به قلم یک بانوی رهبر (V)

آیا رسیدن به کار بیرون، ازدواج، وظایف مادرانه، مدیریت امور خانه، انجام کارهای داوطلبانه و خیلی کارهای دیگر به طور همزمان امکان پذیر است؟ همچنین رهبران ارکسترهای حرفه ای باید از یک ارکستر به سراغ ارکستر دیگری بروند. به عنوان رهبر میهمان به دور دنیا سفر کنند و به ندرت پیش می آید که در مکانی ثابت زندگی کنند. اکنون این پرسش پیش می آید که چه کسی هزینه این مشغله را می پردازد؟ رهبران ارکستر برنامه های عجیب غریبی دارند.

خیلی از ارکستر ها عصر های روزهای هفته را به تمرین می گذرانند.

شب های جمعه، شنبه و یکشنبه را که نیز همه مردم دنیا برای استراحت و گذراندن با خانواده اختصاص می دهند برای کنسرت در نظر می گیرند.

معمولا رهبران مرد معروف همسرانی دارند که خود را کاملا وقف حرفه شوهرشان کرده اند. بنابراین بانوان رهبر نیز به یک زن احتیاج دارند تا شوهر!

البته این یک شوخی است (هرچند در مورد بسیاری از زنان شاغل صدق می کند). در نهایت، با وجود این عرف های اجتماعی که ذهن ما را شدیدا درگیر می کنند، یک بانوی رهبر برای دیده و معروف شدن با چالش بزرگی رو به رو است مخصوصا اینکه نخواهد غرور همسرش را نیز جریحه دار کند.

مردان به ندرت دوست دارند که در جایگاه دوم قرار بگیرند. تمامی این موقعیت ها بانوان رهبر را با چالش های جدی مواجه می نمایند.

موضوع آخر، موضوعی است که هم زنان و هم مردان رهبر ارکستر را تحت تأثیر قرار می دهد: تعصب نسبت به (رهبران) داخلی.

ما آمریکایی ها عادت داریم که استعدادهای موسیقی خود را از خارج از کشور وارد کنیم. ما هنوز در زمینه های موسیقی و فرهنگ احساس حقارت می کنیم و در کشورهای دیگر به دنبال رهبر ارکستر هستیم.

حتی تا پیش از قرن بیستم نیز به آهنگسازان آمریکایی ایمان نداشتیم. کپلند واقعا تنها آهنگسازی بود که در دهه بیست قرن بیستم مورد تحسین قرار گرفت. همیشه خارجی ها را با آن لهجه های غلیظشان فورا بهتر از خودمان دانسته ایم و این تعصبی است که به کندی تغییر می یابد.

به عنوان مثال پنج این ارکستر بزرگ را در نظر بگیرید: ارکستر فیلارمونیک نیویورک کورت مازور، ارکستر فیلادلفیا ولفگانگ ساوالیش (Wolfgang Sawallisch)، ارکستر بوستون سیجی ازاوا (Seiji Ozawa)، ارکستر شیکاگو دنیل بارنبویم و ارکستر کلیولند کریستوف فون دننیی (Christoph Von Dohnányi) را دارند که هیچ کدام از این مدیران موسیقی آمریکایی نیستند.

خب، اکنون به پنج ارکستر بزرگ بعدی دقت کنید: پیستبرگ، لس آنجلس، سن لوئیس، سان فرانسیسکو و ملی. تنها دو مدیر آمریکایی مشغول به کار هستند: مایکل تیلسون توماس (Michael Tilson Thomas) و لئونارد اسلاتکین (Leonard Slatkin). در کتاب رهبران بزرگ شوئنبرگ هیچ یک از بیست و پنج رهبر نامبرده زن نیستند و تنها سه تن از آن ها آمریکایی هستند.

بسیاری از آمریکایی های با استعداد برای تضمین آینده کاری خود مجبور شده اند که به اروپا بروند. در مورد خودم هم گاهی این فکر خنده دار به ذهنم می آید که باید به جای ماریتا از نام میانی ام یعنی نین-هوآ (Nien-hwa) استفاده کنم و با لهجه چینی غلیظی حرف بزنم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

از روزهای گذشته…

نائریکا، زن پهلوان

نائریکا، زن پهلوان

مینو رضایی نوازنده و مدرس دف است. فعالیت های او با ارکستر دالاهو با مدیریت مسعود حبیبی آغاز شده و با پایان گرفتن فعالیت این ارکستر، وی با جدیت مثال زدنی اقدام به تشکیل ارکستر کوبه ای بزرگی با استفاده از بانوان نوازنده کرده است. این ارکستر که نائریکا نام دارد، امروز بزرگترین ارکستر موسیقی زنان در ایران می باشد و تا به حال برنامه هایی در تالارهایی مانند میلاد و وحدت داشته است. با مینو رضایی سرپرست این ارکستر گفتگویی کرده ایم که می خوانید:
منیژه صهبایی: تشکیل ارکستر مجلسی در ادامه پروژه های فرهنگی منوچهر صهبایی است

منیژه صهبایی: تشکیل ارکستر مجلسی در ادامه پروژه های فرهنگی منوچهر صهبایی است

به تازگی در جریان فارسی زبان خبر افتتاح «ارکستر مجلسی ایران» منتشر شده است. در این خبر آمده که ارکستر مجلسی ایران با هدف ارائه موسیقی کلاسیک جهانی و ارتقای فرهنگ شنیداری به رهبری ارکستر منوچهر صهبایی فعالیت خواهد کرد. امروز گفتگوی ما را با منیژه صهبایی مدیر این ارکستر می خوانید: درباره این ارکستر…
ادامهٔ مطلب »
نگاهی به اپرای مولوی (X)

