چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (I)

چند کلام در رابطه با مصاحبه ی آقای احمدرضا احمدی با سایت «سازباز»
توضیح

مطلبی که در ادامه میخوانید، یادداشتی است در واکنش به برخی صحبت های مطرح شده در مصاحبه ی سایت «سازباز» با احمدرضا احمدی. طبق رسم مالوف، از مسئولان سایت درخواست انتشار یادداشت خود در رابطه با این مصاحبه در خود ِ سایت سازباز شدم و پس از موافقت آنها با ارسال این نوشته، یادداشت نگاشته شد. با این حال، پس از ارسال مطلب به مسئولان سایت و دریافت نکردن پاسخی مبنی بر انتشار یا عدم انتشار این یادداشت در آن وب سایت پس از هشت روز (برخلاف رویه ی پیشین پاسخگویی مسئولان سایت)، آن را به گفتگوی هامونیک سپردم.

بدیهی ست که در این مورد، حق طبیعی مسئولان سایت سازباز است که چنین مطلبی را انتشار ندهند؛ با این حال، اطلاع یافتن از رد یا قبول شدن این نوشته نیز انتظار گزافی نیست؛ که متاسفانه در این مورد این انتظار برآورده نشد.

چندی است در برخی صفحات مربوط به موسیقی در شبکه ی فیس بوک، بخش هایی از یک مصاحبه ی آقای «احمدرضا احمدی» به اشتراک گذاشته می شود که موضوعش نظرات ایشان در مورد موسیقی است. این صحبت ها در حقیقت برگرفته از مصاحبه ی ایشان با سایت «سازباز» است و در آن مواردی در ارتباط با نظرات این شاعر در مورد موسیقی کلاسیک و موسیقی دستگاهی مطرح شده است. نوشتار حاضر، به برخی از نکات ذکر شده در آن مصاحبه پرداخته است.

معمولاَ، دوستان مصاحبه گر و روزنامه نگار و حتّی گاه منتقد در حوزه ی موسیقی، از دانستن مفاهیم معمول پایه ای موسیقایی (که در برخی موارد نکات بسیار پیش ِ پا افتاده ای را نیز شامل می شوند) بی بهره اند. حاصل این وضعیت، مصاحبه هایی ست بی مایه، بی حاصل و معمولاَ سطح پایین که هیچ محتوا و شناخت فنّی مفیدی را با خود در بر ندارد.

مصاحبه شوندگان نیز گاه با رضایت تمام تن به این وضعیت می دهند و هر چه را که دلشان می خواهد –بی آن که با خطر به چالش کشیده شدن مواجه باشند- مطرح می کنند.

دیده ایم جلسات رونمایی و مصاحبه ی آهنگسازان و خوانندگان مطرحمان با روزنامه نگاران را که در آن دوستان ژورنالیست، خرسند و ذوق زده از گرفتن عکس های یادگاری و یا احتمالاَ سی دی هدیه ی امضا شده (!)، عملاَ نقشی فراتر از یک طرفدار هیجان زده را ایفا نمی کنند. البته، مقصود دوست مصاحبه گر با آقای احمدی نیست، که به نظر می رسد ایشان لااقل آن نکات اولیّه را می دانند. با این حال، یا از روی رعایت حال شاعری مطرح، و یا به هر دلیل دیگری، این مصاحبه نیز تفاوت چندانی با مصاحبه های ذکر شده ندارد.

باری، بخشی از مصاحبه ی مورد نظر بارها در فیس بوک منتشر شد که برخی از فرازهای آن به راستی جای شگفتی داشت. یادداشت حاضر، نه برای غلط گیری، و نه ایجاد جنجال های بی حاصل و یا خودنمایی، که برای جا انداختن این رسم که بدون تخصّص در حوزه ای خاص – به خصوص حوزه ای با حساسیّت موسیقی – مطلبی عنوان نشود، نگاشته شده است.

