HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

November 30, 2005

احساسات واگنر

Richard Wagner , 1813-1883
Richard Wagner , 1813-1883
اگر موسیقی دان گمنام قرون وسطی که تنها هدفش ظاهرآ خدمت در راه خدا و تامین امر معاش بود و فقط بر حسب تصادف احساسات شخصی خود را در تصنیفاتش بیان می کرد را استثنا کنیم، واگنر در نقطه مقابل کلیه موسیقیدانهای دیگر ایستاد. همه موسیقیدانها همانند همه مردم عادی احساسات داشتند اما تا پیش از واگنر اغلب قریب به اتفاق آنها مجبور بودند که احساس خود را در لفافه بیان کنند.

با ظهور ریچارد واگنر داعیه استقلال طلبی موسیقی دان، بعنوان هنرمند به مرحله نهایی رسید. در واقع باید گفت که با ظهور او، موسیقی دان بعنوان یک هنرمند، نه تنها آزادی اجتماعی بدست آورد بلکه تا پایه خدایان مورد ستایش قرار گرفت.

بتدریج که موسیقی از لحاظ فنی غنی تر شد، فرصت بیان احساسات شخصی هم افزایش پیدا کرد تا جایی که در زمان بتهوون بیان احساسات شخصی در موسیقی بقدری زیاد شد که امروزه یک محقق مجرب می تواند شرح احوال روحی آن مصنف بزرگ را از تغییراتی که در حالت موسیقی او طی زمان رخ داده است؛ استنباط کند.

خوشبختانه موقعی که نیروی آفرینش واگنر به اوج کمال رسید برای بیان تنگ حوصلگی و هیجانات روحی اش این فرصت و امکان از زمان بتهوون به نسبت افزایش آن از زمان اولاندو دی لاسو (Orlando di Lasso موسیقی دان اروپایی قرن شانزدهم اهل کشور بلژیک امروز) تا بتهوون بیشتر بود. وجود واگنر در دوره قرون وسطی غیر قابل تصور است چون تنها کاری که می توانست انجام دهد این بود که از فشار روحی منفجر شود.

واگنر بقدری مجذوب نفس خود بود که نظیرش در هیچ دوره ای از ادوار تاریخ بشر یافت نمی شود، چون در هر نغمه ای از آهنگهایی که تصنیف می کرد قسمتی از تمایلات شدید خودخواهانه مادام العمر خود را نمودار می ساخت.

البته بدیهی است که ظهور و نمود اشخاصی مانند واگنر تنها هنگامی میسر است که یک سلسله از قید و بندهای اجتماعی از بین رفته باشد. واگنر نه فقط اصرار می روزید ثابت کند که تمام افراد بشر حتی پادشاهان از لحاظ اجتماعی با یکدیگر برابرند، بلکه گاه از این هم تجاورز می کرد و معتقد بود که خود او از کلیه افراد بشر برتر است. به عبارت دیگر در راه تامین حقوق و امتیازات خاصه نوابغ پافشاری می کرد.

در مقابل؛ تعبیر "حقوق و امتیازات خاص نوابغ" برای فردی همانند باخ کاملآ بی معنی بود و حتی هندل هم که در دنیای نسبتآ پر تجمل و فریبنده انگلستان سده هجدهم بسر می برد نیز فقط یک استنباط محدود و مختصر از آن داشت.

هایدن وضع اجتماعی خود را بعنوان نوکری در یک خاندان سلطنتی، بدون چون و چرا پذیرفته بود و تصور پیشوایی و پیش قدمی در عالم موسیقی مطلقآ به ذهنش خطور نمی کرد. تنها هنگامی که یک اتفاق مساعد موجب آزادی او شد تا حدی پر و بال پیدا کرد.

موتزارت واقعآ از ضعف و بی نیرویی از جهان رفت زیرا شخصیت خارق العاده و بی سابقه او با شرایط ارباب و رعیتی آن زمان وفق نمی کرد. لئوپولد (پدرش) افتخار می کرد که در خدمت شاهزاده ای بسر برد در حالی که حتی فکر آن هم پسرش (موتزارت) را از خشم به لرزه در می آورد؛ لیکن او نیرو و توان مقابله با این وضعیت را نداشت.

بتهوون این وضعیت را درهم شکست. البته نباید تصور کرد که اینکار را به تنهایی انجام داد. گذشت زمانه چنین تحولی را مناسب و مقتضی ساخته بود و عده بسیاری در مراحل و مشاغل مختلف در راه رهایی خود از این قید و بندها در کوشش و تلاش بودند، و هنگامی که سد شکسته شد، اقدام بعد فقط این نبود که خود مختاری موسیقیدان تضمین شود؛ بلکه لازم بود تا امر معاش او نیز تامین شود و هاله ای از نور چون اولیاء خداوند گراداگرد چهره اش بگذارند.

واگنر اعتقاد داشت که مرد بزرگی است و برای ابناء بشر پیامی دارد و دنیا آنقدر به وی مدیون است که باید امر معاشش را تامین کند. او برای اینکه جهانیان را به این حقایق آگاه سازد مدتی طولانی صرف کرد و این امر با خلق و خو و روحیه ای که داشت برای او بسیار خطرناک بود.

اما نکته جالب توجه در باره واگنر آن است که پس از اینکه با این افکار و عقاید خارق العاده شروع بکار کرد، درست با همان ارزشی که برای خود فرض می کرد، خود را به جهانیان تحمیل نمود و آنقدر زنده ماند تا ستایش در حد پرسش مردم را هم بخود ببیند.

از کتاب "مردان موسیقی"
نوشته والاس براک وی و هربرت واینستاک
ترجمه دکتر مهدی فروغ

Posted by Kamran at 01:26 PM | Comments 3

November 29, 2005

پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم

Piano Shop
هنگام بازدید از نمایشگاه پیانو هرگز مجذوب
صحبتهای فروشنده نشوید.
درنوشته های قبل راجع به انواع پیانوهای موجود در بازار که شامل پیانو های دیواری، بزرگ (رویال) و دیجیتال بودند، صحبت کردیم. در اینجا در دو قسمت تا آنجا که ممکن است راجع به نحوه تصمیم گیری و فاکتورهای مهم برای انتخاب ساز بحث کنیم.

اولین مشکل
بزرگترین مشکل برای بسیاری از مردم - بخصوص آنها که برای اولین بار قصد خرید پیانو دارند - آن است که به دلیل سرمایه گذاری قابل توجه ای که می خواهند روی ساز انجام دهند، بیشتر از آنکه به صدا و مکانیک ساز توجه داشته باشند به وضعیت ظاهری آن دقت می کنند.

این موضوع کاملآ طبیعی است چرا که شما و اطرافیان بیشتر از آنکه پیانو را در حال نواخته شدن ببینید و صدایش را بشنوند، آنرا در گوشه ای از منزل بعنوان یکی از لوازم خانگی مشاهده می کنند و انتظار دارید علاوه بر گوش، چشم شما هم با دیدن آن لذت ببرد. این موضوع وقتی جدی تر می شود که با پدر یا مادر برای خرید ساز به مغازه یا نمایشگاه پیانو می روید.

اگر بودجه کافی در اختیار دارید یقینآ می توانید سازی را انتخاب کنید که نه تنها صدای خوبی داشته باشد بلکه از لحاظ ظاهری نیز انتظار شما و اطرافیان را جلب کند. طبیعی است که زیبایی و آراستگی ظاهری ساز می تواند انگیزه شما برای تمرین بیشتر را موجب شود. اما اگر بودجه کافی در اختیار ندارید؛ به شدت به شما توصیه می شود فریب ظاهر ساز را نخورید و به صدا و ویژگیهای مکانیکی آن دقت کنید.

صدای پیانو
عمومآ کیفیت صدای پیانو برای افرادی که با این ساز آشنایی بیشتری دارند بعنوان یک شاخص انتخاب مطرح است. این موضوع کاملآ سلیقه ای است، هرچند برخی از سبکهای خاص موسیقی با برخی صداها بیشتر مانوس است. به عنوان مثال هنگامی که می خواهید یک موسیقی آرام و رمانتیک اجرا کنید طبیعتآ صدای نرم و مهربان (Mellow) پیانو بیشتر به دل می نشیند تا یک صدای صاف، شفاف و زنگ دارد.

بعنوان یک نظر شخصی هر چقدر صدا از سمت نرمی به سمت تیزی متمایل شود برای ساز محدویت کاربردی بیشتری بوجود می آید. یک صدای بسیار تیز و زنگ دار - شبیه به صدای گیتارهای آکوستیک - بیشتر برای سبکهای نزدیک به راک مناسب است که نوازنده اغلب آکوردهایی را بصورت چند نت سیاه پشت سر هم اجرا میکند. اما با همین نوع صدا اگر بخواهید آرپژ اجرا کنید یا یک نوکتورن از شوپن اجرا کنید نتیجه جالب بدست نخواهد آمد و هرگز آن زیبایی را که در حالت قبل هنگام اجرای موسیقی راک حس می کردید، احساس نخواهید کرد.

در واقع موضوع را می توان از این زاویه نگاه کرد که زیبایی یک صدای زنگ در محدوده خاصی کاربرد دارد، اما زیبایی یک صدای نرم و لطیف در محدوده بیشتری می تواند مورد استفاده قرار گیرد. (با این وجود اغلب هنرآموزان در ابتدای کار به صدای زنگ دار علاقه دارند.)

Piano Shop
هنگام انتخاب ساز دقت کنید که صدای های تیز و
شفاف ممکن است زود باعث خستگی شما شوند.

باریک بین باشید
نکته بعدی در انتخاب ساز دقت و باریک بینی به هنگام خرید است. هرگز عجله نکنید، فروشندگان پیانو - بخصوص اگر با غیر از یک نمایندگی طرف هستید - اغلب از استدلالهای بی اساسی استفاده می کنند که شما را مجبور کنند در همان بازدید اول ساز را خریداری کنید. بسیاری از آنها حتی نمی توانند یک نت "دو" را روی پیانو به شما نشان دهند و به پیانو تنها به عنوان یک کالای پر سود نگاه می کنند.

بنابراین حرفهایی نظیر "این ساز یک مشتری دیگر هم دارد"، "این آخرین ساز از این نوع است که داریم" ، "از هفته آینده قیمت ها بالا خواهد رفت" و ... را باور نکنید و بفرض هم که ساز مورد نظر شما در بازدید بعد فروش رفته باشد، چیزی را از دست نداده اید؛ مطمئن باشید می توانید ساز بهتری را پیدا کنید.

خجالت نکشید و هرگز بدون بررسی مارک ها و مدلهای مختلف در مغازه های دیگر دست به انتخاب ساز نزنید، مگر آنکه سالیان سال با پیانو کار کرده باشید و تجارب قبل به شما بگوید که مستقیم سراغ کدام ساز بروید.

تهدید را به فرصت تبدیل کنید
با وجود آنکه شرکت های نسبتآ زیادی بظاهر نمایندگی برند (Brand) های مختلف را دارا هستند، اما در عین حال بازار پیانو در شهر های ایران بسیار محدود و کوچک است. اغلب هنگامی که بطور جدی برای خرید پیانو به چند مغازه سر می زنید؛ زمزمه پیدا شدن یک مشتری جدی در شعاع زیادی پیچیده می شود. این موضوع می تواند برای شما هم فرصت باشد هم تهدید.

اگر مراقب نباشید فروشندگان با یکدیگر صحبت کرده و هر چه به مغازه های بعدی می روید حرفهای جذابتری می زنند که باب میل شما باشد و خیلی زود همان روز اول شما را مجبور به خرید می کنند.

بنابراین سعی کنید زرنگ باشید چرا که پول در دست شما قرار دارد. توصیه قبل را سر مشق خود قرار دهید و بدانید که در این معامله آنها بیش از شما نیازمند به این معامله هستند. تا آنجا که می توانید از آنها سئوال کنید و ساز را بررسی کنید و هیچوقت مجذوب تعاریف آنها راجع به "نحوه نشستن شما پشت ساز" یا "نوازندگی زیبای شما" و ... نشوید! بسیاری از مغازه دارها برای فروش ساز به هر حیله و نیرنگی متوسل می شوند.

پول یا دست چک با خود همراه نداشته باشید
با دست خالی و بدون پول به دیدن فروشگاه های پیانو بروید و هرگز قبل از بررسی و فکر کردن در منزل به هیچ فروشنده ای، نظر مثبت ندهید چه رسد به اینکه مبلغی را بعنوان پیش پرداخت به آنها بدهید. اغلب افرادی که قصد خرید ساز دارند با روحیه لطیف و ساده به مغازه می آیند و نمی دانند که بسیاری از ساز فروشها (انصافآ نه همه آنها) جز به پول بیشتر در آوردن توجهی ندارند.

همراه داشتن پول ممکن است برای یک لحظه شما را تحریک کند که یک تصمیم نادرست بگیرید. اگر دیدید صاحب مغازه رفتار مناسبی از خود نشان نمی دهند (به عبارت خودمانی تر شکم سیری دارد) از آن مغازه بیرون بیایید و یقین بدانید آهی که او می کشد از ناراحتی شما سخت تر است.

Piano Shop
کیفیت و رنگ صدای ساز باید برای همه کلاویه ها
یکسان باشد.

یکنواختی رنگ صدا
گفتیم که انتخاب نوع و رنگ صدا یک موضوع سلیقه ای است، اما یکنواختی رنگ صدا در پهنه کلاویه ها موضوعی کاملآ فنی است که به مکانیک و جنس مواد بکار رفته در ساز مربوط می شود.

اگر نوازنده ماهر نیستیید یا گوش شما با صدای پیانو آشنا نیست، ترجیحآ به سمت انتخاب پیانویی که کوک نیست نروید. حتی اگر فروشنده بگوید : "شما ساز را به منزل ببرید، ما مجانی برای شما کوک می کنیم، اگر نپسندید پس می گیریم." قبول نکنید، مگر آنکه از توانایی خود در پس دادن ساز مطمئن باشید.

سیم های بم در پیانو های نامرغوب عمومآ کیفیت صدای خود را خیلی زود از دست می دهند، بنابراین اول کلاویه های سمت چپ ساز را امتحان کنید. باید بتوانید صدای نت مشخصی را از آنها بشنوید در صورتی که فقط یک صدای باس از آنها بیرون می آمد و خیلی معلوم نبود که چه نتی است - که در این صورت صدا توام با هوم است - از آن ساز صرف نظر کنید.

اما اگر صداهای بخش باس مورد قبول بودند، به سمت راست حرکت کنید و دقت کنید که رنگ و کیفیت صداها یکسان باشد. نباید یک کلاویه صدایی نرم داشته باشد و چند اکتاو بالاتر کلاویه دیگری صدایی تیز بدهد. هر چند ممکن است بتوان این مشکلات با Voicing مجدد ساز حل کرد، اما بهتر است در اینحالت شما این ساز را فراموش کنید.

شدت صدا
سعی کنید پیانویی را انتخاب کنید که صدای بلند تری دارد. ارتفاع پیانو یکی از شاخص هایی است که باعث می شود حجم صدا و به دنبال آن شدت صدای تولید شده بیشتر شود. اما سوای این موضوع عملکرد مناسب سیستم انتقال نیرو از کلاویه به سیم (Action) و نیز جنس سیم ها، چکشها و ... از موارد مهمی است که در شدت صدای تولیدی تاثیر می گذارد. بنابراین در دو پیانو مشابه آنرا انتخاب کنید که صدای بلند تری دارد.

(این مطلب ادامه دارد ...)

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:26 AM | Comments 7

November 28, 2005

آلبوم فراموش شده پینک فلوید - ۱

Animals Album Cover
طرح روی جلد آلبوم Animals
خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.

بسیاری از مردم هنگامی که برای اولین بار موسیقی این گروه قدیمی را گوش می دهند، آنرا مرموز و غیر قابل هضم توصیف کرده و با کمال تاسف حتی برخی نا آگاهانه چنین موضوعی را مطرح می کنند که "این موسیقی را در حالت های عادی نمی توان گوش داد!" سخنی که بطور قطع حتی ارزش گوش دادن ندارد، چه رسد به فکر کردن.

برداشتی از داستان "قلعه حیوانات"
واقعیت آن است که موسیقی پینک فلوید بگونه ای نیست که اغلب بتوان به یکباره به آن علاقمند شد، بخصوص اگر آلبومی مانند Animals (حیوانات) بعنوان اولین آلبوم از این گروه برای شنیدن انتخاب شود. آلبومی با فضایی کاملآ سیاسی در اندازه های The Final Cut ولی نه به آن صراحت؛ که ایده های اصلی آلبوم از کتاب معروف جورج اورول (George Orwell نویسنده رمان مشهور 1984) یعنی "قلعه حیوانات" گرفته شده است.

آلبوم Animals پينک فلويد که به "آلبوم فراموش شده" (Forgotten Album) هم معروف است، محصول سال 1977 با فضای موسیقایی متفاوت با آلبوم های مشهور قبلی مانند Wish You Were Herer یا Dark Side of the Moon و البته آلبوم های بعدی؛ یعنی The Wall یا The Final Cut است.

Animal Farm
کتاب مشهور "قلعه حیوانات" از جورج اورول

با وجود آنکه برخی از علاقمندان به موسیقی این آلبوم را در اندازه های کارهای پینک فلوید نمی دانند و آنرا جزو کارهای ضعیف پینک فلوید طبقه بندی می کنند، اما ترانه های این آلبوم به صراحت؛ تیرگی ها، تبعیض ها، رقابت ها و برتری جویی های کثیف بر سر قدرت و سایر مشکلات اجتماعی عصر حاضر را به زبان موسیقی و شعر به تصویر می کشاند.

پاسخی به پانک ها
بسیاری منتقدان موسیقی معتقد هستند آلبوم Animals پاسخی بوده به موسیقی سبک پانک - و البته طرفداران این نگرش - که در آن زمان توسط جانی روتن (Johnny Rotten) خواننده مشهور پانک انگلیسی رهبری می شد. هنگامی که پانکها برای حل مشکلات اجتماعی، مردم را به سرکشی، تمرد، طغیان و تفکر آنارشیسم دعوت می کردند، پینک فلوید (واترز) سعی کرد با ارائه این آلبوم ریشه معضلات اجتماعی یعنی چهره تاریک انسانها و ویژگیهای حیوانی آنها را نمایان کند.

جانی روتن قبل از عرضه آلبوم Animals به بازار در سال 1976 در یکی از برنامه های خود پیراهنی را پوشیده بود که روی آن نوشته شده بود "از پینک فلوید متنفرم" (I Hate Pink Floyd) .

خوک ، سگ و گوسفند
واترز با گرفتن ایده از داستان "قلعه حیوانات" برخلاف جورج اورول که به انتقاد از کمونسیم پرداخته بود، با استفاده از همان ایده ها به انتقاد از نظام حاکم بر کشور خود و سایر کشورهای غربی دارای نظام سرمایه داری پرداخت. در برداشت واترز از "قلعه حیوانات" انسانها به سه دسته تقسیم می شوند، سگ ها، خوک ها و گوسفند ها.

خوکها نماد ستمگرانی اند که فقط بفکر خود بوده و سایر طبقات (سگ و گوسفند) را وادار می کنند تا آنجور که آنها می خواهند فکر و رفتار کنند. سگ ها نمود طبقه ای حریص هستند که به شدت مال اندوز، کثیف و جنایتکار بوده و برای رسیدن به ثروت دست به هر کاری می زنند و دست آخر گوسفندان طبقه ای از جامعه هستند که به دلیل ضعف و کم خردی همواره مورد سوء استفاده طبقات دیگر قرار می گیرند.

Oakland Poster
پوستر اجرای زنده در اوکلند - آمریکا

نگاهی به آلبوم
آلبوم Animals همانند Wish You Were Here دارای پنج ترک است که همه آنها در نوع خود از کارهای کلاسیک راک محسوب می شوند. راجر وارترز (Roger Waters) که از آلبوم قبل بتدریج با ریچارد رایت (Richard Wright) مشکل پیدا کرده بود در تنظیم این آلبوم؛ قسمت بیشتر کار را بر دوش خود و دیوید گیلمور (David Gilmour) بنا نهاد. (در واقع این آلبوم سرآغاز بروز مشکلات واترز با سایر اعضای گروه بود که نهایتآ به ترک گروه در سال 1983 منجر شد.)

شما با یکبار شنیدن این آلبوم حکمفرمایی گیتار (با فضای اجرایی راک - بلوز کلاسیک) بر سایر سازها (حتی درامز) را بوضوح متوجه خواهید شد؛ که این خود یکی از تفاوت های Animals با سایر کارهای پینک فلوید است.

audio.gif Pigs on the Wing , Part 1

تصویر روی جلد آلبوم خوکی بر فراز یکی از نیروگاه های قدیمی برق در لندن را نشان می دهد. در توضیحاتی که واترز در مورد عکس روی جلد آلبوم ارائه کرد، انتخاب این نیروگاه فرسوده را نمونه ای از زوال دنیای مدرن بیان کرد؛ به هنگام ارائه این آلبوم 50 سال از عمر این نیروگاه گذشته بود.

نکته جالب در تهیه عکس روی جلد آن بود که آنها بجای آنکه تصویر یک خوک را در بالای تصویر نیروگاه مونتاژ کنند، تصمیم گرفتند که یک عروسک خوک به درازای حدودآ 14 متر درست کرده و تصویری واقعی برای روی جلد تهیه کنند.

همانطور که گفته شد آلبوم دارای پنج ترک است که با موضوع خوک شروع می شود پس از آن سگ، خوک، گوسفند و در نهایت باز با کاری راجع به خوک به اتمام می رسد. در قسمت بعد راجع به ترک های این آلبوم صحبت خواهیم کرد.

مهرداد رحمتی

Posted by Kamran at 11:32 AM | Comments 10

November 27, 2005

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

Mazdak
مزدک خامدا
مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال 1351 در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال 1363 ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید. فراگیری پیانو را در دوره های کالج جونیور پی گرفت و در سال 1372 نخستین رسیتال پیانوی خود را به اجرا در آورد. چندی بعد موفق به دریافت بورس انجمن ملی آموزگاران موسیقی شد و یک سال بعد به کنسرواتوار موسیقی در دانشگاه پسیفیک (Pacific)راه یافت و نزد رِکس کوپر Rex Cooper و فرانک وینس Frank Wiens فراگیری پیانو را بطور جدی پی گرفت.

وی دوره عالی مطالعات خود را در دانشگاه اورِگِن(Oregon) با استادانی چون کلایر واچر Claire Wachters و دین کرامِر Dean Kramer (از شاگردان پیانیست نامدار روس ولادیمیر هوروتیس) ادامه داد. در این دوره همچنین بطور خصوصی از آموزش های بِرنارد شِر Bernard Scherr در آهنگسازی بهره مند شد. پس از پایان تحصیل در 1379 سفری کوتاه به ایران داشت. پس از بازگشت به آمریکا به تدریس پیانو مشغول شد.

او تا کنون آثار متعددی برای پیانوی تکنواز، گروه مجلسی و موسیقی الکترونیک منتشر ساخته است. بسیاری از این آثار در سه آلبومی که وی تا کنون در آمریکا منتشر ساخته است منظور گردیده است. نخستین آلبوم «قطعاتی از دفتر خاطرات»(Pieces from a Diary) نام داشت که دربرگیرنده هجده آهنگ برای پیانو از ساخته های او بود.

دومین سی.دی مزدک به نام «شاهکارهای فراموش شده» (Neglected Masterpieces) دربرگیرنده تعدادی از آثار پیانوی کارل شیمانوفسکی و بتهوون است که به ندرت اجرا شده است. این سی.دی ضبطی از اجرای زنده این قطعات است. مزدک می گوید: «همواره علاقه مند به کشف آثار کمتر شناخته شده پیانو از آهنگسازان بزرگ بوده است و در کتابخانه موسیقی دانشگاه اورگن ساعت ها وقت را صرف این کار کرده است. شرکت در همایش چهار هفته ای «شاهکارهای فراموشی شده» (درباره آثار پیانوی آهنگسازان مختلف) در آمریکا نیز تاثیر عمیقی در تهیه این مجموعه بر او نهاد.

audio.gif به قسمتی از نوازندگی مزدک خامدا گوش کنید

سومین آلبوم او با نام «تأمل» (Contemplation) همراه با بتی وو (نوازنده ویلنسل) به ضبط رسیده است و شامل شماری از آثار مجلسی مزدک خامدا و همچنین قطعه «مُدها» (سوییت برای پیانو) است. او این آلبوم را «احساسی ترین» اثر خود می نامد.

چهارمین سی.دی از مزدک با سُت (از نوازندگان معروف موسیقی الکترونیک در کالیفرنیا) به ضبط رسیده است. این آلبوم (Minimalist All-Stars) نام دارد و ساخته های مزدک برای پیانو و سینتی سایزر را در خود دارد.

