دینا شور، ستاره دهه پنجاه

Dinah Shore 1916-1994
Dinah Shore 1916-1994
دینا شور Dinah Shore، در زمره یکی از مهم ترین ستاره های موسیقی در دو دهه آغازین پخش برنامه های تلویزیونی در آمریکا بود. در حقیقت طی سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۳ شخصیت های تلویزیونی انگشت شماری به محبوبیت دینا پدیدار گشتند. در کنار آواز خواندن، حضور او سمبل شخصیتی پر انرژی و بشاش در دهه پنجاه بود.

او اجرای شوی تلویزیونی محبوبThe Dinah Shore Chevy Show را از اکتبر سال ۱۹۵۶ در شبکه NBC آغاز نمود و تا اواخر سال ۱۹۶۳ ، با تهیه کنندگی کمپانی جنرال موتورز ادامه داد.

به طور کلی موفقیت دینا شور در اجرای شوهای مختلف تلویزیونی تاثیر عمده ای بر شهرت او داشت، رخدادی نادر در حضور زنان در عرصه تلویزیون. سبک خوانندگی اش که از هر گونه تظاهری مبرا بود او را به ستاره ای مبدل کرد که نامش چهار بار در لیست زنان تحسین شده جهان قرار گرفت.

در حقیقت او ابتدا کارش را در دهه ۳۰ با حضور در برنامه های رادیویی آغاز نمود، سپس وارد تلویزیون شد و با حضور طولانی و مداومش، بیش از پنجاه سال از اعضای این رسانه باقی ماند.

فرانسس رز شور Frances Rose Shore زمانی که دختر کوچکی بیش نبود، بسیار به خواندن علاقه داشت و مادرش که خود از خوانندگان contralto بود، مشوق اصلی او به شمار می رفت. پدرش غالبا او را همراه خود به فروشگاهش می برد تا برای مشتریان آواز بخواند و آنها را سرگرم نماید. ابتلا به بیماری فلج اطفال در سن دو سالگی سبب شده بود پاهای او تا اندازه ای از فرم خارج شوند و به هنگام راه رفتن لنگ بزنند، مشکلی که در سنین نوجوانی باعث خجالت او بود و شاید به همین دلیل به طور جدی به فعالیت در رشته های مختلف ورزشی پرداخت و این کار را سالها ادامه داد.

زمانی که دانشجوی کالج بود، در رادیوی شهر زادگاهش Nashville به فعالیت پرداخت و خرج تحصیلش را از این طریق تامین می کرد. او تحصیلاتش را در رشته جامعه شناسی در دانشگاه Vanderbilt University ادامه داد. اجرای آهنگ Dinah از آثار خواننده جز مشهورEthel Waters که موسیقی متن برنامه رادیویی اش را نیز تشکیل می داد، سبب شده بود تا همه او را با عنوان ” Dinah girl” بشناسند، او نیز این نام را برای شخصیت هنری خود برگزید. سرانجام دینا با تلاش بسیار برای کار در شبکه رادیویی WNEW استخدام شد و در کنار ستارگان آینده این رشته همچون فرانک سیناترا به فعالیت پرداخت.

audio fileبشنوید Sweet Violets را با صدای دینا شور

حضور موفقش در شبکه رادیویی فوق، مقدمات لازم جهت نقل مکان به شهر نیویورک را برایش فراهم نمود. تلاش های بی وقفه و پشتکارش علیرغم عدم موفقیت هایی که در مقام خواننده در دهه ۳۰ داشت، سبب شد در یک گروه موسیقی با عنوان ” WNEW ” ، بدون اثری از نا امیدی، به فعالیت هایش ادامه دهد. سر انجام در دهه ۴۰ آهنگ ” Yes, My Darling Daughter ” او با استقبال بی نظیری روبرو شد، به طوری که یک میلیون نسخه از آن به فروش رسید. در پی این موفقیت دینا آهنگ های بسیار دیگری از جمله ” Blues in the Night “، ” Buttons and Bows “، ” Dear Hearts and Gentle People ” که توسط Bing Crosby نیز اجرا شده و ” It’s So Nice to Have a Man Around the House ” را نیز اجرا نمود.

در سال ۱۹۵۰ دینا برای اولین بار به عنوان مهمان در برنامه Bob Hope در شبکه تلویزیونی NBC ظاهر شد، یک سال پس از آن این شبکه قرارداد حضور در یک شوی تلویزیونی را با او به امضاء رساند که تا سال ۱۹۵۶ از این شبکه پخش می شد و در حقیقت آغازی نو بر موفقیت های این هنرمند تلقی می شد.

