نگه داشتن زبان مادری و حفظ ارزشهای فرهنگی زادگاه خود بوده که این مهم در قالب شعر و موسیقی و با اجرایی نو پایه های اصلی تشکیل گروه گلستان را بوجود آورد.

توانایی دکتر خنجی در بیان دلمشغولیهای خود به زبان مادری مقوله دیگری است که میتوان برای هر ترانه و هر گوشه آن مطلبی دیگر نوشت و به ویژگی های آن اشاره کرد. لازم به ذکر است علاقمندان گروه گلستان پس از شنیدن مصاحبه دکتر خنجی با شبکه تلویزیون آی تی انITN در آمریکا در انتظار اجرای کنسرت این هنرمند در زمستان 84 و در شهر دبی به انتظار نشسته اند.

Golestan
یکی از اجراهای زنده گروه گلستان
تا کنون گروه گلستان توانسته است دو آلبوم مجار که به زبان محلی خنجی به معنی همه داد و فریادها و به بیانی دیگر همان مجارستان و قوم مجار است و آلبوم اچم را به بازار عرضه کند. همه آنچه که من از دو آلبوم مجار و اچم شنیده ام ملودیهای منحصر بفردی است که با وجود رنگ و لعاب نوگرایانه و خلاقانه آن ریشه ای عمیق در فرهنگ عامیانه ایرانی داشته و دلنشین بودن این ملودیها به گوش مجارها نیز ارزش فعالیت هنری گروه گلستان را دو چندان کرده است.

بیشتر ملودیها با بیانی ساده و نوایی بی آلایش فضایی معمارگونه خلق نموده که شنونده بی اختیار خود را دعوت شده به این فضای آکنده از شور و شعف می یابد. فضایی که بوی خاک، رنگ لاجوردی آسمان، سفره پر ستاره شب، رقص بوته های گز در خنکای نسیم غروب، قامت رسای نخل در زیر آفتاب ظهر تیرماه و شیطنتهای کودکانه در کوچه و پس کوچه های شهر عناصر سازنده آن را تشکیل میدهند.

تجربه احساسی من پس از شنیدن این ملودیهای شگفت انگیز به دشواری قابل بیان است. چه، هر شنونده ای بسته به ذوق و سلیقه موسیقیایی خود تجربه ای متفاوت خواهد داشت. اما آنچه که وجه مشترک علاقمندان به سبک و سیاق آوازخوانی و نواختن نی دکتر خنجی است، حزین وعرفانی بودن برخی از این نواها است. حزن صدا و پس زمینه ای که ملودیها در آن جاری است، ویژگی انحصاری آن بوده و این ویژگی مانند ریسمانی محکم شنونده با حس و حال را به اصل خود وصل مینماید.

عصر ما بیمار آثار کسالت بار تکراری و بازاری در تمام مقوله های هنر است و ارزش واقعی این دست آثار ماندگار به دلیل طبع درویش مأبانه گرداننده این گروه متاسفانه کمتر شناخته شده است.

ملودیهای دو آلبوم مجار و اچم مجموعه ای است از بیان عواطف بی آلایش، احساسات پر شور و غم مشترک همه غربت زده هایی که به ریشه های خود وابسته اند و دور بودن از زادگاه حتی برای یک دوره زمانی بیست ساله نه تنها این پیوند را سست ننموده بلکه موجب تقویت آن نیز شده که این نشانه آشکار خلوص است.

بی اغراق خلوص صوت عارفانه دکتر خنجی و کلام بسیار ساده او در کنار غنای موسیقی این آثار میتواند شنونده را به مکانی بالاتر از این جهان فانی هدایت کند. هنگامی که از راهی پر خطر و گله ای بی چوپان میخواند خود را در تنگنای دریده شدن به دست گرگهای عصر ارتباطات و دهکده آشفته جهانی می یابیم که در مقدمه به آن اشاره شد.

مو میاد چو که ره پر گرگه
چیپونی نی و نصف گله مرده
تو تیاد به که تا ابد عشقت
دل و دینم هر دوتاش برده

ناگفته نماند هنرمندان مجاری در همخوانی و نواختن ملودیها به خوبی نقش داشته و نوآوری این گروه در ترکیب جالب چند ساز موسیقی است که در کنار نی دکتر خنجی شنیدن این آثار را دلنشینتر کرده است.

در انتها لازم است سایر اعضای گروه گلستان را نیز معرفی و از زحمات آنها نیز صمیمانه سپاسگذاری نمود.

آلیز بوگردی: نوازنده ویلون ، وکالیست
بولچو بابارتسی: نوازنده گیتار، عود، سه تار، وکالیست
گابی فرنتس: کیبرد، وکالیست
زلتان توت: نوازنده پرکاشن، درام
کرنل کرکش: نوازنده کانتر باس، دبل باس، زنبورک

همچنین وب سایت رسمی گروه گلستان www.golestan.info میتواند اطلاعات بیشتری در خصوص فعالیتهای هنری این گروه در اختیار هموطنان علاقمند قرار دهد.

نازیلا کشاورز

Posted by Kamran at 08:13 AM | Comments 4

October 29, 2005

تغییر رفتار بازار موسیقی در اینترنت

iTunes
iTunes
کاربران اینترنت پرسرعت - Broadband در اروپا و آمریکای شمالی در حال تغییر الگوی مصرف در download موسیقی از اینترنت هستند و پیش بینی می شود تا پنج سال آینده تغییر کلی در نحوه خرید موسیقی در جهان بوقوع پیوندد.

مارتین اولاسون (Martin Olausson) یکی از تحلیلگران استراتژی صنعت که معمولآ برای شرکت های ارائه دهنده اینترنت، ارائه دهنده سرویس تلویزیون خصصوصی، شرکت های نرم افزاری و ... تحقیق و بررسی های علمی انجام می دهد، در آخرین تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که کاربران اینترنت پرسرعت تا سال 2010 بیلیونها دلار را صرف خرید موسیقی با روشهای قانونی از طریق وب خواهند کرد.

او معتقد است سایت هایی مانند iTunes شرکت اپل و یا فروشگاه های موسیقی مانند Napsetr، Yahoo و ... در آینده درآمدهای بسیاری از این بازار بدست خواهند آورد.

نتایج تحقیق اخیر که از طرف Strategy Analytics Broadband Media and Communications Service منتشر شد ، پیش بینی می کند که در سال 2010 فروش موسیقی از روی اینترنت به بیش از 4.5 بیلیون دلار خواهد رسید.

این تحقیق عواملی نظیر در دسترس بودن اینترنت پرسرعت، ارزان بودن قیمت ترک (Track) های موسیقی و محبوبیت و فراگیر شدن بیش از حد دستگاههای پخش mp3 مانند iPod را از جمله عواملی می داند که به رشد این صنعت کمک می کند.

تغییر الگوی خرید موسیقی
با وجود آنکه روند فروش در حال حاضر بعنوان مثال برای شرکت اپل توسط سایت iTunes، بصورت هر ترک موسیقی معادل 99 سنت است، اما پیش بینی های SABMCS نشان می دهد که در سال 2010 بیش از 60 درصد خرید موسیقی اینترنتی از طرف کاربرانی انجام خواهد شد که در سایت های موسیقی عضویت دارند و بصورت ثابت در ماه مبلغی را برای دسترسی به میلیونها ترک موسیقی می پردازند. به این ترتیب شما خواهید توانست با پرداخت مبلغ ناچیزی در ماه همواره به تعداد و طیف وسیعی از موسیقی - از قدیمی ترین تا جدیدترین - دسترسی داشته باشید.

مارتین اولاسون می گوید : "شرکتهای مخابرات، سرویس دهنده های اینترنت برای کسب درآمد بهتر باید شروع به ارائه سرویس های جنبی با کیفیت بهتر نمایند. از این جهت عضو کردن کاربران برای ارائه سرویس به آنها می تواند بهترین راه حل باشد، هم برای کاربران و هم برای سرویس دهنده."

گزارش 29 صفحه ای اولاسون می افزاید که بازار بیلیون دلاری موسیقی اینترنتی از هم اکنون راه خود را برای رسیدن به مقصد آغاز کرده است. این گزارش به وضوح نشان می دهد که مشتریهای سرویسهای اینترنت پرسرعت، بالقوه می توانند مشتریان خرید موسیقی از روی اینترنت هستند. این گزارش همچنین به بررسی تاثیر اشتراک خرید موسیقی از روی اینترنت بر بازار موسیقی غیر اینترنتی و تولید کننده های سخت افزار و ... نیز می پردازد.

The Industrial Analyst Reporter , tekrati.net

Posted by Kamran at 05:05 PM | Comments 0

October 28, 2005

بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

tar old
نوازندگان قدیمی ساز را روی سینه میگذاشتند
ولی امروز این استیل عوض شده
همانطور که میدانید ما برای بیان کیفیت صدا همواره از کلمات زیر و بم استفاده میکنیم که در فارسی کلمه زیر معنی پائین و بم که مخفف بام است، معنی بالا می دهد! میبینید که این، کاملا مغایر با کابرد این دو کلمه در موسیقی است؛ یعنی: ما به صدای بالا، زیر و به صدای پایین بم میگوییم. بصورت کل، جمله اخیر بی معنی و بلاتکلیف مینماید لذا ما برای حل این نقیصه بطور ناخودآگاه قرار گذاشته ایم که دو اصطلاح زیر و بم را با هم و بالا و پائین را با هم بکار میبریم تا اشتباهی رخ ندهد. با این وجود…

در روزگار قدیم که نوازندگان تار همچون آقا علی اکبر خان فراهانی تار بدست میگرفتند، آنرا بر روی سینه و نه روی پا میگذاشتند و دسته ساز با زاویه ای تند بسمت بالا میگرفتند تا از این راه وزن تار بر روی دست راست بیافتد و دست چپ بتواند فارغ از تحمل وزن ساز روی دسته آزادانه حرکت کند. این وضعیت باعث می شد که سرپنجه تار بسیار بالاتر و بیخ دسته تار که متصل به نقاره است پائین واقع شود، لذا به قسمتی از دسته که نزدیکتر به سر پنجه است بالا دسته گفته شد و به قسمتی که نزدیکتر به نقاره است، پائین دسته.

حال ببینید که در بالای دسته ساز صدا پائین می رود و در پائین دسته صدا بالا میرود و اگر به عنوان مثال معلمی هنگام تدریس، به شاگرد بگوید این قطعه را بالا بزن، معلوم نیست که شاگرد باید بالا دسته اجرا کند یعنی بمتر بزند یا اینکه نت را بالا ببرد، یعنی پائین دسته بیاید و زیرتر بزند. چنانچه بخواهیم یکی از این اصطلاحات را مبنی قرار دهیم و به دنبال دلیل دیگری باشیم.

بخاطر آورید که برروی خطوط حامل هر قدری پائین بیاییم صدا بم میشود یا بهتر بگوییم پائین می آید و هر قدر بالا برویم صدا زیر میشود یا بهتر بگوییم بالا می آید. لذا در این جستار پیشنهاد میشود برای رفع تناقضی که از آن سخن رفت و قرار گذاریهایی نا خودآگاه بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم:

بالا دسته، قسمتی است که تن صدا بالا میرود و محل نت روی حامل هم بالا میرود؛ یعنی نزدیکتر به نقاره میشود. پائین دسته، قسمتی است که تن صدا پائین میرود و محل نت روی حامل هم پائین میرود؛ یعنی نزدیکتر به سرپنجه میشود.

مسلما" چون همگی عادت به اصطلاحات پیشین داریم مدتی طول خواهد کشید تا این موضوع در بین نوازندگان و سازگران جا بیافتد و مصطلح شود، ولی در عوض بخشی از تناقضات رایج از بین رفته و از این طریق به سطح بیان شفاف تری میرسیم.

محمدرضا قبادی


Posted by sadjad at 01:28 PM | Comments 1

October 27, 2005

تمرین بداهه نوازی و همراهی

Guitar Player
همراهی با موسیقی در حال پخش از مهمترین
تمرینات بداهه نوازی است.

از روشهای بسیار کارآمد برای فراگیری و کسب مهارت بیشتر در بداهه نوازی همراهی با موسیقی است که قبلآ اجرا و ضبط شده است. کمتر کسی است که امروزه در منزل ساز داشته باشد اما نوار یا CD سبک مورد علاقه موسیقی اش را نداشته باشد، پس می توانیم به راحتی شروع به کار کنیم.

قطعه موسیقی را باید خوب بشناسید
قبل از آنکه موسیقی مورد علاقه خود را در دستگاه پخش قرار دهید باید توجه داشته باشید که شما هرگز نمی توانید روی یک قطعه موسیقی بداهه نوازی کنید مگر آنکه ساختار هارمونی و ملودی آنرا خوب بشناسید. بنابراین لازم است قبل از همراهی با موسیقی روی کاغذ بدون آنکه نت یا نوشته ای داشته باشید سعی کنید ساختار هارمونی قطعه، ملودی و نیز ریتم اصلی را خیلی ساده بنویسید.

دانستن هارمونی برای این مهم است که شما با توجه به آن خواهید توانست در هر میزان خیلی ساده تر بداهه نوازی کنید و بسادگی می توانید جهت حرکت ملودی خود را پیش بینی کنید و آنرا به سمت هارمونی مورد نظر هدایت کنید.

از طرف دیگر دانست ملودی قطعه موسیقی می تواند به شما یادآوری کند که قطعه در کدام میزانها شروع می شود و در کجا فرود می آید، با توجه به این می توانید به راحتی در زمانهایی که قطعه فرود آمده است با جسارت بیشتری خودنمایی کنید.

بدون دانستن و درک ریتم و کشش نتهای ملودی، بداهه نوازی و همراهی شما باوجود آنکه به موقع است (فراز و نشیب ملودی را می شناسید) و مشکل بد صدایی ندارد (هارمونی را می دانید)، شما نمی توانید بداهه نوازی کنید. چرا که ممکن است ریتم همراهی شما با آنچه موسیقی اصلی می زند هماهنگ نباشد و نتیجه بد آهنگ و یا حتی منجر به تغییر ریتم قطعه اصلی شود. بنابراین باید کشش نت ها یا ریتم هایی را برای همراهی انتخاب کنید که با ریتم اصلی هم آهنگی لازم را داشته باشد.

بنابراین شما باید آنقدر با قطعه موسیقی مورد نظر آشنا باشید که بتوانید هر قسمت آن وارد موسیقی شده با آن همراهی کنید. به بیان دیگر باید بتوانید مثلآ هنگام استراحت بسادگی آنرا از لحاظ هندسی در ذهن خود مجسم کنید که 8 میزان اول مقدمه است، با هارمونی x, y و z پس از آن ملودی 4 میزان ادامه دارد و ...

اگر بخواهیم مثال ملموس تری بزنیم باید همانند آن باشد که یک فیلم را آنقدر دیده اید که با صحنه به صحنه آن آشنا هستنید و دیالوگ هنرپیشه ها را می دانید و قرار بر این است که نه به جای هنرپیشه ها بلکه بجای شخصیت جدیدی در فیلم ظاهر شده و صحبت هایی را انجام دهید که زیبا و تکمیل کنند فیلم اصلی باشد.

Guitar Player
انتخاب صحیح ریتم هنگامی که همزمان با ملودی
اصلی همراهی می کنید بسیار مهم است.

ساز را برداشته و موسیقی را پخش کنید
هراس به دل خود راه ندهید و سعی کنید در یک اتاق خلوت و تنها کار خود را آغاز کنید. از اینکه از موسیقی عقب بیفتید هم نگران نباشید، فراموش نکنید که باید آنقدر مهارت داشته باشید که پس از عقب افتادن از موسیقی، فوری موقعیت خود را تشخیص دهید و وارد همراهی با موسیقی شوید.

برای ابتدای کار نواختن عین ملودی قطعه موسیقی اصلی می تواند مفید باشد، بنابراین عینآ با موسیقی بصورت یونسون بنوازید. بتدریج که ترس خود را از دست دادید می توانید بخصوص در فضاهای خالی یا هنگامی که خواننده می خواند ملودی های دیگری را بنوازید. نواختن آکوردها هنگام پخش موسیقی نیز می تواند شروع خوبی برای غلبه بر ترس باشد.

فراموش نکنید که در هیچ سبک موسیقی - بخصوص Jazz - چیزی بنام نت اشتباه نداریم، بلکه تنها ممکن است انتخاب شما یک نت ضعیف باشد. بنابراین پس از مدتی انجام تمرینات بالا - نواختن ملودی اصلی و گرفتن آکورد - شروع به همراهی کنید.

برای شروع بداهه نوازی یا همراهی سعی کنید در زمانهایی که ملودی اصلی یا خواننده فرود می آید و سکوت اختیار می کند وارد موسیقی شده بداهه نوازی کنید. از هارمونی این قسمت از موسیقی کمک بگیرد، اگر ملودی اصلی خاموش است در انتخاب ریتم ملودی بداهه، آزادی بیشتری دارید. اما اگر ملودی در حال نواخته شدن است سعی کنید ریتمی را انتخاب کنید که با موسیقی هماهنگی داشته باشد و به نوعی تکمیل کننده ریتم اصلی باشد. (به شکل دوم دقت کنید.) هرگز همانند ریتم ملودی اصلی، همراهی نکنید چرا که این ضعیفترین نوع همراهی است که می توان اجرا کرد.

در ابتدای کار سعی کنید در دو یا سه قسمت از موسیقی داخل شده با آن همراهی کنید. پس از آنکه با مهارت و اعتماد بنفس کافی توانستید این کار را انجام دهید، بتدریج مدت زمان حضور خود در میان قطعه موسیقی را افزایش دهید.

نکات مهمی که همواره باید بخاطر داشت
1 - خود را به همراهی در ابتدای شروع جملات ملودی با یک حرکت و ریتم خاص محدود نکنید. روشهای دیگر در مکانهای مختلف را آزمایش کنید.

2 - خود را به قسمت میانی ساز یا بخشهایی از ساز که به آن تسلط بیشتری دارید محدود نکنید. از همه وسعت ساز خود استفاده کنید. اتفاقآ کاملآ برعکس است قسمتهایی از ساز که اغلب کمتر استفاده می شود زیبایی بیشتری به همراهی شما با موسیقی می دهند.

3 - گام یا گامهای (احتمالآ اگر مدولاسیونی وجود دارد) قطعه موسیقی مورد نظر خود را باید بدانید و بتوانید خوب آنرا اجرا کنید. چرا که شناخت گام باعث می شود فرد بتواند راحت تر حرکات رفت و برگشت که برای همراهی لازم است را اجرا کند.

4 - دینامیک همراهی خود را ثابت نگاه ندارید و همواره با احساس های متفاوت و منطبق با قطعه، همراهی را اجرا کنید.

5 - از آرتیکولاسیون (Articulation) یکنواخت استفاده نکنید. بسیاری از مبتدی ها همواره یا لگاتو می زنند یا استکاتو و ... که این بر یکنواختی کار شما می افزاید. از تمام روشهای ممکن برای تغییر لحن نوازندگی و بیان ملودی استفاده کنید.

6 - به دستگاه پخش خوب باید گوش کنید و موزیک را بشنوید بعد اقدام به نواختن کنید. ضعف بزرگ بسیاری از افراد آن است که آنقدر حواسشان را متوجه نواختن خود می کنند که به کل، گروه و موسیقی آنها را فراموش می کنند.

7 - به موسیقی نواخته شده توسط خود هم توجه داشته باشید. ببینید که آیا فراز و نشیب های ملودی شما با ساختار قطعه موسیقی اصلی هم خوانی دارد یا خیر.

8 - برای یک مبتدی بسیار مهم هست که در ضرب های قوی میزان از نت های آکورد استفاده کند. پس اگر خواستید در ابتدای ضرب قوی نتی را بزنید حتی المقدور آنرا از نتهای آکورد آن قسمت انتخاب کنید.

9 - مغز شما ماهرتر از زبان شماست و زبان شما ماهر تر از دست شما است. شما با گوش دادن به یک موسیقی در ذهن بسادگی می توانید با آن همراهی کنید و پس از آن با زبان خود می توانید با آن بخوانید. بنابراین اگر برای شما امکان دارد بداهه نوازی خود را ضبط کنید و سپس با موسیقی اصلی گوش دهید. اینکار به پیداکردن اشکال ها و نیز ظهور ایده های جدید در بداهه نوازی کمک می کند.

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 01:50 PM | Comments 10

October 26, 2005

سواران دشت امید

Bahman Rajabi
بهمن رجبی
تنبک با وجود سابقه حضور طولانيش در عرصه موسيقی ايران، در واقع پس از “عصر استاندارد خواهی” موسيقی ايران که با حرکتهای وزيری شروع شد، به کمک حسين تهرانی به طور جدی صاحب جايگاه شد. با گذشت زمان و به نت درآمدن آثار تهرانی (که به همت حسين دهلوي، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظريف به انتشار رسيد) اين ساز به سرعت رواج يافت و نوازندگان خوش تکنيکی پيدا کرد که با نوازندگان نسل قبل از تهرانی بسيار فاصله داشتند. در این سالها کوششهاي زيادی از آهنگسازان و تنبک نوازان برای ارتقاء موسيقی تنبک که گويی قلب تپنده گروههای موسيقی شده بود، انجام میشد.

يکی از افرادی که سالها بر روی اعتلای هنر تنبک نوازی تلاش کرد، بهمن رجبی بود که غير از اصلاح تکنيکی اين ساز به زيبايی های استيل و اکول نوازنده نيز بسيار پرداخت. بهمن رجبی مقالات و نوشته های بسياری برای تنبک به رشته تحرير در آورد و همچنين نظرياتش را همراه با انواع موسيقی و سازها به اجرا گذاشت.