برای اطلاعات بیشتر درباره آثار مزدک خامدا به سایت او نگاه کنید: www.mazdakmusic.com

از پژمان اکبرزاده


Posted by sadjad at 11:07 PM | Comments 3

November 26, 2005

رهبر ارکستر

Arturo Toscanini
Arturo Toscanini , 1867 - 1957
رهبر ارکستر کیست؟ وظیفه او چیست؟ چگونه با نگاه ها و اشاره هایش همه سازها را کنترل و هدایت می کند؟ چرا با این وجود بسیاری از مردم در این فکر هستند که او در میان نوازندگان کار خاصی انجام نمی دهد؟ آیا او تنها، فردی است که باید لباسهای شیک و تمیز بپوشد و مانند ناظم یک مدرسه به هنگام اجرا مراقب حرکات نوازندگان باشد؟

نیاز به وجود رهبری ارکستر هنگامی مشاهده شد که گروه نوازی سازها بعنوان نوع جدید و مهمی از اجرای موسیقی شکل گرفت. تعداد زیادی از نوازندگان شروع به نواختن می کردند و به علت نبود هماهنگی نتیجه کار اغلب نا مناسب بود، آنها نیاز به یک هدایت کننده داشتند که همه اعضای ارکستر از او حرف شنوی داشته باشند.

بدون وجود رهبر ارکستر پاساژها و نوانس ها بد اجرا می شوند، سازهای مختلف هرکدام به روش خود تغییر تمپو می دهند، .... و شاید از همه مهمتر نوازندگان به هنگام تمرین نمی توانند از وقت خود بخوبی استفاده کنند و در نهایت نتیجه کار بسیار نامطلوب خواهد بود.

پیش از قرن نوزدهم زمانی که نیاز به وجود رهبر در اکستر احساس شد؛ مایستر ارکستر و یا سولیست (یا کنسرت مایستر - Concert Master) - معمولآ نوازنده ویولن یا پیانو - علاوه بر اجرای موسیقی بخش خود، مسئولیت اینکار را نیز بعهده می گرفت اما با گذشت زمان، پیچیده تر شدن موسیقی، بیشتر و مهمتر شدن وظایف رهبر، این فعالیت بعنوان یک وظیفه مشخص، جدا و تخصصی تعریف شد؛ بطوریکه امروزه قسمت بزرگی از ارزش و اعتبار یک ارکستر به توانایی های رهبر آن باز می گردد.

ایده اولیه به قرون وسطی باز می گردد
شکل و ایده اولیه رهبری از آنجا آغاز شد که یک موسیقی دان بطور ناخود آگاه تمایل دارد بصورت بصری در ذهن خود، از یک طرف حرکات بالا و پایین رونده ملودی و از طرف دیگر ریتم را دنبال کند. چنین رفتاری از قرون وسطی توسط فردی در کلیسا به هنگام خواندن سرودهای مذهبی هم وجود داشت و بنظر می رسید که با اینکار کیفیت سرود خوانده شده بسیار بهتر است. آنها توسط چوبی که به سمت بالا و پایین می بردند ضرب موسیقی را به خوانندگان نشان می دادند.

خصوصیات یک رهبر
اما قبل از آنکه به وظایف یک رهبر ارکستر بپردازیم بیایید توانایی هایی که او باید داشته باشد را بر شماریم.

1- رهبر ارکستر باید دانش عمومی بسیار زیادی از موسیقی داشته باشد.

2- تمامی سازهای ارکستر را باید بشناسد و با آنها کارکرده باشد (لزومی به توانایی نوازندگی با آنها نیست) و ارکستراسیون بداند.

3- بهتر است در صورت امکان، بتواند اندکی با یک ساز زهی بخصوص ویولن نوازندگی کند، چراکه قسمت بزرگی از ارکستر را نوازندگان زهی و خانواده ویلن تشکیل میدهند.

4- بهتر است بتواند در حد خوبی پیانو بنوازد.

5- گوشهای دقیق باید داشته باشد و ریتم را خوب درک کند.

6- اعتماد به نفس از مهمترین خصوصیات روحی و اخلاق یک رهبر موفق است.

7- باید توانایی درک و خواندن سریع موسیقی از روی نت را داشته باشد.

8- بهتر است او با هنر آواز خواندن آشنا باشد.

9- فیزیک بدنی مناسب و انضباط رفتاری از دیگر ویژگیهای شخصی یک رهبر ارکستر است.

Music Conductor
آیا بدون وجود رهبر ارکستر، این افراد می توانند موسیقی
خوبی اجرا کنند؟
تاثیر رهبر در اجرای موسیقی
با وجود آنکه احساس نوازندگان هنگام اجرا در نهایت احساس انتقالی موسیقی را ایجاد می کند اما واقعیت امر آن است که این درک رهبر ارکستر از یک قطعه موسیقی است که اجرا می شود و نه چیز دیگر. اوست که نوازندگان را مجبور می کند آنگونه که وی می خواهد قطعه را اجرا کنند و نه فرد دیگر. به بیان دیگر اعضای ارکستر قطعه را آنگونه که او می خواهد اجرا می کنند.

به این مثال دقت کنید
روزی که شاد و سر حال هستید، ساز خود را بردارید و با آن یک قطعه را اجرا و ضبط کنید. زمانی دیگر پس از یک روز کار و تلاش هنگامی که شب به منزل باز می گردید همان قطعه را اجرا و ضبط کنید. به این دو قطعه گوش کنید، بدون شک متوجه تفاوت آنها خواهید شد. اگر همین کار را دوست شما نیز انجام دهد، باز این چهار اجرا با یکدیگر بسیار متفاوت خواهند بود.

تاثیر شرایط روحی، فیزیکی نوازنده و نیز درک او از موسیقی بر کیفیت اجرا، برای همه ما کاملآ مشهود است.

ارکستر، ساز رهبر
در رابطه با رهبری ارکستر نیز همین موضوع صادق است. ارکستر در دستان رهبر همانند یک ساز است. او می تواند با ارکستر خود یک قطعه را خوب و یا بد اجرا کند.

اما بزرگترین مشکل یک رهبر ارکستر آن است که بر خلاف پیانو، ویولن، گیتار، فلوت و ... سازی که او دارد همواره به حرف هایش گوش نمی دهد و به مراتب سخت تر از یک پیانو یا ویولن کنترل می شود.

ساز یک رهبر ارکستر، از تعداد زیادی سازهای مکانیکی تشکیل شده که نوازندگان به دستور رهبر آنها را آنگونه که او می خواهد می نوازند اما مشکل اینجاست که درک افراد از موسیقی یکسان نیست. برای همین آماده سازی اجرای یک قطعه آنگونه که رهبر ارکستر آنرا احساس می کند و می خواهد بیان کند بسیار دشوار است.

کوک کردن همه سازها، اجرای درست و دقیق ملودیهای لگاتو یا استکاتو، مقابله با شیطنت نوازندگان و ... پیش از اجرا، همگی از جمله وظایف یک رهبر ارکستر است.

یک رهبر موفق ارکستر باید یک مدیر بسیار کارآمد و قاطع باشد، او باید بتواند نوازندگان ارکستر را به تنهایی مدیریت کند، کاری بمراتب سخت تر از مدیریت یک شرکت !

Music Conductor
مهمترین فعالیت های رهبر ارکستر قبل از اجرای اصلی
صورت میگیرد.
او تنها کسی است که کل ماجرا را می داند
بله، یک رهبر ارکستر هرگز تمام بخش (پارت) های موسیقی را بین همه افراد ارکستر توزیع نمی کند. دلیلی ندارد که نوازنده پیانو پارت ویلن را داشته باشد و ... او تنها کسی است که می داند هر سازی در چه قسمتی باید چه چیزی را بنوازد. در واقع درگیری نوازنده با ساز خود، به او اجازه چنین چیزی را نمی دهد.

خلاصه وظایف رهبر ارکستر
در اینجا بطور خلاصه به وظایف مهم یک رهبر ارکستر اشاره میکنم، اما همانطور که قبلآ گفتیم رهبری ارکستر همانند مدیریت است و هر رهبر ارکستر ممکن است به روش خود ارکستر را هدایت کند.

1- بخش عمده وظایف رهبر ارکستر به قبل از اجرای اصلی باز میگردد، هماهنگی نوازندگان، حل مشکلات تکنیکی و گرفتن خطاهای اجرا، یکسان کردن درک موسیقی و ... از جمله این فعالیت ها هستند.

2- یک رهبر ارکستر اغلب مجبور است پارتیتور موسیقی را به ذهن بسپارد تا بتواند در حین اجرا بدون نگاه کردن جدی به آن، موسیقی را دنبال کند.

3- انتخاب نوازندگان ارکستر عمومآ با رهبر ارکستر است.

4- برنامه ریزی تمرین، اجرا و ... با رهبر ارکستر است.

5- یک رهبر ارکستر توسط دست راست خود معمولآ - نه لزومآ - با کمک یک چوب بنام باتون (Baton) ضرب میزان را توسط کشیدن اشکالی در فضا مشخص می کند.

6- رهبر ارکستر هنگام نمایش دادن ضرب میزان با دست راست تمپوی موسیقی را نیز کنترل می کند و نوازندگان با کمک آن می توانند افزایش یا کاهش تمپو را بصورت گروهی، یکسان اجرا کنند.

7- دینامیک موسیقی توسط حجم شکلی که رهبر ارکستر در فضا می کشد مشخص می شود، اشکال بزرگتر دینامیک قویتر را نشان می دهند.

8- در بسیاری موارد رهبر ارکستر از دست دیگر خود (چپ) برای مشخص کردن دینامیک موسیقی کمک می گیرد. حرکت به سمت بالا مشخص کنند حالت افزایش قدرت صدا (Cresendo) و حرکت از بالا به پایین مشخص کنند کاهش قدرت صدا (Decrescendo) است.

9- نحوه حرکت دادن دست و اعمال احساس در آن از دیگر کارهایی است که رهبر ارکستر توسط آن پارامترهای دیگری را به هنگام اجرا را به نوازنده منتقل می کند.

10- یک رهبر ممکن است برخی از مواردی را که مطرح کردیم با حرکات سر و نگاه به نوازندگان منتقل کند.

11- مشخص کردن زمان ورود یک ساز به موسیقی از دیگر وظایف مهم رهبر ارکستر است. اینکار معمولآ با اشاره کردن به نوازنده یا گروه نوازنده انجام می شود.

12- بسیاری دیگر پارامترهای اجرای موسیقی مانند لگاتو، استکاتو ... عمومآ با روش مختلفی مانند نحوه حرکت دادن دست، به نوازندگان بیان می شود. ممکن است او با نمایش یک کمان روی فضا، یک جمله موسیقی را بیان کند و ...

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:23 AM | Comments 6

November 25, 2005

صداهای مشهور II - Star Wars

Star Wars
Star Wars
شمشیرهای نوری - Lightsabers
صدای شمشیرهای نوری یکی از محبوبترین صداهای من است و در واقع این صدا، اولین صدایی بود که من برای تمام این سری ساختم. بعد از خواندن فیلمنامه و با وجود اینکه وظیفه من پیدا کردن صدایی مناسب برای چیوباکا (Chewbacca موجود گوریل نما) و سپس صدایی برای آرتو (Artoo روبوت کوچک و همه فن حریف) و بعد شاید صداهایی برای تفنگهای لیزری و چیزهای دیگر بود، من به دلایلی بیش از همه به شمشیرهای نوری علاقمند شدم.

آنها نقاشی هایی از رالف مک کواری (Ralph McQuarrie) را به من نشان دادند بنابراین ما تصوری از این ابزار به دست آوردیم و این تصاویر واقعا الهام بخش بودند زیرا الگوی کلی و ریخت و چیدمان فیلم را به خوبی مشخص میکردند و به من کمک کردند تا صدایی مناسب قیافه آنها تولید کنم.

با وجود اینکه تنها یک نقاشی از شمشیرهای نوری را دیده بودم، تقریبا میتوانستم صدای آنها را در ذهن خود بشنوم. من واقعا به نوعی این صدا را در ناخودآگاه ذهنم و جایی که احتمالا روزی یک شمشیر نوری را دیده بود، میشنیدم.

من در آن زمان تازه از دانشگاه USC فارغ التحصیل شده بودم و مسئول پخش فیلم با پروژکتور بودم. ما یک اتاق پخش با چند پروژکتور خیلی ساده و قدیمی داشتیم که موتور آنها هنگام اتصال به سیستم، صدای زمزمه فوق العاده ای تولید میکرد. این صدا به تدریج اوج میگرفت و با صدای موتور دیگر (آنجا دو موتور موجود بود) ترکیب و هماهنگ میشد.

این صدا برای شمشیرهای نوری، بسیار الهام بخش بود و من آنرا ضبط کردم، اما این کافی نبود. این صدا فقط مجموعه ای از اصوات زمزمه وار بود و آنچه کم داشت، نوعی صدای وزوز پر تلالو بود، این صدای جرقه آسا را، یک روز بر حسب اتفاق پیدا کردم.

من در حین ضبط یک صدا در یک سمت اتاق، میکروفن را با خودم به سمت دیگر اتاق بردم و در حالی که حرکت میکردم، میکروفن از کنار یک دستگاه تلویزیون روشن که روی زمین قرار داشت و صدای آن بسته بود، عبور کرد. میکروفن درست از پشت لامپ تصویر عبور کرد و در همین حال صدای خاص و غریبی را تولید کرد.

R2-D2
R2-D2
میکروفن امواج مخابراتی را از تلویزیون گرفته و آنها را بر مبنای سیستم صوتی خود معنا کرده و نتیجه این صدای عالی وزوز شده بود. من این صدا را ضبط کرده و آنرا با صدای موتور پروژکتور ترکیب کردم و این نوع ترکیب پنجاه / پنجاه این دو صدا، به صوت پایه شمشیرهای نوری مبدل شد. از آنجایی که شخصیتهای فیلم با این شمشیرها حرکت میکردند و در حین نبرد با آن هوا را میشکافتند و به جلو و عقب میچرخاندند، این صوت پایه باید به شنونده این حس متحرک بودن را القا میکرد و من برای رسیدن به این حس تحرک، صدا را با یک بلندگو در یک اتاق پخش کردم.

حالا ترکیب صدای پایان ناپذیر زمزمه و وزوز فضا را پر کرده بود، بعد من يک میکروفن برداشتم و آنرا در نزدیکی بلندگو در هوا حرکت دادم، بعد از آن دور شدم و آنرا مانند شلاق حرکت دادم و آنچه هنگام ضبط صدا با یک میکروفن متحرک اتفاق می افتد این است که شما یک تناوب زیر و بمی صدا خواهید داشت و خواهید توانست یک صدای مصنوعی اما بسیار واقع گرایانه از جسمی متحرک به دست بیاورید. و به این ترتیب حس حرکت در صدای شمشیرهای نوری ایجاد شد و در آن زمان هم بسیار خوب از آب درآمد.

غولهای امپراتوری - Imperial Walkers
این غولها، تانکهای زره پوشی هستند که به شکل یک چهارپای عظیم الجثه ساخته شده و به آرامی راه میروند و از داخل هدایت میشوند. صدای قدمهای سنگین آنها از صدای تغییر یافته یک دستگاه پرس و ترکیب آن با صدای افتادن زنجیر دوچرخه بر زمین سیمانی، تولید شد.

R2-D2
این روبوت کوچک، صدای مخصوصی دارد که 50% آن به صورت الکترونیکی ساخته شده است و باقی آن از ترکیب صدای نی، سوت و صدای بن بارت است. این مجموعه اصوات به خوبی حالات مختلف این روبوت هوشمند را نشان داده اند.

مطلب مرتبط :
- صداهای مشهور i - Star Wars
- پای صحبت طراح صداهای Star Wars

سحر شهاب ، filmsound.org

Posted by Kamran at 12:41 PM | Comments 1

November 24, 2005

نامه سر گشاده علی رهبری به وزير فرهنگ و ارشاد

Ali Rahbari
علی رهبری رهبر دائم ارکستر سمفونيک تهران
در خبرها داشتیم که علی رهبری آهنگساز و رهبر دائم ارکستر سمفونيک تهران، چندی پیش تهران را به قصد وین ترک کرد و در آخرین کنسرت خود بیان کرد که دلایل رفتن خود را پس از رسیدن به وین، بصورت نامه ای به وزیر ارشاد می نویسم.

متنی که در زير می آيد، نامه سرگشاده علی رهبری است که به سايت "گفتگوی هارموني" فرستاده شده است. با اميد بازگشت اين هنرمند بین المللی به ايران اين نامه را می خوانيم:



بـه نـام خـدا

جناب آقای محمد حسين صفار هرندی،
وزير محترم ارشاد اسلامی

با سلام و سپاس از فرصتی که برای مطالعه اين گزارش مبذول مينماييد. اينجانب در خرداد ماه امسال به دعوت مرکز موسيقی وزارت تحت تصدی جنابعالی و توصيه شورای سياستگزاری آن مرکز و مدير و رهبر دائمی وقت ارکستر سمفونيک و گروه کر با علاقمندی و شور و هيجان بسيار پس از سی سال دوری از وطن جهت بررسی شرايط و امکانات ممکن جهت ارتقاء وضعيت کيفی ارکستر سمفونيک و گروه کر به تهران آمدم. طی سه هفته اقامت و بازديد از مراکز مختلف هنری مانند هنرستانهای موسيقی، ارکستر سمفونيک، گروه کر و مشورتهای بعمل آمده و اجرای برنامه با اين ارکستر به اتريش مراجعت کردم.

ليکن پس از درگذشت نابهنگام استاد عزيز فريدون ناصری جهت مديريت و رهبری ارکستر سمفونيک و کر دعوت گرديدم و طی تمرين های فشرده ای برای نخستين بار، پس از سی سال ارکستر سمفونيک و گروه کر به اجرای کامل چهار قسمت سمفونی نهم بتهون که از جمله پيچيده ترين و انسانی ترين قطعات موسيقی علمی است، به نحو درخشانی موفق گرديدند و نشان دادند که چه ظرفيت و توان عظيمی در جوانان با استعداد ايرانی وجود دارد. اکنون لازم ميدانم شمه ای از سوابق تحصيلی و هنری خود را نيز به اطلاع جنابعالی برسانم.

اينجانب فارغ التحصيل هنرستان عالی موسيقی ملی در ايران ميباشم که موفق گرديدم با تلاش و کوشش خود و لطف خداوند با طی دوره عالی آهنگسازی و رهبری ارکستر در آکادمی موسيقی و هنرهای زيبای وين، با دريافت جايزه مخصوص اين آکادمی و فعاليت در اين موسسه عالی هنری، بعنوان آسيستان دوره عالی برای تصدی رياست دو هنرستان موسيقی ملی و هنرستان عالی موسيقی به ايران دعوت گردم، ليکن پس از سه سال با ابراز نارضائی مختلف نسبت به بعضی ناهماهنگی های مديريتی تهران را ترک نموده، پس از شرکت در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در فرانسه و کسب مدال طلا، همچنين مسابقات جهانی رهبری ارکستر در سوئيس و بدست آوردن مدال نقره به دستياری استاد هربرت فون کارايان از رهبران بزرگ تاريخ موسيقی جهان در برلين پذيرفته شدم و سپس بمدت سه سال مديريت ارکستر و رهبری دائم ارکسترهای مختلفی در کشورهای بلژيک، کرواسی، جمهوری چک، اسپانيا بعده داشته ام.

در اين ميان رهبری بيش از يکصد و بيست ارکستر را در سراسر جهان در بيش از يکصد و هشتاد شهر تجربه نموده ام و در سالنهای اپرای بسياری در برن،پالرمن، مالگا، لندن، مان هايم، اشتوتکارت، ژنو، از يک تا شش ماه به رهبری اپراهای مختلف از آثار ارزشمند موسيقيدانان بزرگ جهان پرداخته ام و هم اکنون بيش از يکصد و پنجاه اثر صوتی بصورت CD از اجراهای اينجانب در سراسر جهان و در سرزمينهای دور و نزديک منتشر و مورد بهره گيری ملل مختلف قرار گرفته است.

همچنين اينجانب موفق به دريافت بالاترين مدال هنر از کشورهای بلژيک، جمهوری چک و اسپانيا گرديده ام. اکنون با تجربيات فاصله طی سالهای بسيار فعاليت در حوزه موسيقی، لازم دانستم گزارشی از مشاهدات و شرایط حال و افق آینده را در خصوص موسیقی کشورمان به نظر جنابعالی برسانم و اینکه این دیدار پرشکوه من از میهن و شور و شوقی که در من، خانواده من و دوستان موسیقیدان و مردم مهربانیکه با تشویق های خودشان این میل و علاقه من به خدمت به سرزمینم صد چندان کرده اند تا چه اندازه مرا برای برداشتن گامهائی موثر برای ارتقاء هرچه بيشتر موسيقی کشور واداشته است.

مشاهدات مثبت:

۱- تلاش و گرايش گسترده مردم برای آموزش موسيقی علمی و معنوی موجب شگفتی بسيار در من گرديد و چنين اشتياقی قطعا” موجب ترقی فکر و انديشه در مردمان خواهد بود.

۲- سالن ها و فضا های فرهنگی بسياری که طی اين سالها احداث وصال گرديده اند، مسلما موجب رشد و ارتقاء فرهنگ کشور خواهد گرديد و اين اقدام را شايسته قدرشناسی بسيار ميدانم.

۳- علاقمندی و عطش بی سابقه ای که در ملت ما برای شنيدن و درک موسيقی های متعالی و ارزنده وجود دارد، انگيزه و ادائی برای تقويت موسيقی اصيل با عيار مناسب در جامعه است و نشانه بارز آن در اجرای سمفونی نهم بتهون که از قطعات پيچيده موسيقی جهانی است و اشتياق گسترده از آن مرا به وجود توانايی نيل به معنويات در ملت خودمان مطمئن تر ساخت.

۴- تعداد کثير آموزشگاههای رسمی موسيقی که با مجوز وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی فعاليت مينمايند، در جهان بی نظير است و طبعا اينگونه استقبال از اين موسسات اميد و انگيزه را در متوليان و مجريان امور هنری و هنرمندان و هنردوستان زنده و سازنده نگاه ميدارد.

۵- ارکستر سمفونيک و گروه کر تهران- برخلاف تصورات قبلی من بعلت سی سال دوری از وطن سالهای بعد از انقلاب فعاليتهای وسيع و موثری داشته است و در کليه مناسبتهای مختلف فرهنگی، سياسی، مذهبی و بين المللی، تلاش های ارزنده ای نموده و تجربيات گرانقدری برای ارتقاء فعاليتهای خود کسب کرده است.

۶- تحولات زندگی اجتماعی از جهت فضاهای مسکونی و امکانات شهری بويژه فضای سبز گسترده شهر تهران نشانه بارزی از پيشرفت و ارتقاء سطح زندگی ميباشد. با اين سطح از پيشرفت و ترقی و جنبه های مثبتی که ميتوان به آنها افتخار نمود، براساس علاقه قلبی و تجربیاتی که در جهت شناخت بعضی تنگناها و روش بهبود آنها بدست آورده ام، لازم میدانم مواردی را که به نظر اینجانب میتواند موجب بهره وری بهتر از ظرفیتهای انسانی و فیزیکی در این بخش است را به استحضار جنابعالی برسانم.

۱- هنرستانهای موسيقی:
جنابعالی مستحضر هستيد که ارتقاء دانش و توانايی هنری و فرهنگي هنرجويان هنرستانها موجب بالابردن سطح ظرفيت و توان اجرايی در نهادهای هنری فعال مانند ارکسترها، گروهای کر و حتی بخش آموزش، ميگردد و اين بخش هم اکنون با نوعی ضعف بويژه در تربيت هنرمندان مورد نياز در سازهای جهانی روبروست. پيشنهاد اينجانب اينست که هر چه سريعتر کميته ای از هنرمندان مجرب و توانا در امر آموزش و برنامه ريزی نسبت به اين امر مهم اقدام نموده، امکانات لازم برای جوانان مستعد و علاقمند به يادگيری سازهای مورد نياز در سطح حرفه ای و عالی فراهم گردد تا بتوان در آينده نزديک شاهد شکوفايی بيشتر اين جوانان هنرمند در عرصه های داخلی و حتی جهانی بود.

۲- ارکستر سمفونيک و گروه کر:
علاقمندی و تلاش و استعداد اعضای ارکستر سمفونيک و گروه کر تالار وحدت، عليرغم مشکلات مختلف مالی و مسائل فنی، موجب شگفتی اينجانب گرديد و تامين معيشت اين هنرمندان که انسانهای نايابی در کشور ما هستند و تربيت و ورود موفق آنان به اين عرصه هزينه های مادی و معنوی بسياری در برداشته است را از جمله الزامات حمايت های فرهنگی ميدانم، همچنانکه در بسياری کشورهای ديگر با تکيه و توجه با اينکه نيل به توانايی های هنری نيازمند وجود يک ظرفيت خدادادی است که در هر کسی به وديعه گذاشته نشده، حمايت همه جانبه از اين هنرمندان را از اولويتهای فرهنگی ميشمارند.

