از نمایشگاه فلزیاب و آلات موسیقی دیدن کنید (II)

واضح‌ترین نمونه این عدم توجه عمومی به موسیقی الکترونیکی در برگزاری نمایشگاه‌های تخصصی این حوزه به‌چشم می‌خورد. لطفا به جدولی که به همراه این مطلب آمده توجه کنید. البته به‌دلیل ناقص بودن اطلاعات موجود در اینترنت و فقدان محتوای همیشگی وب‌سایت‌های فارسی، این جدول هم ناقص است. با وجود نقصان، این جدول عمق فاجعه را به‌خوبی و وضوح تمام بازگو می‌کند.

نیم‌نگاهی به‌ عنوان نمایشگاه‌ها کافی است تا خواننده متوجه شود چرا موسیقی در ایران درجا نزده و پس‌رفت هم می‌کند. عنوان‌هایی مثل: “دومین نمایشگاه بین‌المللی لوازم صوتی و تصویری و ادوات موسیقی و سیستم‌های دیجیتالی” ، “اولین نمایشگاه صوتی و تصویری، عکاسی و ادوات موسیقی” ، “… ایمنی، عکاسی و ادوات موسیقی”، “…ادوات موسیقی، موبایل و سیستم‌های دیجیتال” ، ” فیلم‌برداری… موسیقی…” و “… ایمنی، لوازم موسیقی و….” با دیدن این عنوان‌ها این حس به‌وجود می‌آید که موسیقی مثل موجودی بی‌هویت و انگل‌صفت هر بار به موجودی دیگر که خون سرخ‌تر و رگ‌هایی درشت‌تر از خود دارد می‌چسبد تا زنده بماند؛ نمایشگاه لوازم صوتی و تصویری و موسیقی، ایمنی، موبایل و غیره.

بیچاره آن موسیقی که باید با هویت ایمنی به نمایشگاه بیاید! خاطره تلخی که در ابتدای متن به آن اشاره شد به چند سال پیش بازمی‌گردد. متاسفانه تاریخ دقیق آن ماجرا در حافظه‌ام ثبت نشده اما وقایع آن روز را به‌خوبی به‌خاطر می‌آورم. اولین باری بود که در نمایشگاهی که در لابه‌لای کلمات عنوان بزرگ خود کلمه “لوازم موسیقی” را جای داده بود شرکت می‌کردم، به همراه چند تن از دوستان علاقه‌مند و با کلی ذوق و شوق به محل دایمی نمایشگاه‌های تهران رفتیم. از خوش‌اقبالی یا بداقبالی اولین سالنی را که بازدید کردیم سالن میلاد بود. باورتان نمی‌شود اولین چیزی که در نمایشگاه آلات موسیقی دیدیم چه بود! چه حدس می‌زنید؟ آمپلی‌فایر، میکسر، سینتی‌سایزر، میکروفن؟
هیچ کدام!
اولین “ساز موسیقی” که با ورود به سالن میلاد دیدیم، دستگاه فلزیاب بود.

شاید غرفه مربوط موسیقی را چون زر زیرخاکی ارج می‌داده و به همفکران خود، گنج‌یاب وارداتی توصیه می‌کرده است. شاید هم موسیقی را چون مدفون ساکت و بی‌زبانی فرض کرده که باید توسط ماجراجویان از دل خاک و اعماق تاریکی و رطوبت بیرون کشیده شود تا زیر نور خورشید بدرخشد.

در همان سالن شرکت ایرانی بسیار بی‌اصل و نسبی محصولات یک شرکت اصیل آلمانی به نام‌ “هافنر” را وارد کرده و به معرض تماشای علاقه‌مندان گذاشته بود.