9 دیدگاه

  • جاوید جعفری
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۹۳ در ۵:۱۹ ب.ظ

    با سلام و احترام.مصاحبه ی آقای احمدرضا احمدی را خواندم.حرف های بی اساس زیادی زده بود که البته از احمدرضا احمدی که سابقه ی علاقه اش به موسیقی ایرانی را می دانم بسیار بعید بود.البته ایشان سالیان درازی است که به اظهارنظرهای بی اساس(به طور کلی)شهرت دارند و حتی در نشستی در کرمان در چند سال پیش حرف هایی به راستی خنده آور درباره ی شعر معاصر زده بودند.ارجاع می دهم به این مطلب:چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۳ در http://pashiliha.persianblog.ir/1383/9 ظاهراً اظهارنظر در مورد زمینه هایی که فرد آشنایی لازم را ندارد(تخصّص بماند!!!)تبدیل به یک مد برای بسیاری از ایرانیان شده است.با نظرتان درباره ی آشنایی نداشتن بسیاری از روزنامه نگاران با مفاهیم پایه ای نیز موافقم.امیدوارم بحث خوبی باشد،خصوصاً که از این گونه بحث ها به صورت جدّی در این سالها کمتر دیده شده.

  • Rahro
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۳ در ۵:۱۱ ب.ظ

    Chandi pish ham shaheed e dorfeshani e Abbas e kiarostami dar zamine adabiat boodim ke az Nazareth Danesh o ehate dante kami as ishan nadashtand

  • رامین منصفی
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۳ در ۲:۱۱ ب.ظ

    بنده این مصاحبه با احمد رضا احمدی را خوانده ام
    میتوانم بگویم که در این چند سال بی مایه ترین مصاحبه ها و ضعیف ترین نقد ها را در سایت شما خوانده ام که بار ها نظر بنده رو درج هم نکردید که جای تعجب ندارد
    تعدادی جوان دور هم جمع شده و همه خود را کارشناس موسیفی و هنر و نقاد می دانند کلاس هم برگزار می کنند
    ببینید بنده بار ها و بار ها نقد های در سایت شما خوانده ام که جددا ساده انگارانه بوده
    بار ها و بار ها مصاحبه های بسیار خاله زنکی
    بار ها و بار ها ترجمه متن های ۱۰ ۱۵ سال پیش
    خود شما(سایت) اکسرا قصد دارید بعضی خبر ها را پوشش بدید و خیلی ها را پوشش ندید و کم اهمیت بدانید البته در این مملکت ما مگر چقد رویداد موسیقی در کل وجود دارد !
    هر چقدر مجلات گزار موسیقی و هنر موسیقی مفید و پیش رو هستند سایت شما ضعیف و خاله زنکی است
    این مقاله رو من این شکل می بینم که جوانی یک مصاحبه خوانده و خوشش نیامده و شب به فکر افتاده یک مقاله بدهم حالشونو بگیرم :))

    یک بار نشد من به این سایت سری بزنم و عصبانی نشم !

  • ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۳ در ۸:۰۹ ب.ظ

    آقای منصفی (که بر خلاف نام تان عمل می کنید)
    اگر این کامنت شما بر خلاف فحاشی های قبلی شما (نه نظرات مستدل) منتشر می شود به این خاطر است که در این نوشته اظهار داشته اید که بارها نظر گذاشته اید و منتشر نشده؛ بنده فرض را بر این می گذارم که شما واقعا قوانین این سایت را نمی دانید؛ پس دوباره توضیح می دهم:
    تمام انتقاداتی که بدون ذکر دلیل بر روی سایت ثبت می شود، از زیر نوشته ها حذف خواهد شد.
    فحاشی های کودکانه شما که جای خود دارد!
    کودکانه را بی دلیل (مانند شما!) به کار نمی برم! دلیل آنرا خودتان توضیح داده اید: «بنده بار ها و بار ها نقد های در سایت شما خوانده ام» بعد نوشته اید: «بار ها نظر بنده رو درج هم نکردید» و «نقد های در سایت شما خوانده ام که جددا ساده انگارانه بوده» یا «بار ها و بار ها مصاحبه های بسیار خاله زنکی» و… خب! خودتان قضاوت کنید! یک نفر بار ها و بارها وارد یک سایت که خاله زنکی است می شود که عده ای کارشناس نمای جوان در آن مطلب می نویسند کلاس هم می گذارند و بی مایه ترین و ضعیف ترین نوشته ها را در آن می گذارند، بعد همان فرد بارها و بارها برای آنها کامنت می گذارد که منتشر نمی شود ولی باز می گذارد، به نظر شما این فرد از نظر روانی چگونه است؟!