نوازندگان ارکستر سمفونيک و خوانندگان گروه کر بايستی از يک سطح معيشتی برخوردار بوده و مجبور نباشند که در چند گروه مختلف کارکنند و امکان تمرکز بر کار اصلی و تمرينات در اوقات فراغت خود را داشته باشند. همچنين، مناسب میدانم که این دو بنیاد هنری، دارای برنامه ریزی بلند مدت بوده، شورائی تخصصی نسبت به نظم، تقویت و حمایت از برنامه های آنان اقدام نمایند. در چنین شرایطی امکان تمرینات مستمر و فشرده و اجرای برنامه های بیشتر و آمادگی مناسب تر جهت اجرای برنامه های کیفی و پاسخگویی به علاقمندی و نیاز ایرانیان برای دریافت پیام های فرهنگی ارزشمند و سازنده فراهم خواهد شد.

3- امکانات اجرايی تالارها:
عليرغم اينکه تالار وحدت و سالن رودکی دو تالاری که در اختيار برنامه های ارکستر سمفونيک و گروه کر است، دارای مديريت اجرايی توانا ميباشد.

ليکن به نظر ميرسد لازم است اين امکانات بتواند دارای برنامه ريزی بلند مدت برای تدوين برنامه های طولانی يکساله و دوساله باشد تا علاوه بر اشتغال اين امکانات در عموم روزهای هفته و جلب و جذب برنامه های هنری اعم از ارکستر سمفونيک و ساير فعالان بخش موسيقی و گروههای هنری شهرستانها جريان مالی قابل ملاحظه ای نيز برای تقويت امکانات حقوقی برای نوازندگان و هنرمندان و حفظ و تقويت امکانات فنی سالن ها فراهم گردد؛ به همين منظور لازم به نظر ميرسد، يک بخش برنامه ريزی هنری در کنار بخش اجرايی نتواند بهره وری از تجهيزات اين مجموعه را که از جمله سالنهای شاخص از جهت امکانات و تجهيزات در سطح جهان است افزايش داد. روند جديدی را برای ارتقاء امکانات مالی گسترش برنامه های اجرايی آن فراهم سازد.

ضمن ابراز خشوقتی و سپاس بسيار از همکاری چند ماهه با مرکز موسيقی و بنياد رودکی- شورای سياستگزاری و ارکستر سمفونيک و گروه کر، قدردانی از لطف و محبت بسيار هم ميهنان که از پرشکوه ترين خاطرات زندگی من خواهد بود، تصديق مينمايد که با تنگناهايی که در شرايط فعلی برای ارتقاء کيفی ارکستر و گروه کر وجود دارد ( بويژه از جهت حقوق و وضعيت معيشتی آنان) شرايط لازم برای خدمت موثر من وجود ندارد و بدينوسيله معذوريت خود را به اطلاع ميرسانم.

بديهی است، چنانچه شرايط ذکر شده ميسر و جنابعالی شخصا ابلاغ نماييد، اينجانب با کمال اشتياق کليه تلاش تجربه و تخصص خود را در ارتقاء کليه بخشهای موسيقی کشورمان بکار خواهم گرفت و مطمئن هستم اين مجموعه ميتواند به جهانيان نشان دهد که علاوه بر اينکه ميتوان موسيقی جهانی را بشناسد با همان زبان به نحو شايسته ای پيام مهر و دوستی را به ملل دنيا ميرساند.

با احترام
علی رهبری

وين ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵

Posted by sadjad at 02:25 AM

November 23, 2005

صداهای مشهور i - Star Wars

Darth Vader
Darth Vader
بن بارت در مصاحبه با مجله Film Sound Today گفته است:

در اولین مذاکره با جرج لوکاس، او اعتقاد داشت - ومن هم موافق بودم - که از صداهای ارگانیک (organic بنیانی، زنده) استفاده کنیم و او این لفظ را در برابر صداهای الکترونیک و مصنوعی به کار میبرد. از آنجایی که ما قصد داشتیم دنیایی خلق کنیم که قابل دیدن، خاک آلوده شدن، ضربه دیدن و زنگ زدن باشد، به دنبال صدایی بودیم که جیرجیر کند و موتورهایی داشته باشیم که چندان نرم و بی صدا کار نکنند.

به این دلیل ما میخواستیم از مواد خام موجود در جهان واقعی استفاده کنیم، موتورهای واقعی، صدای جیر جیر درهای واقعی، حشرات واقعی و از این قبیل. اصل اولیه در تمام این فیلمها این است که چیزی را بسازیم که صدایش برای همه قابل باور باشد، زیرا با ابزارهایی ساخته شده که آشنا هستند اما در وهله اول تشخیص داده نمیشوند.

دارت ویدر - Darth Vader
تصور کلی از صدای دارت ویدر(شخصیت سیاه پوش فیلم) از همان فیلم اول شکل گرفت. در فیلمنامه عنوان شده بود که او موجودی غریب و تیره است و در نوعی سیستم مخصوص درمانی قرار دارد. او به طور نامتعارفی تنفس میکند و شاید صداهای موتور و ماشین آلات درون این پوشش درمانی / دفاعی را نیز میشنویم. او میتواند نیمه روبوت و نیمه انسان باشد، واقعا نمیدانیم.

به این ترتیب تصویر اولیه من از دارت ویدر، موجودی بود که سر و صدای زیادی تولید میکند. وقتی او وارد صحنه میشود مانند یک آسیاب بادی با حالت خس خس تنفس میکند، شما میتوانید صدای تپش قلبش را بشنوید، او سرش را حرکت میدهد و شما صدای چرخش موتورها را میشنوید.

Chewbacca
Chewbacca
او در بعضی موارد تقریبا مانند یک روبوت عمل میکرد و آنقدر سر و صدا داشت که مجبور شدیم برداشت اولیه خود را از دارت ویدر تعدیل کنیم. در تست اولیه صدا برای فیلم، دارت ویدر صدایی مانند یک اتاق جراحی داشت، میدانید، مانند یک اتاق اورژانس بیمارستان بود که این طرف و آنطرف برود.

دوچرخه شتابگر - Speeder Bike
برای این وسیله نقلیه فوق سریع، از ترکیب صدای یک هواپیمای موستانگ P-5 Mustang airplane و یک هواپیمای ردیاب لاکهید P-38 Lockheed Interceptor استفاده کردیم.

سفینه سریع لوک اسکای واکر - Luke Skywalker
این سفینه که landspeeder نام دارد صدای خاصی تولید میکند که آنرا با ضبط صدای ترافیک آزاد راه لوس آنجلس از طریق یک لوله جاروبرقی، به دست آوردیم.

چیوباکا - Chewbacca
صدای این موجود گوریل نما از ترکیب صدای شیرماهی و جانوران دیگر ایجاد شده است. از آنجایی که میخواستیم حالات روحی مختلف او را نشان بدهیم، از انواع اصوات جانوری که میتوانست نمایانگر غم، خشم یا شادی باشد استفاده کردیم. ما حدود 5 یا 6 نوار صوتی را فقط به او و همنوعانش اختصاص دادیم تا بتوانیم چیزی شبیه یک گفتگوی چند جمله ای هم از آن بیرون بکشیم.

زبان قبیله ایووکی - Ewokese
زبان عجیب و کمی آشنای قبیله کوچولوهای پشمالو و جنگجوی ایووکی، ترکیبی تغییر یافته از زبانهای تبتی، مغولی و نپالی است.

جنگنده تای - TIE Fighter
صدای گوشخراش این سفینه های سریع جنگنده از صدای نعره تغییر شکل یافته فیل ساخته شده است.

مطلب مرتبط : صداهای مشهور Star Wars

سحر شهاب ، filmsound.org

Posted by Kamran at 12:21 PM | Comments 2

November 22, 2005

استفاده بهینه از دست چپ

ii-V-I progression
یک توالی آکورد ساده ii-V-I
Voicing صحیح و مناسب آکوردها در موسیقی Jazz هنگامی که با دست چپ نواخته می شوند می تواند به دست راست شما آزادی بیشتری برای نواختن ملودی و Improvise روی آن دهد. به مثال ساده ای که در شکل آورده شده است دقت کنید. اگر ساز در اختیار دارید آنرا امتحان کنید. هر چقدر نحوه انتخاب و اجرای آکوردها در دست چپ بهتر باشد از یکطرف محیط راحت تری برای فعالیت دست راست خود فراهم آورده اید و از طرف دیگر مغز شما خیلی درگیر انتخاب پوزیسیون برای انگشتهای دست چپ نخواهد شد.

نکته ای که در شکل اول و دوم مشاهده می شود نیاوردن پایه آکوردها مانند نت "ر" در آکورد Dm7 یا "سل" در آکورد G7 و نت "دو" در آکورد CMaj7 است. که این دقیقآ به انتخاب فرم Voicing بر می گردد. بعنوان مثال اگر طرفدار Vocing افرادی چون باد پاول (Bud Powell) با دو نت که یکی از آنها نت پایه است، هستید، می توانید پایه آکورد خود را با انگشت شماره 5 دست چپ بگیرد و با انگشت 2 یا 1 نت دیگری از آکورد را.

اما در این نمونه هدف گرفتن آکوردی است که بوضوح هارمونی بخش خود را به گوش شنونده برساند. نگران پایه آکورد نباشید چرا که نوازنده باس عمومآ در ضرب اول هر میزان - یا حداکثر هر دو میزان در میان - پایه آکورد را می زند و نت پایه لازم را به هارمونی انتقال داده و احساس آکورد را پدید می آورد. در اینجا به منظور جلوگیری تداخل آکورد پیانو با خطوط که نوازنده باس اجرا می کند، نه تنها از گرفتن پایه آکورد خودداری می شود، بلکه تا حد ممکن آکورد را در قسمت های بالایی کیبرد نواخته می نوازیم.

اما شاید تعجب کنید که مثلآ چرا در آکورد CMaj7 میزان سوم، نه تنها از نت "سی" استفاده نشده است، بلکه نت های بیگانه ای مانند "لا" و یا "ر" در گرفتن آکورد CMaj7 بکار برده شده!

باید اعتراف کرد که تمامآ به سلیقه نوازنده بستگی دارد، خط ملودی و توالی آکورد ها - که همان ii-V-I معمولی است - به ما می گوید که در میزان سوم باید از آکورد CMaj7 استفاده کنیم. دقت کنید که اگر باس نت "دو" را بنوازد در طول زمان اجرای میزان ملودی و باس بطور کامل نتهای آکورد را اجرا خواهند کرد، بنابراین نوازنده می تواند یک تصمیم جسورانه بگیرد و هارمونی غنی تری را برای این میزان استفاده کند. به همین علت از نتهای ششم و نهم در یک آکورد چهار صدایی استفاده می کند. (در آکوردهای اول و دوم نیز از نتهای بیگانه نسبت به نام آکورد استفاده شده است.)

اگر پیانو در منزل دارید امتحان کنید و شک نداشته باشید که از نتیجه آن راضی خواهید بود.

melody on ii-V-I progression
مثال ملودیک بر روی توالی آکورد ii-V-I

بیاید موضوع را از زاویه دیگر، بدون توجه به بخش ملودی بررسی کنیم. آکورد اول Dm7 شامل نتهای F-A-C-E است اگر بصورت مجزا به این نتها نگاه کنیم اولین انتخاب ما احساس آکورد FMaj7 است، اما اگر پایه "ر" توسط باس نواخته شود بدون شک احساس آکورد "ر" مینور هفت که 9 هم شده است و از زیباترین آکوردهای مینور محسوب می شود را خواهیم کرد.

اگر از جمله افرادی هستید که در ابتدای کار نوازندگی Jazz قرار دارید و عادت ندارید آکوردها را بدون پایه اجرا کنید، در ابتدا چند بار نت "ر" را در قسمت باس بزنید و بعد آکورد Dm7 ای که ما در اینجا آورده ایم را بگیرید. حتی می توانید پس از گرفتن آکورد با دست چپ، از دست راست خود چند بار برای زدن نت "ر" در قسمت باس کمک بگیرید. مطمئن باشید پس از مدتی تمرین، گوش شما خود به خود نت "ر" را به هنگام اجرا در میان چهار نت F-A-C-E خواهد شنید.

نوازندگان پیانو به هنگام اجرای این سبک از همراهی دست چپ، اغلب تمایل ندارند پرشهای بلند را به حرکت بخشها نسبت به هم تحمیل کنند، حتی ترجیح می دهند تا آنجا که می شود بخشها را ثابت نگاه دارند. به همین علت این موضوع خود - یعنی انتخاب پوزیسیون مناسب برای انگشتان - یکی از مهمترین دلایلی است که آوردن نتهای بیگانه به آکورد را موجب می شود، عاملی که در نهایت به زیبایی بیشتر هارمونی و موسیقی می انجامد.

به شکل اول دقت کنید، آکورد اول همان است که تا کنون راجع به آن صحبت کردیم نتهایی شامل فاصله های سوم، پنجم، هفتم و نهم در گام "ر" مینور تئوریک. نوازنده برای انجام حداقل حرکت و رساندن معنای آکورد G7 با توجه به آنکه تمایلی به نواختن پایه آکورد ندارد صرفآ بخش سوم - از پایین - آکورد را تنها نیم پرده پایین می آورد، یعنی نت C را به سمت B می آورد. با نیم پرده پایین آوردن نت "دو" و کشاندن آن به تن حساس گام، همان احساس لازم برای شنیدن یک آکورد پنجم بوجود می آید. نگران هفت بودن آکورد هم نباید بود چرا که از قبل انگشت شماره پنج نت "فا" را نشانه گرفته است. در این حالت آکورد G7 شما شامل فاصله های نه و سیزده نیز هست.

اما برای حرکت از G7 به CMaj7 نوازند ساده ترین، عاقلانه ترین و خوش صدا ترین راه را انتخاب می کند، با همان پوزیسیون، انگشتها را به اندازه یک کلاویه سفید به سمت چپ شیفت می دهد و به آکوردی می رسد که شامل فواصل 3، 5، 6 و 9 در یک گام ماژور است.

جا دار اضافه کنیم که این سبک از نواختن آکورد بسیار مورد توجه بسیاری از نوازندگان جز از جمله مک کوی تینر (McCoy Tyner) پیانیست بزگ Jazz آمریکایی است.

بنابراین همانطور که دقت می کنید به هیچ وجه نوازنده موسیقی Jazz الزامی ندارد که آکورد نوشته شده بر روی ملودی را عینآ اجرا کند او بر حسب سلیقه و توانایی خود می تواند آنرا تغییر داده Alteration خاصی از آنرا اجرا کند. هر چند این موضوع کاملآ به جایگاه - سازمانی - او در میان اعضای گروه بستگی دارد.

بعنوان مثال دیگر باید بگوییم بسیاری از نوازندگان پیانوی Jazz، آکورد Maj7 را عمومآ با بدون پایه و با افزودن فاصله نهم اجرا می کنند. این مدل اجرا آنقدر مورد علاقه نوازندگان است که به آن پوزیسیون A گفته می شود. برای تمرین کافی است از فاصله سوم بزرگ نسبت به پایه یک آکورد مینور هفت بگیرید، سعی کنید بتوانید این آکورد را در هر پایه ای بزنید.

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 02:11 PM | Comments 5

November 21, 2005

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

Hossein Dehlavi
تصویر جلد کتاب
به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .

در نخستین بخش از این کتاب، ابتدا به کوتاهی از مراکز آموزش موسیقی تبریز در دوران پهلوی (کلاس ها یا آموزشگاه های موسیقی و کلاس های دولتی آموزش موسیقی) سخن به میان آمده و برای نمونه به کلاس های محمد حسن عذاری، جعفر ارمغانی و حسن جوان اشاره شده است.


سپس به فعالیت های مرکز آموزش آزاد موسیقی تبریز که از آذر 1347 به سرپرستی علیمحمد رشیدی در هنرستان موسیقی تبریز تشکیل شد و تا مهر 1354 فعالیت داشت و همچنین کارگاه موسیقی رادیو و تلویزیون مرکز تبریز (مرکز حفظ و اشاعه موسیقی تبریز) که غلامحسین بیگجه خانی، علی سلیمی، مهدی آذرسینا، احمد بهجت و ... در آن تدریس می کردند پرداخته شده است. در پایان فصل، یادداشت ها و سپس اسناد جالبی از موارد مورد بحث، همچون اعلان کلاس حسن عذاری در سال 1316 درج گردیده است.

فصل دوم، روند شکل گیری و فعالیت هنرستان موسیقی تبریز و دانش سرای تبریز را مورد بررسی قرار می دهد. «هنرستان موسیقی تبریز که با همت و تلاش علی دهقان، اسماعیل دیباج معاون اداره کل فرهنگ آذربایجان شرقی و رییس اداره فرهنگ تبریز، عزیز شعبانی و رحمت الله کلانتری، رییس بازرسی اداره کل فرهنگ آذربایجان شرقی تاسیس شده بود، از 20 مهر ماه 1335 در محل منزل اجاره ای فردی ارمنی واقع در خیابان شریعتی (شهناز) شمالی نرسیده به تقاطع خیابان محققی شروع به کار کرد.» نویسنده خاطرنشان می سازد تاسیس هنرستان موسیقی در تبریز با موانع زیادی مواجه بوده و چندین عامل در دامن زدن به مخالفت ها نقش اصلی داشته که از آن میان باید به فعالیت ارامنه در هنرستان به عنوان هنرآموز و هنرجو، اختلاط هنرجویان پسر و دختر، کلیمی بودن عزیز شعبانی و وجود زمینه های ذهنی در بین عوام برای مخالفت با موسیقی که پیش فرض های خود از فضای غالب موسیقی در تبریز را که موسیقی مطربی بود به هرگونه فعالیت موسیقی تعمیم می دادند اشاره کرد. در ادامه تصاویر جالبی از دوران مختلف فعالیت هنرستان و گردانندگان نیز به چاپ رسیده است.

فصل سوم ویژه روسای هنرستان موسیقی تبریز و دانش سرای تبریز است. فعالیت های فرهنگی و هنری اسماعیل دیباج، عزیز شعبانی، مصطفی کسروی، یوسف یوسف زاده، هدایت الله خیرخواه، علی محمد رشیدی و احسن الله هوربد در این بخش آمده است. در قسمت اسناد فصل سوم نیز مدارک متعددی که با فعالیت های هنرستان و روسای آن ارتباط دارد ارائه شده است.

در چهارمین فصل از کتاب، طرح فعالیت و برنامه آموزشی هنرستان موسیقی و دانش سرای هنر تبریز مورد توجه قرار گرفته است و در فصل بعدی عملکرد هنرستان موسیقی تبریز بررسی شده است. نویسنده معتقد است که «مطالعه و بررسی نحوه اداره هنرستان های موسیقی در ایران نشان می دهد که این هنرستان ها و از جمله هنرستان موسیقی تبریز، همواره در اختیار طیف های جایگزینی و یا آرایه بندی بوده اند...سیاست گذاران فرهنگی و هنری نه نگاهی عمیق به مقوله فرهنگی و ریشه داری مانند موسیقی داشته اند و نه توانسته اند طرح و برنامه کاری بنیادی را در این باره فراهم آورند. لذا همواره موسیقی این دیار و هنرستان هایش را مورد خطاب آمرانه خویش قرار داده اند...»

در پایان نیز کتابنامه، نام نامه، نمایه اسناد، موضوع ها و عکس ها آمده است. این کتاب در شمارگان 1500 نسخه و بهای 2000 تومان توسط انتشارات ستوده در شهر تبریز به چاپ رسیده است.

از پژمان اکبرزاده


Posted by sadjad at 10:59 PM | Comments 0

November 20, 2005

پای صحبت طراح صداهای Star Wars

Star Wars
پوستر فیلم جنگ ستارگان اپیزود III

بن بارت (Ben Burtt) طراح اصلی مجموعه صداهای فیلمهای Star Wars در باره کار خود می گوید :

در کار تهیه فیلم در واقع سه شغل مختلف دست اندر کار تولید مجموعه اصواتی هستند که شما در یک فیلم میشنوید. سه کار خلاقانه که در نهایت نوار صدای فیلم را تهیه میکنند، یکی از آنها صدابردار صحنه است.

کار این شخص ضبط صداهایی است که هنگام فیلمبرداری ایجاد میشوند و عمده ترین این اصوات، دیالوگها هستند. این اشخاص با یک میکروفن در صحنه حضور دارند و تمام گفتگوها و جلوه های صوتی (Sound Effect) ایجاد شده در صحنه را ضبط میکنند.

دومین نفر تدوینگر صدا است. این شخص کسی است که در استودیو کار میکند و مجموعه ای از انواع صداهای ممکن را در آرشیو خود دارد. او همچنین به یک دستگاه ضبط دستی قوی مجهز است که در صورت لزوم صداهایی را از محیط اطراف ضبط کند و سپس با در کنار هم قرار دادن آنها، کم و زیاد کردن درجه شدت هر صدا، کشش دادن، کوتاه کردن و خلاصه هر تغییری که ممکن است در ساختن صدای مورد نیاز لازم باشد، صدای تولید شده را به نوار صدای فیلم اضافه کند.

نفر سوم، ترکیب کننده صدا (Sound Mixer) است. این شخص تمام صداهای موجود در فیلم که شامل گفتگوها، موسیقی و جلوه های صوتی هستند را با یکدیگر ترکیب میکند و به یک نوار صدای واحد مبدل میکند. کار او بسیار دقیق و پیچیده است زیرا باید بلندی صداها را طوری کنترل کند که در هر صحنه بیننده آنچه را که مهمتر است بشنود و برای مثال، موسیقی موجب شنیده نشدن یک گفتگوی مهم نشود.

طراح صدا - Sound Designer
در دهه گذشته و در واقع پس از اینکه سری فیلمهای "جنگهای ستاره ای" علاقه تازه ای را در تولید خلاقانه اصوات در فیلم به وجود آورد و از آن زمان اصطلاح "طراح صدا" یا Sound Designer مورد استفاده قرار گرفت.

Ben Burtt
Ben Burtt
من (بن بارت) خود را یک طراح صدا میدانم زیرا در واقع من نه صدا بردارم، نه تدوینگر و نه ترکیب کننده صدا. من مقداری از وظایف هر کدام را انجام میدهم، اما من قادر هستم که کارم را از همان اولین قدمهای تولید فیلم آغاز کنم.

یعنی من میتوانم در مسیر تولید و با مطالعه فیلمنامه، جلو بروم و نظر خودم را در مورد چگونگی تولید یک صدا و یا اینکه چه صدایی برای هر صحنه لازم است، ابراز کنم و از قبل اعلام کنم که برای هر بخش از فیلم، به چه صداهایی احتیاج داریم.

من هنگام فیلمبرداری بعضی از صحنه ها حضور دارم تا بعضی از صداها را ضبط کنم یا اینکه ببینم چه اتفاقاتی در حال وقوع است و بعد بروم و صداهای لازم را بسازم و اصواتی را که در صحنه های آتی مورد نیاز خواهند بود را تهیه کنم. من همچنین در هنگام تدوین فیلم هم، به عنوان تدوینگر صدا حضور دارم.

در این کار صداهای آرشیوی یا اصواتی که خودمان تهیه کرده ایم، با توجه به صحنه و ریتم آن، انتخاب، تدوین و هماهنگ و Synchronize میشوند. من غالبا به عنوان ترکیب کننده صدا هم کار میکنم و البته اینکه یک نفر در چند شغل مختلف برای یک فیلم کار کند، چندان معمول نیست.

این مشاغل معمولا به شدت تقسیم بندی شده اند. میدانید، نمیشود یک نفر، مثلا صدا بردار کار تدوین را هم انجام بدهد و تدوینگر نباید کار ترکیب صدا را انجام دهد. این رسم طبقه بندی شغلی در فیلمهای بلند است. اما از آنجایی که من استثنایی در این قاعده بودم، مجبور شدم کار خودم را با عنوانی جدید مطرح کنم و به این ترتیب از واژه "طراح صدا" استفاده کردم که در واقع به این معنا است که هرچند من بر کار خلاقه خود تاکید کرده ام، اما شغل من هماهنگ کردن تمام اصواتی است که شما در فیلم نهایی میشنوید.

بن بارت از زبان سون کارلسون (Sven Carlson)
بن بارت از زمان کودکی خوره صدا بود و در دانشکده فیلم دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (Southern California's film School) به تحصیل پرداخت و قصد داشت کارگردان شود. در این حین یک کار دانشجویی به او پیشنهاد شد که آرشیو صوتی کمپانی کلمبیا که به دانشگاه اهدا شده بود را فهرست بندی و مرتب کند.

