HarmonyTalk
home
About HarmonyTalkYour PostsJournal

November 30, 2005

احساسات واگنر

Richard Wagner , 1813-1883
Richard Wagner , 1813-1883
اگر موسیقی دان گمنام قرون وسطی که تنها هدفش ظاهرآ خدمت در راه خدا و تامین امر معاش بود و فقط بر حسب تصادف احساسات شخصی خود را در تصنیفاتش بیان می کرد را استثنا کنیم، واگنر در نقطه مقابل کلیه موسیقیدانهای دیگر ایستاد. همه موسیقیدانها همانند همه مردم عادی احساسات داشتند اما تا پیش از واگنر اغلب قریب به اتفاق آنها مجبور بودند که احساس خود را در لفافه بیان کنند.

با ظهور ریچارد واگنر داعیه استقلال طلبی موسیقی دان، بعنوان هنرمند به مرحله نهایی رسید. در واقع باید گفت که با ظهور او، موسیقی دان بعنوان یک هنرمند، نه تنها آزادی اجتماعی بدست آورد بلکه تا پایه خدایان مورد ستایش قرار گرفت.

بتدریج که موسیقی از لحاظ فنی غنی تر شد، فرصت بیان احساسات شخصی هم افزایش پیدا کرد تا جایی که در زمان بتهوون بیان احساسات شخصی در موسیقی بقدری زیاد شد که امروزه یک محقق مجرب می تواند شرح احوال روحی آن مصنف بزرگ را از تغییراتی که در حالت موسیقی او طی زمان رخ داده است؛ استنباط کند.

خوشبختانه موقعی که نیروی آفرینش واگنر به اوج کمال رسید برای بیان تنگ حوصلگی و هیجانات روحی اش این فرصت و امکان از زمان بتهوون به نسبت افزایش آن از زمان اولاندو دی لاسو (Orlando di Lasso موسیقی دان اروپایی قرن شانزدهم اهل کشور بلژیک امروز) تا بتهوون بیشتر بود. وجود واگنر در دوره قرون وسطی غیر قابل تصور است چون تنها کاری که می توانست انجام دهد این بود که از فشار روحی منفجر شود.

واگنر بقدری مجذوب نفس خود بود که نظیرش در هیچ دوره ای از ادوار تاریخ بشر یافت نمی شود، چون در هر نغمه ای از آهنگهایی که تصنیف می کرد قسمتی از تمایلات شدید خودخواهانه مادام العمر خود را نمودار می ساخت.

البته بدیهی است که ظهور و نمود اشخاصی مانند واگنر تنها هنگامی میسر است که یک سلسله از قید و بندهای اجتماعی از بین رفته باشد. واگنر نه فقط اصرار می روزید ثابت کند که تمام افراد بشر حتی پادشاهان از لحاظ اجتماعی با یکدیگر برابرند، بلکه گاه از این هم تجاورز می کرد و معتقد بود که خود او از کلیه افراد بشر برتر است. به عبارت دیگر در راه تامین حقوق و امتیازات خاصه نوابغ پافشاری می کرد.

در مقابل؛ تعبیر "حقوق و امتیازات خاص نوابغ" برای فردی همانند باخ کاملآ بی معنی بود و حتی هندل هم که در دنیای نسبتآ پر تجمل و فریبنده انگلستان سده هجدهم بسر می برد نیز فقط یک استنباط محدود و مختصر از آن داشت.

هایدن وضع اجتماعی خود را بعنوان نوکری در یک خاندان سلطنتی، بدون چون و چرا پذیرفته بود و تصور پیشوایی و پیش قدمی در عالم موسیقی مطلقآ به ذهنش خطور نمی کرد. تنها هنگامی که یک اتفاق مساعد موجب آزادی او شد تا حدی پر و بال پیدا کرد.

موتزارت واقعآ از ضعف و بی نیرویی از جهان رفت زیرا شخصیت خارق العاده و بی سابقه او با شرایط ارباب و رعیتی آن زمان وفق نمی کرد. لئوپولد (پدرش) افتخار می کرد که در خدمت شاهزاده ای بسر برد در حالی که حتی فکر آن هم پسرش (موتزارت) را از خشم به لرزه در می آورد؛ لیکن او نیرو و توان مقابله با این وضعیت را نداشت.

بتهوون این وضعیت را درهم شکست. البته نباید تصور کرد که اینکار را به تنهایی انجام داد. گذشت زمانه چنین تحولی را مناسب و مقتضی ساخته بود و عده بسیاری در مراحل و مشاغل مختلف در راه رهایی خود از این قید و بندها در کوشش و تلاش بودند، و هنگامی که سد شکسته شد، اقدام بعد فقط این نبود که خود مختاری موسیقیدان تضمین شود؛ بلکه لازم بود تا امر معاش او نیز تامین شود و هاله ای از نور چون اولیاء خداوند گراداگرد چهره اش بگذارند.

واگنر اعتقاد داشت که مرد بزرگی است و برای ابناء بشر پیامی دارد و دنیا آنقدر به وی مدیون است که باید امر معاشش را تامین کند. او برای اینکه جهانیان را به این حقایق آگاه سازد مدتی طولانی صرف کرد و این امر با خلق و خو و روحیه ای که داشت برای او بسیار خطرناک بود.

اما نکته جالب توجه در باره واگنر آن است که پس از اینکه با این افکار و عقاید خارق العاده شروع بکار کرد، درست با همان ارزشی که برای خود فرض می کرد، خود را به جهانیان تحمیل نمود و آنقدر زنده ماند تا ستایش در حد پرسش مردم را هم بخود ببیند.

از کتاب "مردان موسیقی"
نوشته والاس براک وی و هربرت واینستاک
ترجمه دکتر مهدی فروغ

Posted by Kamran at 01:26 PM | Comments 3

November 29, 2005

پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت چهارم

Piano Shop
هنگام بازدید از نمایشگاه پیانو هرگز مجذوب
صحبتهای فروشنده نشوید.
درنوشته های قبل راجع به انواع پیانوهای موجود در بازار که شامل پیانو های دیواری، بزرگ (رویال) و دیجیتال بودند، صحبت کردیم. در اینجا در دو قسمت تا آنجا که ممکن است راجع به نحوه تصمیم گیری و فاکتورهای مهم برای انتخاب ساز بحث کنیم.

اولین مشکل
بزرگترین مشکل برای بسیاری از مردم - بخصوص آنها که برای اولین بار قصد خرید پیانو دارند - آن است که به دلیل سرمایه گذاری قابل توجه ای که می خواهند روی ساز انجام دهند، بیشتر از آنکه به صدا و مکانیک ساز توجه داشته باشند به وضعیت ظاهری آن دقت می کنند.

این موضوع کاملآ طبیعی است چرا که شما و اطرافیان بیشتر از آنکه پیانو را در حال نواخته شدن ببینید و صدایش را بشنوند، آنرا در گوشه ای از منزل بعنوان یکی از لوازم خانگی مشاهده می کنند و انتظار دارید علاوه بر گوش، چشم شما هم با دیدن آن لذت ببرد. این موضوع وقتی جدی تر می شود که با پدر یا مادر برای خرید ساز به مغازه یا نمایشگاه پیانو می روید.

اگر بودجه کافی در اختیار دارید یقینآ می توانید سازی را انتخاب کنید که نه تنها صدای خوبی داشته باشد بلکه از لحاظ ظاهری نیز انتظار شما و اطرافیان را جلب کند. طبیعی است که زیبایی و آراستگی ظاهری ساز می تواند انگیزه شما برای تمرین بیشتر را موجب شود. اما اگر بودجه کافی در اختیار ندارید؛ به شدت به شما توصیه می شود فریب ظاهر ساز را نخورید و به صدا و ویژگیهای مکانیکی آن دقت کنید.

صدای پیانو
عمومآ کیفیت صدای پیانو برای افرادی که با این ساز آشنایی بیشتری دارند بعنوان یک شاخص انتخاب مطرح است. این موضوع کاملآ سلیقه ای است، هرچند برخی از سبکهای خاص موسیقی با برخی صداها بیشتر مانوس است. به عنوان مثال هنگامی که می خواهید یک موسیقی آرام و رمانتیک اجرا کنید طبیعتآ صدای نرم و مهربان (Mellow) پیانو بیشتر به دل می نشیند تا یک صدای صاف، شفاف و زنگ دارد.

بعنوان یک نظر شخصی هر چقدر صدا از سمت نرمی به سمت تیزی متمایل شود برای ساز محدویت کاربردی بیشتری بوجود می آید. یک صدای بسیار تیز و زنگ دار - شبیه به صدای گیتارهای آکوستیک - بیشتر برای سبکهای نزدیک به راک مناسب است که نوازنده اغلب آکوردهایی را بصورت چند نت سیاه پشت سر هم اجرا میکند. اما با همین نوع صدا اگر بخواهید آرپژ اجرا کنید یا یک نوکتورن از شوپن اجرا کنید نتیجه جالب بدست نخواهد آمد و هرگز آن زیبایی را که در حالت قبل هنگام اجرای موسیقی راک حس می کردید، احساس نخواهید کرد.

در واقع موضوع را می توان از این زاویه نگاه کرد که زیبایی یک صدای زنگ در محدوده خاصی کاربرد دارد، اما زیبایی یک صدای نرم و لطیف در محدوده بیشتری می تواند مورد استفاده قرار گیرد. (با این وجود اغلب هنرآموزان در ابتدای کار به صدای زنگ دار علاقه دارند.)

Piano Shop
هنگام انتخاب ساز دقت کنید که صدای های تیز و
شفاف ممکن است زود باعث خستگی شما شوند.

باریک بین باشید
نکته بعدی در انتخاب ساز دقت و باریک بینی به هنگام خرید است. هرگز عجله نکنید، فروشندگان پیانو - بخصوص اگر با غیر از یک نمایندگی طرف هستید - اغلب از استدلالهای بی اساسی استفاده می کنند که شما را مجبور کنند در همان بازدید اول ساز را خریداری کنید. بسیاری از آنها حتی نمی توانند یک نت "دو" را روی پیانو به شما نشان دهند و به پیانو تنها به عنوان یک کالای پر سود نگاه می کنند.

بنابراین حرفهایی نظیر "این ساز یک مشتری دیگر هم دارد"، "این آخرین ساز از این نوع است که داریم" ، "از هفته آینده قیمت ها بالا خواهد رفت" و ... را باور نکنید و بفرض هم که ساز مورد نظر شما در بازدید بعد فروش رفته باشد، چیزی را از دست نداده اید؛ مطمئن باشید می توانید ساز بهتری را پیدا کنید.

خجالت نکشید و هرگز بدون بررسی مارک ها و مدلهای مختلف در مغازه های دیگر دست به انتخاب ساز نزنید، مگر آنکه سالیان سال با پیانو کار کرده باشید و تجارب قبل به شما بگوید که مستقیم سراغ کدام ساز بروید.

تهدید را به فرصت تبدیل کنید
با وجود آنکه شرکت های نسبتآ زیادی بظاهر نمایندگی برند (Brand) های مختلف را دارا هستند، اما در عین حال بازار پیانو در شهر های ایران بسیار محدود و کوچک است. اغلب هنگامی که بطور جدی برای خرید پیانو به چند مغازه سر می زنید؛ زمزمه پیدا شدن یک مشتری جدی در شعاع زیادی پیچیده می شود. این موضوع می تواند برای شما هم فرصت باشد هم تهدید.

اگر مراقب نباشید فروشندگان با یکدیگر صحبت کرده و هر چه به مغازه های بعدی می روید حرفهای جذابتری می زنند که باب میل شما باشد و خیلی زود همان روز اول شما را مجبور به خرید می کنند.

بنابراین سعی کنید زرنگ باشید چرا که پول در دست شما قرار دارد. توصیه قبل را سر مشق خود قرار دهید و بدانید که در این معامله آنها بیش از شما نیازمند به این معامله هستند. تا آنجا که می توانید از آنها سئوال کنید و ساز را بررسی کنید و هیچوقت مجذوب تعاریف آنها راجع به "نحوه نشستن شما پشت ساز" یا "نوازندگی زیبای شما" و ... نشوید! بسیاری از مغازه دارها برای فروش ساز به هر حیله و نیرنگی متوسل می شوند.