  • رامین منصفی
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۳ در ۱۱:۰۱ ب.ظ

    جناب کودکانه مقالات شخص شماست برای مثال مقاله ای که در نقد سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی نوشته اید واقعا به نظر خودتان نقد است!؟!؟ مقایسه یک موزیسین معاصر و آوانگارد با یک موزیسین کلاسیک ایرانی این کودکانه و غیر حرفه ای نیست!؟

    مساله بعدی اینکه دلیل این که بار ها و بار ها مقالاتتان را میخوانم و برای شما تعجب است اینه که من رو یاد مجلات طنز گل آقا درقدیم میندازه بخدا میخوانم و می خندم و تشکر می کنم که باعث شادی بنده میشه :))

    خب باشه اگر خوشتان نمیاد دیگه کامنت نمیدم :)) شما هم صاحب اختیارید :))

    در آخر مگر شما این مقاله رو نوشتید استاد؟

  • ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۴ ب.ظ

    خب خوشحالم که بالاخره توانستم دلیل عقده های فروخفته شما را کشف کنم و این قهقه های هستریکتان را هم بهتر درک می کنم، البته در این یک قلم آخر غیر از اینکه مهر تاییدی بر گفته های اخیر من زدید، جنبه هایی دیگر از اخلاق نیکویتان را هم نمایان کردید که آن خصوصیت های نوچه بازی است که در فرهنگ موسیقی کلاسیک ایران هم رخنه کرده و باعث میشود بدون خوانده شدن دقیق یک نوشته، رگ تعصب بالا بزند و فحاشی شروع شود!
    جواب شما و امثال شما در همان مقاله داده شده، احتمالا عصبیت شما اجازه نمی دهد که بروید آن مقاله را پیدا کنید! بخش مورد نظر را کپی می کنم اینجا: «اگر موسیقی این سمفونی آوانگارد بود، میشد اینطور توجیه کرد که فقط انگاره های ملودیک ایرانی برای هویت بخشی به اثر استفاده شده ولی اینجا دیگر جایی برای اینگونه بهانه ها هم نیست.»
    آقای منصفی، بخش نظرات سایت، جای گشودن عقده های فروخفته شما نیست؛ لطفا از این به بعد یا مستدل و محترمانه صحبت کنید یا به فحاشی در کامنت و پاک شدن عادت کنید.

  • 350
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ در ۱۲:۲۰ ق.ظ

    آقای منصفی،
    راه های ساده تری هم برای اعتراض کردن هست. می توانید بروید و پای هر کدام از نقدها یا مقالات که ضعیف یا به قول خودتان کودکانه می بینید با دلیل نظر بگذارید تا هم خوانندگان بعدی بخوانند و هم نویسنده. شاید به این ترتیب گفتگویی شکل بگیرد و به بهبود بیانجامد. وقتی اینطوری می نویسید فرصت می دهید طرف مقابل حرفتان را به کلی نشنود. به علاوه یک راه ساده تر هم هست آنچه را نمی پسندید نخوانید یا به قول خودتان بخوانید و در خلوت بخندید.
    در ضمن فقط در ایران ممکن است کسی افرادی را که در دهه های سوم و چهارم عمرشان هستند (و اغلب بین یک تا دو دهه تجربه ی حرفه ای دارند) “جوان” به معنای مد نظر شما، یعنی خام و بی تجربه، به شمار آورد. بگذریم خود جوان بودن و به جایی رسیدن مایه افتخار است نه انتقاد.
    این جوان (نویسنده ی این مطلب) که شما اینگونه او را حتا پیش از خواندن ادامه ی مطلبش به خامی می نوازید دست کم در یک جشنواره ی شناخته شده با ترکیب های داوری کاملا متفاوت (که احتمال تبانی و … را کم می کند) چند بار برگزیده بوده است. این معنایش این است که بخشی از یک جامعه ی تخصصی به دلایلی جز دوستی و … شایستگی فنی یک نفر را مورد تایید قرار می دهند.
    شاید بد نباشد به این مطالب هم پیش زدن اتهام های بیشتر بیاندیشید.