او غير از همنوازی با گروههای موسيقی و ساز تکنواز، برنامه هايی را برای دو تنبک آماده کرد که همراه با ناصر فرهنگفر، محمد اسماعيلی، محمود فرهمند، فربد يدالهی و ... به اجرا گذاشت.

اين برنامه ها که کمتر به انتشار رسيدند، کم و بيش نوازندگان تنبک را متوجه خود کرد و موجب شد تنبک نوازان زيادی مستقيم يا غير مستقيم از کتابهای بهمن رجبی بهره گيرند و با اين سبک و تکنيک آشنا شوند. در اين کتابها غیر از تغييراتی در خط نگارش نت برای تنبک به چشم می خورد، شيوه ساخته شدن موسیقی ريتمها و تکنيکها به شکل محسوسی متحول شده بود. بسياری از حرکتهای تنبک که توسط نوازندگان قديمی ابداع شده بود، توسط رجبی اصلاح و باز نويسی شد.

يکی از مهمترين خدمات رجبی در عرصه تنبک نوازی، کوشش برای مستقل کردن دو دست نوازنده بود که تنبک نواز را قادر به اجرای ريتمهای پيچيده تر می کرد. رجبی حتی به تنبک هم اکتفا نکرد و روی ضرب زورخانه هم کار کرد، که در قطعه «سواران دشت اميد» ساخته حسين عليزاده مورد استفاده قرار گرفت.

audio file قسمتی از قطعه "سواران دشت امید" همنوازی بهمن رجبی با گروه چاووش با آهنگسازی حسين عليزاده را بشنويد

Bahman Rajabi
بهمن رجبی
رجبی پس از انقلاب به خاطر لحن صريح و بی پرده اش دچار مشکلاتی شد که باعث شد سالها به انزوا کشيده شود .با اينکه در اين سالها مشکلات روحی شديدی را متحمل ميشد، هرگز از مواضع خود برای اعتلای فرهنگ موسيقی دست نکشيد و با آزادگی وصف ناپذيری عطای محبوبيت های عوام فريبانه و شهرتهای سود جويانه را به لقايش بخشيد.

جو مسموم موسيقی رجبی را روز به روز منزوی تر مي کرد و اين احساس بد بينی به حدی در او رسوخ کرد که اگر در اين سالها شاهد يکی از برنامه هايش (که اکثرا همراه با سخنرانی است) بوده باشيد، مي بينيد که گاهی سوء تفاهم ها باعث رنجيدن دوستان صميمی و خير خواه او نيز شده.

دوستی در مورد اين اخلاق رجبی ميگفت: او به صاحبخانه ای ميماند که هميشه مهمانهايش اساسيه منزلش را دزديده اند، پس دور از ذهن نيست که آنطور بد بين شده باشد.

audio file قسمتی از قطعه "نوروز" همنوازی بهمن رجبی با گروه چاووش با آهنگسازی حسين عليزاده را بشنويد

اما چندی پيش رجبی به دعوت عليرضا جواهری (هنرمند سخت کوش و دلسوزی که مخصوصا تبحر خاصی در ايجاد پيوندها دارد!) کنسرتهايی همراه با گروهی متشکل از سازهای ايرانی به اجرا گذاشت که سرآغازی شد بر همکاری های حرفه ای رجبی با گروههای ديگر. ماه پيش هم او همراه با ارکستر ملل در نقش سوليست ظاهر شد.

بخاطر دارم که در اين برنامه درکنارم دو ميهمان فرانسوی حضور داشتند که با شنيدن همنوازی رجبی در اين قطعه به وجد آمده بودند و با دقت نوازندگی ظريف اين هنرمند را مينگريستند و شايد فلاشبکی در ذهن به «موزارت مصر» ميزدند که در فرانسه غوغايی کرده بود!

به اميد روزی که سوارن دشت اميد باز به همسازی بپردازند…

از سجاد پورقناد



Posted by sadjad at 05:41 PM | Comments 17

October 25, 2005

پیانو، نگهداری - قسمت دوم

Polishing the Piano
برای بازسازی بدنه پیانو در کارخانه ساز را
بطور کامل پیاده می کنند.
آیا پولیش کردن بدنه خارجی پیانو درست است؟
Steinway & Suns و بسیاری دیگر از سازندگان پیانوهای مرغوب معتقد هستند که یک پیانو بگونه ای ساخته می شود که تا سالهای سال نیازی به پولیش نخواهد داشت. چرا که تمهیدات لازم برای مراقبت از بدنه چوبی پیانو در کارخانه اندیشیده می شود. در واقع کیفیت مواد و ضخامت بکاربرده شده از آنها روی چوب - چه پیانو پلی استر باشد چه روکش با لاک الکل - به حدی است که عملآ شما را سالها از پولیش کردن بی نیاز می کند.

پلی استر یا لاک الکل استفاده شده برای پیانو معمولآ از نوع خاصی است که به علت گرانقیمت بودن کمتر در صنایع ساخت لوازم چوبی بکار می رود. این محصول Nitrocellulose Lacquer نام دارد که حاوی مقادیر زیادی نیتروژن و گوگرد است. از این ماده اغلب برای پوشش سازهایی مانند پیانو، گیتار و حتی ویولن استفاده می شود.

استفاده از براق کننده ها یا واکس های معمول موجود در بازار که برای لوازم چوبی بکار برده میشود، بعلت سازگار نبودن با Nitrocellulose نه تنها به بالابردن کیفیت سطح ساز کمک نمی کنند بلکه عملآ باعث افت کیفی این پوشش محافظ خواهند شد.

مشکل دیگر پولیش کردن بخصوص برای سازهایی که روکش چوب دارند - پلی استر نیستند - آن است که صاحب ساز در طول زمان از مواد مختلف برای پولیش ساز خود استفاده می کند. این موضوع خود می تواند به علت ناسازگاری رفتاری این مواد، برای بدنه ساز مشکل ایجاد کند.

سازندگان پیانو معمولآ اصرار دارند که آنقدر از پیانو باید استفاده کرد تا بدنه آن نیاز به "بازسازی" داشته باشد که در آنصورت باید به نمایندگی های مجاز شرکت سازنده مراجعه کرد. چرا که تنها آنها هستند که می دانند این ساز با چه مواد اولیه ای ساخته شده است.

البته باید متذکر شد برخلاف لوازم چوبی خانگی، کیفیت کار روی بدنه خارجی یک پیانوی مرغوب به حدی است که چنانچه ساز ضربه نبیند، با توجه به شرایط آب و هوایی محیط (قبلآ راجع به آن صحبت کرده ایم) می تواند حداقل بین 10 تا 15 سال بدون کوچکترین مشکلی صورت اولیه خود را حفظ کند.

در اینجا تاکید می شود آنچه بیش از همه باعث مات و کدر شدن روکش پیانو می شود اشعه ماورای بنفش خورشید - یا سایر منابع نوری مصنوعی حاوی این اشعه - است، بنابراین حتی المقدور سعی کنید مانع تابش مستقیم یا غیر مستقیم این اشعه به بدنه ساز خود شوید.

Polishing the Piano
هرگز از مواد نا مرغوبی که به آنها اعتماد ندارید
برای واکس یا پولیش ساز خود استفاده نکنید.

پس از گذشت زمان طولانی چه باید کرد؟
پس از گذشت 10 سال یا بیشتر بتدریج کیفت و درخشندگی بدنه پیانو روبه زوال می رود و هرچند این افت ظاهری قاعدتآ نباید روی کیفت صدای ساز اثر بگذارد، اما ممکن است از لحاظ روحي موجب لحاظ آزار و اذیت نوازنده شود. چه باید کرد؟ بخصوص در کشور ما که امکان دسترسی به نمایندگی ساز کم است و یا نمایندگی کاری جز فروش ساز نمی کند.

در این باره باید به چند قانون ساده توجه کنید و هرچه ساز شما مرغوب تر است جدی تر آنها را رعایت کنید :

اول : حتی المقدور مسئله پولیش کردن ساز را فراموش کنید، بخصوص اگر ساز شما سازی نباشد که برای کنسرت یا مراسم خاص موسیقی از آن استفاده می شود. اینرا بدانید که پولیش کردن ساز با وجود آنکه بنظر ساز شما را تمیزتر می کند اما در نهایت از قیمت ساز شما می کاهد، چرا که دیگر سازی نیست که کارخانه آنرا تمام کرده باشد.

دوم : هرگز تحت هیچ شرایط ساز خود را به دست مبل سازان بخصوص آنها که مغازه های کوچک تولیدی دارند، نسپارید. این افراد هیچ ایده ای از تفاوت و کیفت کار انجام شده روی بدنه پیانو با یک میز آشپزخانه ندارند.

سوم : بجای پولیش کردن مجدد ساز سعی کنید آنرا تمیز کنید. برخی مواد و اسپری ها در بازار وجود دارند که بجای پولیش کردن روی بدنه پاشیده می شوند و ضمن اینکه پس از مدتی بخار می شوند، چربی ها و مواد زائد چسبیده به بدنه را به دستمالی که با آن ساز را تمیز می کنند می چسبانند. دقت کنید که موادی که پلیش می کنند، ضخامت لایه محافظ چوب را کم می کنند اما این مواد اینکار را نمی کنند. حقیقت امر آن است که این مواد چیزی جز محلول آب با یک پاک کننده - قلیایی یا اسیدی - خیلی ضعیف نیستند.

چهارم : هرگز شخصآ اقدام به پولیش کردن و یا حتی تمیز کردن جدی ساز (موردی که در قسمت سوم صحبت شد) نکنید، از یک متخصص یا کسی که اقلآ 20 سال در کار تعمیر یا کوک پیانو بوده است کمک بگیرید.

پنجم : فراموش نکنید ماده ای که ساز شما را پولیش می کند و ضخامت لایه محافظ را کم می کند، دیر یا زود طی چند سال آینده به بدنه اصلی ساز خواهد رسید و دمار از روزگار ساز شما در خواهد آورد. پس پولیش نکنید تا ساز شما همواره ساز بماند.

اما در هر صورت چنانچه با این دلایل توجیه نشدید و اصرار به انجام اینکار داشتید پیشنهاد می شود با فردی که ساز شما را کوک می کند - عمومآ نوازندگان به او اطمینان دارند - مشورت کنید و از او بخواهید که راه حل مناسبی برای بهسازی ساز شما پیشنهاد کند.

همواره باید به یاد داشته باشید که بدنه سازشما ممکن است با پولیشهایی که بر پایه روغن، واکس، سیلیکون و ... باشند سازگاری نداشته باشد. بنابراین قبل از استفاده از ماده پولیش کنند راجع به آن مطالعه کنید و ببینید با پوششهای Nitrocellulose سازگاری دارد یا خیر. قیمت مواد لازم برای واکس یا پولیش پیانو با توجه به کیفیت آن بین 10 تا 30-40 دلار است.

Polishing the Piano
نمونه از واکس و پولیش های مخصوص پیانو

گونه ای از محصولات تمیز کننده (واکس و پولیش) بنام Steinway Furniture Care که توسط شرکت Steinway (که خود سازنده پیانو است) تحت لیسانس Steinway & Sons تهیه و تولید می شود، مورد تایید Steinway & Sons است. لذا پیشنهاد می شود حتی المقدور در نهایت از این نوع مواد برای تمیز کرده پوشش ساز خود استفاده کنید.

پس از این مرحله و انتخاب ماده پولیش کنند، قسمتی از پایین بدنه پیانو در پهلو ها که کمترین دید را دارد برای آزمایش انتخاب کنید. با کمک یک پارچه کلف یا حوله اقدام به پولیش کردن یک قسمت کوچک - مثلآ مربعی به عرض 10 سانتیمتر - بکنید. اگر احساس کردید که اثر خاصی روی بدنه ساز نداشت و یا حتی سطح ساز را بدتر کرد فوری با یک پارچه خشک تمام مایع یا اسپری بکار برده شده را پاک کنید. استفاده از آب یا پارچه نمدار برای اینکار جایز نیست چرا که ممکن است ماده پولیش کننده با آب واکنش شیمیایی انجام دهد و کار را خراب تر کند.

بگذارید چند روزی از پولیش کردن ساز بگذرد اگر کیفیت سطح پولیش شده، حفظ شد و مطمئن شدید که ماده فوق خاصیت مثبت دارد، شروع به پولیش کردن کامل ساز نمایید. هرچند هنوز فرصت دارید که دست از اینکار بکشید.

نکته آخر اینکه چنانچه پیانو شما پلی استر است و یا پوشش "کلفت" لاک الکل دارد و ناگزیر هستید آنرا تمیز کنید می توانید مقدار خیلی کمی از مواد شوینده شیشه - دو یا سه اسپری کافی است - به یک دستمال مرطوب زده ساز خود را با آن تمیز کنید.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 02:25 PM | Comments 12

October 23, 2005

چالشهای یک موسیقی

موسیقی ایران از دیرباز متاثر از فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی و همواره به فراخور شرایط زمانی در حال تغییر و تحول بوده است. این موضوع به گونه ای موجب شده است که بیان عواطف و احساسات مردم به عنوان یکی از اهداف موسیقی تلقی شود. هدفی که اکثر موسیقیدانان و آهنگسازان در تلاشند تا با بررسی اوضاع و احوال اجتماعی و تطبیق آن با فعالیتهای هنری خود به آن نایل آیند.

با نظری سطحی به تاریخ موسیقی ایران میتوان این مطلب را به خوبی روشن نمود، اینکه همیشه هنرمندان مشهور و محبوب کسانی بودند و هستند که همگام با مردم در بستر جامعه حرکت میکردند و خود را جدای از محیط اجتماعی که در آن زندگی میکردند نمیدانستند. هنرمندانی چون عارف قزوینی، شیدا، امیرجاهد و در عصر ما هنرمندانی چون محمد رضا شجریان.

حال برای اینکه موسیقی بتواند هر چه بهتر و موثرتر به اهداف خود برسد نیاز به عواملی برای نیل به این امر دارد که مهمترین آنها عبارتند از آهنگساز نوازنده یا خواننده و ساز. هر کدام از اینها نیز به نوبه خود نیاز به شرایط و بستری برای رشد و تکامل دارند. وجود آهنگسازی خلاق و متخصص احتیاج به یک سیستم آموزشی اصولی و پایه ای و بستر فرهنگی مساعد دارد. سیستمی که با لحاظ معیارهای درست و برنامه ریزی شده بتواند آهنگسازانی آگاه به مسایل اجتماعی و در عین حال با تخصص تربیت کند. بعلاوه اجرای خوب یک آهنگ در گرو نوازندگانی ماهر و متبحر است، که آن هم یک روش آموزشی صحیح را می طلبد. عامل سوم که کامل کننده دو عامل قبل هست ساز است که صرفا وسیله ای است برای اجرای صحیح موسیقی. ساز نیز می بایست علاوه بر قابلیت اجرای صحیح موسیقی دارای ساختاری اصولی و در حد امکان بدون نقص باشد. به عبارت دیگر ساز باید در خدمت نوازنده باشد نه نوازنده در خدمت ساز!

البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که یک سیاستگذاری درست و منطقی است که میتواند این عوامل را در جهت پیشرفت موسیقی با یکدیگر همسو کند. با مقدمه ای که ذکرشد به وضعیت کنونی موسیقی برمیگردیم . موسیقی در ایران بعد از انقلاب به دلیل شرایط حاکم، یعنی شرایطی که در آن به موسیقی دیگر به دید فنی و تخصصی نگاه نمیشود، متولیان واقعی خود را تا امروز به مرور از دست داده است و اغلب سیاستگذاران و اساتید گذشته موسیقی هر کدام بعضا بنا به دلایل سیاسی، فرهنگی و... یا خانه نشین شده اند یا از آنها استفاده ای نه در جایگاه و منزلت واقعی هنری آنها میشود.

اینها موجب شده موسیقی ما در عمل دچار نوعی بلا تکلیفی و بی هویتی شود و نیز آنان را که دم از اصالت و حفظ سنتهای موسیقی می زنند و بعضا در راس کار نیز قرار دارند، به نوعی بتوان آگاهانه یا نا آگاهانه عامل این سردرگمی دانست. تا آنجا که دیگران نیز تقریبا متوجه این نابسامانی در موسیقی شده اند. یعنی آثاری که چه به صورت اجرای زنده و کنسرت و چه به صورت انتشار نوار و آلبوم در خارج و داخل کشور به نام موسیقی اصیل ایرانی (سنتی !؟) پخش می شود، مبین این شرایط ناهمگون و تفسیر به رای شده موسیقی ایرانی است.

به عبارت دیگر هر شخصی برای اجرای موسیقی خود ادعای حفظ اصالت را دارد. حال این پرسش مطرح است که مگر چند نوع اصالت در موسیقی وجود دارد و اسلاف هنری ما چند نوع موسیقی برای ما به یادگار گذاشته اند؟ مثلا برخی برای حفظ اصالت در موسیقی صرفا اجرای ردیف را صرفنظر از هر گونه دخل و تصرف مجاز میشمارند (ردیفی که به چند گونه مختلف روایت شده و نسخه اصلی آن معلوم نیست در دست چه کسی است).

daf & chair

برخی به عرفان رو آورده و آن را عامل خلوص و اصالت در موسیقی می دانند، حال کدام عرفان ؟ عرفان اسلامی یا غیر اسلامی و اینکه در کدامیک از متون معتبر موسیقی یا عرفانی اینقدر تاکید شده که عرفا باید موسیقیدان هم باشند و بالعکس؟ عده ای هم بنا به یکسری ادله شخصی بداهه نوازی را اصل قرار داده اند که بحث جایگاه بداهه نوازی در موسیقی ایران در مقالات آتی تفصیلا بیان خواهد شد. بعضی هم نوعی از موسیقی را تجویز می کنند که دارای پشتوانه ای ایدئولوژیکی باشد. در اینجا این سؤال مطرح می شود که برای بیان یک ایدئولوژی و جهان بینی گفتار و نوشتار مؤثرتر است یا موسیقی؟ و اینکه اصولا کدامیک از فلاسفه یا متفکران ترجیح می دهند عقاید خود را در قالب موسیقی عرضه کنند؟ در این شرایط عده ای هم به دنبال کشف آلات و ادوات متنوع و رنگارنگ برای اجرای موسیقی (اما ظاهرا بیشتر نمایش!) هستند، بدون توجه به اصول و معیارهای سازگری و سازشناسی.

حال در این وضعیت آیا می توان انتظار داشت که موسیقی ما با این آشفتگی عاقبت خوشی داشته باشد که بتواند به گونه ای آبرومندانه با دنیای کنونی که به تمام علوم و هنرها به دید تخصصی نگاه می شود، تعامل برقرار کند. این مقاله مقدمه ای است بر سلسله مقالات آینده که بیشتر به ارائه پیشنهاد و راهکار و نه صرف انتقاد در جهت همگون کردن ابزارها و عوامل سازنده موسیقی با اهداف و سیاستگذاریهای آن خواهد پرداخت.

ازعلاقه مندان و دلسوزان موسیقی ایران زمین صمیمانه دعوت میشود تا نظرات خود را در خلال مباحث آتی ارائه کنند. به امید آینده ای روشن برای موسیقی این آب و خاک.

از علی نجفی ملکی

لینک های مرتبط :
موسیقی و ايدئولوژي

Posted by sadjad at 03:05 PM | Comments 7

October 23, 2005

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

Georges Bizet
Georges Bizet , 1838 - 1875
بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود.

بسیاری جورج بیزت فرانسوی را فقط با اپرای کارمن می شناسند اما در این میان نباید از وجود نبوغ و زیبایی در سایر کارهای او غافل ماند. در 25 اکتبر سال 1838 بدنیا آمد (دو روز دیگر برابر است با یکصد و شصت و هفتمین سال تولد او) ، مادرش یک نوازنده پیانو بود و پدرش آواز می خواند و موسیقی می ساخت.

audio file Symphony No. 1 in C - Allegro

ده ساله نشده بود که از طرف کنسرواتوآر پاریس مورد ستایش قرار گرفت وی در آنجا به تحصیل کنترپوآن و آهنگسازی می پرداخت و زیر نظر معلم پیانو بنام مارمونتل (Marmontel) تبدیل به یک پیانیست با استعداد و درخشان شد.

از همان سالهای اولیه تحصیل در کنسرواتوآر پاریس استعداد خود را در آهنگسازی به نمایش گذاشت. مثال بارز آن سمفونی در دو ماژور است که در 17 سالگی آنرا تهیه کرد اما تا سال 1935 اجرا نشد. اپرای دون پروکوپیو (Don Procopio) که در اوایل 20 سالگی تهیه شد دلیل دیگری بر توانایی های ذاتی بیزت در آهنگسازی است، این اپرا نیز تا سال 1906 اجرا نشد.

بسیاری معتقد هستند اغلب ترس بیزت از اینکه منتقدین به او ایراد بگیرند که برخی کارهایش تکراری یا تقلیدی هستند باعث می شده تا وی از اجرای آنها تا مدتها - حتی تا زمانی که زنده است - خود داری کند.

سمفونی دوست داشتنی در دو ماژور - شماره یک - از اینگونه قطعات است که تحت تاثیر بسیار زیاد بیزت از استاد موسیقی اش گونود (Gounod) تهیه شده است. در واقع اگر شما این سمفونی را گوش کنید احتمالآ بیاد همه بزرگان موسیقی چون بتهوون، هایدن، مندلسون، شومان، شوبرت، موتزارت و البته سمفونی در ر ماژور از گونود خواهید افتاد.

audio file Symphony No. 1 in C - Allegro Vivace

در سال 1857 از آفن باخ (Jacques Offenbach) که به همراه برادر خود در کنسواتوآر پاریس بعنوان استاد مشغول تدریس و نوازندگی سازهای زهی بودند، مفتخر به دریافت جایزه Prix de Rome برای تهیه اپرای یک صحنه ای "معجزه یک پزشک" (Le Docteur Miracle) شد. دریافت جایزه به او این امکان را داد که برای ادامه تحصیل موسیقی برای مدت سه سال به ایتالیا - رم سفر کند.

