آکوردهای برگشت

تهیه توالی آکوردهایی – chord progressions – روان، خوش وصل و دلنشین برای علاقمندان به هارمونی مانند پاسخ یک محاسبه پیچیده ریاضی نیست که منجر به مقداری کاملاً مشخص و یکسان شود. حرکت از یک آکورد مبدا و رسیدن به یک آکورد مقصد طی چند میزان می تواند پاسخهای متفاوتی داشته باشد که همگی آنها از مشخصات و محدودیت های تعریف شده برای هارمونی پیروی کنند.

طبیعی است هرچه بیشتر با قوانین و تعاریف موجود در دانش هارمونی آشنا باشیم و هارمونی قطعات مختلف را بیشتر تحلیل کرده باشیم توانایی ما برای کنار هم قرار دادن آکوردها بگونه ای که بتوانند شخصیت لحظه ای موسیقی را به سمت و سوی مورد علاقه بکشانند بیشتر خواهد شد. در این نوشته سعی می کنیم بصورت خلاصه شما را با مفهوم “آکوردهای برگشت” آشنا کنیم.

Turnaround Chords
به مجموعه از آکوردها گفته می شود که شما را به یک نقطه آغازین، با هارمونی مشخص باز می گردانند. مثال کاملاً واضح از کاربرد این توالی آکوردها را می توان در هارمونی قطعات استاندارد بلوز – Blues – پیدا کرد.

هنگامی که در انتهای توالی آکورد یک بلوز استاندارد ۱۲ میزانی دو میزان آنهایی آکورد پایه را باید اجرا کند، برای جلوگیری از یکنواختی می توان از آکورد I در ابتدای میزان اول – از دو میزان آخر – شروع کرد و در انتها دوباره به هارمونی I بازگشت. به شکل زیر نگاه کنید که چگونه بسادگی با استفاده از درجات چهارم و پنجم در دو میزان هارمونی یکنواخت تنوع ایجاد کرده ایم.

از چپ به راست : دو میزان D7 انتهایی بلوز استاندارد ، استفاده از “آکوردهای برگشت” در میزان دوم و بازگشت به D7 در همان میزان ، استفاده از “آکوردهای برگشت” در میزان دوم و آماده سازی برای فرود روی D7 در تکرار

دقت کنید که پیدا کردن آکوردهای برگشت لزوماً به اینصورت نخواهد بود که شما در انتهای میزان به نقطه شروع برسید. ممکن است تشخیص شما آن باشد که در ابتدای میزان دوم به نقطه شروع برگردید، که در آنصورت می توانید از هارمونی متفاوتی استفاده کنید که در شکل آورده شده است.

اگر دقت کنید ریشه اصلی تهیه این “آکوردهای برگشت” به وصل معروف V-I باز می گردد که در حالت اول آکورد درجه IV و در حالت بعد آکورد درجه II به قبل از درجه V اضافه شده است.

نکته قابل توجه در استفاده از وصل V-I بعنوان پایه برای Turnaround ها آن است که شما می توانید در هر موقعیت که تشخیص دهید از آکوردهای جایگزین – substituted – استفاده کنید. بعنوان مثال در شکل قبل در نمونه دوم می توان از روش زیر نیز استفاده کرد.

استفاده از آکوردهای جایگزین در “آکوردهای برگشت”

همانطور که مشاهده می کنید در این شکل از آکورد Tritone گام بجای آکورد پنجم استفاده شده است.

سکون هارمونی در انتها موسیقی قبل از برگشت
در انتها ذکر این نکته لازم است که در بسیاری از موسیقی ها مقاطعی وجود دارد که ملودی باید برای مدتی روی یک هارمونی بماند و این مختص ۱۲ میزان بلوز استاندارد نیست. در اغلب موارد این مورد به هنگام فرود نهایی و برگشت به ابتدای قطعه رخ می دهد که وجه تسمیه این توالی آکوردها نیز به همین دلیل است.

استفاده از “آکوردهای برگشت” در کلیه سبکهای موسیقی کلاسیک، پاپ، راک، بلوز و … به همین منوال متداول است. اما موضوع در موسیقی Jazz می تواند کمی پیچیده تر باشد؛ بخصوص اگر سبک جز متمایل به سبکهای مدرن امروزی باشد که در آنها تونیک بصورت شناور مدام در حال تغیر ست.

