The Pros and Cons of HitchHiking

Rog
Rog
یک توضیح: اصطلاح HitchHiking، معادل فارسی یک کلمه ای ندارد و هرچند اصطلاح اروپایی آن autostop، در اثر تبدیل و تحول در چند سال اخیر به “اتو زدن” تبدیل شده، اما باز هم با معنای واقعی این اصطلاح فاصله دارد.

عبارت HitchHiking به معنای مسافرت مجانی از طریق سوار شدن بر خودرو مسافران دیگر یا کامیونها، موتور سیکلت و دیگر وسایط نقلیه ای که در مسیری موافق حرکت میکنند- و البته به جان خریدن عواقب احتمالی آن – است. این قبیل مسافران گاهی چنان عاقبت جذاب، ترسناک یا غم انگیزی پیدا میکنند که این ماجراهای واقعی بارها دستمایه هنرهای مختلف از نقاشی و عکاسی گرفته تا داستان، فیلم و موسیقی قرار گرفته است.

در مطلبی که میخوانید ما برای سهولت مطالعه، به جای نوشتن عبارت انگلیسی HitchHiking ، از جایگزین ناقص اما مفید “سواری مجانی” استفاده کرده ایم که امیدواریم چندان به دل نگیرید.

فواید و مضرات سواری مجانی
در سال ۱۹۷۸، راجر واترز برای آلبوم بعدی پینک فلوید، با دو ایده که مدتی بر روی آنها کار کرده بود، به سراغ هم گروهانش رفت. یکی از این دو “دیوار” The Wall و دیگری “فواید و مضرات سواری مجانی” The Pros and Cons of HitchHiking بود. گروه ایده “دیوار” را بیشتر پسندیدند و بنا به تصور آنها اشعار و کلمات آلبوم دیگر، بیش از حد درباره زندگی خصوصی واترز بود.به این ترتیب “فواید و مضرات..” باقی ماند تا بعدها به عنوان یک پروژه سولوی واترز اجرا شود.

audio file “Running Shoes”را بشنوید

پس از اینکه راجر واترز در سال ۱۹۸۳، گروه پینک فلوید را ترک کرد، به استودیو بازگشت و به کار بر روی اولین آلبوم سولوی خود “فواید و مضرات سواری مجانی” پرداخت. این آلبوم در سال ۱۹۸۴ منتشر شد و با دو تور و چندین کنسرت در سراسر اروپا و آمریکا ادامه یافت. در اولین تور که از سوئد آغاز شد و به هلند، انگلستان، سویس و سپس به نواحی شرق آمریکا و کانادا رسید، نوازنده اسطوره ای گیتار، اریک کلپتن Eric Clapton ( متولد ۱۹۴۸، انگلستان) گیتار اصلی یا lead مینواخت.

audio file “Arabs With Knives And West German Skies”را بشنوید

این تورکه تقریبا تمام بلیطهای آن به فروش رفته بود از برنامه ای دو قسمتی تشکیل میشد: در قسمت اول تعدادی از ترانه های پینک فلوید و در قسمت دوم کل آلبوم “فواید و مضرات..” اجرا میشد. کلپتون در طی برنامه های کانادا، تور را ترک کرد.این آلبوم ابتدا در انگلستان و سپس در آمریکا منتشر شد. تفاوتهای اندکی در اشعار این دو نسخه وجود دارد و در بعضی نسخه ها تعدادی از ترانه های اضافه اجرا شده در کنسرت هم گنجانده شده اند.

audio file “The Remains Of Our Love”را بشنوید

راجر برای این آلبوم از یاری عده ای از اشخاص خلاقی که در موفقیت “دیوار” نقشی اساسی داشتند، بهره مند شد. مانند آلبوم “دیوار”، در اینجا هم جرالد اسکارف Gerald Scarfe تصاویر گرافیکی و انیمیشن این آلبوم را هم برای تور و آلبوم به وجود آورد و تیم مارک فیشر Mark Fisher و جوناتان پارک Jonathan Park ، که کار طراحی صحنه کنسرت “دیوار” را برعهده داشتند، در این اجرا نیز طراحی صحنه و وسایل آنرا بر عهده گرفتند.

audio file “The Go Fishing”را بشنوید

اسکارف کاریکاتوری از تمام اعضای گروه در تور تهیه کرده بود و کاریکاتور راجر واترز که “راج” Rog نام داشت، پوزه درازی مانند سگ داشت. اسکارف با الهام از این طرح، سگی به نام “رگ” Reg را طراحی کرد که به شخصیت اصلی داستان و انیمیشنی که بر روی صحنه کنسرت آلبوم پخش میشد، تبدیل شد.