بازگشت او از رم تقریبآ مصادف بود با مرگ مادرش در سال 1861. پس از این واقعه او دیگر هرگز پاریس و اطراف آنرا ترک نکرد.

1868 سال بحران برای بیزت بود. سالی که کارهای بی نتیجه او به اوج رسید و در یک تغییر و تحول روحی - مذهبی قرار گرفت. هرچند نتیجه این بحران در نهایت به نفع او بود و رشد عمیقی در موسیقی را موجب شد.

در سال 1869 با دختر یکی از معلم های سابق خود ازدواج کرد، یکسال بعد به دلیل بروز جنگ Franco-Prussian بعنوان داوطلب به خدمت سربازی در گارد ملی کشورش رفت. Franco-Prussian جنگی بود که میان فرانسه و برخی از ایالتهای آلمان رخ داد. او در این مدت کمتر فرصت آهنگسازی داشت اما توانست در سال 1871 یک سوئیت زیبا برای پیانو بنام "بازیهای کودکان" (Jeux d'enfants) را تهیه کند.

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:12 AM | Comments 6

October 22, 2005

شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

Shirley Horn
Shirley Horn
شرلی هورن ، که آلبومهای سالهای 80 و 90 او برای کمپانی Verve، او را به مقام یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی جاز رسانید، روز چهارشنبه 19 اکتبر،در سن 71 سالگی و به دلیل مشکلات ناشی از بیماری دیابت، درگذشت.

هورن که متولد و رشدیافته واشنگتن بود، نواختن پیانو را از سن 4 سالگی آغاز کرد و برای تکمیل تحصیلات خود به دانشگاه هوارد Howard University رفت. او سرپرستی تریو- گروه سه نفره - خود را در سال 1954 بر عهده گرفت.

اولین آثار منتشر شده او شامل یک تریو از آلبوم سال 1960 او برای کمپانی مرکوری و همچنین آثاری است که با استادان موسیقی آن زمان مانند کنی بارل (Kenny Burrell) نوازنده گیتار، جو نیومن (Joe Newman) نوازنده ترومپت، فرانک وس (Frank Wess) خواننده تنور، هنک جونز (Hank Jones) نوازنده پیانو و ارکستر کوینسی جونز (Quincy Jones) همراهی شده است. هورن در دهه 60 آثاری را هم با کمپانی ای بی سی / پارامونت (ABC/Paramount) منتشر نمود.

او که تصمیم گرفته بود در واشنگتن بماند و به جای برگزاری تور، تشکیل خانواده دهد، به اجرای برنامه های محلی ادامه داد و تا دهه 80 که با سری تریو خود برای کمپانی استیپل چیس (Steeplechase) وارد صحنه شد، به کار جدی در زمینه ضبط و انتشار آثارش نپرداخت.با این وجود، او پس از آغاز همکاری با Verve، به سرعت به مقامی بالا دست یافت.

اولین آلبوم او برای این کمپانی، I Thought About You در سال 1987 منتشر شد -که ضبط یک برنامه زنده در یک بار هالیوود بود- نشان دهنده استعداد و مهارت او به عنوان یک نوازنده کی بورد ماهر با زمینه موسیقی بی باپ Bebop و یک راوی حساس برای استانداردهای موسیقی جاز بود.

آثار منتشر شده بعدی او در Verve، با نوازندگان جاز پر قدرتی چون مایلز دیویس (Miles Davis) که دوست و حامی اولیه او بود، وینتون مارسالیس (Wynton Marsalis) و روی هارگروو (Roy Hargrove) هر سه نوازنده ترومپت، جو هندرسون (Joe Henderson) و گری بارتز (Gary Bartz) نوازندگان ساکسوفون و الوین جونز (Elvin Jones) درامر، همراه بود.

از جمله آثار مهم او میتوان به آلبومهای Light Out of Darkness محصول سال 1993 و I Remember Miles در سال 1997 اشاره کرد که به ترتیب برای ری چارلز و مایلز دیویس خوانده شده اند.

آلبوم دوم در سال 1998، تنها جایزه گرمی او را، برای بهترین اجرای آوازی جاز، به ارمغان آورد. او در مجموع نه مرتبه کاندید دریافت این جایزه شده بود. هورن به عنوان یک عامل تاثیر گزار مهم بر روی خوانندگان جوان سبک جاز، دایانا کرال (Diana Krall) و نورا جونز (Norah Jones) عنوان شده است. بازماندگان این هنرمند فقید شوهر و دختر او هستند.

hollywoodreporter.com

Posted by Kamran at 07:26 PM

October 20, 2005

پیانو - نگهداری ، قسمت اول

A Piano
پیانو یک ساز است نه میز یا وسیله تزئینی
گرد و غبار بزرگترین مشکل پیانو
احساس آن ساده است بخصوص اگر پیانو شما مشکی با روکش پلی استر باشد. حتی اگر هر روز آنرا تمیز کنید باز روز بعد متوجه خواهید شد که چقدر گرد و غبار روی ساز نشسته است. البته این فقط قسمتی است که شما آنرا مشاهده می کنید، بخصوص اگر شما عادت به باز نگاه داشتن درب پیانو - چه از نوع بزرگ (رویال) و چه دیواری - باشید، در اینصورت شاهد نشستن خاک و غبار بر روی همه قسمتهای داخلی خواهید بود.

گرد و غباری که وارد مکانیسم پیانو می شود روی سیم ها و قطعات اکشن پیانو نشسته و بتدریج باعث ایجاد اختلال در فعالیت عادی آنها می شود. سیم های باس پیانو قطور و بعلت پهنای بیشتری که دارند بسادگی گرد و خاک را بخود می گیرند. بخصوص اگر از پیانو بندرت استفاده شود، بخار آب یا ذرات احتمالی چربی در هوا باعث می شود که گرد و خاک بطور دائم روی این سیم ها بماند و صدای سیم را تغییر دهد. یادآور می شود که گرد و خاک موجود در محیط به علت ذرات معلق شیمیایی که دارند می توانند به اکسیده شدن سیمهای پیانو کمک کنند.

بنابراین اگر محل زندگی شما اصولآ گرد و خاک زیادی دارد از باز گذاردن در پیانو (چه از نوع بزرگ چه از نوع دیواری) خودداری کنید. چنانچه اصرار دارید که پیانو بزرگ (رویال) شما درب باز داشته باشد از پوششهای مخصوصی که به روی سیمها می کشند استفاده کنید.

چگونه پیانو را تمیز کنیم؟
همانطور که احتمالآ دیده اید بهترین پارچه برای تمیز کرده پیانو پارچه های زرد رنگی است که اغلب با پیانوهای نو به شما تحویل می شود. این پارچه ها که نرم هستند حاوی برخی مواد شیمیایی هستند که به سادگی به هنگام برخورد با سطح بیرونی پیانو دارای الکتریسته ساکن شده گرد و غبار را به خود جذب می کنند.

اگر چنین پارچه ای در اختیار ندارید یک تکه پارچه پشمی طبیعی می تواند انتخاب بعدی شما باشد. اما هنگام کار با آن باید دقت کنید که محکم آنرا به روی ساز نکشید چرا که ممکن است روی پیانو خط بیندازد.

در نهایت پارچه های سفید توری که در آشپزخانه استفاده می شود به شرط نو و تمیز بودن و نیز دقت در استفاده از آن، می توانند بعنوان انتخاب بعدی برای پاک کردن پیانو بکار روند.

برای تمیز کردن کلاویه ها که اغلب به دلیل چربی و عرق احتمالی موجود در انگشتان، گرد و خاک را بخود می گیرند باید پارچه را به مقدار خیلی کم مرطوب کنید و به آرامی روی آنها بکشید. فرا موش نکنید که سطح اطراف کلید های سیاه پیانو را نیز پاکیزه کنید.

هرچند در بازار مایعات و اسپری های مخصوصی برای پاک کردن پیانو وجود دارد، اما سعی کنید حتی المقدور از آنها برای پاک کردن ساز خود استفاده نکنید. اغلب این مواد دارای ترکیبات شیمیایی بوده و در بلند مدت تاثیر نامطلوب روی ساز شما خواهند گذاشت.

بهترین جا برای قرار دارد پیانو
همانطور که در نوشته های قبل اشاره کردیم، پیانو ساز حساسی است و هر گونه تغییر ناشی از حرکت دادن یا شرایط آب و هوایی می تواند در کوک آن تاثیر بگذارد، بنابراین جای تعجب نخواهد بود اگر بگوییم محلی که پیانو را در آن قرار می دهید باید دارای ویژگیهای خاص باشد.

محل قرار دادن پیانو نباید در کنار رادیاتور یا وسایل گرم کننده باشد. حتی باید سعی کنید پیانو را حتی المقدور در کنار دیوارهایی که از درون آنها لوله آب گرم، لوله دودکش بخاری و ... عبور می کنند هم قرار ندهید، چرا که تغییرات درجه حرارت دیوار به شدت روی کوک ساز تاثیر می گذارد.

نور مستقیم آفتاب علاوه بر آنکه به روی رنگ قسمتهای خارجی تاثیر می گذارد درنهایت منجر به تولید گرما می شود، پس هرگز آنرا در محلی قرار ندهید که نور مستقیم خورشید به آن بتابد.

حتی المقدور سعی کنید تا پیانو را پشت به دیوارهای داخلی ساختمان قرار دهید. دیوارهایی که از پشت با خیابان و فضای آزاد در ارتباط هستند طی شبانه روز سرد و گرم می شوند و مانع بوجود آمدن شرایط متعادل دمایی برای ساز می شوند. اما دقت کنید اگر باید میان دیوار حاوی لوله گرم و دیوار مجاور به خیابان یکی را انتخاب کنید، در آنصورت دیوار مجاور به خیابان ارجحیت دارد بخصوص اگر دیوارهای خارجی از لحاظ حرارت ایزوله شده باشند.

مکانهایی از خانه مانند طبقات زیر زمین، موتور خانه یا پارکینگ معمولآ دارای گرما و رطوبت زیاد هستند لذا از قرار دادن پیانو در این مکانها خودداری کنید. این محل ها اغلب با وجود آرامش و سکوتی که دارند بهترین جا برای تمرین یک نوازنده پیانو هستند اما متاسفانه برای ساز محل مناسبی نیستند.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد آن است که پیانو را نباید در محلی قرار داد که احتمال دارد در اطراف آن آب وجود داشته باشد. قرار دادن پیانو در کنار محل نگهداری گلدانها، کنار آشپزخانه و ... همواره این احتمال را بوجود می آورد که به ساز شما آب پاشیده شود.

بنابراین بعنوان یک قاعده کلی باید گفت که پیانو را از منابع تولید گرما و سرما، نور آفتاب، گرد و غبار و رطوبت تا حد امکان باید دور نگاه داشت.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 03:15 PM | Comments 10

October 20, 2005

موسیقی بلوز - قسمت ششم

Leadbelly
Leadbelly , 1888 - 1949
ترانه های بلوز
مضامین ترانه های بلوز برگرفته از واقعیات زندگی بود: کار(در مزارع و اردوگاهها و کارخانه ها)، گرسنگی، بی خانمانی ، فقر، خشونت ، تنهایی ، حسرت ، زن ، عشق ، بی وفایی ، سفر، مرگ، تبعیض و بی عدالتی.

خود کلمه بلوز در زبان انگلیسی به معنی «حزن و اندوه» می باشد. با اینحال نباید تصور کرد که بلوز صرفاً به ترانه های حزن انگیز و اعتراض آمیز محدود می شود. بلوز با تمام جنبه های زندگی ارتباط داشت و در مراسم رقص و شادمانی و پایکوبی هم نواخته می شد.

هدف نهایی از نواختن بلوز یا گوش دادن به آن غلبه کردن بر غم ها و رفع آلام و در واقع راندن حزن و اندوه (blue) از انسان است. در ترانه های بلوز تعابیری از این دست زیاد به چشم می خورد :

'n the wind gonna ride and blow my blues away ….

از نظر ساختاری هر بند ترانه های بلوز معمولاً سه خط دارد. خط اول و دوم معمولاً تکراری است و ( با اندکی تغییر) به یک شکل خوانده می شود تا در شنونده زمینه را برای دریافت خط سوم که با ملودی متفاوتی خوانده می شود آماده کند. این الگوی ساختاری را اصطلاحاً AAB می نامند. به نمونه ای از این ساختار توجه کنید :

When a woman gets the blues, she goes to her room and hides
When a man gets the blues, he catches a freight train and rides
From: "Freight Train Blues" by Trixie Smith

معمولاً آهنگین خواندن این ترانه ها دشوار است اما خوانندگان بلوز با تأکید بر برخی هجاها و حذف کردن برخی دیگر و دستکاری در کشش زمانی آنها قادرند ملودی مورد نظرشان را روی متـن ترانـه پیـاده کنند. این مسألـه بـه همراه لهجـه جنوبی برخی خوانندگان اولیه بلوز مانند Charley Pattlon گاهی اوقات فهمیدن معنی ترانه ها را با مشکل روبرو می کند. ضمن اینکه در واژگان بلوز کلمات و اصطلاحات عامیانه رایج در هر منطقه جغرافیایی و برهه زمانی مربوط به وفور به کار رفته است.

به همین جهت درک صحیح ترانه های بلوز مستلزم شناخت دقیق اوضاع و احوال اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی هر مقطع زمانی خاص می باشد. یک سری از کلمات هم برخاسته از فرهنگ آفریقایی قوم سیاه بود. مثلاً در آفریقا بعلت ارتباط نزدیکی که انسان با طبیعت دارد بسیاری از جانداران نمادی از نیروهای خاص طبیعی و غریزی محسوب می شوند و جایگاه ویژه ای در فرهنگ فولکور آفریقا یافته اند. اشاره به این مقولات هم در ترانه های بلوز رایج است.

I'm An Old Bumble Bee
برای نمونه به پوستری که برای تبلیغ یک آهنگ بلوز قدیمی با نام I'm An Old Bumble Bee (من یک زنبور عسل پیر هستم) تهیه شده بود نگاه کنید.

به هر حال موسیقی بلوز برخاسته از متن جامعه بود و همواره در تحولات اجتماعی همراه مردم باقی ماند.

مثلاً سیل وحشتناک و خانمان بر اندازی که در سال 1927 در ناحیه دلتای می سی سی پی رخ داد و بسیاری از مزارع و خانه ها را به زیر آب برد به قدری ابعاد وسیع و فاجعه باری داشت که مسئوولین محلی به تنهایی از پس کنترل اوضاع بر نمی آمدند و مجبور شدند نیروی کار بیشتری از سایر ایالات به خدمت بگیرند.

حجم کار سنگین بود و پاکسازی زمینهای سیل زده و بازسازی سدها زمان زیادی می برد و کارگران را خسته و هلاک می کرد. به همین خاطر تصمیم گرفتند برای تقویت روحیه مردم و افزایش توان کاری کارگران منطقه از خوانندگان بلوز هم دعوت کنند تا به دلتا بیایند. حتی بین آنها مسابقه ای ترتیب دادند و مبلغ 500 دلار به عنوان جایزه بهترین آهنگ تعیین کردند. این جایزه را خواننده بزرگ بلوز Bessie Smith با آهنگ Back Water Blues از آن خود کرد.

متن ترانه این گونه شروع می شود:

It rained five days and the clouds turned as dark as night
Lotta troubles takin' place, Lord, in the lowlands that night
I got up one morning, Poor me, I couldn't even get out of my door
Yes, I got up one morning, Poor me, I couldn't even get out of my door
Lord, thousands 'n thousands of poor people, I declare they didn't have no place to go

به اجرایBig Bill Broonzy از این آهنگ توجه کنید.

audio file Black Water Blues

دو سال بعد هم Charley Patton آهنگ Highwater Everywhere را در مورد این واقعه ضبط کرد که از برجسته ترین ترانه های اجتماعی بلوز به شمار می رود و تأثیر آن به حدی بوده است که باب دیلان در آلبوم سال 2001 خود آهنگی به همین نام ساخته و آن را به Charley Patton تقدیم کرده است.

audio file High Water

بعید نیست در آلبوم بعدی دیلان هم آهنگی بشنویم در مورد طوفان اخیر کاترینا و سیل متعاقب آن که نیواورلئان را نابود کرد و می سی سی پی را در خود غرق کرد!

مطالب مرتبط :
- موسیقی بلوز - قسمت پنجم
- موسیقی بلوز - قسمت چهارم
- موسیقی بلوز - قسمت سوم
- موسیقی بلوز - قسمت دوم
- موسیقی بلوز - قسمت اول

گردآوری مطالب : Delta Freak

Posted by Kamran at 02:54 PM | Comments 4

October 19, 2005

علی رهبری: رحمت الله بدیعی بهترین نشان است

Ali (alexander) Rahbari
علی رهبری
بدنبال تهیه مطلب علی رهبری و موسیقی صلح با علی رهبری، رهبر و آهنگساز صاحب نام ایرانی مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت دوم آنرا میخوانید. لازم به ذکر است که این گفتگو قبل از انتصاب ایشان به رهبری دائم ارکستر سمفونیک تهران و پس از کنسرت قبلی ایشان یعنی زمانی که به دعوت مرحوم فریدون ناصری و به عنوان رهبر میهمان رهبری در تهران حضور داشتند انجام شده است.

شما دوCD منتشر کردید، که یک ارکستری بود از نوازندگان خوب ایرانی (که در خارج از ایران زندگی می کنند) ولی ادامه پیدا نکرد. همه انتظار داشتند که CDهای بعدیش هم دربیاد ولی بعد از این دوCDمتوقف شد.
خوب این مشکل بزرگش این بود که من به خرج خودم این کار را کردم؛ البته بچه ها خرج مسافرتشون را خودشون دادن ولی خوابگاه و غذای 75 نفر حدود 10 روز حدود 50000دلار شد که من از پول خودم دادم، با جون و دل البته!... اول که گفتیم به فکر ایران نبودم، این شکل هم بود؛ ولی دو اتفاق خیلی مهم افتاد که یکیش این بود که این افراد خیلی هاشون به اون شکل حرفه ای نبودند؛ منظور این هست که به اون شکل کار نمی کنند به عنوان یک حرفه ای که عادت داشته باشند خیلی سخت کار کنند، بعد هم این کار مشکل بود ادامه دادنش از لحاظ بودجه. ولی اصل کار دور هم جمع کردن کسانی که فقط بخوان دو هفته در سال بیان، با این دیسیپلینی که من داشتم و دارم براشون خیلی سخت بود. البته ما در عرض یک هفته دوتا صفحه ضبط کردیم که این خودش یک رکورد هست! خیلی هم خوب زدن و خوب هم ضبط شد، ولی با وجود این ادامه دادنش خیلی کار سختی بود، بخاطر اینکه از جاهای مختلفی میامدن و مشکل بود برای دیسیپلین داشتن، اگر بخوای دیسیپلین داشته باشی باید هرروز کار کنی و اینها عادت ندارن، اینجوری می شه مثل سربازخونه ...

شما زمانی به عنوان نوازنده ویلن کنسرتهایی می دادید، می خواستم بپرسم چه کنسرتو ویلنهایی را اجرا کردید؟
اون موقع بچه که بودیم بروخ زیاد می زدیم و بعدا" مندلسون ...

بروخ یک یا دو؟
سل مینور... شماره یکش باید باشه! (همانطور که گفتم) من موقعی که ویلن ایرانی و در کنارش غربی می زدم، خیلی ها مخالف بودن باهاش اون زمان! و باز تکرار می کنم که من فکر می کردم این قضیه کاملا" از بین رفته.

چند وقت پیش از یک نوازنده کلارینت شنیدم که می گفت چقدر خوب می شد که دوباره جداش کنن! چون وقتی یکی داره هورن می زنه اون بغل یکی داره تار می زنه! گفتم این مسخرس برای یک ایرانی...! حالا خوبه اونور یکی توبا بزنه مثلا"؟! اکثر کنسرتو های معروف مثل مندلسون، موزارت را شروع کردم به کار کردن و می زدم با علاقه... همه چیزهایی که در رپرتوار معمول ویلن بود ما یاد می گرفتیم و جدی بود، خیلی جدی بود و (چون ایرانی هم میزدیم) کار ما دوبرابر بود.

آقای رحمت ا... بدیعی هم همینطور بودند دیگه!
(بله)، آقای بدیعی خیلی خوب می زدند. چیزهای غربی و ... آقای بدیعی بهترین نشان هست! بعد از انقلاب هم که رفتن خارج فوری کار پیدا کردن. بخاطر اینکه هردوش را زده بودند. به کل اشتباس اینور و اونور کردن فقط سیاه و سفید هست؛ یعنی فرق طبقاتی که سابق خیلی زیاد بود، پائین شهر و بالای شهر ... و اونوقت موسیقی ایرانی را پائین شهر حساب می کردن، نه{که} فکر کنید عکسش بوده! یعنی ما سعی کردیم که به چهره ایرانیها اضافه بشه، نه عکسش! اگر الان تار می زنیم میگیم ترومبونیه بو میده! اون زمان عکسش بود...یعنی ما باید زور می زدیم ترومبونیه یا کلارینت یا موسیقی غربیه ایرانیه را قبول داشته باشه نه عکسش.