پول یا دست چک با خود همراه نداشته باشید
با دست خالی و بدون پول به دیدن فروشگاه های پیانو بروید و هرگز قبل از بررسی و فکر کردن در منزل به هیچ فروشنده ای، نظر مثبت ندهید چه رسد به اینکه مبلغی را بعنوان پیش پرداخت به آنها بدهید. اغلب افرادی که قصد خرید ساز دارند با روحیه لطیف و ساده به مغازه می آیند و نمی دانند که بسیاری از ساز فروشها (انصافآ نه همه آنها) جز به پول بیشتر در آوردن توجهی ندارند.

همراه داشتن پول ممکن است برای یک لحظه شما را تحریک کند که یک تصمیم نادرست بگیرید. اگر دیدید صاحب مغازه رفتار مناسبی از خود نشان نمی دهند (به عبارت خودمانی تر شکم سیری دارد) از آن مغازه بیرون بیایید و یقین بدانید آهی که او می کشد از ناراحتی شما سخت تر است.

Piano Shop
کیفیت و رنگ صدای ساز باید برای همه کلاویه ها
یکسان باشد.

یکنواختی رنگ صدا
گفتیم که انتخاب نوع و رنگ صدا یک موضوع سلیقه ای است، اما یکنواختی رنگ صدا در پهنه کلاویه ها موضوعی کاملآ فنی است که به مکانیک و جنس مواد بکار رفته در ساز مربوط می شود.

اگر نوازنده ماهر نیستیید یا گوش شما با صدای پیانو آشنا نیست، ترجیحآ به سمت انتخاب پیانویی که کوک نیست نروید. حتی اگر فروشنده بگوید : "شما ساز را به منزل ببرید، ما مجانی برای شما کوک می کنیم، اگر نپسندید پس می گیریم." قبول نکنید، مگر آنکه از توانایی خود در پس دادن ساز مطمئن باشید.

سیم های بم در پیانو های نامرغوب عمومآ کیفیت صدای خود را خیلی زود از دست می دهند، بنابراین اول کلاویه های سمت چپ ساز را امتحان کنید. باید بتوانید صدای نت مشخصی را از آنها بشنوید در صورتی که فقط یک صدای باس از آنها بیرون می آمد و خیلی معلوم نبود که چه نتی است - که در این صورت صدا توام با هوم است - از آن ساز صرف نظر کنید.

اما اگر صداهای بخش باس مورد قبول بودند، به سمت راست حرکت کنید و دقت کنید که رنگ و کیفیت صداها یکسان باشد. نباید یک کلاویه صدایی نرم داشته باشد و چند اکتاو بالاتر کلاویه دیگری صدایی تیز بدهد. هر چند ممکن است بتوان این مشکلات با Voicing مجدد ساز حل کرد، اما بهتر است در اینحالت شما این ساز را فراموش کنید.

شدت صدا
سعی کنید پیانویی را انتخاب کنید که صدای بلند تری دارد. ارتفاع پیانو یکی از شاخص هایی است که باعث می شود حجم صدا و به دنبال آن شدت صدای تولید شده بیشتر شود. اما سوای این موضوع عملکرد مناسب سیستم انتقال نیرو از کلاویه به سیم (Action) و نیز جنس سیم ها، چکشها و ... از موارد مهمی است که در شدت صدای تولیدی تاثیر می گذارد. بنابراین در دو پیانو مشابه آنرا انتخاب کنید که صدای بلند تری دارد.

(این مطلب ادامه دارد ...)

مطالب مرتبط :
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت سوم
•  پیانو - نحوه انتخاب، قسمت دوم
•  پیانو - نحوه انتخاب ، قسمت اول
•  پیانو- نگهداری ، قسمت دوم
•  پیانو - نگهداری ، قسمت اول
•  پیانو - کوک ، قسمت دوم
•  پیانو - کوک ، قسمت اول

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:26 AM | Comments 7

November 28, 2005

آلبوم فراموش شده پینک فلوید - ۱

Animals Album Cover
طرح روی جلد آلبوم Animals
خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.

بسیاری از مردم هنگامی که برای اولین بار موسیقی این گروه قدیمی را گوش می دهند، آنرا مرموز و غیر قابل هضم توصیف کرده و با کمال تاسف حتی برخی نا آگاهانه چنین موضوعی را مطرح می کنند که "این موسیقی را در حالت های عادی نمی توان گوش داد!" سخنی که بطور قطع حتی ارزش گوش دادن ندارد، چه رسد به فکر کردن.

برداشتی از داستان "قلعه حیوانات"
واقعیت آن است که موسیقی پینک فلوید بگونه ای نیست که اغلب بتوان به یکباره به آن علاقمند شد، بخصوص اگر آلبومی مانند Animals (حیوانات) بعنوان اولین آلبوم از این گروه برای شنیدن انتخاب شود. آلبومی با فضایی کاملآ سیاسی در اندازه های The Final Cut ولی نه به آن صراحت؛ که ایده های اصلی آلبوم از کتاب معروف جورج اورول (George Orwell نویسنده رمان مشهور 1984) یعنی "قلعه حیوانات" گرفته شده است.

آلبوم Animals پينک فلويد که به "آلبوم فراموش شده" (Forgotten Album) هم معروف است، محصول سال 1977 با فضای موسیقایی متفاوت با آلبوم های مشهور قبلی مانند Wish You Were Herer یا Dark Side of the Moon و البته آلبوم های بعدی؛ یعنی The Wall یا The Final Cut است.

Animal Farm
کتاب مشهور "قلعه حیوانات" از جورج اورول

با وجود آنکه برخی از علاقمندان به موسیقی این آلبوم را در اندازه های کارهای پینک فلوید نمی دانند و آنرا جزو کارهای ضعیف پینک فلوید طبقه بندی می کنند، اما ترانه های این آلبوم به صراحت؛ تیرگی ها، تبعیض ها، رقابت ها و برتری جویی های کثیف بر سر قدرت و سایر مشکلات اجتماعی عصر حاضر را به زبان موسیقی و شعر به تصویر می کشاند.

پاسخی به پانک ها
بسیاری منتقدان موسیقی معتقد هستند آلبوم Animals پاسخی بوده به موسیقی سبک پانک - و البته طرفداران این نگرش - که در آن زمان توسط جانی روتن (Johnny Rotten) خواننده مشهور پانک انگلیسی رهبری می شد. هنگامی که پانکها برای حل مشکلات اجتماعی، مردم را به سرکشی، تمرد، طغیان و تفکر آنارشیسم دعوت می کردند، پینک فلوید (واترز) سعی کرد با ارائه این آلبوم ریشه معضلات اجتماعی یعنی چهره تاریک انسانها و ویژگیهای حیوانی آنها را نمایان کند.

جانی روتن قبل از عرضه آلبوم Animals به بازار در سال 1976 در یکی از برنامه های خود پیراهنی را پوشیده بود که روی آن نوشته شده بود "از پینک فلوید متنفرم" (I Hate Pink Floyd) .

خوک ، سگ و گوسفند
واترز با گرفتن ایده از داستان "قلعه حیوانات" برخلاف جورج اورول که به انتقاد از کمونسیم پرداخته بود، با استفاده از همان ایده ها به انتقاد از نظام حاکم بر کشور خود و سایر کشورهای غربی دارای نظام سرمایه داری پرداخت. در برداشت واترز از "قلعه حیوانات" انسانها به سه دسته تقسیم می شوند، سگ ها، خوک ها و گوسفند ها.

خوکها نماد ستمگرانی اند که فقط بفکر خود بوده و سایر طبقات (سگ و گوسفند) را وادار می کنند تا آنجور که آنها می خواهند فکر و رفتار کنند. سگ ها نمود طبقه ای حریص هستند که به شدت مال اندوز، کثیف و جنایتکار بوده و برای رسیدن به ثروت دست به هر کاری می زنند و دست آخر گوسفندان طبقه ای از جامعه هستند که به دلیل ضعف و کم خردی همواره مورد سوء استفاده طبقات دیگر قرار می گیرند.

Oakland Poster
پوستر اجرای زنده در اوکلند - آمریکا

نگاهی به آلبوم
آلبوم Animals همانند Wish You Were Here دارای پنج ترک است که همه آنها در نوع خود از کارهای کلاسیک راک محسوب می شوند. راجر وارترز (Roger Waters) که از آلبوم قبل بتدریج با ریچارد رایت (Richard Wright) مشکل پیدا کرده بود در تنظیم این آلبوم؛ قسمت بیشتر کار را بر دوش خود و دیوید گیلمور (David Gilmour) بنا نهاد. (در واقع این آلبوم سرآغاز بروز مشکلات واترز با سایر اعضای گروه بود که نهایتآ به ترک گروه در سال 1983 منجر شد.)

شما با یکبار شنیدن این آلبوم حکمفرمایی گیتار (با فضای اجرایی راک - بلوز کلاسیک) بر سایر سازها (حتی درامز) را بوضوح متوجه خواهید شد؛ که این خود یکی از تفاوت های Animals با سایر کارهای پینک فلوید است.

audio.gif Pigs on the Wing , Part 1

تصویر روی جلد آلبوم خوکی بر فراز یکی از نیروگاه های قدیمی برق در لندن را نشان می دهد. در توضیحاتی که واترز در مورد عکس روی جلد آلبوم ارائه کرد، انتخاب این نیروگاه فرسوده را نمونه ای از زوال دنیای مدرن بیان کرد؛ به هنگام ارائه این آلبوم 50 سال از عمر این نیروگاه گذشته بود.

نکته جالب در تهیه عکس روی جلد آن بود که آنها بجای آنکه تصویر یک خوک را در بالای تصویر نیروگاه مونتاژ کنند، تصمیم گرفتند که یک عروسک خوک به درازای حدودآ 14 متر درست کرده و تصویری واقعی برای روی جلد تهیه کنند.

همانطور که گفته شد آلبوم دارای پنج ترک است که با موضوع خوک شروع می شود پس از آن سگ، خوک، گوسفند و در نهایت باز با کاری راجع به خوک به اتمام می رسد. در قسمت بعد راجع به ترک های این آلبوم صحبت خواهیم کرد.

مهرداد رحمتی

Posted by Kamran at 11:32 AM | Comments 10

November 27, 2005

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

Mazdak
مزدک خامدا
مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال 1351 در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال 1363 ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید. فراگیری پیانو را در دوره های کالج جونیور پی گرفت و در سال 1372 نخستین رسیتال پیانوی خود را به اجرا در آورد. چندی بعد موفق به دریافت بورس انجمن ملی آموزگاران موسیقی شد و یک سال بعد به کنسرواتوار موسیقی در دانشگاه پسیفیک (Pacific)راه یافت و نزد رِکس کوپر Rex Cooper و فرانک وینس Frank Wiens فراگیری پیانو را بطور جدی پی گرفت.

وی دوره عالی مطالعات خود را در دانشگاه اورِگِن(Oregon) با استادانی چون کلایر واچر Claire Wachters و دین کرامِر Dean Kramer (از شاگردان پیانیست نامدار روس ولادیمیر هوروتیس) ادامه داد. در این دوره همچنین بطور خصوصی از آموزش های بِرنارد شِر Bernard Scherr در آهنگسازی بهره مند شد. پس از پایان تحصیل در 1379 سفری کوتاه به ایران داشت. پس از بازگشت به آمریکا به تدریس پیانو مشغول شد.

او تا کنون آثار متعددی برای پیانوی تکنواز، گروه مجلسی و موسیقی الکترونیک منتشر ساخته است. بسیاری از این آثار در سه آلبومی که وی تا کنون در آمریکا منتشر ساخته است منظور گردیده است. نخستین آلبوم «قطعاتی از دفتر خاطرات»(Pieces from a Diary) نام داشت که دربرگیرنده هجده آهنگ برای پیانو از ساخته های او بود.