Reg
“فواید و مضرات سواری مجانی”، داستان جذابی درباره وجود ترس و وحشت در ارتباطات و انگیزه های جنسی است. ماجرای این آلبوم درباره مردی است که با ورود به مرحله میان سالی و حالات خاص این دوره، علاوه بر درگیریهای روحی دیگر و کاهش اعتماد به نفس و نگرانی از پیری، درباره خیانت به همسرش خیال بافی میکند. این آلبوم در مدت زمانی واقعی از ساعت ۴:۳۰ تا ۵:۱۱ دقیقه صبح اتفاق می افتد، زمانی که مرد در میان رویا، کابوس و بیداریهای نه چندان هوشیارانه، به سر میبرد.

audio file “Dunroamin, Duncarin, Dunlivin”را بشنوید

اشعار هر چند متعدد، اما مانند همیشه عالی هستند. راجر واترز با نبودن پینک فلوید، گروهی از بهترین نوازندگان استودیویی را که در طی سالها با آنان رابطه ای رفاقت آمیز پیدا کرده بود، گرد هم آورد و این گروه جدید The Bleeding Hearts Band نام گرفت.

audio file “The Moment Of Clarity”را بشنوید

گروه Bleeding Hearts (قلبهای خون چکان) در زمان ضبط استودیویی آلبوم ” The Pros and Cons of HitchHiking ” از افراد زیر تشکیل شده بود:
راجر واترز- گیتار ریتم، بیس و خواننده
اریک کلپتون- گیتار اصلی Lead Guitar
مایکل کامن Michael Kamen- پیانو- رهبر ارکستر و تنظیم ارکسترال
اندی نیومارک Andy Newmark- درامز
دیوید سنبورن David Sanborn- ساکسوفون
اندی بون Andy Bown- ارگ هموند و گیتار ۱۲ سیمی
ری کوپر Ray Cooper- پرکاشن
مادلین بل Madeline Bell- همسرا (گروه خوان)
دورین چنتر Doreen Chanter- همسرا (گروه خوان)
کیتی کیسون Katie Kissoon- همسرا (گروه خوان)
رافائل راونسکرافت Raphael Ravenscroft- هورن
کوین فلانیگان Kevin Flanigan- هورن
ارکستر ملی فیلارمونیک National Philharmonic Orchestra


rogerwaters.org
wikipedia.com

18 دیدگاه

  • ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۵ ق.ظ

    برایم این سوال پیش آمده که آیا مسئولین سایت نظرات خوانندگان را میبینند و میخوانند و یا اصولا اهمیت میدهند یا نه. جالب است که اینهمه واکنش منفی به این جنس مطالب ابراز شده و همچنان انگار نه انگار. محتوای برخی مطالب نشان میدهد انتشار آنها تنها برای اینست که یک مطلب جدید به سایت اضافه شود، حالا هر چه شد، شد. من شخصا از علاقمندان پر و پا قرص پینک فلوید و هر آنچه به آن مربوط باشد هستم، ولی نمیدانم اینکه بخشی از بازدیدکنندگان (و نویسندگان) سایت از علاقمندان پینک هستند دلیل میشود که بخاطر خوشامد خودمان دائم در این باره هر جور مطلبی که خواستیم و توانستیم از هر جا که شد ترجمه کنیم؟ انصافا بین اینهمه آلبوم ریز و درشت (در سبکهای مختلف، در موسیقی راک، در آثار پینک فلوید، حتی در آثار خود واترز)، این آلبوم متوسط راجر اینقدر از اولویت برخوردار است؟ و البته این فقط یک نمونه است. بحثم سر نوشتن یا ننوشتن از پینک یا راجر نیست. سر چگونه نوشتن و عمق و ارزش مطالب است.
    آنچه هارمونی تاک را هارمونی تاک کرد و باعث شد علاقمندان موسیقی آنرا ارزشمند بیابند، قطعا اینجور مطالبش نبود. این جنس مطالب همه جا نوشته میشوند و از این سایت انتظاری بیش از این میرود. ضمنا اصراری هم نیست که الا و لابد حتما هر روز مطلب جدیدی در سایت ارائه شود!