  • رامین منصفی
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ در ۱:۱۰ ق.ظ

    جناب پور قناد من فکر نمی کنم عقده فروخرده داشته باشم
    کسی که راجع به هنرمندان بزرگی که دو برابر سن شما فقط سابقه کار دارند و شعف نقادی دارند عقده فروخرده داره
    کسی که به شکل یک دانش آموز جمله های کتاب هایی که خوانده ولی نفهمیده رو دیکته می کنه عقده فرو خرده داره
    بقول خودتان امثال شما در جریان اخبار کنونی موسیقی جهان نیستید و تاریخ موسیقی را بیشتر از قرن ۲۰ نمی دانید
    به من میگویید عقده فروخرده دارم و متعصبم در صورتی که خود شما بدلیل دیدن نظریات یک هنرمند بزرگ آتش گرفته و شروع به نوشتن می کنید(اسمش رو هم میگذارید نقد)
    خواننده هم نمی تواند فقط نظر به به چه چه کمال سپاس را دارا می باشم بگذاره
    مخاطبین را بی سواد و از پشت کوه آمده فرض نکنید و فکر نکنید جامعه موسیقی تشنه مقالات و سایت شما هستند
    مقالات و نقد های شما نقد نیست بلکه ضد نقد است
    پیشنهاد میکنم بجای انتشار مقالات ضعیف اول مطالعات خود را افزایش دهید و بیشتر نقد بخوانید بعد شروع به نقد نویسی کنید

  • ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ در ۳:۱۰ ب.ظ

    مشکل همینجاست! فکر نمی کنید… از این پس به آن فکر کنید و مثالهایی که زدم را مرور کنید بعد متوجه می شوید چرا این صفت را برای شما به کار بردم و سعی هم نکنید هر صفتی به شما داده می شود را دوباره به شخص روبرو برگردانید.
    یکبار خودتان نوشته هایتان را بخوانید و نگاه کنید به پریشان گویی و تناقض گویی هایتان: «یک بار نشد من به این سایت سری بزنم و عصبانی نشم !» در نظرات بعدی نوشتید « بخدا میخوانم و می خندم و تشکر می کنم که باعث شادی بنده میشه» من واقعا نگران شما هستم!
    ضمنا! انتقاد حرکت از چیزی که هست است به سوی چیزی که باید باشد (به زعم نویسنده) پس حتی اگر دلایلی که در نقدها آورده می شود کاملا سست باشد، هنوز نقد وجود دارد ولی ضعیف مثل یک سمفونی که اگر توسط یک شاگرد هنرستان ساخته شود سمفونی است و اگر توسط بروکنر ساخته شود هم سمفونی است.
    این یک نکته و نکته دیگر که شاهکار باسوادی و تاریخدانی شما در زمینه نقد بود، آنجا بود که گفتید «دو برابر سن شما فقط سابقه کار دارند» هنوز درگیر سن و سال هستید و نه منطق. اگر درگیر منطق بودید زیر همان مقالات نظرات مستدل خود را می گذاشتید و نه اینکه مانند عقده دارها! زیر یک متن دیگر فحاشی می کردید.
    ضمنا! این آخرین بار بود که به شما اجازه فحاشی و لگد پرانی در این سایت داده شد، آن هم به دلیلی که در نظر اول گفتم.
    این سایت جای فحاشی نیست…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

محمودی: دوست دارم اتفاقی فرهنگی بیافتند

محمودی: دوست دارم اتفاقی فرهنگی بیافتند

متاسفانه در ایران خیلی وقتها ناتوان ترین افراد در موسیقی می آیند و کار رهبری انجام میدهند و نوازنده ها هم از آنها تبعیت میکنند فقط به این دلیل که آنها روانشناسهای خوبی هستند و با ارتباطهای خوبی که در سیستم دارند یا پولی که خرج میکنند می آیند و رهبری میکنند. اصولا این افراد فقط روبروی ارکستر دست تکان میدهند و فرق دو چهارمشان را با چهار چهارمشان را نمیفهمید!
نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

موسیقی پاپ ژانری از موسیقی مردمی یا عامه پسند است که با موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکورتفاوت دارد. در حقیقت این واژه بیانگر مشخصه هایی چون سبک خوانندگی سرشار از احساسات، ترانه هایی عموما با مضامین عاطفی، ریتم های ضربی، ملودی های پیش پاافتاده، هارمونی های آسان و ساختاری تکراری است، به گونه ای که مردم عادی به راحتی آن را درک و ارتباط لازم را با آن برقرار می نمایند.
شاید چنین باشد، شاید (I)

شاید چنین باشد، شاید (I)

چهارمین شماره از مجموعه‌ی «گوش» با جلدی پر از عینک‌های آفتابی متولد شد. طراحی جلد این شماره از مجله‌ی شنیداری گوش بسیار متحول شده است. عینک‌های آفتابی به مثابه‌ وسیله‌ای حفاظتی یا چیزی که تابش آفتاب را به شکل انتخابی از خود عبور می‌دهد، شاید دایر بر حفاظت گوش‌ها است و شاید هم بر انتخابی که ناخواسته در پدید آوردن چنین مجموعه‌ای دخالت دارد.
گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (II)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (II)

