رساله ابن خردادبه (IV)

گویند هر گاه که کاتیان و راویان اخبار از عرض خبری به‌ شاهنشاه بیم داشتند، به باربد متوسل می‌شدند و او با نغمه‌ای، خشم ولینعمت خود را فرو می‌نشاند و بهنگام‌ مقتضی بعرض مطلب می‌پرداخت. نغمات و آهنگهائی که باربد بخاطر خسرو پرویز ساخته‌ بالغ بر هفتاد و پنج قطعه است. یکی از آثار زیبای او چنین‌ است:

قیصر ماه ماند و خاقان خرشید
آن من خدای ابر ماند کامغاران
‌ کخاهد ماه پوشد کخاهد خرشید (۲۶)

مفهوم ترانه چنین است:
قیصر ماه را ماند و خسرو خورشید را
چنان ماند که آفتاب و قمر قرین‌اند
سرور من همانند ابریست که آبستن باران است
‌ ابری که خواه ماه را بپوشاند یا آفتاب را
باربد با اینکه هنرمندی لایق بود از ادب و نزاکت و مجلس آرایی نیز نصیبی فراوان داشت. شبی بسیار سرد که‌ خسرو را نشاطی در سر بود، باربد را فرا خواند و در حضور شیرین به او گفت:خوش کرده‌ام که امشبی را با تو به روز آرم. آنقدر می نوشیدند و آواز خواندند تا باربد مست شد.

گزیری نداشت که به بهانه قضای حاجت از تالار خارج‌ شود، زمانی سپری شد و باربد باز نگشت، خسرو به شیرین‌ گفت مهمان ما دیر کرد و متعاقب این سخن از تالار خارج‌ شد و باربد را دید که زیر درخت سدری بخواب رفته است. خسرو تن‌پوش پوست سمور خود را درآورد و بروی او انداخت تا از گزند سرما در امان باشد.

چون آفتاب برآمد، خسرو پرویز به شیرین گفت حال‌ مهمان ما را چگونه می‌بینی؟ شیرین پاسخ داد شاهنشاه بهتر از من آگاهی دارند. خسرو (در جام جهان نمای خود) نظر انداخت و گفت:
می‌بینم که از خواب برخاسته و چون پوشش مرا دیده و شناخته آنرا گرامی داشته، ردای خود را بر زمین افکنده و پالتوی سمور مرا بر آن نهاده و حیرت زده به احترام ایستاده‌ است.

شیرین گفت شاهنشاه بینش یزدانی دارند… پرویز گفت‌ برخیز، هر دو برخاستند روی را بهمان حال که شاه گفته بود مشاهده کردند شاه امر کرد به او مالی فراوان عطا کنند و مستمری قابلی در حقش بر قرار سازند و املاکی در ری به‌ نامش قباله کنند.

(حکایت کنند که) روزی خسرو پرویز در یبن راه، پسری‌ *** «سرکاس» (۲۷) نام را از اهالی ایران دید که بدنبال گاو خود که‌ (کود) حمل می‌کرد راه می‌رفت و آواز می‌خواند. شاهنشاه‌ را صدای این جوان خوش آمد و امر فرمود او را در اختیار باربد بگذارند تا تعلیم آواز بگیرد.

این جوان با استعداد تا آنجا در موسیقی پیشرفت کرد و توانا شد که باربد بر او حسد ورزید وی را بقتل رسانید. روزی پرویز سرکاس را طلب کرد، باربد عرض کرد بیمار است. سرانجام خسرو از واقعه آگاه شد، به باربد گفت: «شعله حسد تا آنجا در دلت زبانه کشید که جوانی را که من از صدایش لذت می‌بردم بقتل رساندی تو نیمی از سرور مرا تباه‌ کردی بنابراین گزیری نیست که به کیفر برسی و آنگاه دستور داد او را زیر پای پیل بیفکنند… باربد گفت اگر من نیمی از سرور شاه را تباه کردم خسرو با کشتن من آن نیم دیگر را نیز تباه خواهند کرد-آیا جنایتی که در حق شادمانی و طرب‌ خود می‌فرمائید عظیم‌تر است یا آنچه من مرتکب شده‌ام؟ کسری گفت سخنی به جا گفتی، به خدا سوگند که زنده‌ات‌ نگاه خواهم داشت. سپس فرمان داد تا ویرا آزاد سازند… باربد بعد از وفات کسری مدتها در قید حیات بوده‌ است.
پی نوشت
۲۶- مصرع اول شعر فارسی این قطعه افتاده و ترجمه آن بعربی‌ چنین است:

