گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«نشانه‌ی زبانی رابطه‌ی بین یک چیز و یک نام نیست، بلکه رابطه‌ای است بین یک مفهوم و یک الگوی صوتی. الگوی صوتی به واقع از نوع صوت نیست؛ زیرا صوت چیزی مادی (فیزیکی) است. الگوی صوتی پنداشت روانشناختی شنونده از صوت است آن گونه که از طریق حواس دریافت می‌کند. این الگوی صوتی را فقط از آن جهت می‌توان “مادی” تلقی کرد که بازنمود دریافت‌های حسی ما هستند.» (سوسور ۱۳۷۸: ۶۴)

علاوه بر این او «ارزش» را نیز معرفی می‌کند که مفهومی است وابسته به ارتباط آن با دیگر نشانه‌ها در نظام نشانه‌شناختی مورد بحث.

نشانه اما از دیدگاه پیرسِ فیلسوف و منطق‌دان با تفاوت‌هایی نسبت به دیدگاه سوسور معرفی می‌شود. او نشانه را به جای عنصر دو وجهی سوسوری، نظامی سه وجهی معرفی می‌کند:

«- بازنمون: صورتی که نشانه به خود می‌گیرد (و الزاما مادی نیست)

– تفسیر: نه تفسیرگر، بلکه معنایی که از نشانه حاصل می‌شود.

– موضوع: که نشانه به آن ارجاع می‌دهد.» (سجودی ۱۳۸۷: ۲۷)

این نظام که نمونه‌هایی از آن را نیز می‌توان در آثار دیگران به پیروی از پیرس دید، گاه «مثلث معنایی» نامیده شده و به این صورت نمایش داده می‌شود (همان: ۲۹):


این تصویر اولیه از نشانه و روابط آن درون یک سامانه از نشانه‌ها و تکنیک‌های برآمده از آن خیلی سریع‌تر از این که در خود زبان‌شناسی به کار گرفته شود، در رشته‌های دیگری به‌کار گرفته شد به نحوی که حتی ممکن است سخن از رشد قارچ‌گونه‌ی نشانه‌شناسیِ… ها به میان بیاید. به هر روی نشانه‌شناسی کاربردی اکنون بخشی از نشانه‌شناسی است که در رشته‌های دیگر به‌کار گرفته می‌شود.

روند یاد شده در اینجا (شروع از مقدمات نشانه‌شناسی و رسیدن به نشانه‌شناسی موسیقی)، اگر چه برای یادگیری و درک درست مطالب لازم است اما جز برای درک تحولات تاریخی نشانه‌شناسی موسیقی لازم نمی‌شود. امروزه با کار فکری کسانی مانند «مُلینو، ژان ژاک نتیه، تاراستی (از موسیقی‌شناسان) لیدوف، گرماس (از نشانه‌شناسان غیر موسیقی‌شناس) و…» نشانه‌شناسی موسیقی راهی مخصوص به خود را در موسیقی‌شناسی باز کرده است.

اگر بر همین بستر مقدماتی فراهم شده پیش برویم (رویکرد زبان‌شناختی)، نشانه‌شناسی موسیقی را حاوی مسایلی خواهیم یافت که در نشانه‌شناسی‌های کاربردی دیگر نمی‌توان دید. نخست باید تشخیص بدهیم نشانه‌ها در موسیقی چه چیزهایی می‌توانند باشند. در نظر اول به نظر می‌رسد ساختارها و زیرساختارهای موسیقایی (با رویکردی ساختارگرایانه) پاسخ مناسبی برای این سوال هستند و راهی روشن برای تجزیه‌ی یک اثر موسیقایی فراهم می‌کنند.

اما اگر کمی دقیق‌تر شویم و به تلقی سوسوری نیز باور داشته باشیم، یافتن این نشانه‌ها پایان راه نیست؛ باید دال‌های موسیقایی (به نظر می‌رسد یافتن سطوح صوتی در موسیقی دشوار نباشد) را از مدلول‌هایشان تفکیک کنیم. سپس سازوکار دلالت را آشکار کرده و در نهایت بتوانیم تشخیص دهیم نظام نشانه‌شناختی در اینجا چیست و نشانه‌ها چه نوع ارتباطی با یکدیگر پیدا می‌کنند. در مورد موسیقی دشوارترین موضوع یافتن مدلول‌ها و تعیین سازوکار دلالت است. علت این دشواری بیش از هر چیز پیچیدگی مساله‌ی دلالت موسیقایی (یا یکی از وجوه معنای موسیقایی) است.

این وضعیت را «تئوون لیوون» در مقاله‌ای با عنوان «موسیقی و ایدئولوژی، یادداشت‌هایی بر نشانه‌شناسی اجتماعی موسیقی در رسانه‌های گروهی» ترجمه‌ی «آزیتا افراشی» و منتشر شده در شماره‌ی ششم دوفصلنامه‌ی زیباشناخت چنین شرح می‌دهد:
«رویکردهای زبان‌شناختی (یا ملهم از زبان‌شناسی) به نشانه‌شناسی موسیقی معمولا موسیقی را به عنوان سیستمی ذهنی در نظر می‌گیرند که از روابط صدایی و زمانی تشکیل شده است یا این که در تعبیر یلمزلف به عنوان نوعی نظام نشانه‌ای فاقد حوزۀ محتوا. بنابراین، رویکردهای مورد نظر به صورت ضمنی به دریافتی از موسیقی پایبندند که بر نقد و موسیقی حرفه‌ای قرن بیستم مستولی بوده است. این دریافت همان اندیشۀ «موسیقی مطلق» یا «موسیقی خود ایستا» است.