دومین سی.دی مزدک به نام «شاهکارهای فراموش شده» (Neglected Masterpieces) دربرگیرنده تعدادی از آثار پیانوی کارل شیمانوفسکی و بتهوون است که به ندرت اجرا شده است. این سی.دی ضبطی از اجرای زنده این قطعات است. مزدک می گوید: «همواره علاقه مند به کشف آثار کمتر شناخته شده پیانو از آهنگسازان بزرگ بوده است و در کتابخانه موسیقی دانشگاه اورگن ساعت ها وقت را صرف این کار کرده است. شرکت در همایش چهار هفته ای «شاهکارهای فراموشی شده» (درباره آثار پیانوی آهنگسازان مختلف) در آمریکا نیز تاثیر عمیقی در تهیه این مجموعه بر او نهاد.

audio.gif به قسمتی از نوازندگی مزدک خامدا گوش کنید

سومین آلبوم او با نام «تأمل» (Contemplation) همراه با بتی وو (نوازنده ویلنسل) به ضبط رسیده است و شامل شماری از آثار مجلسی مزدک خامدا و همچنین قطعه «مُدها» (سوییت برای پیانو) است. او این آلبوم را «احساسی ترین» اثر خود می نامد.

چهارمین سی.دی از مزدک با سُت (از نوازندگان معروف موسیقی الکترونیک در کالیفرنیا) به ضبط رسیده است. این آلبوم (Minimalist All-Stars) نام دارد و ساخته های مزدک برای پیانو و سینتی سایزر را در خود دارد.

برای اطلاعات بیشتر درباره آثار مزدک خامدا به سایت او نگاه کنید: www.mazdakmusic.com

از پژمان اکبرزاده


Posted by sadjad at 11:07 PM | Comments 3

November 26, 2005

رهبر ارکستر

Arturo Toscanini
Arturo Toscanini , 1867 - 1957
رهبر ارکستر کیست؟ وظیفه او چیست؟ چگونه با نگاه ها و اشاره هایش همه سازها را کنترل و هدایت می کند؟ چرا با این وجود بسیاری از مردم در این فکر هستند که او در میان نوازندگان کار خاصی انجام نمی دهد؟ آیا او تنها، فردی است که باید لباسهای شیک و تمیز بپوشد و مانند ناظم یک مدرسه به هنگام اجرا مراقب حرکات نوازندگان باشد؟

نیاز به وجود رهبری ارکستر هنگامی مشاهده شد که گروه نوازی سازها بعنوان نوع جدید و مهمی از اجرای موسیقی شکل گرفت. تعداد زیادی از نوازندگان شروع به نواختن می کردند و به علت نبود هماهنگی نتیجه کار اغلب نا مناسب بود، آنها نیاز به یک هدایت کننده داشتند که همه اعضای ارکستر از او حرف شنوی داشته باشند.

بدون وجود رهبر ارکستر پاساژها و نوانس ها بد اجرا می شوند، سازهای مختلف هرکدام به روش خود تغییر تمپو می دهند، .... و شاید از همه مهمتر نوازندگان به هنگام تمرین نمی توانند از وقت خود بخوبی استفاده کنند و در نهایت نتیجه کار بسیار نامطلوب خواهد بود.

پیش از قرن نوزدهم زمانی که نیاز به وجود رهبر در اکستر احساس شد؛ مایستر ارکستر و یا سولیست (یا کنسرت مایستر - Concert Master) - معمولآ نوازنده ویولن یا پیانو - علاوه بر اجرای موسیقی بخش خود، مسئولیت اینکار را نیز بعهده می گرفت اما با گذشت زمان، پیچیده تر شدن موسیقی، بیشتر و مهمتر شدن وظایف رهبر، این فعالیت بعنوان یک وظیفه مشخص، جدا و تخصصی تعریف شد؛ بطوریکه امروزه قسمت بزرگی از ارزش و اعتبار یک ارکستر به توانایی های رهبر آن باز می گردد.

ایده اولیه به قرون وسطی باز می گردد
شکل و ایده اولیه رهبری از آنجا آغاز شد که یک موسیقی دان بطور ناخود آگاه تمایل دارد بصورت بصری در ذهن خود، از یک طرف حرکات بالا و پایین رونده ملودی و از طرف دیگر ریتم را دنبال کند. چنین رفتاری از قرون وسطی توسط فردی در کلیسا به هنگام خواندن سرودهای مذهبی هم وجود داشت و بنظر می رسید که با اینکار کیفیت سرود خوانده شده بسیار بهتر است. آنها توسط چوبی که به سمت بالا و پایین می بردند ضرب موسیقی را به خوانندگان نشان می دادند.

خصوصیات یک رهبر
اما قبل از آنکه به وظایف یک رهبر ارکستر بپردازیم بیایید توانایی هایی که او باید داشته باشد را بر شماریم.

1- رهبر ارکستر باید دانش عمومی بسیار زیادی از موسیقی داشته باشد.

2- تمامی سازهای ارکستر را باید بشناسد و با آنها کارکرده باشد (لزومی به توانایی نوازندگی با آنها نیست) و ارکستراسیون بداند.

3- بهتر است در صورت امکان، بتواند اندکی با یک ساز زهی بخصوص ویولن نوازندگی کند، چراکه قسمت بزرگی از ارکستر را نوازندگان زهی و خانواده ویلن تشکیل میدهند.

4- بهتر است بتواند در حد خوبی پیانو بنوازد.

5- گوشهای دقیق باید داشته باشد و ریتم را خوب درک کند.

6- اعتماد به نفس از مهمترین خصوصیات روحی و اخلاق یک رهبر موفق است.

7- باید توانایی درک و خواندن سریع موسیقی از روی نت را داشته باشد.

8- بهتر است او با هنر آواز خواندن آشنا باشد.

9- فیزیک بدنی مناسب و انضباط رفتاری از دیگر ویژگیهای شخصی یک رهبر ارکستر است.

Music Conductor
آیا بدون وجود رهبر ارکستر، این افراد می توانند موسیقی
خوبی اجرا کنند؟
تاثیر رهبر در اجرای موسیقی
با وجود آنکه احساس نوازندگان هنگام اجرا در نهایت احساس انتقالی موسیقی را ایجاد می کند اما واقعیت امر آن است که این درک رهبر ارکستر از یک قطعه موسیقی است که اجرا می شود و نه چیز دیگر. اوست که نوازندگان را مجبور می کند آنگونه که وی می خواهد قطعه را اجرا کنند و نه فرد دیگر. به بیان دیگر اعضای ارکستر قطعه را آنگونه که او می خواهد اجرا می کنند.

به این مثال دقت کنید
روزی که شاد و سر حال هستید، ساز خود را بردارید و با آن یک قطعه را اجرا و ضبط کنید. زمانی دیگر پس از یک روز کار و تلاش هنگامی که شب به منزل باز می گردید همان قطعه را اجرا و ضبط کنید. به این دو قطعه گوش کنید، بدون شک متوجه تفاوت آنها خواهید شد. اگر همین کار را دوست شما نیز انجام دهد، باز این چهار اجرا با یکدیگر بسیار متفاوت خواهند بود.

تاثیر شرایط روحی، فیزیکی نوازنده و نیز درک او از موسیقی بر کیفیت اجرا، برای همه ما کاملآ مشهود است.

ارکستر، ساز رهبر
در رابطه با رهبری ارکستر نیز همین موضوع صادق است. ارکستر در دستان رهبر همانند یک ساز است. او می تواند با ارکستر خود یک قطعه را خوب و یا بد اجرا کند.

اما بزرگترین مشکل یک رهبر ارکستر آن است که بر خلاف پیانو، ویولن، گیتار، فلوت و ... سازی که او دارد همواره به حرف هایش گوش نمی دهد و به مراتب سخت تر از یک پیانو یا ویولن کنترل می شود.

ساز یک رهبر ارکستر، از تعداد زیادی سازهای مکانیکی تشکیل شده که نوازندگان به دستور رهبر آنها را آنگونه که او می خواهد می نوازند اما مشکل اینجاست که درک افراد از موسیقی یکسان نیست. برای همین آماده سازی اجرای یک قطعه آنگونه که رهبر ارکستر آنرا احساس می کند و می خواهد بیان کند بسیار دشوار است.

کوک کردن همه سازها، اجرای درست و دقیق ملودیهای لگاتو یا استکاتو، مقابله با شیطنت نوازندگان و ... پیش از اجرا، همگی از جمله وظایف یک رهبر ارکستر است.

یک رهبر موفق ارکستر باید یک مدیر بسیار کارآمد و قاطع باشد، او باید بتواند نوازندگان ارکستر را به تنهایی مدیریت کند، کاری بمراتب سخت تر از مدیریت یک شرکت !

Music Conductor
مهمترین فعالیت های رهبر ارکستر قبل از اجرای اصلی
صورت میگیرد.
او تنها کسی است که کل ماجرا را می داند
بله، یک رهبر ارکستر هرگز تمام بخش (پارت) های موسیقی را بین همه افراد ارکستر توزیع نمی کند. دلیلی ندارد که نوازنده پیانو پارت ویلن را داشته باشد و ... او تنها کسی است که می داند هر سازی در چه قسمتی باید چه چیزی را بنوازد. در واقع درگیری نوازنده با ساز خود، به او اجازه چنین چیزی را نمی دهد.

خلاصه وظایف رهبر ارکستر
در اینجا بطور خلاصه به وظایف مهم یک رهبر ارکستر اشاره میکنم، اما همانطور که قبلآ گفتیم رهبری ارکستر همانند مدیریت است و هر رهبر ارکستر ممکن است به روش خود ارکستر را هدایت کند.

1- بخش عمده وظایف رهبر ارکستر به قبل از اجرای اصلی باز میگردد، هماهنگی نوازندگان، حل مشکلات تکنیکی و گرفتن خطاهای اجرا، یکسان کردن درک موسیقی و ... از جمله این فعالیت ها هستند.

2- یک رهبر ارکستر اغلب مجبور است پارتیتور موسیقی را به ذهن بسپارد تا بتواند در حین اجرا بدون نگاه کردن جدی به آن، موسیقی را دنبال کند.

3- انتخاب نوازندگان ارکستر عمومآ با رهبر ارکستر است.

4- برنامه ریزی تمرین، اجرا و ... با رهبر ارکستر است.

5- یک رهبر ارکستر توسط دست راست خود معمولآ - نه لزومآ - با کمک یک چوب بنام باتون (Baton) ضرب میزان را توسط کشیدن اشکالی در فضا مشخص می کند.

6- رهبر ارکستر هنگام نمایش دادن ضرب میزان با دست راست تمپوی موسیقی را نیز کنترل می کند و نوازندگان با کمک آن می توانند افزایش یا کاهش تمپو را بصورت گروهی، یکسان اجرا کنند.

7- دینامیک موسیقی توسط حجم شکلی که رهبر ارکستر در فضا می کشد مشخص می شود، اشکال بزرگتر دینامیک قویتر را نشان می دهند.

8- در بسیاری موارد رهبر ارکستر از دست دیگر خود (چپ) برای مشخص کردن دینامیک موسیقی کمک می گیرد. حرکت به سمت بالا مشخص کنند حالت افزایش قدرت صدا (Cresendo) و حرکت از بالا به پایین مشخص کنند کاهش قدرت صدا (Decrescendo) است.

9- نحوه حرکت دادن دست و اعمال احساس در آن از دیگر کارهایی است که رهبر ارکستر توسط آن پارامترهای دیگری را به هنگام اجرا را به نوازنده منتقل می کند.

10- یک رهبر ممکن است برخی از مواردی را که مطرح کردیم با حرکات سر و نگاه به نوازندگان منتقل کند.

11- مشخص کردن زمان ورود یک ساز به موسیقی از دیگر وظایف مهم رهبر ارکستر است. اینکار معمولآ با اشاره کردن به نوازنده یا گروه نوازنده انجام می شود.

12- بسیاری دیگر پارامترهای اجرای موسیقی مانند لگاتو، استکاتو ... عمومآ با روش مختلفی مانند نحوه حرکت دادن دست، به نوازندگان بیان می شود. ممکن است او با نمایش یک کمان روی فضا، یک جمله موسیقی را بیان کند و ...

