آنها برای بردن من می آیند

ترانه نوآورانه یا novelty record اصطلاحی است که برای موسیقی همراه با نوآوری در اجرا و استفاده خلاقانه از فنون صدابرداری، به طوری که این نوآوری به یک روش محبوب اجرا و ضبط بدل شود، به کار میرود. در طی سالیان، ترانه هایی نوآورانه اجرا و ضبط شده اند که عجیب ترین و موفق ترین آنها، اثری از ناپلئون چهاردهم Napoleon XIV به نام : “They’re Coming to Take Me Away, Ha-Haaa!” (آنها برای بردن من می آیند، ها هااا) است.

این ترانه درباره ابتلای خواننده به بیماری روحی است که به خاطر بی وفایی معشوق به آن دچار شده است.این ترانه در زمان خود به خاطر برخورد صریح-هر چند طنز آمیز- با این موضوع بسیار بحث انگیز شد، در قسمت اول اشعار آن چنین آمده است :
“یادت می آید که میرفتی و من به زانو افتاده التماس میکردم که نروی تا من دیوانه نشوم؟
خوب
تو بالاخره مرا ترک کردی و سپس روزها بدتر و بدتر شدند و حالا میبینی که من کاملا عقلم را از دست داده ام…”

از لحاظ موسیقایی این “ترانه” از این جهت اهمیت دارد که هرچند یک ملودی برای آن درنظر گرفته شده است، اما در واقع هیچ نت موزیکالی در آن نواخته نمیشود. در عوض همراه با صدای خواننده از ترکیب ضربه های درامز و دایره زنگی استفاده شده است که در قسمتهایی با صدای آژیر، که احتمالا تداعی کننده صدای خودرو تیمارستانی است که “برای بردن من می آیند” همراه شده است. به علاوه برای نشان دادن روان پریشی فزاینده راوی، زیر و بمی صدا با ترفندهای صوتی استودیویی (گلیسندو glissando)، در بخشهایی به شدت تغییر میکند.

این ترانه را میتوان یک قطعه موسیقی “رپ” ابتدایی نیز دانست، زیرا خواننده در آن به جای با آواز خواندن اشعار، آنها را با ریتم خاصی ادا میکند و اشعار او نیز مایه ای معترضانه و واقعی دارند. عده ای از شنوندگان اعتقاد دارند که این اجرا- یا لا اقل بخش پرکاشن و دایره زنگی آن- الهام گرفته از یک ترانه مارش اسکاتلندیست.

ناپلئون چهاردهم، در این میان به خواندن اشعار ورد مانندی حاکی از موقعیت افسرده کننده خود پرداخت و با این اثر نامتعارف خود به رتبه سوم چارت تابستان ۱۹۶۶ وارد شد. جالب اینکه یک میلیون نسخه از ترانه ای با مضمون دیوانه ای در راه تیمارستان، در بریتانیا که مردم آن به باثبات بودن شخصیت خود افتخار میکنند، فروخته شد. این اثر بحث و جدل فراوانی به بار آورد و تنها ۵ هفته در فهرست ۲۰ ترانه برتر باقی ماند، که البته یک دلیل این ماجرا این بود که بسیاری از شبکه های رادیویی، در پی اعتراض والدین، از پخش این ترانه خودداری کردند.

ناپلئون چهاردهم
ناپلئونن چهاردهم در واقع مهندس صدابرداری ۲۸ ساله ای به نام جری ساموئلز Jerry Samuels بود که قبل از اجرای این اثر، ترانه های موفقی برای خوانندگان پاپ از جمله جانی ری Johnny Ray 1990-1927 خواننده، ترانه سرا و پیانیست آمریکایی سامی دیویس پسر Sammy Davis, Jr. 1990-1925 خواننده و بازیگر آفریقایی-آمریکایی، مینوشت و خودش نیز چند تک ترانه “عادی” ضبط کرده بود. ترانه …They’re Coming در زمان خودش، با ضرباهنگ دیوانه کننده سازهای کوبه ای و شیوه ضبط پر زیر و بمش، اثری سطح بالا و پیچیده به شمار میرفت.

audio.gif بشنوید “They’re Coming to Take Me Away, Ha-Haaa!”

الگوی اصلی درام از پخش مداوم حلقه ۱۰ ثانیه ای از نوار ضبط شده ایجاد شده بود و ساموئلز با حفظ ضرباهنگ اصوات سازی و تغییر سرعت صدای خواننده فضایی ایجاد کرد که کاملا تداعی کننده حال و هوای دیوانگی تدریجی راوی بود. از این ترانه عجیب تر، طرف دوم صفحه آن بود که “!aaah-aH, yawA eM ekaT ot gnimoC er’yehT,” نام داشت و همانطور که میتوانید حدس بزنید، همان ترانه بود که به طور معکوس پخش و ضبط شده بود و تا کنون غیر قابل شنیدن قطعه ضبط شده بر روی صفحه گرامافون وینیل بوده است.