Rahmatollah badiee
رحمت الله بدیعی
در اغلب مصاحبه هایی که داشتم چه بعد از برلین بوده در سن 30 سالگی چه در بروکسل بوده 10 سال بعدش، چه در مادرید و ... از من وقتی پرسیدن شما چطوریه که به عنوان یک ایرانی اینقدر بتهون، مالر، بروکنر، پوچینی و ... را اینقدر خوب می فهمی و حس می کنی؟ گفتم به این خاطر که ما بچگیمون موسیقی ایرانی زدیم. همانطور که بچه باید از مادرش عشق و دوست داشتن را یاد بگیره، موزیسین هم احساس را با یک موسیقی {باید} یاد بگیره که بهترینش برای ما موسیقی ایرانی بوده. اگر شما بخواهید موسیقی را حس بکنید باید موسیقی ایرانی را حس بکنید؛ تمام کسانی که موسیقی غربی زدن در ایران و موسیقی ایرانی را حس نمی کنند، مشکل دارن، به جای بالا نرسیدند، یعنی از حدی به بالا نرفتند.

در مورد استادتون آقای رحمت الله بدیعی صحبت کنید که مثل شما یک اسطوره بودند، هم در موسیقی کلاسیک و هم در ایرانی سرآمد بودند.
همانقدر که آقای دهلوی، آقای پورتراب، آقای فخرالدینی به گردن من حق داشتند و من را تشویق می کردند به نوشتن و اینکه به چیزهای جهانی فکر کنم، آقای رحمت اله بدیعی خیلی خیلی بر گردن من حق دارن در ویلن، بخصوص موسیقی ایرانی. ممکن است که من الان در 48 ساعت یک پاتیتور 200 صفحه ای را حفظ کنم! حتی خیلی بیشتر از 30 سال پیش {هم می توانستم}!

به عقیده من یکمقدار بسیار زیادیش برای خاطر آقای بدیعی هست که یک صفحه را می آورد بدون میزان (بصورت) آواز، می گفت تا جلسه بعد باید این را حفظ کنی! این به مراتب سخت تره از (خواندن) پارتیتور مثلا " پتروشکا " مال استراوینسکی. خوب من باید خیلی ممنون باشم؛ بعد هم از لحاظ موسیقی ایرانی تمام ردیفها و قطعاتی که زدم، خیلی استفاده کردم. الان هم اگر قرار باشه قطعه ای بنویسم برای ایران که ممکن هست به زودی بنویسم، الان هم خیلی سرذوقشم، حتما" می نویسم برای دوتا تار، دو تا سنتور، دو تا آواز (خواننده) و ارکستر سمفونیک.


مطالب مرتبط :
- اینجا مثل آپارتاید در آفریقای جنوبی شده !
- خواهران رهبری
- علی رهبری و موسیقی صلح
- نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری
- موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی


از سجاد پورقناد


Posted by sadjad at 06:05 PM | Comments 6

October 18, 2005

او هشتاد سال دارد

Oscar Peterson
تمبر یاد بود اسکار پیترسون
اسکار پیترسون در دهه های 1960 و 1970 با گروه سه نفری خود متشکل از هنرمندانی چون سم جونز و نیلز هننینگ بعنوان نوازندگان بیس، جو پس بعنوان گیتاریست و لوئیس هایس نوازنده درامز * بود به فعالیت های هنری خود ادامه داد.

Audio File اجرای تم زیبای اسکار پیترسون

در این سالها او تنها سفیر موسیقی جز در دنیا بود که به آهنگسازی، اجرا، ضبط، آموزش و در یک کلام توسعه موسیقی Jazz کمک می کرد. وی در طول این مدت علاوه بر ضبط آلبوم های موسیقی با بزرگانی مانند دیزی گلیسپی (Dizzy Gillespie) و کلارک تری (Clark Tery) تعداد زیادی کارهای سلو خود را ضبط کرد.

پیترسون در دهه 80 و اوایل دهه نود بصورت یک هنرمند آزاد به فعالیت های هنری خود ادامه داد و در دانشگاه یورک (York) شهر تورونتو به تدریس موسیقی پرداخت.

وی در طول مدت فعالیت هنری مفتخر به دریافت بیش از یکصد جایزه و عنوان در موسیقی شد که در این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد :

•  در سال 1987 از طرف دانشگاه تورنتو جایزه روی تامسون (Roy Thomson Award)،
•  در سال 1991 جایزه هنرهای تورونتو (Toronto Arts Award) را به دلیل یک عمر فعالیت در زمینه توسعه موسیقی Jazz،
•  در سال 1992 جایزه بهترین اجرای موسیقی از طرف مقامات دولتی،
•  در سال 1993 جایزه Glenn Gould Prize، در سال 1995 جایزه بین المللی بهترین هنرمند و نوازنده دنیا،
•  در سال 1997 مدال افتخار از دانشگاه کونکوردیا (Concordia)،
•  در سال 1999 جایزه هنری Praemium Imeriale، در سال 2000 جایزه بزرگ موسیقی از طرف UNESCO را دریافت کرد
•  و در سال 2001 بعنوان بهترین موسیقیدان سال تورونتو انتخاب شد.

Audio File اجرای Sweet Loraine به همراهی Nat King Cole

اسکار پیترسون در پانزدهم آگوست سال 2005 مراسم جشن تولد 80 سالگی خود را در تورونتو برگذار کرد. در این مراسم که بیش از 200 نفر از بزرگان موسیقی جز و مقامات دولتی کانادا شرکت داشتند دایانا کرال (Diana Krall) نوازنده پیانو و خواننده مشهور Jazz نسخه ای از موسیقی "هنگامی که تابستان می آید" (When Summer Comes) که از ساخته های اسکار پیترسون است را بصورت وکال اجرا کرد. متن این ترانه را همسر دایانا کرال یعنی (Elvis Costello) تهیه کرده بود.

شهرت و افتخارات کسب شده اسکار پیترسون به اندازی است که مقامات دولتی کانادا تمبر یادبودی در سال 2005 بمناسبت جشن تولد 80 سالگی او منتشر کردند. این دومین باری است که مقامات دولتی کانادا برای فردی که در حال حاضر زنده است، تمبر یادبود منتشر می کنند. اولین بار چنین تمبری برای ملکه دوم الیزابت منتشر شد.

audio file اجرای زیبای Yesterday از گروه بیتلز توسط اسکار پیترسون

اسکار پیترسون در دهه 90 به دلیل فعالیت های مستمر دانشگاهی خود موفق به دریافت درجه های علمی - افتخاری زیر شد :

1973 - دکترای حقوق از دانشگاه Carleton
1976 - دکترای حقوق از دانشگاه Queen's
1979 - دکترای حقوق از دانشگاه Concordian
1980 - دکترای موسیقی از Mount Alison, Sackville N.B
1981 - دکترای حقوق از دانشگاه McMaster
1981 - دکترای حقوق از دانشگاه Victoria, B.C
1982 - دکترای ادبیات York
1983 - دکترای هنرهای زیبا از دانشگاه Northwestern
1985 - دکترای حقوق از دانشگاه Toronto
1985 - دکترای موسیقی از دانشگاه
1994 - دکترای حقوق از دانشگاه British Columbia
1996 - دکترای هنرهای زیبا از دانشگاه های Niagara University و New York
1999 - دکترای حقوق از دانشگاه Western Ontario

اور در حال حاضر اوقات کمی از وقت خود را در دانشگاه می گذراند و اغلب در منزل به تفریح، سرگمی و حرفه مورد علاقه خود یعنی موسیقی می پردازد.

مطلب مرتبط : اسکار پیترسون

* : Sam Jones, Niels Henning, Joe Pass, Louis Hayes



Wikipedia, BBC, Oscar Peterson Official web site

Posted by Kamran at 11:38 AM | Comments 3

October 17, 2005

کارول کینگ - ۲

Carole King
کارول کینگ
کینگ و لارکی بعدها به کالیفرنیا رفتند و در سال 1968 تریو The City را راه اندازی کردند و یک آلبوم به نام Now That Everything's Been Said را منتشر کردند اما تور تبلیغاتی این آلبوم به دلیل ترس از صحنه کارول کینگ منتفی و همین مساله موجب عدم موفقیت تجاری آلبوم شد.

جالب است که این آلبوم شامل ترانه هایی بود که اجرای مجدد آنها توسط خوانندگان دیگر با استقبال فراوانی مواجه شد. جیمز تیلور James Taylor که ترانه You've Got a Friend از این آلبوم را اجرا کرده بود، دوستی نزدیکی با کینگ پیدا کرد و او را به ادامه کار سولو تشویق نمود.

آلبوم Writer در سال 1970 با شکست مواجه شد اما آلبوم بعدی به نام Tapestry، چنان موفق بود که به مدت شش سال در فهرست بهترینها حضور داشت و عنوان پرفروشترین آلبوم دوره را کسب کرد.

این آلبوم اثری بود آرام و شخصی که مهمترین نقش را در شکل گیری نسل خواننده/ترانه سرا ایفا کرد. در سالهای 71 تا 74، سه آلبوم Music ، Rhymes & Reasons و Wrap around Joy به ترتیب مقام اول، دوم و اول را در فهرست جهانی کسب کردند.

در سال 1975، کینگ و گافین برای کار متحد شدند و آلبوم Thoroughbred را که از همکاری افرادی چون جیمز تیلور، دیوید کرازبی (David Crosby) از تاثیرگذار ترین چهره های موسیقی فولک- راک آمریکا و عضو اصلی گروه Crosby, Stills & Nash و گراهام نش Graham Nash بهره بردند.

audio file Carol King - Welcome to my living room

آثار بعدی کینگ و گافین تا آلبوم مهم Pearls در سال 1980 که مجموعه ای از اجراهای مختلف ترانه های این زوج هنری بود، ادامه یافت و پس از آن کینگ به شهر کوچکی در کوهستانهای آیداهو نقل مکان کرد و به فعالیت در زمینه حفظ محیط زیست پرداخت.

پس از آلبوم Speeding Time در 1983، او وقفه ای شش ساله در کار موسیقی خود ایجاد کرد تا اینکه آلبوم City Streets را با حضور اریک کلپتون Eric Clpton منتشر نمود و به دنیای موسیقی بازگشت.فیلم مستند تور The Living Room، در سالهای 5-2004 در یک مجموعه از دو CD منتشر شد که کارول کینگ را در حال مرور ترانه هایش در طی سالها فعالیت هنری، نشان میدهد. او در این اجرا تنها با پیانویی که خودش مینوازد و یک گیتار آکوستیک همراهی میشود.

کارول کینگ، همراه با بسیاری از هنرمندان و اشخاص سرشناس جهان، در جریان وقایع طوفان کاترینا و ریتا فعالیت های بسیاری در جمع آوری کمک برای حادثه دیدگان طوفان انجام داد.

مطلب مرتبط : کارول کینگ - ۱

VH1

Posted by Kamran at 03:10 PM | Comments 1

October 16, 2005

دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

Ludwig van Beethoven
Ludwig van Beethoven
در خبرهای روز گذشته داشتیم که یک قطعه موسیقی دست نویس از لودویگ وان بتهوون که شامل یکی از انقلابی ترین آثار اوست، توسط یک کتابدار که به تمیز کردن قفسه های کتابخانه یک مدرسه علوم دینی در پنسیلوانیا مشغول بود، کشف شد؛ این قطعه مدتی بیش از یک قرن بود که مفقود شده بود.

عقیده متخصصین بر این است که این دست نوشته 80 صفحه ای که نسخه ای از Grosse Fuge - نوعی کوارتت زهی - برای پیانو است، توسط شخص بتهوون نوشته شده است.

تاریخ این نوشته مربوط به آخرین ماههای حیات این موسیقی دان برجسته و زمانی است که او کاملا ناشنوا شده بوده است. این اثر بنا به گفته محققین یک "کشف فوق العاده" و "بسیار با اهمیت" شناخته شده است.

این قطعه گمشده در ماه جولای، توسط هیتر کاربو (Heather Carbo)، کتابدار کتابخانه مدرسه دینی پالمر Palmer، که مشغول تمیز کردن قفسه آرشیو بود، یافته شد.

او گفته است: "این نوشته همانجا روی قفسه بود، من کاملا شوکه شده بودم، من چیزهایی درباره یک دست نوشته بتهوون شنیده بودم، بنابر این بلافاصله چیزی را که یافته بودم تشخیص دادم."

سرگذشت این دست نوشته از زمانی که در سال 1890 در برلین نوشته شده است یکی از اسرار تاریخ موسیقی به شمار می رفته است. بنا به گزارش نیویورک تایمز، اکثر نتها با جوهر قهوه ای نوشته شده اند و با دستی خشمناک در گوشه و کنار پراکنده شده اند. این قطعه دارای خط خوردگیها و اصلاحات فراوان است.

دست نوشته Grosse Fuge به عنوان قطعه پایانی کوارتت زهی در سی (B) ماژور و در حدود 130 سال پیش، تکمیل شده است. بتهوون نوشتن این کوارتت را در ماه مه (اردیبهشت) 1825 آغاز کرده و آنرا در سپتامبر(شهریور) همان سال به پایان رسانده است. این اثر بین موسیقیدانان شهرت بدی دارد زیرا اثری بسیار مشکل است و گفته میشود هنگامی که برای اولین بار به اجرای عمومی درآمده است، شنوندگان تنها برای دو موومان آن تقاضای تکرار کرده اند. اما با وجود انتقادهای شدیدی که در آن زمان از این اثر شد، امروز آنرا به عنوان یکی از مهمترین کارهای بتهوون میشناسند.

Ludwig van Beethoven
تصویری از دست نوشته بتهوون
این آهنگساز بعدها یک نسخه مخصوص پیانو از این اثر تهیه کرد، که همان نسخه یافته شده در پنسیلوانیا است. یکی از مسئولین حراج مهم آثار هنری سوتبی (Sotheby)، گفته است که در اسناد موجود تنها یک شرح کوتاه از این قطعه وجود دارد و آن هم در یک کاتالوگ سال 1890 است و محققین آثار بتهوون هرگز چیزی درباره آن شرح نداده اند. این کشف، لزوم یک ارزیابی مجدد درباره این موسیقی شگفت آور را به وجود آورده است.

ماینارد سولومون (Maynard Solomon)، شرح حال نویس و یک متخصص بتهوون با شهرت جهانی، بعد از دیدن صفحاتی از این دست نوشته آنرا کشفی بسیار مهم خواند و گفت:

" این دست نویس در شرایطی عالی است و حاوی تعداد زیادی قطعات جذاب بوده و میتواند موضوع بسیاری تحقیقات و تحلیلهای مهم باشد زیرا یافته شدن آن، یک خلا اطلاعاتی بزرگ در تاریخ آهنگسازی این هنرمند را پر نموده است و یکی از آثار مهم بتهوون است."

این قطعه که دارای اصلاحات، پاک شدگیهایی که موجب دویدن جوهر و سوراخ شدن کاغذ شده اند و دوباره نویسی های متعدد است و همچنین صفحاتی که بعد نوشته شده و در محل مناسب، در بین صفحات چسبانیده شده اند، میزان وسواس و دقت او را در تجدید و اصلاح موسیقی اش نشان میدهد. حالات روحی بتهوون هم در شیوه نوشتن او کاملا مشهود است زیرا هرچه موسیقی قدرتمندتر و شدیدتر میشود، نتها هم درشت تر نوشته شده اند.

ریچارد کریمر (Richard Kramer)، موسیقی شناس دانشگاه نییورک گفته است:

"آنچه این سند به ما داده است، بینشی نادر در روند غیرقابل دسترسی و ناشناسی تصمیم گیری است که در طی آن موومانهای این کوارتت بسیار پیچیده به اثری برای دو نوازی پیانو تبدیل شده است."

این دست نوشته آخرین بار در سال 1890، در حراجی در برلین دیده شده است و در طی آن توسط یک کارخانه دار و سازنده سرودهای روحانی به نام ویلیام هوارد دوان William Howard Doane، خریداری شده است.

Guardian

Posted by Kamran at 11:50 AM | Comments 6

October 15, 2005

نوازنده و تمرین-5

 Violin PC
امروزه برنامه های کامپیوتر ادیت موسیقی را
برای نوازندگان آسانتر کرده است

16- ضبط تمرین موسیقی چگونه می تواند به نوازنده کمک کند؟
از آنجا که بسیاری از نقاط قوت وضعف درهنگام تمرین و اجرا وجود دارد که نوازنده به دلایل مختلف از وجود آنها ناآگاه است، ضبط تمرین و شنیدن آن به دقت، می تواند بعنوان یک ابزار کنترل کننده نوازنده، کمک شایانی به شناسایی نقاط قوت وضعف موجود در کار او نماید. اما بهتر است به دو مورد دقت نماییم:

نکته نخست، توجه داشته باشیم که: اگر از طریق دستگاه ضبط صوت و بوسیله نوار کاست(روش مغناطیسی) تمرینها را ضبط و یا پخش می کنیم، این امکان می تواند بوجود آید که موسیقی در" قسمت هایی" از طول زمان ضبط و پخش اجرایش، کندتر یا تند تر از تمپوی اصلی خوانده شود، که ناشی از دلایلی مثل: وجود ایراد در دستگاه ضبط صوت و یا کیفیت نامرغوب نوار کاست است و در نتیجه بوجود آمدن این ایرادات، اجرای اصلی دستخوش تغییرات صدایی خواهد گشت.

در بعضی مواقع نیز، دستگاه ضبط صوت" کل" یک نوار کاست را، سریعتر یا کندتر از سرعت انتخابی که در آن موسیقی ضبط شده، پخش می کند. در این حالت به علت آنکه کل اجرا و یا در واقع تمامی نت ها باهم، به سرعتی بیشتر یا کمتر از تمپو اصلی خود رسیده اند، تمامی اجرا با سرعتی غیر واقعی شنیده می شود و شنونده در محاسبه "تمپوی اصلی" موسیقی اجرا شده دچار اشتباه می شود.

در حالت اخیر، بدلیل آنکه این تغییر سرعت برای همگی نت ها و بصورت یکسان اتفاق افتاده، نسبت زیرو بمی نت ها به یکدیگر، بازهم حفظ می گردد. اما تمپو موسیقی پخش شده توسط دستگاه نسبت به تمپو انتخابی اصلی، جابجا خواهد گشت .

اگر برای ضبط از (روش های دیجیتالی) مانند کامپیوتر استفاده کنیم، غیر از آنکه چنین مشکلاتی بروز نمی کند و موسیقی ضبط شده نیز در اثر بارها و بارها شنیده شدن تغییر کیفیت نخواهد داد، امکان استفاده از نرم افزارهای صوتی کامپیوتری نیز وجود خواهد داشت و می توان از امکانات فراوان آنها، در بررسی تمرین ضبط شده توسط نوازنده یا اجراهای ضبط شده از موسیقی دان های دیگر بهره برد.

(مانند استفاده از منحنی موج موسیقی و جدا نمودن قسمت هایی از موسیقی از کل آن با استفاده از این منحنی و بررسی دقیق آن قسمتها و اعمال تغییراتی مثل پایین آوردن تمپوی آن و...)

امروزه کامپیوتر و نرم افزارهایش امکانات بسیاری را در اختیار نوازندگان قرار می دهد که متاسفانه استادان و نوازندگان قدیمی به علت نبود این امکانات، از آنها محروم بودند. آنان برای رسیدن به نتیجه در برخی از مسائل اجرای موسیقی، زحمات بسیاری را متحمل می شدند که امروزه با پیشرفت دانش نرم افزارهای صوتی درکامپیوتر، رسیدن به نتایج بسیار آسانتر و سریعتر شده است.

cool edit

نکته دوم اینکه، حتی دو اجرای پشت سر هم از یک قطعه و از یک نوازنده دقیقا با یکدیگر یکسان نیست و به عبارت دیگر " هر لحظه، کیفیت خاص خود را دارد."

بنابر این درهر بار ضبط از اجرای یک موسیقی، بایستی دانست که این خصوصیات بیشتر مربوط به همان دفعه از اجرا هستند و ممکن است در دفعات بعدی تا حدودی تغییر یابند. ( البته طبیعی است که هر چقدر به نواختن قطعه مسلط تر شویم، تفاوت ها بین دفعات مختلف اجرای آن کمترمی گردد.)

با این وجود، نمی توان پس از شنیدن ضبط یکی از دفعات تمرین، یک حکم کلی درباره نحوه نواختن قطعه صادرکرد، بلکه اگر نقاط قوت و ضعف چندین بار در ضبط ها و اجراها تکرار شدند، آنگاه می توان به نتیجه گیری درباره وجود و چگونگی آنها رسید.

مطالب مرتبط :
- نوازنده و تمرین - 4
- نوازنده و تمرین - ۳
- نوازنده و تمرین - ۲
- نوازنده و تمرین - ۱

از علی نوربخش


Posted by sadjad at 03:49 PM | Comments 7

October 15, 2005

پیانو - کوک ، قسمت دوم

 piano
هر پیانو حداقل به دوبار کوک در سال نیاز دارد

پیانو چه مواقعی نیاز به کوک کردن دارد؟
Steinway & Sons می گوید : "مهم نیست که پیانو شما از چه مارکی باشد، چه کسی آنرا قبلآ کوک کرده باشد و در چه شرایط آب و هوایی باشد. طبیعت پیانو در این هست که به تدریج از کوک خارج شود."