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 11:23 AM | Comments 6

November 25, 2005

صداهای مشهور II - Star Wars

Star Wars
Star Wars
شمشیرهای نوری - Lightsabers
صدای شمشیرهای نوری یکی از محبوبترین صداهای من است و در واقع این صدا، اولین صدایی بود که من برای تمام این سری ساختم. بعد از خواندن فیلمنامه و با وجود اینکه وظیفه من پیدا کردن صدایی مناسب برای چیوباکا (Chewbacca موجود گوریل نما) و سپس صدایی برای آرتو (Artoo روبوت کوچک و همه فن حریف) و بعد شاید صداهایی برای تفنگهای لیزری و چیزهای دیگر بود، من به دلایلی بیش از همه به شمشیرهای نوری علاقمند شدم.

آنها نقاشی هایی از رالف مک کواری (Ralph McQuarrie) را به من نشان دادند بنابراین ما تصوری از این ابزار به دست آوردیم و این تصاویر واقعا الهام بخش بودند زیرا الگوی کلی و ریخت و چیدمان فیلم را به خوبی مشخص میکردند و به من کمک کردند تا صدایی مناسب قیافه آنها تولید کنم.

با وجود اینکه تنها یک نقاشی از شمشیرهای نوری را دیده بودم، تقریبا میتوانستم صدای آنها را در ذهن خود بشنوم. من واقعا به نوعی این صدا را در ناخودآگاه ذهنم و جایی که احتمالا روزی یک شمشیر نوری را دیده بود، میشنیدم.

من در آن زمان تازه از دانشگاه USC فارغ التحصیل شده بودم و مسئول پخش فیلم با پروژکتور بودم. ما یک اتاق پخش با چند پروژکتور خیلی ساده و قدیمی داشتیم که موتور آنها هنگام اتصال به سیستم، صدای زمزمه فوق العاده ای تولید میکرد. این صدا به تدریج اوج میگرفت و با صدای موتور دیگر (آنجا دو موتور موجود بود) ترکیب و هماهنگ میشد.

این صدا برای شمشیرهای نوری، بسیار الهام بخش بود و من آنرا ضبط کردم، اما این کافی نبود. این صدا فقط مجموعه ای از اصوات زمزمه وار بود و آنچه کم داشت، نوعی صدای وزوز پر تلالو بود، این صدای جرقه آسا را، یک روز بر حسب اتفاق پیدا کردم.

من در حین ضبط یک صدا در یک سمت اتاق، میکروفن را با خودم به سمت دیگر اتاق بردم و در حالی که حرکت میکردم، میکروفن از کنار یک دستگاه تلویزیون روشن که روی زمین قرار داشت و صدای آن بسته بود، عبور کرد. میکروفن درست از پشت لامپ تصویر عبور کرد و در همین حال صدای خاص و غریبی را تولید کرد.

R2-D2
R2-D2
میکروفن امواج مخابراتی را از تلویزیون گرفته و آنها را بر مبنای سیستم صوتی خود معنا کرده و نتیجه این صدای عالی وزوز شده بود. من این صدا را ضبط کرده و آنرا با صدای موتور پروژکتور ترکیب کردم و این نوع ترکیب پنجاه / پنجاه این دو صدا، به صوت پایه شمشیرهای نوری مبدل شد. از آنجایی که شخصیتهای فیلم با این شمشیرها حرکت میکردند و در حین نبرد با آن هوا را میشکافتند و به جلو و عقب میچرخاندند، این صوت پایه باید به شنونده این حس متحرک بودن را القا میکرد و من برای رسیدن به این حس تحرک، صدا را با یک بلندگو در یک اتاق پخش کردم.

حالا ترکیب صدای پایان ناپذیر زمزمه و وزوز فضا را پر کرده بود، بعد من يک میکروفن برداشتم و آنرا در نزدیکی بلندگو در هوا حرکت دادم، بعد از آن دور شدم و آنرا مانند شلاق حرکت دادم و آنچه هنگام ضبط صدا با یک میکروفن متحرک اتفاق می افتد این است که شما یک تناوب زیر و بمی صدا خواهید داشت و خواهید توانست یک صدای مصنوعی اما بسیار واقع گرایانه از جسمی متحرک به دست بیاورید. و به این ترتیب حس حرکت در صدای شمشیرهای نوری ایجاد شد و در آن زمان هم بسیار خوب از آب درآمد.

غولهای امپراتوری - Imperial Walkers
این غولها، تانکهای زره پوشی هستند که به شکل یک چهارپای عظیم الجثه ساخته شده و به آرامی راه میروند و از داخل هدایت میشوند. صدای قدمهای سنگین آنها از صدای تغییر یافته یک دستگاه پرس و ترکیب آن با صدای افتادن زنجیر دوچرخه بر زمین سیمانی، تولید شد.

R2-D2
این روبوت کوچک، صدای مخصوصی دارد که 50% آن به صورت الکترونیکی ساخته شده است و باقی آن از ترکیب صدای نی، سوت و صدای بن بارت است. این مجموعه اصوات به خوبی حالات مختلف این روبوت هوشمند را نشان داده اند.

مطلب مرتبط :
- صداهای مشهور i - Star Wars
- پای صحبت طراح صداهای Star Wars

سحر شهاب ، filmsound.org

Posted by Kamran at 12:41 PM | Comments 1

November 24, 2005

نامه سر گشاده علی رهبری به وزير فرهنگ و ارشاد

Ali Rahbari
علی رهبری رهبر دائم ارکستر سمفونيک تهران
در خبرها داشتیم که علی رهبری آهنگساز و رهبر دائم ارکستر سمفونيک تهران، چندی پیش تهران را به قصد وین ترک کرد و در آخرین کنسرت خود بیان کرد که دلایل رفتن خود را پس از رسیدن به وین، بصورت نامه ای به وزیر ارشاد می نویسم.

متنی که در زير می آيد، نامه سرگشاده علی رهبری است که به سايت "گفتگوی هارموني" فرستاده شده است. با اميد بازگشت اين هنرمند بین المللی به ايران اين نامه را می خوانيم:



بـه نـام خـدا

جناب آقای محمد حسين صفار هرندی،
وزير محترم ارشاد اسلامی

با سلام و سپاس از فرصتی که برای مطالعه اين گزارش مبذول مينماييد. اينجانب در خرداد ماه امسال به دعوت مرکز موسيقی وزارت تحت تصدی جنابعالی و توصيه شورای سياستگزاری آن مرکز و مدير و رهبر دائمی وقت ارکستر سمفونيک و گروه کر با علاقمندی و شور و هيجان بسيار پس از سی سال دوری از وطن جهت بررسی شرايط و امکانات ممکن جهت ارتقاء وضعيت کيفی ارکستر سمفونيک و گروه کر به تهران آمدم. طی سه هفته اقامت و بازديد از مراکز مختلف هنری مانند هنرستانهای موسيقی، ارکستر سمفونيک، گروه کر و مشورتهای بعمل آمده و اجرای برنامه با اين ارکستر به اتريش مراجعت کردم.

ليکن پس از درگذشت نابهنگام استاد عزيز فريدون ناصری جهت مديريت و رهبری ارکستر سمفونيک و کر دعوت گرديدم و طی تمرين های فشرده ای برای نخستين بار، پس از سی سال ارکستر سمفونيک و گروه کر به اجرای کامل چهار قسمت سمفونی نهم بتهون که از جمله پيچيده ترين و انسانی ترين قطعات موسيقی علمی است، به نحو درخشانی موفق گرديدند و نشان دادند که چه ظرفيت و توان عظيمی در جوانان با استعداد ايرانی وجود دارد. اکنون لازم ميدانم شمه ای از سوابق تحصيلی و هنری خود را نيز به اطلاع جنابعالی برسانم.

اينجانب فارغ التحصيل هنرستان عالی موسيقی ملی در ايران ميباشم که موفق گرديدم با تلاش و کوشش خود و لطف خداوند با طی دوره عالی آهنگسازی و رهبری ارکستر در آکادمی موسيقی و هنرهای زيبای وين، با دريافت جايزه مخصوص اين آکادمی و فعاليت در اين موسسه عالی هنری، بعنوان آسيستان دوره عالی برای تصدی رياست دو هنرستان موسيقی ملی و هنرستان عالی موسيقی به ايران دعوت گردم، ليکن پس از سه سال با ابراز نارضائی مختلف نسبت به بعضی ناهماهنگی های مديريتی تهران را ترک نموده، پس از شرکت در مسابقات جهانی رهبری ارکستر در فرانسه و کسب مدال طلا، همچنين مسابقات جهانی رهبری ارکستر در سوئيس و بدست آوردن مدال نقره به دستياری استاد هربرت فون کارايان از رهبران بزرگ تاريخ موسيقی جهان در برلين پذيرفته شدم و سپس بمدت سه سال مديريت ارکستر و رهبری دائم ارکسترهای مختلفی در کشورهای بلژيک، کرواسی، جمهوری چک، اسپانيا بعده داشته ام.

در اين ميان رهبری بيش از يکصد و بيست ارکستر را در سراسر جهان در بيش از يکصد و هشتاد شهر تجربه نموده ام و در سالنهای اپرای بسياری در برن،پالرمن، مالگا، لندن، مان هايم، اشتوتکارت، ژنو، از يک تا شش ماه به رهبری اپراهای مختلف از آثار ارزشمند موسيقيدانان بزرگ جهان پرداخته ام و هم اکنون بيش از يکصد و پنجاه اثر صوتی بصورت CD از اجراهای اينجانب در سراسر جهان و در سرزمينهای دور و نزديک منتشر و مورد بهره گيری ملل مختلف قرار گرفته است.

همچنين اينجانب موفق به دريافت بالاترين مدال هنر از کشورهای بلژيک، جمهوری چک و اسپانيا گرديده ام. اکنون با تجربيات فاصله طی سالهای بسيار فعاليت در حوزه موسيقی، لازم دانستم گزارشی از مشاهدات و شرایط حال و افق آینده را در خصوص موسیقی کشورمان به نظر جنابعالی برسانم و اینکه این دیدار پرشکوه من از میهن و شور و شوقی که در من، خانواده من و دوستان موسیقیدان و مردم مهربانیکه با تشویق های خودشان این میل و علاقه من به خدمت به سرزمینم صد چندان کرده اند تا چه اندازه مرا برای برداشتن گامهائی موثر برای ارتقاء هرچه بيشتر موسيقی کشور واداشته است.

مشاهدات مثبت:

۱- تلاش و گرايش گسترده مردم برای آموزش موسيقی علمی و معنوی موجب شگفتی بسيار در من گرديد و چنين اشتياقی قطعا” موجب ترقی فکر و انديشه در مردمان خواهد بود.

۲- سالن ها و فضا های فرهنگی بسياری که طی اين سالها احداث وصال گرديده اند، مسلما موجب رشد و ارتقاء فرهنگ کشور خواهد گرديد و اين اقدام را شايسته قدرشناسی بسيار ميدانم.

۳- علاقمندی و عطش بی سابقه ای که در ملت ما برای شنيدن و درک موسيقی های متعالی و ارزنده وجود دارد، انگيزه و ادائی برای تقويت موسيقی اصيل با عيار مناسب در جامعه است و نشانه بارز آن در اجرای سمفونی نهم بتهون که از قطعات پيچيده موسيقی جهانی است و اشتياق گسترده از آن مرا به وجود توانايی نيل به معنويات در ملت خودمان مطمئن تر ساخت.

۴- تعداد کثير آموزشگاههای رسمی موسيقی که با مجوز وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی فعاليت مينمايند، در جهان بی نظير است و طبعا اينگونه استقبال از اين موسسات اميد و انگيزه را در متوليان و مجريان امور هنری و هنرمندان و هنردوستان زنده و سازنده نگاه ميدارد.

