رساله ابن خردادبه (III)

شاعر گوید: نغمه‌ایست که چون بگوش رسد آرامش بخشد… و همچنانکه برای ایرانیها خواب‌آور است ما را نیز به خواب می‌برد. کسری (‌۲۲) گوید: عود عالی‌ترین‌ سازهاست و من حاضرم برای اصلاح و تکمیل این ساز صد هزار درهم اعطا کنم. ایرانیان سازی دارند بنام ونج (۲۳) که هفت تار (سیم) دارد و نواختن آن شبیه صنج است و اهالی‌ خراسان و توابع آنرا در عمل آورند.

در ری و طبرستان و دیلم، نواختن طنبور بیش از سایر مناطق متداول بوده و اغلب همراه با آواز نواخته می‌شده‌ است اصلا ایرانیها طنبور را برتر از سایر آلات موسیقی‌ می‌دانستند.

ساز دیگری نزد نبطی‌ها و جرامقه متداول بوده که آنرا «غندور» (۲۴) می‌گفتند این ساز شبیه طنبور است و به همان‌ نحو نیز نواخته می‌شود.

بزرگترین موسیقی‌دان زمان خسرو پرویز «پهلبد» (۲۵) نام‌ داشته که اهل مرو بوده است و در نواختن عود چیره دست‌ بود. همراه با کلام موزون تغنی می‌کرده و آهنگ می‌ساخته و ترکیب الحان می‌کرده است.