ناپلئون چهاردهم برای تداوم موفقیت مالی They’re Coming… آلبومی را تهیه کرد که در آن واریاسیونهایی از این تم- از جمله Bats in My Belfry (خفاشهایی در سر من) و I Live in a Split-Level Head (در سری دو طبقه)- وجود داشت.

بیشتر ترانه های این آلبوم، بر خلاف تک ترانه موفق اول او، توسط خودش نوشته نشده بود، بلکه به قلم نویسنده کمدی، جیم لینر Jim Lehner بودند و آهنگسازی آنها را بابی گاش Bobby Gosh انجام داده بود. البته این نوآوری به سرعت جذابیت اولیه خود را از دست داد زیرا این ترانه از نوع آثاری نبود که برای ادامه یافتن و تکرار مناسب باشند.

زندگی حرفه ای و مشاغل ساموئلز هم به اندازه ترانه بی رقیبش سنت شکنانه و غیرقابل پیش بینی بود، او حتا مدتی از راه فروش گیره سیگار ماری جوانا به فروشندگان مواد مخدر امرار معاش میکرد. در طی دو دهه گذشته ساموئلز در پیانو بارهای منطقه فیلادلفیا کار میکند. در تازه ترین CD ناپلئون چهاردهم، تعدادی از ترانه های آلبوم سال ۱۹۶۶ او همراه با چند اثر مربوط به سال ۱۹۹۵ گردآوری شده اند.

music.yahoo.com

یک دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۵ در ۸:۱۶ ق.ظ

    darbare andre rieu benevisid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ایران در کشاکش موسیقی (III)

نوازندگان و خوانندگان آنهم مرد در تعزیه و مرثیه خوانی شرکت می کردند، اگر ناصرالدین شاهی خواست اپرایی به سبک اپرای سلطنتی انگلستان در میدان بهارستان بسازد، ساخت اما با اعتراض معممین متعصب مذهبی قرار گرفت و بالاجبار اپراخانه به تعزیه خوانه تبدیل شد. بعد از گذشت زمانی هم پارکینگ مجلس سنا و… دیگر نمیدانم به چه فاجعه ای دچار شد!

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.

از روزهای گذشته…

طبقه بندی صدای انسان در آواز (II)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (II)

در مقاله قبلی درباره ژانر های مختلف صدای انسان صحبت کردیم و در پایان آن مطلب به صداهای سوپرانوی کولوراتور لیریک، سوپرانوی کولوراتور دراماتیک و سوبرته اشاره کردیم که در این مطلب این بحث را ادامه میدهیم.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

جمله‌پردازی و فاصله‌های متداول کدام‌ها هستند و تغییرات نوازنده چگونه صورت گرفته است؟ به علاوه چطور کاربرد واژه‌ای مانند «انگاره» که در موسیقی‌شناسی و موسیقی‌نویسی امروز ما معنایی یافته است، برای ساختارهای مشابه مجاز شمرده شده است؟ همانند بحث گذشته در این مورد هم پاسخ مشابهی داده نشد. مدرس اشاره کرد که این بحث را از آن جهت مطرح کردم که بدانیم این اصطلاحات و واژگان معنی دارند و اگر از آنها استفاده می‌کنیم لااقل باید بتوانیم شرح دهیم چرا استفاده کرده‌ایم و چگونه با موضوع مورد بحث ما ارتباط پیدا می‌کند.
در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

از هنگام تشکیل گروه هم‌آوایان یکی از انگیزه‌های قوی آفریدن آثاری برای آن، به جز تجربه‌ی هم‌آوایی ایرانی، یافتن گریزراهی بود برای بازگرداندن صدای زنانه که موسیقی ایرانی از رنگ زیبایش محروم شده است. از همین رو تجربیات مشابه اغلب (جز سیاه مشق که مطلقا مردانه است) به سوی نوعی رنگ خاص که صدای زنانه را بر صدر بافت می‌نشاند، گرایش پیدا کرد. این شکل ویژه از رنگ‌آمیزی در کار قمصری نیز تداوم دارد به علاوه‌ی توجه خاص به صدای بسیار بم (حتا در شکلی اغراق شده) که در متن کارهای او همراه استفاده‌ی سازگون از صدای انسانی (مانند آنچه به شکل پررنگ در قطعه‌ی «بی قرار» می‌شنویم) همه در متن سخنی نیست نوعی روش میانه را پدید آورده که در آن صدای اول همراه با تحریر و تکنیک آواز کلاسیک ایرانی است و صداهای دیگر در بیشتر اوقات این ویژگی را ندارند. این‌چنین، گویی یک کرال به حمایت از خط اصلی آواز برخاسته است.
زوموزیکولوژی

