از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (IV)

مقاله‌ای با امضای‌ “ماهان‌” عنوان «اندیشه‌ها» را بر پیشانی دارد و حاوی حرف‌ها و نظراتی است پراکنده دربارهء مسائل روز مربوط به موسیقی و جامعهء موسیقی ایران. در نیمهء دوّم این شماره، دو مقاله نیز دربارهء موسیقی و فرهنگ جهانی آمده است: یکی با عنوان«توسعه و بسط رقص، »از فرخ شادان و دیگری با عنوان «گوته و موسیقیدان‌های عصر او»از دکتر محمود اعتماد. دو صفحه حاوی نقدهای سردستی طنزآمیز دربارهء رفتارها و گفتارهای‌ دست‌اندرکاران موسیقی، بخش مقالات مجله را به پایان می‌برد. در بخش‌ جداگانه‌ای از همین شماره با عنوان‌ “تصنیف‌های روز”، یک آهنگ روز غربی، گل کوچک (Le Petit fleur) آمده است و چهار ترانهء تازه از ویگن، دلکش، مرضیه‌ و پروین. آهنگ ترانه‌ها با خط زیبائی‌”نت‌”شده است تا استفاده از آن‌ها برای‌ هنرجویان و آشنایان با موسیقی، آسان‌تر باشد.

درنگاهی مشابه به شماره‌ای از مجله موسیقی (شماره ۸۱، آبان‌ماه ۱۳۴۲) بهتر می‌توانیم تفاوت دیدها و روش‌های گزینش مقالات را در این مجله و مجله‌ موزیک ایران دریابیم.

روی جلد این شمارهء مجله موسیقی تصویری از دوک الینگتون، که در آن زمان سفری به ایران داشته، آمده است.

نخستین مقالهء این شماره از حسینعلی ملاّح‌ است که با پژوهش در رساله‌ها و فرهنگ‌های تاریخی در جستجوی سازهای‌ مهجور برآمده. البته مهجور ماندن آن سازها بیشتر به دلیل ساده و ناقص‌ بودنشان است و موسیقی پروردهء امروز دیگر از آن‌ها بهره‌ای نمی‌تواند ببرد. منوچهر شیبانی مقاله‌ای دارد تحقیقی با عنوان «ملیت در هنر» و البته با نگاهی خیره‌تر بر هنرهای ژاپنی و آفریقا.

مقاله بعدی را مصطفی پور تراب‌ نوشته است با عنوان «آموزش سلفژ.» شرحی دربارهء «دوک الینگتون، شخصیت‌ بزرگ موسیقی جاز آمریکا» مطلب بعدی است: «موسیقی و نقاشی»، حاصل‌ گفتگوئی است با نقاش معاصر فرانسه‌”رولان اودو”که سعی کرده شباهت‌های‌ آفرینش در نقاشی و موسیقی – البته موسیقی مغرب زمین – را نشان دهد. بررسی‌ «متن و موسیقی اپرای وتسک»، اثر آلبان برگ، مطلبی است از جوزف مکلیس که‌ در پی می‌آید. «در دنیای موسیقی» و «اخبار و اطلاعات» دو بخش پایانی مجله‌ است.

مجله موسیقی در سال ۱۳۵۲، پس از بنیاد شعبهء ایرانی‌”ژونس موزیکال‌”در ایران، تغییر پایگاه داد و بصورت‌”ارگان‌”آن سازمان درآمد:”سعدی حسنی‌”، موسیقی‌شناس قدیمی و معروف که برای نخستین بار تفسیر آثار موسیقی‌ کلاسیک اروپایی را در رادیو ایران باب کرد، و به سرپرستی ژونس موزیکال‌ ایران برگزیده شده بود، دورهء تازهء مجله موسیقی را نیز زیرنظر گرفت و تا یک‌ سالی پیش از انقلاب انتشار آن را ادامه داد. مجله موزیک ایران نیز به سبب‌ بیماری مدیرش از سال ۱۳۵۰ از انتشار خود بازایستاد.

در آغاز سال ۱۳۵۰، صاحب این قلم که سرپرستی روابط عمومی تالار رودکی‌ را بر عهده داشت پیشنهادی را عرضه کرد که براساس آن، بولتن ماهانه روابط عمومی که یک سالی از انتشارش می‌گذشت، تبدیل به یک فصلنامهء یا ماهنامهء سنگین فرهنگی می‌شد. این پیشنهاد از سوی وزیر فرهنگ و هنر وقت پذیرفته‌ شد و ماهنامهء رودکی نخستین شمارهء خود را در ۱ مردادماه ۱۳۵۰ انتشار داد.