بنابراین نباید انتظار داشت که حتی بهترین پیانو ها دیر به دیر کوک شوند. سازندگان بزرگ پیانوهای خوب همانند Steinway & Sons ، Yamaha ، Baldwin ، Schimmel و ... همگی اتفاق نظر دارند که یک پیانو باید حداقل دو بار در سال کوک شود.

اما ممکن است شما یکی از همین مارکهای خوب پیانو را داشته باشید و بگویید که ساز من کوک خود را طی یکسال حفظ می کند. باید گفت اینگونه نیست! از آنجایی که پروسه خارج شدن کوک - در صورتی که تغییر ناگهانی به ساز اعمال نشود - تدریجی است گوش شما اغلب قادر به تشخیص آن نخواهد بود و یک ناظر خارجی و متخصص بسادگی می تواند تشخیص دهد که ساز شما از کوک خارج است یا خیر.

لذا طبق توصیه سازندگان حداقل دو بار در سال پیانو خود را کوک کنید. اما چنانچه پیانو توسط یک فرد حرفه ای و روزانه بیش از 3-4 ساعت استفاده میشود و یا کاربری آن مانند پیانو یک آموزشگاه است، ممکن است لازم باشد بیش از 4 بار درسال به کوک شود چرا که استفاده زیاد از پیانو بخصوص در فصولی که رطوبت هوا زیاد است به شدت بر روی کوک پیانو تاثیر می گذارد.

آیا با کوک نکردن پیانو مشکلی برای ساز بوجود می آید؟
یک ورزشکار هنگامی که برای مدت زیاد ورزش نکند دیگر نمی تواند خیلی سریع به اندازه اولیه خود باز گردد و لازم است که برای مدتی از ورزشهای سبک شروع کند تا نهایتآ به شرایط اولیه بازگردد. برای پیانو هم تقریبآ همین موضوع صادق است. سیم های پیانو از لحاظ فیزیکی باید همواره تحت کشش مشخصی باشند و چنانچه ساز برای چندین سال کوک نشود کشش روی سیم ها کم شده و برای بازگرداندن ساز به کوک استاندارد، ممکن است چند هفته کار لازم باشد. سیمها در مدتی که پیانو در خواب بوده از حالت تعادل در کشش کوک درست به حالت تعادلی در یک کشش کمتر عادت کرده اند و بازگرداندن آنها به وضعیت جدید زمان می خواهد و با یک کوک اینکار ممکن نخواهد بود.

 piano
پیانو را هنگام جابجایی حتمآ با پتو محافظت کنید.

آیا حرکت دادن پیانو کوک را تغییر می دهد؟
کاملآ بستگی به این دارد که با چه مهارتی ساز جابجا شود. اگر ساز را در محدوده کوچکی فقط روی چرخهایش تکان دهیم به احتمال زیاد تغییری در وضعیت کوک رخ نخواهد داد. اما اگر ساز را با پیچ و تاب زیاد یا در فواصل طولانی جابجا کنیم ضربات احتمالی ممکن است باعث تغییراتی هر چند کوچک در صفحه صدای (Soundboard) یا سایر قسمتهای ساز شود که می تواند عاملی برای از کوک خارج شدن باشد.

بخصوص اگر وضعیت محیطی ساز تغییر کند. مثلآ از یک اطاق با کولر آبی به یک اطاق با کولر گازی منتقل شود بدون شک روی کوک ساز تاثیر خواهد گذاشت. نکته مهم آن است که در اینگونه موارد باید بگذاریم ساز برای مدتی به حال خود بماند و از لحاظ فیزیک خود را با شرایط محیط منطبق کند بعد اقدام به کوک مجدد ساز بنماییم.

نکته بسیار مهم هنگام جابجایی پیانو
پیانو بهترین دوست و همدم یک نوازنده است و جدای از این مسئله به دلیل گران قیمت بودن این ساز، به هنگام نقل و انتقال آن همواره از افراد و تیم های مجرب استفاده کنید. لحظه ای درنگ نکنید و بخاطر چند هزار تومان بالا یا پایینتر انتقال ساز خود را به دست افراد کم تجربه نیندازید. متاسفانه در همین شهر تهران شاهد آن بوده ایم که به دلیل کم تجربگی هنگام پایین آوردن ساز از وانت، ساز رها شد و بر زمین افتاده و یا به هنگام عبور دادن ساز از پای پیچ پله ها آنرا به در و دیورا کوبانده اند.

اگر تیم جابجا کننده برای جابجایی از تسمه هایی که روی دوش کارگران می افتد استفاده نمی کند، به هیچوجه کار را به آنها محول نکنید. حتمآ از تیم جابجا کننده ساز بخواهید که روی ساز شما پوشش کلفت برزنتی یا پتو بکشند چرا که گوشه های ساز بخصوص در کنار پایه های جلویی همواره در خطر برخورد با دیوار هستند. همچنین کارگرانی که ساز را حمل می کنند اغلب روی پله ها، برای استراحت، کف پیانو را به زمین می کشند و باعث خرابی کف آن می شوند. بنابراین با دقت همواره بالای سر افراد جابجا کننده ساز و در مواقع مورد نیاز به آنها تذکر دهید.

با وجود سنگینی ساز (بطور متوسط 250 کیلوگرم)، دو یا حداکثر سه نفر برای جابجایی پیانو کافی هستند و اگر با تجربه باشند بسادگی مثل آب خوردن ساز را جابجا می کنند اما اگر بی تجربه باشند، هر چند نفر هم کمک داشته باشند نمی توانند ساز را جابجا کنند.

در کشورهای پیشرفته شما می توانید پیانو خود را هنگامی که می خواهید از یک نقطه شهر به نقطه دیگر منتقل کنید، بیمه نموده با خیال راحت دست به اینکار بزنید. اما متاسفانه در ایران شرکت های بیمه چنین پوششی را نمی دهند.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 01:17 PM | Comments 4

October 13, 2005

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا – قسمت پایانی

child & piano
کودک در انتخاب ساز باید آزاد باشد
مانهاتان ویل
در سالهای 1970 تلاش و کوشش فراوانی بطور گسترده و جامع در ایالات متحده آمریکا در جهت شکوفایی موسیقی انجام گرفت و به موفقیتهای قابل توجهی نیز دست یافت که البته بیشتر این فعالیتها فردی بود. ولی بعد از تاسیس کالج "مانهاتان ویل" موسیقی در یک مجموعه بزرگتر و گسترده آموزش داده میشد؛ و این بار هدف این کالج تنها آموزش موسیقی نبود، بلکه موسیقی به یک گروه بزرگتر، هنر و ادبیات و آموزش پرورش تعلق گرفت.

آنها قصد داشتند هنر و ادبیات آموزش و پرورش را در ایالات متحده به سطحی بالاتر ارتقا دهند. به همین خاطر یک طرح تحقیقاتی به نام "اینتراکشن" (Interaction) یا تاثیر متقابل تصویب کردند که این طرح برنامه آموزش موسیقی از کودکستان تا آموزش عالی را تحت پوشش خود قرار می داد.

در این روش ترکیبی از روشهای موجود مورد بررسی قرار می گرفت و اساس فعالیتها و خلاقیت در روش مانهاتان مانند روش مونته سوری بر مبنای کشف و یافته های شخصی بنا میشود. در این سیستم کودکان هم سن یافته ها و تجربیات شخصی خود را با هم مقایسه میکنند و باید صداهای موسیقی را مثل یک آهنگ در نظر بگیرند و با آن سرو کار داشته باشند. مثلا یک گروه سه یا چهار نفری هر کدام با یک کاغذ مچاله شده، صداهای متفاوتی را ایجاد می کنند و کوک صداهای مختلفی را تجربه کرده تا اینکه به صدای مخصوص خودش برسد.

در این روش کار معلم بسیار سخت و پیچیده است و آموزش معلم در این سیستم در درجه اول اهمیت قرار می گیرد. کنسرواتوارهای مختلف آمریکا نیز به همین منظور معلمین بسیار ورزیده ای در این زمینه تربیت کردند و از جمله فعالیتهایی که در این مجموعه انجام می گرفت می توان راهنمایی و کشف، کاربرد دوباره صداها، بداهه نوازی با اصوات، باز سازی صداهای اطراف مثل تقلید صدای هواپیما، حیوانات، طبیعت و ... را نام برد.

ادگار ویلمز و مارتینو
ادگار ویلمز نیز مانند " دالکروز" از اهالی سوئیس بود و معتقد بود آموزش موسیقی از "رحم" مادر شکل میگرد و اولین آوازهایی که کودک فرا میگیرد، در بطن مادر است، بنابراین ما از محدوده کودک هم خارج شده به زمان قبل از تولد میرویم؛ و بهترین شرایط اجتماعی، شرایطی است که خانواده به وجود می آورد. در سیستم ویلمز با دو عامل کودک و خانواده روبرو هستیم. بنابه اعتقاد ویلمز هیچگونه فعالیت جدی آموزشی موسیقی را تا قبل از شش سالگی نباید به کودک آموخت ولی کودک تا شش سالگی باید موسیقیدان بشود.

البته نه به معنای توانایی اجرای یک ساز، بلکه از نظر شناخت موسیقی و درک بنیانهای اساسی آن. ویلمز بنیانهای اساسی موسیقی را شامل، سه مقوله (ریتم، ملودی و هارمونی) میداند و معتقد است برای یافتن سه مقوله باید در طبیعت و اجتماع آنها را جستجو کرد و آنچه را که در طبیعت و زندگی اجتماعی وجود دارد. استخراج کرده به کودک عرضه شود. در این روش هیچگونه ساز مخصوص کودکان وجود ندارد. مگر اینکه کودک خودش آنرا کشف کند.

در عین حال تمام سازهای موجود باید در اختیار کودک قرار گیرند، تا خودش آنچه را که با روحیاتش سازگار است انتخاب کند. ما در روش ویلمز به یک معلم بسیار ورزیده و یک روش کار آزموده و یک خانواده توانا نیازمندیم؛ و به طور کلی بوجود آوردن یک سیستم آموزشی جدی تنها با داشتن معلمهای خوب هم، به یک رهنمون جمعی و مفید نخواهد رسید. برای رسیدن به بنیانهای صحیح آموزش موسیقی به یک مجموعه بیش از ده نفر نیازمندیم. به همین منظور ویلمز آموزش خود را در مهد کودکها، متمرکز میکند. آموزشهایی که از شش سالگی در مدارس شروع میشود، برای ویلمز تمام شده است.

childern music
در مقایسه روشهای گذشته با روش ویلمز، به این نتیجه میرسیم که روش مونته سوری درمان میکند، سوزوکی موسیقیدان بار می آورد، ارف روشهای مختص استفاده می کند، ولی در روش ویلمز محدودیتی وجود ندارد، مگر اینکه خود کودک آنرا بوجود آورد.

روش مارتینو نیز در دل روش ویلمز جای میگیرد و چیزی جدای از آن نیست، البته مارتینو تمام کارهای خود را با دبستانیها انجام می داد و روش بسیار گسترده ای در تدریس آواز داشت. که درنهایت به تربیت خواننده منجر میشد. بنیانهای اساسی روش مارتینو این بود که چگونه باید آواز خواند و بنوعی{تقریبا"} تمام روشهای آواز که در دنیا وجود داشته، در روش او بکار گرفته شده است.

در پایان بررسی شیوه های فوق باید متذکر شد که از اواخر قرن بیستم، تقریبا" در سراسر دنیا هیچ کس به هیچ روشی پایبند نیست و کار نمیکند، بلکه روشی را انتخاب می کند که متناسب با توانایی کودکان باشد. امیدوار هستیم که این روشها در کشور ما نیز بکار گرفته شود و بهترین و مناسبترین آنها برای آموزش موسیقی به کودکان ایرانی در نظر گرفته شود.

مطالب مرتبط :
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا – ۱
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا – 2
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا – 3
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا – 4

حامد مفاخری


Posted by sadjad at 03:45 PM | Comments 3

October 12, 2005

حسن کسایی،آقای نی

 Hassan Kasaiy
حسن کسائی
نام استاد کسایی با نی چنان عجین شده که تصور یکی بدون دیگری امریست محال. نی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچگاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار،سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه ای و مضرابی جایگاه نسبتا ثابتی در بین موسیقی دانان و مردم پیدا کند.

احتمالا سادگی ساخت که خود موجب پیدایش الگوهای غیر استاندارد و در نهایت باعث محدود شدن سطح تکنیکی نی شده بود را بتوان عامل اصلی عدم ثبات در جایگاه اصلی نی دانست. توضیح آنکه، برای توسعه و رشد امکانات فنی و تکنیکی یک ساز، لازم است ابتدا ساختار آن، طبق الگویی دقیق و کارشناسی شده، طراحی و ساخته شود تا نواختن آن با حداکثر قابلیت اجرایی، میسر گردد؛ بر اساس اطلاعاتی که از ضبط اولین صفحه های موسیقی ایرانی در دست است، تکنیک نوازندگی سازهایی همچون تار، ویلن، کمانچه به نسبت نی در سطح بالاتری قرار دارد. تنها ضبطی که در گذشته از نی انجام شده تکنوازی و جواب آواز نایب اسدالله اصفهانی است که بنا به روایتی اولین کسی است که نی را به سبک "دندانی" می نواخته (هر چند خلاف این موضوع انکار ناپذیر نیست.) در هر صورت می توان با بررسی این چند صفحه ضبط شده، سطح نوازندگی نی را در آن زمان شناخت.

استاد کسائی بطور مستقیم نتوانست، از محضر نایب استفاده کند، ولی در دوره ای بسیار کوتاه نزد یکی از شاگردان ایشان به نام مهدی نوایی، تمام اندوخته های نوایی را فراگرفت، این موضوع از جهتی دلیل بر استعداد فراوان کسائی و از جهتی دیگر، نشان از محدودیت و سادگی تکنیک نوازندگی نی در آن زمان میباشد. از این رو حسن کسایی مانند تهرانی در تنبک ، عبادی در سه تار، بهاری در کمانچه و پایور در سنتور به نوعی از ابتدا شروع به ابداع تکنیک و پیاده کردن تمام دستگاهها در ساز نی نمود.

audio file به قسمت نوازندگی حسن کسایی گوش کنید.

در گذشته صدای نی، همراه با نا خالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن نی بصورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد، نی استاد، به رادیو راه پیدا کند؛ تکنوازیها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و ... باعث شد، نی همردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.

بعد از این دوره اغلب ارکسترهای ایرانی شروع به استفاده از ساز نی کردند و این احساس نیاز باعث رشد روز افزون نوازندگان نی شد که حتی امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه تدریس می گردد. می توان گفت، تمام نوازندگان امروز نی، با شنیدن صدای نی استاد کسایی به این ساز علاقمند شدند.

حسن کسايي به گفته خود در تاریخ 20 مهر 1307 در خانواده ای تاجر پیشه به دنیا آمد. پدر او سید جواد کسایی از تاجران به نام آن زمان اصفهان به دلیل علاقه و انسی که با موسیقی داشت، با اساتید آن زمان رفت و آمد می نمود؛ بزرگانی چون سید حسین طاهرزاده، جلال تاج زاده اصفهانی، اکبر خان نوروزی، خاندان شهناز (شعبان خان، حسین آقا، علی آقا و جلیل شهناز)، غلامحسین سارنج، ادیب خوانساری. بطوری که منزل آقا سید جواد، محفلی بود برای تجدید دیدار و نیز ساز و آواز اساتید به نام موسیقی اصفهان.

Hasan kasaee
حسن کسايي
این آمد و شد ها موجب شد حسن کسائي از کودکی با موسیقی آشنا شود و به مرور زمان، علاقه زیاد ایشان به موسیقی خصوصا" ساز نی (بعد از دیدن یک نوازنده دوره گرد) بر آن شد تا پدر، وی را نزد مهدی نوائی ببرد. پس از فوت مهدی نوایی کسایی همچنان از همنشینی با نوازندگان اصفهانی در جهت تسلط بر نوازندگی نی استفاده کرد؛ مخصوصا" از همنوازی با جلیل شهناز که به نوعی حق استادی بر گردن او دارد بهره برد. همنوازی با سازهای پرده داری مثل تار و سه تار او را بیش از پیش با گامهای مختلف موسیقی ایرانی آشنا کرد، بصورتی که برای اولین بار دستگاههای چهارگاه، اصفهان، نوا و راست پنجگاه با کوک دقیق و بصورت کامل اجرا کرد. کسایی همچنین از محضر ابوالحسن صبا بهره های فراوان برد که میتوان گفت، هنر نوازندگی سه تار کسائی، یادگار انس با این هنرمند یگانه است. سه تار نوازی کسائی تلفیقی زیبا از ترکیب نوازندگی تار جلیل شهناز و سه تار ابوالحسن صبا است.

Audio File قسمتی از فیلم نوازندگی حسن کسائی

حسن کسائی در اصفهان سالها مکتبدار موسیقی اصفهان در رشته های نی، سه تار و آواز بوده است. شاگردان زیادی از محضر او درس گرفته اند که امروز جزو چهره های برجسته موسیقی ایران شمرده می شوند؛ حسین عمومی، حسن ناهید، محمد موسوی، بهزاد فروهری، نعمت الله ستوده و شهرام میرجلالی از این جمله اند. اگرچه بیشتر آثار حسن کسایی را بداهه نوازی است تا موسیقی پیش ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی ها و حتی آوازیهای نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی های ایشان است.


از علی نجفی ملکی

Posted by sadjad at 07:54 PM | Comments 10

October 12, 2005

پیتر گابریل

Peter Gabriel
Peter Gabriel
پیتر گابریل به عنوان سرگروه Genesis در اواخر دهه 60 و اوایل 70، موسیقی Rock را با بهره گیری از عنصر Pop به سطوح جدیدی سوق داد. گبریل در تك خوانی های خود نسبت به سایر اعضای گروه مثل Phil Collins زیاد بلند پرواز نبود، اما در شیوه كار خود دقت زیادی به خرج می داد.

گابریل در دوران دبیرستان گروه Genesis را تشكیل داده بود، و همراه با آن نام خود را در موسیقی پر هیاهوی دهه 70 مطرح كرده بود. اما او گروه را در سال 75 ترك میكند تا افكار و ایده هایش را در غالب آلبومهای سولوی خود نمایش دهد.

audio file Shock the monkey

او در اولین آلبوم سولوی خود با نام "Peter Gabriel" در سال 77 با تاثیر از سبكهای مختلف و با بهره گیری از موسیقی الكترونیك، سبك خود را كه تفكر آمیز و پیچیده بود، معرفی كرد. این آلبوم و دو آلبوم سالهای 78 و 80 او كه اتفاقا هر سه به نام Peter Gabriel منتشر شدند، با معرفی سبك خاص و ویژه، او را به عنوان هنرمندی مشهور و در عین حال خاص معرفی كردند تا او به دور از نام پر آوازه Genesis، به شهرت برسد.

ترانه Biko در آلبوم پیتر گابریل سوم، ترانه ای بود در مورد یك مبارز تبعیض نژادی كه به یكی از بزرگترین ترانه های اعتراض آمیزدهه 80 تبدیل شد.

در سال 86 آلبوم So كه یكی از برترین آلبومهای Pop است را همراه با یك سری كلیپ های ویدئویی ارایه كرد كه به دلیل ویژگی های روشنفكرانه آن، هنوز هم جزو كلیپهای پر طرفدار است. در این ویدئوها، موسیقی با جلوه های بصری و مضامین سمبولیك و نشانه شناسی در آمیخته و طرحی نو در ساخت كلیپ را جلوه داده است. در كلیپ ترانه Sledgehammer گابریل با ابداعی خلاقانه برای اولین بار از تركیب انیمیشن با اكشن زنده استفاده كرد.

audio file Sledgehammer

به واسطه همین آلبوم، كه فروشی معادل 2 میلیون دلار داشت، پیتر گابریل به یك ستاره جهانی تبدیل شد و توانست رتبه 1 در UK Chart و رتبه 2 در US Chart را از آن خود كند.

یكی از آثار زیبا و به یاد ماندنی او، موسیقی متن فیلم The Last Temptation Of Christ به كارگردانی مارتین اسكورسیزی است كه به عقیده بعضی نهایت تبلور تلاش او در World music است.

او در سال 1992 با ترانه Us به سمت موسیقی پاپ رفت و بسیاری از مخاطبان خود را از دست داد. این آلبوم متاثر از درد و رنج ناشی از جدایی از همسر اول و دخترش است كه غم و اندوه وی ناشی از تمایلش به بازگشت به ابدیت، در ترانه River نشان می دهد كه عنصر معنویت یكی از اصول اشعار اوست. با این حال این آلبوم نیز یك میلیون نسخه فروش كرد و در UK&US Chart به رتبه 2 دست یافت.

گابریل در سال 1982 در لندن یك فستیوال عظیم موسیقی جهانی World Music با نام WOMAD (World of music and dance) را پایه گذاری كرد و با همكاری بزرگانی چون نصرت فاتح علی خان و Youssou , Robert Plant, N’Dour و Tony Bennetدر سالهای بعد آن را در نیوزلند، اسپانیا، ایتالیا، سنگاپور، سریلانكا و جزایر قناری به اجرای برنامه های موسیقی ملل پرداخت كه بزرگترین و جاه طلبانه ترین آنها در 1993 در آمریكا اجرا شد و تبدیل به یكی از ماندگارترین اجراهای زنده موسیقی ملل گردید.

در نهایت در سال 2002 آلبوم Up تنها توانست مدتی به عنوان نهم در جدول US دست یابد. در سال 2004 دختر او Anna Gabriel فیلمی با عنوان Family Portrait ساخت كه داستان آن در مورد تورهای بزرگ پدرش پیتر در نقاط مختلف دنیا است.

