از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (V)

اتخاذ شیوه‌هائی از این دست سخت‌ مؤثر افتاد و رودکی بزودی به عنوان نشریه‌ای فرهنگی-که توجهی ویژه به مسائل و رویدادهای موسیقی دارد-از اعتباری برخوردار شد که بسیاری از نشریه‌های‌ مشابه در طی سال‌ها بدان دست نیافته بودند.

این ماهنامه البته از امکاناتی نیز برخوردار بود. بودجه‌ای ویژه داشت، می‌توانست، مقالات و تفسیرها و گفتگوهای خود را به مناسبت اجراهای موسیقی‌ در تالار رودکی تهیه و تنظیم کند و از همین رو طبعا همیشه در جریان تلاش‌های‌ موسیقیائی روز قرار داشته باشد. با این همه، برای ایجاد تعادل میان هنرهای‌ ملی و بین المللی، ماهنامه، تنها به برنامه‌های تالار رودکی اکتفا نمی‌کرد و برنامه‌های‌ موسیقی و هنرهای ملی دیگر سازمان‌های تولید و پخش‌کننده چون رادیو و تلویزیون، کانون پرورش کودکان و نوجوانان، و مرکز حفظ و اشاعهء موسیقی را نیز موضوع بحث‌ها و تفسیرهای خود قرار می‌داد.

این نکته را نیز باید در اینجا آورد که ماهنامهء رودکی، وابسته به سازمانی‌ دولتی(تالار رودکی-وزارت فرهنگ و هنر)بود و با آن‌که در سال‌های پیش از انقلاب نشریات وابسته به دولت از اعتماد مردم-و به ویژه روشنفکران-برخوردار نمی‌شدند، این ماهنامه، و فصلنامهء دیگری که از طرف وزارت فرهنگ و هنر به‌ نام فرهنگ و زندگی منتشر می‌شد، استثنایی بر اصل و مورد توجه فراوان جامعهء روشنفکران آن روز بود. در واقع، هیچ شاعر و نویسنده‌ای-حتّی در اوج شهرت- از انتشار آفریده‌های خود در آن پرهیز نمی‌کرد و حتّی گاه بر آن اصرار می‌ورزید. به گمان من، مهم‌ترین دلیل این استثناء را باید در”آزادی‌”این ماهنامه در نشر همهء مطالبی که باارزش تشخیص می‌داد، جستجو کرد.

این‌”آزادی‌”در آن زمان‌ حسّاس یکتا بود و از همین‌رو تنگ‌نظران و حاشیه‌نشینان قدرت را بر آن داشت‌ تا علیه رودکی به صف‌آرائی و حتّی سعایت بپردازند. حرفشان این بود که‌ «بودجه دولت را مصرف می‌کنند که بتوانند برنامه‌های فرهنگی و هنری‌ سازمان‌های دولتی را انتقاد کنند»سروکار ماهنامه یکی دوبار نیز با سازمان‌ امنیت افتاد که با وساطت مقامات فرهنگ و هنر، به خیر گذشت.

ماهنامهء رودکی درواقع همان نقش مجله موسیقی دورهء مین باشیان را که از آن‌ یاد کردیم ایفا می‌کرد. علاوه بر موسیقی، جایگاهی آزاد و سالم برای عرضهء نوآوری‌های دیگر در عرصه‌های دیگر شده بود. در رودکی نیز نوشته‌ها و شعرهای بسیاری از نام‌آوران فرهنگی و هنری آن روز و-امروز-انتشار می‌یافت:از آن جمله احمد شاملو، نادر نادر پور، مهشید امیر شاهی، هوشنگ‌ گلشیری، منوچهر شیبانی، داریوش آشوری، جلال ستاری، جمشید ارجمند، و جواد مجابی.

ناگفته نماند که صفحه‌آرائی‌های زنده و سرزندهء مرتضی ممیز، گرافیست‌ برجستهء دیروز و امروز، بخش بزرگی از جاذبه‌های دیداری رودکی را می‌ساخت.

کار من در رودکی تا نیمه‌های سال ۱۳۵۵-سال نخستین مأموریت فرهنگی‌ در برونمرز-ادامه داشت. از آن پس نگاهداری و پرورش این فرزند پنج ساله، به‌ یاران دیگر سپرده شد. از نیمهء سال ۱۳۵۵ تا آغاز سال ۱۳۵۷-سال آغاز دگرگونی‌ها و بن‌بست‌ها-رودکی زیرنظر و سرپرستی جمشید ارجمند و قاسم‌ صنعوی به انتشار خود ادامه داد. کوششی ناموفق از سوی صاحب این قلم در برونمرز، هشت شماره‌ای دیگر از دورهء دوّم رودکی را بیرون داد که باید در جائی‌ دیگر و فرصتی دیگر به آن پرداخت.

