هنگامی که باد می وزد

رمان مصور “هنگامی که باد می وزد”When the Wind Blows”، نوشته هنرمند بریتانیایی ریموند بریگز Raymond Briggs در سال ۱۹۸۲، داستانی است که حمله اتمی شوروی به بریتانیا را از دیدگاه زوجی بازنشسته به نامهای جیم Jim و هیلدا بلاگز Hilda Bloggs بیان میکند.

این کتاب در سال ۱۹۸۶ توسط جیمی موراکامی Jimmy Murakami (متولد ۱۹۳۳، کارگردان انیمیشن ژاپنی-آمریکایی) به فیلم انیمیشن تبدیل شد و دو تن از برجسته ترین بازیگران انگلستان سر جان میلز Sir John Mills 2005-1908)و پگی اشکرافت Peggy Ashcroft 1991-1907 به جای این زوج صحبت کردند. نوار صوتی این فیلم شامل ترانه هایی است که اکثر آنها از تمی مخالف با تسلیحات اتمی برخوردارند و توسط خوانندگان و گروههای برجسته موسیقی بریتانیا از جمله راجر واترز Roger Waters، دیوید بووی David Bowie و گروه جنسیس Genesis ساخته و اجرا شده اند.

هنگامی که این فیلم برای اولین بار نمایش داده شد با واکنش بهت آلود تماشاگران مواجه شد. زیرا هرچند “وقتی که باد می وزد” از داستان و لحنی بسیار جدی برخوردار است، اما به دلیل طبع ساده لوحانه شخصیتهای آن، گرایش اندکی نیز به سمت کمدی سیاه پیدا کرده است.

خلاصه ای از داستان
خانواده بلاگز در بخش روستایی ساسکس Sussex زندگی میکنند و به شکل قابل توجهی نسبت به ماهیت و اهمیت موقعیت خود نا آگاه و گم گشته هستند به طوری که گاهی موجب بروز موقعیتهایی کمدی و در عین حال غم انگیز میشوند. برای مثال، پس از حمله اتمی، هیلدا میگوید بوی سوختگی به مشامش میرسد و جیم پاسخ میدهد که “شبیه بوی گوشت کباب شده است. به نظرم به خاطر اوضاع به هم ریخته، مردم شام روز یکشنبه خودشان را زودتر شروع کرده اند”. با پیشرفت داستان، همگام با رنج این دو-در اثر بیماری ناشی از پرتوهای رادیواکتیو- شرایط مدام نا امید کننده تر میشود و داستان در نهایت به پایانی بسیار غم انگیز میرسد.

بریگز در این کتاب، به کتابچه راهنمایی اشاره میکند که تحت عنوان “حفاظت و بقا” Protect and Survive توسط دولت انگلستان منتشر شد و به طور واضحی نا مناسب و ناکافی بود که این اشاره به بی توجهی و ساده انگاری در تهیه محتویات این کتابچه در برابر ابعاد وسیع چنین مصیبت مهلکی، رنج این زوج را بیش از پیش تلخ و گزنده می سازد.

audio file “The Attack”بشنوید ساخته راجر واترز

عنوان کتاب نیز از طرفی به یک فراز از کتابچه “حفاظت و بقا” – ” اگر غبار رادیو اکتیو، در جایی که باد می وزد فرود بیاید، میتواند بیشترین خطرات را منتشر کند”- و از طرف دیگر به بخشی از یک لالایی سنتی و نیش دار اشاره میکند:
لا لا لایی کودکم
هنگامی که باد می وزد
بر بالای درخت
گهواره تاب خواهد خورد
هنگامی که شاخه میشکند
گهواره فرو خواهد افتاد
و همراه آن کودک
با گهواره و چیزهای دیگر
فرو می افتند
Rock-a-bye, baby,
In the tree top
When the wind blows,
The cradle will rock.
When the bough breaks,
The cradle will fall,
And down will come baby,
Cradle and all


دیوید بووی
هنگامی که باد میوزد
ترانه “هنگامی که باد می وزد” که در عنوان بندی این فیلم پخش میشود، توسط دیوید بووی David Bowie (متولد ۱۹۴۷، لندن) اجرا شده است و دومین همکاری بووی در فیلمی بر اساس داستانی از ریموند بریگز به شمار میرود.

این تک ترانه در چارت بریتانیا به مقام ۴۴ رسید و همراه با ویدیو کلیپی از تصاویر فیلم تبلیغ شد. از آن زمان به بعد، این ترانه به اثری کمیاب تبدیل شد که تنها به عنوان تک ترانه اضافه شده در انتشار مجدد آلبوم Never Let Me Down و بعضی از مجموعه بهترین آثار دیوید بووی در انگلستان، منتشر شد.