پی نوشت
۲۲- چنانکه می‌دانیم از پادشاهان ساسانی دو تن بنام خسرو (کسری) شناخته شده‌اند، یکی خسرو انوشیروان و دیگر خسرو پرویز، کتابهائی که درباره این دو نوشته شده عموما ایجاد تردید کرده است که آیا مربوط به کدامین است. اینوسترانزف (Inostranzev) هر یک را بدلایلی از دیگری مجزا ساخته که البته‌ مبتنی بر حدسیات درباره خسرو پرویز بوده است. در اینجا لازم‌ است تذکار گردد که خسرو پرویز سلطانی جابر و ظالم بوده است. گویند قساوت قلب خسرو گاهی چاشنی مزاح دهشتناکی داشت. تعالبی گوید: «خسرو را گفتند که فلان حکمران را بدرگاه‌ خواندیم و تعلل ورزید پادشاه توقیع فرمود که:اگر برای او دشوار است که بتمام بدن نزد ما آید ما بجزئی از تن او اکتفا می‌کنیم تا کار سفر بر او آسانتر شود بگوئید فقط سر او را بدرگاه ما بفرستند». ذکر این مطلب برای توجیه ماجرائی که در همین مقال راجع به‌ باربد خواهید خواند بی‌تأثیر نخواهد بود.
۲۳- ون یا ونج که هندیان آنرا «ونیا» گویند نکنوع ساز زهی است‌ شبیه تار و یا احتمالا نظیرچنگ، در تاریخ ادبیات آمده است که‌ «اعشی بنی قیس»
۲۴- و کان غناء النبط الجرامقه بالغندورات و ایقاعها یشیه ایقاع‌ الطنابیر این عین جمله‌ایست که در رسالت ابن خرداد به آمده است… مسعودی می‌نویسد: «غندورات، فی الاصل الغیروارات بوده‌ است.» برهان قاطع «غندرود» نوشته و آنرا نفیر یا بوق کوچکی‌ دانسته است. ولی به نظر می‌آید که نظر ابن خرداد به بیشتر مقرون‌ به حقیقت باشد زیرا اگر کلمه «غندرود» را درست تصور کنیم، ترکیبی است از لفظ «غنه» به معنای گرد گرده شده و جمع‌ آمده و «رود» به معنای تار یا سیم یازه ساز، بهمین سبب می‌توان‌ پذیرفت که غندرود یا غندورد (بنا به روایت مؤلف برهان قاطع) عود یا رود بزرگتری است که همان سه تار یا طنبور می‌باشد.
۲۵- تعالبی گوید: نام نوازنده مشهور دوره خسرو پرویز که‌ بصورت پهلبد و در عربی فهلبد تصحیف شده همان باربد است. رشیدی می‌نویسد: مطرب پرویز که جهرمی بوده و سرود خسروانی که سرودی است مسجع در بزم خسرو کفتی و بضم با خطاست و این مرکب است از بار بمعنی رخصت دادن و بد بمعنی‌ خداوند و دارنده، زیرا که پرویز او را اذن دخول در مجلس به‌ جمیع اوقات داده بود. فرهنگ سرودی او را در نواختن بربط و علم موسیقی؛ بی‌نظیر دانسته است… انجمن آرا و آنندراج‌ می‌نویسد در بزم خسرو او و نکیسا اسباب طرب بوده‌اند و تصرفات داشته‌اند. نظامی گوید:
ستای باربد دستان همی زد به هشیاری ره مستان همی زد نکیسا چنگ را کرده خوش آواز فکتده ارغنون را پردهء ساز اما از پایان زندگی باربد روایات متفاوتی نقل می‌شود. ثعالبی نقل‌ می‌کند که سرکش و باربد هر دو از رامشگران خسرو پرویز بودند ولی سرکش که به برتری باربد و توجه شاه نسبت بدو حسادت‌ می‌ورزید وی را مسموم ساخت-خسرو از مرگ وی بسیار اندوهناک گشت و چون دریافت که سرکش موجب مرگ باربد گردید است بدو گفت «من از شنیدن آواز باربد پس از او ازتو لذت‌ می‌بردم و می‌خواستم که در پی آواز او آواز تو گوش دهم و تو از اینکه نیمس از لذت مرا از بین برده‌ای شایسته مجازات هستی. سرکش پاسخ داد:شاها اگر بخواهی نیمی از لذت را که برایت‌ باقی مانده است از بین ببری تو خود همه آن را از بین برده‌ای و بدینگونه شاه از سر تقصیر او در گذشت» ولی این ماجرا به نحو دیگری یعنی کاملا بالعکس در رساله ابن خرداد به ذکرش ده که‌ مطالعه خواهید فرمود-فردوسی پایان کار باربد را چنین توصیف‌ می‌کند:
چو آگاه شد باربد زانکه شاه‌
بپرداخت بی‌رای و بی‌کام گاه‌
ببرید هر چار انگشت خویش
‌ بریده همی داشت در مشت خویش
‌ چو در خانه شد آتش برفروخت‌
همه آلت خویش خویش یکسر بسوخت

– مراد از لفظ آلت در بیت اخیر آلت موسیقی یعنی ساز می‌باشد. علی ایحال… با در نظر گرفتن اشعار فردوسی می‌توان اعتبار بیشتری برای ماجرائی که ابن خرداد به نقل کرده است قائل شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «موسیقی نو در ایران (۲)»

آنگاه که یک مجموعه‌ی دنباله‌دار «موسیقی نو در ایران» نام می‌گیرد و از پس شماره‌ی نخستش شماره‌ی دومی نیز می‌آید، انتظاری را در پس خود برمی‌انگیزد. آن انتظار از جنس توصیف است یا تبیین. بدین معنا که شاکله‌ی «موسیقی نوی واقعا موجود» همچون یک بیانیه دست‌کم از خلال فرایندهای شناسایی/گزیدن و اعتباربخشی پدیدآورنده‌ی آن برابر ما بایستد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (II)

پرتی ینده ۶ مارس ۱۹۸۵ در آفریقای جنوبی متولد می شود در حالی که هنوز نظام سیاسی آپارتاید در این کشور برقرار است. او در محله سیاه پوست نشین به نام تَندوکوخانیا (Thandukukhanya) در شهر پیِت رِتیف (Piet Retief) بزرگ می شود. او در نوجوانی از طریق تبلیغ هواپیمایی بریتانیا که دوتایی برای گل ها (Duo des fleurs ) اثر لئو دلیب (Léo Delibes) را به تصویر می کشد با اپرا آشنا می شود. در سن شانزده سالگی در یک کنکور آواز برنده می شود و از این طریق به مصاحبه ای در کالج موسیقی آفریقای جنوبی وابسته به دانشگاه کیپ (Cap) راه می یابد.