  • safa
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱:۳۷ ق.ظ

    تا حدودی با دوستمون محمد موافقم. البته این آلبوم رو ابدا متوسط نمی دونم. اما دوست داشتم که یه نقد تو مایه های نقد آلبوم “حیوانات” بر روی این آلبوم نوشته می شد. شبیه اون سری نقدها انصافا خیلی وقته که دیگه تو هارمونی تاک دیده نمی شه.

    فروغ پوریای ولی “HitchHiking Game” رو “بازی اتو استاپ” ترجمه کرده و سید مهدی پرپنچی و امیر رجبی در کتاب “صخره یقین در اقیانوس شک” که ترجمه ی ترانه های آلبوم های سولوی راجره، “The Pros and Cons of HitchHiking” رو “نیش و نوش اتو استاپ زدن” ترجمه کرده ان. مشکل همچنان در مورد تفاوت اتو استاپ و hitchhiking وجود داره، و “فواید و مضرات” و “نیش و نوش” هم که خوب هیچ کدوم قشنک نیستن.

  • سحر شهاب
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۵ در ۹:۳۶ ق.ظ

    با تشکر از دوستان خوبی که نسبت به هارمونی تاک انقدر تعصب مثبت دارند، باید عرض کنم که این مطلب دقیقا به خاطر درخواست یکی از خوانندگان ترجمه شد. این درخواست را در زیر مطلب “هنگامی که باد میوزد” میتوانید ببینید. ما در اینجا کوشش میکنیم که تا جایی که به حیثیت سایت لطمه نخورد، به درخواستهای خوانندگان پاسخ بدهیم و طبیعتا درمورد اشخاصی چون “بریتنی اسپیرز” نمینویسیم. من شخصا این اثر راجر واترز را نشنیده بودم و پس از اینکه درباره اش مطالبی خواندم، این نکته که این آلبوم ممکن بود به جای “دیوار” اجرا شود، برایم بسیار جالب بود. در مطالبی که پیدا کردم، طرح داستانی این آلبوم هم به قلم واترز موجود بود که متاسفانه به خاطر تنها یک جمله، از قرار دادن آن در سایت صرف نظر کردیم.
    در کل اگر با دید مثبت به محتویات سایت نگاه کنیم، با توجه به تعدد نویسندگانش، از تنوع مطلب قابل قبولی برخوردار است. هر چند که من هم شخصا با ارایه مطلب جدید روزانه موافق نیستم، اما از تنوع محتویات آن بدم نمی آید. فراموش نکنید که لزوما قرار نیست همه کس، همه چیز را بپسندند و ما هم نمیتوانیم تنها برای یک دسته از علاقمندان مثلا تئوری موسیقی، موسیقی پاپ یا استاد شجریان مطلب بنویسیم. باز هم ممنون

  • فهام
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    سلام
    خیلی ممنون از مطالبتون…خصوصا این مورد..من م,سیقی پینک خصوصا راجر واترز را به طور خاص دنبال میکنم و این کار واترز را به عنوان یکی از شاهکارهایش در چیدمان وارنج , ونیز نوازندگی میشناسم البته در کنار مایکل کیمن.
    مطالب زیادی راجع به این اثر در گذشته خوندم که حد وسط نداشتن..یا خیلی خوب یا خیلی بد..مهم درک و برقراری ارتباط با این اثر است . همیشه تاسفم از این بود که این آلبوم مورد به مهری قرار گرفته که البته علتش رو میتونم حدس بزنم!
    بهر حال باز هم از حسن سلیقه و انتخابتون متشکرم.

  • ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۵ در ۳:۴۴ ب.ظ

    salam! elzaman ehtiaj nist hame matalebe ra hame bekhanadnd!!! motasefaneh einghadar nabayad bozorg andish bod!ein matlab dar noe khodesh jaleb bod va jazab !osolan karhaye waters arzesh darand ye matlab dar noredesh nevesht…agar baladim behtar benevisim ya nazare behtari bedahim be jaye sang andazi ya enteghad khodeman dast bekar beshavim!!!

  • همايون
    ارسال شده در آبان ۲۴, ۱۳۸۵ در ۶:۳۲ ب.ظ

    درود.

    جناب محمد! ‍‍‍لطفا دلایل خود را مبنی بر متوسط ‍بودن آلبوم مورد بحث به تفصیل بیان فرمایید در غیر اینصورت ناچارم جنابعالی را مخاطبی با سلیقه ی متوسط قلمداد کنم که احتمالا با شنیدن این کار نسبتا متفاوت دچار خستگی ناشی از سنگینی موسیقایی قطعات شده است.
    تصور می کنم یکی از اهداف سایت پرداختن به موسیقی ها و البوم های کمتر شنیده شده یا کمتر بحث شده است. که از این بابت باید ممنون باشیم . آلبوم pros and cons همانطور که دوستی گفت ؛ از نظر تنظیم قطعات و سازبندی واقعا کار کم نظیری ست . سطح نوازندگی خصوصا لید گیتار که بر عهده ی کلپتون است راه بر هر گونه حرف و حدیثی بسته است. انسجام و پیوستگی قطعات که از وجوه مشخص کار واترز است مانند آلبوم های پیشین چارچوب درخوری برای کار فراهم ساخته . صدابرداری آلبوم تحسین برانگیز و بسیار دقیق است.البته من به جناب محمد تا حدودی حق می دهم! این آلبوم با توجه به سلیقه ی علاقمندان واترز و حافظه ی شنیداری آنها تدارک دیده شده است .پس نباید از اینگونه اظهارات در خصوص این آلبوم متعجب بود. اما با تعریض ایشان در مورد سطح این مقاله تا حدودی موافقم . به هر حال از سحر شهاب برای تهیه این مطلب ممنونم.

  • farzad
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۸۵ در ۹:۰۶ ب.ظ

    salam
    be nazare man in album az tamame jahati ke homayoun jan eshare kardan fogholade ast va vaghean dalayel motevaset boodane oono mikham bedoonam,hatta man shakhsan az in album bishtar az amuse to death khosham miaiad ke albate dalayele shakhsi dare. in asar az ebteda ta be enteha khas va dar eine hal ROGER WATERSi hast,dalayele khodetoono vase zafe album benevisid!!!

  • کوروش
    ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۸۵ در ۵:۵۲ ب.ظ

    من با آقای محمد موافقم.در کنار این اثر واترز اثرهای مشهورتری از پینک فلوید مثل DIVISION BELL وجود داره که شما اصلا به نقد اونا هیچ توجهی ندارید.پس لطفا از این به بعد در انتخاب آلبومهایی که می خواهید اونا رو نقد کنید بیشتر دقت کنید.

  • آلما
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۸۵ در ۹:۵۷ ق.ظ

    مشهور بودن لزوما به معنای بهتر بودن نیست.چه اشکالی داره در یک سایت ما مطالبی رو بخونیم که در جاهای دیگه کمتر دربارش حرف زده شده؟

  • farzad
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۸ ق.ظ

    maroof booodan dalil bar khoob bodan nist,vali DIVISION BELL kare besiar khoobie vali be nazare man THE PROS AND CONS … hanooz az oon behtaren, too yek mosahebe az tahie konandeye PINK FLOYD khoondam ke in albumo hatta az THE WALL ham behtar midoonest ke be nazare man behtar nist vali chiziam kam nadare.

