گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

[ساختارگرایی] بر نظریه‌های زبان‌شناسانه‌ی فردینان دو سوسور بنا شده، که می‌گوید زبان یک سامانه‌ی خودبسنده‌ از نشانه‌هاست و نظریه‌های فرهنگی کلود لوی استروس، که می‌گوید فرهنگ‌ها، مانند زبان‌ها می‌توانند همچون سامانه‌هایی از نشانه‌ها دیده شده و برحسب رابطه‌های ساختاری میان عناصرشان تجزیه و تحلیل شوند. این مفهوم مرکزی در ساختارگرایی آن است که تضادهای دوگانه (برای مثال نرینه/ مادینه، عمومی/ خصوصی، پخته/ خام) منطق ناخودآگاه یا «دستور زبان» یک سامانه را معلوم می‌کنند.

ساختارگرایی ادبی متن‌ها ادبی را به‌عنوان سامانه‌هایی از نشانه‌های وابسته به هم می‌بیند و به دنبال آن است که منطق پنهان آنها را آشکار کند. چهره‌های برجسته‌ی جنبش ساختارگرایی، میشل فوکو، ژاک لکان، رومن یاکوبسون، و رولان بارت هستند. حوزه‌های مطالعاتی که بنیادهای بحث و روشن‌شناسی ساختارگرایان را اختیار کرده و گسترش داده‌اند، نشانه‌شناسی و روایت‌شناسی هستند.

این نوع نقد نیز مانند آن قبلی، نخست در دنیای نقد و نظریه‌ی ادبی پدید آمده و سپس به دیگر هنرها سرایت پیدا کرده است. مانند موارد گذشته انتقال یک شیوه‌ی نقد از ادبیات به دیگر هنرها به دلیل تفاوت‌های عمیق میان آنها، روش را نیازمند دگرگونی‌هایی کرده است.

در این بخش مدرس پیشنهاد کرد برای آنکه شرکت‌کنندگان با سرچشمه‌های این نوع نقد آشنا شوند ابتدا بخش‌هایی از مقاله‌ی رولان بارت (نقد دانشگاهی و نقد تفسیری از کتاب نقد تفسیری (۱۳۶۸)) خوانده و بررسی شود:
«ما اکنون در فرانسه دو سبک نقد داریم: یکی نقدی است که برای سهولت کار خود آن را دانشگاهی می‌نامم. سرمایۀ این نقد، روش فلسفۀ اثباتی است، دیگری نقدی است تفسیری و نمایندگانش متفاوت از یکدیگر. هم مردی نظیر ژان پل سارتر به این نقد می‌پردازد و هم فردی مانند کاستون باشلار. هم در برگیرندۀ لوسین گلدمن و ژرژ پوله است و هم شامل ستاروبنسکی، ژی. ب. وبر، ار. ژرار و ژان پیر ریشار. وجه مشترک همه‌شان این است که می‌توان بینش آنان را، البته به شیوه‌ای آگاهانه، زیر عنوان یکی از مرامهای کنونی جای داد.

این مرامها عبارتند از: اگزیستانسیالیزم، مارکسیسم، پیسکانالیز، فنومنولوژی.

به همین دلیل، چنین نقدی را می‌توان نقد مرامی هم نامید، در برابر نقد نخستین یعنی دانشگاهی، که دست رد به سنیۀ هر گونه مرامی زده است و مدعی شیوه‌ای است عینی.» (ص ۲۷ و ۲۸)

«ولی چیزی که هنوز نقد دانشگاهی نمی‌پذیرد، این است که تفسیر و مرام بتوانند منتقد را به کار کردن در اندرون اثر ناگزیر سازند. خلاصه تحلیل ذاتی مردود است. هر چیزی در نقد دانشگاهی بار عام می‌یابد، به شرطی که بشود اثر هنری را با چیزی جز خود اثر، یعنی جز ادبیات مربوط ساخت: مثلا تاریخ (اگر چه مارکسیستی)، روانشناسی (حتا روانکاوانه)، این «هر جا نه اینجا»های اثر هنری اندک اندک مورد قبول قرار می‌گیرند.

