خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (II)

برخلاف مرحله اول در مرحله دوم با مقولات فن و عقل روبروئیم. تمامی شاگردانی که به آموزشگاه های هنر میروند همین فنون و تکنیک های بیان را فرامی گیرند. با این حال باید توجه داشت که در ادواری خاص ظهور یک پیام نوین درونی نیازمند به زبانی جدید است.

در هر هنری وقوع چنین رویدادی به ظهور سبکی جدید فرجام میابد.

برای نمونه میتوان در شعر به ظهور غزل و یا سبک نیمائی و در موسیقی تکنیک های سبک رمانتیسم اشاره کرد.

با توجه به نکات فوق میتوان اولین شرط برای شناخت هنرمند خودآموخته را در توان درونی وی برای خلق درونی اثر جستجو کرد.

او باید از قدرت خلق درونی اثر بهرمند باشد. اما با ضعف خود برای تجلی و تجسد آنها روبرو میشود. مهمترین مشکل خودآموختگان در همین مرحله است که آنها را به تکاپو وامیدارد. در آغاز آنها ناچار میشوند با روش های آزمون و خطا کار خود را دنبال کنند. برای مثال اگر به آثار نقاشی این هنرمندان نگاهی بیاندازید متوجه میشوید آنها ضعف خود را در کاربرد حجم و سایه روشن ها از طریق استفاده از رنگهای بیشتر جبران میکنند. بطوریکه چنین بنظر میرسد آنها به سبکی جدید دست یافته اند.

در هنر موسیقی نیز خود آموختگی با جریانی تراژیک همراه بوده است. یکی از دلایل مهم ظهور این تراژدی ها سقوط ارزش معنوی هنر موسیفی در جامعه بوده است. اگر نگاهی به زندگی اکثر خوانندگان و نوازندگان بویژه از بعد از انقلاب مشروطه بیاندازید متوجه میشوید اکثر این هنرمندان یا در خانواده ای هنرمند و هنر دوست پرورده شدند یا در خانواده ای متعصب و بیزار از موسیقی!

کودکانی که در خانواده اخیر حضور داشتند در صورت علاقه به موسیقی ناچار میشدند محرمانه و بدور از چشم والدین و آشنایان سازی تهیه کرده و در کنجی تاریک و بسته روند خود آموختگی را تجربه کنند.

بعدها که والدین از استعداد و عشق آنها به موسیقی آگاه میشدند، این خودآموختگان با دو نوع متضاد از واکنش آنها روبرو میشدند؛ اگر خانواده ها کمتر تعصب داشته و اندکی به هنر متمایل بودند ممکن بود با آنها مخالفت نکرده و حتی راه آنها را بسوی این هنر هموار کنند، در غیر این صورت تعصب آنها را وامیداشت به هر طریق ممکن، راه این خودآموختگان را سد کنند و هنر دوستان را از آثار این عاشقان محروم کنند.

در مواردی نیز عشق به موسیقی در برخی از این خودآموختگان چنان شدید بود که آنها را مجبور می کرد تا با جدائی از خانواده راه خود را دنبال کنند. شجریان یکی از نمونه های بارز مبارزه با این محرومیت ها است. او حتی ناچار شد در آغاز، نامی مستعار برای خود انتخاب کند.*



پی نوشت
* محمدرضا شجریان که از کودکی در محضر پدر قرائت قرآن را آموخته بود، با گرایش به سمت موسیقی به تجربیاتی شخصی در زمینه ارتقای سطح دانش موسیقی خود کوشش هایی انجام داد و وقتی به تهران آمد از طریق آشنایی با استاد احمد عبادی وارد رادیو شد و با نام هنری سیاوش به کار خود ادامه داد. شجریان مدتها فعالیت های موسیقیایی اش را از چشم پدر دور نگاه داشت و سعی کرد موجب رنجیدن او نشود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

لغو مجدد کلیه فعالیت های هنری در سراسر کشور، طی اطلاعیه جدیدی از وزارت ارشاد تا یک هفته دیگر اعلام شد. در پی شیوع ویروس کرونا و جهت پیشگیری از گسترش آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توافق و تصمیم مشترک با وزارت بهداشت، طی اطلاعیه ای کلیه کنسرت ها، اجراهای تئاتر، اکران سینمایی و دیگر تجمعات هنری را تا تاریخ جمعه نهم اسفندِ جاری ملغی اعلام و محمد الهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی این خبر را رسما ابلاغ کرد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