گری کارتز (Gary Kurtz)، تهیه کننده "جنگهای ستاره ای" با دانشگاه تماس گرفت و بارت به او معرفی شد. مصاحبه موفقیت آمیز بود و به او اختیار تام داده شد تا سر فرصت هر صدایی را که به نظرش برای فیلم مفید می آید، ضبط و نگهداری کند.

او برای ضبط هر چیزی که بتوان آنرا سر و ته پخش کرد یا از تکه تکه کردنش صدایی بیرون کشید و بتوان با آن به دنیای جورج لوکاس George Lucas جان بخشید، یک سال تمام وقت صرف کرد.

filmsound.org/starwars

Posted by Kamran at 04:31 PM | Comments 0

November 19, 2005

مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن ، قسمت دوم

Fredric Chopin Competition
محل برگزاری مسابقات در ورشو
مسابقات بین المللی پیانو شوپن یک رویداد هنری بسیار بزرگ است که در سطح بزرگی در مدت ده روز - یا بیشتر - برگزار می شود. دوره های اولیه این مسابقه دارای دو مرحله بود پس از جنگ جهانی دوم، تعداد مراحل این مسابقات به سه افزایش پیدا کرد، سپس از دوره نهم به بعد به چهار مرحله تقسیم شد. در واقع افرادی که به مرحله چهارم می رسند بعنوان فینالیست های مسابقات انتخاب شده اند.

حضور بعنوان تماشاگر در این مسابقات برای عموم آزاد است و جالب است بدانید که در مسابقات سال 1949 میان هیئت داوران و پیانیست پرده ای کشیده بودند تا مشخص نباشد که کدام پیانیست در حال نواختن موسیقی است.

مسابقات بین المللی پیانو شوپن تنها مسابقاتی برای پیانو است که در آن شرکت کنندگان مجازند فقط از کارهای شوپن موسیقی اجرا کنند. این مشخصه در کنار اعتبار این موسیقیدان لهستانی باعث می شود آوازه شوپن و نوای موسیقی او در تمام ایام سال در کشورهای مختلف شنیده شود. مزیت دیگر این مسابقات آن است که داوران بتدریج با پیشرفت تکنیک های نوازندگان آشنا می شوند چرا که رپرتوآری که اجرا می شود فقط از یک آهنگساز است.

برنامه مسابقات شامل طیف وسیعی از آهنگهای شوپن است، ازهنگام جوانی گرفته تا بلوغ، هرچند برخی از کارهای این موسیقیدان تاکنون هرگز نواخته نشده است. اولین دور مسابقات شامل این قطعات بود :

- دو نوکتورن از میان تعداد نوکتورنی که در لیست برای نواختن انتخاب شده است
- دو اتود از میان تعداد اتودی که در لیست برای نواختن انتخاب شده است
- دو پرلود از میان تعداد پرلودهایی که در لیست برای نواختن انتخاب شده است
- پولونز (Polonaise) در فا دیز مینور اپوس 44
- یک بالاد انتخابی
- دو مازورکا از میان مازورکاهای پیشنهادی داوران

DayMonthDescription
23-29 Sep Prrliminary round
30 Sep Announcement of preliminary round results
2 Oct Opening concert
3-11 Oct First stage
12 Oct Announcement of first stage results
13-16 Oct Second stage
16 Oct Announcement of preliminary second results
17 Oct Ceremony to mark 156th anniversary of death of Chopin
18-21 Oct Finals
21 Oct Announcement of competition results
22-24 Oct Prize winners' concert
برنامه اجرایی مسابقات دوره پانزدهم

اما در دوره دوم مسابقات برنامه تغییر کرد و از شرکت کنندگان انتظار میرفت که موومانهای اول و دوم یا دوم و سوم یکی از کنسرتو پیانوهای شوپن را اجرا کنند. در این دوره قطعات زیر بصورت اجباری باید نواخته می شد :

- پولونز در لا بمل ماژور اپوی 53
- یک شروز (Scherzo)
- فانتزی در فا مینور اپوس 49

تغییرات در مسابقات دوره سوم خیلی زیاد نبود و تنها فانتزی در لا بمل ماژور اپوس 61 به رپرتوآر قبلی اضافه شده بود.

در سال 1949 برنامه شامل بارکارول روی فا دیز ماژور اپوس 60 شد و در سال 1955 یکی از دو انتخاب زیر به برنامه اضافه شد :

- Berceuse (نوعی ترانه آرام بخش و ملایم) در ر بمل ماژور اپوس 57
- Tarantelle (نوعی رقص معمولآ 8/6) در لا بمل ماژور اپوس 43

در سطح سوم این مسابقات اجرای تمام موومانهای یکی از کنسرتوها اجباری بود.

مسابقات دور هشتم برای اولین بار شامل آندانته اسپیاناتو (Andante Spianato) و پولونز بزرگ (Grande Polonaise) در می بمل ماژور اپوس 22 بصورت سولو هم بود.

امپرمتوهای (Impromptus) فا دیز ماژور اپوس 36 و سل بمل ماژور اپوس 51 برای اولین بار در مسابقات دور نهم جزو قطعات اجرایی شرکت کنندگان قرار گرفتند.

و بعدها به تدریج کارهایی مانند روندو (Rondo) اپوس 1 ، 5 و 16 و حتی کارهای ارکسترال، واریاسیونها در سی بمل ماژور اپوس 2، فانتزی در لا ماژور اپوس 13، روندو à la Krakowiak اپوس 14 و ... به سطوح مختلف این مسابقات اضافه شد.

در مسابقات سال 2000 افراد زیر بهترین رتبه ها را بدست آوردند :

[1] Yundi LI [Republic of China]
[2] Ingrid Fliter [Argentina]
[3] Alexander Kobrin [Russia]
[4] Sa Chen [Republic of China]
[5] Alberto Nose [Italy]
[6] Mika Sato [Japan]

Fredric Chopin
Fredric Chopin , 1810 - 1849
حامیان مسابقه
در طول سالها اجرای این مسابقات همواره افراد حقیقی، سازمانهای غیر انتفاعی، دولتی و ... از این مسابقات حمایت کرده اند. رئیس جمهور وقت لهستان، وزارت خارجه لهستان، انجمن موسیقی ورشو، سفارت ژاپن و بسیاری دیگر از جمله حامیان این مسابقات هستند.

اما از سال 1955 وزارت فرهنگ و هنر لهستان رسمآ مسئولیت تهیه بودجه این مسابقات را بعهده گرفت.

جوایز مسابقه
رادیوی محلی لهستان همواره برای بهترین اجرای مازورکا هدیه ای را به شرکت کنندگان این مسابقات اعطا می نماید. انجمن فردریک شوپن ورشو هم جایزه ای برای بهترین اجرای پولونز هدیه می کند. ارکستر فیلارمونیک ورشو مسئولیت تهیه جایزه برای بهترین اجرای کنسرتو را بر عهده دارد.

جایزه تنها به کسانی تعلق می گیرد که اقلآ به سطح سوم برسند و به افرادی که تنها به سطح دوم برسند دیپلم افتخار داده می شود.

در کنار این جوایز رسمی، در همه دوره ها بسیاری از شرکت های خصوصی از سراسر جهان هدایای مختلفی را به برگزیدگان این مسابقات بخصوص آنها که به سطح دوم رسیده اند اعطا می کنند.

در کنار مسابقات
در مدت زمان برگزاری مسابقات عمومآ در شهر کنسرتهای مخصوص، اپراها، باله ها و دیگر برنامه های هنری اجرا می شود. برگزاری نمایشگاهها، سمینارها و جلسات بحث و گفتگو از دیگر برنامه هایی است که در کنار این مسابقات اجرا می شود.

نمایشگاههای هنری شامل نقاشی های با ارزش از شوپن، اجراهای اصل نوازندگان بزرگ از شوپن و کتابهایی که در باره این موسیقیدان لهستانی وجود دارد، از جمله مهمترین وقایع این مسابقات است.

پانزدهمین دوره این مسابقات ماه گذشته در لهستان برگزار شد که برنامه این مسابقات را در شکل دوم مشاهده می کنید.

مطلب مرتبط : مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن ، قسمت اول

Fryderyka Chopin , chopin.pl , www.maxell.co.jp/chopin

Posted by Kamran at 11:31 AM | Comments 4

November 18, 2005

مستند مارتين اسکورسيزی - ۲

 The Blues
The Blues
اسکورسيزی در باره کار فيلمسازان ديگر اين مجموعه چنين قضاوت می کند:

"فيلم چارلز برنت، يک درام شخصی و شاعرانه در باره بلوز است که از ديد يک پسر جوان روايت می شود. ويم وندرس، فيلمی خا طره انگيز در باره گذشته، حال و آينده بلوز، از طريق زنده کردن خاطره سه خواننده بزرگ بلوز ساخته است."

"فيلم ديک پيرس (Dick Pearce) يک فيلم درخشان در باره شهر ممفيس (Memphis) و سلا طين بلوز آن چون بابي راش و بی بی کينگ (B.B.King) است. مارک لوين نيز با تمرکز روی چاک دی (Chuck D) و مارشال چس، بلوز شيکاگو را تصوير کرده است. مايک فيگيس که خود نيز موسيقيدان است، فيلم خود را در باره ريشه های بلوز بريتا نيا ساخته است و کلينت ايستوود در فيلم خود نسبت به نوازندگان برجسته " پيانو بلوز" مثل جی مک شن (Jay Mcshann) و پاين تاپ پرکينز (Pinetop Perkin) ادای احترام کرده است."

روح يک مرد (The Soul of a Man)
ويم وندرس که مستند درخشان "بو ناويستا سوشال کلاب" را در باره موسيقی جاز کوبا در کارنامه خود دارد، در باره مشارکت خود در اين پروژه می گويد:

"مارتين اسکورسيزی، می خواست چند فيلم در باره بلوز بسازد. تا کنون هيچ پروژه ای مثل اين نبوده که هفت کارگردان مختلف در باره يک موضوع هفت فيلم مختلف بلند بسازند و هر فيلم از زاويه ديد متمايزی باشد و هر کارگردان بخشی از تاريخ و سرزمين بلوز را که خود می پسندد، انتخاب نمايد و هيچ محدوديت مضمونی و سبکی برای آنها وجود نداشته باشد. اين ايده مارتين، فوق العاده بود.من می دانستم که او يکی از عاشقان بلوز است ولی او مطمئن نبود که من هم يکی از آنها هستم."

فيلم وندرس، "روح يک مرد" ترکيبی از موسيقی بلوز و زيارتنامه شخصی اوست. فيلم داستان زندگی سه چهره افسانه ای بلوز يعنی اسکيپ جيمز (Skip James)، بلايند ويلی جانسون (Blind WillieJonson) و جی بی لنوار (J.B.Lenoir) را به شکل فيلم در فيلم با استفاده از ترکيب صحنه های باز سازی شده و نما های آرشيوی روايت می کند:

"به نظر من حقيقتی که در اين موسيقی نهفته است از هر حقيقت ديگری که تا کنون در باره آمريکا خوانده ام يا در فيلم ها ديده ام، حقيقی تر است. در اين فيلم سعی کردم بيشتر از وجه مستند، بر وجه شاعرانه آن تا کيد کنم. کيفيت شاعرانه ترانه ها و صدا ها مرا به وجد می آورد."

پيا نو بلوز (Piano Blues)
کلينت ايستوود نيز که همواره شيفته "پيانو بلوز" بوده، در فيلم خود با همين عنوان يعنی "پيانو بلوز" با نوازندگان برجسته بلوز همراه می شود. او دقايقی طولانی کنار پيانوی هنری گری (Henry Gray) می نشيند و عاشقانه به نواختن و خواندن او چشم می دوزد.

Audio File قسمتی از مصاحبه استوود با دیو بروبک (3MB)

ايستوود در باره علاقه اش به بلوز می گويد: "موسيقی بلوز همواره پاره ای از زندگی من بوده و در اين ميان پيانو جای خاصی داشته است. به علاوه موسيقی، هميشه نقش مهمی در فيلم های من بازی کرده است (برد، برايم Misty بنواز و پل های مد يسن کانتی) . اين مستند، اين فرصت را برايم فراهم کرد که بيشتر از آنکه به جنبه های سينمائی کار فکر کنم، بر روی موسيقی به عنوان يک موضوع متمرکز شوم."

مطلب مرتبط : مستند هفتگانه مارتين اسکورسيزی - ۱

علی خوب بخت


Posted by Kamran at 01:05 PM | Comments 6

November 17, 2005

خداوندگار سنتور (قسمت دوم)

Paivar
فرامرز پایور
استاد فرامرز پایور در جهت حفظ میراث موسیقی ایرانی، «رنگ شهر آشوب» که یکی از آثار قدیمی موسیقی ایرانی است را در خرداد ماه 1363، به نت درآورد و بعد آن را به طور کامل اجرا و ضبط کرد.

audio file پایور از زبان خود

پایور به همراه گروه اساتید، اولین همکاری خود را با علی رستمیان در سال 1365، در نوار audio file«چهارباغ» (در ابوعطا) آغاز کرد که یکی از بهترین اجراهای این نیز گروه بود.
پایور به جهت آشنایی مقدماتی سنتورنوازان با ردیف موسیقی، در شهریور ماه 1367، اقدام به انتشار «دوره ابتدایی سنتور» کرد. قبل از آن، هنرجویانی که کتاب دستور سنتور را می گذراندند، شروع به یادگیری ردیف سنتور استاد صبا می کردند و چون ردیف استاد صبا کمی مشکل بود، اکثر هنرجویان با مشکل روبرو می شدند. وی با آگاهی از این موضوع، دست به انتشار یک ردیف مقدماتی زد.

وی در سال 1368، قطعه زیبای audio file«رهگذر» را که برای سنتور و فلوت نوشته بود، منتشر کرد. در همان سال کنسرت زیبایی به همراه گروه اساتید در ابوعطا و به همراه شهرام ناظری در تالار وحدت اجرا کرد که با پیش درآمد زیبای او در ابوعطا آغاز شد و با تصنیف audio file«تا کی یه تمنای وصال تو یگانه» به پایان رسید. گرچه استاد اصغر بهاری بدلیل کهولت سن، به خوبی قادر به همکاری با دیگر اعضای گروه نبود ولی این برنامه به عنوان آخرین کنسرت گروه اساتید به خوبی اجرا شد. علاوه بر این در همان سال، آلبوم «لیلی و مجنون» (در شور)، با همکاری شهرام ناظری و گروه اساتید منتشر شد که استاد پایور در آن قطعه audio file«پژواک» را به همراه محمد اسماعیلی اجرا می کند.


Faramarz Paivar
محمد اسماعیلی، محمد موسوی، علی اصغر بهاری، جلیل شهناز، فرامرز پایور(تالار وحدت 1368)
وی در سال 1371، قطعات کتاب دستور سنتور خود را، اجرا و ضبط کرد. در سال 1373، کتاب «آموزش ابتدایی تار» را با استفاده از تجریباتش در نوازندگی سه تار که نزد استاد ابوالحسن صبا فراگرفته بود، نیز تجربیاتی که در آموزش سنتور در کتاب "دستور مقدماتی سنتور" داشت با همکاری جهانشاه صارمی منتشر نمود. (پیش از این با همکاری تارنواز دیگری که مهرداد دلنوازی بود، "قطعات مجلسی" را تنظیم کرده بود)

در همان سال آثار با ارزشمند دیگر چون audio file«پرده عشاق» (در دشتی) با همکاری هوشنگ ظریف، حسن ناهید و حمیدرضا نوربخش (آواز) و همینطور آلبوم بسیار ارزشمند «گفتگو» که حاصل سالها تلاش و تجربه استاد بود، منتشر شد. در این آلبوم، ساخته های زیبایی از استاد بوسیله خود و شاگردانش اجرا شده است. در سال 1375 نیز بالاخره پس از سالها سعی و تلاش، کتاب بی نظیر «ردیف آوازی و مجموعه تصنیفهای قدیمی به روایت عبدالله دوامی» که شامل ردیف کامل آوازی و 186 تصنیف قدیمی بود، منتشر نمود. کتابی که حاصل سالها شاگردی وی در محضر استاد دوامی بود.

audio file قسمتی از چهارمضراب عراق را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی در جشن هنر شیراز ببینید

در این سال، استاد کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور انجام داد که از آن جمله می توان به کنسرت ایشان در امریکا (در شور، دشتی و سه گاه) اشاره کرد که یکی از زیباترین و قوی ترین برنامه های ایشان محسوب می شود. آخرین اثر استاد، «ارغوان» بود که در زمستان 1376 با همکاری علی رستمیان در دشتی اجرا شد که استاد در این آلبوم پس از کمی جواب آواز به اجرای چهارمضراب دشتی می پردازد و این آخرین سنتورنوازی وی بود که نشان از آمادگی و چابکی مضرابهایش در 65 سالگی بود.

کتابهای دیگر وی که یکی «ویرایش ردیفهای سنتور استاد صبا برای سنتور» و دیگری «فالگوش»(هفت قطعه برای سنتور) بود که در سال 1379 و همینطور کتاب «چهل قطعه» (شامل پیش درآمد، چهارمضراب و رنگهای بزرگان موسیقی) در سال 1383 به همت شاگردانش منتشر شد. از شاگردان استاد می توان به رضا شفیعیان، ارفع اطرایی ، سعید ثابت، پژمان و پیمان آذرمینا، مینا افتاده، نادر سینکی ، سوسن اصلانی و بسیاری دیگر اشاره کرد.
Faramarz Paivar

متاسفانه استاد پایور در سال 1378 دچار سکته قلبی شده و دیگر قادر نیست فعالیتهای هنری اش را ادامه دهد و حتی اکنون به خوبی قادر به سخن گفتن نیست و فقط دوستان و شاگردان نزدیکش با او ملاقات می کنند.

این حادثه، ضربه بزرگی بر پیکره موسیقی وارد ساخت. چراکه پایور زنده کننده سنتور به صورت امروزی بوده و اگر پایور نبود قسمت بزرگی از میراث گرانبهای موسیقی ما به فراموشی سپرده شده بود، وی تمام زندگی خود را صرف اعتلا و پیشرفت موسیقی نمود و از هیچ کمکی در این راه دریغ نکرد. کسی نیست که با آوردن نام سنتور، به یاد پایور نیافتد. بی شک، او پدر سنتورنوازی نوین است...

زمانی از استاد صبا پرسیدند: بهترین شاگرد شما کیست؟ صبا نیز پاسخ بسیار جالبی می دهد:"خود جامعه آن را تشخیص می دهد!" از آن زمان 50 سال می گذرد و جامعه با گذشت زمان همه چیز را فهمید، بیش از نیم قرن فعالیت هنری!

به امید شفای هر چه زودتر ایشان...

حامد رائیجی

مطلب مرتبط :
خداوندگار سنتور (قسمت اول)
"گفتگو" اثری از پایور
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر
دئو برای سنتور
شبدیز برای دو سنتور

Posted by Webmaster at 11:38 AM | Comments 20

November 16, 2005

بوسانوا در برزیل

 Jacques Offenbach , 1819 - 1880
Antonio Carlos Jobim , 1927 - 1994
موسیقی کشور برزیل از پر انرژی ترین و شادترین موسیقی های دنیا است. این موسیقی ترکیبی است از سبکهای موسیقی آفریقا و اروپای که هنگام ترکیب با فرهنگ و اتمسفر آمریکای لاتین به این درجه از نشاط و شادابی رسیده است. بسیاری از سبکهای موسیقی برزیل سر منشا سنتی یا مذهبی دارند که با گذشت زمان و تکامل به گونه های امروزی تبدیل شده اند.

سامبا و بوسانوا (Samba and Bossa Nov) از مشهورترین سبکهای موسیقی مردمی برزیل هستند که در تمام دنیا شناخته و حتی بومی شده اند.

هنگامی که در اواسط دهه 50 میلادی موسیقیدانان برزیلی، ازجمله آنتونیو کارلوس جوبیم (Antonio Carlos Jobim)، یا نوازنده گیتار جاو گیلبرتو (Joao Gilberto) با موسیقی Cool Jazz ایالات متحده آمریکا آشنا شدند، خیلی زود متوجه شکوه هارمونی و ریتمهای غیر معمول آن شدند و شروع به استفاده از ضد ضربها توسط گیتار روی ریتم های محلی و مذهبی خود نمودند. نتیجه چیزی بود که امروز همه ما آنرا به نام بوسانوا می شناسیم. از آن به بعد بوسانوا پایه ای شد برای موسیقی Jazz در برزیل و بسیاری دیگر از کشورهای آمریکای لاتین.

آنتونیو کارلوس جوبیم خیلی زود بعنوان مشهورترین موسیقیدان و آهنگساز بوسانوا در برزیل مطرح شد. مجموعه توانایی های او در نواختن پیانو، گیتار، آهنگسازی و خوانندگی از جمله عواملی بود که سبک بوسانوا را در میان مردم برزیل و دنیا محبوب کرد، بطوری که کارهای او امروزه در هر آلبوم بوسانوای لاتین، توسط نوازندگان مختلف اجرا می شود.

audio.gif اجرای The Girl From Ipanema از آنتونیو کارلوس جوبیم

پس از او در دهه 60 باید از سرجیو مندس (Sergio Mendes) نام برد که فعالیت هایش تاثیر زیادی در گسترش فرهنگ موسیقی بوسانوا در دنیا داشت. کارهای دهه 90 این هنرمند برزیلی مرزهای بوسانوا را به سوی دنیای مدرن گشود.

آلبوم بسیار مشهور Red Hot + Rio مجموعه ای از این کارها است که هنرمندانی چون استینگ (Sting)، جورج مایکل (George Michael)، دیوید بیرن (David Byrne) و ... در آن مجموعه ای از زیباترین کارهای بوسانوای دهه 60 را بصورت مدرن اجرا کرده اند. اما این با وجود هنوز هنرمندانی هستند که در برزیل به سبک بوسانوای اصیل موسیقی اجرا می کنند، که روسا پاسوس (Rosa Passos) خواننده و نوازنده گیتار یکی از آنها است.

audio.gif Antonio Carlos Jobim & Elis Regina - Águas de Março

Bossa Nova Rhythm Example
نمونه ریتم و توالی آکورد برای گیتار در بوسانوا
با گسترش رسانه ها و امکانات ارتباطی، اواخر دهه 60، موسیقی برزیل با سبکهای جدید موسیقی در اروپا مانند راک (Rock) آشنا شد. آهنگسازان جوان شروع به ساختن موسیقی ترکیبی نموند؛ آنها سامبا، بوسانوا، جز و راک با فضای موسیقی مذهبی و ملی ترکیب کردند.

هر چند این نوع موسیقی نتوانست نام خاصی را برای خود داشته باشد اما اصطلاح MPB به معنی موسیقی مردمی برزیل (Musica Popular Brasileira) بر سر زبانها افتاد. هنرمندانی چون چیچو باروک (Chico Buarque)، کاتانو ولوسو (Caetano Veloso) و گیلبرتو ژیل (Gilberto Gil) نمونه ای از مشهورترین موسیقیدانهای سبک MPB هستند.

نگاه دقیقتر به بوسانوا
اهمیت بوسانوا بعنوان اولین نمونه از ظهور مدرنیسم در موسیقی آمریکای لاتین بر هیچ یک از طرفداران موسیقی و منتقدان پوشیده نیست. اواخر دهه 50 اغلب مردم قشر کارگر و فقیر در جشن ها و مراسم شادی خود از سامبا استفاده می کردند. اما قشر متوسط به بالای جامعه به نوع خاصی بالاد که به samba-canção معروف بود علاقه نشان می داد. با تولد بوسانوا قشر فقیر جامعه تقریبآ سایر سبکهای موسیقی برزیلی را فراموش کردند و اوقات خود را تنها با این موسیقی می گذراندند. در حالی که اقشار متوسط به بالا در کنار بوسانوا به سبکهای سنتی تر مانند سامبا یا بالادهای مذهبی را نیز کماکان می پرداختند.

بوسانوا فاکتورهای بسیاری را در سبکهای قدیمی تر خود دچار تحول کرد، دینامیک موسیقی، ریتم و هارمونی از یک طرف و تاکید بر خوانند بعنوان مرکز توجه موسیقی. بعنوان مثال بجای ریتم سنتی سامبا که بصورت دو ضربی نواخته می شد، بوسانوا با استفاده از درام ست های مدرن ضد ضربها را وارد ریتم کرد. سازبندی ریتمیک موسیقی بر پایه درامز و باس شکل گرفت و گیتار کلاسیک بعنوان عامل اصلی نواختن ضد ضربها انتهاب شد.

این سبک جدید موسیقی همچنین هارمونی و توالی آکوردهای جدیدی را وارد موسیقی برزیل کرد. استفاده از آکوردهای Altred و پیچیده بعنوان عنصری جدایی ناپذیر از این سبک موسیقی مورد قبول موسیقیدانان قرار گرفت.

کاربرد ملودیهای کروماتیک با فاصله های دیسونانس در ابتدای معرفی این سبک موسیقی برای مردم قابل تحمل نبود اما خیلی زود طرفداران این سبک موسیقی شاد توانستند گوش خود را به درک این فاصله ها عادت دهند.