  • مازیار
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

    سلام

    با تشکر

    میتونم بگم تقریبا کامل ترین مطلب به زبان فارسی در رابطه با این آلبوم رو طی ۱۰ سال گذشته خوندم و لذت برم

    موفق باشید

  • ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۷ ب.ظ

    سلام
    به نظر من هم مطلب کامل و درخوری نوشتید و جالب تر از اون نظراتی بود که دوستان برای این مطلب نوشته اند.فکر ی کنم در مورد آلبوهایی مثل دیوار و DIVISION BELL مطالب به تفضیل نوشته شده باشه ونیازی نیست که به مطالبی تاکید شود که شناخته شده هستند…
    پاینده باشید

  • علیرضا
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۵ ق.ظ

    یه عده فکر میکنند هر چیزی که پر از اعتراض و انتقاد سیاه باشه یا هر چیزی که معنی شو نمیفهمن ، حتما خوبه .
    هنرمند باید مسوولیت پذیر باشه .

  • هامون
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۸۶ در ۴:۱۶ ق.ظ

    به نظر من بهترین ترجمه ی The Pros and Cons of HitchHiking اینه :طرفداران و مخالفان اتواستاپ زدن

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۶ در ۹:۳۱ ب.ظ

    homayoone aziz man shakhsan tarafdar va shenavandeye sabete rogeram amma shayad behtar bashe nahveie barkhordemoon ro avaz konim va az inke roger hamishe karesh alie biaim biroon va manteghi va almi be album negah konim dar mored clapton ham baiad begem ke karesh vaghean alie amma sabkesh kami ba roger motefavete va nemitoone too sabke progressive rock be paie david berse va kollan in album ba the wall ghabele ghias nist amma ahang every strangers eyes fogholadas

  • peyman
    ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ق.ظ

    مطلبی خوبی بود ولی ای کاش ترجمه بعضی اشعارش در این البوم را میگذاشتید و مطالب بیشتری از پینک فلوید و سولوهایشان در این سایت بگذارید

  • ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۸۹ در ۸:۱۰ ب.ظ

    مرسی از مقاله قشنگتون.و در تایید زیبایی بی حد و حصر این آلبوم (البته از نظر خودم) باید بگم که اگه با هر پدیده ای بتوان ارتباط برقرار کرد میتوان دوستش داشت. و من با این آلبوم و اتمسفرش شدیداً ارتباط برقرار کردم. باز هم از مطلب خوبتون ممنونم.

  • javad
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۲ در ۲:۴۲ ق.ظ

    آقاى ناسناس اگه قرار بود دوىد گىلمور سلوى اتواستاب مىزد به اىن زىباىى نمشد اىن سبک بلوز ىه استاد بلوز مىخواست که ارىک فقط از احدش بر مىومد, نا گفته نمونه دىوىد گىتارىست بزرگىه, ولى در اون زمان داشتن با نام پىنک فلوىد حال مىکردن, کاراى واترز و آىندگان مىفهمن چىه ,کاراش جلوتر از زمان ماس بخاطر همىن وقتى گوش مىدىن به مشکل مىخورىن

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.
کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

«گروه کر شهر تهران» به رهبری «مهدی قاسمی» در پانزدهمین سال فعالیت هنری اش، خود را برای کنسرت هفتۀ موسیقی معاصر تهران آماده می کند. به همین منظور، عاطفه دمیرچی روزنامه نگار و عضو «گروه کر شهر تهران» در نوشته ای، برنامه های پیش روی «گروه کر شهر تهران» را برای سایت ارسال کرده است که در ادامه می خوانید.
پن فلوت (II)

پن فلوت (II)

شواهد وجود پن فلوت در اشعار اوید Ovid، شاعر یونان باستان و در میان تصاویر روی ظروف و مجسمه های سراسر اروپا دیده میشود. برای مثال در یک کولونی رومیان، سازی متشکل از ۷ نی که به شیوه دیاتونیک (وابسته به مقیاس کلید هشت آهنگى در هر اکتاو) کوک شده بود و همچنین شواهد مکتوبی از این ساز در چند کتابچه راهنما یافته شده است.
زنان و موسیقی (III)

زنان و موسیقی (III)