۵- ارکستر سمفونيک و گروه کر تهران- برخلاف تصورات قبلی من بعلت سی سال دوری از وطن سالهای بعد از انقلاب فعاليتهای وسيع و موثری داشته است و در کليه مناسبتهای مختلف فرهنگی، سياسی، مذهبی و بين المللی، تلاش های ارزنده ای نموده و تجربيات گرانقدری برای ارتقاء فعاليتهای خود کسب کرده است.

۶- تحولات زندگی اجتماعی از جهت فضاهای مسکونی و امکانات شهری بويژه فضای سبز گسترده شهر تهران نشانه بارزی از پيشرفت و ارتقاء سطح زندگی ميباشد. با اين سطح از پيشرفت و ترقی و جنبه های مثبتی که ميتوان به آنها افتخار نمود، براساس علاقه قلبی و تجربیاتی که در جهت شناخت بعضی تنگناها و روش بهبود آنها بدست آورده ام، لازم میدانم مواردی را که به نظر اینجانب میتواند موجب بهره وری بهتر از ظرفیتهای انسانی و فیزیکی در این بخش است را به استحضار جنابعالی برسانم.

۱- هنرستانهای موسيقی:
جنابعالی مستحضر هستيد که ارتقاء دانش و توانايی هنری و فرهنگي هنرجويان هنرستانها موجب بالابردن سطح ظرفيت و توان اجرايی در نهادهای هنری فعال مانند ارکسترها، گروهای کر و حتی بخش آموزش، ميگردد و اين بخش هم اکنون با نوعی ضعف بويژه در تربيت هنرمندان مورد نياز در سازهای جهانی روبروست. پيشنهاد اينجانب اينست که هر چه سريعتر کميته ای از هنرمندان مجرب و توانا در امر آموزش و برنامه ريزی نسبت به اين امر مهم اقدام نموده، امکانات لازم برای جوانان مستعد و علاقمند به يادگيری سازهای مورد نياز در سطح حرفه ای و عالی فراهم گردد تا بتوان در آينده نزديک شاهد شکوفايی بيشتر اين جوانان هنرمند در عرصه های داخلی و حتی جهانی بود.

۲- ارکستر سمفونيک و گروه کر:
علاقمندی و تلاش و استعداد اعضای ارکستر سمفونيک و گروه کر تالار وحدت، عليرغم مشکلات مختلف مالی و مسائل فنی، موجب شگفتی اينجانب گرديد و تامين معيشت اين هنرمندان که انسانهای نايابی در کشور ما هستند و تربيت و ورود موفق آنان به اين عرصه هزينه های مادی و معنوی بسياری در برداشته است را از جمله الزامات حمايت های فرهنگی ميدانم، همچنانکه در بسياری کشورهای ديگر با تکيه و توجه با اينکه نيل به توانايی های هنری نيازمند وجود يک ظرفيت خدادادی است که در هر کسی به وديعه گذاشته نشده، حمايت همه جانبه از اين هنرمندان را از اولويتهای فرهنگی ميشمارند.

نوازندگان ارکستر سمفونيک و خوانندگان گروه کر بايستی از يک سطح معيشتی برخوردار بوده و مجبور نباشند که در چند گروه مختلف کارکنند و امکان تمرکز بر کار اصلی و تمرينات در اوقات فراغت خود را داشته باشند. همچنين، مناسب میدانم که این دو بنیاد هنری، دارای برنامه ریزی بلند مدت بوده، شورائی تخصصی نسبت به نظم، تقویت و حمایت از برنامه های آنان اقدام نمایند. در چنین شرایطی امکان تمرینات مستمر و فشرده و اجرای برنامه های بیشتر و آمادگی مناسب تر جهت اجرای برنامه های کیفی و پاسخگویی به علاقمندی و نیاز ایرانیان برای دریافت پیام های فرهنگی ارزشمند و سازنده فراهم خواهد شد.

3- امکانات اجرايی تالارها:
عليرغم اينکه تالار وحدت و سالن رودکی دو تالاری که در اختيار برنامه های ارکستر سمفونيک و گروه کر است، دارای مديريت اجرايی توانا ميباشد.

ليکن به نظر ميرسد لازم است اين امکانات بتواند دارای برنامه ريزی بلند مدت برای تدوين برنامه های طولانی يکساله و دوساله باشد تا علاوه بر اشتغال اين امکانات در عموم روزهای هفته و جلب و جذب برنامه های هنری اعم از ارکستر سمفونيک و ساير فعالان بخش موسيقی و گروههای هنری شهرستانها جريان مالی قابل ملاحظه ای نيز برای تقويت امکانات حقوقی برای نوازندگان و هنرمندان و حفظ و تقويت امکانات فنی سالن ها فراهم گردد؛ به همين منظور لازم به نظر ميرسد، يک بخش برنامه ريزی هنری در کنار بخش اجرايی نتواند بهره وری از تجهيزات اين مجموعه را که از جمله سالنهای شاخص از جهت امکانات و تجهيزات در سطح جهان است افزايش داد. روند جديدی را برای ارتقاء امکانات مالی گسترش برنامه های اجرايی آن فراهم سازد.

ضمن ابراز خشوقتی و سپاس بسيار از همکاری چند ماهه با مرکز موسيقی و بنياد رودکی- شورای سياستگزاری و ارکستر سمفونيک و گروه کر، قدردانی از لطف و محبت بسيار هم ميهنان که از پرشکوه ترين خاطرات زندگی من خواهد بود، تصديق مينمايد که با تنگناهايی که در شرايط فعلی برای ارتقاء کيفی ارکستر و گروه کر وجود دارد ( بويژه از جهت حقوق و وضعيت معيشتی آنان) شرايط لازم برای خدمت موثر من وجود ندارد و بدينوسيله معذوريت خود را به اطلاع ميرسانم.

بديهی است، چنانچه شرايط ذکر شده ميسر و جنابعالی شخصا ابلاغ نماييد، اينجانب با کمال اشتياق کليه تلاش تجربه و تخصص خود را در ارتقاء کليه بخشهای موسيقی کشورمان بکار خواهم گرفت و مطمئن هستم اين مجموعه ميتواند به جهانيان نشان دهد که علاوه بر اينکه ميتوان موسيقی جهانی را بشناسد با همان زبان به نحو شايسته ای پيام مهر و دوستی را به ملل دنيا ميرساند.

با احترام
علی رهبری

وين ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵

Posted by sadjad at 02:25 AM

November 23, 2005

صداهای مشهور i - Star Wars

Darth Vader
Darth Vader
بن بارت در مصاحبه با مجله Film Sound Today گفته است:

در اولین مذاکره با جرج لوکاس، او اعتقاد داشت - ومن هم موافق بودم - که از صداهای ارگانیک (organic بنیانی، زنده) استفاده کنیم و او این لفظ را در برابر صداهای الکترونیک و مصنوعی به کار میبرد. از آنجایی که ما قصد داشتیم دنیایی خلق کنیم که قابل دیدن، خاک آلوده شدن، ضربه دیدن و زنگ زدن باشد، به دنبال صدایی بودیم که جیرجیر کند و موتورهایی داشته باشیم که چندان نرم و بی صدا کار نکنند.

به این دلیل ما میخواستیم از مواد خام موجود در جهان واقعی استفاده کنیم، موتورهای واقعی، صدای جیر جیر درهای واقعی، حشرات واقعی و از این قبیل. اصل اولیه در تمام این فیلمها این است که چیزی را بسازیم که صدایش برای همه قابل باور باشد، زیرا با ابزارهایی ساخته شده که آشنا هستند اما در وهله اول تشخیص داده نمیشوند.

دارت ویدر - Darth Vader
تصور کلی از صدای دارت ویدر(شخصیت سیاه پوش فیلم) از همان فیلم اول شکل گرفت. در فیلمنامه عنوان شده بود که او موجودی غریب و تیره است و در نوعی سیستم مخصوص درمانی قرار دارد. او به طور نامتعارفی تنفس میکند و شاید صداهای موتور و ماشین آلات درون این پوشش درمانی / دفاعی را نیز میشنویم. او میتواند نیمه روبوت و نیمه انسان باشد، واقعا نمیدانیم.

به این ترتیب تصویر اولیه من از دارت ویدر، موجودی بود که سر و صدای زیادی تولید میکند. وقتی او وارد صحنه میشود مانند یک آسیاب بادی با حالت خس خس تنفس میکند، شما میتوانید صدای تپش قلبش را بشنوید، او سرش را حرکت میدهد و شما صدای چرخش موتورها را میشنوید.

Chewbacca
Chewbacca
او در بعضی موارد تقریبا مانند یک روبوت عمل میکرد و آنقدر سر و صدا داشت که مجبور شدیم برداشت اولیه خود را از دارت ویدر تعدیل کنیم. در تست اولیه صدا برای فیلم، دارت ویدر صدایی مانند یک اتاق جراحی داشت، میدانید، مانند یک اتاق اورژانس بیمارستان بود که این طرف و آنطرف برود.

دوچرخه شتابگر - Speeder Bike
برای این وسیله نقلیه فوق سریع، از ترکیب صدای یک هواپیمای موستانگ P-5 Mustang airplane و یک هواپیمای ردیاب لاکهید P-38 Lockheed Interceptor استفاده کردیم.

سفینه سریع لوک اسکای واکر - Luke Skywalker
این سفینه که landspeeder نام دارد صدای خاصی تولید میکند که آنرا با ضبط صدای ترافیک آزاد راه لوس آنجلس از طریق یک لوله جاروبرقی، به دست آوردیم.

چیوباکا - Chewbacca
صدای این موجود گوریل نما از ترکیب صدای شیرماهی و جانوران دیگر ایجاد شده است. از آنجایی که میخواستیم حالات روحی مختلف او را نشان بدهیم، از انواع اصوات جانوری که میتوانست نمایانگر غم، خشم یا شادی باشد استفاده کردیم. ما حدود 5 یا 6 نوار صوتی را فقط به او و همنوعانش اختصاص دادیم تا بتوانیم چیزی شبیه یک گفتگوی چند جمله ای هم از آن بیرون بکشیم.

زبان قبیله ایووکی - Ewokese
زبان عجیب و کمی آشنای قبیله کوچولوهای پشمالو و جنگجوی ایووکی، ترکیبی تغییر یافته از زبانهای تبتی، مغولی و نپالی است.

جنگنده تای - TIE Fighter
صدای گوشخراش این سفینه های سریع جنگنده از صدای نعره تغییر شکل یافته فیل ساخته شده است.

مطلب مرتبط : صداهای مشهور Star Wars

سحر شهاب ، filmsound.org

Posted by Kamran at 12:21 PM | Comments 2

November 22, 2005

استفاده بهینه از دست چپ

ii-V-I progression
یک توالی آکورد ساده ii-V-I
Voicing صحیح و مناسب آکوردها در موسیقی Jazz هنگامی که با دست چپ نواخته می شوند می تواند به دست راست شما آزادی بیشتری برای نواختن ملودی و Improvise روی آن دهد. به مثال ساده ای که در شکل آورده شده است دقت کنید. اگر ساز در اختیار دارید آنرا امتحان کنید. هر چقدر نحوه انتخاب و اجرای آکوردها در دست چپ بهتر باشد از یکطرف محیط راحت تری برای فعالیت دست راست خود فراهم آورده اید و از طرف دیگر مغز شما خیلی درگیر انتخاب پوزیسیون برای انگشتهای دست چپ نخواهد شد.

نکته ای که در شکل اول و دوم مشاهده می شود نیاوردن پایه آکوردها مانند نت "ر" در آکورد Dm7 یا "سل" در آکورد G7 و نت "دو" در آکورد CMaj7 است. که این دقیقآ به انتخاب فرم Voicing بر می گردد. بعنوان مثال اگر طرفدار Vocing افرادی چون باد پاول (Bud Powell) با دو نت که یکی از آنها نت پایه است، هستید، می توانید پایه آکورد خود را با انگشت شماره 5 دست چپ بگیرد و با انگشت 2 یا 1 نت دیگری از آکورد را.