از روزهای گذشته…

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (VI)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (VI)

خیام در شیوه ثبت ذو الاربع‏هاى عصر خود از روش حکیم سلف خود ابو نصر فارابى که در کتاب جامع موسیقى کبیر بیادگار مانده است، پیروى کرده است. در بعضى موارد مانند ذو الاربع‏هاى شماره ۳-۵-۱۳۸ خود خیام آنها را با انواعى که فارابى آورده است، مقایسه کرده است. نگارنده این مقاله با تعجب ملاحظه نمود که ترتیب توالى شماره ذو الاربع‏هاى ارجاعى به فارابى (توسط خیام) برحسب تصادف! با اعداد سرى فیبوناچى ریاضى دان مشهور ایتالیائى (درگذشت حدود ۱۲۵۰ میلادى) مطابقت دارد! در اعداد فیبوناچى هر عدد مساوى حاصل جمع دو عدد ماقبل خود است.
وقتی همه خوابیم (II)

وقتی همه خوابیم (II)

رهبرانی که بصورت رهبر میهمان در سالهای اخیر سکان ارکستر را به دست گرفتند، نیمی بصورت تجربی رهبری ارکستر را فراگفته بودند (اگر قبول کنیم اصلا فراگیری ای در کار بوده!) این رهبران که حتی نمیتوان عنوان رهبر آماتور را هم برای آنها جایز دانست با اجرایی از آثار خود (که متاسفانه آثارشان هم از کیفیت مطلوبی بهرمند نبود) به هیچ وجه نمیتوانستند حتی برای ارتقا شناخت سبکهای موسیقی هم برای ارکستر مفید باشند. در این میان چند رهبر هم به ارکستر دعوت شدند که دارای توانایی رهبری ارکستر بودند ولی کمبود وقت فقط میتوانستند برای همان کنسرت مفید باشند.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

اوربیسن به همراه کمپانی ضبط سان موفقیتهای نسبی به دست آورد و توانست وارد حلقه الویس پریسلی شود. تنها امتیازی که ضبط سان برای او داشت آن بود که برای خرید دوباره کالیداک بنفش خود پول کافی داشته باشد، اما به تدریج دست از همکاری با آنان کشید و ضبط آثارش را متوقف کرد. وی به سرتاسر تکزاس سفر کرد و برای ۷ ماه هیچ اجرایی نداشت. او اغلب در بحران شدید مالی بود و به خانواده و دوستان خود وابسته بود.
متن سخنرانی دبیر جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

متن سخنرانی دبیر جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

شاید کمتر کسی از حاضرین جمع امروز ما نزدیک به ده سال پیش که پایگاه های موسیقی کم کم در حال رشد بودن را به خاطر می آورد. روزگاری که سرچ انجینها با جستجوی واژه موسیقی ایران به تعداد انگشتان دست سایتی پیدا میکردند که به زبان انگلیسی یا فارسی با طراحی هایی ابتدایی تنها پایگاه های موسیقی ایرانیان در فضای مجازی بودند.
سه خبر کوتاه

سه خبر کوتاه

نورا جونز (Norah Jones) در برنامه زنده تلویزیونی که شب گذشته (۱۵ ژانویه) به نفع قربانیان سونامی برگزار شد ترانه We’re all in this thing together را خواند. تمام منافع و کمکهای اهدایی این برنامه ۲ ساعته که در ایستگاه تلویزیونی شبکه NBC در استودیو یونیورسال اجرا و پخش شد، برای انجام امور بین المللی به صلیب سرخ اهدا شد.
راه سوم!