زوموزیکولوژی

Zoomusicology یکی از شاخه های موزیکولوژی و جانورشاسی میباشد. این شاخه به بررسی موسیقی در میان حیوانات میپردازد که میتوان به دو عنوان تبدیل شود : ۱- تاثیر موسیقی بر حیوانات ۲- صوت و نقش آن در ارتباط ما بین همنوعانشان.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با خانم دیلنا جنسون (Dylana Jenson) در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰ ساعت ۴:۵۷ صبح. ویلنیست و استاد بزرگ ویلن، متولد ۱۴ مه ۱۹۶۱ در کالیفورنیا-آمریکا است. برای درک هنر خانم جنسون تنها به اثر جدید وی از کنسرتو ویلن شوستاگویچ گوش سپارید. این اثر مرا مجذوب خود نمود: قدرت، استعداد دیوانه کننده، غمی ژرف و شور… مرا به شنیدن آن وا داشت، مرا به گریستن سپرد.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (I)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (I)

“موسیقی کنونی ایران در دایره‌ای مسدود گرفتار آمده است. تجربه‌های نویی که در ابتدای انقلاب شکل گرفته بود به زردی گرایید و خزان بی‌رنگی، افق آن را پوشانید.”۱ این‌ جملات سخنان مردی است از تبار موسیقی‌دانان برجسته‌ی این سرزمین که در دهه‌ی هفتاد زینت بخش آغازین مقاله‌ی کتاب سال شیدا شد.
فرج نژاد: معتمدی را خواننده توانمندی می بینم

فرج نژاد: معتمدی را خواننده توانمندی می بینم

خواننده‌ها هر کدام یک قواعدی دارند و صدا و رنگ صدا و تکنیک‌های خواننده‌ها هر کدام یک احساسی را به مخاطب منتقل می‌کنند، من احساس کردم در این مجموعه صدای محمد معتمدی و نوع بیان شعرش و دراماتیک اجرا کردن او با دیدگاه من به عنوان یک آهنگساز و با هدف عالی من برای این آلبوم سنخیت بیشتری داشت و خوب نتیجه فکر می‌کنم نتیجه‌ای شد که امروز وقتی به آن فکر می‌کنم من را خشنود می‌کند و خوب سینای سرلک خواننده بزرگی است و مسلماً من همکاری خودم را با سینای سرلک هم ادامه خواهم داد هر دو از دوستان و هنرمندان بسیار خوب هستند.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایش‌های دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداق‌های ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل می‌دهند، آنها را آفریده‌ی گرایش‌های «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جست‌وجوی علل حذف گرایش بخش‌های بزرگی از جمعیت جهان (به‌ویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.
ویولون مسیح استرادیواریوس (VII)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VII)

تا کنون ۳ ناحیه عرضی مهم مورد سنجش قرار گرفت. در این مبحث یکی دیگر از اندازه ها و شاید مهم ترین آن در بخش اندازه های ۲ بعدی بررسی خواهد شد. مقدار مورد نظر، مربوط به اعداد راستای طولی ساز می باشد. شاید در اینجا این سوال مطرح شود که چرا در ابتدا ما این بخش را بررسی نکردیم . پاسخ این است که به علت دسته بندی قسمت های هم راستا و درک بهتر مفهوم اندازه های عرضی و اندازه های طولی روند مورد نظر را انتخاب نمودیم و همچنین برای این قسمت (بررسی اندازه طولی) بخشهای دیگری نیز درسنجش ابعاد وجود دارند، که باید آنها را نیز در نظر بگیریم. به همین علت بهتر است این مبحث به صورت مستقل تحلیل شده تا مخاطب بتواند طبقه بندی منظمی از توضیحات مطرح شده را ترسیم نماید.
انتخاب رپرتوار برای کنسرت

انتخاب رپرتوار برای کنسرت

در ایام تحصیل در مدرسه‌ی موسیقی برای فارغ‌التحصیلی و دریافت مدرک مجبوریم رپرتوار ویژه‌ای را کار کنیم. این رپرتوار می‌تواند از سوی معلمهایمان به ما محول شود یا اینکه برنامه‌ی آموزشی آن را به ما تحمیل کند.