نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

بهزاد عبدی و بهروز غریب پور در ضبط اپرای مولوی
بهزاد عبدی و بهروز غریب پور در ضبط اپرای مولوی
پس از این صحنه شاهد تغییر متر ارکستر از دو ضربی ساده به شش ضربی ترکیبی هستیم و همینجاست که گروه همخوانان باز در ماهور می خوانند: «هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر» هنوز کل ارکستر تغییر گام نداده و در بخش بادی برنجی القائات ریتمیک در پرده هایی خارج از گام است و آهنگساز با این ترفند وجود اضطراب و تردید را به سرعت خاموش نمی کند تا آنجا که کنترپوان زهی ها این اشعار را همراهی می کند: «که همه اختر و ماهند و تو خورشید جمالی …»

در پایان این بخش شنونده که سرشار از این موسیقی دل انگیز است گمان می کند اپرا به پایان رسیده که ناگهان صحنه پر از نور و سماع می شود… پایکوبی هنوز به پایان نرسیده!

غریب پور و عبدی گویی پایانی درخشان تر برای این اثر می خواهند… مولانا در جمع رقصندگان می خواند:
«بیا تا عاشقی از سر بگیریم، جهان خاک را در زر بگیریم…»

در همراهی بخش زهی ارکستر باز مترهای ساده به ترکیبی تبدیل شده و صدای طبل بزرگ و دف شنوندگان را به وجد می آورد، اوجی که معتمدی در این بخش خوانده است (که به فا پنج هم اشاره می کند!) این شکوه را به قله می رساند و در اینجا اپرا به پایان میرسد.

موخره
اپرای مولوی بنابر گزارشات مختلفی که در جراید منتشر شده است، اثری موفق از دید مخاطبان بوده است؛ این اپرا تا کنون نزدیک به صد شب در سالن های مختلف، به اجرا گذاشته شده و تقریبا در تمام شب ها سالن اجرا مملو از جمعیت بوده است. به دلیل بیش از ۳۰ سال اجرا نشدن اپرا در ایران، ساخت اثری با زمان ۱:۴۵ ریسک بزرگی بوده است اما خلاقیت های هنری دست اندرکاران این اثر باعث شده، هنوز هم این اپرا علارغم کاستی های قابل اغماضی که دارد، اثری محبوب و مطلوب باشد.

اپرای مولوی از نظر موسیقایی، می تواند یکی از برجسته ترین آثار ارکسترال موسیقی سمفونیک ایران باشد؛ این قدرت به حدی بوده که حتی محمدرضا درویشی در نوشته ای این اثر را برجسته ترین موسیقی سمفونیک ایران دانسته است (۱). جا دارد به سرعت، این اثر برجسته با همکاری هنرمندانی که در تولید آن نقش داشتند، بازخوانی شود و بخشهایی که دچار کاستی است، رفع اشکال شود چراکه ممکن است با مرور زمان، صدای خوانندگان این اپرا تغییر کرده و اصلاح بخشهای کوچک، دیگر قابل انجام نباشد و نیاز به بازخوانی کلی بوجود بیاید.




بخشی از خوانندگان اپرای مولوی
از سمت راست ایستاده: سجاد پورقناد، سارا رضازاده، احسان نصیری، مهدی جاور، رضا نجفی، علی یاری و علی نجفی
از سمت راست نشسته: حسین علیشاپور، محمد معتمدی، علی خدایی و همایون شجریان

موضوع بسیار مهم در سه اثر مشترک بهروز غریب پور و بهزاد عبدی، در نظر گرفتن اجرای صحنه ای این آثار است. بخشهایی در لیبرتوی این سه اپرا وجود دارد که به خوبی قابل اجرا بوسیله عروسک نیست و لازم است این آثار به صورت صحنه ای نیز اجرا شود. هرچند متاسفانه، به دلیل تعطیلی سی و چند ساله سازمان اپرای ایران، امروز دیگر نه ارکستری مخصوص اپرا داریم و نه خوانندگانی که توانایی حرفه ای بازیگری داشته باشند ولی باید از امروز دست به کار شد و با استفاده از اقبال عمومی بوجود آمده نسبت به این آثار، به اجرای صحنه ای آنها نیز اندیشید.