17 دیدگاه

  • حمید
    ارسال شده در آذر ۷, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۶ ب.ظ

    مرسی ممنون استفاده کردیم.

  • saeed
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۱۴ ق.ظ

    mishe raje be akordhaye chandganeh tozih bedid?

  • saeed
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۱۵ ق.ظ

    manzuram akord haie ke maslan do minor ba do major roye ham hast.

  • كيوان
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۸ ق.ظ

    سلام
    انتظار داشتم به مناسبت درگذشت بابک بیات، مطلبی در سایت شما ببینم…کمی باعث تعجب من شد که بعد از چند روز، ندیدم…البته اینجا یک سایت خبری نیست…ولی…

  • ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۵ در ۳:۵۷ ب.ظ

    درود
    نکته هایی که در میان نوشته ها یادآور می شوید،به اندازه یک آلبوم نایاب ارزشمند است.
    سپاس.
    چند تا از همان نکته ها:”اما موضوع در موسیقی Jazz می تواند کمی پیچیده تر باشد؛ بخصوص اگر…شناور مدام در حال تغیر ست.” یا “نوازنده بدین منظور فکش را پایین می اندازد، زبانش را در کف دهان … چنان صدای چاق و چله ای از سازش در می آورد.”

  • Babak
    ارسال شده در آذر ۹, ۱۳۸۵ در ۷:۵۱ ب.ظ

    ba nazare man aslan tarif kardane tonic mana nadare, ma mitoonim az entekhabe tonic ya hala har chize digei be onvane yek teknik estefade konim. na inke oono yek asl va kelishe farz konim

  • Babak
    ارسال شده در آذر ۹, ۱۳۸۵ در ۷:۵۲ ب.ظ

    hatta dar rock va pop. na? dar zemn kheili mamnoon, kheili vaght bood az in chiz ha naneveshte boodid. khaste nabashid

  • حمیدرضا
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۵ در ۷:۵۴ ق.ظ

    چقدر جالب، احتمالا برای یک نوازنده حرفه ای اینها در خونش رفته و بدون فکر اینکارها را میکنه. نظر شما جیه؟

  • ashkan
    ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۵ در ۳:۳۸ ق.ظ

    SEPASGOZARAM

  • westmusic
    ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۶ در ۳:۲۵ ب.ظ

    oh manam ashegh in gone fazaha hastam mamnun

  • حامد
    ارسال شده در مرداد ۷, ۱۳۸۶ در ۸:۲۲ ب.ظ

    ببخشین اگه تونستین یه چند مورد کتاب درباره آکورد
    میل کنین متشکر*

  • محسن مهدوی
    ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۶ در ۲:۵۳ ب.ظ

    خسته نباشید

    سایت فوق العاده ای دارید.

  • محسن اسرار
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱:۳۹ ق.ظ

    به تمامی زحمتکشان این وبلاگ خسته نباشید میگویم
    درباره ارکستراسیون در وبلاگ توضیح دهید
    سپاسگذارم

  • صالح اويسي
    ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۶ در ۱:۰۴ ق.ظ

    ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما لطفا در مورد انواع سیم ممناسب برای هر نوع موسیقی به همراه نام انها توضیح دهید

