قاسمی: ما رفرنسی برای قطعات کرال نداریم

کر و ارکستر به رهبری مهدی قاسمی
کر و ارکستر به رهبری مهدی قاسمی
چند قطعه ساخته اید تا به حال؟
در زمان ما گرایش آهنگسازی وجود نداشت، ولی پایان نامه کارشناسی من آهنگسازی بود، ساخت واریاسیون روی تم ایرانی که با آقای روشن روان کار کردم، قبل از آن هم همانطور که گفتم “لم لوا” اجرا شد با کر فرهنگسرای بهمن قبل از من و یکبار هم که خودم با کر این فرهنگسرا کار کردم باز اجرا شد.

چرا در این سالها باز اجرایش نکردید؟
… این کار کمی برایم قدیمی شده، ولی شاید باز این کار را بکنم. “سه نیایش کوتاه” را نوشتم، یک سرناد برای ارکستر زهی که در ارمنستان تمرین شد ولی اجرا نشد، ولی در ایران زمانی که با ارکستر زهی ارسباران کار میکرم این اجرا اثر شد.

این هست که من تحصیلم اصلا آهنگسازی هست و خیلی چیزها از آقایان احمد پژمان، کامبیز روشن روان، شریف لطفی و هوشنگ کامکار یاد گرفتم، چه در دانشگاه و چه در کلاس خصوصی … ولی باز مسئله وقت و اینکه آدم علاقه اش را تقسیم کند وجود دارد و من فعلا ترجیع میدم روی رهبری کر خودم کار کنم و این کار را تا جایی که می شود ارتقاء بدهم.

ولی باز هم من چیزهایی خواهم نوشت؛ گاهی وسوسه میشوم و شروع میکنم به نوشتن ولی میبینم که نه! بهتر است که بگذارم برای بعد. یک انتقادی که خودم در کار آهنگسازی از خودم دارم این هست که زیادی دوست دارم که اثرم به تکامل نزدیک باشد، در صورتی که آهنگساز باید بنویسد تا اینکه (همیشه) نگران کیفیت کارش باشد.

من نمیتوانم این کار را انجام بدم چراکه کم، دیر و کوتاه مینویسم ولی قطعا خواهم نوشت. همین چند وقت پیش به فکرم افتاده بود که اپرا بنویسم، با چند نفر شاعر هم صحبت کردم ولی جدی نشد و کسی هم پیدا نشد که کمک کند؛ بخصوص الان که کر هست میشود کارهایی مثل اپرا کرد که یک موسیقی داستانی باشد با کر…

ارکستر چه؟
اگر کار آماده باشد میتوان ارکستری بصورت دست مزدی برای یک کنسرت آماده کرد یا اگر کار واقعا آماده باشد میشود آن را به وزارت ارشاد یا تلویزیون پیشنهاد داد..

فایل صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت ششم
فکر میکنید این کارها خریدار دارد؟ چون آنها کارهایی با تیترهای خاص را قبول میکنند.
بله، طبیعی است؛ (اتفاقا”) وقتی من به چند شاعر پیشنهاد دادم آنها گفتند که بیا و روی این سوژه ها کار کن و در واقع به همین دلیل بود که انجام نشد!

آقایان باغچه بان، روشن روان، هوشنگ کامکار کارهایی برای کر دارند، چرا از این کارها استفاده نکردید؟ آیا به خاطر ارکستر بود؟
… یکی از مسئولین وقت فرهنگسرای بهمن، زمانی که ما در آنجا کار میکردیم، کنسرت ما را دیدند و گفتند که خیلی خوب هست، ولی چرا شما قطعات موسیقی غربی فقط اجرا میکنید؟ مگر فرهنگ ما چه مشکلی دارد؟ به ایشان گفتم، مطمئن باشید ما این دغدغه را بیشتر از شما داریم، اصولا همه جای دنیا رسم هست …

مثلا دوستان رقته بودند در کانادا امتحان بدهند، به آنها گفته بودند که باید یک قطعه باروک بزنید، یک قطعه کلاسیک، رومانتیک و مدرن و یک قطعه هم کانادایی باید بزنید! برای موسیقی خودشان جایگاهی قائل میشوند در موسیقی کلاسیک؛ یا مثلا بروشور کر نروژی را دیدم نصف قطعات نروژی بود.

من به آن آقا هم گفتم ما بیشتر دغدغه داریم در این زمینه ولی ( قطعه ای ) نیست! ما یک رفرنس قطعی نداریم مثلا شما بروید یک کتابخانه و بگویید آثار کرال آقای باغچه بان را بدهید به من یا آثار کرال آقای پژمان و روشن روان را بگیرید و بعد بروید در خانه بنشینید و از بین اینها قطعه ای را انتخاب کنید، چنین چیزی در ایران نیست. این که وجود ندارد هیچ، بسیاری از کارهای آهنگسازان ما برای ارکستر و کر هست، مثلا “نیایش یزدان” آقای سنجری، اجرا هم میشود به صورت کر آکاپلا (کر بدون همراهی ساز) ولی این قطعه وقتی معنی و مفهوم دارد که ارکستر همراهش باشد.