گرم دیدن گیتارهای الکتریک- آکوستیک هافنر بودیم که گفت‌وگوی بین یک بازدیدکننده جوان و غرفه‌دار توجه ما را به‌خود جلب کرد. پسری نوجوان از متصدی غرفه پرسید: “آقا چرا بعضی از این گیتارها ظاهری فانتزی دارند، بعضی دیگر این‌طور نیستند؟ ” و با دست به نقطه‌ای از بدنه گیتار که به نظرش فانتزی می‌رسید اشاره کرد، مرد متصدی غرفه با لحنی عاقل اندر سفیه و با بی‌توجهی و بی‌حرمتی جواب داد: “پسر جان، این چیزی که تو بهش می‌گی فانتزی، ما می‌‌گیم Cut Away.” پسرک اول کمی منتظر ماند که غرفه‌دار Cut Away را برایش معنی کند، اما نگاه سنگین و عاقل اندر سفیه مرد غرفه‌دار به او فهماند که باید برود و ناراحت هم برود.

یادم می‌آید که دوستم به آن مرد گفت: ” آقا این طرز برخورد اصلا درست نیست.” مرد گفت: ” آخه هیچی نمی‌دونه سؤال چرت‌وپرت می‌کنه، فانتزی دیگه چیه!” ، دوستم گفت: ” این پسری که حالشو گرفتی شاید اگر موقعیت داشته باشه Eddie VanHalen ایران بشه.” این را گفتیم و رفتیم.

به‌خوبی یادم هست که سیستم‌های صوتی، تلویزیون، اسپیکرها و لوازم صوتی اتومبیل عمده اقلام این نمایشگاه بود. اگر دوباره به‌عنوان نمایشگاه‌ها که در جدول آورده شده نگاهی بیندازید اولین کلمه هر عنوان نکته‌ای دیگر را به ذهن یادآور می‌شود که بالاخره چندمین نمایشگاه آش شله‌قلم‌کار و لوازم موسیقی در کشور برگزار شده؟

اتفاق جالبی که هنگام جست‌وجوی اینترنتی برای جمع‌آوری فهرستی از نمایشگاه‌های برگزار شده آش شله‌قلم‌کار و موسیقی افتاد، این بود که حتی در وب‌سایت رسمی شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی، اطلاعات این نمایشگاهی که ذکر خیرش در سطور پیشین آمده، موجود نبود، با کلیک بر آرشیو فهرست نمایشگاه‌های سال‌های گذشته، مشاهده پیغام خطای SQL Server، واقعا خالی از لطف نبود. تمام خستگی هفته به تنم خوش نشست.

شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی که وقعی به موسیقی نمی‌گذارد این دور از انتظار هم نیست، اما لااقل به وب‌سایت خودش هم التفاتی ندارد. آن‌هایی که رزومه کاری خودشان برایشان مهم نباشد واقعا چرا باید برای به نمایش گذاشتن روزمه کاری دیگران دل بسوزانند.

بیاییم فقط مقایسه‌ای کوچک بین یک نمایشگاه آلات موسیقی ایرانی و مشابه بین‌المللی استاندارد آن انجام دهیم.
• عنوان و زمینه تخصصی نمایشگاه در سایر کشورها افتخار دارد، در ایران موسیقی وبال گردن موبایل و فلزیاب می‌شود تا به نمایشگاه بیاید.
• شرکت‌ها پویایی خاصی برای حضور در نمایشگاه‌های خارجی دارند. در ایران واردکنندگان حتی به‌دنبال این نیستند که بروشوری چاپ کنند و کمی اطلاعات که امروزه به‌صورت رایگان در اینترنت موجود است، به بازدیدکننده بدهند.
• در نمایشگاه‌های معتبر و استاندارد بین‌المللی Steve Vai جواب پسران نوجوان را می‌دهد، اینجا فروشنده بی‌سواد و بداخلاقی که هیچ از موسیقی و بازاریابی نمی‌داند پسران نوجوان را دست می‌اندازد.
• هر نمایشگاه بین‌المللی، شناسنامه‌ای دارد. در کشور ما خود برگزارکننده هم نمی‌داند چندمین نمایشگاه آلات و ادوات موسیقی را برگزار می‌کند.
آیا لازم نیست جدی‌تر به موسیقی الکترونیکی و حاشیه آن بپردازیم.