اما در این نمونه هدف گرفتن آکوردی است که بوضوح هارمونی بخش خود را به گوش شنونده برساند. نگران پایه آکورد نباشید چرا که نوازنده باس عمومآ در ضرب اول هر میزان - یا حداکثر هر دو میزان در میان - پایه آکورد را می زند و نت پایه لازم را به هارمونی انتقال داده و احساس آکورد را پدید می آورد. در اینجا به منظور جلوگیری تداخل آکورد پیانو با خطوط که نوازنده باس اجرا می کند، نه تنها از گرفتن پایه آکورد خودداری می شود، بلکه تا حد ممکن آکورد را در قسمت های بالایی کیبرد نواخته می نوازیم.

اما شاید تعجب کنید که مثلآ چرا در آکورد CMaj7 میزان سوم، نه تنها از نت "سی" استفاده نشده است، بلکه نت های بیگانه ای مانند "لا" و یا "ر" در گرفتن آکورد CMaj7 بکار برده شده!

باید اعتراف کرد که تمامآ به سلیقه نوازنده بستگی دارد، خط ملودی و توالی آکورد ها - که همان ii-V-I معمولی است - به ما می گوید که در میزان سوم باید از آکورد CMaj7 استفاده کنیم. دقت کنید که اگر باس نت "دو" را بنوازد در طول زمان اجرای میزان ملودی و باس بطور کامل نتهای آکورد را اجرا خواهند کرد، بنابراین نوازنده می تواند یک تصمیم جسورانه بگیرد و هارمونی غنی تری را برای این میزان استفاده کند. به همین علت از نتهای ششم و نهم در یک آکورد چهار صدایی استفاده می کند. (در آکوردهای اول و دوم نیز از نتهای بیگانه نسبت به نام آکورد استفاده شده است.)

اگر پیانو در منزل دارید امتحان کنید و شک نداشته باشید که از نتیجه آن راضی خواهید بود.

melody on ii-V-I progression
مثال ملودیک بر روی توالی آکورد ii-V-I

بیاید موضوع را از زاویه دیگر، بدون توجه به بخش ملودی بررسی کنیم. آکورد اول Dm7 شامل نتهای F-A-C-E است اگر بصورت مجزا به این نتها نگاه کنیم اولین انتخاب ما احساس آکورد FMaj7 است، اما اگر پایه "ر" توسط باس نواخته شود بدون شک احساس آکورد "ر" مینور هفت که 9 هم شده است و از زیباترین آکوردهای مینور محسوب می شود را خواهیم کرد.

اگر از جمله افرادی هستید که در ابتدای کار نوازندگی Jazz قرار دارید و عادت ندارید آکوردها را بدون پایه اجرا کنید، در ابتدا چند بار نت "ر" را در قسمت باس بزنید و بعد آکورد Dm7 ای که ما در اینجا آورده ایم را بگیرید. حتی می توانید پس از گرفتن آکورد با دست چپ، از دست راست خود چند بار برای زدن نت "ر" در قسمت باس کمک بگیرید. مطمئن باشید پس از مدتی تمرین، گوش شما خود به خود نت "ر" را به هنگام اجرا در میان چهار نت F-A-C-E خواهد شنید.

نوازندگان پیانو به هنگام اجرای این سبک از همراهی دست چپ، اغلب تمایل ندارند پرشهای بلند را به حرکت بخشها نسبت به هم تحمیل کنند، حتی ترجیح می دهند تا آنجا که می شود بخشها را ثابت نگاه دارند. به همین علت این موضوع خود - یعنی انتخاب پوزیسیون مناسب برای انگشتان - یکی از مهمترین دلایلی است که آوردن نتهای بیگانه به آکورد را موجب می شود، عاملی که در نهایت به زیبایی بیشتر هارمونی و موسیقی می انجامد.

به شکل اول دقت کنید، آکورد اول همان است که تا کنون راجع به آن صحبت کردیم نتهایی شامل فاصله های سوم، پنجم، هفتم و نهم در گام "ر" مینور تئوریک. نوازنده برای انجام حداقل حرکت و رساندن معنای آکورد G7 با توجه به آنکه تمایلی به نواختن پایه آکورد ندارد صرفآ بخش سوم - از پایین - آکورد را تنها نیم پرده پایین می آورد، یعنی نت C را به سمت B می آورد. با نیم پرده پایین آوردن نت "دو" و کشاندن آن به تن حساس گام، همان احساس لازم برای شنیدن یک آکورد پنجم بوجود می آید. نگران هفت بودن آکورد هم نباید بود چرا که از قبل انگشت شماره پنج نت "فا" را نشانه گرفته است. در این حالت آکورد G7 شما شامل فاصله های نه و سیزده نیز هست.

اما برای حرکت از G7 به CMaj7 نوازند ساده ترین، عاقلانه ترین و خوش صدا ترین راه را انتخاب می کند، با همان پوزیسیون، انگشتها را به اندازه یک کلاویه سفید به سمت چپ شیفت می دهد و به آکوردی می رسد که شامل فواصل 3، 5، 6 و 9 در یک گام ماژور است.

جا دار اضافه کنیم که این سبک از نواختن آکورد بسیار مورد توجه بسیاری از نوازندگان جز از جمله مک کوی تینر (McCoy Tyner) پیانیست بزگ Jazz آمریکایی است.

بنابراین همانطور که دقت می کنید به هیچ وجه نوازنده موسیقی Jazz الزامی ندارد که آکورد نوشته شده بر روی ملودی را عینآ اجرا کند او بر حسب سلیقه و توانایی خود می تواند آنرا تغییر داده Alteration خاصی از آنرا اجرا کند. هر چند این موضوع کاملآ به جایگاه - سازمانی - او در میان اعضای گروه بستگی دارد.

بعنوان مثال دیگر باید بگوییم بسیاری از نوازندگان پیانوی Jazz، آکورد Maj7 را عمومآ با بدون پایه و با افزودن فاصله نهم اجرا می کنند. این مدل اجرا آنقدر مورد علاقه نوازندگان است که به آن پوزیسیون A گفته می شود. برای تمرین کافی است از فاصله سوم بزرگ نسبت به پایه یک آکورد مینور هفت بگیرید، سعی کنید بتوانید این آکورد را در هر پایه ای بزنید.

کاوه رهنما

Posted by Kamran at 02:11 PM | Comments 5

November 21, 2005

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

Hossein Dehlavi
تصویر جلد کتاب
به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .

در نخستین بخش از این کتاب، ابتدا به کوتاهی از مراکز آموزش موسیقی تبریز در دوران پهلوی (کلاس ها یا آموزشگاه های موسیقی و کلاس های دولتی آموزش موسیقی) سخن به میان آمده و برای نمونه به کلاس های محمد حسن عذاری، جعفر ارمغانی و حسن جوان اشاره شده است.


سپس به فعالیت های مرکز آموزش آزاد موسیقی تبریز که از آذر 1347 به سرپرستی علیمحمد رشیدی در هنرستان موسیقی تبریز تشکیل شد و تا مهر 1354 فعالیت داشت و همچنین کارگاه موسیقی رادیو و تلویزیون مرکز تبریز (مرکز حفظ و اشاعه موسیقی تبریز) که غلامحسین بیگجه خانی، علی سلیمی، مهدی آذرسینا، احمد بهجت و ... در آن تدریس می کردند پرداخته شده است. در پایان فصل، یادداشت ها و سپس اسناد جالبی از موارد مورد بحث، همچون اعلان کلاس حسن عذاری در سال 1316 درج گردیده است.

فصل دوم، روند شکل گیری و فعالیت هنرستان موسیقی تبریز و دانش سرای تبریز را مورد بررسی قرار می دهد. «هنرستان موسیقی تبریز که با همت و تلاش علی دهقان، اسماعیل دیباج معاون اداره کل فرهنگ آذربایجان شرقی و رییس اداره فرهنگ تبریز، عزیز شعبانی و رحمت الله کلانتری، رییس بازرسی اداره کل فرهنگ آذربایجان شرقی تاسیس شده بود، از 20 مهر ماه 1335 در محل منزل اجاره ای فردی ارمنی واقع در خیابان شریعتی (شهناز) شمالی نرسیده به تقاطع خیابان محققی شروع به کار کرد.» نویسنده خاطرنشان می سازد تاسیس هنرستان موسیقی در تبریز با موانع زیادی مواجه بوده و چندین عامل در دامن زدن به مخالفت ها نقش اصلی داشته که از آن میان باید به فعالیت ارامنه در هنرستان به عنوان هنرآموز و هنرجو، اختلاط هنرجویان پسر و دختر، کلیمی بودن عزیز شعبانی و وجود زمینه های ذهنی در بین عوام برای مخالفت با موسیقی که پیش فرض های خود از فضای غالب موسیقی در تبریز را که موسیقی مطربی بود به هرگونه فعالیت موسیقی تعمیم می دادند اشاره کرد. در ادامه تصاویر جالبی از دوران مختلف فعالیت هنرستان و گردانندگان نیز به چاپ رسیده است.

فصل سوم ویژه روسای هنرستان موسیقی تبریز و دانش سرای تبریز است. فعالیت های فرهنگی و هنری اسماعیل دیباج، عزیز شعبانی، مصطفی کسروی، یوسف یوسف زاده، هدایت الله خیرخواه، علی محمد رشیدی و احسن الله هوربد در این بخش آمده است. در قسمت اسناد فصل سوم نیز مدارک متعددی که با فعالیت های هنرستان و روسای آن ارتباط دارد ارائه شده است.

در چهارمین فصل از کتاب، طرح فعالیت و برنامه آموزشی هنرستان موسیقی و دانش سرای هنر تبریز مورد توجه قرار گرفته است و در فصل بعدی عملکرد هنرستان موسیقی تبریز بررسی شده است. نویسنده معتقد است که «مطالعه و بررسی نحوه اداره هنرستان های موسیقی در ایران نشان می دهد که این هنرستان ها و از جمله هنرستان موسیقی تبریز، همواره در اختیار طیف های جایگزینی و یا آرایه بندی بوده اند...سیاست گذاران فرهنگی و هنری نه نگاهی عمیق به مقوله فرهنگی و ریشه داری مانند موسیقی داشته اند و نه توانسته اند طرح و برنامه کاری بنیادی را در این باره فراهم آورند. لذا همواره موسیقی این دیار و هنرستان هایش را مورد خطاب آمرانه خویش قرار داده اند...»

در پایان نیز کتابنامه، نام نامه، نمایه اسناد، موضوع ها و عکس ها آمده است. این کتاب در شمارگان 1500 نسخه و بهای 2000 تومان توسط انتشارات ستوده در شهر تبریز به چاپ رسیده است.

از پژمان اکبرزاده


Posted by sadjad at 10:59 PM | Comments 0

November 20, 2005

پای صحبت طراح صداهای Star Wars

Star Wars
پوستر فیلم جنگ ستارگان اپیزود III

بن بارت (Ben Burtt) طراح اصلی مجموعه صداهای فیلمهای Star Wars در باره کار خود می گوید :

در کار تهیه فیلم در واقع سه شغل مختلف دست اندر کار تولید مجموعه اصواتی هستند که شما در یک فیلم میشنوید. سه کار خلاقانه که در نهایت نوار صدای فیلم را تهیه میکنند، یکی از آنها صدابردار صحنه است.

کار این شخص ضبط صداهایی است که هنگام فیلمبرداری ایجاد میشوند و عمده ترین این اصوات، دیالوگها هستند. این اشخاص با یک میکروفن در صحنه حضور دارند و تمام گفتگوها و جلوه های صوتی (Sound Effect) ایجاد شده در صحنه را ضبط میکنند.

دومین نفر تدوینگر صدا است. این شخص کسی است که در استودیو کار میکند و مجموعه ای از انواع صداهای ممکن را در آرشیو خود دارد. او همچنین به یک دستگاه ضبط دستی قوی مجهز است که در صورت لزوم صداهایی را از محیط اطراف ضبط کند و سپس با در کنار هم قرار دادن آنها، کم و زیاد کردن درجه شدت هر صدا، کشش دادن، کوتاه کردن و خلاصه هر تغییری که ممکن است در ساختن صدای مورد نیاز لازم باشد، صدای تولید شده را به نوار صدای فیلم اضافه کند.