ترجمه آزاد ترانه “هنگامی که باد می وزد”
بدرود کودکم، من آماده رفتنم
و پس از آنکه همه چیز گذشت، همه چیز گذشت
هرچند که شاید ترسیده باشی
دلتنگ مباش، گذشته ها گذشته اند
بدرود کودکم، اینجا تاریکی حکم فرماست
و من هرگز حضور خورشید را حس نکرده ام
از اندیشیدن به آن هنگام بیم دارم
هنگامی که باد می وزد
هنگامی که باد می وزد
هنگامی که باد می وزد
هنگامی که باد می وزد
زخم زندگی داغی درمان ناپذیر است، دردناک و ناحق
تو با اطمینان به کلامی تحریف شده، میروی، به دوردست میگریزی
او را با خود به خانه خواهی برد
به او تف می اندازی و آزارش میدهی
اما آنچه خواهی گفت اهمیتی ندارد
آنها باورت نخواهند کرد
بدرود کودکم، اینجا تاریکی حکم فرماست
و من هرگز حضور خورشید را حس نکرده ام
از اندیشیدن به آن هنگام بیم دارم
هنگامی که باد می وزد
هنگامی که باد می وزد
هنگامی که باد می وزد
هنگامی که باد می وزد

So long child, I’m on my way
And after all is done, after all is done
Don’t be down, its all in the past
Though you may be afraid
So long child, its awful dark
And I’ve never felt the sun
I dread to think of when
When the wind blows
When the wind blows
When the wind blows
When the wind blows
Life burns a savage wound, angry and wrong
Trusting a twisted word, you’ll run, run away
You’ll take him home
You’ll spit and taunt him
But they wont believe you
No matter what you’ll say
So long child, its awful dark
I never felt the sun
I dread to think of when
When the wind blows
When the wind blows
When the wind blows
When the wind blows


ترجمه آزاد ترانه “پرچمهای تا شده”

audio file “Folded Flags”بشنوید ساخته راجر واترز

لا لا لایی کودکم
هنگامی که باد می وزد
بر بالای درخت
گهواره تاب خواهد خورد
آه دلبندم، نمیتوانم اینچنین فرو افتادنت را ببینم
بهتر است برای چاره جویی به سراغ قدرتمندان بروم
هی جو! با آن تفنگ در دستانت
به کجا میروی؟
خوانخواهی، روزگارت را بهتر نخواهد کرد
زندگی تنها خوش شانسی نیست*
هرچند که آن بدشانس ها
تنها نصیبشان پرچمی تا شده
و نوای طبلها و شیپورهاست**
من همراه با تو در گوشه صحنه ایستاده ام
زندگیمان در دستان بازیگری ناشی است
که در صحنه ای فرسوده
حکمرانی میکند
آه دلبندم، این ستاره های دلمرده چگونه به آن دور دست رفته اند
آیا آنها از نتیجه اخلاقی داستان باخبر میشوند
هی جو، با آن همه تعصب در سرت
به کجا میروی؟
اثبات عقایدت، مانع مرگ فرزندان تو نخواهد شد
پرده را بیاندازید
این نمایش بی ارزش و احساساتی
باید قبل از وزیدن بادهای سرد
به پایان برسد
هی جو! با آن تفنگ در دستانت
به کجا میروی؟
خوانخواهی، روزگارت را بهتر نخواهد کرد
این نمایش باید قبل از وزیدن بادهای سرد
به پایان برسد
پس بخواب کودکم
هنگامی که باد می وزد
بر بالای درخت
گهواره تاب خواهد خورد
زندگی تنها خوش شانسی نیست
هرچند که آن بدشانس ها
تنها نصیبشان پرچمی تا شده
و نوای طبلها و شیپورهاست

*- در متن اصلی از اصطلاح lucky strikes استفاده شده که نام تجاری نوعی سیگار و همچنین به معنای روی آوردن شانس- به خصوص در ورزش- هم هست. راجر وترز در این دو بیت از دو کلمه lucky و unlucky استفاده کرده است و میتوان این بیت را چنین هم معنا کرد: “زندگی چیزی بیش از یک سیگار خوب برایت در چنته دارد”