سبکِ او تحت تأثیر گرایش جدید ایتالیایی قرار گرفته بود که در آن زمان در فرانسه در حال رشد بود. اِلیزابت توانسته بود برای خود حرفه مستقلی ایجاد کند. وی علاوه بر آموزشی که در خانواده خود دیده بود، با ازدواج با مَرَن دُ لَ گِر که خود نیز نوازنده و از خانواده ای اهل موسیقی بود، توانست بر هویت هنری خود بیافزاید و به این ترتیب با استفاده از شهرت دو خانواده اهل موسیقی پیوندهای خوبی را با جامعه موسیقایی آن زمان برقرار کند.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع، بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XII)

در اینجا صحبتم را تمام می‌کنم و توجه را جلب می‌کنم به منابع مکمل شفاهی و مکتوب و تاریخی‌ای که وجود دارند و در نهایت باز هم به جناب آقای دکتر قادری تبریک می‌گویم چون این ردیف نزد معدودی از اهل فن مشهور بود و می‌شناختند و سال‌ها رویش کار می‌کردند ولی تا وقتی اجرا نشود و به نت‌نویسی‌ای قابل فهم برای اکثریت جامعۀ موسیقی تبدیل نشود تأثیری ندارد، کمااینکه چند سال است نسخۀ خطی نت‌نوشته‌های هدایت چاپ شده و فکر نمی‌کنم کسی دیده باشد و شاید پنج نفر، ده نفر با آن دست‌وپنجه نرم کرده‌ باشند. به همین خاطر، قطعاً این کتاب در معرفی‌ این ردیف به جامعۀ بزرگ‌تر موسیقی بسیار ارزشمند است و امیدوارم در آینده هر دو دوست عزیزمان به این نکات استیل اجرایی هم بیش از پیش توجه کنند.
هدر اشمیت، پیانیست و آهنگساز

هدر اشمیت، پیانیست و آهنگساز

هدر اشمیت (Heather Schmidt) به عنوان یکی از تکنیکی ترین و در عین حال با موزیکالیته ای برجسته، در دنیا شناخته شده است. او را میتوان به یکی از برترین نوازندگان صحنه دنیا نام برد، نوازنده ای که کنسرتهایش شور و هیجان خاصی در میان مخاطبینش به وجود می آورد. جدا از تبحر بالایش در نوازندگی، اشمیت در آهنگسازی نیز مهارت و استعداد خود را نشان داده است و احساس و نبوغش در خلق قطعات ستودنی است.
هنر شنیدن موسیقی (II)

هنر شنیدن موسیقی (II)

من در اولین سال کالج با کمال تعجب متوجه شدم که در تمام رسیتالها و کنسرتها، ردیف اول و دوم صندلیها به ترتیب توسط استادان دانشکده ریاضی و فیزیک اشغال یشد. از همان زمان و طی تحقیقات بعدی متوجه شدم که ریاضی دانان و فیزیک دانان، به خصوص آنهایی که با بخش تئوری آن سر و کار دارند، درک، عشق و احترام بی ندازه ای نسبت به موسیقی دارند بسیاری از آنان موسیقی دان هم هستند.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (III)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (III)

یکی از این روش ها “حرف زدن با سازدهنی” یا اصطلاحا “Talking Harmonica Style” است که به مفهوم ادای کلمات و جملات ساده به وسیله هارمونیکا است. بسیاری از نوازندگان قطعاتی به این شیوه ضبط کرده اند ولی شاخص ترین آهنگ موجود در این زمینه آهنگی است به نام I Love My Mama که توسط Saltey Holmes دردهه ۱۹۳۰ و با سازدهنی دیاتونیک گام Bb اجرا شده است. به بخشی از این آهنگ توجه کنید:
آلبوم «آب» منتشر شد

آلبوم «آب» منتشر شد

«آب» عنوان سومین آلبوم سه تار نوازی از «ابوسعید مرضایی» نوازنده و نواساز است که شامل قطعاتی برای دونوازی سه‌تار و تمبک است؛ ابوسعید مرضایی به عنوان نواساز و «فربد یداللهی» به عنوان نوازنده سازهای کوبه‌ای و تمبک، زوج هنری این مجموعه هستند. دیگر آلبوم مرضایی که در همکاری با فربد یدالهی ساخته شده بود «خاک» نام داشت.