گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

حداقل کارکرد چنین جست و جویی آن خواهد بود که مخاطب اثر، چنانچه اهل اندیشه و تعمق باشد، به جای صدور یک حکم «خوب» یا «بد» کلی و غالبا ناکارآمد، جوانب متعدد را با احتیاط بسنجد و عرصه‌های مختلف یک اثر را از هم تفکیک کند. اما این حداقل، به یقین حداکثر فایده‌ی تلاش منتقد نیست. چنین جستجویی می‌تواند با کند و کاو در نکات مختلف اثر، پاره‌ای پرسش‌های عام فضای موسیقی را مشخص کند و با کاوش در فنون و شیوه‌های به کار گرفته شده در یک اثر خاص، محدودیت‌ها و امکانات این روش‌ها را بازنماید و در نهایت یک طرح عام و البته نسبی از موسیقی جامعه ارائه کند.» (ص ۱۴۵ و ۱۴۶)

بررسی بند دوم از فرازهای خوانده شده، نشان می‌دهد که برخی از ویژگی‌های نقد تفسیری بی‌آنکه به صورت یک راهکار یا سبک اعلام شوند در این نقد حضور دارند.

مثلاً در جمله‌ی «بخشی از این دلایل، همان‌هایی است که خود اثر مستقیما مطرح می‌کند؛ اما بخش دیگر و گاه مهم‌تر دلایل ناگفته و ناپیدایی است که چه بسا خالق اثر نیز بر آنها وقوف نداشته است. به این اعتبار هر اثر موسیقی هنری حاوی رمزهایی است.» تاکید و گرایش به متن اثر به جای آهنگساز و تاکید بر اصالت تفسیر به خوبی روشن است، اگر چه با احتیاط و همراه عبارت محدودکننده‌ی «چه بسا خالق اثر نیز بر آنها وقوف نداشته باشد». یا در جمله‌ی «یک اثر بی‌مایه یا رمز و راز اندکی دارد یا مطلقا سری ندارد؛ کاملا آشکار است و عریان و بی‌چند و چون، همان است که هست.

اما یک اثر هنری در ابعاد مختلف، پر از راز جزئیات آشکار و نهانی است که باید رمزگشایی شوند» روش ارزشگذاری مشابه با نقد تفسیری (میزان گشودگی بر تفسیر به‌عنوان معیار ارزش) به چشم می‌خورد.

تفسیر خاص فیاض و نیز گرایشش به ساختار درونی اثر، یعنی به کارگیری وجهی از نقد تفسیری، را می‌توان در این فرازها به‌طور فشرده دید:
«بداهه‌نوازی‌های حسین علیزاده تاثیر قابل توجهی بر ارتقا و غنای هر چه بیش‌تر فرهنگ بداهه‌سرایی ما داشته است. در حالی که در بداهه‌های نسل پیشین، خلق فضای غم‌آلود، رویایی و زیبا، عموما مقدم بر حدیث نفس فردی قرار داشت؛ علیزاده کوشیده است تا قابلیت‌های بداهه‌نوازی را برای «داستان‌سرایی صوتی» افزایش دهد. در آثار او لحظه‌های شناور و خیال‌انگیز «زیبایی محض» جای زیادی را اشغال نمی‌کند. عمده‌ی تلاش علیزاده، تمرکز بر موقعیت و به‌ویژه سرنوشت، قهرمان «داستان صوتی» است که عموما لحظه‌های پرتنش و پراضطرابی را از سر می‌گذراند و غالبا در پایان راه، پیش از هر چیز، قدرت و اراده‌ی پیروزمند خود را – نوعی «به رغم همه چیز» را- اثبات می‌کند.

از عوامل توفیق علیزاده در تعقیب یک خط سیر مشخص داستانی، تلفیق قطعه‌های ضربی تثبیت شده با بداهه‌نوازی آوازی است. در همه‌ی آثار او یک یا چند قطعه‌ی ثابت که معمولا بار عاطفی و دلالت‌گر برجسته‌ای دارند، مانند فانوس‌های راهنما در تاریکی، مسیر بداهه‌نوازی را روشن می‌کنند و نوازنده فاصله‌ی میان این قطعه‌ها را چنان می‌پیماید که ورودش به قطعه‌ی بعدی موجه جلوه کند.

