به قلم یک بانوی رهبر (IV)

تنها تعداد بسیار کمی از بانوان مدیریت ارکسترهای کلانِ شهرهایی مانند کلورادو، لانگ آیلند یا گرند رپیدز را به عهده دارند. درآخر اینکه مدت هاست که تصویری که عامه مردم از یک رهبر در ذهن دارد تصویری از یک مرد است. صحنه دست دادن میکی ماوس را با استوکوفسکی در انیمیشن فانازیا تجسم کنید!

به همین ترتیب عموم مردم هم ممکن است که در برخورد اول با ایده رهبر زن برای ارکستر مشکل داشته باشند.

رهبر کاملا در جایگاهی است که دیده می شود و بنابراین تردیدی درباره اینکه چه کسی برنامه را رهبری می کند وجود ندارد.

به ازای هر کنسرت حدود ۲۰۰۰ مخاطب یا بیشتر باید متقاعد شوند که یک زن هم می تواند ارکستر را رهبری کند تا بلکه این تغییر را بپذیرند.

کاریکاتوری از زنانی که شوهران خود را کشان کشان به سمت ارکستر سمفونیک می برند نیز وجود دارد. آیا با این وجود یک بانوی رهبر باز هم این کار را انجام می دهند؟ تأثیر یک بانوی رهبر جوان و جذاب چیست؟ هنوز پاسخ محکمی برای این پرسش ها وجود ندارد.

حالا بین خودمان باشد اما برای همه ما خیلی ناخوشایند است وقتی که می بینیم که یک بانوی رهبر در دام اجتماعیِ توجه بیش از حد به توقعات ظاهری گرفتار می شود.

آیا یک بانوی رهبر باید کاملا تحت تأثیر مسائل ظاهری و نحوه لباس پوشیدن باشد؟ بسیاری از زنان بخش زیادی از وقت ارزشمند خود را که باید برای موسیقی صرف شود، به بحث هایی این چنینی می پردازند: آخرین باری که این لباس را پوشیدم کجا بود؟

این لباس زیادی باز است؟ این لباس باز مناسب مدیر عامل است؟ پرسش هایی از این دست حتی نباید پیش بیایند.

یکی دیگر از مشکلات بانوان رهبر نداشتن شبکه ای مشابه «شبکه رفقای قدیمی» آقایان است به این معنی که آقایان از ارتباطات و دوستی های گسترده تر و قدیمی تری برخودار هستند.

حتی در دنیای تجارت نیز تعداد بسیار کمی از زنان به مرحله ی بالایی رسیده اند و تعداد مشاوران زن نیز بسیار کم و معدود است.

حال با فرض این سناریو که اگه تنها یک نفر از یک گروه مهجور واقعا در موقعیت های این چنینی از لحاظ اجتماعی پذیرفته شود باز هم مشاور بودن می تواند یک زن را دو دل کند.

در کار رهبری این مشکل به مراتب جدی تر است. تمامی بانوان رهبر هنوز در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات هستند.

من هیچ بانوی رهبری را نمی شناسم که از موقعیتی که دارد راضی باشد و در نتیجه وقت و انرژی لازم را داشته باشد که به رهبران جوانتر کمک کند. زنان در هر شغلی که مشغول به کار باشند با مشکل سومی نیز رو به رو هستند: ترکیب دشوار زندگی خصوصی و خانواده.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختتامیه دومین جشنواره صبا برگزار شد

دومین جشنواره موسیقی صبا در بخش غیررقابتی پنجشنبه ۱۴ آذرماه با اجرای کنسرت دلبر حکیم‌ آوا پیانیست برجسته‌ تاجیکی-روسی بعد از گذشت دو هفته به کار خود پایان داد. بخش دوم این جشنواره از روز دوشنبه ۱۱ آذرماه با برگزاری مسترکلاس‌ و اجرای کنسرت همراه بود و آخرین برنامه اجرای این فستیوال با رسیتال پیانو حکیم‌آوا در تالار رودکی همراه بود.

یادداشتی بر موسیقی‌های انتخابیِ فیلمِ «رضا»

فیلم در شکل مرسوم و مألوف‌اش موسیقی متنِ ساخته شده ندارد اما پر از موسیقی‌ست. موسیقی‌های انتخابیِ کارگردان در فیلمی که نوشته و بازی‌اش نیز کرده، اولین توفیق را از بهره‌گیریِ متناسب از محوریتِ شهر اصفهان در فیلمنامه به دست می‌آورد. اصفهان را نه مکرر و در صورت‌هایی کلیشه‌ای، بلکه در ساکسفونِ تنها در شبهای اصفهانِ امروز و در یک آوازخوانیِ سنتیِ دورهمی زیر پل خواجو می‌بینیم.