شوی تلویزیونی The Dinah Shore Chevy Show حضوری دیگر از او در عرصه برنامه های تلویزیونی بود. دینا جایزه بهترین خواننده زن Emmy Awards را در سال ۱۹۵۴ به خود اختصاص داد، در سال ۱۹۵۶ به عنوان موفق ترین شخصیت مونث سال، برگزیده شد و بالاخره در سال ۱۹۵۹ بهترین هنرپیشه زن سریال های موزیکال شناخته شد.

پس از The Dinah Shore Chevy Show او سه برنامه تلویزیونی دیگر را اجرا نمود : یک talk show نود دقیقه ای با عنوان ” Dinah ” که سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۰ ادامه داشت، ” Dinah’s Place ” از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۴ و سرانجام ” Dinah and Friends ” که طی سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۴ پخش می شد.

audio fileبشنوید یک ترانه ایرانی را با صدای دینا شور

دینا شور DINAH SHORE : با نام اصلی فرانسس رز شور در وینچستر آمریکا چشم به جهان گشود، در اول مارس ۱۹۱۷ متولد شد، تحصیلاتش را در سال ۱۹۳۹ در دانشگاه Vanderbilt وینچستر به پایان رساند. اولین ازدواجش با George Montgomery در سال ۱۹۴۳ بود که حاصلش یک فرزند پسر و یک فرزند دختر بود. Maurice Fabian Smith همسر دومش بود که در سال ۱۹۶۳ با یکدیگر ازدواج کردند ، ازدواجی که یک سال بیشتر به طول نینجامید. او در سال های ۱۹۵۶، ۱۹۵۷، ۱۹۷۳، ۱۹۷۴ و ۱۹۷۶ برنده جایزه Emmy Awards شد. دینا در ۲۴ فوریه سال ۱۹۹۴ در بورلی هیلز، کالیفرنیا در اثر ابتلا به سرطان در سن ۷۷ سالگی در گذشت.

از میان معروف ترین برنامه های تلویزیونی او می توان به :
۱۹۵۱-۵۷ The Dinah Shore Show ۱۹۵۶-۶۳ The Dinah Shore Chevy Show ۱۹۷۰-۷۴ Dinah ۱۹۷۴-۷۹ Dinah’s Place ۱۹۷۶ Dinah and Her New Best Friends ۱۹۷۹-۸۴ Dinah and Friends ۱۹۸۹-۹۱ A Conversation With Dinah اشاره نمود.

از میان فیلم هایی که دینا در آنها به ایفای نقش پرداخته می توان :
Thank Your Lucky Stars, 1943; Up In Arms, 1944; Belle of the Yukon, 1944; Follow the Boys, 1944; Till the Clouds Roll By, 1946;) ; Aaron Slick from Punkin Crick, 1952; Oh God!, 1977.
را نام برد. در دو فیلم ake Mine Music در ۱۹۴۶ و Fun and Fancy Free در سال ۱۹۴۷ نیز از صدای دیانا استفاده شده است.

museum.tv

2 دیدگاه

  • امير
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۵ در ۳:۳۲ ب.ظ

    مثل همیشه خوب و خواندنی بود
    خیلی دلم میخواد ترانه های دینا شور رو بیشتر گوش بدم، مخصوصا ترانه ایرانی.
    ممکنه منو راهنمایی کنید که از کجا میتونم آلبومی از این خانم تهیه کنم.

  • soli
    ارسال شده در شهریور ۱, ۱۳۸۸ در ۱:۰۸ ق.ظ

    maniye esme in khanande chist?

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

قیطاسی: در حال پیشرفت هستیم!

قیطاسی: در حال پیشرفت هستیم!

آرمین قیطاسی متولد ۱۳۶۱ تهران و هنرآموخته هنرستان موسیقی و لیسانس فلوت است. قیطاسی از سال ۱۳۹۱ مدیریت ارکستر بادی آرس نوا را به عده دارد. گفتگو با این هنرمند را می خوانید:
سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (I)

سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (I)

نوشته ای که پیش رو دارید متن سخنرانی سجاد پورقناد در نقد نغمه است که متن کامل آن به همراه پاسخهای حمید متبسم و همایون شجریان را می خوانید.
رنگین چون هزار دستان (III)

رنگین چون هزار دستان (III)