مجله «ایران نامه» بهار و تابستان ۱۳۷۷

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

برای سالها من یک نوازنده معمولی بودم و به تدریج به پیشرفت و ثبات دست یافتم. زمانی که با موسیقیدانان فوق العاده همنواز می شوید و نتهای بالا و پائین آنان را بارها در گوشتان پذیرا می شوید، به تدریج در وجود و ذهن شما شکلی شایسته می گیرد. باید در فضایی باشید که احساس اعتماد به نفس و تلاش را در شما زنده نگهدارد، در محیطی که به شما می گویند: “می توانی این کار را انجام دهی اگر سعی کنی. اگر من می توانم انجام دهم تو هم قادری.” این به شما قوت قلبی می دهد، برای باز شدن امکاناتی که شاید قبل از این به وجود آنان نیندیشیده بودید. اگرچه همه اینها نیاز به تمرین مستمر و آمادگی دارد، درست مانند یک ورزشکار که نیاز به تمرین مداوم و تلاش سخت دارد.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

این انگشت باید تا حدِ امکان مورب، آرنج تا حد امکان بالا و شست باید روبرویِ انگشتِ یکم باشد. هنگامِ نواختن با انگشتِ یکم در این حالت، در مقایسه با روش انگشت‌گذاری کاملاً عمود، شما قادر به ایجاد تعادل بیشتری در دست‌تان خواهید بود.
پرفروش ترین ترانه دیسکوی تاریخ

پرفروش ترین ترانه دیسکوی تاریخ

اولین حضور بانی ام در آلمان با اجرای ترانه “Daddy Cool” در برنامه تلویزیونی “Musikladen” که در آن زمان برنامه ای مهم و مشهور بود، در ۱۹۷۶ به وقوع پیوست. پس از این حضور تلویزیونی، فروش این ترانه به تعداد باورنکردنی ۱۰۰٫۰۰۰ نسخه در هفته رسید!
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
گفتگو با تیبو (II)

گفتگو با تیبو (II)

«مارسیک نمونه یک استاد خوب بود. هر جلسه که در کنسرواتوار نزد او می رفتم (ما سه روز در هفته از او درس می گرفتیم)، او یک اتود از جاوینیز (Gavinies)، فیوریلو (Fiorillo)، دونت (Dont) به من می داد تا برای جلسه بعد آماد کنم. ما همچنین تمام آثار پاگانینی و آثاری از ارنست (Ernst) و اسپور (Spohr) را کار کردیم. برای تکنیک های آرشه نیز مارسیک از پاساژهای مختلفی که به اتود تبدیل شده بودند استفاده می کرد. ما گام ها را نیز که از نان شب ویولونیست مهم ترند، هر روز تمرین می کردیم.
نوازندگی نی (III)

نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.
ریتم

ریتم

هیچ فکر کردید که ریتم در زندگی تا چه اندازه نقش مهمی را ایفا می کند و تاثیرهای مثبت دارد؟ از گردش منظم شب و روز گرفته تا چهار فصل سال یا جزر و مد آب دریاها، ضربان قلب و … حتی بسیاری از ما علاقمند هستیم که خیلی از کارها را که می توان بدون دخالت ریتم انجام داد، با ریتم انجام بدهیم. مثلا” راه رفتن یا دویدن، هنگام کارکردن با کامپیوتر، مرتب کردن فولدرها و …
یک قطعه آرامش دهنده

یک قطعه آرامش دهنده

حتی اگر سازی نمیزنید یا مطالعه در موسیقی ندارید چند دقیقه وقت بگذارید و به این قطعه آرامش دهنده گوش کنید :
ریتم در موسیقی جز – قسمت دوم

ریتم در موسیقی جز – قسمت دوم

در مطلب قبل به این نتیجه رسیدیم که آنچه برای هر نوازنده یا خواننده موسیقی جز مهم است و به نوعی مشخص کننده تفاوت های او با سایر هنرمندان هم ردیف خود می شود روشی است که وی برای متصل کردن نت های مختلف به یکدیگر با استفاده از کشش ها و سکوتهای مختلف اختیار می کند.
پدر

پدر

پاول آنکا همواره جزو خوانندگان و ترانه سرایانی بوده است که در اشعار خود به موضوعات انسانی و خانوادگی پرداخته و هرگز از ارزشهای واقعی زندگی، عشق میان والدین و فرزندان و روابط زیبای انسانی دور نبوده است. ترانه زیبای پدر (Papa) یکی از آثار زیبای او درباره ارزش عشق و محبت در خانواده و سرنوشت محتوم تمام انسانها است که به جدایی از عزیزان می انجامد و در نهایت آنچه باقی میماند یادگارهای عاطفی، خاطرات و درسهای زندگی هستند.