از روزهای گذشته…

بنجامین وبستر

بنجامین وبستر

بنجامین فرانسیس وبستر (Benjamin Francis Webster) یکی از نوازندگان بنام ساکسیفون (تنور ساکسیفون) آمریکا و در سبک جز میباشد او در شهر میسوری ایالت کانزاس آمریکا و در تاریخ ۲۷ مارس ۱۹۰۹ بدنیا آمد. بن وبستر و Lester Young و Coleman Hawkins سه تن از برجسته ترین نوازندگان تنور ساکسیفون در تاریخ موسیقی جز محسوب میشوند.
پن فلوت (I)

پن فلوت (I)

پن فلوت pan flute (که به نامهای سیرینکس syrinx یا کوییلز quillsهم خوانده میشود) یکی از باستانی ترین سازها است که بر اساس قوانین لوله های صوتی بسته ساخته میشود و معمولا با ده یا بیش از ده نی که به ترتیب طول و گاهی قطر کنار هم چیده شده اند ساخته میشود.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (III)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (III)

والتر در یکم نوامبر ۱۹۳۹ از راه دریا به ایالات متحده رفت. او در بورلی هیلز ساکن شد و با بسیاری از تبعیدی های آلمان مانند توماس مان همسایه بود. والتر تأثیر زیادی بر موسیقی گذاشت اما در کتاب خود به نام Of Music and Making که در سال ۱۹۵۷ می نویسد عنوان میکند که تأثیر زیادی از رودلف اشتاینرِ فیلسوف (Rudolf Steiner) گرفته است.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (I)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (I)

موسیقی در تمام جنبه های زندگی مردمان یونان باستان نقش بسیار مهمی ایفا می کرد و سامانه ی سیاسی و اجتماعی کاملا” با آن عجین بود. موسیقی آن دوره آهنگ های آیینی، مذهبی، رزمی، بزمی، آمرانه و اندرزگویانه را شامل می شد. سازهای اصلی کیثارا(نوعی لیر)، آئولوس (نوعی ساز بادی) و سازهای کوبه ای بودند.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (V)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (V)

تئوری پردازی خود را در کتاب «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» با این جمله شروع می کند: «رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی، همراه با نظـم و ترتیب سنتی آن، ردیف نامیده می شود.» در زیر نویس آمده است که «رپرتوار به معنی مجموعه است.»
فراخوان پنجمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

فراخوان پنجمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

پنجمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران روز پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. علاقه مندان به شرکت در این جشنواره که با حمایت موسسه فرهنگی و هنری راداندیش نو و فرهنگسرای ارسباران برگزار می گردد، می توانند آثار خود را تا ۱۷ اردیبهشت ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
بالشتک نوین (III)

بالشتک نوین (III)

در ابتدا ممکن است که نوازنده با این موقعیت کنار آمده و با کمی فشار بر بدن خود این مشکلات را در روند تکرار و عادی سازی بر طرف شده تلقی نماید اما به مرور زمان بر اثر عدم انطباق لازم بالشتک (shoulder rest) را با بدن، آسیب های جسمی بروز نموده و در نتیجه با توجه به آسیب های احتمالی بر اندام و تحمل آن شاید به کیفیت دلخواه در نوازندگی دست نیافته و آنگونه برداشت شود که اشکالات نوازندگی او به دلایل دیگری همچون ناتوانی هوشی و یا استعداد او باشد که در نهایت می تواند باعث ترک دنیای نوازندگی شود.
هلموت لاخنمان

هلموت لاخنمان

هلموت فردریش لاخنمان (Helmut Friedrich Lachenmann) در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۳۵ در اشتوتگارت آلمان بدنیا آمد. علاقه وی برای آهنگسازی برای سازهای مختلف و خلق آثاری بدیع از وی شخصیتی برجسته در دنیای موسیقی پدید آورده است.
مارتا آرگریچ، پیانیستی از آرژانتین

مارتا آرگریچ، پیانیستی از آرژانتین

مارتا آرگریچ (Martha Argerich) در بوینوس آیرس، آرژانتین متولد شد. از سن پنج سالگی آموختن پیانو را نزد Vicenzo Scaramuzza آغاز کرد. در ۱۹۵۵ او همراه با خوانواده اش به اروپا رفت و تحت تعلیم فردریک گولدا (Friedrich Gulda) قرار گرفت؛ همچنین از دیگر آموزگاران او نیکیتا ماگالوف (Nikita Magaloff) و استفان اسکناس (Stefan Askenase) بودند.
نگاهی به اپرای مولوی (IX)

نگاهی به اپرای مولوی (IX)

این پرده با صدای شمس آغاز میشود و مولانا را در تاریکی از محلی که مولانای جوان جلوی پدر زانو زده و سوگواری میکرد به خود میخواند؛ چهره مولانا نشان میدهد که او سالیان درازی را در غم پدر گذرانده و این صدا خلوت او را به هم میزند. شمس می خواند: “… پس تو را هر لحظه مرگ و پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی‌ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست آزمودم مرگ من در زندگی‌ست چون رهی زین زندگی پایندگی‌ست” مولانا سر بر میدارد و میگوید: “کیستی تو؟” و شمس پاسخ میدهد:”کیستی تو؟” این سئوال و جواب یکبار هم در پرده سوم اپرا اتفاق افتاد ولی اینبار با ملودی دیگری که به طرز تحسین برانگیزی حالت روحی مولانا و همچنین شمس را نشان میدهد.