بر حسب پاره‌ای شرایط موسیقایی و غیر موسیقایی یکی از این قطعات که بر تیتراژ این سریال پخش می‌شد در خاطر شنونده‌ی ایرانی مانده است. پرسش این است؛ آیا موسیقی هزاردستان نسبت به دیگر آثار حنانه ویژگی خاصی داشت؟ نسبت به دیگر آثار هم‌دوره‌اش چطور؟ خود قطعه‌ی همراه تیتراژ از یک دیدگاه مهم با آثار موسیقایی و سینمایی او متفاوت بود؛ یک ملودی کاملا شناخته شده داشت که البته از ملودی‌های موسیقی محلی نبود.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

آنگاه ادامه می‌دهد که اثر زیباشناسانه –حتا آن گونه اثر غیر معنایی که به وسیله سازماندهی صدا (در موسیقی) یا رنگ و خط (در نقاشی یا مجسمه سازی) پدبد می‌‌آید– همیشه اشاره به نوعی از پندار اجتماعی، راهی از بودن با، و/یا برای دیگران، دارد. ممکن است در این زمینه اظهار نظرهای «جِیمسون» (Jameson) را در انتهای ” ناآگاهی سیاسی” در بخشی با عنوان “دیالکتیک آرمانشهر و ایدئولوژی”، به مفهوم آنکه ” تمام آگاهی طبقاتی –در مفاد نص تمام ایدئولوژیها چنان است– بیش از فرم‌های انحصاری آگاهی طبقات حاکم، متقابلا فرمهای طبقات ستمکشیده در طبیعت بسیار آرمانیشان هستند ” بیاد آوریم، هر چند آنها ادبیات محور هستند.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

ایشان آن زمان حدود پنجاه‌و‌هفت، هشت سال داشت و در آخرین برنامه‌ی ما، فکر کنم بیشتر از ۶۰ سال داشت. در فستیوال پراگ در آخرین کنسرتم با ایشان، با من کنسرتو ویلن موتسارت و شومان را اجرا کرد؛ البته کنسرت‌های مشترک زیادی را هم با شرینگ در نورنبرگ، پاریس و… دادم. قرار بود در وین نیز با ارکستر سمفونیک وین کنسرتی بدهیم و دوبل کنسرتوی برامس را بزنیم ولی متأسفانه ایشان فوت کردند! حتی من یک پرتره‌ی بزرگ از ایشان کشیدم و می‌خواستم به ایشان هدیه کنم که متأسفانه عمر ایشان کفاف نداد و این اثر را در منزلم دارم.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (I)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (I)

چندی پیش با مقاله ای برخورد کردم با عنوان: نقدی کوتاه بر کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» اثر استاد حسین دهلوی نوشته مصطفی عبادی که با نگاهی به تاریخ انتشار آن متوجه شدم انتشار آن مربوط به دو سال پیش بوده است. در این نوشته، نویسنده با یک بیت شعر که در ابتدای مقاله آورده است، کلید مباحث مطرح شده اش را به دست خواننده می دهد و آن پیش فرضی آشناست: «مقاله ای بر اساس گفتمان مشهور ملی گرایی-غرب زدگی».
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

روزی یکی از اعضای فرهنگستان ارس (Arras) {نام شهری در فرانسه} چنین گفت: «هر بار که به تاریخ فرانسه نظر می‌افکنیم به نام‌آوری از اهالی آرتوا بر می‌خوریم». می‌توان گفت که: ‌در روزگار ما نیز، آرتواها به خاطر هنرها و خدمات و معاضدت‌هائی که در پیشبرد جنبش‌های کشورهای محل اقامت خود کرده‌اند، افتخار بزرگی برای زادگاه خود و سایر ممالک فراهم آورده‌اند.
رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

اوایل انقلاب همراه با شور و هیجانات اجتماعی ، موج نویی از موسیقی به ظهور رسیده بود که ساختاری بسیار متفاوت با گذشته داشت. این موسیقی (اعم از موسیقی برای گروه سازهای ایرانی و غیر ایرانی) حال و هوایی حماسی و آزادیخواهانه داشت …
بنیادهای موسیقی (II)

بنیادهای موسیقی (II)

هدف از این توضیح در مقدمه ای شاید پیچیده این نبود که مفهوم ساده بیان و شنود را گنگ و ناهموار سازیم بلکه معرفی معنای حقیقی آنرا به سبب فضا – زمان و مکانی که در آن محصوریم خالی از آگاهی و عمل ندیدیم. چنین شد که ضرورت شکافتن و نظاره آن موجب طرح نادیده ها شد. در ادامه لازم می بینم برای معرفی عمیق و گام به گام به ساختار فیزیکی اعضاء بپردازم.