راه سوم!

با گران تر شدن قیمت محصولات فرهنگی، مثل کتاب و سی دی، مسئله کپی رایت از همیشه سخت تر شده است. وقتی قیمت یک سی دی نصف یک پیتزا بود (!) کمتر کسی به خود زحمت خرید اثر ارجینال را می داد، حتی اگر قلبا” راضی به متضرر شدن هنرمند مورد علاقه اش نباشد. اینکه مسئله نقض کپی رایت در آثار فرهنگی از کجا شروع شده و چرا بیشتر ایرانیان، کوچکترین توجهی به زیر پا گذاشتن حقوق صاحب اثر ندارند، موضوع این نوشتار نیست؛ با این نوشته می خواهیم مروری کنیم، وضعیت کنونی هنرمندان جوانی که از طریق هیچ نهاد و سازمان دولتی، حمایت نشده و فقط فعالیت آنها وابسته به سازمان های خصوصی است.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

هنگامی که تصمیم برای شروع و نوشتن مطالبی درباره آرشه گرفته شد راههای متفاوتی برای چگونگی بیان بهتر آن به ذهن رسید و تلاشی سخت برای شروع آن پدید آمد، زیرا در این زمان که در حال عبور از آن هستیم، تلمبار اطلاعات درست، مبهم و پیجیده، آنقدرسنگین هست که نیرو و توان تحلیل را از انسان سلب نمایدو شاید این سوال پیش آید که مگر در رابطه با چه موضوعی قرار است بحث و گفتگو شود ؟ تحلیل و تفکیک آن نباید دشوار باشد!
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

سل، اشترائوس را اثر گذار اصلی بر شیوه رهبری خود می داند. بیشتر تکنیک چوب رهبری سل که صدای شفاف از اجرای ارکستر کلاولند را تولید می نمود و خواست سل مبنی بر سازنده یک ارکستر بودن، از شیوه اشترائوس می آید. این دو رهبر بزرگ پس از ترک سل در سال ۱۹۱۹ از اپرای رویال همچنان دوست باقی ماندند. حتی پس از جنگ جهانی دوم زمانی که سل در آمریکا مستقر شد، اشترائوس مشتاق بود بداند رفیق وی چگونه پیش می رود.
نمودی از جهان متن اثر (XI)

نمودی از جهان متن اثر (XI)

نقد موسیقی نیز به شکل گسترده‌ای آنالیز را به‌ کار می‌برد و همچنین موسیقی‌شناسی به گونه‌ای آن را به کار می‌گیرد تا حدی که برخی اساسا آنالیز را عملی موسیقی‌شناسانه تلقی می‌کنند (۴۹). اگر هدف شناخت خود موسیقی باشد زیاد هم شگفت‌آور نیست که یکی از راه‌های اصلی آنالیز باشد؛ چه چیز بیش از این ممکن است به گشودن یک اثر موسیقی برای فعالیتی شناختی نزدیک شود؟
کج بشینیم، راستشو بگیم  (I)

کج بشینیم، راستشو بگیم (I)

در خصوص اینکه چگونه و در پی چه پیشامدی قوه‌ی تعقل بیوک‌آقا در جوانی و شاید هم در میانسالی دچار اختلال شده بود داستانهایی دهان به دهان می‌گشت و می‌گردد. من نخستین بار او را در سال ۱۳۷۶ در هفده سالگی‌ام دیدم؛ زمانیکه با دوستی برای خرید تار، سراغ سازنده‌ی تار مراغه‌ای جناب آقای نصرالله بوذری رفته بودیم. تابستان بود. صبح زود از تبریز راه افتادیم. به مراغه که رسیدیم مستقیم به کارگاه رفتیم. ظهر که شد جناب نصرالله مهمان‌نوازی کردند و نهار را رفتیم منزل ایشان.