درباره آلبوم «باد و گندم زار» (II)

دسته سوم آثار فاخری است که نه در حدی از پیچیدگی است که شنونده خردسال را از شنیدن موسیقی زده کند و نه به حدی سطحی است که ذهن کودک را منجمد و تنبل کند. نمونه های این نوع موسیقی در موسیقی کلاسیک غرب نیز وجود دارد، اپرای پیتر و گرگ ساخته سرگئی پروکوفیف و راهنمای ارکستر برای جوانان مشهورترین این آثار هستند، نمونه های ایرانی این نوع موسیقی را نیز می توان در آثاری همچون «اپرای پردیس و پریس» ساخته لوریس چکنواریان، «اپرای مانا و مانی» ساخته حسین دهلوی، «رنگین کمون» ساخته ثمین باغچه بان، «بابا برفی» ساخته احمد پژمان، «پسرک چشم آبی» ساخته کامبیز روشن روان،‌ «باد و گندم زار» اثر حامد پورساعی اشاره کرد. (هرچند بعضی از این آثار در زمینه کلام دچار همان کاستی هایی هستند که در ابتدای نوشته به آن اشاره شد)» (۱)

آهنگسازی و تنظیم
در این آلبوم تنها یک ترک توسط حامد پورساعی آهنگسازی شده و در بقیه ترکها، پورساعی تنها در بافت قطعات دخالت داشته است و ملودی ها همان ساخته های معروف است. در بعد آهنگسازی و تنظیم، این آلبوم برگ درخشانی است از توانایی های حامد پورساعی؛ هنرمندی که به خاطر درخشش اش در زمینه گیتار نوازی، کمتر در زمینه آهنگسازی شناخته شده است.

با اینکه حامد پورساعی آثار زیادی با ارکستر بزرگ نداشته است ولی توانایی های فنی او در زمینه ارکستراسیون، شنونده را به تحسین وا می دارد. تنوع هوشمندانه تکنیک های چندصدایی در این مجموعه باعث شده، این آلبوم نمونه های یکتا از مهارت این هنرمند باشد.

آواز
محمدرضا صادقی امروز به عنوان یکی از برترین خوانندگان کلاسیک ایران شناخته می شود. سولوهای درخشان صادقی در دو اپرای عاشورا و مولوی ساخته بهزاد عبدی، جایگاه این خواننده کلاسیک را در میان هم قطارانش تثبیت کرده است و امروز در این اثر شاهد گستره ای از توانایی های دیگر او هستیم.

مهمترین عامل برتری محمد رضا صادقی بر دیگر خوانندگان آواز کلاسیک، اینست که مانند استادش محمد نوری علاوه بر تسلطشان در(به اصطلاح) صدای سینه (Chest Voice)، در صدای ترکیبی (Mix Voice) نیز مهارت دارند و می توانند هر دو صدا را با نوانس های مختلف، بدون کدر شدن تولید کنند. متاسفانه کمتر خواننده کلاسیکی در ایران این توان را داشته است.

این توانایی مخصوص خوانندگانی است که با کمترین تغییر در استیل صدای طبیعی شان (صدای صحبت کردن عادی) می توانند صدای آوازی (صدایی که برای خواندن آواز اپراتیک به کار می رود) تولید کنند؛ دیگر خوانندگانی که صدای طبیعی شان با صدای آوازیشان متفاوت است یا کلا نمی توانند صدای ترکیبی (Mix Voice) را شفاف اجرا کنند یا به سختی می توانند این صدا را تا حدی به شفافیت برسانند که آن هم با تمرین های مداوم امکان پذیر است.

توانایی فوق الذکر در کنار فهم متن (Text)، قدرت دراماتیک بالایی به خواننده می دهد و در واقع ترکیب این دو است که صادقی را به این جایگاه رسانده است.

مؤخره
در پایان ابراز امیدواری می کنم که این دست آثار که با صرف وقت و هزینه مادی و معنوی با این کیفیت روانه بازار شده اند، به خوبی دیده و شنیده شوند و قربانیِ ندانم کاری سازمان های دولتی نشوند.

اعتماد

پی نوشت

۱- از نوشته «مغالطات ایرانی – موسیقی کودک» وب سایت گفتگوی هارمونیک

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های سنی متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. در متن فراخوان آمده است:

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.

از روزهای گذشته…

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (II)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (II)

این مساله از آنجایی ضروری ست که این اظهارات به شکل غریب و بیمارگونه ای در حال گسترش است، بی آنکه منطقی پشت آنها وجود داشته باشد. به نظر می رسد بی توجهی و بی پاسخ گذاشتن اظهاراتی از قماش فرمایشات آقای احمدی، موجب اپیدمی و تبدیل شدن این اظهارات به نوعی «ژست» شده است که در اکثر آنها، با اهداف مختلف و گاه صرفاَ به دلیل کم دانشی و کم فهمی نسبت به گونه ای از موسیقی، یک نوع موسیقی خاص (به خصوص موسیقی دستگاهی) را با استدلال ها و دلایلی مخدوش و غیرمنطقی هدف قرار می دهد.
بیانِ جنسیت در موسیقی

بیانِ جنسیت در موسیقی

در مورد تولید یا خلق اثری موسیقایی با روحیات و خصوصیات زنانه چه نشانه هایی می تواند مخاطب را از بحران و سردرگمی در این باره که زنانگی در اثر هنری صرفا یک داده ی محض نیست، برهاند. آیا در این مورد می توان به فهم “شهودی” اتکا کرد؟ آیا می توان با متغیرها و توهم متغیرهای معنایی و عوامل ناشی از هویت “بیان زنانه” کنار آمد؟ به این معنا که روابط درونی و بیرونی مقوله ی زنانگیِ موسیقایی را کاوید؟
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