این اندیشه اغلب مورد توافق نشانه‌شناسان و موسیقیدانان حرفه‌ای قرار دارد. به نظر می‌رسد موسیقی به خودی خود، قادر به بیان چیزی مانند یک احساس، یک رفتار ذهنی، یک حالت روانی یا پدیده‌ای طبیعی نیست. اگر مانند بسیاری موارد، موسیقی چیزی را بیان کند، آن چیز فقط نوعی توهم است نه یک واقعیت.» (لیوون ۱۳۸۱: ۱۰۱)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

سرجیو چلیبیداکه، رهبر بزرگ رمانی

سرجیو چلیبیداکه، رهبر بزرگ رمانی

در نقاط روشن تاریخچه ارکستر سمفونیک رادیو اشتوتگارت آلمان، بی درنگ باید از کنسرتهای رهبری شده توسط سرجیو چلیبیداکه (Sergiu Celibidache) نام برد. این نه تنها در تاریخچه ارکستر بهترین دوران است بلکه از لحاظ خود آثار، درخشان است. سال ۱۹۸۵ اولین باری بود که سرجیو چلیبیداکه برای رهبری به ارکستر دعوت شد. او شش سال پس از آن دعوت، تیل ائولنسپیگل (Till Eulenspiegel)، اثر ریچارد اشترائوس را برای تلویزیون ضبط کرد و کنسرت آخر از مجموعه کنسرتهای طولانی یک هفته ای را که توسط سودئوتشر روندفانک (Süddeutscher Rundfunk) برنامه ریزی شده بود را رهبری کرد و رابطه وی با ارکستر محکمتر و قوی تر شد.
درباره علیرضا جواهری

درباره علیرضا جواهری

مهمترین گروهی که اوایل انقلاب در زمینه تولید موسیقی انقلابی فعالیت می کرد گروه چاووش بود که ترکیبی بود از گروهای عارف و شیدا.
لیدی بلانت و مسیح (I)

لیدی بلانت و مسیح (I)

در میان ویلن های ساخته شده توسط آنتونیو استرادیواری شاید تنها یک ویلن بتواند رقیب ویلن مسیح ۱۷۱۶ باشد که بدون شک آن lady Blunt خواهد بود. این دو ویلن در کنار یکدیگر نمونه تمامی آن چیزی هستند که در رابطه با کار یک استاد، قابل ستایش است و جای خوشبختی است که این دو نمونه ارزشمند را به طور سالم در اختیار داریم.
قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.
فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا»

فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا»

فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا» به این شرح می باشد: جشنواره شامل دو بخش «رقابتی» و «غیررقابتی» است و بخش رقابتی آن در ۵ محور زیر برگزار می‌شود.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (II)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (II)

در پایان پارتیتور دهلوی نیز نت نوشته سولوی ویولون صبا و همینطور بخش بعدی که آواز زندانیان بوده، همراه با شعر لری آن، به چاپ رسیده است و این گفته و نت، می تواند فرض قبلی را مبنی بر ساخته شدن این اثر بر مبنای یک ضربی با شعر “مارو کجا می برید؟” رد کند.
هنگامی که باد می وزد

هنگامی که باد می وزد

رمان مصور “هنگامی که باد می وزد”When the Wind Blows”، نوشته هنرمند بریتانیایی ریموند بریگز Raymond Briggs در سال ۱۹۸۲، داستانی است که حمله اتمی شوروی به بریتانیا را از دیدگاه زوجی بازنشسته به نامهای جیم Jim و هیلدا بلاگز Hilda Bloggs بیان میکند.
کنسرت کارمینا بورانا به رهبری مهدی قاسمی

کنسرت کارمینا بورانا به رهبری مهدی قاسمی

گروه کر شهر تهران و گروه کر فرهنگسرای بهمن به رهبری مهدی قاسمی در ساعت ۲۱:۳۰ روزهای ۱۶ تا ۱۸ اسفند ۱۳۹۲، در تالار وحدت به اجرای “کارمینا بورانا” اثر محبوب و مشهور کارل ارف می پردازند. در این کنسرت، کارمینا بورانا به طور کامل، با همراهی ارکستر و توسط بیش از ۲۰۰ خواننده و نوازنده به اجرا گذاشته می شود که در ایران بی سابقه خواهد بود.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

علاوه بر اینها دو نوشتار دیگر (که لزوماً نقد نیستند) در مورد «گوستاو مالر» که نقد آثارش بسیاری اوقات آمیخته با شناخت از زندگی‌نامه‌اش صورت می‌گیرد، ارایه شد؛ یکی با گرایشی بسیار پر رنگ -حتی در عنوان- به روانشناسی موسیقی (The “Mahler’s Brother Syndrome”: Necropsychiatry and the Artist) و دیگری با فرازهایی از زندگی‌نامه برای یافتن روابطی موسیقی‌شناسانه (Textual and Contextual Analysis: Mahler’s Fifth Symphony and Scientific Thought).
مستر کلاس های هومن خلعتبری برگزار می شود

مستر کلاس های هومن خلعتبری برگزار می شود

هومن خلعتبری، رهبر ارکستر و کر و پیانیست در تاریخ ۹ تا ۱۱ ژوئن امسال در لندن به برگزاری مستر کلاس اجراء و آواز برای ایرانیان می پردازد. قرار است این مستر کلاس ها در کشور های نزدیک ایران که نیاز به ویزا ندارد برگزار شود تا هنرجویان ایرانی بتوانند در این دوره شرکت کنند.