ای، قیصر یشبه القمر و خاقان شمس‌ ای، الذی هو مولای یشبه الغیم المتمکن‌ ای، اذا شاء غطا القمر و اذا شاء الشمس اشاره به ملاقات قیصر و خسرو پرویز است.
۲۷- به احتمال قوی همان «سرکیس» یا «سرکش» باید باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

لغو مجدد کلیه فعالیت های هنری در سراسر کشور، طی اطلاعیه جدیدی از وزارت ارشاد تا یک هفته دیگر اعلام شد. در پی شیوع ویروس کرونا و جهت پیشگیری از گسترش آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توافق و تصمیم مشترک با وزارت بهداشت، طی اطلاعیه ای کلیه کنسرت ها، اجراهای تئاتر، اکران سینمایی و دیگر تجمعات هنری را تا تاریخ جمعه نهم اسفندِ جاری ملغی اعلام و محمد الهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی این خبر را رسما ابلاغ کرد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

او در کتاب خود «موسیقی در گذر از قرنها» داستانی جالب از پادشاه موسیقی شفا بخش استیون هالپرن (۵۲) نقل می کند: «بعد از اتمام یک سمینار در مورد موسیقی نیوایج که در دهه ۷۰ برگزار شده بود من او (استیون هالپرن) را برای صرف شام به خانه ام دعوت کردم و مدت زیادی در باره موسیقی باب روز یعنی نیوایج صحبت کردیم. در آخر من در مورد آلبومش اخیرش (۵۳) از او سوال کردم. یادداشت های او درخلال بروشور آلبوم ادعا می کرد که هر یک از هفت آهنگ این آلبوم برای مدیتیشنی خاص و مخصوص یکی از چاکراهای هفتگانه است. می خواستم بدانم که او از کجا می فهمد که کدام آکورد و چگونه روی چاکرای خاصی تاثیر دارد؟ من او را به این دلیل تحت فشار گذاشتم که فکر می کردم شاید او به معدن طلای اسرار آمیز عرفان (!) دست پیدا کرده است. سرانجام خندید و گفت: همه اینها فقط یک فریب است. نیازی به گفتن نیست که پس از آن، از اینگونه باورها دست برداشتم و رابطه ما همان جا برای همیشه تمام شد.»

از روزهای گذشته…

یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود

یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود

یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در تاریخ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۸ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. در این یادمان، گروه تمبک به سرپرستی آرش فرهنگ فر، دونوازی سنتور و تمبک (محمد موحد نیا و آرش فرهنگ فر)، تک نوازی تمبک و ضربی خوانی (آرش فرهنگفر)، دو نوازی تار و تمبک (سیاوش برهانی و آرش فرهنگ فر) به اجرای موسیقی خواهند پرداخت. سخنران برنامه یاد شده میرعلیرضا میرعلینقی است. همچنین پخش تصاویری از اجراهای ناصر فرهنگفر و سخنان بزرگان موسیقی ایران درباره این هنرمند فقیر از دیگر بخش های برنامه است.
چارلز مکرس (II)

چارلز مکرس (II)