روند فوق از نخستین بداهه‌نوازی منتشر شده‌ی علیزاده – ماهور (۱۳۶۰)- قابل تشخیص است. بداهه‌نوازی ماهور به رغم شباهت بسیار به بداهه‌نوازی سه‌تار یوسف فروتن در جشن هنر شیراز، تاثیر کاملا متفاوتی به‌جا می‌گذارد. توالی چهارمضراب‌ها و ضربی‌ها تا رسیدن به قطعه‌ی «فغان» نقش زیادی در روند داستانی بداهه‌نوازی ماهور ایفا می‌کند. […]»

خوانش دگرگونه‌ی محمدرضا فیاض که جایی میان تفسیر سنتی (از طریق نسبت دادن استعاره‌ی یک داستان به ساختار خطی یک اجرای موسیقایی) و نقد تفسیری (از طریق تلاش برای تکیه بر ساختار درونی چنین اجرایی) ایستاده، در فراز پیشین آشکار است. حتی شباهتِ اصطلاح‌سازی با کارکردهای نقد تفسیری (برای مثال مشابهت «به رغم همه چیز» با «هرجا نه اینجا») نیز بر این نکته تاکید می‌ورزد.

«علیزاده به جز تلاش برای «روایی» کردن بداهه‌نوازی، با گسترش واژگان زبان موسیقی ایرانی نیز به ارتقاء بداهه‌نوازی یاری رسانده است. تغییر دینامیسم اجرا، تنوع مضراب‌گذاری‌ها و انگشت‌گذاری‌ها، شکل‌های تازه‌ی تزیین و «کنده‌کاری»، تغییر شدت‌ها از بسیار ضعیف تا بسیار قوی، استفاده از رنگ‌های گوناگون صدای ساز، دگرگونی‌های ریتمیک با جابه‌جایی آکسان‌ها و شکل‌های تازه‌ی گسترش ملودی و ریتم، امکانات بداهه‌سرایی علیزاده را به طور نمایانی افزایش داده است. باید این نکته‌ی مهم را خاطر نشان کرد که بیشتر این ابداعات ضمن حفظ ویژگی‌های قاموس زبان ردیف قابلیت بیان مفاهیم موسیقایی تازه را به دست آورده‌اند.» (ص ۱۵۵ و ۱۵۶)

برخی منابع
اسداللهی،الله شکر و محسن آسیب پور (۱۳۸۸). “نقد تفسیری یا نقد توصییفی (تأثیر نقد بر خلاقیت های ادبی)“، نقد زبان و ادبیات خارجی، دوره دوم، شماره ۳٫
بارت، رولان (۱۳۹۱). نقد و حقیقت، ترجمه‌ی شیرین‌دخت دقیقیان، تهران: نشر مرکز.
Fox-Good, J. A. (1995). Ophelia’s Mad Songs: Music, Gender, Power. Subjects on the World’s Stage: Essays on British Literature of the Middle Ages and the Renaissance, 217-38.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (II)

با مطالعه آثار مکتوب نویسندگان و منتقدان موسیقی ایران در مجلات فارسی زبان، به روشنی می توان نوشته هایی از پیروان وزیری یافت که به بعضی از موارد مطرح شده معتقد نباشند ولی همگی در موردِ اولین و به واقع، مهمترین اصل مکتب وزیری اعتقاد دارند و عدم اعتقاد آنها به مورد اول، می تواند…
ادامهٔ مطلب »

سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (IV)

همچنانکه در بخش پایین شکل بالا مشاهده می کنیم اولین درجه گام دارای طول بخش فعالی معادل طول سیم (با ضریب ۱) بوده و در واقع همان سیم دست باز است و طول بخش فعال درجه مربوط به فاصله اکتاو معادل نصف طول سیم (با ضریب ۰٫۵) است. نمودار حاصل از طول بخش فعال سیم و فاصله طولی بین پرده ها نشان دهنده رابطه ای غیر خطی بوده و و فاصله طولی بین پرده ها همگی به یک اندازه نمی باشد.

از روزهای گذشته…

وودی آلن، کمدین موزیسین

وودی آلن، کمدین موزیسین

وودی آلن کارگردان، نویسنده، بازیگر و کمدین برجسته آمریکایی است که در پرونده هنری اش جایزه اسکار و دیگر جوایز جشنواره های معتبر بین المللی به چشم می خورد. حجم بالای آثار و سبک متفکرانه اش او را به یکی از نیرومندترین فیلم سازان عصر مدرن تبدیل نموده است. آلن فیلم نامه نویسی و کارگردانی فیلم هایش را خودش انجام می دهد و در اکثر آنها نیز به ایفای نقش می پردازد. او در آثارش به ادبیات، فلسفه، روانشناسی، سینمای اروپا و مهم تر از همه زادگاه و اقامتگاه دائمی اش، شهر نیویورک پرداخته است.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