نگاهی به اپرای مولوی (X)

در ادامه این پرده، همانطور که نظاره گر خلسه و سماع مولانا هستیم، ناگهان با تصویری عجیب روبرو می شویم، مولانا در همان حالت سماع ولی در میان کوچه آن هم در میان خنده و تمسخر مردمان! آری، کارگردان و نویسنده این اثر، باز با زیرکی به ما می گوید که تمام این تصاویر دل انگیز در ذهن مولوی روی داده و در این لحظه او را از منظری خارج از ذهن او می نگریم… کودکان با تمسخر او در کنار او می دوند و مریدان سابقش به نصیحت او می پردازند… در این صحنه بهروز غریب پور حتی صحنه را هم تغییر نمی دهد و فقط نورپردازی تغییر می کند!
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

فرم «پیش درآمد» که توسط درویش خان و همکار دیگر او رکن الدین مختاری در این دوره ابداع شد، اهمیت ویژه ای در تاریخ موسیقی ایرانی دارد. قبلا اشاره شد که موسیقی همیشه فرعی از یک اتفاق اصلی بود و اولین بار در «کنسرت» به عنوان اتّفاق اصلی مطرح شد. علاوه بر آن موسیقی ایرانی در سنّت اجرائی خودش هم فرعی بود بر شعر و سخن. مهم ترین فرم موسیقی ایرانی، که هنوز هم غالباً قسمت اصلی هر برنامه موسیقایی را تشکیل می دهد «آواز» نام دارد که فرمی است برای خواندن شعر که در اوزان عروضی و با ساز تنها هم اجرا می شود. تصنیف هم اساس اش بر شعر و سخن استوار است و همینطور قطعات «ضربی» در دستگاه ها. «رنگ» هم فرمی است که در اصل برای همراهی رقص ساخته شده است. (۹)
به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (II)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (II)

کوارتت های زهی گلس شاید دربرگیرنده شخصی ترین و درونی ترین موسیقی های او باشند. آثاری که از طریق آنها آهنگسازی که احتمالا مهمترین اصلاحگر اپرا در عصر ما و پشتیبان ثابت قدم موسیقی تئاتر در مقیاس بزرگ است، آینه ای در برابر خود قرار می دهد و به خود و شیوه آهنگسازی اش نظری درونگرایانه می افکند.
سلطانی: موسیقی مینی مال یک نوع بازگشت به خاستگاهِ مفاهیم آغازین موسیقی را در خود دارد

سلطانی: موسیقی مینی مال یک نوع بازگشت به خاستگاهِ مفاهیم آغازین موسیقی را در خود دارد

کیج عنوان می کند که با فرق گذاشتن بین پارتسیون های causal و effect ، انهدام چهره و هستی پیانوی مقدس، موسیقی مغرب زمین را با فقر تکنولوژیک رو به رو کرده و بر پایه ی همین ذهنیت، با آهنگ سازانی چون فلدمن و براون، طرح موسیقی برای نوار مغناطیسی را به عنوان اولین گروه در آمریکا راه اندازی می کنند.
نگاهی به جوایز گرمی (II)

نگاهی به جوایز گرمی (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به جوایز گرمی باید افزود که این جوایز توسط بسیاری از هنرمندان جدی گرفته نمی شود. چرا که آراء داده شده از طرف هیئت داوران اغلب تا حد زیادی محافظه کارانه می باشد و کمپانیهای ضبط صفحه پشتیبان این جوایز هستند و بسیاری از شناخته شده ترین دسته جوایز مانند بهترین گروه یا بهترین هنرمند، به هنرمندانی تعلق میگیرد که یا در کار خود به خوبی جا افتاده باشند یا توسط کمپانیها به برایشان تبلیغات وسیعی شده باشد.
نامه تازه کشف شده بتهوون

نامه تازه کشف شده بتهوون

به تازگی نامه ای دست نویس و نایاب از آهنگساز آلمانی، لودویک فون بتهوون به دست آمده است که در آن از بیماری و بی پولی خود گلایه می کند. این میراث که در موسسه ای در شمال آلمان رونمایی شده است، هیجان زیادی را بین دوستداران این نابغه موسیقی برانگیخته است. به گفته موسسه برامس، این نامه شش صفحه ای که امضا و مهر آهنگساز را در بر دارد، در واقع، در تلاش برای فروش اثر معروفش، “مسا سولمنیس” که در سال ۱۸۲۳ ساخته شده بود و خطاب به فرانتز آنتون اشتوکهاوزن، هارپیست و آهنگساز نوشته شده بود. بتهوون از اشتوکهاوزن کمک خواسته تا بتواند خریداران کلانی برای این اثرش بیابد.
فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

من آرزو کردم کاش قطعات با کلام یا بی‌کلام که آن دوران نوشته بودم را استاد صبا می‌دیدند؛ چون آنها از نظر خودم بسیار بهتر بود اما هیچوقت نتوانستم به استاد صبا بگویم که قطعاتی که قبلا نوشته‌ام را ببیند و نظرشان را بشنوم ولی بعدها پشیمان شدم که چرا این کار را نکردم… استاد صبا مرد بسیار مهربانی بود و بعضی‌ وقت‌ها بیشتر از نیم ساعت از خاطرات خود برای ما تعریف می‌کرد و همینطور فرصت مناسبی برای من بود که کارهایم را به ایشان نشان دهم ولی هیچ وقت چنین اجازه‌ای ندادم که از استادم چنین درخواستی داشته باشم، اگر امروز بود چنین کاری را می‌کردم.
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.