نفر سوم، ترکیب کننده صدا (Sound Mixer) است. این شخص تمام صداهای موجود در فیلم که شامل گفتگوها، موسیقی و جلوه های صوتی هستند را با یکدیگر ترکیب میکند و به یک نوار صدای واحد مبدل میکند. کار او بسیار دقیق و پیچیده است زیرا باید بلندی صداها را طوری کنترل کند که در هر صحنه بیننده آنچه را که مهمتر است بشنود و برای مثال، موسیقی موجب شنیده نشدن یک گفتگوی مهم نشود.

طراح صدا - Sound Designer
در دهه گذشته و در واقع پس از اینکه سری فیلمهای "جنگهای ستاره ای" علاقه تازه ای را در تولید خلاقانه اصوات در فیلم به وجود آورد و از آن زمان اصطلاح "طراح صدا" یا Sound Designer مورد استفاده قرار گرفت.

Ben Burtt
Ben Burtt
من (بن بارت) خود را یک طراح صدا میدانم زیرا در واقع من نه صدا بردارم، نه تدوینگر و نه ترکیب کننده صدا. من مقداری از وظایف هر کدام را انجام میدهم، اما من قادر هستم که کارم را از همان اولین قدمهای تولید فیلم آغاز کنم.

یعنی من میتوانم در مسیر تولید و با مطالعه فیلمنامه، جلو بروم و نظر خودم را در مورد چگونگی تولید یک صدا و یا اینکه چه صدایی برای هر صحنه لازم است، ابراز کنم و از قبل اعلام کنم که برای هر بخش از فیلم، به چه صداهایی احتیاج داریم.

من هنگام فیلمبرداری بعضی از صحنه ها حضور دارم تا بعضی از صداها را ضبط کنم یا اینکه ببینم چه اتفاقاتی در حال وقوع است و بعد بروم و صداهای لازم را بسازم و اصواتی را که در صحنه های آتی مورد نیاز خواهند بود را تهیه کنم. من همچنین در هنگام تدوین فیلم هم، به عنوان تدوینگر صدا حضور دارم.

در این کار صداهای آرشیوی یا اصواتی که خودمان تهیه کرده ایم، با توجه به صحنه و ریتم آن، انتخاب، تدوین و هماهنگ و Synchronize میشوند. من غالبا به عنوان ترکیب کننده صدا هم کار میکنم و البته اینکه یک نفر در چند شغل مختلف برای یک فیلم کار کند، چندان معمول نیست.

این مشاغل معمولا به شدت تقسیم بندی شده اند. میدانید، نمیشود یک نفر، مثلا صدا بردار کار تدوین را هم انجام بدهد و تدوینگر نباید کار ترکیب صدا را انجام دهد. این رسم طبقه بندی شغلی در فیلمهای بلند است. اما از آنجایی که من استثنایی در این قاعده بودم، مجبور شدم کار خودم را با عنوانی جدید مطرح کنم و به این ترتیب از واژه "طراح صدا" استفاده کردم که در واقع به این معنا است که هرچند من بر کار خلاقه خود تاکید کرده ام، اما شغل من هماهنگ کردن تمام اصواتی است که شما در فیلم نهایی میشنوید.

بن بارت از زبان سون کارلسون (Sven Carlson)
بن بارت از زمان کودکی خوره صدا بود و در دانشکده فیلم دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (Southern California's film School) به تحصیل پرداخت و قصد داشت کارگردان شود. در این حین یک کار دانشجویی به او پیشنهاد شد که آرشیو صوتی کمپانی کلمبیا که به دانشگاه اهدا شده بود را فهرست بندی و مرتب کند.

گری کارتز (Gary Kurtz)، تهیه کننده "جنگهای ستاره ای" با دانشگاه تماس گرفت و بارت به او معرفی شد. مصاحبه موفقیت آمیز بود و به او اختیار تام داده شد تا سر فرصت هر صدایی را که به نظرش برای فیلم مفید می آید، ضبط و نگهداری کند.

او برای ضبط هر چیزی که بتوان آنرا سر و ته پخش کرد یا از تکه تکه کردنش صدایی بیرون کشید و بتوان با آن به دنیای جورج لوکاس George Lucas جان بخشید، یک سال تمام وقت صرف کرد.

filmsound.org/starwars

Posted by Kamran at 04:31 PM | Comments 0

November 19, 2005

مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن ، قسمت دوم

Fredric Chopin Competition
محل برگزاری مسابقات در ورشو
مسابقات بین المللی پیانو شوپن یک رویداد هنری بسیار بزرگ است که در سطح بزرگی در مدت ده روز - یا بیشتر - برگزار می شود. دوره های اولیه این مسابقه دارای دو مرحله بود پس از جنگ جهانی دوم، تعداد مراحل این مسابقات به سه افزایش پیدا کرد، سپس از دوره نهم به بعد به چهار مرحله تقسیم شد. در واقع افرادی که به مرحله چهارم می رسند بعنوان فینالیست های مسابقات انتخاب شده اند.

حضور بعنوان تماشاگر در این مسابقات برای عموم آزاد است و جالب است بدانید که در مسابقات سال 1949 میان هیئت داوران و پیانیست پرده ای کشیده بودند تا مشخص نباشد که کدام پیانیست در حال نواختن موسیقی است.

مسابقات بین المللی پیانو شوپن تنها مسابقاتی برای پیانو است که در آن شرکت کنندگان مجازند فقط از کارهای شوپن موسیقی اجرا کنند. این مشخصه در کنار اعتبار این موسیقیدان لهستانی باعث می شود آوازه شوپن و نوای موسیقی او در تمام ایام سال در کشورهای مختلف شنیده شود. مزیت دیگر این مسابقات آن است که داوران بتدریج با پیشرفت تکنیک های نوازندگان آشنا می شوند چرا که رپرتوآری که اجرا می شود فقط از یک آهنگساز است.

برنامه مسابقات شامل طیف وسیعی از آهنگهای شوپن است، ازهنگام جوانی گرفته تا بلوغ، هرچند برخی از کارهای این موسیقیدان تاکنون هرگز نواخته نشده است. اولین دور مسابقات شامل این قطعات بود :

- دو نوکتورن از میان تعداد نوکتورنی که در لیست برای نواختن انتخاب شده است
- دو اتود از میان تعداد اتودی که در لیست برای نواختن انتخاب شده است
- دو پرلود از میان تعداد پرلودهایی که در لیست برای نواختن انتخاب شده است
- پولونز (Polonaise) در فا دیز مینور اپوس 44
- یک بالاد انتخابی
- دو مازورکا از میان مازورکاهای پیشنهادی داوران

DayMonthDescription
23-29 Sep Prrliminary round
30 Sep Announcement of preliminary round results
2 Oct Opening concert
3-11 Oct First stage
12 Oct Announcement of first stage results
13-16 Oct Second stage
16 Oct Announcement of preliminary second results
17 Oct Ceremony to mark 156th anniversary of death of Chopin
18-21 Oct Finals
21 Oct Announcement of competition results
22-24 Oct Prize winners' concert
برنامه اجرایی مسابقات دوره پانزدهم

اما در دوره دوم مسابقات برنامه تغییر کرد و از شرکت کنندگان انتظار میرفت که موومانهای اول و دوم یا دوم و سوم یکی از کنسرتو پیانوهای شوپن را اجرا کنند. در این دوره قطعات زیر بصورت اجباری باید نواخته می شد :

- پولونز در لا بمل ماژور اپوی 53
- یک شروز (Scherzo)
- فانتزی در فا مینور اپوس 49

تغییرات در مسابقات دوره سوم خیلی زیاد نبود و تنها فانتزی در لا بمل ماژور اپوس 61 به رپرتوآر قبلی اضافه شده بود.

در سال 1949 برنامه شامل بارکارول روی فا دیز ماژور اپوس 60 شد و در سال 1955 یکی از دو انتخاب زیر به برنامه اضافه شد :

- Berceuse (نوعی ترانه آرام بخش و ملایم) در ر بمل ماژور اپوس 57
- Tarantelle (نوعی رقص معمولآ 8/6) در لا بمل ماژور اپوس 43

در سطح سوم این مسابقات اجرای تمام موومانهای یکی از کنسرتوها اجباری بود.

مسابقات دور هشتم برای اولین بار شامل آندانته اسپیاناتو (Andante Spianato) و پولونز بزرگ (Grande Polonaise) در می بمل ماژور اپوس 22 بصورت سولو هم بود.

امپرمتوهای (Impromptus) فا دیز ماژور اپوس 36 و سل بمل ماژور اپوس 51 برای اولین بار در مسابقات دور نهم جزو قطعات اجرایی شرکت کنندگان قرار گرفتند.

و بعدها به تدریج کارهایی مانند روندو (Rondo) اپوس 1 ، 5 و 16 و حتی کارهای ارکسترال، واریاسیونها در سی بمل ماژور اپوس 2، فانتزی در لا ماژور اپوس 13، روندو à la Krakowiak اپوس 14 و ... به سطوح مختلف این مسابقات اضافه شد.

در مسابقات سال 2000 افراد زیر بهترین رتبه ها را بدست آوردند :

[1] Yundi LI [Republic of China]
[2] Ingrid Fliter [Argentina]
[3] Alexander Kobrin [Russia]
[4] Sa Chen [Republic of China]
[5] Alberto Nose [Italy]
[6] Mika Sato [Japan]

Fredric Chopin
Fredric Chopin , 1810 - 1849
حامیان مسابقه
در طول سالها اجرای این مسابقات همواره افراد حقیقی، سازمانهای غیر انتفاعی، دولتی و ... از این مسابقات حمایت کرده اند. رئیس جمهور وقت لهستان، وزارت خارجه لهستان، انجمن موسیقی ورشو، سفارت ژاپن و بسیاری دیگر از جمله حامیان این مسابقات هستند.

اما از سال 1955 وزارت فرهنگ و هنر لهستان رسمآ مسئولیت تهیه بودجه این مسابقات را بعهده گرفت.

جوایز مسابقه
رادیوی محلی لهستان همواره برای بهترین اجرای مازورکا هدیه ای را به شرکت کنندگان این مسابقات اعطا می نماید. انجمن فردریک شوپن ورشو هم جایزه ای برای بهترین اجرای پولونز هدیه می کند. ارکستر فیلارمونیک ورشو مسئولیت تهیه جایزه برای بهترین اجرای کنسرتو را بر عهده دارد.

جایزه تنها به کسانی تعلق می گیرد که اقلآ به سطح سوم برسند و به افرادی که تنها به سطح دوم برسند دیپلم افتخار داده می شود.

در کنار این جوایز رسمی، در همه دوره ها بسیاری از شرکت های خصوصی از سراسر جهان هدایای مختلفی را به برگزیدگان این مسابقات بخصوص آنها که به سطح دوم رسیده اند اعطا می کنند.

در کنار مسابقات
در مدت زمان برگزاری مسابقات عمومآ در شهر کنسرتهای مخصوص، اپراها، باله ها و دیگر برنامه های هنری اجرا می شود. برگزاری نمایشگاهها، سمینارها و جلسات بحث و گفتگو از دیگر برنامه هایی است که در کنار این مسابقات اجرا می شود.

نمایشگاههای هنری شامل نقاشی های با ارزش از شوپن، اجراهای اصل نوازندگان بزرگ از شوپن و کتابهایی که در باره این موسیقیدان لهستانی وجود دارد، از جمله مهمترین وقایع این مسابقات است.

پانزدهمین دوره این مسابقات ماه گذشته در لهستان برگزار شد که برنامه این مسابقات را در شکل دوم مشاهده می کنید.

مطلب مرتبط : مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن ، قسمت اول

Fryderyka Chopin , chopin.pl , www.maxell.co.jp/chopin

Posted by Kamran at 11:31 AM | Comments 4

November 18, 2005

مستند مارتين اسکورسيزی - ۲

 The Blues
The Blues
اسکورسيزی در باره کار فيلمسازان ديگر اين مجموعه چنين قضاوت می کند:

"فيلم چارلز برنت، يک درام شخصی و شاعرانه در باره بلوز است که از ديد يک پسر جوان روايت می شود. ويم وندرس، فيلمی خا طره انگيز در باره گذشته، حال و آينده بلوز، از طريق زنده کردن خاطره سه خواننده بزرگ بلوز ساخته است."