او در کتاب خود «موسیقی در گذر از قرنها» داستانی جالب از پادشاه موسیقی شفا بخش استیون هالپرن (۵۲) نقل می کند: «بعد از اتمام یک سمینار در مورد موسیقی نیوایج که در دهه ۷۰ برگزار شده بود من او (استیون هالپرن) را برای صرف شام به خانه ام دعوت کردم و مدت زیادی در باره موسیقی باب روز یعنی نیوایج صحبت کردیم. در آخر من در مورد آلبومش اخیرش (۵۳) از او سوال کردم. یادداشت های او درخلال بروشور آلبوم ادعا می کرد که هر یک از هفت آهنگ این آلبوم برای مدیتیشنی خاص و مخصوص یکی از چاکراهای هفتگانه است. می خواستم بدانم که او از کجا می فهمد که کدام آکورد و چگونه روی چاکرای خاصی تاثیر دارد؟ من او را به این دلیل تحت فشار گذاشتم که فکر می کردم شاید او به معدن طلای اسرار آمیز عرفان (!) دست پیدا کرده است. سرانجام خندید و گفت: همه اینها فقط یک فریب است. نیازی به گفتن نیست که پس از آن، از اینگونه باورها دست برداشتم و رابطه ما همان جا برای همیشه تمام شد.»

از روزهای گذشته…

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

گویند گنج هایی را امپراطور روم از ترس خسرو پرویز سوار بر کشتی کرد و به آب انداخت تا به دست خسرو پرویز نیفتد اما طوفان و باد آنها را به ساحل مصر برد از قضا آنجا جایگاه سربازان خسرو بود که آن سواحل را فتح کرده بودند به این ترتیب این گنجها ازآن ایرانیان شد و این چنین بود که باربد آهنگی را به نام «گنج باد آورده» ساخت چنان که اشاره شد هر یک از الحان باربد بر اساس داستانی شکل گرفته است.
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (II)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (II)

یک نگاه ساده به این عنوان‌ها (و البته پی‌گیریشان در متن کتاب) و گذری بر مطالعات جامعه‌شناختی موسیقی در خارج از ایران، روشن می‌سازد که حتا اگر خود کتاب به عنوان مطالعه‌ی موردی استفاده‌ی گسترده نیابد، این بخش آن تا مدت‌ها می‌تواند در سرمشق و شالوده‌ی مطالعات مشابه در ایران باقی بماند. چنین روش‌شناختی باعث می‌شود که با وجود آن که تمامی چهار فصل کتاب، به عکس عنوانشان، در اغلب قسمتها محتوایی آشکارا درباره‌ی رادیو ندارند، اما رادیو سوژه‌ی پنهان سطر سطرشان باشد.
هنر از هنر تا جامعه (II)

هنر از هنر تا جامعه (II)

در دهه شصت، بویژه در فرانسه ژان پل سارتر و همپالگی هایش، حتی این نظر را تئوریزه کردند. آنها یکی از نقشهای فرعی و معمول هنر را تبدیل به نقش اصلی و علت وجودی هنری کردند که سرانجام در جهان امروز بصورت عامل سرسام آور جلوه کرده است. بدین ترتیب از مقوله مهم هنر برای هنر تفسیرهای بسیار غلط ارائه شد که در پس آن میتوانستی بسهولت مفهومی بسیار غلط انداز به نام هنر بمثابه وسیله را ردیابی کنی.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIV)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIV)

از ادامه دهندگان راه وزیری و خالقی در آهنگسازی، قبل از حسین علیزاده، حسین دهلوی و فرامرز پایور هم آثاری عرضه کرده اند که بیشتر آمیخته ای از موسیقی شرقی و غربی هستند و معروفیت و مقبولیت چندانی نیافته اند. از پویندگان تجدد و از نسل جوانترها، بعد از علیزاده باید از حمید متبسم نام برد. او که از همراهان گروه عارف و شیدا بود بعد از انقلاب در آلمان به فعالیت پرداخت. قطعه «ونوشه» ساخته او برای سه تار و ارکستر سازهای ایرانی نمونه ای ارزنده از موسیقی هارمونیک ایرانی بدون آواز و شعر، با سازها و در مایه ها و مقام های ایرانی است که با دوستان و همکاران سابق از نوازندگان عارف و شیدا اجرا شده است. (نوار «بامداد» انتشارات سروش) تجربه این کار نشان داد که تجدد راهی نیست که شخصی یا گروهی به تنهایی در آن راه افتاده و با موفقیت آن را ادامه دهد. این بخش اساسی از تجدد در موسیقی در تنگنایی گرفتار است، که چنین ویژگی هایی دارد:
استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (II)

استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (II)

“سه سیم یا سه تار در حدود ۱۵۰ سال قبل به دست درویشی به نام مشتاق علی شاه که خود نوازنده برجسته‌ای نیز بود دارای سیم چهارمی شد. افزودن این سیم برای بهتر شدن صدا دهی و همراه کردن بیشتر صدای واخوان در هنگام نوازندگی بوده‌است، و این عمل را می‌توان اقدامی در جهت سیر تکاملی تدریجی این ساز دانست. این کار که بدون گرته برداری از هر گونه ساز غربی انجام شد، به قدری لازم و واجب بود که به رغم تناقض آشکار با نام ساز، مورد تایید اکثر موسیقی دانان آگاه آن روزگار که ردیف و موسیقی دستگاهی را از درون مقامی، پایه ریزی کردند قرار گرفت. قطعا اضافه کردن یک سیم به سه تار تغییر زیادی در بلندی صدای آن ایجاد نکرد اما تا مدت‌ها پس از آن اساتیدی نیز بودند که سه‌تار را با سه سیم می‌نواختند و یا حتی امروز نیز می‌نوازند” (رامین جزایری – فصلنامه ماهور ۱۰)
رفتار آکوردهای هفت