چیزی که مورد قبول نیست، پژوهشی است که اندرون اثر جایگزین شود و گزارش خود را به جهان نفرستد مگر پس از آنکه اثر را کاملا از اندرون، یعنی در کارکردهای خود آن یا چنانکه امروز گفته می‌شود درساختار آن توصیف کرده باشد.» (ص ۳۵)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گفته شد که اگر این تعریف (یا مشابه آن) مورد قبول باشد تاثیر چنین شاخه‌ای از فلسفه بر نقد بسیار روشن است؛ احکام و گرایش‌های زیباشناختی پایه‌ی ارزیابی‌های نقادانه قرار می‌گیرند و البته گاه هم از طریق کنش نقد دگرگون می‌شوند. گفتمان زیباشناختی با تکیه بر این تعریف‌ها از گفتمان:
آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

با این موهای شل می توان سه یا چهار سیم را همزمان نواخت. شاید برای کسانی که آشنایی به نحوه اجراهای آکورد های چهار صدایی با ویولون ندارند این سئوال پیش آید که تا پیش از این مگر ویولن چطور این آکوردها را اجرا می کرده؟ جواب خیلی ساده است، به طور جدا! در واقع آرشه های معمول ویولن در حالت کشیده نمی توانند روی بیشتر از دو سیم قرار بگیرند و چاره ای جز این نیست که آکوردهای چهار صدایی را دو به دو ولی با سرعت اجرا کنیم تا حداقل تا حدی همزمان به گوش برسد.
سارا وائوگن (II)

سارا وائوگن (II)

تردول شخصی را استخدام کرد تا مسئول سفرها و نیازهای وائوگن باشد. رابطه وائوگن با ضبط کلومبیا تا حدی خدشه دار شد، وی از استفاده تبلیغاتی آنان راضی نبود. گروه کوچکی که برای ضبط در سال ۱۹۵۰ به همراه مایلز دیویس (Miles Davis) و بنی گرین (Benny Green) تشکیل داد، در میان دیگر گروهها بهترین بود. در سال ۱۹۵۳ تردول باعث بسته شدن قرار داد فوق العاده ای بین وائوگن و کمپانی ضبط بسیار معروف مرکوری (Mercury Records) شد.
جادوی نام زیبا  (I)

جادوی نام زیبا (I)

پشت چهره‌ی این آلبوم مسئله‌ی نام نهفته است و رابطه‌ای سبک‌شناسانه، و زیباشناسی این هر دو و نسبت‌اش با فرم. نام کلی آلبوم را آهنگساز به فارسی منظومه‌های سمفونیک نهاده، عنوانی که بیشتر با ترجمه‌ی (Poematic Symphony) (1) نزدیک است (۲). اما آن‌چه در مورد نام این اثر اهمیت دارد عنوان فارسی آن نیست -چرا که می‌توان آن را با اغماض اطلاقی شاعرانه دانست که آهنگسازی علاقه‌مند به ادبیات برگزیده تا موسیقی‌اش را شعرگونه‌ای با ابزار سمفونیک بنمایاند- بلکه ترجمه‌ی انگلیسی آن است که روی جلد حک شده است؛ Poem Symphonies به معنای پوئم سمفونی‌(ک)ها (۳) و از همین جا است که مسئله‌ای که من آن را «جادوی نام زیبا» نهاده‌ام آغاز می‌شود. برای این که بتوانیم راهی به شرح دقیق این اصطلاح بپوییم بهتر است کمی در سه قطعه‌ای که در این آلبوم جمع آمده‌ است تعمق و خصوصیاتشان را بررسی کنیم.
بابک ولی پور

بابک ولی پور

متولد ۱۳۶۵ تهران نوازنده گیتار کلاسیک Valipour.b@gmail.com
کنسرتو ویولن بتهوون

کنسرتو ویولن بتهوون

ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید.
بوگی ووگی (I)

بوگی ووگی (I)

بوگی ووگی (Boogie Woogie)، موسیقی ای پرتحرک و رنگارنگ با تاریخی به همان اندازه پر نقش و نگار است. مبدا پیدایش این موسیقی که در ابتدا به عنوان موسیقی رقص سیاهپوستان فقیر جنوب آمریکا شناخته شده، چندان مشخص نیست.
ظرایف آرشه (I)

ظرایف آرشه (I)

هر آرشه بسته به میزان عواملی چون چگالی، فشردگی بافتی و مقاومت چوب و نیز منحنی انحنا در راستای طولی که بر اساس آن طراحی و ساخته شده به میزان مشخصی توسط پیچ انتهایی بایستی سفت شود که در آن مقدار، بهترین پاسخ برای تکنیک های پرشی آرشه بدست می آید.
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.
تور کر فلوت تهران در اروپا به پایان رسید

تور کر فلوت تهران در اروپا به پایان رسید

کر فلوت تهران (TCF) به سرپرستی فیروزه نوائی و رهبری سعید تقدسی مجموعه کنسرت هایی را در شهرهای زوریخ، فلدکیرش، گراتس و وین در روزهای ۲۳ تا ۲۸ مارچ به روی صحنه بردند. در این مجموعه کنسرت ها، سولیست های مختلفی کر فلوت تهران را همراهی کردند و همچنین در شهر گراتس برای اولین بار، یک رهبر میهمان نیز هدایت تعدادی از قطعاتِ کنسرتِ کر فلوت را به عهده گرفت.