"فيلم ديک پيرس (Dick Pearce) يک فيلم درخشان در باره شهر ممفيس (Memphis) و سلا طين بلوز آن چون بابي راش و بی بی کينگ (B.B.King) است. مارک لوين نيز با تمرکز روی چاک دی (Chuck D) و مارشال چس، بلوز شيکاگو را تصوير کرده است. مايک فيگيس که خود نيز موسيقيدان است، فيلم خود را در باره ريشه های بلوز بريتا نيا ساخته است و کلينت ايستوود در فيلم خود نسبت به نوازندگان برجسته " پيانو بلوز" مثل جی مک شن (Jay Mcshann) و پاين تاپ پرکينز (Pinetop Perkin) ادای احترام کرده است."

روح يک مرد (The Soul of a Man)
ويم وندرس که مستند درخشان "بو ناويستا سوشال کلاب" را در باره موسيقی جاز کوبا در کارنامه خود دارد، در باره مشارکت خود در اين پروژه می گويد:

"مارتين اسکورسيزی، می خواست چند فيلم در باره بلوز بسازد. تا کنون هيچ پروژه ای مثل اين نبوده که هفت کارگردان مختلف در باره يک موضوع هفت فيلم مختلف بلند بسازند و هر فيلم از زاويه ديد متمايزی باشد و هر کارگردان بخشی از تاريخ و سرزمين بلوز را که خود می پسندد، انتخاب نمايد و هيچ محدوديت مضمونی و سبکی برای آنها وجود نداشته باشد. اين ايده مارتين، فوق العاده بود.من می دانستم که او يکی از عاشقان بلوز است ولی او مطمئن نبود که من هم يکی از آنها هستم."

فيلم وندرس، "روح يک مرد" ترکيبی از موسيقی بلوز و زيارتنامه شخصی اوست. فيلم داستان زندگی سه چهره افسانه ای بلوز يعنی اسکيپ جيمز (Skip James)، بلايند ويلی جانسون (Blind WillieJonson) و جی بی لنوار (J.B.Lenoir) را به شکل فيلم در فيلم با استفاده از ترکيب صحنه های باز سازی شده و نما های آرشيوی روايت می کند:

"به نظر من حقيقتی که در اين موسيقی نهفته است از هر حقيقت ديگری که تا کنون در باره آمريکا خوانده ام يا در فيلم ها ديده ام، حقيقی تر است. در اين فيلم سعی کردم بيشتر از وجه مستند، بر وجه شاعرانه آن تا کيد کنم. کيفيت شاعرانه ترانه ها و صدا ها مرا به وجد می آورد."

پيا نو بلوز (Piano Blues)
کلينت ايستوود نيز که همواره شيفته "پيانو بلوز" بوده، در فيلم خود با همين عنوان يعنی "پيانو بلوز" با نوازندگان برجسته بلوز همراه می شود. او دقايقی طولانی کنار پيانوی هنری گری (Henry Gray) می نشيند و عاشقانه به نواختن و خواندن او چشم می دوزد.

Audio File قسمتی از مصاحبه استوود با دیو بروبک (3MB)

ايستوود در باره علاقه اش به بلوز می گويد: "موسيقی بلوز همواره پاره ای از زندگی من بوده و در اين ميان پيانو جای خاصی داشته است. به علاوه موسيقی، هميشه نقش مهمی در فيلم های من بازی کرده است (برد، برايم Misty بنواز و پل های مد يسن کانتی) . اين مستند، اين فرصت را برايم فراهم کرد که بيشتر از آنکه به جنبه های سينمائی کار فکر کنم، بر روی موسيقی به عنوان يک موضوع متمرکز شوم."

مطلب مرتبط : مستند هفتگانه مارتين اسکورسيزی - ۱

علی خوب بخت


Posted by Kamran at 01:05 PM | Comments 6

November 17, 2005

خداوندگار سنتور (قسمت دوم)

Paivar
فرامرز پایور
استاد فرامرز پایور در جهت حفظ میراث موسیقی ایرانی، «رنگ شهر آشوب» که یکی از آثار قدیمی موسیقی ایرانی است را در خرداد ماه 1363، به نت درآورد و بعد آن را به طور کامل اجرا و ضبط کرد.

audio file پایور از زبان خود

پایور به همراه گروه اساتید، اولین همکاری خود را با علی رستمیان در سال 1365، در نوار audio file«چهارباغ» (در ابوعطا) آغاز کرد که یکی از بهترین اجراهای این نیز گروه بود.
پایور به جهت آشنایی مقدماتی سنتورنوازان با ردیف موسیقی، در شهریور ماه 1367، اقدام به انتشار «دوره ابتدایی سنتور» کرد. قبل از آن، هنرجویانی که کتاب دستور سنتور را می گذراندند، شروع به یادگیری ردیف سنتور استاد صبا می کردند و چون ردیف استاد صبا کمی مشکل بود، اکثر هنرجویان با مشکل روبرو می شدند. وی با آگاهی از این موضوع، دست به انتشار یک ردیف مقدماتی زد.

وی در سال 1368، قطعه زیبای audio file«رهگذر» را که برای سنتور و فلوت نوشته بود، منتشر کرد. در همان سال کنسرت زیبایی به همراه گروه اساتید در ابوعطا و به همراه شهرام ناظری در تالار وحدت اجرا کرد که با پیش درآمد زیبای او در ابوعطا آغاز شد و با تصنیف audio file«تا کی یه تمنای وصال تو یگانه» به پایان رسید. گرچه استاد اصغر بهاری بدلیل کهولت سن، به خوبی قادر به همکاری با دیگر اعضای گروه نبود ولی این برنامه به عنوان آخرین کنسرت گروه اساتید به خوبی اجرا شد. علاوه بر این در همان سال، آلبوم «لیلی و مجنون» (در شور)، با همکاری شهرام ناظری و گروه اساتید منتشر شد که استاد پایور در آن قطعه audio file«پژواک» را به همراه محمد اسماعیلی اجرا می کند.


Faramarz Paivar
محمد اسماعیلی، محمد موسوی، علی اصغر بهاری، جلیل شهناز، فرامرز پایور(تالار وحدت 1368)
وی در سال 1371، قطعات کتاب دستور سنتور خود را، اجرا و ضبط کرد. در سال 1373، کتاب «آموزش ابتدایی تار» را با استفاده از تجریباتش در نوازندگی سه تار که نزد استاد ابوالحسن صبا فراگرفته بود، نیز تجربیاتی که در آموزش سنتور در کتاب "دستور مقدماتی سنتور" داشت با همکاری جهانشاه صارمی منتشر نمود. (پیش از این با همکاری تارنواز دیگری که مهرداد دلنوازی بود، "قطعات مجلسی" را تنظیم کرده بود)

در همان سال آثار با ارزشمند دیگر چون audio file«پرده عشاق» (در دشتی) با همکاری هوشنگ ظریف، حسن ناهید و حمیدرضا نوربخش (آواز) و همینطور آلبوم بسیار ارزشمند «گفتگو» که حاصل سالها تلاش و تجربه استاد بود، منتشر شد. در این آلبوم، ساخته های زیبایی از استاد بوسیله خود و شاگردانش اجرا شده است. در سال 1375 نیز بالاخره پس از سالها سعی و تلاش، کتاب بی نظیر «ردیف آوازی و مجموعه تصنیفهای قدیمی به روایت عبدالله دوامی» که شامل ردیف کامل آوازی و 186 تصنیف قدیمی بود، منتشر نمود. کتابی که حاصل سالها شاگردی وی در محضر استاد دوامی بود.

audio file قسمتی از چهارمضراب عراق را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی در جشن هنر شیراز ببینید

در این سال، استاد کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور انجام داد که از آن جمله می توان به کنسرت ایشان در امریکا (در شور، دشتی و سه گاه) اشاره کرد که یکی از زیباترین و قوی ترین برنامه های ایشان محسوب می شود. آخرین اثر استاد، «ارغوان» بود که در زمستان 1376 با همکاری علی رستمیان در دشتی اجرا شد که استاد در این آلبوم پس از کمی جواب آواز به اجرای چهارمضراب دشتی می پردازد و این آخرین سنتورنوازی وی بود که نشان از آمادگی و چابکی مضرابهایش در 65 سالگی بود.

کتابهای دیگر وی که یکی «ویرایش ردیفهای سنتور استاد صبا برای سنتور» و دیگری «فالگوش»(هفت قطعه برای سنتور) بود که در سال 1379 و همینطور کتاب «چهل قطعه» (شامل پیش درآمد، چهارمضراب و رنگهای بزرگان موسیقی) در سال 1383 به همت شاگردانش منتشر شد. از شاگردان استاد می توان به رضا شفیعیان، ارفع اطرایی ، سعید ثابت، پژمان و پیمان آذرمینا، مینا افتاده، نادر سینکی ، سوسن اصلانی و بسیاری دیگر اشاره کرد.
Faramarz Paivar

متاسفانه استاد پایور در سال 1378 دچار سکته قلبی شده و دیگر قادر نیست فعالیتهای هنری اش را ادامه دهد و حتی اکنون به خوبی قادر به سخن گفتن نیست و فقط دوستان و شاگردان نزدیکش با او ملاقات می کنند.

این حادثه، ضربه بزرگی بر پیکره موسیقی وارد ساخت. چراکه پایور زنده کننده سنتور به صورت امروزی بوده و اگر پایور نبود قسمت بزرگی از میراث گرانبهای موسیقی ما به فراموشی سپرده شده بود، وی تمام زندگی خود را صرف اعتلا و پیشرفت موسیقی نمود و از هیچ کمکی در این راه دریغ نکرد. کسی نیست که با آوردن نام سنتور، به یاد پایور نیافتد. بی شک، او پدر سنتورنوازی نوین است...

زمانی از استاد صبا پرسیدند: بهترین شاگرد شما کیست؟ صبا نیز پاسخ بسیار جالبی می دهد:"خود جامعه آن را تشخیص می دهد!" از آن زمان 50 سال می گذرد و جامعه با گذشت زمان همه چیز را فهمید، بیش از نیم قرن فعالیت هنری!

به امید شفای هر چه زودتر ایشان...

حامد رائیجی

مطلب مرتبط :
خداوندگار سنتور (قسمت اول)
"گفتگو" اثری از پایور
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر
دئو برای سنتور
شبدیز برای دو سنتور

Posted by Webmaster at 11:38 AM | Comments 20

November 16, 2005

بوسانوا در برزیل

 Jacques Offenbach , 1819 - 1880
Antonio Carlos Jobim , 1927 - 1994
موسیقی کشور برزیل از پر انرژی ترین و شادترین موسیقی های دنیا است. این موسیقی ترکیبی است از سبکهای موسیقی آفریقا و اروپای که هنگام ترکیب با فرهنگ و اتمسفر آمریکای لاتین به این درجه از نشاط و شادابی رسیده است. بسیاری از سبکهای موسیقی برزیل سر منشا سنتی یا مذهبی دارند که با گذشت زمان و تکامل به گونه های امروزی تبدیل شده اند.

سامبا و بوسانوا (Samba and Bossa Nov) از مشهورترین سبکهای موسیقی مردمی برزیل هستند که در تمام دنیا شناخته و حتی بومی شده اند.

هنگامی که در اواسط دهه 50 میلادی موسیقیدانان برزیلی، ازجمله آنتونیو کارلوس جوبیم (Antonio Carlos Jobim)، یا نوازنده گیتار جاو گیلبرتو (Joao Gilberto) با موسیقی Cool Jazz ایالات متحده آمریکا آشنا شدند، خیلی زود متوجه شکوه هارمونی و ریتمهای غیر معمول آن شدند و شروع به استفاده از ضد ضربها توسط گیتار روی ریتم های