به ملودیهای پیانو و نحوه همراهی گیتار در این قطعه توجه کنید :

audio.gif Blue Bossa

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 04:40 PM | Comments 2

November 15, 2005

Barcarolle

 Jacques Offenbach , 1819 - 1880
Jacques Offenbach , 1819 - 1880
بارکارول که در زبان ایتالیایی به آن Barcarola یا Barcarole هم گفته می شود نوعی از موسیقی - معمولآ با کلام - است که توسط ملوانان و قایقرانان زمزمه یا خوانده می شود. این نوع موسیقی معمولآ کوتاه است و علاوه بر مردم عادی آهنگسازان دوره های مختلف - باروک تا رمانتیک و مدرن - از این فرم برای ساخت موسیقی استفاده کرده اند.

بسیاری معتقد هستند که ریشه این فرم موسیقی به ایتالیا و شهر ونیز باز می گردد. قایقرانان هنگامی که مردم را برای بردن از جایی به جایی دیگر سوار قایق خود می کردند اینگون ترانه ها را زمزمه می کردند.

ویژگی اصلی یک بارکارول ریتم آن است که از بالا و پایین آمدن یک قایق روی امواج ملایم رودخانه یا دریا الهام گرفته شده است. تمپوی متوسط با ضرب میزان - معمولآ - 8/6 از خصوصیاتی است که دقیقآ چنین فضایی را شبیه سازی می کند.

audio.gif بارکارول از چایکوفسکی اما با ضرب 4/4

باوجود آنکه مشهورترین بارکارولها به زمان رمانتیک باز می گردد؛ بارکارول از اواسط قرن هجدم بعنوان یکی از انواع فرم هایی که در اپرا استفاده میشود، کرارآ مورد نظر آهنگسازان بوده است.

وجود احساس زیاد و نیز تمپوی آرام و متوسط امکان قرار دادن کلام روی این فرم از موسیقی را بیشتر فراهم می کند. وبر (Weber) ، روسینی (Rossini) و وردی (Verdi) از جمله آهنگسازانی هستند که آریاهایی با استفاده از این فرم تهیه کرده اند.

شوبرت نیز در کارهای خود از این فرم بسیار استفاده کرده اما بطور مشخص نام بارکارول را برای آنها بکار نبرده است. مندلسون (Mendelson) ، چایکوفسکی (Tchaikovsky)، روبنشتین (Rubenstein) و ... بسیاری دیگر از آهنگسازان رمانتیک به بعد نیز بارکارولهای زیبایی را به رشته تحریر درآورده اند.

بارکارول از آفن باخ
یکی از زیبا ترین و مشهورترین بارکارولها، توسط آفن باخ (Jacques Offenbach) آهنگساز و نوازنده ویلن سل آلمانی در قرن نوزدهم نوشته شده است. وی را یکی از بنیان گزاران اپراهای کوچک (Operetta) در تاریخ موسیقی می دانند.

audio.gif Offenbach - Barcarolle

این بارکارول مربوط به قسمتی از یک اپرا بنام "داستانهای هوفمن" (Les contes d'Hoffmann) است که برای اولین بار در سال 1881 در پاریس اجرا شد.

E.T.A. Hoffmann نویسنده رمانتیک آلمانی در قرن هجدهم است که آفن باخ از سه داستان کوتاه او، برای ساخت اپرای خود در سه پرده استفاده کرده است. متاسفانه مرگ به آفن باخ اجازه نداد که حتی اولین اجرای این اپرا را شاهد باشد، او در 5 اکتبر سال 1880 از دنیا رفت. آفن باخ قبل از مرگ نسخه پیانو و ارکسترال پرده اول این اپرا را بطور کامل تهیه کرد و مابقی نسخه ها بصورت پیش نویس در مدارک او پیدا شدند، به همین دلیل در حال حاضر گونه های متفاوتی از این اپرا موجود است.

Wikipedia

Posted by Kamran at 04:19 PM | Comments 4

November 14, 2005

پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم

RD 700
نوازندگی با پیانوی دیجیتال لذت خاصی دارد.
پیانو دیجیتال
پیانوهای دیجیتال امروزی چه از لحاظ صدا و چه از لحاظ کیفیت لمس و پاسخ کلاویه ها به اندازه های یک پیانو آکوستیک بسیار نزدیک شده اند. بگونه ای که امروزه در بسیاری از استودیوهای ضبط به دلیل سهولت صدا گیری از پیانو دیجیتال، معمولآ از آنها برای ضبط موسیقی استفاده می شود.

شما با هزینه ای که برای خیرد یک پیانو زیرمتوسط آکوستیک می پردازید می توانید یک پیانو خوب دیجیتال خریداری کنید. بعنوان مثال شما هرگز نخواهید توانست با حدود دو میلیون تومان یک پیانو آکوستیک قابل قبول خریداری کنید، اما با همین مبلغ می توانید یکی از بهترین پیانو های دیجیتال موجود را خریداری کرده از نواختن آن لذت ببرید.

جای هیچگونه نگرانی هم نیست، چنانچه پیانو دیجیتال را از فروشگاه های معتبر و احیانآ نمایندگی آن - که اخیرآ در تهران بسیاری از مارک ها نمایندگی دارند - تهیه کنید، هیچ گونه خطری سرمایه گذاری شما را تهدید نمی کند. تکنولوژی ساخت این دستگاه ها آنقدر پیشرفته کرده است که بندرت مشکل خاصی برای آنها بوجود می آید.

مزایای عمومی استفاده از پیانوهای دیجیتال
شاید مهمترین نکته آن باشد که شما می توانید صدای این ساز را کم کرده و یا حتی به هنگام شب با یک هدفون به تمرین نوازندگی خود بپردازید، بدون آنکه موجب آزار افراد خانواده یا همسایگان شوید.

از دیگر مزایای این سازها آن است که انواع مرغوب آنها معمولآ دارای نمونه صدای (Sample / Font) بهترین پیانوهای موجود دنیا هستند. بنابراین شما می توانید با خرید یک ساز دیجیتال از صدای بهترین پیانوها استفاده کنید. این نکته بسیار مهم است چرا که سبک های خاص موسیقی معمولآ گونه های متفاوت رنگ صدا را می طلبد ممکن است شما در جایی نیاز به یک صدای گرم و مهربان داشته باشید و در سبک موسیقی دیگر صدایی تیز و شفاف.

Korg Digital Piano
پیانو دیجیتال Stage نیاز به پایه دارد.
این پیانوها معمولآ دارای بانک صوتی گسترده تری هستند و معمولآ علاوه بر انواع پیانوهای آکوستیک، صدای انواع پیانوهای الکتریک قدیمی از انواع دهه 60 گرفته تا صدای زیبای پیانو های Rhodes را نیز شامل می شوند. بنابراین شک نداشته باشید که با تهیه یکی از این پیانوها بیشترین استفاده را از ساز خود خواهید برد.

اغلب پیانوهای دیجیتال دارای یک ریتم باکس ساده نیز هستند که معمولآ شامل انواع ریتم های 3 و 4 ضربی هستند. مزیت وجود این ریتم باکس آن است که شما می توانید به سهولت همانند یک مترونوم از آنها استفاده کنید و قطعه تمرینی خود را دقیقتر اجرا کنید.

پیانوهای دیجیتال در انواع مبله و Stage ساخته می شوند. نوع مبله آن دقیقآ در ابعاد پیانوهای آکوستیک است اما نوع Stage پایه ندارد و تنها یک بدنه است که کیبرد را شامل می شود. برای استفاده از این نوع احتیاج به تهیه یک میز یا پایه دارید. هرچند به دلیل عریض بودن این نوع از ساز جابجایی آن حتی با اتومبیل دشوار است - چراکه در اتومبیلهای معمولی جا نمی گیرد - اما در هر صورت چنانچه نیاز باشد جابجا کردن این ساز به مراتب ساده تر از یک پیانو آکوستیک است و این خود یکی از امتیازات این پیانو ها است.

تمامی این سازها نسبت به ضربه وارد شده به کلاویه حساس هستند و بخوبی رفتار انگشتان شما با کلاویه را حس می کنند. پیانوهای دیجیتال مبله معمولآ دارای آمپلی فایر و بلندگو هستند اما انواع Stage آنها فقط خروجی Audio و هدفون دارند، لذا برای استفاده از آنها باید آمپلی فایر و بلندگو یا مونتور بکار برد.

داشتن پورت های خروجی صوتی و MIDI از دیگر مزایای این سازها است که به شما کمک می کند بتوانید ساز خود را به کامپیوتر متصل کرده آنرا توسط یک نرم افزار Sequencer کنترل کنید و یا خروجی را ضبط کنید و پردازش های مورد نظر را روی آن انجام دهید.

Yamaha Digital Piano
نمونه ای از یک پیانو پیشرفته دیجیتال، مبله
انواع Action پیانوهای دیجیتال
در پیانوهای آکوستیک Action به سیستمی گفته می شود که نیروی وارده شده به کلاویه را به سیم ها منتقل می کند. در پیانوهای دیجیتال عملآ چنین سیستمی لازم نیست و نقش سیستم Action در آن است که تا حد ممکن وضعیت Action پیانو آکوستیک را برای ساز دیجیتال شبیه سازی کند.

بطور کلی دو نوع Action در پیانوهای دیجیتال متداول است یکی بنام Hammer Action (چکشی) و دیگری Action ای است که به Weighted (سنگین یا وزندار) معروف است. برخی از سازندگان از ترکیب این دو Action نوعی جدیدی بنام Weighted - Hammer ساخته اند که سعی شده ویژگیهای هر دو اکشن را داشته باشد. همچنین در گونه های مرغوب پیانوهای دیجیتال نوع خاصی از Action چکشی تحت عنوان Progressive ساخته شده است که در ادامه راجع به آن توضیح خواهیم داد.

جدای از Action که کیفیت لمس و بازخور کلاویه را مشخص می کند جنس کلاویه نیز بسیار مهم است. در انواع بسیار مرغوب پیانوهای دیجیتال، برای آنکه نوازنده احساس کند با پیانو آکوستیک کار می کند، حتی کلاویه ها از جنس چوب ساخته می شوند. معمولآ پیانوهای دیجیتالی که توسط کارخانه های سازنده پیانوی آکوستیک، ساخته می شوند دارای کلاویه های چوبی هستند یا حداقل اینگونه انتخابی را برای شما دارند. در غیر اینصورت بندرت سازنده پیانوی دیجیتالی را می توان پیدا کرد که در پیانو خود از کلاویه های چوبی استفاده کند.

دقت کنید که کیفیت لمس کلاویه ها در پیانوهای دیجیتال بسیار با کلاویه های کیبردهای معمولی متفاوت است و به همین دلیل اغلب افرادی که با کیبردهای معمولی کار کرده اند نمی توانند با پیانوهای دیجیتال نوازندگی کنند و برعکس.

پیانوهایی که از سیستم Weighted Action استفاده می کنند معمولآ ارزانتر هستند. خاصیت این Action آن است که برخلاف کلاویه های کیبرد های معمولی به کلاویه پیانو دیجیتال وزن می دهد، به عبارتی برای نواختن ساز باید نیروی بسیار بیشتری به کلاویه وارد کنید. کلاویه های این سیستم همگی سنگین هستند و وزنی - در واقع نیرویی که با انگشت شما وارد می شود - را که شما هنگام نواختن حس میکند در طول مسیر رفت و برگشت کلاویه یکسان است.

Action
نمونه ای از Action یک پیانو دیجیتال
اما Action های چکشی سیستم پیچیده تری دارند. این نوع از Action سعی می کند کلاویه را همانند یک پیانو آکوستیک شبیه سازی کند و برای همین کلاویه این نوع از سازها همانند پیانو آکوستیک، لقی ابتدای مسیر رفت را داشته، سپس سنگین شده و هنگام بازگشت مانند کلاویه آکوستیک به انگشت ضربه وارد می کنند.

Progressive Action گونه پیشرفته تری است از اکشن چکشی که در آن پاسخ ضربه ای کلیدها از قسمت بم به زیر متفاوت است. در یک پیانو آکوستیک هرچه از سمت چپ به راست حرکت می کنیم کلاویه های سبکتر شده و راحت تر اجرا می شوند، این حالت دقیقآ در پیانو دیجیتال با اکن Progressive شبیه سازی شده است و شما بسادگی تفاوت نت های زیر سمت راست را نسبت به نت های بم احساس خواهید کرد.

دقت کنید که Action یک پیانو دیجیتال مرغوب معمولآ به مراتب از پیانوهای آکوستیک هم قیمت، بهتر است و این می تواند نکته مهمی باشد برای انتخاب ساز.

تنظیم دیجیتالی Action
یکی از ویژگی های متمایز پیانوهای دیجیتال کنترل پاسخ صوتی به ضربه وارد شده به کلاویه است. معمولآ شما می توانید حداقل در سه سطح Hard، Medium و Soft صوت خارج شده از ساز را کنترل کنید. این ویژگی به شما امکان می دهد حساسیت کلاویه های ساز را نسبت به ضربه وارد شده به آنها تنظیم کند. در حالت Hard شما باید نیروی زیادی وارد کنید تا صدای ساز بلندتر شود اما در حالت Soft با آورد نیرو کم صدای بلند تری از ساز بیرون خواهد آمد.

پدال
تمام پیانوهای دیجیتال دارای پدال هستند و به شما اجازه می دهند که همانند پدال Sustain نت های نواخته شده را کنترل کنید. نوع معمولی آنها فقط یک حالت دارد به عبارتی یا Sustain بصورت کامل گرفته شده و یا بصورت کامل بسته است. هرچند از طریق کنترلهای موجود می توان میزان Sustain را کم یا زیاد کرد اما یک نوازنده حرفه ای معمولآ به پدالی احتیاج دارد که به هنگام نوازندگی بتواند میزان Sustain را کم و زیاد کند.

در انواع مرغوب پیانوهای دیجیتال این مشکل رفع شده و پدال Sustain می تواند در چندین حالت میزان کشش داده شده به نتها را کنترل کند.

واقعیت آن است که کیفیت صدا و Action پیانوهای دیجیتال به قدر پیشرفت کرده که بسیاری از نوازندگان مطرح دنیا از این سازها استفاده می کنند. اگر با یکی از انواع مرغوب آن یک ساعت کار کنید و سپس سراغ یک پیانو آکوستیک بروید، متوجه خواهید شد که Action پیانو دیجیتال حتی می تواند بهتر از پیانو آکوستیک باشد.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 05:18 PM | Comments 13

November 13, 2005

مستند مارتين اسکورسيزی - ۱

The Blues
The Blues
مارتين اسکورسيزی (Martin Scorsese) که دلبستگی و عشق عميقی به اين نوع موسيقی دارد و جا به جا آن را در برخی از فيلم هايش از جمله "آخرين والس"، "دار و دسته نيويورکی" و "گاو خشمگين" نشان داده، اخيرا مجموعه مستندی به نام "بلوز"را به سفارش شبکه چهار بی بی سی در هفت قسمت در باره ريشه های موسيقی بلوز و حوزه تاثير و نفوذ آن از کناره های می سی سی پی تا غرب آفريقا تهيه کرده است.

او کارگردانی هر قسمت را به يکی از کارگردان های برجسته سينمای جهان که دلبستگی شان را به موسيقی بلوز به نحوی در فيلم هايشان نشان داده اند، واگذار کرده است، از جمله کلينت ايستوود، ويم وندرس، مايک فيگيس و مارک لوين.

خود اسکورسيزی نيز کارگردانی يکی از قسمت های آن را به عهده گرفته است. اين قسمت که در واقع يکی از بهترين و زيباترين قسمت های مجموعه است، گويی که داری به خانه می روی (Feel Like Going Home) نام دارد و در واقع نوعی گرامیداشت و ادای دين به موسيقی بلوز ناحيه دلتا (Delta Blues) آمريکاست .

Feel Like Going Home
در اين فيلم اسکورسيزی، سفر کوری هريس (Corey Harris) يکی از چهره های برجسته معاصر بلوز آمريکا را که از می سی سی پی آغاز شده و به غرب آفريقا می رسد، پی گرفته و از اين طريق در صدد کشف ريشه های بلوز بر می آيد.

اسکورسيزی خود می گويد: "می خواستم تماشاگر را به همراه کوريس به زيارت می سی سی پی و آ فريقا ببرم. کوری نه تنها نوازنده خوبی است بلکه تاريخ بلوز را نيز خوب می داند."

در اين ميان اسکورسيزی جا به جا از نما های آرشيوی و ترانه های قديمی و نوستالژيک بلوز با صدای خوانندگان افسانه ای اين ژانر مثل مادی واترز (Muddy Waters) و جان لی هوکر(John Lee Hooker) استفاده می کند.

نکته مهم و قابل توجه اين مجموعه مستند اين است که اسکورسيزی، کارگردان ها را در انتخاب موضوع و شيوه روايت آن کاملا آزاد گذاشته است و هر يک از آنان بر اساس ذهنيت، نگاه و سبک ويژه شخصی خود با موسيقی بلوز مواجه شده و جنبه خاصی از آن را بر جسته ساخته اند.

Martin Scorsese
Martin Scorsese
اسکورسيزی درباره ايده ساختن اين مجموعه می گويد: "با مارگارت باد تهيه کننده کمپانی کاپا سرگرم ساختن فيلم مستندی در باره اريک کلپتون بود يم به نام "هيچ چيز جز بلوز" (Nothing But Blues) که فکر ساختن اين مجموعه به ذهنم رسيد."

"به دنبال آن بود که از چند فيلمساز که هميشه مورد تحسين من بودند و هر يک ارادت خاصی به موسيقی داشتند، خواستم که دريافت شخصی خود را از تاريخ موسيقی بلوز ارائه کنند. به اين ترتيب می دانستم که نتيجه کار يک روايت خشک و رسمی از تاريخ بلوز نخواهد بود، بلکه روايتی اصيل، عاشقانه و موزائيکی ازاين تاريخ خواهد بود."

"همواره دلبستگی خاصی به اين نوع موسيقی داشته ام و اصولا فرهنگ داستانگوئی از طريق موسيقی ، هميشه برايم جذاب بوده است. موسيقی بلوز، طنين احساسی عميقی دارد و ريشه موسيقی مردم پسند آمريکائی به شمار می رود."

اسکورسيزی تمام قسمت های اين مجموعه را به قطعات موزائيکی تشبيه می کند که در نهايت ، تصويری ديناميک و پر تحرک از اين فرم هنر بومی آمريکا می سازد. در واقع اين مجموعه، يکی از بهترين نمونه های فيلم مستند است که تا کنون در باره معرفی و تاريخ يک نوع موسيقی ساخته شده است.

فيلم ها نه تنها بيننده مشتاق و علاقمند به موسيقی بلوز را با خود همراه ساخته بلکه به واسطه سبک تصويری متنوعشان و استفاده خلاقانه هر يک از کارگردان ها از نماهای آرشيوی و آهنگ ها و ترانه های قديمی و شورانگيز بلوز و ترکيب آنها با اجراهای زنده و گفتگو های جذا ب و تاثير گذار با چهره های نامدار و افسانه ای اين نوع موسيقی، حتی بينندگان عادی را نيز جذب خود می سازند.

علی خوب بخت


Posted by Kamran at 12:00 PM | Comments 6

November 12, 2005

چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی

Rooholah Khaleghi
روح الله خالقی در حال رهبری ارکستر
خواننده بنان، مایستر ابولحسن صبا
بیست و یکم آبان ماه امسال، چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی، آهنگساز و پژوهشگر نامدار ایرانی است. هنرمندی متعهد که با ساخت آثاری چون سرود «ای ایران»، ترانه های «حالا چرا»، «می ناب» و نگارش کتاب هایی چون «سرگذشت موسیقی ایران» و «نظری به موسیقی» تاثیری عمیق و انکارناپذیر بر موسیقی ایران گذاشت.

روح الله خالقی در سال 1285 خورشیدی در کرمان تولد یافت. موسیقی را با تار آغاز کرد و سپس نزد میرزا رحیم کمانچه کش به فراگیری ویلن پرداخت. مدتی نیز نزد رضا محجوبی تعلیم دید و در سال 1302 وارد مدرسه موسیقی وزیری شد. خالقی در این مدرسهء نوبنیاد، نزد علینقی وزیری که به تازگی از اروپا بازگشته بود به آموختن شیوه صحیح ویلن نوازی و تئوری موسیقی مشغول شد. کمی بعد به عنوان نوازنده ویلن به ارکستر مدرسه پیوست و به پیشنهاد وزیری، علاوه بر مطالعه کتاب های هارمونی ربر و دبوا، از راه نامه نگاری با دانشگاهی در پاریس، آموختن رشته های هارمونی و سازشناسی را فراگرفت. کوشش های پی گیر خالقی برای رفتن به اروپا و آمریکا برای فراگیری جدی این رشته ها به جایی نرسید.

خالقی از نوزده سالگی به تدریس ویلن و تئوری موسیقی در مدرسه موسیقی پرداخت و به موازات آن، در دانشسرای عالی تحصیلات خود را تا دریافت لیسانس در رشته ادبیات و پارسی ادامه داد. وی در 1323 با همکاری شماری از دیگر هنرمندان، «انجمن دوستداران موسیقی ملی» را تشکیل داد. این انجمن کنسرت هایی را ترتیب داد که مورد توجه دوستداران موسیقی ایرانی قرار گرفت. خالقی در نهایت در 1328 در زمانی که تدریس موسیقی ایرانی از برنامه کار هنرستان موسیقی حذف شده بود هنرستان موسیقی ملی را بنیان نهاد.

«او به مدد یک برنامه ریزی صحیح و منطقی و با تمام نیرو و توانی که داشت کمر به تربیت موسیقی دانان جوان بست و در زمانی نه چندان طولانی موفق شد چهره والایی از موسیقی ملی و تحصیل کرده های آن معرفی کند. گروه کثیری از هنرمندان معاصر موسیقی ایران دانش آموخته همین هنرستان هستند و برای موفقیت بنیانگذار آن، شاهدی زنده اند.»1

«روح الله خالقی تا سال 1338 ریاست هنرستان موسیقی ملی را به عهده داشت و پس از کناره گیری از این سمت، در رادیو به فعالیت های خود ادامه داد. رهبری ارکستر گلها، تهیه و اجرای دو برنامه "یادی از هنرمندان" و "ساز و سخن"، تنظیم آثار نغمه پردازان پیشین مانند: عارف قزوینی، علی اکبر شیدا و ... (به صورت چند صدایی برای ارکستر)، از جمله فعالیت های گسترده خالقی در سازمان رادیو بود. »2 وی مدیریت مجله های چنگ و پیام نوین را نیز به عهده داشت.

«فعالیت اصلی خالقی در موسیقی، آهنگسازی بود. او در آهنگسازی از سبک استادش علینقی وزیری پیروی می کرد و آهنگ های خود را با هماهنگی{هارمونی} برای ارکستر می نوشت. خالقی معتقد بود وزن در موسیقی ایرانی باعث تحرک است و از سوی دیگر اگر قطعه موسیقی به صورت چندصدایی نوشته شود حزن و اندوه و یکنواختی آن کاهش می یابد. خود او با مطالعه در آثار وزیری (پیشگام چندصدایی در موسیقی ایرانی) و تجربیات شخصی روشهایی را برای هماهنگ کردن موسیقی ایرانی یافته بود و به کار می بست. نخستین کتاب اصول هارمونی نیز به کوشش او به زبان پارسی برگردان و منتشر شد.»3

Khaleghi
روح الله خالقی به همراه دخترش گلنوش
خالقی اظهار می داشت: «فن هماهنگی در موسیقی ما سابقه نداشته و این علم را اروپاییان پس از تجربیات بسیار از روی موازین علمی از طبیعت استخراج کرده و بر لطف و ملاحت موسیقی بسی افزوده اند و به طوری که تجربه شده است با توجه به ویژگی های موسیقی ما که اهل فن از آن بهره دارند کاملا برای موسیقی ایرانی هم مناسب و مفید است. کار ما به مراتب مشکل تر از کسانی است که در کشورهای دیگر این فن را اعمال می کنند زیرا موسیقی هماهنگ در مغرب زمین صدها سال سابقه دارد ولی در کشور ما دوران آن بسیار کوتاه است و هنوز توده ملت که سهل است اشخاص تحصیل کرده نیز متوجه لطف این نکات نیستند. ما باید به تدریج از آنچه مطلوب تر و مطبوع تر است شروع کنیم و در بادی امر خود را تابع موسیقی دانان معاصر اروپا قرار ندهیم بلکه بیشتر باید از موسیقی دانان کلاسیک پیروی کنیم و در اثر گذشت زمان ذوق ها را راهنمایی و مردم را متوجه درک لذت نغمه های هماهنگ نماییم.»4

آثار موسیقایی خالقی را شاید بتوان در سه گروه کارهای باکلام (همچون audio file «می ناب» روی سروده های حافظ، «حالا چرا» روی سروده های شهریار...)، آهنگ های بدون کلام ( audio file «رنگارنگ» ، اتودهای ویلن، رنگ و پیش درآمد...) و سرودها (مانند سرود audio file «ای ایران» با شعر حسین گل گلاب) رده بندی کرد.