    متشکرم

  • milad
    ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰ ق.ظ

    خیلی سایت خوبی خوبیه.ممنون

  • سامی از محلات
    ارسال شده در آبان ۲۵, ۱۳۸۹ در ۹:۲۱ ب.ظ

    سلام سایتتون بسیار خوووووبه فقط کاش تمامی اکوردهای گیتار رو به نمایش میذاشتید…

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۹۳ در ۲:۴۵ ب.ظ

    بچه ها اینهارو بدونید خیلی به درد میخوره:
    • Sanft (آلمانی) ملایم و نرم اجرا کردن.
    • Sautille (فرانسوی) در ویولن ویولونسل آرشه را با ضرباتی تند و کوتاه به روی سیمها وارد آوردن به گونه‌ای که از روی آنها جهش کند (در وسط و بخش فوقانی آرشه).
    • Schalkhaft (آلمانی) شاد و بانشاط و سرحال اجرا کردن.
    • scherzando (ایتالیایی) شاد و سرزنده و با روح اجرا کردن.
    • Schleppend (آلمانی) سنگین و کُند اجرا کردن.
    • Schmetternd (آلمانی) در مورد بوق نوایی خشن و گوش‌خراش پدید آوردن (با ازدیاد فشار هوا در آن)
    • Schnell (آلمانی) با تمپویی کند اجرا کردن.
    • Schneller (آلمانی) تندتر اجرا کردن.
    • Schwach (آلمانی) نرم اجرا کردن.
    • Schwindend (آلمانی) بیشتر و بیشتر نرم و آهسته اجرا کردن به‌گونه‌ای که انگار موسیقی دارد محو می‌شود.
    • Sciolto (ایتالیایی) سبک، فرز و چالاک اجرا کردن.
    • Scorrevole (ایتالیایی) نرم و روان اجرا کردن.
    • Sec (فرانسوی) به معنای «خشک» نت و یا پاساژی را خشک و سرد نواختن به گونه‌ای که به نتها یورش بیاورند و بعد بدون تأخیر رهایشان کنند.
    • Secco Sec (ایتالیایی) به معنای «خشک» همانند
    • Segue (ایتالیایی) نوازنده بخش دوم موسیقی را بدون مکث و یا قطع اجرا کند. یا اجراکننده بخش ویژه‌ای از موسیقی را با آکوردهای شکسته و تک‌تک بنوازد.
    • Sehr (آلمانی) به معنای «بسیار» در عباراتی چون Sehr Schnell (بسیار تند) یا Langsam (بسیار آهسته) Sehr
    • semplice (ایتالیایی) ساده، آسان و روشن اجرا کردن.
    • Sentito (ایتالیایی) گویا، بامعنا و با احساس اجرا کردن.
    • Simile (ایتالیایی) به معنای «یکسان و همانند» به همان نحو و روش پیشین اجرا کردن، با اکوردهای شکسته نتها را نواختن و یا ادامه دادن که با علامت اختصاری Sim مشخص می‌گردد.
    • Sinistra (ایتالیایی) به معنای «چپ» نواختن یک نُت یا پاساژ با دست چپ.
    • Slentando (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر آهسته اجرا کردن.
    • Slancio,con (ایتالیایی) به معنای «بیشتر»
    • Smorzando (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر آهسته نواختنی که انگار موسیقی دارد محو می‌شود.
    • Soave (ایتالیایی) نرم و ‌آرام اجرا کردن .
    • Sordino (ایتالیایی) به معنای «گنگ و خفه» جوری که نوازنده سازهای زهی و بادی از ادوات خود نوای گنگ و خفه‌ای ارائه کند.
    • Sospirando (ایتالیایی) محزون و غمزده اجرا کردن.
    • Sostenuto (ایتالیایی) به معنای «مداوم و بی‌وقفه» تداوم بخشیدن به هر نتی تا ارزش واقعی خود را عرضه کند که معمولاً باید با تمپویی آهسته‌تر اجرا گردد.
    • Sotto(ایتالیایی) به معنای «زیر» اشارتی از سوی رهبر به نوازنده که یک دستش را در زیر دست دیگر بگذارد (دستهای متقاطع) در اجرای یک پاساژ. از این رو Mano sinistra Sotto به معنای گذاشتن دست چپ در زیر دست راست و mano destra sotto و به معنای گذاشتن دست راست در زیر دست چپ.
    • Sotto voce (ایتالیایی) آهسته و ملایم اجرا کردن. با لحن و ته‌صدایی ملایم و نرم اجرا کردن.
    • Sourdine (فرانسوی) به معنای «خفه» اشارتی از سوی رهبر که نوازنده ساز زهی یا بادی نوایی خفه از ساز خود بروز دهد.
    • Sans les sourdines اشارتی از سوی رهبر به نوازنده سازهای زهی و بادی که از خفه کردن سازهای خود دست بردارند.
    • Spasschaft (آلمانی) سرزنده و شوخ اجرا کردن.
    • spiccato (ایتالیایی) اشارتی از سوی رهبر به نوازندگان ویولن و دیگر سازهای زهی آرشه‌ای که سبک و با سرعتی معتدل بنوازند (میان خرک و وسط آرشه).
    • spinato (ایتالیایی) نرم و یکدست اجرا کردن.
    • Spiritoso (ایتالیایی) سرزنده و با روح اجرا کردن.
    • Staccato (ایتالیایی) اجرای تند اما نرم و جدا از نتهای پیش و پس یک قطعه موسیقی.
    • Stark (آلمانی) به معنای «نیرومند» با صدای بلند و نیرومند و موکد اجرا کردن.
    • Starker (آلمانی) به معنای «قوی‌تر» بلندتر و نیرومندتر اجرا کردن.
    • Stossa (ایتالیایی) به معنای «یکسان» نوازنده باید همانند قبل بنوازد و به نواختن ادامه بدهد.
    • Strascinando (ایتالیایی) به معنای «کشیدن» اشارتی از سوی رهبر به نوازنده تا آرشه خود را جوری به روی سیمها بکشد که نُتها یکی پس از دیگری بدون وقفه نواخته شوند.
    • Stringendo (ایتالیایی) تندتر اجرا کردن که معمولاً در آخر موومان یا یک بخش از موسیقی عرضه می‌گردد به هنگامی که پیش‌بینی می‌شود اوج یا تغییری جدید در تمپویی تندتر باید پدید آید.
    • Striciando (ایتالیایی) آرام نتی را به نت دیگر انتقال دادن یا راهنمایی کردن.
    • Sturmisch (آلمانی) به روشی توفانی، تند و با حرارت اجرا کردن.
    • Subito (ایتالیایی) به معنای «فوراً، بی‌درنگ» چون Forte subito (ناگهان بلند)
    • Suivez (فرانسوی) به معنای «ادامه دادن، بخش دوم را بدون مکث ادامه دادن.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (III)

سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (III)

باید دانست که علی رغم مساوی بودن طول بخش های سیم ٬ ساختار این سیستم دارای تقسیمات اکتاوی غیر مساوی است (می توان آن را جزء سیستمهایی با تقسیمات دارای روند افزاینده Ascending trend دانست). اگر سازی مانند تنبور بغدادی که سیمهایش به فاصله چهارم کوک شده اند را درنظر بگیریم اندازه “فاصله” هر بخش در سیم اول بعد از پرده مربوط به فاصله چهارم با اندازه “فاصله” بخشهای مربوط به سیم دوم که به فاصله چهارم کوک شده است با هم یکسان نمی باشند .
بانگ چاووش (III)

بانگ چاووش (III)

در این آثار از سازهای مضرابی باس مانند، بم تار و عود به صورت شاخص تری استفاده می شد و کارایی آنها بیشتر القای ریتمیک بود که در اکثر مواقع با چاشنی ضدضرب، نوشته می شد؛ ولی مهمترین تفاوت این آثار با بسیاری از ساخته های پایور و هنرجویان هنرستان، تنظیم ذوقی آنها بود؛ در بسیاری از آثار پایور (۶) و هنرجویان هنرستان، تکنیک های هارمونی و کنترپوان، به شکل قانونمند و یکپارچه ای به کار برده می شوند، در حالی که در آثاری که بعد از انقلاب توسط آهنگسازان کانون چاووش اجرا شد، این تکنیک ها به صورت مقطعی و بیشتر جهت رنگ آمیزی به کار گرفته می شوند.
ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد جورج اشتروس ( ۱۱ ژوئن ۱۸۶۴- ۸ سپتامبر ۱۹۴۹) آهنگسازی آلمانی از اواخر دوره رمانتیک و اوایل دوره مدرن بود که به ویژه اپراها و موسیقی با کلامش برجسته بود، معروفترین آنها Also sprach Zarathustra ( بخش آغاز فیلم ادیسه فضایی :۲۰۰۱ از استنلی کوبریک). او همچنین به دلیل رهبریش نیز مشهور بود.
کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

اینکه موتسارت تمام این سه سمفونی آخر را در تابستان ۱۷۸۸ یعنی زمانی که فقط ۳۲ ساله بود ساخت واقعا تأثیر گذار است. اریک بلوم (Eric Blom) درباره آن ها می نویسد که «نمی دانی از بی نقصی این سه شاهکار شگفت زده شوی یا از تفاوت آشکار آن ها؛ هر کدام از آن ها آنقدر از لحاظ فرایند و حال و هوا با دیگری فرق دارد که نمی توان تصور کرد که یک نفر آن ها را خلق کرده است. مثل این می ماند که یک نفر شب دوازدهم شکسپیر، فدرِ راسین و ایفیژنیِ گوته را در مدت زمانی که برای اجرای هر سه نمایشنامه لازم است نوشته باشد!» قطعا سمفونی سل مینور پرسش های فراوانی را برانگیخت: این سمفونی ویژگی عالی نسبت و توازن که به هنر کلاسیک نسبت داده اند را با سطح احساسی والای رمانتیسیم در هم می آمیزد.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (V)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (V)