آیا ایران بازار مناسبی برای فروش نیست که هیچ‌کدام از شرکت‌های بزرگ تولیدکننده آلات موسیقی الکترونیکی حتی نمایندگی رسمی (به معنای واقعی) در ایران ندارند و آرزوی مرکز تعمیرات و خدمات پس از فروش را بر دل جوانان ایرانی گذاشته‌اند؟

تا کی باید برای سؤال و جواب و مشکل‌های دستگاه‌ها با نمایندگی‌های امارات متحده ‌ای‌میل‌نگاری و فکس‌بازی کرد؟ آیا زمان آن نرسیده که نمایشگاهی جدی برای ادوات موسیقی در کشور برگزار شود تا علاقه‌مندان مجبور نباشند به ترکیه و امارات متحده مسافرت کنند.

به لیستی از نمایشگاههای موسیقی که در ایران برپا شده توجه کنید:
دومین نمایشگاه بین‌المللی لوازم صوتی و تصویری و ادوات موسیقی و سیستم‌های دیجیتال
از ۲۰ آذر ۱۳۸۵ تا ۲۵ آذر ۱۳۸۵
زاهدان – نمایشگاه بین‌المللی زاهدان

اولین نمایشگاه صوتی تصویری، عکاسی و ادوات موسیقی
از ۱۵ مرداد ۱۳۸۵ تا ۱۹ مرداد ۱۳۸۵
کرمان – نمایشگاه بین‌المللی کرمان

پنجمین نمایشگاه بین‌المللی سیستم‌های صوتی، تصویری، ایمنی، عکاسی و ادوات موسیقی
از ۲ مرداد ۱۳۸۵ تا ۶ مرداد ۱۳۸۵
تبریز – نمایشگاه بین‌المللی تبریز

سومین نمایشگاه لوازم صوتی و تصویری، ادوات موسیقی، موبایل و سیستم‌های دیجیتال
از ۱۶ آبان ۱۳۸۴ تا ۲۰ آبان ۱۳۸۴
مشهد – نمایشگاه بین‌المللی مشهد

چهارمین نمایشگاه تخصصی سیستم‌های صوتی و تصویری – فیلم‌برداری و آلات موسیقی
از ۵ مهر ۱۳۸۴ تا ۱۰ مهر ۱۳۸۴
گرگان – نمایشگاه بین‌المللی گرگان

نمایشگاه بین‌المللی کامپیوتر، اتوماسیون اداری، ماشین‌ها و مبلمان اداری، لوازم صوتی و تصویری و ادوات موسیقی
از ۱۵ شهریور ۱۳۸۴ تا ۲۵ شهریور ۱۳۸۴
زاهدان

چهارمین نمایشگاه بین‌المللی سیستم‌های صوتی، تصویری، ایمنی، عکاسی و ادوات موسیقی
از ۳ مرداد ۱۳۸۴ تا ۷ مرداد ۱۳۸۴
تبریز – نمایشگاه بین‌المللی تبریز

3 دیدگاه

  • سنت یاب
    ارسال شده در آذر ۶, ۱۳۸۵ در ۶:۰۳ ب.ظ

    آقای محترم این حرفا چیه میزنید؟!! زبانتو گاز بگیر!!هیچی بیشتر از این دستگاه به درد موسیقی سنتی ما نمی خوره !! باور نمی کنی؟؟ می برمت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ببینی به جای ساز از چی استفاده می کنن!

  • کاظم
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۵ در ۶:۳۹ ق.ظ

    بسیار کار های جالبی بود در زمینه ویلون اگر می شه بیشتر توضیح دهید

  • علی
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۶ در ۳:۱۵ ب.ظ

    جای تاسف دارد. تصمیم گیرندگان و انایی که راس کارند بجز تعزیه و سرودهای جنگ شناخت دیگری از موسیقی ندارند

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

از روزهای گذشته…

یاد استاد بهاری در آلبومی تازه

یاد استاد بهاری در آلبومی تازه

«به یاد استاد بهاری؛ بداهه‌نوازی کمانچه از درویش‌رضا منظمی» از آلبوم‌های شنیدنی موسیقی ایرانی است چندی پیش به‌وسیله کمپانی آوای باربد در تهران منتشر شده است. رادیو زمانه به همین بهانه با درویش‌رضا منظمی (تکنواز کمانچه) گفتگویی کرده است. منظمی در آغاز گفتگو از از چگونگی ضبط این اثر گفت:
«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.
تار و پودِ نشانه (III)