آثار پژوهشی وی علاوه بر تعداد زیادی مقاله، سه کتاب به نام های «سرگذشت موسیقی ایران» (منبع کلیه تحقیقات تاریخ موسیقی ایران در دوره معاصر)، «نظری به موسیقی»، «موسیقی ایران» و «آموزش ویلن» است.

روح الله خالقی در 21 آبان 1344 بر اثر بیماری زخم معده در یکی از بیمارستان های شهر سالزبورگ در اتریش درگذشت. از وی سه فرزند به نام های گلنوش، فرهاد و فرخ به یادگار مانده است. گلنوش خالقی دانش آموخته هنرستان موسیقی ملی و هنرستان عالی موسیقی در رشته پیانو، کالج اوبرلین و دانشگاه ویسکانسین در رشته رهبری کُر است. وی در واپسین سال های پیش از انقلاب رهبری گروه کُر رادیو و تلویزیون ملی ایران (گروه هم آوازان) را در دست داشت و چندین سال پس از مهاجرت به آمریکا در سال 1364 ارکستر روح الله خالقی را در واشینگتن پایه گذاری کرد که متاسفانه پس از چندین سال به علت مشکلات مالی منحل شد. گلنوش در سال 1369 در بیست و پنجمین سالروز درگذشت پدر به ایران سفر کرد و دو کاست با عنوان «می ناب» منتشر ساخت. در این آلبوم تعدادی از مشهورترین آثار خالقی با تنظیمی تازه برای ارکستر، آواز گروهی و آواز (کاوه دیلمی) ارائه شده است. وی به تازگی یک پایگاه اینترنتی به آدرس www.rkac.com پدید آورده که هدف از تشکیل آن حفظ و اشاعه آثار روح الله خالقی است. به تازگی چهار سی دی نیز به کوشش گلنوش خالقی از اجرای اصلی آثار خالقی به بازار عرضه شده است.

پی نوشت ها:

1- ناصری، فریدون. «تقلید در موسیقی یعنی سقوط»، مجله گردون، سال یکم، شماره یکم، آذر 1369.
2- اکبرزاده، پژمان. «موسیقی دانان ایرانی» (جلد 1)، انتشارات نوید، شیراز/تهران، 1379.
3- سپنتا، ساسان. «چشم انداز موسیقی ایران»، موسسه انتشاراتی مشعل، تهران، 1369.
4- خالقی، روح الله. «هماهنگی موسیقی»، تهران، 1320.


از پژمان اکبرزاده

مطالب مرتبط :
خالقى از زبان خالقی - 3
خالقى از زبان خالقی - ۲
خالقى از زبان خالقی - ۱


Posted by Webmaster at 11:58 AM | Comments 4

November 11, 2005

سلطان بوگی - قسمت اول

John Lee Hooker
John Lee Hooker , 1917 - 2001
جان لی هوکر در 22 آگوست 1917، در کلارکزدیل (Clarksdale) میسی سیپی متولدشد. خانواده او در مزارع اشتراکی کار میکردند و او اولین تاثیرات موسیقی خود را از پدرناتنی اش، ویل مور (Will Moore) کسب کرد.

هوکر در اوایل دهه 40 به سمت شمال و شهر دیترویت (Detroit) سفر کرد و در آنجا او به عنوان سرایدار یک کارخانه اتوموبیل سازی به کار مشغول شد. شبها، مانند تمام مهاجرینی که از روستا و جنوب آمده بودند، او دوستان و همسایگانش را با نواختن ساز در جمعهای کوچک سرگرم میکرد.

audio file Baby Lee

در همین دوران او توسط صاحب یک صفحه فروشی، به نام المر باربه (Elmer Barbee) کشف شد. باربه هوکر را نزد برنارد بسمن (Bernard Besman) که تهیه کننده، پخش کننده صفحه و صاحب کمپانی سنسیشن رکوردز (Sensation Records) بود، برد و بسمن نیز او را برای چند ضبط چند اثر اولیه اش به کمپانی مدرن رکوردز (Modern Records) قرض داد.

Audio File از اجراهای تلویزیونی لی هوکر

در میان اولین آثار ضبط شده هوکر در سال 1948، ترانه Boogie Chillen مقام نخست ترانه های مدرن را کسب کرد و اولین فروش میلیونی اثری از جان لی هوکر بود. این موفقیت بلافاصله با آثار پر سر و صداتری چون I'm In The Mood و Crawling Kingsnake و Hobo Blues دنبال شد.

جهش بعدی مسیر کاری او در زمانی اتفاق افتاد که بیش از صد ترانه او توسط کمپانی وی جی (Vee Jay Records) در طی سالهای 50 و 60 منتشر شد.

John Lee Hooker
John Lee Hooker
تماشاگران هیپی سالهای 60 زمانی هوکر را در بین دیگر بنیانگذاران بلوز "کشف" کردند که هوکر و چند گروه و خواننده دیگر، بازگشت کوتاهی به فولک-بلوز کرده بودند. هنرمندان جوان انگلیسی مانند گروه انیمالز (Animals)، جان مایال (John Mayall) و یاردبردز (Yardbirds)، هوکر را به تماشاگران جدید و مشتاقی معرفی کردند که ستایش و تاثیر مثبت آنها به هوکر کمک کرد تا در میانه دهه 60، خود را به مقام فوق ستاره ای برساند.

در سال 1970، او به کالیفرنیا رفت و در چند پروژه مختلف به همراهی موزیسینهای سبک راک، از جمله ون موریسون (Van Morrison) و گروه (Canned Heat) به کار مشغول شد. گروه (Canned Heat) شیوه کار و اصوات خود را به سبک بوگی (Boggie) هوکر قالب ریزی کردند و در چند آلبوم و تور با او همکاری نمودند.

audio file Dimples

در اواخر دهه 70 و بیشتر سالهای دهه 80، هوکر به طور مرتب تورهایی در آمریکا و اروپا برگذار میکرد و با شرکت در فیلم موفق برادران بلوز Blues Brothers به درجه بالاتری از شهرت و محبوبیت دست یافت.

سپس در سال 1989، آلبوم The Healer از او منتشر شد و با نقدهای مثبت و فروشی بیش از یک میلیون روبرو شد.در این روز، سلطان بوگی وارد موفق ترین دوره گسترده کاری خود شد. هوکر در طی این سالها خود موفق شده بود با تاثیر قدرتمند خود، علاقه روز افزون مخاطبین را به موسیقی بلوز جلب کند و مهمتر از آن، صنعت موسیقی را به این باور برساند که بلوز از نظر تجاری نیز سبکی موفق و ماندگار به شمار می آید.

پس از انتشار The Healer، زندگی حرفه ای هوکر دچار فرازها و اتفاقات فوق العاده شد. او علاوه بر ضبط و انتشار آلبومهای Mr. Lucky، Boom Boom، Chill Out و Don't Look Back برای کمپانی پوینت بلنک / ویرجین (Pointblank / Virgin)، در آثار بزرگانی چون بی.بی کینگ (B.B. King) ، برنفورد مارسالیس (Branford Marsalis)، ون موریسون و (Big Head Todd and the Monsters) حضور یافت و در نقش اول فیلم مرد آهنین (The Iron Man)، محصول 1989 به کارگردانی پیت تاونسند (Pete Townsend) ظاهر شد.

برنامه های تلویزیونی Showtime و یک برنامه اختصاصی از سری برنامه های 'Late Show شبکه بی بی سی و چندین برنامه مستند و زنده دیگر، به بررسی تاثیر او بر نسل جوان و دستاوردهای هنری او پرداختند.

johnleehooker.com

Posted by Kamran at 12:38 PM | Comments 3

November 10, 2005

هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

Skitch Henderson
Skitch Henderson , 1918 - 2005
نیوهاون- اسکیچ هندرسون (Skitch Henderson)، رهبر ارکستر و برنده جایزه گرمی که توانایی های خود را ابتدا در اختیار فرانک سیناترا (Frank Sinatra) و بینگ کرازبی (Bing Crosby) قرار داد و سپس گروه پاپ نیویورک (New York Pops) را به وجود آورد و اولین رهبر گروه موسیقی در برنامه تلویزیونی (Tonight Show) بود، روز دوشنبه گذشته، در سن 87 سالگی، درگذشت.

او متولد انگلستان بود و در سال 1930 با نام اصلی لایل راسل سدریک هندرسون (Lyle Russell Cedric Henderson) به ایالات متحده رفت و در آنجا با نواختن پیانو در برنامه های وودویل و کلوبهای کوچک مینه سوتا و مونتانا، درآمد بسیار ناچیزی به دست می آورد.

بزرگترین شانس زندگی او زمانی بود که جای یک نوازنده پیانو بیمار را در تور جودی گارلند (Judy Garland 1969-1922) بازیگر و خواننده نامدار آمریکایی با فیلم مشهور جادوگر اوز و میکی رونی (Mickey Rooney بازیگر محبوب آمریکایی متولد 1920 که مجموعه فیلمهای او با جودی گارلند طرفداران بسیاری داشت) اشغال کرد. هنگامی که تور در شیکاگو به پایان رسید، هندرسون از بلیط پیانیست اصلی استفاده کرد و به هالیوود رفت.

در آنجا او به دپارتمان موسیقی استودیو مترو گلدوین مایر پیوست و برای برنامه باب هوپ (Bob Hope 2003-1903) - کمدین و بازیگر مشهور هالیوود که در 100 سالگی درگذشت، - به نام The Pepsodent Show پیانو مینواخت. رفاقت او با هوپ موجب شد تا با هنرمندان دیگر هالیوود نیز آشنا شود که بینگ کرازبی، بازیگر و خواننده محبوب آن زمان، از جمله این افراد بود و به زودی مقام مربی و حامی هندرسون را پیدا کرد.

او نزد آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg) آهنگساز برجسته به تحصیل پرداخت و به زودی به خاطر داشتن گوش موسیقی مثال زدنی خود، در بین مشهورترین موسیقی دانان دوران، شهرت یافت. خودش گفته است: " من میتوانستم یک قطعه موسیقی را به سرعت در یک گام متفاوت بنویسم، و هربار به شکلی تازه (این کار را انجام دهم)"

این توانایی او در طراحی سریع (sketch) از یک قطعه موسیقی، برای او نام خودمانی the sketch kid را به ارمغان آورد که آنرا بنا به پیشنهاد کرازبی، به اسکیچ Skitch تغییر داد و برای خود حفظ کرد.

Skitch Henderson
Skitch Henderson
خلبان جنگ
در طی جنگ جهانی دوم، هندرسون هم برای نیروی هوایی سلطنتی انگلستان (Royal Air Force) و هم برای نیروی هوایی ایالات متحده (United States Army Air Corps) خلبانی میکرد. هندرسون در ملک شخصی خود واقع در نیو میلفورد (New Milford) که در آنجا با همسرش روت (Ruth) زندگی میکرد، مجموعه ای از یادگارهای هوانوردی خود را حفظ کرده است. او حتا در سن 87 سالگی هم مشتاق پرواز بر فراز آتلانتیک بود.

پس از جنگ، هندرسون به عنوان سرپرست موسیقی گروه فرانک سیناترا، در تور او مشغول به کار شد و پس از آن با گروههای کانتری متعددی همکاری کرد و به قول خودش یک زندگی کولی وار را میگذراند.در این بین یک تلفن از طرف سیناترا او را به سوی نیویورک کشاند. " فرانک گفت، من دارم نمایش Lucky Strike را به نیویورک میبرم. از دست اون کولی ها خلاص شو و به جایی که بهش تعلق داری برگرد."

هندرسون به عنوان سرپرست موسیقی در برنامه رادیویی Lucky Strike و برنامه Philco Hour بینگ کرازبی، به کار مشغول شد. زمانی که استودیو NBC به تلویزیون منتقل شد، هندرسون را نیز به عنوان سرپرست موسیقی با خود برد.

در 1954، شبکه NBC او را به عنوان سر گروه ثابت گروه موسیقی برنامه Tonight Show انتخاب کرد که موجب شد هندرسون هر شب مهمان خانه بینندگان تلویزیون باشد و حتا با تغییر مجری این برنامه نیز، هندرسون در جای خود باقی ماند.

موسیقی قابل درک
هندرسون در سال 1983 موسیقی پاپ نیویورک New York Pops را بنیان گذاری کرد که هدف آن استفاده از تمهای محبوب برای علاقمند کردن شنوندگان به موسیقی ارکسترال بود.

"مردم موسیقیی را میشنوند که برایشان قابل درک باشد-مانند ترانه های قدیمی که قدرتمند هستند و از یاد نمیروند"

هندرسون حتا در اواخر دهه 80 عمرش، به عنوان سرپرست موسیقی پاپ نیویورک، برنامه کار مفصلی داشت که به طور خستگی ناپذیری به آن می پرداخت و به طور مرتب به عنوان رهبر ارکستر در آن حضور داشت. همچنین او به عنوان رهبر مهمان در چندین ارکستر مختلف جهان حضور داشته است.

"من مردم را مثل یک شاهین زیر نظر دارم.اگر ببینم بی حوصله شده اند، احساس خطر میکنم. این کاملا از حالت تشویق کردن آنها مشخص است. ما تشویق سرسری داریم، تشویق سبک داریم و بعد تشویق حسابی داریم. وقتی تشویق به شکل صحیح انجام شود، درست مثل بستنی وانیلی با سس شکلات دلچسب است."

MSNBC

Posted by Kamran at 12:03 PM | Comments 2

November 09, 2005

نوازنده و تمرین-6

Metronome
وجود مترونم برای هر نوازنده لازم است
17- استفاده از مترونم برای محاسبه ریتم موسیقی، چه کمکی به نوازنده کمک می کند؟
همانطور که می دانیم موسیقی بر دو پایه اصلی استوار است، اول صدا( زیروبمی) و دوم زمان( ریتم)، بنابراین توجه به عنصر ریتم در موسیقی و فراگیری اجرای صحیح انواع آن برای هنرجویان نوازندگی از اهمیت بالایی برخوردار است.

"اساس محاسبه ریتم موسیقی توسط ذهن نوازنده انجام می پذیرد و در واقع نوازنده باید بتواند ریتم قطعات را در ذهن خود محاسبه کند."

بر این اساس تمرین ریتم خوانی موسیقی، بدون بکار بردن ساز، ذهن را برای محاسبه ریتم در نوازنده تربیت می نماید. آنچه که در مقاله " نت خوانی و اجرا" پیشتر بطور مفصل تری بیان شده، در این زمینه می تواند مفید باشد.

در دوره ای که هنرجو سرگرم فراگیری دوره نوازندگی است، یکی از راههای خوب برای فراگیری محاسبه و اجرای ریتم درهنگام نواختن با ساز، اجرای ریتم توسط پا یا اصطلاحا روش" پا زدن" می باشد.

اما اشتباه شایعی که غالبا در اوایل این دوره برای محاسبه ریتم توسط روش پا زدن اتفاق می افتد، بدینگونه است که هنرجویان ابتدا شروع به نواختن می نمایند و سپس بر اساس نحوه نواختنشان شروع به پازدن می کنند و در این حالت که دیگر زمان پازدن ها با یکدیگر برابر نیست و حالت دلبخواهی در اجرای ریتم اتفاق می افتد، یعنی بعضی نت ها کوتاه تر و بعضی دیگر بلندتر از لحاظ زمانی اجرا می شوند.

متاسفانه این اشتباه باعث می گردد تا بجای آنکه هنرجو اجرای خود را بر پایه ریتم قطعه شکل دهد، ریتم قطعه را بر پایه تصورات و اجرای خود شکل می دهد و در این حالت دیگر قطعه با ریتم اصلی و صحیح خود اجرا نمی گردد و هنرجو نیز با تصور اینکه توسط روش پازدن ریتم نواختن خود را تحت کنترل دارد، یک تصورغلط از ریتم قطعه در ذهن خود پرورانده و بدون اطلاع از وجود این مسئله، ذهنیتی اشتباه از موسیقی مورد اجرا و ریتم آن پیدا کرده و درهنگام نواختنش این مورد بشدت نمود پیدا می کند.

برای کمک به حل این مشکل می توانیم از دستگاه مترونم استفاده کنیم. هنرجو درهنگام نواختن با پازدن و استفاده همزمان از مترونم و هماهنگ نمودن ریتم پا با ریتم انتخاب شده برای مترونم، می تواند ذهن خود را برای اجرای صحیح ریتم پرورش دهد و مشکلی را که در بالا به آن اشاره شد را بتدریج حل نماید.

مترونم دستگاه بسیار مفیدی است که استفاده از آن امروزه در دنیا، عملی بسیار معمول و جا افتاده می باشد. این دستگاه غیر از آنکه ریتم صحیح و بدون خطا و نوسانی را به نوازنده ارائه می کند، دایره زمانی و محدوده ضربی هر یک از ریتم های مختلف از کندترین تا سریعترین را، مانند لارگو(Largo)، آداجیو(Adagio)، آلگرو(Allegro)، پرستو(Presto) و غیره را در اختیار نوازنده می گذارد.

به مرور که فرد در نوازندگی مهارت می یابد، در اجرای صحیح و بدون نوسان انواع ریتم ها نیز تواناتر می گردد و کم کم می تواند بحدی از توانایی برسد که حتی بدون پازدن یا استفاده از مترونم ریتم موسیقی را بخوبی اجرا نماید و کمتر دچار اشتباهات ریتمیک شود.

تمرین های ریتم خوانی قطعات بدون ساز، پا زدن و مترونم همگی ابزارهایی هستند که کمک به نوازنده می کنند تا ذهن او به توانایی محاسبه دقیق ریتم موسیقی رسد و نباید اینگونه تصورداشت که ازهمان روزهای آغازین آموزش، هنرجو بدون کمک گیری از روشهایی از این دست، قادر به اجرای بی نقص ریتم موسیقی می گردد.

18- استفاده از آینه درهنگام تمرین بعنوان ابزاری کنترل کننده، چگونه به نوازنده کمک می کند؟
هنگامی که نوازنده از تمرین نمودن ساز روبروی آینه بهره می جوید، در واقع مانند اینست که او از یک مربی برای کنترل استیل نواختنش بهره می جوید. با استفاده از آینه که می تواند در نقاط و زوایای مختلف دید نوازنده قرار گیرد، امکان کنترل استیل اندام های بدن نوازنده برای او فراهم می گردد.

Piano
تمرین جلوی آینه را فراموش نکنید
زیرا اولا، در بسیاری از سازها، وقتی نوازنده مشغول تمرین کردن با ساز است، کلیه زوایا و حالات مختلف اندامهایش در دید مستقیم او نیستند و گاهی ابعاد خود ساز و همینطور نحوه دست گرفتن آن باعث می شود تا نوازنده نتواند مستقیما وضعیت سر و گردن، شانه ها، انگشتها و مچ و دستانش، کمر و یا پاهایش را ببیند و از رعایت وضعیت صحیح استیل آنها، غافل می گردد.

و ثانیا، با توجه به اینکه بسیاری از نکات مختلف موسیقایی وجود دارند که در هنگام تمرین بایستی توسط نوازنده کنترل گردند، این امکان بوجود می آید که فرد از دقت به استیل نواختنش غافل گردد. در اینجاست که اهمیت استفاده از آینه مشخص می گردد و به کمک آن می توان به بررسی زوایای کور وغیر قابل رویت مستقیم اندام ها، درهنگام نواختن پرداخت.

مطالب مرتبط : :
- نوازنده و تمرین - 5
- نوازنده و تمرین - 4
- نوازنده و تمرین - ۳
- نوازنده و تمرین - ۲
- نوازنده و تمرین - ۱

از علی نوربخش


Posted by Webmaster at 02:18 PM | Comments 10

November 08, 2005

پیت فاونتین همچنان مینوازد

Pete Fountain
Pete Fountain
نیو اورلینز- خانه پیت فاونتین (Pete Fountain) - نوازنده افسانه ای کلارینت جاز- در نزدیکی خلیج سنت لوییس، تصویری زنده از داستان زندگی او بود - صفحه های طلایی، عکسهایی که با چهار رئیس جمهور دارد، یادداشتهای تشکر آمیز از فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، کلارینتهای عزیزش و سازهای قدیمی و کلاسیک دیگر.

اما طوفان کاترینا تمام این گنجینه را به معنای واقعی با خود برد. این طوفان خانه مدل کشاورزی او و حدود ده ساز که در بین آنها یک پیانو بزرگ هم بود را ویران کرد. فاونتین و همسرش بورلی (Beverly)، هنگامی که طوفان کاترینا و ریتا آغاز شد، پس از چندین عملیات تخلیه محل، ابتدا به کی جون کانتری (Cajun Country) و سپس به کاتن کانتری (Cotton Country) منتقل شدند.

اکنون، در سن 75 سالگی، فاونتین باز هم قصد نوازندگی دارد. او به تازگی در گفتگویی که در خانه تازه اجاره ایش واقع در هموند (Hammond)، حدود 50 مایلی شمال غربی نیو اورلینز انجام شده، گفت: " اون دوتا خانوم (منظور طوفانها است)، به خصوص کاترینا، حسابی منو غافلگیر کردند. اما دو تا از بهترین کلارینتهام برام باقی مونده، پس حالم خوبه، هنوز هم میتونم ساز بزنم"

این طوفانها خسارت فراوانی را بر تعداد زیادی از موسیقیدانهای افسانه ای نیو اورلینز وارد کردند. فتس دومینو (Fats Domino پیانیست جاز دهه 50)، که توسط قایق از میان سیلاب نجات داده شد، پیانو خود را در حالی پیدا کرد که وارونه در میان گل و آوار افتاده بود و خانه اش هم به کلی ویران شده بود. آرون نویل (Aaron Neville خواننده و ترانه سرای سبک R&B) نیز چهار جایزه گرمی خود را در سیل از دست داد.

اما علی رغم این خسارات، موسیقی دانانی که شهرت را برای نیو اورلینز به ارمغان آورده اند، شهری را که جاز در آن متولد شده است را ترک نمیکنند.

لوسین باربارین (Lucien Barbarin)، نوازنده ترومبون که خسارت فراونی به خانه اش وارد شده میگوید:

"من از نیو اورلینز فرار نخواهم کرد. من اینجا میمانم زیرا اینجا متولد شده و رشد کرده ام و میخواهم در همین جا بمیرم. ما چند نوشیدنی را به نام طوفان نامگذاری کردیم، باید به این قضیه عادت کنیم."

audio file Pete Fountain - When the Saints Come Marching In March

Pete Fountain
یکی از اجراهای سال 2003
افسانه روز Mardi Gras
فاونتین، که به خاطر سرپرستی رژه روز Mardi Gras (این روز سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتوليک ها است و در طی آن در استان لويزيانا کاروان شادى حرکت ميکند) کلوب Half-Fast Walking خود شهرت دارد، میگوید که رسوم باید ادامه پیدا کنند و مسیر راه پیمایی گروه خود را از خیابان سنت چارلز تا قسمت فرانسوی نشین معین کرده است.

یکی از اعضای مهم گروه او جان گودمن (John Goodman) بازیگر مشهور است. فاونتین میگوید: "ممکن است مجبور شویم با زیر شلواری رژه برویم، اما مهم این است که رژه خواهیم رفت."

فاونتین علاوه بر موارد یاد شده، عکسهایی از لویی آرمسترانگ (Louis Armstrong) که با او برنامه اجرا کرده بود، مجموعه تپانچه های قدیمی، یک اتوموبیل پورشه و همچنین کار نیمه وقتی که در کازینو مجیک Casino Magic داشت را هم از دست داد.

audio file Pete Fountain & Al Hirt - Just A Closer Walk With Thee

او توانست یکی از صفحه های طلایی خود که با گل پوشیده شده بود و یکی از دو کلارینت خود را پیدا کند. در حال حاضر، فاونتین که قصد داشت این یادگاریها را برای نوادگان خود به ارث بگذارد میگوید که او و همسرش باید به خاطر زنده ماندن شکرگذار باشند. آنها خانه ای در نیو اورلینز دارند و به تازگی 54 مین سالگرد ازدواج خود را جشن گرفته اند.

"دنیای من به سمت مشخصی حرکت میکرد، حالا دارد از مسیر دیگری میگذرد. من فقط امیدوارم که بتوانیم برگردیم.من میدانم که بخش فرانسوی نشین در این نبرد پیروز میشود. علاوه بر آن همه باید این جمع را حفظ کنند و آنرا زنده نگهدارند."