رفتار آکوردهای هفت

واقعیت آن است که رفتار یک آکورد به تنهایی با رفتار آن هنگامی که در میان یک قطعه موسیقی استفاده می شود می تواند کاملا” متفاوت باشد، همانگونه که در دستور زبان فارسی یک کلمه ممکن است به تنهایی یا در میان یک جمله تجزیه و تحلیل شود و معانی متفاوتی داشته باشد.
ریتم و ترادیسی (III)

ریتم و ترادیسی (III)

در اصل، ریتمِ سرودْ ریتم گفتار عادی لاتین است زیرا قصد رسیتال روشن سازی معنی تا حد امکان است. در عمل، ممکن است استانداردسازی سرودها به گونه ای که بر کلمات مهم تأکید شود مطلوب باشد. گیدو دِ آرِتْزو، یک راهب بِنِدیکْتی قرن یازدهم، اولین فرم نت نویسی سرود را با قابلیت نت نویسی زیرایی و ریتم با استفاده یک حامل چهار خطی ابداع کرد. این نت نویسی اولیه ی موسیقایی (با استفاده از نمادهایی چون لُنگا، بِرِوِس، ماکزیما و سِمیبِرِوِس که در شکل ۱ نشان داده شده است) امکان امتداد واکه های معین و کوتاه سازی دیگر واکه ها را در اختیار قرار داد. به خصوص، هنگام نت برداری از موسیقی غیر شعری، دقت بیشتری مورد نیاز است. روش دِ آرِتْزو در نهایت به نظام امروزی نت نویسی موسیقایی تبدیل شد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVI)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVI)

نمونه مورد انتخاب ما، برای بررسی دارای تمامی اشکالات مطرح شده است. این نمونه، نتِ چاپ شده پیش درآمد ماهور ساخته درویش خان است که در مجموعه آثار ایشان به چاپ رسیده است. مقایسه ملودی و ریتم قطعه که خطوط کلی اثر را نشان می دهد، با اجرای نزدیک به اصل آن در لوح فشرده (شماره ۳) درسهایی از استاد نورعلی برومند (دستگاه ماهور)، مشخص می کند دست نوشته موسی خان معروفی ـ که این پیش درآمد (بدون دخل و تصرف و تصحیح) از روی آن به چاپ رسیده است ـ دچار نقصهای فراوان بوده است. نت منتشر شده، دارای این نواقص است: کسر میزان شش چهارم (دو ضربی ترکیبی) به طور ثابت تا انتها منظور شده است که با اجرای مورد بحث تفاوت آشکار دارد؛ همچنین هیچگونه علائم مربوط به آرتیکولاسیون، به طور مثال شدت و ضعف ها و تغییرات تمپو، نگاشته نشده است و از تزئینات، تنها علامت مربوط به تکیه در آن یافت می شود و سایر علائم راهنما مانند دراب، استاکاتو، ترمولو، نت های باریک و… که به بهتر اجرا شدن قطعه از روی نت کمک می کند، نگاشته نشده است.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

طلوع: این قطعه به عنوان یکی از زیباترین و تاثیرگزارترین آثار ساخته شده در دهۀ ۶۰ در موسیقی ایرانی مطرح می شود. شنیدن این قطعه و آثار ساخته شده در مجموعۀ هنری نوا مرکب خوانی، شنونده را ناخودآگاه به فضای آن سال ها می برد. قطعۀ از سه بخش متفاوت تشکیل شده که بخش اول از نظر وزن به صورت دوضربی ترکیبی بوده که دارای سرضرب های متفاوتی می باشد. بخش دوم از گوشۀ نهفت آغاز شده و در ادامه وارد فضای گوشۀ گوشت می شود و دارای ضرباهنگی آرام و کند می باشد.
موسیقی و طنز (قسمت دوم)

موسیقی و طنز (قسمت دوم)

مقصود اینکه به جز مثال های بسیار استثنایی، به دشواری بتوانیم پیدا کنیم، قطعات با کلامی را که نقش طنز پردازنه آنها، یکسان به دوش واژگان و به دوش صداها گذشاته باشد. در اکثریت قریب بااتفاق آنها، فقط کلام است که نقش طنز آمیز دارد و موسیقی یا خنثی است یا اصلا احساسات دیگری را تداعی می کند و یا حداکثر در حکم وسیله تزئینی به کار گرفته شده است.