نكته جالب در مورد موسیقی پیتر گابریل این است كه وی چرخه ای را شروع كرد كه موسیقی Rock، Pop و موسیقی ملل را در بر می گیرد.


علی خوب بخت

Posted by Kamran at 03:05 PM | Comments 8

October 10, 2005

کتابی تازه از پدر اتنوموزیکولوژی ایران

 Mohammad taghi Masoudieh
محمد تقی مسعودیه
از محمد تقی مسعودیه (1377-1306) که به حق پدر اتنوموزیکولوژی ایران لقب گرفته، کتاب ها و مقاله های بسیاری به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و پارسی در زمان حیات خود او انتشار یافته است. با اینهمه شماری اندکی از آثار وی چاپ نشده باقی مانده اند که خوشبختانه یکی پس از دیگری در اختیار علاقه مندان قرار گرفته و می گیرند.

مسعودیه در رشته های آهنگسازی و موسیقی شناسی در مدرسه عالی موسیقی پاریس، مدرسه عالی موسیقی لایپزیگ و دانشگاه کُلن تحصیل کرد و پایان نامه دکترای وی با عنوان «آواز شور» در سال 1347/1968 در شهر ریگنسبورگ (آلمان) به صورت کتاب به چاپ رسید.* او سال ها در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تدریس پرداخت و در کنار فعالیت های گسترده آموزشی و پژوهشی در زمینه آهنگسازی نیز فعال بود. آثاری از او در برنامه های ارکستر سمفونیک تهران در سال های پیش و پس از انقلاب به اجرا درآمده و تعدادی نیز به رهبری علی (الکساندر) رهبری و منوچهر صهبایی در اروپا به ضبط درآمده اند.

تازه ترین اثری که از این چهره استثنایی موسیقی ایران انتشار یافته کتاب «سازهای ایران» است. این کتاب دویست و چهل و هفت صفحه ای، در شمارگان پنج هزار نسخه و بهای چهار هزار تومان توسط انتشارات زرین و سیمین در تهران به بازار کتاب عرضه شده است.

«سازهای ایران» با مقاله ای نوشته هومان اسعدی (پژوهشگر موسیقی) درباره زندگی و آثار محمد تقی مسعودیه آغاز می شود که وی در آن خاطر نشان می سازد: «کتاب حاضر که یکی از آخرین آثار استاد محسوب می شود حاوی نکات بدیعی درباره سازهای رایج در نواحی مختلف و نیز موسیقی کلاسیک ایران است. یکی از نکات ارزشمند در این کتاب بررسی پیشینه تاریخی سازها در رسالات موسیقایی و نسخ خطی فارسی است. همچنین علاوه بر بررسی ساختار شناسانهء سازها و مسائلی از قبیل امکانات اجرایی آنها، به بررسی جنبه های نمادین و نیز جایگاه سازهای مورد نظر در بستر فرهنگی – اجتماعی آنها نیز پرداخته شده است.

اگرچه متاسفانه استاد مجال بازبینی، تکمیل و ویرایش نهایی این اثر را چنان که در نظر داشت نیافت و حتی برخی از یادداشت های تکمیلی وی نیز مجال راه یافتن به متن را پیدا نکرد، اما این کتاب به صورت فعلی آن نیز همچنان مرجعی ارزشمند در تاریخ موسیقی شناسی ایران باقی خواهند ماند...» مقدمه ای نیز در پی این نوشتار آمده است که دربرگیرنده اطلاعاتی درباره محتوای کتاب، تنوع سازهای ایرانی، تاثیری پذیری متقابل سازها در مناطق مختلف و شیوه طبقه بندی سازها در این کتاب است: «معرفی سازها بر اساس اهمیت آنها در منطقه توالی می یابد».

مهمترین مواردی که در بررسی هر ساز مورد توجه قرار گرفته اند عبارتند از تشریح ساختمان ساز، چگونگی اجرا و امکانات اجرایی، نام بخش های گوناگون ساز در منطقه، وظیفه بنیادین و اهمیت ساز در قالب دیگر شئون و مظاهر فرهنگی، جنس ساختمان ساز، سازندگان و معرفی ساز در نوشته های خطی پارسی.

mas'oudieh
نخستین بخش از مطالب کتاب به سازهای استان آذربایجان اختصاص یافته که در آن سازهای قوپوز [ساز]، بالابان، زورنا [سورنا] و قاوال مورد بررسی قرار گرفته اند. بخش دوم «گیلان و مازندران»: کرنا، پیشه، میشی حال، دسرکوتن، قرنه، دتار [دوتار]؛ بخش سوم «ترکمن (گرگان و دشت)»: تامدئرا، قجق، یدی بوقون تویدوک، نی زبانه دار، دیللی تویدوک، غوپوز؛ بخش چهارم «خراسان»: دوتار، قوشمه، دهل سورنا، نقاره و کرنا، تاریخچه آیین نقاره کوبی؛ بخش پنجم«بلوچستان و سیستان»: سرود، رباب، بنجو، تنبیره، تنبورگ، دونلی، دی دی، کلم (نل)، مورلی، دهلک، تیمبک، دهل سورنا، کوزه و تشت، قیچک، سورنا و دهل؛ بخش ششم «بوشهر»: سنج، دمام، بوق، دمام، نی هنبونه، نی جفتی، نی تکی؛ بخش هفتم «لرستان، شهرکرد، قشقایی و بختیاری، خوزستان»: تمیره، تمیره و یارسان، کمانچه، کرنا، سورنا، دهل، ساز، ناقاره، دودوگ، نی هفت بند، دهل؛ بخش هشتم «بندعباس و حوالی»: عود، دهل سورنا.

در بخش نهم علاوه ذکر مطالبی کوتاه درباره پیشینه و ویژگی های مراسم زار که از آفریقا به کناره های خلیج پارس انتقال یافته، سازهای مورد استفاده در این مراسم به اختصار معرفی می شوند. بخش دهم به بررسی سازهای دیوان (چگور)، تمیره، دوزله، نرمه نای، شمشال و سورنا در استان کردستان می پردازد و بخش بعد ویژه «خانقاه و قادریه» است. در بخش دوازدهم به ورزش های زورخانه و ضرب زورخانه پرداخته می شود و واپسین بخش کتاب نیز به بررسی هفت ساز رایج در موسیقی کلاسیک (دستگاهی) ایران یعنی سنتور، تار، نی، کمانچه، سه تار، قانون و تمبک اختصاص یافته است.

تمام بخش های کتاب تصاویر جالبی از سازها و نوازندگان را نیز همراه دارند که سعید بهروزی و فرید سالمی آنها را عکاسی کرده اند.



* Massoudieh, Mohammad-Taghi. “Āwāz-e Šur, Zur Melodiebildung in der Persischen Kunstmusik”. Regensburg, Bosse, 1968.

از پژمان اکبرزاده


Posted by sadjad at 04:56 PM | Comments 1

October 09, 2005

پیانو - کوک ، قسمت اول

Piano Tuning
یک نوازنده خوب پیانو به احتمال زیاد نمی تواند
ساز خود را کوک کند و یک تکنیسین کوک پیانو
یقینآ نمی تواند خوب ساز بزند.

کوک استاندارد برای پیانو هنگامی است که نت لا در اکتاو میانی، صوت موسیقی با فرکانسی معادل 440 هرتز را تولید کند. اینکه این فرکانس از کجا آمده است، داستان مفصلی دارد اما همین بس که در این فرکانس قدرت و رنگ صدای نت ها بهتر خود را نشان می دهد و پس از جنگ جهانی اول بعنوان استاندارد کوک شناخته شده است.

کوک کردن پیانو پیچیده تر از سایر سازهای زهی است
اغلب سازهایی که عامل تولید صدا در آنها سیم های زهی هستند - مانند ویولن، سنتور، گیتار و ... - معمولآ توسط نوازنده کوک می شوند اما پیانو اینگونه نیست. وسعت صوتی این ساز از حدود 27 هرتز شروع می شود و تا حدود 3500 هرتز ادامه دارد و بعلت پیچیدگی ساختاری که دارد معمولآ برای کوک نیاز به تکنیسین مجرب دارد.

ممکن است کلاویه های مختلف ساز شما نسبت به هم متعادل باشند و مشکل هارمونیک نداشته باشند در این حالت نواختن موسیقی با این ساز برای خیلی از افراد عادی طبیعی بنظر خواهد رسید اما یک گوش دقیق تفاوت pitch این ساز را با یک ساز استاندارد بخوبی تشخیص می دهد.

با توجه به کیفیت مواد و قطعاتی که در ساخت پیانو بکار برده می شود هر چند مدت یکبار باید ساز را کوک کرد. گذشت زمان اغلب باعث می شود که کوک انواع سازهای زهی بیفتد و برخی از سیم ها پایین تر از آنچه باید نوسان کنند، و نتیجتآ نت بم تری را تولید کنند.

پیانو نیز از این قاعده مستثنا نیست و پیچیدگی های بیشتری دارد، چرا که تقریبا" به غیر از یک اکتاو پایین پیانو، هر کلاویه در سایر اکتاوها از دو یا سه سیم تشکیل شده است و از آنجا که معمولآ سیمها یکسان از کوک خارج نمی شوند، حتی نواختن یک نت نیز می تواند صدای غیر قابل تحملی را ایجاد کند. یک پیانو امروزی با 88 کلاویه معمولآ حدود 220 تا 230 سیم زهی برای تولید صدا دارد.

چرا کوک کردن پیانو زمان زیادی لازم دارد؟
کوک پیانو معمولآ در چند مرحله انجام می شود. اگر شاهد کوک کردن حرفه ای یک پیانو بوده باشید حتمآ تعجب کرده اید که چرا تکنیسین پیانو چند بار بصورت رفت و برگشت ساز را کوک می کند. (اگر اینکار را نمی کند حتمآ در مهارت او و گوش موسیقی خود شک کنید!)

دلیل آن این است که مجموع سیمهای پیانو فشاری در حدود 16 هزار کیلوگرم به اتصالات و صفحه چدنی نگهدارنده سیم ها وارد می کند. بنابراین بدیهی است که فشار وارده به مجموعه، هنگامی که از سمت سیمهای باس به سمت سیمهای ریز برای کوک کردن حرکت می کنیم تغییر می کند و در نهایت روی کوک سیم های قبلی تاثیر می گذارد. به همین دلیل یک تکنیسین مجرب معمولآ مجبور است چند بار با حرکت رفت و برگشت کوک هر کلاویه را کنترل و در صورت نیاز تصحیح کند.

Piano Tuning
کوک پیانو به آچار مخصوص احتیاج دارد. استفاده
از انبردست برای تنظیم یک سیم باعث آسیب
دیدن پین های نگهدارنده سیمها می شود.

رفتار پیانو های نو
هرچند امروزه تکنولوژی قطعات و نحوه ساخت پیانوها بسیار پیشرفت کرده است اما این قاعده هنوز وجود دارد که یک ساز (پیانو) نو ممکن است طی یکی دو سال اول بیش از حد معمول از کوک خارج شود. میزان دفعات و مقدار خارج شدن از کوک کاملآ به کیفیت ساخت و نحوه نگهداری شما از ساز بستگی دارد. بگونه ای که یک ساز مرغوب ممکن است طی یک سال هم کوک اولیه خود را نگه دارد و صدای قابل قبولی را تولید کند و برعکس یک پیانو نامرغوب ممکن است در کمتر از یک ماه کوک خود را بکلی از دست بدهد.

علت این امر این است که اغلب قسمتهای پیانو از چوب تشکیل شده و چنانچه در مراحل پخت چوب و خارج کردن آب از آن کاستی صورت بگیرد، این قطعات بسادگی می توانند تحت فشار سیمها تغییر حالت دهند. سیم های زهی نو نیز برای رسیدن به یک حالت پایدار نیاز به تحمل کشش برای مدت طولانی دارند. لذا مجموع عوامل فوق ممکن است باعث شود که کوک یک پیانو نو در سال اول به چندین بار کوک شدن نیاز داشته باشد.

یک راهنمایی ساده برای پیانو های نو
اگر پیانو شما از مارکهای خوب ژاپنی یا آلمانی موجود در بازار کشور است، در شرایط عادی قاعدتآ نباید در سال اول به بیش از دوبار کوک کردن احتیاج داشته باشد. پیانوهای خوب کره ای و انواع پیانو های مرغوب اروپای شرقی که در بازار موجود هستند نباید به به بیش از سه یا چهار کوک در سال اول داشته باشند. سایر پیانو های تقریبآ ارزان قیمت ساخت کشورهای چین و آسیای میانه که در بازار ایران موجود است ممکن است حتی به هر یکی دو ماه یکبار کوک نیاز داشته باشند.

دقت کنید که همانطور که گفتیم کوک ساز علاوه بر کیفیت آن به شرایط آب و هوایی و نحوه نگهداری آن بستگی دارد و مواردی را که در بالا برشمردیم تنها برای بدست آوردن ایده از میزان احتمالی نیاز به کوک ساز بود. اما توجه کنید که اگر ساز شما به بیش از مواردی که برشمردیم نیاز به کوک دارد، حتمآ مشکلی در ساز یا نحوه نگهداری آن وجود دارد.

تاثیر رطوبت
انبساط نسبی چوب - بخصوص صفحه صدا (Sound Board) - به دلیل افزایش رطوبت محیط می تواند باعث ایجاد کشش بیشتر در سیم ها و نهایتآ بالا رفتن فرکانس کوک نت ها شود. چرا که سیم ها نسبت به افزایش یا کاهش رطوبت واکنش خاصی از خود نشان نمی دهند. بنابراین همواره سعی کنید که برای پیانو خود شرایط محیطی ثابتی را فراهم کنید. فراموش نکنید که قراردادن ظرف آب برای تنظیم رطوبت درون پیانو از بزرگترین اشتباه ها است چرا که اگر چنین چیزی لازم حتمآ کمپانی های سازنده پیانو تاکنون فکری بحال آن کرده بودند.

بالا بردن فرکانس چیست؟
پس از گذشت مدت طولانی از کوک کردن پیانو، ممکن است کلیه نت های آن از کوک استاندارد فاصله زیادی گرفته باشند. در این حالت نمی توان بسادگی کوک معمولی ساز را کوک کرد و لازم است عملیات خاصی با عنوان Pitch Raising روی ساز انجام گیرد. پیانویی که مدتها کوک نشده باشد معمولآ رفتاری شبیه به یک پیانو نزدیک به نو از خود نشان می دهد و لازم است کوک دقیقی روی آن انجام شود و شاید لازم باشد که فواصل نزدیک به هم چند برنامه کوک برای آن در نظر گرفته شود.

نباید فراموش کنیم که بسیاری از پیانوهای قدیمی توانایی تحمل فشار کوک استاندارد را ندارد و نمی توان روی آنها Pitch Raising انجام داد، لذا معمولآ آنها را پایین تر از حد استاندارد کوک می کنند.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 01:23 PM | Comments 8

October 08, 2005

چارلز براون

Charles Brown
Charles Brown
اگر بخواهیم در دنیای پیانو - بلوز تنها نام یک موسیقیدان را ببریم، بدون هیچ شک و تردیدی، ناخودآگاه نام چارلز براون را خواهیم آورد. چراکه توانایی غیر قابل تصور او در نواختن پیانو به همراه صدای باز، گرم و نحوه خواندنش که آمیخته با نغمه های Jazz-Blues بود، به اتفاق هم موسیقی ای را پدید می آورد که تا به امروز کسی نتوانسته همانند آن را بیافریند.

در سال 1922 بدنیا آمد و تحصیلات خود را در رشته شیمی ادامه داد، حتی برای مدتی بعنوان معلم به تدریس شیمی پرداخت. اما دروس دبیرستانی مانع از این نشود که از کودکی به فراگیری و نواختن پیانو نپردازد. در سال 1943 به لس آنجلس رفت و در آنجا بعنوان پیانیست و خواننده مشغول بکار شد، این دوران همزمان بود با اوج فعالیت هنری موسیقیدان Jazz-Vocal، نت کینگ کول (Nat King Cole).

اولین گروه موسیقی که در آن به فعالیت پرداخت The Blazers نام داشت که شباهت زیادی به تریوی نت کینگ داشت. فعالیت او در این گروه به همراه جانی مور (Johny Moore) بعنوان گیتاریست باعث شد تا خیلی زود در عالم موسیقی مطرح شود. او تا سال 1948 با این گروه همکاری می کرد، پس از آن گروه به رهبری جانی مور با همین نام به کار ادامه داد.

Audio File اجرای بلوز از چارلز براون

Charles Brown
در فستیوال بلوز سانفرانسیسکو
در این سالها براون برای خود کار می کرد و بعنوان یک نوازنده - خواننده تمام عیار مطرح بود. اویل دهه 50 یک سری از کارهای بسیار موفق او که اغلب توسط خود نوشته شده بود، ضبط شد و بر شهرت او افزود. در ادامه کارهای زیبایش توسط افراد یچون ری چارلز (Ray CHarles)، بی بی کینگ (B.B. King)، فتس دومینو (Fats Domino) و ... بسیاری دیگر از موسیقیدانان جز، بلوز و R&B اجرا شد واین خود بر محبوبیت وی افزود.

سبک خواندن او واقعا" خاص بود و کمتر کسی توانایی فیزیکی و هنری چنین گونه خواندنی را داشت. بلوز را با حالت بالاد (Ballad) می خواند بگونه ای که پس از مدتی بعنوان یک خواننده با سبک Blue-Ballad مشهور شد.

Audio File نمایش مهارت نوازندگی چارلز براون

دهه شصت فعالیت چندانی نداشت، اما در سال 1975 با حضورش در فستیوال بلوز سانفرانسیسکو - با همان سبک و استیل همیشگی - توانست علاوه بر کسب شهرت بیشتر، جایگاه دوباره خود در دنیای موسیقی حرفه ای را باز یابد.

براون که امروزه بعنوان یکی از پیشتازان ریتم و بلوز با سبک خاص بوگی شناخته شده است در ژانویه سال 1999 به علت بیماری قلبی از دنیا رفت. آخرین کار او قطعه "So goes love" بود که در سال 1998 اجرا شد. یاد و خاطره او بعنوان نوازنده و خواننده افسانه ای پیانو - بلوز هرگز از میان نخواهد رفت.


Posted by Kamran at 02:47 PM | Comments 5

October 06, 2005

گفتگو با سیمون آیوازیان

 Simon Ayvazian
سیمون آیوازیان
سیمون آیوازیان از قدیمی ترین اساتید فلامنکو در ایران است که نوازندگی را با ساز ماندولین و در سن 12 سالگی آغاز کرد. در 14 سالگی با ساز گیتار آشنا شد و گیتار کلاسیک را به مدت 7 سال با اتود و شیوه های آکادمیک به صورت خود آموز فراگرفت. اولین استاد فلامنکو او خود خوان آلبا (Juan Alba) بود، وی 5 توکه از توکه های اسپانیایی را نزد ایشان آموخت. همچنین مدتی نزد آلیریو دیاز (Alirio Diaz) گیتاریست به نام ونزوئلایی درسهایی را فراگرفت.

از سالهای 45 تا 48، چهار مدال طلای نوازندگی گیتار از مسابقات دانشگاهها و آموزشگاههای عالی کشور را کسب کرد. ایشان بین سالهای 43 تا 54 بیش از ده کنسرت گیتار به صورت تکنوازی و همنوازی اجرا کرده کرده است.

آیوازیان دارای مدرک دکترای معماری - هنر و فوق لیسانس تحقیق و بررسی تمدنهای اسلامی از سوربن میباشد. همچنین استاد دانشگاه هنرهای زیبای تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه و مدرس رشته لیسانس کاربردی موسیقی در هنرستان است. آیوازیان فعالیتهایی هم در زمینه عکاسی و نقاشی دارد.

ایشان حدود 40 سال است که به تدریس گیتار در آموزشگاهها و دانشگاهها، هنرستان و کنسرواتوار پرداخته و می پردازد و همچنان نیز به اشاعه هنر گیتار کلاسیک و فلامنکو در این مرزو بوم مشغول است. خبرنگار "گفتگوی هارمونیک" با وی در خصوص موسیقی فلامنکو در ایران به گفتگو پرداخته که می خوانید:

وضعیت موسیقی فلامنکو در ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
در حال حاضر و با در نظر گرفتن معیارهای خودمان نسبت به سالهای گذشته این نوع موسیقی در کشورمان پیشرفت کرده و در این سالها جوانان بیشتر علاقمند شدند و فعالیتهای حرفه ای خودشان را بالا برده اند؛ بطوری که چند تن از این نوازندگان در مکانهای مختلفی در اسپانیا برای ادامه تحصیل در این رشته قبول شده اند با این وضع میتوان گفت سطح جامعه کنونی ما در این زمینه خوب است، اما تعداد نوازندگان کم است و این تعداد کم از نظر نوازندگی و تکنیک در سطح خوبی هستند، البته از نظر فرهنگ فلامنکو غنی نیستند و باید با مراجعه به اسپانیا که زادگاه این فرهنگ است، این بخش را نیز قوی کنند، چون تکنیک در خدمت فرهنگ است.

در سطح جهانی این نوع موسیقی چه وضعیتی دارد؟
کشورهای دیگر به دلیل محدوده جغرافیایی شان، نسبت به ایران سرویسهای خوبی از اسپانیا به آنها می رسد و به این دلیل وضعیت بهتری دارند، اما به طور کلی نسبت به 40 ، 50 سال گذشته رشد چشمگیری داشته و وضعیت خوبی را دارد.

