گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

به قلم یک بانوی رهبر (VI)

همانطور که اشاره شد تعارضی درونی بین شرطی سازی و آموزش مردان و زنان وجود دارد. در عرصه حرفه ای امروز آیا زنان می توانند خودشان باشند یا باید به ظاهر مردانه عمل کنند؟ آیا قاطعیت بهترین راه دستیابی به موفقیت است یا اینکه روش سنتی مردان است؟ آیا ارزش هایی هستند که زنان عمیقا به آن ها پایبندند و باید ارزش بیشتری برایشان قائل شد؟ زنان شرطی شده اند تا دوست داشتنی تر باشند، رابطه ها را حفظ کنند و انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان دهند. زنان به دنبال حفظ جامعه، یکدستی، دوستی و حسن نیت هستند.

امتیازات بانوان رهبر

همانطور که اشاره شد تعارضی درونی بین شرطی سازی و آموزش مردان و زنان وجود دارد. در عرصه حرفه ای امروز آیا زنان می توانند خودشان باشند یا باید به ظاهر مردانه عمل کنند؟ آیا قاطعیت بهترین راه دستیابی به موفقیت است یا اینکه روش سنتی مردان است؟ آیا ارزش هایی هستند که زنان عمیقا به آن ها پایبندند و باید ارزش بیشتری برایشان قائل شد؟ زنان شرطی شده اند تا دوست داشتنی تر باشند، رابطه ها را حفظ کنند و انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان دهند. زنان به دنبال حفظ جامعه، یکدستی، دوستی و حسن نیت هستند.

زنان از مقابله خودداری می کنند و موجودات حساسی هستند. این ها دارایی هستند که زنان با آغوشی باز در بیشتر موقعیت ها به ارمغان می آورند. در دنیای تجارت، شرکت ها بیشتر و بیشتر به ارزش های اساسی زندگی زنان بها می دهند. به عنوان مثال، زنان تمایل بیشتری دارند که در سبک های مدیریتی خود از همکاری و کار گروهی بیشتری بهره ببرند.

زنان اغلب باعث می شوند که دیگران حس کنند که برای مجموعه ارزشمند هستند و شخصا در تشویق کارمندان توانایی خاصی دارند. این نوع رویکردهای مدیریتی متفاوت هستند و از نظر برخی شرکت ها حتی به دیگر رویکردها برتری نیز دارند.

مثلا من شخصا وقتی سر اجراها مشکلی پیش می آید آن را به دور از دید دیگران حل می کنم؛ کاری که کمتر دیده ام که همکاران مردَم انجام دهند. حتی شاهد بوده ام که یکی از موزیسین ها در برابر کل ارکستر چندین بار مورد انتقاد تمسخر
آمیز قرار گرفته است. بر عکس این مورد، من تلاش می کنم تا با فردی که مشکل دارد به دور از دید دیگران و در زمانی بعد تر صحبت کنم.

گاهی حتی فکر می کنم که باید از آن فرد بپرسم که در زندگی شخصی اش مشکلی وجود دارد که در اجرایش خلل ایجاد می کند یا خیر. فکر می کنم که اگر بدین صورت با موزیسین ها رفتار شود در بلند مدت شاید رضایت بیشتری داشته باشند.

من با مدل مدیریت خودکامه، تصمیم گیرنده خداگونه که قضاوت های لحظه ایش همیشه به قانون تبدیل می شوند مشکل دارم. با کمی فکر کردن، مشورت و کمی زمان می توان تصمیم هایی گرفت که محکم تر هستند. به نظر من بسیاری از زنان چنین رویکردی در تصمیم گیری دارند.

یک مثال دیگر: طی تمرین ها عدم توافق نظر نیز رخ می دهد. وقتی که موضوع با قضاوت حل می شود – یعنی هیچ درست و غلطی وجود ندارد – من سعی می کنم که از نظر هر دو طرف استفاده کنم. گاهی وقت ها چنین راهکاری واقعا به تفسیر بهتری از موسیقی می انجامد که خود افق های جدید را می گشاید. به نظر من این گونه کار کردن این امتیاز را دارد که چندین نفر فکرشان را روی هم می گذارند تا مشکلی را حل کنند.

اغلب تعارض موسیقایی کمی بین دیدگاه قوی شخصی و هنری رهبر و رویکرد جمعی وجود دارد. در واقع، این دو می توانند در کنار یکدیگر وجود داشته باشند و یکدیگر را تغذیه کنند.

محبوبه خلوتی

متولد ۱۳۶۵ استهبان
دانشجوی دکترای ادبیات انگلیسی دانشگاه یونیسا (UNISA)

۱ نظر

بیشتر بحث شده است