نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.

اسحاق انور یکی از جالب ترین ترفند های خود را در ارائه نقش پیرمرد در خواندن یک مصرع: «کیمیا داری که تبدیلش کنی گرچه جوی خون بود نیلش کنی» بکار می برد؛ انور بیشتر از غلت و کمتر از تحریر استفاده می کند که همراه با استیلی که برای خواندن این بخش برگزیده، به خوبی نشان دهنده کاراکتر پیرمرد است.

پس از این بخش ناگهان شمس همچون شبهی وارد می شود و می خواند: «کرانی ندارد بیابان ما، قراری ندارد دل و جان ما…» در این بخش هم باز آکومپانیمان ارکستر همان را می نوازد که در همراهی مولوی نواخته بود. با اینکه این دو ملودی تا حدی گردش ملودی متفاوتی دارند باز آهنگساز از ناهماهنگی های بوجود آمده در همراهی ارکستر به نفع بوجود آمدن خلسه از تکرار این همراهی ارکسترال، چشم پوشی می کند.

در ادامه این پرده ناگهان تصویر غروب به طلوع و روشنایی بدل می شود و فضایی بهشتی صحنه را فرامی گیرد! مولوی در ماهور می خواند: «امروز نیم ملول شادم, غم را همه طاق برنهادم…» (۱) همراهی نی و سه تار و گروه همخوانان فضا را به تصنیفی دستگاهی با یک ترجیع بند تغییر می دهد ولی یک مدلاسیون فضا را به پرده هولناک آغازین اپرا می برد و به ناگه مشاهده سردار مغول این به بیننده شک وارد می کند ولی می بینیم که همان گروه (که روزی با همکاری مغولها سر شمس را به باد دادند) به پشتیبانی از مولوی می خوانند: « چو هیاهوی بر آری و ببینند سپاهت بشناسند همه کس که تو طبلی و دوالی…» تا اینجا مخاطب گمان می کند این گفته ها خطاب به سردار مغول گفته می شود ولی در ادامه متوجه می شویم که در واقع مخاطب این اشعار مولانا است: « چو خلیفه پسری تو بنه آن طبل ز گردن بستان خنجر و جوشن که سپهدار جلالی» (۲)

سردار مغول فرمان خود را همچون پرده اول تکرار می کند: «… خون بریزید و بسوزانید کران را تا کران» ولی اینبار لرزشی در صدایش پدید آمده که مشخص است دیگر فرمانبری ندارد. اضطراب سردار مغول را در این بخش، محمدرضا صادقی با مهارت زیادی با مقطع خوانی القا کرده است.

پی نوشت
۱- در مصرع: «امروز عظیم و با مرادم»، یک «و» اضافه است و معنی شعر تغییر کرده، این مصرع باید به این صورت باشد: « امروز عظیم، با مرادم» نیز در مصرع: «بر سبلت هر کجا ملولی است»، هجایی که باید فرکانس بالاتری داشته باشد «لو» (در ملولی) است تا معنای شعر صحیح ادا شود؛ با این تغییر ملودی و همراهی فعلی ارکستر چندان مورد خدشه قرار نمی گیرد.
۲- به عقیده نگارنده بهتر بود نویسنده لیبرتو با وجود توانایی خاصی که در یافتن اشعار دارد، شعری دیگر را جایگزین این بخش می کرد که شنونده در فهم موضوع دچار گمراهی نشود. البته نویسنده تغییری در شعر هم داده است، شعر اصلی اینگونه است:«چو هیاهوی برآری و نبینند سپاهی» و غریب پور به این شکل شعر را تغییر داده: «چو هیاهوی بر آری و ببینند سپاهت»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

فاصله های معکوس

فاصله های معکوس

یکی از توانایی هایی که هر موسیقیدان باید داشته باشد آن است که بتواند خیلی راحت و بدون فکر یک فاصله را معکوس کند. معکوس کردن یک فاصله به این معنی است که نت پایینی را به اندازه یک اکتاو بالا ببریم یا برعکس نت بالایی را یک اکتاو پایین بیاریم.
جلسه تفسیر سمفونی عاشقانه فنتاستیک

جلسه تفسیر سمفونی عاشقانه فنتاستیک

در روز جمعه مورخ ۱۴ تیرماه ۱۳۹۲، انجمن فیلهارمونیک (فیلارمونیک) اصفهان، در تالار سوره-حوزه هنری اصفهان واقع در ابتدای خیابان آمادگاه، از ساعت ۱۶ تا ۱۸:۳۰، به تفسیر سمفونی عاشقانه “فنتاستیک” اثر آهنگساز شهیر فرانسوی، “هکتور برلیوز” خواهد پرداخت.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

در ادامه آدرنو به شیوه ی کارکرد نظامِ تولیدِ صنعتیِ موسیقی (صنعت ضبط) می پردازد و آن را با نقطه نظرات خود بسط و گسترش می دهد. (این بخش ها که در زیر شماره های [۱۷] تا [۲۰] در متنِ اصلی آمده است، می تواند برای پژوهشگران عرصه ی موسیقی که قصد پژوهش در موسیقی های وابسته به صنعت ضبط را دارند بسیار گره گشا و یاری رسان باشد؛ چرا که امروزه این نظام ها به شکل بسیار گسترده تر و پیچیده تری از زمان آدرنو (دهه ی ۴۰ و ۵۰ میلادی) مشغول به تولید بخش بزرگی از منابعِ شنیداریِ جهان اند).
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (III)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (III)