با توجه به تجربیات چهل ساله انتشار در زمینهء موسیقی، رودکی در گزینش مقالات و نیز شیوهء نگارش، ویرایش و صفحه‌آرائی، راه‌های تازه‌ای را گشود. در عین‌ پرهیز از ابتذال، چه در محتوا و چه در شکل و صورت، نهایت کوشش بکار برده‌ می‌شد که جاذبهء کافی برای جلب هرچه بیشتر مخاطبان را داشته باشد و مهم‌تر از آن بتواند این جاذبه‌ها را حفظ کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

اهمیت شنیدن

اهمیت شنیدن

هنگامی که به وضعیت موجود بسیاری ازهنرجویان نوازندگی نگاهی می کنیم متاسفانه ضعف شدید درشناخت و شنیدن آثار تصنیف شده مصنفان برای ساز مورد علاقه شان را شاهد هستیم. زمانی که هنرجویی در شناخت آثار ساز تخصصی خود ناتوان است، تکلیف شنیدن آثار موسیقایی سایر سازها و قطعات گروهی و… نیز ناگفته پیداست.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع، بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است.
چرا سنتور سل کوک؟ (II)

چرا سنتور سل کوک؟ (II)

در این قسمت می پردازم به شرایطی که یک هنرجوی مبتدی با خرید یک سنتور سل کوک شروع به آموختن می کند. هنرجو با خرید سنتور به طور معمول با سه مسئله کم و بیش درگیر است اول داشتن میز سنتور، دوم پذیرش وزن سنتور (برای جابجایی های داخل خانه یا برای بردن آن به کلاس برای سیم انداختن یا کوک یا بردن سنتور به منزل اقوام و دوستان)، سوم در نظر گرفتن فضایی از خانه برای گذاشتن تشکیلات سنتور (میز، صندلیِ مناسب با آن، پایه ی نت، جعبه سنتور)
سپنتا و سه پاره تفردش

سپنتا و سه پاره تفردش

یکی از واپسین‏ها بود. بازمانده نسلی که یکی یکی یا گاه چند چند دارند از میان ما به لابه‏لای صفحه‌های تاریخ موسیقی کوچ می‏کنند. ساسان سپنتا از تبار تجددخواهان نیمه اول سده حاضر بود و از آخرین نمایندگان نظرپرداز این مکتب که تا پایان عمر، با وجود همه تغییراتی که در فضای فکری و پژوهشی و گفتمان نظری موسیقی ایرانی رخ داده است، همچنان دست از قلم برنداشته و به کار می‏ پرداخت.
برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

ابدا قصد ندارم که تفسیری فنی بر این اثر بنویسم. چرا که عظمت این اثر بر هیچ کس پوشیده نیست. از آن گذشته نه جسارتش را دارم نه بضاعتش. اما این اثر چنان بر آشفته ام می کند که می خواهم احساس روحی خود را که بسیار شاعرانه است را بیان کنم.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (VI)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (VI)

مسائلی که در بسیاری از گروه ساز های قدیمی، مخصوصا سازندگان معروف به نظر می رسد شیوه و نگاه آنها به پدیده ویلن بوده است حال در سطحی علمی و یا فراتر از آن و یا در بطن تجربه های کهن وقایعی هستی شناسانه را رقم می زدند. در نگاه به ماده اولیه و چگونگی خصوصیاتی که باید در چنین ساختاری ایفای نقش می کرد؛ نقش هندسه و ترسیم ساختار، قوانین و اصول پایه ایی ریاضیات، فیزیک و شیمی همه و همه بنیانهای قطعی بودند که آگاهانه و یا غیر آگاهانه در سطح ادراک و توان به اجرا می رسید و طبعا به همان اندازه نیز آثارش در کار متجلی می شد.
صداسازی در آواز (VI)

صداسازی در آواز (VI)

قرار گرفتن صدا در ناحیه خاکستری به این مفهوم است که کانون صدا درجایی بیرون سر احساس شود و در صورتی که این کانون خارج از ناحیه خاکستری باشد یعنی صدا داخل سر احساس می شود.
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
انتخاب یک استاد پیانوی خوب

انتخاب یک استاد پیانوی خوب

یافتن یک استاد پیانوی خوب نیاز به جستجو دارد، استادی که با شما یا فرزندتان درست کار کند، عامل بسیار مهمی برای ورود شما به عرصه نوازندگی پیانو و دنیای موسیقی محسوب می شود. از آنجایی که توانایی درست نواختن پیانو می تواند برای همه عمر شما سودمند باشد، بنابراین مهم است که از جلسات تدریس پیانو تا حد امکان استفاده ممکن را ببرید.
گروه ریمونز (VIII)

گروه ریمونز (VIII)

دیگر گروههای پانکی همچونن؛ راسویی با صدای ناهنجار (Screeching Weasel)، کینه جویان (The Vindictives)، نامتعارفها (The Queers)، آقای تی.با تجربه (The Mr. T Experience)، موریانه های سرکش (Beatnik Termites) و زندان سیاسی جان کوگر (Jon Cougar Concentration Camp) تمام آلبومهای ریمونز را ضبط کردند، شامل: خانه را ترک کن، موشک به روسیه، جاده رو به خرابی، رویاهای شیرین و خیلی سخت برای مردن.