پی نوشت
۱- خبرگزاری مهر، چهار سال پیش به اشتباه نقل قول ایشان را از زبان نگارنده منتشر کرد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آلبوم «انگاره‌ها»؛ به‌آهنگ‌سازی و نوازندگیِ مهران بدخشان منتشر شد

این اثر که نخستین آلبوم مهران بدخشان به‌عنوان آهنگ‌ساز و نوازنده است؛ شامل مجموعه‌ای از قطعات پیانوییِ آهنگ‌ساز است که تحتِ عناوین پرلود در می‌بمل مینور، واریاسیون‌ بر روی تمی عاشقانه، شش‌قطعه کوتاه برای پیانو، دو قطعه تغزلی، امپرومتو و سونات پیانو شماره ۱ (در دو موومان) عرضه شده‌است.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

از روزهای گذشته…

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

برای درک مفهوم خود آموختگی در قلمرو هنر در آغاز لازم است روند تحرک و زایش اثر هنری را مورد توجه قرار دهیم. در قلمرو هر شناختی، هر پدیداری را می توان از دو زاویه نگاه کرد. اولین نوع نگاه عقلانی و کاربردی است. این نگاه رو به منطق ها یا همان عقولی دارد که تابحال یافته شده اند یعنی از جنس گذشته است. این عقول را می توان به سهولت از مدرسین فراگرفت و بکار برد.
همگون و ناهمگون (VI)

همگون و ناهمگون (VI)

به این نکته بسیار توجه کردم. ظهر که منزل سید احمد علوی بودیم، هنگام نقش‌خوانی، صدای اذان از مسجد محل بلند شد؛ هماهنگی عجیبی بین لحن و مُد، هر دو، وجود داشت و هر دو در «پرده سه‌گاه» می‌خواندند. وقتی از خانه سید احمد به طرف خانه خانم فاطمه پوینده راه افتادیم، نت تُنیک گام را در ذهنم حفظ کردم. به محض رسیدن به خانه خانم پوینده بعد از احوال‌پرسی خواهش کردم که همان لحظه بخواند. او شروع به خواندن کرد و جالب بود که ایشان هم در سه‌گاه و همان تنالیته می‌خواند. در پایان پرسیدم: خانم پوینده! مسجد به خانه شما نزدیک است؟ جواب داد: بله! پرسیدم صدای اذان را امروز ظهر شنیده‌ای؟ گفت: بله…».
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

در هنگام مقایسه کلیه آثار پارت پس از ۱۹۷۶، یک تم بنیادین مشترک وجود دارد و آن امر ماورائی و الهی است. رویکرد پارت به مذهب، جلوه خاصی به خلوص و بی آلایشی نگاه هنرمندانه وی بخشیده است. بسیاری موسیقی پارت را گذار شنونده به “لحظه بیرون زمان” تعبیر کرده اند. از برجسته ترین آثار این دوره می توان به Fratres، Cantus In Memoriam Benjamin Britten و Tabula Rasa اشاره کرد.
بدفهمى از مدرن (II)

بدفهمى از مدرن (II)

طبعاً این آگاهى وجود دارد که اندیشه ها نمى توانند نقش یک کالا را ایفا کرده و نمى توانند به عنوان یک ثروت خانوادگى محسوب شوند. به محض اینکه ایران وارد بازار جهانى شده، با تکنولوژى غربى آشنا شده و در این داد و ستد رشد بازار صنایع اش را در رقابت شکل داده و برخى را نیز از دست مى دهد. لذا با نوعى از آن تفکر هم روبرو مى شود و درون روندگى فرهنگى را آغاز مى کند ، طبعاً متأثر مى شود، تأثیر مى گذارد، رقابت مى کند و بخشى از اصالت ها را نیز از دست مى دهد. سال ها پیش ایران یکى از صادرکنندگان پنبه در جهان به حساب مى آمده که امروز دیگر این چنین نیست.
درباره حسینعلی ملاح (I)

درباره حسینعلی ملاح (I)