شجریان پس از طی دهه نخست فعالیتش به خصوص در اوایل انقلاب به خواندن تصنیف هم روی آورد که از تصانیف شاخص آن زمان می توان به آثاری همچون سپیده ساخته مرحوم محمد رضا لطفی، از خون جوانان وطن ساخته عارف قزوینی و…اشاره کرد. می دانیم که همایون شجریان دست پرورده ی پدر است و موقعیت و پیشرفتش را مدیون زحمات ایشان و پشتکار خودش است و بدون شک فعالیتهای هنری همایون از چشم پدر و نگاه موشکافانه وی پنهان نیست.
بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

… در فرهنگ و هنر واحدی بود برای سازسازی که مسئول‌اش آقای قنبری‌مهر بودند. اتفاقاً‌ آقای شجریان هم آنجا فعالیت‌هایی داشتند. در آن مرکز کار خوبی شروع شده بود در احیای سازهای قدیمی از جمله رباب که برای اولین بار آقای دلنوازی همانطور که گفتید در گروه پایور رباب زدند. ولی رباب زدن من خیلی تصادفی بود و بگذارید صادقانه اقرار کنم که از روی عشق و علاقه نبود. در گروه شیدا آقای لطفی به دوستی گفتند تارباس بزند ایشان ناراحت شدند و کلاً قهرکردند و رفتند. من گفتم من تارباس می‌زنم. بعضی‌ها امروز می‌پرسند تو که ساز اصلی‌ات تار است چرا دف‌زن شدی؟ همسر من هم یادش رفته است که من زمانی تارنواز بوده‌ام. از بدشانسی یا از خوش‌شانسی من در آن دوره پهلوان‌هایی مثل حسین علیزاده و محمدرضا لطفی بودند و این باعث شد که من خودم کوتاه آمدم و تارباس زدم. بعدها آقایان مظهری و درخشانی هم تارباس زدند. عود هم که کم و بیش در گروه بود. کم‌کم متوجه شدیم که بین تارباس و عود، جای یک آلتویی آن وسط خالی‌ست که رباب دقیقن همان نقش را داشت. کارهایی که این سازهای بم هر سه حضور داشتند می‌دیدیم که گروه بسیار خوب و کامل صدا می‌دهد. بنابراین مجید که آمد، من دیگر رباب زدم. گفتم که؛ من همیشه آماده به خدمت بودم.
حفظ  قطعه برای اجرا

حفظ قطعه برای اجرا

همواره دیده شده است، نوازنده ای که قطعه مورد اجراء را به حافظه سپرده و سپس می نوازد از توانایی بیشتری در اجرای تکنیکی و همچنین بیان احساسات برخوردار است.
نگاهی به اپرای عاشورا (VI)

نگاهی به اپرای عاشورا (VI)

تمی با الهام از سروده عاشورایی معروف “ای اهل حرم پیر علم دار نیامد” شروع کننده آخرین پرده این اپرا است. چهار بار این تم را میشنویم که هربار این تم از روی پدال آخرین نت تم قبلی با فاصله ششم کوچک آغاز میشود. محتشم با همراهی دف آغاز میکند، “عباس علی بازوی شیر افکن حیدر، گفت این به برادر…” با آغاز این قسمت یکی از درخشان ترین بخشهای این اپرا آغاز میشود؛ یک بحر طویل با حمایت ارکستر و دف. ارکستر گاهی به قدری در فضا سازی پیش میرود که گویا تر از کلام محتشم خودنمایی میکند.
یادبودی برای فرزانه نوایی

یادبودی برای فرزانه نوایی

فرزانه نوایی، برجسته ترین چنگ نواز ایرانی که سال ها در اتریش اقامت داشت چند روز پیش بر اثر بیماری سرطان، در سن چهل و هشت سالگی در یکی از بیمارستان های شهر برگنز درگذشت. این یادداشت، یادبودی است کوتاه برای او و همدردی کوچکی با همسر و خواهر هنرمندش؛ فیروزه نوایی و خسرو سلطانی.
رامین جوادی و “Batman Begins”

رامین جوادی و “Batman Begins”

فیلم پرهزینه و پر فروش “بتمن آغاز میشود” محصول سال ۲۰۰۵، به کارگردانی کریستوفر نولان و بازیگران سرشناسی چون کریستین بیل در نقش بتمن، مایکل کین، لیام نیسن و مورگان فریمن ۱ است. این فیلم پنجمین فیلم از این سری پس از بتمن سال ۱۹۸۹ است، داستان و ساختاری متفاوت دارد و این تفاوت به خصوص در موسیقی آن مشاهده میشود.
پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

افلیا پرتو اول دی ماه ۱۳۱۷ در خانواده ای در تهران به دنیا آمد که همه اهل موسیقی بوند. پدر و مادر او کنسرتهای انجمن موسیقی ملی به رهبری استاد روح الله خالقی را دنبال میکردند و گویا حتی در انجمن عضویت هم داشته اند. استادان بزرگی چون، حسین خان هنگ آفرین و موسی معروفی به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با پدر خانواده که نوازنده ای پی گیر و علاقمند بود، دوست بودند.