موسیقی فلامنکو در ایران چه جایگاهی نسبت به سایر انواع موسیقی ها دارد؟
وقتی که برنامه خوب و با ارزشی اجرا میشود، جایگاهش بالاست، اما در کنار اینها افراد فرصت طلبی داریم که تحت عنوان فلامنکو کاری راه انداخته اند که این تعداد با چند بار روی صحنه رفتن دستشان رو می شود! اما اگر برنامه اصیل و خوب باشد، بتدریج شهرت میگیرند.

تعداد و افراد شنونده نشان دهنده جایگاه این موسیقی است که خوشبختانه این تعداد بالاست به طوری که با کنسرت نوازندگان اسپانیایی در تالار وحدت، سالن ها پر میشود و این نشان میدهد که تعداد علاقمندان به اصالت موسیقی زیاد است، ولی بطور کلی در ایران همانند سایر کشورهای جهان موسیقی پاپ و غیر اصیل، محلی و سنتی جایگاهش نسبت به بقیه بالاتر است که این مسئله در اروپا نیز به چشم میخورد، که جایگاه موسیقی کلاسیک و فلامنکو نسبت به بقیه انواع موسیقی ویژه است.

اما متاسفانه موجی که در جهان ایجاد شده این است که گیتار فلامنکو و کلاسیک پایگاهی برای منحرف شدن به موسیقی پاپ مردمی است که بعد از مدتی جنبه هیجانی و اقتصادی بالا میرود و 80% جوانان در دنیا به موسیقی پاپ گرایش پیدا کرده اند و 20% از آنها اصیل را می پذیرند به طوری که میبینیم یک کنسرت پاپ با خوانندگان سطح پائین که اکثرا هم خارج می خوانند، طرفداران بسیار و مخاطبان زیادی را جذب می کنند، در صورتی که برای کنسرتهای کلاسیک و فلامنکو شنونده هایی کمتر به سالنها میروند.

 Simon Ayvazian
سیمون آیوازیان
چرا چنین اتفاقی می افتد و گرایشها به سمت موسیقی اصیل کمتر است؟
شاید یکی از دلایل این باشد که جوانان در یک سری از مسائل، احساس خالی بودن می کنند و انگیزه کمتری نسبت به اصالت دارند و بیشتر به دنبال هیجان هستند که در این زمینه اروپا بدتر از ایران است و هیجان جوانانش بیشتر است. چراکه عقیده مسائل مذهبی در اروپا کم، و بی بندوباری زیاد است و به این دلیل پناه بردن جوانان آنها به چنین مسائل طبیعی است. ولی در ایران به خاطر مسائل اعتقادی و دینی گرایش جوانان کمتر است.

هنرمندانی که در زمینه موسیقی فلامنکو فعالیت می کنند، چقدر در ترویج این نوع موسیقی می کوشند؟
هر کدام از نوازندگان طرفداران خاص خود و شاگردان خود را دارند و در همین حد هم کار میکنند. در اسپانیا که مرکز این موسیقی است آن طور که ما انتظار داریم - همه به دنبال فلامنکو باشند - نیست، بطوری که در برخی از شهرهای اسپانیا شوهای موسیقی جاز و پاپ در خیابان پخش میشود، در صورتی که توریستها انتظار دارند، موسیقی اصیل اسپانیا را بشنوند. اما برای پخش این موسیقی ها در اسپانیا مکان بخصوصی وجود دارد و علاقمندان خاصی در آنجا به موسیقی فلامنکو گوش می کنند.

از نظر شما توجه مسئولین فرهنگی کشور به این موسیقی چگونه است؟
مسئولین فرهنگی نسبت به موسیقی کلاسیک و فلامنکو راحتتر برخورد میکنند، چون اصالت اینها شناخته شده تر است. در خصوص مجوز هم به لحاظ فنی بودنشان سخت گیری نمی کنند، در صورتی که برای پاپ، مسئولین زحمت می کشند که آن را به سمت خوبی بکشانند. مسئولین ارشاد به هیچ وجه جلوی کار جوانانی را که پاپ کار می کنند، نمیگیرند بلکه آنها را یاری و راهنمایی می کنند، ولی این مسئله به قدری حالت دکان پیدا کرده که افرادی فکر می کنند با پاپ خیلی سریع ثروتمند میشوند و در واقع بهترین راه برای پول در آوردن است {پس} مسئله کیفیت و کمیت در تضاد قرار می گیرد و کیفیت کمتر میشود.

به عنوان سئوال آخر، چرا موسیقی فلامنکو در هیچ جای جهان و همچنین اسپانیا در دانشگاهها و کنسرواتوارها فعلا" تدریس نمیشود، بلکه در یک سری آکادمی ها و موسسات آموزش داده میشود؟
فکر می کنم اینکار به زودی انجام شود، اما هر زمان که تمام موسیقی ملل در دانشگاهها وارد تدریس شوند، موسیقی به وضع خوبی در می آید.


سحر طاعتی

Posted by sadjad at 12:30 PM | Comments 4

October 05, 2005

دیوید اویستراخ - قسمت دوم

 David Oistrakh
دیوید اویستراخ
هر چند امروز نام اویستراخ یادآور یک ویولنیست بزرگ است، اما نباید ازتوانایی او در رهبری ارکستر غافل بود. او که ابتدا در ارکستر کنسرواتوار به موقعیت رهبری دست یافت، در موقعیت یک رهبر ارکستر، توانست جایگاه شایسته ای را کسب نماید و بسیاری از قطعات معروف آهنگسازان را رهبری نمود.

رهبری سمفونی های شماره یک و دو برامس، هرولد در ایتالیا برلیوز، سمفونی شماره دو شوبرت، سمفونی های شماره پنج و شش چایکوفسکی، سمفونی چهارم بتهوون، سمفونی های شماره هفت و نه شوستاکویچ، سمفونی چهارم مالر و بسیاری از دیگر آثار بزرگ ارکستری آهنگسازان، نمونه هایی از رهبری او هستند.

در سال 1945 زمانی که یهودی منوهین به مسکو سفر کرده بود با اویستراخ ملاقات کرد. این سفر باعث بوجود آمدن دوستی بسیار عمیقی بین منوهین و اویستراخ گردید، چنانکه منوهین تا آخر عمر از آن به نیکی یاد می کرد.

این دو، دوبل ویولن کنسرتوی باخ را چند بار با یکدیگر اجرا کردند. در سال 1964منوهین رهبری ارکستری را برعهده داشت که دیوید و ایگور اویستراخ در آن نوازندگان سولیست سینفونیا کنسرتانته زهی موزار بودند. در این اجرا ایگور تکنواز ویولن و پدرش تکنواز ویولن آلتو بود.

oistrakh menuhin londres 1962
دیوید اویستراخ و یهودی منوهین
اویستراخ علاقه خاصی به اجرای آثار موزار داشت؛ جدای از آنکه در طی سالیان عمر خود، با رهبران مختلف بعضی از کنسرتو ویولن های او را اجرا کرده بود، پنج کنسرتو ویولن او را بطور کامل در سالهای70 و 1971 با ارکستر فیلارمونیک برلین اجرا نمود.

شیوه نواختن و همینطور رهبری آثار موزار توسط او به گونه ایست که مسائل مربوط به موزیکالیته و نوانس ها و بطور کلی سبک نواختن موسیقی موزار به بهترین وجه در این اجراها رخ می نماید. چه آنگاه که اویستراخ در یک سونات ویولن و پیانوی موزار ویولن می نوازد و چه آنگاه که کنسرتو پیانویی از موزار را رهبری می کند.

Audio File قسمتی از فیلم کنسرت کنسرتو ویلن شوستاکویچ با اجرای داوید اویستراخ

این مسئله که اویستراخ بخوبی از پس اجرای سبک های مختلف موسیقایی و رعایت نکات مختلف موزیکالیته و اجرایی آنها، از موزار گرفته تا شوستاکوویچ بر می آید، بدین امر باز می گردد که او دارای شعور بالای موسیقایی و قدرت درک و فهم بسیار تکامل یافته در موسیقی است.

دیوید اویستراخ یک ویولنیست با رپرتوار کاری" بسیار گسترده" است، بطوریکه او آثار گوناگون هفتاد و پنج آهنگساز دوران های مختلف را که دارای سبک های متفاوتی هستند، در طول زندگی خود اجرا و ضبط نموده است.

او نابغه ای بسیار کوشا و پرکار بود. مجموع آثارمختلف آهنگسازان که او دراجرای آنها شرکت داشته- و در آن آثار، جایگاهای متفاوتی نظیر تکنوازی یا همنوازی در قطعات دو نوازی، سه نوازی و... و یا رهبری ارکستر را برعهده داشته است- به بیش از سیصد و ده اثر مختلف می رسد که این اجراها بصورت ضبط شده از او موجود می باشند.

جالب این که وی بسیاری از این آثار را در خلال سالهای مختلف" چندین بار" با هنرمندان مختلف اجرا کرده است. برای مثال، او دوازده بار با ارکسترهای مختلف در مقام سولیست کنسرتو ویولن چایکوفسکی را اجرا نمود و دو دفعه هم این قطعه را رهبری کرده است.

oistrakh
مقبره دیوید اویستراخ
فستیوال بهاره پراگ، از اویستراخ برای رهبری "سمفونی نهم" بتهوون در سال1975 دعوت بعمل آورد، دعوتی که بی نتیجه ماند و متاسفانه هیچگاه عملی نشد، زیرا در سال 1974 او به علت بروز حمله قلبی در جریان سفر به آمستردام، درگذشت.

هر چند سالهاست که طنین نافذ ساز و شکوه نواختن این هنرمند مردمی تبدیل به یادگاری بی مانند گشته که دیگر تکرار نخواهد شد، اما او و میراث زیبای بجای مانده از او، همواره با ستایش دوستدارانش همراه و جاودانه است.

یادش گرامی باد.

Audio File داوید اویستراخ هنرمند مردمی

مطالب مرتبط :
- دیوید اویستراخ - قسمت اول


از علی نوربخش


Posted by sadjad at 07:24 PM | Comments 9

October 05, 2005

گام بلوز را بهتر بشناسیم

Blues Intervals
فاصله های متداول مورد استفاده در یک گام بلوز

یک گام بلوز در نسخه استاندارد شامل نتهایی با فاصله های پایه، سوم کوچک، چهارم درست، چهارم افزوده، پنجم درست و هفتم کوچک است.

بعنوان مثال اگر بخواهید بر پایه نت فا یک گام بلوز اجرا کنید باید نتهای F, Ab, Bb, B, C, Eb, F را اجرا کنید. اما نباید فراموش کرد آنچه حس بلوز را به موسیقی می دهد نحوه نواختن و اکسنت هایی است که به گام داده می شود. چنانچه خیلی ساده با کشش مساوی نتها نواخته شوند شاید حس خاصی بعنوان بلوز ایجاد نکند اما اگر با حالت و مایه های سوئینگ اجرا شود یقینا" تفاوت بسیاری می کند.

F Blues
F Blues up/down
به همین ترتیب اگر بخواهید می توانید این گام را بر پایه Bb با این نتها اجرا کنید : Bb, Db, Eb, F, Ab, Bb.

نکته مهم و جالب این است که شما می توانید گام استاندارد بلوز را با هارمونی ماژور و مینور یکسان استفاده کنید بنابر این تفاوتی نمی کند که شما آکورد پایه بزرگ یا کوچک گرفته گام بلوز را اجرا کنید. بخصوص هنگامی که آکورد ماژور گرفته اید هرگز نگران سوم کوچکی که در گام بلوز وجود دارد نباشید.

اتفاقا" موضوع کاملا" برعکس است و گاهی نوازندگان برای یک هارمونی مینور بجای استفاده از گام بلوز از مد دورین استفاده میکنند. مثلا" روی آکورد رمینور که می توانند گام بلوز مانند : D, F, G, Ab, C, D را اجرا کنند، اقدام به اجرای ساده گام ر دورین می کنند.

بسیاری از نوازندگان برای اجراهای خاص خود ممکن است تغییرات زیادی در یک گام استاندارد بلوز ایجاد کنند. بعنوان مثال به یک گام بلوز روی F که راجع به آن صحبت کردیم می توان نتهای G, A و D را اضافه کرد و از نتیجه بدست آمده استفاده مناسبتری کرد. هرچند اگر این گام را بصورت رفت و برگشت اجرا کنید کمی غیر عادی بنظر می رسد اما نوازندگان موسیقی جز و بلوز به کررات از قسمتهایی از این گام استفاده میکنند.

اما هارمونی موسیقی ای که بصورت بلوز ابتدایی و 12 میزانی روی آن اجرا می شود، برای پایه فا معمولآ از آکوردهای F7, Bb7 و C7 تشکیل شده است. توالی آکوردها معمولآ بصورت ابتدایی و استاندارد به اینصورت است :

|| F7 | F7 | F7 | F7 | Bb7 | Bb7 | F7 | F7 | C7 | Bb7 | F7 | C7 ||

همانطور که مشاهده می کنید نواختن مثلا" چهار میزان آکورد F7 برای شنونده بسیار خسته کننده خواهد بود برای همین منظور اغلب واریاسیون هایی در هارمونی داده می شود که پراستفاده ترین آنها عبارتند از :

A: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bb7 | F7 | D7 | Gm9 | C7 | F7 | Gm,C7||
B: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bdim | F7 | Am,D7 | Gm | F7 | Am,D7 | Gm,C7||
C: || F7 | Bb7 | F7 | Cm,F7 | Bb7 | Bdim | F7 | Am,D7 | Gm,C7 | Dbm,Gb7 | F7,D7 | G7,C7||

از دیگر هارمونی های معروف بلوز باید به Bird Blues اشاره کرد که ابداع اولیه آن به هارمونی ای که چارلی پارکر در قطعه Blues for alice استفاده کرده است بر می گردد. او اینگونه می نوازد :

|| F7 | Em,A7 | Dm,G7 | Cm,F7 | Bb7 | Bbm | Am | Abm | Gm | Gm | C7 | Am,D7 | Gm,C7||

چند نکته مهم
یکی از مهمترین نکاتی که در اجرای موسیقی بلوز باید آنرا رعایت کرد تغییر آکورد ها در میزانهای کش دار و یا میزانهایی که دو بار آکورد عوض می کنند است. معمولا" نوازندگان مبتدی برای راحتی آنها را رعایت نمی کنند و به دلیل ضعف در بیان ملودی بدیع، نهایتا" موسیقی زیبا شنیده نمی شود اما اگر هارمونی متغیر باشد بسادگی می تواند ملودی ضعیف را پوشش دهد.

هنگامی که آکوردها را عوض می کنید سعی کنید روی سوم و هفتم آنها بداهه نوازی کنید اما در عین حال از سایر نتها هم استفاده کنید.

اگر نوازنده پیانو هستید، هرگز - یا حتی المقدور - از آکوردهای بسته سه نتی برای هماهنگی استفاده نکنید. امروزه کاربرد هارمونی های دو نتی بسیار طرفدار دارد و در عین حال خیلی خوش صدا است بنابراین برای آکورد F7 مثلا" از نتهای A و Eb استفاده کنید یا برای Bb7 از Ab و D و ...

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 04:39 PM | Comments 10

October 04, 2005

لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۴

Bob Dylan
Bob Dylan
در ترانه ”The Gates Of Eden” دیلان نوعی دوگانگی میان آنچه در زمین ممکن است و آنچه در ابدیت امکان دارد را تصویر میکند همانطور که سنگینی و سختی صخر ها را در برابر رهایی و سبکی ابر ها و دریا قرار داده و خود را در میان آ ن دو توصیف کرده.

صداهای بی معنا، مالکیت و استثمار، پادشاهی، زمان، متا فیزیک، دادگاه، دانش و رویای بهشتی زمینی و همه عناصر و اجزای تصویر های دیلان، تنها در بیرون دروازه های بهشت وجود دارند.

With a time rusted compass blade زمانی میان تیغه های زنگ زده پر گار
Aladdin and his lamp علا الدین و چراغش
Sits with Utopian hermit monks همراه با موبدان گوشه نشین آرمانشهر
Sidesaddle on the Golden Calf بر روی زین زنانه گوساله طلایی نشسته بودند
And on their promises of paradise و هیچکس به وعده بهشت آنها نمی خندید
You will not hear a laugh هیچکی در بیرون دروازه های بهشت
All except inside The Gates of Eden. و در روز موعود،پس از باران سخت، شاید پس از باران رادیو اکتیو بعد از جنگی اتمی، همه چیز تمام خواهد شد،همه چیز در بیرون دروازه های بهشت
O the time will come آه، آن زمان خواهد رسید
When the winds will stop زمانی که باد ها خواهند ایستاد
And the breeze will cease to be breathin' و نسیم از نفس کشیدن میایستد
Like the stillness in the wind مانند مکثی در باد
When the hurricane begins وقتی که طوفان آغاز میشود
The hour when the ship comes in. زمانی که کشتی نجات می آید
O the sea will split آه،دریا خواهد شکافت
And the ship will hit و کشتی برخورد خواهد کرد
And the shoreline sands will be shaking و ساحل و ماسه ها خواهند لرزید
Then the tide will sound و جزر و مد به صدا خواهد آمد
and the wind will pound و باد فرو خواهد کوفت
And the morning will be breaking و صبحگاه فرو خواهد شکست


Leonard Cohen
Leonard Cohen
تعداد ترانه های لئونارد کوهن به فراوانی ترانه های باب دیلان نیست و تمام ترانه های منتشر شده از او تا به امروز به بیست ترانه نمیرسد. تعدادی که اگر سطحی به آن نگاه کنیم با اهمیت و استقبالی که پیدا کرده اند بی تناسب می نماید. این ترانه ها بر خلاف دیلان اغلب مضامینی عاشقانه دارند، و همچنین اغلب آنها به اهمیت معنایی معنایی قابل توجه، صداقت شاعرانه بی نظیر و بینش هوشمندانه ای بی همتا دست یافته اند.

با این وجود، رستاخیز و پایان جهان در ترانه و اندیشه کوهن مانند دیلان جایی ندارند.کوهن جهانی ترسناک و مهلک را تصویر می کند که انسان در آن نا امیدانه می کوشد سرنوشت محتومش را به تا خیر بیندازد. تنها دو ترانه کوهن “Stories Of The Streets” و”The Old Revolution” مضمونی مستقیما اجتماعی دارند ولی انتقاد تلویحی و ضمنی او به وضعیت اجتماع در تمام ترانه های او حضور دارند. شاید سیاسی ترین ترانه کوهن تا این زمان “Stories Of The Streets” باشد که اینگونه آغاز می شود.

The stories of the street are mine داستان خیابانها از آن من است
The Spanish voices laugh صدای خنده اسپانیایی ها می آید
The cadillacs go creeping down کادیلاک ها روی زمین
Through the night and the poison gas میان شب و گاز سمی می خزند
I lean from my window sill و من از آستانه پنجره
In this old hotel I chose هتل قدیمی که بر گزیده ام خم شده ام
Yes, one hand on my suicide آری،یک دستم به سوی خود کشی ام می رود
And one hand on the rose و دست دیگرم به سوی گل سرخ


در ادامه ترانه، جامعه ای رو به فرو پاشی تصویر می کند. جامعه ای رو به انحطاط و نابودی با مردمی طمع کار و شهوتران که ریشه جامعه را می درند.

I know you've heard it's over now می دانم که شنیده اید همه چیز تمام شده
And war must surely come, و جنگ ناگزیر خواهد آمد
The cities they are broke in half شهر ها نیمه خرابند و
And the middle men are gone. مردان میانه حال همه گریخته اند
But let me ask you one more time ولی بگذارید یکبار دیگر از شما سوالی بپرسم
O children of the dust ای فرزندان غبار
All these hunters who are shrieking now آیا تمام این شکارچیان که فریاد میکشند
Do they speak for us? به دنبال مایند؟
And where do all these highways go و این بزرگراهها به کجا میروند
Now that we are free? که آنجا آزاد و رها باشیم؟
Why are the armies marching still برای چه ارتش هاهنوز سرود می خوانند
That were coming home to me? که به خانه به دنبال من می آیند؟
O lady with your legs so fine آه.خانوم ساقهای شما بسیار ظریف است
O stranger at your wheel اوه!غریبه ای همراه شماست
You are locked into your suffering شما در رنج خود زندانی شده اید
And your pleasures are the seal و شادی،مهر و کلید آن است
The age of lust is giving birth زمان شهوترانی به باروری نشست
And both the parents ask the nurse و پدر و مادر از دو طرف شیشه
On both sides of the glass از پرستار سوال میکنند
Now the infant with his cord و نوزاد با بند نافش
Is hauled in like a kite مانند کایتی در آسمان می چرخد
And one eye filled with blueprints با یک چشم پر از سرمشق
One eye filled with night و یک چشم پر از شب



مطالب مرتبط :
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۳
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۲
- لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه - ۱

ترجمه و اقتباس از فرشاد ملک زاده

Posted by Kamran at 07:44 PM | Comments 2

October 03, 2005

خداوندگار سنتور (قسمت اول)

 Faramarz Payvar
فرامرز پایور
مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال 1325، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد. دیگر سنتورنواز چیره دستی وجود نداشت که بتواند راه وی را ادامه دهد زیرا همه آنها کم مایه و کم تجربه بودند. بله مرگ حبیب مصادف شد با مرگ سنتور! در این زمان استاد ابوالحسن صبا (که از شاگردان سماعی بود)، آینده این ساز و همینطور موسیقی ایرانی را در خطر دید و در این راه اقدام به پرورش چندین شاگرد نمود.

سال 1328 نوجوانی 17 ساله به قصد یادگیری سنتور به خانه استاد صبا می رود و استاد نیز به گرمی او را می پذیرد و این آغازگر سالها دوستی و همکاری بین آنها بود. چه کسی فکر می کرد که زمانی همین نوجوان جای حبیب سماعی را بگیرد و آینده موسیقی ایرانی را تغییر دهد.