**- پرچم تا شده، اشاره به مراسم مخصوص تا کردن و تقدیم پرچم کشیده شده روی تابوت به همسر یا فرزند شهید جنگ است.

Folded Flags
Rock a bye baby
On the tree top
When the wind blows
The cradle will rock
Oh babe, hate to see you fall that way
Better speak to the powers that be today
Hey Joe, where you goin’
With that gun in your hand?
You can take your revenge
But you’ll still feel bad
There must be more to life than lucky strikes
And some unlucky ones
And folded flags and pipes
And drums
I stood in the wings with you
Our lives in the hands of a second-rate actor
Holding the high ground
Of some old stage
Oh babe, how do these jaded stars get so far away
Will they catch what the moral had to say
Hey Joe, where you goin’
With that dogma in your head?
You can prove your point
But your kids will still be dead
Bring down the curtain
This soap opera must surely close
Before the cold wind blows
Hey Joe, where you going
With that gun in your hand
You can take your revenge
But you’ll still feel bad
Bring down the curtain
This show must close
Before the cold wind blows
So rock a bye baby
On the tree top
When the wind blows
The cradle will rock
There must be more to life than lucky strikes
And some unlucky ones
And folded flags and pipes
And drums

11 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۷ ب.ظ

    akhe in dari vari haaaa be darde kimikhore alaki vaghte khodet ro sarf update mikoni 4ta matlab bezar ke 4nafar estefade konan dooste aziz

  • کیومرث احمدی
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۹ ب.ظ

    عالی بود دستتون درد نکنه. بازهم راجع به فیلم های موزیکال راک بنویسید.

  • سعید
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    سلام دوستان، بعد از مدتها گوشه ای به تفکرات راجر واترز زدید. از شما ممنون هستم.

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱:۲۶ ب.ظ

    خسته نباشید، لطفا راجع به آلبوم the pros and cons of hitchhiking هم بنویسید.

  • نسیم جون
    ارسال شده در آبان ۱۵, ۱۳۸۵ در ۹:۰۴ ب.ظ

    عالی بود خیلی خوشم اومد خسته نباشید

  • mojgan
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۵ در ۳:۲۹ ب.ظ

    kheili mataleb alie merc az shoma

  • ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۵ در ۹:۱۱ ب.ظ

    vaghean fogholade bood
    gheyre in ke goftam nabood

  • ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۵ در ۹:۱۴ ب.ظ

    شما لینک شدید دوست عزیز

  • ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۵ در ۹:۱۶ ب.ظ

    shoma link shodid doste aziz

  • شبگرد
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۹۰ در ۱:۱۱ ق.ظ

    خوب بود.

  • بابک
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۲ در ۲:۲۲ ب.ظ

    ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.

از روزهای گذشته…

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

آنچه را که به آن واقعیت بخشیدم و به وجود آوردم، موجودیت پیدا کرده. بنابراین من سؤالی را مطرح نمی کنم. من تجربه کرده ام که بسیاری از انسان ها مثل خودم «نفس» می کشند. اصلاً قرار نیست که موسیقی چیزی را «تعیین» کند، بلکه موسیقی می بایست دریافت حسی شود.
همگون و ناهمگون (V)

همگون و ناهمگون (V)

حداقل سی‌ سال دیر رفته بودیم سی سال پیش، این سؤالات، پاسخ قابل‌توجهی داشته‌اند و به مرور زمان از یاد رفته‌اند. حالا کارها سخت‌تر شده است. صدای آقای افضلی مرا از حال خود بیرون آورد؛ عجب نقش‌خوانی است. صدای گرم و خوبی هم داشت. وسایل ضبط و تکثیر را از ساک درآوردم و صدایش را ضبط کردم:
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

«دکتر داریوش صفوت» در ارتباط با کیفیت نوازندگی مختاری، در کتاب‌ «پژوهش دربارهء استادان موسیقی ایران و الحان موسیقی ایرانی» می‌نویسد: «وی در اجرای ردیف روی ویولن بی‌نظیر بود و تمام مضراب‌های تار و سه تار را با آرشه ویولن اجرا می‌کرد.»
اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

مراسم اختتامیه سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی روز پنجشنبه، بیست و دوم اسفند ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۹ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. در این نشست برگزیدگان شاخه های مختلف سومین دوره جشنواره معرفی می گردند و جوایزی نیز به رسم یادبود به آنها اهدا می گردد. از دیگر برنامه های اختتامیه جشنواره می توان به اجرای آثاری توسط دو گروه موسیقی نیز اشاره نمود.
نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