Associated Press

Posted by Kamran at 02:41 PM | Comments 4

November 07, 2005

موسیقی و ايدئولوژي

بحث در مورد موسیقی و خصوصیات ذاتی آن امری است مشکل. این موضوع را میتوان دلیل دو بعدی بودن موسیقی دانست؛ یعنی موسیقی از جهتی متاثر از اندیشه و عواطف بشری و نشات گرفته از یکسری فعل و انفعالات ذهنی است و از جهتی دارای قواعد و اصولی است که با معیارهای مادی و حقیقی تا حدی قابل تجزیه و تحلیل و ارزیابی میباشد.

معمولا" مباحثی که پیرامون موسیقی مطرح شده، تا کنون از جانب افرادی بوده که تنها به یکی از این دو بعد احاطه داشته اند. یعنی گاهی فلاسفه از دیدگاه روانی و فلسفی به موسیقی پرداخته اند، بدون توجه به اصول فنی موسیقی و گاهی نیز موسیقیدانان در مورد موسیقی بحث کرده اند، بدون لحاظ عنصر روانی موسیقی، در نتیجه این موضوع باعث شده که تا امروز نیز موسیقی جزو فنون یا شاید بتوان گفت علوم تا حدی ناشناخته بشری قلمداد شود. دیگر اینکه نتوان راجع به موسیقی موضعی واحد گرفت و تاثیرات مادی و معنوی آنرا به خوبی شناخت. در این بین نیز عده ای از روی عناد به کلی موسیقی را عامل انحراف اخلاقی و پیشرفت بشری و عده ای دیگر موسیقی را ضامن بقای فرهنگ و اصالتهای انسانی میدانند.

در این بحث سعی شده در حد امکان موسیقی از هر دو زاویه بررسی شود تا موارد اصلی کاربرد آن را بتوان معین کرد.

از آنچه که تا کنون راجع به موسیقی و تاثیر آن بحث شده میتوان به این نتیجه رسید که موسیقی اساسا" نمیتواند هیچگونه واقعیتی را در ذهن انسان نمودار کند. زیرا آنچه که از موسیقی در ذهن منعکس میشود، شکل خاص و عینی نیست،بلکه توجیه کننده نوعی از ادراک است بسوی چیزی که واقعیت ملموس ندارد. به دیگر سخن، نغمات موسیقی در ذهن تجسم کننده احساساتی است خالص ولی فاقد عینیت. توضیح آنکه علم و معرفت حقیقی نسبت به امری مستلزم حصول شکل یا صورتی است از آن امر در ذهن؛ در غیر این صورت انسان نسبت به آن امر نمیتواند هیچگونه معرفت حقیقی پیدا کند.

این به واقعیت نرساندن موسیقی را برخی علما اختلال در حس واقع یابی انسان میدانند. یعنی انسان اساسا" به دنبال کشف واقعیات اطراف زندگی خود است و پیوسته در پی راهی است که بتواند با فعالیت ذهنی خود مجهولات را به معلومات تبدیل کند. حال آیا موسیقی در ذهن باعث مختل کردن این حس میگردد؟

Music Ideology

به عقیده برخی، شنوندگان موسیقی به طور ناخودآگاه با یقین به عدم محتوای واقعی و عینی در موسیقی، توقع رسیدن به واقعیت را توسط موسیقی ندارند. ولی برخی نیز به این عقیده اند که انسان حتی با در نظر گرفتن این طرز فکر قبلی از شنیدن موسیقی، به طور غیر ارادی تحت تاثیر این واقعیت معدوم شده قرار میگیرد که خود باعث میشود ارزش و اعتبار ادراک واقعی و حقیقی به مرور زمان کم رنگ شود؛ یعنی اینکه عادت به موسیقی موجب استفاده از آن به عنوان راهی برای فرار از مواجهه با واقعیات زندگی با تمام سختی ها و نا ملایمات آن میشود، که در نتیجه باعث میشود رشد شخصیتی انسان که در گرو حل مشکلات و فائق آمدن بر آنها است و نیز در گرو تحمل شدائد روزگار میباشد، دچار نوعی اختلال گردد.

با این حال لذت شنیدن موسیقی به نظر میرسد به دلیل پوشش و ابزار عاطفی آن است که برای بیان مفهومی تجریدی به کار میرود. به دیگر سخن موسیقی ابزاری است با پوششی عاطفی برای فرار از واقعیت، یعنی فرار از هوشیاری و اختیار.

حال موسیقی چیست؟ تا به امروز تعریفی جامع و مانع از موسیقی ارائه نشده و هرکس بنا به مهارتهایی که داشته و از زاویه ای که به موسیقی نگاه میکرده تعریفی ارئه نموده است. دشواری تعریفی جامع و مورد قبول همه معلول سه علت میتواند باشد.

اول اینکه موسیقی به دلیل تجریدی بودنش قابل تعریف با ارکان و اجزاء تعاریف معمولی در علوم عینی و تحقیقی نمی باشد. دیگر اینکه اختلاف در فرهنگها و اقوام موجب برداشت ها و تعاریف متفاوتی از موسیقی شده و شاید بتوان گفت این اختلافات قومی باعث تفاوت در موارد استفاده از موسیقی شده، یعنی برخی اقوام، موسیقی را صرفا" در جهت شادی و نشاط روحی مورد استفاده قرار میدهند و برخی نیز خواص درمانی و افزایش راندمان کاری موسیقی را در اولویت قرار میدهند و غیره. دلیل سوم نیز برمیگردد به اینکه هر یک از افراد با توجه به وضعیت خاص روحی و روانی تاثیرات مختلفی از موسیقی میگیرند که دلیل اخیر در راستای دلیل دوم باید مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر نوع تاثیر از موسیقی براساس وضعیت روحی و روانی افراد را می توان معلول شرایط محیطی و اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی دانست. (ادامه دارد...)


از علی نجفی ملکی

لینک های مرتبط :
چالشهای یک موسیقی

Posted by sadjad at 05:45 PM | Comments 3

November 06, 2005

مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن ، قسمت اول

Fredric Chopin , 1810 - 1849
Fredric Chopin , 1810 - 1849
هنگامی که پروفسور جزری زورالو (Jerzy Zurawlew 1887-1980)، معلم، پیانیست و آهنگساز برجسته لهستانی در سال 1927 اولین دوره مسابقات نوازندگی پیانو را در تالار فیلارمونیک ورشو برگزار کرد، هرگز نمی دانست روزی این مسابقات بعنوان یکی از معتبرترین رقابت های نوازندگی پیانو در دنیا مطرح شود.

The Frederick Chopin International Piano Competition از قدیمی ترین مسابقات نوع خود در جهان است که جذابیت خاصی برای طرفداران موسیقی و نوازندگان پیانو دارد. این مسابقات بیش از هفتاد سال است که برگزار می شود و در طول این مدت تغییرات و پیشرفت های بسیاری را در زمینه برگزاری شاهد بوده، بگونه ای که امروزه برای خود سنت و آداب خاصی دارد.

اولین مسابقه در روزهای 23 تا 30 ژانویه سال 1927 در ورشو برگزار شد که طی آن یک نوازنده از روسیه به مقام اول رسید و نوازندگانی از کشور میزبان مقام های دوم و سوم را از آن خود کردند. جالب آنکه نفر سوم دختر جوانی بنام Róza Etkin-Moszkowska بود.

مدیران برگزار کننده این مسابقات در ابتدا فاصله زمانی پنج سال یکبار را برای برگزاری تعیین کردند به همین علت متعاقب آن در سالهای 1932 و 1937 دوره های دوم و سوم این مسابقات برگزار شد. در این دو دوره حضور نمایندگان کشورهای غرب اروپای مانند فرانسه، انگلیس و آلمان نیز چمشگیر بود هرچند رتبه های اول تا سوم همواره توسط نوازندگان روس و لهستان کسب می شد.

جنگ جهانی مانع از اجرای به موقع دور چهارم این مسابقات شد، اما در سال 1949 اولین دوره مسابقات پس از جنگ برگزار شد. تالار کنسرت رومی (Roma) که محل موقت فیلارمونیک ورشو پس از جنگ بود، پذیرای بهترین پیانیست های زمان خود بود. 1949 مصادف بود با یکصدمین سالگرد مرگ آهنگساز بزرگ پیانو، فردریک شوپن و به همین دلیل این مسابقات با حال و هوای دیگری اجرا شد.

احتمالآ دلیل اصلی آن بروز جنگ جهانی بود که باعث شد در این دوره رده های اول تا سوم توسط نوازندگان زن روس و لهستان تصاحب شوند.

به دلیل مشکلات تالار فیلارمونیک ورشو - پس از جنگ - که محل رسمی اجرای این مسابقات محسوب می شد، دور بعدی این مسابقات به شش سال بعد موکول شد. در سال 1955 (دور پنجم)، دیگر کشور کمونیستی یعنی چین توانست نماینده ای در میان سه نفر اول داشته باشد. در این سال نوازندگانی از لهستان، روسیه و چین مقامهای اول تا سوم را کسب کردند. فرانسه به مقام چهارم دست پیدا کرد و نوازنده ای از کشور ژاپن به مقام دهم رسید، مابقی رده ها بین نوازندگان روس و لهستان تقسیم شد.

پس از بازسازی تالار فیلارمونیک ورشور، از سال 1955 تا کنون، این مسابقات بدون وقفه هر پنج سال یکبار اجار شده است.

Roma Music Hall
محل برگزاری اولین دوره مسابقات پس از جنگ
تغییر زمان برگزاری
تا مدتها (1965) این مسابقات در زمستان و در مقطعی که به روز تولد فردریک شوپن یعنی 22 فوریه نزدیک باشد برگزار می شد. اما سردی هوا و مشکلاتی که زمستان و نیز آغاز سال نو مسیحی به همراه داشت باعث شد تا تصمیم بر آن گرفته شود که بجای ژانویه یا فوریه، مسابقات در ماه اکتبر - مصادف با زمان مرگ شوپن - برگزار شوند.

هزینه برگزاری
سه مسابقه اول - قبل از جنگ - با هزینه انجمن موسیقی ورشو (Warsaw Music Society) که بعدها به مدرسه موسیقی فردریک شوپن تبدیل شد و جمعی دیگر از علاقمندان به موسیقی در بخش خصوصی برگزار گشت.

مسابقات سری چهارم که مصادف بود با یکصدمین سال درگذشت شوپن، هزینه اجرا با کمیته برگزار کننده این مراسم بود. از آنجایی که شوپن جزو هنرمندان نابغه لهستان محسوب می شود، کلیه هزینه این مراسم از طرف دولت پرداخت شد.

اما از سال 1960 انجمن فردریک شوپن (The Frederick Chopin Society in Warsaw) که از سال 1899 تاسیس شده بود، رسمآ مسئولیت تقبل هزینه های برگزاری این مسابقات را پذیرفت. این انجمن معتبر جهانی با داشتن ارتباطات بین المللی بسادگی توانایی جذب کمک های مالی را داشته و نیز اطلاع رسانی کافی در رابطه با رخ دادهای موسیقی مربوطه را انجام می دهد.

در حال حاضر برگزاری مسابقات بین المللی پیانو فردریک شوپن یکی از مهمترین وظایفی است که انجمن فردریک شوپن آنرا بعهده دارد.

Fryderyka Chopin , chopin.pl

Posted by Kamran at 09:00 PM | Comments 5

November 05, 2005

پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم

Grand Piano
پیانو بزرگ (رویال) با طول 159 سانتیمتر
پیانوی بزرگ (رویال)
همانند پیانوهای دیورای پیانوهای بزرگ (رویال) در اندازه های مختلف ساخته می شوند که تفاوت اصلی آنها با یکدیگر در طول پیانو است. طول یک پیانو بزرگ (رویال) از قسمت جلوی کیبورد تا انتهای پشتی آن اندازه گیری می شود. امروزه با توجه به ساخت صنعتی این پیانوها قیمت آنها نیز کاهش چشمگیر پیدا کرده بگونه ای که می توان با بودجه نه خیلی زیاد اندازهای کوچک آنرا تهیه کرد.

کوچکترین سایز این پیانوها Baby (بچه) نامیده می شود. طول این پیانوها از حدود 145 سانتیمتر شروع می شود و تا حداکثر 160 سانتیمتر ادامه دارد. پیانوهای Baby طرفداران بسیاری دارد چرا که ابعاد آنها بگونه ای است که در بسیاری از خانه ها می توان برای نگهداری آن محلی را اختصاص داد. تجربه نشان داده است که اغلب پیانوهای Baby بهتر از پیانوهای خوب دیواری نیستند پس اگر الزام خاصی ندارید، خرید یک پیانو خوب دیواری بر یک پیانو Baby ارجحیت دارد.

سایز بعدی پیانوهای متوسط یا Medium Grand هستند. طول آنها از حدود 160 سانتیمتر شروع می شود و تا حدود 215 سانتیمتر ادامه دارد. Professional Grand سازی در حدود 190 سانتیمتر در این رنج است که معمولآ نوازندگان حرفه در منزل از آن استفاده می کنند. از حدود 200 - 215 سانتیمتر پیانوهای بزرگ را با نام Artist می شناسند که هنرمندان در اجراها از آنها استفاده می کنند.

طول سیم بلند، صفحه صدای وسیع و جعبه بزرگ از جمله ویژگی های این پیانوها است که به آن توانایی تولید حجم صدای بالا می دهد. با توجه به ابعاد این رنج از پیانوهای بزرگ (رویال) از آنها معمولآ بعنوان پیانوهای خاص در مدارس موسیقی، استودیوهای ضبط، سالن های کوچک و متوسط کنسرت و ... استفاده می شود.

بزرگترین سایز پیانوهای بزرگ (رویال) ممکن است تا 275 سانتیمتر هم طول داشته باشند که معمولآ جز در اجراهای بسیار جدی موسیقی و سالن های کنسرت بزرگ و تالارهای اجرای موسیقی کاربردی ندارند. برخی از این سازها در قسمت باس تعداد کلید های بیشتری هم دارند و ممکن است بجای 88 تا 96 کلاویه داشته باشند. پیانوها در این رنج با نامهای Half Concert یا Full Concert با توجه به طول آنها نیز نامیده شوند.

Grand Piano
Action یک پیانو بزرگ (رویال)
مقایسه بین پیانو دیواری و بزرگ (رویال)
سئوالی که همواره برای نوازندگان مبتدی و خریداران پیانو مطرح است اینکه کدام یک از این نوع ساز بهتر است و یا تفاوت عمده آنها در چیست؟

اگر تفاوت قیمت و شکل ظاهری این دو ساز را کنار بگذاریم تفاوت اصلی این دو ساز که بسیار قابل هم توجه است، تنها در سیستم انتقال نیرو (Action) از کلاویه ها به چکشها - و البته سیستم های خفه کن هر سیم (Damper) - است. این اختلاف طبیعتآ به این دلیل است که سیم های پیانو دیواری عمودی و سیم های پیانو بزرگ (رویال) افقی است. نمود بارز این تفاوت تفاوت حسی است که هنگام نوازندگی با این دو ساز آنرا احساس می کنیم.

در پیانوهای بزرگ (رویال) سیم ها افقی هستند و چکشها بصورت افقی از پایین به بالا ضربه می زنند برای همین هنگام زدن ضربه به کلاویه، نیروی انتقالی به چکش در جهت خلاف جاذبه زمین است و این باعث می شود کلاویه های پیانو بزرگ (رویال) هنگام زدن ضربه سنگین تر باشد. برعکس هنگام برگشت چکش، جاذبه به برگشت آن کمک می کند و چکش سریعتر برمی گردد و لذا نوازنده می تواند با سرعت بالاتری یک کلاویه را درجا نواخته و نت هایی با تمپوی بالا روی یک کلاویه اجرا کند. به همین دلیل معمولآ سرعت پاسخگویی یک کلاویه در پیانوهای بزرگ (رویال) بهتر از پیانوهای دیواری است.

اما در پیانوهای دیواری سیم ها و چکشها عمودی هستند و جاذبه تقریبآ تاثیر یکسانی به چکش چه در هنگام ضربه زدن و چه در هنگام بازگشت، وارد می کند. به همین خاطر سرعت اجرا در پیانوهای عمودی عمومآ از پیانو با کیفیت مشابه افقی پایین تر است.

دقت کنید که فاکتور توان اجرای سریع تنها برای نوازندگی قطعات بسیار پیچیده با تمپوهای بسیار بالا مورد نیاز است و یک پیانوهای خوب دیواری می تواند در سرعت های معمولی و حتی بالا بازده خوب و قابل قبولی را از خود نشان دهد.

یک راهنمایی مهم آنکه اگر بودجه محدودی دارید هرگز اقدام به خرید پیانو بزرگ (رویال) نامرغوب و با ابعاد کوچک نکنید، در عوض یک پیانو دیواری مرتفع با سیم های بلند و کیفیت خوب تهیه کنید.

در مطلب آینده به بررسی مختصر پیانوهای دیجیتال و نیز کیفیت جنس و قطعات بکار برده شده در سازهای آکوستیک و تاثیر آنها روی احساس نوازندگی و Touch پیانو خواهیم پرداخت.

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت پنجم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 01:41 PM | Comments 7

November 04, 2005

بداهه نوازی، محاسن و معایبش

موسیقی می تواند به دو صورت به اجرا برسد، موسیقی پیش ساخته و موسیقی بداهه یا خلق در لحظه. موضوع این مطلب بداهه نوازیست که در این مقاله نگاهی به محاسن و معایب آن خواهیم داشت.

محاسن بداهه نوازی:
محاسن بداهه نوازی را نیز می توان به دو دسته تقسیم کرد، که اولی به شخص موسیقیدان برمیگردد و دومی به مخاطب او.

شخص بداهه نواز: اگر خواننده قدیمی این سایت باشید، حتما" مقالات متعددی در مورد بداهه نوازی خوانده اید که مخصوصا" در مورد تاثیر مثبت بداهه نوازی در ذهن نوازنده صحبت کرده و نیز نقل قولهایی خوانده اید از پایه گذاران آموزش موسیقی کودکان در مورد تاثیر مثبت بداهه نوازی در رشد ذهنی کودکان. بداهه نوازی بخاطر خاصیت " جدید خلق کردن" اش، سلولهای مغزی را به شدت به تحرک وا می دارد، البته نه فقط بداهه نوازی این خصوصیت را دارد، همه تفکرات خلاقانه این خصوصیت را میتواند داشته باشد.

مثلا" شما اگر بخواهید اعداد را بصورت رندوم بشمارید، فعالیت مغزیتان چند برابر بیشتر از وقتی میشود که اعداد را به ترتیب میخوانید. این فعالیت مغزی به عقیده پزشکان برای مغز سودمند است و از آن به عنوان "ورزش مغزی" یاد میشود. بداهه نوازی می تواند مغز آهنگساز را فعال و خلاق کند و دور از تکرار نگه دارد (البته این مورد در شرایط مختلف می تواند حالت عکسی هم داشته باشد که در قسمت "معایب بداهه نوازی" به آن می پردازیم)

مخاطب بداهه نواز: مخاطب در بداهه نوازی نقش مهمی دارد و در واقع تنها حسن مهم بداهه نوازی احساس صمیمیتی است که در این نوع اجرای موسیقی با مخاطب برقرار می شود. این حالت را در یک میهمانی خصوصی می توانید ببینید؛ کسی که در یک میهمانی صمیمی حساب شده و رسمی صحبت میکند کمی حالت زننده دارد، به همین دلیل است که "موسیقی جز" که فضای اجرای آن صمیمی و غیر رسمیست بیشتر improvise است که همراه با بداهه نوازی هایی اجرا میشود( این موضوع را می توانید در نوع لباس، فضا و محل اجرای این موسیقی بفهمید)

اینجا باید اضافه کرد که improvise هم معنی بداهه نوازی نیست و معنی بسط و گسترش را می دهد که در موسیقی جز همراه با بداهه نوازی اجرا میشود؛ در فضای بداهه نوازی اگر نتی به اشتباه نواخته شود و یا نوازنده موسیقی دل چسبی هم به ذهنش نرسد هیچ مشکلی نیست، همانطور که در یک میهمانی خصوصی انتظار شنیدن سخنان دستچين و از پيش تعيين شده را از میهمان ندارید، اين نوع سخن گفتن مخصوص سخنرانی است!

اینجا به یکی از لذتهای بداهه نوازی که در اجرای پیش ساخته مفهومی ندارد هم اشاره میکنیم و آن محک زدن خلاقیت نوازنده در لحظه اجرا است؛ این مورد برای شنونده تا حدی می تواند لذت بخش باشد.

(البته ممکن است این موضوع را غیر موسیقایی بدانید، ولی توجه داشته باشید که در موسیقی فقط از شنیدن نتها لذت نمی بریم و خیلی از عوامل غیر موسیقایی هم در احساس ما نقش دارند؛ مثلا اگر "کاپریس شماره یک" از پاگانینی توسط یک کیبورد که صدای ویولن را خوب تقلید میکند، اجرا شود، هیچگاه لذت شنیدن این قطعه را با ویلن ندارد، زیرا غیر از ملودی های زیبا، اجرای ماهرانه دوبلاها و استکاتوهای مشکل این قطعه، موجب هیجان شنونده می شود)

Audio File قسمتی از "کاپریس شماره یک" از نیکولو پاگانینی را ببینید

معایب بداهه نوازی:
اگر در فضایی غیر از فضای یاد شده (خصوصی) بداهه نوازی به اجرا گذاشته شود، اصل بداهه نوازی به شدت زیر سئوال میرود و معایب آن به صورت غیر قابل انکاری خودنمایی میکند.

orchestr
اول: برخلاف تصوراتی که بداهه نواز را خلاق تر از آهنگساز میدانند باید اشاره کرد که بداهه نوازان اکثرا" محافظه کار هستند و این خود از خلاقیتشان می کاهد. ممکن است بگویید این مخالف نوشته بالا است که بر خلاقیت ذهنی بداهه نواز تاکید میکند! ولی باید اضافه کرد که نباید بداهه نوازی را به عنوان تمرین در منزل برای ساخت موسیقی با اجرای روی سن و به عنوان یک شغل، یکی دانست...

اگر نگاهی به همین بداهه نوازان ایرانی که مخصوصا" در رادیو مینوازند بکنید می بینید در عمل اتفاقات دیگری افتاده! وقتی شغل شما در موسیقی بداهه نوازی شود، بخاطر خصوصیت بداهه بودن، موسیقیتان روی صحنه، به شدت محافظه کارانه میشود. برای اینکه همیشه بداهه نوازی میکنید، نوازندگیتان هم محدود به محفوظات ذهنیتان میشود و کم کم نوازندگیتان را که" اصل ِمهم بداهه نوازیست" از دست میدهید و محدود به دانسته های خود میکنید.

بخاطر اینکه موسیقی هنری سیال است، شما نمیتوانید برای فکر کردن مدتی سکوت کنید، و اگر بخواهید با فکر کردن جمله ای پیچیده را انتخاب و استفاده کنید، مجبور هستید از دم دستی ترین تکنیکها برای پرکردن زمان پیدا کردن جمله مورد نظرتان استفاده کنید، به همین دلیل موسیقی تان پرمیشود از جمله هایی مثل پاساژهای ساده و نه چندان دلچسب، پایه های ریتمیک طولانی و...

بعد از آن هم یک ملودی نه چندان تکنیکی و یا پیچیده اجرا میکنید، چراکه در هنگام بداهه نوازی نوازنده بخاطر بداهه بودن جمله موسیقایی که بالطبع تمرین نشده نیز هست، تسلط نوازنده ای را که قطعه پیش ساخته را مینوازد ندارد. ( البته هر چه این بداهه نواز کارکشته تر و تمرین کرده تر باشد، یعنی به نوعی کار غیر بداهه تر باشد، این اجرا مسلط تر و محکمتر خواهد بود، ولی دیگر چه بداهه ایست!؟)

باید اینجا اضافه کنم که به عقیده نگارنده، مهمترین دلیل بداهه نوازی در ایران غیر از مواردی که گفته شد دو چیز است: یکی تنبلی نوازندگان! دوم: سنتگرایی در موسیقی ایرانی که بعضی ترجیح میدهند فقط ادامه دهنده گذشتگان باشند و مانند گذشتگان بداهه بزنند!

همین اتفاق باعث شده که ما هیچگاه از یک بداهه نواز قطعه ای مثل audio file "مارش ترک" را نشنویم (اگر هم استثنا" قطعه ای در این سطح بشنویم استثناست! و نمیتوان برای اثبات قدرت بداهه نوازی(!) به عنوان یک اصل محسوب شود)

آهنگسازها هم در واقع بداهه نواز هستند، چون ایده ها به صورت جرقه و در لحظه به ذهن آهنگسازان میرسند، تنها تفاوتی که این دو (بداهه نوازان و آهنگسازان) دارند این است که آهنگساز ممکن است ساعتها روی بهتر شدن موسیقی خود تلاش کند ولی بداهه نواز همان که به ذهنش رسید را میزند.