تار و پودِ نشانه (III)

در این روش معمولاً بار عاطفی کلی یا فضای کلی یک بخش از داستان را با دستگاهی که مناسب تشخیص داده می‌شود، شبیه‌سازی می‌کنند. درنتیجه‌ی چنین کلی‌گرایی‌ای هم شکل‌های مختلف یک عاطفه از دست می‌رود و هم بار عاطفی نسبت داده‌شده به یک دستگاه تکراری می‌شود. اگر غم را به‌عنوان یک عاطفه در داستان در نظر بگیریم بهتر می‎توان مشکل را دید. کافی است بپرسیم آیا همه‌ی غم‌ها یکی است؟ مثلاً آیا غم حاصل از دانش زیاد را با غم از دست دادن عزیزان یا غم فراق یار یکی است؟ می‌دانیم پاسخ منفی است. اما راه نخست ما را به نقطه‌ای می‌رساند که همه‌ی غم‌ها در موسیقی یکی‌ شوند، یا به بیانی همه‌ی حماسه‌ها را از آن حیث که حماسه‌اند برای مثال به چهارگاه برگردانیم.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

برخلاف هر دو سبک مکتب فرانکفورت درباره‌ی کالایی کردن و پوپولیسم نو که چیزی بهتر از «بروس اسپرینگزتین» (Bruce Springsteen) نمیتواند تصور کند ( من جدل «جسی لِمیش» (Jesse Lemisch) برعلیه سبک جبهه خلق “موسیقی فولکلور” را بیاد می‌آورم )(۲۹)، من فکر می‌کنم، ما باید این ایده را که گونه‌های معینی از موسیقی – از روی قیاس– اخلاقا و بطور سیاسی خوب است و دیگران نه، پس بزنیم (که معنیش این نیست که کشمکش ایدئولوژیکی در موسیقی و انتخاب آن وجود ندارد).
مصاحبه با جیمز اینس (I)

مصاحبه با جیمز اینس (I)

جیمز اینس (James Ehnes)، ویولونیستِ متولد کانادا اکنون در سن ۲۳ سالگی به یک نوازنده حرفه ای با تجربه تبدیل شده است. فعالیت هایی مانند اولین تکنوازی به عنوان نابغه جوان، شرکت در مسابقه ها، تحصیل در مدرسه موسیقی جولیارد، تحسین منتقدان و ارائه یک سی دی که او را به عنوان جوان ترین نوازنده آثار کلاسیکِ نامزد دریافت جایزه جونو (Juno Awards) متمایز کرد، این نوازنده را به بهترین موقعیت در زمینه کاریش رسانده است.
خاموشی ثمین باغچه‌بان

خاموشی ثمین باغچه‌بان

روزهای نخستین سال جدید در کنار همه‌ی شادی‌ها و حال و هوای بهاری خودش، برای اهالی موسیقی یک خبر ناراحت‌کننده را هم دربرداشت. ثمین باغچه‌بان، آهنگساز برجسته‌ی ایرانی که در سالهای پس از انقلاب در غربت در ترکیه زندگی می‌کرد، در سن هشتاد و دو سالگی درگذشت.
خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.
منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

بدنبال تهیه مطلب “آخرین پرچمدار” با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
حضور آهنگساز چینی در اپرای متروپولیتن

حضور آهنگساز چینی در اپرای متروپولیتن

او در کشور خود چین، به کار جمع آوری ترانه های فولکلور از روستاها مشغول بود، سپس در پی انقلاب فرهنگی به برنج کاری پرداخت و پس از آن برای خرید غذا، در خیابانهای نیویورک به نوازندگی مشغول شد و اکنون، تن دان Tan Dun در اپرای متروپولیتن، به اجرای اولین اپرای خود میپردازد.
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.