پس از پیمان سلطانی، کامیار صلواتی در پاسخ به این سئوال که روند بازسازی تصانیف دوره قاجار را چگونه می بینید گفت: «به دلیل تکصدایی بودن آثار موسیقی مربوط به دوره قاجار، کار آهنگسازی و چندصدایی روی آثار موسیقی این دوره بسیار مورد استقبال آهنگسازان معاصر قرار گرفته است ولی من می خواهم از نگاهی دیگر به دسته بندی آثار بازسازی شده، چه به صورت تکصدایی و چه چند صدایی بپردازم؛ ظرف دوره ای و زمانی ای که هر آهنگساز و موزیسین در آن قرار می گیرد، او را ناخودآگاه تحت تاثیر پارادایمهای مسلط خود قرار میدهد.
گزارشی از یک ضبط میدانی (I)

گزارشی از یک ضبط میدانی (I)

ضبط انجام شده در منطقه ‏ای صورت گرفته است که همزمان محل تحقیق پروژه ‏ی پایانی من جهت دریافت دانشنامه ‏ی کارشناسی ارشد قوم‏ موسیقی‏ شناسی است. محل پژوهش استان کارص (قارص در ادبیات قدیم) و مناطق همجوار و هم‏ خانواده‏ ی فرهنگی با آن یعنی دو استان ایغدیر و آرداهان در شمال‏ شرقی ترکیه است (تصویر۱). بنابراین من از این کار میدانی در راستای افزودن اطلاعات درباره‏ی فرهنگ و موسیقی مورد مطالعه استفاده کردم.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (I)

با توجه به ویژگیهائی چون سختی، جرم و اصطکاک درونی می توان ویژگیهای ارتعاشی چوب را تعیین کرد. ما سعی داریم به شما نشان دهیم که چگونه می توان صفحه روی ویلنی را ساخت که به ما ویژگیهای آکوستیکی (ارتعاشی) مورد نظرمان را بدهد.
الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (II)

الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (II)

پس از آنکه اسکریابین سونات شماره ۷ خود را «عشای سپید» خواند، سونات شماره ۹ «عشای سیاه» نام گرفت. سونات شماره ۷، اثری روشن و حتی شادمانه است، اما سونات شماره ۹، از تیره و تار ترین و غامض ترین آثار اوست. این سونات با مقدمه ای کوتاه که حرکتی پایین رونده دارد آغاز شده و پس از معرفی موتیف، مراحل بسط و گسترش را پشت سر میگذارد.
سرگذشت پیانو در ایران (II)

سرگذشت پیانو در ایران (II)

از اولین نوازندگانی که با استفاده از امکانات کامل پیانو اقدام به نواختن موسیقی ایرانی کرد می توان به مرتضی محجوبی اشاره کرد (هر چند او از تکنیکهای نوازندگی پیانو کلاسیک چندان بهره ای نمی برد) وی از آهنگسازان و نوازندگان اصلی رادیو و برنامه گلها بود و با بزرگانی چون بنان و قوامی همکاری می کرد.
۴۵ سال فعالیت درخشان در دنیای موسیقی

۴۵ سال فعالیت درخشان در دنیای موسیقی

پاول آنکا (Paul Anka) یکی از بزرگترین بتهای موسیقی جوانان در اواخر دهه ۵۰ بود و توانست این موفقیت را دنیای موسیقی بزرگسالان نیز بدست آورد. او توانست که کار موفق هنری خود را در هزاره جدید به همان قدرت سابق ادامه دهد و در حال حاضر همچنان خواننده ای پر طرفدار، ترانه سرایی بسیار موفق و یک موسیقی دان برجسته دنیای موسیقی پاپ است.
گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (III)

گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (III)

نشست پژوهشی نی کلید دار و تنبک کوکی در تاریخ سوم دی ماه، در کنسرواتوار تهران برگزار شد. در این برنامه دکتر حسین عمومی نوازنده نی و استاد دانشگاه ارواین آمریکا، درباره ساخت و نحوه نوازندگی این سازها به سخنرانی پرداخت. در ادامه این برنامه شاهین مهاجری محقق و نوازنده تنبک به سخنرانی درباره تاریخچه و فیزیک ساز تنبک و بعضی از سازهای کوبه ای جهان پرداخت که در این نوشته قسمت سوم متن این سخنرانی را می خوانید.