در خانواده ای تحصیل کرده بدنیا آمد پدرش دیپلمات وزارت امور خارجه بود و مادرش خواهر کلنل وزیری بانو خدیجه افضل که از اولین زنانی بود که قبل از روی کار آمدن سلسله پهلوی با سواد بود و در آزادی تحصیل زنان پیشگام بود و بعدها چند مدرسه دخترانه ساخت این بانوی بزرگ در روزنامه شفق سرخ مقالاتی را درمورد زنان به چاپ می رساند حسینعلی ملاح ابتدا ویلن را نزد حسین خان یاحقی سپس ابوالحسن صبا و احمد فروتن راد فرا گرفت اما خودش همیشه می گفت که چشم مرا به موسیقی کلنل وزیری باز کرد و باعث شد که در پژوهش موسیقی گام بردارم.
گفتگو با جاشوآ بل (I)

گفتگو با جاشوآ بل (I)

حتی افرادی که علاقه فراوانی به موسیقی کلاسیک ندارند جاشوآ بل را می شناسند، شخصی که با اجرای چند سال گذشته اش در ایستگاههای مترو واشنگتون، موج جدیدی را آغاز نموده! هم اکنون این ویولنیست ۴۴ ساله است، دارنده جوایز فراوان، بیش از سی آلبوم و اجرا در کنسرتهای بیشمار در سرتاسر دنیا… وا این موفقیت ها را در کتاب زندگی حرفه ای خود ثبت کرده است؛ هفته گذشته قبل از اجرای “برنامه امشب” به همراه کونان اُبرین (Conan O’Brien) وقتی را در اختیار من قرار داد تا با او گفتگویی داشته باشم.
صبای آموزگار (III)

صبای آموزگار (III)

شاید مهمترین اتفاقی که زندگی صبا را به سمت و سوئی تازه برد و سبب خلق چند اثر ماندگار در موسیقی ایرانی شد، صدور حکمی از سوی استاد وزیری و انتصاب ابوالحسن صبا به سمت ریاست مدرسه ی موسیقی رشت در سال ۱۳۰۶ بود. صبای بیست و پنج ساله با کوله باری غنی از آموزه های موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی طی دو سال سکونت در رشت پژوهشی جامع را در خصوص موسیقی محلی این خطه از کشور دستور کار خود قرار داد و نتیجه ی این تلاشها ثبت و باز آفرینی چند قطعه موسیقی بود که “زرد ملیجه” یکی از آن قطعات است. آب و هوای نمناک رشت صبا را به شدت بیمار کرد و همین امر سبب شد که به زادگاهش تهران باز گردد و مهمترین کار زندگی اش را که تدریس موسیقی بود به طور جدی آغاز کند.
بهروز مبصری

بهروز مبصری

متولد ۱۳۳۶ ساوه محقق تاریخ موسیقی و نوازنده تار و سه تار
برای کشتن کودک/ترک بیروت

برای کشتن کودک/ترک بیروت

صرف نظر از اپرای کا-ایرا Ça Ira، دو تک ترانه برای کشتن کودک و ترک بیروت To Kill the Child/Leaving Beirut، که در سال ۲۰۰۴ به صورت CD –و تنها در ژاپن- منتشر شد، از جمله تازه ترین آثار استودیویی راجر واترز Roger Waters هستند که بحث و گفتگوی بسیاری را نیز به دنبال داشته اند. او این اثر را به صورت دیجیتال در اینترنت قرار داد و به گفته خودش ترانه ترک بیروت برای اولین بار در تور اخیر او به صورت زنده اجرا شده است.
روش سوزوکی (قسمت یازدهم)

روش سوزوکی (قسمت یازدهم)

وقتیکه من در ناگویا (Nagoya) تدریس ویولون را پذیرفتم، پدرکوجی (Koji) در حاماماتسو (Hamamatsu) زندگی میکرد. در اوائل سال ۱۹۳۰ ما به توکیو رفتیم، بعد از مدتی تویودا (Toyoda) با تمام خانواده اش پیش ما آمدند و کوجی خردسال در خانه ما فعالانه شروع به تحصیل کرد. البته او باید نواختن ویولن را تصادفا یاد میگرفت و این موضوع که آیا اصلا او یادگیری ویولن را دوست داشت یا نداشت چندان مورد توجه نبود! دقیقا مثل یادگیری زبان ژاپنی برای بچه های ژاپنی!