دوم: بداهه نوازی بخاطر خصوصیت بداهه بودنش، با تعدد سازها سنخیتی ندارد و هر چه سازها کمتر باشد، بداهه نوازی بهتری اجرا میشود، مگر اینکه بصورت سئوال و جواب و نه "چندصدایی نواختن" باشد.

در موسیقی جز و گاه در موسیقی شمال هند میتوان بهترین نوع بداهه نوازی (البته نه کاملا" بداهه!) چند صدایی را شنید که البته به هیچ وجه از نظر هارمونی به یک سمفونی مثلا" برامس یا مالر نمیتواند حتی قابل قیاس باشد، چون هر میزان این سمفونیها با صرف وقت زیاد و آزمون و خطا به این قدرت رسیده است.

در پایان باید به این موضوع هم اشاره شود که آهنگسازها هم در واقع بداهه نواز هستند، چون ایده ها به صورت جرقه و در لحظه به ذهن آهنگسازان میرسند، تنها تفاوتی که این دو دارند این است که آهنگساز ممکن است ساعتها روی بهتر شدن موسیقی خود تلاش کند ولی بداهه نواز همان که به ذهنش رسید را میزند. حتما" شنیده اید که باخ، موزارت، بتهوون، شومان و ... بهترین بداهه نوازان زمان خود بوده اند؛ ولی همچون شاعر بزرگ ایران "حافظ" که اشعار خود را پس از خلق عیب یابی میکرد و حتی ابیاتی به آن می افزود و سپس به رشته تحریر در می آورد، آنها نیز وقت زیادی روی قطعات خود میگذاشتند تا اینچنین ماندگار شود. پس در واقع هیچ موسیقی یا شعری، نت به نت یا حرف به حرف ساخته نمیشود، ولی بهتر است اگر موسیقی یا متن "خردمندانه" میخواهید بعد از تولید روی آن کار کنید. در مقاله بعد نظري به "نقش بداهه نوازي در موسيقي ايراني" خواهيم داشت.

از سجاد پورقناد

لینک های مرتبط :
چالشهای یک موسیقی

Posted by Webmaster at 11:28 AM | Comments 13

November 03, 2005

رامین جوادی و "Batman Begins"

Batman Begins
Batman Begins
فیلم پرهزینه و پر فروش "بتمن آغاز میشود" محصول سال 2005، به کارگردانی کریستوفر نولان و بازیگران سرشناسی چون کریستین بیل در نقش بتمن، مایکل کین، لیام نیسن و مورگان فریمن 1 است. این فیلم پنجمین فیلم از این سری پس از بتمن سال 1989 است، داستان و ساختاری متفاوت دارد و این تفاوت به خصوص در موسیقی آن مشاهده میشود.

موسیقی فیلم توسط تیم موفق هانس زیمر (Hans Zimmer) وجیمز نیوتن هوارد (James Newton Howard) است. هنگام مطالعه موسیقی این فیلم، در بین اعضای اصلی گروه آهنگسازی با نام " رامین جوادی" برخورد کردیم و با نگاهی به سابقه کار عالی این آهنگساز جوان، بخشی از مصاحبه او که در وب سایت هانس زیمر قرار دارد را در اینجا برای شما آورده ایم.


audio file قسمتی از اولین تم بنام Vespertilio (همانند خفاش)

گفتگو با رامین جوادی
رامین جوادی یکی از آهنگسازان خوشنامی است که با هانس زیمر، موسیقیدان آلمانی الاصل هالیوود، همکاری بسیار نزدیکی دارد. او کار موسیقی خود را با نواختن گیتار در چند گروه آلمانی آغاز کرد و پس از اینکه تصمیم گرفت برای تحصیل در زمینه موسیقی فیلم و اجرای گیتار به کالج موسیقی برکلی (Berklee) در آمریکا بیاید، عضو گروه موسیقی My Favourite Relative شد.

رامین در سال 2000 به کالیفرنیا نقل مکان کرد و به گروه Media Venture پیوست و کار آهنگسازی و تنظیم را اغاز کرد. او برای فیلمهای ماشین زمان، K-19، ند کلی (Ned Kelly) و موازنه (Equilibrium) و فیلم بسیار موفق دزدان دریایی کارائیب (Pirates of the Caribbean) همکار آهنگساز – کلاوس بدلت (Klaus Badelt) - بود.

مدتی بعد او اولین موسیقی متن سولوی خود را برای فیلم Blade Trinity ساخت و پس از همکاری با رندی ادلمن (Randy Edelman) در فیلم پسر ماسک (Son of the mask)، وارد تیم آهنگسازانی شد که این روزها همه به اثر جدیدشان "بتمن آغاز میشود" (Batman Begins) گوش میدهند. این تیم متشکل از دو آهنگساز خبره و کهنه کار هانس زیمر و جیمز نیوتن هوارد بود و این مصاحبه در طی ساخته شدن موسیقی متن این فیلم با رامین جوادی انجام شده است.

Batman Begins
Liam Neeson / Christian Bale
چه چیزی موجب شد که تو از نوازندگی در گروه موسیقی به کار آهنگسازی روی آوردی؟
من همیشه قصدش را داشتم فقط نمیدانستم که در هر زمان چه اتفاقی می افتد و باید چه قدمی بردارم. من همیشه میخواستم به بوستون (Boston) بروم و در کالج برکلی تحصیل کنم، در گروه ها بنوازم و بالاخره کار آهنگسازی فیلم را شروع کنم. حضور در گروه My Favorite Relative، یک تجربه استثنایی بود. این گروه بسیار فوق العاده بود اما متاسفانه هرگز به پای هیچ قراردادی نرسید. من همچنان با تعداد زیادی خاطرات شیرین به آن دوره فکر میکنم. بعد، زمانی که شانس کار کردن با Media Ventures پیش آمد، بارم را بستم و به سوی لوس آنجلس حرکت کردم.

audio file قسمتی از تم زیبای Myotis (میوتيس از غالبترین ژن های خفاش است)

اولین ماههای کار در Media Ventures چگونه بود؟
تجربه ای کاملا هالیوودی بود. من برای اینکه اجازه بگیرم پشت کی بورد (keyboard) بنشینم، باید ثابت میکردم که میتوانم در ساعات طولانی کار کنم و با کوهی از تجهیزات پیشرفته موسیقی آشنا میشدم. روشی که میتواند بسیار مفید باشد زیرا کار این صنعت، بسیار مشکل است و این روش آموزش موجب میشود که آدم در آن جا بیافتد. من از اینکه بخشی از این خانواده آهنگساز شده ام احساس خوش شانسی میکنم.

از اینکه توانستی در طی پنج سال پس از ورودت به دنیای موسیقی فیلم، از دستیاری به تنظیم و سپس آهنگسازی رسیدی، خوشحالی؟
بله. سالهای اول بسیار مشکل بود، اما من همچنان اعتقاد دارم که هر قدم، واجب و بسیار مفید بوده است. من هرگز تصور نمیکردم که کار ما انقدر ساعات کار طولانی داشته باشد. اما من به کار اعتیاد دارم و به نظر میرسد که در آن خوب جا افتاده ام.

تو برای اولین کار آهنگسازی سولوی خودت، فیلم بسیار موفق Blade Trinity را در دست گرفتی، چگونه برای این پیشنهاد غافلگیر کننده آماده شدی؟ منظورم پس از کار بر روی آثاری چون ماشین زمان و دزدان دریایی کارائیب است.
Batman Begins
Christian Bale / Morgan Freeman
راستش وقت چندانی برای آماده شدن نداشتم. من صاف به درون آن پرتاب شدم و این تجربه ای بسیار مثبت بود. دیوید گویر (David Goyer نویسنده و کارگردان) نمیخواست موسیقی متن صدای الکترونیک داشته باشد، به این ترتیب کار مهم این بود که بتوانم صداهای تیزی را بدون اینکه به تکنو تبدیل شود تولید کنم. موسیقی شامل مقدار زیادی گیتار و بیس است و من از ترکیب ارکستر و ضرب های مختلف بسیار لذت بردم.

میتوانی درباره ماسک 2 صحبت کنی، و اینکه به طور کلی، هنگام انتخاب یک پروژه به دنبال چه هستی؟
من خیلی دیر وارد پروژه ماسک شدم. رندی (ادلمن) دیگر داشت برای یک فیلم دیگر کار میکرد، اما همچنان تغییراتی در ماسک به وجود می آمد. تغییرات تا آخرین لحظه ادامه داشت، به همین دلیل دوباره نویسی موسیقی و تاکید بر لحظات مشخص همچنان ادامه داشت.

من در پروژه ها به دنبال تنوع هستم. معمولا پس از یک موسیقی مفصل و پر تحرک تمایل دارم که یک کار کوچک و آرام انجام دهم و بالعکس.

کارت در بتمن آغاز میشود چگونه است؟ موسیقی چطور است؟
من از اینکه با این فیلم درگیر شده ام بسیار خوشحالم چون همیشه طرفدار پرو پا قرص بتمن بوده ام. همکاری هانس زیمر و جیمز نیوتن هوارد بر روی موسیقی نیز آنرا برایم جذابتر میکرد. موسیقی بسیار خوب از آب درآمده و کاری بسیار متفاوت (از نسخه های دیگر بتمن) شده است و قطعا چیزی نیست که مردم انتظار دارند. فیلم فضای بسیار تیره ای دارد، موسیقی آن نیز چنین است.

آیا فیلم از نظر نمایشی نیز متفاوت است؟
بله، تمام تمها متفاوت است. این واقعیت که تمام ظاهر و حس کلی فیلم با بتمنهای قبلی متفاوت است، شیوه برخورد کاملا متفاوتی با موسیقی را میطلبد.

audio file قسمتی از قطعه Macrotus (نوعی خفاش خاکستری با گوشهای بزرگ در مکزیک و کالیفرنیا)

Ramin Djavadi
رامین جوادی
درباره همکاری خاص بین زیمر و هوارد چه میگویی؟
امکان مشاهده این دو موسیقیدان سرشناس و مطلع هنگام کار با یکدیگر، عالی است. همه چیز آنقدر خوب پیش میرود که به نظر نمی آید این دو برای اولین بار در حال همکاری با یکدیگر هستند. شما میتوانید نتیجه کار را در فیلم بشنوید. سبکهای آنها به خوبی با هم ترکیب شده اند و من از اینکه در این میان قرار دارم بسیار شادم.

آیا تو با عطف به تمها و آثار او (زیمر) کار میکنی؟
بله، برای بیشتر قسمتهای آن، برای حفظ ساختار کلی موسیقی متن باید با تمهایی کار کنم که تا حد امکان به تم اصلی نزدیک باشد. البته آنها دست مرا باز گذاشته اند تا بتوانم کمی هم به میل خودم کار کنم.

میتوانی به ما بگویی که یک روز کاری در لندن چطور است؟
روز من در اینجا بسیار شبیه روزی در لوس آنجلس است. من هر روز سر کار حاضر میشوم، ما اصلا روز تعطیل نداریم. جلسات بسیاری با گروه نوازندگان داریم و مدام در حال بررسی نقاط اوج و تاکید موسیقی و فیلم هستیم. بعد هر یک به اتاقمان میرویم و شروع به نوشتن میکنیم. کاری بسیار مشکل و روزهایی بسیار طولانی است. اما زیمر و هوارد بسیار خوش میگذرد و ما واقعا اوقات خوبی داریم.

1 : Christopher Nolan , Christian Bale , Michael Caine , Liam Neeson , Morgan Freeman



hans-zimmer.com , scoremagacine.com

Posted by Kamran at 02:37 PM | Comments 4

November 02, 2005

باربد

barbad
باربد مخفی شده و برای خسروپرویز می نوازد
هنگامی که در تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران سیر میکنیم، به افراد مختلفی برخورد میکنیم که تاثیرات عمیقی بر آن گذارده و یا آن را از نابودی حتمی نجات داده اند ولی متاسفانه عده اندکی ایشان را میشناسند. از این دسته افراد میتوان به"باربد" موسیقیدان بی نظیر و مخترع نثر مسجع که در عصر خسروپرویز زندگی میکرده اشاره کرد که آهنگهای زیبا ی او بعد از صدها سال همچنان شنیدنی و جزو گوشه های قابل تامل در موسیقی ایران است، از داستان زندگی وی اخبار چندانی در دست نیست و آنچه در ذیل میخوانید جمع آوری تکه هایی از کتابهای مستند تاریخی با ذکر نشانی آنهاست.

اصل او را از جهرم(از توابع شیراز) میدانند و داستان زندگی وی را ثعالبی این چنین نقل میکند:

روزی به" سرکش "رییس رامشگران مجالس خصوصی خسرو پرویز خبررسید جوانی مروی که زبردست ترین نوازندگان عود است و صدایی خوش دارد به دربار آمده تا به عنوان رامشگر به حضور شاه باریابد. سرکش که از این خبر مضطرب شده بود به هر وسیله ای متوسل شد تا وی را از مجامع نزدیک شاه دور سازد. پیشخدمتان و در باریان را تطمیع نمود و از دوستان و میهمانان درخواست کرد تا نامی از وی به میان نیاورند.

باربد نیز اندیشه کرد و با تطمیع نگهبان باغی که شاه برای گردش به آنجا میرفت، باسازش(عود) به آنجا قدم گذارده و با لباسی سبز بر بالای درختی که بر محیط مسلط بود مخفی شد و به انتظار نشست تا آنکه شاه وارد شد؛ هنگامی که شاه جامی بدست گرفت، باربد عودش را برداشت و آوازی ساده و دل انگیزبه نام "یزدان آفرید" را نواخت که شاه از شنیدنش شاد شد و نام رامشگر را پرسید. اما کسی او را نیافت. وقتی شاه جام دوم را برداشت، باربد آوازی دیگر سر داد چنانکه خسرو میگفت:"همه اعضای بدنم میخواند برای بهره بردن از آن سراپا گوش شوند" و امر کرد رامشگر را بیابند که این بار نیز کسی او را نیافت. سرانجام خسرو پروز جام سوم را نوشید و این دفعه باربد با نوایی شکوه آمیز و صدای گرمش حضار را مبهوت کرد و آهنگی که میخواند "سبز اندر سبز" نام داشت که بداهه سرایی بود و در آن به مخفیگاهش اشاره مینود. خسرو بپاخاست و گفت:" این آواز بی شک از فرشته ای برمیخیزد که پروردگار برای خوشی من فرستاده " و از رامشگر در خواست کرد خود را نشان دهد . باربد از درخت پایین آمد و برشاه تعظیم نمود. شاه هم مقدمش را گرامی داشت و جویای ماجرا شد سپس او را از نزدیکان خود ساخته و در مقام رییس رامشگران جایش داد.

معنی کلمه" بار بد" که بار یعنی اجازه و بد یعنی خداوند و دارنده است و کلا" بمعنی وزیر دربار است، گواه بر این سخن است که او در دربار خسروپرویز مقامی والا داشته و رعیت به واسطه وی به حضور شاه میرسیدند.

باربد برای هرروزی از ایام هفته نغمه ای ساخت که به نام "طرق الملوکیه " معروف است و نیز برای سی روز ماه به نام "سی لحن باربد" و همچنین 360 روز سال ]بدون خمسه مسترقه [ 360 نوای خاص سرود.

همچنین اخبار مهمی توسط باربد به صورت نغماتی نغز به شاه گفته شدند مانند این خبر که مولف تاریخ ایران در زمان ساسانیان به نقل از همدانی و ثعالبی آورده:

"شبدیز" نام اسب معروف خسرو بود که خسرو علاقه ای بسیار به آن داشت و قسم خورده بود هرکس خبر هلاکش رابدهد، او رامیکشد. روزی که شبدیز مرد، میر آخور هراسان شد و به باربد پناه برد. باربد هم ضمن آوازی آن را با ایهام و تلمیح به شاه گفت؛ شاه فریاد برآورد که" ای بدبخت ! مگر شبدیز مرده؟" خواننده در پاسخ گفت "شاه خود چنین فرماید". خسرو که جوابی برای گفتن نداشت، گفت"بسیار خوب ، هم خود را نجات دادی و هم دیگری را ". خالد الفیاض شاعر قرن 8 میلادی این داستان را به زیبایی به نظم در آورده.

نام 30 لحن ساخته باربد چنین است:کین ایرج – کین سیاووش- باغ شیرین – اورنگی- آرایش خورشید-ماه ابر گوهان(ماه بالای کوهسار)- تخت طاقدیس- گنج باد آورد- گنج گاو(گنج کاووس)- شبدیز – سروستان – آیین جمشید- حقه کاووس- راح روح- رامش جان- سبز در سبز – سروسهی- شادروان مروارید- شب فرخ- قفل رومی –گنج سوخته- مشکدانه- مروای نیک- مشکمالی- مهرگانی(مهربانی)- ناقوسی- نوبهاری- نوشین باده- نیمروز- نخجیرانی.( پشت هر کدام از این اسامی، آهنگ هایی زیبا و داستانهایی است که نقل و توصیف آن خارج از حوصله این مکان است.)

در خصوص مرگ باربد اقوال مختلفی است وفردوسی این چنین میگوید که:

هنگامی که خسرو پرویز بدست فرزندش"شیرویه" بزندان افتاد ؛ باربد با رنگی پریده و اندوه بار به خانه ای که خسرو در آنجا زندانی بود رفت و در برابر او آهنگی نوحه آمیز از ساخته هایش را میخواند و چهار انگشت خود را بریده و به خانه بر میگردد و آتشی افروخته و همه سازهایش را میسوزاند.

عده ای هم میگویند او بوسیله سرکش به قتل میرسد.

تهیه: شیدا شیدایی فر



Posted by Webmaster at 12:09 PM | Comments 7

November 01, 2005

پیانو - نحوه انتخاب، قسمت اول

Piano Shop
لذت حضور در فروشگاه پیانو برای یک نوازنده
پیانو وصف نا پذیر است.
انتخاب پیانو بخصوص اگر بودجه کافی در اختیار داشته باشید، یکی از لذت بخش ترین اوقات زندگی یک علاقمند به موسیقی و پیانو است. ایستادن پشت ویترین مغازه های پیانو فروشی و مات و مبهوت ماندن در مقابل عظمت و زیبایی این ساز، بر هیچکدام از نوازندگان پیانو پوشیده نیست. رفتن به داخل فروشگاه ها، گپی با مسئول فروشگاه زدن و احیانآ امتحان صدای چند پیانو جزء غیر قابل توصیف ترین لذت ها در زندگی یک نوازنده پیانو است.


نکته ای که انتخاب این ساز را برای خریدار بسیار دشوار می کند آن است که گرانی پیانو اغلب باعث بوجود آمدن شک و تردید به هنگام خرید می شود، بخصوص اگر هدف خرید پیانو مرغوب باشد که قیمت آن دست کمی از خرید یک اتومبیل امروزی ندارد.

پیانو دیواری بخرم یا بزرگ (رویال)؟ یا اصلآ به سراغ پیانو دیجیتال بروم؟ آیا جنس دست دوم - یا دست چندم - بخرم یا نو و بقولی آکبند؟ اگر قرار است دست دوم بخرم از مغازه تهیه کنم یا از فروشگاه؟

این سئوالات و بسیاری دیگر همواره ذهن خریداران پیانو را برای ماه ها مشغول خود می کند. گرانی ساز از یک طرف و ویژگی های خاص فرهنگی ما ایرانیان، موضوع را از محدوه نوازنده یا هنرآموز فراتر هم می برد. بگونه ای که به غیر از او، پدر، مادر، خواهر، برادر و حتی گاهی بسیاری از اقوام درجه دو خانواده و دوست و آشنا هم به هنگام خرید پیانو به نوعی درگیر این پروژه می شوند.

هرچند در نظر داشتیم در ادامه مجموعه مطالبی که راجع به پیانو تهیه میکنیم به بررسی ساختمان داخلی و نحوه عملکرد قسمت های مختلف آن بپردازیم، اما نظر به علاقه دوستان تصمیم گرفته شد تا قبل از پرداختن به این موضوع، طی چند نوشته راجع به چگونگی انتخاب پیانو صحبت کنیم. بیایید ابتدا صحبتی راجع به انواع پیانو داشته باشیم.

Spinet
پیانو اسپینت
پیانو دیواری (Vertical - Upright)
هدف ما این نیست که راجع به مزایای فنی پیانو دیواری به ریز صحبت کنیم، نگاهی کوتاه داریم به ویژگی هایی از این پیانو که می تواند به هنگام خرید برای ما قابل ملاحظه باشد.

پیانوهای دیواری در ارتفاع های مختلف، با بدنه - اغلب با چوب تمام شده - متفاوت و انواع مدل ساخت بدنه وجود دارند که بدون شک می توانند سلیقه شما را راضی کنند. در اولین قدم مهمترین پارامتر برای اینکه متوجه شوید پیانو عمودی چقدر حالت مبتدی دارد و چقدر حالت حرفه ای ارتفاع پیانو دیورای است. ارتفاع یک پیانو دیواری از کف زمین تا بالای آن اندازه گیری می شود (چه پیانو چرخ داشته باشد چه نداشته باشد).

دلیل این امر بیشتر به این خاطر است که عرض و تقریبآ عمق پیانو ها با کمی تفاوت یکسان است و این ارتفاع ساز است که در حجم بدنه پیانو تاثیر بیشتر را می گذارد، هرچه ارتفاع بیشتر باشد پیانو حجم صوتی بیشتری دارد. حجم صوتی ارتباطی به رنگ یا شفاف و مات بودن صدا ندارد و صرفآ صوت حاصله از این پیانو قوی تر خواهد بود. چرا که پیانو بلند علاوه بر آنکه سیم های طولانی تری هم دارد، صفحه صدای (Sound Board) بزرگتری دارد که باعث تولید صدای قوی تر می گردد.

Console
پیانو کنسول
پیانوهای اسپینت (Spinet) معمولآ کوتاه ترین نوع پیانوهای دیواری و از ارزانترین نوع آنها هستند. ارتفاع این پیانوها از حدود 90 سانتیمتر شروع می شود و تا حداکثر 100 سانتیمتر ادامه دارد. جعبه صدای آنها کوچک و سیستم انقال نیرو (Action) آنها ساده ترین شکل خود را دارد به همین علت، اغلب قیمت مناسبی دارند و برای مبتدی هایی که معلوم نیست در آینده نوازندگی را ادامه دهند بسیار مناسب است. فاصله سطح کی برد تا بلندترین قسمت این پیانوها بسیار کم بوده و حداکثر حدود 20 سانتیمتر است.

رنج بعدی پیانو های کنسول (Console) است که از ارتفاع حدود 100 سانتیمتر شروع می شود و تا حدود 110 سانتیمتر ادامه پیدا می کند. ساختمان سازه آنها بگونه ای است که بدنه ای بسیار محکم و بادوام دارند و معمولآ در آموزشگاه ها یا مدارس موسیقی و نیز استودیوها برای تمرین - نه معمولآ ضبط - از آنها استفاده می شود. انواع آمریکایی این پیانوها - که در بازار ایران کم هستند - زیبایی خاصی دارند و روی بدنه خارجی آنها زیاد کار شده است.

Full Upright
پیانو دیواری حرفه ای
اگر قصد دارید از ابتدا پیانویی بخرید که به احتمال زیاد دیگر آنرا عوض نکنید، حتمآ از نوع کنسول انتخاب کنید، چراکه قیمت و دوام خیلی خوبی دارند. بدنه این پیانوها بخصوص در قسمت کی برد، محل قرار دادن نت موسیقی (Music Rest) و نیز دیواره های اطراف کی برد به گونه ای ساخته شده است که شباهت زیادی به پیانو های بزرگ (رویال) دارد. به تفاوت سطح بالایی پیانو از کی برد در پیانوهای اسپینت و کنسول دقت کنید.

از ارتفاع 110 سانتیمتر به بالا معمولآ پیانوهای حرفه ای شروع می شود، ارتفاع این پیانو ها ممکن است در بهترین حالت به 133 سانتیمتر هم برسد. البته ناگفته نماند که برخی از مدل های بسیار قدیمی پیانوهای دیواری تا ارتفاع 150 سانتیمتر هم ساخته شده اند، اما امروزه حداکثر در ارتفاع 133 و اغلب 130 سانتیمتر ساخته می شوند. فراموش نکنید که طول سیم ها، کیفیت سیستم انتقال نیرو (Action) سایزهای بالای این پیانوها از بسیاری پیانوهای بزرگ (رویال) که در ابعاد کوچک ساخته می شود بهتر است.

در مطالب بعدی راجع به پیانوهای بزرگ (رویال) و دیجیتال صحبت خواهیم کرد و سپس به بررسی پارامترهایی مانند جنس مواد اولیه، سیستم انتقال نیرو (Action)، رنگ صدا و ... که در انتخاب ساز می تواند مهم باشد خواهیم پرداخت.

مطالب مرتبط :
•  پیانو، نگهداری - قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 05:39 PM | Comments 13