بعد از گفت و گو درباره‌ی داوری، «ارزیابی» (Evaluation) معرفی و توضیح داده شد که ارزیابی «[یا سنجش] به مفهوم عام روندی است که در بسیاری از نقدها می‌توان یافت. در نگرش این کارگاه به ارزیابی، پنداشتی معطوف به یافتن سنجه‌های یک متن [در این مورد موسیقایی] بدون گرایش به داوری مشخص مد نظر است.» بنابراین از نظر مدرس کارگاه ارزیابی عملی است که می‌تواند محدود به یک موضوع شود و همچنین می‌تواند به عنوان پایه‌ی داوری تعبیر شود. افزون بر این یادآوری شد که یکی از واژگان کلیدی در تعریف محدود نقد (فعالیت حرفه‌ای در رسانه‌های نوشتاری و ….) ارزیابی است.
ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

سوم اسفند ماه ساعت ۲۰ مراسم اختتامیه ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با معرفی برگزیدگان در رشته های مختلف در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شد. این جشنواره با حمایت موسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

برای سالها من یک نوازنده معمولی بودم و به تدریج به پیشرفت و ثبات دست یافتم. زمانی که با موسیقیدانان فوق العاده همنواز می شوید و نتهای بالا و پائین آنان را بارها در گوشتان پذیرا می شوید، به تدریج در وجود و ذهن شما شکلی شایسته می گیرد. باید در فضایی باشید که احساس اعتماد به نفس و تلاش را در شما زنده نگهدارد، در محیطی که به شما می گویند: “می توانی این کار را انجام دهی اگر سعی کنی. اگر من می توانم انجام دهم تو هم قادری.” این به شما قوت قلبی می دهد، برای باز شدن امکاناتی که شاید قبل از این به وجود آنان نیندیشیده بودید. اگرچه همه اینها نیاز به تمرین مستمر و آمادگی دارد، درست مانند یک ورزشکار که نیاز به تمرین مداوم و تلاش سخت دارد.
دیواری به نام شورای شعر (II)

دیواری به نام شورای شعر (II)

نکته مبهم بعدی در مورد شاعران معاصری است که قداست و مرتبه ی معنوی دسته اول را ندارند ولی کتاب های اشعارشان قبلاً چاپ شده است. چاپ یک کتاب شعر بدین معناست که به طریق اولا اشعار فوق از زیر نظر و تیغِ اصلاح وزارت مجترم ارشاد گذشته است و به ناچار باید بپذیریم که اینگونه شعر ها مشکلات خاصی را که قبلاً به آن اشاره کردیم ندارند. حالا چرا باید انرژی مضاعفی را هزینه کنیم و این دوباره کاری را به جان بخریم و یک بار دیگر اشعار مذکور را ممیزی کنیم؟ و مثلاً شعری را که یک سال قبل به عنوان یک شعرِ قابل چاپ، مجوز گرفته، امسال مجوز آلبومش را رد کنیم و سال دیگر احتمالاً به چاپ دوم کتابش مجوز بدهیم.
انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .
استفان گراپللی

استفان گراپللی

نام استفان گراپللی میتوانست تنها به خاطر نقش مهمش در کوینتت هات کلاب فرانسه، در کتاب تاریخ موسیقی جز جاودانه شود. دوران حرفه ای دیرپا و شیوه نواختن همیشه مشتاقانه گراپللی، نقش بسیار مهمی در تثبیت مقام ویولون به عنوان یک ساز موسیقی جز داشته است.
گفتگو با علی صمدپور (VII)

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.
در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

«سنتی» در زمان حال و در مقوله های فرهنگی ـ هنری، پدیده ای است “شبه شرقی یا شبه ایرانی“ که نشانی و شباهتی ظاهری با یک فرم قدیمی ـ تاریخی دارد. (در موسیقی نوع سازها و لباس های به ظاهر وطنی و تزئینات صحنه با قالی و کلیم و مخده و در معماری استفاده از قوس و قوس شکسته و کاشیکاری)، پدیده ای است که یک توریست غربی غریب و ناوارد آن را به عنوان یک پدیده شرقی یا ایرانی شناسایی می کند. پدیده ای است که با انتظارات و تصورات غربی ها از فرهنگ و هنر شرقی مطابقت دارد. (توریست غربی از چایخانه و سفره خانه سنتی عکسبردای می کند و در وطنش برای دوستانش کنفرانس می دهد که بعله! ایرانی ها از قدیم الایام عصر ها در این نوع چایخانه ها جمع شده و در ضمن صرف چای و قلیان گفتگو می کنند) که مطلقاً صحت ندارد.
محبوبه خلوتی

محبوبه خلوتی