فرامرز پایور در 21 بهمن ماه 1311 در تهران دیده به جهان گشود. پدرش استاد زبان فرانسه و نقاش بود و همچنین معرف وی به استاد صبا. پدربزرگش، مصورالدله نیز نقاش مخصوص دربار قاجار بود که آثارش را در کاخهای گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می کنند. این دو، ویولن و سنتور را خوب می نواخنتد و با استادان زمان خود معاشرت داشتند. استاد پایور در چنین خانواده ای رشد و تکامل یافت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان عسجدی و درالفنون تهران به پایان برد، در سال 1331 به خدمت نظام رفت و در سال 1332 به خدمت وزارت دارایی درآمد. در سال 1333، حسین دهلوی از وی دعوت کرد تا در قطعه « audio fileدئو سنتور» (در سه گاه از ساخته های خود) در کنار داریوش صفوت به نوازندگی بپردازد. در سال 1334 وی قطعاتی از علینقی وزیری را در حضور خود او اجرا کرد و در همین دوران بود که وی اولین قطعه کامل خود را به عنوان « audio file ترانه » (در ماهور) ساخت و یک سال بعد از آن نیز برای مسابقه سنتور از طرف جامعه لیسانسیه های دانشسرای عالی، انتخاب شد. وی در مدت 6 سال، تمام ردیف موسیقی ایرانی را فراگرفت و پیشرفت و استعدادش در کار چنان زیاد بود که بارها توانست در کنار استاد خویش به ضبط در رادیو و اجرای کنسرتهای متعدد بپردازد.

قطعه audio file «گفتگو» که استاد پایور آن را در سال 1335 برای سنتور و ویلون در شور نوشته بود، در همان سال بوسیله سنتور خودش و ویولن استاد صبا ضبط شد. ساخت این قطعه در 24 سالگی، نشانه ذوق و نبوغ سرشار وی و همینطور تسلط کافی بر ردیف موسیقی است. همچنین صفحه ای در دشتی از آن دوران باقی مانده است که استاد پایور در آن به تکنوازی می پردازد و سپس به همراهی ویولن استاد صبا قطعه «تمرین دشتی» (از ساخته های صبا) را اجرا می کند که در آنجا نیز بسیار زیبا و لطیف ساز زده است.

audio file به قسمت تکنوازی سنتور صفحه دشتی گوش کنید.

آثار به بجا مانده از این دوران، کاملا مهارت وی را در سنتورنوازی به اثبات می رساند. استاد پایور بوسیله استاد صبا با حسین تهرانی آشنا شده و از آن به بعد همکاری چندین و چند ساله آنها آغاز می شود. پس از مرگ استاد صبا در 29 آذرماه 1336، پایور اداره تمامی کلاسهای سنتور استاد صبا را بر عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز پرورش داد. وی به آموخته های موسیقایی خود در این حد قناعت نکرد و در کنار آموزش، به یادگیری و تکمیل کردن آموخته های خود از قبیل ردیفهای میرزاحسینقلی و میرزا عبدالله نزد استادانی چون: نورعلی برومند، عبدالله دوامی، رکن الدین مختاری و موسی معروفی مبادرت ورزید. در همین دوران بود که میراث به جای مانده موسیقی ایرانی را ثبت و به نت درآورد و آن را از خطر نابودی نجات داد. پس از تاسیس تلوزیون در سال 1337، دست به اجرای برنامه های زنده تکنوازی و همنوازی در این رسانه گروهی کرد که در زمان خود گام مهمی برای جلب بیشتر توجه مردم به موسیقی ملی بود. وی در دی ماه 1340، اولین کتاب آموزشی خود را به عنوان «دستور سنتور برای مبتدیان» منتشر نمود که با استقبال زیادی نیز مواجه شد. پایور در این کتاب بیشتر به آموزش اتودهای سنتورنوازی پرداخت تا اجرای آهنگها مختلف.

Payvar, Saba, Sadeghi
ابوالحسن صبا، فرامرز پایور، علی اصغر بهاری و حسین تهرانی1335
پایور در سال 1342، برای تحصیل زبان به انگلستان رفت و پس ازگذراندن دوره ای سه ساله، موفق به دریافت درجه تخصصی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج شد. در اواخر همین دوره تحصیلی، چند برنامه تکنوازی سنتور به همراه سخنرانیهایی در معرفی موسیقی ایرانی در دانشگاههای لندن و کمبریج اجرا کرد و به قول خودش، تحصیل زبان انگلیسی را به خدمت موسیقی ایرانی گرفت. پس از تاسیس وزارت فرهنگ و هنر، پایور ارکستر سازهای ملی (ارکستر فرهنگ و هنر) را تشکیل داد. تکنوازان این گروه فرامرز پایور (سنتور)، هوشنگ ظریف (تار)، رحمت الله بدیعی (کمانچه) و حسن ناهید (نی) بودند. با تاسیس تالار رودکی در سال 1346، فعالیتهای اجرایی استاد پایور و بخصوص این ارکستر افزوده شد وی بسیاری از آثار گذشتگان (از قبیل: درویش خان، سماع حضور، عارف، شیدا، رکن الدین مختاری، امیرجاهد، صبا و...) را با ذوق و سیلقه خاص خود تنظیم و همراه با خوانندگان معروف آن زمان اجرا و ضبط کرد. تمامی آثار ضبط ضبط شده در این دوران، به همراهی تمبک استاد حسین تهرانی بوده است. این دو استاد سالها با هم همکاری کردند و پیامد این همکاری ضبط آثار بسیار زیبا و به یاد ماندنی از قبیل برنامه هایی در شور، دشتی، افشاری، بیات ترک، بیات اصفهان، ابوعطا و... بوده است.

وی در سال 1347 از وزارت دارایی به وزارت آموزش و پرورش (سازمان مبارزه با بیسوادی) منتقل شد. پس از برگزاری جشنهای هنر شیراز از سال 1348، وی هر سال به اجرای برنامه های متعدد تکنوازی، دونوازی و گروه نوازی پرداخت که همیشه با استقبال بالای مردم روبرو می شد. از اولین برنامه های وی در می توان به سه نوازی به همراه حسین تهرانی و جلیل شهناز در سال 1348 و همینطور برنامه دونوازی با استاد تهرانی در سال 1349 اشاره کرد.

پایور در این زمان قطعات متعددی نیز از جمله پیش درآمد، چهارمضراب، تصنیف و رنگ ساخت که هر کدام به نوبه خود کم نظیر هستند و اغلب آنها را به صورت تکنوازی و یا گروهی اجرا کرد. وی در اردیبهشت ماه 1351، دومین کتاب خود را با عنوان «سی قطعه چهارمضراب برای سنتور» منتشر نمود که بهترین و کامل ترین کتاب از نظر چهارمضراب بود. استقبال از این کتاب چنان زیاد بود که حتی به چاپ دوم در سال 1359 انجامید. ( به قسمتی از چهارمضرابهای audio file عشاق دشتی و audio file بیداد همایون گوش کنید)

پس از مرگ حسین تهرانی در 7 اسفند ماه 1352، استاد پایور یار دیرینه خود را از دست می دهد و از آن پس با بهترین شاگرد او، یعنی محمد اسماعیلی شروع به همکاری می کند. وی برای بزرگداشت نام آن استاد یگانه، قطعه ای به نام «به یاد حسین تهرانی» برای ارکستر سازهای ملی و گروه تمبک، ساخت که نمونه بسیار جالبی از خلاقیت استاد است. این قطعه با تنظیم استادانه وی در همان سال در تالار رودکی بوسیله ار کستر پایور اجرا شد که فیلم آن نیز موجود است.

Faramarz paivar
فرامرز پایور
استاد پایور به دلیل اینکه نمی توانست در همه جا از ارکستر مخصوص خود استفاده کند، به فکر احیای دوباره گروه اساتید افتاد. گروهی که استاد پایور آن را حتی قبل از ارکستر خود تشکیل داده بود. اعضای این گروه در ابتدا، اصغر بهاری (کمانچه)، جلیل شهنار (تار)، حسین تهرانی (تمبک)، فرامرز پایور (سنتور) و حسن ناهید (نی) بودند که کنسرتهای زیادی نیز از جمله کنسرت سه گاه به همراه آواز عبدالوهاب شهیدی اجرا کردند. ولی پس از مرگ تهرانی، فعالیت این گروه برای مدتی متوقف شد. ولی استاد پایور با اضافه کردن محمد اسماعیلی و محمد موسوی (به جای حسن ناهید)، دوباره فعالیتهای این گروه را آغاز کرد و پیامد آن اجرای کنسرتها و برنامه های مختلف با خوانندگان متعدد بود.

با شروع به کار کردن سری برنامه های «گلهای تازه»، در رادیو سراسری در سال 1353، استاد پایور به همراه ارکستر خود و گروه اساتید به اجرای برنامه به همراه خوانندگانی چون: محمدرضا شجریان، عبدالوعاب شهیدی، محمود خوانساری، خاطره پروانه، سروش ایزدی، محمد ابراهیمی، سیما بینا، نادر گلچین و... پرداخت که توانست با تنظیم و اجرای قطعات بی نظیر، هم نقش بزرگی در شناساندن موسیقی ایرانی برای به مردم ایفا کند و هم به محبوبیت خود بیافزاید. وی با اجرای پیش درآمد و رنگ و تصنیفهای خود در این سری برنامه ها، نبوغ و استعداد والای خود را در زمینه آهنگسازی به همگان نشان داد و وی با اینکه سالها نزد اساتیدی چون حسین دهلوی و امانوئل ملک اطلانیان با یادگیری فن آهنگسازی مشغول بود، ولی هرگز خود را یک آهنگساز نمی داند!

در این دوران استاد پایور بوسیله ارکستر خود و یا گروه اساتید کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور انجام داد که بدین وسیله نقشی در شناساندن موسیقی ایرانی به مردم کشورهای دیگر ایفا کرده باشد و نیز در سال 1354، به همراه ارکستر خود برنامه ای در تجلیل از درویش خان در تالار رودکی انجام داد. استاد پایور در سال 1355 بازنشسته شد و از آن به بعد تمام وقت خود را صرف موسیقی کرد. وی در فروردین ماه 1357، قطعات زیبا و ملودیک خود را از قبیل: پوپک، ترانه، فرپرک، پرواز و... در کتاب «هشت آهنگ برای سنتور» منتشر کرد. یک سال بعد از نیز پارتیتور قطعات پرنیان (دونوازی تار و سنتور در چهارگاه) و همینطور «گفتگو» را با اضافه کردن مقدمه ای منتشر کرد. در تیرماه همان سال (1358)، کنسرت بزرگی را به همراه ارکستر خود و محمدرضا شجریان در تالار رودکی انجام داد که یکی از شاهکارهای وی بود. اجرای پیش درآمد و « audio fileاز رنگ دشتی » خود و همینطور تصنیفهای «گریه را به مستی» و « audio fileاز خون جوانان وطن » از عارف قزوینی، اعتبار خاصی به این کنسرت بخشید. به مناسبت درگذشت علینقی وزیری در همان سال، پایور با همین ارکستر به اجرای قطعات «دخترک ژولیده» و «رنگ ناز» از وزیری پرداخت که این برنامه آخرین اجرای این ارکستر بود.

nahid, badiy,esmaeeli,shahidi,shajarian,Faramarz paivar,ebtehaj,zarif
ظریف،ه.ا.سایه(ابتهاج)،پایور،شجریان، شهیدی، اسمائیلی، ر.بدیعی و ناهید
استاد پایور در مهرماه سال بعد توانست سه کتاب ارزشمند خود را با عناوین «نئوری موسیقی»، «ردیف چپ کوک برای دوره عالی سنتور» و «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای سنتور(راست کوک و چپ کوک)» را منتشر کند. سال 1360، پارتیتور قطعه « audio fileاز کنسرتینو برای سنتور و ارکستر » که ساخته مشترک فرامرز پایور و حسین دهلوی در سال 1337 بود، منتشر شد. قطعه ای که در 4 قسمت تنظیم شده بود و خود استاد پایور تکنوازی سنتور آن را بر عهده داشت. توانایی وی در نوازندگی چنین قطعاتی باعث شد که بعدها فریدون شهبازیان نیز از وی دعوت کرد تا در قطعه «راپسودی برای سنتور و ارکستر» (بر اساس ملودی چهارمضراب ماهور درویش خان)، به تکنوازی سنتور بپردازد. وی در مهرماه 1361، علاوه بر کتابهای «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای ویولن» و «فانوس» (دونوازی دو سنتور در اصفهان)، کتاب بسیار ارزشمند «قطعات موسیقی مجلسی» را نیز منتشر نمود. این کتاب شامل قطعاتی بود که استاد پایور آنها را در کنسرتها و برنامه های مختلف اجرا کرده بود و سپس آنها را نت درآورد. قطعاتی چون: رازونیاز، پژواک، پالیزبان و... که هر کدام به تنهایی دنیایی از زیبایی و اتود است.

audio file قطعه «پژواک» را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی ببینید. (ادامه دارد...)


حامد رائیجی


نوشته های مرتبط :
- پایور و ارکستر سازهای ملی
-
"گفتگو" اثری از پایور

Posted by sadjad at 09:42 PM | Comments 14

October 02, 2005

موسیقی بلوز - قسمت پنجم

Jimmy Reed
Jimmy Reed , 1925 - 1976
فرم و مشخصه های ملودی و هارمونی
آهنگهای فولک یا کلاسیک صرفاً یک ملودی ساده نیستند بلکه آکوردهایی دارند که در برخی موارد همراهشان نوشته می شود. مثلاً در نمونه آهنگی که در مطلب قبل نمایش داده شدآکوردهای متنوعی استفاده شده که به سرعت (تقریباً هر دو ضرب یکبار) عوض می شود و بدین ترتیب در یک آهنگ 20 میزانه حدود چهل بار آکوردها تغییر می کنند. به همین خاطر آزادی ملودیک این آهنگها کمتر و محدود به آزادی هارمونیک است.

اما در بلوز آزادی هارمونیک فدای آزادی ملودیک شده است. استفاده از تنها سه آکورد و تغییرات کم آنها ( 7ـ6 بار در هر 12 میزان) دست نوازنده را در نواختن سولوهای متنوع باز می گذارد. به همین جهت ملودی های بلوز معمولاً از قبل نوشته (Composed) نیست و نوازنده سولوهای خود را به صورت بداهه (Improvised ) می نوازد.

برای این کار هم باید تعدادی جملات کوتاه (Lick) بداند تا بتواند همراه با آکوردهای مربوطه در هر بخش خاص از چرخه 12 تایی به کار ببرد. اغلب نوازندگان صاحب سبک Lick های مخصوص به خود را دارند و سبک هر نوازنده هم تا حدودی بستگی به Lick هایی دارد که از آنها بیشتر استفاده می کند.

مهمترین عاملی که به منسجم کردن این Lick ها و تبدیل آنها به یک آهنگ واحد کمک می کند استفاده از اصول Phrasing و Articulation در سولوها است. Phrasing باید به گونه ای باشد که هر عبارت (Phrase) زمینه را برای عبارت بعدی فراهم کند و به روان بودن ملودی کمک نماید. در بلوز برای رسیدن به این هدف اغلب از روش سؤال و جواب (Question & Answer) در درون سولو استفاده می شود. در هنگام سؤال (Question) عبارتی نواخته می شود که بتدریج از نت پایه دور شود و حالت تعلیق و انتظار در شنونده ایجاد کند. درجه پنجم گام در ایجاد این حالت نقش مهمی دارد. این انتظار موسیقیائی با جواب (Answer ) برآورده می شود و عبارت بعدی دوباره به سمت نت پایه حرکت می کند. به مثال ساده زیر توجه کنید:

Question & Answer in Blues
Question & Answer in a Blues Melody
موسیقی بلوز را در یک کلام می توان همین کشاکش دائمی ملودیک دانست که با طرح سؤال و ایجاد تنش (Tension) شروع می شود و با دادن جواب به رفع تنش منجر می شود. هر چه این تنش ملودیک بیشتر باشد موسیقی مورد نظر درگوش شنونده بیشتر حالت Bluesy به خود می گیرد.

راه دیگر Bluesy کردن ملودی استفاده از «نتهای آبی» (Blue Notes) است. این نتها جزو نتهای آکورد نیستند و با آن ناهماهنگ یا متنافر (dissonant) هستند. به همین جهت حالتی از بیقراری و تنش در شنونده بر می انگیزند که تنها با برگشتن به نتهای همان آکورد بر طرف می شود.

G Blues
نمونه ای از یک گام بلوز روی سل و مقایسه آن با سل ماژور
مهمترین این نتها در یک گام ماژور فواصل سوم بمل (flatted 3rd) ، پنجم بمل (flatted 5th) و هفتم بمل (flatted 7th) هستند با این نتها می توان یک «گام بلوز » (Blues Scale) تشکیل داد. اگر بخواهیم گام بلوز را با گام ماژور مقایسه کنیم باید بگوییم که گام بلوز از هفت نت تشکیل می شود که در آن فواصل دوم و ششم حذف می شوند، فواصل سوم و هفتم بمل می شوند و یک فاصله پنجم بمل هم به نتهای گام اضافه می شود.

برای مثال اگر گام سل ماژور (G Major Scale) به شکل زیر باشد :

G A B C D E F# G


گام سل بلوز (G Blues Scale) به صورت زیر خواهد بود:

G Bb C Db D F G


همان طور که می بینید تنها دو نت پایه (Root) و نمایان ( Dominant) که درجات اول و پنجم گام ماژور می باشند، بین گام سل بلوز و آکورد I (سل ماژور) مشترک هستند و سایر درجات گام بلوز با نتهای آکورد I ناهماهنگ یا متنافر (Dissonant) هستند.

مزیت گام بلوز این است که می توان آن را برای نواختن سولو در کل ساختار 12 تایی بلوز بکار برد چون با هر یک از آکوردهای I و IV و V دو نت مشترک دارد که یکی از آنها نت پایه آکورد مورد نظر است. مثلاً اگر تنالیته آهنگ سل ماژور باشد، گام سل بلوز با آکوردI در نتهای D وG مشترک است، در آکورد IV با نتهایC وG و در آکورد V با نتهای F و D اشتراک دارد.

به این ترتیب درحالی که ریتم زمینه در قالب استاندارد 12تایی ادامه پیدا می کند، نوازنده سولو می تواند در هر آکورد با نواختن نتهای آبی (Blue Notes ) تنش ایجاد کرده و با کمک نتهای مشترک ( به ویژه نت پایه ) تنش حاصله را فرو نشاند. به یک نمونه از سولوی هارمونیکا با اجرای David Barrett توجه کنید:

audio file I'm Ready

آهنگی که شنیدید بیشتر ویژگیهای اصلی بلوز را در خود گنجانده است:

با یک Riff یا Hook جذاب (به صورت G-F-G) شروع می شود و پس از حدود 14 ثانیه سولوی اصلی در میزان آخر Turnaround چرخه قبلی شروع می شود و یک چرخه کامل 12 تایی را طی میکند. در چرخه دوم (که از ثانیه 39 شروع می شود) نوازنده سولو زمانی را که در آکورد I سپری می کند به 8 میزان افزایش داده (تا ثانیه 54) تا مجال بیشتری برای بداهه نوازی داشته باشد و بقیه چرخه را به صورت استاندارد ادامه می دهد. در واقع چرخه دوم به شکل 16 تایی درآمده است.

دقت کنید که قسمت V-IV-I Transition چرخه دوم (از ثانیه 62 تا 68) تقریبا به طور کامل با نتهای تریپلت (Triplet) اجرا شده که از مشخصات بارز بلوز است. در پایان سولو هم نواختن Hook از سر گرفته می شود. ریتم آهنگ 4/4 است و نوازنده نتهای چنگ (1/8) را به شکل سوئینگ بیان می کند. از نتهای آبی (Blue Notes) هم در آن زیاد استفاده شده است. این آهنگ را می توان نمونه کلاسیک سبک Chicago Blues دانست.

نکته مهمی که باید متذکر شد این است که گام بلوز بسیار شبیه گام مینور پنتاتونیک است و برخی آن را با گام بلوز اشتباه می گیرند. مثلاً گام سل مینور پنتاتونیک به شکل زیر است: G Bb C D F G

این گام از شش نت تشکیل شده که همگی با گام بلوز مشترک است ولی فاصله پنجم بمل (flatted 5th ) {نت Db در اینجا} را ندارد و به همین جهت نمی توان آن را گام بلوز دانست چون این نت یکی از مهمترین نتهایی است که برای ایجاد تنش در بلوز بکار می رود.

در پایان باید گفت که فواصل دوم و ششم گام ماژور هم گاهی در نواختن سولوها بکار می رود و می توان آن ها را جزئی از یک گام بلوز بزرگتر (Extended Blues Scale ) قلمداد کرد. فاصله دوم ( نت Aدرگام G ماژور) عمدتاً به عنوان درجه پنجم آکورد Vکاربرد دارد. از فاصله ششم ( نت E در گام G ماژور) هم با توجه به صدای شادتری که دارد گاهی استفاده می شود تا فضای سولو خیلی تیره و غمناک نباشد.

مطالب مرتبط :
- موسیقی بلوز - قسمت چهارم
- موسیقی بلوز - قسمت سوم
- موسیقی بلوز - قسمت دوم
- موسیقی بلوز - قسمت اول

گردآوری مطالب : Delta Freak

Posted by Kamran at 08:43 AM | Comments 6