نوشتن درباره‌ی فلسفه، مدتی است که به مد روز بدل شده است. هر نوشته‌ی سخت‌فهمی که چند سوال (احتمالاً) بنیادی نیز در آن به بحث گذاشته شده باشد؛ جدا از رهیافتی که نویسنده برای حل آنها ارایه می‌کند یا میزان موفقیتی که به‌دست می‌آورد، فلسفه نام می‌گیرد. به وفور واژه‌ی فلسفه به جای دلیل یا هدف یا… به کار می‌رود، بی‌ آنکه در حقیقت نزدیکی‌ای میان گفتار مطرح شده و روش‌های فلسفه به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شیوه‌های اندیشیدن بشر وجود داشته باشد. این مد شدن فلسفه باعث شده نوشته‌های کم‌مایه درباره‌ی آن زیاد شود.
نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

از دانشگاه تهران تا صفحه فروشی بتهون در خیابان پهلوی آن روز ولیعصر این روز، برای ما که جوان بودیم و مشتاق دست‌یابی به موسیقی خوب راه درازی نبود. سال ۱۳۵۱ بود، یعنی سی و اندی سال پیش، عاشق موسیقی کلاسیک بودیم. در آن زمان‌ها تهران، دو صفحه فروشی داشت که آثار کلاسیک را عرضه می کردند، یکی همین صفحه فروشی بتهون بود کمی پایین‌تر تخت‌جمشید قدیم و طالقانی امروز که در خیابان ولیعصر واقع شده بود و دیگری صفحه فروشی کارناوال در میدان فردوسی بود که صفحه‌های روسی می‌آورد و آثار اجرایی رهبران و نوازندگان روسی و اروپای شرقی را عرضه می‌کرد.
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (II)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (II)

زمانی که من در مسابقات بزرگ جهانی بین ۳۵ کشور معروف دنیا مدال طلا بردم، که یکی از این کشورها هم به‌جز اسراییل از خاورمیانه نبود، هیچ واکنشی از طرف این افراد نشان داده نشد. نه آن زمان و نَه ده سال بعد! منظورم از افراد هم اصلاً دولت و وزیر نیست. چون بیش‌تر شانسی است که در میان دولتیان یکی موسیقی را دوست داشته باشد یا نداشته باشد. شوراهای موسیقی به فکر نبودند؛ متأسفانه باید با جرأت گفت که خود موزیسین‌ها نقش داشتند و من پس از ۳۰ سال، وقتی به ایران آمدم، احساس نکردم که این‌ها خوشحال شدند.
خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

قطعه ” خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد” یا The People United Will Never Be Defeated!، در سال ۱۹۷۵ توسط فردریک ژوسکی (خوانده میشود Zhev-skee Frederic Rzewski) آهنگساز آمریکایی، برای پیانو تنظیم شد. ژوسکی یک مجموعه از ۳۶ واریاسیون برای این ترانه مشهور شیلیایی با نام El pueblo unido jamás será vencido اثر سرجیو اورتگا Sergio Ortega آهنگساز و پیانیست شیلیایی (۲۰۰۳-۱۹۳۸) و گروه کویلاپایون (Quilapayún)، تنظیم کرد.
به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

بعضى ها فکرمى کنند تنها یک رویکرد از مدرن وجود دارد که نوع اصیلى از آن هم هست و سایر رویکردها به آن نزدیک و شبیه هستند و یا از آن دوراند و درصورتى که شبیه و نزدیک باشند صحیح اند و اگر دور طبعاً غلط. اینان کاملاً در اشتباهند!
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (III)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (III)

هر مقالۀ علمی با یک مقدمه شروع می‏ شود که به طور مختصر به بیان کلیات تحقیق و بررسی مختصری از پیشینۀ آن می‏ پردازد. در مقدمۀ مقاله مسئله تحقیق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنیادی و کاربردی به صورت مختصر بیان می‏ گردد و سپس به بررسی سوابق پژوهشی که به طور مستقیم به موضوع تحقیق مرتبط است، پرداخته می ‏شود. مقدمه باید یک سیر منطقی اساسی را در تحقیق بیان کند و به خواننده نشان دهد که چرا این تحقیق ادامۀ منطقی گزارش‏های پیشین است. در این بخش پس از نتیجه ‏گیری از پژوهش‏های بررسی شده، محقق باید پرسش‏های پژوهش خود را به صورت استفهامی بیان کرده و به تعریف متغیرهای تحقیق به صورت عملیاتی بپردازد.
نقشه‌برداری موسیقایی (V)

نقشه‌برداری موسیقایی (V)

بنابراین رابطه‌هایی بین موسیقی و معماری وجود دارد که آنها را تطبیق‌پذیری نمی‌توان نامید؛ از سوی دیگر، بهره‌بردن از معماری برای موسیقی و برعکس، کافی نیست؛ هنرمند باید در پیِ شناخت کلّی و جامع از اوضاع زمان و مکان خودش باشد.
نگاهی به اپرای عاشورا (VI)

نگاهی به اپرای عاشورا (VI)

تمی با الهام از سروده عاشورایی معروف “ای اهل حرم پیر علم دار نیامد” شروع کننده آخرین پرده این اپرا است. چهار بار این تم را میشنویم که هربار این تم از روی پدال آخرین نت تم قبلی با فاصله ششم کوچک آغاز میشود. محتشم با همراهی دف آغاز میکند، “عباس علی بازوی شیر افکن حیدر، گفت این به برادر…” با آغاز این قسمت یکی از درخشان ترین بخشهای این اپرا آغاز میشود؛ یک بحر طویل با حمایت ارکستر و دف. ارکستر گاهی به قدری در فضا سازی پیش میرود که گویا تر از کلام محتشم خودنمایی میکند.