“شیدایی” در زمان خود بسیار مورد استقبال اهالی هنر قرار گرفت و نو آوری مشکاتیان در ارائه ریتم ۱۴ ضربی تحسین بسیاری را برانگیخت؛ همنشینی ریتم و تم این قطعه به حدی بود که حتی اشکالاتی که این تصنیف در پیوند شعر و موسیقی داشت (۲) را از دید شنونده اهل موسیقی دور نگه داشت و آنها تا به امروز آنرا یکی بهترین تصانیف موسیقی ایرانی می دانند.
دو نمود از یک تفکر (III)

دو نمود از یک تفکر (III)

در معماری ایرانی نیز چنین وضعیتی کمابیش وجود دارد؛ تنها با یک تفاوت؛ معماری بنا به ذات کاربردی خود و وابستگی اش به علوم فنی، در صد و چند ده ساله ی اخیر چاره ای جز تغییر نداشته است. با تغییرات بنیادین فنی در معماری و ورود تکنولوژی های جدید، آن چارچوب های همیشگی –که رابطه ای انکارناپذیر با مسائل به اصطلاح نیارشی نیز داشته اند– ناچار به کنار گذاشته شدن بوده اند.
جایگاه رهبر (I)

جایگاه رهبر (I)

دو سال پیش، وقتی ارکستر سمفونیک تهران هنوز از داشتن رهبر دائم محروم بود و در حالتی مشوش و سردرگم به سر میبرد، مطلبی با عنوان”ارکستر بی رهبر” چاپ شد که این مقاله در مورد ارکستری صحبت میکرد که بدون رهبر کار میکند و در سطح مطلوبی به فعالیت میپردازد.
مونیک بازارت، مدافع زنان موسیقیدان

مونیک بازارت، مدافع زنان موسیقیدان

مونیک بازارت (Monique Buzzarté) متولد ۲۶ اوت ۱۹۶۰ سن پردو ایالت کالیفورنیا آمریکا آهنگساز، نوازنده ترومبون، حامی فعال موسیقی معاصر، اجرا کننده بسیاری از آثار جدید برای ترومبون است. او با نوازندگی به همراه سازهای الکترونیک و گروههای موسیقی مجلسی، علاوه بر آهنگسازی برای: سولونوازی، موسیقی مجلسی و آثار الکترونیک مشهور است. خانم بازارت زیر نظر استوارت دمپ استر (Stuart Dempster) و ند مردیث (Ned Meredith) تحصیل کرده است. وی دارنده مدرک لیسانس و فوق لیسانس موسیقی از دانشگاه واشنگتون و فوق لیسانس از مدرسه موسیقی منهتن می باشد. در سال ۲۰۰۸ به عنوان “سولوئیست برتر سال” انتخاب شد و در سال ۲۰۰۹ جایزه MAP به دلیل آهنگسازی برای ترومبون و شاکوهاچی (shakuhachi) دو ساز قدیمی بادی، تقدیم وی شد.
پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

پورقناد: موسیقی داوودیان هویتی ایرانی و مردانه دارد

اینکه بگوییم با صفتهای مختلف این موسیقی زیبا است، یک گفته کلی است ولی اینکه بگوییم چرا این اثر زیباست و چرا با مخاطب ارتباط برقرار میکند و چرا ماندگار میشود، به دلیل وجود هویت است. بررسی مسائلی که به این اثر هویت میبخشد میتواند به این سئوال پاسخ دهد که چرا آثار کاظم داوودیان زیباست.
سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

خب برای من خیلی عجیب بود که این کارها چیست؟ این آدمی که دستهاش رو این قدر باز و بسته میکند و این طور آواز میخواند، این کارها چیست؟ هیچ شناختی نسبت به اپرا و اینکه اپرا چیست نداشتم تا اینکه روزی سر کلاس پیانو معلمم به من گفت، حسین سرشار را پیدا کردند و ایشان گم شده بوده و من آن موقع پرسیدم حسین سرشار چکاره است؟ مگر بازیگر نیست هر جا برود میشناسندش؟ گفت: نه، این خواننده اپرا بوده و گم شده و بعد فهمیدیم که ایشان فوت کرده اند. از روی این گپ و گفت، سالها گذشت که من وارد دانشگاه شدم، رشته من تئاتر است و در واقع میدانید که اپرا تلفیقی از تئاتر و موسیقی است و بعد از اینکه درس خواندم تازه فهمیدم اپرا چیست و بعد به واسطه کاری که داشتم متوجه شدم که ما چه گذشته غنی ای داشتیم و برای بررسی و واکاوی این گذشته مستنداتی که داریم بسیار غلط هست.