در سال ۱۹۸۸، جفری گل (Jeffrey Gall) آمریکایی (که بازیگر علی البدل مریلین هورن در «ارلاندوی» هندل بود) نخستین کنترتنوری شد که نقشی اصلی را در Met خواند. اکنون با وجود خواننده های جوانی که نقش هایی را که روسینی و بلینی برای کنتر آلتوها نوشته اند اجرا می کنند، رپرتوار اوایل قرن نوزدهم به صحنه رقابت تبدیل شده است.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

نام دقیق وی “امیر حسین دهلوی پور” است و نام کامل پدر وی “معزالدین امام ” بوده است. پدر، خود شاگرد مستقیم علی اکبر خان شهنازی (نوازنده شهیر تار) بود که دوره ای را هم در کلاسهای کلنل علی نقی وزیری شرکت کرد. لذا هم با نوازندگی تار آشنایی داشت و هم با نوازندگی ویولون. وی در آن زمان، کلاس آموزش موسیقی در خانه خود دایر کرده بود که خود به امر تدریس اشتغال داشت. وی در آن زمان جزو معدود معلمان موسیقی ایرانی بود که تعلیم ساز را با شیوه جدید (استفاده از خط نت) آموزش می داد. دهلوی از ۱۱ سالگی زیر نظر پدر دوره اول ویولون ایرانی (برای چپ کوک) را آموزش دید و در حدود ۱۷ سالگی برای تکمیل آموخته های خود، وارد کلاس استاد ابوالحسن خان صبا شد. اما دهلوی دوره های پیشرفته نوازندگی ویولون را چه در نزد صبا و چه افراد دیگر در آن زمان ادامه نداد.
از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

این مقاله تعمیمی بر فرم های موسیقی است. اگر یک قطعه موسیقی را به سه قسمت تقسیم کنیم؛ استقبال، ملودی اصلی و بدرقه سه بخش یک اثر موسیقیایی خواهد بود که می توان آن را به فرم ABA’ نسبت داد. رقص فلوت ها از سوئیت فندوق شکن اثر چایکوفسکی نمونه ی بارزی از معرفی این فرم است.
روایت یک سده پیانو

روایت یک سده پیانو

بعضی کنسرت‌ها مهم‌اند. حتا با نگاه کردن به فهرست برنامه‌شان، نشنیده هم می‌توان گفت که مهم‌اند. از آن دست کنسرت‌ها که بروی و چند لحظه به موسیقی سازی خالص گوش بسپاری؛ کنسرتی که نه کلام دل و هوش از شنونده برباید نه صدای دلکش خواننده‌ای، فقط موسیقی باشد و خودش…
موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

چندی پیش نوشته ای از ابوالحسن مختاباد، روزنامه نگاران با سابقه حوزه موسیقی درباره بزرگداشت عثمان خوافی، هنرمند سالخورده خراسانی، در سایت خبر آنلاین منتشر شد؛ بزرگداشتی که با تبلیغات وسیع خبری برگزار شده بود. موضوع این نوشته که مشخصه هایی از نقد موسیقی داشت منجر به عکس العملی تند و غیر حرفه ای شد که چرایی بوجود آمدن این درگیری لفظی، بحث نوشته امروز ماست. ابوالحسن مختاباد در مورد این چهره مشهور موسیقی نواحی ایران به دو نکته اشاره می کند: اول نداشتن تکنیک و دانش لازم در موسیقی خراسانی و مخصوصا تکنیک های خاص دوتار نوازی که سر آمدانش افرادی همچون حاج قربان سلیمانی و حسین یگانه هستند و دوم شیوه تبلیغاتی زیرکانه او در به نمایش گذاشتن نمادهایی از فرهنگ و موسیقی خراسان که به زعم مختاباد، بیشتر ارزش جذب توریست دارد تا جذابیت هنری.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (II)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (II)

متأسفانه در برخی از موارد ترس از طبقه‌بندی و ارزشگذاری دقیق هنری است که باعث می‌شود هنرمندان شرایط فعلی را به شرایطی که در آن، جایگاه هنری هر هنرمند آشکار می‌شود ترجیح ‌بدهند. نگاهی مختصر به کشورهای دیگر و دسته‌بندی هنرمندان آنها و آثارشان و معرفی آنها، تفاوت را به خوبی آشکار می‌سازد.