موفقیت بزرگ دیگر چارلز مکرس در بهار ۱۹۵۱ بود زمانی که او اولین اجرای کاتا کابونآ را در اپرای سدلر ولز رهبری کرد. بسیار زود به دلیل کیفیت نمایشی در رهبری اپرا مورد تقدیر واقع شد و شهرت یافت. تا سال ۱۹۵۴ در اپرای سدلر ولز باقی ماند تا آنکه پست رهبری در ارکستر BBC را به دست آورد. در این دوره آغاز به ضبط به همراه ارکستر فیلارمونیای والتر لگز نمود.
بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

این نامی است که برای بیشتر افراد آشناست، و من مخالفتی با به کار بردن آن در جهت شناخته شدن ندارم. برای افراد بسیاری، این نام یادآور چیزی است که میل دارند همچنان حفظش کنند. این نام بخشی از پیشینه من است و بسیاری از چیزهایی که من به عنوان کت استیونس درباره اش رویا پردازی کرده بودم، در زمان یوسف اسلام به حقیقت پیوسته اند.
گفتگوی هارمونیک چهارده ساله شد

گفتگوی هارمونیک چهارده ساله شد

گفتگوی هارمونیک جشن چهاردهمین سال فعالیت خود را برگزار کرد. سال گذشته تلخ ترین سال فعالیت این مجله بود؛ چراکه یکی از مهمترین نویسندگان و نظریه پردازان حوزه فلسفه و هنر ایران، محسن قانع بصیری که این مجله افتخار همکاری با او را داشت، روی در نقاب خاک کشید. سال گذشته همچون دوازدهمین سالگرد تولد ژورنال گفتگوی هارمونیک، نشست سالیانه در منزل این اندیشمند فقید برگزار شده بود و در این برنامه نیز یاد ایشان گرامی داشته شد.
نگاهی به اپرای مولوی (XII)

نگاهی به اپرای مولوی (XII)

زهی ها آغازگر پرده هفتم اپرا هستند؛ پرده ای که «ملاقات» نام گذاری شده و گوشه ای از پرسش و پاسخ مولانا و شمس را به نمایش می گذارد. بخشی که زهی ها و به دنبال آن سولوی آوازی کلارینت اجرا می کند، با اینکه یادآور آغاز پرده پنجم یعنی «بازار» است ولی تفاوتی نامحسوس در این آغاز اتفاق می افتد که آن تاکید بر دومینانت گام ماژور است و البته در طول این بخش ایست و شاهد بارها تغییر می کند.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (IV)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (IV)

والتر به عنوان دستیار و حامی مالر رابطه کاری نزدیکی با او داشت. عمر مالر کفاف اجرای آثاری مانند Das Lied von der Erde یا سمفونی شماره نه را نداد. اما بیوه او، آلما مالر، از والتر درخواست کرد که هر دو اثر را برای نخستین بار اجرا کند. بنابراین والتر اولین اجرای Das Lied را در سال ۱۹۱۱ در مونیخ و اجرای سمفونی شماره نه را در سال ۱۹۱۲ در وین و با ارکستر فیلارمونیک وین رهبری کرد.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.
“سه گاه و شور”در نی انبان اسکاتلندی

“سه گاه و شور”در نی انبان اسکاتلندی

آیا میتوان در نواحی کوهستانی (HighLand) اسکاتلند سه گاه را شنید؟ البته که می شود! بد نیست بدانیم که نی انبان های کوهستانهای اسکاتلند گامهایی را به گوش می رسانند که میکروتونال بوده و فواصل بعضی از آنها دقیقاً منطبق بر دستگاههای خودمان می باشد.
موسیقی امیری مازندران (III)

موسیقی امیری مازندران (III)

اشرفی که خود شاعر است بر خلاف عمادی با مستثنا کردن امیری ها همه دیگر اشعار مازندرانی را عروضی به حساب میآورد و غلامحسین کبیری شاعری دیگر در وزن اشعار مازندرانی کوچکترین تعارضی با اصول عروضی نمی بیند.
پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.