آقای منوچهر صهبایی همین قطعه را بدون کر و با ارکستر تنها اجرا کرده اند و به نظر قطعه کامل می آید، ارکستر هم تمام قسمتهایی که کر می خواند را در خود دارد.
بله… ما این مشکل را داریم. من به آن آقا گفتم شما پیش قدم شوید و فراخوانی دهید که آهنگسازان چنین کاری را انجام دهند. آن شخص هم حسن نیت داشت و به مسئولین سازمانهای فرهنگی این مسئله را منعکس کرد، ولی آنها آمدند و کار را به شکل دیگری انجام دادند، آنها به چند آهنگساز یکسری سفارش دادند و یکسری سرود برایشان ساخته شد! در حالی که پیش نهادی که من دادم اصلا این نبود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

ادیت در ویولن (VI)

ادیت در ویولن (VI)

هدف از این نوشته بررسی انگشت گذاری (ادیت دست چپ) یکی از جملات پایین رونده ی سریع در بخش دوم (Recitativo) کنسرتو ویولن شماره دو ماکس بروخ است. از آنجا که غالب ادیت های چاپی در دسترس موجود از این جمله که برای انگشت گذاری آن ارائه گردیده، دارای روشی مشابه در شکل انگشت گذاری بوده و درعمل اجرای سولیست را دارای پرش و قطع های بزرگ صدایی و نیز دشواری در امر اجرا می سازد، در این مطلب به بررسی نحوه انگشت گذاری این جمله پرداخته خواهد شد.
شکستن چهارچوب ها

شکستن چهارچوب ها

مسئله شکستن چهارچوب ها می تواند در زمینه های مختلفی کاربرد داشته باشه و صد البته احتمالآ ده ها دردسر؛ اما نه در دنیای هنر.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

البته هنوز خطرها در کمین اند: روح جرونتیوس صداهای خوفناک دیو ها را که همراه با خنده هایی هجوآمیز اند به وضوح می شنود. وقتی که دیو ها میگذرند، روح در می یابد که او تنها صدای آنها را شنیده و خود آنها را ندیده است. آیا او قادر به دیدن خدا خواهد بود؟ فرشته می گوید که روح می تواند خدا را ببیند اما اخطار می دهد که شعله های عشق ِ جاویدان او را برای همیشه خواهد سوزاند.
آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

همایون شجریان این قسمت را (قسمت ابوعطا) مانند دیگر قسمتهای تصنیف پخته و استادانه اجرا می کند که شاید تا بحال چنین اجرایی از او نشنیده بودیم.
میرهادی: مسابقات کشوری ویولون برگزار میشود

میرهادی: مسابقات کشوری ویولون برگزار میشود

مسابقه ویولون احتمالا بار اول است که در ایران برگزار میشود ولی در مورد مسابقات گیتار، دوره اول که من فقط داور بودم و مسابقات را برادران فلسفی که از بهترین نوازندگان ایرانی گیتار هستند برگزار کردند و در واقع بنیانگذاران این مسابقات آنها بودند؛ بعد از مهاجرت آنها به خارج از کشور این مسئولیت به عهده من گذاشته شد و این مسابقات را از سطح تهران به سطح کشور ارتقا دادیم که با کمک حامیان مالی این برنامه توانستیم به عنوان جایزه سازهای نفیس به برندگان بدهیم.
خنیاگر پیانو؟ (II)

خنیاگر پیانو؟ (II)

در هفت روز دریا غافلگیرکنندگی دو مجموعه‌ی پیشین هوشیار خیام موجود نیست. رنگ صدای جدیدی در آن نمی‌شنویم چنان که در قبلی‌ها با استفاده از تکنیک‌های پیانوی تغییر یافته یا دیگر فنون می‌شد شنید. بهره‌برداری متفاوتی از الگوهای فرهنگی این سر دنیا هم به چشم نمی‌خورد، هنوز یادمان نرفته قطعه‌ی نخست مجموعه‌ی هزار اقاقی و خاطره‌ی مبهم صدای دوتار را.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (III)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (III)

در این روش آهنگساز برای ساختن قطعه از بعضی عبارت‌های ایجاد شده (نه همه آن شکل‌ها) استفاده می‌کند. به بیان دیگر ممکن است این روش تدارک دیدن شکل‌های متفاوت «سری» به صورت هرج و مرج یا آشوبی به نظر برسد اما فرآیند آماده‌سازی پیش- آهنگسازانه‌ای که در سریالیسم اتفاق می‌افتد (تدارک تن های سری‌) عمیقا ریشه در نظم دارد.
بالشتک نوین (IV)

بالشتک نوین (IV)

برای ساخت این محصول جنبه های مختلفی در نظر گرفته شده است که مهمترین آن قابلیت انعطاف پذیری بالا (full flexible) می باشد و همچنین روشی را برای آن در نظر گرفته ایم که می تواند توام با زیر چانه ایی (chinrest) بوده و یا کاملا مستقل از آن عمل نماید.
روش سوزوکی (قسمت اول)

روش سوزوکی (قسمت اول)

مقدمه: شینی چی سوزوکی (Shinichi Suzuki)، مدرس ویولون که شهرت جهانی دارد، در شهر ناگویای ژاپن متولد شد. پدرش معروفترین کارگاه ویولون سازی را داشت. ابتدا نزد پدرش شاغل بود؛ نواختن را هفده سالگی شروع و تحصیل خود را در توکیو به انتها رساند و بعد عازم برلین شد، جایی که هشت سال تمام شاگردی کارل کلینگلر (Karl Klinglers) را کرد، به علاوه در این شهر توانست با نامدارترین هنرمندان و پژوهشگران آشنا شود، از جمله آلبرت انیشتن.
کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوآر پاریس (Conservatoire de Paris) دانشکده موسیقی و رقص در سال ۱۷۹۵ در پاریس به وجود آمد. در این دانشکده؛ موسیقی، رقص، نمایش و طراحی تدریس می شود. در سال ۱۹۴۶ به دو دانشکده مجزا تقسیم شد: یکی برای تئاتر، نمایش و بازیگری به نام “کنسرواتوآر ملی هنرهای نمایشی” (CNSAD) و دیگری برای رقص و موسیقی به نام “کنسرواتوآر ملی موسیقی و رقص پاریس” (CNSMDP)